آداب و رسوم

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

هفت کپه آتش و پریدن از روی آن با زمزمه «زردی من از تو، سرخی تو از من» را می‌توان ماندگارترین آیین چهارشنبه سوری، آخرین سه شنبه شب سال دانست که همچنان در کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران، افغانستان، تاجیکستان، بخشی از ازبکستان و حتی قرقیزستان انجام می‌شود. مراسمی برای استقبال بهار و زنده شدن طبیعت که نمی‌توان برای آن، رسوم و تاریخچه‌ای مکتوب یافت.

نخستین نشانی ثبت شده از چهارشنبه سوری اما در تاریخ بخارا، تالیف محمد بن جعفر نرشخی (۲۸۶ - ۳۴۸) آمده است که طبق آن، در زمان سامانیان به این مراسم «جشن سوری» می‌گفتند که حتی منجر به آتش‌سوزی در قصر منصور بن نوح شده بود: «...و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون \"شب سوری\" چنان که \"عادت قدیم\" است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.»

فردوسی هم در شعرهایش به این «عادت قدیم» اشاره‌هایی داشته است: ستاره شمر گفت بهرام را که در «چهارشنبه» مزن کام را/ اگر زین بپیچی گزند آیدت همه کار ناسودمند آیدت/ یکی باغ بُد درمیان سپاه از این روی و زان روی بُد رزمگاه/ بشد \"چارشنبه\" هم از بامداد بدان باغ که امروز باشیم شاد/ببردند پر مایه گستردنی می و رود و رامشگر و خوردنی/ ز جیحون همی آتش افروختند زمین و هوا را همی سوختند.

در کنار روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، فال‌گوش ایستادن، قاشق‌زنی و کوزه شکستن دیگر آیین‌هایی هستند که خصوصا در دهه‌های گذشته بیش از امروز به انجام می‌رسید. مردم نیت می‌کردند و پشت دیوارها فال‌گوش می‌ایستادند تا از پچ‌پچ‌هایی که می‌شنیدند نیت خود را تعبیر کنند. در همان شب، کوزه‌ها پر از آب می‌شد و از پشت بام به پایین میفتاد تا نحسی و بدی سال گذشته از میان برود. در قاشق‌زنی هم جوانان صورت‌های خود را می‌پوشاندند، به در خانه‌ها می‌رفتند و صاحب‌خانه را با صدای کوبیدن قاشق‌ها به ظرف خبر می‌کردند تا به آن‌ها شیرینی و آجیل‌های مشکل‌گشا بدهند. طبق باورهای کهن ارواح پیش از سال جدید به میان بازماندگان می‌آمدند، روی خود را می‌پوشاندند و به رسم یادگاری به عزیزان خود هدیه‌ای می‌دادند. رسمی که مشابه آن را در شب هالووین می‌بینیم.

خداداد رضاخانی، تاریخ‌دان مقیم آمریکا معتقد است که رسوم چهارشنبه سوری، «تک و بی‌بدیل» نیست، هر کدام از آن‌ها را می‌توان در فرهنگ‌های دیگر هم یافت. مثل همین قاشق‌زنی در هالووین، بان فایر در انگلیس یا از روی آتش پریدن در بخش‌هایی از ترکیه. در تقویم ارامنه هم روز چهاردهم فوریه، چهل روزه شدن مسیح به عنوان «عید ترندز» نام‌گذاری شده که محور آن آتش است. غروب روز سیزدهم در حیاط‌ کلیساها و خانه‌ها آتشی روشن می‌شود و روز بعد با اجرای مراسم عبادی، این جشن به پایان می‌رسد. ارمنی‌ها از نظر قومی و زبانی به اقوام هند و اروپایی تعلق دارند و از نظر جغرافیایی، ارمنستان در منطقه‌ای واقع شده که گمان می‌رود منشا کوچ اصلی اقوام آریایی باشد. موعد چهارشنبه سوری، شش هفته پس از این جشن است.

اما هیچ سندی وجود ندارد که چه زمانی، چه کسانی و بر چه اساسی تصمیم گرفتند برخی از این رسوم را در شب چهارشنبه آخر سال جمع کنند و به پایکوبی بپردازند. آقای رضاخانی تاکید دارد که اگرچه سنت‌ها به مرور زمان تغییر می‌کنند اما هیچ‌وقت از بین نمی‌روند.

نانوشته ماندن این آیین کهن باعث شده که روایت‌های بسیاری پیرامون آن به وجود آید؛ ربط دادن چهارشنبه سوری به زرتشت یا اسلام. اما عموم تاریخ‌دانان و پژوهش‌گران معتقدند که این آیین ارتباطی به مذهب ندارد و تاکنون سندی از چنین گمانی پیدا نشده بلکه سینه به سینه تا به امروز منتقل شده است. نماد آتش را به زرتشت نسبت می‌دهند و اسلام را از جهت نام‌گذاری آن مطرح می‌کنند. به این صورت که پیش از ورود اعراب به ایران، طبق تقویم زرتشت، هر ماه به سی روز تقسیم می‌شد و هر روز نامی مشخص داشت، در نتیجه هفته‌ای نداشتیم که «چهارشنبه» و مراسم «چهارشنبه سوری» به آن نسبت داده شود. به باور این گروه، قیام مختار برای خون‌خواهی از حسین بن علی، امام سوم شیعیان با برپایی آتش روی بام‌ها اتفاق افتاد.

به باور رضاخانی ریشه‌های تاریخی چهارشنبه سوری به «قرن‌ها و هزاران سال پیش» برمی‌گردد که نوشتاری از آن موجود نیست: «آیین چهارشنبه سوری تمامی شاخصه‌های آیینی کهن را داراست. رسوم آن در فرهنگ مدرن شهرنشین یا قرون وسطای شهرنشین محلی از اعراب ندارد. ما نمی‌دانیم در هزاران سال پیش چه رسوم دیگری برای این مراسم وجود داشت، در نتیجه ممکن است در تاریخ از آن استفاده‌های مختلفی شده باشد. مثلا در مورد قیام مختار، ممکن است او از آتش روشن کردن استفاده کرده باشد مثل زمان جنبش سبز که مردم بدون اعتقاد به \"الله اکبر\" روی پشت‌بام‌ها فریادش می‌زدند. اما هیچ سندی مربوط به اسلامی بودن آن وجود ندارد و استفاده احتمالی مختار را هم نمی‌توان به چهارشنبه سوری ربط داد.»

از سوی دیگر به گفته این تاریخ‌دان ایده هفته‌گذاری از ابتکارات «بابلی‌های باستان» بوده است، در نتیجه در دنیای قبل از اسلام هم «هفته» شناخته شده بود:‌ «در آن زمان هم برای آبیاری مزارع و گذر فصل‌ها و ارتباط آن به کشت و زار به هفته نیاز داشتند. اسامی روزهای هفته هم اگرچه جدید به نظر می‌آید ولی یونانی‌ها هم مثل ما روزهای هفته را با تلفیق عدد و کلمه می‌خوانند. اما برای این‌که در چه روزی این مراسم برگزار می‌شده، هیچ سندی نیست.»

اما از یک جهت می‌توان چهارشنبه سوری را برای نگهداشتن تقویم به زرتشت ربط داد. تقویم زرتشتی ۱۲ ماه ۳۰ روزه دارد یعنی یک سال ۳۶۰ روزه. در نتیجه ۵ روز پایانی سال گمشده‌اند. به گفته رضاخانی متدیانان آیین زرتشت این ۵ روز را به مناجات و رفتن به عبادت‌گاه می‌پرداختند و خود را برای سال نو و نوروز آماده می‌کردند و برای همین «شاید تعیین چهارشنبه سوری در یکی از آخرین جشن‌های پیش از نوروز به این ۵ روز گمشده مرتبط باشد.»

عبدالغنی نیک‌سیر، پژوهش‌گر افغانستانی و عضو هیات مدیره انجمن ادبی هرات نیز در این خصوص معتقد است که چهارشنبه سوری «میراثی» است از زمان «آریایی‌ها که ربطی به مذهب ندارد» و امروز به فرصتی برای شادی و گردهمایی تبدیل شده است. در افغانستان، مردم آخرین سه شنبه شب سال را در باغ «ملت» هرات جمع می‌شوند و با روشن کردن آتش این شب را تجلیل می‌کنند:‌ «اما متاسفانه به دلیل چند دهه جنگ در افغانستان، پرداختن به این رسم هم کم‌تر شده است. دغدغه مردم، جنگ است اما در کوچه‌پس‌کوچه‌ها پیش از رسیدن بهار می‌توان پایبندی به این آیین را کم و بیش مشاهده کرد.»

در این میان بسیاری از علاقه‌مندان به آیین‌های کهن کوشیده‌اند تا از طرق مختلف، چنین رسمی را زنده نگه دارند. به عنوان نمونه مراسم چهارشنبه سوری در گذشته همراه با ترانه‌هایی خاص اجرا می‌شد که اسماعیل خان مهرتاش، موسیقی‌دان (۱۲۸۳ - ۱۳۵۹) ضمن بازسازی برخی از این ترانه‌ها روی آن‌ها آهنگ گذاشت و از شاعران طنزپرداز آن زمان خواست تا برای آن‌ها شعر بسرایند. این ترانه‌ها در تئاتر «باربد» لاله‌زار بین دو پرده نمایشنامه یا هنگام تغییر دکور صحنه به اجرا در می‌آمد. بعدها رادیو و تلویزیون بخشی از این ترانه‌ها را در چهارشنبه سوری پخش می‌کردند.

