1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

هالووين را غروب روز سی و يکم ماه اکتبر جشن می گيرند و آداب و رسوم آن عبارتند از آتش افروختن، به تن کردن لباس های عجيب که هر کدام از دوره ای تاريخی و يا شخصيت های خيالی الهام گرفته ، رفتن به ديدار ارواح و خانه هايی که در تصرف ارواح و اجنه و روشن کردن شمع و فانوس در اشکال و اندازه های مختلف است.

مهاجران اسکاتلندی و ايرلندی که در آمريکای شمالی اسکان گزيدند اين مراسم را در قرن نوزدهم در بخشهايی از آمريکا گسترش دادند. به مرور اين جشن به تعدادی از کشورهای انگلوساکسون ديگر مثل کانادا، بريتانيا و بعدها استراليا و نیوزیلند نيز گسترش يافت.

اکثر مورخان معتقدند که ريشه های اين جشن به يکی از مراسم اقوام سلتيک ساکن غرب اروپا و حدود دو هزار سال پيش برمی گردد. در آن دوران اين اقوام بت پرست در روزی مصادف با پايان اکتبر و يا اول نوامبر سال نو خود را جشن می گرفتند. به اين روز و اين جشن « سو اين » گفته می شد.
ين مردمان بر اين باور بودند که در چنين روزی روح تمام جانداران و پديده های طبيعی به سوی جهان پس از هستی حرکت می کنند و در اين سفر اهريمنان، پری ها ، جادوگران و اجنه با انسانها همراه می شوند.

مردمان سلتيک در اين ايام علاوه بر قربانی کردن حيوانات برای خدايان و گردآمدن دور شعله های بزرگ آتش ، لباسهای ويژه ای می پوشيدند که به احتمال زياد اکثر آنها از پوست حيوانات بود و به اين شکل می خواستند ارواح و اجنه را فريب داده و از تسخير روح خود توسط آنها جلوگيری کنند. علاوه بر اين گفته می شود که با پوشيدن ماسک و رنگ کردن صورت خود با رنگ های تيره خود را به شکل اجدادشان در می آوردند.

در اين جشن ها گاه زنان  لباس مردانه می پوشيدند و مردان لباس زنانه که ظاهرا هدف آن به هم ريختن نظم و قواعد حاکم بر جوامع آن روزگار بوده است.

يکی ديگر از آداب آنها دوره گردی و رفتن به در خانه های يکديگر بوده و با اجرای برنامه های مضحک جلوی هر خانه ای از صاحب آن غذا و نوشيدنی طلب می کردند. سنتی که از نظر برخی مورخان به رسم قاشق زنی در روز چهارشنبه سوری شباهت فراوانی دارد.

پس از رواج مسيحيت در قلمروی که مردمان سلتيک در آن می زيستند به مرور رهبران مذهبی و سياسی اين جوامع سعی کردند تمام رسوم دوران بت پرستی را با مسيحيت انطباق داده و يا آنها را منسوخ کنند.

در قرن هفتم ميلادی پاپ رهبر مسيحيان اروپای غربی روز اول نوامبر را به عنوان يک سنت جديد مسيحی روز تمامی قديسان اعلام کرد.

از آن زمان به بعد بسياری از سنت های دوران بت پرستی تحت الشعاع آيين جديد مسيحيت به گوشه رانده شد. در قرن نوزدهم مهاجران ايرلندی و اسکاتلندی که در بخشهايی از آمريکای شمالی مستقر شده بودند باری ديگر رسوم ويژه اين روز را اجرا می کردند و با توجه به اينکه بخش بزرگی از اروپای غربی و آمريکای شمالی ديگر تحت نفوذ آيين های کاتوليک ها نبود اين مراسم به تدريج رواج پيدا کرد.

در نيمه قرن بيستم همزمان با گسترش ارتباطات و صنعت سرگرمی به خصوص در مرکز آن يعنی آمريکا بسياری از داستانهای عامه پسند، فيلمهای سينمايی و مجموعه های تلويزيونی به اين جشن پرداخته و به مرور نه فقط سراسر آمريکای شمالی بلکه تعداد ديگری از کشورهای انگليسی زبان با جزييات اين مراسم آشنا شده و آن را به تقويم جشن های مردمی خود افزودند.

امروزه تحت تاثير رواج مظاهر فرهنگی که از آمريکا به ساير نقاط جهان گسترش می يابد نسل جوان تعداد زيادی از کشورهای اروپايی و حتی بخشی از کشورهای آسيايی از اين روز به عنوان مناسبتی برای شادی و برگزاری نوع متفاوتی از جشن های کوچک و بزرگ استفاده می کنند.

آنچه که در طول بيش از دو هزار سال از آداب و سنن جشن هالووين باقی مانده است جايگاه ويژه آتش افروزی، روشن کردن شمع و فانوس ، پوشيدن لباسهای عجيب ، تلاش نمادين برای همراهی و دعوت ارواح و اجنه به اين مراسم و گاه دوره گردی و سرزدن به خانه همسايه ها برای قاشق زنی است.

هالووین ذر ایالات متحده بسیار پرطرفدار است و آمریکایی ها بیش از پنج میلیارد دلار هر سال خرج این جشن می کنند

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

تفسیر رنگ ها در نقاشی کودکان

  کودکانی که بیشتر از زنگ آبی در نقاشی خود استفاده می کنند به دنبال آرامش و هارمونی هستند. و بچه هایی که اکثر ورق نقاشی را سفید باقی می گذارند با چه مشکلی روبرو هستند؟ از طریق نقاشی آنها، شخصیت کودک خود را بشناسید  موضوعی که کودکان برای نقاشی خود انتخاب می کنند، تنها راه آموختن دنیای درونی آنها نیست. کاربرد رنگ های گوناگون در نقاشی، نیز شخصیت درونی کودکان را نمایان می کند. رنگ آبی در فرهنگ های مختلف از معنا و ویژگی های بسیاری برخوردار است: در طول تاریخ، همیشه رنگ آبی از عزت و اهمیت زیادی برخوردار بوده است. در فرهنگ مصر باستان به رنگ آبی، محافظت در برابر نیروهای شرور را نسبت داده اند و به همین ترتیب فراعنه پوشیدن لباس های آبی رنگ را انتخاب می کردند. در هند رنگ آبی، نماد عقل الهی و اصل خلقت جهان است. در دنیای حیوانات، مارمولک با "سر آبی رنگ"، رنگ خود را در دوره باروری به آبی تبدیل می کند. غورباقه ها نیز در زمان خطر بر مکان آبی رنگی (مانند آب) می پرند. در ایالات متحده آمریکا، مرسوم است به عروس (قبل از برگزاری جشن عروسی)، یک جواهر آبی رنگ به عنوان نماد عشق ابدی هدیه می دهند. در زبان انگلیسی، کلمه آبی  blue، با معنای غم و اندوه همراه است و موسیقی "بلوز" نیز از این معنا سرچشمه می گیرد.  در  در برخی از جوامع جهانی، پیراهن آبی نمادی از طبقه کارگری جامعه و جوانان کارگر-محصل می باشد. حتی عده ای برای مصاحبه کاری، پوشیدن پیراهنی به رنگ آبی را به دلیل اثر آرام بخش آن توصیه می کنند. بنابراین، رنگ آبی بر روی سیستم عصبی انسان تاثیر مثبت و آرام بخشی دارد. قرار گرفتن در معرض آن باعث کاهش میزان تنفس و فشار خون می شود. بسیاری از مردم، بهرنگ آبی نمادی از آرامش مطلق و تمایل حساسیت و صدمه بیشتر اشاره می کنند.        کاربرد رنگ آبی در نقاشی کودکان   از دید کودکان، رنگ آبی در درجه اول رنگ پسران می باشد، علی رغم این که نزد برخی از دختران نیز رنگ محبوبی است. در نقاشی کودکان، رنگ آبی سمبل آرامش و رفتار آرام است. در روا اجتماعی دوستداران رنگ آبی، صلح و آرامش را دنبال می کنند و با اطرافیان خود روابط دلپذیر و دوستانه ای داشته در روابط خانوادگی نیاز به دریافت پاسخی منطقی دارند. کودکی که از رنگ آبی زیاد استفاده می کند، دنیای درونی غنی و متنوعی دارد و در بیان خواسته هایش تردید نمی کند. استفاده بیش از حد این رنگ، ارتباطی دلپذیر را به سرد و منزوی از دیگران تبدیل می کند. سفید: وضعیت بحرانی یا تعادل؟ نقاشی هایی با کاربرد بیش از حد سفید، نقاشی کودکانی است که به سختی میتوانند خواسته های خود را بر روی کاغذ همانند محیط اطراف خود بیان کنند. از آنجا که اغلب اوقات بر روی کاغذ سفیدی نقاشی می کشیم، به ندرت کودکان در نقاشی خود از این رنگ استفاده می کنند. منظور از کاربرد سفید، فضای خالی بین رنگ ها در هر نقاشی می باشذ.  کاربرد سفید در نقاشی کودکان : در نقاشی بالا، کاربرد بیش از حد (غیر مثبت) رنگ سفید به وضوح دیده می شود. بیشتر کاغذ به رنگ سفید باقی مانده است. آدمک های نقاشی، جداگانه در مرکز کاغذ بدون ارتباط با محیط اطرافی کشیده شده اند. بنابراین، یکی از پیامدهای منفی کابرد رنگ سفید با احساس از دست دادن و تنهایی همراه است. رنگ سفید در نقاشی کودکان مشکلات اجتماعی کودک یا واهمه در بیان احساس درونی اش را می تواند نمایان کند. نقاشی هایی با کاربرد بیش از حد سفید، نقاشی کودکانی است که به سختی می توانند خواسته های خود را بر روی کاغذ همانند محیط اطراف خود بیان کنند. هنگامی که کاربرد رنگ سفید در نقاشی کودک به صورت متعادلی به نظر می رسد، با معنای مثبت و کاملا متفاوتی همراه می باشد. کودکانی که در نقاشی های خود تا حدی فضاهای سفیدی باقی می گذارند، کودکانی متعادل و متوازن تر از لحاط اجتماعی می باشند و قادر به بیان عاطفه درون خود هستند. این گونه کودکان نیز به اتفاقات محیط اطراف خود تا حد زیادی توجه می کنند و رفتار محتاطی دارند.  در نتیجه، مانند رنگ بندی پرچم های کشورهای جهان، راز نقاشی کودکان در چگونگی ترکیب رنگ ها می باشد. استفاده از یک رنگ خاص، همیشه محدودیت های شخص را از لحاظ احساساتدرونینشان می دهد که با تنوع بیشتر رنگ ها، به معنای مثبتی در این رابطه تغییر می یابد.   نقاشی ها از دارون عجمیان در 5 و 7 سالگی    

وقتی لگو هم خشن میشود

نتیجه یک تحقیق تازه در دانشگاه نیوزلند نشان می‌دهد که شمار آدمک‌های لگو که حالت صورتشان نشان‌دهنده احساسات منفی بوده، افزایش داشته است. شرکت لگو انتقاد وارده را رد کرده و می‌گوید از ترویج خشونت حمایت نمی‌کند. قطعا زندگی همیشه شیرین‌کامی به دنبال ندارد و گاهی روی تلخش را هم نشان می‌دهد، اما شرکت دانمارکی مشهور "لگو" (Lego) ظاهرا بر این باور است که باید چشم‌ بچه‌ها را از همان ابتدا به روی این حقیقت باز کرد که خوشی و خنده در زندگی دائمی نیست. نتیجه پژوهشی در دانشگاه کنتربری (Canterbury) در نیوزلند نشان می‌دهد که شمار آدمک‌های لگو که نشان‌دهنده احساسات منفی هستند، در طول سال‌های اخیر افزایش داشته است. این نتیجه از روی بررسی ۶ هزار آدمک لگو به دست آمده است. کریستوف بارت نک، سرپرست این گروه تحقیقی می‌گوید: «برداشت ما این است که موضوعاتی که لگو آن‌ها را دستمایه می‌کند، به طور فزاینده‌ای باعث شکل دادن به درگیری می‌شود. اغلب یک شخصیت خوب در حال جنگیدن با یک شخصیت بد است.» شرکت لگو در تولید محصولاتش صحنه‌هایی از فیلم‌های سینمایی یا بازی‌های ویدئویی را بازسازی می‌کند. آقای بارت نک اضافه می‌کند: «شخصیت‌های خوب در یک درگیری می‌توانند رنج ببرند، در حالی‌که شخصیت‌های بد لبخندی خائنانه بر صورت دارند.» شرکت لگو و رد انتقادها شرکت لگو انتقادهای وارده را رد کرده است. سخنگوی این شرکت می‌گوید: «لگو از خشونت حمایت نمی‌کند. ما جنگ را با طنز ترکیب کرده‌ایم.» به گفته وی تفاوت حالت‌های چهره در آدمک‌های لگو راهی برای تسهیل بازی صحنه‌های پیچیده است. او گفته است که تحقیقات انجام شده از سوی لگو نشان می‌دهند که پسربچه‌های ۵ تا ۹ ساله تمایل زیادی به بازی کردن صحنه‌های جنگی دارند و برای همین هم مثلا "مأمور پلیسی وجود دارد که آدم متقلب را دستگیر می‌کند." سخنگوی لگو تأکید کرده است که این شرکت در خصوص ساخت صحنه‌های جنگی مرزهای مشخصی دارد. او توضیح می‌دهد: «ما خواهان درست کردن صحنه جنگ‌های مدرن و سلاح پیشرفته نیستیم. تمرکز موضوعات نه بر روی خشونت که تنها بر روی جنگ است.» کریستوف بارنک، سرپرست تحقیق انجام شده در دانشگاه نیوزلند از مسئولان لگو خواسته تا برای آدمک‌های لگو چهره‌های مناسب در نظر بگیرند و تحقیقی را انجام دهند تا مشخص شوند حالت صورت این آدمک‌ها چه واکنش‌هائی را در میان کودکان برمی‌انگیزد. منبع: DW
کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت دوم) نهادینه کردن کتابخوانی در کودکان برای کودکان تان لالایی بخوانید آیا آماده بارداری هستید؟ بازی با کودکان

