1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

شنبه، سی ام اردیبهشت، در سالن اصلی تئاتر شهر، شبکه  تئاتر در خانه رونمایی شد.

داوود رشیدی، تنها هنرمندی که در این مراسم سخنرانی کرد هم همانقدر از این پدیده شگفت زده بود که شما از خواندنش متعجب شدید. او گفت: "تئاتر در خانه؟! دفعه اول است که این اسم را میشنوم! یعنی توی مغازه می رویم و یک cd ضبط شده تئاتر میخریم؟ آیا با این کار به زنده ماندن و رونق تئاتر کمک میکنیم؟ آیا سالن ها خالی نمیشوند؟"

تئاتر در خانه آنقدر چیز پیچیده ایست که حتی داوود رشیدی هم نمیداند چیز خوبیست یا نه؟! او در مراسم رونمایی از شبکه تئاتر در خانه از مسئولین و معاونت هنری ارشاد خواست تا اجرای این طرح را در ابتدا به آزمایش بگذارند.

به هر حال تئاتر به خانه ها می آید. نه دقیقا تئاتر، بلکه اجراهای ضبط شده آن. به گفته مدیر این پروژه تا کنون 31 اجرا را برای "تئاتر در خانه" انتخاب کرده اند؛ یازده تا برای بچه ها و بیست و یکی برای بزرگترها. اولین این اجرا هم به نام آشپزها که یک نمایش موزیکال شاد است برای مخاطب کودک و نوجوان توزیع شد. شما هم امتحانش کنید.

دیدگاه‌ها  

+2 # زیبا 1391-02-31 15:14
واقعا باید امتحان شه. آیا جاهای دیگه دنیا یه همچین تجربه ای هست؟تا حالا کسی تئاترو زده رو سی دی بفروشه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهار 1391-11-25 12:11
بنظر من طرح خوبیه
من خیلی منتظر چنین کاری بودم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

سینما

امروز 85 مین سالگرد تولد ستاره ی معروف سینما آدری هپبورن است

آدری هِپبورن Audrey Hepburn ‏متولد ۴ مه ۱۹۲۹ هنرپیشه مشهور بریتانیایی هلندی‌ تبار متولد بلژیک سینما و تئاتر بود. وی در تمام دوره ها الگویی برای زنان به حساب آمده است. نه تنها او یک بازیگر استثنایی بود، آدری همچنین یک مادر توام با عشق و با ملاحظه، ستاره معروف و در عین حال انسان دوست بود. در واقع، زمانی که مسن تر  و دارای فرزند شد اقدام به بازنشستگی از شغلش شد تا زمان بیشتری برای توجه به خانواده و کارش به عنوان سفیر داوطلب یونیسف بپردازد. باوجود اینکه حدود 20 سال پیش ۲۰ ژانویه ۱۹۹۳ در گذشته است، میراث وی دست نخورده باقی مانده است. او به عنوان یکی از معدود بازیگران موفق به کسب جایزه اسکار، امی، گرمی و جایزه تونی و یکی از بازیگران بزرگ "عصر طلایی" در هالیوود بوده است. موسسه فیلم آمریکا آدری را به عنوان سومین زن معروف ستاره در تمام دوران بعد از کاترین هپبورن و بت دیویس نامیده است. لباس و استیل وی همیشه خاص و الگویی برای مد و سبک در تمام دوره ها به حساب آمده است. کارهای خیریه ی وی همیشه مورد توجه بیشتر کشورهای جهان بوده است. با وجود داشتن کودکی سخت وی کمک های بیشماری برای کودکان بی سرپرست و محتاج جهان سوم کرده است. آدری دارای دو فرزند: شان فرر Sean Ferrer، از ازدواج با بازیگر و کارگردان مل فرر Mel Ferrer و لوکا دوتی Luca Dotti از ازدواج دومش با روانپزشک ایتالیایی آندریا دوتی Andrea Dotti بود. امروز شان و لوکا از طریق ارث مادر خود راه خیریه وی را ادامه می دهند.

50 سالگی مونیکا بلوچی

  مونیکا بلوچی که ۳۰ سپتامبر ۱۹۶۴ به دنیا آمده، نخستین تجربیات خود در جلوی دوربین را در سن شانزده سالگی کسب کرد، البته نه به‌عنوان بازیگر بلکه به عنوان مانکن از جمله برای شرکت معروف دولچه و گابانا. بلوچی که مادرش نقاش و پدرش صاحب یک شرکت حمل و نقل است، قصد داشت از طریق مد هزینه تحصیل خود در رشته حقوق را تأمین کند، اما به جای آنکه وکیل شود، در نهایت به دنیای بازیگری و مد قدم گذاشت.بلوچی فعالیت سینمایی خود را در سال ۱۹۹۰ آغاز کرد. او دو سال بعد نخستین حضورش در هالیوود را جشن گرفت و در فیلم "دراکولای برام استوکر"، به کارگردانی فرنسیس فورد کوپولا ایفای نقش کرد. مونیکا بلوچی پس از آن در چندین فیلم نقش‌آفرینی کرد، اما با فیلم "مالنا" (محصول ۲۰۰۰) به کارگردانی جوزپه تورناتوره بود ‌که نام وی در سراسر جهان بر سر زبان‌ها افتاد. "مالنا" داستان زندگی زنی سیسیلی و سرنوشت او در محیطی سنتی و بدبین در گرماگرم جنگ جهانی دوم است. این فیلم در سال ۲۰۰۱ جایزه "داوید دی دناتلو"، مهمترین جایزه سینمای ایتالیا را از آن خود کرد.در سال ۲۰۰۲ بود که مونیکا بلوچی با فیلم "برگذشت‌ناپذیر" در جشنواره سینمایی کن حضور یافت؛ فیلمی که یکی از نامزدهای نخل طلایی بود. به ویژه‌ صحنه‌ای ۹ دقیقه‌ای از این فیلم که بلوچی در آن در یک تونل با خشونت مورد تجاوز قرار می‌گیرد و به اغما می‌رود، سروصدای زیادی به پا کرد. این فیلم در کشورهای مختلف دنیا نیز با درجه‌بندی‌های محدودکننده به نمایش درآمد. در سال ۲۰۰۲ فیلمی دیگر با بازیگری مونیکا بلوچی به پرده‌ی سینما‌ها راه یافت: آستریک و اوبلیکس؛ مأموریت کلوپاترا. این فیلم که آن را آلن شابا کارگردانی کرده، بر اساس یکی از ماجراهای آستریکس، شخصیت معروف داستان‌های مصور ساخته شده است. ناگفته نماند که این فیلم با ۵۳ میلیون دلار بودجه پرهزینه‌ترین فیلم سینمایی غیرانگلیسی‌زبان در اروپا محسوب می‌شد.مونیکا بلوچی در سال ۲۰۰۳ جایزه انجمن ملی فیلم ایتالیا (Nastro d’Argento) را به عنوان بهترین بازیگر زن مکمل برای نقش‌آفرینی در فیلم Ricordati di me دریافت کرد. این فیلم را گابریله دوچینو، سینماگر ایتالیایی (راست در تصویر) کارگردانی کرده است. در سال ۲۰۰۳ بود که مونیکا بلوچی در قسمت‌های دوم و سوم سه‌گانه علمی‌تخیلی "ماتریکس" ایفای نقش کرد. او که دیگر به یکی از چهر‌ه‌های سرشناس عالم سینما بدل شده بود، پای ثابت جشنواره‌هایی سینمایی از جمله فستیوال کن و برلین بود. تصویر: مونیکا بلوچی در نمایی از فیلم "ماتریکس: بارگذاری مجدد".در سال ۲۰۰۳ فیلمی دیگر با بازیگری مونیکا بلوچی به نمایش درآمد. "اشک‌های خورشید" که بلوچی در آن نقش یک پزشک در جنگل‌های نیجریه را ایفا می‌کند. این فیلم محصول آمریکا است و در آن بروس ویلیس، ستاره مشهور هالیوود نیز بازیگری کرده استفیلم تاریخی "مصائب مسیح" (محصول ۲۰۰۴)، به کارگردانی مل گیبسون از دیگر آثاری است که مونیکا بلوچی در آن نقش‌آفرینی کرده است. این فیلم ۱۲ ساعت آخر عمر عیسی مسیح را به تصویر می‌کشد. بازی تماشایی بلوچی در این فیلم در نقش مریم مجدلیه نشان داد که او افزون بر زیبایی از استعدادهای بازیگری نیز برخوردار است. ناگفته نماند که این فیلم از لحاظ تجاری یکی از موفق‌ترین فیلم‌های مذهبی در تاریخ سینما محسوب می‌شود. فیلم "عجایب" Le Meraviglie آخرین فیلمی است که بلوچی در آن بازیگری کرده است. این فیلم در جشنواره سینمایی کن در سال ۲۰۱۴ به نمایش درآمد و جایزه بزرگ هیأت داوران این فستیوال را از آن خود کرد.مونیکا بلوچی در سال ۱۹۹۹ با ونسان کاسل، هنرپیشه سرشناس فرانسوی ازدواج کرد و دو دختر نیز حاصل این زناشویی است. این دو هنرپیشه در سال ۲۰۱۳ از هم طلاق گرفتند. مونیکا بلوچی افزون بر زبان مادری‌اش، ایتالیایی به زبان‌های فرانسوی، انگلیسی و اسپانیایی نیز احاطه دارد و نقش‌هایی نیز به این زبان‌ها برعهده گرفته است.بلوچی در سال ۲۰۰۶ در جمع هیأت داوران جشنواره کن حضور داشت. او در سال ۲۰۰۹ نیز جایزه Women’s World Award را به عنوان بهترین هنرپیشه زن دریافت کرد.در سال ۲۰۱۲ کتابی تحت عنوان Monica Bellucci by Monica Bellucci منتشر شد که در آن ۱۵۰ عکس از بهترین عکس‌های مونیکا بلوچی گردآوری شده‌اند. این عکس‌ها را عکاسانی صاحبنام چون پیتر لیندبرگ، هلموت نیوتون، فابریتیزو فری و ریچارد آودون گرفته‌اند. مونیکا بلوچی در رده‌بندی‌هایی که در ارتباط با زیباترین زنان جهان در مجله‌های ویژه مردان منتشر می‌شود، معمولا رتبه‌های بالا را به خود اختصاص می‌دهد. این ستاره ۵۰ ساله درباره زیبایی می‌گوید: «زیبایی تنها زمانی بازدارنده است که تو آنقدر خنگ باشی که نتوانی با هوشیاری از آن استفاده کنی!»
هنر در هفته ای که گذشت ستارگان هالیوود و خوانندگان معروف بدون آرایش مروری بر هنر در هفته اول آذر ماه طاهر رحیم بازیگر مرد تازه‌ترین فیلم اصغر فرهادی شد «بن كینگزلی» در نقش ابوعلی سینا

انتخاب سردبیر

تئاتر

نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

نمایش ”خانمچه و مهتابی” اثر ”اکبر رادی” و دراماتورژی و کارگردانی ”مسعود دلخواه” نمایشی که رادی نویسنده اش باشد، هادی مرزیان کارگردانی کند و گلاب آدینه، ایرج راد، فرزانه کابلی، سیما تیر انداز و سیروس همتی در آن نقش بازی کنند، غنیمتی است برای چشمانی که تشنه تماشای نمایش اند.

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.
چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد در تالار قشقایی ببینیم بادها برای ما می وزند

مطالب تصادفی

موسیقی

دریا دادور

زنگ صدای لطیف و زنانه و درعین حال محکمش با اجرا های سولو سوپرانوو و قدرت بالای او در اجرا های اپرا او را نسبت به تمامی خوانندگان زن متفاوت می کند. تلفیق آثار شرق و غرب با یکدیگر و اجرای بدیع او و هماهنگ سازیش با حس و لحن آوای او، طرفداران بسیاری را به خود جلب کرده است.

حال صورت این‌چنین و حال معنی خود بپرس! گزارشی از کنسرت گروه شمس

یک شب پاییزی، نور، صدا، همراهی گروه و صحنه، رهی معیری، مولانا، سماع‌گران قونیه...همه آمده بودند تا گوش و دل به تازه‌ترین نواهای خانواده پورناظری بسپارند. به گزارش خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، ساعت از 18 گذشته بود. سهراب پورناظری با تنبورش آمد. روبین واسی پشت سازهای کوبه‌ای‌اش قرار گرفت و آرشاک ساهاکیان دودوک را روی لب قرار داد. شمع‌های روشن و نماد گروه «شمس» پشت سر نوازندگان، نور و رنگ را به صحنه هدیه می‌داد. سهراب تنبورش را به دست گرفته و به جمعیتی که همچنان در حال رفت و آمد در سالن همایش برج میلاد هستند، می‌نگرد و می‌گوید: همیشه دوست داریم کنسرت‌های ایران را هم مانند خارج از کشور به موقع شروع کنیم اما...البته کسانی که دیر می‌آیند، نمی‌دانند چه اجحافی در حق سایر حاضران و 1600 نفر دیگر در سانس بعدی می‌کنند. او ادامه داد: امشب میهمانان عزیزی داریم.اصغر فرهادی، جعفر پناهی، رخشان بنی‌اعتماد، سروش صحت و...مردم دقایقی این هنرمندان را تشویق کردند و سکوت در سالن حکم‌فرما شد. طبق روال همیشه کنسرت با نوای تنبور سهراب و به آرامی آغاز می‌شود. آنها که تنبورنوازی او را دیده‌اند، می‌دانند که او چگونه هنگام نواختن از خود بی خود می‌شود. چشمانش را می‌بندد و با سازش می‌تازد. گویی در خواب و خیالی است و در دنیای دیگری سیر می‌کند. «شبگرد کولی باد» همان قطعه‌ای است که گاهی در اوج و گاه به آرامی نواخته می‌شود. ساهاکیان با سازهای کوبه‌ای‌اش مورد تشویق زیادی قرار می‌گیرد و فضایی آمیخته از عشق و جنون خلق می‌شود. تهمورس پورناظری هم می‌آید و کنار برادر کوچک‌ترش می‌نشیند. نجمه تجدد با لباس کردی آبی‌رنگش برای هم‌آوایی سمت چپ سهراب می‌نشیند. سنتور مهیار طریحی هم خوش می‌نوازد. سهراب می‌خواند: از بد اندیشان نیندیشم که یار من تویی...فارغم از دشمنان تا دوستدار من تویی...دوری ظاهر دلیل دوری دل نیست نیست... آن که داند خلوت شب‌های تار من تویی همه چیز برای حضور سماع‌گر قونیه آماده است. به آرامی از گوشه سن وارد صحنه می‌شود. با همراهی تنبور و در حالت خلسه می‌چرخد. «یار آمد» قطعه‌ای دیگری از سهراب بود که آن را براساس موسیقی تاجیکستان ساخته است و با شعری از هلالی جغتایی آن را می‌خواند: یار آمد و من طاقت دیدار ندارم...از خود گله‌ای دارم و از یار ندارم نجمه تجدد هم به خوبی از پس همراهی با او بر می‌آید. وقت آن رسیده که تهمورس و سهراب از هجران بگویند: دلتنگم و دیدار تو درمان من است...بی‌رنگ رخت زمانه زندان من است...برهیچ دلی مباد و بر هیچ تنی...آنچ از غم هجران تو بر جان من است... اجرای قطعه «مجنونی» مقدمه‌ای برای یک تنفس 15 دقیقه‌ای بود. حسین رضایی‌نیا،‌کاوه گرایلی، ندا خاکی، علیرضا جوادی، خورشید دادبه، نیک‌ناز میرقلمی، کیمیا جمشید، سپند دادبه، آرین کشیشی و پوریا پورناظری روی صحنه ردیف شدند. سپس کیخسرو پورناظری به همراه پسرانش به روی صحنه حاضر شد و حاضران به احترام پورناظری پدر از جا بلند شدند سهراب خواست تا حاضران بیژن کامکار را هم تشویق کنند و گفت: سلامتی اردوان کامکار خبر خوشی برای همه ما بود. او از محمدحسین توتونچیان هم از بابت برگزاری این کنسرت قدردانی کرد. منبع: خبرگزاری ایسنا عکس: میثم میر زنده دل
جشنواره موسیقی زنان؛ اواخر خرداد در تالار وحدت گنجشک کوچولو شهرداد روحانی و اركستر سمفونيك تهران ویتنی هیوستون در گذشت گلشیفته با کوچ نشینان برمی گردد

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

کنسرت "پریشاد" ویژه بانوان در تالار وحدت

  کنسرت گروه "پریشاد" به سرپرستی "پریچهر خلوتی" 19 خرداد از ساعت 3 ویژه بانوان در تالار وحدت اجرا می شود. در این کنسرت که به گفته سرپرست گروه برای کمک به 50  بانوی بیمار تدارک دیده شده، قطعات جدیدی در دستگاه همایون و مایه اصفهان از آهنگسازانی همچون "انوشیروان روحانی"،"محمد سریر" ، "حسن لشگری"، " همایون خرم" ، "پرویز یاحقی" و ..... نواخته و اجرا خواهد شد. در این کنسرت هنرمندانی چون "مینو قاسم پود" نوازنده قانون، "میلاد فیضی پور" نوازنده تار، "نیوشا بریمانی" نوازنده کمانچه، "عسل ملک زاده" نوازنده ذف، "رخساره رستمی "نوازنده عود، "سپیده شایانی نوازنده تنبکف"آزاده شمس" نوازنده ویلن و " نازلی بخشایش " نوازنده پیانو حضور خواهند داشت.

برگزاری سمپوزیوم مجسمه سازی برای زنان مفاخر ایران

بوستان ولایت که به مناسبت سوم خرداد روز آزاد سازی خرمشهر افتتاح شده، اکنون قرار است که سردیس زنان مفاخر ایران در این بوستان نصب شوند.
نقاشی های واقعی نمایشگاه نقاشی خط در گالری سیحون نمایشگاه بین المللی صنایع و فناوری طلا، جواهر و نقره گناه‌کار کسی است که وسوسه می‌کند! نمایشگاه نقاشی پونه جعفری نژاد

ادبیات

فردوسی؛ مردی که می دانست نمی میرد

نام فردوسی که می آید من به نام خودم فکر میکنم. به واژه هایم ، به آواهایم، به لالایی هایی که به گوش من و نسل در نسل پیش از من آشناست. نام فردوسی که می آید، من به ما بودنمان فکر می کنم، به اروند رود، به خیج فارس ، به ابوموسی. نام فردوسی که میاید به یاد زیرکی میافتم و نام آوری و سترگی و ایستادگی. با شنیدن نام او پر از فروتنی میشوم در پیشگاه مردی که واژه هایم را به او مدیونم؛ مگر جز واژه ها چیزی هست که من و تو را " ما " کند، که زبانها و دلهایمان را یکی کند و لالایی هایمان را جاودان سازد و شعر هایمان را با آن بسازیم و خاطره هایمان را با آن تکرار کنیم و هویتمان را ماندگار؟ چه چیزجز واژه هاهست که به خاطرش برای نام خلیج  فارس برمی آشوبیم و سرود ملی مان را با آن میسازیم و برای گفتن دوستت دارم به یاریمان می آید؟ برای یاد کردن از مردی که واژه هایمان را به او مدیونیم اما کدام واژه به کار می آید که اگر او نبود بی تردید ما امروز پارسی نمیدانستیم. تنها کسی که در آن روزگار دور اما این راز را میدانست خودش بود، او میدانست که نمیمیرد و در تک تک واژه هایی که برای ما جاودان کرده، ماندگار میشود.

معجون خوشمزه یک بازیگر

اگر بهاره رهنما را از نزدیک بشناسید یا حتی یک بار او را دیده باشید اصلا تعجب نمی کنید که او روزی کتاب بنویسد و اسم مجموعه داستان اش را بگذارد " چهار چهارشنبه و یک کلاه گیس " . بهاره آدم بامزه ای ست و تا دل تان بخواهد صمیمی و مهربان. اولین باری که کسی را ببیند آنقدر گرم و صمیمی برخورد می کند که فکر می کنی هزار سال است طرف را می شناسد و این دقیقا همان چیزی ست که در کتاب اش به چشم می خورد. فضای کتاب گرم است و تمام مکان هایی که توصیف کرده آنقدر واقعی اند که می توانی چشم هایت را ببندی و برای خودت در ذهن ، تصویرش را بسازی. فضای همه قصه ها کاملا زنانه ست که با توجه به زن بودن نویسنده دور از ذهن نیست. کتاب مجموع  یازده قصه خیلی کوتاه ست که راحت و روان نوشته شده اند و خیلی سریع می توانی آن ها را بخوانی و گوشه کتاب خانه ات برای همیشه نگه داری. بهاره خودش در مقدمه کتاب گفته که این قصه ها را از سال هفتاد تا امروز نوشته و جعفر مدرس صادقی را مهم ترین مدرس خودش معرفی کرده که زمانی در فرهنگسرای نیاوران داستان هایش را می خوانده و کنارش حاشیه می نوشته. شاید اگر بهاره بازیگر نبود و این ارتباطات را نداشت هیچ وقت جرات به اشتراک گذاشتن دست نویس هایش را با دیگران پیدا نمی کرد و به نظرم خیلی حیف می شد چون بخشی از شخصیت او که راوی ست برای همیشه از دسترس من و شما به عنوان خواننده آثارش دور می ماند. " برای پنجمین بار است در این هفته آمده ای ، روبروی من نشسته ای و از من می خواهی برایت فال بگیرم. موهایم را شرابی کرده ام ، با تارهای سفیدش سایه روشن قشنگی شده ، اما تو اصلا متوجه تغییرم نمی شوی . من هم با حرص ، ورق های سرخ را روی میز شیشه ای بر می زنم و برای چندمین بار می گویم که فال بیشتر از ماهی یک بار جواب نمی دهد . " این چند خط  شروع قصه تو خفه میشی یا من ؟ ست که فضای زنانه بسیار جذابی دارد. تم قصه تکراری ست و ماجرای مشکوک شدن زنی به شوهرش است که فکر می کند با فال گرفتن مداوم می تواند سر از کار شوهرش در بیاورد. اما روایت بهاره قصه را متفاوت کرده تا جایی که من فکر می کنم بهترین قصه این مجموعه است. به هر حال خواندن این 86 صفحه را به شما توصیه می کنم. خواندن اش زمان زیادی نمی برد و طعم معجون خوشمزه خانم بازیگر تا مدت ها یادتان می ماند. چهار چهارشنبه و یک کلاه گیس را نشر چشمه تابستان 1388 با قیمت 2200 تومان چاپ کرد. امروز چاپ چهارم آن در بازار موجود است.
20 سفرنامه معاصر ایرانی عشق افلاطونی درگذشت شاعره لهستانی اول اردیبشهت، روز ملی سعدی جایی برای زنان بر روی قله آناپورنا