هیچ‌ نمی‌دانیم که در تاریخ کهن، مراسم چهارشنبه سوری به چه نحو دیگری برگزار می‌شده، اما آن‌چه امروز از آن باقی‌مانده نیز با این آیین کهن متفاوت است. جنگ در برخی از کشورها مثل افغانستان، یا ممنوعیت شادی و گردهمایی در ایران، در تغییر این آیین‌ها بی‌نقش نبوده است.

امروز در ایران جشن چهارشنبه سوری به مهمانی‌های خصوصی تبدیل شده که گاه شاید هیچ خبری از آتش هم در آن نباشد. یا نارنجک‌های دست‌سازی که توسط شهروندان عادی ساخته و منفجر می‌شود و موجب آسیب خوردن افراد مختلف خصوصا کودکان می‌شود. چه بسا بسیاری از کودکان و نوجوانان، امروز از سر «زردی من از تو، سرخی تو از من» هم بی‌خبرند. همان‌طور که ثمین باغچه‌بان پیش از مرگش، یک روز پیش از نوروز ۱۳۸۷، در یادداشتی نوشته بود: «… چهارشنبه سوری از یاد بچه‌های ما رفت...»

 

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

دادگاه حقوق بشر اروپایی با رد شکایت یک خانواده ترک مقیم سوئیس ممانعت آنها از شرکت دخترانشان در کلاس شنای مختلط مدرسه را غیرقانونی خواند. بنا به حکم دادگاه شرکت دختران در این کلاس‌ها نفی آزادی مذهبی آنها نیست.

والدین مسلمان در اروپا اجازه ندارند مانع شرکت فرزندان دختر خود در ساعات شنای مدارس شوند. روز سه‌شنبه، ۱۰ ژانویه، دادگاه حقوق بشر اروپایی در استراسبورگ فرانسه این حکم را در رسیدگی به شکایت یکخانواده‌ی ترک در سوئیس صادر کرد. خانواده یادشده مانع حضور دختران خود در کلاس‌های شنای مختلظ مدارس شده بود.

بنا بر ارزیابی قاضی‌های دادگاه اروپا محاکم قضایی سوئیس درست عمل کرده‌اند و جریمه ۱۳۰۰ یورویی برای خانواده ترک فاقد توجیه حقوقی نیست، زیرا دولت خواسته است که دانش‌آموزان خارجی‌تبار را با موظف‌ساختن به شرکت در کلاس‌های شنا \"از به حاشیه‌رانده‌شدن\" آنها محافظت کند.

در سوئیس مستثنی‌شدن دختران از کلاس‌های شنا تنها در دوران پس از ورود به پریود (قاعدگی) مجاز است. دو دختر خانواده ترک در هنگام محرومیت از شرکت در کلاس شنا ۷ و ۹ سال داشته‌اند.

رایی برای ۴۷ کشور

این خانواده در شکایت خود به اصل ۹ کنوانسیون حقوق بشر اروپایی استناد کرده بود. بر اساس این اصل «هر فردی از آزادی اندیشه، عقیده و مذهب برخوردار است.» ولی دادگاه قانون اساسی اروپا در حکم خود نوشته است که این حقوق با شرکت در کلاس شنا نقض و محدود نمی‌شود. دختران و زنان مسلمان این امکان را دارند که برای شنا لباسی به تن کنند که تمام بدن آنها را بپوشاند.

سال ۲۰۱۳ نیز در آلمان دادگاه اداری فدرال آلمان حکمی مشابه با حکم امروز دادگاه حقوق بشر اروپایی صادر کرد. آن حکم نیز پاسخی بود به شکایت یک خانواده مسلمان ساکن فرانکفورت که می‌خواست مانع حضور دخترشان در کلاس‌های شنای مدرسه شود.

خانواده ترک مقیم سوئیس این امکان را دارد که ظرف سه ماه خواهان تجدیدنظر در حکم صادره از سوی دادگاه حقوق بشر اروپایی شود. قاضی‌های دادگاه اما مجازند که این خواسته را وارد یا ناوارد اعلام کنند.

در دادگاه حقوق بشر اروپایی ۴۷ کشور عضو هستند و آرای آن معمولا برای موارد مشابه در همه این کشورها نیز  مصداق می‌یابد.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

شب چله آخرین روز آذرماه و بلندترین شب سال است و نیاکان ما ۴۰ روز بعد از این شب را چله بزرگ می‌نامیدند. به دنبال چله بزرگ، چله کوچک شروع می‌شد که مدت آن ۲۰ روز بود و از دهم بهمن تا پایان ماه ادامه داشت. شب چله آخرین روز آذرماه و بلندترین شب سال است و نیاکان ما ۴۰ روز بعد از این شب را چله بزرگ می‌نامیدند. به دنبال چله بزرگ، چله کوچک شروع می‌شد که مدت آن ۲۰ روز بود و از دهم بهمن تا پایان ماه ادامه داشت.

 مجله منزل در مطلبی ۴۰ ایده برای شب یلدا گردآورده است که البته بسیاری از آنها برای ایرانیان آشناست. ایده‌هایی که با روند کنونی دیر نیست به خاطره تبدیل شود.

با هم این ۴۰ ایده را می‌خوانیم:

۱- چای به طعم خوش قدیم

شما هم با پیروی از مد بگذارید سفره‌تان با لیوان‌های کمر باریک و سینی‌های قدیمی رنگ بگیرید.

۲- با رایحه‌های پر از خاطره

با شمع و عودهایی با بوی طبیعت حس بویایی مهمانان‌تان را تازه کنید.

۳- وقتی هنر ایرانی به میان می‌آید

در این جشن سنتی از رومیزی‌های ترمه‌دوزی و صنایع دستی ایرانی استفاده کنید.

۴- تنگ‌های بلوری

آجیل‌ و شکلات‌های رنگی در تنگ‌های تمام‌شیشه‌ای بهتر خودنمایی می‌کنند.

۵- انارهای همه‌کاره

این میوه‌های زیبا را در هر حالتی که بر سر سفره بنشانید، تأثیر جادویی خودشان را دارند.

۶- گرما و راحتی را با اصالت همراه کنید

فرش‌ها و گلیم‌های خوش رنگ ایرانی علاوه بر گرما و راحتی اصالت را مهمان خانه شما می‌کند.

۷- صندلی‌های چوبی نوستالژیک

به فکر صندلی‌های چوبی و راحت برای یلدا باشید.

۸- میوه‌های پاییزی

میوه‌های خوش‌رنگ و خوشمزه پاییزی را فراموش نکنید.

۹- رنگ قرمز

در طولانی‌ترین شب سال گرمتان می‌کند.

۱۰- به رنگ آدم برفی

اگر عاشق برف هستید، بگذارید رنگ سفیدش در دکوراسیون خانه شما بدرخشد.

۱۱- قل‌قل خاطرات قدیمی

با کمک سماورها در هر ساعتی از شب با نوشیدنی‌های گرم از مهمانانتان پذیرایی کنید.

۱۲- درختچه‌های انار مینیاتوری

یک درخت کوچک که انار می‌دهد به اندازه خوردن این میوه می‌تواند لذتبخش باشد.

۱۳- لذت نشستن دور آتش

با چند تکه چوب و چراغ می‌توانید نشستن دور آتش و بوی چوب سوخته و چای زغالی را در خانه‌تان وارد کنید.

۱۴- رنگ و لعاب شیشه‌های رنگی

استفاده از آینه‌ها و شیشه‌های رنگی به سفره یلدایتان درخششی خاص می‌دهد.

۱۵- مهمانی مسی‌ها

درست است که کاربرد این ظروف در گذشته بیشتر بوده اما جای خود را در دکوراسیون خانه‌های امروز ما باز کرده‌اند.

۱۶- خوش‌آمدگویی یلدایی

تزیینات شب یلدایتان را به پشت در خانه‌تان ببرید.

۱۷- بازی‌های قدیمی

از بازی‌های قدیمی ایرانی در دورهمی‌های دوستانه‌تان در شب یلدا لذت ببرید.

۱۸- فال نیک

سنت زیبای فال حافظ را در شب یلدا به روش خودتان اجرا کنید.

۱۹- فانوس دلتان را روشن کنید

چند فانوس کوچک، نورپردازی ملایم و دلچسبی برای خانه شما ایجاد خواهد کرد.

۲۰- حساب ثانیه‌های یلدایتان را نگه دارید.

یک ساعت کوچک رومیزی در دکوراسیون سفره یلدا به طولانی بودن این شب کمک می‌کند.

۲۱- کرسی در دل خانه‌تان

هیچ وسیله گرمایشی جای کرسی‌های قدیمی را نمی‌گیرد.

۲۲- ظروفی با طعم میوه

با یک ظرف که از پوست میوه‌هایی مثل هندوانه و انار درست کرده‌اید، نظر مهمانانتان را جلب کنید.

۲۳- حوض‌های دکوری

حوض‌های کوچک دکوری فیروزه‌ایی یادآور حوض‌های خانه‌های قدیمی است که در شب یلدا پر می‌شد از انار و هندوانه و میوه‌های زمستانی.

۲۴- دورهمی صمیمی

چیدن مبلمان نزدیک به هم یا نشستن دور یک میز صمیمیت بیشتری به دورهمی شما می‌بخشد.

۲۵- لباس مبلمانتان را بیشتر کنید

از گلیم‌ها و روکش‌های زیبا و چند لایه روی مبلمانتان استفاده کنید.

۲۶- با کوسن‌ها خانه را گرم و نرم کنید

برای راحتی بیشتر مبلمانتان را با بالش‌ها و کوسن‌های گرم و نرم تزیین کنید.

۲۷- گل‌های طبیعی

گر چه زمستان است اما دکور خود را از تازگی و حس خوب گل‌های طبیعی محروم نکنید.

