1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی انجمن حمایت از حقوق کودک، یثربی موضوع این نمایش را امنیت اجتماعی، ترس از آسیب‌ها و شیوه مقابله با آنها معرفی کرده است.

نمایشنامه درباره خانواده‌ای است که دخترشان گم شده است. پدر و مادر او به پلیس مراجعه می‌کنند ولی پلیس به آنان شک دارد چون ضد و نقیض سخن می‌گویند.

نمایشنامه «بادها برای که می‌وزند» نخستین بار در سال 82 از سوی انتشارات "نامیرا" منتشر و در سال 83 تجدید چاپ شد. سوسن پرور و حسین کشفی‌اصل دو بازیگر این نمایشند.

چیستا یثربی درباره این نمایش می گوید:" «بادها برای که می‌وزند» اتوبیوگرافی زندگی من است و برای نوشتن آن از زندگی خودم الهام گرفتم."

این نمایش نمایش از 22 خرداد در تالار قشقایی مجموعه تئاترشهر آغاز شده و تا 27 تیر ادامه دارد .

دیدگاه‌ها  

0 # لـادیز 1390-06-21 20:08
دوستان عزیز، سایت لادیز در راستای احترامی که به عقاید و نظرات تک تک شما قائل است، کلیه کامنت ها را بدون بازخوانی منتشر می کند. متاسفانه شاهد نظرهایی هستیم که بدون در نظر گرفتن شئونات اخلاقی و اجتماعی با بکار بردن الفاظ ناشایست از سوی برخی منتشر می شود. ضمن عذرخواهی از دوستانی که بنحوی از سوی عده ای مورد توهین قرار گرفته اند، مجددا از همه همراهان لادیز درخواست می کنیم برای جلوگیری از اعمال حذف و سانسور، مطابق شان انسانی و اجتماعی که از آنها انتظار می رود اقدام به انتشار نظر کنند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

مروری بر هنر در هفته اول بهمن ماه

این هفته نیز مانند هفته های قبل، با مروری بر هنر هفته همراه ما باشید. ابتدا بزرگترین خبر سینمایی کشور یعنی کاندیدا شدن " جدایی نادر از سیمین" در دو بخش اسکار را مرور می کنیم. در ادامه خبری از آخرین فیلم جورج لوکاس، اخباری از جشنواره فیلم و موسیقی فجر، درخشش ساره بیات در یک جشنواره بینالمللی و یک خبر از موسیقی راک خواهیم داشت. در پایان با خبر ناگوار فوت بازیگر جوان تلویزیون و سینمای کشور، ساناز کیهان ، این اتفاق را به جامعه هنری و خانواده این هنرمند تسلیت می گوییم.

شهری در ایتالیا آماده پناه دادن به رابرت دنیرو است

شهری در ایتالیا که جد پدری رابرت دنیرو، ستاره مشهور هالیوود در آنجا زندگی می‌کرد گفته است که آماده است تا با \"دستانی گشادهاز این هنرپیشه استقبال کند. رابرت دنیرو که شهروندی آمریکا و ایتالیا را دارد، پیشتر گفته بود در صورتی که دونالد ترامپ به ریاست‌جمهوری برسد به شهرک فراتسانو در استان کامپوباسو نقل مکان خواهد کرد. آقای دنیرو پس از اعلام نتایج انتخابات و پیروزی دونالد ترامپ به شوخی گفته است حتمالا به فراتسانو خواهد رفت. او گفته است گزینه مشت زدن به آقای ترامپ دیگر روی میز نیست. رابرت دنیرو گفته استاو (ترامپ) اکنون رئیس‌جمهور است و من باید به این جایگاه احترام بگذارم. آنتونیو چریو، شهردار این شهر کوچک به رسانه‌های محلی گفته است ما آماده استقبال از او با دستانی گشاده هستیم. پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری، آقای دنیرو در ویدیویی که برای تشویق مردم به رای دادن ضبط شد، با حمله به دونالد ترامپ گفت: میخواهد با مشت به صورت دونالد ترامپ بکوبد اجداد آقای دنیرو در سال ۱۸۹۰ از ایتالیا مهاجرت کردند. آقای چریو گفته استاگر پس از ناامیدی ناشی از انتخاب ترامپ، او (دنیرو) می‌خواهد به اینجا پناهنده شود، ما از او استقبال می‌کنیم. او گفته است این باعث افتخار ما خواهد بود جمعیت فراتسانو بالغ بر سه هزار نفر می‌شود. رابرت دنیرو تا کنون دو بار برنده جایزه اسکارشده است. یک بار به خاطر بازی در قسمت دوم فیلم پدرخوانده (۱۹۷۴) به کارگردانی فرانسیس فورد کوپولا و بار دوم به دلیل ایفای نقش یک قهرمان بوکس در فیلم گاو خشمگین (محصول ۱۹۸۰) به کارگردانی مارتین اسکورسیزی.
هنر در هفته پایانی آبان ماه هنر در هفته ای که گذشت مرور بر هنر در هفته دوم مهر ماه افتتاح جشنواره سینمایی کن بهترین کمدی تاریخ سینما به انتخاب منتقدان جهانی

