1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

جنبش حقوق زنان هرگز به این 10 نقطه در جهان نیامده است، نیازی هم نداشته تا بیاید. این 10 نقطه در جهان مرد سالار دارای رهبران زن هستند. اگر تا کنون نام آنها را نشنیده اید به این خاطر است که تا کنون به هیچ جایی حمله ننموده، هیچ قتل عامی راه نینداخته و مال هیچ کسی را به زور از دستش نربوده اند. شما ترجیح میدادید با کدام یک از اقوام زندگی می نمودید؟

10- مسلمانان ساحاوی در صحرای غربی

در سال 1975 مراکش کشور مستقل صحرای غربی را اشغال نمود، از آنزمان مقاومت اندکی در برابر اشغالگران مراکشی صورت گرفته است. مردمان صحرای غربی همانند مراکشیان مسلمانند ولی به اندازه آنان افراطی نیستند. در صحرای غربی زنان حق انتخاب زوج خود در هنگام ازدواج را دارند و اگر شوهرشان نیازهای آنان را برآورده ننماید حق طلاق از شوهر خویش را نیز دارند. در این منطقه از جهان زنان طلاق گرفته خواهان بیشتری نسبت به دختران دم بخت برای ازدواج مجدد دارند.

9- مردمان آکان در غرب آفریقا

غرب آفریقا شاید یکی از بدترین نقاط روی کره زمین از لحاظ حقوق زنان باشد اما در همین مکان اقوام آکان زندگی می نمایند که قدرت ازدواج و طلاق و حق ارث مطلقا در دست زنانشان است و بچه ای که بدنیا می آورند فرزند شوهر نیست بلکه بچه خانواده زن بحساب می آید.

8- اسورن ویرجینز در آلبانی

آلبانی شاید در اروپا باشد ولی از لحاظ قوانین مدنی درحداقل 200 سال پیش جا مانده است . در این کشور بشدت مرد سالار خونریزی قومی امری بشدت پیش پا افتاده است و دیده شده که کلیه اقوام مرد یک خانواده بدلیل دشمنی خانواده دیگر که بزمان اجدادشان بر می گردد کشته میشوند. در این مناطق بدلیل اینکه قدرت در دستان مردان نهفته است زنان باید تبدیل به مرد شوند تا بتوانند خانواده خود را اداره نمایند. بهمین دلیل لباسهای مردانه می پوشند و مردانه رفتار می نمایند تا قدرت خانواده را بدست گیرند. این زنان از درگیری ها و خونریزی های خانوادگی بدور هستند و کلیه اختیارات و قدرت یک مرد را در این جامعه متعصب سنتی دارا هستند.

7- زنان آمیش در آمریکا

آمیشها یک قوم متعصب سنتی مذهبی در آمریکا هستند که از 200 سال قبل از هرگونه پیشرفت و مدرنیته در قلب آمریکا خود را بدور نگه داشته اند. هنوز خانه های خود را با شمع روشن می نمایند و هنوز سوار شدن بروی گاری های اسب کش را به استفاده از اتومبیل ترجیح می دهند. در خانهایشان برق ندارند و از نور شمع جهت روشنایی استفاده می نمایند. در این جامعه سنتی کارهای خانه داری و تربیت بچه های آمیش کار زنان است.  اما در همین جامعه سنتی قانونی بنام را رومسپرینگا وجود  دارد که به دختران جوان آمیش اجازه میدهد بدنیای خارج سر بزنند و مانند یک انسان معمولی زندگی نمایند سپس اگر ترجیح دادند به نزد خانواده و قوم خود برگردند و با ازدواج با یک مرد آمیش زندگی اقوام خود را ادامه دهند.

6-  ایریکوهای آمریکا

جامعه ایریکو یا لیگ ایریکو، بدلیل خدماتشان و روشن نمودن شعله انقلاب استقلال آمریکا از امپراطوری بریتانیا مشهور هستند و این قوم که در مرز شرقی کانادا و آمریکا زندگی می نمایند رئیس قوم توسط کمیته زنان مسن قوم انتخاب میشود و ثروت از طرف مادر به دختر می رسد، همچنین بعد از ازدواج مرد با خانواده دختر زندگی می نماید و اگر ازدواج موفقیت آمیز نیود مرد از خانه رانده میشود. همچنین انتخاب شوهر و حق طلاق با زن است.

5- پلی اندری های هیمالایا

پلی اندری به نوعی از زندگی گفته میشود که در آن زنان حق انتخاب و ازدواج با بیش از یک مرد را دارند. این نوع زندگی در بخشهای شمالی هند در رشته کوهای هیمالایا بیشتر به چشم میخورد، همچنین در بخشهایی از بوتان، چین و نپال. هرچند فشار دولتهای مرکزی  باعث کمتر شدن تعداد این نوع زندگی شده است ولی هنوز هم در سلسه جبال هیمالایا این نوع زندگی سنتی بشدت رواج دارد.

