1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت.

این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد.

همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند.

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود.

علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.

دیدگاه‌ها  

+1 # نیاز 1391-02-21 00:14
من چند شب پیش نمایش آمدید ... رو رفتم با خوانواده دیدیم، باید بگم که از نحوه اجرای نمایش خیلی خوشم اومد با وجودیکه اصلا فکر نمیکردم همچین نمایش قوی با نور پردازی و صدای عالی برگزار بشه حیفه که اطلاع رسانی نمیشه از زحماتی که بچه های تاتر میکشن واقعا این جوونا به دلگرمی احتیاج دارن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فرناز 1391-03-06 01:21
میشه اخبار تئاتر هایی که برگزار میشه رو بکاملتر پوشش بدین؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

مروری بر دنیای هنر

نشريه‌ي سينمايي هاليوود ريپورتر نوشت: فيلم «پله‌ي آخر» ساخته‌ي علي مصفا يادآوري دوباره‌ي اين واقعيت است كه سينماي ايران سرشار از فيلمسازان در سطح جهاني است. به گزارش ايسنا، در پي نمايش فيلم «پله‌ي آخر» به كارگرداني و نويسندگي علي مصفا در جشنواره‌ي كارلووي‌ واري كه موفق به كسب دو جايزه‌ي فيپرشي و بهترين بازيگر زن (ليلا حاتمي) شد، نشريه‌ي معتبر هاليوود ريپورتر به نقد اين فيلم پرداخت و لب به تحسين آن گشود. اين نشريه‌ي سينمايي نوشت: پس از آنكه سينماي ايران از موفقيت بي‌سابقه «جدايي نادر از سيمين» اصغر فرهادي در كسب جايزه‌ي اسكار و قرار گرفتن در كانون توجه جهاني لذت برد، به نظر مي‌رسد اين‌بار نوبت فيلم «پله‌ي آخر» است كه در جشنواره‌هاي بين‌المللي بدرخشد و فروش جهاني قابل‌توجهي به دست آورد؛ حتي اگر به خاطر ستاره‌ي فيلم «جدايي» و همسر كارگردان فيلم (علي مصفا) باشد. هاليوود ريپورتر در ادامه‌ آورده است: «پله‌ي آخر» آميزه‌اي از معماي پليسي، مثلث عشقي و تفكر شاعرانه به مرگ است؛ يك درام جذاب از ايران معاصر. ليلا حاتمي كه بي‌شباهت به "ايزابلا روسليني" (بازيگر سرشناس ايتاليايي) نيست، در اين فيلم كمتر از علي مصفا مقابل دوربين رفته است كه نه تنها در نقش نويسنده و كارگردان ظاهر شده، بلكه در كنار همسرش به نقش‌آفريني نيز پرداخته است. در اين فيلم علي مصفا در نقش خسرو و همسر ليلي (ليلا حاتمي) بازي مي‌كند و داستان فيلم درباره‌ي يك مهندس معمار مبتلا به بيماري است كه مي‌ميرد و البته از همان ابتدا مخاطب با روايتي طعنه‌آميز از اين موضوع آگاه مي‌شود كه اين يادآور "ويليام هولدن" در فيلم «سان‌ست بولوار» يا "كوين اسپيسي" در فيلم «زيباي آمريكايي» است. به گزارش هاليوود ريپورتر، فيلم «پله‌ي آخر» وقايع را به شكل غيرخطي و نامنظم روايت مي‌كند و به شكل كنايه‌آميز به بازگويي روابط پيچيده‌ي احساسي و دلايل مرگ خسرو (علي مصفا) مي‌پردازد. اين فيلم به طور نسبي برگرفته از رمان «مرگ ايوان ايليچ» اثر "تولستوي" و رمان «مردگان» اثر "جيمز جويس" است، گرچه موسيقي، شعر و طنز تنيده شده در روايت فيلم مستقيما برگرفته از ادبيات كلاسيك فارسي است. ساختار غيرخطي روايت اين فيلم نوعي حس امپرسيونيستي در مخاطب ايجاد مي‌كند كه گويا چيزي در داستان فيلم مبهم است، اما علي مصفا با اضافه كردن مايه‌ي كمدي به جذابيت فيلم افزوده است. «پله‌ي آخر» در اولین نمایش خود در سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر به نمایش درآمد و جایزه‌ي بهترین فیلمنامه اقتباسی را نیز به خود اختصاص داد. اين دومین ساخته‌ي بلند علی مصفا و اولین حضور بین‌المللی آن در جشنواره‌ي كارلووي‌واري بودلیلا حاتمی پس از دریافت جایزه اش، آنرا به مادرش تقدیم کرد.