انتخاب سردبیر

تئاتر

در تالار قشقایی ببینیم

« تبار شناسی دروغ و تنهایی » نمایشی به نویسندگی و کارگردانی سجاد افشاریان، هر روز در ساعتهای 19:30 و 21 به مدت زمان 60 دقیقه و قیمت بلیت 8 هزار تومان در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است. سیامک صفری ، بهاره رهنما ، ناهید مسلمی ، هوتن شکیبا ، شیدا خلیق ، حسین کشفی اصل ، محسن بابایی ربیعی ، مهتاب کرکوندی ، صبا گرگین پور ، حامد نجابت ، سجاد تابش ، امید سلیمی ، پوریا قاسمی ، نازنین واحد ، ملیکا قریشی ، محمد کریم زادگان مقدم ، بهرام قائمی و مهدخت مولایی بازیگران این نمایشی هستند. این نخستین باریست که سجاد افشاریان علاوه بر نویسندگی کارگردانی یک تئاتر را هم بر عهده دارد. او پیش از این در نمایش هایی مثل "به خاطر یک مشت روبل" نوشته ی نیل سایمون و کارگردانی محمد حسن معجونی و "صد سال پیش از تنهایی ما" نوشته ی سجاد افشاریان و کارگردانی حسن جودکی حضور داشته  است. اجرای این نمایش تا 26 خرداد ادامه دارد.

تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

در حالی که نمایش «تانگوی تخم‌مرغ‌ داغ» از ۱۶ خردادماه متوقف شده و دادستانی تهران از تشکیل پرونده قضایی علیه این نمایش خبر داده بود٬ مرکز هنرهای نمایشی می‌گوید مشکل «تانگوی تخم‌مرغ داغ» حل شده و این نمایش دوباره به روی صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران٬ ایسنا٬ عباس غفاری مدیر روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی روز سه‌شنبه ۲۰ خردادماه اعلام کرد: «خوشبختانه پس از چند روز گفت‌و‌گو و تعامل میان اداره کل هنرهای نمایشی٬ قوه قضائیه و گروه اجرایی نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ»٬ مشکلاتی که برای اجرای این اثر به وجود آمده بود٬ حل شد و اجرای این نمایش از امشب ۲۰ خردادماه از سر گرفته می‌شود.» وی افزود: «در این چند روز مدیر اداره کل هنرهای نمایشی به همراه نماینده معاون هنری٬ آقای مرزبان کارگردان نمایش٬ آقای نصیریان بازیگر پیشکسوت نمایش و گروهی از بازیگران با نماینده قوه قضائیه صحبت کردند و با این گفت‌و‌گوها مشکلات حل شد و تعاملی ایجاد شد تا گروه بتواند به اجرای خود ادامه بدهد.» «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به کارگردانی هادی مرزبان و بازی بازیگرانی چون علی نصیریان٬ فردوس کاویانی٬ فرزانه کابلی٬ امین زندگانی٬ پریسا مقتدی٬ مهدی عبادتی و لیلا برخورداری ۱۶ خردادماه٬ پس از ۳۳ اجرا در تالار وحدت٬ از اجرا بازماند. این توقیف اعتراض وزیر ارشاد را به همراه داشت که تاکید می‌کرد این نمایش با مجوز به روی صحنه رفته است. دادستانی تهران ۱۹ خردادماه علت توقف اجرای این نمایش را «وجود برخی صحنه‌های نامناسب که به طور عمده توسط بازیگر زن اجرا می‌شود» و همچنین استفاده از «الفاظ رکیک و اظهارات خلاف موازین اسلامی و عفت عمومی» عنوان کرد پرونده قضایی برای این موضوع تشکیل شده است.  «تانگوی تخم‌مرغ داغ» که نوشته اکبر رادی است٬ فروریختن پدرسالاری و نمادهای آن در جامعه ایران را به تصویر می‌کشد. این نمایش جزو نخستین آثار تولیدی مرکز هنرهای نمایشی و شورای ارزشیابی و نظارت این اداره در دوره جدید مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد محسوب می‌شود.
بادها برای ما می وزند نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ تماشای تئاتر در خانه برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

مطالب تصادفی

موسیقی

گنجشک کوچولو

" ادیت جوانا گاسن" که بعدها به نام " ادیت پیاف" معروف شد، در 19 دسامبر 1915 در پاریس به دنیا آمد و در 11 اکتبر 1963، در حالیکه تنها 48 سال داشت از دنیا رفت.

کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت

کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت میشکفه گل از گل باد... سیمین غانم با آن صدای بی نظیرش و ترانه های تاثیرگذارش انگار از دل نوستاژی ها بیرون آمده. از خش خش صفحه های گرامافون پدربزرگ تا فلش مموری های این روزها با صدای سحر انگیزش آشنا هستند. وقتی میخواند سه نسل با او زمزمه میکنند. او از خیل خوانندگان مشهور پیش از انقلاب است اما از معدودِ آنها که ماندن و 20 سال سکوت را به غربت نشینی ترجیح داد. سرانجام با آزاد شدن اجرای کنسرت زنان برای زنان در سال 76، صدای او باز گوش صحنه ها را پر کرد تا مثل مشهورترین ترانه اش گل از گل بادی که صدایش را میشنود بشکفد. اگرچه آهنگهایش منتشر نمیشوند و کسی پشت درهای سالن آنها را نخواهد شنید اما خودش را تکرار نمیکند و در هر اجرای تازه، دو ترانه کاملا جدید را میخواند؛ البته "گل گلدون"، "مرد من"،"آسمون آبی"،"پرنده" و ترانه های خاطره انگیز دیگرش جای خود دارند. او دست کم سالی یکبار کنسرت برگزار میکند و این سومین سالیست که در تالار وحدت به نفع بنیاد خیریه فیروزنیا آواز میخواند؛ روزهای 19 تا 22 اردیبهشت و اینبار در آستانه روز مادر.
ویتنی هیوستون در گذشت بازگشت خنیاگر «سال تا سال» گروه پالت، با سال نو دریا دادور یک ایرانی در گروه آرکایو

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

امیر آقایی در گالری سیحون

باز هم گالری سیحون و این بار همکاری با موسسه خیریه بهنام دهش پور.

نمایشگاه نقاشی سهیلا حقیقت در گالری سیحون

این بار گالری سیحون، قصد برپایی نمایشگاه نقاشی خانم سهیلا حقیقت را دارد. افتتاحیه این نمایشگاه جمعه 2 دی ماه از ساعت 4 تا 8 شب خواهد بود. این نمایشگاه تا 7 دی ماه پذیرای شما هنردوستان خواهد بود. ساعات بازدید به مانند همیشه از ساعت 10 صبح تا 6 بعدازظهر خواهد بود.
پنجره ها؛ نمایش نقاشی سروش دبیری نمایشگاه کاریکاتور بنگاه شادمانی دختران روی پل رکورد شکست سهراب سپهری رکورد شکست نمایشگاه نقاشی خط در گالری سیحون

ادبیات

ما همه اسیر غروریم

كسانی كه رمان های كلاسیك را دوست دارند خواندن غرور و تعصب را از دست ندهند. هرچند نام "غرور و تعصب" سال هاست كه برای این رمان متداول شده اما ترجمه دقیق تر آن "غرور و پیش داوری" است كه بیشتر به داستان می آید.

خسته از زنان پخمه و مردان رذل

گذشته از احساسهای متفاوتی که یک داستان یا کتاب در ما برمیانگیزد، آن را به آخر که میرسانیم، میبینیم یک احساس کلی هم در ما ایجاد کرده است. آن احساس کلی که پس از خواندن کتاب “زنی با زنبیل” برای من برجا ماند، احساس خستگی بود و احساس دلسوزی برای نویسندهی آن که شب و روزهای زندگی ادبیاش را در میان زنان پخمهی عقبمانده و خاکبرسر گذرانده است؛ و دیدم جای تعجب دارد اگر او به بیماری افسردگی دچار نباشد. آدم حکایتهایش را که میخواند از ایرانِ او با همهی زنانش که پخمهاند و همهی مردانش که ازخودراضی و رذل و زنستیزند سرشار از نفرت میشود آخر جای تعجب است که ما در این کتابِ او حتا به یک زنِ باشخصیت و قوی که بتواند سُکّان زندگیاش را در دستان خودش بگیرد برنمیخوریم. بسیاری از نویسندگان غربی و حتا مردم کشورهای دیگر فهمیدهاند که زنان ایران چه پیش از انقلاب، چه در زمان انقلاب و چه پس از آن و نیز در آن خرداد خونین در بسیاری از جهات حتا بیشتر از مردان خطر کردهاند، آنهم با تکیه بر شخصیّت خویش و با احترام برای جنسیّت خویش. پس بیخود نیست اگر بپرسیم چرا او به سراغ چنین زنانی نمیرود؟ خانم آقایی، این پدیده را که در ایران تعداد زنان دانشجو و نویسنده از تعداد مردان بیشتر است، چگونه تفسیر میکند؟ چرا هیچکدام از آنها توجه او را برنینگیختهاند؟ در کتاب «زنی با زنبیل» که وزارت ارشاد اسلامی پس از دو ماه یک داستانش را حذف و آنگاه مجوزش را صادر کرده است، فرخنده آقایی پس از ده سال که این وزارتخانه نگذاشته کتابی از او چاپ شود، پنجاه و سه روایت از زندگی زنان عقبمانده، سنتی، مذهبی و فقیر جامعه را طرح زده است. زنانی که بیشترشان نامی هم ندارند و به همین خاطر نمیتوانیم فردیّتی برای آنان قائل شویم، و میدانیم که “نام” در داستان و رمان مقولهی مهمی است که در اینجا ما را وامیدارد تا بپرسیم که چرا بیشتر زنان روایتهای فرخنده آقایی بینام و بیهویتِ مشخص هستند، و بی‌مقدمه شروع به حرف زدن میکنند. خانم فرخنده آقایی گوید: “این آدم‌ها را من خلق نکرده‌ام، فقط نورافکن روی آن‌ها انداختم و لحظه‌ای از زندگی‌شان را ثبت کردم. بیشتر آن‌ها را از نزدیک می‌شناسم. اصولاً نوع داستان‌نویسی من تخیلی نیست. شخصیت‌ها را پیدا می‌کنم، به آ‌ن‌ها نزدیک می‌شوم و از زندگی آن‌ها داستان می‌سازم.” اگر بر تارک کتاب حک شده بود که روایتهای این کتاب گزارشی است حاصل گفتوگو با زنان فقیر و از نظر فرهنگی عقبماندهی ایران، میشد آنرا به عنوان گزارشی با ارزش از وضعیّت و واقعیّتِ زندگی قشر خاصّی از جامعه در زمانی معلوم پذیرفت؛ چون “گزارش وضعیّت و واقعیّتها” مادههای اولیهی بسیار پر ارزشی هستند که جامعهشناسان، روانکاوان، سیاستمداران، هنرمندان و نویسندگانِ داستان و رمان از آن استفاده میکنند. در آنصورت این گروه از زنان موضوع شناخت قرار میگرفتند. اما وقتی اثری زیر نام هنر یا ادبیّات داستانی جای میگیرد، بدان معناست که هنرمند یا نویسنده توانسته است با استفاده از مادّههای اولیّهای که در دسترش بوده واقعیّت دیگری بیافریند و امکانهای تازهای را به خواننده نشان بدهد. “داستان‌ها کوتاه و از هم مجزا هستند ولی یک نخ تسبیح تمام آنها را به هم وصل کرده است. اگرچه این روایت‌های متعدد، در سطح هستند اما از یک بدنه مشترک می‌آیند. در واقع یک صداست که در چهره‌های مختلف خود را نشان می‌دهد. می‌توان گفت یک شخصیت است که زندگی‌های متفاوتی را تجربه می‌کند. در تدوین داستان‌ها به ویژه برایم مهم بود که هر خواننده و مخاطب نسبت به پس زمینه‌ زندگی شخصی و اجتماعی خود، تفسیر و تأویل خود را از هر داستان داشته باشد و آن پیچیدگی که از داستان توقع داریم، در ذهن خواننده رخ دهد.” در مصاحبهی دیگری یوسف