كمتر از یك ماه است كه زنی در پاكستان چشم از دنیا فرو بسته است كه نام خود را در تاریخ با دموكراسی یك كشور گره زده است. زنی ایرانی كه بخشی از تاریخ پاكستان را در دست خود و خانواده اش داشته است.

در سال 1308 هجری شمسی در اصفهان دختری از خانواده ای كه ریشه كردی داشتند متولد شد. او به ظاهر در خانواده عادی كه پیشه شان تجارت بود رشد كرد، اما آن زمان هیچ كس نمی توانست باور كند كه نصرت حریری اصفهانی دختری خواهد شد كه در تاریخ "مادر دموكراسی پاكستان" نام خواهد گرفت. سال 1326 پدر نصرت برای تجارت همراه با خانواده خود به كراچی پاكستان سفر می كند و در همان شهر اقامت می گزیند. نصرت در آن زمان 18 سال داشته است.

دو سال از اقامت آنان در پاكستان می گذشت كه ذوالفقار علی بوتو كه در دانشگاه بركلی مشغول به تحصیل بوده برای ازدواج خواهرش به شهرش سفر می كند و در این سفر با نصرت آشنا می شود و علیرغم مخالفت هر دو خانواده با او ازدواج می كند.

حاصل این ازدواج چهار فرزند به نام های بی نظیر، مرتضی، صنم و شهنواز است كه همه آنان به جز صنم وارد سیاست شدند و جان خود را در این راه از دست دادند.

جسد شهنواز بیست‌ وهفت ساله، به سال ۱۹۸۵ درشهر نیس فرانسه یافت شد. علت مرگ مشکوک وی از سوی خانواده بوتو مسمومیت اعلام شد.

دکتر مرتضی بوتو، آکادمیسین،استراتژیست و عضو پارلمان پاکستان، به سال ۱۹۹۶دریورش پلیس کشته شد و بی‌نظیردر یک بمبگذاری توسط طالبان در دسامبرسال ۲۰۰۷ به قتل رسید.

صنم، تنها دخترباقی‌مانده از ازدواج نصرت وذوالفقارعلی بوتو مقیم لندن بوده و تاکنون برای ورود به عرصه سیاسی علاقه‌ای نشان نداده است.

خانم نصرت بوتو از نوجوانی یک مبارز و فعال سیاسی بود. شاید نخستین رویارویی وی با نظام سنتی مذهبی به پیش از ازدواج او و زمانی بازمی‌گردد که در آزمون نهایی دانشگاه کمبریج در شعبه "صومعه مریم وعیسیٰ" کراچی پذیرفته شد، اما به آنجا نرفت زیرا پدربزرگش پوشیدن حجاب را برای این کار شرط گذاشته بود. او برای ازدواج با ذوالفقارعلی بوتو نیز رو در روی سنت ایستاد و علی‌رغم شیعه بودن دو خانواده، ایرادهای قومی و طبقاتی که به این ازدواج می‌گرفتند را نادیده گرفت. خانواده حریری، هرچند درنهایت این ازدواج را پذیرفتند، اصلیت "سند" ی خاندان بوتو و تعلق نداشتن ایشان را به طبقه تجار متمول، مانع این وصلت می‌دیدند.

نصرت بیگم بوتو فعالیت سیاسی را پس از ازدواج شروع کرد و تا زمان اعدام همسر، دوشادوش وی حرکت کرد. وی از سال 1973 تا1977 به عنوان بانوی اول پاکستان،

همسرش كه رییس‌جمهور این كشور بود را در تمام سفرهای خارجی ومیتینگ‌های سیاسی همراهی کرد و چهره‌ای از یک بانوی مدرن آسیایی به نمایش گذاشت.

پس از کودتای ژنرال ضیاءالحق و دستگیری ذوالفقارعلی بوتو، دولت نظامی دو راه پیش پای نصرت بوتو گذاشت: یک اینکه فرزندانش را بگیرد و به تبعید در خارج از کشور برود و دوم اینکه بماند و دور ازسیاست زندگی کند. وی هیچکدام را نپذیرفت و شروع به تلاش برای آزادی همسرش و مبارزه با رژیم کودتا کرد.

بانو نصرت با احیای مجدد حزب ضربه خورده مردم پاکستان (PPP)، چهره‌های شاخص حزب را تحت رهبری خویش جمع کرد و حزب مذکور را از فروپاشی وانشعاب نجات داد. فعالیت‌های وی موجب حصر این بانوی مبارز شد تا جایی که حتی پس از اعدام همسرش در سال ۱۹۷۹، به وی اجازه حضور در مراسم عزاداری داده نشد. نصرت بیگم پس از مرگ ذوالفقارعلی بوتو به مدت چهارسال رهبری حزب مردم را به دست گرفت ودر سال ۱۹۸۲ پس از اینکه نخستین نشانه‌های بیماری سرطان در وی ظاهر شد، اجازه خروج از کشور را جهت درمان از دولت نظامی وقت دریافت کرد.

خانم نصرت بوتو پس از کناره‌گیری ازرهبری حزب مردم، این مقام را به دخترش بی‌نظیر سپرد و این امر مقدمه‌ای شد تا بی‌نظیر که تحت نظارت چنین مادری رشد کرده بود، بعدها مقام نخستین رهبر زن یک کشور مسلمان را در تاریخ از آن خود سازد.

سپردن این مقام به بی‌نظیر، خود از تصمیم‌های برجسته در آن دوران بود. زمانی که معمولاً فرزند پسر کاندیدای احراز چنین پست‌هایی می‌شد و بسیاری ازبزرگان حزب، مرتضی بوتو را جانشین بعدی می‌شناختند، نصرت بوتو، با شهامتی که مختص او بود، دخترش را به جانشینی معرفی کرد و بر نظرش مبنی بر لیاقت زنان برای رهبری سیاسی پای فشرد.

بی‌نظیر بوتو در سال ۲۰۰۳ طی مصاحبه‌ای اعلام کرد که فرهنگ مادر که ریشه در اصالت کردی‌اش داشت، عاملی برای تربیت وی و رسیدن به مقام نخست وزیری بی‌نظیر بود. همانگونه که اشاره شد، خانم نصرت بوتو از سال ۱۹۸۲ برای معالجه بیماری سرطان از پاکستان خارج شد. روند بیماری او و اوضاع داخلی پاکستان که دائماً در حال تغییربود، بخت حضور مجدد را در عرصه سیاسی پاکستان به وی نداد. در اواسط دهه نود میلادی، نخستین نشانه‌های بیماری آلزایمر نیز ظاهر شد و این بیماری پس ازقتل پسرش دکتر مرتضی بوتو در سال ۱۹۹۶شدت یافت.

وی که شاهد مرگ همسر و دو پسرش (تا آن زمان) بود از حضور در عرصه‌های عمومی کناره جست و در روز بیست‌وسوم اکتبر سال جاری درگذشت. جسد وی برای دفن در کنار همسرش به مقبره خانوادگی در قریه خدابخش، واقع در ناحیه سند پاکستان فرستاده شد.

زنی ایرانی‌الاصل با ریشه کردی، نام خود را در تاریخ کشور نوپای پاکستان با تاریخ شصت‌وسه ساله و منطقه آسیا با تاریخی هزاران ساله جاودان کرد. با مرگ وی،پاکستان یکی از شاخص‌ترین چهره‌های سیاسی خود را که در پرتلاطم‌ترین فصول تاریخ این کشور نقش آفرینی کرد از دست داد.

منبع اطلاعات: ایران ریور