1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

دنیل براوینگ، در حال حاضر دارای انعطاف پذیرترین بدن است. او که به پسر لاستیکی معروف است، معروفترین بندباز دنیاست و تا به امروز 5 بار در کتاب رکوردهای گینس از او نام برده شده است.

او در شوهای تلویزیونی زیادی از جمله برنامه اپرا و فیلم های بسیاری مثل مردان سیاه پوش بازی کرده است.

معرفترین بازی او عبور از یک راکت تنیس بدون سیم است، در شرایطی که بازوهایش را از مفصل خارج کرده است.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

هیجان انگیز ترین سفر زندگی

زوج ها برای آغاز یک سفر باید با هم متعهد بوده و از آنچه پیش رو دارند کاملا" آگاه باشند همه پدرها و مادرها داستان هایی از اینکه چطور بچه دار شدند را دارند و متاسفانه در این میان قصه ها و افسانه های غیر واقعی هم کم نیستند. امروزه ما در مورد مسائل جنسی و بارداری که زمانی بسیار شخصی و خصوصی به حساب می آمدند، به راحتی و به صورت آشکار صحبت می کنیم. زوج هایی که مشکل بارداری دارند، هر روز با اطلاعات آگاه کننده گرفته تا اطلاعات مبهم و کاملا" اشتباه و گیج کننده، بمباران می شوند. آمار نشان می دهد: روی هم رفته، نرخ بارداری تنها چیزی بین 15 تا 20 % در هر سیکل می باشد و تقریبا" از هر هشت بارداری تشخیص داده شده، یک مورد منجر به سقط جنین می شود. حدود 70 درصد  از زوج هایی که ثابت شده از نظر باروری مشکلی ندارند، پس از شش ماه تلاش، 85 الی 90 درصد پس از دوازده ماه و 95 درصد آنها پس از دو سال تلاش باردار می شوند. همه می دانند که خانم ها با بالا رفتن سن، شانس کمتری برای بارداری و به همین میزان شانس بیشتری در سقط جنین دارند. (به دلیل وجود ناهنجاری های کروموزمی خاص جنین) بنابراین، "نرخ موفقیت " - حتی برای زوج هایی که مشکلی از نظر باروری ندارند – خیلی هم بالا نیست. علی رغم اینکه بسیاری از زنان جوان از بارداری های غیربرنامه ریزی شده می ترسند، حاملگی به همین آسانی هم رخ نمی دهد. در مورد ناباروری، حدود 35 تا 40 درصد از علل ممکن مربوط به مردان بوده و 35 تا 40 درصد دیگر مربوط به زنان است. 20 تا 35 درصد موارد باقی مانده  یا توضیحی نداشته و یا بدلیل ترکیبی از عوامل زنانه و مردانه است. پس اگرچه بسیاری از خانم ها خودشان را مقصر در باردار نشدن می دانند، اما ناباروری یک مشکل اغلب زنانه نیست و هر دوی زن ومرد به طور مساوی " مسئول " هستند. نسبت دادن مسئولیت ناباروری به یک شخص یا یک عامل خاص مثل تعداد اسپرم ها، هیچ فایده ای به حال زن و شوهر ندارد، نه برای حل مشکل ناباروری و نه برای حل مشکل روابط زوجین. نتیجه چنین برخوردی، احساس گناه و مسؤلیت و نیز خشم و رنجش برای همسر خواهد بود. در هنگام صحبت از ناباروری خیلی بهتر است که از عبارت "مربوط می شود به"  به جای  "بدلیل"  یا    " در نتیجه ی " عوامل خاص استفاده کنیم.  در موارد بسیاری ممکن است عوامل مختلفی در این موضوع نقش داشته باشند. اگرچه ممکن است معاینات تنها یک عامل را تشخیص داده باشند، اما معلوم نیست که این عامل  تنها علت ناباروری است یا اینکه تنها یک علت از میان علل مختلف موجود است. زوج هایی که برای مدت بیش از 12 ماه به منظور باروری تلاش می کنند، بهتر است با پزشک عمومی خود برای انجام معاینات و چک آپ های معمول مشورت کنند چرا که گاهی یک مسئله نسبتا" ساده و قابل درمان مثل عملکرد غیر عادی تیروئید تشخیص داده شده و شانس بارداری را می افزاید. زنان با سنین بالاتر باید زودتر اقدام به اینگونه معاینات کنند به این دلیل که می توان گفت، سن مادر شدن تنها دلیلی است که به احتمال زیاد عامل تعیین کننده موفقیت نهائی تلاش های زوجین برای باروری است. زوج ها برای آغاز یک سفر باید با هم متعهد بوده و از آنچه پیش رو دارند کاملا" آگاه باشند. آنها باید تا حد امکان از نظر احساسی و عملی پشتیبان یکدیگر باشند به خصوص که مسیر پر از چالش و وقت گیر ملاقات های پزشکی، تست های دردناک و طاقت فرسا و حتی درمان IVF را باید بپیمایند. کل فرایند می تواند از نظر احساسی، فیزیکی و مالی فرساینده باشد و فشار زیادی حتی بر استوارترین روابط وارد آورد. زوج ها باید به یاد داشته باشند که از تلاش برای بارداری لذت ببرند نه اینکه به آن به حدی جنبه پزشکی دهند که تبدیل به یک وظیفه ناخوشایند شود. اغلب زوج ها چه با امدادهای پزشکی و چه بدون آن، بچه دار خواهند شد. ما باید خوشحال باشیم که در عصری زندگی می کنیم که پیشرفت های پزشکی به اکثر زوج ها در صورت تمایل شانس بچه دار شدن را می بخشد.

