1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

شرکت اتومبیل سازی ولوو اقدام به ساخت ماشینی کرده که مخصوص استفاده خانم‌هاست. نام این اتومبیل "ماشین مفهومی شما" ست که از واژه Concept Car Your گرفته شده است. این اولین اتومبیلی است که فقط به سفارش زنان و برای زنان ساخته شده است. متاسفانه قیمت این اتومبیل بسیار بالاست و برای خیلی از خانم ها امکان خرید وجود ندارد البته از وجود نمونه ای از آن در ایران هنوز اطلاع دقیقی در دست نیست اما اگر می خواهید کاملا مد روز باشید و به خانم های دیگر یک پز اساسی دهید به فکر پس انداز باشید و به شرکت ولوو نمونه ای با رنگ دلخواه تان سفارش دهید. این اتومبیل نکات جذاب و بامزه ای دارد که خانم ها را برای خریدن به شدت قلقلک می دهد.

1. هیچ راهی برای دسترسی راننده ( خانم ها ) به موتور و قسمت های حساس وجود ندارد یعنی کاپوت ماشین باز نمی شود. ( البته اگر هم باز می شد خیلی فرق نمی کرد چون عموما خانم های محترم از مسائل فنی ماشین چیزی سر در نمی آورند )

علت اش این است که این ماشین فقط در هر 50.000 کیلومتر نیاز به تعویض روغن دارد و در صورت نیاز به هر نوع سرویس ، خودش توسط فرستنده بی سیم به نزدیک ترین تعمیرگاه مجاز خبر می‌دهد.

2. با لاستیک پنچر قادر به ادامه حرکت است یعنی راننده نیازی به توقف و تعویض لاستیک ندارد. ( این نکته مهمی ست چون دیگر نیاز نیست منت آقایان بد اخلاق را بکشیم )

3. راننده فقط می تواند به ماشین بنزین بزند و یا آب شیشه شور را پر کند. باک و مخزن شیشه شور طراحی خاصی دارد که با بیرون کشیدن سرشلنگی خودبه خود بسته می شود ( این به نظرم عیب کوچکی ست . باید بی نیاز به بنزین و پمپ های شلوغ ساخته می شد )

4. قبل از اینکه راننده بخواهد پارک کند سیستم هوشمند تشخیص می دهد آیا جای کافی برای پارک هست یا نه و در صورت وجود جای خالی به راننده برای پارک کمک می کند ( این آن دلیلی ست که من را به خریدن این ماشین وسوسه می کند )

5. چون خانم ها معمولا آن قدر خرید می کنند که دست های شان کاملا پر است و برای بازکردن در به خصوص در مواقع بارندگی دچار مشکل می شوند سیستم درها طوری طراحی شده که با رسیدن راننده کنار ماشین خود به خود ، نزدیک ترین در باز می شود ( باید ای میل بزنم بپرسم هوشمند رانندگی هم می کند یا نه ؟ )

6. کاپوت جلو و گلگیرها و قوس سقف طوری طراحی شده که راننده بتواند فاصله های جلو و عقب ماشین را کاملا تشخیص دهد. ( یعنی از تصادف هایی که ما زن ها اصلا مقصر نیستیم جلوگیری می کند )

7. پدال ها در صورت تصادف جمع می شوند تا صدمه ای به پای راننده وارد نشود. ( این مورد می تواند درباره آقایان محترم هم صدق کند )

8. فرمان و صندلی و پدال ها و پنل جلو با راننده به صورت خودکار تطبیق داده می‌شود.( این همان موردی نبود که موقع امتحان رانندگی یادمان می رفت و رد می شدیم ؟ )

9. از آن جا که خانم ها تمایل زیادی به تغییر دکوراسیون و مبلمان خانه دارند برای تامین این نیاز روکش صندلی ها و تودوزی به راحتی قابل تعویض است ( می شود رنگ داخل ماشین را با رنگ ناخن های تان هم هماهنگ کنید )

از طراحی این اتومبیل راضی ام . اگر می شد با وام طولانی مدت با اقساط کم خرید شاید درصدی از دردسر ما خانم های محترم کم می شد. باید برای قیمت اش فکر اساسی می کردند. کاش کارخانه های خودروسازی وطنی به فکر تولید بیفتند و مهم تر از همه این ها برای ساکت کردن بچه ها هم خلاقیتی به خرج دهند . در آن صورت با کمال میل این ماشین را خواهم خرید و سفارش می دهم رنگ اش را زرافه ای بزنند. زرد با لکه های سیاه.

