1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

به بهانه اجرای نمایش "بادها برای که می وزند؟" در این روزها در سالن قشقائی تئاتر شهر، صحبتی داشتم با خانم چیستا یثربی، به عنوان کارگردان این اثر که الحق از مطرح ترین و فعال ترین زنان کشورمان درعرصه نمایش و هنر هستند. کسی که به گفته خودش همواره آماده کمک به اجتماع و حمایت از فعالیت های اجتماعی و انسان دوستانه است.

شاید بسیاری از ما از جنبه دیگر زندگی این هنرمند به عنوان یک مشاور بی اطلاع باشیم اما در واقع دکترای روانشناسی تربیتی ست که به عنوان پلی بین تئاتر و مشاوره عمل می کند و سبب خلق بسیاری از آثار این هنرمند از جمله همین اثر اخیر "بادها برای که می وزند" شده است.

اولین زن روزنامه نگار و کارگردان تئاتری، که به قول خودش "جسارت کافی" برای ورود به اجتماع و ارائه نقش زن فعال در تمام این زمینه ها را داشته است: به عنوان یک مشاور در تماس کامل با مشکلات مردم و در متن جامعه، به عنوان یک روزنامه نگار در جریان اخبار اجتماعی و به عنوان یک هنرمند ملزم به بیان همه دانسته های خود در قالب هنری به نام تئاتر .

پرسیدم:  این اجرا چندمین همکاری شما با خیریه ها و یا سازمان های مردم نهاد است؟

- از این دست همکاری ها زیاد اتفاق افتاده است، حداقل از زمانی که 21 سال داشتم و نمایش "دو مرد و یک نیمکت" را اجرا می کردیم. این نمایش اولین نمایشی بود که کلاً تمام عوایدش به"کانون بیماران هموفیلی ایران" تقدیم شد و بعد از آن با توجه به ضوابطی که سالن های مختلف دارند، به شکل های مختلفی ، مثلاً تقدیم یک شب از اجرا به خیریه ها، این نوع همکاری را با چنین سازمان هایی ادامه دادیم .

چطور به مسائل کودکان و یا زنان علاقه مند شدید؟

- من به علت تحصیلاتم و حضور در در مرکز مشاوره و تدریس در دانشگاه، از نزدیک با مسائل زنان و کودکان درگیر هستم. البته خودم شخصا هم به این مسائل علاقه مند بوده ام اما رشته ام به من  کمک کرد تا بیشتر آنها و مسائلشان را بشناسم. اشخاصی که به من مراجعه می کنند عمدتاً زنان و کودکان هستند. البته مردان هم مراجعه می کنند اما خود من بیشتر دغدغه پیگیری همین موارد را دارم.

نظرتان راجع به موارد کودک آزاری اخیر چیست؟

- به شدت پیگیری می کنم حتی مدت ها تحقیق کردم روی چند مورد اخیر و چندین مقاله در رونامه های مختلف نوشتم.

با توجه به اینکه انجمن حمایت از حقوق کودکان با قصد دفاع از این بچه ها بیشتر به صورت حقوقی موارد را پیگیری می کند، پیگیری شخصی شما به چه صورت است؟

- من شخصاً چون تخصصی در موارد حقوقی ندارم، در زمینه حقوقی وارد نمی شوم ولی من به صورت روان شناسی اجتماعی فعالیت می کنم. سعی می کنم از طریق هنر پیوند برقرار کنم بین زندگی، واقعیت و رویارویی با واقعیت. به نظر من مددکاری مسائل را حل نمی کند. باید بیشتر به این موضوع پرداخته شود که مثلاً باید با بچه چه کار کرد؟ چطوری در اجتماع  بارآورد؟ باید توجه کنیم که بچه تا آخر عمر نمی تواند در اتاق امن زندگی کند!

با زندگی کردن در اتاق امن، می توان نا امن ترین ها را تجربه کرد. می توان در حسرت یک فنجان قهوه با یک دوست، به ناکجا آباد رفت و ...

