1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

كمتر از یك ماه است كه زنی در پاكستان چشم از دنیا فرو بسته است كه نام خود را در تاریخ با دموكراسی یك كشور گره زده است. زنی ایرانی كه بخشی از تاریخ پاكستان را در دست خود و خانواده اش داشته است.

در سال 1308 هجری شمسی در اصفهان دختری از خانواده ای كه ریشه كردی داشتند متولد شد. او به ظاهر در خانواده عادی كه پیشه شان تجارت بود رشد كرد، اما آن زمان هیچ كس نمی توانست باور كند كه نصرت حریری اصفهانی دختری خواهد شد كه در تاریخ "مادر دموكراسی پاكستان" نام خواهد گرفت. سال 1326 پدر نصرت برای تجارت همراه با خانواده خود به كراچی پاكستان سفر می كند و در همان شهر اقامت می گزیند. نصرت در آن زمان 18 سال داشته است.

دو سال از اقامت آنان در پاكستان می گذشت كه ذوالفقار علی بوتو كه در دانشگاه بركلی مشغول به تحصیل بوده برای ازدواج خواهرش به شهرش سفر می كند و در این سفر با نصرت آشنا می شود و علیرغم مخالفت هر دو خانواده با او ازدواج می كند.

حاصل این ازدواج چهار فرزند به نام های بی نظیر، مرتضی، صنم و شهنواز است كه همه آنان به جز صنم وارد سیاست شدند و جان خود را در این راه از دست دادند.

جسد شهنواز بیست‌ وهفت ساله، به سال ۱۹۸۵ درشهر نیس فرانسه یافت شد. علت مرگ مشکوک وی از سوی خانواده بوتو مسمومیت اعلام شد.

دکتر مرتضی بوتو، آکادمیسین،استراتژیست و عضو پارلمان پاکستان، به سال ۱۹۹۶دریورش پلیس کشته شد و بی‌نظیردر یک بمبگذاری توسط طالبان در دسامبرسال ۲۰۰۷ به قتل رسید.

صنم، تنها دخترباقی‌مانده از ازدواج نصرت وذوالفقارعلی بوتو مقیم لندن بوده و تاکنون برای ورود به عرصه سیاسی علاقه‌ای نشان نداده است.

خانم نصرت بوتو از نوجوانی یک مبارز و فعال سیاسی بود. شاید نخستین رویارویی وی با نظام سنتی مذهبی به پیش از ازدواج او و زمانی بازمی‌گردد که در آزمون نهایی دانشگاه کمبریج در شعبه "صومعه مریم وعیسیٰ" کراچی پذیرفته شد، اما به آنجا نرفت زیرا پدربزرگش پوشیدن حجاب را برای این کار شرط گذاشته بود. او برای ازدواج با ذوالفقارعلی بوتو نیز رو در روی سنت ایستاد و علی‌رغم شیعه بودن دو خانواده، ایرادهای قومی و طبقاتی که به این ازدواج می‌گرفتند را نادیده گرفت. خانواده حریری، هرچند درنهایت این ازدواج را پذیرفتند، اصلیت "سند" ی خاندان بوتو و تعلق نداشتن ایشان را به طبقه تجار متمول، مانع این وصلت می‌دیدند.

نصرت بیگم بوتو فعالیت سیاسی را پس از ازدواج شروع کرد و تا زمان اعدام همسر، دوشادوش وی حرکت کرد. وی از سال 1973 تا1977 به عنوان بانوی اول پاکستان،

همسرش كه رییس‌جمهور این كشور بود را در تمام سفرهای خارجی ومیتینگ‌های سیاسی همراهی کرد و چهره‌ای از یک بانوی مدرن آسیایی به نمایش گذاشت.

پس از کودتای ژنرال ضیاءالحق و دستگیری ذوالفقارعلی بوتو، دولت نظامی دو راه پیش پای نصرت بوتو گذاشت: یک اینکه فرزندانش را بگیرد و به تبعید در خارج از کشور برود و دوم اینکه بماند و دور ازسیاست زندگی کند. وی هیچکدام را نپذیرفت و شروع به تلاش برای آزادی همسرش و مبارزه با رژیم کودتا کرد.

بانو نصرت با احیای مجدد حزب ضربه خورده مردم پاکستان (PPP)، چهره‌های شاخص حزب را تحت رهبری خویش جمع کرد و حزب مذکور را از فروپاشی وانشعاب نجات داد. فعالیت‌های وی موجب حصر این بانوی مبارز شد تا جایی که حتی پس از اعدام همسرش در سال ۱۹۷۹، به وی اجازه حضور در مراسم عزاداری داده نشد. نصرت بیگم پس از مرگ ذوالفقارعلی بوتو به مدت چهارسال رهبری حزب مردم را به دست گرفت ودر سال ۱۹۸۲ پس از اینکه نخستین نشانه‌های بیماری سرطان در وی ظاهر شد، اجازه خروج از کشور را جهت درمان از دولت نظامی وقت دریافت کرد.

خانم نصرت بوتو پس از کناره‌گیری ازرهبری حزب مردم، این مقام را به دخترش بی‌نظیر سپرد و این امر مقدمه‌ای شد تا بی‌نظیر که تحت نظارت چنین مادری رشد کرده بود، بعدها مقام نخستین رهبر زن یک کشور مسلمان را در تاریخ از آن خود سازد.

سپردن این مقام به بی‌نظیر، خود از تصمیم‌های برجسته در آن دوران بود. زمانی که معمولاً فرزند پسر کاندیدای احراز چنین پست‌هایی می‌شد و بسیاری ازبزرگان حزب، مرتضی بوتو را جانشین بعدی می‌شناختند، نصرت بوتو، با شهامتی که مختص او بود، دخترش را به جانشینی معرفی کرد و بر نظرش مبنی بر لیاقت زنان برای رهبری سیاسی پای فشرد.

بی‌نظیر بوتو در سال ۲۰۰۳ طی مصاحبه‌ای اعلام کرد که فرهنگ مادر که ریشه در اصالت کردی‌اش داشت، عاملی برای تربیت وی و رسیدن به مقام نخست وزیری بی‌نظیر بود. همانگونه که اشاره شد، خانم نصرت بوتو از سال ۱۹۸۲ برای معالجه بیماری سرطان از پاکستان خارج شد. روند بیماری او و اوضاع داخلی پاکستان که دائماً در حال تغییربود، بخت حضور مجدد را در عرصه سیاسی پاکستان به وی نداد. در اواسط دهه نود میلادی، نخستین نشانه‌های بیماری آلزایمر نیز ظاهر شد و این بیماری پس ازقتل پسرش دکتر مرتضی بوتو در سال ۱۹۹۶شدت یافت.

وی که شاهد مرگ همسر و دو پسرش (تا آن زمان) بود از حضور در عرصه‌های عمومی کناره جست و در روز بیست‌وسوم اکتبر سال جاری درگذشت. جسد وی برای دفن در کنار همسرش به مقبره خانوادگی در قریه خدابخش، واقع در ناحیه سند پاکستان فرستاده شد.

زنی ایرانی‌الاصل با ریشه کردی، نام خود را در تاریخ کشور نوپای پاکستان با تاریخ شصت‌وسه ساله و منطقه آسیا با تاریخی هزاران ساله جاودان کرد. با مرگ وی،پاکستان یکی از شاخص‌ترین چهره‌های سیاسی خود را که در پرتلاطم‌ترین فصول تاریخ این کشور نقش آفرینی کرد از دست داد.

منبع اطلاعات: ایران ریور

دیدگاه‌ها  

0 # zoha 1390-08-23 12:09
che jaleb bud
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مسعود جم 1390-08-23 12:18
این جور زن ها در قدیم پیدا می شدند نه جدید.. الان دیگه همچین بانوان پیدا نمی شن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # mahrokh 1390-08-23 13:05
che jaleb risheye in khanome faalham dar irane .hamishe be injor banovani efte khar mikonam.harja ke bashan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # nahid 1390-08-23 15:42
maghalaton jaleb bud.khaili mamnun ke maro ba in shakhsiyat ashena kardid
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

