1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

به گفته سخنگوی کیت وینسلت‌، هنرپیشه مشهور هالیوود، این ستاره ۳۸ ساله نام پسر تازه متولد شده‌اش را "خرس" (Bear) گذاشته است. این پسر سومین فرزند کیت وینسلت است که در روز ۷ دسامبر در بریتانیا به دنیا آمد.

کیت وینسلت تا کنون سه بار ازدواج کرده و "خرس" نخستین فرزند مشترک او و همسرش فعلی‌اش "ند راک اند رول" است.

همسر کیت وینسلت، خواهرزاده ریچارد برانسون، میلیاردر بریتانیایی است. نام وی در اصل "ند ابل اسمیت" بوده، اما بعدها نام خانوادگی‌اش را به "راک اند رول" که یک سبک محبوب موسیقی است، تغییر داده است.

البته کیت وینسلت نخستین چهره سرشناسی نیست که نام "خرس" را برای فرزندش انتخاب کرده است. پیش از او آلیشیا سیلور استون، هنرپیشه آمریکایی، نیز هنگامی که در سال ۲۰۱۱ برای نخستین بار مادر شد، نام پسرش را "Bear Blu" گذاشت.

سیب کوچولو

رسم نامگذاری‌های عجیب و غریب چند سالی است که در میان ستارگان متداول شده است و کیت وینسلت و آلیشیا سیلور استون در این راه تنها نبوده‌اند. یکی از معروف‌ترین این موارد گوئینت پالترو (هنرپیشه بریتانیایی) و کریس مارتین (خواننده گروه کلد پلی) هستند. این زوج زمانی که در سال ۲۰۰۴ صاحب دختری شدند، نام "سیب" (Apple) را برایش برگزیدند.

این نام غیرمتداول موجب شده تا رابی ویلیامز، خواننده سرشناس بریتانیایی که از دوستان این زوج به شمار می‌رود هم به اشتباه بیفتد و به گفته خودش از کرده‌ی خودش خجالت بکشد.

او سال پیش در یک مصاحبه خاطره‌ای را از این "آبروریزی" نقل کرد: «اخیرا این دو تا خانه من به مهمانی آمده بودند. گوئینت همراه با بچه‌اش به سمت من آمد. من هم از او پرسیدم، آیا خربزه کوچولو، سیب دوست داره؟ خجالت‌آور بود! من اسم‌ها را با هم قاطی کرده بودم!»

به نقل از روزنامه دیلی میل، رابی ویلیامز البته ادامه می‌دهد: «اما خب اگر شما چنین نام احمقانه‌ای برای فرزندتان انتخاب کنید، چنین اشتباهی هم رخ خواهد داد. آدم باید به بچه‌اش رحم کند.»

گوئینت پالترو و کریس مارتین در سال ۲۰۰۶ صاحب یک فرزند پسر شدند که نام او نیز چندان مرسوم به شمار نمی‌رود: موسی بروس آنتونی.

به یاد روزهای خوش پدر

زوج دیوید و ویکتوریا بکهام نیز در انتخاب نام فرزندانشان نشان دادند که اسم‌های از پیش شناخته شده چندان باب طبع‌شان نیست. آنها نام "بروکلین" را برای نخستین فرزندشان که پسر بود، انتخاب کردند. این نام که همچنین یادآور نام منطقه‌ای در نیویوک است، در اصل دخترانه محسوب می‌شود.

رومئو و کروز نام دو پسر دیگر این زوج هستند که این نام‌ها نیز امروزه چندان متداول نیستند. برای همین زمانی که آنها صاحب دختری شدند، هیچ‌کس انتظار نداشت تا این نوزاد نامی همردیف نوزادان دیگر داشته باشد.

این پیش‌بینی درست از آب درآمد و دیوید و ویکتوریا بکهام دخترشان را "هارپر سِوِن" (Harper Seven) نامیدند.

بیانسه، خواننده و همسرش جی زی، رپر آمریکایی، نیز در سال ۲۰۱۲ صاحب یک دختر شدند که او را "عَشَقِه آبی" (Blue Ivy) نامیدند. آیوی (عشقه) که در اصل نوعی گیاه بالارونده با برگ‌های سبزرنگ است، البته نام مرسومی برای دختران به شمار می‌رود، اما رنگ بخشیدن به این نام تنها از عهده والدینی با قوه تخیل منحصر به فرد برمی‌آید.

دیوید بکهام زمانی که در منچستر یونایتد بازی می‌کرد، پیراهن شماره ۷ را بر تن داشت و در مصاحبه‌ای اذعان داشت که انتخاب نام میانی هفت برای دخترش تا اندازه زیادی به خاطر همان پیراهن بوده است.

او همچنین اضافه کرد که نام هارپر نیز در اصل به نام خانوادگی "نل هارپر لی" نویسنده کتاب پرفروش "کشتن مرغ مقلد" باز می‌گردد که یکی از کتاب‌های مورد علاقه همسرش ویکتوریا بوده است.

خانم "پیکسی فرو فرو"

باب گلدوف خواننده ایرلندی و همسرش در زمان زندگی مشترک ده ساله خود صاحب سه دختر شدند. اولین فرزند آنها که در سال ۱۹۸۳ به دنیا آمد، "فیفی تریکسیبل" (Fifi Trixibelle)، دومین فرزند "پیچز هانی بلوسوم" (Peaches Honeyblossom) و آخرین آنها "پیکسی فرو فرو" (Pixi Frou-Frou) نام دارد.

فانتزی ستاره‌ها البته پا را از این‌ها هم فراتر گذاشته و به نام کشورها نیز رسیده است. آلیشا کیز، خواننده آمریکایی و همسرش کسیم دین، نام "مصر" (Egypt) را برای پسرشان انتخاب کردند.

ناتالی پورتمن، ستاره آمریکایی هالیوود و همسرش نیز نام "الف"، نخستین حرف الفبای عبری را برای پسرشان انتخاب کردند.

تونی برکستون، خواننده آمریکایی و همسرش کری لوییس نیز از سال‌های زندگی مشترک دارای دو پسر به نام‌های "دنیم" (نوعی پارچه کتانی که به نام جین شناخته می‌شود) و "دیزل" (یک شرکت طراحی لباس به ویژه لباس‌های جین) هستند.