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

دامن رانندگان سوئدی

رانندگان مرد برخی خطوط مترو و اتوبوس در شهر استکهلم از پوشیدن شلوار کوتاه در سر کار منع شده‌اند. با گرم شدن هوا، معترضان به این تصمیم دراقدامی اعتراضی پوشش رانندگان زن را برای حضور در محل کار انتخاب کرده‌اند. مارتین اکرستن، راننده یکی از خطوط مترو در حومه استکهلم است که از دو هفته پیش با دامن سر کار حاضر می‌شود. هوای گرم شهر باعث شده تا او به گفته خودش اهمیتی به نگاه‌های چپ چپ بعضی از مسافران ندهد که آقای راننده را در دامنی زنانه می‌بینند. البته مارتین را ۱۲ نفر از همکاران مرد دیگر در پوشیدن دامن همراهی می‌کنند؛ زیرا به موجب یک قانون جدید آنها از پوشیدن شلوار کوتاه که تا پیش از این مجاز بود، منع شده‌اند. ماه ژانویه امسال شرکت آریوا، یکی از زیرمجموعه‌های راه‌آهن آلمان که در سایر کشورهای اروپایی هم فعالیت می کند، مسئولیت برخی خطوط مترو و اتوبوس شهر استکهلم از جمله شرکتی را که مارتین اکرستن برای آن کار می‌کند، بر عهده گرفت. این نقل و انتقال واکنش‌های منفی را به همراه داشت. صدور یک بخشنامه جدید در خصوص نحوه لباس‌ پوشیدن کارکنان از سوی مسئولان جدید باعث شد تا بازار انتقادها داغ‌تر شود. در این بخشنامه ذکر شده بود: «نمایندگان شرکت آریوا بایستی مرتب و آراسته باشند. شلوار کوتاه کمی بیش از اندازه راحت به نظر می‌رسد.» به موجب دستورالعمل، دو نوع پوشش برای کارکنان آریوا تعیین شده است؛ دامن زنانه مشکی و شلوار بلند مشکی. بعد از بی‌نتیجه ماندن بحث کارکنان مرد با مسئولان بر سر نحوه پوشش و پافشاری مدیریت بر بخشنامه، برخی از جمله مارتین و ۱۲ نفر از همکارانش تصمیم می‌گیرند تا از گزینه دیگری که در خصوص پوشش کارکنان در دستور العمل آمده، پیروی کنند و به این ترتیب در روزهای گرم با پوشیدن دامن در محل کار حاضر شوند. البته به گفته مارتین آنها پیش از اجرایی کردن این تصمیم با اتحادیه کارگری مشورت کرده و سپس دست به این کار زده‌اند: «آریوا نمی‌تواند پوشیدن دامن را ممنوع کند زیرا در این صورت مردان را در مورد تبعیض جنسیتی قرار داده است.» برخی دیگر از رانندگان مرد نیز برای پیوستن به این حرکت اعلام آمادگی کرده‌اند. در واکنش به این حرکت مدیر بخش روابط عمومی آریوا گفته است که این شرکت پذیرای نظرات کارکنان است و قانون پوشش را یک بار دیگر بررسی خواهد کرد، اما نه اکنون بلکه تازه در ماه سپتامبر. مسئولان آریوا تاکنون مخالفتی را در خصوص پوشیدن دامن از سوی رانندگان مرد این شرکت نشان نداده‌اند. منبع: DW

از لادیزنگار: هتل یخی

دوست عزیز لادیز، آقای بیژن ماجدی این مطلب بسیار جالب را برای ما ارسال کرده اند. با تشکر فراوان از ایشان از شما دوستان خوب مان دعوت می کنیم تا مطالب جالب و خواندنی خود را با دوستان تان در لادیز سهیم شوید.
راز های روابط زناشوئی که زنان میانسال بشما نمی گویند بهترین رستوران جهان حضرت علی خانه تاریخی عین الدوله می ماند کامپیوتری مانند مغز انسان

مطالب تصادفی

حرفه من

کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید

بسیاری از ما عکسهای مدلهای پوشاک و مد را نگاه می کنیم و آرزو می نماییم که مانند آنان لاغر، بلند اندام زیبا و خوش پوش بودیم. همچنین جلوه اعتماد بنفس آنان ما را جذب خود می نماید. آیا این پریچران زیبا پوش در زندگی غمی هم دارند؟ آیا معنی نگرانی و عدم امنیت را احساس می نمایند؟ کامرون راسل بدون شک یکی از زیبا ترین زنان دنیاست عکس این سوپر مدل در طی 10 سال گذشته بارها و بارها بروی مجله های معتبر مد و پوشاک دنیا چاپ شده و میلیونها نفر را مجذوب خود نموده است. یک زندگی محشر؟ خود او که اینگونه فکر نمی کند. راسل اولین سوپر مدلی است که صادقانه درباره کار و زندگی خود با شما صحبت می نماید. او در یک سخنرانی که در بنیاد تد انجام داد درباره زندگی و کار خود گفت؛ من اینجا مقابل شما ایستاده ام بدلیل اینکه یک زن 25 ساله زیبای سفیدپوست هستم که در حرفه ما به این تعاریف می گویند جذاب. او میگوید تفاوت من اینست که به سوالات شما صادقانه جواب خواهم داد. درباره زندگی یک مدل راسل گفت؛ درست است که مسافرتهای زیادی انجام می دهیملباسهای مارکدار زیبا می پوشیم و همه نگاهها بدنبال ماست ولی پشت پرده این زندگی هیجان انگیز لوکس دنیای از فساد، آسیبهای روحی و جسمی و دروغهای شاخ و برگ دار انجام شده توسط بهترین کارگردانان هنری قرار دارد. من هنگامی که فقط 15 سال داشتم وارد این صنعت شدم و مجبور به انجام کارهایی مقابل عکاسان گشتم که تا پیش از آن در زندگی واقعی انجام نداده بودم. در جواب به سوال که چگونه یک مدل شدید، راسل گفت من یک مدل شدم زیرا از لحاظ ژنتیکی برنده خوش شانس یک قرعه عالی شدم. بنظر من مدلینگ یک کار نیست، بیشتر یک تجربه است که شما بدلیل فرم بدنتان به آن دست می یابید. این تجربه ای خارج از اراده و کنترل شماست ولی تجربه گرانبهایست. همچنین درباره عکسهای فتو شاپ شدهدر صنعت مدلینگ، راسل با نشان دادن عکسهایی واقعی از خود گفت این عکسهایی که شما در تبلیغات انواع و اقسام برندها می بینید من نیستم خالق این زن زیبا یک هنرمند زبده است که ساعتها پشت کامپیوتر می نشیند و از من چنین چیزی در می آورد. همچنین گریموها، آرایشگرها، عکاسان، چهرهپردازان و دهها نفری که قبل از شروع یک کمپین تبلیغاتی کار خودو را آغاز می نمیاند. ولی مهمترین قسمت سخنان راسل موقعی بود که وی برخلاف انتظار در مورد میزان اعتماد بنفس خود بعنوان یکی از زیباترین زنان جهان گفت، برخلاف انتظارات شما من کمترین میزان اعتماد بنفس را نسبت به خود دارم، بخاطر اینکه باید دائم راجع به این موضوع فکر کنم که الان ظاهرم چگونه است؟ شما فکر می کنید که داشتن پاهای کشیده و موهای براق شما را خوشبختر می نماید سخت در اشتباهید، ما مدلها بهترین لباسها را می پوشیم، زیباترین موها را داریم و بلندترین پاها را ولی همچنان دارای کمترین میزان اعتماد بنفس در میان زنان جهان هستیم همزمان شما به ما نگاه می کنید و فکر می کنید اعتماد بنفس در بالاترین میزان! دلیل این امر اینست که وقتی جامعه به یک زن فقط از روی زیبایش اهمیت می دهد این زن در ناخودآگاه خود می فهمد که تنها دارایی او زیباییش و ظاهرش است بنابراین تمام روز در فکر ظاهرش است و این نگرانی او را تا مرز وسواس فکری و نوعی از جنون بر اثر کمبود اعتماد بنفس پیش می برد. البته سخنان راسل دریچه جدیدی بود نسبت به زنندگی یک زن در دنیای مد و تبلیغات بین المللی ولی تنها چند هفته بعد او در هفته نماییش آخرین لباسهای ویکتوریا سیکرت شرکت نمود. آیا او نسبت به حرفهایی که زده بود رفتار صادقانه ای داشت؟  در حالیکه درآمد سرشاری از کار مدلینگ داشت  پرده برداری از اسرار پشت پرده و برگشتن به صحنه چه معنی میتواند داشته باشد؟ دکتر روانشناس از دانشگاه یو سی ال ای، بتانی مارشال میگوید که هیچگونه تضادی در سخنان راسل و انجام کار مدلینگ وجود ندارد. او صاقانه آنچه را که یک سوپر مدل احساس می نماید با صدها نفد در میان گذاشته است. نمی توان او را به صرف اینکه درباره کارش با صداقت برخورد کرده از انجام آن کار باز داشت. سلاح او در زندگی زیباییش است و او باید با این سلاح به پیشرفت خود بیاندیشد. اگر او ریاضیدان  مادرزاد نابغه بود ولی به دانشگاه نمی رفت ما به او خرده میگرفتیم، همین مساله در اینجا نیز کاربرد دارد. تفاوت اینست که ما به ریاضیدانان نابغه حسادت نمی نماییم ما به زنان زیبا حسادت می نماییم. این اولین باری نیست که مدلهای زیبا رو ما را به دنیای پر زرق و برق پشت پرده خود کشانده اند در سال گذشته تیرا بنکس، دیگر سوپر مدل مشهور سیاه پوست با ارسال نامه ای سرگشاده به مدلهای جهان از اقدام مجله مشهور مد ووگ در امتناع از چاپ عکس مدلهای آنوروکسیک (بسیار لاغر اندام) استقبال نمود و از مدلهای جوان خواست در مقابل درخواست لاغر شدن بیش از حد طبیعی صاحبان برندها مقاومت نمایند. در سال 2010 دوتزن کروس دیگر مدل مشهور ویکتوریا سیکرت در مصاحبه ای اعلام نمود که چقدر مدلهای مختلف تحت فشار لاغرتر نمودن خود از سوی دست اندر کاران دنیای مد هستند، من خود را در آیینه می بینم و از چیزی که می بینم خوشحال هستم اما دایم بمن می گویند چند کیلو بیشتر باید لاغر شوی تا به فرم ایده ال برسی، این فشار بروی مدلهای جوان کمتر شناخته شده بسیار بیشتر است. دفعه بعدی که شما محو تماشای مدلهای مختلف لباس هستید یادتان باشد زیاد هم به حالشان غبطه نخورید.

کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس

17 سالش بود که ایران را ترک کرد. به محض آنکه در پاریس مستقر شد در دانشگاه ثبت نام کرد و به دنبال کار گشت. خانواده اش نمی دانستند. اگر هم می دانستند با توجه به اینکه از آن دست آدم هایی بودند که پولشان از پارو بالا می رفت حتماً خوششان نمی آمد دختر نوجوانشان دست به سیاه و سپید بزند اما اکرم عاشق خیاطی بود. آنقدر که در خیالش هم کوک می زد، سوزن نخ می کرد و الگو می برید. هنوز درست آنجا جاگیر نشده بود که به واسطه یکی از فراشان دانشگاهش به عنوان یک شاگرد خیاط به یکی از مزون های تراز اول پاریس معرفی می شود. آنطور که خود نقل می کند کار در مزون" لومییق دو سولی" برای او شروع یک مسیر تازه بود. مسیری که او را ، نگاهش را و حتی زیست معمولی اش را تغییر داد. در طول شبانه روز 5 ساعت وقت خوابیدن داشت. در دانشگاه ادبیات فرانسه می خواند؛ رشته اش را دوست داشت اما دغدغه ی زندگی اش نبود. خانواده نمی دانستند که پولی که اکرم دریافت می کند همه و همه خرج پارچه و الگو می شود. اکرم که تمام پولی را که پدرش می فرستاد خرج عشقش خیاطی می کرد، خیلی زود دریافت که باید شغل دیگری برای خودش دست و پا کند؛ شغلی که هزینه های زندگی روزمره اش را به نحوی تامین کند. پاریس شهر کافه هاست. پس اکرم خیلی زود سر از یک کافه در آورد و آنجا نیز مشغول به کار شد اما در نگاه او همه چیز از منظرخیاطی می گذشت. خیاطی نوجوان که به جای غرق شدن در سرو قهوه، غرق در لباس های مراجعین به کافه ها می شد. مقابل هرکس که نوشیدنی می گذاشت تمام مدل لباسش را گویی همچون یک دوربین عکاسی در ذهن ثبت می کرد و شب آنرا بر الگو طرح می زد. روزی مثل باقی روزها از دانشگاه به مزون رفت  اما همه چیز تغییر کرده بود! هیچ کس سر جای خود ننشسته بود. مدیر مجموعه با نگاهی تند و کاغذی در دست او را سمت خود صدا زد و گفت:" اصلاً فکرش را هم نمی کردم! تو...؟ چه طور به خودت جرات دادی..." اکرم یخ می زند. دستانش به وضوح می لرزد و نگاهش روی همکارانش می دود انگار دنبال پناهگاهی می گردد، بعد اما مثل کودکی که از تشر مادر به مادر پناه می برد رو به مدیر مزون می کند. خنده ای که در نگاه خانم لوشانت موج می زند فضا را عوض می کند: " مهم ترین بازیگر تئاتر شهر می خواد فقط تو براش لباس بدوزی و این یعنی تو باید بری مزون آرتیست!" همه دست می زنند. از همه بیشتز خانم لوشانت ابراز شادمانی می کند. اکرم غرق در خیالات شیرین خود به خانه ی کوچکش بر می گردد. خوشحال و شادمان از همان شب لباس هایش را برای ملاقات مهم فردا آماده می کند. هرچه باشد قرار است با شاخص ترین چهره ی تئاتر شهر دیدار داشته باشد. زنی که او پیشتر تنها یکبار اندازه ی لباسش را گرفته بود. بی تابی، بی خوابی و دست هایی که مدام عرق می کرد. این تمام شب اکرم بود تا سرزدن سپیده. راس ساعت 11 صبح قرار ملاقات داشتند. اما او چنان نگران بود که نزدیک به نیم ساعت جلوتر به مزون آرتیست رسید. به همین دلیل خیابان ها را بالا و پایین می رفت و پیش خود فکر می کرد چه جملاتی را به بازیگر مورد علاقه ی فرانسوی ها که آرزوی دیدارش را دارند بگوید. از فردای آن روز تا 3 سال بعد اتفاقاتی در زندگی این خیاط متبحر ایرانی افتاد که نامش در مزون های پاریس مترادف بهترین بود. حالا همه برای آنکه بهترین لباس را داشته باشند سعی می کردند اکرم را با لهجه غریبشان درست تلفظ کنند. خیاط ایرانی حالا می توانست به پدر، مادرش ، دوستان و ... با افتخار بگوید در حرفه ی خود یک حرفه ای است. زمان بر مدار همیشگی اش چرخید تا فراز و فرود های زندگی نه تنها چرخ خیاطی اکرم که تجربه هرروز زیستن او را درگیر بازی های گاه عجیب وگاه خواستنی خود بکند. او زودتر از آنچه فکر می کرد ناگزیر به بستن کوله بارش سمت خانه شد. خانه ای که پدرش کوچ کرده بود و اکرم می بایست شانه های مادر را در غم این فقدان یاری می داد. او به خانه بازگشت؛ با خاطراتی بی نظیر و تجربه هایی یکه. اکرم امروز 76 ساله است. هنوز کوک می زند، الگو می کشد و طرح می برد. اگرچه دیری ست کوچه های پاریس را نفس نمی کشد اما دیوار خیاطی اش پر از رنگ خوب خاطرات شیرین گذشته اش است. از وعده ی دیدار با فلان بازیگر معروف گرفته تا لوح تقدیر و ستایش از سفیر فلان کشور که او برایشان جامه می دوخت. او یک خیاط است که در شهر رشت زندگی میکند. بعد از دیدار او، تمام خیاط ها را به چشم یک هنرمند میبینم.
زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند شغل جدیدی برای زنان قدرت، روابط و حس خوب خوشبختی حرفه شیرین من ... یه مَرده، یه مرد

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

چگونه شاد زیستن را بیاموزیم!

به گفته وین دایر ما در زندگی یک مأموریت داریم؛ مأموریت برای شادزیستن. از ابتدای تمدن بشر، غم و اندوه مایه توقف و انزجار و شادی و نشاط، عامل تحرک و نظم بوده است. شادزیستن، آرزوی دیرینه آدمی بوده؛ آرزویی که ریشه در خلقت و نهاد آدمی دارد و مقدمه غلبه بر تمام ناکامی هاست.انسان ها دارای هیجان های مختلفی هستند؛ از جمله اندوه، خشم، تنفر، شادی و... در میان این هیجان ها، «خشم» جزو هیجان های منفی و حالت روانی تخلیه انرژی به صورت قهرانه است، اما «شادی» جزو هیجان های مثبت تخلیه انرژی است. شادی در روان شناسی 4بعد دارد: 1) رضایت از زندگی 2) خوشی درونی داشتن 3) نداشتن افسردگی  4) نداشتن اضطراب شاد زیستن به پیش شرط هایی نیاز دارد؛ از جمله: تفکر مثبت داشتن: اولین لازمه شادی و شادزیستن، تفکر مثبت است. به گفته «ویلیام جیمز»، این اندیشه ها یمان است که زندگی مان را شاد یا غمگین می کند. وقتی تفکر انسان منفی باشد، احساس نیز منفی می شود و با تفکر و احساس منفی، عملکرد منفی از انسان سرمی زند. انسان ها با توجه به تفکرات متفاوتی که دارند، در مورد موقعیتی یکسان، تفسیر و تحلیل متفاوتی از خود ارائه می دهند. عده ای موقعیت پیش آمده را فاجعه می دانند و عده ای تنها یک موقعیت ناخوشایند. اگر به دنبال شادزیستن هستیم، باید بدانیم همان طور که هر قفلی با کلید خاص خودش باز می شود، قفل هر مشکل هم تنها با راه حل خاص خودش باز می شود. اگر نمی توانیم مشکلی را حل کنیم، شاید دچار جبر تکرار شده باشیم یعنی از راه حل های تکراری، توقع نتیجه مطلوب و دلخواهمان را داریم. فراموش کردن گذشته: امکان آنکه به گذشته برگردیم و به بازسازی و تعمیر گذشته بپردازیم، وجود ندارد. یادآوری گذشته ها فقط زخم های روانی را تحریک نموده و روح و روان را آزرده می کند و جز غم و اندوه، نتیجه ای ندارد. اگر گذشته خوبی نداشته ایم، گذشته و تجربیات گذشته را چراغ راه زندگی حال و آینده قرار دهیم تا گذشته همراه با ناکامی را به حال و آینده همراه با «شادکامی» تبدیل کنیم. طبق گفته «آنتونی رابینز» در معادله زندگی، هیچ وقت آینده برابر گذشته نیست. زندگی خود را با دیگران مقایسه نکنیم: از مقایسه زندگی خود با دیگران، دچار احساس فقر نسبی می شویم یعنی از اینکه می بینیم دیگران امکانات بهتر و روابط بهتری دارند، خودمان را سرزنش می کنیم و نداشته هایمان را با داشته های دیگران می سنجیم و دچار اساس منفی می شویم. به جای مقایسه کردن خودمان با دیگران، سعی کنیم به دنبال راه هایی باشیم که هر روز شادی را به خود و دیگران هدیه کنیم. هیچ کس مسئول شاد کردن شما نیست جز خود شما: باید بپذیریم که سختی ها و موانع در زندگی همه وجود دارد، اما زندگی مدرسه ای است که باید بیاموزیم و مشکلات هم قسمتی از برنامه درسی هستند که شاید این درس ها را دوست نداشته باشیم، اما در این درس ها هم باید نمره قبولی کسب کنیم. شادی مانند شارژر است که انرژی تخلیه شده انسان ها را شارژ می کند و انسان را به حرکت وامی دارد. انسان شاد، ذهن پویاتری دارد و انگیزه و امید به آینده در او بیشتر است. در محیط شاد، استعدادهای انسانها شکوفا می شود، ارزیابی منفی به رویدادها ندارد، دارای وجدان کار است و کمتر به رفتارهای پرخطر گرایش پیدا می کند. فرد، خانواده و جامعه سه ضلع یک مثلث هستند که هریک بر دیگری تأثیر متقابلی می گذارد. فرد شاد، خانواده شاد می سازد و خانواده های شاد، جامعه ای شاد را می سازند. در جامعه شاد تولید بیشتر صورت می گیرد، پیشرفت اقتصادی، فرهنگی و رغبت تحصیلی افراد بیشتر می شود؛ چنین جامعه ای کمتر دچار جرم، بزهکاری، طلاق و نابسامانی خانوادگی می شود.

چند راه ساده برای ساختن زندگی بهتر

"پول حلال مشکلات است." آیا شما به این جمله اعتقاد دارید؟ آیا صبح و شب برای داشتن درآمدی بیشتر تلاش می کنید و مدام دنبال راه یا میانبری آسان برای جیب های پرپول تر هستید؟ بی شک همه ی ما دوست داریم دغدغه های مالی کمتری داشته باشیم و راحت تر خرید کنیم، مسافرت برویم و نگران هزینه های غیرمترقبه زندگی نباشیم. اما زندگی به سادگی این جملات نیست. ما و همسرانمان سخت کار می کنیم تا آینده ای روشن تر برای خود و خانواده مان فراهم آوریم اما گاه غافل از این حقیقت می شویم که ما برای کار زنده نیستیم؛ ما صاحبان اندیشه زنده ایم تا از خوردن غذای مورد علاقه مان لذت ببریم،از خواندن سطرسطر کتاب غرق در خیال شویم، در کنار معشوقمان آرامش را تجربه کنیم و برای تولد فرزندمان اشک شادی بریزیم؛ ما برای تجربه ی بی نظیر زندگی زنده ایم، نه برای تجربه ثروت! نتایج حاصل از تحقیقات انجام گرفته در عموم کشورهای دنیا نشان می دهد مردان در هشتاد درصد موارد بیش از زنان نگران مسائل مالی خانواده هستند و همین نگرانی موجب بروز اختلال و ناهنجاری های روانی در آنها می شود که نمود خارجی آن به سرعت در روابط زناشویی، احساسی و مراوادات اجتماعی قابل تشخیص است. شاید برای شما جالب باشد بدانید همین مردان مدیر و مدبر که ترجیح می دهند زمام امور را در دستان خود نگه دارند در دل به چیز دیگری می اندیشند. آنها نیاز به زنی دارند که با رعایت ساده ترین نکات ثابت کند قدرت ذخیره ی پس اندازش بیش از خود مرد و حتی مادرش است. در ادامه مطلب نگاهی خواهیم داشت به ساده ترین نکاتی که می توانند به شما و همسرانتان در پس انداز طولانی مدت کمک شایان توجهی کنند: 1.سفر مثل شام شب نیست که بی آن زندگی نا ممکن شود اما فراموش نکنید روح شما در جست و جوی ناشناخته ها و آرامش وجودیتان در گرو تجربه های تازه است. پس هرگز و تحت هیچ شرایطی حتی در دوران بحران های اقتصادی نیز سفر را از برنامه زندگی تان حذف نکنید. در عوض برنامه ریزی داشته باشید و خود را طی یک سال ملزم به ذخیره ی روزانه یا هفتگی مقداری پول ولو خیلی کم کنید. آنرا در روزهای نیاز هم خرج پوشاک و خوراک نکنید. زمانی که بیش از هر موقعی نیاز به تغییر و تحول در زندگی دارید، زمانی که همسرتان نگران تکراری شدن روزهای زندگی تان است قلک سفر را بشکنید و به او ثابت کنید هرگز تنها نیست. 2.  یک حساب بانکی مجزا باز کنید. حسابی که کارت خرید ندارد و برای برداشت از آن باید تا باجه ی بانک رفت. تا آنجا که برایتان مقدور است هر هفته به آن شماره حساب پول واریز نمایید و بدانید اصلاً قرار نیست مقدار فیش واریزی هفتگی تان قابل توجه باشد.نه خجالت آور است و نه خنده دار. حتی اگر در آخر ماه نخست افتتاح حساب چیزی در حدود 10000 تومان ذخیره کرده باشید نیز فوق العاده است. مطمئن باشید بعد از گذشت چند ماه و یا چند سال به ارزش حسابتان پی می برید.برای مثال ان موقع که همسرتان به خاطر مشکلات اقتصادی و کار طاقت فرسا از عهده هزینه ی درمان دندان خراب فرزندتان بر نمی آید و شرمنده این حقیقت است، حساب بانکی مخفی خنده شیرینی بر لبان هر دویتان خواهد نشاند. 3. هرگز ،هرگز وهرگز خسته، ناراحت، گرسنه یا عصبانی برای خریدکردن بیرون نروید.شما هنگامی که روز کاری بدی داشته اید یا با دوستتان به اختلافی حتی جزئی برخورده اید از نظر روحی و روانی مستعد انتخاب های بسیار غلط هستید. برای مثال موقعی که گرسنه هستید ناخودآگاه در سوپر مارکت های بزرگ جذب انواع و اقسام بسته بندی های جذاب می شوید و هیچ دقتی به محتوای آن ندارید. به خودتان فرصت آرام شدن بدهید تا پول های سخت به دست آمده را آسان از کف ندهید. 4. اگر می خواهید به آینده اقتصادی خانواده تان کمک کنید بهتر است در مورد انتخاب دوستان خود دقیق باشید. سعی کنید با دوستانی خرید بروید که بدانند شما درحال پس انداز هستید و هر لحظه درصدد وسوسه شما برای خرید لوازم جورواجور نباشند. زیرا اگر شما حتی در مقابل وسوسه های آنها مقاومت کنید و تسلیم تصمیم های زودهنگام نشوید بازهم روان شما از صحبت های آنها تاثیر می پذیرد و ناخودآگاه متوجه می شوید در حال مقایسه زندگی خود با دوستانتان هستید؛ مقایسه ای که چیزی جز رنجش خاطر برای همسرتان همراه نخواهد داشت.
زیباترین سن بانوان کدام است؟ 5 راه شاد برای زندگی بهتر دانستنی ها الویتهای نوین مردان در انتخاب همسر حال خوب برای تو

آداب و رسوم

پر همراه داشته باشید تا چشم نخورید

بسیاری از مواردی كه ما آنان را به عنوان خرافه می دانیم در فرهنگ های مختلف و كشورهای مختلف وجود دارد. یكی از آن موارد چشم شور است كه در بین ایرانیان بسیار مورد توجه است.و چنان كه در زیر می خوانید در اروپا نیز به چشم شور اعتقاد دارند.

تصویرهایی از «کریسمس»

باز هم سالی از سال‌های روان تقویم، شتابزده و پرتب‌وتاب، دوان‌دوان 365روز از زندگی ما را پر کرد و با همه خوبی‌هاوبدی‌ها، خوشی‌ها و ناخوشی‌های خود قدم در کهولت گذاشت و با برجاگذاشتن پیامدهای خوشایند و ناخوشایند، بی‌برگشت دارد از ما جدا می‌شود و سال جدید 2014، با امیدها، تردیدها، تصورات و تصویرهای گوناگون در افق زندگی‌مان پدیدار می‌شود... یک بار دیگر در روز بیست‌وچهارم دسامبر اکثریت پیروان پیام‌آور صلح، عیسی مسیح، تولد او را که کریسمس1 نامش نهاده‌اند، جشن می‌گیرند. ولی ارمنستان و ارمنیان، که اولین مسیحیان رسمی دنیا هستند و در سال 301 میلادی مسیحیت را به‌ عنوان دین رسمی مملکت و مردم خود انتخاب کرده‌اند، به پیروی از آداب و رسوم کهن خود روز ششم ژانویه را «کریسمس» خود می‌دانند. حقیقت امر این است که 1712سال پیش که مسیحیت فقط‌وفقط از طرف ارمنستان به‌طور رسمی پذیرفته شد تاریخ تولدی که احتمال صحت آن بیش از تواریخ دیگر از طرف جمعیت‌های مسیحی پراکنده در سراسر دنیا پذیرفته و به اجرا گذاشته شده بود، روز ششم ژانویه بود. از طرف دیگر از دیرباز، روز بیست‌وچهارم دسامبر مصادف بود با تولد رب‌النوع خورشید «میترا » و در مرکز امپراتوری روم، قیصرآوریلیوس، معبد بس باشکوهی بنا کرده و آن را به «میترا» اختصاص داده بود که هرساله گروه‌های بسیاری از مردم برای زیارت، جشن و سرور در این محل گردهم می‌آمدند (این بنا باید به احتمال قوی در جای کنونی واتیکان بوده باشد) و زمانی که سال‌ها بعد از ارمنستان، امپراتوری روم نیز رسما پذیرای مسیحیت شد تفهیم این مهم که اینک باید جشن تولد عیسی مسیح را محترم شمرد و جشن گرفت به پرستندگان «میترا» کار ساده‌ای نبود! ولی برای حل این معضل تاریخی کلیسای روم در سال 451 میلادی با استفاده از قدرت و نفوذ خود در نشست مشترکی با نمایندگان مسیحیان آن زمان، در شهر کالکدون، واقع در سواحل آسیایی تنگه بسفر، روز تولد عیسی مسیح را از ششم ژانویه به بیست‌وچهارم دسامبر انتقال داد. ولی نخستین کلیسای رسمی مسیحی دنیا، یعنی کلیسای حواریون2 ارمنی که کلیسایی کاملا مستقل بوده و به هیچ کلیسای دیگری وابسته نیست، به رسم دیرین خود وفادار مانده و همان ششم ژانویه را نگهداری کرد. کلیسای ارمنی مراسم خاص خود را روز ششم ژانویه حفظ کرده و چون عیسی مسیح در 30سالگی، درست در روز تولد خود تعمید داده شده است قسمتی ازمراسم کلیسایی این روز را به «جِر ارهنک» 3 «تبرک آب» که پس از «باداراک» holy mass اجرا می‌شود اختصاص داده است. این عید بزرگ را ارمنیان «جِر ارهنک» می‌نامند.  بگذارید پیشاپیش این عید سعید را به‌حضور هموطنان ایرانی ارمنی تبریک گفته و روز‌های پرسعادت و نیک فراموش‌نشدنی برایشان آرزو کنیم!  به‌هرحال اکنون که سال جدید میلادی 2014 پشت درهای میلیاردها انسان در انتظار ورود نشسته است و انسان‌ها همه‌وهمه با مشکلات خاص سرزمین و پیرامون خود در نبرد به‌سر می‌برند، اولین چیزی که می‌توان از این سال نو انتظار داشت آوردن صلح و آرامش است. زیرا که در زمان جنگ به زندگی انسان‌ها، زن و مرد، کوچک و بزرگ، هیچ بهایی داده نمی‌شود و ما هرروز خبر جنگ جدید و درگیری مسلحانه تازه‌ای از چهارگوشه دنیا دریافت می‌کنیم. هرروز گلوله‌های جدیدی آتش می‌شوند و هرروز بچه‌ها و اطفال بی‌گناهی به خاک و خون می‌غلتند.  پس بیایید با هم دعای خیری نثار تمام مردمانی کنیم که در چنگال‌های شیطان دیوصفتی به‌نام جنگ گرفتار آمده و خانه‌ها و شهرهایشان هرروز ویران و ویران‌تر و مردمانشان آرزوبه‌دل قربانی می‌شوند. ای 2014 سعی کن بهتر، پرصلح‌تر، پرآرامش‌تر و پذیرفته‌تر از گذشتگان خود باشی! تا زمانی که خواستی از ما خداحافظی کنی هیچ انسانی خانه‌به‌دوش و نگران فردای خود نباشد...  اگر قول می‌دهی،  پس خوش آمدی ‌ای سال نو... [1] Christ= عیسی مسیح Massبه ارمنی «باداراک»، مراسم مخصوص کلیسایی- Christmas و همچنین آیین عشاء ربانی یعنی خوردن نوشیدنی و نان طی مراسم خاص به‌یاد شام آخر عیسی که با حواریون خود صرف کرد. [2] کلیسای ارمنی کلیسای حواریون نامیده شده است چون از طرف حواریون عیسی مسیح به ارمنستان رسیده بود. [3] Joor=آب , Orhnek = تبرک‌دادن نویسنده: خاچیک خاچر، مترجم و پژوهشگر منبع: شرق
روز جهانی زن تاریخچه و آداب و رسوم جشن هالووین عید فطر در میان کشور های اسلامی چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند؟ روز درختکاری؛ طبیعت ما را می خواند ...