نوزادان استعداد ریاضی دارند

آزمونی ساده در شش ماهگی می‌تواند نشان دهد که کودکان در آینده چقدر استعداد ریاضی خواهند داشت. گروهی از پژوهشگران می‌گویند نوزادانی که درک بهتری از "مقدار" دارند، در آینده استعداد ریاضی بالاتری نیز خواهند داشت. یک پژوهش که از سوی روانشناسان دانشگاه دوک و جانز هاپکینز در آمریکا انجام شده، نشان می‌دهد، نوزادانی که درک بهتری از "مقدار" دارند، بهتر از همسالان دیگرشان در سن ۳ سالگی می‌توانند از پس مهارت‌های ریاضی بر آیند. به نوشته آریل استار و دو همکار دیگرش که این پژوهش را هدایت می‌کرده‌اند، میزان ضریب هوشی در این پژوهش در نظر گرفته نشده است. روانشناسان آزمایشات خود را در ابتدا روی ۶۶ نوزاد ۶ ماهه انجام دادند و سه سال بعد برای انجام آزمایش‌های بیشتر برای سنجش میزان مهارت‌های ریاضی این کودکان را مورد بررسی دوباره قرار دادند. در ابتدا پژوهشگران به نوزادان نقطه‌های سیاه بر روی زمینه سفید را نشان داده و واکنش آن‌ها را به هنگام تغییر تعداد نقطه‌های سیاه‌رنگ و نیز ترتیب آن‌ها مورد مطالعه قرار دادند. در دور دوم این پژوهش کودکان سه ساله بایستی شماری از تمرین‌های ریاضی را که مرتبط با درک آن‌ها از اعداد و مقادیر بودند، حل می‌کردند. برای نمونه به این کودکان دو مونیتور نشان داده شد که روی آن‌ها نقاط سیاه‌رنگ به چشم می‌خوردند و آن‌ها می‌بایست هر کدام را که نقطه‌های بیشتری داشت، انتخاب می‌کردند. در یکی دیگر از مراحل تحقیق از بچه‌ها خواسته شد تا اسباب‌بازی‌ها را بشمارند. در این میان به گفته پژوهشگران آن دسته از کودکانی که در شش ماهگی نتایج بهتری را در تست به دست آورده بودند، در سن سه سالگی نیز به طرز قابل توجهی بهتر از دیگر همسالان خود عمل کردند. نوزدان تفاوت میان ۲ و ۳ را تشخیص می‌دهند البته پیش از این در سال ۱۹۸۰ روانشناسی به نام "پرنتیس استارکی" نتایج تحقیقی را منتشر کرد که نشان می‌داد نوزادان حس بسیار بالایی در تشخیص اعداد دارند. این تحقیق در جامعه علمی آن زمان به شدت مورد توجه قرار گرفت. تا آن زمان گمان می‌رفت درک اعداد و مقادیر تازه از سن پنج سالگی امکان‌پذیر است. . استارکی در آزمایشگاه دانشگاه فیلادلفیا از روش نقطه‌های سیاه‌رنگ برای سنجش مهارت تشخیص نوزادان ۱۶ تا ۳۰ هفته‌‌‌ای استفاده کرده بود. در ابتدا تنها دو نقطه سیاه‌رنگ روی مونیتور دیده می‌شدند که ترتیبشان مدام عوض می‌شد. بر اساس مشاهدات استارکی مدت زمانی که هر نوزاد به مونیتور خیره می‌شد، به طور میانگین دو ثانیه بود. اما نکته قابل توجه زمانی رخ داد که به هنگام تعویض تصویر نه تنها ترتیب نقطه‌ها عوض شد، بلکه تعداد آن‌ها نیز از دو به سه عدد افزایش یافت. نتیجه آن بود که نوزادان مشخصا به این تغییرات واکنش نشان داده و میزان خیره شده آن‌ها به مونیتور به مدت نیم‌ثانیه افزایش پیدا کرد. به این ترتیب مشخص شد که نوزادان متوجه تغییر عدد ۲ به ۳ شده‌اند و پرنتیس استارکی نتیجه گرفت که آن‌ها از درک اعداد بیش از آن‌که قادر به شمارش باشند، برخوردارند، پژوهش‌های آریل استار و تیمش نیز بر پایه روش آزمایشی پرنتیس استارکی استوار بود و تنها تفاوت در استفاده از دو مونیتور به جای یک مونیتور بود. روی یک مونیتور تعداد نقطه‌های نمایش داده شده تغییر می‌کرد و بر روی مونیتور دیگر تنها تغییر در ترتیب آنان و نه در تعدادشان رخ می‌داد. روانشناسان در این میان بر این نکته تمرکز می‌کردند که کدام مونیتور بیش‌تر توجه نوزادان را به خود جلب می‌کند. این تیم پژوهشی در گزارش خود که در نشریه "Proceedings of the National Academy of Sciences" به چاپ رسیده، با این حال یادآور شده‌اند که تحقیقات دیگری هم وجود دارند که ارتباط میان درک از اعداد در سنین نوزادی و مهارت حساب در سنین بالاتر را رد می‌کنند. آن‌ها تأکید کرده‌اند که این موضوع نیازمند تحقیقات بیشتری است. در پایان اما گفته‌اند که به واسطه این تحقیق می‌توان به فکر تقویت مهارت‌های حساب کردن در بچه‌ها پیش از یادگیری شمارش بود.  

بدخلقی صبحگاهی کودکان

مادر ها هر روز صبح با لبخندی زیبا صبح به خیر خود را به کودک شان تقدیم می کنند اما آیا کودکان هم به همین شکل جواب می دهند؟ بعضی از روزها کودک از لحظه ای که چشمان خود را باز می کند شروع به غر زدن، گریه و کج خلقی می کند.
دوست داشتن را به کودکانمان بیاموزیم بچه ها را برای مدرسه آماده کنید دلهره جدایی از خانه تا خواندن این تیتر یک کودک از دنیا رفته است تفاوت‌ها را به کودکان بیاموزید

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

نیک سانتوناستکو، معلولی بی مانع

نیک سانتوناستکو، بدون پا و یک دست به دنیا آمد و از لحظه تولد به سندرم هیپوژنز اورومانیبولارمبتلا بود. یعنی مفصل دهانی فک او شکل نیافته بود.