چیستا یثربی نمونه ایست از زندگی زنان این جامعه، زنی که برای حرفه اش رنج کشیده و تلاش می کند.هنرمندی که می خواهد نشان دهد رنجش را و تلاشش را. و ما برای دیدن نتیجه تلاش هایش به تالارها می رویم و چه موفق است در نشان دادن طنز تلخ زندگی در "بادها برای که می وزند؟"

دیدگاه‌ها  

0 # ironman 1390-04-28 10:02
in nemayesho man didiam khyeli nemayeshe jalebi bud, bayad eftekhar konim ke honarmandi mesle yasrebi hanuz faal hastand.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # nevermore 1390-04-28 13:06
من کلا کارهای خانم یثربی را دوست دارم و با اینکه موفق نشدم اینکار راببینم از توجهشان به اینگونه مسایل متشکرم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ti ti 1390-04-28 13:13
بازم از این هنر مندان نیکو کار معرفی کنید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # srendi 1390-04-30 12:42
این کار وااااقعاً عالی بود، هم همکاری با خیریه ها، هم موضوع که کاملاً اجتماعی بودو معلوم بود که پشتش معلومات و تحقیقات روانشناسی کامل هست و بازیگران هم که فوق العاده بودن. مرسی واقعاً. فقط کاش اطلاع رسانی بیشتر بود تا عده بیشتری بتونن استفاده کنن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سینا 1390-04-30 12:57
بسیار زیبا ، اگر چه نمایش رو ندیدم اما از این مصاحبه لذت بردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # srendi 1390-04-30 14:55
کاری بسیار مفید و موشکافانه و با اجرایی خوب و حداقل امکانات که هر بیننده ای را با شرایط مختلف رشد کودک در محیط های متفاوت آشنا مینمود .
من آگاهیم به تفاوت معنی داری در فاصله کم قبل و بعد از نمایش دست یافت.
این یعنی توان کارگردان و توان پایان ناپذیر تئاتر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رودابه 1390-05-08 02:36
کار فوق العاده و قابل تاملی بود. خیلی علاقه مندم در تئاترهای آینده خانم چیستا یثربی شرکت کنم. اطلاع رسانی بیشتر در این نمونه تئاترها کمک بیشتری به اجتماع خواهد کرد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لـادیز 1390-06-21 20:07
دوستان عزیز، سایت لادیز در راستای احترامی که به عقاید و نظرات تک تک شما قائل است، کلیه کامنت ها را بدون بازخوانی منتشر می کند. متاسفانه شاهد نظرهایی هستیم که بدون در نظر گرفتن شئونات اخلاقی و اجتماعی با بکار بردن الفاظ ناشایست از سوی برخی منتشر می شود. ضمن عذرخواهی از دوستانی که بنحوی از سوی عده ای مورد توهین قرار گرفته اند، مجددا از همه همراهان لادیز درخواست می کنیم برای جلوگیری از اعمال حذف و سانسور، مطابق شان انسانی و اجتماعی که از آنها انتظار می رود اقدام به انتشار نظر کنند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # shahab 1390-06-22 11:22
خانم یثربی از استادان دانشگاه هنر اراک هستند. ایشون استاد من بودند و واقعا در کار و هنرشون بی نظیرند
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

کالین فرث ایتالیایی شد

کالین فرث، بازیگر بریتانیایی برنده اسکار، شهروند ایتالیا شد. آقای فرث که مخالف خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا بود، گفته که به دلیل بی‌ثباتی بعد از برگزیت درخواست پاسپورت ایتالیایی کرده است. او در عین حال به عنوان شهروندی دوتابعیتی، پاسپورت بریتانیایی خود را هم خواهد داشت. آقای فرث در سال ۱۹۹۷ با لیویا جوجولی، تهیه کننده ایتالیایی ازدواج کرد. این بازیگر برنده اسکار گفته هر چند که به شدت به بریتانیا احساس وابستگی می‌کند، اما به ایتالیا هم عشق می‌ورزد. او گفته هر کس که با یک ایتالیایی زندگی می‌کند، در واقع با یک خانواده و شاید کل کشور ایتالیا ازدواج می‌کند. کالین فرث برای فیلم سخنرانی پادشاه اسکار بهترین بازیگر مرد را در سال ۲۰۱۱ برد. از جمله فیلم‌های دیگر او می‌توان به شکسپیر عاشق، خاطرات بریجت جونز و دختری با گوشواره مرواریداشاره کرد.  

