نمایشی که رادی نویسنده اش باشد، هادی مرزیان کارگردانی کند و گلاب آدینه، ایرج راد، فرزانه کابلی، سیما تیر انداز و سیروس همتی در آن نقش بازی کنند، غنیمتی است برای چشمانی که تشنه تماشای نمایش اند.


"خانمچه و مهتابی" متنی ویژه در کارنامه زنده‌یاد اکبر رادی است. رادی با حفظ ژرف نگری همیشگی‌اش در نمایش طبقات اجتماعی و ویژه کردن آدم‌هایی ملموس در این متن به سبکی پیشرو و کاملاً متفاوت در ساختار نمایشنامه‌نویسی رسیده بود. زنده یاد اکبر رادی پدر نمایشنامه نویسی مدرن نام گرفته بود. رادی به دلیل رئالیسم خاص خودش که بسیار موشکافانه بود، به عنوان چخوف ایران معروف بوده است. خانمچه و مهتابی همان دیالوگ‌های ظریف و زیبای رادی را دارد، اما از نظر تکنیک درام نویسی متفاوت است. رادی ابتدا در "باغ شب‌نمای ما" مقداری از رئالیسم خود را شکاند و تا اندازه‌ای به سمت مدرنیسم رفت. رگه‌های این رفتن به سمت مدرنیسم را در "هاملت با سالاد فصل" هم می‌توان دید. اما خانمچه و مهتابی تکامل یافته آن تجربیات است. کاری کاملاً مدرن که حتی می‌توان گفت به قلمرو یک نمایشنامه پست مدرن هم نزدیک می‌شود. اما توجه داشته باشید که این مدرن‌ گرایی باز هم خاص خود رادی است و رنگ ویژه او را دارد.

نمایشنامه خانمچه و مهتابی درباره زن مسنی است که در اتاق آسایشگاهی که زندگی را آنجا می‌گذراند از کابوس‌ها و رویاهای دور و نزدیک خود و جایگاه زن ایرانی در 3 مقطع اشاره. می‌کند.