برج پیزا/ کج اما ماندگار

هیچ میدانستید برج پیزا از روز اول کج بوده است؟ یعنی نه آب و هوا، نه زلزله، نه پی کنی های بی مورد هیچ کدام عامل اصلی کج بودن این برج معروف نیستند. شاید برای شما نیز جالب باشد بدانید کمی پس از شروع به ساخت ساختمان پیزا در سال 1173 مشکلاتی در قسمت پی به وجود آمد که روند پیشرفت کار را بسیار کند و در نهایت متوقف کرد. تا آنجا که پروژه احداث ساختمان تا 100 سال بعد از آن نیمه کاره رها شد. پس از آن مدیران و کارشناسان جدید  به سرعت دست به کار شدند و برج پیزا را بالا بردند. اما هرطبقه ای که به ساختمان اضافه می شد، علت توقفش را در قرنی پیش از خود عیان تر نشان می داد. برج پیزا به وضوح متمایل به ضلع جنوبی بود. بررسی های سالانه، از 1911 نشان می دهد این برج هر سال 1.2 میلیمتر بیشتر به سمت جنوب خم می شود. اگرچه این برج تنها سازه ی کج دنیا نیست اما بی تردید مشهورترینشان است. این برج با داشتن 85 متر طول و 14500 تن وزن، یادگاریست از دوره رنسانس در شهر پیزا در ایالت توسکانی، که ساختش 176 سال به طول انجامید. اما ماجرای پیزا پس از ساختش عجیب تر از چرایی احداث آن است. چراکه تصور کنید این سازه ی کج ازلی ابدی با سطح نا همواری که در قسمت پی داراست دو جنگ جهانی را از سر گذراند؛ خم شد اما فرو نریخت! همانطور که میدانید ایتالیا در طول جنگ جهانی دوم یکی از اصلی ترین کشورهای درگیر در ماجرا بوده است. اما تقدیر پیزا ماندگاری بود زیرا با آنکه آمریکا دستور فروپاشی و تخریب یکایک برج های ایتالیا را داده بود، این ساختمان به طرز شگفت آوری از خطر جدی در امان ماند. یکی دیگر از تهدیدات بسیار خطرناک که متوجه برج کج پیزا شد زمانی به وقوع پیوست که بنیتو موسیلینی دستور به ترمیم و عمودسازی آن را ابلاغ نمود. مهندسان نمونه  آن دوران راه چاره را بتون ریزی دانستند؛ غافل از آنکه زمین نشست خواهد کرد. همین ایراد کج بودن برج تبدیل به تفاوتش شد و آنرا تافته ای جدابافته ساخت. این برج سالانه میلیون ها میلیون توریست جذب خود می کند و برای کشورش درآمدی هنگفت رقم می زند. چه کسی فکر می کرد ساختمانی معیوب می تواند آنچنان مشهور شود که همیشه در صدر فهرست نقاط جذاب برای گردشگران جهان قرار گیرد؟ کشورش را در سال رکود اقتصادی نجات دهد و بانی هزاران قصه و روایت شود؟ سالانه برج ها و سازه هایی با طراحی های خاص، مدرن  یا کلاسیک ساخته می شوند. تمام تلاش خود را برای کسب مهم ترین شاخصه ی یک برج یعنی درازای بیشتر انجام می دهند. برج های شیک با مصالحی گران و بی شک بی نقص ارائه می دهند اما نمی توانند خود را به گردپای رقیب کج خود، برج پیزا برسانند. و پیزای کج همچنان برای سال های سال یکه تازی خواهد کرد.
6 واقعیت عجیب بدن انسان تولید اسپرم خارج از بدن انسان آیا دلشکستگی می‌تواند سبب مرگ شود؟ ده توصیه زنانه برای تخت خوابی گرمتر راز های روابط زناشوئی که زنان میانسال بشما نمی گویند

مطالب تصادفی

حرفه من

... یه مَرده، یه مرد

ساده است و بی آلایش. این را نه تنها از شمردگی و سرراستی کلامش می توان دریافت که حتی از نوع لبخند زدن و نگاه کردنش نیز. پیرمردی است سالخورده که به قول خودش هرگز کاری ، حرفه ای نداشته. از جمله انسان هایی است که می توان ساعت ها با او به حرف نشست. گفت و گفت و گفت اما هیچ نشنید. حتی سکوتش هم درس زندگی است. هیچ کس او را با پیشوند های "جناب" ,"آقا" یا حتی "حاج آقا " خطاب نمی کند. او پدر است. پدر شاید چند صد فرزند؛ بی آنکه هرگز ازدواج کرده باشد. خود می گوید:" اینها لطف الهی است. پروردگار ودیعه ای در دستانم گذاشت تا من را و وجودم را محک بزند." "پدر" در خانواده ای ثروتمند چشم به جهان گشود؛ خانواده اش در ایمان و تقوا زبانزد خاص و عام بودند. آنقدر پیرامون زندگی شان روایت های شیرین و داستان های شنیدنی نقل می شود که خود هریک می تواند آغازی باشد بر کتاب زندگی مردمانی از جنس خلوص. آنطور که دیگران از او نقل می کنند جوانی اش در خفا گذشت. همیشه همینطور ساکت و آرام بوده است. روزها و روزها کتاب می خوانده و یادداشت می نوشته. در بیست و چند سالگی پدر و مادرش را از دست می دهد. او می ماند و ثروتی هنگفت. پدر جوان لحظه ای درنگ نمی کند. عزمش را برای ساخت خانه ای ولو کوچک برای کودکان بی سرپرست جزم می کند. پس از گذشت چند سال به کمک دیگر خیرین و مردم، پرورشگاه خود را افتتاح می کند. به قول خودش ابتدا یکی یکی و بعد دو تا و چهار تا کودک با هم راهی آن مامن می شدند. پدر این روزها سالخورده است. هربار که به دیدارش بروی قرآنی کنار دستش است و دیوان سعدی و تسبیحی به رنگ خوب کهربا. گرچه این روزها نه دیگر گوشش رسا می شنود و نه ذهنش یارای به خاطر سپاری وقایع را دارد. اما جالب است بدانیم هرچه به خاطر می آورد از کمک های مردم است. از اینکه فلان بزرگمرد که از فرنگ آمده بود دارو ندار خودش را یکجا تقدیم دو دختری کرد که می خواستند ازدواج کنند. از این دست خاطرات که نه، گنج های بی پایان هستی فراوان دارد. بعضی هایشان حتی به ردی از پول هم ارتباطی پیدا نمی کند مثل آن کودک یتیمی که کودکی را در آن مکان به بزرگی رسانید، و به زکات سال ها نفس کشیدن این پدر دوست داشتنی روزی سرزده وارد شد و همه ی دیوار ها، در ها و همه ی پنجره ها و تو بگو همه ی قلب ها را رنگ زد؛ نه، عشق پاشید. کدام معامله که انقدر پر سود؟ که انقدر بی زیان؟ پدر ، خود می گوید :" من هیچ هنری نداشتم." خدا را چه هنری برتر از هنر درست زندگی کردن، زندگی را میسر کردن، مرهم دل زخم خورده دیگران شدن، سایه شدن تا خسته ای بیآرامد، تکیه گاه شدن تا مانده ای کمر راست کند، دستی شدن برای ستردن اشکی و .... پدر- هنرمند در تمام لحظات عمر، شغلش معنی کردن درست زندگی بود.