سفر و تفریح

پیشنهادهای آخر هفته

روزهای فرهنگی زیادی پیش روی شماست. حتما دست به کار شوید و در همین آخر هفته، استارت یک تور فرهنگی را برای تابستان داغ پیش رو بزنید. پیشنهادهای لادیز را هم از دست ندهید. * پیشنهاد تئاتر: گروتسكي بر تبارشناسي دروغ و تنهايي این تئاتر را سجاد افشاریان کارگردانی کرده است. سيامك صفري، بهاره ‌رهنما، ناهید مسلمی، هوتن شکیبا، شیدا خلیق و محسن بابایی ربیعی در آن بازی می کنند. اين نمايش داستان خاصي ندارد و همان‌طور كه از اسمش پيداست يك گروتسك است از زندگي آدم و حوا تا پيرشدن فرزندانشان. نمايشي طنز همراه با طعم كنايه‌هاي اجتماعي و حتي جنسي. این تئاتر در تالار قشقایی تئاتر شهر روی صحنه است. مدت زمانش 90 دقیقه و آغاز آن از ساعت 7 و نیم عصر است. * پیشنهاد کنسرت: مازیار فلاحی شاید به نظر برسد که از الان برای برنامه ریزی کنسرت، زود باشد. اما نه برای کنسرت مازیار فلاحی که قرار است 22 و 23 خرداد در برج میلاد برگزار شود. این دو شب مازیار با دو سانس 18 و 21 روی استیج خواهد رفت. اما اگر می خواهید این کنسرت را از دست ندهید، حتما از الان اقدام کنید. برای تهیه بلیط می توانید به «موسیقی ما» یا «ققنوس» یا «سی گذر» مراجعه کنید. * پیشنهاد کتاب: فوتبال علیه دشمن در این هفته، عادل فردوسی پور در نشر چشمه حاضر شد و نسخه های چاپ چهارم کتاب «فوتبال علیه دشمن» را برای مخاطبانش امضا کرد. این کتاب با اینکه به نظر می رسد کتابی فوتبالی است اما مشاهدات خواندنی سایمون کوپر را نقل می کند که به تمام دنیا سفر کرده و فوتبال را در کشورهای مختلف سنجیده است. ترجمه عادل فردوسی پور از این کتاب هم واقعا خواندنی است. در اصل شما بیشتر در حال خواندن یک داستان خواهید شد تا کتابی تحقیقی. این کتاب 8 هزار تومان قیمت دارد. * پیشنهاد فیلم: روزهای زندگی این روزها فیلم سینمایی «روزهای زندگی» روی پرده سینماهاست. با اینکه ممکن است خیلی اهل فیلم های جنگی نباشید، اما بهتر است پرجایزه ترین فیلم جشنواره سی ام را از دست ندهید. این فیلم را پرویز شیخ طادی کارگردانی کرده و حمید فرخ نژاد و هنگامه قاضیانی، بازی های دیدنی از خودشان نشان داده اند. آنقدر که قاضیانی برای این بازی، دومین سیمرغش را هم شکار کرده است. * پیشنهاد موسیقی: احتیاط مهدی مقدم بعد از 6 سال ممنوع الکاری، دوباره توانست در بازار رسمی موسیقی کشور ظاهر شود. او این هفته آلبومش به نام «احتیاط» را رونمایی کرده است. می توانید این آلبوم را با قیمت 2 هزار تومان از مراکز موسیقی و فرهنگی و همچنین از سوپرمارکت ها خریداری کنید و ببینید که او در دنیای تازه اش چه کرده است. * پیشنهاد گالری: من، در میان از فردا در گالری خاک، مجموعه نقاشی های سوسن هاشمی، روی دیوار می روند. این نمایشگاه تا 24 خرداد ادامه دارد. مجموعه نقاشی های هاشمی، لطافت خاصی دارند که دیدنشان شما را سر ذوق می آورد. می توانید از ساعت 16 تا 20 به غیر از شنبه ها از این گالری دیدن کنید. گالری خاک دوراهی قلهک، خیابان بصیری، کوچه ژیلاست.

سنندج، شهر هزار تپه

می‌خواهیم برایتان از دومین شهر بزرگ کرد نشین ایران بگوییم. جایی با تاریخ چند صد ساله. قدیمی‌ها به آن "سنه‌دژ" می‌گفتند. سال 2007 بود که سازمان جهانی توریسم، لقب شهر هزار تپه را بر آن گذاشت. اتفاقی که باعث شد این شهر دومین شهر لقب‌دار ایران شود.
پینت بال را امتحان كنید ابیانه، تاریخ سرخ ایران ایران زیبای ما (قسمت دوم) از تحفه نطنز تا انرژی هسته ای لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج