1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

دنیل براوینگ، در حال حاضر دارای انعطاف پذیرترین بدن است. او که به پسر لاستیکی معروف است، معروفترین بندباز دنیاست و تا به امروز 5 بار در کتاب رکوردهای گینس از او نام برده شده است.

او در شوهای تلویزیونی زیادی از جمله برنامه اپرا و فیلم های بسیاری مثل مردان سیاه پوش بازی کرده است.

معرفترین بازی او عبور از یک راکت تنیس بدون سیم است، در شرایطی که بازوهایش را از مفصل خارج کرده است.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

آیا می‌توان در زمان بارداری دوباره حامله شد؟

یک زن بریتانیایی که دو قلو حامله بود در حین حاملگی دوباره باردار شد و در نهایت سه قلو زایید. آیا چنین اتفاقی ممکن است؟ چنین اتفاقی ممکن است و به آن حاملگی مضاعف (superfoetation) می‌گویند هر چند در انسان بسیار نادر است. در طول صد سال تنها شش بار چنین اتفاقی افتاده است. آیا چنین اتفاقی ممکن است در دوره نه ماهه حاملگی رخ دهد؟ تغییرات هورمونی و فیزیولوژیک پس از لقاح، حاملگی دوباره را غیرممکن می‌کند اما در موارد استثنایی، حاملگی مضاعف، دو تا چهار هفته بعد از لقاح اول، ممکن است. پروفسور سایمون فیشل متخصص باروری می‌گوید: نباید چنین اتفاقی بیفتد اما می‌افتد... اولین مورد در ۱۸۶۵ گزارش شد و در دهه‌های بعد هر از چند گاهی خبری عجیب در این باره می‌شنویم. پروفسور فیشل که اولین کودک با لقاح مصنوعی (IVF) را در ۱۹۷۸ به دنیا آورد می‌گوید وقتی زنی باردار می‌شود دیگر نباید باردار شود: \"تکامل طوری طراحی شده - به خصوص برای زنان- که دیگر نباید تخمک آزاد کنند. حتی اگر هم آزاد کند، تخمک نباید بارور شود چون اسپرم نباید قادر باشد که به آن برسد. حتی اگر هم اسپرم به تخمک برسد پوشش داخلی رحم نباید بتواند جنین دیگری را بپذیرد چون در لقاح قبلی تغییراتی در آن رخ داده است. حاملگی مضاعف اتفاقی بسیار فوق‌العاده است اما همیشه پایان خوشی ندارد. مواردی بوده که جنین حاصل از حاملگی دوم در رحم مرده چرا که رشدش بالاجبار متوقف شده و باید زودتر به دنیا می‌آمده است. پروفسور فیشل می‌گوید: \"موضوع مهم کیفیت جفت است چرا که جفت مهمترین منبع تغذیه و رشد و تکامل جنین در حال رشد است. اگر جفت به طور عادی رشد و تکامل پیدا کند مشکلی نیست اما اگر جفت دو بارداری با هم یکی شوند مسئله‌ساز می‌شود. حاملگی مضاعف در برخی پستانداران بیشتر از انسان دیده می شود، مثل جوندگان، خرگوش، اسب و گوسفند. با اینکه حاملگی مضاعف در انسان چیزی شبیه به معجزه است اما اتفاق می‌افتد و گاهی به شکلی بسیار عجیب هم اتفاق می‌افتد. پروفشور فیشل می‌گوید: \"یک مورد از حاملگی مضاعف چند سال پیش در رم گزارش شد که فاصله بین دو حاملگی تقریبا سه تا چهار ماه بود.

