1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

ازدواج همیشه یک اتفاق خجسته است. اما چندی پیش ازدواجی در لبنان برگزار شد که علاوه بر غم انگیز بودن مصداق یک مراسم غیر متعارف بود.

در این مراسم که در لبنان اتفاق افتاد، خلود، عروس 8 ساله از بیماری سرطان رنج می برد و بعنوان یکی از آخرین آرزوهایش با دوستش کریم 12 ساله که او نیز به همین بیماری مبتلاست ازدواج کرد.

خلود که سالهاست با سرطان دست به گریبان است بارها به خانواده و اطرافیانش گفته بود که تنها آرزویش آن است که قبل از مرگ لباس سفید عروسی بپوشد.

مراسم این ازدواج، همانطور که حدس می زنید در میان اشک و اندوه دو خانواده و دوستان در یکی از سالن های مجلل بیروت برگزار شد.

طراحی لباس عروس را یک طراح لبنانی به نام زهیر مراد بر عهده داشته و یک تیم آرایشی این دو کودک را چهره آرایی کردند.

دیدگاه‌ها  

+1 # بی نام 1390-09-05 13:47
دلم گرفت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # مهرانگیز 1390-09-05 13:48
کی می فهمیم که سلامتی چقدر با ارزشه؟ بعدم میشینیم و هی میگیم چرا به و چرا و چرا .....
خدایا شکرت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mahvash 1390-09-05 15:55
barashon arezoye salamati daram.vali nemidonam chizi az ezdevaj sareshon mishe ya na.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # افسانه 1390-09-09 12:06
امیدوارم از ثانیه به ثانیه باقی مونده عمرشون به شکلی لذت ببرن که بدون هیچ حسرتی و با آرامش کامل......
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

دلهره جدایی از خانه

هنوز مدت زمان نسبا زیادی به شروع کار مدارس باقی مانده است، با این وجود دلهره از مشکلاتی که احتمالا پدیدار خواهند شد بخصوص برای مادران آغاز شده است. آیا کودک ما براحتی به مدرسه می رود؟ آیا در آنجا خوشحال خواهد بود؟ آیا دوری از خانه برای آنان سخت خواهد بود؟ این مقاله شما را برای بهتر آماده نمودن فرزندانتان برای آغاز تجربه زندگی خارج از خانه کمک می نماید. با شروع مدرسه بسیاری از مادران با ترس کودکانی که برای اولین بار به مدرسه یا آمادگی می روند مواجه می شوند. این ترس ناشی از اضطراب دور شدن از والدین به خصوص مادر می باشد. این اضطراب خود را به صورت‌های گوناگون نشان می دهد مانند اختلال در هضم غذا، بی اشتهایی، دردهای شکمی، حالت تهوع، بی خوابی، تب، سر درد، گوش درد. کودکان به دلیل این که از قوانین مدرسه با خبر نیستند و یا این که فکر می کنند وقتی در مدرسه هستند ممکن است برای مادرشان اتفاق بدی بیافتد که دیگر مادرشان را نبینند اضطراب می گیرند و با گریه دوست دارند که در کنار مادر خود بمانند. برای کمک به فرزندان خود به نکات زیر توجه کنید. -  هیچ گاه کودک خود را از مدرسه و معلم نترسانید. تهدید و ترساندن کودک می تواند مشکل آفرین باشد، مانند این سخن که والدین به فرزند خود می گویند:" اگر غذا نخوری به معلم تان خواهم گفت." - قبل از شروع مدرسه مثلا موقع ثبت نام کودک خود را به مدرسه ببرید و او را با محیط مدرسه و حتی مسئولان مدرسه آشنا کنید. - اگر کودک برای رفتن به مدرسه از خود مقاومت نشان داد از زور و تنبیه و تهدید استفاده نکنید چون اضطراب بچه را بیشتر می کند. - از خاطرات خوش دوران مدرسه خود و یا فرزند بزرگترتان برای کودک خود تعریف کنید. - کودکتان را با آرامش به مدرسه بفرستید و از امرو نهی پرهیز کنید. - سعی کنید کودک خود را در راه مدرسه حتما همراهی کنید. این همراهی به او قوت قلب می دهد. - از سرزنش و تحقیر فرزندمان برای رفتارهای نادرست او، به ویژه در حضور دیگران، خودداری کنیم. - هیچ گاه فرزندان خود را با دوستان خودشان مقایسه نکنید. - ارتباط با دوستان مدرسه را به کودک خود بیا موزید. - هنگامی که کودک به مدرسه می رود او را آراسته و خوش تیپ کنید و اجازه استفاده وسایلی را که دوست دارد مثل کفش مورد علاقه اش را به او بدهید. - در پایان مدرسه نیز باید سعی کند شرایط کودک را درک نماید. کودک پیش از این در زندگی پر از هیجان و بازی و نشاط به سر برده است و حال نشستن در درس و سکوت ونظم و انضباط دقیق برای او قابل توجیه نیست. باید شرایط بهتری را برای کودک فراهم کرد.   عکس از حمیده شفیعی ها (خبرگزاری برنا)

کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت اول)

مغز نوزادان با سرعتی باور نکردنی رشد می یابد. تنها در سال اول تولد اندازه مغز نوزاد دو برابر افزایش پیدا می کند. در چهار سال آینده، حجم مغز کودک به اندازه یک انسان بالغ است. برای یادگیری و رشد فکری مغز کودک 1000 تریلیون سیناپس (ارتباط بین سلولهای مغزی) تولید می نماید که دو برابر اندازه سیناپس تولید شده در مغز یک انسان بالغ است. حتما برای شما نیز پیش آمده که به چهره متفکرانه کودکتان خیره شوید و پیش خود بگویید ای فسقلی به چی داری فکر می کنی. نتیجه آخرین تحقیقات دانشگاهی نشان می دهد که دربالا طبقه این فسقلی ها بیش از آنی می گذرد که تاکنون حدس می زدیم. کودکان متوجه میشوند کی به زبان جدیدی صحبت میشود. برای مدتی طولانی می دانستیم که مغز کودکان توانایی یادگیری بیش از یک زبان را بصورت همزمان دارا می باشد. تحقیقات جدید چگونگی این فرایند را توضیح می دهد. دانشگاه بریتیش کلمبیا در کانادا در تحقیقات انجام شده به این نتیجه رسیدند که کودکان از چهار ماهگی تفاوت صحبت به زبان دیگر را از طریق دیدن تفاوت در نحوه بیان ( تغییرات در صوت و تغییرات دهان گوینده) متوجه میشوند. بنا به اظهار این محققان مغز کودکانی که از دوران کودکی در محیط خانوادگی چند زبانه پرورش می یابند توانایی ذهنی بییشتری برای یادگیری چند زبان بصورت همزمان را دارا می باشند. تحقیق دیگری در همین زمینه نشان می دهد کودکانی که در خانه ای دو زبانه بزرگ میشوند زمان بیشتری برای یادگیری آوا های زبان های مختلف دارند و در کودکی نیز مغز آنان دارای استعداد بیشتری برای فرم گیری یادگیری می باشد. کودکان احساسات متفاوت را درک می نمایند. نوزادانی که تجربه همزیستی با پرندگان را نداشته اند نسبت به فریادهای خشمگینانه یا آوازخوانی پرندگان عکس العملهای متفاوتی از خود بروز میدهند. همچنین نسبت به عکس سگهای مهاجم و سگهای بازیگوش احساسات مختلفی از خود بروز می دهند. کودکان حتی میتوانند همگام با موسیقی مود خود را بهبود ببخشند. نوزادان مفهوم کلمات را درک می کنند. تاکنون تصور میشد که کودکان تا یک سالگی مفهوم ارتباط نامها و وسایل را نمی دانند (عکس سیب و نام سیب) ولی تحقیقات جدید در دانشگاه پنسیلوانیا نشان میدهد نوزادان شش ماهه دارای چنین مهارتی می باشند و میتوانند ارتباط بین نامها و اشیا را بخاطر بسپارند. تحقیقات در نوزادان شش تا نه ماهه نشان میدهد که هنگامی که عکسهای مختلفی از خوراکی ها و اعضای بدن در مقابل نوزادان قرار گرفت ، مادرانشان شروع به پرسیدن سوالاتی مانند دماغ کجاست یا پا کجاست را نمودند. بیشتر نوزادان توانستند به سوالات جواب صحیح داده و نشان دهند که آنان تفاوت کلمات و معنی آنانرا می دانند. این تحقیقات نشان می دهد که صحبت مادر با نوزادان در سنین پایین میتواند به گسترش اندازه یادگیری کلمات و درک مفهوم آنان به نوزاد کمک نماید. کودکان میزان عدالت را تخمین می زنند. کودکان ترازوی عدالت خود را در 15 ماهگی به راه می اندازند  محققان دانشگاه واشنگتن در تحقیقی که انجام دادنددر دفعه اول  میزان یکسانی شیر و بیسکوئیت را بین دو نفر پخش نمودند و در دفعه دوم عدالت را رعایت ننمودند و از این کار فیلمبرداری نمودند و برای کودکان 15 ماهه پخش نمودند. کودکان نسبت به فیلم دوم واکنش حاکی از تعجب نشان دادند که نشان می دهد که توانایی درک عمل دور از عدالت در 15 ماهگی در کودکان وجود دارد.
دوقلوهای مستقل پرورش کودک دوزبانه ، آری یا خیر ؟ کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت دوم) چالشهای کودکان دو زبانه بدخلقی صبحگاهی کودکان