دیدگاه‌ها  

+1 # Shabnam 1392-10-06 20:16
بچه های بیچاره! واقعا آدم باید به بچه‌اش رحم کند
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

تفاوت‌ها را به کودکان بیاموزید

برای معرفی تفاوت‌های فرهنگی و نژادی به کودکان هیچ وقت زود نیست. دنیای معاصر امکان آشنایی کودکان را در هر جای دنیا با تفاوت‌ها فراهم کرده است. کودکان تفاوت‌ بین آدم‌ها، رفتارهای اجتماعی و آداب و سنت‌ها را می‌بینند و از شما درباره آن می‌پرسند. حالا دیگر نمی‌توانید بدون اطلاع از واقعیت‌ها و ناشیانه و سرسری به کودکتان پاسخ بدهید. آموزش تفاوت‌ها و تنوع زیستی و فرهنگی بخش مهمی از آموزش کودکان است و پرسش کودک درباره آنها در واقع برای شما فرصتی است که به آنها آموزش بدهید. کودکان در سال‌های آموزش ابتدایی از نظر رشد عقلی به این توانایی رسیده‌اند که تفاوت‌های فرهنگی و نژادی را بشناسند. آنها در این دوران یاد می‌گیرند که به این تفاوت‌ها امتیاز بدهند و آنها را ارزش گذاری کنند.  این ارزش گذاری‌ها می‌توانند مثبت باشند یا منفی. همه چیز بستگی به باوری دارد که شما ایجاد کرده‌اید. کودک می‌تواند کم توانی جسمی فرد دیگری را بپذیرد و با همدلی فکر و رفتار کند یا آن را به عنوان یک ضعف بزرگ به عنوان معیاری برای خوبی و بدی انسان‌ها تلقی کند. به عنوان والد و بزرگسال چگونه باید آموزش بدهم؟ اگر واقعا دغدغه این مساله را دارید که کودک درک درستی از تنوع انسانی داشته باشد، ایتدا باید باورها و برداشت‌های خودتان را اصلاح کنید. میزان تحمل و پذیرش تفاوت‌ها در شما چقدر است؟ مواجهه شما با آدم‌هایی که با شما متفاوت هستند چگونه است؟  اظهار نظر شما درباره این تفاوت‌ها به کودک مسیر راه را نشان می‌دهد. از خودتان بپرسید: من چقدر تحمل تفاوت‌های فرهنگی و نژادی را دارم؟ اگر هدف این است که کودک را با تفاوت‌های انسانی آشنا کنید نباید در توانایی قضاوت کودکان تصرف کنید یا تعصب و غیرت ایجاد کنید. اگر شما آدمی متعصب هستید و در ذهن‌تان پیش داوری‌هایی نسبت به دیگران دارید ابتدا باید این مساله را در خودتان حل کنید. تا زمانی که شما دیدگاهی قبیله‌ای دارید، برتری نژادی را باور دارید، فرهنگ‌ دیگری را  جدی نمی‌گیرید یا مسخره می‌کنید و از تفاوت خودتان در برابر دیگران دفاع می‌کنید و آن را بهتر می‌دانید نمی‌توانید به کودک یاد بدهید که رنگ پوست آدم‌ها یا میزان توانایی جسمی یا آداب و رسوم و زبان و لهجه در ارزیابی انسانی نقشی ندارند. نقشه جهان، یک راهکار ساده یک راه ابتدایی و موثر آموزش تنوع زیستی و فرهنگی استفاده از یک نقشه یا کره زمین است. بچه‌ها ارتباط خوبی با نقشه و کره زمین برقرار می‌کنند. نقشه‌های رنگی و بزرگ برای کودکان جذاب و معنی دار هستند. وقتی یک اتفاق مهم و خبری در سطح جهان می‌افتد کودک درباره آن از شما سوال می‌پرسد. کودک به نقشه نگاه می‌کند و با قدرت تصویر سازی‌ خودش را در آن نقطه زمین تصور می‌کند. این کار باعث می‌شود از شما سوال‌های بیشتری بپرسد و به دنبال درک واقعیت‌های جهان باشد. درعین حال تماشای کلی جهان در یک صفحه یا روی یک کره تمرینی برای آموزش این مفهوم است که جهان و حیات آن هرچند متنوع و گسترده می‌تواند در یک تصویر کلی اما کوچک، شبیه و همگون دیده شود. انگیزه برای بیشتر دانستن هیچ کودکی بی تفاوت از تنوع فرهنگی یا تفاوت‌های ظاهری و فردی نمی‌گذرد. حتما کودک از شما میپرسد که چرا این تفاوت‌ها وجود دارند. اشتیاق شما برای پاسخگویی و جواب‌های درست و کامل در آموزش این مفاهیم بسیار موثر هستند. در دنیای امروزی شما باید بتوانید درباره تفاوت‌های نژادی، فرهنگی، اجتماعی و کم توانی با کودک حرف بزنید. این بخش مهمی از آموزش‌ کودکان است. تفاوت‌ها را به خانه بیاورید یک راه جالب و ابتکاری برای اینکه در کودک احساس مثبتی نسبت به فرهنگ‌های دیگر ایجاد کنید، استفاده از ابزار و وسایل یا نشانه‌های فرهنگ‌های مختلف در چیدمان خانه است. به ویژه اگر شما در کشوری غیر از ایران زندگی می‌کنید، فرزندتان نیاز بیشتری برای شناخت فرهنگ کشور دوم و کشورهای دیگر دارد. این یعنی مثلا از تزئینات کشورهای مختلف در خانه استفاده کنید یا به جز توجه به  آداب و رسوم ایرانی مثل عید نوروز یا شب یلدا به سال نو میلادی یا سال نو چینی هم اشاره کنید و به آنها اظهار علاقه کنید. علاقه و اشتیاق شما به چیزی که دیگران دارند پذیرش کودک را نسبت به تنوع انسانی و فرهنگی بیشتر می‌کند. حساسیت فرهنگی بی مورد است برای اینکه فرهنگ، قومیت یا اجتماع خودتان را حفظ کنید اصلا نیازی نیست که آن را بهترین فرهنگ دنیا معرفی کنید. تعصب مهم‌ترین چیزی است که باعث می‌شود کودک فرهنگ و قومیت دیگران را پایین‌ یا کم ارزش‌ بداند. واقعیت این است مفاهیمی مثل افتخار به آداب و فرهنگ دیرینه و دسته بندی انسان‌ها به نژاد برتر و بهتر خواه در بین اقوام‌ایرانی باشد یا  در سطح ملی نشانه تعصب و تفکیک   انسانی است و با برابری انسان‌ها منافات دارد. شاید شما صرفا بخواهید به فرهنگ خودتان پایبند باشید اما معرفی فرهنگ خودتان  اگر با تعصب و احساس برتری همراه باشد یک اشتباه تربیتی است. علاوه بر این خوب است که نسبت به نژاد پرستی یا بی‌تفاوتی در برابر اغراق یا تعصب‌های قومی و قبیله‌ای حساس باشید. اگر کسی اظهار نظر نادرستی درباره گروه دیگری از انسان‌ها می‌کند، تحقیر می‌کند و یا سعی می‌کند برتری خودش را به نمایش بگذارد، مخالفت کنید و اجازه بدهید فرزندتان این حساسیت و عدم تحمل را ببیند. واقعیت این است که در بین آموزه‌های تربیتی کودکان، آموزش این مساله بسیار مهم و ضروری است. کودکان برای یک زندگی سالم و اخلاقی نیاز دارند که برابری انسان‌ها را صرف نظر از تفاوت‌های ظاهری بپذیرند. این آموزه پیوندی جدی با آموزه‌های برابری زن و مرد نیز دارد. زمانی که کودک یاد بگیرد که آدم‌ها چه کوچک و چه بزرگ، چه زن و چه مرد و با وجود محدودیت‌های جسمی یا فارغ از رنگ پوست یا میزان زیبایی، زبان و لهجه و آداب و رسوم‌شان، احساسات و عواطف مشترک دارند، خواسته‌هایی بسیار شبیه هم دارند و ترس‌ها و نگرانی‌هایشان در اغلب موارد شبیه هم است، همراهی و همدلی بیشتری با آدم‌های اطرافش و مردم دنیا خواهد داشت. این یعنی شما در آینده فرزندی روشنفکر، متفکر و آزادی خواه خواهید داشت. شما برای آموزش تنوع زیستی و احساس همدلی با انسان‌ها چه ایده‌هایی دارید؟ راهکارهایتان را به ما و دوستان‌تان معرفی کنید. من امیدوارم این چند پیشنهاد ساده برای آموزش کودکان و شناخت آنها از دنیایی پر از آدم‌هایی متفاوت موثر باشد. ما می‌توانیم با پرورش کودکانی آگاه از جهان واقعی آینده‌ای متفاوت برای این دنیا رقم بزنیم. نیلوفر جعفری