چگونه کودکان را از دروغگویی بازداریم

صفحه‌ رایانه مشکلی پیدا کرده‌ بود − رنگ‌ها همه تابدار و لکه‌دار شده بودند. آهن‌ربا از یک کیتِ علمی روی زمین افتاده بود. اما بامزه اینکه کسی این کار را نکرده بود. نه پسربچه‌ام که آهن‌ربا مال او بود و نه خواهر ماجراجویش و نه حتی نوزاد بهت‌زده‌ای که نزدیک آهن‌ربا نشسته بود. آن وقت بود که فهمیدم بچه‌ها گاه به گاه دروغ می‌گویند، درست توی چشم آدم. به مرور که فرزندان‌تان بزرگ می‌شوند دروغ‌هایشان (و دلایل‌شان برای دروغ‌گویی) هم تغییر می‌کند − و همچنین واکنش‌های شما به دروغگوییِ آنها. اما خبر خوب اینکه: واکنش اندیشیده به کار ناشایست کودک به او اطمینان می‌بخشد که هرچه شده باشد شما به او کمک خواهید کرد. پیش‌دبستانی‌ها داستان‌های پریان، تخیل و دروغ‌های کوچک کسی با قیچی بازی کرده است. بریده‌های قبض‌های آب و تلفن روی زمین ریخته است. پسربچه چهارساله‌تان به شما می‌گوید خواهرش این کار را کرده است. به نظر نامحتمل می‌آید: خواهر او دوماهه است و علاقه‌ای به کار دستی ندارد. چرا پیش‌دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ بچه‌های خیلی کم‌سن‌وسال به معنای واقعی دروغ نمی‌گویند. دبی نیستروم که مدیر یک مرکز رشد در تورنتو است می‌گوید: «برای اینکه دروغ بگویند، بچه‌ها باید بدانند که آنچه می‌گویند نادرست است − باید تفاوت میان دروغ و راست را درک کنند. و این توانایی را پیش از چهارسالگی به دست نمی‌آورند.» بعدتر در سال‌های کودکستان تخیل کودک رشد می‌کند و او کم‌کم کاوش از طریق اندیشه‌‌هایش را آغاز می‌کند و ممکن است داستان‌هایی سرهم کند. نیستروم می‌گوید «کودکستانی‌ها ممکن است تخیل و واقعیت را به هم بیامیزند − آنها داستان‌ها را به هم می‌آمیزند و چیزی که در تلویزیون دیده‌اند را با آنچه واقعاً روی داده ترکیب می‌کنند». کودکستانی‌ها در سنین بالاتر ممکن است دروغ بگویند تا چیزی به دست آورند یا از پی‌آمدهای ناخوشایند − مثل محروم شدن از یک اسباب‌بازی − پیش‌گیری کنند. نیستورم می‌گوید «هرقدر هم که از دروغ‌گفتن بدمان بیاید، دورغ گفتن بخشی از روندِ طبیعی و به‌هنجار رشد و نموِ کودک است». چه باید کرد؟ با زبانی آرام واکنش نشان دهید و موقعیت را فرصتی برای آموزش بشمارید. خوب است به کودک بگویید: «مطمئنم که این همانی نیست که اتفاق افتاده – تو فکر می‌کنی همین بوده؟ » اگر دروغی که کودک‌تان گفته ناراحت‌کننده باشد خوب است به او بگویید: «چه احساسی خواهی داشت اگر کسی همین را به تو بگوید؟» شما و کودک‌تان هردو بر حل مشکل متمرکز شوید. فرض کنید پیش‌دبستانی‌تان روی دیوار نقاشی کشیده است. بد نیست به او بگویید: «نقاشی را روی کاغذ می‌کشند. حالا بیا به مامان کمک کن پاکش کنیم.» برای او توضیح دهید که چرا راست‌گویی مهم است. اگر ممکن است دروغ برای او خطری در پی داشته باشد (مثلاً ممکن است قیچیِ خیاطی را پنهان کرده یا موخشک‌کن را به برق زده است)، مطمئن شوید که می‌داند گفتنِ حقیقت به شما کمک می‌کند از او مراقبت کنید. انتخاب‌هایی پیش روی او بگذارید طوری که بداند نظرش درباره‌ خوراک، پوشاک و اسباب‌بازی‌هایش مهم است. آنگاه او دیگر مجبور نیست برای تأمین نظرش داستانی سرهم کند و دروغ بگوید. دبستانی‌ها راست‌گویی و پی‌آمدهایش می‌فهمید که یک کتاب از کتابخانه‌تان‌ کم شده است. بچه‌ هفت‌ساله‌تان به شما می‌گوید دوستش آن را قرض گرفته و گم کرده است. با چند سؤال از او می‌فهمید که این جور نبوده و کار کارِ خود اوست. چرا دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ کودکان در سن و سال دبستان می‌توانند پیش‌بینی کنند که کارها چه پی‌آمدهایی دارد: اگر کتابی گم شود کسی عصبانی خواهد شد. اگر تکلیف مدرسه انجام نشود دردسری درست خواهد شد. جودی آرنل که در شهر کالگری مشاور والدین است می‌گوید «مغز بچه‌ها در شش‌سالگی در حدی رشد کرده که درباره‌ی پی‌آمدها بیشتر بدانند. در هشت‌سالگی به مفهوم علت و معلول پی‌ می‌برند. و برای همین بسیاری از دروغ‌هایی که بچه‌ها در این سنین می‌گویند برای این است که از پی‌آمدی پیش‌گیری کنند.» چه باید کرد؟ به تنبیه متوسل نشوید. کودکان به خاطر ترس از تنبیه راستش را به شما نمی‌گویند – آنها می‌خواهند از پی‌آمدهای ناخوشایند جلوگیری کنند و زین‌رو به شما اطلاعات نمی‌دهند. آرنل می‌گوید «اگر از تنبیه پرهیز کنید راه‌هایی برای ارتباط باز خواهید کرد تا آنها برای کمک پیش شما بیایند.» به بچه‌هایتان کمک کنید بفهمند دروغ‌گویی چه ایرادی دارد. آرنل می‌گوید: «بد نیست به آنها بگویید “این دروغ است و من از دروغ خوشم نمی‌آید”. برایشان توضیح دهید که چگونه دروغ اعتماد را از بین می‌برد در حالی که آدم‌ها نیاز دارند به هم اعتماد کنند. شاید لازم باشد چند بار این کار را تکرار کنید، اما وقتی بچه‌ شما حقیقت را به شما می‌گوید و شما عصبانی نمی‌شوید، یاد می‌گیرد که همیشه همین طور عمل کند». در زبان و البته در عمل ارزش‌هایتان را با آنها در میان بگذارید. آرنل می‌گوید: «بسیاری از والدین برای ورود به سالن سینما درباره‌ سن بچه‌هایشان دروغ می‌گویند. این کار به بچه‌ها چه یاد می‌دهد؟» به کار ناشایستی که او را در وهله‌ اول به دروغ‌گویی واداشته بپردازید. اگر کودک‌تان کتابی را گم کرده و درباره‌ی آن دروغ گفته است، به او کمک کنید راه‌حلی بیابد. از تواناییِ در حال رشد او برای چاره‌جویی بهره بگیرید. آرنل می‌گوید: «حل مسئله ابزار بسیار خوبی است چون از این طریق بچه‌ها از راهنماییِ والدین برای چاره‌جویی و مشکل‌گشایی سود می‌برند. وقتی بچه‌تان حقیقت را می‌گوید، مطمئن باشید می‌داند که قدردانِ راستگویی‌اش هستید. بگذارید بداند که می‌تواند به شما اعتماد کند تا به او کمک کنید چیزی که نیاز دارد به دست آورد بی‌آنکه لازم باشد به دروغ متوسل شود. نوجوانان بچه‌ی ۱۲ساله‌تان برای رفتن به مدرسه از وسایل نقلیه‌ی عمومی استفاده می‌کند. شما چندان نگران نیستید چراکه او مستقیماً به خانه می‌آید. یک روز خیلی دیر می‌کند و می‌گوید کلاسش طول کشیده است، حرفی که باورش برای شما سخت است. بعد بطور تصادفی می‌فهمید که تأخیر او نه بخاطر کلاس بلکه بخاطر دورهمی‌ با دوستانش بوده است. چرا نوجوانان دروغ می‌گویند؟ بسیاری از دروغ‌هایی که دبستانی‌ها و نوجوانان می‌گویند با زندگی‌ِ اجتماعی‌شان ارتباط دارد، اینکه با چه کسانی دوست‌اند و چه برنامه‌هایی دارند. جَنِت مریسون روان‌شناس در تورنتو می‌گوید: «زندگیِ بچه‌ها در این سنین تا اندازه‌ای از والدین‌شان مستقل می‌شود. دروغ‌‌گویی‌شان لزوماً دغل‌کارانه نیست بلکه این احساس را به آنها می‌دهد که برای نخستین بار در زندگی‌شان می‌توانند کارهایی بکنند که اجازه ندارند.» این روند در طیِ نخستین سال‌های نوجوانی هم ادامه می‌یابد. بچه‌ها می‌خواهند بیشتر برای خودشان تصمیم بگیرند و والدین (با قصد خوب) می‌خواهند همچنان بر آنها کنترل داشته باشند. موریسون هشدار می‌دهد که «اگر فرزندان فکر کنند هر وقت کاری را مسقلاً انجام می‌دهند مجازات می‌شوند، انگیزه‌ی خوبی برای دروغ‌گویی خواهند داشت.». چه باید کرد؟ بگذارید فرزندتان بداند که دروغ‌گوییِ او را تشخیص می‌دهید ولی نمی‌پسندید. در عین حال به یاد داشته باشید که او از این راه به‌اشتباه می‌کوشد استقلالش را اثبات کند. موریسون می‌گوید: «می‌توانید چیزی شبیه این به بگویید: “ممکن است در لحظه‌ی آخر تصمیم‌بگیری که به خانه نیایی تا تلکیف‌هایت را انجام دهی. عیبی ندارد که به خانه‌ دوستت بروی. فقط به من اطلاع بده”. با چنین واکنشی به فرزندتان این پیام سازنده را می‌دهید که به خودمختاریِ او که هرچه بیشتر می‌پرورد احترام می‌گذارید، اما نسبت به امنیت و سلامت او نگرانید.» وقتی فرزندتان به سن نوجوانی رسید مقررات کم‌تری برایش وضع می‌کنید. موریسون می‌گوید: «چه والدین بپسندند چه نپسندند، در این دوره مشاجره بسیار زیاد است، مثلاً درباره‌ی اینکه کِی بچه‌ها تکلیف‌های درسی‌شان را انجام دهند، کِی به رختخواب بروند و…. هرچه والدین سخت‌گیرتر و کم‌مداراتر باشند و هرچه کم‌تر اهل گفت‌وگو باشند، فرزندان بیشتر از مقررات آنها سرپیچی می‌کنند و بیشتر به آنها دروغ می‌گویند.» حتی وقتی فرزندتان درباره‌ چیز مهمی به شما دروغ گفته است (مثلاً مخفیانه از جیب شما پول برداشته تا سیگار بخرد) شدیداً عصبانی نشوید. بعضی بچه‌ها کارهای احمقانه می‌کنند. موریسون پیشنهاد می‌کند به جای آنکه فکرتان را به دروغی که گفته مشغول کنید بهتر است بر تصمیم خطرناکی که می‌گیرد متمرکز شوید. بسته به اوضاع و احوال، شاید از او بخواهید پول را برگرداند یا از پول توجیبی‌اش کم کنید. «در این نمونه، چیزی که مهم است نه خودِ دروغ‌گویی بلکه دلیلِ آن است. مسلم است که بچه‌ها برای مخفی نگاه داشتنِ چنان تخلف‌هایی دروغ می‌گویند.» بی‌شک وقتی کسی می‌فهمد بچه‌اش به او دروغ گفته نگران می‌شود. ممکن است به آینده بیندیشد و تصور کند که فرزندش خلاف‌های بزرگ‌تر مرتکب خواهد شد. اما چنین نیست. آرنل می‌گوید: «قرار نیست دروغگوییِ بچه‌ها به چیز هولناکی در آینده منجر شود. بچه‌ها باید راه خودشان را بیابند و والدین آنجا هستند تا بچه‌ها را در انواع موقعیت‌ها راهنمایی و سرپرستی کنند.» تا جایی که به آنچه بچه‌هایمان به ما می‌گویند – خوب یا بد – با رویی گشاده واکنش نشان دهیم، دروغ‌گویی مشکلی برطرف‌شدنی است. باور کنید.    
چگونه احساس امنیت کودکان خود را تقویت نماییم؟ هیجان انگیز ترین سفر زندگی وقتی لگو هم خشن میشود با کودک خجالتی خود چگونه رفتار کنیم؟ برای سوالات جنسی فرزندان تان آماده باشید