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

واقعیت بخشیدن به رویاهای کودکانه

هنرمند کره ای یوندو جونگ ایده ای خارق العاده بسرش زد که نقاشی های کودکان را به واقعیت تبدیل کند.

آیا دلشکستگی می‌تواند سبب مرگ شود؟

درگذشت دبی رینولدز ستاره سابق هالیوود یک روز بعد از درگذشت دخترش کری فیشر که او هم هنرپیشه‌ای سرشناس بود بار دیگر این قصه قدیمی را زنده کرده است که مرگ عزیزان می توان چنان دل آدمی را بشکند که خود نیز جان به جان آفرین تسلیم کند؟ ما نمی دانیم دقیقا علت درگذشت دبی رینولدز چه بوده، البته ظاهرا علت مرگ سکته مغزی اعلام شده است. با اینکه کری فیشر و دبی رینولدز سال‌ها با هم رابطه نداشتند اما در سال‌های آخر عمر بسیار به هم نزدیک شده بودند. احتمالا ما هم در طول زندگی شاهد مواردی بوده‌ایم که زن و شهری پس از سال‌های سال زندگی در کنار هم به فاصله کمی از هم به دیار باقی بشتابند، اما آیا واقعا از نظر علمی دلشکستگی می‌توان باعث مرگ شود؟ دو سال پیش تحقیقی منتشر شد که نشان می‌داد، با اینکه مرگ بر اثر دلشکستگی اتفاقی نادر است اما کسانی که یک ماه بعد از مرگ یکی از عزیزانشان به دلیل سکته قلبی یا مغزی می‌میرند، دو برابر کسانی است که به همین عارضه دچار شده اما عزادار مرگ عزیزی نبوده‌اند. دکتر سونیل شاه یکی از پژوهشگران این تحقیق از دانشگاه سنت جورج لندن به بی‌بی‌سی گفت:  ما اغلب از واژه  دل شکسته  استفاده می‌‍‌کنیم تا درد از دست دادن عزیزی را برجسته کنیم اما تحقیق ما نشان داد که سوگ عزیزان می‌تواند تاثیر مستقیمی بر قلب داشته باشد.  برخی حتی از  سندرم دلشکستگی صحبت می‌کنند که در اصلاح پزشکی به آن کاردیومیوپاتی ناشی از استرس یا کاردیومیوپاتی تیکوتسوبو می گویند. کاردیومیوپاتی به گروهی از بیماری‌های قلبی گفته می‌شود که تغییر شکل یا اشکال در عملکرد ماهیچه قلب، عامل بیماری است. بنا به تعریف انجمن قلب بریتانیا، کاردیومیوپاتی تیکوتسوبو  یک بیماری موقت است که ماهیچه قلب ناگهان ضعیف شده یا از کار می‌افتد چون بطن چپ تغییر شکل پیدا می‌کند. حدود سه چهارم افرادی که دچار کاردیومیوپاتی تیکوتسوبو می‌شوند پیش از این عارضه، استرس جسمی یا روحی شدیدی را متحمل شده‌اند. این استرس ممکن است سوگ عزیزان باشد اما استرس‌های دیگر هم می‌توانند آن را ایجاد کنند. موارد تایید شده‌ای از این عارضه دیده شده که علت آن شوخی‌ بوده که باعث وحشت بسیار شده یا استرس صحبت کردن در مقابل جمعیت عامل آن بوده است. احتمال داده می‌شود که ترشح ناگهانی هورمون‌ها بخصوص آدرنالین باعث توقف ناگهانی عضله قلب باشد. در