۲۸- شاخ و برگ خشک

با کمک آنها می‌توانید در جشن پایان پاییز حال و هوای این فصل را به دکور منزل خود بیاورید.

۲۹- پوشیدن لباس‌های سنتی

می‌توانید یک تم مناسب برای این سنت زیبا بیاورید.

۳۰- بافتنی‌هایی بر تن لیوان‌ها

این ایده با مزه دست شما را در مقابل گرمای نوشیدنی‌های داغ حفظ می‌کند.

۳۱- به پیشواز پرندگان مهاجر بروید

با قرار دادن خانه‌ایی چوبی برای پرندگان پشت پنجره در فصل سرد مراقب این مهمان‌ها باشید.

۳۲- عطر و طعم قهوه

عطر و طعم قهوه در این شب طولانی شما را سر حال نگه می‌دارد و گرفتن فال قهوه هم می‌تواند سرگرمی خوبی در دورهمی‌ها باشد.

۳۳- گنجه‌های چوبی

استفاده از آنها در چیدمان سفره یلدا می‌تواند جالب باشد.

۳۴- موسیقی

از قبل موسیقی‌های مناسبی را برای این شب در نظر بگیرید که حس و حال خوبتان را دوچندان کند.

۳۵- نورپردازی رمانتیک

استفاده از ریسه‌های باریک نوری راه‌حل خوبی برای یک نورپردازی رمانتیک است.

۳۶- تکیه بر جای پدربزرگ‌ها

به سبک پدربزرگ‌های قدیمی بر زمین بنشینید و به پشتی تکیه بزنید.

۳۷- هدایای کوچک دلگرم‌کننده

یک هدیه کوچک که با عشق و سلیقه شما ساخته شده می‌تواند دل مهمانانتان را گرم کند.

۳۸- ظروف حصیری

به جای ظروف کریستال سبدهای حصیری را امتحان کنید.

۳۹- یلدا زیر آسمان پر ستاره

اگر امکان چیدن سفره یلدا در فضای بیرونی را دارید، این فرصت را از دست ندهید!

۴۰- ساده بگیرید

با زیاده‌روی در تدارکات شب یلدا صمیمیت و راحتی این دورهمی را کم نکنید.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

یلدا یا شب چله یکی از کهن‌ترین جشن‌های باستانی است که اقوام ایرانی، افغان، تاجیک و ازبک آن را جشن می‌گیرند. زمان آن بین غروب آفتاب آخرین روز پاییز تا طلوع آفتاب اولین روز زمستان است. یلدا برگرفته از واژه‌ای سریانی به معنای زایش است و چله هم از آن روست که چهل روز اول زمستان راچله بزرگ و بیست روز بعد از آن را چله کوچک نامیده‌اند.

شب یلدا را شب میلاد خدای خورشید، عدالت، پیمان و جنگ هم می‌دانند. درباره آن دو روایت عمده رایج است. اول آنکه در این شب مهر، میترا یا آن‌چنان که در اوستا و نوشته‌های پادشاهان هخامنشی آمده، میثره (Mithra) به جهان باز می‌گردد. او که از ایزدان باستانی هند و ایرانی است ساعات روز را طولانی کرده و در نتیجه برتری خورشید پدیدار می‌شود.

آئین مهرپرستی یا آئین مهر برپایه پرستش میترا در دوران پیش از آئین زرتشت شکل گرفته است و در اروپا به آئین میترائیان هم گفته می‌شود.

بعضی پژوهشگران هم بر این باورند که در شب یلدا، پیامبری زاده می‌شود. دکتر علی حصوری یکی از این محققان است  گفت که براساس تفکری که ذبیح بهروز پایه‌گذار آن بوده و براساس روایات ایرانی به چنین نتیجه‌ای دست یافته است.

به گفته آقای حصوری، «در سال ٥١ پادشاهی اشکانیان که مصادف است با سال ١٩٦ میلادی، پیامبری در شب یلدا زاده می‌شود. او را دو دولفین از آب بیرون می‌آورند، چه آنکه براساس آئین مهر، آب از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است.»

آقای حصوری می‌گوید به هر دو روایت، شب یلدا شب تولد مهر است و این بازمانده از آداب مهری است که در شرق مدیترانه به طور وسیعی رایج بوده و آثارش از جمله در معابد مهری باقیمانده در پالمیرا در اردن فعلی دیده می‌شود.

از همین رو است که برای جشن گرفتن میلاد مهر، سفره‌ای پهن می‌شود که به آن سفره یلدا یا چله می‌گویند و با انواع خشکبار، انار دان‌شده و یا هندوانه تزئین می‌شود. مرسوم است که در این شب بزرگ خانواده تفالی به دیوان حافظ می‌زند و اهل ذوق و شاعری، سروده‌های خود را برای دیگران می‌خوانند. در مجموع اینها آدابی است که از فرهنگ باستانی مهر در میان مردم باقی مانده و هر سال با شب یلدا نو می‌شود.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، برگزاری مراسم یلدا، اگر بتوان نام جشن بر آن نهاد، آیینی خانوادگی است و گردهمایی ها به خویشاوندان و دوستان نزدیک محدود می‌شود. در کتاب‌ها و سندهای تاریخی به برگزاری مراسم شب یلدا اشاره ای نشده است. ابوریحان بیرونی از جشن روز اول دی ماه که آن را خرم روز نامند، در دستگاه حکومتی و پادشاهی یاد می کند. نامی از شب یلدا در میان نیست و این می تواند دلیلی بر خانوادگی و همگانی و غیر رسمی بودن جشن یلدا باشد.

آیین و جشن شب یلدا یا شب چله بزرگ تا به امروز در تمامی سرزمین کهنسال ایران و در بین همه قشرها و خانوارها برگزار می‌شود.

یلدا جشن و گردهمایی خانوادگی است. در شب یلدا خویشاوندان نزدیک در خانه بزرگ خانواده گرد هم می آیند و در سرمای آغازین زمستان دور کرسی می نشینند و تا نیمه شب میوه و آجیل و غذا می‌خورند و به فال حافظ گوش می‌سپارند.

هندوانه؛ یکی از ارکان اصل‍ی سفره شب یلداست که همیشه به شیوه‌های جذابی تزیین می‌شود، اما چرا هندوانه؟

هندوانه یادآور گرمای تابستان و حرارت است. باور بر این است، اگر مقداری هندوانه در شب یلدا بخورید، در سراسر زمستان طولانی، سرما و بیماری بر شما غلبه نخواهد کرد و این باور، با خواص هندوانه که سرشار از ویتامین های A و B و C است، مطابقت دارد.

ارزش تغذیه ای هندوانه: 90 درصد بافت هندوانه از آب تشکیل شده است. در نتیجه برای رفع عطش بسیار مفید است. به علت فراوانی آب در این محصول، برای جلوگیری و دفع سنگ کلیه، خوردن آن بسیار توصیه شده است. هندوانه منبع غنی از بتاکاروتن و لیکوپن است که این مواد از آنتی اکسیدان های طبیعی هستند و همانطور که اثبات شده است، آنتی اکسیدانها ترکیباتی هستند که از بروز سرطان ها در انسان جلوگیری می کنند، پس این باور که با خوردن هندوانه بیماری کمتر به سراغ ما می آید در وجود این آنتی اکسیدانها نهفته است.

هندوانه از بروز آسیب های پوستی در اثر نور جلوگیری می کند. موجب دفع بیشتر و سریع مواد زاید از بدن می شود و به شادابی و طراوت پوست می انجامد. درصد کمی قند دارد و میزان کالری آن بسیار پایین است.

بسیاری از خانواده‌ها برای لذت بخشیدن و تزیین سفره زیبای «شب یلدا» به طراحی و تزیین میوه ها علی الخصوص هندوانه می پردازند و آن را به شکل ها و طرح های مختلف درست می کنند.

 
 
 
 
 
 


سلامت نیوز: چرا شب يلدا هندوانه می‌خوريم؟

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

من بابانوئل بچه ها هستم

بچگی های مان وقتی می رفتیم  مهمانی و حوصله مان سر می رفت و شروع می کردیم به نق زدن و ساز بریم بریم کوک می کردیم ، صاحب خانه برای این که ما را ساکت کند که بتواند با خانواده مان راحت تر و بیشتر معاشرت کند ، می رفت یک کاغذ درب و داغان و یک مداد بدتر از آن می آورد و می گفت: " یه نقاشی برای خاله بکش ! "