اشکها و لبخندها

اگر فردا به یکی از مدارس ابتدایی نزدیک محل زندگی تان بروید، با صحنه های خاصی رو به رو می شوید. بعضی از بچه ها گریه می کنند و بعضی دیگر به راحتی از کنار پدر مادر ها جدا می شوند و به بازی با بچه های دیگر مشغول می شوند.
پدر و مادرها چرا و چطور باید بر تبعیض بین بچه‌ها غلبه کنند؟ بیخوابی کودکان، کابوس والدین نهادینه کردن کتابخوانی در کودکان حسادت کودکان؛ طبیعی یا غیر طبیعی؟ بچه ها شگفتی خلق می کنند

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

10 نکته جالب درباره مارک زوکربرگ

مارک زاکربرگ، پایه‌گذار وسیع‌ترین شبکه اجتماعی جهان، حال برای بسیاری از ساکنان کره زمین چهره‌ای شناخته شده و شخصیتی تحسین‌برانگیز است. در این مطلب می‌توانید ۱۰ واقعیت جالب درباره زندگی او را بخوانید. مارک زاکربرگ٬ بنیان‌گذار فیس‌بوک و از جوان‌ترین میلیاردرهای جهان٬ روز سه‌شنبه (۲۴ اردیبهشت٬ ۱۴ مه) تولد ۲۹ سالگی‌اش را جشن گرفت. او از موفق‌ترین انسان‌های دنیاست و تا به حال دست‌آوردهای بزرگی داشته که چشم جهان را خیره کرده است. مارک زاکربرگ انقلابی بزرگ در دنیای ارتباطات آنلاین و آفلاین پدید آورده و امروز بیش از یک میلیارد نفر در سراسر جهان از سرویسی که او پایه‌گذارش بوده بهره می‌برند؛ دنیای بدون فیس‌بوک دیگر حتی قابل تصور هم نیست.   سی‌ان‌ان تکنولوژی به مناسبت زادروز زاکربرگ٬ ۱۰ واقعیت جالب درباره زندگی او را برگزیده که در ادامه می‌خوانید: ۱) مارک زاکربرگ به کوررنگی مبتلاست؛ کوررنگی قرمز و سبز. او در دیدن و تشخیص این دو رنگ مشکل دارد و احتمالا به همین خاطر است که رنگ غالب در پلت‌فرم فیس‌بوک٬ رنگ آبی است. ۲) وقتی او دبیرستانی بود کمپانی‌های مایکروسافت و AOL تلاش کردند تا او را استخدام کنند. او در آن روزها سینپس (Synapse) را راه‌اندازی کرده بود؛ برنامه‌ای که از هوش مصنوعی برای یادگیری از عادت‌های موسیقیایی کاربران بهره می‌گرفت. ۳) مارک تقریبا همه روزها همان تی‌شرت معروف خاکستری که لوگوی فیس‌بوک را هم دارد٬ بر تن می‌کند. او می‌گوید سرش به اندازه کافی شلوغ است و نمی‌تواند صبح‌ها وقت زیادی برای انتخاب لباس صرف کند. ۴) اگرچه او خیلی معمولی لباس می‌پوشد٬ اما گفته که در سال ۲۰۰۹ برای این‌که نشان دهد فیس‌بوک در روزگار رکود اقتصادی چقدر برای رشد و گسترش کار خود مصمم است٬ هر روز کراوات می‌زد. ۵) زاکربرگ گیاه‌خوار است و یک بار گفت که فقط در صورتی گوشت حیوانی را خواهد خورد که خودش آن حیوان را کشته باشد. اما در لیست صفحاتی که او در فیس‌بوک لایک کرده٬ نام «مک‌دونالد» را هم می‌توان دید. ۶) او با این‌که در طول ۴ سالی که عضو توییتر شده فقط ۱۹ توییت منتشر کرده٬ و آخرین توییتش هم مربوط به  ۱۵ ماه پیش است٬ بیش از ۲۲۰ هزار دنبال‌کننده (فالوئر) در این شبکه اجتماعی دارد. ) در اکتبر ۲۰۱۰ به همراه گروهی از کارمندان فیس‌بوک رفت تا در سینما به تماشای فیلم "شبکه اجتماعی" بنشیند. پس از دیدن فیلم در ابراز نظرهای عمومی او از تصویری که در این فیلم از او ارائه شده انتقاد کرد و گفت ماجرا طوری روایت شده که انگار او فیس‌بوک را صرفا به این خاطر به وجود آورده که منزلت اجتماعی کسب کند. ۸) مارک یک سگ پاکوتاه سفید و مشهور دارد که اسم Beast را برایش انتخاب کرده. سگ او در فیس‌بوک بیش از ۱/۵ میلیون فن دارد. ۹) سال گذشته بعضی‌ها از او انتقاد کردند که چرا موقع ازدواج با همسرش٬ پرسیلا چان٬ هدیه‌ای گران‌بهاتر از حلقه یاقوت ۲۵ هزار دلاری به وی نداده٬ اگرچه خودش همان زمان ثروتی ۱۹ میلیارد دلاری داشت. ۱۰) هر جای فیس‌بوک اگر این کاراکترها [4:0]@ را در کامنتی وارد کنید و اینتر را بزنید٬ نام او ظاهر خواهد شد.