4-  مینانگ کابائوهای اندونزیایی

اندونزی بیشترین تعداد مسلمانان در جهان را داراست، بیشتر این کشور تحت تسلط افراطی های سلفی است ولی اقوام مینانگ کابائو، بزرگترین قوم مادر تبار دنیا هنوز به زندگی خود در این کشور ادامه میدهند. پسران این قوم از هفت سالگی به مدارس مذهبی فرستاده میشوند و در سنین جوانی برای کسب ثروت به دنیای خارج. بنابراین کلیه وظایف اداره خانواده و قوم را زنان بعهده دارند.

3- اقوام موسو در چین

در چین مساله روابط زناشوئی همیشه یک تابو بوده است. با این وجود این کشور با فاصله زیاد پر جمعیت ترین کشور جهان بحساب می آید. اقوام موسو که در نزدیکی مرز تبت زندگی می نمایند از اینگونه مسایل بدور بوده اند . این قوم هیچ قانونی بنام ازدواج ندارد و زنان در انتخاب کسی که میخواهند با او بچه دار شوند آزادند.  فرزندان این روابط آزاد توسط خانواده مادر کودک بدنیا آمده بزرگ میشوند.

2- مقالاهای هند

در قوانین دین هندو، چیزی بنام تساوی حقوق زن و مرد مرسوم نیست و عمدا مرد صاحب همه چیز زندگی است. ولی اقوام مقالا که در نزدیکی تبت زندگی می نمایند از این قاعده مستثنی هستند. در این قوم صاحب همه چیز زنان قوم هستند. از ارث و مال گرفته تا نام خانوادگی که بروی فرزندانشان می گذارند. همچنین حق ازدواج و طلاق و منحصر به اختیار زنان است و قدرت در خانواده از زنان به زنان منتقل می گردد. چندی پیش بر خلاف روال موجود در دیگر جوامع بشری مردان این قوم با سازماندهی یک اعتصاب خواستار برقراری تساوی حق زن و مرد در جوامع مقالاهای هند شدند.

1-کالاشهای پاکستان

در کشوری که درگیر تعصبات مذهبی از جنس طالبان و القاعده است، یک جامعه کوچک زن سالار بنام کالاش ها زندگی می نماید. این قوم که بگفته خودشان از بازماندگان اسکندر کبیر بحساب می آیند در دهکده اتوپیایی خودشان در قسمتهای شمالی کشور زندگی می نمایند. در این جامعه که بیش از سه هزار سال توسط زنان اداره و فرمانروایی شده است هیچگونه جرمی گزارش نشده است و همچنین هیچگونه درگیری با هیچ قوم و مذهب دیگری. در این جامعه زنان حق انتخاب مردان زندگی خودشان را دارند و اگر مردی نتواند زن زندگیش را خوشحال نماید زن بسادگی او را  برای مرد دیگری ترک می نماید. (عکس بالا از مراسم کالاشها است)

دیدگاه‌ها  

0 # رضا زال 1391-11-14 17:09
عجب عکس خوبی گرفته! چه نگاهی پر از زندگیه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # س. ج. مرادپور 1391-12-09 16:56
باید بجای تور تایلند مردهای ما رو ببرند همچین جاهایی که قدر عافیت بدونن ، یا ما رو بفرستند اونجا بقیه عمرمون با سعادت زندگی کنیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مرتضی ع 1392-12-20 22:23
جالب بود همه جوریشو دیده بودیم این دیگه اخرشه ولی الان توایران خودمون وضعیت بهتر ازاین نیست همیشه حق با خانمهاست و............
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

هیجان انگیز ترین سفر زندگی

زوج ها برای آغاز یک سفر باید با هم متعهد بوده و از آنچه پیش رو دارند کاملا" آگاه باشند همه پدرها و مادرها داستان هایی از اینکه چطور بچه دار شدند را دارند و متاسفانه در این میان قصه ها و افسانه های غیر واقعی هم کم نیستند. امروزه ما در مورد مسائل جنسی و بارداری که زمانی بسیار شخصی و خصوصی به حساب می آمدند، به راحتی و به صورت آشکار صحبت می کنیم. زوج هایی که مشکل بارداری دارند، هر روز با اطلاعات آگاه کننده گرفته تا اطلاعات مبهم و کاملا" اشتباه و گیج کننده، بمباران می شوند. آمار نشان می دهد: روی هم رفته، نرخ بارداری تنها چیزی بین 15 تا 20 % در هر سیکل می باشد و تقریبا" از هر هشت بارداری تشخیص داده شده، یک مورد منجر به سقط جنین می شود. حدود 70 درصد  از زوج هایی که ثابت شده از نظر باروری مشکلی ندارند، پس از شش ماه تلاش، 85 الی 90 درصد پس از دوازده ماه و 95 درصد آنها پس از دو سال تلاش باردار می شوند. همه می دانند که خانم ها با بالا رفتن سن، شانس کمتری برای بارداری و به همین میزان شانس بیشتری در سقط جنین دارند. (به دلیل وجود ناهنجاری های کروموزمی خاص جنین) بنابراین، "نرخ موفقیت " - حتی برای زوج هایی که مشکلی از نظر باروری ندارند – خیلی هم بالا نیست. علی رغم اینکه بسیاری از زنان جوان از بارداری های غیربرنامه ریزی شده می ترسند، حاملگی به همین آسانی هم رخ نمی دهد. در مورد ناباروری، حدود 35 تا 40 درصد از علل ممکن مربوط به مردان بوده و 35 تا 40 درصد دیگر مربوط به زنان است. 20 تا 35 درصد موارد باقی مانده  یا توضیحی نداشته و یا بدلیل ترکیبی از عوامل زنانه و مردانه است. پس اگرچه بسیاری از خانم ها خودشان را مقصر در باردار نشدن می دانند، اما ناباروری یک مشکل اغلب زنانه نیست و هر دوی زن ومرد به طور مساوی " مسئول " هستند. نسبت دادن مسئولیت ناباروری به یک شخص یا یک عامل خاص مثل تعداد اسپرم ها، هیچ فایده ای به حال زن و شوهر ندارد، نه برای حل مشکل ناباروری و نه برای حل مشکل روابط زوجین. نتیجه چنین برخوردی، احساس گناه و مسؤلیت و نیز خشم و رنجش برای همسر خواهد بود. در هنگام صحبت از ناباروری خیلی بهتر است که از عبارت "مربوط می شود به"  به جای  "بدلیل"  یا    " در نتیجه ی " عوامل خاص استفاده کنیم.  در موارد بسیاری ممکن است عوامل مختلفی در این موضوع نقش داشته باشند. اگرچه ممکن است معاینات تنها یک عامل را تشخیص داده باشند، اما معلوم نیست که این عامل  تنها علت ناباروری است یا اینکه تنها یک علت از میان علل مختلف موجود است. زوج هایی که برای مدت بیش از 12 ماه به منظور باروری تلاش می کنند، بهتر است با پزشک عمومی خود برای انجام معاینات و چک آپ های معمول مشورت کنند چرا که گاهی یک مسئله نسبتا" ساده و قابل درمان مثل عملکرد غیر عادی تیروئید تشخیص داده شده و شانس بارداری را می افزاید. زنان با سنین بالاتر باید زودتر اقدام به اینگونه معاینات کنند به این دلیل که می توان گفت، سن مادر شدن تنها دلیلی است که به احتمال زیاد عامل تعیین کننده موفقیت نهائی تلاش های زوجین برای باروری است. زوج ها برای آغاز یک سفر باید با هم متعهد بوده و از آنچه پیش رو دارند کاملا" آگاه باشند. آنها باید تا حد امکان از نظر احساسی و عملی پشتیبان یکدیگر باشند به خصوص که مسیر پر از چالش و وقت گیر ملاقات های پزشکی، تست های دردناک و طاقت فرسا و حتی درمان IVF را باید بپیمایند. کل فرایند می تواند از نظر احساسی، فیزیکی و مالی فرساینده باشد و فشار زیادی حتی بر استوارترین روابط وارد آورد. زوج ها باید به یاد داشته باشند که از تلاش برای بارداری لذت ببرند نه اینکه به آن به حدی جنبه پزشکی دهند که تبدیل به یک وظیفه ناخوشایند شود. اغلب زوج ها چه با امدادهای پزشکی و چه بدون آن، بچه دار خواهند شد. ما باید خوشحال باشیم که در عصری زندگی می کنیم که پیشرفت های پزشکی به اکثر زوج ها در صورت تمایل شانس بچه دار شدن را می بخشد.

دوقلوهای مستقل

دوقلو بودن به معنای مو نزدن با یکدیگر نیست. همین که دو کودک از لحاظ ظاهری کوچکترین تفاوتی باهم ندارند به خودی خود جالب است؛ لزومی ندارد آنها را با پوشاندن لباس های یک شکل بیش از پیش به هم وابسته و غیر مستقل بار بیاورید.
تاثیرچاقی والدین بر رشد مهارت های کودکان نهادینه کردن کتابخوانی در کودکان کودکان، چه زمان و چگونه به اعتماد دست می یابند؟ 8 اشتباه رایج والدین و نحوه اجتناب از آن‌ها اشکها و لبخندها

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

ده لوگوی بسیار نامناسب در دنیا

    شرکت های تجاری مبالغ زیادی را صرف طراحی لوگو می کنند. اما گاهی این لوگوها نه تنها در معرفی شرکت ها موفق نیستند، "بی ادب" هم از کار در می آیند. نشریه بیزنس اینسایدر، ده تا از این لوگو "ها را معرفی کرده است.   ۱- آرم المپیک ۲۰۱۲ لندن این لوگو که ۴۰۰ هزار پوند برای طراحی آن پرداخت شد، بسیار جنجال برانگیز بود. عده ای گفتند این شبیه رابطه کمدی جنسی در کارتون مشهور سیمپسون هاست. عده ای اما جدی تر بودند. ایران تهدید کرد که به دلیل شباهت این لوگو به کلمه "صهیون" بازی های المپیک را بایکوت می کند.     ۲- کمیسیون جوانان کلیسای کاتولیک این لوگو در سال ۱۹۷۳، لوگوی کمیسیون جوانان کلیسای کاتولیک بود.   ۳- رستوران سوشی طلوع قرار بود این لوگو مفهموم طلوع خورشید پشت یک چایخانه سنتی ژاپنی را القا کند. احتمالا طراحان بخوبی از عهده القای این مفهموم بر نیامده اند.   ۴- شیره درخت افرا ایات ورمونت این لوگوی تبلیغ شرکتی است که صادرات شیره افرای ایالت ورمونت را به عهده دارد. به نظر نمی رسد که با دیدن این لوگو دیگر کسی رغبتی برای ریختتن شیره افرا روی پن کیکش داشته باشد.   ۵- لوگوی شرکت تولید رنگ شروین ویلیامز احتمالا شرکت تولید رنگ شروین ویلیامز هرگز قصد نداشته دنیا را به رنگ خون در بیاورد. این لوگو در سال ۱۹۰۶ طراحی شده است.   ۶-  لوگوی شرکت دارویی کوداوارا شرکت داروسازی ژاپنی کوداوارا، زمانی از این لوگو برای معرفی شرکت استفاده می کرد. قصد طراح این بوده که حرف k  را طراحی کند اما انگار زیاد موفق نبوده است.   ۷- کافه قنادی ماما لوگوی کافه قنادی ماما در یونان، یکی از مثال های خوب از یک طراحی لوگوی شکست خورده است.   ۸- شرکت A- style شرکت تولید پوشاک ای استایل زمانی که این طرح را برگزید گمان نمی کرد که بتواند درآمد زیادی از این طرح جنجالی بر روی تی شرت هایش بدست بیاورد.     ۹- کلاس رقص جاز کودکان این یکی کمی سخت است. باید روی تصویر دقت کنید تا متوجه شوید طراح لوگو چه دسته گلی به آب داده است.   ۱۰- مرکز پزشکی کودکان آرلینگتون چه کسی این طرح را تصویب کرده است؟                       

قبیله بانوان گردن بلند

قبیله‌های گردن بلندی که در تپه پادااونگ واقع در شمال تایلند زندگی می‌کنند، یکی از قبیله‌های شگفت‌انگیز جهان به شمار می‌روند. مردم این قبیله در اصل آواره‌های برمه‌ای بودند که سال‌ها پیش وقتی در وطن شان جنگ و خونریزی در گرفت از کشور خود فرار کردند و به تایلند پناه آوردند.
مردی که پدر بیش از 600 فرزند است این ده نفر بالاترین آی کیو را داشته اند چرا خمیازه مسری است؟ آیا زنان زیبا به خودی خود خوب هم هستند خواب در بیداری، مورد نادر لی لی کلارک

مطالب تصادفی

حرفه من

دختران آتش

درست ده سال پیش اولین گروه آتش نشانان زن، پایان دوره آموزشی خود را جشن گرفتند و به طور رسمی وارد حرفه آتش نشانی شدند. هرچند كه در آغاز حرف و حدیث هایی برای آموزش و به كارگیری زنان در این حرفه بود، اما دختران آتش توانستند شایستگی خود را ثابت كنند تا جایی كه اكنون یك ایستگاه در اختیار دارند.

پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

به افرادی که خود را برای ملاقات های استخدامی در سازمان های مختلف آماده می کنند توصیه می شود این مطلب را خوب بخوانند تا خود را برای مهم ترین سوال در مصاحبه آماده کنند. معامله بر سر حقوق   بهترین جواب هنگام مصاحبه برای کار به این سوال: "حقوق و دستمزد موردنظر شما چقدر است؟"  به یاد داشته باشید که هرگز هیچ رقمی را بیان نکنید و سعی کنید مصاحبه کننده را وا دارید که حدود حقوق را به شما بگوید.   هرکس که تا به حال یک مصاحبه کاری داشته است لحظه ای که از او سوال می کنند حقوق درخواستی اش چقدر است را به خاطر دارد و سختی جواب صحیح دادن به این سوال که رقمی غیر منتظره و پایینتر یا بالاتر از رقم مورد نظر کارفرما را اعلام نکند.   مجله «تایم» با همکاری «پیسکیل» جواب این سوال را برای ما پیدا کرده اند که عبارت از این است که "هرگز هیچ رقم مشخصی را اعلام نکنید". قبل از رفتن برای مصاحبه می توانید در مورد میزان تقریبی شغل مورد نظر اطلاعاتی کسب کنید ولی اهمیت این شغل در شرکت مورد نظر برای شما روشن نیست، بنابراین "هرگز برای پاسخ دادن به این سوال داوطلب نشوید. چرا که اگر دستمزد کمتری را تقاضا کنید مصاحبه کننده به شما نخواهد گفت که چقدر ضرر کرده اید.   شما باید سعی کنید که جواب این سوال را از زیر زبان مصاحبه کننده بیرون بکشید تا بتوانید روی دستمزدی که کمی بیشتر از مقدار پیشنهادی است تمرکز کنید".   براساس مطلبی که مجله منتشر کرده ممکن است که مصاحبه کننده هرچه بیشتر سعی کند که جواب این سوال را از مصاحبه شونده بگیرد بنابراین باید بدانید چگونه از جواب دادن به سوال طفره بروید. مثلا با پاسخ هایی از این قبیل: "چطور است اول درباره وظایف من صحبت کنیم و اینکه برای کار کردن در این پست از من چه انتظاراتی دارید تا بدانیم هدف مورد نظر شما چیست".   یا پاسخی دیگر این است که: "من به دنبال شغلی هستم که مناسب من باشد. مطمئنا حقوقی که به من پرداخت می کنید مطابق عرف است".   این سوال که "قبلا چقدر حقوق دریافت می کردی؟" را نیز می توانید اینگونه پاسخ دهید: "این شغل دقیقا مشابه شغل قبلی من نیست. پس بهتر است درباره این صحبت کنیم که من چه مواردی را به عهده خواهم گرفت و بعد می توانیم به این نتیجه برسیم که حقوق مناسب چقدر است".   مصاحبه کننده مطمئنا سعی خواهد کرد از میزان حقوق درخواستی شما آگاه شود. از جمله به این ترتیب: "من باید محدوده تقریبی حقوق درخواستی شما را بدانم تا در این باره پیشنهاد بدهم. آیا می توانی یک رقم تقریبی به من بگویی؟". این سوال را می توانید چنین پاسخ دهید: "اگر به من بگویید چه بودجه ای برای این کار در نظر گرفته اید می توانید میزان حقوق مناسب را با یکدیگر ارزیابی کنیم".   اگر مصاحبه کننده از شما سوال کند: "چرا نمی خواهی میزان حقوق درخواستی خود را آشکار کنی؟" این پاسخ را به شما توصیه می کنیم: "من فکر می کنم که شما میزان حقوق مناسب برای این پست در این شرکت را به خوبی می دانید و این دقیقا چیزی است که من هم می خواهم از آن مطلع باشم".   اگر چنین پاسخ هایی و سر باز زدن از جواب واضح خیلی راحت نیست به خاطر داشته باشید که برگشتن به سوال نیز به همان اندازه دشوار است، اما این سوال و جواب و آشکار نکردن میزان حقوق درخواستی برای مصاحبه کننده نشان از این دارد که او با کسی مصاحبه می کند که می داند چطور معامله کند و این خود دلیلی است برای دریافت پیشنهاد حقوق مناسب تر.
... یه مَرده، یه مرد برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2 نترس؛ من یک روزنامه نگارم! روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول حرفه شیرین من

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

هفت خطر زندگی زناشوئی را بشناسیم

برای این که زندگی زناشویی خوبی داشته باشیم، باید بدانیم که خوشبختی در زندگی زناشویی و داشتن یک زندگی زناشویی موفق بعد از ازدواج، با رویاپردازی و ایده آل نگری ارتباطی ندارد و برای آرامش باید تلاش کرد و اراده داشت و نباید بیخودی به دنبال راه های معجزه آسا باشیم. شناسایی عوامل مخرب در زندگی زناشویی بهترین راه برای حل این مشکلات است. به شما توصیه می کنم این مطلب و حتما بخونید، چون مطمئن هستم می تونه به شما کمک کنه. تلویزیون تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شکی نداشته باشید! حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن کنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده اید که وقتی به رختخواب می روید ، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یکدیگر باخبر شوید. تنها چاره کار این است که این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آن که در این کار زیاد سخت گیری نکرده باشید ، می توانید موافقت کنید که در هفته ، بعضی از شب ها تلویزیون خاموش باشد. البته فراموش نکنید که تلویزیون در رابطه میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد. خانه نشینی البته حتما لازم نیست که رستوران های آن چنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشته باشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید. حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کرده اید را به پارک ببرید و یا این که اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید. فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید. اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید. فراموش نکنید که رفت و آمد با دوستان یا فامیل را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید. مبادا طوری رفتار کنید که ببینید دیگر از گردش های دو نفره و شب نشینی های رمانتیک خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به دست آورید و به اتفاق یکدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا که به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده اید، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلویزیون جدید شما باشد! ساعات اضافی دیر از سر کار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلکه علاوه بر آن خستگی و بی حوصلگی ناشی از خستگی را با خود به خانه می آورید که برای فرزندان و همسرتان خوشایند نیست! تنها کافی است که کار، تمام زندگیتان را به خود مشغول کند، به سرعت تنها موضوعی می شود که از آن در خانه حرف می زنید. بس کنید! سعی کنید قبل از شام کمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی که طبق همان اصل اول، در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آن که توجه بیشتری به یکدیگر داشته باشید، هرازگاهی کار را از یاد ببرید. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هرگاه به خانه برمیگردید، همان طور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آنها را درون جوراب هایتان بریزید. رسیدگی به وضع ظاهر فکر نکنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشترکتان می گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی خیال شوید! پس بهتر است که دست از شوریدگی و نا مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نکنید، از ریخت و پاش کردن در خانه خودداری کنید و به خودتان برسید!(برای آراستگی موهاتون به مقاله ما توجه کنید) همسرتان مطمئنا شما را همان گونه که هستید دوست دارد، با این حال چرا سعی نمی کنید خود را به بهترین شکل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می دهید که حضور او و تاثیری که بر او می گذارید برایتان مهم است. بی توجهی یکی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها ، بی توجهی است. در این جا منظور از توجه کردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلکه تنها نگاه کردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارد. زمانی که همسرتان آرایشگاه رفته و یا کت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید; به خصوص زمانی که او را شیک و زیبا می بینید و یا وقتی که او با تعریف های به جا و مناسبش شما را تحت تاثیر قرار می دهد، از او تعریف کنید. زیرا تعریف و تمجید ها همیشه خوشایند هستند ، اما تنها زمانی که درست و به جا به کار برده شوند. حسادت مفرط دست از پاییدن و سین جین کردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترک براساس اعتمادی دوجانبه بنا می شود. شک و بدگمانی های بیش از حد شما ، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان، عشقتان را نابود نکنید. سکوت سکوت و عدم گفت وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از کمبود وقت و یا بی توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که در قبلا از آنها نام برده ایم. با این حال، معمولا گفت وگو میان زن و مرد صورت می گیرد، اما هیچ یک از طرفین به حرف های یکدیگر گوش نمی دهند... در این حالت، موضوعی را با هم مطرح کنید و سعی کنید حقیقتا حرف طرف مقابل تان را بفهمید. درصورت نیاز، بی درنگ از یک مشاور کمک بگیرید. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آن ها را نگویند، بسیار برای آن ها بهتر است... پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.

استاد بزرگ موسیقی کلاسیک تهران را برای زندگی ترجیح می دهد

 خيلي‌ها مي‌گويند تهران،‌ شهر بي‌هويتي شده كه بايد از آن فرار كرد. بايد رفت شهرهاي كوچكتر يا بزرگتر، بايد رفت اطراف تهران يا اصلا مهاجرت كرد و در كشور ديگري ساكن شد. اما عده‌اي هستند كه هنوز اين شهر را با تمام مشكلات و سختي‌هايش دوست دارند و حاضر نيستند رهايش كنند. لوريس چكناواريان، آهنگساز و رهبر اركستر ايراني، يكي از اين افراد است. او مي‌گويد نه‌تنها حاضر نيست شهرش را عوض كند، بلكه محله‌ای را كه در آن زندگي مي‌كند هم تغيير نخواهد داد و تهران و خيابان محل سكونتش را از هر جاي ديگري بيشتر دوست دارد. با لوريس چكناواريان، در عمارت تاريخي سراي كاظمي در خيابان امامزاده يحيي حرف زديم، ساختماني زيبا كه اين آهنگساز مي‌گفت جان مي‌دهد براي برگزاري كنسرت موسيقي. آقاي چكناواريان، در سفرهايي كه به كشورهاي مختلف داشته‌ايد، پيش آمده تصميم بگيريد يكي از آن كشورها را براي زندگي انتخاب كنيد؟ نه اصلا، با اين كه به كشورهاي زيادي سفر كرده‌ام ولي همچنان ترجيح مي‌دهم در همين جا زندگي كنم. لندن و نيويورك شهرهاي جالبي هستند اما با اين حال، به زندگي در آنها فكر نمي‌كنم. من همين كشور، شهر و محله‌اي را كه در آن زندگي مي‌كنم دوست دارم. كدام محله؟ خيابان سي‌تير. من از بچگي در اين محله ساكنم. عاشق اين محله، كوچه‌ها،‌ خيابان‌ها و خانه‌هايش هستم مخصوصا به خانه قوام‌السلطنه، کلیساي ارامنه، پارک شهر و ... بسيار علاقمندم. آلودگي هوا، ترافيك و مشكلات ديگري كه پايتخت‌نشين‌ها با آن مواجهند شما را به فكر زندگي در شهر ديگري از ايران نينداخته؟ نه احساس مي‌كنم اين منطقه از تهران كه در آن زندگي مي‌كنم، هنوز شخصیت دارد و دارای هویت است. واقعا از قدم زدن دراين كوچه‌ و خيابان‌ها لذت مي‌برم و تا جايي كه بشود،‌ مسيرم را در اين كوچه‌ و خيابان‌ها پياده طي مي‌كنم. يعني هيچ‌چيز شما را از تهران دور نمي‌كند؟ تهران شهر فوق العاده‌ای است. با اين كه براي تحصيل و كار به شهرها و كشورهاي ديگر رفته‌ام اما تهران هنوز انتخاب من براي زندگي است. تنها چیزی که ممکن است باعث شود من از اين شهر فرار کنم موتورسوارها هستند. اگر بشود موتورسوارهای این شهر را کنترل كرد با بقيه مشكلات مي‌شود كنار آمد. نظرتان درباره شهرهاي ديگر ايران چيست؟ من اهل بروجردم و طبيعتا بروجرد را خیلی دوست دارم. از اصفهان هم خیلی خوشم می‌آید و جالب است كه بگويم چند هفته پیش برای اولین بار به شهر مشهد رفتم و عاشق اين شهر و مخصوصا حرم امام رضا (ع) شدم. شهر مشهد آنقدر برايم دوست‌داشتني بود که مي‌خواهم دوباره برگردم و مدتی را در آنجا بمانم. در گشت و گذارهايتان،‌ تهران قديم را با تهران جديد مقايسه مي‌كنيد؟ بله. لاله زار مرکز فرهنگ ایران بود؛ تمام سینماها آنجا بود و هنرمندان و بازیگران در آنجا تجمع می‌کردند، اما حالا چه بر سر اين خيابان آمده است؟ به نظرم لازم است سازمان ميراث فرهنگي و شهرداري از این میراث و مناطق مشابه آن نگهداری کنند. با نگهداري درست اين مناطق حتي مي‌توان به آنها كاربري مجدد داد و مخصوصا فكر مي‌كنم اجرای موسیقی زنده در بناهای تاریخی براي مخاطبان بسيار اثرگذار و جالب است. اما متاسفانه مي‌بينيم که در برخی موارد، آثار فرهنگی ارزشمند ما رو به خرابی و نابودی است. تمام باغ‌هایی که من در دوران کودکی در آنها بازی می‌کردم به خیابان‌های 6 متری تبدیل شده و نمي‌دانم اگر زلزله‌ای بیايد مردم چطور قرار است از خطر نجات پيدا كنند. نظرتان درباره برج ميلاد و برج آزادي چيست؟ برج ميلاد، برج خوب و زيبايي است. بارها براي كنسرت به برج ميلاد رفته‌ام و به نظرم امكانات خوبي دارد. سوم مرداد هم قرار است تراژدی خسرو و شیرین را در برج میلاد اجرا کنم؛ با اين حال، برج آزادی را نماد تهران مي‌دانم. آهنگي اختصاصي براي تهران ساخته‌‌ايد؟ اتفاقا چند بار ساخت آهنگ درباره تهران را سفارش داده‌اند ولی فکر می‌کنم نوشتن موسیقی درباره تهران کار بسيار سختی است. تهران الان یک شهر زنده است، شهری است که هر ثانیه در آن اتفاقات عجیبی می‌افتد، شهري است كه در هر گوشه آن همزمان اتفاقات تلخ و شيرين رخ مي‌دهد و باید اثری جامعه درباره اين شهر نوشته شود؛ اثري كه از تولد تا مرگ را در بر داشته باشد. در ساخت موسيقي، از تهران و اتفاقاتش الهام مي‌گيريد؟ بسيار. پارک‌های زیبایی هست كه در آنها مي‌توان از طبيعت و دنياي اطرافمان الهام بگيريم. برای من پارک شهر در تهران منبع الهام موسیقی است و ايده‌هاي زيادي در آنجا به ذهنم خطور كرده است. شايد یکی از دلایل مهم آن حس نوستالژی است که من نسبت به این پارک دارم و برايم يادآور روزهاي تلخ و شيرين کودکی است.
عشق واقعی و دوران دوستی های مجازی برترین نژاد های سگ "دوستت دارم " فقط یک جمله نیست روابط جنسی؛ غریزه و فرهنگ چالش مانکن، بخوانید و بدانید

آداب و رسوم

شب یلدا از کجا می‌آید

یلدا یا شب چله یکی از کهن‌ترین جشن‌های باستانی است که اقوام ایرانی، افغان، تاجیک و ازبک آن را جشن می‌گیرند. زمان آن بین غروب آفتاب آخرین روز پاییز تا طلوع آفتاب اولین روز زمستان است. یلدا برگرفته از واژه‌ای سریانی به معنای زایش است و چله هم از آن روست که چهل روز اول زمستان راچله بزرگ و بیست روز بعد از آن را چله کوچک نامیده‌اند. شب یلدا را شب میلاد خدای خورشید، عدالت، پیمان و جنگ هم می‌دانند. درباره آن دو روایت عمده رایج است. اول آنکه در این شب مهر، میترا یا آن‌چنان که در اوستا و نوشته‌های پادشاهان هخامنشی آمده، میثره (Mithra) به جهان باز می‌گردد. او که از ایزدان باستانی هند و ایرانی است ساعات روز را طولانی کرده و در نتیجه برتری خورشید پدیدار می‌شود. آئین مهرپرستی یا آئین مهر برپایه پرستش میترا در دوران پیش از آئین زرتشت شکل گرفته است و در اروپا به آئین میترائیان هم گفته می‌شود. بعضی پژوهشگران هم بر این باورند که در شب یلدا، پیامبری زاده می‌شود. دکتر علی حصوری یکی از این محققان است  گفت که براساس تفکری که ذبیح بهروز پایه‌گذار آن بوده و براساس روایات ایرانی به چنین نتیجه‌ای دست یافته است. به گفته آقای حصوری، «در سال ٥١ پادشاهی اشکانیان که مصادف است با سال ١٩٦ میلادی، پیامبری در شب یلدا زاده می‌شود. او را دو دولفین از آب بیرون می‌آورند، چه آنکه براساس آئین مهر، آب از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است.» آقای حصوری می‌گوید به هر دو روایت، شب یلدا شب تولد مهر است و این بازمانده از آداب مهری است که در شرق مدیترانه به طور وسیعی رایج بوده و آثارش از جمله در معابد مهری باقیمانده در پالمیرا در اردن فعلی دیده می‌شود. از همین رو است که برای جشن گرفتن میلاد مهر، سفره‌ای پهن می‌شود که به آن سفره یلدا یا چله می‌گویند و با انواع خشکبار، انار دان‌شده و یا هندوانه تزئین می‌شود. مرسوم است که در این شب بزرگ خانواده تفالی به دیوان حافظ می‌زند و اهل ذوق و شاعری، سروده‌های خود را برای دیگران می‌خوانند. در مجموع اینها آدابی است که از فرهنگ باستانی مهر در میان مردم باقی مانده و هر سال با شب یلدا نو می‌شود.

این ها که میخوانید واقعی است

حتماً برای شما نیز بارها اتفاق افتاده است که چیزی را از شخصی بشنوید اما در صحت درستی خبر شک کنید! حقیقتاً مرور برخی از آداب و رسوم در سرتاسر جهان چنین حسی در شنونده ایجاد می کنند؛ این حس که آخر چه طور ممکن است برای مثال یک انسان در عصر مدرن در سال 2012 برای آنکه شدت ناراحتی خود را از مرگ عزیزش نشان دهد ناخن خود را بدون داروی بیهوشی بکشد و یا صورت خود را با زنجیر خراش دهد؟ اما واقعیت این است که فرهنگ و سنت های گونه گون در کران تا کران این دنیای شگفت آنقدر متنوع و رنگارنگ هستند که مجال تردید داشتن در درستی آداب مختص نقاط مختلف را از ما می گیرد. 1-عروسی با اعمال شاقه هنوز هم که هنوز است عروس های قبیله ی سورما در اتیوپی پیش از ازدواج ناچار به انجام کارهای خیلی سخت هستند؛ کارهایی که شاید تنها برای ما سخت و غیر ممکن به نظر می رسند، زیرا اگر چنین نبود احتمالاً این رسم تا به امروز حداقل کمتر می شد! این عروس ها چند روز پیش از ازدواج تعدادی از دندان های فک پایین خود را می کشند و یک صفحه گرد از رس چسبناک به لب خود می چسبانند. در ابتدا از صفحه های کوچک شروع می کنند و پس از گذشت چند روز قطر این لوح را افزایش می دهند تا به خانواده ی داماد عزم جزم و جیب پرپول خود را ثابت کنند! 2-بله یا نه؟ اگر کسی از شما سوالی بپرسد، پاسخ شما منفی باشد و به هر دلیلی نتوانید با کلام به او پاسخ دهید و تنها به ایما و اشاره اکتفا کنید به احتمال خیلی زیاد سر خود را به بالا حرکت می دهید تا او را متوجه منظور خود کنید؛ اینطور نیست؟ بی تردید زمانیکه شما به بلغارستان سفر کنید هنگام صحبت با مردمان این سرزمین حتماً گیج خواهید شد، علتش ساده است! آنها برای نشان دادن پاسخ منفی سر خود را به پایین و برای تصدیق گفته شما آنرا به بالا حرکت می دهند! کاملاً برعکس ما و برعکس همه ی مردم جهان!
چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟ جایی که تساوی حقوق زنان بی معنی است آش دندونی 7 اشتباه متداول آداب ناهارخوری که انجام می دهید ! ازدواج به سبك هندی

سفر و تفریح

سنندج، شهر هزار تپه

می‌خواهیم برایتان از دومین شهر بزرگ کرد نشین ایران بگوییم. جایی با تاریخ چند صد ساله. قدیمی‌ها به آن "سنه‌دژ" می‌گفتند. سال 2007 بود که سازمان جهانی توریسم، لقب شهر هزار تپه را بر آن گذاشت. اتفاقی که باعث شد این شهر دومین شهر لقب‌دار ایران شود.

سبلان، سلطانی نشسته بر ابرها

بعضی کوه ها با بقیه فرق دارند و قسمتی از زندگی و هویت مردمانی می شوند که در کنارش زندگی می کنند. مثال اش همین دماوند که به نوعی نمادی از ایران است و یا کوه فوجی در ژاپن و یا کلیمانجارو در تانزانیا و اورست در نپال .
ایران زیبای ما (قسمت دوم) روستای دیدنی " کپ" شاهرود، شهری که باید دید چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟ سیزده به در، جشن زیبای طبیعت