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!
قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی تی شرت ها را ما طراحی می کنیم 10 گام تا استخدام حرفه من: مربی آموزش رانندگی کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

عشق واقعی و دوران دوستی های مجازی

  سال‌هاست که برخی از جامعه‌شناسان، به دلیل رواج بی‌رویه‌ی شیوه‌‌ها و وسایل مدرن ارتباطی‌، از مرگ تدریجی دوستی‌های واقعی خبر می‌دهند. تا کنون ولی این پیش‌گویی‌ها به واقعیت بدل نشده است. بر اساس پژوهش انستیتوی بین‌المللی "آلنز‌باخ" به باور ۷۳ درصد مردم جهان دوستی‌های مجازی هرگز ژرفای دوستی‌های حقیقی را پیدا نمی‌کنند و به این دلیل نیز اغلب پایدار نمی‌مانند. نتایج پژوهش "انستیتو یاکوب" نیز نشان می‌دهد که دوستی برای بیشتر مردم این کشور، یکی از پراهمیت‌ترین اشکال رابطه میان انسان‌ها است. داشتن خانواده، رابطه‌ی زناشویی موفق و زندگی مستقل در ردیف‌های بعدی قرار دارند. دگرگونی‌های اجتماعی ـ خانوادگی جامعه‌شناسان غربی علت اهمیت بیش از پیش دوستی را در تغییر ساختارهای اجتماعی، تغییر اشکال خانواده، محیط کار و چگونگی انجام کار می‌بینند. آن‌چه در این میان پایدار مانده است، نیاز به برقراری دوستی و پیدا کردن دوستی قابل اعتماد و اطمینان است. سوزانه لانگ، یکی از جامعه‌شناسان آلمانی در کتاب خود در باره‌ی دوستی‌های مدرن می‌نویسد: «وقتی پیوند‌های زناشویی از هم می‌گسلند و آدم باید هر چند سال یک بار محل کارش را تغییر دهد، تنها دوستی است که به انسان‌ها کمک می‌کند تا از پس مشکلات خود برآیند. معنای دوستی دوستی برای سه‌چهارم آلمانی‌ها به معنای پشتیبانی متقابل از یک‌دیگر و صمیمی و صادق بودن در رابطه ‌است. در این دوستی‌ها وقتی یکی با مشکلات زناشویی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی روبرو می‌شود، دیگری نقش سنگ‌صبور، مشاور خانوادگی، مددکار اجتماعی و بانک را برای او بازی می‌کند و برعکس. کمک‌های روزانه برای نگه‌داری بچه، خرید، اسباب‌کشی، رنگ‌کردن خانه و "روبراه کردن" کامپیوتر از بدیهیات یک رابطه‌ی دوستانه‌ی نزدیک است. رفتن به سینما و تئاتر و سر زدن به قهوه‌خانه محل که باعث آشنایی بیشتر و درنتیجه ایجاد علاقه و صمیمیت بین انسان‌ها می‌شود، از برنامه‌هایی است که به‌طور منظم بین دوستان به اجرا در می آید. برقراری "عشقی منطقی" پژوهش‌گران می‌گویند این‌گونه روابط در نسل‌های پیشین میان افراد خانواده و فامیل برقرار بود. در واقع، دوستی‌های مدرن جانشین پیوندهای خانوادگی گذشته شده است. به نظر برخی از جامعه‌شناسان هر چند دوستان نزدیک، "اجرای وظایف" خانواده‌ها را بر دوش دارند، ولی انجام آن در زندگی مدرن کیفیت تازه‌ای به خود گرفته است؛ این که کمک‌های متقابل به‌طور داوطلبانه و آزادانه صورت می‌گیرد و کسی خود را مدیون دیگری نمی‌داند. این گروه از آن‌جا که پیوندهای دوستی (برخلاف روابط خانوادگی) را امری انتخابی می‌دانند، بر این باورند که دوست‌ها در مناسبات خود از آزادی بیشتری برخوردارند و به گفته‌ی سوزانه لانگ "عشقی منطقی" میان آنان برقرار است. به نظر برخی از جامعه‌شناسان آلمانی، این "عشقی منطقی" نه تنها جای روابط خانوادگی پیشین را گرفته، بلکه جای خالی برخی از پیوندهای زناشویی نابسامان را هم پر کرده است که اغلب به خاطر رعایت ملاحظات اجتماعی ـ اقتصادی ادامه پیدا می‌کردند. این گروه افزایش هر ساله‌ی نرخ طلاق در آلمان را (۱۹۰ هزار مورد در سال ۲۰۱۲) گواه درستی تجزیه و تحلیل خود می‌دانند.

