1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

به بهانه اجرای نمایش "بادها برای که می وزند؟" در این روزها در سالن قشقائی تئاتر شهر، صحبتی داشتم با خانم چیستا یثربی، به عنوان کارگردان این اثر که الحق از مطرح ترین و فعال ترین زنان کشورمان درعرصه نمایش و هنر هستند. کسی که به گفته خودش همواره آماده کمک به اجتماع و حمایت از فعالیت های اجتماعی و انسان دوستانه است.

شاید بسیاری از ما از جنبه دیگر زندگی این هنرمند به عنوان یک مشاور بی اطلاع باشیم اما در واقع دکترای روانشناسی تربیتی ست که به عنوان پلی بین تئاتر و مشاوره عمل می کند و سبب خلق بسیاری از آثار این هنرمند از جمله همین اثر اخیر "بادها برای که می وزند" شده است.

اولین زن روزنامه نگار و کارگردان تئاتری، که به قول خودش "جسارت کافی" برای ورود به اجتماع و ارائه نقش زن فعال در تمام این زمینه ها را داشته است: به عنوان یک مشاور در تماس کامل با مشکلات مردم و در متن جامعه، به عنوان یک روزنامه نگار در جریان اخبار اجتماعی و به عنوان یک هنرمند ملزم به بیان همه دانسته های خود در قالب هنری به نام تئاتر .

پرسیدم:  این اجرا چندمین همکاری شما با خیریه ها و یا سازمان های مردم نهاد است؟

- از این دست همکاری ها زیاد اتفاق افتاده است، حداقل از زمانی که 21 سال داشتم و نمایش "دو مرد و یک نیمکت" را اجرا می کردیم. این نمایش اولین نمایشی بود که کلاً تمام عوایدش به"کانون بیماران هموفیلی ایران" تقدیم شد و بعد از آن با توجه به ضوابطی که سالن های مختلف دارند، به شکل های مختلفی ، مثلاً تقدیم یک شب از اجرا به خیریه ها، این نوع همکاری را با چنین سازمان هایی ادامه دادیم .

چطور به مسائل کودکان و یا زنان علاقه مند شدید؟

- من به علت تحصیلاتم و حضور در در مرکز مشاوره و تدریس در دانشگاه، از نزدیک با مسائل زنان و کودکان درگیر هستم. البته خودم شخصا هم به این مسائل علاقه مند بوده ام اما رشته ام به من  کمک کرد تا بیشتر آنها و مسائلشان را بشناسم. اشخاصی که به من مراجعه می کنند عمدتاً زنان و کودکان هستند. البته مردان هم مراجعه می کنند اما خود من بیشتر دغدغه پیگیری همین موارد را دارم.

نظرتان راجع به موارد کودک آزاری اخیر چیست؟

- به شدت پیگیری می کنم حتی مدت ها تحقیق کردم روی چند مورد اخیر و چندین مقاله در رونامه های مختلف نوشتم.

با توجه به اینکه انجمن حمایت از حقوق کودکان با قصد دفاع از این بچه ها بیشتر به صورت حقوقی موارد را پیگیری می کند، پیگیری شخصی شما به چه صورت است؟

- من شخصاً چون تخصصی در موارد حقوقی ندارم، در زمینه حقوقی وارد نمی شوم ولی من به صورت روان شناسی اجتماعی فعالیت می کنم. سعی می کنم از طریق هنر پیوند برقرار کنم بین زندگی، واقعیت و رویارویی با واقعیت. به نظر من مددکاری مسائل را حل نمی کند. باید بیشتر به این موضوع پرداخته شود که مثلاً باید با بچه چه کار کرد؟ چطوری در اجتماع  بارآورد؟ باید توجه کنیم که بچه تا آخر عمر نمی تواند در اتاق امن زندگی کند!

با زندگی کردن در اتاق امن، می توان نا امن ترین ها را تجربه کرد. می توان در حسرت یک فنجان قهوه با یک دوست، به ناکجا آباد رفت و ...

