1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

به گفته سخنگوی کیت وینسلت‌، هنرپیشه مشهور هالیوود، این ستاره ۳۸ ساله نام پسر تازه متولد شده‌اش را "خرس" (Bear) گذاشته است. این پسر سومین فرزند کیت وینسلت است که در روز ۷ دسامبر در بریتانیا به دنیا آمد.

کیت وینسلت تا کنون سه بار ازدواج کرده و "خرس" نخستین فرزند مشترک او و همسرش فعلی‌اش "ند راک اند رول" است.

همسر کیت وینسلت، خواهرزاده ریچارد برانسون، میلیاردر بریتانیایی است. نام وی در اصل "ند ابل اسمیت" بوده، اما بعدها نام خانوادگی‌اش را به "راک اند رول" که یک سبک محبوب موسیقی است، تغییر داده است.

البته کیت وینسلت نخستین چهره سرشناسی نیست که نام "خرس" را برای فرزندش انتخاب کرده است. پیش از او آلیشیا سیلور استون، هنرپیشه آمریکایی، نیز هنگامی که در سال ۲۰۱۱ برای نخستین بار مادر شد، نام پسرش را "Bear Blu" گذاشت.

سیب کوچولو

رسم نامگذاری‌های عجیب و غریب چند سالی است که در میان ستارگان متداول شده است و کیت وینسلت و آلیشیا سیلور استون در این راه تنها نبوده‌اند. یکی از معروف‌ترین این موارد گوئینت پالترو (هنرپیشه بریتانیایی) و کریس مارتین (خواننده گروه کلد پلی) هستند. این زوج زمانی که در سال ۲۰۰۴ صاحب دختری شدند، نام "سیب" (Apple) را برایش برگزیدند.

این نام غیرمتداول موجب شده تا رابی ویلیامز، خواننده سرشناس بریتانیایی که از دوستان این زوج به شمار می‌رود هم به اشتباه بیفتد و به گفته خودش از کرده‌ی خودش خجالت بکشد.

او سال پیش در یک مصاحبه خاطره‌ای را از این "آبروریزی" نقل کرد: «اخیرا این دو تا خانه من به مهمانی آمده بودند. گوئینت همراه با بچه‌اش به سمت من آمد. من هم از او پرسیدم، آیا خربزه کوچولو، سیب دوست داره؟ خجالت‌آور بود! من اسم‌ها را با هم قاطی کرده بودم!»

به نقل از روزنامه دیلی میل، رابی ویلیامز البته ادامه می‌دهد: «اما خب اگر شما چنین نام احمقانه‌ای برای فرزندتان انتخاب کنید، چنین اشتباهی هم رخ خواهد داد. آدم باید به بچه‌اش رحم کند.»

گوئینت پالترو و کریس مارتین در سال ۲۰۰۶ صاحب یک فرزند پسر شدند که نام او نیز چندان مرسوم به شمار نمی‌رود: موسی بروس آنتونی.

به یاد روزهای خوش پدر

زوج دیوید و ویکتوریا بکهام نیز در انتخاب نام فرزندانشان نشان دادند که اسم‌های از پیش شناخته شده چندان باب طبع‌شان نیست. آنها نام "بروکلین" را برای نخستین فرزندشان که پسر بود، انتخاب کردند. این نام که همچنین یادآور نام منطقه‌ای در نیویوک است، در اصل دخترانه محسوب می‌شود.

رومئو و کروز نام دو پسر دیگر این زوج هستند که این نام‌ها نیز امروزه چندان متداول نیستند. برای همین زمانی که آنها صاحب دختری شدند، هیچ‌کس انتظار نداشت تا این نوزاد نامی همردیف نوزادان دیگر داشته باشد.

این پیش‌بینی درست از آب درآمد و دیوید و ویکتوریا بکهام دخترشان را "هارپر سِوِن" (Harper Seven) نامیدند.

بیانسه، خواننده و همسرش جی زی، رپر آمریکایی، نیز در سال ۲۰۱۲ صاحب یک دختر شدند که او را "عَشَقِه آبی" (Blue Ivy) نامیدند. آیوی (عشقه) که در اصل نوعی گیاه بالارونده با برگ‌های سبزرنگ است، البته نام مرسومی برای دختران به شمار می‌رود، اما رنگ بخشیدن به این نام تنها از عهده والدینی با قوه تخیل منحصر به فرد برمی‌آید.

دیوید بکهام زمانی که در منچستر یونایتد بازی می‌کرد، پیراهن شماره ۷ را بر تن داشت و در مصاحبه‌ای اذعان داشت که انتخاب نام میانی هفت برای دخترش تا اندازه زیادی به خاطر همان پیراهن بوده است.

او همچنین اضافه کرد که نام هارپر نیز در اصل به نام خانوادگی "نل هارپر لی" نویسنده کتاب پرفروش "کشتن مرغ مقلد" باز می‌گردد که یکی از کتاب‌های مورد علاقه همسرش ویکتوریا بوده است.

خانم "پیکسی فرو فرو"

باب گلدوف خواننده ایرلندی و همسرش در زمان زندگی مشترک ده ساله خود صاحب سه دختر شدند. اولین فرزند آنها که در سال ۱۹۸۳ به دنیا آمد، "فیفی تریکسیبل" (Fifi Trixibelle)، دومین فرزند "پیچز هانی بلوسوم" (Peaches Honeyblossom) و آخرین آنها "پیکسی فرو فرو" (Pixi Frou-Frou) نام دارد.

فانتزی ستاره‌ها البته پا را از این‌ها هم فراتر گذاشته و به نام کشورها نیز رسیده است. آلیشا کیز، خواننده آمریکایی و همسرش کسیم دین، نام "مصر" (Egypt) را برای پسرشان انتخاب کردند.

ناتالی پورتمن، ستاره آمریکایی هالیوود و همسرش نیز نام "الف"، نخستین حرف الفبای عبری را برای پسرشان انتخاب کردند.

تونی برکستون، خواننده آمریکایی و همسرش کری لوییس نیز از سال‌های زندگی مشترک دارای دو پسر به نام‌های "دنیم" (نوعی پارچه کتانی که به نام جین شناخته می‌شود) و "دیزل" (یک شرکت طراحی لباس به ویژه لباس‌های جین) هستند.