سکته قلبی، در بیشتر موارد، قلب به این دلیل از کار می‌افتد که رگ‌های خون‌رسان به قلب (رگ‌های کرونر) به علت انسداد نمی‌توانند خون کافی به ماهیچه قلب برسانند. اما اکثر کسانی که دچار کاردیومیوپاتی تیکوتسوبو می‌شوند رگ‌های کرونرشان در حد قابل قبولی سالم است و گرفتگی یا لخته راه آنها را نبسته است. بیشتر کسانی که دچار این عارضه می شوند خوب می‌شوند، استرس کاهش پیدا می کند و قلب به حال عادی بر می‌گردد. اما در افراد سالمند یا کسانی که بیماری قلبی دارند تغییر شکل بطن چپ ممکن است به سکته قلبی و در نهایت به مرگ منجر شود. نام این بیماری، تیکوتسوبو نامی ژاپنی است برای ظرفی به شکل کوزه که برای شکار هشت‌پا از آن استفاده می شده است. علت نامگذاری این است که قلب در کاردیومیوپاتی تیکوتسوبو شکلی شبیه ظرف کوزه مانند شکار هشت پا می‌شود. اما در مورد سکته مغزی چه؟ سکته مغزی دو علت اصلی دارد، یا خون‌ریزی یکی از رگ‌های مغز یا گرفتگی یکی از رگ‌های مغز. در بسیاری از موارد این گرفتگی ناشی از لخته‌ای است که اختلال عملکرد عضله قلب باعث آن شده و لخته وارد یکی از رگ‌های مغز شده و آن را مسدود کرده است. علاوه بر این، شواهدی هم وجود دارند که از افزایش خطر مرگ پس از بستری شدن شریک زندگی در بیمارستان حکایت می‌کنند. تحقیقی در این باره در سال ۲۰۱۱ منتشر شد و تحقیق دیگری هم که در سال ۲۰۰۶ انجام شد نشان داد احتمال درگذشت همسر تا شش ماه بعد از مرگ شریک زندگی‌اش افزایش پیدا می‌کند. این محققان به این نکته اشاره کردند که رابطه زناشویی که هر دو طرف حامی یکدیگر باشند نوعی ضربه‌گیر در قبال استرس است. در چنین رابطه‌ای، دو طرف همدیگر را تشویق به رفتارهای سالم می‌کنند. داروهای روزانه را به هم یادآوری می‌کنند و مواظبند که دیگری مثلا سیگار نکشد یا در کار دیگری افراط نکند. با اینکه درگذشت مثلا پدر یا مادر به فاصله کمی از همدیگر برای فرزندان و دیگر وابستگان نزدیک سخت است اما شاید روی بهتر سکه این باشد که آنها از رنج زندگی بدون وجود دیگری رها شده و شاید اینکه دو نفری در تمام عمر یاور یکدیگر بوده و با فاصله کمی از دنیا رفته‌اند، کمی تسلای خاطر باشد. دلشکستگی فقط در موارد نادری ممکن است باعث مرگ شود اما کاردیومیوپاتی تاکوتسوبو حداقل این را نشان می‌دهد که وقتی جای کسی در قلب ما است یعنی چه.
6 اختراع عجیب ولی مفید عمل جنسی، ارثی که از ماهیان بردیم بهترین عکسهای عروسی سال 2014 ولیعهد انگلیس گوینده هواشناسی شد! بانی برتون – ازدواج با روبات

مطالب تصادفی

حرفه من

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!

پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

به افرادی که خود را برای ملاقات های استخدامی در سازمان های مختلف آماده می کنند توصیه می شود این مطلب را خوب بخوانند تا خود را برای مهم ترین سوال در مصاحبه آماده کنند. معامله بر سر حقوق   بهترین جواب هنگام مصاحبه برای کار به این سوال: "حقوق و دستمزد موردنظر شما چقدر است؟"  به یاد داشته باشید که هرگز هیچ رقمی را بیان نکنید و سعی کنید مصاحبه کننده را وا دارید که حدود حقوق را به شما بگوید.   هرکس که تا به حال یک مصاحبه کاری داشته است لحظه ای که از او سوال می کنند حقوق درخواستی اش چقدر است را به خاطر دارد و سختی جواب صحیح دادن به این سوال که رقمی غیر منتظره و پایینتر یا بالاتر از رقم مورد نظر کارفرما را اعلام نکند.   مجله «تایم» با همکاری «پیسکیل» جواب این سوال را برای ما پیدا کرده اند که عبارت از این است که "هرگز هیچ رقم مشخصی را اعلام نکنید". قبل از رفتن برای مصاحبه می توانید در مورد میزان تقریبی شغل مورد نظر اطلاعاتی کسب کنید ولی اهمیت این شغل در شرکت مورد نظر برای شما روشن نیست، بنابراین "هرگز برای پاسخ دادن به این سوال داوطلب نشوید. چرا که اگر دستمزد کمتری را تقاضا کنید مصاحبه کننده به شما نخواهد گفت که چقدر ضرر کرده اید.   شما باید سعی کنید که جواب این سوال را از زیر زبان مصاحبه کننده بیرون بکشید تا بتوانید روی دستمزدی که کمی بیشتر از مقدار پیشنهادی است تمرکز کنید".   براساس مطلبی که مجله منتشر کرده ممکن است که مصاحبه کننده هرچه بیشتر سعی کند که جواب این سوال را از مصاحبه شونده بگیرد بنابراین باید بدانید چگونه از جواب دادن به سوال طفره بروید. مثلا با پاسخ هایی از این قبیل: "چطور است اول درباره وظایف من صحبت کنیم و اینکه برای کار کردن در این پست از من چه انتظاراتی دارید تا بدانیم هدف مورد نظر شما چیست".   یا پاسخی دیگر این است که: "من به دنبال شغلی هستم که مناسب من باشد. مطمئنا حقوقی که به من پرداخت می کنید مطابق عرف است".   این سوال که "قبلا چقدر حقوق دریافت می کردی؟" را نیز می توانید اینگونه پاسخ دهید: "این شغل دقیقا مشابه شغل قبلی من نیست. پس بهتر است درباره این صحبت کنیم که من چه مواردی را به عهده خواهم گرفت و بعد می توانیم به این نتیجه برسیم که حقوق مناسب چقدر است".   مصاحبه کننده مطمئنا سعی خواهد کرد از میزان حقوق درخواستی شما آگاه شود. از جمله به این ترتیب: "من باید محدوده تقریبی حقوق درخواستی شما را بدانم تا در این باره پیشنهاد بدهم. آیا می توانی یک رقم تقریبی به من بگویی؟". این سوال را می توانید چنین پاسخ دهید: "اگر به من بگویید چه بودجه ای برای این کار در نظر گرفته اید می توانید میزان حقوق مناسب را با یکدیگر ارزیابی کنیم".   اگر مصاحبه کننده از شما سوال کند: "چرا نمی خواهی میزان حقوق درخواستی خود را آشکار کنی؟" این پاسخ را به شما توصیه می کنیم: "من فکر می کنم که شما میزان حقوق مناسب برای این پست در این شرکت را به خوبی می دانید و این دقیقا چیزی است که من هم می خواهم از آن مطلع باشم".   اگر چنین پاسخ هایی و سر باز زدن از جواب واضح خیلی راحت نیست به خاطر داشته باشید که برگشتن به سوال نیز به همان اندازه دشوار است، اما این سوال و جواب و آشکار نکردن میزان حقوق درخواستی برای مصاحبه کننده نشان از این دارد که او با کسی مصاحبه می کند که می داند چطور معامله کند و این خود دلیلی است برای دریافت پیشنهاد حقوق مناسب تر.
دختران آتش دختران تونل توحيد زنان پزشکان بهتری هستند بدون خونریزی اول شویم! کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