دیدگاه‌ها  

+1 # fateme 1390-08-23 19:08
bebakhid lotf konid be fekr aghayonam bashid dast farmonashon hachin tarifi nadare khodrosazaye irano bikhia ona mikhan dar tolid praid be khod kafai beresan mozaheme na nash pool dari bede hamon kharj barat besazanl
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # zizi 1390-08-23 23:59
منم از اون ماشینا می خوام.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # marco pollo 1390-08-25 12:15
هلو برو تو گلو

یا مثل دیگه ای هم هست که قدیمیا وقتی مهمون سر زده می رسید و می خواستن غذا درست کنن می گفتن
منو دم کن سفره رو پهن کن
البته منظورشون پختن برنج سفید بوده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نسترن 1390-08-25 13:13
این اتوموبیل تو ایران هست؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # amir ali sobhani 1390-08-25 13:32
in mashin rasman be darde teh mikhore va khanumaye ranande
good luck
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

اشکها و لبخندها

اگر فردا به یکی از مدارس ابتدایی نزدیک محل زندگی تان بروید، با صحنه های خاصی رو به رو می شوید. بعضی از بچه ها گریه می کنند و بعضی دیگر به راحتی از کنار پدر مادر ها جدا می شوند و به بازی با بچه های دیگر مشغول می شوند.

برای کودکان تان لالایی بخوانید

برای آنکه مادر خوبی باشید لازم نیست صدایتان شبیه خواننده های حرفه ای باشد. ولی لازم است حتما برای کودک تان لالایی بخوانید.
بچه ها شگفتی خلق می کنند آیا آماده بارداری هستید؟ مهارت صحبت کردن با کودکان کودکان تکنولوژی هیجان انگیز ترین سفر زندگی

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

لحظه های خوش را جاودانه کنیم

امروزه دوربینهای دیجیتال تقریبا در هر خانه ای پیدا میشوند. دوربین های دیجیتال چند صباحی است که جای دوربینهای قدیمی را در زندگی روزمره گرفته اند با این وجود اطلاعات عموم درباره کارایی این دوربینها و امکانات آن آنچنان زیاد نیست. در این مقاله چند نکته را که  میتواند بشما در خرید و استفاده از دوربین های دیجیتال کمک نماید با هم بررسی می نماییم. -          مهم ترین چیزی که در دوربین های دیجیتال باید به آن توجه داشت دقت بالای آن است. هر چه دقت دوربین دیجیتال بیشتر باشد کیفیت عکس گرفته شده آن هم بالاتر خواهد بود. -          دوربین هایی که دارای لنز نوری باشند از کیفیت بالایی برخوردار خواهند بود. -          هر چه اندازه مگا پیکسل دوربین بالاتر باشد کیفیت کیفیت عکسهای گرفته شده بیشتر خواهد بود. -          دوربین های ارزان قیمت اغلب فاقد لنز نوری هستند و کیفیت عکیهایی که با لنز نوری گرفته میشود را ندارند. -          ظرفیت کارت حافظه همراه یک دوربین دیجیتال خیلی اهمیت ندارد، میتوان متناسب با نیاز خود از کارتهای حافظه با ظرفیت بالا استفاده نمود. -          برای گرفتن تصاویر از فاصله نزدیک یا در مواردی که امکان تنظیم خودکار وجود ندارد استفاده از پتانسیل های ارائه شده بمنظور تنظیم دستی دوربین کمک مناسبی برای گرفتن تصویرهای شفاف است. در برخی از دوربینهای دیجیتال امکان استفاده از تنظیم دستی وجود ندارد. -          بسیاری از دوربینهای دیجیتان توانیی فیلمبرداری با همان کیفیت عکاسی هستند. -          در زمان انتخاب دوربین دیجیتال لازم است به امکانات ارائه شده بمنظور تنظیم دقت، حالت و سایر موارد دیگر توجه شود. -          وجود امکانات مناسب در خصوص مشاهده سریع تصاویر گرفته شده نیز از مزایای یک دوربین دیجیتال خوب  بشمار میرود. -          وجود دکمه های زیار روی دوربین علاوه بر اتلاف زمان، تنظیم و دسترسی به تصاویر گرفته شده را مشکل میسازد. -          دوربینهایی که دارای دیافراگمی جهت تنظیم میزان ورود نور هستند به مراتب مطلوب تر خواهند بود. -          برخی از دوربین های دیجیتال دارای نمایشگر LCD هستند. با استفاده از این نمایشگر میتوان تصاویر گرفته شده را بی درنگ مورد بازبینی قرار داد. -          در دوربینهای دیجیتال از یک یا چند نوع باتری استفاده میشود دقت کنید که باتری دوربین از دوام بالایی برخوردار باشد.