اخباری از دنیای هنر

از پرفروشهای سینمای جهان تا مرگ علی کسمائی، پدر دوبله ایران نگاهی می اندازیم به بعضی از خبرهای هنری هفته ای که گذشت. همچنین جوابیه پگاه آهنگرانی به (تهديدنامه رافت‌آميز) فرج الله سلحشور را مطالعه می نماییم.
کریم باقری در اولین فیلم سه بعدی ایران بازی می کند! اصغر فرهادی دو چهره سرشناس ایرانی را نماینده خود در اسکار کرد تهمینه میلانی: بله، من فمینیست هستم رنگ زیبای سینمای بالیوود در مراسم ختم ایرج قادری چه اتفاقی افتاد

انتخاب سردبیر

تئاتر

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.

بادها برای ما می وزند

"بادها برای که می وزند"، شرحی است از هراس های یک انسان. از آسیب های فردی و اجتماعی. از امنیتی که کمتر پیدا می شود. چیستا یثربی عواید یک اجرا از این روایت را به انجمن حمایت از کودکان تقدیم کرده است. در این گفتگو به گوشه ای از دغدغه های این کارگردان در مورد زنان و کودکان اشاره می شود.
نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی در تالار قشقایی ببینیم تماشای تئاتر در خانه

مطالب تصادفی

موسیقی

ادل/ Adele Laurie Blue Adkins

این خواننده محبوب و جوان، متولد ۵ می ۱۹۸۸ است. وی موسیقی را به طور حرفه ای از سال 2006 آغاز کرد. او که به نام هنری " ادل " معروف است در سبک های سول، بلوز و پاپ به خوانندگی مشغول است. او نه تنها می خواند بلکه در ترانه نویسی نیز تبحر دارد.

