1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

بوسیدن پدیده‌ای انسانی است، ولی آیا رواج آن مربوط به غرایز انسانی می‌شود یا اینکه باید به آن به عنوان پدیده‌ای فرهنگی نگریست؟ این سؤالی است که هنوز دانشمندان پاسخی قطعی برای آن نیافته‌اند. بنو موشلر در مطلبی در نشریه اینترنتی "ولت آنلاین" نظریات متفاوتی را که در این زمینه وجود دارد، معرفی کرده است.

بیش از صد سال است که دانشمندان در صدد یافتن علت رواج بوسه در میان انسانها هستند.

زیگموند فروید، روانکاو اتریشی، بر این عقیده بود که بوسیدن غریزه‌ای انسانی است و این غریزه از بدو تولد در انسان وجود دارد. به عقیده او بوسه ریشه در نیاز نوزاد به مکیدن شیر از پستان مادر دارد. ولی هنگامی که ایوان پاولوف، فیزیولوژیست و پزشک روس، در سال ۱۹۰۰ در آزمایش معروف سگ و صدای زنگ نشان داد که آب دهن سگ می‌تواند با صدای زنگی که برای او تبدیل به علامت غذا شده، راه بیفتد، بسیاری از روان‌شناسان به این نتیجه رسیدند که رفتار انسان نیز نه بر غریزه که بر آموزه‌های او مبتنی است. این دسته از روان‌شناسان بر این باورند که انسان کنترل کامل بر غرایز خود دارد و بوسه را نشانه ابراز عشق می‌دانند که با آگاهی صورت می‌گیرد.

گروه دیگری از دانشمندان بر این نظرند که انسان فقط قادر است برخی از رفتارهای غریزی خود را تغییر دهد. آنان بوسیدن را جزو رفتارهای غریزی‌‌ای می‌دانند که قابل کنترل است. به عقیده آنان این نظریه پاسخ این سؤال را نیز در بر دارد که اگر بوسیدن پدیده‌ای غریزی و مادرزاد است، پس چرا در بین ۱۰ درصد مردم دنیا از نظر فرهنگی مردود است.

۶۵۰ میلیون انسان با بوسیدن بیگانه هستند

در فرهنگ ۶۵۰ میلیون انسان، بوسیدن عملی چندش‌آور و حتی وحشیانه است. در سفرنامه یک مردم‌شناس فرانسوی در سال ۱۸۹۷ آمده که در بین چینی‌ها بوسیدن حتی می‌توانست نشانه آدمخواری تلقی شود. در همان زمان دانشمندی دانمارکی نیز مشاهده کرده بود که در برخی قبایل فنلاندی یک زوج هیچ‌گاه یکدیگر را نمی‌‌بوسیدند. امروزه ۱۰ درصد مردم دنیا بوسیدن را عملی زشت می‌دانند. برای نمونه در مغولستان پدران برای ابراز محبت به پسران‌شان، به جای بوسیدن آنان سرشان را بو می‌کنند.

برخی نظریات بیولوژیک پیرامون بوسه

در سال ۱۹۶۰ جانورشناس انگلیسی، دزموند موریس، این نظریه را مطرح کرد که بوسیدن از رسمی می‌آید که در گذشته در میان نیاکان بشر وجود داشته و به کودکان از طریق دهان به دهان غذا می‌داده‌اند. موریس می‌گوید، این عمل هنوز هم در بین شامپانزه‌ها رایج است. اینکه بشر از طریق دهان به دهان هم تغذیه می‌کرده، در نوشته‌های یونان باستان نیز آمده است. طبق مشاهدات و گزارش‌های یک محقق اتریشی این رسم امروزه هم در برخی قبایل آفریقایی رواج دارد.

برخی محققین در زمینه‌های اعصاب و روابط جنسی بر این باورند که بوسه ابزاری طبیعی است در خدمت یافتن شریک جنسی مناسب. طبق این نظریه، انسان از طریق بوسه (بو و مزه) برخی اطلاعات ژنتیک را به طور ناخودآگاه ارزیابی و طبق آن شریکش را انتخاب می‌کند. البته طرفداران این نظریه عوامل بیولوژیک دیگر را هم در انتخاب شریک دخیل می‌دانند و بوسه را فقط به عنوان یکی از آن عوامل می‌بینند.

جهانی شدن فرهنگ بوسیدن

کشف اینکه چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند همچنان موضوع تحقیق‌های علمی ا‌ست. با توجه به اهمیتی که بوسیدن در زندگی بشر دارد، این عجیب هم نیست.

فقط یک زوج نیستند که همدیگر را می‌بوسند: پاپ زمین کشورهایی را که به آن سفر می‌کند، می‌بوسد. کسانی که به کلیسا می‌روند، حلقه‌ای را که کشیش‌ها بر دست دارند، می‌بوسند. سران سابق کشورهای اروپای شرقی لب یکدیگر را می‌بوسیدند و فرانسوی‌ها گونه یکدیگر را می‌بوسند.

با توجه به گسترش روزافزون روابط بین فرهنگ‌های گوناگون به احتمال زیاد نود درصدی که بوسیدن در بین آنان رواج دارد، موفق خواهند شد ۱۰ درصد باقی‌مانده را نیز با خود همراه کنند. در انگلیس تا همین ۲۰ سال پیش بوسیدن، حتی بوسیدن گونه، در خیابان امری غیرقابل تصور بود، در صورتی که امروز همه همدیگر را در ملا عام می‌بوسند. روند جهانی شدن، فرهنگ را هم، که بوسیدن جزیی از آن است، در بر می‌گیرد.

دیدگاه‌ها  

0 # سیزده 1392-01-22 00:55
جالب بود ....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

پیامدهای چاقی در نوجوانی

والدینی که کودکان را وادار می‌کنند غذا را کامل بخورند، لطفی در حق فرزندان خود نمی‌کنند. حذف‌کردن برخی از خوردنی‌ها هم مشکل‌ساز است. این عوامل با ارسال پیام‌های نادرست به کودک، خطر چاقی را افزایش می‌دهند. پژوهشگران آمریکایی بر این عقیده‌اند که کودکان وقتی سیر می‌شوند باید اجازه داشته باشند غذای خود را نیم‌خورده رها کنند. اجبار به ادامه‌ی خوردن علاوه بر انباشت کالری غیر ضرور در بدن، تأثیر روانی خاصی دارد که در نهایت خطر چاقی را افزایش می‌دهد. بیشترین سخت‌گیری در خالی‌کردن بشقاب را پدرها در برابر پسرانشان نشان می‌دهند. به گفته یکی از اعضای انجمن پزشکان کودک در آلمان، «این رفتار سبب می‌شود کودکان حساسیت لازم به حس گرسنگی یا سیری خود را از دست بدهند و به‌جای گوش کردن به پیام‌های جسمانی خود، تحت تأثیر عوامل خارجی همچون غذای فراوان قرار گیرند». به اعتقاد کارشناسان، بهتر است کودکان به تغذیه صحیح عادت داده شوند؛ میوه و سبزیجات فراوان به رژیم غذایی‌شان افزوده و امکان دسترسی‌شان به تنقلات با رعایت اعتدال فراهم شود. نقش پدر و مادر به‌عنوان الگوی درست نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. کودکانی که در معرض تصمیم‌گیری قرار می‌گیرند، بهتر است پیش‌تر آموخته باشند که نباید بشقاب را با انبوهی از خوردنی‌ها انباشت. آنان باید بدانند که دو بار غذا برداشتن، بهتر از نیم‌خورده رها کردن غذاست. منع کودکان و پیامدهای چاقی پژوهشگران آمریکایی همچنین می‌گویند کودکانی که از دسترسی به خوراکی‌های مشخصی منع می‌شوند، از سنین آغازین زندگی به سمت چاقی می‌روند. به گمان دانشمندان، چندین برابر شدن ولع کودک به خوراکی‌هایی که از آن‌ها منع شده، نقش مهمی در این زمینه دارد. دانشمندان دانشگاه مینسوتا در آمریکا برای رسیدن به داده‌های بالا رفتار غذایی ۲ هزار و ۲۰۰ کودک و نوجوان را با میانگین سنی ۱۴ سال همراه با برخورد والدین آن‌ها بررسی کردند. شمار کودکان و بزرگسالان چاق در بسیاری از کشورها به شدت در حال افزایش است. این افراد به طور افراطی غذاهای شیرین و چرب می‌خورند. متخصصان تغذیه تا حدودی هم سیاست‌های صنایع غذایی را مسئول شیوع چاقی مفرط می‌دانند. تغییر الگوی تغذیه، گسترش شهرنشینی و کم‌تحرکی از جمله عواملی هستند که در شیوع چاقی یا بروز بیماری‌های جسمی و روحی فراوان نقش بسزایی دارند. دانشمندان بارها در مورد تأثیرات منفی چاقی در کودکی و نوجوانی هشدار داده‌اند. پیش از این نتیجه پژوهشهای منتشر  شده‌اند که بر اساس آن‌ها نارضایتی از اندام در دوران بلوغ، پیامدهای جبران‌ناپذیری در سنین بزرگسالی دارد.

انواع بازی کودکان

ساعات زيادي را که کودکان صرف بازي مي کنند نمي توان به هيچوجه تلف شده تلقي نمود، بازي در دوران کودکي يک کار جدي است بازی معمولا بازسازی یک تجربه به شیوه خود کودک و ترسیم بر اساس تصور و خلاقیت شخصی اوست اگر به نوع بازیهای کودکان نگاه کنیم تنوع و گوناگونی را در آنها مشاهده می‌کنیم. با تغییر سن کودکان، نوع بازیهای آنها نیز تغییر می‌ کند. بازی های خود جوش: در این بازی کودک نفر اول است و والدین تعیین کننده نوع و شیوه بازی کودک نیستند. بهتر است شرایط سالم برای بازی فراهم سازند و خود به عنوان همبازی شرکت داشته باشند و اجازه بدهند کودک با قدرت خلاقیت خودبازی را اراده کند. در این بازیها والدین نباید خواست و اراده خود را به کودک تحمیل کنند و سعی در آموزش دادن؛ نصیحت کردن، راهکار دادن نداشته باشند. باید همپای او و هم‌ردیف او قرار بگیرند و بازی  شادی را فراهم کنند. خلاقیت و رهبری در بازی با کودک است وهدف از آن صرفا لذت بردن کودک است. تنها این بازی سه قانون دارد 1- مکان مشخص 2- زمان مشخص 3- زدن، گاز گرفتن وپرتاب کردن ممنوع. البته بعد از زمان تعیین شده کودک خود به نتهایی می تواند بازی را ادامه دهد. و بهتر است در این بازی یک کودک با یک والد بازی کند. بازیهای فعال: بازیهای فعال از قدیمی ترین انواع بازیها هستند. کودک برای خارج ساختن نیرو ( انرژی ) اضافی بدن خود و یا رهایی از خمودگی و خستگی، اوقاتی را به بازیهای جسمی اختصاص می دهد. بازی فعال برای رشد جسمانی – فیزیکی کودک مهم است و از همان اوان کودکی این بازی شروع می شود و از  سینه خیز، چهار دست و پا، پرتاب کردن، بالا پریدن و...گرفته تا دویدن و گرگم به هوا و لی لی . بازی های اکتشافی : از حدود سه ماهگی در کودک شروع می شود. یعنی همان زمانی که با انگشتان خود بازی می کند و برای رشد حسی و حرکتی و هماهنگی بین چشم و دست مهم است . بازیهای تقلیدی: کودک در هر دوره ای دست به بازیهای تقلیدی می زند ولی این بازی در سالهای اولیه و خیلی زود در کودک شکل می گیرد. بازی تقلیدی نشانگر این است که کودک قادر است تشخیص دهد که آن حرکت قابل تکرار است.  کودک در آغاز به تقلید نقش والدین، خواهران، برادران و کلا نزدیکان می پردازد و از ایفای نقش آنها، بزرگترین لذت و تجربه را به دست می آورد و در دوران دبستان بیشتر نقش مربیان و معلمان را ایفا می کند . این نوع بازی  نشان دهنده  انگیزه کودک برای بزرگ شدن است . بازی با قابلمه واقعی، موبایل واقعی ، وسایل آشپزخانه و ... درست همان وسایلی که والدین از آن استفاده می کنند . در این دوره کودک دو ابزار بیشتر در اختیار ندارد (حس وهوش) و با این دو تنها قادر است تقلید کند. اگر تمایل دارید کودک از اسباب بازی استفاده کند ابتدا باید شما بعنوان والدین با اسباب بازی هایش بازی کنید تا او به تقلید از شما با آنها بازی کند . بازی های سازنده : این بازی ها شامل خلق چیزی مانند چیدن بلوک های لگو است. لازمه چنین کاری ترکیبی از حرکات دقیق و ظریف حسی و فهم و در ک شناختی است .در این بازی ها کودک نه تنها قادر به دستکاری عناصر و اجزا شده بلکه قادر است طرح چیزی را که در ذهن خود می خواهد بسازد مجسم کند . بازیهای نمایشی: مهمترین بازی که در آن احساسات، نیازها و عواطف کودکان می تواند بروز و ظهور پیدا کند، بازی نمایشی است.  بازی نمایشی می تواند کمک کند تا کودک از خود مرکزی، بیرون آید و متوجه بیرون خود شود و همچنین به کودک فرصت می دهد تا شخصیت درونی خود را آشکار کند. مثلا یک کلاه بلافاصله نقش تازه ای را برای کودک بوجود می آورد . اگرچه بازیهای تقلیدی و نمایشی با هم مشترکند و در حقیقت بازی نمایشی خود نوعی از بازی تقلیدی است؛ اما نکته ظریف این جاست که در بازی تقلیدی، کودک سعی به تقلید نقش دارد، در حالیکه بازی نمایشی کودک غلاوه بر تقلید نقش، انتظار خود از آن نقش را نیز بیان می دارد. (عصای پدر بزرگ را برداشته و  قصد خرید بستنی دارد) با این کار انتظار خود را از پدر بزرگ مطرح می کند . بازیهای نمادین: با اضافه شدن عنصر خیال به ذهن کودک بازی نمادین آغاز می شود. بازیهای نمادین نقطه اوج بازی های کودکانه است که از حدود یک و نیم یا دو سالگی آغاز می شود و در پنج و شش سالگی به کمال خود می رسد، و تا هشت و نه سالگی نیز ادامه می یابد. در واقع، بازی نمادین زمانی آغاز می شود که کودک به تدریج زبان می گشاید و توانایی کاربرد علائم و نمادهای زبان را دارد. بازی های نمادین، با بازی های تقلیدی و نمایشی تفاوت دارد. در بازی های تقلیدی و نمایشی، کودک با استفاده از وسایل موجود به برون فکنی یا درون فکنی امیال و خواسته های خود می پردازد و از این طریق، به لذتی درونی و برونی دست می یابد و خود را از قید تنش ها رها می سازد. دربازی های تقلیدی و نمایشی، کودک سعی دارد به اشیا و وسایل واقعی موجود در محیط خود دست پیدا کرده و با آن وسایل بازی کند اما در بسیاری از اوقات، محدودیت ها مانع دستیابی کودک به ابزار و وسایلی است که در بازی به آن نیاز دارد. در این مرحله است که کودک، برای حل مشکل خود، به بازی های نمادین روی می آورد و عناصری تازه وارد بازی کودکان می شوند. واقعیت ها تغییر شکل می یابند. اشیایی که وجود ندارند به وسیله اشیای دیگر به نمایش در می آیند.(یک تکه چوب به اسب و ماشین وهواپیما تبدیل می شود) هر چقدر کودک میزان تنش خانوادگی بیشتری داشته باشند و یا محرومیت عاطفی بیشتری داشته باشند (کمبود محبت) بازی های نمادین آنها بیشتر است و از این طریق جبران می کنند  مثلا کودکی که همیشه دوست دارد پلیس باشد در حال تخلیه تنش خود است . کودکی که دوست دارد همیشه رهبر باشد یا به او توجه کم می شود یا زیادی توجه می شود . بنابرین بازی نمادین یک پالاینده روانی برای بچه هاست و با نقش بازی کردن بخشی از درد درون خود را تخلیه می کنند .کودک با نقش بازی کردن احساسات خودش را بیرون ریخته و سبک می شود . بازیهای تخیلی: بازیهای تخیلی ریشه در خلاقیت کودک دارند. تخیل کودک به مرور و همگام با رشد ذهنی او از مرحله بازیها خارج شده و به صحنه داستانها و گفتارهای کودک کشانده می شود. نظریه پردازان معتقدند رشد تخیل کودک در هنگام کودکی و از طریق بازی می تواند باعث گردد تا در زندگی بزرگسالی این کودکان تبدیل به هنرمندان، نویسندگان، نقاشان، مخترعین و کاشفانی بزرگ گردند. (داستانهای تخیلی) بسیار مهم است که والدین این نوع بازی ها را با دروغ گویی اشتباه نگیرند . بازیهای آموزشی: بازیهای آموزشی، برای تقویت و رشد قوای حسی و ذهنی کودک می باشد. آنچه در بازیهای آموزشی مورد نظر است، چگونگی استفاده از بازی در رشد قوای حسی حرکتی و به فعالیت واداشتن کودک از طریق تمرین با وسایل بازی است. از جمله بازیهای آموزشی می توان از بازیهای دستی مثل ( پازل ) نام برد. نظارت مربیان و والدین در بازیهای آموزشی بسیار بااهمیت و حساس است؛ اما میزان این نظارت باید تا حدی محدود باشد. با این که هدف از انجام بازیهای آموزشی، بیشتر آموزش است تا بازی، اما جنبه بازی گونه بودن آن بایدحفظ شود. باید سعی شود کنترل اصلی در اختیار کودک بوده و جهت و مسیر آن را خود کودک تعیین کند. بازی های قاعده مند : این نوع بازی درجاتی از درک و استنباط درباره مسارکت و یادگیری و رعایت نوبت و ثبت نتایج و... را به ذهن کودک متبادر می سازد .و از حدود چهار –پنج سالگی می تواند در کودک شروع شود .
دوقلوهای مستقل 42 جمله ای که باید برای فرزندانمان تکرار نماییم هفت درصد نوزادان ایمیل دارند! نکاتی درباره ی آموزش تصمیم گیری به کودکان تاثیرچاقی والدین بر رشد مهارت های کودکان

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

قبیله بانوان گردن بلند

قبیله‌های گردن بلندی که در تپه پادااونگ واقع در شمال تایلند زندگی می‌کنند، یکی از قبیله‌های شگفت‌انگیز جهان به شمار می‌روند. مردم این قبیله در اصل آواره‌های برمه‌ای بودند که سال‌ها پیش وقتی در وطن شان جنگ و خونریزی در گرفت از کشور خود فرار کردند و به تایلند پناه آوردند.

بهترین عکسهای عروسی سال 2014

عروس و دامادهای رومانتیک دوست دارند تا لحظات زیبای عروسی خود را با حضور در دل طبیعت زیباتر نمیند. با هم چند عکس بسیار زیبای عرزسی سال 2014 نگاه می کنیم.  عکس در فصل بهار در یکی از جزایر آلاسکا گرفته شده است. این عکس زیبای نفس گیر در سواحل کالیفرنیا گرفته شده است. نینا و سباستین بیش از دو سال است که در کنیا زندگی و کار می کنند، آنها در این مدت با چند تن از افراد ماسایی دوست شده اند که به عروسیشان دعوت شده بودند. لباس نینا برگرفته از لباسهای سنتی ماسایایی ها دوخته شده است.  این عکس زیبا در حقیقت در حیاط خانه عروس و داماد گرفته شده است. هنگام شام عکاس متوجه حضور گروهی از آهوان در جنگل پشت باغ خلانه میشود و از فرصت استفاده کرده و چند عکس با حضور این مهمانان زیبای ناخوانده میگیرد. این عکس بکی از پر طرفدارترین عکسهای عروسی در رسانه های اجتماعی در سال 2014 شده است.
تیم کریدلند/ Tim Cridland 9 روشی که گربه خانگیتان بشما ابراز علاقه و عشق می نماید آیا دلشکستگی می‌تواند سبب مرگ شود؟ کلاهبرداری جنسی در آنلاین، درآمدی از شرمساری دیگران زنان تایلندی و لباس عروس خیس

مطالب تصادفی

حرفه من

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!

پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

به افرادی که خود را برای ملاقات های استخدامی در سازمان های مختلف آماده می کنند توصیه می شود این مطلب را خوب بخوانند تا خود را برای مهم ترین سوال در مصاحبه آماده کنند. معامله بر سر حقوق   بهترین جواب هنگام مصاحبه برای کار به این سوال: "حقوق و دستمزد موردنظر شما چقدر است؟"  به یاد داشته باشید که هرگز هیچ رقمی را بیان نکنید و سعی کنید مصاحبه کننده را وا دارید که حدود حقوق را به شما بگوید.   هرکس که تا به حال یک مصاحبه کاری داشته است لحظه ای که از او سوال می کنند حقوق درخواستی اش چقدر است را به خاطر دارد و سختی جواب صحیح دادن به این سوال که رقمی غیر منتظره و پایینتر یا بالاتر از رقم مورد نظر کارفرما را اعلام نکند.   مجله «تایم» با همکاری «پیسکیل» جواب این سوال را برای ما پیدا کرده اند که عبارت از این است که "هرگز هیچ رقم مشخصی را اعلام نکنید". قبل از رفتن برای مصاحبه می توانید در مورد میزان تقریبی شغل مورد نظر اطلاعاتی کسب کنید ولی اهمیت این شغل در شرکت مورد نظر برای شما روشن نیست، بنابراین "هرگز برای پاسخ دادن به این سوال داوطلب نشوید. چرا که اگر دستمزد کمتری را تقاضا کنید مصاحبه کننده به شما نخواهد گفت که چقدر ضرر کرده اید.   شما باید سعی کنید که جواب این سوال را از زیر زبان مصاحبه کننده بیرون بکشید تا بتوانید روی دستمزدی که کمی بیشتر از مقدار پیشنهادی است تمرکز کنید".   براساس مطلبی که مجله منتشر کرده ممکن است که مصاحبه کننده هرچه بیشتر سعی کند که جواب این سوال را از مصاحبه شونده بگیرد بنابراین باید بدانید چگونه از جواب دادن به سوال طفره بروید. مثلا با پاسخ هایی از این قبیل: "چطور است اول درباره وظایف من صحبت کنیم و اینکه برای کار کردن در این پست از من چه انتظاراتی دارید تا بدانیم هدف مورد نظر شما چیست".   یا پاسخی دیگر این است که: "من به دنبال شغلی هستم که مناسب من باشد. مطمئنا حقوقی که به من پرداخت می کنید مطابق عرف است".   این سوال که "قبلا چقدر حقوق دریافت می کردی؟" را نیز می توانید اینگونه پاسخ دهید: "این شغل دقیقا مشابه شغل قبلی من نیست. پس بهتر است درباره این صحبت کنیم که من چه مواردی را به عهده خواهم گرفت و بعد می توانیم به این نتیجه برسیم که حقوق مناسب چقدر است".   مصاحبه کننده مطمئنا سعی خواهد کرد از میزان حقوق درخواستی شما آگاه شود. از جمله به این ترتیب: "من باید محدوده تقریبی حقوق درخواستی شما را بدانم تا در این باره پیشنهاد بدهم. آیا می توانی یک رقم تقریبی به من بگویی؟". این سوال را می توانید چنین پاسخ دهید: "اگر به من بگویید چه بودجه ای برای این کار در نظر گرفته اید می توانید میزان حقوق مناسب را با یکدیگر ارزیابی کنیم".   اگر مصاحبه کننده از شما سوال کند: "چرا نمی خواهی میزان حقوق درخواستی خود را آشکار کنی؟" این پاسخ را به شما توصیه می کنیم: "من فکر می کنم که شما میزان حقوق مناسب برای این پست در این شرکت را به خوبی می دانید و این دقیقا چیزی است که من هم می خواهم از آن مطلع باشم".   اگر چنین پاسخ هایی و سر باز زدن از جواب واضح خیلی راحت نیست به خاطر داشته باشید که برگشتن به سوال نیز به همان اندازه دشوار است، اما این سوال و جواب و آشکار نکردن میزان حقوق درخواستی برای مصاحبه کننده نشان از این دارد که او با کسی مصاحبه می کند که می داند چطور معامله کند و این خود دلیلی است برای دریافت پیشنهاد حقوق مناسب تر.
دختران تونل توحيد آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟ ... یه مَرده، یه مرد حرفه شیرین من دختران آتش

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

بهترین زمان هر کاری

این گفته که هر کاری زمانی دارد واقعا حقیقت دارد، بخصوص وقتی مساله سلامت در میان باشد. بسته به سبک زندگیتان برنامه ریزی صحیح میتواند تفاوت کسالت و مریضی با سلامت و شادابی را برای شما به ارمغان بیاورد. بعنوان مثال راحت شدن از شر سرما خوردگی که در ماههای آبان و آذر گرفتارش میشوید وقت بیشتری می خواهد و این مشکل را خیلی راحت می توانید حل نمایید اگر و تنها اگر با شروع اولین نشانه های آن  با خوردن قرصهای ضد سرماخوردگی به جنگ آن بروید. برای جلوگیری از درگیر شدن با مشکلات دیگر در زمینه سلامتتان بهتر است این 20 نکته را همین الان مطالعه نمایید. 1-      وقت انجام کارهای ذهنی مثل حل کردن جدول کلمات؛ بهترین زمان برای انجام کارهایی که در انجام آن به قدرت ذهنی زیاد نیاز داریم بین ساعت 10 تا 11 صبح و 8 تا 9 شب است. بر طبق نظر پزشکان مححق دانشگاه کلمبیا این ساعات زمانهایی است که فعالیت مغز در بالاترین سطح خود است. بنابراین کلیه حساب کتابها و فعایتهای سخت مغزی خود را برای این دو ساعت برنامه ریزی نمایید. 2-      چرت بعد از ظهر؛ بهترین زمان برای یک چرت کوتاه بعد از نهار ساعت 2 بعد از ظهر است در این ساعت انرژی بدن کمی تحلیل می رود و یک چرت کوتاه در حد ده دقیقه ای میتواند سطح انرژی بدن شما را برای ساعات عصر و شب تا اندازه زیادی بالا ببرد. بیهوده نیست که اکنون بسیاری از شرکتهای بزرگ زمانی را برای استراحت نیمروزی کارکنانشان در نظر می گیرند. البته خوابهای سنگین نیمروزی می تواند شما در در بقیه ساعات عص تا شب کسل و منگ نماید بنابراین به یک چرت کوچک قاتع باشید. اگر اصلا نمیتوانید بعد از ظهر به خودتان یک چرت ده دقیقه ای هدیه نمایید بهتر است نهار مقدار زیادی پروتیین بخورید که موجب بالاتر رفتن سطح انرژی در بدنتان خواهد شد، این ساعات بهترین ساعات برای نوشیدن قهوه برای کسانی است که تا شب نمی توانند بخوابند، کافیین باعث بالا رفتن میزان بیداری شما خواهد شد بهتر است از نوشیدن قهوه حداقل هفت ساعت قبل از خواب خودداری نمایید. 3-      مرخصی رفتن؛ بهترین زمان برای مرخصی و سفر بیرون شهر ماههای اسفندو فروردین همزمان با عید نوروز ماست که باعث بیرون آمدن بدن از رخوت زمستانی و جذب حداکثر تابش خورشید بر بدن تاثیر زیادی در بالا رفتن سلامت و سطح انرژی خواهد داشت. فرقی نمی کند  اگر میخواهید به اسکی بروید یا به سواحل جنوبی کشور مهم این است که خود را در معرض تابش مستقیم نور افتاب قرار دهید تا بدنتان بتواند انرژی تازه و هوای تمیز را جذب نماید. 4-       بهترین زمان برای خوابیدن؛ شاید ساعت دقیق به تخت خواب رفتن آنقدر مهم نباشد تا حداقل هفت ساعتی که بدن شما برای تنظیم و استراحت به آن نیاز داردتحقیقات نشان داده است که کسانی که حداقل هفت ساعت می خوابند به میزان بسیار کمتری دچار چاقی و مشکلات افزایش وزن هستند. بخواب رفتن و بیدار شدن در زمان مشخص به مغز شما این اجازه را می دهد تا ساعت بیولوژیک بدن را بر طبق برنامه تنظیم نماید. در مغز حداقل 20000 سلول بروی تنظیم این ساعت بیولوژیکی شما در حال فعالیت هستند و این ساعت تنظیما مربوط به حرارت بدن، سطح فعالیت هورمونها و فشار خون را انجام می دهد. تغییرات ممتد میتواند این تعادل را بر هم زند و مشکلاتی برای سلامتی بدنتان بوجود آورد. همچنین تغییرات سطح هورمونی میتواند پیامدهایی در بروز مشکلات روحی، بیماریهای قلبی و حتی سرطان را تسریع نماید. 5-      شام؛ بهترین زمان برای خوردن شام سه ساعت قبل از رفتن به رخت خواب است. این حداقل زمانی است که بدن برای هضم غذای معده نیازداردهمچنین خوردن دیر هنگام شام و شام سنگین می تواند باعث بروز اختلالات در کار کرد مغز، دیدن خوابهای بد و ناراحت کننده و خواب سبک در نتیجه  عدم استراحت کافی و مورد نیاز بدن و اختلالات ناشی از عدم استراحت کافی بدن گردد. (پایان قسمت اول)

کتاب شگفت انگیز ستاره سینما کامرون دیاز

بسیاری از خانم ها با دیدن این ستاره ی جذاب سینما دوست دارند که مثل او خوش فرم و سالم به نظر برسند. خوب اگر می خواهید به راز او پی ببرید با کتاب او که در مورد آمادگی جسمانی و تغذیه جدید هست و اخیرا منتشر شده است آشنا شوید. در زیر به چند نکته که در کتاب وی به اسم «کتاب بدن» آورده شده اشاره می کنیم. صبحانه بخورید حتما این حرف را هزار بار شنیده اید، اما دیاز به دو چیز بسیار خاص از تاثیر صبحانه خوردن اشاره می کند: صبح خود را با افکار درست و پوستی روشن شروع خواهید کرد. یک بطری بزرگ آب را پر کنید و قبل از خواب کنار تختتان قرار دهید دیاز بارها و بارها در کل کتابش از اهمیت رساندن آب کافی به بدن اشاره کرده است. او این ترفند را برای اطمینان داشتن از فراموش نکردن این امر می گوید: « من هر شب قبل از خواب یک بطری بزرگ آب را پر کنید و روی پیشخوان دستشویی قرارمی دهم . اولین چیزی که صبح، بلافاصله پس از مسواک زدن انجام می دهم آب می خورم». این کار باعث می شود تا سیستم گوارشی تان تنظیم شود. با کمک به دیگران نرمش کنید یک نرمش کوتاه ولی مفید این است که در دفتر کارتان برای رفتن و آوردن غذای بقیه داوطلب شوید و ثابت یکجا نشینید. در این صورت با یک تیر دو هدف را می زنید: هم به همکارتان کمک می کنید و هم نرمش کوتاهی خواهید کرد. قبل از واکنش راه بروید حتما این حرف را شنیده اید که هنگام بحث کردن و شرایطی که استرس دارید تا 10 بشمارید تا بتوانید بر عصبانیتتان قلبه کنید. اما دیاز راه بهتری را پیشنهاد می کند: راه بروید. اگر شرایط امکان دارد وقتی که در این شرایط قرار می گیرید از افراد جدا شوید و برای چند دقیقه راه بروید بعد از برگشت متوجه خواهید شد که راه حل های بهتری به نظرتان می آید. همیشه هنگام گرسنگی شکمتان را پر نکنید وقتی اواسط روز احساس گرسنگی می کنید به جای نشستن و خوردن تنقلات، بلند شوید و ورزش کنید. شاید این کار به نظرتان غیر عادی باشد، ولی چیزی که دیاز می گوید این است که در این وقت ها گرسنه نیستید بلکه بدنتان به اکسیژن نیاز دارد که با چند حرکت مفید می توانید نیاز بدنتان را رفع کنید. عادات بد را تغییر دهید در این کتاب بارها به داشتن عادات سالم که همواره در طول زندگیتان باید انجام دهید گفته شده، مثل داشتن برنامه ورزشی روزانه. اما ما اکنون تغییر شکل عادات را برایتان مثال می زنیم تا روتین زندگی تان را با عادت های سالم تر تغییر دهید. مثلا دیاز از تجربه ی شخصی خود می گوید که عادت خوردن اسپرسو ونتی را با اسپرسو سویا بدون کافئین با اندازه کوچکتر جایگزین کرده است.
افزایش رضایت از زندگی در سنین بالاتر چگونه شاد زیستن را بیاموزیم! بخشش را یاد بگیریم تاثیرات استفاده از تلفن هوشمند پیش از خواب چرا به موبایلتان معتادید؟

آداب و رسوم

نوروز مبارک

سال نوی خورشیدی با بلند شدن صدای توپ تحویل سال شروع می شود. نشستن پای سفره هفت سین، زیباترین آیین ایرانیان است که در نوروز برپا می شود. بلافاصله بعد از لحظه سال تحویل بازار روبوسی و آشتی کنان و عیدی دادن و عیدی گرفتن داغ است.

جشن رنگی هندوها

جشن هولی هندوها یکی‌ از بزرگترین جشنهای این سرزمین ۷ رنگ است که در ایالت اوتار پردش با رونق بیشتری برگزار میگردد. در این جشن موبدان هندو پس از مراسم مذهبی‌ به روی پیروان این مذهب که در جلوی معابد جمع شودند پودر‌های رنگی‌ می‌‌پاشند و سپس مردم پودر‌های رنگی‌ به سر و صورت یکدیگر پرتاب می‌نمایند. این جشن شاد و رنگی‌ که چندین روز به طول ممینجمد با هدف آرزوی زندگی‌ شاد و آمرزش روح مردگان هر خانواده صورت می‌پذیرد. با همدیگر گزارش تصویری زیبایی‌ از این  جشن را با هم نگاه می‌کنیم.  
جایی که تساوی حقوق زنان بی معنی است هدیه مناسب برای روز ولنتاین پر همراه داشته باشید تا چشم نخورید مردان شمشیر به دست بادرود: میزبان پنجمین جشنواره ملی انار ایران

سفر و تفریح

کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی

سفر بر دو گونه است : سفر از جایی به جایی دیگر که تغییر مکانی شاخصه اصلی آن محسوب می شود و دیگری، سفر از حالی به حال دیگر که بیشتر ادبا و علما در راهش قدم گذاشته اند. شما کدامیک از این دو را ترجیح می دهید؟ دوست دارید هنگام سفر، هنگامه جلای روح با طلوع و غروب خورشید چه چیز را نفس بکشید؟ آرامش جاری در ذره ذره ی هستی پیرامون یا که نه تنها قدم گذاشتن در وادی تازه برایتان کافی است. در کاشان یا به عبارت بهتر در بهار کاشان همه چیز به گونه ای دیگر است؛ همه چیز توامان عاشقانه می نماید و عارفانه. لذت سفر تنها محدود به محظوظ شدن از عطر اغواگر گل های محمدی نیست، تجربه ی تماشای ارسی های خورشیدی خانه های تاریخی اش چیزی فرای تجربه ای دوست داشتنی در ذهن باقی می گذارد. سفر به کاشان همان تجربه ای است که سهراب ، سهراب سپهری از آن می گوید: "سفر دانه به گل، سفر پیچک این خانه به آن خانه، سفر ماه به حوض .... گذر حادثه از پشت کلام" بی تردید زیبایی های کاشان چنان فراوان است که نمی توان آنها را محدود به مراسم آئینی گلاب گیری یا طبیعت بکر کویر و حادثه گاه های تاریخی اش همچون باغ فین و ... کرد. اما ما در این یادداشت سعی کردیم به بهانه ی بهار نگاهی گذرا به شهر شگفت گل و گلاب داشته باشیم. خانه های تاریخی تعدادشان کم نیست. خانه هایی که بدون وجود آنها بی شک معماری ایران چیزی کم می داشت. خانه هایی که هریک تداعی گر روح ایرانی اند؛ سرشار از ظرافت، پر از خلاقیت و نگاره هایی مملو از حس گرم ایرانی. یکی از این خانه های کم نظیر، سرای بروجردی هاست. جایی که آنرا تنها به واسطه معماری فوق العاده اش نمی شناسیم. حکایت های بسیار شیرینی نیز در باب چرایی ساخت این بنا نقل می کنند که دانستنشان خالی از لطف نیست. خانه ی بروجردی ها همان اوج هنر معماری است که احتمالاً هر بیننده ای آرزوی دیدنش را همواره در دل داشته است: گچ بری های نفیس، شکیل ترین نقاشی ها و تقسیم بندی های هندسی، شاهنشینی رویایی و سقف گنبدی حقیقتاً پر هیبت. این خانه همچون بسیاری دیگر از بناهای کاشان چنان یکه اند که نمی توان در کلامی خرد توصیفشان کرد. کاشان و خانه هایش را باید دید. اما حکایتی که خانه ی بروجردی ها را از دیگر نقاط متمایز می سازد روایتی است که پیرامون علت ساخت بنا نقل می شود. گویا حاج حسن بروجردی روزی دختر یکی از تجار بنام زمان –سید جعفر طباطبایی- را برای پسرش خواستگاری می کند.اما طباطبایی های نمی پذیرند و ابتدا از وی قول ساخت سرایی درخور منزلت دخترشان طلب می کنند. پس حاج حسن بروجردی که از تمایل سخت قلبی پسرش خبر داشت دستور می دهد بهترین معمار زمان یعنی علی مریم کاشی را استخدام کنند تا بهترینِ ممکن را پیشکش دختر حاج طباطبایی کند و جالب تر آنکه بدانید ساخت این بنا 18 سال به طول انجامید. سراهای بی نظیر کاشان شمارشان یک، دو و سه نیست. از این دست خانه های شگفت می توان به خانه ی عامری ها، طباطبایی ها، عباسیان، آل یاسین ، تاج و ده ها حقیقتاً ده ها مورد دیگر اشاره داشت. گل و گلاب گیری دیر زمانیست همه ی ما کاشان را به گل و گلابش می شناسیم. به مراسم فوق العاده ی گلابگیری که هر ساله از نیمه ی اردیبهشت ماه تا نیمه ی خرداد ادامه پیدا می کند و سالانه خیل عظیمی از گردشگران-چه داخلی و چه خارجی- را سمت خود جذب می کند. اگر قرار باشد محبوب ترین گردشگاه بهاری ایران را بنابر استقبال عمومی مردم انتخاب کنیم بی شک کاشان یکی از اولین گزینه هایمان خواهد بود. شهرهای اطراف کاشان همگی سرتاسر دیدنی هستند اما ما در این سفر باغشهر نیاسر را برای  گشت و گذار انتخاب کردیم. باغشهری که مراسم گلابگیری اش شهره است و با جاذبه های تاریخی و طبیعی فراوان هر گردشگری را سمت خود می کشاند. شما با سفر به نیاسر علاوه بر لذت بردن از مراسم پر عطر گلابگیری می توانید از کوه های کرکس و چشمه ی طبیعی اسکندریه نیز بهره ببرید. از سویی وجود بنای چهارتاقی که گفته می شود پیشینه اش به اوایل دوره ساسانی و اواخر دوره اشکانیان  بازمی گردد اهمیتی افزون به این شهر می بخشد. از دیگر ارکان تاریخی و بسیار دیدنی باغشهر نیاسر می شد به چناری با قدمتِ 1200 ساله اشاره کرد که در فهرست آثار ثبت شده طبیعی ملی ایران در آمده بود؛ چناری 1200 ساله که متاسفانه با بی توجهی مسئولین و با همکاری هیات امنای مسجد محل ذکر شده برای  گسترش محوطه ی مسجد  در سال 90 از بیخ و بن کنده شد! کویر کویر... جایی برای پر شدن از ذات هستی. گویی انسان در کویر تمام "بودنش" را در می یابد.  نمی توان از کاشان گفت، از تاریخ، معماری، پیشینه فرهنگی و مراسم دلنشین گلابگیری سر رفت و از کویر غافل ماند. اما حقیقتاً آن چیزی که بر جاذبه های توریستی شهر کاشان می افزاید این است که ما با سفر به کاشان چیزی مازاد بر سفر به دیگر شهرهای ایران عزیز خواهیم داشت: گل ، گلاب گیری ، تاریخ، هنر، طراوت و همچنین میوه ممنوعه ی دکتر شریعتی: کویر. بادگیر خانه طباطبایی ها

بالاتر از هیجان

هیجان انگیزترین تفریحی که در زندگیتان داشته‌اید چیست، کارتینگ، بانجی‌جامپینگ، دوچرخه سواری در کوهستان، پریدن با پاراگلایدر ... ؟
ده گانه ی برترین مقاصد بهاری جهان ده کلانشھر گران آفریقا روش چیدن چمدان برای رفتن به سفر ایران زیبای ما (قسمت دوم) قلعه رودخان دژی عظیم بر بلندای گیلان