مردی که پدر بیش از 600 فرزند است

آزمایشات جدید دی ان ای نشان می دهد که صاحب یک درمانگاه درمان ناباروری در دههای 40 میلادی در انگلستان ممکن است پدر رازآلود بیش از 600 نفر باشد. بنقل از روزنامه تلگراف انگلیس برتولد وایزنر و همسرش در سالهای دهه 40 تا 70 میلادی یک درمانگاه درمان ناباروری را در انگلیس مدیریت نمودند و  به بیش از 1500 زوج در درمان ناباروری کمک نمودند. در آزمایشات دی ان ای انجام شده بروی دو کودک بدنیا آمده از طریق درمان های دکتر وایزنر، بری استیونس و دیوید گولانژ، مشخص گشت که هر دو از طریق اسپرم های خود دکتر وایزنر بدنیا آمده اند و در حقیقت برادر ناتنی یکدیگر می باشند. گولانژ می گوید با احتساب تعداد درمان های به نتیجه رسیده شامل دو قلو ها و حتی محاسبه تعداد آزمایشات ناموفق میتوان نتیجه گرفت که دکتر وایزنر پدرکلینیکی 300 تا 600 کودک بوده است. از 18 کودک بدنیا آمده در نتیجه فعالیت های درمانی این آزمایشگاه در بین سالهای 1942 تا 1963 بیش از دو سوم نتایج حاکی از مطابقت با دی ان ای دکتر وایزنر مینماید. متاسفانه همسر دکتر وایزنر بعد از فوت وی در سال 1973 کلیه مدارک آزمایشگاه را که میتوانست به اطلاع بیشتر از تعداد کودکانی که دکتر وایزنر پدر آنان بود بنماید را از بین برد. استیونس در مصاحبه خود می گوید که او بر اساس مدارک و اطلاعات موجود دارای صدها خواهر و برادر است که هیچگاه موفق به آشنایی با آنان نشده است. دکتر وایزنز در حقیقت یک کمونیست اتریشی بود که با روی کار آمدن نازی ها در آلمان و اشغال اتریش به انگلستان مهاجرت نمود. وی پیرو سرسخت مکتب فکری اوژنیک یا همان تفکر اصلاح نژاد انسان بود که نه تنها در بین دانشمندان چپگرا که در بین متفکران باتمایلات راست گرایانه نیز علاقمندان فراوانی داشت. آنان بر این عقیده بودند که افراد با استعداد باید ژن خود را تا حد ممکن تکثیر نمایند و همچنین جلوی تکثیر افراد کم استعداد باید گرفته شود. قوانین انگلستان استفاده از اسپرم از اهدا کننده نامشخص را بدلیل آنچه عواقب در نسل های بعدی از جمله ازدواج بین دو شخص با اسپرم یک اهدا کننده نامعلوم میداند را ممنوع نموده است. دولت انگلستان اقدامات دکتر وایزنر را پلید و شیطانی نامیده است.
تاریخچه تخته نرد چرا گربه ها میو می کنند؟ چرا در حیوانات، مذکرها زیباترند؟ اطلاعات عجیب در باره مغز رازهایی که زنان در مورد مردها نمی دانند