چند نکته برای لحظات شاد بیشتر با کودک نوزاد

نه تنها من که همه اعضای خانواده از ورود اولین نوه بسیار خوشحال بودیم. همه سعی می‌کردیم در اولین فرصت خود را به دختر کوچولو برسانیم و از دیدن او با تمام وجود کیف کنیم. روزهای خوبی بودند که با شادی سپری می‌شدند. ولی فارغ از همه خوشی‌ها، من می‌توانستم خستگی و استرس را در چشمان خواهرم ببینم و تنها گوشه‌ای از فشاری را که تحمل می‌کند درک کنم. به نظرم روزهای خوش زندگی‌ او در حال تبدیل شدن به روزهای سخت و طاقت‌فرسا بود. این گونه به نظر می‌رسید که استرس و خستگی فرصتی برای لذت بردن از نوزادش برایش باقی نمی‌گذاشت. خلاف باور رایج که می‌گوید هر که فیل خواهد جور هندوستان برد، مطمئن بودم این آغاز راه پدر و مادر شدن نیست و راهکارهایی برای لذت بردن از این موهبت وجود دارد. پس دست به کار شدم و توصیه‌های سودمندی را از منابع معتبر برای خواهر و شوهر خواهرم جمع‌آوری کردم که به کارگیری آنها باعث شد بتوانند از بودن با نوزاد تازه متولد شده‌شان کمال لذت را ببرند. بیش از هر چیز مراقب خودتان باشید تنها یک مادر سالم قادر است به درستی از کودکش مراقبت کند. قبل از هر چیز مراقب سلامت خود باشید و به هیچ وجه تغذیه سالم را فدای مراقبت از کودک نکنید. به جای خوردن قهوه برای بیداری شبانه، ساعات شبانه روز را بین خود و شریک زندگی‌تان تقسیم کنید تا هر دو وقتی کافی برای استراحت داشته باشید. از یاد نبرید که قبل از تولد کودک‌تان دلمشغولی‌های زیادی داشتید پس زمان را طوری تنظیم کنید که علاوه بر لذت بردن از نوزادتان به آن‌ها نیز برسید. پرداختن به عادت‌های خوب گذشته به شما انرژی می‌دهد و انرژی مثبت چیزی‌ است که در این روزها به شدت به آن نیازمندید. قوانین دیدن بی‌شک همه اعضای دور و نزدیک خانواده مشتاق دیدار فرزندتان هستند. آن‌ها سعی می‌کنند وقت و بی‌وقت به خانه شما بیایند و از دیدن فرشته تازه متولد شده لذت ببرند. لازم نیست شما سدی در برابر این اشتیاق مثبت باشید، فقط کافی است برای آن‌ها قوانینی در نظر بگیرید. از همه بخواهید قبل از لمس کودک از نظافت دستان‌شان مطمئن شوند. از دوستان و اقوام بیمار بخواهید وقت دیگری را برای دیدن نوزاد در نظر بگیرند و از دیدن نوزاد در زمان بیماری‌شان خودداری کنند. نگران روابط اجتماعی‌تان نباشید؛ چون اکنون سلامت شما و کودک‌تان مهم‌تر از آن است. پس از مهمانان بخواهید در ساعات مشخصی به سراغ‌تان بیایند تا شما نیز وقت کافی برای استراحت و رسیدگی به امور شخصی داشته باشید. زندگی جدید را باور کنید به هر حال باید موقعیت جدیدتان را به عنوان مادر یک نوزاد بپذیرید و به دنبال حرکت در خلاف جهت مسیر زندگی نباشید. باید بپذیرید که در شرایط کنونی وقت کمتری برای خودتان دارید و مجبورید وقت زیادی را صرف مراقبت، گریه، شیر دادن و عوض کردن پوشک کودکان بکنید. قطاری از عواطف متضاد مجموعه از عواطف متضاد در انتظار شماست. شما ممکن است در زمان عوض کردن پوشک نوزادتان محو تماشای دست و پای کوچک او شوید و احساس علاقه شدید بکنید یا برعکس نگران از دست دادن استقلال‌تان یا ناتوانی در نگه‌داری از کودک‌تان شوید. ممکن است شما یا شریک‌تان عصبی شوید و زندگی را فنا شده ببنید. در چنین مواقعی با هم حرف بزنید و مشکلات را با هم درمیان بگذارید. یک خنده ساده ممکن است بخش عظیمی از نگرانی‌هایتان را حل کند. نگران خانه و زندگی نباشید بی‌خیال جاروبرقی بشوید و گرد و خاک را به طور موقت فراموش کنید. لباس‌های کثیف را تا زمانی که واقعا به آن‌ها احتیاج ندارید به حال خود رها کنید. نگران شام شریک‌تان نباشید، این روزها لازم نیست همه چیز در حد عالی باشد. به جای یک شام عالی به املت بسنده کنید و خستگی‌تان را با فکر کردن درباره کارهای روزمره خانه‌داری چند برابر نکنید. از خانه بیرون بزنید اگر از گریه‌های بی‌وقفه کودک‌تان کلافه شده‌اید، به همراه او از خانه بیرون بزنید. کمی قدم زدن حال‌تان را بهتر می‌کند. در چنین مواقعی اجازه دهید یک فرد قابل اعتماد به یاری‌تان بیاید و سختی‌ها را با او قسمت کنید. دست‌های یاری را بفشارید این یک که شما باید کودک‌تان را یک تنه بزرگ کنید، توهمی بیش نیست. اجازه دهید داستان‌ها و فیلم‌ها راه خودشان را و روال واقعی زندگی راه خودش را برود. وقتی دوست و فامیل دست یاری دراز می‌کنند آن‌ها را بفشارید. از آن‌ها بخواهید در کارهای روزمره، جمع کردن لباس‌ها و کارهایی از دست کمک‌تان کنند. این کمک‌ها از ارزش‌های شما به عنوان یک مادر کم نخواهد کرد. زندگی در جریان است حق با شماست، نوزادتان به شما احتیاج دارد ولی فراموش نکنید کودک دیگر‌تان هم توجه شما را می‌خواهد. این در مورد شریک زندگی‌تان نیز صادق است. از آن‌ها غافل نشوید و دیگر روابط‌تان را فدای روابط نوزادتان نکنید. روان‌پزشک بهترین دوست شماست ما ایرانی‌ها به طور معمول روابط خوبی با روانپزشک نداریم، ولی بارو کنید این روزها در صورت نیاز توصیه‌های او برتر از توصیه‌های دوستان و حتی والدین شماست. پس باورهای غلط و رایج جامعه را فراموش کنید و در صورت نیاز به سراغ روانپزشک بروید و برای مبارزه با استرس از او کمک بخواهید.  
چرا لازم نیست کودک به آغوش دیگران برود؟ کودکان و خشونت نوزادان استعداد ریاضی دارند والدین عصبانی، کودکان خشمگین امنیت اساسی ترین نیاز موجود زنده

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

10 نکته جالب درباره مارک زوکربرگ

مارک زاکربرگ، پایه‌گذار وسیع‌ترین شبکه اجتماعی جهان، حال برای بسیاری از ساکنان کره زمین چهره‌ای شناخته شده و شخصیتی تحسین‌برانگیز است. در این مطلب می‌توانید ۱۰ واقعیت جالب درباره زندگی او را بخوانید. مارک زاکربرگ٬ بنیان‌گذار فیس‌بوک و از جوان‌ترین میلیاردرهای جهان٬ روز سه‌شنبه (۲۴ اردیبهشت٬ ۱۴ مه) تولد ۲۹ سالگی‌اش را جشن گرفت. او از موفق‌ترین انسان‌های دنیاست و تا به حال دست‌آوردهای بزرگی داشته که چشم جهان را خیره کرده است. مارک زاکربرگ انقلابی بزرگ در دنیای ارتباطات آنلاین و آفلاین پدید آورده و امروز بیش از یک میلیارد نفر در سراسر جهان از سرویسی که او پایه‌گذارش بوده بهره می‌برند؛ دنیای بدون فیس‌بوک دیگر حتی قابل تصور هم نیست.   سی‌ان‌ان تکنولوژی به مناسبت زادروز زاکربرگ٬ ۱۰ واقعیت جالب درباره زندگی او را برگزیده که در ادامه می‌خوانید: ۱) مارک زاکربرگ به کوررنگی مبتلاست؛ کوررنگی قرمز و سبز. او در دیدن و تشخیص این دو رنگ مشکل دارد و احتمالا به همین خاطر است که رنگ غالب در پلت‌فرم فیس‌بوک٬ رنگ آبی است. ۲) وقتی او دبیرستانی بود کمپانی‌های مایکروسافت و AOL تلاش کردند تا او را استخدام کنند. او در آن روزها سینپس (Synapse) را راه‌اندازی کرده بود؛ برنامه‌ای که از هوش مصنوعی برای یادگیری از عادت‌های موسیقیایی کاربران بهره می‌گرفت. ۳) مارک تقریبا همه روزها همان تی‌شرت معروف خاکستری که لوگوی فیس‌بوک را هم دارد٬ بر تن می‌کند. او می‌گوید سرش به اندازه کافی شلوغ است و نمی‌تواند صبح‌ها وقت زیادی برای انتخاب لباس صرف کند. ۴) اگرچه او خیلی معمولی لباس می‌پوشد٬ اما گفته که در سال ۲۰۰۹ برای این‌که نشان دهد فیس‌بوک در روزگار رکود اقتصادی چقدر برای رشد و گسترش کار خود مصمم است٬ هر روز کراوات می‌زد. ۵) زاکربرگ گیاه‌خوار است و یک بار گفت که فقط در صورتی گوشت حیوانی را خواهد خورد که خودش آن حیوان را کشته باشد. اما در لیست صفحاتی که او در فیس‌بوک لایک کرده٬ نام «مک‌دونالد» را هم می‌توان دید. ۶) او با این‌که در طول ۴ سالی که عضو توییتر شده فقط ۱۹ توییت منتشر کرده٬ و آخرین توییتش هم مربوط به  ۱۵ ماه پیش است٬ بیش از ۲۲۰ هزار دنبال‌کننده (فالوئر) در این شبکه اجتماعی دارد. ) در اکتبر ۲۰۱۰ به همراه گروهی از کارمندان فیس‌بوک رفت تا در سینما به تماشای فیلم "شبکه اجتماعی" بنشیند. پس از دیدن فیلم در ابراز نظرهای عمومی او از تصویری که در این فیلم از او ارائه شده انتقاد کرد و گفت ماجرا طوری روایت شده که انگار او فیس‌بوک را صرفا به این خاطر به وجود آورده که منزلت اجتماعی کسب کند. ۸) مارک یک سگ پاکوتاه سفید و مشهور دارد که اسم Beast را برایش انتخاب کرده. سگ او در فیس‌بوک بیش از ۱/۵ میلیون فن دارد. ۹) سال گذشته بعضی‌ها از او انتقاد کردند که چرا موقع ازدواج با همسرش٬ پرسیلا چان٬ هدیه‌ای گران‌بهاتر از حلقه یاقوت ۲۵ هزار دلاری به وی نداده٬ اگرچه خودش همان زمان ثروتی ۱۹ میلیارد دلاری داشت. ۱۰) هر جای فیس‌بوک اگر این کاراکترها [4:0]@ را در کامنتی وارد کنید و اینتر را بزنید٬ نام او ظاهر خواهد شد.

بخت بلند یا لباس عروس بلند؟

شما به 100 روز زمان، 10 خیاط و بیش از 7000 دلار پول برای ثبت رکوردی تازه در کتاب گینس احتیاج دارید: برای ثبت رکورد بلندترین لباس عروس جهان. تنها طریقه ممکن برای به نمایش در آوردن این لباس عروس فوق العاده بلند و حیرت انگیز این بود که مدل 17 ساله، اما دومیترکو، سوار بر بالن شود و با پرواز در آسمان بخارست دنباله عجیب و غریب لباسش را تام و تمام به معرض نمایش بگذارد. لباس عروسی که برای او نه تنها شهرتی جهانی و رکوردی در کتاب گینس به همراه آورد بلکه سبب پیشرفت این دختر جوان در کار خود نیز شد. براساس گزارش های منتشره از سوی نشریه تلگراف دوخت این لباس عروس با به کار گیری 4700.016 متر پارچه ی تافته، 5.4864 متر قیطان و یراق  و 44.80 متر پارچه آستری ممکن شد. 10 خیاط دوزنده ی این لباس عروس حیرت انگیز برای دوخت این جامه ی عاجی رنگشان از 2000 سوزن خیاطی و 150 بسته ی بزرگ قرقره استفاده کردند تا شاهکاری قابل عرضه برای رکوردهای جهانی خلق کنند. طبق گزارش های آمده در سایت رسمی آسوشیتد پرس پارچه ی آستر این لباس از فرانسه و تافته و دیگر پارچه های به کار گرفته شده در آن از ایتالیا وارد شدند. مجموعه ی تلاش خیاطان در به کارگیری این متراژ باورنکردنی از پارچه های گونه گون حاصلش لباس بخت بلند عروسی شد بر تن اما دومیترکو. گو اینکه شاید اگر عروس به جای 17 سال سن مثلاً 27 ساله بود و دلمشغولیش چنین سرگرمی کمی کودکانه نبود هیچ وقت این رکورد در گینس ثبت و این لباس دوخته نمی شد تا با بالن در آسمان پرواز کند.
مردگان در دنیای مجازی تصویر میانگین زنان بهداشت دهان و دندان در سگ ما چگونه پیر میشویم؟ کوله بار مشکلات

مطالب تصادفی

حرفه من

کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس

17 سالش بود که ایران را ترک کرد. به محض آنکه در پاریس مستقر شد در دانشگاه ثبت نام کرد و به دنبال کار گشت. خانواده اش نمی دانستند. اگر هم می دانستند با توجه به اینکه از آن دست آدم هایی بودند که پولشان از پارو بالا می رفت حتماً خوششان نمی آمد دختر نوجوانشان دست به سیاه و سپید بزند اما اکرم عاشق خیاطی بود. آنقدر که در خیالش هم کوک می زد، سوزن نخ می کرد و الگو می برید. هنوز درست آنجا جاگیر نشده بود که به واسطه یکی از فراشان دانشگاهش به عنوان یک شاگرد خیاط به یکی از مزون های تراز اول پاریس معرفی می شود. آنطور که خود نقل می کند کار در مزون" لومییق دو سولی" برای او شروع یک مسیر تازه بود. مسیری که او را ، نگاهش را و حتی زیست معمولی اش را تغییر داد. در طول شبانه روز 5 ساعت وقت خوابیدن داشت. در دانشگاه ادبیات فرانسه می خواند؛ رشته اش را دوست داشت اما دغدغه ی زندگی اش نبود. خانواده نمی دانستند که پولی که اکرم دریافت می کند همه و همه خرج پارچه و الگو می شود. اکرم که تمام پولی را که پدرش می فرستاد خرج عشقش خیاطی می کرد، خیلی زود دریافت که باید شغل دیگری برای خودش دست و پا کند؛ شغلی که هزینه های زندگی روزمره اش را به نحوی تامین کند. پاریس شهر کافه هاست. پس اکرم خیلی زود سر از یک کافه در آورد و آنجا نیز مشغول به کار شد اما در نگاه او همه چیز از منظرخیاطی می گذشت. خیاطی نوجوان که به جای غرق شدن در سرو قهوه، غرق در لباس های مراجعین به کافه ها می شد. مقابل هرکس که نوشیدنی می گذاشت تمام مدل لباسش را گویی همچون یک دوربین عکاسی در ذهن ثبت می کرد و شب آنرا بر الگو طرح می زد. روزی مثل باقی روزها از دانشگاه به مزون رفت  اما همه چیز تغییر کرده بود! هیچ کس سر جای خود ننشسته بود. مدیر مجموعه با نگاهی تند و کاغذی در دست او را سمت خود صدا زد و گفت:" اصلاً فکرش را هم نمی کردم! تو...؟ چه طور به خودت جرات دادی..." اکرم یخ می زند. دستانش به وضوح می لرزد و نگاهش روی همکارانش می دود انگار دنبال پناهگاهی می گردد، بعد اما مثل کودکی که از تشر مادر به مادر پناه می برد رو به مدیر مزون می کند. خنده ای که در نگاه خانم لوشانت موج می زند فضا را عوض می کند: " مهم ترین بازیگر تئاتر شهر می خواد فقط تو براش لباس بدوزی و این یعنی تو باید بری مزون آرتیست!" همه دست می زنند. از همه بیشتز خانم لوشانت ابراز شادمانی می کند. اکرم غرق در خیالات شیرین خود به خانه ی کوچکش بر می گردد. خوشحال و شادمان از همان شب لباس هایش را برای ملاقات مهم فردا آماده می کند. هرچه باشد قرار است با شاخص ترین چهره ی تئاتر شهر دیدار داشته باشد. زنی که او پیشتر تنها یکبار اندازه ی لباسش را گرفته بود. بی تابی، بی خوابی و دست هایی که مدام عرق می کرد. این تمام شب اکرم بود تا سرزدن سپیده. راس ساعت 11 صبح قرار ملاقات داشتند. اما او چنان نگران بود که نزدیک به نیم ساعت جلوتر به مزون آرتیست رسید. به همین دلیل خیابان ها را بالا و پایین می رفت و پیش خود فکر می کرد چه جملاتی را به بازیگر مورد علاقه ی فرانسوی ها که آرزوی دیدارش را دارند بگوید. از فردای آن روز تا 3 سال بعد اتفاقاتی در زندگی این خیاط متبحر ایرانی افتاد که نامش در مزون های پاریس مترادف بهترین بود. حالا همه برای آنکه بهترین لباس را داشته باشند سعی می کردند اکرم را با لهجه غریبشان درست تلفظ کنند. خیاط ایرانی حالا می توانست به پدر، مادرش ، دوستان و ... با افتخار بگوید در حرفه ی خود یک حرفه ای است. زمان بر مدار همیشگی اش چرخید تا فراز و فرود های زندگی نه تنها چرخ خیاطی اکرم که تجربه هرروز زیستن او را درگیر بازی های گاه عجیب وگاه خواستنی خود بکند. او زودتر از آنچه فکر می کرد ناگزیر به بستن کوله بارش سمت خانه شد. خانه ای که پدرش کوچ کرده بود و اکرم می بایست شانه های مادر را در غم این فقدان یاری می داد. او به خانه بازگشت؛ با خاطراتی بی نظیر و تجربه هایی یکه. اکرم امروز 76 ساله است. هنوز کوک می زند، الگو می کشد و طرح می برد. اگرچه دیری ست کوچه های پاریس را نفس نمی کشد اما دیوار خیاطی اش پر از رنگ خوب خاطرات شیرین گذشته اش است. از وعده ی دیدار با فلان بازیگر معروف گرفته تا لوح تقدیر و ستایش از سفیر فلان کشور که او برایشان جامه می دوخت. او یک خیاط است که در شهر رشت زندگی میکند. بعد از دیدار او، تمام خیاط ها را به چشم یک هنرمند میبینم.

زنان پزشکان بهتری هستند

«پزشکان زن نسبت به همکاران مردشان بهتر کارشان را انجام می‌دهند»؛ چندین پژوهش تا کنون این گزاره را مورد بررسی قرار داده اند اما اکنون موضوع مرگ و زندگی است. پژوهشی که به‌تازگی نرخ مرگ‌ومیر بیمارستانی و بستری شدن مجدد بیماران پس از ترخیص را در بیماران بالای ۶۵ سال مقایسه کرده، به این نتیجه رسیده که بیمارانی که پزشک‌شان زن است شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند. ااین پژوهش که روز ۱۹ دسامبر/۲۹ آذر در ژورنال «جاما برای پزشکی داخلی» (JAMA Internal Medicinee) منتشر شد، می‌گوید اگر پزشکان مرد هم مانند پزشکان زن از بیماران‌شان مراقبت می‌کردند، سالانه ۳۲ هزار نفر از آمریکایی‌هایی بالای ۶۵ سال، نمی‌مردند. جها آشیش و تیمش از دانشکده «مدیریت بهداشت و درمان» در دانشگاه هاروارد، پرونده‌های پزشکی بیش از ۱٫۵ میلیون بیمار را ظرف ۳۰ روز پس از اینکه در بیمارستان بستری شده بودند بررسی کردند. همه پرونده‌های مورد بررسی این پژوهش متعلق به بیماران بالای ۶۵ سال در آمریکاست. این تیم پزشکی متوجه شدند که آمار مرگ و بستری شدن مجدد پس از ترخیص، در مورد بیمارانی که مراقب اصلی آنها پزشکی زن بوده، پایین‌تر است. در مورد شاخص مرگ‌ومیر پس از بستری شدن در بیمارستان، اگر درصدی نگاه کنیم تفاوت بین پزشکان زن و مرد به نظر کم می‌آید: حدود ۱۱ درصد از بیمارانی که پزشک مراقب آنها زن بوده، پس از بستری شدن در بیمارستان در ظرف ۳۰ روز مرده‌اند. در مورد پزشکان مرد این رقم نیم درصد بیشتر است. اگر این تفاوت نیم درصدی را در سطح کل جمعیت ۶۵ ساله‌هایی که در آمریکا سالانه در بیمارستان بستری می‌شوند حساب کنیم، موضوع مرگ و زندگی می‌شود. اگر پزشکان مرد با همان استاندارد پزشکان زن مراقبت‌های پزشکی را ارائه می‌دادند، سالانه ۳۲ هزار نفر آمریکایی بالای ۶۵ سال بستری در بیمارستان‌ها نمی‌مردند و به زندگی ادامه می‌دادند. آشیش توضیح می‌دهد که «این به این مفهوم نیست که بیماران بهتر است به جای پزشکان مرد به پزشکان زن رجوع کنند». پژوهش این تیم در حوزه مدیریت بهداشت و بهینه‌سازی مراقبت‌های بهداشتی است. در مرحله بعدی پژوهشگران باید دقیق شوند که تفاوت عملکرد پزشکان مرد و زن در چیست، تا بر این اساس بتوانند در حوزه مدیریت بهداشت برنامه‌هایی برای بهینه‌سازی طراحی کنند. اینکه چرا تفاوت‌های کیفیت مراقبت با توجه به شاخص جنسیت پزشکان وجود دارد، پرسشی نیست که این پژوهش به آن پاسخ داده باشد. نویسندگان گفته‌اند که هدف‌شان بیشتر یافتن آماری معنی‌دار در این حوزه بوده و در این مقطع از پژوهش «قادر به شناسایی دقیق دلایل» بهتر بودن پزشکان زن نسبت به مردان نیست. اما پژوهش‌های دیگری که آشیش و تیمش از آنها در متن مقاله‌شان مثال می‌آورند نشان داده‌اند که پزشکان زن دقیق‌تر از پزشکان مرد آموزه‌های خود را به‌کار می‌گیرند، بیشتر به دستورالعمل‌های درمانی عمل می‌کنند، بیشتر مراقبت‌های پیشگیرانه توصیه می‌کنند، ارتباط کلامی و انسانی بهتری با بیماران دارند و در کل بیشتر احتمال دارد که مراقبت‌های پزشکی با کیفیت بالا ارائه کنند. با این حال، حتی اگر بیماران در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا می‌خواستند که به جای پزشکان مرد سراغ زنان بروند هم به‌اندازه کافی پزشک زن نبود. در کشور آمریکا تنها حدود یک‌سوم از پزشکان که وارد بازار کار شده‌اند، زن هستند. همچنین بسیاری از تخصص‌های پزشکی همچنان شغل‌های مردانه‌اند؛ از جمله ارتوپدی، قلب و عروق و جراحی مغز و اعصاب. پزشکان زن در آمریکا به طور متوسط سالانه ۲۰هزار دلار کمتر از پزشکان مرد دستمزد دریافت می‌کنند. در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها هم، پزشکان مرد به نسبت زنان بودجه پژوهشی بیشتری دریافت می‌کنند. در محیط‌های دانشگاهی مردان پزشک دو برابر بیشتر از زنان پزشک شانس دارند که به بالاترین مدارج در عضویت هیئت‌علمی‌ها برسند.
تی شرت ها را ما طراحی می کنیم شغل جدیدی برای زنان حرفه من: مربی آموزش رانندگی حرفه شیرین من حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

دنیا خانه سالمندان می شود

در سال 1936 ، بیشترین طول عمر بشر را 69 سال تخمین زده بودند در حالی که 5 سال بعد، طول عمر زنان ایسلند از آن حد نصاب عبور کرد. بعدها سقف عمرِ ممکن بشر، مدام در کشورهای مختلف افزایش یافت. بر اساس محاسبات انجام شده، در طی 175 سال گذشته، به طور مداوم هر سال، 3 ماه به طول عمر بشر افزوده شده است. متفکر امریکایی فرانسیس فوکویاما حدود 20 سال پیش پیشگویی کرد که « اگر این وسواس و توجه برای افزایش طول عمر بشر آن هم با هر قیمتی ادامه یابد دیر یا زود سیاره ما تبدیل به خانه سالمندان می شود » متخصصین شاخه پزشکی مربوط به سالمندان می گویند که:« وقت آن رسیده است به جای یافتن راه هایی برای افزودن سال بیشتر به عمر آدمها، باید تلاش کنیم زندگی بیشتری به هر سال از عمر بشر بدهیم» در سال 1977 آسیب شناس معروف E.M. Gruenberg در یک متن تحقیقی به نام « شکست یک پیروزی» اعلام کرد که بشر با افزودن طول عمر، به افزایش ضعف عمومی نوع بشر و بیماری های مزمن هم دامن زده است. متخصصین می گویند نسبت افزایش طول عمر با مسیر کنترل و جلوگیری از تحلیل رفتن سریع بدن سالمندان، مطابق نبوده است. به عبارتی دیگر، آدم ها عمر بیشتری می کنند ولی دامنه مریضی های مربوط به آن افزایش بیشتری یافته است. با وجود همه این نگرانی ها، دانش پزشکی و پیشگیری های ممکن، حداقل در جهان اول توانستند فاصله بین افزایش عمر و افزایش کیفیت زندگی را کاهش دهند. برای مثال، امریکایی می توانند 80 درصد عمرشان را بدون هیچ مشکل اساسی سپری کنند. افزایش بهداشت عمومی، نظافت عمومی، تغذیه بهتر، واکسن ها، کاهش استفاده از گازوئیل، کاهش مصرف سیگار و مراقبت های پزشکی تاثیرات واقعی در زندگی بشر دو قرن گذشته داشته است. اتفاقی که باعث افزایش طول عمر بشر در همه نقاط زمین شده است. افراد مسن بالای 65 سال در سال 2010 حدود 524 میلیون نفر بودند که تا سال 2050 به یک و نیم میلیارد خواهد رسید. این مصادف با کاهش درصد تولد در همه جهان است. بر اساس امار جهانی در نیم قرن پیش، در کشورهای در حال توسعه، مادران به طور میانگین 6 فرزند می آوردند. در حال حاضر، 44 کشور در حال توسعه،  میانگین فرزند خانواده شان به 2 رسیده است. همه این تغییرات به شتاب افزایش سالمندان جهان بخصوص در کشورهای در حال توسعه نیز رسیده است.  ارقام حکایت از حدود دو نیم برابر شدن سالمندان دارد. چشم انداز، با همه نارسایی ها و تغییرات سریع، می تواند خوشبینانه باشد. توقع زندگی در 90 سالگی در آینده نزدیک می تواند همراه با بازسازی اعضای بدن از طریق سلول های بنیانی و سایر نوآوری های دارویی و ژنتیک باشد. پیشرفتی که می تواند بار بزرگی از « ناتوانی در سنین بالا» را کاهش دهد.

خوشبخت‌ترین انسان‌های جهان در آمریکای لاتین زندگی می‌کنند

همه ده کشور دنیا که در آنها خوشبخت‌ترین مردم جهان زندگی می‌کنند در آمریکای لاتین قرار دارند. موسسه نظرسنجی "گالوپ" نظرسنجی امسال خود را درباره کشورهای خوشبخت جهان در واشینگتن منتشر کرد.  روز ۲۰ مارس (۲۹ اسفند) از سوی سازمان ملل متحد "روز جهانی خوشبختی" نام‌گذاری شده است. موسسه نظرسنجی "گالوپ" در تحقیقی نظر شهروندان ۱۴۳ کشور جهان را در ارتباط با تجربیات مثبت آنها و درجه خوشبختی‌شان جویا شده است. از هر کشور یک هزار نفر به سوالات مسئولان این موسسه تحقیقاتی پاسخ داده‌اند. این موسسه نظرسنجی همه‌ساله نتیجه تحقیقات‌اش را در این باره منتشر می‌کند. آخرین نتیجه تحقیقات گالوپ روز پنج‌شنبه (۲۸ اسفند / ۱۹ مارس) به وقت محلی در واشینگتن منتشر شد. سوال‌های این موسسه گوناگون‌اند و به این موضوع می‌پردازند که آیا افراد در روز قبل از نظرخواهی احساس آرامش و شادی کرده‌اند؟ آیا آنها کاری جالب انجام داده‌اند؟ آیا خندیده‌اند و مورد احترام دیگران قرار گرفته‌اند یا نه.خوشبخت‌ترین ده کشور دنیا در آمریکای جنوبی قرار دارندهر ۱۰ کشور دنیا که در آنها خوشبخت‌ترین مردم جهان زندگی می‌کنند در آمریکای لاتین قرار دارند. برمبنای نتایج این تحقیق پاراگوئه از مجموع ۱۰۰ امتیاز موجود برای درجه خوشبختی، ۸۹ امیتاز به دست آورده و در این رابطه بالاترین مقام را به خود اختصاص داده است. پس از پاراگوئه کشورهای کلمبیا، گواتمالا و هندوراس قرار دارند که آنها نیز همه در آمریکای جنوبی ومرکزی واقع شده‌اند.موسسه نظرسنجی "گالوپ" بر این نظر است که رفاه مادی لزوما معیاری برای خوشبخت بودن نیست و تنها در کنار فاکتورهای دیگر می‌تواند بر خوشبخت بودن انسان‌ها موثر باشد. به طور نمونه کشور گواتمالا یکی از فقیرترین کشورهای جهان است، اما همین کشور سال‌هاست که در بالای جدول کشورهای خوشبخت جهان قرار دارد. آمریکای شمالی ۷۹ امتیاز در جدول کشورهای خوشبخت جهان به دست آورده است. در این کشور افراد با درآمد سالانه تا ۷۵ هزار دلار احساس خوشبختی در زندگی روزمره‌شان دارند. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که درآمدی بیشتر از این مبلغ تاثیر قاطعی بر درجه خوشبختی ندارد.کشورهای اروپاییسوئیس ۸۰ امتیاز در جدول کشورهای خوشبخت جهان به دست آورده است و لوکزامبورگ و آلمان و اتریش به ترتیب ۷۸، ۷۷ و ۷۵ امتیاز کسب کرده‌اند. کشورهای یادشده را می‌توان کشورهای ثروتمند اروپا دانست.مقام کشورهای ثروتمند اروپا در حالی است که کشورهایی با بنیه مالی ضعیف‌تر در همین قاره پس از این کشورها قرار گرفته‌اند؛ مثلا پرتغال ۷۲ امتیاز، ایتالیا ۷۰ امتیاز و یونان ۶۷ امتیاز را در جدول کشورهای خوشبخت جهان به دست آورده‌اند.مردم خاورمیانه و شمال آفریقا از خوشبختی دورند مردم کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا کمتر از مردم بقیه کشورهای جهان روز قبل از نظرسنجی احساسی مثبت داشته‌اند. این کشورها ۵۹ امتیاز گرفته‌اند. باید خاطر نشان کرد که از ۵ کشوری که بدترین تجربه‌ها را در رابطه با خوشبختی داشته‌اند، ۴ کشور در خاورمیانه و شمال آفریقا قرار دارند.در ته جدول کشورهای خوشبخت جهان اوکراین، صربستان و ترکیه با ۵۶، ۵۴ و ۵۴ امتیاز قرار دارند. در این کشورها احساس خوشبختی در شهروندان بسیار کم ارزیابی شده است.
کتاب شگفت انگیز ستاره سینما کامرون دیاز همسری کنید نه مادری بر ناخوشی ها غلبه كنیم محیط کارتان را دوست داشتنی کنید چهارگانه ارتقاء زندگی

آداب و رسوم

ما، ارامنه و کریسمس

شاید برای بسیاری از ما اتفاق افتاده باشد که با ذوق فراوان به دوستان ارمنی خود تماس گرفته ایم تا کریسمس یا تولد حضرت عیسی مسیح را با یشان تبریک بگویم، اما این دوستان غالبا صریح کلیه ذوق ما را در همان 20 ثانیه اول با گفتن این جشن بما مربوط نیست را از بین برده اند. در حقیقت ارامنه ایران پیرو کلیسای شرقی گریگوری هستند و همراه با دیگر پیروان این کلیسا ها(یونانی ها، قبطی ها و اسلاوها) 6 ژانویه را بعنوان سالروز تولد عیسی مسیح جشن می گیرند. 25 دسامبر جشن کریسمس پیروان کاتولیک و پروتستان مسیح است. همچنین سال نوی میلادی نیز ربطی به کریسمس ندارد و در تاریخ اول ژانویه یا 11 دی هر سال جشن گرفته میشود. ارامنه کریسمس یا به زبان ارمنی surb tsnunt را در تاریخ 6 ژانویه جشن می گیرند و این روز به عنوان تعطیل رسمی برای ارامنه محسوب می شود. همچنین این روز همزمان با روز تجلی و ظهور عیسی مسیح است. برای بسیاری این سوال مطرح می شود که چرا ارامنه کریسمس را در روز 25 دسامبر به همراه دیگر نقاط دنیا جشن نمی گیرند. اساسا تاریخ دقیقی برای میلاد مسیح در تاریخ و یا در انجیل تعیین نشده است. به لحاظ تاریخی، تمامی کلیساهای مسیحی تولد مسیح را در روز 6 ژانویه جشن می گرفتند و این روند تا قرن چهارم ادامه داشت. طبق منابع کلیسای کاتولیک رم، در این زمان، تاریخ میلاد مسیح از 6 ژانویه به 25 دسامبر تغییر پیدا کرد تا یکی از اعیاد بت پرستی مربوط به تولد خورشید را که در تاریخ 25 دسامبر جشن گرفته می شد را تحت الشعاع قرار دهند. در آن دوران مسیحیان هنوز این عید بت پرستی را جشن می گرفتند. برای تضعیف و مقهور کردن این جشن بت پرستانه، مقامات کلیسا 25 دسامبر را به عنوان تاریخ رسمی تولد حضرت مسیح تعیین کردند و 6 ژانویه را به عنوان جشن تجلی و ظهور حضرت مسیح نامیدند. اما به دلیل اینکه چنین جشنهای بت پرستانه ای در میان ارامنه مرسوم نبود و این واقعیت که کلیسای ارامنه پیرو کلیسای رم نبود، ارمنستان نیازی به تغییر تاریخ، روز میلاد مسیح نداشتند. بنابراین ارامنه با پا برجا ماندن به رسوم اجدادشان به جشن گرفتن کریسمس در روز 6 ژانویه ادامه دادند. آتماج

تصویرهایی از «کریسمس»

باز هم سالی از سال‌های روان تقویم، شتابزده و پرتب‌وتاب، دوان‌دوان 365روز از زندگی ما را پر کرد و با همه خوبی‌هاوبدی‌ها، خوشی‌ها و ناخوشی‌های خود قدم در کهولت گذاشت و با برجاگذاشتن پیامدهای خوشایند و ناخوشایند، بی‌برگشت دارد از ما جدا می‌شود و سال جدید 2014، با امیدها، تردیدها، تصورات و تصویرهای گوناگون در افق زندگی‌مان پدیدار می‌شود... یک بار دیگر در روز بیست‌وچهارم دسامبر اکثریت پیروان پیام‌آور صلح، عیسی مسیح، تولد او را که کریسمس1 نامش نهاده‌اند، جشن می‌گیرند. ولی ارمنستان و ارمنیان، که اولین مسیحیان رسمی دنیا هستند و در سال 301 میلادی مسیحیت را به‌ عنوان دین رسمی مملکت و مردم خود انتخاب کرده‌اند، به پیروی از آداب و رسوم کهن خود روز ششم ژانویه را «کریسمس» خود می‌دانند. حقیقت امر این است که 1712سال پیش که مسیحیت فقط‌وفقط از طرف ارمنستان به‌طور رسمی پذیرفته شد تاریخ تولدی که احتمال صحت آن بیش از تواریخ دیگر از طرف جمعیت‌های مسیحی پراکنده در سراسر دنیا پذیرفته و به اجرا گذاشته شده بود، روز ششم ژانویه بود. از طرف دیگر از دیرباز، روز بیست‌وچهارم دسامبر مصادف بود با تولد رب‌النوع خورشید «میترا » و در مرکز امپراتوری روم، قیصرآوریلیوس، معبد بس باشکوهی بنا کرده و آن را به «میترا» اختصاص داده بود که هرساله گروه‌های بسیاری از مردم برای زیارت، جشن و سرور در این محل گردهم می‌آمدند (این بنا باید به احتمال قوی در جای کنونی واتیکان بوده باشد) و زمانی که سال‌ها بعد از ارمنستان، امپراتوری روم نیز رسما پذیرای مسیحیت شد تفهیم این مهم که اینک باید جشن تولد عیسی مسیح را محترم شمرد و جشن گرفت به پرستندگان «میترا» کار ساده‌ای نبود! ولی برای حل این معضل تاریخی کلیسای روم در سال 451 میلادی با استفاده از قدرت و نفوذ خود در نشست مشترکی با نمایندگان مسیحیان آن زمان، در شهر کالکدون، واقع در سواحل آسیایی تنگه بسفر، روز تولد عیسی مسیح را از ششم ژانویه به بیست‌وچهارم دسامبر انتقال داد. ولی نخستین کلیسای رسمی مسیحی دنیا، یعنی کلیسای حواریون2 ارمنی که کلیسایی کاملا مستقل بوده و به هیچ کلیسای دیگری وابسته نیست، به رسم دیرین خود وفادار مانده و همان ششم ژانویه را نگهداری کرد. کلیسای ارمنی مراسم خاص خود را روز ششم ژانویه حفظ کرده و چون عیسی مسیح در 30سالگی، درست در روز تولد خود تعمید داده شده است قسمتی ازمراسم کلیسایی این روز را به «جِر ارهنک» 3 «تبرک آب» که پس از «باداراک» holy mass اجرا می‌شود اختصاص داده است. این عید بزرگ را ارمنیان «جِر ارهنک» می‌نامند.  بگذارید پیشاپیش این عید سعید را به‌حضور هموطنان ایرانی ارمنی تبریک گفته و روز‌های پرسعادت و نیک فراموش‌نشدنی برایشان آرزو کنیم!  به‌هرحال اکنون که سال جدید میلادی 2014 پشت درهای میلیاردها انسان در انتظار ورود نشسته است و انسان‌ها همه‌وهمه با مشکلات خاص سرزمین و پیرامون خود در نبرد به‌سر می‌برند، اولین چیزی که می‌توان از این سال نو انتظار داشت آوردن صلح و آرامش است. زیرا که در زمان جنگ به زندگی انسان‌ها، زن و مرد، کوچک و بزرگ، هیچ بهایی داده نمی‌شود و ما هرروز خبر جنگ جدید و درگیری مسلحانه تازه‌ای از چهارگوشه دنیا دریافت می‌کنیم. هرروز گلوله‌های جدیدی آتش می‌شوند و هرروز بچه‌ها و اطفال بی‌گناهی به خاک و خون می‌غلتند.  پس بیایید با هم دعای خیری نثار تمام مردمانی کنیم که در چنگال‌های شیطان دیوصفتی به‌نام جنگ گرفتار آمده و خانه‌ها و شهرهایشان هرروز ویران و ویران‌تر و مردمانشان آرزوبه‌دل قربانی می‌شوند. ای 2014 سعی کن بهتر، پرصلح‌تر، پرآرامش‌تر و پذیرفته‌تر از گذشتگان خود باشی! تا زمانی که خواستی از ما خداحافظی کنی هیچ انسانی خانه‌به‌دوش و نگران فردای خود نباشد...  اگر قول می‌دهی،  پس خوش آمدی ‌ای سال نو... [1] Christ= عیسی مسیح Massبه ارمنی «باداراک»، مراسم مخصوص کلیسایی- Christmas و همچنین آیین عشاء ربانی یعنی خوردن نوشیدنی و نان طی مراسم خاص به‌یاد شام آخر عیسی که با حواریون خود صرف کرد. [2] کلیسای ارمنی کلیسای حواریون نامیده شده است چون از طرف حواریون عیسی مسیح به ارمنستان رسیده بود. [3] Joor=آب , Orhnek = تبرک‌دادن نویسنده: خاچیک خاچر، مترجم و پژوهشگر منبع: شرق
هدیه مناسب برای روز ولنتاین یلدا مبارک چرا شب یلدا هندوانه میخوریم؟ روز جهانی زن ورود آقایان ممنوع! حکمرانی زنان در روستای آب اسک

سفر و تفریح

لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج

وقتی نام تهران را می شنوید یاد چه چیزهایی می افتید؟ برج آزادی یا برج میلاد ؟ کاخ گلستان یا بازار قدیم؟ فرقی نمی کند، اگر با شنیدن نام تهران هرکدام از این نقاط یا موارد مشابه را به یاد آوردید حقیقتاً جای بسی امیدواریست. زیرا این روزها بسیاری از ما تهران را با ترافیک، دود و غبار می شناسیم. با ساعت های متمادی در راه بودن و دلهره ی گم شدن در روزمرگیِ اجباری اش. اما این واقعیت تلخ و گزنده دیگر تنها مختص تهرانِ ایران عزیز ما نیست، مشهد چنین است، اصفهان ،تبریز و شیراز و عموم کلانشهر ها نیز  همین سیاق را پیش گرفته اند و گریزی نیست. اما در میان این شلوغی ها حتی خیال سفر به برخی نقاط نیز حقیقتاً دوست داشتنی و آرامش بخش است. نقاطی نه چندان دور، نه چندان نزدیک اما به غایت دلخوش داشتنی. از آن گوشه های دنجی که می شود ساعت ها در آن قدم زد، از سکوت پر شد و آرام گرفت. لاهیجان؛ شهری سبز از باغ های چای و مرکبات. شهری که بهارش تماماً عطر اغواگر بهارنارنج است و سبزینه های چای. این گفته که برخی لاهیجان را نگین انگشتری گیلان می خوانند کلامی دور ازباور نیست. کافی است گوشه گوشه از آنرا تماشا کنید تا مطمئن شوید اینجا همان نقطه ای است که گاه و بی گاه دلتنگش خواهید شد.   یکی از اصلی ترین و پر بیننده ترین جاذبه های گردشگری لاهیجان آرامگاه شیخ زاهد گیلانی است که در سه کیلومتری شهر واقع شده و هیات ظاهر منحصر به فردش نگاه هر رهگذری را به خود جذب می کند. همانطور که می دانید شیخ زاهد گیلانی از بزرگترین صوفیان دوران بوده و شاگردان زیادی از جمله شیخ صفی الدین اردبیلی در دامن پرورانده است. مقبره شیخ زاهد گیلانی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. آرامگاه گنبدی هشت ترک فیروزه ای دارد؛ گنبدی که به دلیل قرارگیری در میان انبوهی از برگ های سبز بسیار خیره کننده به نظر می رسد. از دیگر نقاط گردشگری لاهیجان می توان به بام سبز اشاره داشت؛ جایی که از آن می توان تمام شهر را از نظر گذراند: از استخر بزرگ معروف تا یکایک بام های سرخ و نارنجی شهر. می توان سوار بر تله کابین شد و طبیعت بی نظیر شهر را از میان مه های همیشه به خاطر سپرد. شیطانکوه یا همان شاه نشین کوهِ سابق، کوه سنگی- خاکی مرتفعی است که با درختان همواره سبز مرتفع و بوته های کوتاه و بلند انبوه چشم هر گذرنده ای را به خود خیره میکند و هر عابری را به سوی خود فرا می خواند تا اورا در دل مارپیچ سبزفام سحرانگیز وهم آلودش غرق کند. اما دیدنی های لاهیجان تنها محدود به این گردشگاه ها نیستند. لاهیجان به واسطه ی خاک حاصلخیزش تاریخی سراسر پر افتخار دارد. آرامگاه پدر چای ایران نیز در همین شهر قرار گرفته؛ آرامگاه مردی به نام کاشف السلطنه که امروزه موزه ای از ادوات و وسایل مربوط به چای و اسناد و مدارک در خصوص چگونگی فعالیت وی  نیز برای بازدید عموم در کنارش پذیرای گردشگران است.

خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان

غذا در کشور گرجستان به بهترین نحو معرف فرهنگ این کشور است. به گزارش الی گشت غذاهای گرم، چسبناک و خوشایندی مانند خاچاپوری (نان پرشده با پنیر) به‌ خوبی با ماتاسونی (ماست ترش) به تعادل می‌رسند. گیاهانی مانند ترخون، جعفری، شوید و گشنیز به ‌خوبی با گردو و سیر مخلوط می‌شوند تا یک سس قوی و سیرکننده ایجاد کنند. در ادامه به خوراکی‌های گرجستانی می‌پردازیم. خاچاپوری (خاچاپوری) هیچ سفری به گرجستان بدون خوردن خاچاپوری تکمیل نمی‌شود و یا حتی ممکن است چنین سفری ممکن نباشد. این نان نرم و گرم که با پنیر پر شده است، به ‌قدری لذیذ است که انگار با چکیدن هر تکه محتویاتی داخل آن، مایعی دلربا به دهان شما وارد می‌شود. مدل اصلی این نان به ‌صورت گرد بوده و از پنیر پر شده، ولی مدل‌های دیگری از آن نیز وجود دارند که برای نمونه می‌توان به مدلی که روی آن تخم‌مرغ ریخته شده (خاچاپوری آدجاریان)، مدلی که بسته چهار لایه خمیر، خاچاپوری ترخون، قارچ و پای‌های پرشده با برنج اشاره کرد. می‌توان گفت که بهترین خاچاپوری را می‌توان در خانه‌ها و زمانی که به‌ صورت تازه برای صبحانه پخته می‌شوند، تجربه کرد. در سوانتی نیز نسخه‌ای از خاچاپوری وجود دارد که با تره پر می‌شود. اگر در اقامت خود در گرجستان با یک خانواده سر و کار ندارید، ناامید نشوید زیرا در هر گوشه‌ای از تفلیس می‌توانید دکه‌های خاچاپوری فروشی بیابید. بدریجان نیگزیت (Badrijan Nigzit) نوارهای بادمجان سرخ ‌شده‌ای که تخت بریده شده‌اند و روی آن‌ها با رب گردو پرشده است. این غذای ترش و شیرین، یکی از گزینه‌های مورد علاقه شما می‌شود. موشمالا (Mushmala) این میوه یک میوه خرمالویی رنگ و آبدار است که اندازه آن تقریبا به ‌اندازه یک گردو است. هسته‌های تیره و براق آن نیز شبیه به سنگ‌های تزئینی چشم ببری است و حتی می‌توانید با آن به انجام بازی مانکالا (Mancala) بپردازید. لوبیانی (Lobiani) این نان، تقریبا شبیه به خاچاپوری است ولی با عصاره لوبیا پر شده و به همین دلیل نیز از خاچاپوری اصلی که با پنیر پر می‌شود، سالم‌تر است. مچادی (Mchadi) این مورد در حقیقت، نان ذرت گرجستانی است و به‌ قدری سبک است که احساس می‌کنید که هم‌ وزن یک کاغذ است. این نان معمولا به ‌صورت همزمان با لوبیو خورده می‌شود. چاکاپولی (Chakapuli) سوپ گوشت بره و سبزیجات که معمولا در تعطیلات ویژه‌ای مانند عید پاک خورده می‌شود. خوبدری (Kubdari) این غذا تقریبا شبیه به خاچاپوری است که با تکه‌های کوچک گوشت، ادویه و پیاز پر شده است. این وعده یکی از غذاهای ویژه سوانتی‌ها است. برای خوردن این غذا می‌توانید به رستورانی در توقف گاه بین زوگدیدی (Zugdidi) و مستیا رفته و یا به سراغ خانه‌ای که در مسیر مستیا به اوشگولی (Ushguli) قرار دارد بروید. تاتارا (Tatara) این شیرینی از عصاره جوشانده شده و فشرده شده انگور درست شده است. برای درک بهتر این غذا می‌توانید آن را به ‌عنوان یک رولت میوه با شکر اضافه در نظر بگیرید.
ده گانه ی برترین مقاصد بهاری جهان چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت پاپا نوئل در خیابان آبان تهران سنندج، شهر هزار تپه چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