حال خوب برای تو

خوب بودن یا در واقع حالِ خوبی داشتن، آرزوی همه آدم هاست. اما پیش از اینکه به خوب بودن و خوب شدن فکر کنیم باید بدانیم چه چیزهایی به چه شکل و به صورت پایدار، حال ما را خوب می کند. همه ی ما کم و بیش این جمله را به زبان آورده ایم یا شنیده ایم که " حال ما خوب است اما تو باور نکن"! حالا برای آنکه به حال خوب باورپذیری برسیم باید چه کار کنیم؟ پاسخ نه پیچیده است و نه دشوار. پاسخ ساده و نزدیک است ما می بایست بیش و پیش از هر فکر و یا عملی، خودمان را به خوبی تعریف کنیم و سالم و سلامت دیدن را بیاموزیم. شما خوب بودن را در چه چیزی می بینید؟ اگر جیب پر پول و حساب بانکی قابل ملاحظه ای داشته باشید حالتان خوب می شود؟ آیا اگر برای کودک بی پناهی، سقفی فراهم آورید از زندگی تان راضی خواهید بود؟ بی تردید پاسخ ما به این پرسش ها متفاوت است؛ زیرا خوبی و بدی همچون بسیاری تعابیر دیگر از مقولات نسبی هستند. چه خوب است که خوب بودن را از زاویه ی دید آدم های مختلف در اقصی نقاط این جهان ببینیم تا منظری که پیش چشم ما گسترده می شود شمولیت بیشتری داشته باشد و به نگاهی چند بعدی تر برسیم. هیچ وقت خوبی را از نگاه یک شاعر دیده اید؟ سهراب سپهری ، شاعر سادگی و بعدازظهرهای تابستان، شاعر خوب کاشان می گوید: "ساده باشیم چه در باجه ی بانک چه در زیر درخت" سپهری سادگی را همچون یک دستورالعمل برای انسان خوب تجویز می کند؛ نسخه ای کارآمد و تاثیر گذار. میکائو اوسوئی یا همان استاد اوسوئی ژاپنی ها که اغلب آنرا بزرگ معلم اخلاق می خوانند، حال خوب را چنین تعریف می کند: " امروز عصبانی نباش امروز نگران نباش امروز با خودت و با دیگران مهربان باش امروز با خودت و با دیگران صادق باش امروز از جان و دل کار کن خوب خواهی بود." سخنان او در نگاه نخست به غایت ساده اند. اما کیست که بتواند زندگی را چنین سهل ممکن کند؟ اریک امانوئل اشمیت، نویسنده ی شهیر فرانسوی از زبان یکی از کاراکترهای داستان هایش جمله ای کلیدی در این زمینه بیان می دارد: " اگه عذاب وجدانت رو کم کنی یا حداقل سبک کنی حالت خوب میشه، خوبِ خوب!" حال، خوب بودن و حالِ خوب داشتن را از نگاه خود تعریف کنید و به طرف آن قدم بردارید.

صاحبان "ذائقه ماجراجو"‌ از زندگی لذت می‌برند

اگر یکی از دوستان‌تان خوراکی جدیدی را به شما معرفی کند و نظرتان را بپرسد " شما می‌توانید بچشید؟" یا ابروهایتان را به هم گره می‌کنید و می‌پرسید "چیه؟" و این کلمه را چنان محکم و کشیده می‌گویید که نشان بدهید دلتان نمی‌خواهد خوراکی‌های ناشناخته را امتحان کنید.
افزایش رضایت از زندگی در سنین بالاتر استاد بزرگ موسیقی کلاسیک تهران را برای زندگی ترجیح می دهد ما با نقش هایمان وارد رابطه می شویم بهترین روز زندگی من تاثیرات استفاده از تلفن هوشمند پیش از خواب

آداب و رسوم

چهارشنبه سوری / سرخی تو از من

با نزدیک شدن به بهار، جشن های مربوط به عید نوروز نیز برپا داشته  می شود. چهارشنبه سوری  یکی از مراسم هایی است که از ایران باستان، نزد مردم بسیار پر طرفدار بوده است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.

آداب و رسوم مردم کاشان در ایام محرم

مردم کاشان مانند همه مردم ایران از آغاز ماه محرم شروع به برپایی خیمه و تکیه برای عزاداری امام سوم شیعیان می کنند.
این ها که میخوانید واقعی است اسامی عجیب فرزندان ستارگان هالیوودی جایی که تساوی حقوق زنان بی معنی است عروس رفته گل جدایی بچیند دوست داشتن را پاس بداریم

سفر و تفریح

روستای دیدنی " کپ"

در شمال کشور روستا های دیدنی با جاذبه بسیار زیبا و تاریخ جالب و بکر وجود دارد که حتما دیدن آنها برای شما مسافران دایمی شمال خالی از لطف نخواهد بود. یکی از این روستاهای زیبا، " کپ" است.

دزدی از هتل

برخی از کسانی که چند شبی را در هتل اقامت می‌کنند، موقع خداحافظی برخی از وسایل اتاق را به رسم "یادگاری" با خود به خانه می‌آورند. بر اساس یک نظرسنجی یک سوم از مسافران از هتل دزدی‌کرده‌اند؛ برخی کمتر، برخی بیشتر. حوله‌های بزرگ و نرم، دمپایی‌های سبک و راحت یا ملحفه‌های سفید و لطیف هتل‌ها برای بسیاری وسوسه‌کننده است و دل کندن از آنها موقع رفتن کار چندان ساده‌ای نیست. برای همین برخی از این اشیا دست آخر موقع ترک هتل، بی سر و صدا سر از چمدان‌های مسافران در می‌آورند. سایت "هتلز دات کام"‌، از سایت‌های مشهور برای رزو هتل، به تازگی یک نظرسنجی را انجام داد که در آن ۸۶۰۰ مسافر از ۲۸ کشور جهان شرکت داشتند. بر اساس این نظر سنجی، دانمارکی‌ها درستکارترین گردشگران به شمار می‌روند. ۸۸ درصد از آنها عنوان کردند که تا به حال هرگز هیچ چیزی از اتاق هتل به سرقت نبرده‌اند. به این ترتیب دانمارکی‌ها به وضوح بالاتر از متوسط جهانی قرار گرفته‌اند زیرا با در نظر گرفتن تمامی ملیت‌های شرکت کننده در این نظرسنجی تنها ۶۵ درصد گفته‌اند که هرگز از اتاق هتل چیزی به سرقت نبرده‌اند. البته وسایل بهداشتی و آرایشی در دستشویی‌ها در این نظرسنجی به حساب گرفته نشده‌اند. از هر چهار آلمانی، یک نفر اعتراف به دزدی از هتل کرده است. در این میان کلمبیایی‌‌ها بدترین تصویر را از این نظر از خود بر جای گذاشته‌اند. بیش از نیمی از کوبایی‌ها اعتراف کرده‌اند که تا کنون یک یا چندین بار وسایل هتل را با خود به خانه‌آورده‌اند و به این ترتیب آخرین جایگاه را در فهرست درستکار بودن به خود اختصاص داده‌اند. کتاب، مجله، ملحفه و حوله بر اساس این نظرسنجی از محبوب‌ترین اشیای هتل در میان تمامی ملیت‌ها بوده‌اند که از چمدان‌ها سر درآورده‌اند. تنها چینی‌ها بوده‌اند که اعتراف کرده‌اند اغلب به وسایل تزئینی اتاق نظیر لامپ، ساعت یا قاب‌های عکس و نقاشی نیز نظر داشته‌اند و آنها را با خود به خانه آورده‌اند. ربد و شامبر‌، بالش، وسایل برقی نظیر اتوهای مسافرتی یا سشوار از جمله "سوغاتی‌های" کلاسیک هستند که مسافران از گذشته تا به حال به "بلند کردن" آنها علاقه نشان می‌دهند. بر اساس این نظرسنجی مسافرانی بوده‌اند که روکش توالت فرنگی و همچنین برس توالت را هم در چمدان جا داده‌اند. شماری دیگر نیز اعتراف کرده‌اند که تکه‌هایی از فرش اتاق را با قیچی بریده و با خود به خانه برده‌اند. نکته قابل توجه در این میان این است که دزدی از اتاق هتل نه تنها از گردشگران بلکه از کسانی که به سفر کاری یا برای شرکت در همایش در هتل اقامت داشته‌اند، سر زده است. و دیگر آنکه این گونه دزدی‌ها هم در هتل‌های پنج ستاره و هم در اقامتگاه‌های ارزان قیمت از "شکارچیان سوغاتی" سر زده است. هتلداران اغلب مجبور به کنار آمدن با غیبت ناگهانی وسایل اتاق هستند، زیرا در عمل هیچ امکانی برای جلوگیری از به سرقت رفتن آنها ندارند. از آنجایی که پیگیری حقوقی این موارد کاری زمان‌بر و نیز هزینه‌بر است، در موارد خاص در شماری از هتل‌ها یک "فهرست سیاه" از اسامی کسانی وجود دارد که سابقه منفی از خود بر جای گذاشته‌اند. این هتل‌ها به "شکارچیان سوغاتی حرفه‌ای" اتاق کرایه نمی‌دهند.   منبع: DWDE
چه مواد غذایی را نباید به پیک نیک برد؟ قلعه رودخان دژی عظیم بر بلندای گیلان سیزده به در، جشن زیبای طبیعت چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟ مرگ هامون