1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه "ایرانشهر" فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلام کرد.

 

به گزارش ایسنا، روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه ایرانشهر متشکل از بهروز غریب‌پور، آتیلا پسیانی، حسین مسافرآستانه، حسین پارسایی و مجید رجبی معمار فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلام کرد.

 

بر اساس فهرست اعلام شده از سوی شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه ایرانشهر هر کدام از سالن‌های مجموعه در هر مقطع زمانی در نظر گرفته شده برای اجرا، میزبان 2 اثر نمایشی می‌شوند که در مجموع در هر مقطع زمانی 4 نمایش در سالن‌های استاد سمندریان و دکتر ناظرزاده کرمانی به صحنه می‌روند.

 

بر اساس این فهرست، سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر در نیم‌سال اول سال 95 میزبان نمایش‌های ذیل است:

 

از تاریخ 26 فروردین ماه تا 28 اردیبهشت ماه به صورت همزمان نمایش‌های «بیوه‌های سالار غمگین» به کارگردانی شهاب‌الدین حسین‌پور و «یافت آباد» به کارگردانی محمد مساوات به صحنه می‌روند.

 

از تاریخ 31 اردیبهشت تا 2 خرداد ماه سالن استاد سمندریان میزبان آثار جشنواره تئاتر دانشگاهی ایران خواهد بود.

 

از تاریخ 6 خرداد ماه تا 13 تیر ماه به صورت همزمان نمایش‌های «صوراسرافیل- عهد جدید- باب اول» به کارگردانی عامر مسافرآستانه و نمایش «بیرون پشت در» ایمان اسکندری به صحنه می‌روند.

 

از تاریخ 17 تیر ماه تا اول مرداد ماه نمایش «عاشقیت» به کارگردانی محمد رحمانیان به صحنه می‌رود. این اثر طی 14 روز در 2 نوبت اجرا می‌شود.

 

از تاریخ 5 مرداد ماه تا 5 شهریور ماه به صورت همزمان نمایش‌های «خیال» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی و «در همسایگی خانه‌ی ما خروس می‌خواند» به کارگردانی شهرام کرمی به صحنه می‌روند.

 

از تاریخ 9 شهریور ماه تا 9 مهر ماه به صورت همزمان نمایش‌های «جاودانگی» به کارگردانی نیما دهقان و «چی به سر ما اومده» به کارگردانی افسانه ماهیان به صحنه می‌روند.

 

بر اساس فهرست اعلام شده از سوی شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه ایرانشهر، سالن دکتر ناظرزاده کرمانی نیز در نیم‌سال اول سال 95 میزبان نمایش‌های ذیل است:

 

از تاریخ 29 فروردین ماه تا 30 اردیبهشت ماه به صورت همزمان نمایش‌های «طروپ و طرب» به کارگردانی جواد نوری و «پری» به کارگردانی خیراله تقیانی‌پور به صحنه می‌روند.

 

از تاریخ 2 خرداد ماه تا 3 تیر ماه به صورت همزمان نمایش‌های «شکار مرغابی» به کارگردانی حمیدرضا قطبی و «من خیال تو نیستم» به کارگردانی حمید شریف‌زاده به صحنه می‌روند.

 

از تاریخ 9 تیر ماه تا 7 مرداد ماه به صورت همزمان نمایش‌های «پرتقال کوکی» به کارگردانی صابر ابر و «هتل سه ستاره» به کارگردانی هومن سیدی به صحنه می‌روند.

 

از تاریخ 12 مرداد تا 12 شهریور ماه به صورت همزمان نمایش‌های «ایوانف» به کارگردانی امیررضا کوهستانی و «کچلو» به کارگردانی رضا کشاورز به صحنه می‌روند.

 

از تاریخ 16 شهریور تا 16 مهر ماه به صورت همزمان نمایش‌های «ماتریوشکا» به کارگردانی پارسا پیروزفر و «زنان به بزها خیره می‌شوند» به کارگردانی ایوب آقاخانی به صحنه می‌روند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

مروری بر هنر در هفته دوم مرداد

به روال هر پنجشنبه اخبار  دنیای هنر را در هفته ای گذشت مرور می کنیم.

مروری بر دنیای هنر

  در هفته ای که گذشت، خبرهای خوب فرهنگی به خبرهای بد می چربید. تئاترهای مختلف در اجراهای جدید روی صحنه رفتند، اتفاقات خوب سینمایی افتاد و حال کسانی که بد بود، بهتر شد. چه چیزی بهتر از این؟ * بی شک مهم ترین خبر این هفته، خبر رفع انحلال خانه سینما بود. بعد از ماه ها جنجال و خبرسازی و کشمکش و پس از اینکه اعضای خانه سینما، به دیوان عدالت اداری از ارشاد و حکم انحلال خانه سینما شکایت کردند، بالاخره حکم نهایی صادر شد و نقض انحلال خانه سینما عملی شد. به این ترتیب، اعضای خانه سینما دوباره به خانه شان برگشتند. آن هم درست در روز آزادسازی خرمشهر و با دیداری از جانبازان.   * از ابتدای این هفته، فیلم «شبکه» آخرین ساخته ایرج قادری به اکران درآمد. جالب اینکه در دو روز ابتدای اکران، این فیلم توانست 20 میلیون فروش کند که اگرچه فروش چندان چشمگیری نبود اما در فصل کم رمق فروش و در روزهایی که پرسیمرغ ترین فلم جشنواره فجر یعنی «روزهای زندگی» بعد از 12 روز به کندی به 100 میلیون فروش می رسد، رقم قابل توجهی است.   * در دنیای موسیقی، مهم ترین خبر، اتفاقی بود که به یک باره کل خبرگزاری ها و شبکه های اجتماعی را به خود مشغول کرد. کاوه یغمایی، پسر کورش یغمایی، چند ماهی است که به ایران برگشته و هفته آینده در یک نشست خبری قرار است از فعالیت های رسمی و مجازش در ایران بگوید. او می خواهد از آلبوم جدیدیش و اتفاقات آن حرف بزند.   * اصغر فرهادی همزمان با جشنواره کن اسامی بازیگران جدید فیلمش را اعلام کرد. این فیلم که تهیه کننده ای فرانسوی دارد و در این کشور ساخته می شود، با ماریون کوتیارد در ابتدا قرارداد بست. او که خودش یک بازیگر اسکاری است، امسال با فیلم «زنگار و استخوان» در کن حضور دارد. کوتیار در فیلم های مهمی مثل اینسپشن، بیگ فیش و نیمه شب در پاریس با کارگردان های بزرگی همکاری کرده است. از طرف دیگر طاهر رحیم، بازیگر مرد فیلم اصغر فرهادی خواهد بود. همچنین شنیده می شود که او در این فیلم یک بازیگر مرد میانسال ایرانی هم می خواهد که گویا با مانی حقیقی، مذاکراتی کرده است.   * در این هفته اعلام شد که آلبوم «روی دیگر» بهرام رادان، 7 خرداد رونمایی می شود. او در این آلبوم، دو قطعه کاملا انگلیسی دارد و کلیپ های عجیب و غریبی که واقعا دیدنی اند. * شنبه این هفته، بهاره رهنما تئاتر «این تابستان فراموشت کردم» را افتتاح کرد. تئاتری که بر اساس داستانی نوشته خودش، کارگردانی کرده است. در افتتاحیه این تئاتر، اهالی رسانه و همچنین چهره هایی مثل محراب و پیمان قاسم خانی، بهروز افخمی و ... حضور داشتند . در این تئاتر هدیه تهرانی با صدایش حضور دارد.   * رضا صادقی در این هفته اعلام کرد که 4 و 5 تیر، در تهران کنسرت خواهد داشت تا همه مشکی پوشان، خوشحال شوند.   * در این هفته فستیوال کن، به راه خود ادامه داد. یکشنبه، روز ایرانی فستیوال بود. روزی که فیلم «یک خانواده محترم» اکران شد و جالب اینکه از سوی منتقدان با استقبال زیادی روبرو شد. در همین هفته فیلم «مثل یک عاشق» کیارستمی اکران شد که با دو نگاه مختلف روبرو بود. عده ای این فیلم را خواب آور توصیف می کردند و عده ای آن را یکی از بهترین فیلم های کیارستمی. عباس کیارستمی در حاشیه نشست نقد و بررسی فلیمش، اعلام کرد که ایتالیا، میزبان فیلم بعدی او خواهد بود. در این میان فیلم «عشق» میشاییل هانکه، با استقبال خیلی زیادی روبرو شد. آنقدر که خیلی ها معتقد بودند این فیلم نخل طلای امسال را خواهد ربود. همچنین در حاشیه جشنواره کن، تارانتینو و دی کاپریو، در هتلی در شهر کن، از اهالی رسانه با یک شام پذیرایی و آنها را با فیلم «جانگوی رهاشده» بیشتر آشنا کردند.   * برای اولین بار احسان خواجه امیری و همسرش در این هفته در مصاحبه ای مطبوعاتی حرف های جالبی زدند. این مصاحبه در مجله «زندگی ایده آل» چاپ شد و همه توانستند بالاخره همسر احسان خواجه امیری و عروس استاد ایرج را ببینند. احسان و همسرش، لی لا، اعترافات خواندنی زیادی در این مصاحبه کردند.   * در این هفته، رضا داوودنژاد که عمل پیوند کبدش در شیراز را انجام داده بود، توانست راه برود و رو به بهبودی. همچنین در این هفته محسن امیریوسفی، کارگردان فیلم هایی چون «خواب تلخ» و «آتشکار» سکته مغزی کرد که او هم در روزهای پایانی هفته، رو به بهبود گذاشت.   * جکی چان اعلام کرد که دیگر با دنیای سینمای اکشن خداحافظی می کند و این بار می خواهد توانایی هایش را در عرصه درام، به رخ همه بکشد. این خبر، تا مدت ها خبر اول خبرگزاری های سینمایی بود.   * تئاتر «آمدیم نبودید، رفتیم» به کارگردانی رضا حداد، این هفته از صحنه خداحافظی کرد و البته یک رکورد از خود به جا گذاشت: «پرفروش ترین تئاتر ایران»؛ به گفته این کارگردان این تئاتر احتمالا مهرماه هم روی صحنه خواهد رفت. رضا حداد همچنین با هزینه شخصی سالن شماره سه ایرانشهر را بازسازی خواهد کرد.   * کمپانی والت‌دیزنی در این هفته اعلام کرد که قصد همکاری با «جانی دپ» را دارند. این کمپانی با تولید نسخه سینمایی مجموعه تلویزیونی موفق و دهه هفتاد میلادی به نام «استاکر شب»، ساخت فیلم در ژانر وحشت و دلهره را نیز تجربه می‌کند. جانی دپ به عنوان بازیگر با این پروژه سینمای ترسناک همکاری خواهد کرد و ادگار رایت سازنده چند فیلم ژانر سینمای وحشت، کارگردان آن خواهد بود. دپ در این فیلم در نقش کارل کولچاک یک روزنامه‌نگار اهل لاس‌وگاس ظاهر خواهد شد که به دنبال حل رمز و راز یک سری پرونده مرموز است. این تحقیقات او را وارد یک دنیای عجیب و غریب می‌کند که سرشار از زامبی‌ها، خون‌آشام‌ها، آدم‌های گرگ‌نما و حتی موجودات بیگانه فضایی است.   * دراین هفته اعلام شد که بلیط های فیلم «روزهای زندگی» به مناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر، نصف قیمت به فروش خواهد رسید. البته در خبرها ابتدا گفته شد این تغییر قیمت در سینماهای کل کشور است. اما بعد از آن اعلام شد که تنها در پردیس های سینمایی این اتفاق می افتد.
هنر در هفته سوم بهمن ماه زن دوم لیلا حاتمی عضو هیئت داوران جشنواره فیلم کن شد مروری هنر در هفته دوم آذر اسرار شخصی زندگی پیپا لی