علیخانی از خانم آقایی میپرسد: “ولی این [دغدغۀ تکنیک نداشتن] باعث شده، تمام داستانهای مجموعه یک زن، یک عشق یک فرم داشته باشند؛ فرم سنتی و ساده و خطی و هیچگونه پیچیدگی در آنها به چشم نیاید و حتی نگاهتان کهنه بهنظر برسد؟” او در پاسخ میگوید: “… حالا ذهنم آنقدر ساده است که در داستانهای اخیرم به سادهترین شکل ممکن رسیدهاند، امیدوارم این روند بعدها در خودش به تکامل برسد. حالا سعی میکنم به جای پرداختن به فرم داستان، بیایم و به محتوای داستان بپردازم و آن پیچیدگی را در ذهن خواننده ایجاد کنم.” (علیخانی، یوسف: نسل سوم -داستاننویسی امروز- تهران: نشر مرکز، ۱۳۸۰. ص: ۱۵) این را بارها شنیده و خواندهایم که یکی از مهمترین کارها یا خاصیتهای ادبیات و هنر این است که برای مخاطب پرسش ایجاد میکند. اما اینکه ادبیات بخواهد برای خواننده “پیچیدگی” ایجاد کند، موضوع دیگری است، مگر آنکه “پیچیدگی” را با “ایجاد پرسش” یکی بگیریم که آنهم غیرمعقول است. تا جایی که من خواندهام، بهترین آثار ادبی جهان آنهایی هستند که پدیدآورندگانشان انگشت بر آن پیچیدگیهای هستی که بار ذهنشان بوده گذاشته و آنها را در چنان “فرم”های ساده و زیبایی عرضه کردهاند که به آسانی و سرعت با دیگران ارتباط برقرار کردهاند. ما هنگامی که هکلبری فین، خشم و هیاهو، و یا دُن کیشوت را میخوانیم به دنیاهای بسیار سادهای وارد میشویم و برای فهم پیامهای نهفته در آنها “پیچیدگی” در ذهنمان ایجاد نمیشود، بلکه پیچیدگی را در جهان هستی، شرایط اجتماعی و رابطهی انسانها میبینیم. مردم جهان از ملت و فرهنگهای گوناگون، سالهاست که این آثار را میخوانند، میفهمند و از آنها لذت میبرند، نه برای آنکه در ذهنشان ایجاد پیچیدگی میکنند، بلکه برای اینکه میبینند مسائل پیچیدهای که ذهنشان را به خود مشغول داشته، مشکلهایی عام و انسانی هستند و از خود میپرسند برای از پیش پا برداشتن این مشکلات چه باید کرد؟ پس نویسنده و هنرمند پیچیدگیهای هستی را در فرمی که در مخاطب رغبت ایجاد کند و برایش قابل فهم باشد ارائه میکند و مخاطب اگر نگوییم همه، بخشی از خودش و زندگیاش را در آن اثر میبیند و پرسشهایی برایش ایجاد میشود. خانم آقایی میگوید او “به فرم نمیپردازد”. به گمانم منظورش این است که فرم چندان مهم نیست. اما مگر غیر از این است که هنر و ادبیات هنگامی نام یک “اثر” به خود میگیرد که چه شفاهی و چه کتبی از ذهن بیرون آمده و نماد بیرونی یافته باشد؟ و مگر نه این است هر چیزی که خارج از ذهن ما با حواس پنجگانه قابل درک باشد، به ناچار دارای فرمی است؟ پس بیتوجهی یا حتا کمتوجهی به فرم از سوی یک نویسنده میتواند پرسشبرانگیز باشد. آیا چنین نیست که ما با خواندن یک حادثه در روزنامه، یا شنیدن آن از رادیو خودمان به تفسیر و تآویل آن میپردازیم؟ پس فرق بازگویی یک حادثه، یا شرح یک زندگی با یک داستان در چیست؟ به گمان من فرق اساسی در بیان امکانهای تازهای است که نویسندهی داستان در آن حادثه یا زندگی میبیند و به ما نشان میدهد. گذشته از این، کار داستان این است که یک حادثه، واقعه، یا زندگی خاص را به شکلی ارائه میدهد که عامهی خوانندگانش- حتا در زمان و مکانهای مختلف و با فرهنگهای متفاوت- میتوانند خود را در آن بازیابند. و دیگر اینکه داستانی شدن یک واقعه موجب میشود که آنرا بهخاطر بسپاریم و همچون گزارشی روزانه، به راحتی آنرا فراموش نکنیم. در اینجا به این نکته پی بردم که چرا پس از پایان بردن کتاب، بهجای آنکه به مطالبش فکر کنم، به حال نویسندهاش فکر میکردم. برای اینکه این قطعهها هنوز “داستان” نشده بودند.   .
وانهاده ده زن برتر ادبیات جهان نامه های عاشقانه فروغ باب دیلن جایزه نوبل را قبول کرد کتاب‌های الکترونیکی با موضوع جنسی تنها شبها به فروش می رسند