1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

جنبش حقوق زنان هرگز به این 10 نقطه در جهان نیامده است، نیازی هم نداشته تا بیاید. این 10 نقطه در جهان مرد سالار دارای رهبران زن هستند. اگر تا کنون نام آنها را نشنیده اید به این خاطر است که تا کنون به هیچ جایی حمله ننموده، هیچ قتل عامی راه نینداخته و مال هیچ کسی را به زور از دستش نربوده اند. شما ترجیح میدادید با کدام یک از اقوام زندگی می نمودید؟

10- مسلمانان ساحاوی در صحرای غربی

در سال 1975 مراکش کشور مستقل صحرای غربی را اشغال نمود، از آنزمان مقاومت اندکی در برابر اشغالگران مراکشی صورت گرفته است. مردمان صحرای غربی همانند مراکشیان مسلمانند ولی به اندازه آنان افراطی نیستند. در صحرای غربی زنان حق انتخاب زوج خود در هنگام ازدواج را دارند و اگر شوهرشان نیازهای آنان را برآورده ننماید حق طلاق از شوهر خویش را نیز دارند. در این منطقه از جهان زنان طلاق گرفته خواهان بیشتری نسبت به دختران دم بخت برای ازدواج مجدد دارند.

9- مردمان آکان در غرب آفریقا

غرب آفریقا شاید یکی از بدترین نقاط روی کره زمین از لحاظ حقوق زنان باشد اما در همین مکان اقوام آکان زندگی می نمایند که قدرت ازدواج و طلاق و حق ارث مطلقا در دست زنانشان است و بچه ای که بدنیا می آورند فرزند شوهر نیست بلکه بچه خانواده زن بحساب می آید.

8- اسورن ویرجینز در آلبانی

آلبانی شاید در اروپا باشد ولی از لحاظ قوانین مدنی درحداقل 200 سال پیش جا مانده است . در این کشور بشدت مرد سالار خونریزی قومی امری بشدت پیش پا افتاده است و دیده شده که کلیه اقوام مرد یک خانواده بدلیل دشمنی خانواده دیگر که بزمان اجدادشان بر می گردد کشته میشوند. در این مناطق بدلیل اینکه قدرت در دستان مردان نهفته است زنان باید تبدیل به مرد شوند تا بتوانند خانواده خود را اداره نمایند. بهمین دلیل لباسهای مردانه می پوشند و مردانه رفتار می نمایند تا قدرت خانواده را بدست گیرند. این زنان از درگیری ها و خونریزی های خانوادگی بدور هستند و کلیه اختیارات و قدرت یک مرد را در این جامعه متعصب سنتی دارا هستند.

7- زنان آمیش در آمریکا

آمیشها یک قوم متعصب سنتی مذهبی در آمریکا هستند که از 200 سال قبل از هرگونه پیشرفت و مدرنیته در قلب آمریکا خود را بدور نگه داشته اند. هنوز خانه های خود را با شمع روشن می نمایند و هنوز سوار شدن بروی گاری های اسب کش را به استفاده از اتومبیل ترجیح می دهند. در خانهایشان برق ندارند و از نور شمع جهت روشنایی استفاده می نمایند. در این جامعه سنتی کارهای خانه داری و تربیت بچه های آمیش کار زنان است.  اما در همین جامعه سنتی قانونی بنام را رومسپرینگا وجود  دارد که به دختران جوان آمیش اجازه میدهد بدنیای خارج سر بزنند و مانند یک انسان معمولی زندگی نمایند سپس اگر ترجیح دادند به نزد خانواده و قوم خود برگردند و با ازدواج با یک مرد آمیش زندگی اقوام خود را ادامه دهند.

6-  ایریکوهای آمریکا

جامعه ایریکو یا لیگ ایریکو، بدلیل خدماتشان و روشن نمودن شعله انقلاب استقلال آمریکا از امپراطوری بریتانیا مشهور هستند و این قوم که در مرز شرقی کانادا و آمریکا زندگی می نمایند رئیس قوم توسط کمیته زنان مسن قوم انتخاب میشود و ثروت از طرف مادر به دختر می رسد، همچنین بعد از ازدواج مرد با خانواده دختر زندگی می نماید و اگر ازدواج موفقیت آمیز نیود مرد از خانه رانده میشود. همچنین انتخاب شوهر و حق طلاق با زن است.

5- پلی اندری های هیمالایا

پلی اندری به نوعی از زندگی گفته میشود که در آن زنان حق انتخاب و ازدواج با بیش از یک مرد را دارند. این نوع زندگی در بخشهای شمالی هند در رشته کوهای هیمالایا بیشتر به چشم میخورد، همچنین در بخشهایی از بوتان، چین و نپال. هرچند فشار دولتهای مرکزی  باعث کمتر شدن تعداد این نوع زندگی شده است ولی هنوز هم در سلسه جبال هیمالایا این نوع زندگی سنتی بشدت رواج دارد.

4-  مینانگ کابائوهای اندونزیایی

اندونزی بیشترین تعداد مسلمانان در جهان را داراست، بیشتر این کشور تحت تسلط افراطی های سلفی است ولی اقوام مینانگ کابائو، بزرگترین قوم مادر تبار دنیا هنوز به زندگی خود در این کشور ادامه میدهند. پسران این قوم از هفت سالگی به مدارس مذهبی فرستاده میشوند و در سنین جوانی برای کسب ثروت به دنیای خارج. بنابراین کلیه وظایف اداره خانواده و قوم را زنان بعهده دارند.

3- اقوام موسو در چین

در چین مساله روابط زناشوئی همیشه یک تابو بوده است. با این وجود این کشور با فاصله زیاد پر جمعیت ترین کشور جهان بحساب می آید. اقوام موسو که در نزدیکی مرز تبت زندگی می نمایند از اینگونه مسایل بدور بوده اند . این قوم هیچ قانونی بنام ازدواج ندارد و زنان در انتخاب کسی که میخواهند با او بچه دار شوند آزادند.  فرزندان این روابط آزاد توسط خانواده مادر کودک بدنیا آمده بزرگ میشوند.