مطالب تصادفی

حرفه من

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.

پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

به افرادی که خود را برای ملاقات های استخدامی در سازمان های مختلف آماده می کنند توصیه می شود این مطلب را خوب بخوانند تا خود را برای مهم ترین سوال در مصاحبه آماده کنند. معامله بر سر حقوق   بهترین جواب هنگام مصاحبه برای کار به این سوال: "حقوق و دستمزد موردنظر شما چقدر است؟"  به یاد داشته باشید که هرگز هیچ رقمی را بیان نکنید و سعی کنید مصاحبه کننده را وا دارید که حدود حقوق را به شما بگوید.   هرکس که تا به حال یک مصاحبه کاری داشته است لحظه ای که از او سوال می کنند حقوق درخواستی اش چقدر است را به خاطر دارد و سختی جواب صحیح دادن به این سوال که رقمی غیر منتظره و پایینتر یا بالاتر از رقم مورد نظر کارفرما را اعلام نکند.   مجله «تایم» با همکاری «پیسکیل» جواب این سوال را برای ما پیدا کرده اند که عبارت از این است که "هرگز هیچ رقم مشخصی را اعلام نکنید". قبل از رفتن برای مصاحبه می توانید در مورد میزان تقریبی شغل مورد نظر اطلاعاتی کسب کنید ولی اهمیت این شغل در شرکت مورد نظر برای شما روشن نیست، بنابراین "هرگز برای پاسخ دادن به این سوال داوطلب نشوید. چرا که اگر دستمزد کمتری را تقاضا کنید مصاحبه کننده به شما نخواهد گفت که چقدر ضرر کرده اید.   شما باید سعی کنید که جواب این سوال را از زیر زبان مصاحبه کننده بیرون بکشید تا بتوانید روی دستمزدی که کمی بیشتر از مقدار پیشنهادی است تمرکز کنید".   براساس مطلبی که مجله منتشر کرده ممکن است که مصاحبه کننده هرچه بیشتر سعی کند که جواب این سوال را از مصاحبه شونده بگیرد بنابراین باید بدانید چگونه از جواب دادن به سوال طفره بروید. مثلا با پاسخ هایی از این قبیل: "چطور است اول درباره وظایف من صحبت کنیم و اینکه برای کار کردن در این پست از من چه انتظاراتی دارید تا بدانیم هدف مورد نظر شما چیست".   یا پاسخی دیگر این است که: "من به دنبال شغلی هستم که مناسب من باشد. مطمئنا حقوقی که به من پرداخت می کنید مطابق عرف است".   این سوال که "قبلا چقدر حقوق دریافت می کردی؟" را نیز می توانید اینگونه پاسخ دهید: "این شغل دقیقا مشابه شغل قبلی من نیست. پس بهتر است درباره این صحبت کنیم که من چه مواردی را به عهده خواهم گرفت و بعد می توانیم به این نتیجه برسیم که حقوق مناسب چقدر است".   مصاحبه کننده مطمئنا سعی خواهد کرد از میزان حقوق درخواستی شما آگاه شود. از جمله به این ترتیب: "من باید محدوده تقریبی حقوق درخواستی شما را بدانم تا در این باره پیشنهاد بدهم. آیا می توانی یک رقم تقریبی به من بگویی؟". این سوال را می توانید چنین پاسخ دهید: "اگر به من بگویید چه بودجه ای برای این کار در نظر گرفته اید می توانید میزان حقوق مناسب را با یکدیگر ارزیابی کنیم".   اگر مصاحبه کننده از شما سوال کند: "چرا نمی خواهی میزان حقوق درخواستی خود را آشکار کنی؟" این پاسخ را به شما توصیه می کنیم: "من فکر می کنم که شما میزان حقوق مناسب برای این پست در این شرکت را به خوبی می دانید و این دقیقا چیزی است که من هم می خواهم از آن مطلع باشم".   اگر چنین پاسخ هایی و سر باز زدن از جواب واضح خیلی راحت نیست به خاطر داشته باشید که برگشتن به سوال نیز به همان اندازه دشوار است، اما این سوال و جواب و آشکار نکردن میزان حقوق درخواستی برای مصاحبه کننده نشان از این دارد که او با کسی مصاحبه می کند که می داند چطور معامله کند و این خود دلیلی است برای دریافت پیشنهاد حقوق مناسب تر.
قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی حرفه من: مربی آموزش رانندگی زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس بدون خونریزی اول شویم!

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

گفتی چی شده بود عزیزم؟

وقتی در مورد روزتان و اتفاقات پیش آمده با شوهرتان صحبت می کنید واکنش او این است؟ "گفتی چی شده بود عزیزم؟" مطمئنا با داد زدن شوهر شما یاد نمی گیرد که شنونده بهتری باشد. نکات زیر می تواند به شما کمک کند. آیا پیش آمده که در مورد اتفاقی که سر کار برایتان افتاده یا داستان خنده داری که برای دوستتان پیش آمده با شوهرتان صحبت کنید، اما ببینید که بجای اینکه او به شما نگاه کند مرتبا چشماهایش به سمت بازی فوتبالی که تلویزیون نشان می دهد تغییر جهت دهد؟ حواس او جای دیگری است. ما همیشه انتظار داریم که مردان مانند دوستان دخترمان به ما گوش بدهند اما این اتفاق هیچگاه نخواهد افتاد. نه اینکه مردان نمی خواهند این کار را انجام دهند بلکه این بدان دلیل است مردان متفاوت از زنان برنامه ریزی شده اند و به حالات خاصی عکس العمل نشان دهند که برای زنان غیر قابل فهم است. به ظاهر بخشی از سوتفاهم های پیش پا افتاده را می توانیم به حساب قواعد متفاوت مکالمه ای که مردان و زنان از طریقشان ارتباط برقرار می کنند بگزاریم. یادگیری تفاوت ها می تواند مشکلات را محو و کمکمان کند که با هم به خوبی ارتباط برقرار نماییم. به گفته بسیاری از زنان، در اوایل آشنایی، همسرشان به خوبی به حرفهایشان گوش می داد. اما کم کم نسبت به حرفهایش بی تفاوت شد. این مسئله به این دلیل است که زنان فکر می کنند که تایید حرفهای طرف مقابل نشان دهنده علاقه و پشتیبانی است، حال آنکه اغلب مردان می خواهند در مورد موضوع مورد بحث نظر بی طرفانه ارائه کنند و عادلانه قضاوت کنند. اگر شوهر شما فکر کند که هدف از صحبت کردن فقط تایید حرفهای شماست او هیچ انگیزه ای برای گوش کردن به شما نخواهد داشت. این حقیقت را قبول کنید که گاهی وقتها ممکن است در مورد یک موضوع با هم توافق نداشته باشید. بیشتر زنان فکر می کنند که با سهیم کردن شوهرشان در تمامی جزئیات اتفاقات می توانند صمیمیت ایجاد کنند و به او کمک کنند که دقیقا بداند زن او چه احساساتی دارد. اما در اصل شوهرتان می خواهد که شما سریعا سر اصل مطلب بروید. بخاطر داشته باشید که برای او احساسات شما مهم است، اما از آنجایی که شما قصد مشورت با او را دارید، او بیشتر به دنبال حل کردن مشکل است تا گوش کردن به شما. زمانی که مردان مشغول انجام کاری هستند، مثلا تلویزیون تماشا می کنند یا با کامپیوتر کار می کنند، از خودتان بپرسید که آیا واقعا کار شما مهم است. مردان از نظر کلامی نمی توانند چند کار مختلف را با هم انجام دهند و بعضی وقتها ممکن است ترجیح دهد که بر روی مسئله ای دیگر تمرکز نماید. از او بپرسید که آیا می توانید از او سوالی بپرسید یا نه؟ اگر پاسخ اش منفی بود به خودتان نگیرید و بعدا دوباره از او سوال کنید. اگر از شوهرتان می خواهید که مشکلی را حل کند مستقیما از او بخواهید. دوستتان شما را عصبانی کرده شما می خواهید با شوهرتان در این باره درد دل نمایید و می خواهید که او فقط به حرفهای شما گوش دهد، شما را در آغوش بگیرد و حالتان را خوب کند. اما در عوض همسر شما فکر می کند که باید شما را آرام کند و این کار او ممکن است شما را عصبانی تر کند، زیرا او به جای گوش دادن می خواهد مشکل شما با دوستتان را حل کند. مردها فکر می کنند که کارشان حل کردن مشکلات است، پس اگر می خواهید که او فقط به شما گوش کند، مستقیما از او بخواهید. بعضی مواقع شوهر شما نمی تواند پا به پای شما در مکالمه شرکت کند. شما در مورد مسئله ای شروع به صحبت می کنید، وسط کار چیز دیگری را به یاد می آورید و موضوع را عوض می کنید و سپس موضوعی دیگر و ... برای همسرتان این کار گیج کننده است. به یاد داشته باشید که مغز مردها فقط می تواند روی یک موضوع تمرکز نماید. همسر شما قصد خرید برای منزل را دارد، به او یادآوری می کنید که شیر کم چرب بخرد و موقع خارج شدنش از منزل هم دوباره به او یادآوری می کنید که شیر کم چرب بخرد. اما مثل همیشه، دوباره او با شیر پر چرب به منزل بر میگردد و دوباره مثل همیشه دعوا شروع می شود. راه حل این است که به جای اینکه به او یادآوری نمایید که چه چیزی را بخرد از او این سوال را بپرسید. "یادت هست که چه نوع شیری را باید می خریدی؟" این باعث می شود که مغز او به کار بیفتد و از طریق فکر کردن به یاد بیاورد که چه نوع شیری را بخرد و این باعث می شود که مسئله در  ذهنش ثبت شود. به خاطر داشته باشید که شاید درک یک مرد بسیار سخت باشد و فکر کنید که شما از کهکشانهای متفاوتی به زمین آمده اید، اما با کمی سعی می توانید آنها را بهتر درک کنید.   ترجمه: آتماج

با ننرترین بچه پولدارهای جهان آشنا شوید

فکر میکنید بچه خواهرتان یا همسایه یا همکلاسی مدرسه کودکتان لوس و ننر و از خود راضیند؟ اگر فرزندتان با یک پارک و گردش رفتن راضی و خوشحال به خانه بر میگردد خانم سوری کروز (دختر تام کروز) تنها در صورت
حقایقی درمورد مردانی که زود بمقصد می رسند پژوهشگران ارتباط بین خوشبختی و ژنتیک را کشف کردند چگونه رابطه جنسی بهتری با شریکمان داشته باشیم چالش مانکن، بخوانید و بدانید 12 واقعیت درمورد مسایل آمیزشی

آداب و رسوم

ازدواج به سبك هندی

وقتی می خواهیم از عروسی هندی ها حرف بزنیم اولین تصویری كه به ذهن می رسد این است كه دست های عروس حنابسته تا بالا، از سر و صورتش طلاهای زرد آویزان است و لباسی به غیر از سفید بر تن دارد. چرا كه لباس سفید در آیین این كشور برای عزاداری استفاده می شود.

عروسی در دیزج خلیل

روستای دیزج خلیل از توابع شهرستان شبستر در استان آذربایجان شرقی می باشد. این روستا دارای آداب و رسوم بسیار جالبی در عروسی ها می باشد که  با آن آشنا می شوید. ابتدا خانواده پسر دختری را که دارای معیارهای شان هست را انتخاب کرده و این موضوع را با خانواده دختر مطرح می کنند. بعد از چند روز برای گرفتن جواب بر می گردند و اگر جواب خانواده دختر مثبت بود قرار خواستگاری رسمی را می گذارند و مراسم عروسی را طی سه مرحله انجام می دهند. شب قرار ( بله بران )در منزل هر دو خانواده جشن و شادی و سرور خودمانی برقرار می شود، در چنین شب به یادماندنی چند نفر از ریش سفیدان وافراد خودی از هر دو طرف درمنزل دختر جمع شده و درباره نوع  اسباب و لوازم، شیرینی و خوراکی های مراسم عروسی، مبلغ مهریه و شیربها به توافق می رسند. بعد از چند روز در یک روز موعود، دو سه نفر از خانواده پسر به اتفاق یک نفر از خانواده دختر به بازار شبستر رفته و 15 - 10 کیلو قند، 3 کیلو چای اعلا، یک دوری شاخه نبات، یک عدد شال (روسری)، یک حلقه انگشتری طلا، آئینه بخت، کاغذ رنگی (جهت درست کردن گل خوانچه ) وغیره خریداری می کنند. شیرینی خورانی بعد از ظهر وسایل خریداری شده را با سلیقه تزیین می کنند و درون چند سینی چوبی چیده و در یک گوشه اتاق قرار می دادند. هنگامی مدعوین جمع می شوند چند نفر خوانچه کش طبق ها را روی سرشان گذاشته و همراه مدعوین روانه خانه دختر می شوند. خانواده عروس از مهمانان با گرمی و صمیمیت استقبال کرده وپس از تعارفات معمول وجابجا شدن مهمانان، مسئول پذیرایی با یک استکان چای شیرین و پشت سرش دو استکان چای قند پهلو از مهمانان پذیرایی بعمل می آورد. از سوی میزبان به خوانچه کش ها نیزانعامی از قبیل آجیل، جوراب و یا سکه نقد داده می شود. در یک اتاق جداگانه رضایت و بلی گفتن دختر بوسیله یک بانوی سن و سال دار و آشنای خانواده گرفته می شود و به اطلاع عاقد معمّم می رسد و صیغه عقد در جمع حاضران مجلس که دست هایشان بر روی زانو هایشان می بود جاری گشته و بر روی کاغذ وارداتی ضخیم ثبت می شد، معمّم بالای عقد نامه و گواهان حاشیه آن را ممهور می کردند. خانواده دختر دو- سه روز بعد مقداری وسایل پیشکشی همراه با نان قندی(شکر چؤره یی ) محلی در دروت طبقها نهاده و به منزل پسر عودت می دادند. شال اندازی:پس از شیرینی خورانی در یک روز نیک مجلس زنانه در خانه دختر ترتیب می دهند که در آن مجلس بر سر دختر شال انداخته و می رقصانند و وجوه شاباش جمع شده را به خانواده دختر و دایره زن می دهند. پارچه کسمه یا نمایش  پارچه: در یک روز خجسته سه - چهار نفر از خانواده پسر به اتفاق یک نفر از خانوده دختر به بازار رفته و به حساب پسر برای عروس آینده چادر شب ضخیم چهارخونه، حوله، پارچه های متنوع پیراهنی، شلواری و دامنی، هدایا و سوغات برای خانواده دختر، چند کیسه حنا، وسایل آرایشی سننتی و یک عدد صندوق عروس خریده و به منزل می آورند، در منزل وسایل سبک را با تشریفات در طبقها می چینند تا در یک فرصت مناسب به منزل دختر بفرستند خانواده دختر نیز جهت دعوت به چشن زنانه به نام (پارچه کسمه) یک عدد پاکت رنگی چهار گوش به نام (سلام و دعا ) که معمولا حاوی هل، میخک و نبات است بعلاوه یک عدد نان قندی محلی در سینی (سینی کوچک)نهاده و به منزل دعوت شونده می فرستند. روز جشن (پارچه کسمه) دو نفر خانم در طرفین در ورودی منزل دختر می ایستند، یکی به مدعوین گلاب می پاشد دیگری نیز آینه به دست ایستاده وبا خوشامد گویی بانوان را به اتاق جشن راهنمایی می کند. در این جشن شادی زنانه بانوی با تجربه ومحبوبی  پارچه های خوانچه را یکایک بدست گرفته و با تعریف وتمجید و توضیحات لازم به حضار نشان می دهد. در طول نمایش کالای خوانچه عروس، دائره زن با آوازهای دلنشین و شادی آفرین آذری مدعوین را سرگرم ومسرور می کند. در پایان جشن هر یک از میهمانان نسبت به توانایی مالی اش پولی می دهد. از وجوه جمع شده مبلغی به دائره زن ومابقی را به خانوده دختر تقدیم می کنند که جهت خرید نواقص جهیزیه دختر به مصرف برسانند. قبل از شب حنا بندان، هنگام عصر، سلمانی (دلاک) محل، سر وصورت داماد را در حضور عده ای دعوت شده اصلاح کرده وانعام نقدی وجنسی دریافت می کند. دختر را نیز در خانه اش، مشاطه محل زیر ابرو گرفته وبه صورتش بند می اندازند و دستمزد وانعام دریافت میکنند. از سوی دیگر خانواده دختر پیراهن، جوراب، دستمال، عرقچین دستدوز، قاب قرآن،  ساعت، مهر، شانه و جانماز، مچ پیچ و نظایر آنها برای داماد و هدایای شاغدوش و سولدوش را به درون طبق چوبی چیده و جهت تماشا در وسط اتاق قرار می دهند. خانواده پسر جهت تماشای خوانچه ها به منزل دختر رفته و پس از پذیرایی مختصر سیاهه جهیزیه دختر را می نویسند وبه ورقه مهریه نصب می کنند. سپس خوانچه ها، صندوق لباس و لحاف - تشک عروس وداماد به منزل پسر فرستاده می شود تا در شب حنا بندان داماد از پوشاک دریافتی استفاده کند. طبق معمول طبق کشها انعام دریافت کرده وبا چهره بشاش مرخص می شوند. شما عزیزان هم اگر در شهر خود آداب و رسوم جالبی دارید برای لادبز نگار ما بفرستید تا با اسم خودتان در سایت منتشر شود.    
جشن رنگی هندوها زن و ازدواج در دوره ایران باستان آداب عید قربان طالع بینی چینی برای سال 2014 یلدا مبارک

سفر و تفریح

قلعه رودخان دژی عظیم بر بلندای گیلان

قلعه رودخان نام قلعه ای تاریخی متعلق به دوره ی سلجوقی که در 20 کیلومتری جنوب غربی شهر فومن در استان سر سبز گیلان همچون دژی عظیم لابلای کوه ها خود نمایی میکند.

دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان

برای دیدن یکی از زیباترین دریاچه های ایران فرصت زیادی نمانده و روزهای آخر تابستان را باید غنیمت دانست. سفر به «دریاچه گهر» در استان لرستان در فصل سرما به تجهیزات کامل کوهنوردی  احتیاج دارد، اما در تابستان با یک کوله پشتی و یک کیسه خواب خوب می توان از مناظر این منطقه استفاده کرد.
سیزده به در، جشن زیبای طبیعت سنندج، شهر هزار تپه از تحفه نطنز تا انرژی هسته ای لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج ابیانه، تاریخ سرخ ایران