حال صورت این‌چنین و حال معنی خود بپرس! گزارشی از کنسرت گروه شمس

یک شب پاییزی، نور، صدا، همراهی گروه و صحنه، رهی معیری، مولانا، سماع‌گران قونیه...همه آمده بودند تا گوش و دل به تازه‌ترین نواهای خانواده پورناظری بسپارند. به گزارش خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، ساعت از 18 گذشته بود. سهراب پورناظری با تنبورش آمد. روبین واسی پشت سازهای کوبه‌ای‌اش قرار گرفت و آرشاک ساهاکیان دودوک را روی لب قرار داد. شمع‌های روشن و نماد گروه «شمس» پشت سر نوازندگان، نور و رنگ را به صحنه هدیه می‌داد. سهراب تنبورش را به دست گرفته و به جمعیتی که همچنان در حال رفت و آمد در سالن همایش برج میلاد هستند، می‌نگرد و می‌گوید: همیشه دوست داریم کنسرت‌های ایران را هم مانند خارج از کشور به موقع شروع کنیم اما...البته کسانی که دیر می‌آیند، نمی‌دانند چه اجحافی در حق سایر حاضران و 1600 نفر دیگر در سانس بعدی می‌کنند. او ادامه داد: امشب میهمانان عزیزی داریم.اصغر فرهادی، جعفر پناهی، رخشان بنی‌اعتماد، سروش صحت و...مردم دقایقی این هنرمندان را تشویق کردند و سکوت در سالن حکم‌فرما شد. طبق روال همیشه کنسرت با نوای تنبور سهراب و به آرامی آغاز می‌شود. آنها که تنبورنوازی او را دیده‌اند، می‌دانند که او چگونه هنگام نواختن از خود بی خود می‌شود. چشمانش را می‌بندد و با سازش می‌تازد. گویی در خواب و خیالی است و در دنیای دیگری سیر می‌کند. «شبگرد کولی باد» همان قطعه‌ای است که گاهی در اوج و گاه به آرامی نواخته می‌شود. ساهاکیان با سازهای کوبه‌ای‌اش مورد تشویق زیادی قرار می‌گیرد و فضایی آمیخته از عشق و جنون خلق می‌شود. تهمورس پورناظری هم می‌آید و کنار برادر کوچک‌ترش می‌نشیند. نجمه تجدد با لباس کردی آبی‌رنگش برای هم‌آوایی سمت چپ سهراب می‌نشیند. سنتور مهیار طریحی هم خوش می‌نوازد. سهراب می‌خواند: از بد اندیشان نیندیشم که یار من تویی...فارغم از دشمنان تا دوستدار من تویی...دوری ظاهر دلیل دوری دل نیست نیست... آن که داند خلوت شب‌های تار من تویی همه چیز برای حضور سماع‌گر قونیه آماده است. به آرامی از گوشه سن وارد صحنه می‌شود. با همراهی تنبور و در حالت خلسه می‌چرخد. «یار آمد» قطعه‌ای دیگری از سهراب بود که آن را براساس موسیقی تاجیکستان ساخته است و با شعری از هلالی جغتایی آن را می‌خواند: یار آمد و من طاقت دیدار ندارم...از خود گله‌ای دارم و از یار ندارم نجمه تجدد هم به خوبی از پس همراهی با او بر می‌آید. وقت آن رسیده که تهمورس و سهراب از هجران بگویند: دلتنگم و دیدار تو درمان من است...بی‌رنگ رخت زمانه زندان من است...برهیچ دلی مباد و بر هیچ تنی...آنچ از غم هجران تو بر جان من است... اجرای قطعه «مجنونی» مقدمه‌ای برای یک تنفس 15 دقیقه‌ای بود. حسین رضایی‌نیا،‌کاوه گرایلی، ندا خاکی، علیرضا جوادی، خورشید دادبه، نیک‌ناز میرقلمی، کیمیا جمشید، سپند دادبه، آرین کشیشی و پوریا پورناظری روی صحنه ردیف شدند. سپس کیخسرو پورناظری به همراه پسرانش به روی صحنه حاضر شد و حاضران به احترام پورناظری پدر از جا بلند شدند سهراب خواست تا حاضران بیژن کامکار را هم تشویق کنند و گفت: سلامتی اردوان کامکار خبر خوشی برای همه ما بود. او از محمدحسین توتونچیان هم از بابت برگزاری این کنسرت قدردانی کرد. منبع: خبرگزاری ایسنا عکس: میثم میر زنده دل
تورهای موسیقی پرفروش سال ۲۰۱۱ تا امروز مادونا و کمک به زنان افغان و پاکستانی کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت جازخوانی فارسی به سبک رعنا فرحان پشت ستاره ها/ لاله پورکریم

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

فروش بیش از 12 میلیارد اثر هنری در حراج تهران

به گزارش «تابناک»؛ عصر جمعه سوم دی 1395، ششمین حراج تهران که به لطف آثار هنر معاصر و شماری چشمگیر از کارهای هنرمندان جوان و البته مدیوم عکس متفاوت تر از همیشه مجموعه داران و خریداران آثار ه

نمایشگاه گروه نقره فام درنگارخانه شهرزاد

نگار خانه شهرزاد، با همکاری گروه نقره فام، در روزهای 23 آذر ماه لغایت جمعه 25 آذر ماه از ساعت 11 صبح تا 5 بعد از ظهر، پذیرای علاقه مندان به سنگ های درمانی و زیور آلات نقره می باشد.
نقاشی های واقعی نمایشگاه نقاشی پونه جعفری نژاد موزه هایی که نمیشناسیم قدرتمندترین چهره های دنیای هنر جهان عکسهای بی نظیر از ایران زیبا