دیدگاه‌ها  

+1 # Shabnam 1392-10-06 20:16
بچه های بیچاره! واقعا آدم باید به بچه‌اش رحم کند
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

چگونه کودکان را از دروغگویی بازداریم

صفحه‌ رایانه مشکلی پیدا کرده‌ بود − رنگ‌ها همه تابدار و لکه‌دار شده بودند. آهن‌ربا از یک کیتِ علمی روی زمین افتاده بود. اما بامزه اینکه کسی این کار را نکرده بود. نه پسربچه‌ام که آهن‌ربا مال او بود و نه خواهر ماجراجویش و نه حتی نوزاد بهت‌زده‌ای که نزدیک آهن‌ربا نشسته بود. آن وقت بود که فهمیدم بچه‌ها گاه به گاه دروغ می‌گویند، درست توی چشم آدم. به مرور که فرزندان‌تان بزرگ می‌شوند دروغ‌هایشان (و دلایل‌شان برای دروغ‌گویی) هم تغییر می‌کند − و همچنین واکنش‌های شما به دروغگوییِ آنها. اما خبر خوب اینکه: واکنش اندیشیده به کار ناشایست کودک به او اطمینان می‌بخشد که هرچه شده باشد شما به او کمک خواهید کرد. پیش‌دبستانی‌ها داستان‌های پریان، تخیل و دروغ‌های کوچک کسی با قیچی بازی کرده است. بریده‌های قبض‌های آب و تلفن روی زمین ریخته است. پسربچه چهارساله‌تان به شما می‌گوید خواهرش این کار را کرده است. به نظر نامحتمل می‌آید: خواهر او دوماهه است و علاقه‌ای به کار دستی ندارد. چرا پیش‌دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ بچه‌های خیلی کم‌سن‌وسال به معنای واقعی دروغ نمی‌گویند. دبی نیستروم که مدیر یک مرکز رشد در تورنتو است می‌گوید: «برای اینکه دروغ بگویند، بچه‌ها باید بدانند که آنچه می‌گویند نادرست است − باید تفاوت میان دروغ و راست را درک کنند. و این توانایی را پیش از چهارسالگی به دست نمی‌آورند.» بعدتر در سال‌های کودکستان تخیل کودک رشد می‌کند و او کم‌کم کاوش از طریق اندیشه‌‌هایش را آغاز می‌کند و ممکن است داستان‌هایی سرهم کند. نیستروم می‌گوید «کودکستانی‌ها ممکن است تخیل و واقعیت را به هم بیامیزند − آنها داستان‌ها را به هم می‌آمیزند و چیزی که در تلویزیون دیده‌اند را با آنچه واقعاً روی داده ترکیب می‌کنند». کودکستانی‌ها در سنین بالاتر ممکن است دروغ بگویند تا چیزی به دست آورند یا از پی‌آمدهای ناخوشایند − مثل محروم شدن از یک اسباب‌بازی − پیش‌گیری کنند. نیستورم می‌گوید «هرقدر هم که از دروغ‌گفتن بدمان بیاید، دورغ گفتن بخشی از روندِ طبیعی و به‌هنجار رشد و نموِ کودک است». چه باید کرد؟ با زبانی آرام واکنش نشان دهید و موقعیت را فرصتی برای آموزش بشمارید. خوب است به کودک بگویید: «مطمئنم که این همانی نیست که اتفاق افتاده – تو فکر می‌کنی همین بوده؟ » اگر دروغی که کودک‌تان گفته ناراحت‌کننده باشد خوب است به او بگویید: «چه احساسی خواهی داشت اگر کسی همین را به تو بگوید؟» شما و کودک‌تان هردو بر حل مشکل متمرکز شوید. فرض کنید پیش‌دبستانی‌تان روی دیوار نقاشی کشیده است. بد نیست به او بگویید: «نقاشی را روی کاغذ می‌کشند. حالا بیا به مامان کمک کن پاکش کنیم.» برای او توضیح دهید که چرا راست‌گویی مهم است. اگر ممکن است دروغ برای او خطری در پی داشته باشد (مثلاً ممکن است قیچیِ خیاطی را پنهان کرده یا موخشک‌کن را به برق زده است)، مطمئن شوید که می‌داند گفتنِ حقیقت به شما کمک می‌کند از او مراقبت کنید. انتخاب‌هایی پیش روی او بگذارید طوری که بداند نظرش درباره‌ خوراک، پوشاک و اسباب‌بازی‌هایش مهم است. آنگاه او دیگر مجبور نیست برای تأمین نظرش داستانی سرهم کند و دروغ بگوید. دبستانی‌ها راست‌گویی و پی‌آمدهایش می‌فهمید که یک کتاب از کتابخانه‌تان‌ کم شده است. بچه‌ هفت‌ساله‌تان به شما می‌گوید دوستش آن را قرض گرفته و گم کرده است. با چند سؤال از او می‌فهمید که این جور نبوده و کار کارِ خود اوست. چرا دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ کودکان در سن و سال دبستان می‌توانند پیش‌بینی کنند که کارها چه پی‌آمدهایی دارد: اگر کتابی گم شود کسی عصبانی خواهد شد. اگر تکلیف مدرسه انجام نشود دردسری درست خواهد شد. جودی آرنل که در شهر کالگری مشاور والدین است می‌گوید «مغز بچه‌ها در شش‌سالگی در حدی رشد کرده که درباره‌ی پی‌آمدها بیشتر بدانند. در هشت‌سالگی به مفهوم علت و معلول پی‌ می‌برند. و برای همین بسیاری از دروغ‌هایی که بچه‌ها در این سنین می‌گویند برای این است که از پی‌آمدی پیش‌گیری کنند.» چه باید کرد؟ به تنبیه متوسل نشوید. کودکان به خاطر ترس از تنبیه راستش را به شما نمی‌گویند – آنها می‌خواهند از پی‌آمدهای ناخوشایند جلوگیری کنند و زین‌رو به شما اطلاعات نمی‌دهند. آرنل می‌گوید «اگر از تنبیه پرهیز کنید راه‌هایی برای ارتباط باز خواهید کرد تا آنها برای کمک پیش شما بیایند.» به بچه‌هایتان کمک کنید بفهمند دروغ‌گویی چه ایرادی دارد. آرنل می‌گوید: «بد نیست به آنها بگویید “این دروغ است و من از دروغ خوشم نمی‌آید”. برایشان توضیح دهید که چگونه دروغ اعتماد را از بین می‌برد در حالی که آدم‌ها نیاز دارند به هم اعتماد کنند. شاید لازم باشد چند بار این کار را تکرار کنید، اما وقتی بچه‌ شما حقیقت را به شما می‌گوید و شما عصبانی نمی‌شوید، یاد می‌گیرد که همیشه همین طور عمل کند». در زبان و البته در عمل ارزش‌هایتان را با آنها در میان بگذارید. آرنل می‌گوید: «بسیاری از والدین برای ورود به سالن سینما درباره‌ سن بچه‌هایشان دروغ می‌گویند. این کار به بچه‌ها چه یاد می‌دهد؟» به کار ناشایستی که او را در وهله‌ اول به دروغ‌گویی واداشته بپردازید. اگر کودک‌تان کتابی را گم کرده و درباره‌ی آن دروغ گفته است، به او کمک کنید راه‌حلی بیابد. از تواناییِ در حال رشد او برای چاره‌جویی بهره بگیرید. آرنل می‌گوید: «حل مسئله ابزار بسیار خوبی است چون از این طریق بچه‌ها از راهنماییِ والدین برای چاره‌جویی و مشکل‌گشایی سود می‌برند. وقتی بچه‌تان حقیقت را می‌گوید، مطمئن باشید می‌داند که قدردانِ راستگویی‌اش هستید. بگذارید بداند که می‌تواند به شما اعتماد کند تا به او کمک کنید چیزی که نیاز دارد به دست آورد بی‌آنکه لازم باشد به دروغ متوسل شود. نوجوانان بچه‌ی ۱۲ساله‌تان برای رفتن به مدرسه از وسایل نقلیه‌ی عمومی استفاده می‌کند. شما چندان نگران نیستید چراکه او مستقیماً به خانه می‌آید. یک روز خیلی دیر می‌کند و می‌گوید کلاسش طول کشیده است، حرفی که باورش برای شما سخت است. بعد بطور تصادفی می‌فهمید که تأخیر او نه بخاطر کلاس بلکه بخاطر دورهمی‌ با دوستانش بوده است. چرا نوجوانان دروغ می‌گویند؟ بسیاری از دروغ‌هایی که دبستانی‌ها و نوجوانان می‌گویند با زندگی‌ِ اجتماعی‌شان ارتباط دارد، اینکه با چه کسانی دوست‌اند و چه برنامه‌هایی دارند. جَنِت مریسون روان‌شناس در تورنتو می‌گوید: «زندگیِ بچه‌ها در این سنین تا اندازه‌ای از والدین‌شان مستقل می‌شود. دروغ‌‌گویی‌شان لزوماً دغل‌کارانه نیست بلکه این احساس را به آنها می‌دهد که برای نخستین بار در زندگی‌شان می‌توانند کارهایی بکنند که اجازه ندارند.» این روند در طیِ نخستین سال‌های نوجوانی هم ادامه می‌یابد. بچه‌ها می‌خواهند بیشتر برای خودشان تصمیم بگیرند و والدین (با قصد خوب) می‌خواهند همچنان بر آنها کنترل داشته باشند. موریسون هشدار می‌دهد که «اگر فرزندان فکر کنند هر وقت کاری را مسقلاً انجام می‌دهند مجازات می‌شوند، انگیزه‌ی خوبی برای دروغ‌گویی خواهند داشت.». چه باید کرد؟ بگذارید فرزندتان بداند که دروغ‌گوییِ او را تشخیص می‌دهید ولی نمی‌پسندید. در عین حال به یاد داشته باشید که او از این راه به‌اشتباه می‌کوشد استقلالش را اثبات کند. موریسون می‌گوید: «می‌توانید چیزی شبیه این به بگویید: “ممکن است در لحظه‌ی آخر تصمیم‌بگیری که به خانه نیایی تا تلکیف‌هایت را انجام دهی. عیبی ندارد که به خانه‌ دوستت بروی. فقط به من اطلاع بده”. با چنین واکنشی به فرزندتان این پیام سازنده را می‌دهید که به خودمختاریِ او که هرچه بیشتر می‌پرورد احترام می‌گذارید، اما نسبت به امنیت و سلامت او نگرانید.» وقتی فرزندتان به سن نوجوانی رسید مقررات کم‌تری برایش وضع می‌کنید. موریسون می‌گوید: «چه والدین بپسندند چه نپسندند، در این دوره مشاجره بسیار زیاد است، مثلاً درباره‌ی اینکه کِی بچه‌ها تکلیف‌های درسی‌شان را انجام دهند، کِی به رختخواب بروند و…. هرچه والدین سخت‌گیرتر و کم‌مداراتر باشند و هرچه کم‌تر اهل گفت‌وگو باشند، فرزندان بیشتر از مقررات آنها سرپیچی می‌کنند و بیشتر به آنها دروغ می‌گویند.» حتی وقتی فرزندتان درباره‌ چیز مهمی به شما دروغ گفته است (مثلاً مخفیانه از جیب شما پول برداشته تا سیگار بخرد) شدیداً عصبانی نشوید. بعضی بچه‌ها کارهای احمقانه می‌کنند. موریسون پیشنهاد می‌کند به جای آنکه فکرتان را به دروغی که گفته مشغول کنید بهتر است بر تصمیم خطرناکی که می‌گیرد متمرکز شوید. بسته به اوضاع و احوال، شاید از او بخواهید پول را برگرداند یا از پول توجیبی‌اش کم کنید. «در این نمونه، چیزی که مهم است نه خودِ دروغ‌گویی بلکه دلیلِ آن است. مسلم است که بچه‌ها برای مخفی نگاه داشتنِ چنان تخلف‌هایی دروغ می‌گویند.» بی‌شک وقتی کسی می‌فهمد بچه‌اش به او دروغ گفته نگران می‌شود. ممکن است به آینده بیندیشد و تصور کند که فرزندش خلاف‌های بزرگ‌تر مرتکب خواهد شد. اما چنین نیست. آرنل می‌گوید: «قرار نیست دروغگوییِ بچه‌ها به چیز هولناکی در آینده منجر شود. بچه‌ها باید راه خودشان را بیابند و والدین آنجا هستند تا بچه‌ها را در انواع موقعیت‌ها راهنمایی و سرپرستی کنند.» تا جایی که به آنچه بچه‌هایمان به ما می‌گویند – خوب یا بد – با رویی گشاده واکنش نشان دهیم، دروغ‌گویی مشکلی برطرف‌شدنی است. باور کنید.    

نوزادان استعداد ریاضی دارند

آزمونی ساده در شش ماهگی می‌تواند نشان دهد که کودکان در آینده چقدر استعداد ریاضی خواهند داشت. گروهی از پژوهشگران می‌گویند نوزادانی که درک بهتری از "مقدار" دارند، در آینده استعداد ریاضی بالاتری نیز خواهند داشت. یک پژوهش که از سوی روانشناسان دانشگاه دوک و جانز هاپکینز در آمریکا انجام شده، نشان می‌دهد، نوزادانی که درک بهتری از "مقدار" دارند، بهتر از همسالان دیگرشان در سن ۳ سالگی می‌توانند از پس مهارت‌های ریاضی بر آیند. به نوشته آریل استار و دو همکار دیگرش که این پژوهش را هدایت می‌کرده‌اند، میزان ضریب هوشی در این پژوهش در نظر گرفته نشده است. روانشناسان آزمایشات خود را در ابتدا روی ۶۶ نوزاد ۶ ماهه انجام دادند و سه سال بعد برای انجام آزمایش‌های بیشتر برای سنجش میزان مهارت‌های ریاضی این کودکان را مورد بررسی دوباره قرار دادند. در ابتدا پژوهشگران به نوزادان نقطه‌های سیاه بر روی زمینه سفید را نشان داده و واکنش آن‌ها را به هنگام تغییر تعداد نقطه‌های سیاه‌رنگ و نیز ترتیب آن‌ها مورد مطالعه قرار دادند. در دور دوم این پژوهش کودکان سه ساله بایستی شماری از تمرین‌های ریاضی را که مرتبط با درک آن‌ها از اعداد و مقادیر بودند، حل می‌کردند. برای نمونه به این کودکان دو مونیتور نشان داده شد که روی آن‌ها نقاط سیاه‌رنگ به چشم می‌خوردند و آن‌ها می‌بایست هر کدام را که نقطه‌های بیشتری داشت، انتخاب می‌کردند. در یکی دیگر از مراحل تحقیق از بچه‌ها خواسته شد تا اسباب‌بازی‌ها را بشمارند. در این میان به گفته پژوهشگران آن دسته از کودکانی که در شش ماهگی نتایج بهتری را در تست به دست آورده بودند، در سن سه سالگی نیز به طرز قابل توجهی بهتر از دیگر همسالان خود عمل کردند. نوزدان تفاوت میان ۲ و ۳ را تشخیص می‌دهند البته پیش از این در سال ۱۹۸۰ روانشناسی به نام "پرنتیس استارکی" نتایج تحقیقی را منتشر کرد که نشان می‌داد نوزادان حس بسیار بالایی در تشخیص اعداد دارند. این تحقیق در جامعه علمی آن زمان به شدت مورد توجه قرار گرفت. تا آن زمان گمان می‌رفت درک اعداد و مقادیر تازه از سن پنج سالگی امکان‌پذیر است. . استارکی در آزمایشگاه دانشگاه فیلادلفیا از روش نقطه‌های سیاه‌رنگ برای سنجش مهارت تشخیص نوزادان ۱۶ تا ۳۰ هفته‌‌‌ای استفاده کرده بود. در ابتدا تنها دو نقطه سیاه‌رنگ روی مونیتور دیده می‌شدند که ترتیبشان مدام عوض می‌شد. بر اساس مشاهدات استارکی مدت زمانی که هر نوزاد به مونیتور خیره می‌شد، به طور میانگین دو ثانیه بود. اما نکته قابل توجه زمانی رخ داد که به هنگام تعویض تصویر نه تنها ترتیب نقطه‌ها عوض شد، بلکه تعداد آن‌ها نیز از دو به سه عدد افزایش یافت. نتیجه آن بود که نوزادان مشخصا به این تغییرات واکنش نشان داده و میزان خیره شده آن‌ها به مونیتور به مدت نیم‌ثانیه افزایش پیدا کرد. به این ترتیب مشخص شد که نوزادان متوجه تغییر عدد ۲ به ۳ شده‌اند و پرنتیس استارکی نتیجه گرفت که آن‌ها از درک اعداد بیش از آن‌که قادر به شمارش باشند، برخوردارند، پژوهش‌های آریل استار و تیمش نیز بر پایه روش آزمایشی پرنتیس استارکی استوار بود و تنها تفاوت در استفاده از دو مونیتور به جای یک مونیتور بود. روی یک مونیتور تعداد نقطه‌های نمایش داده شده تغییر می‌کرد و بر روی مونیتور دیگر تنها تغییر در ترتیب آنان و نه در تعدادشان رخ می‌داد. روانشناسان در این میان بر این نکته تمرکز می‌کردند که کدام مونیتور بیش‌تر توجه نوزادان را به خود جلب می‌کند. این تیم پژوهشی در گزارش خود که در نشریه "Proceedings of the National Academy of Sciences" به چاپ رسیده، با این حال یادآور شده‌اند که تحقیقات دیگری هم وجود دارند که ارتباط میان درک از اعداد در سنین نوزادی و مهارت حساب در سنین بالاتر را رد می‌کنند. آن‌ها تأکید کرده‌اند که این موضوع نیازمند تحقیقات بیشتری است. در پایان اما گفته‌اند که به واسطه این تحقیق می‌توان به فکر تقویت مهارت‌های حساب کردن در بچه‌ها پیش از یادگیری شمارش بود.  
حسادت کودکان؛ طبیعی یا غیر طبیعی؟ چرا لازم نیست کودک به آغوش دیگران برود؟ باز هم دروغ گفتی؟ پیامدهای چاقی در نوجوانی آیا می‌توان در زمان بارداری دوباره حامله شد؟

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

واتس اپ، محبوبتر از فیس بوک؟

بر اساس یافته‌های تازه‌ترین پژوهشی که با مطالعه روی چهار هزار کاربر تلفن‌های هوشمند در پنج کشور جهان به دست آمده است٬ ۴۴ درصد از کاربران اسمارت‌فون‌ها حداقل یک بار در هفته از اپلیکیشن واتس‌اپ (whatsapp) استفاده می‌کنند. این رقم برای فیس‌بوک که حالا بیش از یک میلیارد کاربر در سراسر جهان دارد ۳۵ درصد است.این نخستین باری است که در یک پژوهش رسمی٬ اپلیکیشنی دیگر با سبقت گرفتن از فیس‌بوک پرکاربر و محبوب٬ در صدر نشسته است. به عبارت دیگر٬ در برابر ۴۴ درصدی که دست‌کم هفته‌ای یک بار از واتس‌اپ استفاده می‌کنند٬ فقط ۳۵ درصد برای پیام‌رسانی به دوستان خود «فیس‌بوک مسنجر» را باز می‌کنند.واتس‌اپ حالا ماهانه بیش از ۳۵۰ میلیون کاربر فعال دارد. کاربرانی که روزانه دست‌کم ۴۰۰ میلیون عکس رد و بدل می‌کنند. نزدیک‌ترین رقیب به واتس‌اپ٬ وی‌چت است که حالا چیزی در حدود ۲۴۰ میلیون کاربر فعال در سراسر جهان دارد.اپ‌های پیام‌رسانی اجتماعی٬ راه جدید ارتباط در دهکده جهانیاین پژوهش همچنین نشان می‌دهد که اپلیکیشن‌های پیام‌رسانی اجتماعی٬ از جمله BBM و وی‌چت و وایبر٬ ارتباطات آنلاین مبتنی بر موبایل انسان‌ها را به تسخیر خود درآورده‌اند و آن را کاملا متحول کرده‌اند. ۸۶ درصد مکالمات صوتی و متنی روزانه در جهان٬ حالا از طریق این اپلیکیشن‌ها انجام می‌شود که به‌طور رایگان امکان ارتباط مبتنی بر اینترنت را در اختیار کاربران‌شان قرار می‌دهند.جدای از این اپلیکیشن‌های پیام‌رسانی اجتماعی٬ آن‌طور که این پژوهش نشان می‌دهد٬ کاربران از گوشی‌های هوشمند خود در ۷۳ درصد موارد برای برقراری تماس‌های صوتی مستقیم٬ ۷۵ درصد برای ارسال اس‌ام‌اس٬ و ۶۰ درصد برای دریافت و ارسال ایمیل استفاده می‌کنند.آوریل ۲۰۱۳ بود که جان کوم٬ مدیر اجرایی کمپانی واتس‌اپ اعلام کرد که این سرویس حالا تعداد کاربرانش از توییتر هم بالاتر رفته و در زمینه ارسال پیام‌های روزانه از فیس‌بوک هم سبقت گرفته است. این در حالی است که واتس‌اپ بر خلاف رقبای خود در دنیای شبکه‌های اجتماعی٬ مستقیما تبلیغی بر سر راه کاربران قرار نمی‌دهد و از تبلیغات پول چندانی نمی‌سازد.مدل کسب و کار واتس‌اپ هم مانند طراحی این سرویس کاملا ساده٬ سرراست و مشخص است: کاربران برای استفاده از آن ۹۹ سنت می‌پردازند و پس از دانلود آن به امکانات این سرویس دسترسی نامحدود دارند؛‌دسترسی واقعا نامحدود.جان کوم می‌گوید: «مانیفست ما در تضاد با تبلیغات است. ما به اندازه کافی در زندگی روزانه با تبلیغات بمباران می‌شویم اما گوشی هوشمند واقعا جای تبلیغات نیست. گوشی‌های ما از هر پدیده دیگری به ما نزدیک‌تر و متصل‌ترند؛ به ما و زندگی ما.»این پژوهش همچنین نشان می‌دهد که کاربران اپلیکیشن اسنپ‌چت٬ که به تازگی با پیشنهاد ۳ میلیارد دلاری فیس‌بوک برای فروش مواجه شده است٬ بیشتر در محدوده سنی ۱۶ تا ۲۴ سال قرار دارند؛ همان بازه سنی که گفته می‌شود در حال روی‌گردانی از فیس‌بوک است و راه‌های جای‌گزین ارتباطی را به وقت‌گذرانی در فیس‌بوک ترجیح می‌دهد.