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

از لادیزنگار: هتل یخی

دوست عزیز لادیز، آقای بیژن ماجدی این مطلب بسیار جالب را برای ما ارسال کرده اند. با تشکر فراوان از ایشان از شما دوستان خوب مان دعوت می کنیم تا مطالب جالب و خواندنی خود را با دوستان تان در لادیز سهیم شوید.

نصف وزن بشر شامل میکروب ها است

همینطور که مشغول خواندن این کلمات هستید هزاران میلیارد میکروب روی صورت تان هستند و میلیونها میلیارد ویروس، مشغول زاد و ولد روی دست تان و درون شکم شما می باشند. در هر ساعت به همراه  دم و بازدم نفس تان، 37 میلیون باکتری به فضای اطراف پرت می شوند. هر یک گرم غذایی که می خورید یک میلیون باکتری هم به همراهش می بلعید. نیمی از وزن بدن ما از میکروب ها تشکیل شده است. میکروبها حتی بخشی از دفاع و سلامتی بدن ما را برعهده دارند. با ما غذا می خورند و سفر می کنند و وقتی هم می میریم توسط آنها مصرف می شویم. اولین تصور واقعی که بشر از میکروب ها دارد مربوط است به یک دانشمند قرن 17  به نام Van Leeuwenhoek در حوالی هلند که به کمک میکروسکوپ ساده ای که ساخته بود شاهد موجودات بسیار ریزی شد که زیبا و بسیار متحرک در بزاق دهانش یافته بود. هیچکس نه شبیه او دید و نه افکار و نظراتش را باور کرد. در قرن بعد در اواسط قرن 19 میلادی، دانشمندانی نظیر پاستور همه حواسش را بر روی میکرب به عنوان « مرض»  تمرکز کرد و germ theory ایجاد شد.  همان دوره که داروین و نگاهش به طبیعت مطرح شد و اینکه  برای تنازع بقا ، همه موجودات در رقابتی مرگبار فقط باید زنده بمانند.همدیگر  را از بین می برند. نگاه بدبینانه به میکروبها به عنوان دشمن سلامتی هنوزدر بین جامعه عمومت دارد. شکی نیست که بخش کوچکی از میکروب هتا باعث بیماری می شوند  ولی نشان کردن میکروبها به عنوان دشمن با حقیقت فیزیکی ما همخوانی ندارد. میکروب ها بخش مهمی از جسم ما را شامل می شوند. نگاه سوم به میکروب ها در قرن 20 روی داد که کم کم متوجه اهمیت میکروب ها در زندگی شدند. ابتدا کشف 400 میکروب بر روی پوست ما، خودنمایی کرد. بعدها بر تعداد میکروب ها و باکتری هایی که در یک ارتباط مستقیم وهمکاری با ما هستند بیشتر شد. در حال حاضر می دانیم که هر انسان حدودا 25 هزار ژن دارد ولی ترکیب ژن های ما و سایر موجودات ذره بینی که در ما وجود داند 500 برابر بیشتر است.
بهداشت دهان و دندان در سگ بخت بلند یا لباس عروس بلند؟ کارهایی که سگ شما را ناراحت می نماید ازدواج عجیب برج پیزا/ کج اما ماندگار