ادبیات

20 سفرنامه معاصر ایرانی

ادبیات کهن فارسی دارای نمونه‌های فراوانی از سفرنامه است که معروف‌ترین آنها را هزار سال پیش ناصر خسرو، حکیم ایرانی به نثر نوشته و شاعرانی چون خاقانی و نزاری قهستانی  سفرنامه‌ نیما یوشیج از نیما یوشیج، که به عنوان پدر شعر نوی فارسی شناخته شده، یادداشت‌ها و نامه‌هایی باقی مانده که او در مدت اقامتش در برخی شهرهای شمال ایران در سال‌های ۱۳۰۷ و ۱۳۰۸ نوشته است. نیما پس از ترک وزارت مالیه تقریبا بیکار بود و هر جا همسرش مأموریت می‌یافت، همراه او سفر می‌کرد: "بعد از یک ماه سرگردانی حالیه در رشت زندگی می‌کنم. زنم مدیره مدرسه دارالمعلمات است. عالی‌ترین مدرسه این شهر. و شخصا خودم بیکار." یا در لاهیجان می‌نویسد: "روزی نیست که من به چیزهای تازه برنخورم. طبیعت، اسباب تفریح را کاملا برای من مهیا کرده است." سفرنامه محمدعلی فروغی محمد علی فروغی (ذکاءالملک)، از رجال سیاسی و روشنفکران ایرانی، از آذر ۱۲۹۷ تا مرداد ۱۲۹۹، تقریبا دو سال، جزو هیأت ایرانی برای شرکت در کنفراس صلح پاریس عازم فرانسه شد. اما با وجود طرح دعاوی مالی و سیاسی ایران در این کنفرانس، هیأت اعزامی این کشور نتوانست در زمینه دریافت خسارات دیده شده از جنگ جهانی اول موفق شود. پس از این کنفرانس، این سیاست‌مدار و نویسنده ایران دو سال در اروپا ماند و در این مدت یادداشت‌های روزانه‌ای نوشت که در آنها علاوه بر مسائل سیاسی و برخی نکات فرهنگی را نیز شرح داد. این یادداشت‌ها از سوی گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار و انتشارات سخن در تهران منتشر شده است.   سفرنامه‌های جلال آل‌احمد  از جلال آل‌احمد، نویسنده ایرانی، چندین سفرنامه بر جای مانده نظیر "سفر روس"، "سفر آمریکا"، "سفر به ولایت عزراییل" (سفرنامه اسرائیل)، "جزیرهٔ خارک، درّ یتیم خلیج فارس"، "تات‌نشین‌های بلوک زهرا" و "اورازان". در این میان "خسی در میقات" از همه جنجالی‌تر است که آل‌احمد آن را طی سفرش به مکه در سال ۱۳۴۳ نگاشته است. نامه‌های سیمین دانشور سیمین دانشور، داستان‌نویس ایرانی، گرچه کتابی مستقل به صورت سفرنامه منتشر نکرده، اما می‌توان نامه‌هایی را که او طی اقامتش در آمریکا خطاب به جلال آل‌احمد، همسرش نوشته، به گونه‌ای سفرنامه دانست. دانشور در این نامه‌ها، به غیر از مسائل خانوادگی، به شرح اتفاقات و شرایط زندگی خود در آمریکا می‌پردازد. او در سال ۱۳۳۱ برای گذراندن دوره‌ ۹ ماهه نویسندگی در دانشگاه استنفورد به آمریکا رفته بود.   سفیر سیمرغ این مجموعه، سفرنامه محمدعلی اسلامی ندوشن به چند کشور جهان و چند شهر ایران است که نخست در مجله یغما و سپس توسط انتشارات توس در اسفند ۱۳۵۲ به صورت کتاب منتشر، و در چاپ‌های بعدی، سفرنامه چند کشور به آن افزوده شد. اسلامی ندوشن سفرنامه‌های دیگری نیز منتشر کرده که از آن میان می‌توان به "آزادی مجسمه" (سفرنامه آمریکا)، "در کشور شوراها" (سفر به‌ روسیه‌، ازبکستان‌، تاجیکستان‌) و "کارنامه‌ سفر چین" اشاره کرد.