برای کودکان تان لالایی بخوانید

برای آنکه مادر خوبی باشید لازم نیست صدایتان شبیه خواننده های حرفه ای باشد. ولی لازم است حتما برای کودک تان لالایی بخوانید.
بهترین زمان تربیت کودکان نهادینه کردن کتابخوانی در کودکان مسمومیت گوش! 8 اشتباه رایج والدین و نحوه اجتناب از آن‌ها حسادت کودکان؛ طبیعی یا غیر طبیعی؟

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

شبکه روسی برای همجنس‌گرایان بلیت یک‌طرفه هواپیما می‌خرد

یک کانال تلویزیونی مذهبی روسیه گفتهآماده است برای همجنسگرایانی که قصد مهاجرت دارند، بلیت یک‌طرفه بخرد. ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی پخش شده که در آن تلویزیون تزارگراد از افراد همجنسگرا دعوت کرده تا برای بلیت یک طرفه هواپیما به مقصد خارج از روسیه، رقابت کنند. آندری آفاناسییو، مجری این تلویزیون، گفت: "اخیرا، کالیفرنیا که اتفاقا آزادترین ایالت آمریکا است، به گمراهان روسیه در دریافت گرین کارت پیشنهاد کمک کرده است." این شبکه تلویزیونی برای نام بردن از دگرباشان از کلمات "توهین آمیز" استفاده می‌کند. او افزوده است: "کارمندان تزارگراد از این ابتکار حمایت می‌کنند. علاوه بر این، ما آماده‌ایم تا برای هر کسی که قصد مهاجرت دائم دارد و می تواند برای تایید همجنس‌گرایی یا داشتن سایر انحرافات گواهینامه پزشکی ارائه کند، بلیت یک طرفه بخریم." "ما واقعا می خواهیم شما به آنجا بروید، جایی که می توانید به صورت آشکارا تسلیم گناهان خود شوید." این شبکه مذهبی تاکید کرده است که هدفش آزار بینندگان نیست بلکه "می‌خواهد کار نیک بکند". تزارگراد یک شبکه ماهواره‌ای است که برای ارتقای ارزش‌های ارتدوکس مسیحی تاسیس شده است. معنی اسم آن قسطنطنیه است که تا حدی نشانه دیدگاه‌های مذهبی و سیاسی آن است. این کانال مدعی است که حدود یک چهارم جمعیت روسیه مخاطبانش هستند. بنیانگذار آن، کنستانتین مالوفیف تاجر مشهوری است که از ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوی روسیه حمایت می کند. او می‌گوید دیدگاه های وی شبیه شبکه فاکس نیوز آمریکا است. تزارگراد اکثرا از کشورهای غربی به دلیل "بی‌اخلاقی" انتقاد می کند. شمار اندکی به این پیشنهاد تزارگراد علاقه نشان داده‌اند، هرچند مشخص نیست تا چه حد جدی هستند. یکی پرسیده است "به نظر می آید این بلیت برد من برای رها شدن از این کشور در حال غرق شدن است. چه مدارکی باید بدهم؟" بسیاری هم به این ویدئو با خشم پاسخ داده‌اند و گفته‌اند دیگر این شبکه را نگاه نمی‌کنند. با این وجود چند نفر هم موافق بوده اند: "من از تزارگراد حمایت می کنم. اجازه دهید همجنسگرایان به ایالات متحده آمریکا بروند. ما ارزش های خودمان را در روسیه داریم، ارزش های کلیسای ارتدکس، ارزش های الهی." تعصبات ضد همجنسگرایی در روسیه رواج دارد، جایی که رهبران سیاسی همجنس گرا بودن را نشانه ای از فساد اخلاقی می‌دانند و کشورهای دیگر را به خاطر برابری حقوق دگرباشان نکوهش می‌کنند.

