1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

شاید برای بسیاری از ما اتفاق افتاده باشد که با ذوق فراوان به دوستان ارمنی خود تماس گرفته ایم تا کریسمس یا تولد حضرت عیسی مسیح را با یشان تبریک بگویم، اما این دوستان غالبا صریح کلیه ذوق ما را در همان 20 ثانیه اول با گفتن این جشن بما مربوط نیست را از بین برده اند. در حقیقت ارامنه ایران پیرو کلیسای شرقی گریگوری هستند و همراه با دیگر پیروان این کلیسا ها(یونانی ها، قبطی ها و اسلاوها) 6 ژانویه را بعنوان سالروز تولد عیسی مسیح جشن می گیرند. 25 دسامبر جشن کریسمس پیروان کاتولیک و پروتستان مسیح است. همچنین سال نوی میلادی نیز ربطی به کریسمس ندارد و در تاریخ اول ژانویه یا 11 دی هر سال جشن گرفته میشود.

ارامنه کریسمس یا به زبان ارمنی surb tsnunt را در تاریخ 6 ژانویه جشن می گیرند و این روز به عنوان تعطیل رسمی برای ارامنه محسوب می شود. همچنین این روز همزمان با روز تجلی و ظهور عیسی مسیح است.

برای بسیاری این سوال مطرح می شود که چرا ارامنه کریسمس را در روز 25 دسامبر به همراه دیگر نقاط دنیا جشن نمی گیرند. اساسا تاریخ دقیقی برای میلاد مسیح در تاریخ و یا در انجیل تعیین نشده است. به لحاظ تاریخی، تمامی کلیساهای مسیحی تولد مسیح را در روز 6 ژانویه جشن می گرفتند و این روند تا قرن چهارم ادامه داشت.

طبق منابع کلیسای کاتولیک رم، در این زمان، تاریخ میلاد مسیح از 6 ژانویه به 25 دسامبر تغییر پیدا کرد تا یکی از اعیاد بت پرستی مربوط به تولد خورشید را که در تاریخ 25 دسامبر جشن گرفته می شد را تحت الشعاع قرار دهند. در آن دوران مسیحیان هنوز این عید بت پرستی را جشن می گرفتند. برای تضعیف و مقهور کردن این جشن بت پرستانه، مقامات کلیسا 25 دسامبر را به عنوان تاریخ رسمی تولد حضرت مسیح تعیین کردند و 6 ژانویه را به عنوان جشن تجلی و ظهور حضرت مسیح نامیدند.

اما به دلیل اینکه چنین جشنهای بت پرستانه ای در میان ارامنه مرسوم نبود و این واقعیت که کلیسای ارامنه پیرو کلیسای رم نبود، ارمنستان نیازی به تغییر تاریخ، روز میلاد مسیح نداشتند. بنابراین ارامنه با پا برجا ماندن به رسوم اجدادشان به جشن گرفتن کریسمس در روز 6 ژانویه ادامه دادند.

آتماج

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

به لطافت پوست نوزادان

هرگاه می خواهد از لطافت چیزی تعریف کنند آن را به پوست نوزاد تشبیه می کنند. واقعا هم همینطور است. در این دنیا چه چیزی لطیف تر و دوست داشتنی تر از پوست زیبای نوزادان است؟

کودکان بهانه گیر

بسیاری از والدین از بهانه گیری های کودکان خود خسته می شوند و با آن ها برخورد های شدیدی می کنند. در این مقاله می خواهیم علل این بهانه گیری ها و راهکار های مواجه شدن با ان را با شما در میان بگذاریم. بهانه گیری معمولا زمانی اتفاق می افتد که کودک با ناکامی در کاری روبرو می شود یا توانایی در ابراز احساسات خود ندارد. روانشناسان اعتقاد دارند کودکان در 2سالگی بیشتر از هر زمان دیگری بهانه گیر می شوند. معمولا ناکامی در کودکان زمانی اتفاق می افتد که دیگران حرف آن ها نمی فهمند یا  در مورد کاری بیشتر از حد توانشان تقلا می کنند.از دیگر مسائلی که باعث بهانه گیری کودکان می شود وجود تعارض در اوست. مثلا یک روز که غذایی را نمی خورد برایش با مهربانی غذای دیگری مهیا می کنید اما در روز دیگر که از خوردن غذا امتناع می کند با او برخورد می کنید. این تعارض باعث ناکامی در کودک می شود. مهمترین نکته در لجبازی و بهانه گیری کودکان، واقف بودن به این مسئله است که این رفتار کاملا زود گذر است. هنگامی که با بهانه گیری های کودک خود مواجه می شوید راهکار های زیر را مد نظر بگیرید. به کودکان اطمینان بدهید که به حرف هایشان گوش می دهید. فکر کودک خود را به چیز دیگری منحرف کنید. با زیر نظر گرفتن کودک دریابید که در چه موقعیت و زمان و مکانی بیشتر بهانه گیری می کند. با شناسایی این موقعیت ها و سعی در رفع آن ها به کودک خود کمک کنید. ممکن است این لجبازی به خاطر خستگی یا تشنگی یا بیماری باشد. به این مسائل دقت کنید. و اما در پایان یک توصیه دیگر هم برای والدینی که یچه های بهانه گیر دارند داریم. به عنوان پدر و مادری که فرزند خود را دوست دارد بعضی از مواقع لجبازی ها و بهانه گیری های او را بپذیرید و سعی در کنترل بیش از حد آن نداشته باشید. نادیده گرفتن در این زمان بهترین راهکار است.
مسمومیت گوش! بازی و اسباب بازی دلهره جدایی از خانه بهترین زمان تربیت کودکان شش روشی که فرهنگ تجاوز را به فرزندان خود آموزش می دهیم