‌   آینه‌های دردار هوشنگ گلشیری سفرنامه خود به اروپا را در قالب رمان "آینه‌های دردار" منتشر کرده است. البته خود گلشیری معتقد بود که این کتاب "به ظاهر سفرنامه" است. حسین سناپور، نویسنده و از شاگردان گلشیری، درباره این رمان نوشته است: "شخصیت اصلی داستان مردی نویسنده بود در حال سفر به خارج از کشور، برای داستان خوانی در جمع ایرانی های مقیم خارج. او در این سفر و بعد از بازگشت هم، از خود می پرسید که کیست و کجایی است. پاسخ هم در نهایت چیزی نبود جز همان وابستگی به زبان و نوشتن داستان از مردم و خود انسان اینجایی، که اتفاقاً در نگاه داستان این خود تکه‌تکه بود و با همین زبان فارسی به هم چفت و بست پیدا می کرد."   از دیروز تا امروز مجموعه مقاله‌ها و سفرنامه‌های جعفر شهیدی، نویسنده و پژوهشگر ایرانی است که قبل از آن در نشریه‌های فرهنگی چاپ شده است.   سفرنامه ابوالقاسم انجوی شیرازی ابوالقاسم انجوی شیرازی، ادیب و مردم‌شناس ایرانی، در سال ۱۳۴۴ به مدت ۲۷ روز به آذربایجان و کردستان سفر کرد و یادداشت‌های این سفر را در همان سال با عنوان "گذری و نظری" به تدریج در هفته‌نامه فردوسی منتشر کرد. این سفرنامه بعدها در اواخر دهه شصت در قالب کتابی با عنوان "گذری و نظری در فرهنگ مردم" در کنار دیگر مطالب مربوط به فرهنگ عامه ایران گردآوری شد. انجوی شیرازی در بخشی از این سفرنامه می‌نویسد: "برای ما گشت و گذار و سیر و سیاحت در این نقطه از خاک مملکت بسیار مغتنم بود. زیرا که شاید در مدت عمر، یک بار چنین اتفاقی بیفتند و چند تا بچه تهران قدمشان به دشت مغان برسد."   در روز بازار زمانه این کتاب یادداشت‌هاى سفر جلال ستارى، مترجم و اسطوره‌شناس ایرانی است به کشورهایی مثل ژاپن، چین، بریتانیا، فرانسه، سوئیس و آلمان. ستاری در مقدمه این کتاب می‌نویسد: "به گمانم هیچ سفرکرده‌ای از وسوسه قیاس خود با غیر برای شناخت بهتر خویش یا وی، فارغ نبوده است. گرچه گاه با پیشداوری در اعتقاد به حقانیت و مسلکش راسخ‌تر شده است، اما همین گرایش سترون و نیم‌بند و خام نیز معلوم می‌دارد که خودشناسی جز از راه غیرشناسی ممکن نیست و تنها با کشف جهان و شناخت ناشناخته‌ها می‌توان به کشف و شناخت خود نایل آمد."   سفرنامه‌های ایرج افشار ایرج افشار، ایران‌شناس و کتاب‌شناس ایرانی، که از جوانی به گفته خود سفر را "پیشه خود کرد"، سفرنامه‌های مختلفی را درباره ایران و جهان منتشر کرده که برخی از آنها در قالب یادداشت و برخی دیگر به صورت نامه‌نگاری است. از افشار ده‌ها سفرنامه بر جای مانده که بخشی از آنها در کتاب‌های "بیاض سفر"، مجموعه "سواد و بیاض" و "گلگشت در وطن" و همچنین مجلات فرهنگی چاپ شده است.   ره‌آورد حکمت شرح مسافرت‌ها و سفرنامه‌هاى علی‌اصغر حکمت، سیاست‌مدار و ادیب ایرانی است که به اهتمام محمد دبیرسیاقى به چاپ رسیده است. حکمت چهار بار به هند سفر کرد که گزارش سه سفر را در یادداشت‌های خود آورده‌ است.   س‍ف‍ر م‍ص‍ر و ح‍الات‌ م‍ن‌ در طول‌ س‍ف‍ر شرح سفر رض‍ا ب‍راه‍ن‍ی، نویسنده و منتقد ادبی،‌ است در اواخر دهه چهل که اولین بار در سال ۱۳۵۱ منتشر شد. این سفرنامه پس از انقلاب ایران به همراه مقاله‌ای دیگر درباره موضع جلال آل‌احمد درباره فلسطین در کتابی با عنوان " سفر مصر و جلال آل‌احمد و فلسطین" تجدید چاپ شد.   زین دایره مینا سفرنامه محمدجعفر یاحقی، عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی، است به شهرهای مختلف ایران و جهان: از پکن و کلکته و بانکوک تا ونیز و لندن و تورنتو؛ از طبس و بوشهر و یاسوج تا اهواز و سوسنگرد.   گ‍زارش‌ س‍ف‍ر ه‍ن‍د غ‍لام‍ح‍س‍ی‍ن‌ ص‍دی‍ق‍ی، به عنوان نماینده دانشگاه تهران در کنفرانس ملت‌های آسیایی در سال ۱۳۲۶ به مدت نزدیک به سه ماه به هند سفر کرد و شرح سفر خود را در این کتاب به ثبت رسانید. این سفرنامه به غیر از ارائه اطلاعاتی در زمینه فعالیت هیأت ایرانی در هند، گزارشی از وضعیت آموزشی و فرهنگی این کشور به دست می‌دهد.   روزنامه سفر میمنت‌اثر ایالات متفرقه امریغ  این کتاب سفرنامه احمد شاملو، شاعر ایرانی، به آمریکاست که به صورت طنز نوشته شده است. شاملو خود می‌گوید که همواره بر این اعتقاد بوده که خودکامگان حاکم بر ایران یکی پس از دیگری "سفیه‌تر" بوده‌اند و همیشه مایل بوده بر تاریخ این حاکمان "نظیره‌ای" بنویسد که "این فرصت در آمریکا دست داد". شاملو برای نگارش این سفرنامه، نگاهی به "روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه" از سفرنامه‌های دوران قاجار، و همچنین کتاب "خاطرات امیراسدالله اعلم" داشته است.   سفرنگاره شامل مجموعه عکس و خاطرات بهمن نامورمطلق، معاون پیشین میرحسین موسوی در فرهنگستان هنر، از برخی مناطق ایران از جمله در منطقه گچسر و کوهرنگ در چهارمحال بختیاری است. نویسنده در پیشگفتار کتاب با عنوان "خاطره ــ متن سفرهای تنهایی" درباره سبک سفرنامه‌نویسی خود نوشته است: "هر یک از این سه سفرنگاره‌ها متاثر از یک رویکرد ویژه مطالعه و نقد ادبی ــ هنری بوده است. سفر مربوط به باداب‌سورت بیشتر در حال و هوای مربوط به بینامتنی نوشته شده است. سفرنامه دوم، یعنی یخ‌مراد متاثر از نقد اسطوره‌ای است. و در سفرنگاره کوهرنگ بیش از هر رویکردی متوجه نقد جغرافیایی بوده‌ام."   سفرنامه‌های جلال‌الدین کزازی جلال‌الدین کزازی، نویسنده و مترجم و استاد پیشین دانشگاه، علاوه بر نگارش و کتاب‌هایی در زمینه ادبیات، سفرنامه‌هایی را نیز منتشر کرده که آخرین آنها "یورک‌نامه نو"، روایت منظوم وی از سفر به نیویورک است. کزازی همچنین "روزهای کاتالونیا" (سفرنامه اسپانیا)، "دیدار با اژدها" (سفرنامه چین) و "از دهلی نو تا آتن کهن" (سفرنامه هندوستان، یونان، ارمنستان و تاجیکستان) را منتشر کرده است.   سفر با حاج سیاح این کتاب را که نوشته احسان نوروزی است می‌توان یکی از نمونه‌های سفرنامه‌نویسی نسل جدید ایران دانست. نویسنده در سفری به اروپا در سال ۲۰۱۰ به همان شهرهایی سفر کرده که "حاج سیاح" سفرنامه‌نویس ایرانی دوران قاجار در دهه ۱۸۶۰ رفته بود. محمدعلی سپانلوی فقید در مراسم رونمایی این کتاب گفت که نویسنده "از خاطره‌نویسی و گزارشگری خارج می‌شود و شرایط را در منظری تاریخی نگاه می‌کند."   مارک و پلو این کتاب جلد اول از مجموعه سفرنامه‌های منصور ضابطیان، مجری برنامه تلویزیونی "رادیو هفت" است که دو جلد دیگر این مجموعه با عنوان "مارک‌ دوپلو" و "برگ اضافی" منتشر شده است. نویسنده درباره جلد سوم سفرنامه‌اش گفته که ریتم نوشتن را تندتر کرده چون احساس كرده "جامعه استتوس‌خوان امروز حوصله خواندن يك بخش ۲۰ صفحه‌ای را درباره يك كشور ندارد." عکس اتومبیل و موتور برادران امیدوار از مشهورترین جهانگردان ایرانی