چیستا یثربی نمونه ایست از زندگی زنان این جامعه، زنی که برای حرفه اش رنج کشیده و تلاش می کند.هنرمندی که می خواهد نشان دهد رنجش را و تلاشش را. و ما برای دیدن نتیجه تلاش هایش به تالارها می رویم و چه موفق است در نشان دادن طنز تلخ زندگی در "بادها برای که می وزند؟"

دیدگاه‌ها  

0 # ironman 1390-04-28 10:02
in nemayesho man didiam khyeli nemayeshe jalebi bud, bayad eftekhar konim ke honarmandi mesle yasrebi hanuz faal hastand.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # nevermore 1390-04-28 13:06
من کلا کارهای خانم یثربی را دوست دارم و با اینکه موفق نشدم اینکار راببینم از توجهشان به اینگونه مسایل متشکرم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ti ti 1390-04-28 13:13
بازم از این هنر مندان نیکو کار معرفی کنید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # srendi 1390-04-30 12:42
این کار وااااقعاً عالی بود، هم همکاری با خیریه ها، هم موضوع که کاملاً اجتماعی بودو معلوم بود که پشتش معلومات و تحقیقات روانشناسی کامل هست و بازیگران هم که فوق العاده بودن. مرسی واقعاً. فقط کاش اطلاع رسانی بیشتر بود تا عده بیشتری بتونن استفاده کنن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سینا 1390-04-30 12:57
بسیار زیبا ، اگر چه نمایش رو ندیدم اما از این مصاحبه لذت بردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # srendi 1390-04-30 14:55
کاری بسیار مفید و موشکافانه و با اجرایی خوب و حداقل امکانات که هر بیننده ای را با شرایط مختلف رشد کودک در محیط های متفاوت آشنا مینمود .
من آگاهیم به تفاوت معنی داری در فاصله کم قبل و بعد از نمایش دست یافت.
این یعنی توان کارگردان و توان پایان ناپذیر تئاتر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رودابه 1390-05-08 02:36
کار فوق العاده و قابل تاملی بود. خیلی علاقه مندم در تئاترهای آینده خانم چیستا یثربی شرکت کنم. اطلاع رسانی بیشتر در این نمونه تئاترها کمک بیشتری به اجتماع خواهد کرد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لـادیز 1390-06-21 20:07
دوستان عزیز، سایت لادیز در راستای احترامی که به عقاید و نظرات تک تک شما قائل است، کلیه کامنت ها را بدون بازخوانی منتشر می کند. متاسفانه شاهد نظرهایی هستیم که بدون در نظر گرفتن شئونات اخلاقی و اجتماعی با بکار بردن الفاظ ناشایست از سوی برخی منتشر می شود. ضمن عذرخواهی از دوستانی که بنحوی از سوی عده ای مورد توهین قرار گرفته اند، مجددا از همه همراهان لادیز درخواست می کنیم برای جلوگیری از اعمال حذف و سانسور، مطابق شان انسانی و اجتماعی که از آنها انتظار می رود اقدام به انتشار نظر کنند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # shahab 1390-06-22 11:22
خانم یثربی از استادان دانشگاه هنر اراک هستند. ایشون استاد من بودند و واقعا در کار و هنرشون بی نظیرند
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

10 ملکه میلیونر هالیوود

یک زن از تمام دنیا چه می خواند جز جذابیت، شهرت، زیبایی، ثروت و البته کمی عشق؟ دنیا به بعضی از ستارگان حداقل در یکی از موارد یعنی پول، هیچ بدهی ندارد. این ستارگان را بشناسید.

گلشیفته بر فرش قرمز جشنواره ونیز

مرغ و خورشت آلو(Poulet aux prunes) ساخته مشترک مرجان ساتراپی و ونسان پارونو و با بازی متیو آمالریک، ایزابلا روسلینی و گلشیفته فراهانی برای اولین باردیروز، 3 سپتامبر در فستیوال ونیز به نمایش در آمد.  
قانون جدید اسکار به دلیل گاف اسکار ۲۰۱۷ کتایون ریاحی، در سفر به سومالی مروری بر هنر در هفته سوم آذر مریل استریپ و درخواست برابری حقوق زن و مرد در عرصه سینما اخبار کوتاه ار سینما و صحنه

انتخاب سردبیر

تئاتر

برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

پریسا مقتدی، بازیگر و کارگردان با حکم مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر تهران رسید. این نخستین بار است که ریاست مجموعه تئاتر شهر به یک زن واگذار می‌شود. پریسا مقتدی، متولد ۱۳۴۹ شیراز و بازیگر و کارگردان تئاتر روز یکشنبه (۱۴ اردیبهشت/ ۵ مه) با حکم حسین طاهری، مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب شد. وی دارای مدرک فوق ‌لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشکده هنر و معماری است. مقتدی پیش از این ۴ سال مدیر برنامه‌ریزی و هماهنگی و معاون اجرایی تئاتر شهر بود و یک سال مدیریت تالار سنگلج را نیز برعهده داشت. به نوشته خبرگزاری ایسنا، مقتدی تابحال ریاست فرهنگسرای سرو و مسئولیت انجمن نمایش فرهنگسرا، مدیریت هنری تالارهنر، عضویت هیئت مؤسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر و سرپرستی مجموعه تئاتر شهر (از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۰) را نیز بوده بر عهده داشته است. فعالیت‌های مقتدی در عرصه تئاتر در حکم مدیرکل هنرهای نمایشی خطاب به پریسا مقتدی آمده است: «با عنایت به تخصص، تجربه، شایستگی‌ها و سوابق ارزشمندتان در حوزه نمایش و مجموعه تئاتر شهر، تالار سنگلج و تالار هنر، شما را به عنوان رئیس مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌نمایم.» خبرگزاری ایسنا درباره فعالیت‌های کنونی مقتدی می‌نویسد نمایش "انتراکت بی‌آنتراکت" به کارگردانی مقتدی در تالار سایه و نمایش"تانگوی تخم مرغ داغ" به کارگردانی هادی مرزبان با بازی مقتدی درتالار وحدت روی صحنه است. منتقدین می‌گویند، به دلیل بر عهده داشتن معاونت اجرایی تئاتر شهر فعالیت مقتدی در عرصه تئاتر محدود بوده است. از سوی دیگر "عدم استقلال مالی و عدم وجود بدنه فنی مجرب" در تئاتر شهر از جمله مشکلاتی است که مجموعه تئاتر شهر با آن مواجه شده است. دوری از فضای کارهای هنری "جام جم" در مصاحبه مفصلی که پیش از این انتصاب با خانم مقتدی انجام داده می‌نویسد: «پریسا مقتدی سال‌های طولانی است که به‌عنوان بازیگر و کارگردان عرصه تئاتر فعالیت دارد، اما طی چند سال گذشته به دلیل حضور در پست معاونت مجموعه تئاتر شهر، اندکی از فضای کارهای هنری دور شده یا با فواصل طولانی به صحنه می‌آید.» پریسا مقتدی اما می‌گوید اولویت فعالیت‌هایش تئاتر است. وی تاکید می‌کند: «همه جای دنیا در بهترین شکل، فعالیت‌های فرهنگی از دل کسانی برمی‌آید که در این حوزه فعال هستند. به این دلیل که مسائل و مشکلات آن حوزه را نسبت به کسانی که تجربه‌ای در این حوزه ندارند بهتر درک می‌کنند.» انتصاب مقتدی به ریاست مجموعه تئاتر شهر بویژه در شرایط فعلی در رسانه‌های داخل کشور از این جنبه اهمیت پیدا کرده است که برای نخستین بار در جمهوری اسلامی ایران یک زن به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌شود. خبرگزاری مهر خبر انتصاب او را با عنوان "اولین مدیر زن در قلب تئاتر ایران" منتشر کرد. ناگفته نماند که پیش از این نیز در برخی از شهرهای ایران زنان به عنوان فرماندار انتصاب شدند.    

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.
تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد تماشای تئاتر در خانه بادها برای ما می وزند چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ در تالار قشقایی ببینیم

مطالب تصادفی

موسیقی

گروه کوبه ای هوران

قبل از اینکه اجرای باور نکردنی این گروه را ببینم، حتی نام این گروه را نیز نشنیده بودم. در اختتامیه مراسمی این گروه به اجرا پرداخت، نوای کمانچه به همراه دف و سازهای کوبه ای، همکاری این گروه کنار یکدیگر نفس همگان را در سینه ها حبس کرده بود.

ادل/ Adele Laurie Blue Adkins

این خواننده محبوب و جوان، متولد ۵ می ۱۹۸۸ است. وی موسیقی را به طور حرفه ای از سال 2006 آغاز کرد. او که به نام هنری " ادل " معروف است در سبک های سول، بلوز و پاپ به خوانندگی مشغول است. او نه تنها می خواند بلکه در ترانه نویسی نیز تبحر دارد.
بیانسه پردرآمدترین خواننده زن دنیا کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت برگزار می شود نود سالگی شارل آزناوور، خواننده اسطوره‌ای فرانسه بردی از یادم قوالی تو را تا خدا می برد

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

باغ جادوی گیزلا و یاسمین سینایی

هم اکنون کافه گالری ایرانشهر،میزبان نمایشگاه نقاشی مجسمه گیزلا وارگا و یاسمین سینایی است. این نمایشگاه، شنبه 15 بهمن ماه نمایشگاه افتتاح شده و اختتامیه آن 30 بهمن خواهد بود.

تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد

تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد این بار در ستون لادیزنگار، دوست خوب مان " عذرا اسماعیل زاده" ما را از یک اتفاق خوب هنری آگاه کرده است. از شما دوستان خوب نیز دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود، آداب و رسوم، نقاط دیدنی، غذای محلی و سوغات شهرتان  را برای ما بفرستید تا با نام خودتان منتشر شود.
نمایشگاه نقاشی خط در گالری سیحون اولین موزه زیر آب جهان نمایشگاه مجسمه ها نمایشگاه نقاشی سهیلا حقیقت در گالری سیحون نمایشگاه بین المللی صنایع و فناوری طلا، جواهر و نقره

ادبیات

هفتاد سال با شازده کوچولو

هفتاد سال پیش اثر کوچکی منتشر شد که طراوت و تازگی آن دنیای ادبیات را شگفت‌زده کرد. در برگ‌های اندک کتابی که در ظاهر برای کودکان نوشته شده بود، حکمتی عمیق و معنایی شگرف نهفته بود. این کتاب "شازده کوچولو" نام داشت. آنتوان سنت اگزوپری در اصل خلبانی جسور و ماجراجو بود، و تنها برخی از شیرین‌ترین خیال‌ها و جسورانه‌ترین رؤیاهای خود را به روی کاغذ آورد. این فرانسوی آزاده در ۶ آوریل ۱۹۴۳ زمانی که اروپا در آشوب خون و جنون جنگ جهانی دوم فرو رفته بود، آخرین رؤیای پرشکوه خود را در نیویورک انتشار داد. سنت اگزوپری نویسندگی و پرواز را به یک اندازه دوست داشت و هر دو برای او رمز رهایی و آزادگی بودند. او در میان آن دو سرگردان ماند و هر دو را تا بلندترین اوج‌ها تجربه کرد. شازده کوچولو" مهمترین اثر سنت اگزوپری، در قالب داستانی برای کودکان نوشته شده، اما گروه‌های گوناگون، از هر سن و رنگ و تیره‌ای، هر کسی در چهارگوشه جهان که اندکی شعور و سر سوزنی ذوق و ذکاوت دارد، از این داستان لذت می‌برد. سرگذشت او را می‌توان نخستین درس فلسفی برای کودکان دانست و همچنین افسانه‌ای دلنشین برای بزرگسالان. داستان سرگذشت شاهزاده‌ای کوچک‌اندام، با چشمانی هشیار و تخیلی سرشار است. موجودی پری‌وار که از سیاره‌ای دور به زمین ما سفر کرده است. او آفاق را طی کرده اما هنوز در اندیشه گلی است که در سیاره‌ی خود تنها گذاشته است. او که در سفری شگرف ناغافل به دنیای ما آمده، همه چیز را با بهت و حیرت می‌نگرد، زیرا دنیای ما را سخت آشفته و نابسامان می‌بیند. حیرت "شازده کوچولو" از این است که ساکنان زمین به ارزش نعمت زندگی پی نبرده‌اند. او دریغ می‌خورد که آدمی از غریزه و احساس طبیعی خود دور افتاده و به جای گوهر ناب زندگی به زر و زیورهای مصنوعی دل بسته است. ادیبی بلندپرواز آنتوان دو سنت اگزوپری در ۶ ژوئن ۱۹۰۰ در خانواده‌ای فرهیخته در شهر لیون، جنوب فرانسه، به دنیا آمد. از کودکی استعداد ادبی خیره‌کننده‌ای داشت، اما حرفه خلبانی را برگزید که به طبع بلندپرواز او بهتر پاسخ می‌داد. در جوانی چند کتاب نوشت، که کمابیش تمام آنها از شور رهایی و شوق پرواز نشان دارند: "پیک جنوب"، "پرواز شبانه" و "زمین انسان‌ها" و... شازده کوچولو ترجمه‌های متعددی به زبان فارسی دارد که توسط احمد شاملو، محمد قاضی و دیگران ترجمه شده اند. همچنین احمد شاملو در سال 1359 نوار صوتی داستان مسافر کوچولو را همراه با کتاب، با موسیقی گوستاو مالر آلمانی منتشر نمود.

یادداشتهای ژوزه

ژوزه ساراماگو، نویسنده پرتقالی را اکثر علاقمندان به کتاب و مطالعه می شناسند. وی در سال 1922 بدنیا آمد و در سال 1998  موفق به کسب جایزه نوبل در رشته ادبیات گشته است. از آثار مهم او میتوان به غار، کوری و همه نامها اشاره نمود. آخرین اثر چاپ شده از او اما در حقیقت یادداشتهای روزانه او  در آخرین سالهای زندگیش است. این یادداشتها شامل نقدها نظرات و خاطرات او از وقایع و اتفاقات دنیای پیرامون وی است که به قلمی روان و سبک نگاشته شده است. خواندن این کتاب را با ترجمه مصطفی اسلامیه و توسط نیکو نشر مشهد چاپ گردیده را به کلیه علاقمندان مطالعه توصیه می نماییم. یادداشت ذیل را که ساراماگو در 22 ژوئیه سال 2009، تقریبا چنین روزهایی از سال , و چند ماه قبل از مرگش در سال 2010 نگاشته با هم مطالعه می نماییم. 21 ژوییه : ماه چهل سال پیش من هنوز در خانه ام تلویزیون نداشتم. پنج سال بعد، یعنی در 1974 ، تلویزیون کوچکی خریدم تا خبرهای مربوط به نوع دیگری از فرود به ماه را که برای ما تجربه ی انقلاب آوریل بود، تماشا کنم. این بود که برای بحث درباره ی آن فرود آمدن اصلی، به سراغ دوستانی می رفتم که از آخرین پیشرفت های فناوری خبری داشتند و از این راه ضمن خوردن آب جو و جویدن میوه های خشک شده ، پیاده شدن در ماه را از تلویزیون تماشا کنم. در آن روزها ستونی در روزنامه ی عصرانه ی کاپیتال داشتم که کمی بعد مجموعه اش در کتابی با عنوان از این دنیا و دنیای دیگر چاپ شد. در دو تا از این ستون ها درباره ی دستاورد مردم آمریکای شمالی اظهار نظر کردم که نه تند و تیز بود نه شکاکانه – که به سرعت داشت مد روز می شد – بود . حالا که دوباره خوانم شان ، به این نتیجه ی غم انگیز رسیدم که بشر به هیچ وجه گام بزرگی برنداشته است و آینده ی ما نه در میان ستارگان، بلکه همیشه روی زمین و جایی است که بر آن ایستاده ایم – در نخستین آن ستون ها نوشته بودم ، (( بگذارید زمین را از دست ندهیم ، زیرا این تنها راه از دست ندادن ماه است. )) زمین را مثل ماه کنونی غیر ثابت تصور کردم و ادامه دادم، (( همه ی این ها مثل اپینرودی از یک فیلم علمی – تخیلی ، از لحاظ فنی ابتدایی ، به نظر می رسد . حتی حرکت فضانوردان شباهت اشکاری به لعبتک ها دارد ، گویی که دست ها و پاهایشان با نخ نامرئی کشیده می شود، نخ های بسیار درازی که سرشان به دست متخصصان پایگاه هوستن است و از آن جا حرکت های لازم در فضا را تنظیم می کنند . همه چیز تا آخرین ثانیه اش برنامه ریزی شده و حتی احتمال خطر هم در آن گنجانده شده است . در این بزرگ ترین ماجراجویی تاریخ هیچ جایی برای ماجراجویی نیست.)) و در همان جا بود که تخیلم به کار افتاد و به من خبر داد که سفر به ماه نه جهشی در فضا که جهشی در زمان بوده است . با این ادعا که فضانوردان به پرواز در آمده ، در خط زمان سفر کرده و به زمین بازگشته اند ، اما نه این زمینی که می شناسیم – سفید، سب ، خرمایی و آبی – بلکه به زمین آینده ، زمینی که هنوز بر همان مدار می چرخد ، به دور خورشیدی خاموش ، زمینی مرده ، تهی از انسان ها ، پرنده ها ، گل ها ، بدون خنده ، بدون کلامی از عشق . سیاره ای بی فایده ، مثل داستانی قدیمی که کسی نیست آن را نقل کند . زمین خواهد مرد ، همان چیزی خواهد شد که امروز ماه است – نوشته ام را این طور پایان داده بودم . دست کم قصه دور و دراز فلاکت ، جنگ ، گرسنگی و شکنجه ای که تا به امروز بوده تا ابد نمی پاید. مبادا که از امروز به بعد شروع کنیم به گفتن این که انسان ابداٌ سزاوار این تقدیر نبود. خواننده هم راًی خواهد بود که اندیشه های من، با خوب و بدش ، در این چهل سال تغییر چندانی نکرده است. واقعاٌ نمی دانم که باید خودم را تشویق کنم یا سرزنش؟
سفر با حاج سیاح احتمالا دو نفر بودیم وانهاده جلسات حافظ شناسی در فرهنگسرای ملل پوران فرخزاد درگذشت