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

ازذواج برد پیت و آنجلینا جولی

پس از ۹ سال زندگی مشترک و داشتن ۶ فرزند، زوج هالیوودی "برانجلینا" سرانجام "پیوند ابدی زناشویی" با یک‌دیگر بست. به گفته‌ی هنرپیشه‌ی آمریکایی، جورج کلونی، که به این مراسم دعوت شده بود، "برد خیلی احساس خوشبختی می‌کند." برد پیت وآنجلینا جولی که در جریان تهیه‌ی فیلم آمریکایی "آقا و خانم اسمیت" با همدیگر آشنا شدند، ابتدا تصمیم داشتند، وقتی "ازدواج همه همجنس گرایان در آمریکا به طور قانونی به رسمیت شناخته شد"، زندگی مشترک رسمی خود را آغاز کنند. ولی ظاهرا پس از گذشت دو سال نامزدی، این تصمیم را به دست فراموشی سپردند و روز پنج‌شنبه (۲۸ اوت) در یک باغ انگور در جنوب فرانسه در منطقه‌ی کوت دآزور، پیش از غروب آفتاب و روبروی محراب کوچک باغ، به عقد و ازدواج یک‌دیگر در آمدند . ۶ فرزند این زوج خوشبخت هالیوودی، پدر و مادرخوانده‌ی خود را در حالی که سبدهای گل در دست داشتند، تا پای محراب همراهی کردند. به نوشته‌ی رسانه‌ها پس از انجام مراسم، سه دختر "برانجلینا"، یعنی "زارا" ، "شيلو" و "ويواين" زوج را "گلباران کردند." همسرهای دوم و سوم این، ازدواج دوم برد پیت است که در سال ۲۰۰۰ با هنرپیشه‌ی آمریکایی، جنیفر انیستون پیوند زناشویی بسته بود. ازدواجی که ۵ سال دوام یافت. انیستون در سال ۲۰۰۵، وقتی پیت و آنجلینا با هم رابطه‌ی عاشقانه برقرار کردند، درخواست طلاق داد و از او جدا شد. از آن پس، "برانجلینا" رابطه‌ی خود را علنی کردند. آنجلینیا جولی برای سومین بار است که ازدواج می‌کند. او در مصاحبه‌ای با مجله‌ی آمریکایی "مردم" در باره‌ی زندگی مشترک خود با برد پیت و ۶ فرزندش گفته است: «پیوند ما فقط رابطه‌ی عاشق و معشوقی و دوست و دختر و پسر بودن با هم نیست. ما بیشتر، یک خانواده هستیم." ظاهرا پدر آنجلینا جولی جان ویت، بازیگر ۷۵ ساله‌ی آمریکایی که برای بازی در فیلم "بازگشت به خانه" جایزه‌ی اسکار "بهترین بازیگر مرد" را دریافت کرده، به این مراسم دعوت نشده بود. او در مصاحبه‌ای در این باره گفت که از ازدواج دخترش از طریق رسانه‌ها با خبر شده است: «ظاهرا مراسم با شکوهی بوده. باید خیلی قشنگ بوده باشد که بچه‌ها هم در آن جمع بودند.» برد پیت وآنجلینا جولی، پیشتر به طور رسمی و اداری در ایالت کالیفرنیای آمریکا ازدواج کرده بودند.

چرا پشت سر مسافر آب می ریزیم؟

ما ایرانی ها رسم قشنگی داریم؛ وقتی کسی از عزیزان م به قصد سفر از منزل خارج می شود پشت سر او آب می ریزیم تا به سلامتی برود و بازگردد. اما آیا می دانستید چه تاریخی پشت این رسم وجود دارد؟
دارا خسروشاهی مدیر عامل جدید اوبر کیست؟ ازدواج عجیب بلیط یکطرفه به مریخ چگونه یک رمز عبور قوی داشته باشیم اخلاق سگی

مطالب تصادفی

حرفه من

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!

کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید

بسیاری از ما عکسهای مدلهای پوشاک و مد را نگاه می کنیم و آرزو می نماییم که مانند آنان لاغر، بلند اندام زیبا و خوش پوش بودیم. همچنین جلوه اعتماد بنفس آنان ما را جذب خود می نماید. آیا این پریچران زیبا پوش در زندگی غمی هم دارند؟ آیا معنی نگرانی و عدم امنیت را احساس می نمایند؟ کامرون راسل بدون شک یکی از زیبا ترین زنان دنیاست عکس این سوپر مدل در طی 10 سال گذشته بارها و بارها بروی مجله های معتبر مد و پوشاک دنیا چاپ شده و میلیونها نفر را مجذوب خود نموده است. یک زندگی محشر؟ خود او که اینگونه فکر نمی کند. راسل اولین سوپر مدلی است که صادقانه درباره کار و زندگی خود با شما صحبت می نماید. او در یک سخنرانی که در بنیاد تد انجام داد درباره زندگی و کار خود گفت؛ من اینجا مقابل شما ایستاده ام بدلیل اینکه یک زن 25 ساله زیبای سفیدپوست هستم که در حرفه ما به این تعاریف می گویند جذاب. او میگوید تفاوت من اینست که به سوالات شما صادقانه جواب خواهم داد. درباره زندگی یک مدل راسل گفت؛ درست است که مسافرتهای زیادی انجام می دهیملباسهای مارکدار زیبا می پوشیم و همه نگاهها بدنبال ماست ولی پشت پرده این زندگی هیجان انگیز لوکس دنیای از فساد، آسیبهای روحی و جسمی و دروغهای شاخ و برگ دار انجام شده توسط بهترین کارگردانان هنری قرار دارد. من هنگامی که فقط 15 سال داشتم وارد این صنعت شدم و مجبور به انجام کارهایی مقابل عکاسان گشتم که تا پیش از آن در زندگی واقعی انجام نداده بودم. در جواب به سوال که چگونه یک مدل شدید، راسل گفت من یک مدل شدم زیرا از لحاظ ژنتیکی برنده خوش شانس یک قرعه عالی شدم. بنظر من مدلینگ یک کار نیست، بیشتر یک تجربه است که شما بدلیل فرم بدنتان به آن دست می یابید. این تجربه ای خارج از اراده و کنترل شماست ولی تجربه گرانبهایست. همچنین درباره عکسهای فتو شاپ شدهدر صنعت مدلینگ، راسل با نشان دادن عکسهایی واقعی از خود گفت این عکسهایی که شما در تبلیغات انواع و اقسام برندها می بینید من نیستم خالق این زن زیبا یک هنرمند زبده است که ساعتها پشت کامپیوتر می نشیند و از من چنین چیزی در می آورد. همچنین گریموها، آرایشگرها، عکاسان، چهرهپردازان و دهها نفری که قبل از شروع یک کمپین تبلیغاتی کار خودو را آغاز می نمیاند. ولی مهمترین قسمت سخنان راسل موقعی بود که وی برخلاف انتظار در مورد میزان اعتماد بنفس خود بعنوان یکی از زیباترین زنان جهان گفت، برخلاف انتظارات شما من کمترین میزان اعتماد بنفس را نسبت به خود دارم، بخاطر اینکه باید دائم راجع به این موضوع فکر کنم که الان ظاهرم چگونه است؟ شما فکر می کنید که داشتن پاهای کشیده و موهای براق شما را خوشبختر می نماید سخت در اشتباهید، ما مدلها بهترین لباسها را می پوشیم، زیباترین موها را داریم و بلندترین پاها را ولی همچنان دارای کمترین میزان اعتماد بنفس در میان زنان جهان هستیم همزمان شما به ما نگاه می کنید و فکر می کنید اعتماد بنفس در بالاترین میزان! دلیل این امر اینست که وقتی جامعه به یک زن فقط از روی زیبایش اهمیت می دهد این زن در ناخودآگاه خود می فهمد که تنها دارایی او زیباییش و ظاهرش است بنابراین تمام روز در فکر ظاهرش است و این نگرانی او را تا مرز وسواس فکری و نوعی از جنون بر اثر کمبود اعتماد بنفس پیش می برد. البته سخنان راسل دریچه جدیدی بود نسبت به زنندگی یک زن در دنیای مد و تبلیغات بین المللی ولی تنها چند هفته بعد او در هفته نماییش آخرین لباسهای ویکتوریا سیکرت شرکت نمود. آیا او نسبت به حرفهایی که زده بود رفتار صادقانه ای داشت؟  در حالیکه درآمد سرشاری از کار مدلینگ داشت  پرده برداری از اسرار پشت پرده و برگشتن به صحنه چه معنی میتواند داشته باشد؟ دکتر روانشناس از دانشگاه یو سی ال ای، بتانی مارشال میگوید که هیچگونه تضادی در سخنان راسل و انجام کار مدلینگ وجود ندارد. او صاقانه آنچه را که یک سوپر مدل احساس می نماید با صدها نفد در میان گذاشته است. نمی توان او را به صرف اینکه درباره کارش با صداقت برخورد کرده از انجام آن کار باز داشت. سلاح او در زندگی زیباییش است و او باید با این سلاح به پیشرفت خود بیاندیشد. اگر او ریاضیدان  مادرزاد نابغه بود ولی به دانشگاه نمی رفت ما به او خرده میگرفتیم، همین مساله در اینجا نیز کاربرد دارد. تفاوت اینست که ما به ریاضیدانان نابغه حسادت نمی نماییم ما به زنان زیبا حسادت می نماییم. این اولین باری نیست که مدلهای زیبا رو ما را به دنیای پر زرق و برق پشت پرده خود کشانده اند در سال گذشته تیرا بنکس، دیگر سوپر مدل مشهور سیاه پوست با ارسال نامه ای سرگشاده به مدلهای جهان از اقدام مجله مشهور مد ووگ در امتناع از چاپ عکس مدلهای آنوروکسیک (بسیار لاغر اندام) استقبال نمود و از مدلهای جوان خواست در مقابل درخواست لاغر شدن بیش از حد طبیعی صاحبان برندها مقاومت نمایند. در سال 2010 دوتزن کروس دیگر مدل مشهور ویکتوریا سیکرت در مصاحبه ای اعلام نمود که چقدر مدلهای مختلف تحت فشار لاغرتر نمودن خود از سوی دست اندر کاران دنیای مد هستند، من خود را در آیینه می بینم و از چیزی که می بینم خوشحال هستم اما دایم بمن می گویند چند کیلو بیشتر باید لاغر شوی تا به فرم ایده ال برسی، این فشار بروی مدلهای جوان کمتر شناخته شده بسیار بیشتر است. دفعه بعدی که شما محو تماشای مدلهای مختلف لباس هستید یادتان باشد زیاد هم به حالشان غبطه نخورید.
تی شرت ها را ما طراحی می کنیم گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل زنان پزشکان بهتری هستند روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

حقایقی درمورد مردانی که زود بمقصد می رسند

به نظر می رسد همه حیوانات مذکر دنیای وحش از یک رفتار مشابه تبعیت می کنند. همه آنها در حین سکس، بسیار سریع کارشان را می کنند. در طبیعت خطر شکار شدن و مورد حمله مذکرهای دیگر قرار گرفتن به آنها اجازه نمی دهد که وقت تلف کنند. در ضمن سرعت بیشتر برای انتقال اسپرم مصادف با انتقال ژن و موفقیت بیشتر در تنازع بقا است. مردان نیز تابعی از همین قانون طبیعی را به اجرا می گذارند وقتی دچار زودانزالی هستند. به عبارتی دیگر، زیست شناسی تکاملی بدن مردان را طوری برنامه ریزی کرده است که تخلیه جنسی سریع تر و تعداد دفعات سکس شان بیشتر داشته باشند تا کپی بیشتری از خود در طبیعت به جای بگذارند. ولی فرق زیادی بین واقعیت طبیعی و حقیقت زندگی اجتماعی انسان وجود دارد. Mayo Clinic یکی از معتبرترین کلینیک های پزشکی جهان در سایت رسمی اش می نویسد انزال زودرس «طلسمی» است که یک سوم مردان را در چنگ خود دارد. مردانی که تشویش، نگرانی و افسردگی زندگی زناشوی شان را مختل کرده است. بشر تنها موجودی است که یاد گرفته است ضرورتی برای سریع بودن در اتاق خواب امن و مطبوع وجود ندارد. مردان دیگر نیازی به این وسیله طبیعی و تکاملی برای هیجان و شوق سریع برای عمل جنسی ندارند. چون معمولا خطری مردان را تهدید نمی کند. این روزها، اتاق خواب ها برای طولانی تر و زیباتر و عاطفی تر شدن رابطه ها برپا می شوند. به قول دکتر Brian Steixner رئیس انستیتیوی سلامت مردان: « اگر بشر اولیه توانای انزال سریع نمی داشت بقای نسل بشر ممکن نبود ولی چطور بتوانیم این ماجرای تکاملی را به این مردان نگران توضیح دهیم؟ » وقتی که می داند، زودانزالی بزرگترین و شایع ترین مشکل مردان است. مشکلی که در بسیاری از موارد، سرنوشت تلخی برای بیماران فراهم می کند بویژه اینکه داروی مشخص و صد درصدی برای آن وجود ندارد. دکتر Claudia Ressel-Hodan متخصص رفتاردرمانی برای مردان و زوج ها که در فلوریدا مطب دارد معتقد است: « مردان باید ریشه نگرانی شان در حین رابطه جنسی را پیدا کنند. مردانی که از مشکل زودانزالی در رنج هستند باید قبل از هر چیز بتوانند به این درک برسند که چه توقع و تصوری از عمل جنسی وارد ضمیر روحی و هویت شان شده است؟» او می افزاید: « خیلی از مردان و زوج ها به مطب من می آیند و همه فکر و ذکرشان و تعریف شان از سکس دخول است. آنها به تنها چیزی که فکر نمی کنند لذتی است که از همبستری می توانند برای عزیزشان تدارک ببینند» وقتی که کل ماجرای همخوابگی محدود نشود به کارهای که آلت مرد قرار است انجام دهد به خودی خود بار سنگینی از تشویش و تعهد از روی دوش مرد برداشته می شود و از نگرانی اصلی می کاهد. این یک درک و روش اساسی برای بهبود زودانزالی است چون نگرانی، تشویش و ترس باعث و بانی زودانزالی در مردان است.   The Surprising Truth about Premature Ejaculation BY JOHN SCOTT LEWINSK

زندگی زناشویی موفق خود را بسازید

ازدواج موفق یكی ازاركان زندگی سالم است. اما ازدواج موفق لزوما به معنی رضایت دائم طرفین نیست. بهترین ویژگی انسان متمدن گفتگوست. و چه بسا از دل یك گفتگو اختلافاتی مطرح شود كه به بهتر شدن زندگی منجر شود. یكی از راه های ارتقا كیفیت زندگی مشترك، طرح اختلافات و حل آنهاست. حرف زدن:هیچ ازدواجی نیست كه در برهه های مختلف به مشكل برنخورد. آنچه جای تامل دارد این است كه بسیاری از این مشكلات با صحبت كردن و گفتگو قابل حل هستند. اما اگر قادر نباشید در مورد این قبیل برخوردها و مشكلات صحبت كنید به تدریج بین شما و همسرتان فاصله ای پدید می آید كه در ادامه بیشتر و بیشتر می شود. برقراری ارتباط كلامی و گفتگو از جمله مهارت هایی است كه می بایست از كودكی آموزش داده شود. فرزندان خانواده های باز و خونگرم، در زندگی اجتماعی و زناشویی خود به مشكلات كمتری برخورد می كنند؛ چرا كه آنها فراگرفته اند چگونه مشكلات را از طریق گفتگو و به بحث گذاشتن حل كنند.راه حل:هیچوقت برای فراگیری مهارت های گفتگو دیر نیست. اگر تربیت شما این شانس را به شما نداده كه با گفتگو مشكل نداشته باشید، می توانید به كارشناسان و مشاوران مراجعه كنید. می توانید از دوستان نزدیكی كه با تجربه و قابل اعتماد هستند كمك بگیرید. توجه كردنكم توجهی یكی از رایج ترین مشكلات زوج های جوان است.حتی قبل از ازدواج وقتی رابطه بطول می انجامد هم ممكن است بروز كند. یكی از شایع ترین شكایت های زنان، در جلسات مشاوره این است كه  احساس می كنند همسران شان دیگر مثل سابق به دكوراسیون منزل، دسپخت آنها، و سرو ظاهر شان توجه نمی كنند. یا اینكه تصور می كنند آنها نسبت به لباس و هیكل خودشان بی اعتنا هستند. مشاورین معتقدند زنان و مردانی كه اینگونه جملات را بیان می كنند بیش از هر چیز محتاج به توجه و ابراز احساسات هستند. هر انسانی بدون دریافت این قبیل احساسات خود را بیهوده و تباه شده و تنها می یابند.راه حل: با اینكه این مشكل بسیار در بین زوج ها رایج است اما به راحتی قابل حل است. اگر زندگی شما را مشكلات جدی تهدید نمی كند، با اندك توجه واقعی و عمیق می توان به روزهای خوش بازگشت. یك سلام گرم، تماس های روزانه، احوالپرسی، یك هدیه كوچك بسیار اثربخش خواهد بود. مهم این است كه برای همسرتان و خشنودی او برنامه ریزی كنید. یاد بگیرید از آنچه برای شما انجام می دهد تشكر كنید و نسبت به آنچه برای خودش انجام می دهد بی توجه نباشید. شنیدن:بحران های جدی چگونه بوجود می آیند؟ اگر به شما بگویند سرچشمه اكثر مشاجرات عدم توانایی در شنیدن است متعجب خواهید شد. همه ما دوست داریم دیگران به حرف ما گوش بدهند. اما اكثر زوج ها این مهارت را ندارند. مشاوران می گویند هر چه مشكلات شما بیشتر باشد توجه طرفین به سخنان هم نیز پایین می آید. مشكل این است كه طرفین فقط یك یا چند جمله یكدیگر را می شنوند بدون شنیدن بقیه آن نسبت به جمله هایی كه شنیده اند واكنش نشان می دهند این چنین است كه دعواها و مشاجرات شكل می گیرند.بسیاری از سكوت ها ی فرسایشی كه بین زوج ها پدید می آید زاییده همین وضعیت است وقتی احساس می كنید طرف مقابل تان به حرفهای  شما گوش نمی دهد، به شكلی غیر تعمدی و ناخودآگاه آغاز به سخن نگفتن می كنید. كم كم می بینید هیچ حرفی برای گفتن ندارید و بنابر این صمیمیت و گرمای رابطه شما از بین می رود. در مقابل زوج هایی كه حرف های یكدیگر را گوش می كنند به رابطه عمیق تر و گرم تر و درك درست تری از هم دست خواهند یافت. با وجود اینکه ممکن است بعضی از صحبت آنها به مشاجره تبدیل شود.راه حل:مشاوران تكنیك 5 دقیقه سكون را برای حل این مشكل پیشنهاد می كنند. از این به بعد وقتی با هم صحبت می كنید 5 دقیقه سكوت كنید و پس از آن بر اساس آنچه كه در ذهن تان باقی مانده به گفتگو ادامه دهید. به این روش طرفین یاد می گیرند كه متكلم وحده نباشند، و می فهمند گفتگو یك اتفاق دو جانبه است. بنابر این همان انرژی را كه صرف گفتن می كنید صرف شنیدن نیز بكنید. هرگاه با دقت به سخنان همسرتان گوش كنید به جنبه های جدیدی از وجود او پی خواهید برد كه در اكثر مواقع برایتان جذاب خواهد بود. گناهكار دانستندر بروز بحران یا مشكل زناشویی دوطرف سهم دارند. غالبا هیچیك از زوجین مایل نیستند بخشی از مشكل را بر عهده بگیرند.اما هیچگاه دیگران را مقصر دانستن به حل مشكل كمكی نمی كند. بلكه باعث حادتر شدن شرایط می شود. این طرز فكر، یعنی مقصر دانستن طرف مقابل باعث می شود در بروز مشكلات بعدی نیز ناخودآگاه قبل از هر چیز او را مقصر دانسته ودر ذهن مان برای او مجازاتی تعیین كنیم اینگونه می شود كه جر وبحث ها بین زوج ها شدیدتر و غیر قابل حل تر می شود.راه حل:به اعتقاد بسیاری از كارشناسان این مشكل قابل حل است. در بسیاری از موارد مشاجره شما فراموش می كنید به چه علت مشغول مشاجره هستید. یعنی گاه مسایل آنقدر پیش پا افتاده هستند كه شما آنها را فراموش می كنید. بهترین راه برای حل مشكل بجای مقصر دانستن دیگری پیدا كردن ریشه و اصل اختلافات است. گاه ممكن است به این نتیجه برسید كه علت دعواها بیعلاقگی به زندگی مشترك تان است و از آنجا كه شما طرف مقابلتان را مقصر می دانید، در تمام موارد روزمره او را باعث و بانی مشكلات می بینید. وقتی علت اصلی مشكلات را پیدا كنید می توانید برای یافتن راه حل آن نیز برنامه ریزی كنید. عجول نباشیدصبر نداشتن یكی از عوامل بحرانی شدن روابط زوج های جوان است. وقتی یكی از طرفین ناراحت یا عصبی است طرف مقابل بدون آنكه به وی زمان كافی بدهد توقع دارد خیلی سریع به حالت عادی برگردد. زوج ها باید مهارت صبر كردن را فرا بگیرند.یاد بگیرند بحران ها بخودی خود حل نمی شوند و باید به خود، اطرافیان، رابطه و حتی بحران زمان داد.راه حل:مشاوران ازدواج می گویند حتی بزرگترین مشكلات زناشویی هم با صبر و تحمل و زمان دادن حل می شود. زمان باعث فروكش کردن هیجانات، التهابات، عصبانیت ها و احساسات می شود اگر به مشاور مراجعه می كنید  نیز صبر به خرج دهید  لااقل سه ماه را برای گرفتن نتیجه از مشاور در نظر بگیرید.
ده قانونی که باید شکسته شوند منو ببخش همسری کنید نه مادری 9 کاری که تصویر شما را بهبود می بخشد چگونه رابطه جنسی بهتری با شریکمان داشته باشیم

آداب و رسوم

عروسی در دیزج خلیل

روستای دیزج خلیل از توابع شهرستان شبستر در استان آذربایجان شرقی می باشد. این روستا دارای آداب و رسوم بسیار جالبی در عروسی ها می باشد که  با آن آشنا می شوید. ابتدا خانواده پسر دختری را که دارای معیارهای شان هست را انتخاب کرده و این موضوع را با خانواده دختر مطرح می کنند. بعد از چند روز برای گرفتن جواب بر می گردند و اگر جواب خانواده دختر مثبت بود قرار خواستگاری رسمی را می گذارند و مراسم عروسی را طی سه مرحله انجام می دهند. شب قرار ( بله بران )در منزل هر دو خانواده جشن و شادی و سرور خودمانی برقرار می شود، در چنین شب به یادماندنی چند نفر از ریش سفیدان وافراد خودی از هر دو طرف درمنزل دختر جمع شده و درباره نوع  اسباب و لوازم، شیرینی و خوراکی های مراسم عروسی، مبلغ مهریه و شیربها به توافق می رسند. بعد از چند روز در یک روز موعود، دو سه نفر از خانواده پسر به اتفاق یک نفر از خانواده دختر به بازار شبستر رفته و 15 - 10 کیلو قند، 3 کیلو چای اعلا، یک دوری شاخه نبات، یک عدد شال (روسری)، یک حلقه انگشتری طلا، آئینه بخت، کاغذ رنگی (جهت درست کردن گل خوانچه ) وغیره خریداری می کنند. شیرینی خورانی بعد از ظهر وسایل خریداری شده را با سلیقه تزیین می کنند و درون چند سینی چوبی چیده و در یک گوشه اتاق قرار می دادند. هنگامی مدعوین جمع می شوند چند نفر خوانچه کش طبق ها را روی سرشان گذاشته و همراه مدعوین روانه خانه دختر می شوند. خانواده عروس از مهمانان با گرمی و صمیمیت استقبال کرده وپس از تعارفات معمول وجابجا شدن مهمانان، مسئول پذیرایی با یک استکان چای شیرین و پشت سرش دو استکان چای قند پهلو از مهمانان پذیرایی بعمل می آورد. از سوی میزبان به خوانچه کش ها نیزانعامی از قبیل آجیل، جوراب و یا سکه نقد داده می شود. در یک اتاق جداگانه رضایت و بلی گفتن دختر بوسیله یک بانوی سن و سال دار و آشنای خانواده گرفته می شود و به اطلاع عاقد معمّم می رسد و صیغه عقد در جمع حاضران مجلس که دست هایشان بر روی زانو هایشان می بود جاری گشته و بر روی کاغذ وارداتی ضخیم ثبت می شد، معمّم بالای عقد نامه و گواهان حاشیه آن را ممهور می کردند. خانواده دختر دو- سه روز بعد مقداری وسایل پیشکشی همراه با نان قندی(شکر چؤره یی ) محلی در دروت طبقها نهاده و به منزل پسر عودت می دادند. شال اندازی:پس از شیرینی خورانی در یک روز نیک مجلس زنانه در خانه دختر ترتیب می دهند که در آن مجلس بر سر دختر شال انداخته و می رقصانند و وجوه شاباش جمع شده را به خانواده دختر و دایره زن می دهند. پارچه کسمه یا نمایش  پارچه: در یک روز خجسته سه - چهار نفر از خانواده پسر به اتفاق یک نفر از خانوده دختر به بازار رفته و به حساب پسر برای عروس آینده چادر شب ضخیم چهارخونه، حوله، پارچه های متنوع پیراهنی، شلواری و دامنی، هدایا و سوغات برای خانواده دختر، چند کیسه حنا، وسایل آرایشی سننتی و یک عدد صندوق عروس خریده و به منزل می آورند، در منزل وسایل سبک را با تشریفات در طبقها می چینند تا در یک فرصت مناسب به منزل دختر بفرستند خانواده دختر نیز جهت دعوت به چشن زنانه به نام (پارچه کسمه) یک عدد پاکت رنگی چهار گوش به نام (سلام و دعا ) که معمولا حاوی هل، میخک و نبات است بعلاوه یک عدد نان قندی محلی در سینی (سینی کوچک)نهاده و به منزل دعوت شونده می فرستند. روز جشن (پارچه کسمه) دو نفر خانم در طرفین در ورودی منزل دختر می ایستند، یکی به مدعوین گلاب می پاشد دیگری نیز آینه به دست ایستاده وبا خوشامد گویی بانوان را به اتاق جشن راهنمایی می کند. در این جشن شادی زنانه بانوی با تجربه ومحبوبی  پارچه های خوانچه را یکایک بدست گرفته و با تعریف وتمجید و توضیحات لازم به حضار نشان می دهد. در طول نمایش کالای خوانچه عروس، دائره زن با آوازهای دلنشین و شادی آفرین آذری مدعوین را سرگرم ومسرور می کند. در پایان جشن هر یک از میهمانان نسبت به توانایی مالی اش پولی می دهد. از وجوه جمع شده مبلغی به دائره زن ومابقی را به خانوده دختر تقدیم می کنند که جهت خرید نواقص جهیزیه دختر به مصرف برسانند. قبل از شب حنا بندان، هنگام عصر، سلمانی (دلاک) محل، سر وصورت داماد را در حضور عده ای دعوت شده اصلاح کرده وانعام نقدی وجنسی دریافت می کند. دختر را نیز در خانه اش، مشاطه محل زیر ابرو گرفته وبه صورتش بند می اندازند و دستمزد وانعام دریافت میکنند. از سوی دیگر خانواده دختر پیراهن، جوراب، دستمال، عرقچین دستدوز، قاب قرآن،  ساعت، مهر، شانه و جانماز، مچ پیچ و نظایر آنها برای داماد و هدایای شاغدوش و سولدوش را به درون طبق چوبی چیده و جهت تماشا در وسط اتاق قرار می دهند. خانواده پسر جهت تماشای خوانچه ها به منزل دختر رفته و پس از پذیرایی مختصر سیاهه جهیزیه دختر را می نویسند وبه ورقه مهریه نصب می کنند. سپس خوانچه ها، صندوق لباس و لحاف - تشک عروس وداماد به منزل پسر فرستاده می شود تا در شب حنا بندان داماد از پوشاک دریافتی استفاده کند. طبق معمول طبق کشها انعام دریافت کرده وبا چهره بشاش مرخص می شوند. شما عزیزان هم اگر در شهر خود آداب و رسوم جالبی دارید برای لادبز نگار ما بفرستید تا با اسم خودتان در سایت منتشر شود.    

ورود آقایان ممنوع! حکمرانی زنان در روستای آب اسک

یک روز در ماه اردیبهشت هر سال برای همه زنان روستای آب اسک شمال کشور روز خاص و جالبی است چون هیچ مردی در آن روز مجاز به ماندن در روستا نیست و این زنان هستند که رئیس و فرمانروایند و همه امور روستا به رای آنها می چرخد.
ما، ارامنه و کریسمس روز جهانی زن آداب و رسوم روز ازدواج در آلمان تاریخچه و آداب و رسوم جشن هالووین جایی که تساوی حقوق زنان بی معنی است

سفر و تفریح

لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج

وقتی نام تهران را می شنوید یاد چه چیزهایی می افتید؟ برج آزادی یا برج میلاد ؟ کاخ گلستان یا بازار قدیم؟ فرقی نمی کند، اگر با شنیدن نام تهران هرکدام از این نقاط یا موارد مشابه را به یاد آوردید حقیقتاً جای بسی امیدواریست. زیرا این روزها بسیاری از ما تهران را با ترافیک، دود و غبار می شناسیم. با ساعت های متمادی در راه بودن و دلهره ی گم شدن در روزمرگیِ اجباری اش. اما این واقعیت تلخ و گزنده دیگر تنها مختص تهرانِ ایران عزیز ما نیست، مشهد چنین است، اصفهان ،تبریز و شیراز و عموم کلانشهر ها نیز  همین سیاق را پیش گرفته اند و گریزی نیست. اما در میان این شلوغی ها حتی خیال سفر به برخی نقاط نیز حقیقتاً دوست داشتنی و آرامش بخش است. نقاطی نه چندان دور، نه چندان نزدیک اما به غایت دلخوش داشتنی. از آن گوشه های دنجی که می شود ساعت ها در آن قدم زد، از سکوت پر شد و آرام گرفت. لاهیجان؛ شهری سبز از باغ های چای و مرکبات. شهری که بهارش تماماً عطر اغواگر بهارنارنج است و سبزینه های چای. این گفته که برخی لاهیجان را نگین انگشتری گیلان می خوانند کلامی دور ازباور نیست. کافی است گوشه گوشه از آنرا تماشا کنید تا مطمئن شوید اینجا همان نقطه ای است که گاه و بی گاه دلتنگش خواهید شد.   یکی از اصلی ترین و پر بیننده ترین جاذبه های گردشگری لاهیجان آرامگاه شیخ زاهد گیلانی است که در سه کیلومتری شهر واقع شده و هیات ظاهر منحصر به فردش نگاه هر رهگذری را به خود جذب می کند. همانطور که می دانید شیخ زاهد گیلانی از بزرگترین صوفیان دوران بوده و شاگردان زیادی از جمله شیخ صفی الدین اردبیلی در دامن پرورانده است. مقبره شیخ زاهد گیلانی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. آرامگاه گنبدی هشت ترک فیروزه ای دارد؛ گنبدی که به دلیل قرارگیری در میان انبوهی از برگ های سبز بسیار خیره کننده به نظر می رسد. از دیگر نقاط گردشگری لاهیجان می توان به بام سبز اشاره داشت؛ جایی که از آن می توان تمام شهر را از نظر گذراند: از استخر بزرگ معروف تا یکایک بام های سرخ و نارنجی شهر. می توان سوار بر تله کابین شد و طبیعت بی نظیر شهر را از میان مه های همیشه به خاطر سپرد. شیطانکوه یا همان شاه نشین کوهِ سابق، کوه سنگی- خاکی مرتفعی است که با درختان همواره سبز مرتفع و بوته های کوتاه و بلند انبوه چشم هر گذرنده ای را به خود خیره میکند و هر عابری را به سوی خود فرا می خواند تا اورا در دل مارپیچ سبزفام سحرانگیز وهم آلودش غرق کند. اما دیدنی های لاهیجان تنها محدود به این گردشگاه ها نیستند. لاهیجان به واسطه ی خاک حاصلخیزش تاریخی سراسر پر افتخار دارد. آرامگاه پدر چای ایران نیز در همین شهر قرار گرفته؛ آرامگاه مردی به نام کاشف السلطنه که امروزه موزه ای از ادوات و وسایل مربوط به چای و اسناد و مدارک در خصوص چگونگی فعالیت وی  نیز برای بازدید عموم در کنارش پذیرای گردشگران است.

ده کلانشھر گران آفریقا

گرانترین کلانشھرھای آفریقا کدامند؟ موسسه مرسر (Mercer) ھمهساله با بررسی٢٠٠ شھر جھان فھرست گرانترین شھرھا را در ارتباط با فاکتورھایی چون کرایه خانه،وسایل غذایی و تفریح منتشر می کند. فاصله ثروتمندان و فقرا در آفریقا افزایش می یابد.قیمتھای پایتخت آنگولا برای میلیونھا شھروند این کشور که در مناطق فقیرنشین کشور زندگی می کنند تصورناپذیر است. در این مناطق نه اثری از برق ھست، نه آب لوله کشی شده. صادرات نفت این کشور تاثیری بر زندگی مردم فقیر آنگولا نگذاشته است. تفاوت زندگی میان فقرا و ثروتمندان بیشتر وبیشتر می شود؛ مشکلی که بیشتر کلانشھرھای آفریقا با آن دست به گریباناند. شماره ١٠:  آبوجا آبوجا  پایتخت نیجریه،  به ١٠ شھر گرانقیمت آفریقا تعلق دارد. می گویند وقتی نلسون ماندلا، رئیس جمھوری پیشین آفریقای جنوبی و قھرمان فقید مبارزه با آپارتاید، از این شھر بازدید کرد گفت: چرا به اروپا برویم؟ این شھر ھمه تسھیلات اروپا را دارد. شماره ٩: کوناکری موسسه مرسر (Mercer) ھمه ساله ھزینه ٢٠٠ کالا و خدمات شھری را در ٢٠٠ شھر جھان با ھم مقایسه می کند. مقایسه ھا از جمله در ارتباط ھستند با کرایه خانه، وسایل خانه، کالاھای در ارتباط با خوراک و پوشاک، ھزینه وسایل نقلیه و ھزینه تفریحات شھری. کوناکری، پایتخت دومیلیونی گینه در کرانه اقیانوس اطلس قرار دارد. قیمتھا در کوناکری سرسامآور ھستند. این شھر در فھرست موسسه مرسر رتبه نھم را به خود اختصاص داده است. شماره ٨:  باماکو باماکو پایتخت کشور مالی، در جنوب غرب این کشور و در کنار رود نیجر قرار دارد. این شھر در فھرست موسسه مرسر رتبه ھشتم گرانترین شھر آفریقا را به دست آورده است. حدود دومیلیون نفر در باماکو زندگی می کنند. در این شھر به خاطر بحرانھای متعدد سازمانھای امدادگر فراوانی مستقر ھستند. اعضای این سازمانھا بسیاری از خانه ھای این شھر را که استاندارد جھانی دارند، با قیمتھایی سرسام آور اجاره می کنند. شماره ٧: برازاویل برازاویل  پایتخت کشورجمھوری کنگو ھفتمین شھر گرانقیمت آفریقاست. این شھر در کنار رود کنگو قرار گرفته و بزرگترین شھر این کشور است. ھنوز در این شھر آثار و بقایای جنگ داخلی سالھای ١٩٩٧ تا ١٩٩٩ دیده می شوند. قیمت یک شیشه کوکاکولا در برازاویل چھار برابر قیمت آن در دبی است. شماره ۶: لاگوس لاگوس بزرگترین شھر نیجریه و پایتخت پیشین این کشور بوده است. جمعیت این کلانشھر بین ١٠ تا ١۵٫۵ میلیون نفر برآورد می شود. لاگوس که مرکز اقتصادی و تجاری نیجریه به حساب می آید، شھروندان فقیر و غنی این کشور را به سوی خود می کشاند. ترافیک فشرده و قیمتھایی گرانتر از آلمان، لاگوس را در فھرست موسسه مرسر به ششمین شھر گران آفریقا تبدیل کرده است. شماره ۵: کینشازا کینشازا پایتخت جمھوری دمکراتیک کنگو، با جمعیتی بیش از ٩ میلیون نفر، پس از لاگوس دومین شھر پرجمعیت آفریقاست. این شھر را موسسه مرسر در رده پنجم شھرھای گرانقیمت آفریقا قرار داده است. فیلیپ زاندنر، خبرنگار دویچه وله که یک سال در کینشازا زندگی کرده می گوید: «در کشوری که ھنوز بقایای جنگ داخلی در آن محسوس است، خارجیھا برای تامین امنیت پول زیادی می پردازند. شماره ۴: لیبرویل شھر بندری لیبرویل در نزدیکی خلیج گینه، پایتخت گابن است. لیبرویل چھارمین شھر گران قیمت آفریقا ارزیابی شده است. این شھر حدود نیم میلیون جمعیت دارد. گابن به خاطر منابع عظیم زیرزمینی خود مورد توجه وسیع جھانی است و تا کنون کمکھای عمرانی فراوانی دریافت کرده است. ھمین کمکھا سبب رونق فراوان پایتخت شده است. ساحل ٩٠٠ کیلومتری لیبرویل با کلوبھای شبانه اش با توجه شدید گردشگران آفریقایی روبرو است. شماره ٣: ویکتوریا ویکتوریا پایتخت و بزرگترین شھر کشور جزیرهای سیشل در جنوب شرق آفریقا در اقیانوس ھند است. ویکتوریا آبوھوای دریایی استوایی دلپذیری دارد و گردشگران زیادی از آن دیدن می کنند. ویکتوریا به عنوان مرکز قدرت دولت استعمارگر بریتانیا در منطقه بنا شد. ویکتوریا را بھشتی بر روی زمین می نامند و بعضی گردشگران برای سکونت یک شب در ھتلی در کنار ساحل پنج ھزار دلار می پردازند. شماره ٢: انجامنا انجامنا یا نجامنا پایتخت و بزرگترین شھر چاد در کنار رود شاری در مرز کامرون قرار گرفته است. این دومین شھر گران آفریقا در یکی از فقیرترین کشورھای جھان قرار دارد. در این شھر نه قطارھای شھری وجود دارد، نه خیابانھای وسیع اسفالته. قیمت کالا از دستمال توالت گرفته تا وسایل یدکی خودرو به شدت گرانند. شماره ١: لواندا لواندا  پایتخت آنگولا نه فقط گرانترین شھر آفریقا، که سراسر جھان است. آنگولا اکنون بزرگترین تولید کننده نفت در سراسر آفریقاست. پس از پایان جنگ داخلی آنگولا کارکنان کنسرنھای بزرگ دنیا در این شھر مستقر شده اند. قیمت خانه ھایی که استاندارد غرب را داشته باشند به شدت گران ھستند. کرایه خانه ھای ماھانه ١٠ تا ٣۵ ھزار یورویی رقمھایی عادی ھستند.  
از تحفه نطنز تا انرژی هسته ای مرگ هامون دزدی از هتل سیزده به در، جشن زیبای طبیعت سنندج، شهر هزار تپه