سه رازی که دست مردان را رو می کند

درک مردها و داشتن تعامل بهتر با آنها مستلزم دانستن 3 راز بزرگ درباره ویژگی‌های مغزی- احساسی آنهاست؛ این 3 راز همان‌هایی هستند که باعث می‌شوند فکر کنیم مردها موجودات پیچیده‌ای هستند اما اشتباه نکنید ! راز شماره یک چرا مردها احساس می‌كنند همیشه باید حق با آنها باشد؟ به منظور درك این معما در مورد مردان باید به شرایط تعلیم و تربیت آنها در دوران كودكی نگاهی بیندازیم. مردها اینگونه آموزش دیده‌اند كه باید دنیای بیرون را تحت كنترل كامل خود داشته باشند و همیشه به موفقیت دست پیدا كنند و در عوض به دنیای درونی خود كه شامل افكار و احساساتشان است، كمتر توجه نشان بدهند. به پسربچه‌های كوچك گفته شده كه ارزش آنها به كارهایی است كه انجام می‌دهند و همچنین به موفقیت‌هایی است كه به آنها دست پیدا می‌كنند. مثلا به آنها گفته‌اند كه تو مرد این خونه‌ای و باید به مادرت در همه‌ کارها کمک کنی.   بر همین اساس پسربچه‌ها به این نتیجه می‌رسند برای اینكه پسرهای خوبی باشند باید كارها را درست انجام دهند. نكته مهم: مردها غالبا به سختی می‌توانند بگویند متاسفم. معذرت‌خواهی از طرف آنها به این معناست كه كار اشتباهی كرده‌اند و اینكه خیلی بد هستند. راه‌حل چیست؟ 1-از به كار بردن الفاظ و عباراتی كه باعث احساس بی‌كفایتی در نامزد یا همسرتان می‌شود، خودداری كنید، او را سرزنش و محكوم نكنید، با دیگران مقایسه‌اش نكنید، صرفا احساسات خود را بیان كنید و حتما بگویید به او اعتماد دارید. این را بدانید كه مردها واقعا به تعریف و تمجید شما احتیاج دارند. راز شماره دو چرا مردها وقتی زن‌ها احساساتی برخورد می‌كنند عصبانی می‌شوند؟ بسیاری از متخصصان چنین توضیح می‌دهند كه مردها به این دلیل در مواجهه با برخورد احساسی زن‌ها واكنش منفی نشان می‌دهند كه با احساسات آسیب‌پذیر خودشان راحت نیستند. بخشی از مشكلات میان مردان و زنان از همین ناحیه نشات می‌گیرد. موقعیتی که حتما تجربه کرده‌اید آیا تا به حال برایتان پیش آمده كه فقط نیاز داشته باشید همسرتان كمی دلداریتان بدهد و دوست‌تان بدارد در عوض او برای شما یك سخنرانی ترتیب داده و به شما امر و نهی كند؟ آیا تا به حال برایتان پیش آمده، احساسات‌تان را با نامزد یا همسرتان در میان بگذارید اما او شما را متهم كند كه بیش از حد احساساتی هستید و در نهایت به شما بگوید:« به همه چیز واكنش نشون میدی. اگه این قدر احساساتی نبودی، شاید می‌توانستیم كمی با هم آرامش داشته باشیم. دیگه نمی‌خوام به این مزخرفات و چرت و پرت‌ها گوش بدم.» مردان خود را مسئول درد و رنجتان می‌دانند و چنانچه نتوانند ناراحتی‌تان را برطرف كنند، احساس گناه خواهند كرد. راه‌حل چیست؟ 