معجون خوشمزه یک بازیگر

اگر بهاره رهنما را از نزدیک بشناسید یا حتی یک بار او را دیده باشید اصلا تعجب نمی کنید که او روزی کتاب بنویسد و اسم مجموعه داستان اش را بگذارد " چهار چهارشنبه و یک کلاه گیس " . بهاره آدم بامزه ای ست و تا دل تان بخواهد صمیمی و مهربان. اولین باری که کسی را ببیند آنقدر گرم و صمیمی برخورد می کند که فکر می کنی هزار سال است طرف را می شناسد و این دقیقا همان چیزی ست که در کتاب اش به چشم می خورد. فضای کتاب گرم است و تمام مکان هایی که توصیف کرده آنقدر واقعی اند که می توانی چشم هایت را ببندی و برای خودت در ذهن ، تصویرش را بسازی. فضای همه قصه ها کاملا زنانه ست که با توجه به زن بودن نویسنده دور از ذهن نیست. کتاب مجموع  یازده قصه خیلی کوتاه ست که راحت و روان نوشته شده اند و خیلی سریع می توانی آن ها را بخوانی و گوشه کتاب خانه ات برای همیشه نگه داری. بهاره خودش در مقدمه کتاب گفته که این قصه ها را از سال هفتاد تا امروز نوشته و جعفر مدرس صادقی را مهم ترین مدرس خودش معرفی کرده که زمانی در فرهنگسرای نیاوران داستان هایش را می خوانده و کنارش حاشیه می نوشته. شاید اگر بهاره بازیگر نبود و این ارتباطات را نداشت هیچ وقت جرات به اشتراک گذاشتن دست نویس هایش را با دیگران پیدا نمی کرد و به نظرم خیلی حیف می شد چون بخشی از شخصیت او که راوی ست برای همیشه از دسترس من و شما به عنوان خواننده آثارش دور می ماند. " برای پنجمین بار است در این هفته آمده ای ، روبروی من نشسته ای و از من می خواهی برایت فال بگیرم. موهایم را شرابی کرده ام ، با تارهای سفیدش سایه روشن قشنگی شده ، اما تو اصلا متوجه تغییرم نمی شوی . من هم با حرص ، ورق های سرخ را روی میز شیشه ای بر می زنم و برای چندمین بار می گویم که فال بیشتر از ماهی یک بار جواب نمی دهد . " این چند خط  شروع قصه تو خفه میشی یا من ؟ ست که فضای زنانه بسیار جذابی دارد. تم قصه تکراری ست و ماجرای مشکوک شدن زنی به شوهرش است که فکر می کند با فال گرفتن مداوم می تواند سر از کار شوهرش در بیاورد. اما روایت بهاره قصه را متفاوت کرده تا جایی که من فکر می کنم بهترین قصه این مجموعه است. به هر حال خواندن این 86 صفحه را به شما توصیه می کنم. خواندن اش زمان زیادی نمی برد و طعم معجون خوشمزه خانم بازیگر تا مدت ها یادتان می ماند. چهار چهارشنبه و یک کلاه گیس را نشر چشمه تابستان 1388 با قیمت 2200 تومان چاپ کرد. امروز چاپ چهارم آن در بازار موجود است.
فردوسی؛ مردی که می دانست نمی میرد سفر با حاج سیاح باب دیلن جایزه نوبل را قبول کرد مترجم هری پاتر: رمز زندگی را كشف كنيم کورت ونه گات و پیانوی خودنوازش!