بر ناخوشی ها غلبه كنیم

اگر ناراحت هستید و نمی توانید دلایلش را پیدا كنید و یا حوصله این كار را ندارید اگر می خواهید از راه ساده ای به حال بهتری برسید ،‌ سری به كمد تان بزنید . شاید تمام صورت تان را گلوله های اشك خیس كرده باشد اما مهم نیست فقط شروع به خالی كردن كمدتان كنید.
9 کاری که تصویر شما را بهبود می بخشد چگونه رابطه جنسی بهتری با شریکمان داشته باشیم ازدواج بدون سکس، معضل بزرگ خانواده ها در ژاپن زندگی جشنی بی پایان است هفت خطر زندگی زناشوئی را بشناسیم

آداب و رسوم

یلدا مبارک

شب یلدا، درازترین شب سال و یکی از بزرگترین جشن های ایرانیان است. ایرانیان همواره شیفته شادی و جشن بوده اند و این جشن ها را با روشنایی و نور می آراستند. آنها خورشید را نماد نیکی می دانستند و در جشن هایشان آن را ستایش می کردند.

اسامی عجیب فرزندان ستارگان هالیوودی

به گفته سخنگوی کیت وینسلت‌، هنرپیشه مشهور هالیوود، این ستاره ۳۸ ساله نام پسر تازه متولد شده‌اش را "خرس" (Bear) گذاشته است. این پسر سومین فرزند کیت وینسلت است که در روز ۷ دسامبر در بریتانیا به دنیا آمد. کیت وینسلت تا کنون سه بار ازدواج کرده و "خرس" نخستین فرزند مشترک او و همسرش فعلی‌اش "ند راک اند رول" است. همسر کیت وینسلت، خواهرزاده ریچارد برانسون، میلیاردر بریتانیایی است. نام وی در اصل "ند ابل اسمیت" بوده، اما بعدها نام خانوادگی‌اش را به "راک اند رول" که یک سبک محبوب موسیقی است، تغییر داده است. البته کیت وینسلت نخستین چهره سرشناسی نیست که نام "خرس" را برای فرزندش انتخاب کرده است. پیش از او آلیشیا سیلور استون، هنرپیشه آمریکایی، نیز هنگامی که در سال ۲۰۱۱ برای نخستین بار مادر شد، نام پسرش را "Bear Blu" گذاشت. سیب کوچولو رسم نامگذاری‌های عجیب و غریب چند سالی است که در میان ستارگان متداول شده است و کیت وینسلت و آلیشیا سیلور استون در این راه تنها نبوده‌اند. یکی از معروف‌ترین این موارد گوئینت پالترو (هنرپیشه بریتانیایی) و کریس مارتین (خواننده گروه کلد پلی) هستند. این زوج زمانی که در سال ۲۰۰۴ صاحب دختری شدند، نام "سیب" (Apple) را برایش برگزیدند. این نام غیرمتداول موجب شده تا رابی ویلیامز، خواننده سرشناس بریتانیایی که از دوستان این زوج به شمار می‌رود هم به اشتباه بیفتد و به گفته خودش از کرده‌ی خودش خجالت بکشد. او سال پیش در یک مصاحبه خاطره‌ای را از این "آبروریزی" نقل کرد: «اخیرا این دو تا خانه من به مهمانی آمده بودند. گوئینت همراه با بچه‌اش به سمت من آمد. من هم از او پرسیدم، آیا خربزه کوچولو، سیب دوست داره؟ خجالت‌آور بود! من اسم‌ها را با هم قاطی کرده بودم!» به نقل از روزنامه دیلی میل، رابی ویلیامز البته ادامه می‌دهد: «اما خب اگر شما چنین نام احمقانه‌ای برای فرزندتان انتخاب کنید، چنین اشتباهی هم رخ خواهد داد. آدم باید به بچه‌اش رحم کند.» گوئینت پالترو و کریس مارتین در سال ۲۰۰۶ صاحب یک فرزند پسر شدند که نام او نیز چندان مرسوم به شمار نمی‌رود: موسی بروس آنتونی. به یاد روزهای خوش پدر زوج دیوید و ویکتوریا بکهام نیز در انتخاب نام فرزندانشان نشان دادند که اسم‌های از پیش شناخته شده چندان باب طبع‌شان نیست. آنها نام "بروکلین" را برای نخستین فرزندشان که پسر بود، انتخاب کردند. این نام که همچنین یادآور نام منطقه‌ای در نیویوک است، در اصل دخترانه محسوب می‌شود. رومئو و کروز نام دو پسر دیگر این زوج هستند که این نام‌ها نیز امروزه چندان متداول نیستند. برای همین زمانی که آنها صاحب دختری شدند، هیچ‌کس انتظار نداشت تا این نوزاد نامی همردیف نوزادان دیگر داشته باشد. این پیش‌بینی درست از آب درآمد و دیوید و ویکتوریا بکهام دخترشان را "هارپر سِوِن" (Harper Seven) نامیدند. بیانسه، خواننده و همسرش جی زی، رپر آمریکایی، نیز در سال ۲۰۱۲ صاحب یک دختر شدند که او را "عَشَقِه آبی" (Blue Ivy) نامیدند. آیوی (عشقه) که در اصل نوعی گیاه بالارونده با برگ‌های سبزرنگ است، البته نام مرسومی برای دختران به شمار می‌رود، اما رنگ بخشیدن به این نام تنها از عهده والدینی با قوه تخیل منحصر به فرد برمی‌آید. دیوید بکهام زمانی که در منچستر یونایتد بازی می‌کرد، پیراهن شماره ۷ را بر تن داشت و در مصاحبه‌ای اذعان داشت که انتخاب نام میانی هفت برای دخترش تا اندازه زیادی به خاطر همان پیراهن بوده است. او همچنین اضافه کرد که نام هارپر نیز در اصل به نام خانوادگی "نل هارپر لی" نویسنده کتاب پرفروش "کشتن مرغ مقلد" باز می‌گردد که یکی از کتاب‌های مورد علاقه همسرش ویکتوریا بوده است. خانم "پیکسی فرو فرو" باب گلدوف خواننده ایرلندی و همسرش در زمان زندگی مشترک ده ساله خود صاحب سه دختر شدند. اولین فرزند آنها که در سال ۱۹۸۳ به دنیا آمد، "فیفی تریکسیبل" (Fifi Trixibelle)، دومین فرزند "پیچز هانی بلوسوم" (Peaches Honeyblossom) و آخرین آنها "پیکسی فرو فرو" (Pixi Frou-Frou) نام دارد. فانتزی ستاره‌ها البته پا را از این‌ها هم فراتر گذاشته و به نام کشورها نیز رسیده است. آلیشا کیز، خواننده آمریکایی و همسرش کسیم دین، نام "مصر" (Egypt) را برای پسرشان انتخاب کردند. ناتالی پورتمن، ستاره آمریکایی هالیوود و همسرش نیز نام "الف"، نخستین حرف الفبای عبری را برای پسرشان انتخاب کردند. تونی برکستون، خواننده آمریکایی و همسرش کری لوییس نیز از سال‌های زندگی مشترک دارای دو پسر به نام‌های "دنیم" (نوعی پارچه کتانی که به نام جین شناخته می‌شود) و "دیزل" (یک شرکت طراحی لباس به ویژه لباس‌های جین) هستند.
عید آب پاشی - جشن وارداوار زن و ازدواج در دوره ایران باستان این ها که میخوانید واقعی است ازدواج به سبك هندی گاهانبار؛ جشن شکرگذاری زرتشتیان در فصل پائیز

سفر و تفریح

چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت

گردشگران، طبیعت دوستان و بیماران دردهای مفصلی، روماتیسم و افراد دارای عارضه‌های پوستی همواره با آگاهی و اطلاع از خواص درمانی و دارویی مواد معدنی، این چشمه‌ها را به عنوان \"پزشک طبیعت\"، بهترین مکان برای درمان خود معرفی می‌کنند. به گزارش ایسنا، مازندران  به لحاظ بهره‌مندی از چشمه‌های  آب گرم و معدنی شرایط ممتازی را در زمینه جذب گردشگر دارد. چشمه‌های طبیعی آبگرم یکی از زیباترین و دلرباترین جلوه‌های طبیعی مازندران است که مقصدی خاطره‌انگیز برای گردشگران و مازندرانی‌ها رقم می‌زنند. این مناطق هرچند همه ساله تعدادی گردشگر و مسافر را به خود جذب می‌کند اما این جاذبه یکی از ناشناخته‌های مازندران است. استان مازندران با توجه به موقعیت خاص اقلیمی و جغرافیایی خود و با شاخصه‌های طبیعی متمایز در میان استان‌های کشور از جمله آب و هوای بسیار مطبوع در فصل بهار و تابستان، داشتن آب‌های معدنی گرم و سرد، طبیعت بکر و دیدنی و محیطی آرام از نظر فرهنگی و اجتماعی به عنوان یکی از استان‌های منحصر به فرد در گردشگری سلامت محسوب می‌شود. آب‌های معدنی مازندران در بخش لاریجان شهرستان‌های آمل، رامسر، منطقه ییلاقی لاویج شهرستان نور، تنکابن، بابل، سوادکوه، نکا و ساری واقع شده‌اند و چشمه‌های آب معدنی دیگری نیز در استان  شناسایی شده‌اند. در حال حاضر، امکانات اقامتی این چشمه‌ها پاسخگوی  نیازهای  گردشگران نیست. آب‌های  معدنی از نظر گردشگری  و پزشکی همواره مورد توجه قرار گرفته است. منابع آب‌های معدنی هر کشور می‌تواند منبع درآمد مهمی به ویژه از نظر جلب جهانگردان باشد.  آب‌های گرم مازندران می‌تواند به رونق صنعت توریسم در استان منجر شود البته در صورتی که امکانات جانبی جذب گردشگر در این مناطق فراهم شود. گردشگران، طبیعت دوستان و بیماران دردهای مفصلی، روماتیسم و افراد دارای عارضه‌های پوستی همواره با آگاهی و اطلاع از خواص درمانی و دارویی مواد معدنی، این چشمه‌ها را به عنوان \"پزشک طبیعت\"، بهترین مکان برای درمان خود معرفی می‌کنند. چشمه‌های آبگرم مازندران با خاصیت درمانی و تفریحی می‌تواند حلقه اتصال چرخه گردشگری، جاذبه‌های طبیعی و تاریخی و مذهبی باشد. چشمه‌ها؛جذاب‌ترین مواهب طبیعی مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مازندران با بیان این‌که کشور ما با داشتن بیشترین چشمه‌های آب گرم در مقایسه با کشورهای دیگر، سهم چندانی  از این گردشگران ندارد و هنوز نتوانسته جایگاهی در این میان برای خود کسب کند، افزود: می‌توان  با برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری مناسب نسبت به شناسایی چشمه‌های آب گرم و توسعه زیرساخت‌های گردشگری در این مناطق سهم قابل قبولی در توسعه توریسم درمانی داشته باشیم. دلاور بزرگ‌نیا افزود: با تبلیغات مناسب و گسترده و هم‌چنین سرمایه‌گذاری و همکاری بخش خصوصی می‌توانیم از چشمه‌های معدنی و آب گرم منحصر در جهت آرامش و نشاط گردشگران  و جذب توریست خارجی بهره ببریم. وی اظهار کرد: با توسعه امکانات چشمه‌های آبگرم در مازندران سالانه هزاران گردشگر می‌توانند از این امکان بالقوه در استان استفاده کنند و صدها نفر به طور مستقیم و غیرمستقیم مشغول بکار شوند. بزرگ‌نیا افزود: چشمه‌های آب معدنی به عنوان یکی از جذاب‌ترین مواهب طبیعی که محل استقرار آنها در کوهپایه‌ها، دشت‌ها و جنگل‌هاست، همواره به عنوان یکی از عناصر مهم صنعت گردشگری طبیعی مطرح بوده و طیف وسیعی از گردشگران را به خود جذب می‌کنند.

پیشنهادهای آخر هفته

روزهای فرهنگی زیادی پیش روی شماست. حتما دست به کار شوید و در همین آخر هفته، استارت یک تور فرهنگی را برای تابستان داغ پیش رو بزنید. پیشنهادهای لادیز را هم از دست ندهید. * پیشنهاد تئاتر: گروتسكي بر تبارشناسي دروغ و تنهايي این تئاتر را سجاد افشاریان کارگردانی کرده است. سيامك صفري، بهاره ‌رهنما، ناهید مسلمی، هوتن شکیبا، شیدا خلیق و محسن بابایی ربیعی در آن بازی می کنند. اين نمايش داستان خاصي ندارد و همان‌طور كه از اسمش پيداست يك گروتسك است از زندگي آدم و حوا تا پيرشدن فرزندانشان. نمايشي طنز همراه با طعم كنايه‌هاي اجتماعي و حتي جنسي. این تئاتر در تالار قشقایی تئاتر شهر روی صحنه است. مدت زمانش 90 دقیقه و آغاز آن از ساعت 7 و نیم عصر است. * پیشنهاد کنسرت: مازیار فلاحی شاید به نظر برسد که از الان برای برنامه ریزی کنسرت، زود باشد. اما نه برای کنسرت مازیار فلاحی که قرار است 22 و 23 خرداد در برج میلاد برگزار شود. این دو شب مازیار با دو سانس 18 و 21 روی استیج خواهد رفت. اما اگر می خواهید این کنسرت را از دست ندهید، حتما از الان اقدام کنید. برای تهیه بلیط می توانید به «موسیقی ما» یا «ققنوس» یا «سی گذر» مراجعه کنید. * پیشنهاد کتاب: فوتبال علیه دشمن در این هفته، عادل فردوسی پور در نشر چشمه حاضر شد و نسخه های چاپ چهارم کتاب «فوتبال علیه دشمن» را برای مخاطبانش امضا کرد. این کتاب با اینکه به نظر می رسد کتابی فوتبالی است اما مشاهدات خواندنی سایمون کوپر را نقل می کند که به تمام دنیا سفر کرده و فوتبال را در کشورهای مختلف سنجیده است. ترجمه عادل فردوسی پور از این کتاب هم واقعا خواندنی است. در اصل شما بیشتر در حال خواندن یک داستان خواهید شد تا کتابی تحقیقی. این کتاب 8 هزار تومان قیمت دارد. * پیشنهاد فیلم: روزهای زندگی این روزها فیلم سینمایی «روزهای زندگی» روی پرده سینماهاست. با اینکه ممکن است خیلی اهل فیلم های جنگی نباشید، اما بهتر است پرجایزه ترین فیلم جشنواره سی ام را از دست ندهید. این فیلم را پرویز شیخ طادی کارگردانی کرده و حمید فرخ نژاد و هنگامه قاضیانی، بازی های دیدنی از خودشان نشان داده اند. آنقدر که قاضیانی برای این بازی، دومین سیمرغش را هم شکار کرده است. * پیشنهاد موسیقی: احتیاط مهدی مقدم بعد از 6 سال ممنوع الکاری، دوباره توانست در بازار رسمی موسیقی کشور ظاهر شود. او این هفته آلبومش به نام «احتیاط» را رونمایی کرده است. می توانید این آلبوم را با قیمت 2 هزار تومان از مراکز موسیقی و فرهنگی و همچنین از سوپرمارکت ها خریداری کنید و ببینید که او در دنیای تازه اش چه کرده است. * پیشنهاد گالری: من، در میان از فردا در گالری خاک، مجموعه نقاشی های سوسن هاشمی، روی دیوار می روند. این نمایشگاه تا 24 خرداد ادامه دارد. مجموعه نقاشی های هاشمی، لطافت خاصی دارند که دیدنشان شما را سر ذوق می آورد. می توانید از ساعت 16 تا 20 به غیر از شنبه ها از این گالری دیدن کنید. گالری خاک دوراهی قلهک، خیابان بصیری، کوچه ژیلاست.
روستای دیدنی " کپ" از تحفه نطنز تا انرژی هسته ای خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان سنندج، شهر هزار تپه ده کلانشھر گران آفریقا