تلفن همراه چهل ساله شد

امروز چهلمین سالگرد اولین مکالمه ارتباطی از طریق یک تلفن همراه است. چهل سال در چنین روزی آقای مارتی کوپر، مخترع و رئییس بخش ارتباطات رادئویی شرکت موتورولا از خیابانی در مرکز مانهاتن نیویورک به رقیب تحقیقاتی در شرکت بل، دکتر جوئل مارتی تماس گرفت. اولین مکالمه انجام شده این عبارات بود: جوئل من مارتین هستم که با تو تماس گرفته ام، من از یک تلفن همراه با تو تماس میگیرم. یک تلفن دستی و قابل حمل و نقل واقعی. البته از آنطرف خط مکالمه ای انجام نشد، رقیب در شوک پیروزی شرکت موتورولا در اختراع موفقیت آمیز تلفن همراه پس از سالها تحقیق و آزمایش بود. از سال 1973 ب عد حدودا دهسال زمان برد تا تلفنهای همراه ووارد بازار شوند، اولیت تلفنهای همراه بسیار سنگین و بقیمت باور نکردنی 4000 دلار آنزمان بفروش میرسیدند. موتورولا که تا اواخر دهه نود میلادی قدرت بی رقیب بازار تلفنهای همراه بود روزانه 9000 عدد از گوشیهای تلفن همراه اولیه را به بازار عرضه می نمود. البته این شرکت بعدها سهم بازار خود را به شرکتهای زیمنس، سونی و مهمتر از همه نوکیا سپرد. نوکیا نیز تا به بازار آمدن اسمارت فونها و گوشیهای لمسی قدرت بی رقیب بازار بود ولی هم اکنون شرکتهایی نظیر سامسونگ و اپل سهم بیشتری از بازار بسیار رقابتی گوشی های همراه دارند.   اکنون زندگی انسانها بدون استفاده از گوشیهای همراه و اپلیکیشنهای موجود در آنها قابل تصور نیست. اگر روزی موبایل خود را در خانه جا بگذارید یا شارژ باطری موبایلتان تمام شود بسختی میتوانید تا روشن نمودن مجدد گوشیتان منتظر بمانید. زندگی ما در چهل سال گذشته بشدت با این پدیده جهان فرا صنعتی گره خورده و اگر بگوییم تبدیل به اولین عضو بیرونی بدنمان شده است سخنی به گزاف نگفته ایم. در چهل سال گذشته تلفنهای همراه تبدیل به پدیده ای جهانی گشته اند، باید دید در چهل سال آینده نقش تلفنهای همراه در زندگی انسانها به کجا خواهد رسید.
گربه ها دوستان 5000 ساله ما زن 23 ساله 5 قلو زائید! چگونه با مرگ حیوان خانگی مان کنار بیائیم چگونه گربه خود را به نوشیدن آب کافی تشویق نماییم کوله بار مشکلات

مطالب تصادفی

حرفه من

برای مصاحبه شغلی آماده باشید

همه می دانیم که یافتن شغلی مناسب چقدر سخت است، تعداد محدود نیازهای شغلی، عدم مطابقت تحصبلات به شغل های پیشنهاد شده، سابقه کار اندک و همچنین عدم داشتن پارتی مناسب که در صورت حل این مشکل آخری دیگر نیازی به رفع و رجوع بقیه موارد ندارید. سلسله نوشته های ذیل در حقیقت به شما کمک می نماید که از کنکور مصاحبه کاری براحتی و با موفیت عبور نمائید. استرسی که برای عبور از این آخرین و بلند ترین مانع دارید میتواند شانس شما را در متقاعد ساختن مصاحبه کننده در انتخاب شما کاهش دهد هر چند که شما و کار مورد نظر واقعا بهم بیائید.اما در آغاز بررسی می نمائیم سوالاتی را که باید جواب آنرا از آغاز در آستین داشته باشید. · چرا شما به کار در صنف .. علاقمندید؟این سوال در حقیقت بسیار کلی است و بهتر است اگر جوابی برایش ندارید و باید بگوئید دنبال کار می گردم وقت خود را تلف ننمائید. بهترین جواب می تواند برگرفته از تجربه شخصی/تحصیلی شما با صنف مزبور باشد. میتوانید حتی از آینده ای که برای این صنف در نظر دارید سخن بگوئید، مثلا کمتر کسی به صنعت نفت واقعا از ته دل علاقه دارد ولی همه می دانیم صنعت نفت و انرژی تا دنیا هست باقی خواهد ماند. مصاحبه کننده احتیاج دارد علاقه شخصی یا نگرشی بلند مدت را درون شما به صنف مزبور بیابد. · چرا به کار در شرکت ما علاقمندید؟سوال آسانی بنظر می آید اما بموقع خودش میتواند کمی چالش ایجاد نماید، بهتر است قبل از انجام مصاحبه نگاهی به گذشته و فعالیتهای شرکت داشته باشید و چند نکته مثبت را که در شما انگیزه حضور یا مشارکت در فعالیتهای این شرکت ایجاد می نماید را پیدا نمایید. باز هم از کلی گویی بپرهیزید. · 5 سال بعد از این می خواهید چکاره شوید؟آیا فکرش را کرده اید؟ کمتر اتفاق می افتد کسی که دنبال کاری می گردد فکر 5 سال بعد را نیز نموده باشد. در این مورد بهتر است قبل از اینکه به مصاحبه بروید کمی فکر نمائید، صادق باشید و اگر قصد ماندن در شرکتی را برای بلند مدت ندارید بگویید. ادامه تحصیل بالاتر، امکان مدیریت بخشی از شرکت و حتی راه اندازی کسب و کار شخصی خیلی بهتر از کلمه هنوز فکری ندارم است، مصاحبه کننده با این سوال در حقیقت میزان بلند پروازی شما را می سنجد اگر نه حتی خودش نیز نمی داند 5 روز آینده بطور قطع چه خواهد نمود. · بار آخری که حقوق شما مورد باز بینی قرار گرفته است کی بوده است؟این سوال در حقیقت برای اینست که ببیند آیا در محل قبلی از کار شما رضایت داشته اند یا خیر. در این مورد بهتر است کتمانی انجام نگردد. شرکتها امروزه کم و بیش از وقایع داخل هم اطلاع دارند اگر بر سر پاداش و اضافه نمودن حقوق مشکلی داشته اید یا وضع مالی شرکت طوری نبوده که پاسخگوی نیازهای شما باشد بدون رو در وایستی بگویید. · چه نوعی از مدیریت  را بیشتر می پسندید؟آیا فرد مستقلی هستید یا نیاز دارید کسی شما را در طول مسیر راهنمائی نماید؟ مدیران بیشتر دنبال افرادی هستد که میتوانند کاری را بدون اینکه 50 بار ایمییل رد و بدل شود و 10 بار صحبت شود انجام دهند. مهم اینست که گزارش کار انجام شده را آنان برای مقامات بالاتر ببرند. · چه نکات مهمی در کارهای قبلی خود آموخته اید؟اگر در صنف خود دنبال شغل دیگری در شرکت دیگری می باشید یاد آوری چند مورد فنی خیلی هم مناسب و خوب است اما اگر از بانکداری به صنعت لبنیات میخواهید وارد شوید بهتر است نکاتی کلی از مهم بودن همکاری های بین گروهی و درون گروهی، نظم و انضباط کاری، حرکت بر اساس برنامه ریزی انجام شده و غیره را بعنوان مثال بکار گیرید. · کدام را بیشتر پسندیدیید و چرا؟بازگشت به سوال قبل، مصاحبه کننده بدنبال شناختن بیشتر شما می باشد، در این زمان شما میتوانید یکی از تجربیات خود را باز نموده و توضیحات بیشتری از تجربه خود بدهید. · چه کاری با رهبری شما انجام گرفته است؟آیا تاکنون حرکت انقلابی در محل کار قبلی انجام داده اید؟ پروژه ای که با پیشنهاد و رهبری شما آغاز و به نتیجه رسیده باشد؟ لزوما اگر محل کار نه زندگی شخصی چه؟ آیا کسی هستید که بتواند جمعی از دوستان را برای مسافرت یا کار گروهی دیگری بسیج نماید؟ · چه نقاط ضعف و چه نقاط قوتی دارید؟هیچکدام ما خدا نیستیم و ضعفهای بیشماری داریم، ولی بهتر است یک یا دو مورد آنرا که به بهروری شما در محل کار تاثیر می گذارد اشاره نمائید. عدم ایجاد ارتباط قوی با همکاران، عدم قدرت رهبری تیمی، عدم امکان کار در شرایط سخت و ساعات کاری طولانی از مواردیست که مصاحبه کننده بدنبال آن است. بهتر است از الان بداند در چه چیزهایی میتواند بروی شما حساب ویژه باز نماید و در چه چیزهایی خیر. · چه نکاتی بازگو کننده پیشرفت شخص در یک موسسه می باشد؟همه میخواهند پیشرفت نمایند ولی نوع پیشرفتیکه شما در ذهن دارید  در حقیقت شرط اساسی برای مصاحبه کننده است. جواب شما به وی توضیح میدهد که شما چه نوع راهی را برای پیشرفت در موسسه بکار خواهید بست آیا با همکاری با دیگران خود را بالا خواهید کشید یا با به زیر آوردن آنان. · آیا امکان کار در شهرستانها را دارید؟نترسید همین الان شما را به کویر تبعید نکرده اند، شاید چند ماهی یا شاید ماهی چند روز مجبور به مسافرت شوید. چه کسی از مسافرت بدش می آید؟ اگر واقعا نگرانید بهتر است قبل از جواب نه دادن شرایط تغییر مکان موقت  یا بلند مدت را بپرسید پرسیدن چیزی که شما را برای دادن پاسخ بهتر به مصاحبه کننده کمک می کند یکی از ویژگی های مثبت شما محسوب خواهد شد. · علایق شخصی شما چیست؟آیا ورزش می کنید؟ تلویزیون تماشا می نمایید یا ترجیح می دهید وقت خود را با دوستان و خانواده بگذرانید؟ کتاب می خوانید یا شال و پلیور می بافید؟ مهمانی می گیرید یا به سفر می روید؟ فکر نکنیند مهم نیست هر کدام از علایق ما بنوعی بازگو کننده شخصیت ما می باشد. · کار گروهی چقدر برای شما اهمیت دارد؟این مساله بسیار مهمی در داخل سازمان میباشد، اگر قرار بر انجام کارها بصورت شخصی بود خوب هیچوقت سازمانی بوجود نمی آمد بنابر این هیچوقت سعی نکنید اهمیت کار گروهی را کوچک جلوه دهید، اینکار شما را بزرگ نمی نماید. اگر درون تیم بودن برای شما مشکل است بهتر است شروع به یادگیری نمایید، مطمئن باشید این یک هنر اکتسابی است که با کمک و همراهی و  کمی هم تساهل  براحتی بدست می آید. در قسمت بعدی این مقاله موارد منفی را که بهتر است در مصاحبه از آنها پرهیز کنید را مطرح می نماییم.

زنان پزشکان بهتری هستند

«پزشکان زن نسبت به همکاران مردشان بهتر کارشان را انجام می‌دهند»؛ چندین پژوهش تا کنون این گزاره را مورد بررسی قرار داده اند اما اکنون موضوع مرگ و زندگی است. پژوهشی که به‌تازگی نرخ مرگ‌ومیر بیمارستانی و بستری شدن مجدد بیماران پس از ترخیص را در بیماران بالای ۶۵ سال مقایسه کرده، به این نتیجه رسیده که بیمارانی که پزشک‌شان زن است شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند. ااین پژوهش که روز ۱۹ دسامبر/۲۹ آذر در ژورنال «جاما برای پزشکی داخلی» (JAMA Internal Medicinee) منتشر شد، می‌گوید اگر پزشکان مرد هم مانند پزشکان زن از بیماران‌شان مراقبت می‌کردند، سالانه ۳۲ هزار نفر از آمریکایی‌هایی بالای ۶۵ سال، نمی‌مردند. جها آشیش و تیمش از دانشکده «مدیریت بهداشت و درمان» در دانشگاه هاروارد، پرونده‌های پزشکی بیش از ۱٫۵ میلیون بیمار را ظرف ۳۰ روز پس از اینکه در بیمارستان بستری شده بودند بررسی کردند. همه پرونده‌های مورد بررسی این پژوهش متعلق به بیماران بالای ۶۵ سال در آمریکاست. این تیم پزشکی متوجه شدند که آمار مرگ و بستری شدن مجدد پس از ترخیص، در مورد بیمارانی که مراقب اصلی آنها پزشکی زن بوده، پایین‌تر است. در مورد شاخص مرگ‌ومیر پس از بستری شدن در بیمارستان، اگر درصدی نگاه کنیم تفاوت بین پزشکان زن و مرد به نظر کم می‌آید: حدود ۱۱ درصد از بیمارانی که پزشک مراقب آنها زن بوده، پس از بستری شدن در بیمارستان در ظرف ۳۰ روز مرده‌اند. در مورد پزشکان مرد این رقم نیم درصد بیشتر است. اگر این تفاوت نیم درصدی را در سطح کل جمعیت ۶۵ ساله‌هایی که در آمریکا سالانه در بیمارستان بستری می‌شوند حساب کنیم، موضوع مرگ و زندگی می‌شود. اگر پزشکان مرد با همان استاندارد پزشکان زن مراقبت‌های پزشکی را ارائه می‌دادند، سالانه ۳۲ هزار نفر آمریکایی بالای ۶۵ سال بستری در بیمارستان‌ها نمی‌مردند و به زندگی ادامه می‌دادند. آشیش توضیح می‌دهد که «این به این مفهوم نیست که بیماران بهتر است به جای پزشکان مرد به پزشکان زن رجوع کنند». پژوهش این تیم در حوزه مدیریت بهداشت و بهینه‌سازی مراقبت‌های بهداشتی است. در مرحله بعدی پژوهشگران باید دقیق شوند که تفاوت عملکرد پزشکان مرد و زن در چیست، تا بر این اساس بتوانند در حوزه مدیریت بهداشت برنامه‌هایی برای بهینه‌سازی طراحی کنند. اینکه چرا تفاوت‌های کیفیت مراقبت با توجه به شاخص جنسیت پزشکان وجود دارد، پرسشی نیست که این پژوهش به آن پاسخ داده باشد. نویسندگان گفته‌اند که هدف‌شان بیشتر یافتن آماری معنی‌دار در این حوزه بوده و در این مقطع از پژوهش «قادر به شناسایی دقیق دلایل» بهتر بودن پزشکان زن نسبت به مردان نیست. اما پژوهش‌های دیگری که آشیش و تیمش از آنها در متن مقاله‌شان مثال می‌آورند نشان داده‌اند که پزشکان زن دقیق‌تر از پزشکان مرد آموزه‌های خود را به‌کار می‌گیرند، بیشتر به دستورالعمل‌های درمانی عمل می‌کنند، بیشتر مراقبت‌های پیشگیرانه توصیه می‌کنند، ارتباط کلامی و انسانی بهتری با بیماران دارند و در کل بیشتر احتمال دارد که مراقبت‌های پزشکی با کیفیت بالا ارائه کنند. با این حال، حتی اگر بیماران در کشوری مانند ایالات متحده آمریکا می‌خواستند که به جای پزشکان مرد سراغ زنان بروند هم به‌اندازه کافی پزشک زن نبود. در کشور آمریکا تنها حدود یک‌سوم از پزشکان که وارد بازار کار شده‌اند، زن هستند. همچنین بسیاری از تخصص‌های پزشکی همچنان شغل‌های مردانه‌اند؛ از جمله ارتوپدی، قلب و عروق و جراحی مغز و اعصاب. پزشکان زن در آمریکا به طور متوسط سالانه ۲۰هزار دلار کمتر از پزشکان مرد دستمزد دریافت می‌کنند. در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها هم، پزشکان مرد به نسبت زنان بودجه پژوهشی بیشتری دریافت می‌کنند. در محیط‌های دانشگاهی مردان پزشک دو برابر بیشتر از زنان پزشک شانس دارند که به بالاترین مدارج در عضویت هیئت‌علمی‌ها برسند.
شغل جدیدی برای زنان کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس بدون خونریزی اول شویم! زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

با چرخه خشونت های جسمی، احساسی و روانی شما را می ترسانند، کنترل می کنند و شکست می دهند

هر نوع رفتاری که سعی می کند شما را تحت کنترل قرار دهد به هر بهانه ای مانند دوست داشتن، مهم بودن، حسادت و عشق بیش از حد نوعی خشونت روانی و احساسی محسوب می شود.

چالش مانکن، بخوانید و بدانید

بیش از یک میلیون و 700 هزار ویدئو با هشتگ «چالش مانکن» در فضای مجازی به اشتراک گذاشته شده و ایرانی‌ها هم سهم قابل توجهی از حضور در این چالش دارند؛ اما شاید خیلی‌ها ندانند معنای این چالش و مبدا آن چیست؟ همه چیز از «سطل یخ» شروع شد چالش «سطل یخ» را یادتان می‌آید؟ همان چالش یا کارزاری که مبنایش خالی‌کردن یک سطل آب یخ روی سر بود؟ چالش «سطل یخ» مانند یک ویروس در رسانه‌های اجتماعی پخش و قوانینی برای آن گذاشته شد تا افراد یا یک سطل آب یخ روی سر خود خالی یا اگر مایل به این کار نیستند به یک مؤسسه خیریه کمک کنند. این چالش نیازمند نامزدکردن چند نفر دیگر برای انجام این فعالیت بود و آن نامزدها ۲۴ ساعت فرصت داشتند تا در چالش شرکت یا ۱۰۰ دلار به مؤسسه خیریه کمک کنند. این چالش به سرعت در ایران مطرح شد و حتی خیلی از چهره‌های مطرح هم در آن شرکت کردند تا جایی که سازمان آبفای استان تهران در اطلاعیه‌ای با وجود حمایت از حرکت‌های فرهنگی و بشردوستانه، ضرورت صرفه‌جویی در منابع محدود آبی در فصل تابستان را یادآور شد و از ایرانیان درخواست کرد با روش‌های دیگری که موجب هدررفتن آب نمی‌شود از این حرکت حمایت کنند. اما این چالش از کجا آمده بود؟ «پیت فریتز» کاپیتان ۲۹ ساله تیم «بیس‌بال» دانشگاه بوستون از سال 2012 مبتلا به بیماری «ای ال اس» شد. او نخستین کسی بود که چالش سطل یخ را برای حمایت از بیماران مبتلا به «ای ال اس» مطرح و از دوستانش دعوت کرد تا این حرکت را برای حمایت از مبتلایان به این بیماری انجام دهند؛ اما طولی نکشید که این دعوت به حرکتی جهانی تبدیل شد. «ای ال اس» چیست؟ «ای ال اس» یک بیماری است که منجر به از دست رفتن تدریجی عملکرد عضلات (به ویژه عضلات مخطط) می‌شود و با تضعیف ماهیچه‌ها به تدریج فرد به فلج عمومی مبتلا می‌شود؛ به گونه‌ای که توانایی هرگونه حرکتی از فرد سلب خواهد شد. معمولاً مبتلایان به این بیماری مدت زمان زیادی زنده نمی‌مانند. افراد مبتلا به این بیماری دچار ناتوانی‌های حرکتی می‌شوند و سه تا پنج سال پس از ابتلا به بیماری جانشان را از دست می‌دهند. مهم‌ترین مانع پیش روی این بیماران، ناتوانی در سخن‌گفتن یا برقراری ارتباط با محیط بیرون است. ساده‌ترین روش ارتباط استفاده از یک جدول حروف جلوی تخت بیمار و گرفتن علامت چشم از او هنگام اشاره به حرف مورد نظر است. سپس با توجه به تجربه، پرستار باید حدس بزند که بیمار چه می‌خواهد. البته این روش بیشتر برای کارهای ابتدایی پاسخگوست. سال‌هاست دستگاه‌هایی برای حل این مشکل به بازار آمده که می‌توانند با ردیابی حرکت چشم، آن را به مختصات تبدیل و برای کاربر اجازه تعامل ساده با رایانه را فراهم کنند. این‌گونه دستگاه‌ها فعلاً قیمتی بین ۶ تا ۱۰ هزار دلار دارند و در ایران با توجه به موانع مالی هنوز کاربردی نشدند. البته چند پروژه برای کمک به بیماران ایرانی در دست اجراست که از آن جمله پروژه دستگاه ارتباط با بیمار «زیگورات» است. بر اساس آمار در مقیاس جهانی حدود ۳۵۰ هزار نفر از این بیماری رنج می‌برند. از آنجا که هزینه‌های درمان این بیماری بسیار بالاست، چالشی با عنوان «سطل یخ» طراحی شد تا کمک به آن‌هایی باشد که از « ای ال اس» رنج می‌برند. اما معروف‌ترین فرد مبتلا به این بیماری «استیون هاوکینگ» فیزیکدان و کیهان‌شناس برجسته است که اتفاقا معادلات علمی را بر هم زده و خیلی بیشتر از پنج سال تخمینی پزشکان پس از آگاهی از ابتلا به ای ال اس، عمر کرده است. چالش «مانکن» چرا و از کجا آمد؟ اما چالش مورد توجه این روزها چالش «مانکن» است که در واقع پویشی در امتداد چالش «سطل یخ» است. این چالش 12 اکتبر امسال توسط دانشجویان یکی از دانشگاه‌های فلوریدا طراحی شد؛ دانشجویانی که دغدغه آن‌ها هم بیماری مهلک «ای ال اس» بود. این رویداد به سرعت به همه جای دنیا سرایت کرد و این در حالی است که خیلی‌ها مبدا اصلی این چالش را نمی‌شناسند. در این چالش افراد بی‌حرکت می‌ایستند و یک قطعه موسیقی از «بیتلز سیاه» برای حاضران پخشم می‌شود. درست مثل چالش «سطل یخ» اگر کسی که برای شرکت در این رویداد نامزد می‌شود اگر در چالش حضور پیدا نکند باید مبلغی را برای بیماران «ای ال اس» هزینه کند. اما کاربران ایرانی و احتمالا بسیاری دیگر در جهان مدت‌هاست که درگیر حضور در این چالش و ثبت ویدئوهای مختلف هستند، بدون این که بیماران مبتلا به «ای ال اس» حتی مبلغ ناچیزی  منتفع شوند.
خالکوبی؛ مد یا سنت؟ منو ببخش من ۲۶ ساله هستم و در هیچ شبکه اجتماعی حضور ندارم نتایج پژوهشی جدید: سگ‌ها رویدادها را در حافظه ثبت می‌کنند سه ویژگی مرد آلفا