1-وقتی ناراحت هستید به همسرتان دقیقا بگویید كه از او چه خواسته‌ای دارید. این كار، شما را از ساعت‌ها وقت تلف كردن، سوءتفاهم، جنگ و جدل، مشاجره، یأس و سرخوردگی نجات می‌دهد. مثلا به او بگویید فقط برای درددل با او حرف می‌زنید و نمی‌خواهید سرزنش بشنوید. 2-هنگامی كه ناراحت هستید، اغراق نكنید و ناراحتی‌تان را از آنچه كه واقعا هست بزرگ‌تر جلوه ندهید. مردها همواره به معنای لغوی كلماتی كه به كار می‌برید، توجه می‌كنند. آیا تا به حال برایتان پیش آمده كه بخواهید احساسات خود را با همسرتان در میان بگذارید و او سعی كند كه یا با عجله شما را از آن احساس بیرون كشیده یا اینكه كاری كند تا دست از آن بردارید؟ شما فقط می‌خواهید كمی گریه كنید ولی او طوری برخورد می‌كند، انگار شما دچار یك بیماری عصبی یا روانی شده‌اید. مردها غالبا احساساتی برخورد كردن زن‌ها را با حالت هیستریك اشتباه می‌گیرند و فرض را بر این می‌گذارند كه وضعیت روحی‌تان خراب‌تر از آن است كه تصورش را می‌كنید. راز شماره سه آیا مردها در مقایسه با زن‌ها اهمیت كمتری به عشق و روابط می‌دهند؟ مردها هویت خود را بیشتر از ناحیه شغل و موفقیت‌هایشان تعریف می‌كنند، در حالی كه زن‌ها هویتشان را صرفا بر اساس روابط خود بیان می‌كنند. موضوع این نیست كه به شما عشق نمی‌ورزد یا اینكه به شما احتیاج ندارد، حتی موضوع این نیست كه شغلش را بیش از شما دوست دارد. مطلب تنها این است كه شغلش تاثیر درگیرانه‌تری بر احساس رشد شخصی و اعتمادبه نفس او دارد تا رابطه‌اش با شما. شده احساس کنید كه رابطه برای شما مهم‌تر است تا شوهرتان؟ تا حالا شده‌ است وقتی كه از سر كار به خانه برمی‌گردید برای دیدنش لحظه‌شماری کنید اما وقتی به خونه می‌رسد، به نظر نیاید كه آن‌قدرها هم هیجان‌زده باشد یا اینكه همیشه كارهای خاصی برای نامزد یا شوهرتان انجام می‌دهید. مثلا به مناسبت‌های ویژه برایش كارت پستال می‌فرستید. برای بعضی شب‌ها و مناسبت‌های به‌خصوص از قبل برنامه‌ریزی می‌كنید و... حتی ممکن است بارها از خودتان پرسیده‌ باشید که «او هم به همین اندازه كه من دوستش دارم. دوستم داره، چرا همین كارها را برای من انجام نمی‌ده؟ تفاوت زن‌ها و مردها؛ این فرق‌ها را بدانید تفاوت در ارزشیابی :  ارزشیابی ما زنان  با ارزشیابی‌های مردها متفاوت است. ما زن‌ها صرف‌نظر از اینكه تا چه حد در شغل خود موفق هستیم، مادامی كه زندگی احساسی خوبی نداشته باشیم، احساس خوبی نسبت به خودمان نخواهیم داشت. برای یك زن صمیمیت و نزدیكی با همسرش، آرامش و راحتی است.
اپرا وینفری باز هم در صدر پر نفوذترین چهره سال جهان با ریشه چند اصطلاح عامیانه آشنا شویم مردی که پدر بیش از 600 فرزند است ده لوگوی بسیار نامناسب در دنیا 6 واقعیت عجیب بدن انسان

مطالب تصادفی

حرفه من

پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

به افرادی که خود را برای ملاقات های استخدامی در سازمان های مختلف آماده می کنند توصیه می شود این مطلب را خوب بخوانند تا خود را برای مهم ترین سوال در مصاحبه آماده کنند. معامله بر سر حقوق   بهترین جواب هنگام مصاحبه برای کار به این سوال: "حقوق و دستمزد موردنظر شما چقدر است؟"  به یاد داشته باشید که هرگز هیچ رقمی را بیان نکنید و سعی کنید مصاحبه کننده را وا دارید که حدود حقوق را به شما بگوید.   هرکس که تا به حال یک مصاحبه کاری داشته است لحظه ای که از او سوال می کنند حقوق درخواستی اش چقدر است را به خاطر دارد و سختی جواب صحیح دادن به این سوال که رقمی غیر منتظره و پایینتر یا بالاتر از رقم مورد نظر کارفرما را اعلام نکند.   مجله «تایم» با همکاری «پیسکیل» جواب این سوال را برای ما پیدا کرده اند که عبارت از این است که "هرگز هیچ رقم مشخصی را اعلام نکنید". قبل از رفتن برای مصاحبه می توانید در مورد میزان تقریبی شغل مورد نظر اطلاعاتی کسب کنید ولی اهمیت این شغل در شرکت مورد نظر برای شما روشن نیست، بنابراین "هرگز برای پاسخ دادن به این سوال داوطلب نشوید. چرا که اگر دستمزد کمتری را تقاضا کنید مصاحبه کننده به شما نخواهد گفت که چقدر ضرر کرده اید.   شما باید سعی کنید که جواب این سوال را از زیر زبان مصاحبه کننده بیرون بکشید تا بتوانید روی دستمزدی که کمی بیشتر از مقدار پیشنهادی است تمرکز کنید".   براساس مطلبی که مجله منتشر کرده ممکن است که مصاحبه کننده هرچه بیشتر سعی کند که جواب این سوال را از مصاحبه شونده بگیرد بنابراین باید بدانید چگونه از جواب دادن به سوال طفره بروید. مثلا با پاسخ هایی از این قبیل: "چطور است اول درباره وظایف من صحبت کنیم و اینکه برای کار کردن در این پست از من چه انتظاراتی دارید تا بدانیم هدف مورد نظر شما چیست".   یا پاسخی دیگر این است که: "من به دنبال شغلی هستم که مناسب من باشد. مطمئنا حقوقی که به من پرداخت می کنید مطابق عرف است".   این سوال که "قبلا چقدر حقوق دریافت می کردی؟" را نیز می توانید اینگونه پاسخ دهید: "این شغل دقیقا مشابه شغل قبلی من نیست. پس بهتر است درباره این صحبت کنیم که من چه مواردی را به عهده خواهم گرفت و بعد می توانیم به این نتیجه برسیم که حقوق مناسب چقدر است".   مصاحبه کننده مطمئنا سعی خواهد کرد از میزان حقوق درخواستی شما آگاه شود. از جمله به این ترتیب: "من باید محدوده تقریبی حقوق درخواستی شما را بدانم تا در این باره پیشنهاد بدهم. آیا می توانی یک رقم تقریبی به من بگویی؟". این سوال را می توانید چنین پاسخ دهید: "اگر به من بگویید چه بودجه ای برای این کار در نظر گرفته اید می توانید میزان حقوق مناسب را با یکدیگر ارزیابی کنیم".   اگر مصاحبه کننده از شما سوال کند: "چرا نمی خواهی میزان حقوق درخواستی خود را آشکار کنی؟" این پاسخ را به شما توصیه می کنیم: "من فکر می کنم که شما میزان حقوق مناسب برای این پست در این شرکت را به خوبی می دانید و این دقیقا چیزی است که من هم می خواهم از آن مطلع باشم".   اگر چنین پاسخ هایی و سر باز زدن از جواب واضح خیلی راحت نیست به خاطر داشته باشید که برگشتن به سوال نیز به همان اندازه دشوار است، اما این سوال و جواب و آشکار نکردن میزان حقوق درخواستی برای مصاحبه کننده نشان از این دارد که او با کسی مصاحبه می کند که می داند چطور معامله کند و این خود دلیلی است برای دریافت پیشنهاد حقوق مناسب تر.

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!
گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل ... یه مَرده، یه مرد دختران تونل توحيد دختران آتش

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

من تو را اینگونه دوست دارم...

روابط عاطفی ما مانند هر موجود زنده دیگری به مراقبت و توجه نیاز دارد. شاید گاهی در رابطه یا ازدواج تان دچار این احساس شوید که دیگر جنبه های مهر آمیز شما را ترک کرده اند. پس در روزی که همه چیز بهانه ای برای بیان دوست داشتن است به رابطه تان نفسی دوباره بدهید.

با چرخه خشونت های جسمی، احساسی و روانی شما را می ترسانند، کنترل می کنند و شکست می دهند

هر نوع رفتاری که سعی می کند شما را تحت کنترل قرار دهد به هر بهانه ای مانند دوست داشتن، مهم بودن، حسادت و عشق بیش از حد نوعی خشونت روانی و احساسی محسوب می شود.
12 راز خوشبختی در رستوران چگونه رفتار کنیم؟ "دوستت دارم " فقط یک جمله نیست عشق واقعی و دوران دوستی های مجازی غذاهایی که باعث مرگ حیوانات خانگی میشوند

آداب و رسوم

غذاهای شب یلدا

اما شب یلدا فقط دور هم‌نشینی و مرور خاطره‌ها نیست، علاوه بر آداب و رسوم فوق شامل رسوم تغذیه‌ای خاص خود نیز است. در ایران باستان برای دی ماه چهار جشن وجود داشت که شامل روزهای اول، هشتم، پانزدهم و بیست و سوم این ماه بود. اما امروزه ایرانیان تنها نخستین روز دی ماه، یعنی طولانی ترین شب اول زمستان را که آخرین شب پاییز، پایان قوس و آغاز جدی است- جشن می‌گیرند. پیشینیان بر این باور بودند که در این شب فرشته بدی‌ها (اهریمن) با فرشته خوبی‌ها (امشاسپندان) به جنگ می‌پردازد و در این نبرد طولانی فرشته خوبی‌ها اهریمن را شکست می‌دهد و صبح، پس از زاده شدن دوباره خورشید (پیروزی روشنایی بر تاریکی) آغاز می‌شود. اما شب یلدا فقط دور هم‌نشینی و مرور خاطره‌ها نیست، علاوه بر آداب و رسوم فوق شامل رسوم تغذیه‌ای خاص خود نیز است. انتخاب مواد غذایی خاصی از بین سایر مواد غذایی و تأکید برقرار دادن این مواد غذایی بر سر سفره شب یلدا نه تنها یک رسم، بلکه نکات تغذیه ای خاصی را دنبال می‌کند که در اینجا به این نکات می‌پردازیم: *هندوانه؛ یکی از ارکان سفره شب یلدا، میوه هندوانه است که همیشه به شیوه‌های جذابی تزیین می‌شود، اما چرا هندوانه؟ هندوانه یادآور گرمای تابستان و حرارت است. باور بر این است، اگر مقداری هندوانه در شب یلدا بخورید در سراسر زمستان طولانی، سرما و بیماری بر شما غلبه نخواهد کرد و این باور، با خواص هندوانه که سرشار از ویتامین های A و B و C می‌باشد مطابقت دارد. *ارزش تغذیه‌ای هندوانه: ۹۰ درصد بافت هندوانه از آب تشکیل شده است، در نتیجه برای رفع عطش بسیار مفید است. به علت فراوانی آب در این محصول، برای جلوگیری و دفع سنگ کلیه، خوردن آن بسیار توصیه شده است. هندوانه منبع غنی از بتاکاروتن و لیکوپن است که این مواد از آنتی‌اکسیدان‌های طبیعی هستند و همانطور که اثبات شده است آنتی اکسیدانها ترکیباتی هستند که از بروز سرطان‌ها در انسان جلوگیری می‌کنند، پس این باور که با خوردن هندوانه بیماری کمتر به سراغ ما می آید در وجود این آنتی‌اکسیدانها نهفته است. هندوانه از بروز آسیب‌های پوستی در اثر نور جلوگیری می‌کند. موجب دفع بیشتر و سریع مواد زاید از بدن می‌شود و به شادابی و طراوت پوست می‌انجامد. درصد کمی قند دارد و میزان کالری آن بسیار پایین است، اما نکته مهم در این جاست که همیشه هندوانه را به عنوان میان وعده مصرف کنید، نه به همراه غذا زیرا در هضم و جذب اختلال ایجاد می‌کند. *انار؛ این میوه در سفره شب یلدا نماد شادی و زایش است. انار میوه‌ای است که از قدیم از آن به عنوان میوه‌ای خون ساز یاد می‌شد. به افرادی که رنگی مهتابی و از نظر جثه رنجور بودند، توصیه می‌شد که آب انار بنوشند. امروزه اثبات شده انار سرشار از ویتامین ث است که سبب تقویت سیستم ایمنی بدن و تصفیه کننده خون و سرشار از آهن است، در نتیجه موجب افزایش انرژی و خون سازی در بدن فرد می‌شود و تصفیه خون مانند زندگی یا زایش دوباره انسان است، به همین علت انار را نماد زایش و شادی می‌دانند. *آجیل؛ آجیل شب یلدا شامل پسته، بادام، گردو، فندق و در بعضی مناطق کشور از میوه های خشک نیز به عنوان آجیل شب یلدا استفاده می‌شود. آجیل به عنوان سالم‌ترین تنقلات شناخته شده و دارای فیبر بالاست که در درمان یبوست، چاقی، انواع سرطان‌ها از جمله سرطان معده و روده بسیار مؤثر است. آجیل دارای انواع ویتامین‌های گروه E و B، روی، کلسیم، فسفر و پتاسیم، منیزیم، ویتامین A و پروتئین است که وجود این مواد در بدن موجب افزایش تراکم استخوان و جلوگیری از ریزش مو و چین و چروک پوست، درمان افسردگی، افزایش قدرت بینایی و رفع خستگی و گرفتگی عضلات می‌شود. اما باید توجه کرد با اینکه چربی موجود در آجیل از نوع مضر نیست، اما دارای کالری بالایی است و برای جلوگیری از افزایش وزن در خوردن آن باید اعتدال رعایت شود. *در آخر، بیان این نکته نیز بسیار مهم است که دور هم بودن در شب یلدا و انجام صله رحم، موجب افزایش صمیمیت و محبت در نزد اعضای خانواده، رفع کدورتها و در نتیجه ایجاد یک حس و حال مثبت در مغز و روح انسان می‌شود، پس شب یلدا تنها طولانی‌ترین شب سال نخواهد بود بلکه می‌توان از آن به عنوان یک شب با خواص روحی و تغذیه‌ای فراوان نام ببریم.

کارناوال برزیل 2014

بزرگترین جشن مردمی برزيل که از سال 1723 میلادی تاکنون برگزار می شو د، یکی از مهم‌ترین رویدادهای این شهر است و شهرت جهانی دارد. برای برخی از مردم ریودوژانیرو، کارناوال یک کار تمام وقت به حساب می‌آید، و نه یک خوشگذرانی مخصوص مسافران و توریست‌ها. با وجود این که جنبه‌ی مذهبی کارناوال سال‌هاست که از میان رفته، زمان آن را هنوز هم طبق تقویم مسیحی معین می‌کنند: روز چهارم بعد از چهارشنبه خاکستر (اولین روز ایام روزه که یک چهارشنبه بین فوریه و مارس است)؛ هرچند که کارناوال ریو این روزها تبدیل به رویدادی طولانی‌مدت شده که در جشن سامبا به اوج خود می‌رسد. جشن‌های تمرینی و مقدماتی کارناوال، از اواخر سپتامبر شروع می‌شوند. ماه‌های آبان و آذر، گروه‌های مختلف سامبا، با لباس‌های اصلی تمرین می‌کنند که خود این تمرین‌ها هم تماشایی‌اند. در جاهایی مثل گراند ریو، بعضی گروه‌ها تمرین‌های مفصلی با حضور ستارگان سینما و مد برگزار می‌کنند. در برزیل هر آموزشگاه رقص سامبا هرسال برای مراسم کارناوال یک موضوع مرکزی را انتخاب می‌کند و برمبنای آن نیز لباس تمام رقصندگان و دکوراسیون واگن‌هایی که در مراسم به نمایش گذارده می‌شوند، طراحی می‌شوند. این واگن‌های بسیار عظیم به خاطر رعایت امنیت با دست کشیده می‌شوند. همه رقصندگان آموزشگاه‌های سامبا حداکثر 120 دقیقه وقت دارند تا از مقابل تریبون 700 متری که اسکار نیمایر، آرشیتکت معروف در سال 1984 طراحی کرد، عبور کنند. در این تریبون تا 89 هزار نفر تماشاگر جای می‌گیرند. در برزیل هیئت داوران به رقص، لباس، ریتم دقیق طبل‌ها، نحوه اجرای موضوع تعیین‌شده و موارد دیگر رای می‌دهد. نتایج انتخاب هیئت داوران از شبکه‌های سراسری تلویزیون از طریق پخش مستقیم اعلام می‌شود.   کارناوال در برزیل رویدادی پرهیجان و جشنی مردمی است که میلیون‌ها نفر در آن شرکت می‌کنند. مردم با خلاقیت و علاقه فراوان لباس‌ها و ماسک‌های رنگارنگ برای خود انتخاب می‌کنند تا با رقص و شادی روزها و ساعات خوشی را، دور از دغدغه‌های روزمره، پشت سر بگذارند. این رویداد بزرگ دارای اهمیت اقتصادی نیز هست. اداره گردشگری و صنعت توریسم در شهر ریودوژانیرو از سازماندهندگان این مراسم است که سالانه صدها هزار نفر برای شرکت در آن به برزیل سفر می‌کنند.
رسوم عجیب ازدواج توجه به یوزپلنگ ایرانی در روزی که "ماریتا تنها شد" توحش در قرن بيست و يكم ميلادي مردان شمشیر به دست زن و ازدواج در دوره ایران باستان

سفر و تفریح

چند توصیه برای رفتینگ

این ورزش در ایران جدید است ولی در همین مدت کم طرفداران زیادی پیدا کرده است. بعضی‌ها که ماجراجو‌تر هستند در اردیبهشت و کسانی که دنبال هیجان و خنک شدن در دل تابستان گرم هستند در ماه‌های بعدی تا آبان به سراغ رفتینگ می‌روند.

لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج

وقتی نام تهران را می شنوید یاد چه چیزهایی می افتید؟ برج آزادی یا برج میلاد ؟ کاخ گلستان یا بازار قدیم؟ فرقی نمی کند، اگر با شنیدن نام تهران هرکدام از این نقاط یا موارد مشابه را به یاد آوردید حقیقتاً جای بسی امیدواریست. زیرا این روزها بسیاری از ما تهران را با ترافیک، دود و غبار می شناسیم. با ساعت های متمادی در راه بودن و دلهره ی گم شدن در روزمرگیِ اجباری اش. اما این واقعیت تلخ و گزنده دیگر تنها مختص تهرانِ ایران عزیز ما نیست، مشهد چنین است، اصفهان ،تبریز و شیراز و عموم کلانشهر ها نیز  همین سیاق را پیش گرفته اند و گریزی نیست. اما در میان این شلوغی ها حتی خیال سفر به برخی نقاط نیز حقیقتاً دوست داشتنی و آرامش بخش است. نقاطی نه چندان دور، نه چندان نزدیک اما به غایت دلخوش داشتنی. از آن گوشه های دنجی که می شود ساعت ها در آن قدم زد، از سکوت پر شد و آرام گرفت. لاهیجان؛ شهری سبز از باغ های چای و مرکبات. شهری که بهارش تماماً عطر اغواگر بهارنارنج است و سبزینه های چای. این گفته که برخی لاهیجان را نگین انگشتری گیلان می خوانند کلامی دور ازباور نیست. کافی است گوشه گوشه از آنرا تماشا کنید تا مطمئن شوید اینجا همان نقطه ای است که گاه و بی گاه دلتنگش خواهید شد.   یکی از اصلی ترین و پر بیننده ترین جاذبه های گردشگری لاهیجان آرامگاه شیخ زاهد گیلانی است که در سه کیلومتری شهر واقع شده و هیات ظاهر منحصر به فردش نگاه هر رهگذری را به خود جذب می کند. همانطور که می دانید شیخ زاهد گیلانی از بزرگترین صوفیان دوران بوده و شاگردان زیادی از جمله شیخ صفی الدین اردبیلی در دامن پرورانده است. مقبره شیخ زاهد گیلانی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. آرامگاه گنبدی هشت ترک فیروزه ای دارد؛ گنبدی که به دلیل قرارگیری در میان انبوهی از برگ های سبز بسیار خیره کننده به نظر می رسد. از دیگر نقاط گردشگری لاهیجان می توان به بام سبز اشاره داشت؛ جایی که از آن می توان تمام شهر را از نظر گذراند: از استخر بزرگ معروف تا یکایک بام های سرخ و نارنجی شهر. می توان سوار بر تله کابین شد و طبیعت بی نظیر شهر را از میان مه های همیشه به خاطر سپرد. شیطانکوه یا همان شاه نشین کوهِ سابق، کوه سنگی- خاکی مرتفعی است که با درختان همواره سبز مرتفع و بوته های کوتاه و بلند انبوه چشم هر گذرنده ای را به خود خیره میکند و هر عابری را به سوی خود فرا می خواند تا اورا در دل مارپیچ سبزفام سحرانگیز وهم آلودش غرق کند. اما دیدنی های لاهیجان تنها محدود به این گردشگاه ها نیستند. لاهیجان به واسطه ی خاک حاصلخیزش تاریخی سراسر پر افتخار دارد. آرامگاه پدر چای ایران نیز در همین شهر قرار گرفته؛ آرامگاه مردی به نام کاشف السلطنه که امروزه موزه ای از ادوات و وسایل مربوط به چای و اسناد و مدارک در خصوص چگونگی فعالیت وی  نیز برای بازدید عموم در کنارش پذیرای گردشگران است.
شاهرود، شهری که باید دید کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی غارنوردی از نوع بورنیک نمایش آثار تاریخی موزه لوور در ایران پیشنهادهایی برای آخر هفته