همچنین «پله آخر» در بخش غیر رسمی جشنواره، جایزه منتقدان فیلم بین‌المللی(فیپرشی) را دریافت کرد. این جایزه در مراسمی که پیش از اختتامیه برگزار شد و در آن جوایز جنبی جشنواره اهدا شد، به علی مصفا تقدیم شد. «پله آخر» برای دریافت جایزه گوی بلورین بهترین فیلم جشنواره کارلووی‌واری با یازده فیلم دیگر رقابت می کرد. به گزارش خبرگزاری هنر«آرتنا»، كامران عدل عكاس كشورمان در راستای ماندگاري و جلوگيري از تخريب عکس های دوران دفاع مقدس به خبرنگار «آرتنا»، گفت: عكس با توجه به جایگاه خاص خود در ثبت و ضبط رخداد هاي مهم كشور، می بایست به این مهم توجه داشت براي ماندگاري و جلوگيري از تخريب بايد در يك محيط مناسب و تعريف شده با اصول حرفه اي  با بهترين امكانات و تجهيزات مدرن مورد محافظت قرار بگيرند . وي افزود : طی دوران هشت سال دفاع مقدس، گوشه هاي مختلف اين رخداد مهم داخلي در توسط  هنرمندان عکاس ما ثبت و ضبط  شده است. حال براي انتقال و نشان دادن این ارزش هاي و دلاورمردی های دوران دفاع مقدس به قشر جوان در هر مقطع زماني به ويژه ايامي مانند هفته دفاع مقدس نیاز به برگزاری نمایشگاههای مختلف برای زنده نگه داشتن این خاطرات می باشد . اين عكاس كشورمان تصريح كرد :مديريت حوزه فرهنگ و هنر به ويژه در بخش محافظت از ميراث فرهنگي و ملي به خصوص در حوزه عكس در بخش دوران دفاع مقدس، با توجه به شنيده هاي ما عكس هاي دوران جنگ تحميلي و به دليل نبود نظارت درست و سيستم نگهداري صحيح و اصولي با آخرين متد هاي حرفه اي در دنيا از ضعف هاي زيادي برخوردار است . عدل اضافه كرد: تخريب عكس هاي دفاع مقدس به عنوان آثار تاریخی و ملی  به علت عدم توجه جدي مدیریت درست فرهنگی ونگهداری در فضاي نامناسب فعلي؛ رسيدن به مرز نابودي وتخريب تعجب آور نيست . اين عكاس كشورمان اظهار داشت: تقدير و قدرداني از هنرمندان ثبت اين بخش از تاريخ ايران، و حفظ ارزشها هرچند در قالب فيلم و به ويژه عكس، به دليل تبديل اين يادگاري ها از دوران جنگ تحميلي به تاريخ و بخشي از تمدن ما در هزاران سال آينده لازم وضروري است استاد حمید سمندریان نویسنده و کارگردان پیشکسوت تئاتر به دلیل بیماری سرطان کبد حدود ساعت 5 صبح امروز پنجشنبه 22 تیرماه دارفانی را وداع گفت. حمید سمندریان در سال 1310 در تهران متولد شد و صبح امروز در سن 82 سالگی درگذشت.سمندریان استاد بزرگترین هنرمندان تئاتر و سینما و تلویزیون صبح روز شنبه 24 تیرماه از مقابل سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به سمت دیار باقی تشییع می‌شود. اما در مراسم آغاز نمایش"33درصد نیل سایمون" نوشته محمد یعقوبی عصر روز چهارشنبه (بیست و یکم)21 تیر ماه با حضور جمعی کثیری از هنرمندان و اصحاب رسانه در مجموعه تماشاخانه ایرانشهر برگزار شد. ستاره اسکندری مدیر تهیه و تولید این نمایش پس از نواختن زنگ آئین افتتاح نمایش "33 درصد نیل سایمون" و خیر مقدم به حاضرین در این مراسم گفت: قرار بود زنگ آیین آغاز این نمایش با دستان توانای استاد حمید سمندریان نواخته شود که متاسفانه این امر میسر نشد. اما دلخوشیم به بودن اش در لحظه لحظه این نمایش و باید بگویم به پشتوانه اوست که این اثر امروز روی صحنه می رود زیرا  از او آموختیم که صحنه تئاتر خانه ما است، خانه او، خانه استادمان حمید سمندریان.    

قانون جدید اسکار به دلیل گاف اسکار ۲۰۱۷

«گاردین» نوشت: کمپانیPwC (پرایس واتر هاوس کوپرز) که مسئولیت برگزاری مراسم جوایز اسکار را بر عهده دارد، اعلام کرده از این به بعد کارمندان این شرکت اجازه ندارند در پشت صحنه مراسم، از گوشی تلفن همراه خود استفاده کنند. علت این تغییر رویه، گاف بزرگی بود که در هشتادونهمین دوره جوایز اسکار روی داد؛ «وارن بیتی» و «فی داناوی» که مسئول معرفی برنده اسکار بهترین فیلم بودند روی سن آمدند و فیلم «لالالند» را به عنوان برنده معرفی کردند. اما لحظاتی بعد و زمانی که عوامل این فیلم روی سن آمدند و سخنرانی کردند، اعلام شد که اشتباهی رخ داده و «مهتاب» برنده اسکار بهترین فیلم است. کمپانیPwC که برگزاری مراسم اعطای جوایز اسکار را در ۸۳ دوره برعهده داشته، علت این امر را خطای انسانی اعلام کرد. گفته می‌شود مسئول تحویل پاکت نامه حاوی نام برنده جایزه بهترین فیلم، آن‌قدر درگیر انتشار اسامی برندگان در صفحه‌های مجازی به وسیله گوشی موبایل خود بوده که پاکت برنده بخش بهترین بازیگر نقش اول زن را به اشتباه به «وارن بیتی» تحویل داده است. این شرکت مسئولیت اشتباه تاریخی اسکار را کاملا به گردن گرفته و رسما بابت این مساله عذرخواهی کرده، همچنین اعلام کرد که از سال آینده به جای دو نفر ناظر، سه نفر در روند شمارش آرا، مشخص کردن برندگان و تحویل پاکت‌های حاوی نام برندگان درگیر می‌شوند و نفر سوم از اتاق کنترل روی این امور نظارت خواهد کرد.
فیلم کیارستمی سومین فیلم برتر قرن 21 مروری بر هنر در هفته سوم شهریور مروری بر هنر در هفته اول مرداد کیارستمی دوباره در ایتالیا فیلم میسازد شهری در ایتالیا آماده پناه دادن به رابرت دنیرو است

انتخاب سردبیر

تئاتر

نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

نمایش ”خانمچه و مهتابی” اثر ”اکبر رادی” و دراماتورژی و کارگردانی ”مسعود دلخواه” نمایشی که رادی نویسنده اش باشد، هادی مرزیان کارگردانی کند و گلاب آدینه، ایرج راد، فرزانه کابلی، سیما تیر انداز و سیروس همتی در آن نقش بازی کنند، غنیمتی است برای چشمانی که تشنه تماشای نمایش اند.

تماشای تئاتر در خانه

شنبه، سی ام اردیبهشت، در سالن اصلی تئاتر شهر، شبکه  تئاتر در خانه رونمایی شد. داوود رشیدی، تنها هنرمندی که در این مراسم سخنرانی کرد هم همانقدر از این پدیده شگفت زده بود که شما از خواندنش متعجب شدید. او گفت: "تئاتر در خانه؟! دفعه اول است که این اسم را میشنوم! یعنی توی مغازه می رویم و یک cd ضبط شده تئاتر میخریم؟ آیا با این کار به زنده ماندن و رونق تئاتر کمک میکنیم؟ آیا سالن ها خالی نمیشوند؟" تئاتر در خانه آنقدر چیز پیچیده ایست که حتی داوود رشیدی هم نمیداند چیز خوبیست یا نه؟! او در مراسم رونمایی از شبکه تئاتر در خانه از مسئولین و معاونت هنری ارشاد خواست تا اجرای این طرح را در ابتدا به آزمایش بگذارند. به هر حال تئاتر به خانه ها می آید. نه دقیقا تئاتر، بلکه اجراهای ضبط شده آن. به گفته مدیر این پروژه تا کنون 31 اجرا را برای "تئاتر در خانه" انتخاب کرده اند؛ یازده تا برای بچه ها و بیست و یکی برای بزرگترها. اولین این اجرا هم به نام آشپزها که یک نمایش موزیکال شاد است برای مخاطب کودک و نوجوان توزیع شد. شما هم امتحانش کنید.
تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد بادها برای ما می وزند در تالار قشقایی ببینیم برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد " بادها به نفع کودکان می وزند "

مطالب تصادفی

موسیقی

بردی از یادم

هنوز که هنوزه، وقتی این شعر توسط هر خواننده ای باز خوانی می شود، ما را یاد خواننده اصلی این شعر و خانم دلکش می اندازد. عصمت باقر پور، معروف به دلکش درست در زمانی که درخشش قمر الملوک وزیری رو به کاهش بود، توسط پرویز خطیبی کشف شد.

بیست سال بدون معروفی

جواد معروفی، پیانیست و آهنگساز برجسته‌ی ایرانی را از نوآوران موسیقی سنتی می‌دانند. او پلی بود میان ملودی‌های موسیقی سنتی ایرانی و هارمونی غربی. شانزدهم آذرماه مصادف بود با بیستمین سالگرد درگذشت او. پیانو با نوایی پر طنین، نه تنها سنگین‌وزن و پر حجم است، که بهایش نیز گران. پیانو و ویولن از معدود سازهای غربی هستند که با وجود موسیقیدانان سنت‌گرای متعصب، توانستند ده‌ها سال پیش به موسیقی ایرانی راه یابند. ویولن را کمانچه‌نوازان تا مدت‌ها کمانچه فرنگی می‌نامیدند و به همان سبک و شیوه می‌نواختند. پیانو اما سال‌های دراز مهجور ماند و کسی را پروای نزدیکی به آن نبود. اما این وضع با گذشت زمان تغییر یافت و گوش مردم آرام آرام با نوای پیانو آشنا شد. کلنل علینقی وزیری و مدرسه موسیقی در آغاز این راه را گشودند. جواد معروفی، پسر موسی خان معروفی، که خود موسیقیدان و ردیف‌شناس برجسته‌ی آن زمان بود در سن یازده سالگی به مدرسه موسیقی وزیری راه یافت و در آن جا به تحصیل و یادگیری نواختن پیانو پرداخت. پیش از معروفی اما چند پیانو‌نواز مشهور دیگر چون مشیر همایون شهردار و مرتضی محجوبی بودند که شهرت‌شان در گروی همین نواختن پیانو به سبک ایرانی بود. معروفی در باره‌ی مشیر همایون شهردار گفته بود که او پیانو را ذوقی یاد گرفت و به مهارت‌هایی هم دست یافت. در همان زمانی که مشیر همایون شهردار شهرتی هم به دست آورده بود، هنوز بسیاری از مردم نه این ساز را دیده بودند و نه با صدای آن آشنایی داشتند. یکی از منتقدان موسیقی می‌گوید که سازمان امنیت آن زمان او را به خاطر نقدی که بر روی کارهای مشیر همایون شهردار نوشته بود به ساواک احضار کرد. مامور امنیتی که گویا به خاطر حفظ نسبت فامیلی از "شهردار" دفاع می‌کرده، به منتقد جوان می‌گوید: «خجالت نمی‌کشی! آن موقعی که تو دهانت هنوز بوی شیر می‌داد، این آقا سازش را روی کولش می‌گذاشت و این و جا و آن جا می‌زد!» معروفی از نگاه شاگردش درباره ی معروفی اما بهتر است سخنان پویان آزاده، یکی از شاگردانش را نقل کنیم که همچنان به شیوه‌ی او می‌نوازد و تحصیل‌کرده‌ی رشته آموزش موسیقی در آلمان است. او علت پرداختن بیشتر به شیوه معروفی را آشنایی‌اش با موسیقی کلاسیک غربی می‌داند و می‌گوید: «ورود من به نوازندگی پیانو با موسیقی کلاسیک بود و یکسری قطعات با بافت ساده‌تر کارهای آقای معروفی. دلیل‌ا‌ش بیشتر این بود که در کار آقای جواد معروفی عناصر موسیقی کلاسیک بیشتر بود و شیوه نواختن آن به نوازندگی و آهنگسازی موسیقی کلاسیک نزدیک‌تر. این شیوه می‌توانست در هنرجو کششی ایجاد کند و او را به سمت خود بکشاند. چون شباهتش بیشتر بود به موسیقی کلاسیک تا نوازندگی مرتضی محجوبی که خیلی اصیل‌تر است و ویژگی‌های موسیقی ایران در آن بیشتر.» معروفی و شوپن سال‌ها پیش یکی از صفحات هفتاد و هشت دور معروفی را که "خواب‌های طلایی" نام داشت، برای دو میهمان انگلیسی پخش کردم. آن دو بلافاصله گفتند که این از نواخته‌های شوپن است! و من اصرار ورزیدم که این کار ساخته‌ی اصیل آهنگساز ایرانی ما جواد معروفی است. درباره شباهت‌های کار معروفی با شوپن پویان آزاده توضیح می‌دهد: « جواد معروفی بیشتر از آهنگ‌سازهای دوران رمانتیک تأثیر گرفته، مثل شوپن. خودش هم خیلی دوست داشت و حتی قطعات کلاسیک را هم می‌زد. او به شاگردانش هم که می خواستند نواختن پیانو را شروع کنند، برای این که اول دستشان روان شود و بتوانند تکنیک‌های خوب نواختن پیانو را یاد بگیرند، توصیه می کرد، ابتدا بیایند با موسیقی کلاسیک کارشان را شروع کنند و بعد وارد جزییات و ظرایف موسیقی ایران شوند.» معروفی و شاگردانی که تربیت کرد بعضی از اساتید موسیقی ایرانی، سبک و شیوه‌شان با خودشان می‌آید و با از دست رفتنشان هم آن شیوه به فراموشی سپرده می‌شود. بعضی اما راهشان ادامه می‌یابد. علت را باید در پرورش شاگردان دانست. معروفی به آن دسته‌ای تعلق دارد که بیشترین شاگردان را با شیوه پیانونوازی خود آشنا کرد و پرورش داد. او خودش به نوآوران سنتی تعلق دارد، اما آیا شاگردانش نیز به نوآوری‌هایی دست یافته‌اند؟ پویان قضاوت را به گذشت زمان می‌سپارد: «زمانی باید بگذرد و بعداً می‌شود از آن جواب گرفت. البته بعضی از شاگردهاشان کارهایی کرده‌اند، ملودی‌هایی ساخته‌اند که توانسته در میان مردم هم جا بیافتد، مثل آقای روحانی که طبیعتاً توانسته خلاقیتی را جهت آهنگ‌سازی داشته باشد. ولی این که بشود این را الان قضاوت کرد که نوآوری ‌یا یک شیوه نو نوازندگی است، باید به نظر من موکول شود به گذشت زمان.»
کارن همایونفر و رضا یزدانی، آلبومی سینمایی منتشر میکنند کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت برگزار می شود کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت هیچ جا بهتر از ایران نمی‌توانستم متولد شوم «روی دیگر» بهرام رادان تا چند روز دیگر در بازار

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

امیر آقایی در گالری سیحون

باز هم گالری سیحون و این بار همکاری با موسسه خیریه بهنام دهش پور.

نقاشی های واقعی

بعضی از نقاشی های آورده شده در این مطلب آنقدر واقعی به نظر می رسند که باورتان نمی شود که نقاشی اند و شخصی با استعداد خالق آن ها بوده است. در زیر از آثار شگفت انگیز از هنرمندان خوا
عکسهای بی نظیر از ایران زیبا گناه‌کار کسی است که وسوسه می‌کند! "تجربه زیست شده" پگاه لاری نمایشگاه بین المللی صنایع و فناوری طلا، جواهر و نقره نمایشگاه مجسمه ها

ادبیات

دست ها

پیرزن پرسید: - این دستها را می بینی پسر ؟ و دستهای لاغر و كشیده اش را كه از آستنیهای چروك خورده ی پیراهن گلدارش بیرون افتاده بود بلند كرد و مانند دو چوب خشك مقابل چشمانش گرفت . روی صندلی چرخدار درب و داغونی نشسته بود و شاخه های پر برگ درخت چنار چنان بر سرش سایه انداخته بود كه گویی در آغوشش گرفته است . مقابلش پسر كوچك رفتگر با سر و رویی ژولیده پای جدول پیاده رو ایستاده بود . پسرك دسته ی بلند جارویی را كه هم قد خودش بود در بغل نگه داشته ، چشم به دهان فرورفته ی پیرزن دوخته بود . پیرزن علی رغم كهولت سنش ، صدایی صاف و محكم داشت . در حالیكه كف دستان استخوانی اش را به هم می كوفت ادامه داد : - این دستها روزهایی اصلا دوست ندارند تكان بخورند . چیزی را از جایی بردارند یا سرجایش بگذارند . مجبور می شوم هی این دو تا چیز اضافه را با خودم این طرف و آن طرف بكشانم . پسرك زل زد به دستهای پیرزن . تا حالا دستهایی به آن فرسودگی  ندیده بود . دستهای مادرش تا وقتی كه زنده بود همیشه در آب بود. هنگام  شستشوی لباس ها یا ظرف و ظروف مجالس مهمانی و حتا قالیچه و قالی های سنگین مردم . دستهای مادرش خنك ترین و خسته ترین دستی بود كه می شناخت . پیرزن گفت: - می دانی چیز اضافه یعنی چی ؟ همان موقع گربه ای كه یك لنگ مرغ به دندان گرفته بود از كنارشان گذشت . پسرك توجهش به گربه جلب شد .دیوانه ی بازی با گربه ها بود اما از وقتی كه پدرش اسیر مواد مخدر شده بود دیگر وقتی برای بازی با گربه ها نداشت . لبخند زد . پیرزن گفت : - گوش ات با منه یا نه ؟ نكنه تو هم از شنیدن حرفهای من خسته می شی ؟ پسرك با نگاه،گربه را كه زیر اتومبیل پارك شده ای می خزید دنبال كرد. پیرزن گفت : - ببین دارم با كی حرف می زنم . گذشت آن زمانها كه مردم فرسنگ ها راه را پای پیاده طی می كردند تا به دیدن آدمی بروند كه بیشتر از صد سال عمر كرده بود . مدتهای زیادی بود كه پیرزن از دو پا فلج شده بود . ولی دستهایش هنوز نیم جانی برای به حركت درآوردن چرخهای فرسوده ی صندلیش داشت . مردمی كه در آن حوالی زندگی می كردند او را می دیدند كه هر صبح پای درخت چنار نشسته است و با دستهایش گفت و گو می كند . همه او را دیوانه می دانستند اما اگر كسی پیدا نمی شد كه به پسرك امر و نهی كند ، دوست داشت مقابل پیرزن بایستد و به حرفهایش گوش كند. پیرزن آب نبات زعفرانی كوچكی به دست پسرك داد . وقتی مطمئن شد كه حواس پسر به اوست ، گفت : - من عمرم از صد گذشته و این دستها خیلی كارها برایم انجام دادند . دلم می خواست اگر پسری مثل تو داشتم ، دستهایم را به او می بخشیدم تا بتواند با آنها برای خودش كف بزند . همان طور كه حالا من برای تو كف می زنم . پیرزن سعی كرد كف دستهای لرزانش را به هم بكوبد . پسرك هر چه منتظر شد تا صدای كف زدن دستها را بشنود ، نشنید . پیرزن گفت: - باید یاد بگیری وقتی كارهای درست و حسابی انجام می دهی برای خودت كف بزنی … این طور . باز هم صدایی از دستها به گوش نرسید . پسرك برای اولین بار به زبان آمد : - من خیلی كارها انجام می دهم . خیابانها را جارو می زنم . قوطی های خالی و پلاستیك جمع آوری می كنم . غذای خودم و پدرم را می پزم و لباسهایم را می شویم . گاهی هم گلها را هرس می كنم . اما نمی دانم كدامیك درست و حسابی است . چهره ی پیرزن خندان شد : - من بچه ای را می شناسم هم قد و هیكل خودت اما هنوز نمی تواند لقمه ی غذا را درست بگذارد دهانش … پسر گفت : - بعضی وقتها تكه ای نان خشك پیدا می كنم و می گذارم دهانم . گاهی روزها اصلا چیزی پیدا نمی كنم . پیرزن گفت : - گرسنه بودن خیلی مهم نیست . فقط یاد بگیر به دستانت احترام بگذاری . و دستهایش را بلند كرد تا دوباره برای پسرك كف بزند اما نتوانست . آب دهانش روی چانه ی باریكش جاری شد و سرش كج شد و ناگهان به سرفه افتاد . پسر كه همیشه از سرفه ی آدمهای پیر وحشت داشت ، چوب جارویش را رها كرد و به طرف ظرف آبی كه داشت دوید . كف دستانش را از آب پر كرد و مقابل دهان پیرزن گرفت . پیرزن فقط كف دستهای پسر را بویید . پسر با انگشتان خیسش شقیقه های كبود پیرزن را مرطوب كرد و پیشانی سردش را با محبت نوازش كرد . پیرزن آرام گرفت . خیره به چشمان پسرك لبخند زد اما همان وقت مردی با لباس سرهمی خاك آلود ظاهر شد و داد زد: - هی پسر ، دوست داری با پس گردنی بیایم سراغت . پس كی می خواهی دستهای مرده شوریت را به كار اندازی ؟ پیرزن ترسید . نگاهش مانند پرنده ی وحشت زده ای شد كه ناگهان گرفتار طوفان شده است . چشمان غمگینش را به ارابه ی پر از خرت و پرت پسرك دوخت و آهی كشید. پسر چوب جارویش را برداشت و شروع به جارو زدن كرد . غبار از میان ساق پاهایش به هوا بر می خاست و در چشم و دهانش می نشست . كارش را از صبح زود آغاز كرده بود و هنوز خیابانهای زیادی مانده بود كه تا قبل از ظهر باید جارو می كشید . مرد قبل از آنكه ناپدید شود گفت : - ببینم بیكار ایستادی با دستهام خفه ات می كنم . پسرك مدتی مشغول كارش بود كه به انتهای خیابان رسید. قبل از آن كه راهش را به سمت دیگر كج كند ،ایستاد و نگاهی به پیرزن انداخت . سایه درخت كنار رفته و آفتاب به شانه های پیرزن رسیده بود .آرامشش را به دست آورده بود و بی توجه به گرمای روز ، برای گربه ای كه مقابلش نشسته بود و پاره گوشتی به دندان داشت ، دست می زد. صدای رسای پیرزن دلنشین ترین صدایی بود كه گویی در عمرش شنیده بود : - باید یاد بگیری وقتی كارهای درست و حسابی انجام می دهی برای خودت كف بزنی ... با آنكه می دانست پیرزن او را نمی بیند برایش دستی تكان داد و فریاد شادمانه ای سر داد . باید به كارش ادامه می داد . باید دستهایش را به كار می انداخت و نانی به دست می آورد  كپه ی آشغال ها را به هر زحمتی بود با بیل دستی توی ارابه اش خالی كرد و ارابه را به سمت خیابان دیگری راند.

ده زن برتر ادبیات جهان

ادبیات جهان، امروزه شاهد حضور زنانی است که خالق شخصیت ها و داستان هایی جاودانی هستند. میراث هزاران ساله ای که مادربزرگان ما برای ما زنان به جا گذاشته اند اکنون بیش از هر زمان دیگری به شکوفایی رسیده است. در این مطلب با
کودکانه زیستن درگذشت شاعره لهستانی شیاطین و فرشتگان میلاد مهدی (عج) مبارک باد شعری از رهی