2- مقالاهای هند

در قوانین دین هندو، چیزی بنام تساوی حقوق زن و مرد مرسوم نیست و عمدا مرد صاحب همه چیز زندگی است. ولی اقوام مقالا که در نزدیکی تبت زندگی می نمایند از این قاعده مستثنی هستند. در این قوم صاحب همه چیز زنان قوم هستند. از ارث و مال گرفته تا نام خانوادگی که بروی فرزندانشان می گذارند. همچنین حق ازدواج و طلاق و منحصر به اختیار زنان است و قدرت در خانواده از زنان به زنان منتقل می گردد. چندی پیش بر خلاف روال موجود در دیگر جوامع بشری مردان این قوم با سازماندهی یک اعتصاب خواستار برقراری تساوی حق زن و مرد در جوامع مقالاهای هند شدند.

1-کالاشهای پاکستان

در کشوری که درگیر تعصبات مذهبی از جنس طالبان و القاعده است، یک جامعه کوچک زن سالار بنام کالاش ها زندگی می نماید. این قوم که بگفته خودشان از بازماندگان اسکندر کبیر بحساب می آیند در دهکده اتوپیایی خودشان در قسمتهای شمالی کشور زندگی می نمایند. در این جامعه که بیش از سه هزار سال توسط زنان اداره و فرمانروایی شده است هیچگونه جرمی گزارش نشده است و همچنین هیچگونه درگیری با هیچ قوم و مذهب دیگری. در این جامعه زنان حق انتخاب مردان زندگی خودشان را دارند و اگر مردی نتواند زن زندگیش را خوشحال نماید زن بسادگی او را  برای مرد دیگری ترک می نماید. (عکس بالا از مراسم کالاشها است)

دیدگاه‌ها  

0 # رضا زال 1391-11-14 17:09
عجب عکس خوبی گرفته! چه نگاهی پر از زندگیه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # س. ج. مرادپور 1391-12-09 16:56
باید بجای تور تایلند مردهای ما رو ببرند همچین جاهایی که قدر عافیت بدونن ، یا ما رو بفرستند اونجا بقیه عمرمون با سعادت زندگی کنیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مرتضی ع 1392-12-20 22:23
جالب بود همه جوریشو دیده بودیم این دیگه اخرشه ولی الان توایران خودمون وضعیت بهتر ازاین نیست همیشه حق با خانمهاست و............
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

خطر سقط جنین با توجه به کمبود ویتامین E

نتایج یک بررسی نشان می‌دهد زمانیکه جنین ویتامین E‌ کافی دریافت نکند مادر باردار با خطر سقط جنین مواجه می‌شود. به نقل از ایسنا، متخصصان آمریکایی با بیان اینکه کمبود ویتامین E‌ مانع از شکل‌گیری و رشد برخی از اعضای بدن جنین می‌شود، اظهار کردند: سقط جنین تنها یکی از چندین پیامد منفی کمبود این ویتامین است.ویتامین E‌ به سیستم ایمنی برای مقابله با بیماری‌ها کمک می‌کند اما یکی از کارکردهای اصلی آن خاصیت آنتی اکسیدانی است. این خاصیت ویتامین E‌ رادیکال‌های آزاد را که به سلول‌ها آسیب می‌زنند و به بیماری‌هایی همچون بیماری قلبی و سرطان منجر می‌شوند خنثی می‌سازد.زمانیکه غذا به انرژی تبدیل شده یا با آلودگی مواجه می‌شود رادیکال‌های آزاد در بدن ظاهر می‌شوند. با محدود کردن تولید رادیکال‌های آزاد و از طریق مکانیزم‌های دیگر، ویتامین E‌ ممکن است از بروز بیماری‌های مزمن مرتبط با رادیکال‌های آزاد جلوگیری کرده یا آن را به تاخیر می‌اندازد.نتایج مطالعات پیشین حاکی از آن است که ویتامین E‌ برای رشد جنین ضروری است اما در این بررسی علت آن توضیح داده شده است. در جنین انسان برخی از حیاتی‌ترین دوره‌ها برای رشد مغز و سیستم عصبی، هفته‌های نخست بارداری هستند و به همین دلیل زنانی که قصد بارداری دارند یا باردار شده‌اند باید طبق نسخه، ویتامین E‌ و ریزمغذی‌های دیگر دریافت کنند.به گزارش مدیکال دیلی، از جمله علائم کمبود ویتامین E‌ ضعف عضلانی، بروز مشکل در قدرت بینایی و عدم تعادل در بدن هستند. همچنین این کمبود در درازمدت می‌تواند به کبد و کلیه‌ها آسیب وارد کند.

کودکان خانواده‌های بی‌مذهب نوع‌دوست‌تر هستند

  تحقیقاتی تازه در هفت دانشگاه جهان نشان می‌دهد کودکانی که در خانواده‌های مذهبی بزرگ می‌شوند «نامهربان‌تر» از کودکانی‌اند که در خانواده‌های بدون مذهب رشد می‌کنند. آنها همچنین «علاقه بیشتری به تنیبه و مجازات بقیه» دارند.  به گزارش گاردین، این نتیجه تحقیق تازه‌ای در خصوص اخلاق و مذهب است که توسط هفت دانشگاه معتبر در سراسر جهان بر کودکانی که در خانواده‌های مسیحی، مسلمان و بدون مذهب متولد و رشد می‌کنند، انجام شده است.  محققان دریافته‌اند که مذهب اثر منفی بر «نوع‌دوستی» کودکان دارد.  نویسنده نتایج این تحقیق که در مجله Current Biology منتشر شده است می‌گوید: «به طور کلی نتایج تحقیق ما خلاف باور عمومی، که کودکان خانواده‌های مذهبی در مقایسه با دیگران نوع‌دوست‌تر و مهربان تر هستند، را نشان می‌دهد.»  این تحقیق بر ۱۲۰۰ کودک در سنین پنج تا دوازده سال، در کشورهای آمریکا، کانادا، چین، اردن، ترکیه و آفریقای جنوبی انجام شده است. ۲۴ درصد این کودکان در خانواده‌های مسیحی، ۴۳ درصد در خانواده های مسلمان، و نزدیک به ۲۸ درصد در خانواده‌های بدون مذهب بزرگ متولد و رشد می‌کنند. در این تحقیق کودکانی از خانواده‌های یهودی، بودایی و هندو هم بودند که به علت تعداد کمشان در نتایج تحقیق در نظر گرفته نشدند.  در بخشی از این تحقیق، به کودکان برچسب‌های کارتونی داده و سپس به آنها گفته شد که به اندازه همه بچه‌ها برچسب وجود ندارد. محققان می‌خواستند ببیند آیا این کودکان برچسب‌های خود را با بقیه قسمت می‌کنند یا نه. محققان همینطور فیلمی از کودکانی که در حال هول دادن و دعوا کردن با هم هستند را به این کودکان نشان دادند تا عکس‌العمل آنها را ثبت کنند.  نتایج این بود: «کودکانی که در خانواده‌های مسیحی یا مسلمان بزرگ شده‌بودند، کمتر از بقیه حاضر به تقسیم اموالشان با بقیه هستند. هر چه سن این بچه‌ها بیشتر می‌بود (یعنی مدت بیشتری در خانواده های مذهبی زندگی کرده بودند) میزان نوع‌دوستی آنها کمتر می‌شد.»  این تحقیق همچنین نشان داد که کودکان خانواده‌های مذهبی علاقه بیشتری به تنبیه بقیه کودکان دارند و دیگران را بیشتر قضاوت می‌کنند. کودکان مسلمان، بیشتر از کودکان مسیحی و هر دوی آنان بیش از کودکان بی‌مذهب، به خودشان اجازه قضاوت در خصوص رفتار بقیه و تنبیه آنان را می‌دادند.  این در حالی‌است که والدین کودکان مذهبی، بچه‌هایشان را «همدل‌تر و حساس‌تر به بقیه افراد» به حساب می‌آورند. 
تا خواندن این تیتر یک کودک از دنیا رفته است کنترل مثانه در طول بارداری " یه لقمه دیگه بخور! " هفت درصد نوزادان ایمیل دارند! غذایی برای امتحانات کودکانمان

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

زبان درازترین دختر دنیا

شنل تپر،(Shanel Tapper ) دختری است که اخیرا نام خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرده است. این دختر صاحب بلندترین زبان دنیا است این دختر زبانی به درازای 19/5سانتی متر دارد.

این ده نفر بالاترین آی کیو را داشته اند

ضریب هوشی یا آی کیو، یک نسبت است که از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضربدر صد به دست می‌آید. اگر سن عقلی با سن تقویمی یکسان باشد، ضریب هوشی صد می‌شود ولی در بعضی مواقع در بعضی افراد سن عقلی بیشتر می‌شود که این فرد هوشی بیشتر از سایر افراد دارد.
پازل 32 هزار قطعه ای ماهی های مذکر حامله به همت یک زن ایرانی سگ‌کشی در تبریز متوقف شد کلاهبرداری جنسی در آنلاین، درآمدی از شرمساری دیگران رفتار شناسی گربه ها

مطالب تصادفی

حرفه من

پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

به افرادی که خود را برای ملاقات های استخدامی در سازمان های مختلف آماده می کنند توصیه می شود این مطلب را خوب بخوانند تا خود را برای مهم ترین سوال در مصاحبه آماده کنند. معامله بر سر حقوق   بهترین جواب هنگام مصاحبه برای کار به این سوال: "حقوق و دستمزد موردنظر شما چقدر است؟"  به یاد داشته باشید که هرگز هیچ رقمی را بیان نکنید و سعی کنید مصاحبه کننده را وا دارید که حدود حقوق را به شما بگوید.   هرکس که تا به حال یک مصاحبه کاری داشته است لحظه ای که از او سوال می کنند حقوق درخواستی اش چقدر است را به خاطر دارد و سختی جواب صحیح دادن به این سوال که رقمی غیر منتظره و پایینتر یا بالاتر از رقم مورد نظر کارفرما را اعلام نکند.   مجله «تایم» با همکاری «پیسکیل» جواب این سوال را برای ما پیدا کرده اند که عبارت از این است که "هرگز هیچ رقم مشخصی را اعلام نکنید". قبل از رفتن برای مصاحبه می توانید در مورد میزان تقریبی شغل مورد نظر اطلاعاتی کسب کنید ولی اهمیت این شغل در شرکت مورد نظر برای شما روشن نیست، بنابراین "هرگز برای پاسخ دادن به این سوال داوطلب نشوید. چرا که اگر دستمزد کمتری را تقاضا کنید مصاحبه کننده به شما نخواهد گفت که چقدر ضرر کرده اید.   شما باید سعی کنید که جواب این سوال را از زیر زبان مصاحبه کننده بیرون بکشید تا بتوانید روی دستمزدی که کمی بیشتر از مقدار پیشنهادی است تمرکز کنید".   براساس مطلبی که مجله منتشر کرده ممکن است که مصاحبه کننده هرچه بیشتر سعی کند که جواب این سوال را از مصاحبه شونده بگیرد بنابراین باید بدانید چگونه از جواب دادن به سوال طفره بروید. مثلا با پاسخ هایی از این قبیل: "چطور است اول درباره وظایف من صحبت کنیم و اینکه برای کار کردن در این پست از من چه انتظاراتی دارید تا بدانیم هدف مورد نظر شما چیست".   یا پاسخی دیگر این است که: "من به دنبال شغلی هستم که مناسب من باشد. مطمئنا حقوقی که به من پرداخت می کنید مطابق عرف است".   این سوال که "قبلا چقدر حقوق دریافت می کردی؟" را نیز می توانید اینگونه پاسخ دهید: "این شغل دقیقا مشابه شغل قبلی من نیست. پس بهتر است درباره این صحبت کنیم که من چه مواردی را به عهده خواهم گرفت و بعد می توانیم به این نتیجه برسیم که حقوق مناسب چقدر است".   مصاحبه کننده مطمئنا سعی خواهد کرد از میزان حقوق درخواستی شما آگاه شود. از جمله به این ترتیب: "من باید محدوده تقریبی حقوق درخواستی شما را بدانم تا در این باره پیشنهاد بدهم. آیا می توانی یک رقم تقریبی به من بگویی؟". این سوال را می توانید چنین پاسخ دهید: "اگر به من بگویید چه بودجه ای برای این کار در نظر گرفته اید می توانید میزان حقوق مناسب را با یکدیگر ارزیابی کنیم".   اگر مصاحبه کننده از شما سوال کند: "چرا نمی خواهی میزان حقوق درخواستی خود را آشکار کنی؟" این پاسخ را به شما توصیه می کنیم: "من فکر می کنم که شما میزان حقوق مناسب برای این پست در این شرکت را به خوبی می دانید و این دقیقا چیزی است که من هم می خواهم از آن مطلع باشم".   اگر چنین پاسخ هایی و سر باز زدن از جواب واضح خیلی راحت نیست به خاطر داشته باشید که برگشتن به سوال نیز به همان اندازه دشوار است، اما این سوال و جواب و آشکار نکردن میزان حقوق درخواستی برای مصاحبه کننده نشان از این دارد که او با کسی مصاحبه می کند که می داند چطور معامله کند و این خود دلیلی است برای دریافت پیشنهاد حقوق مناسب تر.

حرفه من: مربی آموزش رانندگی

یادتان می آید چطور گواهینامه گرفتید؟ یک مربی خانم یا آقا در زمانیکه هیچ اطلاعی از ترمز و گاز و کلاچ نداشتید د ر حداقل 10 جلسه به شما پارک دوبل، دور دو فرمان و سنگ چین را یاد داد.یکی از آن مربیان خانم بهرامی است، که نزدیک به 18 سال است مربی طرح های آموزش و آزمایش است. با گفتگویی که سارا تهرانی با ایشان انجام داده است، همراه شوید.
بدون خونریزی اول شویم! شغل جدیدی برای زنان کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند تی شرت ها را ما طراحی می کنیم

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

انگار همین دیروز بود

"انگار همین دیروز بود!"این جمله‌ای است که خیلی‌‌ها یا خود آن را به زبان آورده‌اند یا اغلب از دیگران شنیده‌اند. آدم‌ها وقتی به گذشته، زمانی که خردسال یا جوان بوده‌اند، نگاه می‌کنند غالبا به نظرشان می‌آید که آن دوران، زمان بسیار کندتر می‌گذشت. آن وقت‌ها "یک سال" واقعا به معنای "دوازده ماه" بود و به یاد می‌آورند که روزها و ماه‌ها مثل حالا به چشم بهم زدنی سپری نمی‌شد.این گونه دریافت از زمان و تند شدن ضرباهنگ آن هنگامی که انسان‌ها پا به سن می‌گذارند، موضوع پژوهش‌های علمی نیز بوده است. برای نمونه در سال ۲۰۰۵ پژوهشی در رابطه با "اثرات سن در درک از زمان" از سوی دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان در شهر مونیخ انجام گرفت، که نتایج قابل توجهی به همراه داشت.در این پژوهش روانشناسان از افراد ۱۴ تا ۹۴ ساله خواسته بودند تا بگویند به نظر آنها ده سال گذشته با چه سرعتی سپری شده است. نتیجه نشان می‌داد که پرسش‌شوندگان مسن در مقایسه با جوان‌ترها به وضوح این احساس را داشته‌اند که زمان سریع‌تر بر آنان گذشته است.چرا اینگونه است؟حافظه، حافظه، حافظهبه نوشته "اشپیگل آنلاین" شماری از روانشناسان در پاسخ به این پرسش به یک بازی محاسباتی اشاره می‌کنند؛ به گفته آنان هر شخصی به طور خودکار یک بازه زمانی خاص را در رابطه با سال‌های عمرش در ذهن دارد. برای یک کودک ۳ ‌ساله‌، یک سال به معنای یک سوم زندگی‌اش و برای یک فرد ۸۰ ساله یک سال‌، یک هشتادم عمرش است. به گفته آنان از همین رو جای تعجب نیست که یک سی‌ام، یک پنجاهم یا یک هشتادم زندگی برای افراد بزرگسال بسیار کوتاه به نظر می‌آید.هر چند این توجیه به نظر قابل قبول می‌آید، اما با این حال تمام پژوهشگران بر سر پذیرش آن اتفاق نظر ندارد.مارک ویتمان، یکی از پژوهشگران مؤسسه روان‌شناسی و بهداشت روان شهر فرایبورگ، اعتقاد دارد که این توجیه "بسیار محاسباتی" است و می‌گوید: «فکر نمی‌کنم که درک از زمان در مغز انسان اینگونه کار کند.»به گفته وی اغلب اتفاق می‌افتد که یک فرد ۶۵ ساله هنگامی که وارد دوران بازنشستگی می‌شود، احساس می‌کند که ضرباهنگ زمان ناگهان کند شده است و به اصطلاح "دیر می‌گذرد".در همین حال خیلی‌ها این تجربه را داشته‌اند که زمانی که مجبور به انجام کارهای خسته‌کننده بوده‌اند یا حوصله‌شان سر رفته، احساس کرده‌اند که عقربه‌‌های ساعت به کندی از جایشان تکان خورده‌اند. مارک ویتمان می‌گوید: «پژوهش‌ها در خانه سالمندان دقیقا این حالت را تأیید کرده‌اند. زمان برای افراد بسیار کند گذشته تا وقتی که مثلا موقع غذا یا نظافت رسیده است. اما بعد که از همان فرد پرسیده شده روزش چطور گذشته، پاسخ داده: بسیار سریع.»به گفته آقای ویتمان عامل اصلی در نحوه دریافت ما از زمان به حافظه بستگی دارد؛ هر چه بیشتر حوادث و اتفاقات را به یاد داشته باشیم‌، دوره زمانی نیز به نظرمان طولانی‌تر بوده است.کلید در دستان ماستاین روانشناس آلمانی در کتاب خود با نام "زمان حس شده" می‌نویسد که همین عامل برای نمونه موجب می‌شود تا وقتی به تعطیلات می‌رویم، روزهای اول این حس را داشته باشیم که زمان کند می‌گذرد.در ابتدای سفر بایستی مسیر را طی کنید، بعد وارد مکانی ناشناخته می‌شوید که بایستی آن را کشف کنید و در این راه با چیزهای جدید برخورد می‌کنید و آشنا می‌شوید. اما بعد از چند روز که دیگر چم و خم مکان دستتان آمده و هر صبح از همان نانوایی همیشگی نان تازه می‌خرید، همان مسیر همیشگی تا ساحل را می‌روید و همان مغازه‌های همیشگی را سر راه می‌بینید، ناگهان به نظرتان می‌آید که روزها به سرعت سپری شدند و تعطیلات به پایان رسید.به گفته مارک ویتمان این مثال ساده نحوه گذراندن تعطیلات را می‌توان به کل زندگی تعمیم داد."اولین‌هایی" که انسان در جوانی تجربه می‌کند، مثل اولین بوسه یا اولین حقوق تا آخر عمر به طور پررنگ در خاطر باقی می‌مانند. او ادامه می‌دهد: «وقتی که آدم ۱۵ سال است که ازدواج کرده، هر روز سر همان کار همیشگی می‌رود و هر تابستان هم به همان جای همیشگی سفر می‌کند، زمان به نظرش بسیار سریع می‌گذرد.»با در نظر گرفتن این نکته می‌توان گفت که مقصر اصلی گذشت سریع زمان خود ما هستیم. انسان هر چه بیشتر پا به سن می‌گذارد، بیشتر نیز از دست زدن به تجربه‌های جدید سر باز می‌زند. اما هر چه بیشتر حوادث و تجربه‌های جدید و تازه را از سر بگذرانیم‌، به همان نسبت نیز حافظه‌ اتفاقات بیشتری را در خود جای می‌‌دهد.به این ترتیب سال‌های بعدتر هنگامی که به گذشته نگاه می‌کنیم و خاطرات را به یاد می‌آوریم، اینگونه به نظرمان نخواهد آمد که زمان به سرعت برق و باد سپری شده است.کلید در دستان خود ماست‌. کافی است که از رویارویی با تجربه‌های جدید نترسیم و خود را بار دیگر برای تجربه "اولین‌ها" آماده کنیم؛ اولین درس نواختن گیتار یا اولین سفر به تنهایی.

ده قانونی که باید شکسته شوند

شما ازدواج نموده اید که همه کارها را با هم انجام دهید. کلیه شبهای زندگیتان را با هم در یک تخت بخوابید، کلیه ناراحتی های خود را از یکدیگر با گذشت سرپوش بگذارید و هیچوقت هم حوصله تان سر نرود. این قوانین نانوشته ازدواج را که از مادرانمان به ارث رسیده اگر نمی توان شکست می توان اندکی آنها را خم نمود. در زندگی زناشوئی مشکلات بیشماری پیش می آیند که با تدبیر و برخورد صحیح می توان آنانرا از پیش رو برداشت نه در گنجه دل بروی هم انباشته نمود. قانون اول: هیچوقت عصبانی به تخت خواب نروید. قدمت این قانون نانوشته به دوران قبل از مسیحیت نیز می رسد. در انجیل جمله معروفی می گوید: نگذار خشم تو به شب برسد. ولی حقیقت اینست که هنگامی که خسته بی حوصله و عصبانی هستید مجادله با شوهرتان هیچگاه نتیجه مثبتی به بار نخواهد آورد بلکه ممکن است اوضاع را از وضع موجود نیز خرابتر گرداند. بهترین کار توافق بر سر عدم توافق است. بهتر است پیدا کردن راه حل را به زمان بهتری حداقل وقتی که از لحاظ جسمی و روحی استراحت نموده اید بگذارید. یک مکالمه کوچک سر میز صبحانه  مشکل شما را بهتر از ساعتها بحث بیهوده شب قبل حل می نماید. قانون دوم: صداقت بهترین راه است. شما ممکن است زندگی شخصی بسیار متنوعی قبل از ازدواج داشته باشید، حتی ممکن است قبلا ازدواج کرده باشید یا نامزد داشته اید. صداقت به این معنی نیست که شما همه آنچه را بر شما در روابط قبلی گذشته است را بیان نمایید. توضیح ریز مسایل و نوع روابط شما به شوهرتان باعث بوجود آمدن حس مقایسه شدن با آنها توسط شما را به وی دست دهد. در ارتباط با احساس شوهرتان بهتر است بدانید مردان دوست ندارند با دیگران مقایسه شوند و در نبرد بر سر احساسات شما در جای دوم قرار گیرند. قانون سوم: تنهایی به تعطیلات نروید. نکته این قانون اینست که اگر مابین کار و امور خانه فرصت چند روزه استراحت یافتید حتما باید با شوهرتان به سفر بروید. ممکن است شما بخواهید به کوهستان دیزین بروید و اسکی کنید، شوهرتان دلش برای غواصی در کیش تنگ شده باشد. بهترین راه اینست که فرصت استراحت چند روزه ای را به یکدیگر بدهید. با دوستانتان برنامه سفر زنانه ای را بچینید و اجازه دهید شوهر شما هم به تفریح مورد علاقه اش با دوستانش برسد. مطمئن باشید هنگام برگشت از سفر خاطره های زیادی برای تعریف کردن به هم دارید. قانون چهارم: اگر دعوا و مشاجره می کنید پس حتما جدا خواهید شد. در حقیقت مطالعات جدید نشان میدهد که زوجهایی که مشکلات خود را در خود نگه می دارند و بروی طرف مقابل نمی آورند بیشتر از زوجهایی که با هم دعوا و مشاجره می نمایند از یکدیگر جدا میشوند. نکته مهم در مشاجرات و دعواها اینست که سعی نمایید از موضوع مورد بحث و اختلاف دور نگردید و کار را به جاهای باریک نکشانید. قانون پنجم: وقتی بچه دار شدید، آنها الویت زندگی شما می شوند. اغلب زوجهایی را می بینیم که روابط خود را کناری می گذارند تا والدین بهتری باشند. مطالعات نشان می دهد اینکار نتیجه کاملا معکوسی بدست می دهد. روابط زناشوئی مناسب نه تنها برای زوجها بلکه برای فرزندان نیز بسیار مهم است. روابط زناشوئی همراه با عشق و علاقه باعث احساس امنیت خاطر در فرزندان میگردد و این احساس باعث رشد بهتر فرزندان خانه میشود. حتما وقتی را در طول هفته برای زوج خود اختصاص دهید. یک گردش، سینما یا شام بدون فرزندان برای خود آنان نیز بهتر خواهد بود. قانون ششم: هرگز در تختهای جدا نخوابید. اگر شوهرتان خر و پف می کند یا شما می خواهید تا نیمه شب مطالعه نمایید یا همسرتان با تشک و ملافه تا صبح سر جنگ دارد از تخت دیگری برای خواب استفاده نمایید یا بروی کاناپه پذایرایی شب را به صبح برسانید. خواب خوب برای سلامت روان جسم و رفتار یک عامل بسیار مهم است. نکته مهم اینست که خواب جداگانه روابط جنسی زناشوئی را محدود ننماید. قانون هفتم: علایق خود را با علایق همسرتان سازگار نمایید. همانقدر که صرف لحظه به لحظه اوقات فراغت خود به انجام امور مورد علاقه خود مناسب یک زندگی مشترک نیست فراموش نمودن علایق شخصی که قبل از ازدواج داشته اید برای هماهنگی بیشتر با شوهرتان نیز در بلند مدت آسیبهای جدی به روابط شما خواهد زد. اگر شوهر شما استقلالی است و شما یک پرسپولیسی دو آتیشه لزومی ندارد به صرف خوشایند همسرتان طرفداراستقلال شوید. بهتر است شخصیت مستقل خود را حفظ نمایید چون شوهرتان از آغاز عاشق شمایی بوده که دارای شخصیتی مستقل با علایق خاص خود بوده. همچنین بطور مثال اگر شما اصلا فوتبال دوست ندارید و شوهر شما بازیهای لیگهای دسته سوم را نیز از دست نمی دهد بد نیست هر از چند گاهی مسابقه ای را با وی نگاه کنید. حتی برای یک نیمه. قانون هشتم: اگر احساس عشق آتشین از بین رفت روابط شما به پایان رسیده است. بسیاری از زوجهای موفق می دانند که آنچه روابط مستحکم زناشوئی را می سازد عشق آتشین اوائل آشنائی نیست بلکه دو رکن بسیار مهم ازدواجهای موفق اطمینان و تعهد است. این احساس که اگر عشق آتشین در شما از بین رفت بنابراین روابط از بین رفته است طرز فکر صحیحی نیست. قانون نهم: احساس خستگی نشانه بدی است. مشکل اینجاست که اگر در روابط مشکلی وجود نداشته باشد ما احساس خستگی، روزمرگی و کلافگی می نماییم. شاید یک روابط پر تنش هیجان انگیزتر باشد ولی برای بلند مدت، لزوما مناسبتر نیست. در یک زندگی برنامه ریزی شده روزمره همیشه جا برای یک برنامه هیجان انگیز وجود دارد پس زودتر دست بکار شوید. قانون دهم: روابط جنسی مرتب زوج شما را خوشبخت می نماید. احساس اینکه روابط جنسی نیز نوعی وظیفه روزمره است در بلند مدت باعث عدم ارضای کامل و بروز مشکلات عدیده میشود. بیاد داشته باشید که هر دو طرف باید از این روابط لذت ببرند. یک روابط جنسی ناخوشایند برای یکی از زوجین باعث عدم ارضای کامل زوج دیگر خواهد گشت و ضررهای زیادی به ارکان روابط زناشوئی خواهد زد. متاسفانه در ایران عدم رضایت جنسی زوجین عامل اصلی طلاق در چند سال اخیر بوده است بنابراین بهتر است با این بخش مهم از زندگی نه بصورت یک وظیفه بلکه یک ارتباط خوشایند دو طرفه برخورد نمایید.
اتیکت های رفتاری که مردان را از پسران متمایز می نماید! عشق واقعی و دوران دوستی های مجازی خالکوبی؛ مد یا سنت؟ 4 موضوعی که نباید در اولین قرار ملاقات بازگو شوند من ۲۶ ساله هستم و در هیچ شبکه اجتماعی حضور ندارم

آداب و رسوم

عروسی در دیزج خلیل

روستای دیزج خلیل از توابع شهرستان شبستر در استان آذربایجان شرقی می باشد. این روستا دارای آداب و رسوم بسیار جالبی در عروسی ها می باشد که  با آن آشنا می شوید. ابتدا خانواده پسر دختری را که دارای معیارهای شان هست را انتخاب کرده و این موضوع را با خانواده دختر مطرح می کنند. بعد از چند روز برای گرفتن جواب بر می گردند و اگر جواب خانواده دختر مثبت بود قرار خواستگاری رسمی را می گذارند و مراسم عروسی را طی سه مرحله انجام می دهند. شب قرار ( بله بران )در منزل هر دو خانواده جشن و شادی و سرور خودمانی برقرار می شود، در چنین شب به یادماندنی چند نفر از ریش سفیدان وافراد خودی از هر دو طرف درمنزل دختر جمع شده و درباره نوع  اسباب و لوازم، شیرینی و خوراکی های مراسم عروسی، مبلغ مهریه و شیربها به توافق می رسند. بعد از چند روز در یک روز موعود، دو سه نفر از خانواده پسر به اتفاق یک نفر از خانواده دختر به بازار شبستر رفته و 15 - 10 کیلو قند، 3 کیلو چای اعلا، یک دوری شاخه نبات، یک عدد شال (روسری)، یک حلقه انگشتری طلا، آئینه بخت، کاغذ رنگی (جهت درست کردن گل خوانچه ) وغیره خریداری می کنند. شیرینی خورانی بعد از ظهر وسایل خریداری شده را با سلیقه تزیین می کنند و درون چند سینی چوبی چیده و در یک گوشه اتاق قرار می دادند. هنگامی مدعوین جمع می شوند چند نفر خوانچه کش طبق ها را روی سرشان گذاشته و همراه مدعوین روانه خانه دختر می شوند. خانواده عروس از مهمانان با گرمی و صمیمیت استقبال کرده وپس از تعارفات معمول وجابجا شدن مهمانان، مسئول پذیرایی با یک استکان چای شیرین و پشت سرش دو استکان چای قند پهلو از مهمانان پذیرایی بعمل می آورد. از سوی میزبان به خوانچه کش ها نیزانعامی از قبیل آجیل، جوراب و یا سکه نقد داده می شود. در یک اتاق جداگانه رضایت و بلی گفتن دختر بوسیله یک بانوی سن و سال دار و آشنای خانواده گرفته می شود و به اطلاع عاقد معمّم می رسد و صیغه عقد در جمع حاضران مجلس که دست هایشان بر روی زانو هایشان می بود جاری گشته و بر روی کاغذ وارداتی ضخیم ثبت می شد، معمّم بالای عقد نامه و گواهان حاشیه آن را ممهور می کردند. خانواده دختر دو- سه روز بعد مقداری وسایل پیشکشی همراه با نان قندی(شکر چؤره یی ) محلی در دروت طبقها نهاده و به منزل پسر عودت می دادند. شال اندازی:پس از شیرینی خورانی در یک روز نیک مجلس زنانه در خانه دختر ترتیب می دهند که در آن مجلس بر سر دختر شال انداخته و می رقصانند و وجوه شاباش جمع شده را به خانواده دختر و دایره زن می دهند. پارچه کسمه یا نمایش  پارچه: در یک روز خجسته سه - چهار نفر از خانواده پسر به اتفاق یک نفر از خانوده دختر به بازار رفته و به حساب پسر برای عروس آینده چادر شب ضخیم چهارخونه، حوله، پارچه های متنوع پیراهنی، شلواری و دامنی، هدایا و سوغات برای خانواده دختر، چند کیسه حنا، وسایل آرایشی سننتی و یک عدد صندوق عروس خریده و به منزل می آورند، در منزل وسایل سبک را با تشریفات در طبقها می چینند تا در یک فرصت مناسب به منزل دختر بفرستند خانواده دختر نیز جهت دعوت به چشن زنانه به نام (پارچه کسمه) یک عدد پاکت رنگی چهار گوش به نام (سلام و دعا ) که معمولا حاوی هل، میخک و نبات است بعلاوه یک عدد نان قندی محلی در سینی (سینی کوچک)نهاده و به منزل دعوت شونده می فرستند. روز جشن (پارچه کسمه) دو نفر خانم در طرفین در ورودی منزل دختر می ایستند، یکی به مدعوین گلاب می پاشد دیگری نیز آینه به دست ایستاده وبا خوشامد گویی بانوان را به اتاق جشن راهنمایی می کند. در این جشن شادی زنانه بانوی با تجربه ومحبوبی  پارچه های خوانچه را یکایک بدست گرفته و با تعریف وتمجید و توضیحات لازم به حضار نشان می دهد. در طول نمایش کالای خوانچه عروس، دائره زن با آوازهای دلنشین و شادی آفرین آذری مدعوین را سرگرم ومسرور می کند. در پایان جشن هر یک از میهمانان نسبت به توانایی مالی اش پولی می دهد. از وجوه جمع شده مبلغی به دائره زن ومابقی را به خانوده دختر تقدیم می کنند که جهت خرید نواقص جهیزیه دختر به مصرف برسانند. قبل از شب حنا بندان، هنگام عصر، سلمانی (دلاک) محل، سر وصورت داماد را در حضور عده ای دعوت شده اصلاح کرده وانعام نقدی وجنسی دریافت می کند. دختر را نیز در خانه اش، مشاطه محل زیر ابرو گرفته وبه صورتش بند می اندازند و دستمزد وانعام دریافت میکنند. از سوی دیگر خانواده دختر پیراهن، جوراب، دستمال، عرقچین دستدوز، قاب قرآن،  ساعت، مهر، شانه و جانماز، مچ پیچ و نظایر آنها برای داماد و هدایای شاغدوش و سولدوش را به درون طبق چوبی چیده و جهت تماشا در وسط اتاق قرار می دهند. خانواده پسر جهت تماشای خوانچه ها به منزل دختر رفته و پس از پذیرایی مختصر سیاهه جهیزیه دختر را می نویسند وبه ورقه مهریه نصب می کنند. سپس خوانچه ها، صندوق لباس و لحاف - تشک عروس وداماد به منزل پسر فرستاده می شود تا در شب حنا بندان داماد از پوشاک دریافتی استفاده کند. طبق معمول طبق کشها انعام دریافت کرده وبا چهره بشاش مرخص می شوند. شما عزیزان هم اگر در شهر خود آداب و رسوم جالبی دارید برای لادبز نگار ما بفرستید تا با اسم خودتان در سایت منتشر شود.    

ازدواج به سبك هندی

وقتی می خواهیم از عروسی هندی ها حرف بزنیم اولین تصویری كه به ذهن می رسد این است كه دست های عروس حنابسته تا بالا، از سر و صورتش طلاهای زرد آویزان است و لباسی به غیر از سفید بر تن دارد. چرا كه لباس سفید در آیین این كشور برای عزاداری استفاده می شود.
کارناوال برزیل 2014 آداب و رسوم روز ازدواج در آلمان چند راهکار مفید برای خرید عید رضایت بخش عید آب پاشی - جشن وارداوار حاجی فیروز

سفر و تفریح

خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان

غذا در کشور گرجستان به بهترین نحو معرف فرهنگ این کشور است. به گزارش الی گشت غذاهای گرم، چسبناک و خوشایندی مانند خاچاپوری (نان پرشده با پنیر) به‌ خوبی با ماتاسونی (ماست ترش) به تعادل می‌رسند. گیاهانی مانند ترخون، جعفری، شوید و گشنیز به ‌خوبی با گردو و سیر مخلوط می‌شوند تا یک سس قوی و سیرکننده ایجاد کنند. در ادامه به خوراکی‌های گرجستانی می‌پردازیم. خاچاپوری (خاچاپوری) هیچ سفری به گرجستان بدون خوردن خاچاپوری تکمیل نمی‌شود و یا حتی ممکن است چنین سفری ممکن نباشد. این نان نرم و گرم که با پنیر پر شده است، به ‌قدری لذیذ است که انگار با چکیدن هر تکه محتویاتی داخل آن، مایعی دلربا به دهان شما وارد می‌شود. مدل اصلی این نان به ‌صورت گرد بوده و از پنیر پر شده، ولی مدل‌های دیگری از آن نیز وجود دارند که برای نمونه می‌توان به مدلی که روی آن تخم‌مرغ ریخته شده (خاچاپوری آدجاریان)، مدلی که بسته چهار لایه خمیر، خاچاپوری ترخون، قارچ و پای‌های پرشده با برنج اشاره کرد. می‌توان گفت که بهترین خاچاپوری را می‌توان در خانه‌ها و زمانی که به‌ صورت تازه برای صبحانه پخته می‌شوند، تجربه کرد. در سوانتی نیز نسخه‌ای از خاچاپوری وجود دارد که با تره پر می‌شود. اگر در اقامت خود در گرجستان با یک خانواده سر و کار ندارید، ناامید نشوید زیرا در هر گوشه‌ای از تفلیس می‌توانید دکه‌های خاچاپوری فروشی بیابید. بدریجان نیگزیت (Badrijan Nigzit) نوارهای بادمجان سرخ ‌شده‌ای که تخت بریده شده‌اند و روی آن‌ها با رب گردو پرشده است. این غذای ترش و شیرین، یکی از گزینه‌های مورد علاقه شما می‌شود. موشمالا (Mushmala) این میوه یک میوه خرمالویی رنگ و آبدار است که اندازه آن تقریبا به ‌اندازه یک گردو است. هسته‌های تیره و براق آن نیز شبیه به سنگ‌های تزئینی چشم ببری است و حتی می‌توانید با آن به انجام بازی مانکالا (Mancala) بپردازید. لوبیانی (Lobiani) این نان، تقریبا شبیه به خاچاپوری است ولی با عصاره لوبیا پر شده و به همین دلیل نیز از خاچاپوری اصلی که با پنیر پر می‌شود، سالم‌تر است. مچادی (Mchadi) این مورد در حقیقت، نان ذرت گرجستانی است و به‌ قدری سبک است که احساس می‌کنید که هم‌ وزن یک کاغذ است. این نان معمولا به ‌صورت همزمان با لوبیو خورده می‌شود. چاکاپولی (Chakapuli) سوپ گوشت بره و سبزیجات که معمولا در تعطیلات ویژه‌ای مانند عید پاک خورده می‌شود. خوبدری (Kubdari) این غذا تقریبا شبیه به خاچاپوری است که با تکه‌های کوچک گوشت، ادویه و پیاز پر شده است. این وعده یکی از غذاهای ویژه سوانتی‌ها است. برای خوردن این غذا می‌توانید به رستورانی در توقف گاه بین زوگدیدی (Zugdidi) و مستیا رفته و یا به سراغ خانه‌ای که در مسیر مستیا به اوشگولی (Ushguli) قرار دارد بروید. تاتارا (Tatara) این شیرینی از عصاره جوشانده شده و فشرده شده انگور درست شده است. برای درک بهتر این غذا می‌توانید آن را به ‌عنوان یک رولت میوه با شکر اضافه در نظر بگیرید.

مرگ هامون

مرگ دریاچه هامون بار دیگر مهر تأییدی بر جدیت ماجرای مرگ و محو تدریجی دریاچه‌ها و تالاب‌های ایران زده است، تا جایی که مجلس شورای اسلامی هم دست به کار شده و کمیسیون‌هایی برای نجات دریاچه‌ها تشکیل داده است. خبرگزاری مهر به نقل از باقر حسینی، عضو مجمع نمایندگان سیستان و بلوچستان مجلس از تشکیل کمیسیون "احیای دریاچه هامون" خبر داده است. او می‌گوید: «در راستای تلاش مجلس برای احیای این دریاچه، کمیسیونی با عنوان احیای دریاچه هامون تشکیل شد.» حسینی اضافه کرد: «دریاچه هامون از جهات مختلف دارای اهمیت بوده و لذا تلاش برای احیای این دریاچه نتیجه مثبتی در تقویت توسعه استان خواهد داشت.» دریاچه هامون از ۳ دریاچه کوچک تشکیل شده‌ که در زمان وفور آب به هم متصل می‌شوند. این دریاچه به رودخانه هیرمند وابسته است و این وابستگی باعث می‌شود تا هرگونه نوسانات در میزان آب هیرمند مشکلاتی برای کل سیستم به وجود آورد. دلایل خشکی هامون علاوه بر خشکسالی، بسته شدن آب ورودی از سوی رودخانه هیرمند در کشور افغانستان چنین سرنوشتی را برای این دریاچه رقم زده است. در سال ۱۳۵۱ دولت ایران و افغانستان تفاهم‌نامه‌ای بر اساس پیشنهاد کمیسیون دلتا، متشکل از کارشناسان محیط زیست کانادا، آمریکا و شیلی برای بررسی ورودی آب از هیرمند تنظیم کردند. بر پایه این تفاهم‌نامه، افغانستان موظف به آزادسازی ۲۶ متر مکعب آب در هر ثانیه از رودخانه هیرمند می‌شود و باید حقابه آن را نیز پرداخت کند. اما در سال‌های اخیر افغانستان به وظیفه خود عمل نکرده است. دکتر بهروز دهزاد، کارشناس محیط زیست در این رابطه به خبرآنلاین گفته است: «تا یکی دو دهه پیش افغانستان به این موضوع پای‌بند بود و سهم هامون را رها می‌کرد؛ اما با پیش آمدن بحث توسعه و جدی گرفتن کشاورزی در افغانستان، سطح زیر کشت در آنجا افزایش پیدا کرد و بدقولی کردند و عملیات رهاسازی آب را انجام ندادند.» به گفته او، همراه شدن این قضیه با خشکسالی و کاهش شدید بارندگی، تالاب ارزشمندی مانند هامون را خشک کرده است. انتقاد از رویکرد ایران دکتر دهزاد، استاد دانشگاه شهید بهشتی، ایران را نیز در خشک شدن هامون سهیم می‌داند. او خاطرنشان می‌سازد: «در این سال‌ها دیپلماسی ما ضعیف بوده به‌طوری که خود مقامات افغانستان هم به این مسئله اشاره دارند که به قول‌هایشان عمل نکرده‌اند و متأسفانه می‌بینیم به دلیل ارتباطات و پی‌گیری‌های کمی که از طرف مسئولان کشورمان انجام گرفته هامون به این حال و روز افتاده است.» دهزاد می‌افزاید: «تا زمانی که تفاهم و همکاری واقعی و دوجانبه‌ای در کار نباشد هزار توافقنامه و تفاهم‌نامه هم که امضا شود تأثیری ندارد و نمی‌توان به آن دلخوش کرد.» "هنوز هم می‌توان هامون را نجات داد" این کارشناس محیط زیست معتقد است که هنوز هم می‌توان هامون را نجات داد. بهروز دهزاد با اشاره به این که وضعیت هامون به وخامت وضعیت دریاچه ارومیه نیست، می‌گوید هنوز هم با ایجاد "تفاهم واقعی" میان ایران و افغانستان می‌توان مشکل هامون را حل کرد. اعزام کارشناسان برای پی گرفتن اقداماتی در مورد هیرمند که هم برای افغانستان مفید بوده و هم سهم‌ آب ایران را تأمین کند یکی از این راه‌ها است. خشک شدن هامون بر اکوسیستم تمامی مناطق اطراف تأثیر منفی می‌گذرد و با ایجاد توفان‌های نمکی و شنی بر محیط زیست اثر گذاشته و مهاجرت را افزایش خواهد داد. مهر می‌نویسد، با نابودی هامون ۱۵ هزار صياد بيكار شده و زنانی كه با بهره‌گيری از نی‌های درياچه به توليد صنايع دستی اشتغال داشتند منبع درآمد خود را از دست داده‌اند. به علاوه دامداران سيستانی با ۱۲۰هزار رأس گاوی كه تا پیش از این در ۷۰ هزار هكتار از اراضی درياچه چرا می‌كردند مهاجرت كردند و ۸۰۰ روستا تحت تاثير هجوم شن‌های روان درياچه قرار گرفته است. دریاچه هامون تا کمتر از دو دهه قبل سالانه پذيرای بيش از یک‌ ميليون پرنده مهاجر بود و هر ساله در آن هزار تن ماهی صید می‌شد. این دریاچه در در آیین زرتشی تقدس خاصی دارد و در شاهنامه فردوسی هم از آن یاد شده است.
دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان پینت بال را امتحان كنید اگر مارکو پولو تلفن هوشمند داشت ابیانه نگینی سرخ در كوه های كركس از تحفه نطنز تا انرژی هسته ای