مطالب تصادفی

حرفه من

زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند

«پزشکان زن نسبت به همکاران مردشان بهتر کارشان را انجام می‌دهند»؛ چندین پژوهش تا کنون این گزاره را مورد بررسی قرار داده اند اما اکنون موضوع مرگ و زندگی است. پژوهشی که به‌تازگی نرخ مرگ‌ومیر بیمارستانی و بستری شدن مجدد بیماران پس از ترخیص را در بیماران بالای ۶۵ سال مقایسه کرده، به این نتیجه رسیده که بیمارانی که پزشک‌شان زن است شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند. ه روز ۱۹ دسامبر/۲۹ آذر در ژورنال «جاما برای پزشکی داخلی» (JAMA Internal Medicinee) منتشر شد، می‌گوید اگر پزشکان مرد هم مانند پزشکان زن از بیماران‌شان مراقبت می‌کردند، سالانه ۳۲ هزار نفر از آمریکایی‌هایی بالای ۶۵ سال، نمی‌مردند. جها آشیش و تیمش از دانشکده «مدیریت بهداشت و درمان» در دانشگاه هاروارد، پرونده‌های پزشکی بیش از ۱٫۵ میلیون بیمار را ظرف ۳۰ روز پس از اینکه در بیمارستان بستری شده بودند بررسی کردند. همه پرونده‌های مورد بررسی این پژوهش متعلق به بیماران بالای ۶۵ سال در آمریکاست. این تیم پزشکی متوجه شدند که آمار مرگ و بستری شدن مجدد پس از ترخیص، در مورد بیمارانی که مراقب اصلی آنها پزشکی زن بوده، پایین‌تر است. در مورد شاخص مرگ‌ومیر پس از بستری شدن در بیمارستان، اگر درصدی نگاه کنیم تفاوت بین پزشکان زن و مرد به نظر کم می‌آید: حدود ۱۱ درصد از بیمارانی که پزشک مراقب آنها زن بوده، پس از بستری شدن در بیمارستان در ظرف ۳۰ روز مرده‌اند. در مورد پزشکان مرد این رقم نیم درصد بیشتر است. اگر این تفاوت نیم درصدی را در سطح کل جمعیت ۶۵ ساله‌هایی که در آمریکا سالانه در بیمارستان بستری می‌شوند حساب کنیم، موضوع مرگ و زندگی می‌شود. اگر پزشکان مرد با همان استاندارد پزشکان زن مراقبت‌های پزشکی را ارائه می‌دادند، سالانه ۳۲ هزار نفر آمریکایی بالای ۶۵ سال بستری در بیمارستان‌ها نمی‌مردند و به زندگی ادامه می‌دادند. آشیش توضیح می‌دهد که «این به این مفهوم نیست که بیماران بهتر است به جای پزشکان مرد به پزشکان زن رجوع کنند». پژوهش این تیم در حوزه مدیریت بهداشت و بهینه‌سازی مراقبت‌های بهداشتی است. در مرحله بعدی پژوهشگران باید دقیق شوند که تفاوت عملکرد پزشکان مرد و زن در چیست، تا بر این اساس بتوانند در حوزه مدیریت بهداشت برنامه‌هایی برای بهینه‌سازی طراحی کنند. اینکه چرا تفاوت‌های کیفیت مراقبت با توجه به شاخص جنسیت پزشکان وجود دارد، پرسشی نیست که این پژوهش به آن پاسخ داده باشد. نویسندگان گفته‌اند که هدف‌شان بیشتر یافتن آماری معنی‌دار در این حوزه بوده و در این مقطع از پژوهش «قادر به شناسایی دقیق دلایل» بهتر بودن پزشکان زن نسبت به مردان نیست. اما پژوهش‌های دیگری که آشیش و تیمش از آنها در متن مقاله‌شان مثال می‌آورند نشان داده‌اند که پزشکان زن دقیق‌تر از پزشکان مرد آموزه‌های خود را به‌کار می‌گیرند، بیشتر به دستورالعمل‌های درمانی عمل می‌کنند، بیشتر مراقبت‌های پیشگیرانه توصیه می‌کنند، ارتباط کلامی و انسانی بهتری با بیماران دارند و در کل بیشتر احتمال دارد که مراقبت‌های پزشکی با کیفیت بالا ارائه کنند. با این حال، حتی اگر بیماران در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا می‌خواستند که به جای پزشکان مرد سراغ زنان بروند هم به‌اندازه کافی پزشک زن نبود. در کشور آمریکا تنها حدود یک‌سوم از پزشکان که وارد بازار کار شده‌اند، زن هستند. همچنین بسیاری از تخصص‌های پزشکی همچنان شغل‌های مردانه‌اند؛ از جمله ارتوپدی، قلب و عروق و جراحی مغز و اعصاب. پزشکان زن در آمریکا به طور متوسط سالانه ۲۰هزار دلار کمتر از پزشکان مرد دستمزد دریافت می‌کنند. در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها هم، پزشکان مرد به نسبت زنان بودجه پژوهشی بیشتری دریافت می‌کنند. در محیط‌های دانشگاهی مردان پزشک دو برابر بیشتر از زنان پزشک شانس دارند که به بالاترین مدارج در عضویت هیئت‌علمی‌ها برسند.

10 گام تا استخدام

متاسفانه ما خانم ها چندان به فنون چانه زنی و مذاكره در جلسات مصاحبه شغلی آشنا نیستیم. ما گمان می كنیم رزومه ما معرف ماست، اما اینطور نیست، كافی است چند روش برای تاثیرگذاری بیشتر یاد بگیرید.
کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس برای مصاحبه شغلی آماده باشید حرفه من: مربی آموزش رانندگی روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول زنان پزشکان بهتری هستند

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

چرا بعضی از افراد خوش شانس تر هستند؟

شاید در نگاه اول، شانس اصلی زندگی ما مربوط به این باشد که کجا و چه وقت به دنیا می آئیم. در چه خانواده ای بزرگ می شویم. از بین چه تصادفات ناگوار یا اتفاقات خوشایند عبور می کنیم. چه نوع مریضی ها یا قابلیت های فیزیکی داریم و … به عبارتی دیگر هزاران موقعیت و شرایط دست به دست هم می دهند که تعیین می کند آیا ما خوش شانس یا بدشانس هستیم. اما در کنار این حقیقت عمومی، همه ما شاهد این واقعیت هم هستیم که بعضی ها به نظر می رسد در شرایط مشابه زندگی، خوش شانس تر  هستند. برای همین شاید بد نباشد در جستجوی دلایلی بگردیم که باعث می شود بعضی ها به هر چه دست می زنند طلا می شود و دنیا به کام شان است. 1 –  هشیاری مداوم  آمادگی و هشیاری در باره حوادث پیرامون و حتی احساسات و افکار درونی باعث می شود که یک فرد آماده بهره برداری از هر امکانی باشد. آدم های خوش شانس زندگی شان را در حالت کنترل اتوماتیک هواپیما نگه نمی دارند. انها هر لحظه مسلط بر تغییرات، فرصت ها و نارسایی ها هستند. 2 – اهل عمل آدم ها به وقت عمل کردن که می رسند 3 نوع هستند. آنها که امکان عملی شدن یک واقعه را تدارک می بینند. انها که نظاره گر ماجرا هستند و آنها که در تعجب هستند که اصلا چه اتفاقی افتاده است. افراد خوش شانس با عملی ساختن ماجراها و فرصت ها، طبیعتا  خودشان را همواره در معرض شانس و تهیه موقعیت بهتر، قرار می دهند. 3 – بهره برداری از فرصت افراد زیادی وجود دارند که چشمشان را بر روی فرصت ها می بندند یا متوجه آنها نمی شوند اما منطق عمومی نشان داده است که شانس به صورت موقعیت های جدید، درِ خانه همه را می زند.  با این وجود، فقط آنهایی که امادگی بهره برداری از فرصت ها را دارند خوش شانس و موفق هستند. آدم های که شاهد خوش اقبالی شان هستیم در حقیقت گوش به زنگ ظهور هر پدیده تازه و غیرقابل پیش بینی هستند. خوش شانس ها افرادی هستند که قادرند به سرعت تصمیمات و برنامه ریزی ها و حتی هدف های شان را با موقعیت جدید وفق بدهند. 4 – درک و شعور دانستنی ها دو نوع هستند. دانش ظاهری آن است که افراد از طریق خواندن کتاب و رفتن به مدرسه می آموزند. دانش باطنی اما از طریق تجربه و کشف و شهود به دست می آید. افراد خوش شانس همان هایی هستند که می توانند دانش ظاهری و باطنی را ترکیب کنند. ترکیبی که باعث می شود از هوش عاطفی بیشتری برخوردار شوند. آنها با این مجموعه از قابلیت های فردی می توانند هم به درک بهتری از شرایط اجتماع پیرامون برسند و هم به یک پیشبینی درست تر از روند اتفاقات، دست پیدا کنند. 5 – تطبیق پذیربودن از هراکلیتوس، فیلسوف یونانی نقل شده است که جهان هر لحظه در حال تغییر است و برای همین هیچکس نمی تواند مثلا در یک رودخانه دوبار شنا کند. این روزها که سرعت تغییرات بیشتر از همیشه است از ادعای او پا فراتر گذاشته شده است. این روزها، انسانها حتی نمی توانند یکبار هم در یک رودخانه شنا کنند چون رودخانه زندگی به سرعت در حال تغییر است. آدم های خوش شانس تر جزو تطبیق پذیرترها هستند و به همین علت نیز می توانند با تغییراتی که مدام صورت می گیرد همراه باشند. همراهی که به آنها امکان موفقیت بیشتر می دهد.  

محیط کارتان را دوست داشتنی کنید

بعد از مدتی کار کردن در یک محیط، با همکاران و کار همیشگی، اگر حس خستگی و و گاهی فرسودگی بکنید، کاملا طبیعی است.
انگار همین دیروز بود رنگهای سال 2013 را میشناسید؟ با چرخه خشونت های جسمی، احساسی و روانی شما را می ترسانند، کنترل می کنند و شکست می دهند پرهزینه ترین طلاق تاریخ مدیتیشن آتش درون را شعله ور می سازد

آداب و رسوم

شب قدر؛ مرکز ثقل رمضان

رمضان، فضا و شرایط مورد نیاز برای رسیدن به قدر را مهیا میکند و به همین دلیل، قدر در دل رمضان جای گرفته است. اما نکته مهم آن است که هر لحظه ای از شب یا روز می تواند شب قدر انسان باشد.

عید فطر در ایران

عيد فطر يکی از دو عيد بزرگ اسلامی است که در روز اول ماه شوال آن را جشن می گیرند.مسلمانان پس از يک ماه روزه و عبادت پروردگار، چشم به راه اين روز بزرگ هستند و با برپایی آیین های خاص این روز، به اصطلاح ماه رمضان را بدرقه می کنند.
کارناوال برزیل 2014 بادرود: میزبان پنجمین جشنواره ملی انار ایران جایی که تساوی حقوق زنان بی معنی است بیست و هشتم صفر عید فطر در میان کشور های اسلامی

سفر و تفریح

ایران زیبای ما (قسمت اول)

ایران زیبای ما فقط شامل پرسپولیس و سی و سه پل و بازار تبریز و سواحل خزر نیست. اگر کسی بخواهد همه ایران را ببیند احتمالا باید یک عمر را در چهار سوی این کشور پهناور سفر نماید و باز هم احتمالا جایی چیزی دیدنی را از قلم خواهد انداخت. با نزدیک شدن تعطیلات سال جدید نگاهی می اندازیم به چهار گوشه از ایران، کشور زیبایمان، که شاید کمتر نامی از آن تاکنون شنیده بودیم. بهتر است بجای خرج کردن همه وقت و پول خود در سواحل تایلند یا آنتالیا وقتی و بودجه ای را نیز برای شناختن زیبایی های خانه مان کنار بگذاریم. چشمه های باداب سورت ساری چشمه‌های باداب سورت در سال ۱۳۸۷ به عنوان دوّمین اثر ملی ایران ثبت شد. در سال ۱۳۸۷، کوه دماوند، چشمه‌های باداب سورت و سرو ابر کوه به عنوان سه اثر طبیعی به‌وسیلهٔ سازمان میراث فرهنگی ثبت شدند. چشمه های باداب سورت بعد از چشمه پامو کاله ترکیه به عنوان دومین چشمه آب شور جهان ثبت جهانی شده است. چشمه‌های باداب سورت واقع در استان مازندران، شهرستان ساری، دهستان پشتکوه، روستای ارست، قرار دارد. چشمه‌های باداب سورت شامل دو چشمه با آب‌های کاملاً متفاوت از لحاظ رنگ، بو، مزه و حجم آب است. چشمهٔ پر آب دارای آب بسیار شور و دارای استخری با قطر حدود ۱۵ متر و عمق زیاد است. چشمهٔ دوم که در بالادست و شمال غربی این چشمه قرار دارد، ترش مزه و دارای آبی به رنگ قرمز و نارنجی است، در اطراف چشمه کمی رسوب آهن نشسته‌است. جریان آب‌های رسوبی و معدنی این چشمه‌ها طی سال‌ها، در شیب پایین دست کوهستانی خود، صدها طبقه و ده‌ها حوضچهٔ بسیار زیبا به رنگ‌های نارنجی، زرد و قرمز در اندازه‌های مختلف پدید آورده‌است. این طبقات و حوضچه‌ها در واقع جاذبهٔ اصلی و ویژگی منحصر به فرد چشمه‌های باداب سورت است. زیبایی این طبقات و محل ویژهٔ قرارگیری چشمه در دامنهٔ کوهستان و چشم اندازهای اطراف به ویژه در غروب تحسین برانگیز است. باداب ترجمهٔ تحت‌اللفظی واژهٔ مازندارانی «وا اُ» است. وا (باد) به نوعی درد (رُماتیسم) اشاره دارد که با استفاده از آب معدنی درمان می‌شود. همچنین باداب به معنی آب همراه با گاز است. این چشمه‌ها در ارتفاع ۱۸۴۰ متری واقع شده‌اند و در ایران بی‌نظیر هستند و تنها در شش کشور دیگر پدیده‌ای تا حدّی شبیه باداب سورت وجود دارد. اطراف چشمه پوشیده از درختچه‌های زرشک وحشی و ارتفاعات بالاتر پوشیده از جنگل‌های سوزنی برگ است. خانه لاریها در یزد خانه لاریها و بادگیر آن مربوط به دوره قاجار است و در یزد، خیابان امام خمینی، محله فهادان، مجاورعمارت کلاه فرنگی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ بهمن ۱۳۷۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. خانه لاریها شامل شش باب خانه با فضاهای کاملاً معماری ویژه خانه‌های کویری می‌باشد. این خانه در سال ۱۲۸۶ قمری ساخته شده مالک آن حاج محمد ابراهیم لاری بوده‌است. سابقا بعنوان خانقاه نعمت اللهی از آن استفاده می‌شد. مساحت آن حدود ۱۷۰۰متر وزیر بنائی معادل ۱۲۰۰متر مربع را داراست. درها، پنجره‌ها، ارسی‌ها و اتاقهای آئینه کاری و نقاشی شده آن یکی از نمونه‌های زیبا و عالی خانه‌های اعیانی قرن سیزدهم است. این مجموعه همجوار بناهای تاریخی چون مدرسه ضیائیه یا زندان اسکندر، بقعه سید گلسرخ و برج و با روی یزد است که جمعاً شش هزار متر مربع وسعت دارد خانه لاریها به شماره ثبتی ۱۸۳۷ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده‌است. قلعه فلک الافلاک خرم آباد فَلَک‌الافلاک یا دژٍ شاپورخواست قلعه‌ای تاریخی در مرکز شهر خرم آباد در استان لرستان است. فلک‌الافلاک با نام قلعه دوازده برجی هم شناخته می‌شود. قلعه فلک‌الافلاک بر فراز تپه‌ای مشرف به شهر خرم آباد و در نزدیکی رودخانه خرم‌آباد قرار گرفته و چشم‌گیرترین اثر تاریخی و گردشگری درون شهر خرم‌آباد است. این بنا مربوط به دورهٔ ساسانی است و در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. قدمت این قلعه به دوره ساسانیان می‌رسد. ساسانیان شهری با نام شاپورخواست در حدود منطقه کنونی خرم آباد ساختند که بعدها ویران شد و در حدود سده هفتم هجری خرم آباد فعلی به جای آن بنا گردید. گمان می‌رود که قلعه فلک‌الافلاک همان دژ شاپورخواست باشد که در دوره ساسانی کاربرد حکومتی و نظامی داشته‌است. از قرن ششم هجری پس از ساخته شدن شهر جدید خرم‌آباد این قلعه نیز بنام خرم‌آباد معروف شد و احتمالاً نام فلک‌الافلاک در دوره قاجار به آن اطلاق شده‌است. این اثر ارزشمند در سال 1349 از ارتش به وزارت فرهنگ و هنر سابق واگذار و به شماره ۸۸۳ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. در سال 1354 این بنا با راه‌اندازی موزه مردم‌شناسی و مفرغ های لرستان به موزه تبدیل شد. در سالهای اخیر با مرمت نمای بیرونی و داخل قلعه موزه‌های باستان‌شناسی، مردم شناسی، آزمایشگاه مرمت اشیاء، مرکز فروش تولیدات فرهنگی و چایخانه سنتی در این مجموعه فرهنگی تاریخی راه‌اندازی شده‌است. در متون تاریخی از قلعه فلک‌الافلاک با نامهای گوناگونی مانند دژ شاپورخواست، دز بر، قلعه خٌرمآباد، قلعه دوازده برجی از آن یاد شده‌است. فلک‌الافلاک که در لغت به معنی سپهر سپهران یا فلک نهم است عنوانی ایست که در دوره قاجار به این بنا اطلاق شد و اکنون نیز به همین نام مشهور است. کلیسای سنت استپانوس در جلفای آذربایجان شرقی کلیسای سن استپانوس، یا کلیسای استفانوس مقدس دومین کلیسای مهم ارامنه ایران است که از نظر اهمیت بعد از قره کلیسا قرار می‌گیرد. این بنا در استان آذربایجان شرقی در ۱۷ کیلومتری غرب شهر جلفا و در فاصله ۳ کیلومتری کرانه جنوبی رودخانه ارس در محلی به نام قزل وانک (صومعه سرخ) واقع شده‌است. این کلیسا در سده نهم میلادی ساخته شده‌است ولی به علت زلزله دچار آسیب‌های جدی شده بود که در دوران صفویه مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت. این اثر در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۴۱  به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. کلیه محوطه کلیسا در قلب کوه‌ها و در میان طبیعت سبز منطقه مرزی جلفا و جمهوری آذربایجان قرار گرفته‌است. این کلیسا مورد احترام تمام مسیحیان و تقریبا تمامی ادیان است اما در واقع به شاخه مسیحیان گریگوری  که ساکن ارمنستان هستند تعلق دارد. در یک روز از سال هزاران نفر از ارمنیان در این نقطه گردهم می‌آیند تا ضمن زیارت، مراسم و مناسک خاص خود را به‌جای آورند. سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور مجموعه سه کلیسای سنت استپانوس، زور زور و قره کلیسا را به عنوان یک پرونده برای ثبت در فهرست میراث جهانی به یونسکو ارائه داد. در سال ۲۰۰۶ میلادی سه کلیسا برای ثبت در یونسکو پیشنهاد گردید که این کلیسا یکی از آنهاست. مراحل تشکیل پرونده این بنای تاریخی در حال انجام است و روند بازسازی و مرمـّت کلیسا به این منظور انجام شد. همچنین تعمیرات اساسی و گسترده‌ای با حفظ سبک شیوه معماری گذشته آن، با همّت سازمان میراث فرهنگی کشور و با همکاری شورای خلیفه گری ارامنه صورت گرفته‌است.

نمایش آثار تاریخی موزه لوور در ایران

پس از امضای تفاهمنامه میان متولیان میراث فرهنگی در ایران و موزه لوور فرانسه، معاون میراث فرهنگی کشور از برگزاری نمایشگاه آثار تاریخی موزه لوور در ایران خبر داد. به گزارش خبرنگار مهر بهمن ماه سال گذشته رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی در سفر خود به فرانسه با رئیس موزه لوور یادداشت تفاهمنامه ای امضا کرد که بخشی از موضوع آن مربوط به حوزه‌هایی نظیر باستان‌شناسی و هنرهای بومی بود. پس از آن در فروردین امسال جان لوک مارتینس رییس موزه لوور  پاریس به ایران آمد و ضمن امضای تفاهمنامه ای با موزه ملی و سازمان میراث فرهنگی برای برگزاری نمایشگاه و نشست مشترک از برخی از بناهای تاریخی و موزه های ایران بازدید کرد. اکنون قرار است که پیرو همین تفاهمنامه ها نمایشگاهی از آثار موزه لوور در ایران برپا شود. پیش از این نیز موزه ملی ایران دو نمایشگاه با عنوان «هنرصفوی» را در سال ۲۰۰۷ در موزه لوور و «امپراطوری هخامنشی» را در همان سال در پاریس برگزار کرده بود. محمد حسن طالبیان معاون میراث فرهنگی کشور در این باره گفت: موزه لوور قصد دارد  تعدادی از اشیای دوره های مختلف تاریخی را به ایران بیاورد. این موضوع یکی از بندهای تفاهمنامه ای است که بین موزه ملی ایران و موزه لوور امضا شده بود. هنوز زمان و جزئیات این نمایشگاه قطعی نشده است اما تصور می کنم که اواخر سال و یا اوایل سال آینده این نمایشگاه در ایران برپا شود. وی گفت: مسئولان موزه لوور تعدادی شی را به ما نشان دادند و ما از بین آنها برای نمایش در ایران انتخاب کردیم. اول نمایشگاهی در ایران برپا می شود سپس آثاری را نیز برای نمایش از ایران می فرستیم. در این ارتباط مشکلی برای بیمه آثار نداریم چون موزه لوور قبول کرده که این هزینه ها را تامین کند. طالبیان بیان کرد: پیش از این نیز قرار  بود که نمایشگاه بزرگی از آثار تاریخی مکزیک در ایران برگزار شود اما منابع مالی و بیمه ای ما نمی توانست مشکلات این نمایشگاه را تامین کند به همین دلیل منصرف شدیم. اگر ما برای نمایش آثار تاریخی کشورهای خارجی مشکل بیمه آثار را نداشته باشیم آنها مشتاقانه نمایشگاه در ایران برگزار می کنند. جبرئیل نوکنده مدیر موزه ملی ایران نیز در این باره  گفت: از طرف موزه لوور پیشنهاد برگزاری یک نمایشگاه داده شده است و ما اکنون درحال بررسی این موضوع هستیم. وی گفت: برای ما جلسه ای پیرامون این موضوع تشکیل دادند اشیای ارسالی به ایران از نفایس موزه لوور است و از فرهنگ های متعدد مانند یونان، مصر، بین النهرین. به این معنی که از هر دوره تاریخی و هر فرهنگی سه شی تاریخی موزه به ایران می آید که حدود ۲۴ شی است. البته ممکن است این تعداد بیشتر و یا کمتر شود. تاکنون در میان این آثار هیچ شی که متعلق به ایران باشد وجود ندارد.
ابیانه، تاریخ سرخ ایران پیشنهادهای آخر هفته کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی ایران زیبای ما (قسمت دوم) غارنوردی از نوع بورنیک