انتخاب سردبیر

تئاتر

چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه "ایرانشهر" فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلام کرد.   به گزارش ایسنا، روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه ایرانشهر متشکل از بهروز غریب‌پور، آتیلا پسیانی، حسین مسافرآستانه، حسین پارسایی و مجید رجبی معمار فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلا

تماشای تئاتر در خانه

شنبه، سی ام اردیبهشت، در سالن اصلی تئاتر شهر، شبکه  تئاتر در خانه رونمایی شد. داوود رشیدی، تنها هنرمندی که در این مراسم سخنرانی کرد هم همانقدر از این پدیده شگفت زده بود که شما از خواندنش متعجب شدید. او گفت: "تئاتر در خانه؟! دفعه اول است که این اسم را میشنوم! یعنی توی مغازه می رویم و یک cd ضبط شده تئاتر میخریم؟ آیا با این کار به زنده ماندن و رونق تئاتر کمک میکنیم؟ آیا سالن ها خالی نمیشوند؟" تئاتر در خانه آنقدر چیز پیچیده ایست که حتی داوود رشیدی هم نمیداند چیز خوبیست یا نه؟! او در مراسم رونمایی از شبکه تئاتر در خانه از مسئولین و معاونت هنری ارشاد خواست تا اجرای این طرح را در ابتدا به آزمایش بگذارند. به هر حال تئاتر به خانه ها می آید. نه دقیقا تئاتر، بلکه اجراهای ضبط شده آن. به گفته مدیر این پروژه تا کنون 31 اجرا را برای "تئاتر در خانه" انتخاب کرده اند؛ یازده تا برای بچه ها و بیست و یکی برای بزرگترها. اولین این اجرا هم به نام آشپزها که یک نمایش موزیکال شاد است برای مخاطب کودک و نوجوان توزیع شد. شما هم امتحانش کنید.
بادها برای ما می وزند برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد در تالار قشقایی ببینیم نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی " بادها به نفع کودکان می وزند "

مطالب تصادفی

موسیقی

از آتشی که جیم موریسون روشن کرد 50 سال گذشت

ژانویه سال ۱۹۶۷، دقیقا پنجاه سال پیش، گروه دِ دورز ( The Doors) با انتشار تک آهنگ لایت مای فایر /Light My Fire از اولین آلبوم خود به نام د‌ِ دورز به شهرت رسیدند. جیم موریسون؛ شاعر و خواننده، ری منزَرک؛ کیبوردیست، رابی کریگر؛ گیتاریست و جان دِنزمور؛ درامر در منطقه ونیز شهر لس آنجلس باهم آشنا و گروه دِدورز را تشکیل دادند. گروهی که به خاطر اجراهای پر انرژی و جنجالی‌شان در میکده‌های بلوار معروف «سان ست» لس آنجلس آرام آرام اسم‌شان سر زبان‌‌‌ جوانانی افتاده بود که در دهه شصت میلادی به دنبال گروه‌‌ها و هنرمندانی بودند که چارچوب‌‌های جامعه نسبتا سنتی آمریکا را می‌شکستند. موسیقی گروه دِ دورز موسیقی راک بود، ولی متفاوت. ترکیبی عجیب و غریب از شعر، اسطوره‌ها و تراژدی‌های یونان باستان با اضطراب و نگرانی اگزیستانسیالیستی جیم موریسون جوان، و با ردپایی از موسیقی بلوز و توهمات موسیقی سایکدلیک که زاده فرهنگ ال‌اس‌دی و اسید بازهای دهه شصت میلادی بود. گروه دِدورز بیش از هر کس و هر چیزی اسمش با خواننده و شاعر این گروه یعنی جیم موریسون گره خورده. شخصیتی جذاب، با هوش و تابو شکن که اجراهایش جنجالی بودند و ترانه‌هایش مخاطبان را با او به سفرهای دور و درازی می‌بردند که بعضا نتیجه توهمات او بعد از مصرف ال‌اس‌دی بودند. چند ماه قبل از انتشار اولین آلبوم‌شان و پخش شدن تک‌آهنگ لایت مای فایر در رادیو، گروه دِ دورز در کلوب معروف «ویسکی آ گوگو» در بلوار سان سِت لس آنجلس اجرا داشتند. اجرایی که به یکی از مشهورترین اجراهای آن‌ها تبدیل شد. وقتی گروه برای اجرا روی صحنه رفتند، خبری از جیم موریسون نبود. آن‌ها مجبور شدند قسمت اول کنسرت را بدون او اجرا کنند. قبل از شروع قسمت دوم، اعضای گروه به دنبل جیم رفتند و او را در اتاق هتل تراپیکانا نزدیک کلوب پیدا کردند. جیم موریسون ال‌اس‌دی زده بود، ولی اعضای دیگر گروه از او خواستند که به کلوب بیاید و اجرا کند. جیم روی صحنه رفت و برای خاتمه برنامه آهنگ «پایان» یا همان دِ اِند / The End را اجرا کرد. اما جیم که حالا کاملا تحت تاثیر ال‌اس‌دی بود شروع به بداهه خوانی می‌کند و در این اجرا بخشی را اضافه می‌کند که به بخش «ادیپ» این اجرا معروف می‌شود بخشی که در آن جیم موریسون فریاد می‌زند که می‌خواهد با مادرش رابطه جنسی داشته باشد. بلافاصله پس از آن گروه از روی صحنه پایین کشیده می‌شوند و از کلوب اخراج می‌شوند. همین نوع اجراها و رفتارهای عجیب و غریب جیم موریسون بود که توجه بسیاری را در شهر لس آنجلس جلب کرده بود. گروه دِ دورز چند ماه بعد از آن حادثه به استودیوی ساوند ریکوردرز در بلوار سان ست رفتند تا اولین آلبوم خود را ضبط کنند. آن‌ها همان ترانه‌هایی را که در سال گذشته در کلوب ویسکی آ گوگو اجرا کرده بودند، در استودیو ضبط کردند. آلبوم همان حال و هوای اجراهای زنده را دارد. در قسمت‌هایی خام است و حال و هوای خاصی دارد. وقتی آلبوم را از اول تا آخر گوش می‌دهید احساس می‌کنید که گروه را در یک اجرای زنده دیده‌اید - روی صحنه‌ای پر از شمع‌های کوتاه و بلند در فضایی تاریک اما گرم. تک آهنگ لایت مای فایر از همین آلبوم اولین آهنگی بود که رابی کریگر، گیتاریست گروه، ساخت. آهنگی هفت دقیقه‌‌ای که سکوی پرتاب گروه دِ دورز شد و آن‌ها را به شهرت رساند. آهنگی که پنجاه سال بعد هنوز محبوب است و هربار شنیده شود حال و هوای آزاد دوران هیپی‌های دهه شصت را در کالیفرنیا دوباره زنده می‌کند. آهنگ با کیبورد به یاد ماندنی ری منزرک شروع می‌شود، صدای کیبورد او صدای ارگ کلیساهای پروتستان را به یاد می‌‌آورد. صدایی که نماد موسیقی دِدورز شد. صدای جیم موریسون، عمیق، جذاب و آشفته است. ترانه دو پهلو است، مشخص نیست که وقتی جیم کلمه «های» را در این ترانه استفاده کرده دقیقا منظورش چه بوده، نشئه شدن؟ یا عاشق شدن؟ آلبوم با آهنگ «بریک آن ترو» آغاز و با آهنگ «پایان» ختم می‌شود. آهنگی که چیزی بین تئاتر و موسیقی است. ترانه‌اش تحت تاثیر تراژدی ادیپوس یونان است. اجراهای زنده این این ترانه بعضی از به یاد ماندنی‌ترین اجراهای جیم موریسون محسوب می‌شوند که بعضی اوقات بیش از یک ربع طول می‌کشیدند. پال رات‌چایلد، تهیه کننده آلبوم، و بروس بوتنیک، مهندس صدای استودیوی «ساند رکوردرز» بارها در مستندهای مختلف از جلسه ضبط این ترانه برای آلبوم گفته‌‌‌اند. جیم موریسون برای آنکه بتواند همان حال و هوای اجراهای زنده خود را در ضبط هم ایجاد کند، ال‌اس‌دی مصرف می‌کند، ولی بعد از ضبط این ترانه دچار توهم می‌شود و وقتی همه از استودیو خارج می‌شوند، او به استودیو برمی‌گردد، کپسول آتش‌نشانی را برمی‌دارد و همه جا را با محلول و کف آن می‌پوشاند. موفقیت آلبوم دِ دورز گروه را به شهرت جهانی رساند. جیم موریسون هر چه مشهورتر می‌شد، بیشتر از کنترل خارج می‌شد. دیگر ال‌اس‌دی و حشیش برای او کافی نبود. رفتار او غیر قابل پیش‌بینی شده بود و اعضای گروه بارها با او مشکل پیدا کردند. اما کسی و چیزی جلودار او نبود، حتی دوست دخترش پاملا کورسون. چهار سال بعد از رسیدن به شهرت جهانی، جیم و پاملا برای مدتی به پاریس رفتند تا دور از هیاهوی شهرت و راک اند رول استراحت کنند. اما در سوم ژوییه سال ۱۹۷۱ جیم موریسون در اثر ایست قلبی به خاطر مصرف بیش از اندازه هروئین در پاریس درگذشت. او بیست و هفت ساله بود. جیم موریسون هم مانند جیمی هندریکس و جنیس جاپلین هنرمندان هم‌قطار خود سی سالگی را ندید. مرگ او هم مانند بخش‌هایی از زندگیش با افسانه گره خورده. بعضی پاملا دوست دخترش را قاتل او می‌دانند، و بعضی دیگر طمع خود جیم موریسون را در مصرف مواد. جیم موریسون در گورستان پرلاشز پاریس دفن شده و هر سال هزاران نفر از آرامگاه او دیدن می‌کنند.  

گرانترین آلبوم موسیقی جهان

نسخه امضا شده آلبوم قدیمی گروه مشهور راک اند رول بریتانیایی، بیتلها در یک حراجی در دالاس ایالات متحده آمریکا به مبلغ 290500 دلار آمریکا (چیزی بیش از یک میلیارد تومان به نرخ ارز بازار آزاد به فروش رسید. این نسخه منحصر بفرد شامل امضای کلیه چهار عضو این گروه افسانه ای موسیقی بود و در شرایط بسیار عالی نگهداری میشد. امضای همه هر چهار عضو شامل، جان لنون، پل مک کارتنی، جرج هریسون و رینگو استار در پوستر ضمیمه آلبوم بچشم میخورد. این آلبوم در سال 1967، تقریبا چهل و شش سال پیش خریداری شده است. نام خریدار این آلبوم عتیقه به دلایل امنیتی گزارش نشده است. یکی از کارشناسان موسیقی بیتلها گفته است که وی تاکنون چنین آلبوم اریجینالی که در شرایط ایده آل نگهداری شده باشد را ندیده است.  صاحب اولیه این البوم هیچوقت این آلبوم را گوش نکرده است و  ساعتها برای گرفتن چهار امضای اعضا پشت درهای محل کنسرتشان منتظر مانده است. گروه چهار نفره بیتلز در بین سالهای 1960 تا 1970 میلادی فعالیت نمودند و انقلابی در دنیای موسیقی آنزمان بوجود آوردند که پیامدهای آن تاکنون در صنعت موسیقی و سبک زندگی جوانان در سراسر دنیا ایجاد نمود. از مجموع آلبومهای منتشر شده این گروه تاکنون صدها میلیون نسخه در سراسر جهان بفروش رفته  که آنانرا در صدر پرفروشترین گروههای موسیقی در جهان قرار داده است. گروه بیتلها با جدایی خواننده اصلی آن جان لنون در سال 1970 از هم فرو پاشید، از این گروه اکنون تنها پل مک کارتنی است که همچنان به خواندن و ساخت موسیقی ادامه میدهد.
کارن همایونفر و رضا یزدانی، آلبومی سینمایی منتشر میکنند نود سالگی شارل آزناوور، خواننده اسطوره‌ای فرانسه بیست سال بدون معروفی مدونا با 45 تریلی به ترکیه می آید! «روی دیگر» بهرام رادان تا چند روز دیگر در بازار

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

عکس های زروان روح بخشان – عصر جمعه: مکعب سفید

نمایشگاه مکعب سفید، کاری از زروان روح بخشان است که در زیر، با قلم خویش به توضیح مجموعه عکس ها و حضور در نمایشگاه می پردازد.

نمایشگاه مجسمه ها

اولین نمایشگاه گروهی انجمن مجسمه سازان ایران با نمایش بیش از 96 اثر هنری در خانه هنرمندان تهران در حال نمایش است. با هم نگاهی می اندازیم به برخی از آثار ارائه شده در این نمایشگاه. انتخاب متریال برای مجسمه سازان آزاد بوده و همچینین هنرمندان شرکت کننده در زمینه انتخاب موضوع نیز آزادی کامل داشتند. بدون عنوان اثر فریبا نظام دستجردی هاله مقدس اثر طاهر شیخ الحکمایی از مجسمه های به نمایش درآمده در خانه هنرمندان تهران اثری از سهیلا فلاح از مجموعه خواجه ها بدون عنوان از رسول کاظمی
سهراب سپهری رکورد شکست موزه هایی که نمیشناسیم نمایشگاه لباس و زیورآلات پنجره ها؛ نمایش نقاشی سروش دبیری امیر آقایی در گالری سیحون

ادبیات

خسته از زنان پخمه و مردان رذل

گذشته از احساسهای متفاوتی که یک داستان یا کتاب در ما برمیانگیزد، آن را به آخر که میرسانیم، میبینیم یک احساس کلی هم در ما ایجاد کرده است. آن احساس کلی که پس از خواندن کتاب “زنی با زنبیل” برای من برجا ماند، احساس خستگی بود و احساس دلسوزی برای نویسندهی آن که شب و روزهای زندگی ادبیاش را در میان زنان پخمهی عقبمانده و خاکبرسر گذرانده است؛ و دیدم جای تعجب دارد اگر او به بیماری افسردگی دچار نباشد. آدم حکایتهایش را که میخواند از ایرانِ او با همهی زنانش که پخمهاند و همهی مردانش که ازخودراضی و رذل و زنستیزند سرشار از نفرت میشود آخر جای تعجب است که ما در این کتابِ او حتا به یک زنِ باشخصیت و قوی که بتواند سُکّان زندگیاش را در دستان خودش بگیرد برنمیخوریم. بسیاری از نویسندگان غربی و حتا مردم کشورهای دیگر فهمیدهاند که زنان ایران چه پیش از انقلاب، چه در زمان انقلاب و چه پس از آن و نیز در آن خرداد خونین در بسیاری از جهات حتا بیشتر از مردان خطر کردهاند، آنهم با تکیه بر شخصیّت خویش و با احترام برای جنسیّت خویش. پس بیخود نیست اگر بپرسیم چرا او به سراغ چنین زنانی نمیرود؟ خانم آقایی، این پدیده را که در ایران تعداد زنان دانشجو و نویسنده از تعداد مردان بیشتر است، چگونه تفسیر میکند؟ چرا هیچکدام از آنها توجه او را برنینگیختهاند؟ در کتاب «زنی با زنبیل» که وزارت ارشاد اسلامی پس از دو ماه یک داستانش را حذف و آنگاه مجوزش را صادر کرده است، فرخنده آقایی پس از ده سال که این وزارتخانه نگذاشته کتابی از او چاپ شود، پنجاه و سه روایت از زندگی زنان عقبمانده، سنتی، مذهبی و فقیر جامعه را طرح زده است. زنانی که بیشترشان نامی هم ندارند و به همین خاطر نمیتوانیم فردیّتی برای آنان قائل شویم، و میدانیم که “نام” در داستان و رمان مقولهی مهمی است که در اینجا ما را وامیدارد تا بپرسیم که چرا بیشتر زنان روایتهای فرخنده آقایی بینام و بیهویتِ مشخص هستند، و بی‌مقدمه شروع به حرف زدن میکنند. خانم فرخنده آقایی گوید: “این آدم‌ها را من خلق نکرده‌ام، فقط نورافکن روی آن‌ها انداختم و لحظه‌ای از زندگی‌شان را ثبت کردم. بیشتر آن‌ها را از نزدیک می‌شناسم. اصولاً نوع داستان‌نویسی من تخیلی نیست. شخصیت‌ها را پیدا می‌کنم، به آ‌ن‌ها نزدیک می‌شوم و از زندگی آن‌ها داستان می‌سازم.” اگر بر تارک کتاب حک شده بود که روایتهای این کتاب گزارشی است حاصل گفتوگو با زنان فقیر و از نظر فرهنگی عقبماندهی ایران، میشد آنرا به عنوان گزارشی با ارزش از وضعیّت و واقعیّتِ زندگی قشر خاصّی از جامعه در زمانی معلوم پذیرفت؛ چون “گزارش وضعیّت و واقعیّتها” مادههای اولیهی بسیار پر ارزشی هستند که جامعهشناسان، روانکاوان، سیاستمداران، هنرمندان و نویسندگانِ داستان و رمان از آن استفاده میکنند. در آنصورت این گروه از زنان موضوع شناخت قرار میگرفتند. اما وقتی اثری زیر نام هنر یا ادبیّات داستانی جای میگیرد، بدان معناست که هنرمند یا نویسنده توانسته است با استفاده از مادّههای اولیّهای که در دسترش بوده واقعیّت دیگری بیافریند و امکانهای تازهای را به خواننده نشان بدهد. “داستان‌ها کوتاه و از هم مجزا هستند ولی یک نخ تسبیح تمام آنها را به هم وصل کرده است. اگرچه این روایت‌های متعدد، در سطح هستند اما از یک بدنه مشترک می‌آیند. در واقع یک صداست که در چهره‌های مختلف خود را نشان می‌دهد. می‌توان گفت یک شخصیت است که زندگی‌های متفاوتی را تجربه می‌کند. در تدوین داستان‌ها به ویژه برایم مهم بود که هر خواننده و مخاطب نسبت به پس زمینه‌ زندگی شخصی و اجتماعی خود، تفسیر و تأویل خود را از هر داستان داشته باشد و آن پیچیدگی که از داستان توقع داریم، در ذهن خواننده رخ دهد.” در مصاحبهی دیگری یوسف علیخانی از خانم آقایی میپرسد: “ولی این [دغدغۀ تکنیک نداشتن] باعث شده، تمام داستانهای مجموعه یک زن، یک عشق یک فرم داشته باشند؛ فرم سنتی و ساده و خطی و هیچگونه پیچیدگی در آنها به چشم نیاید و حتی نگاهتان کهنه بهنظر برسد؟” او در پاسخ میگوید: “… حالا ذهنم آنقدر ساده است که در داستانهای اخیرم به سادهترین شکل ممکن رسیدهاند، امیدوارم این روند بعدها در خودش به تکامل برسد. حالا سعی میکنم به جای پرداختن به فرم داستان، بیایم و به محتوای داستان بپردازم و آن پیچیدگی را در ذهن خواننده ایجاد کنم.” (علیخانی، یوسف: نسل سوم -داستاننویسی امروز- تهران: نشر مرکز، ۱۳۸۰. ص: ۱۵) این را بارها شنیده و خواندهایم که یکی از مهمترین کارها یا خاصیتهای ادبیات و هنر این است که برای مخاطب پرسش ایجاد میکند. اما اینکه ادبیات بخواهد برای خواننده “پیچیدگی” ایجاد کند، موضوع دیگری است، مگر آنکه “پیچیدگی” را با “ایجاد پرسش” یکی بگیریم که آنهم غیرمعقول است. تا جایی که من خواندهام، بهترین آثار ادبی جهان آنهایی هستند که پدیدآورندگانشان انگشت بر آن پیچیدگیهای هستی که بار ذهنشان بوده گذاشته و آنها را در چنان “فرم”های ساده و زیبایی عرضه کردهاند که به آسانی و سرعت با دیگران ارتباط برقرار کردهاند. ما هنگامی که هکلبری فین، خشم و هیاهو، و یا دُن کیشوت را میخوانیم به دنیاهای بسیار سادهای وارد میشویم و برای فهم پیامهای نهفته در آنها “پیچیدگی” در ذهنمان ایجاد نمیشود، بلکه پیچیدگی را در جهان هستی، شرایط اجتماعی و رابطهی انسانها میبینیم. مردم جهان از ملت و فرهنگهای گوناگون، سالهاست که این آثار را میخوانند، میفهمند و از آنها لذت میبرند، نه برای آنکه در ذهنشان ایجاد پیچیدگی میکنند، بلکه برای اینکه میبینند مسائل پیچیدهای که ذهنشان را به خود مشغول داشته، مشکلهایی عام و انسانی هستند و از خود میپرسند برای از پیش پا برداشتن این مشکلات چه باید کرد؟ پس نویسنده و هنرمند پیچیدگیهای هستی را در فرمی که در مخاطب رغبت ایجاد کند و برایش قابل فهم باشد ارائه میکند و مخاطب اگر نگوییم همه، بخشی از خودش و زندگیاش را در آن اثر میبیند و پرسشهایی برایش ایجاد میشود. خانم آقایی میگوید او “به فرم نمیپردازد”. به گمانم منظورش این است که فرم چندان مهم نیست. اما مگر غیر از این است که هنر و ادبیات هنگامی نام یک “اثر” به خود میگیرد که چه شفاهی و چه کتبی از ذهن بیرون آمده و نماد بیرونی یافته باشد؟ و مگر نه این است هر چیزی که خارج از ذهن ما با حواس پنجگانه قابل درک باشد، به ناچار دارای فرمی است؟ پس بیتوجهی یا حتا کمتوجهی به فرم از سوی یک نویسنده میتواند پرسشبرانگیز باشد. آیا چنین نیست که ما با خواندن یک حادثه در روزنامه، یا شنیدن آن از رادیو خودمان به تفسیر و تآویل آن میپردازیم؟ پس فرق بازگویی یک حادثه، یا شرح یک زندگی با یک داستان در چیست؟ به گمان من فرق اساسی در بیان امکانهای تازهای است که نویسندهی داستان در آن حادثه یا زندگی میبیند و به ما نشان میدهد. گذشته از این، کار داستان این است که یک حادثه، واقعه، یا زندگی خاص را به شکلی ارائه میدهد که عامهی خوانندگانش- حتا در زمان و مکانهای مختلف و با فرهنگهای متفاوت- میتوانند خود را در آن بازیابند. و دیگر اینکه داستانی شدن یک واقعه موجب میشود که آنرا بهخاطر بسپاریم و همچون گزارشی روزانه، به راحتی آنرا فراموش نکنیم. در اینجا به این نکته پی بردم که چرا پس از پایان بردن کتاب، بهجای آنکه به مطالبش فکر کنم، به حال نویسندهاش فکر میکردم. برای اینکه این قطعهها هنوز “داستان” نشده بودند.   .

فردوسی؛ مردی که می دانست نمی میرد

نام فردوسی که می آید من به نام خودم فکر میکنم. به واژه هایم ، به آواهایم، به لالایی هایی که به گوش من و نسل در نسل پیش از من آشناست. نام فردوسی که می آید، من به ما بودنمان فکر می کنم، به اروند رود، به خیج فارس ، به ابوموسی. نام فردوسی که میاید به یاد زیرکی میافتم و نام آوری و سترگی و ایستادگی. با شنیدن نام او پر از فروتنی میشوم در پیشگاه مردی که واژه هایم را به او مدیونم؛ مگر جز واژه ها چیزی هست که من و تو را " ما " کند، که زبانها و دلهایمان را یکی کند و لالایی هایمان را جاودان سازد و شعر هایمان را با آن بسازیم و خاطره هایمان را با آن تکرار کنیم و هویتمان را ماندگار؟ چه چیزجز واژه هاهست که به خاطرش برای نام خلیج  فارس برمی آشوبیم و سرود ملی مان را با آن میسازیم و برای گفتن دوستت دارم به یاریمان می آید؟ برای یاد کردن از مردی که واژه هایمان را به او مدیونیم اما کدام واژه به کار می آید که اگر او نبود بی تردید ما امروز پارسی نمیدانستیم. تنها کسی که در آن روزگار دور اما این راز را میدانست خودش بود، او میدانست که نمیمیرد و در تک تک واژه هایی که برای ما جاودان کرده، ماندگار میشود.
روز ملی عطار احتمالا دو نفر بودیم لیلا اعظم زنگنه، ستاره جدید ادبیات دنیا رومن به روایت پولانسکی میلاد مهدی (عج) مبارک باد