آداب و رسوم

آش دندونی

زمانی که اولین نشانه های دندان در آوردن برای یک کودک 4 تا 6 ماهه پدیدار میشود، زمانی که آن مرواریدهای کوچولو که با کلی درد و و گاهی با سرفه برای کوچولوی نازشما پدیدار میشود، زمانی است که آش دندونی را باید برایش بپزید.

چند راهکار مفید برای خرید عید رضایت بخش

خرید - برای برخی، روز خوبی برای سپری کردن، و برای برخی به معنی رنج و روزی خسته کننده است! مهم نیست که چه نگرشی نسبت به خرید کردن دارید، با به کارگیری این روش های ساده بدون بی حوصلگی، خستگی و خرج های اضافی به خرید عیدتان بپردازید و از خرید کردن لذت ببرید! 1. قبل از این که از خانه خارج شوید لیستی بر گرفته از دو ستون تهیه کنید. در یک ستون لوازمی که احتیاج دارید و در ستون دیگر لوازمی را که می خواهید بنویسید. این کار به شما کمک می کند تا بر طبق اولویت هایتان خرید کنید، و پول زیادی را برای لوازمی که می خواهید ولی ضروری نیستند خرج نکنید. 2. خوش رو باشید. سعی کنید هنگام  خرید کردن خوش رو باشید، چون در این صورت مغازه داران بیشتر به شما در انتخاب جنس کمک خواهند کرد. هیچ کس دوست ندارد با مشتری بد اخلاق روبرو شود. 3. قبلا در مورد اجناسی که می خواهید بخرید تحقیق کنید. کمترین قیمت و آدرس اجناس را بنویسید تا وقت کمتری را در فروشگاه ها برای این کار صرف کنید. بهترین روش برای این کار پرسیدن ار افرادی که اخیرا خرید کرده اند و یا از اینترنت می باشد. 4. قبلا به مقدار پولی که می خواهید برای خرید خرج کنید فکر کنید و در صورت امکان از پول نقد به جای کارت های بانکی استفاده کنید زیرا در این صورت مقدار پولی را که خرج می کنید بیشتر در ذهن تان می ماند و در این صورت از خرج های اضافی خودداری می کنید. می توانید کارت های خود را برای مواقع ضروری بگذارید. 5. هر چیزی را که می خواهید بخرید حتما امتحان کنید، صرف زمان بیشتر برای امتحان لباس ها بهتر از داشتن خریدی سریع و نامناسب هست. قبل از خرید با نگاهی دقیق به اجناس مورد پسندتان بیاندازید تا از تمام معایب و یا کثیفی آن ها آگاه شوید. 6. توجه داشته باشید که برای خرید کفش حتما زمانی به آن اختصاص دهید که زیاد راه نرفته اید و خسته نیستید، زیرا در آن صورت پاها متورم شده و باعث می شود اندازه ی بزرگتری نسبت به سایز واقعی پایتان بخرید و بعدا نتوانید از آن استفاده کنید. 7. در آخر با یک نوشیدنی خنک و یا بستی به خرید خود پایان دهید، این باعث می شود کمی از احساس خستگی تان کم شود و از روزتان احساس رضایت بیشتری داشته باشید!
40 ایده برای شب یلدایی بیاد ماندنی جهیزیه؛ یک رسم بین المللی آداب و رسوم کفن و دفن در ایران باستان دوست داشتن را پاس بداریم جشن آبانگان

سفر و تفریح

خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان

غذا در کشور گرجستان به بهترین نحو معرف فرهنگ این کشور است. به گزارش الی گشت غذاهای گرم، چسبناک و خوشایندی مانند خاچاپوری (نان پرشده با پنیر) به‌ خوبی با ماتاسونی (ماست ترش) به تعادل می‌رسند. گیاهانی مانند ترخون، جعفری، شوید و گشنیز به ‌خوبی با گردو و سیر مخلوط می‌شوند تا یک سس قوی و سیرکننده ایجاد کنند. در ادامه به خوراکی‌های گرجستانی می‌پردازیم. خاچاپوری (خاچاپوری) هیچ سفری به گرجستان بدون خوردن خاچاپوری تکمیل نمی‌شود و یا حتی ممکن است چنین سفری ممکن نباشد. این نان نرم و گرم که با پنیر پر شده است، به ‌قدری لذیذ است که انگار با چکیدن هر تکه محتویاتی داخل آن، مایعی دلربا به دهان شما وارد می‌شود. مدل اصلی این نان به ‌صورت گرد بوده و از پنیر پر شده، ولی مدل‌های دیگری از آن نیز وجود دارند که برای نمونه می‌توان به مدلی که روی آن تخم‌مرغ ریخته شده (خاچاپوری آدجاریان)، مدلی که بسته چهار لایه خمیر، خاچاپوری ترخون، قارچ و پای‌های پرشده با برنج اشاره کرد. می‌توان گفت که بهترین خاچاپوری را می‌توان در خانه‌ها و زمانی که به‌ صورت تازه برای صبحانه پخته می‌شوند، تجربه کرد. در سوانتی نیز نسخه‌ای از خاچاپوری وجود دارد که با تره پر می‌شود. اگر در اقامت خود در گرجستان با یک خانواده سر و کار ندارید، ناامید نشوید زیرا در هر گوشه‌ای از تفلیس می‌توانید دکه‌های خاچاپوری فروشی بیابید. بدریجان نیگزیت (Badrijan Nigzit) نوارهای بادمجان سرخ ‌شده‌ای که تخت بریده شده‌اند و روی آن‌ها با رب گردو پرشده است. این غذای ترش و شیرین، یکی از گزینه‌های مورد علاقه شما می‌شود. موشمالا (Mushmala) این میوه یک میوه خرمالویی رنگ و آبدار است که اندازه آن تقریبا به ‌اندازه یک گردو است. هسته‌های تیره و براق آن نیز شبیه به سنگ‌های تزئینی چشم ببری است و حتی می‌توانید با آن به انجام بازی مانکالا (Mancala) بپردازید. لوبیانی (Lobiani) این نان، تقریبا شبیه به خاچاپوری است ولی با عصاره لوبیا پر شده و به همین دلیل نیز از خاچاپوری اصلی که با پنیر پر می‌شود، سالم‌تر است. مچادی (Mchadi) این مورد در حقیقت، نان ذرت گرجستانی است و به‌ قدری سبک است که احساس می‌کنید که هم‌ وزن یک کاغذ است. این نان معمولا به ‌صورت همزمان با لوبیو خورده می‌شود. چاکاپولی (Chakapuli) سوپ گوشت بره و سبزیجات که معمولا در تعطیلات ویژه‌ای مانند عید پاک خورده می‌شود. خوبدری (Kubdari) این غذا تقریبا شبیه به خاچاپوری است که با تکه‌های کوچک گوشت، ادویه و پیاز پر شده است. این وعده یکی از غذاهای ویژه سوانتی‌ها است. برای خوردن این غذا می‌توانید به رستورانی در توقف گاه بین زوگدیدی (Zugdidi) و مستیا رفته و یا به سراغ خانه‌ای که در مسیر مستیا به اوشگولی (Ushguli) قرار دارد بروید. تاتارا (Tatara) این شیرینی از عصاره جوشانده شده و فشرده شده انگور درست شده است. برای درک بهتر این غذا می‌توانید آن را به ‌عنوان یک رولت میوه با شکر اضافه در نظر بگیرید.

پیشنهادهایی برای آخر هفته

با اینکه تعطیلات پایانی هفته، مثل برق و باد می گذرد اما می توانید برای زمان های خالی این دو روز، برای خودتان، سرگرمی های فرهنگی دست و پا کنید. پیشنهاد ما را از دست ندهید: شبکه نمایش خانگی: فیلم «نبرد لس آنجلس» به شبکه نمایش خانگی آمده. یک فیلم تخیلی و اکشن که محصول سال 2011 آمریکاست. در این فیلم موجودات فضایی از طریق سنگ های آسمانی به سواحل لس آنجلس حمله می کنند و ماجراهای مقاومت برای نگه داشتن زمین در برابر حملات فضایی شکل می گیرد. در این فیلم آرون آکهارت و میشل رودریگز بازی می کنند و کارگردانش هم جاناتان لیبسمن است. این فلیم توسط تصویر دنیای هنر به شبکه نمایش خانگی عرضه شده. کتاب: انتشارات جهان کتاب، مدتی است مجموعه کتابی به نام نقاب را منتشر می کند که مجموعه رمان های پلیسی است. حالا به تازگی از این مجموعه کتابی به نام «سرگیجه» نوشته پی یر بوالو و توماس نارسژاک منتشر شده که ترجمه عباس آگاهی است. «سرگیجه» همان رمانی است که آلفرد هیچکاک، فیلم معروفش را اقتباسی از آن ساخت. داستان این رمان شامل دوبخش است. بخش اول در پاریس می‌گذرد و همزمان با آغازجنگ جهانی دوم واشغال کشورفرانسه است. بخش دوم چهارسال بعد، درسال 1945 جریان می‌یابد و بندر مارسی در جنوب فرانسه وحاشیه دریای مدیترانه صحنه حوادث آن است. یک کاراگاه خصوصی که مامور مراقبت از همسر دوستش شده، ناگهان در اثر غفلت، ناظر خودکشی و مرگ او می‌شود. مشاهده صحنه سقوط  و مرگ دلخراش زن، چنان در ذهن و روح او تاثیر می‌گذارد که برای رهایی ازآن به دکتر و درمان رومی‌آورد و ...؛ «سرگیجه» 206 صفحه است و قیمتش هم 5 هزار تومان است. *تجسمی: بهتر است زمانی کنار بگذارید و در این یکی دو روز سری به خانه هنرمندان بزنید. این روزها پنجاه و هفتمین نمایشگاه بزرگ نقاشی های ایران درودی برپاست. این نمایشگاه چهارشنبه افتتاح شده و در آن نزدیک به 70 اثر قدیمی و جدید دیده می شود. ایران درودی، از نقاشان بزرگ و شناخته شده معاصر است. موسیقی: آلبوم «من و تو» تازه این هفته به بازار موسیقی آمده است. مانی رهنما خواننده این آلبوم با 9 قطعه تازه آمده است. قیمت این آلبوم دو هزار تومان است و می تواند لحظات شما را با صدای گرم رهنما پر کند. تئاتر: حتما سری به کافه تریای تالار اصلی تئاتر شهر بزنید. نه برای خوردن یک دمنوش بهاره بلکه برای دیدن عشاق حامد بهداد! تئاتر «عشق من، حامد بهداد» این روزها به کارگردانی زهیر یاری در این کافه در حال اجراست. بازیگران این تئاتر، افشین هاشمی و زهیر یاری هستند. نمايش «عشق من؛حامدبهداد»بابداهه نوازي وبداهه‌خواني مهدي امين‌لاري اجرا مي‌شود و تا قبل از تعطیلات نیمه خرداد، اجرا خواهد شد.
پیشنهادهای آخر هفته دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان غارنوردی از نوع بورنیک چه مواد غذایی را نباید به پیک نیک برد؟ قلعه رودخان دژی عظیم بر بلندای گیلان