سگ‌ها شخصیت صاحبانشان را بازتاب می‌دهند

دانشمندان از این ایده که یک سگ شخصیت صاحبش را به خود می‌گیرد، حمایت می‌کنند. پژوهشگران در اتریش می‌گویند سگ‌ها می‌توانند اضطراب و حالات منفی صاحبانشان را بازتاب دهند و سگ‌هایی که آرام باشند و رفتاری دوستانه داشته ‌باشند می‌توانند این حس را به انسان‌ها از طریق کمک به آنان در مقابله با استرس منتقل کنند‌. بیش از ۱۰۰ سگ و صاحبانشان تحت آزمایش‌های مختلفی - از جمله سنجش میزان ضربان قلب و شدت واکنش به تهدید - قرار گرفتند. همچنین نمونه‌های بزاق نیز گرفته‌ شد تا سطح کورتیزول آنها - به عنوان یکی از عوامل نشان‌دهنده استرس - مورد سنجش قرار گیرد. سپس، صاحبان سگ‌ها مورد ارزیابی قرار گرفتند که در کدام یک از پنج گروه بزرگ شخصیتی قرار می‌گیرند: عصبی، برونگرا، نوگرا، سازگار و خودآگاه. شخصیت سگ‌ها نیز از طریق یک پرسشنامه بررسی شد. دکتر ایریس شوبر از دانشگاه وین گفت هم سگ‌ها و هم صاحبانشان بر روی مکانیسم‌های واکنشی یکدیگر تاثیر متقابل دارند و میزان تاثیرگذاری انسان بر روی سگ بیشتر است. او به بی‌بی‌سی گفت: \\\\\\\\\\\\\\\"نتایج ما به دقت با تجربه‌ای که از آزمایش به دست آمد همخوانی دارد. سگ‌ها و صاحبانشان زوج‌های اجتماعی هستند و در زمینه مواجهه با استرس بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند.\\\\\\\\\\\\\\\" او گفت که سگ‌ها در برابر حالات روحی صاحبانشان حساس هستند و احساسات آنها را بازتاب می‌دهند. سگ‌ها برای بیش از ۳۰ هزار سال، در کنار انسان زندگی کرده‌اند. شواهد نشان می‌دهند که آنها می‌توانند اطلاعات احساسی را از افراد بگیرند و رفتار خود را متناسب با آن اطلاعات بروز دهند. تحقیق علمی مزبور در ژورنال PLOS ONE منتشر شده است.  
دنیای رنگارنگ ما آقایان متاهل دو بار به خدمت سربازی می روند شکایت مرد فرانسوی از اوبر به دلیل افشای خیانت به همسرش زنی جوان، پشت نقاب پیری اتومبیلی مختص خانم ها

مطالب تصادفی

حرفه من

کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس

17 سالش بود که ایران را ترک کرد. به محض آنکه در پاریس مستقر شد در دانشگاه ثبت نام کرد و به دنبال کار گشت. خانواده اش نمی دانستند. اگر هم می دانستند با توجه به اینکه از آن دست آدم هایی بودند که پولشان از پارو بالا می رفت حتماً خوششان نمی آمد دختر نوجوانشان دست به سیاه و سپید بزند اما اکرم عاشق خیاطی بود. آنقدر که در خیالش هم کوک می زد، سوزن نخ می کرد و الگو می برید. هنوز درست آنجا جاگیر نشده بود که به واسطه یکی از فراشان دانشگاهش به عنوان یک شاگرد خیاط به یکی از مزون های تراز اول پاریس معرفی می شود. آنطور که خود نقل می کند کار در مزون" لومییق دو سولی" برای او شروع یک مسیر تازه بود. مسیری که او را ، نگاهش را و حتی زیست معمولی اش را تغییر داد. در طول شبانه روز 5 ساعت وقت خوابیدن داشت. در دانشگاه ادبیات فرانسه می خواند؛ رشته اش را دوست داشت اما دغدغه ی زندگی اش نبود. خانواده نمی دانستند که پولی که اکرم دریافت می کند همه و همه خرج پارچه و الگو می شود. اکرم که تمام پولی را که پدرش می فرستاد خرج عشقش خیاطی می کرد، خیلی زود دریافت که باید شغل دیگری برای خودش دست و پا کند؛ شغلی که هزینه های زندگی روزمره اش را به نحوی تامین کند. پاریس شهر کافه هاست. پس اکرم خیلی زود سر از یک کافه در آورد و آنجا نیز مشغول به کار شد اما در نگاه او همه چیز از منظرخیاطی می گذشت. خیاطی نوجوان که به جای غرق شدن در سرو قهوه، غرق در لباس های مراجعین به کافه ها می شد. مقابل هرکس که نوشیدنی می گذاشت تمام مدل لباسش را گویی همچون یک دوربین عکاسی در ذهن ثبت می کرد و شب آنرا بر الگو طرح می زد. روزی مثل باقی روزها از دانشگاه به مزون رفت  اما همه چیز تغییر کرده بود! هیچ کس سر جای خود ننشسته بود. مدیر مجموعه با نگاهی تند و کاغذی در دست او را سمت خود صدا زد و گفت:" اصلاً فکرش را هم نمی کردم! تو...؟ چه طور به خودت جرات دادی..." اکرم یخ می زند. دستانش به وضوح می لرزد و نگاهش روی همکارانش می دود انگار دنبال پناهگاهی می گردد، بعد اما مثل کودکی که از تشر مادر به مادر پناه می برد رو به مدیر مزون می کند. خنده ای که در نگاه خانم لوشانت موج می زند فضا را عوض می کند: " مهم ترین بازیگر تئاتر شهر می خواد فقط تو براش لباس بدوزی و این یعنی تو باید بری مزون آرتیست!" همه دست می زنند. از همه بیشتز خانم لوشانت ابراز شادمانی می کند. اکرم غرق در خیالات شیرین خود به خانه ی کوچکش بر می گردد. خوشحال و شادمان از همان شب لباس هایش را برای ملاقات مهم فردا آماده می کند. هرچه باشد قرار است با شاخص ترین چهره ی تئاتر شهر دیدار داشته باشد. زنی که او پیشتر تنها یکبار اندازه ی لباسش را گرفته بود. بی تابی، بی خوابی و دست هایی که مدام عرق می کرد. این تمام شب اکرم بود تا سرزدن سپیده. راس ساعت 11 صبح قرار ملاقات داشتند. اما او چنان نگران بود که نزدیک به نیم ساعت جلوتر به مزون آرتیست رسید. به همین دلیل خیابان ها را بالا و پایین می رفت و پیش خود فکر می کرد چه جملاتی را به بازیگر مورد علاقه ی فرانسوی ها که آرزوی دیدارش را دارند بگوید. از فردای آن روز تا 3 سال بعد اتفاقاتی در زندگی این خیاط متبحر ایرانی افتاد که نامش در مزون های پاریس مترادف بهترین بود. حالا همه برای آنکه بهترین لباس را داشته باشند سعی می کردند اکرم را با لهجه غریبشان درست تلفظ کنند. خیاط ایرانی حالا می توانست به پدر، مادرش ، دوستان و ... با افتخار بگوید در حرفه ی خود یک حرفه ای است. زمان بر مدار همیشگی اش چرخید تا فراز و فرود های زندگی نه تنها چرخ خیاطی اکرم که تجربه هرروز زیستن او را درگیر بازی های گاه عجیب وگاه خواستنی خود بکند. او زودتر از آنچه فکر می کرد ناگزیر به بستن کوله بارش سمت خانه شد. خانه ای که پدرش کوچ کرده بود و اکرم می بایست شانه های مادر را در غم این فقدان یاری می داد. او به خانه بازگشت؛ با خاطراتی بی نظیر و تجربه هایی یکه. اکرم امروز 76 ساله است. هنوز کوک می زند، الگو می کشد و طرح می برد. اگرچه دیری ست کوچه های پاریس را نفس نمی کشد اما دیوار خیاطی اش پر از رنگ خوب خاطرات شیرین گذشته اش است. از وعده ی دیدار با فلان بازیگر معروف گرفته تا لوح تقدیر و ستایش از سفیر فلان کشور که او برایشان جامه می دوخت. او یک خیاط است که در شهر رشت زندگی میکند. بعد از دیدار او، تمام خیاط ها را به چشم یک هنرمند میبینم.

گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران

پوریا خرمی؛ متولد 26 آذر ماه 1370 جوانی که متفاوت از هم سن و سالان و هم رده های خود فکر کرد و موفق شد. البته نه به ظن خودش! این تصمیم بزرگ از سن هجده سالگی و در هنگام آماده شدن برای کنکور در سال پیش دانشگاهی و به قول معروف سال سرنوشت ساز توسط پوریا گرفته شد تصمیمی که با توجه به ابعاد و تاثیرات آتی ان در زندگی اش بسیار شجاعانه تلقی می شود.  به گفته خودش ماجرا از انجا شروع شد که طی دوره های تست زنی و آمادگی کنکور به انتخاب راه آینده و درست بودن آن فکر می کرد. و به طور اتفاقی با خرید یک کتاب آشپزی همه چیز عوض شد. البته علاقه شخصی دلیل این انتخاب بوده ولی راضی کردن بعضی از اعضا خانواده به این راحتی هم نبود. اما همانطور که همه می دانیم در نهایت کسی که هدفمند، منطقی و از روی علاقه و تحقیق تصمیم بگیرد همیشه موفق و برنده است. بلاخره پس از به دست آوردن حمایت و موافقت همه اعضا خانواده، نیازی به ادامه پیش دانشگاهی و تست زنی طاقت فرسای کنکور ریاضی نبود. در عوض با ثبت نام در دوره های آموزشی و کلاس های آشپزی سعی در  بالا بردن مهارت و دانش خود در این رشته نمود و اکنون پس از دو سال به عنوان یک سرآشپز حرفه ای در رستوان درجه اول لئون مشغول به کار است. چه چیز دیگه ای به جز عشق و علاقه می تواند چنین انگیزه و تلاشی را ممکن شود؟ و حالا جواب های خود پوریا به سوالات من: - آشپزی از کجا شروع شد؟ از آشپزی در منزل و کنار دست مامان یا با دوره های آموزشی؟ از زمان پیش دانشگاهی ، وقتی برای کنکور درس می خواندم در ساعت های بیکاری و آزادم برای خودم آشپزی می کردم سپس یک کتاب آشپزی هدیه گرفتم و جایی به خود آمدم که دیدم به جای کتاب کنکور فقط کتاب آشپزی می خوانم و فکر کردم چرا به علاقه ام نپردازم؟ بعد از تحقیق بسیار در این مورد، مشورت های مختلف و نهایتاً با حمایت و رضایت خانواده تصمیم خودم را گرفتم و در دوره های آموزشی آزاد شرکت کردم. البته قبلاً در سفر تفریحی به انگلیس یک دوره کوتاه مدت دیده بودم و به خاطر علاقه ام انقدر مطالعات آزاد داشتم که در کلاس شاگرد اول بودم! سپس یک دوره آموزشی دیگر در هند گذراندم که بسیار موثر بود و تجربه و دانش خوبی برایم به ارمغان آورد وسپس از شانسی که بواسطه آشنایی با خانم زاهدی در رستوران لئون و اطمینان مدیریت این مجموعه نصیب من شد نهایت استفاده را نمودم و حالا حدود دو سال است که در رستوان لئون به عنوان سرآشپز مشغول به کار هستم. - آیا الان از عملکرد و تصمیمت راضی هستی و خودت را آدم موفقی می بینی؟ از تصمیمی که گرفته ام بسیار راضی ام و مطمئنم که روزی آشپز بین المللی و بسیار معروفی خواهم شد. وقتی هم سن و سالان و دوستان خودم را می بینم که هنوز دنبال رشته های مهندسی می دوند و دانشگاه می روند و آینده ای نامعلوم دارند در حالیکه من کاملاً مستقل و با برنامه ریزی مشخص هستم، از تصمیمم راضی ام اما لحاظ موفقیت از نظر دیگران، بله، آدم موفقی به حساب می آیم ولی از نظر خودم، نه. چون ذاتاً آدم زیاده خواه و پرتوقعی هستم و هیچوقت از خودم راضی نیستم به نظرم هنوز جای پیشرفت و موفقیت های زیادی دارم. - آشپزی در این سطح نوعی هنر به حساب می آید. ایده ی تزئین و آماده کردن غذاها و همینطور ترکیبات غذا و تغییرات هراز چند گاه منوی رستوران لئون از کجا به دهنتان خطور می کند؟ بله، 100% نوعی هنر است. من معتقدم حتی اگر کسی طعم یا غذایی را دوست نداشته باشد، با زیبایی های مختلفی که می توان به غذا داد، می توان انقدر غذا را زیبا ارائه کرد که اشتهای شخص تحریک شده و با کمال میل غذای جدید را امتحان نماید. مثل خود من که اصلاً بادنجان دوست نداشتم ولی جوری به من ارائه شد که الان عاشق بادمجان هستم. اما در مورد ایده غذاها، از جای خاصی تقلید نمی کنم یا الهام نمی گیرم. فقط با عشق کار می کنم، ترکیبات مختلف را امتحان می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم. مثلاً ممکن است کسی استیک با سس ترش دوست داشته باشد، من سعی می کنم برایش فراهم کنم و بیشتر به ذائقه و سلایق غذایی ایرانی ها توجه می کنم برای اینکه دوست داشته باشند و جوابگوی همه سلیقه ها باشم. - آیا  اینکه می گویند هر کسی یه دستی داره و مثلاً فلانی دستش خوبه در آشپزی را قبول دارید؟ من 100% ایمان دارم به این جمله. دیدم که دو نفر دقیقاً یک مواد و یک دستور پخت را رعایت می کنند ولی مثلاً دو تا استیک کاملاً با هم متفاوتند. چون یکی با عشق و علاقه درست می کند و دیگری از روی وظیفه و 100% با هم فرق می کنند. غذای یکی بسیار زیبا و دیگری کاملاً متفاوت از کار در می آید. - در مورد اینکه می گویند بهترین آشپزهای دنیا مرد هستند چطور؟ موافقید؟ بله موافقم. به نظر من چون آشپزی همیشه به عنوان یک کار برای خانم ها در منزل مطرح می شود، برایشان عادی تر است و به طور خاص با آن برخورد نکرده و رویش سرمایه گذاری نمی کنند ولی برای آقایان مثل یک دنیای جدید است و چون چیزیست که در حالت عادی دور از دسترس آنهاست برایشان عادی نیست و انگار بیشتر قدر آن را می دانند. به علاوه اینکه خانم ها زمان کمتری دارند تا روی این هنر وقت بگذارند و به عنوان یک حرفه به آن نگاه کنند. - فکر می کنید برای پخت غذا مواد اولیه مهمتر است یا چگونگی پخت آن؟ هردو بسیار مهم هستند هر کدام ناقص باشد، کل کار را زیر سوال می برد. مثلاً من برای پخت غذاهام همه خرید ها را خودم انجام می دهم. برای همین است که از ساعت 9 صبح سرکار می آیم تا خرید کنم و تا ساعت 1 نصفه شب که تعطیل کنیم سر کار و در رستوران هستم و این قضیه بدون علاقه وافر به کارم امکان پذیر نیست. - برای کسانی که دوست دارند به این حرفه ملحق شوند چه پشنهادی دارید؟ به نظر من خیلی ها می گویند که آشپزی را دوست دارند اما دوام آوردن در این کار بسیار مشکل است. بهترین کار این است که یک روز کامل را در یک آشپزخانه ی صنعتی سپری کنند و بعد تصمیم بگیرند تا با نزدیک از مشکلات این رشته باخبر شوند. تنش های بین همکاران و مشتریان و ساعات طولانی کار در یک آشپزخانه صنعتی بسیار متفاوت با کار در آشپزخانه ی منزل است. -  در آخر پیشنهادتان برای برای صرف یک وعده غذایی عالی چیست؟ من پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید در جایی غذا صرف کنید که انرژی مثبت و علاقه تک تک همکاران و محیط اینجا در شما احساس خوبی به وجود آورد، لئون را انتخاب کنید. چون اینجا از اولین کسی که بنیانگذار اینجاست تا کسی که طراحی محیط داخلی اینجا را انجام داده، من به عنوان سرآشپز و حتی کسانی که سرویس دهی مستقیم به مشتریان می کنند، با عشق کار می کنند نه به عنوان شغل و وظیفه چون این اصل، اصل اول و اساسی بنیان این رستوران است  که قطعاً در کیفیت کار ما احساس شده و تاثیرگذار خواهد بود و عشق دقیقاً همان چیزیست که جامعه امروز ما به آن نیاز دارد.   برای کسانی که علاقمند هستند هنر این جوان موفق را از نزدیکی امتحان نمایند میتوانند به رستوران لئون، واقع در خیابان کریمخان آبان جنوبی، نبش ورشو مراجعه و تجربه خود ر با ما در این صفحه به اشتراک گذارند.
پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی حرف هایی که در محیط کار نباید گفت زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند دختران تونل توحيد کیک ها را من نقاشی می کنم

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

ما با نقش هایمان وارد رابطه می شویم

وقتی پای صحبت و درد دل‌همدیگرمی نشینیم كمترپیش‌می‌آید خود را درآنچه پیش آمده به اندازه دیگری مقصر بدانیم . یادمان می رود صحنه‌ایی ازنمایش زندگی مان را كه درآن‌ قرارگرفته‌ا یم ،خودمان چیدمان كرده ایم . این ما بودیم‌ كه همدیگررا به مجموعه زندگی خود وارد كرده ایم.

9 نکته برای زندگی جنسی بهتر

برای بسیاری از ما زمان مساله بسیار مهمی در رسیدن به اوج لذت جنسی است. هر چقدر زمان طولانی تری را به معاشقه بگذرانیم لذت بیشتری می بریم، همه ما داستانهایی از ساعتها رابطه جنسی اطرافیانمان شنیده ایم بعضی از این داستانها به گاهی 9 تا ده ساعت معاشقه بدون وقفه هم می رسد. طول مدت البته فاکتور مهمی در رابطه جنسی است  اما برای کسانی که تنها زمان مشخص کننده کیفیت رابطه نیست و می توانند فرقی بین مسابقه ماراتن و معاشقه برقرار کنند این نکات می تواند راهنمای خوبی برای بالا بردن رضایت زندگی جنسی زناشوئی باشد. 1- سطح انتظاراتتان را بکاهید؛ وقتی یک استانداردد از پیش تعیین شده درباره کیفیت و نوع رابطه ای که می خواهید داشته باشید دارید که در آن حتی ترتیب حرکات از پیش تعیین شده است بدست آوردن رضایت امری به مراتب دشوار و شاید غیر قابل حصول باشد این نگرش از پیش تعیین شده شما ممکن است ماحصل فیلمها یا داستانهایی باشد که دیده و شنیده اید رابطه جنسی یک زوج با زوج دیگر کاملا مختلف است و نمی توان بر اساس الگوسازی صرف به اوج هیجان و لذت جنسی رسید. 2- بدن خود را بشناسید؛ هر گاه زنی بدن خود را بخوبی بشناسد ارتباط بهتر و عمیقتری می تواند با بدن خود برقرار نماید این دانش می تواند به برقراری ارتباط صحیحتر با زوج بینجامد و به وی در رساندن شما به اوج لذت جنسی کمک نماید. 3- آهسته قدم بردارید؛ با داشتن رابطه جنسی کوتاه و سریع هیچ مشکلی پیش نمی آید بلکه آنها هم لذت خاص خود را دارد ولی اگر رابطه زناشوئی برای شما وسیله ای برای برقراری ارتباط است بهتر است این روابط با آهستگی پیش رود سعی نمایید لذت بیشتری از بوسه و تماس قبل از انجام رابطه ببرید وبه آرامی به پیش روید. کمی خسته کننده بنظر می رسد ولی این آهستگی باعث میشود ریتم بدن شریک خود را بهتر بیابید و با هم لذت بیشتری ببرید. 4-      همه حسهای خود را بکار ببرید؛ رابطه جنسی فقط ارتباط با حس پوستی نیست بلکه فرایندی است که شامل درگیری همه احساسات شما می گردد؛ موزیک خوب، شمعهای خوشرنگ و نور کم اما زیبا همراه با ظرفی از میوه و خامه می تواند حس و حال بهتری در شما و شریکتان ایجاد نماید. 5-      چشمانتان را باز نگه دارید؛ چشمان بسته به شما کمکی نخواهد نمود، بهتر است چشمانتان را باز نمایید و از نگاه کردن در چشمانش خودداری ننمایید. شاید اگر عادت ندارید در چند دفعه اول غیر عادی بنظر برید ولی نگاه کردن باعث میشود بتوانید احساسات و نیازهای خود را بهتر به شریکتان برسانید. اگر چشمانتان را عادت به نگاه کردن بدهبد مطمئنا از اینکه چرا تاکنون چشمانتان بسته بوده پشیمان خواهید شد. 6-      افکارتان را متمرکز نمایید؛ جوکی که صبح با اس ام اس از دوسستان دریافت نموده اید، غذایی که فردا باید بپزید، لباسهایی که اتو نکرده اید همه  و همه موانعی هشتند که لذت جنسی شما را از شما می گیردند و همین باعث میود که نتوانید به شوهرتان آرامش جنسی مورد نیازش را هدیه نمایید. حتی بهتر است وسایل و لوازمی که ممکن است باعث شود تمرکزتان بهم خورد را از خود دور نمایید، بزرگترین دشمن این لحظات موبایل شماست که بهتر است در حالت خاموش قرار دهید. 7-      نفس بکشید؛ بسیاری از ما زنان موقع رابطه کمتر نفس می کشیم و بخصوص مواقعی که به حالت ارگاسم جنسی می رسیم تنفسمان را کم یا اصلاتا موقعی که بتوانیم نفسمان را در سینه حبس می نماییم. عدم رسیدن اکسیژن به بدن باعث کند شدن گردش خون در بدن و بخصو ص در قسمت لگن می شود که کلیه امورات در آن لحظه در آنجا می گذرد، تنفسهای عمیق شکمی باعث میشود که احساس راحتی بیشتر و ریلکسی نمایید و انرژی جنسیتان را به تمام نقاط بدنتان ارسال نمایید. بهترین و لذت بخشترین کار اینست که تنفستان را با بازدم شریکتان همراه نمایید، فقط از خوشبو بودن نفستان مطمئن شوید. 8-      قدر شریکتان را بدانید، که لزوما بدین منظور نیست که از او بتی بسازید و آنرا پرستش نمایید، بهرحال نقش او در زندگیتان تنها به بیرون بردن آشغال خانه محدود نمی شود به نکات خوبی که حس خوبی در شما بوجود می آورد و دلایلی که عاشقش شدید توجه نمایید که چگونه برای شما و بچه هایتان زحمت می کشد و چه نقش مهمی در زندگیتان بازی می نماید یک تشکر خشک خالی گاه و بیگاه هم می تواند نشانگر قدر دانی شما از وجود و نقشش در زندگیتان باشد این قدر شناسی می تواند باعث ایجاد رضایت در روابط شما و همسرتان گردد. 9-      رابطه جنسی را برای خود باز تعریف نمایید؛ رابطه جنسی فقط رابطه در تختخواب نیست، بدون توجه به اینکه رابطه شما چقدر طولانی مدت یا کوتاه مدت است تمایل به داشتن ارتباط ماندگار است بنابراین تعریف خود را از ارتباط جنسی بسط دهید یک اس ام اس عاشقانه یک لاس زدن با شریکتان پشت تلفن در طول روز و چند لحظه یاد آوری بهترین تجربه های جنسی تان میتواند شب بسیار بهتری برای شما به ارمغان بیاورد.
صاحبان "ذائقه ماجراجو"‌ از زندگی لذت می‌برند پژوهشگران ارتباط بین خوشبختی و ژنتیک را کشف کردند ده قانونی که باید شکسته شوند برترین نژاد های سگ آیا آماده زندگی مشترک هستید؟

آداب و رسوم

این ها که میخوانید واقعی است

حتماً برای شما نیز بارها اتفاق افتاده است که چیزی را از شخصی بشنوید اما در صحت درستی خبر شک کنید! حقیقتاً مرور برخی از آداب و رسوم در سرتاسر جهان چنین حسی در شنونده ایجاد می کنند؛ این حس که آخر چه طور ممکن است برای مثال یک انسان در عصر مدرن در سال 2012 برای آنکه شدت ناراحتی خود را از مرگ عزیزش نشان دهد ناخن خود را بدون داروی بیهوشی بکشد و یا صورت خود را با زنجیر خراش دهد؟ اما واقعیت این است که فرهنگ و سنت های گونه گون در کران تا کران این دنیای شگفت آنقدر متنوع و رنگارنگ هستند که مجال تردید داشتن در درستی آداب مختص نقاط مختلف را از ما می گیرد. 1-عروسی با اعمال شاقه هنوز هم که هنوز است عروس های قبیله ی سورما در اتیوپی پیش از ازدواج ناچار به انجام کارهای خیلی سخت هستند؛ کارهایی که شاید تنها برای ما سخت و غیر ممکن به نظر می رسند، زیرا اگر چنین نبود احتمالاً این رسم تا به امروز حداقل کمتر می شد! این عروس ها چند روز پیش از ازدواج تعدادی از دندان های فک پایین خود را می کشند و یک صفحه گرد از رس چسبناک به لب خود می چسبانند. در ابتدا از صفحه های کوچک شروع می کنند و پس از گذشت چند روز قطر این لوح را افزایش می دهند تا به خانواده ی داماد عزم جزم و جیب پرپول خود را ثابت کنند! 2-بله یا نه؟ اگر کسی از شما سوالی بپرسد، پاسخ شما منفی باشد و به هر دلیلی نتوانید با کلام به او پاسخ دهید و تنها به ایما و اشاره اکتفا کنید به احتمال خیلی زیاد سر خود را به بالا حرکت می دهید تا او را متوجه منظور خود کنید؛ اینطور نیست؟ بی تردید زمانیکه شما به بلغارستان سفر کنید هنگام صحبت با مردمان این سرزمین حتماً گیج خواهید شد، علتش ساده است! آنها برای نشان دادن پاسخ منفی سر خود را به پایین و برای تصدیق گفته شما آنرا به بالا حرکت می دهند! کاملاً برعکس ما و برعکس همه ی مردم جهان!

چرا شب یلدا هندوانه میخوریم؟

به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، برگزاری مراسم یلدا، اگر بتوان نام جشن بر آن نهاد، آیینی خانوادگی است و گردهمایی ها به خویشاوندان و دوستان نزدیک محدود می‌شود. در کتاب‌ها و سندهای تاریخی به برگزاری مراسم شب یلدا اشاره ای نشده است. ابوریحان بیرونی از جشن روز اول دی ماه که آن را خرم روز نامند، در دستگاه حکومتی و پادشاهی یاد می کند. نامی از شب یلدا در میان نیست و این می تواند دلیلی بر خانوادگی و همگانی و غیر رسمی بودن جشن یلدا باشد.آیین و جشن شب یلدا یا شب چله بزرگ تا به امروز در تمامی سرزمین کهنسال ایران و در بین همه قشرها و خانوارها برگزار می‌شود.یلدا جشن و گردهمایی خانوادگی است. در شب یلدا خویشاوندان نزدیک در خانه بزرگ خانواده گرد هم می آیند و در سرمای آغازین زمستان دور کرسی می نشینند و تا نیمه شب میوه و آجیل و غذا می‌خورند و به فال حافظ گوش می‌سپارند.هندوانه؛ یکی از ارکان اصل‍ی سفره شب یلداست که همیشه به شیوه‌های جذابی تزیین می‌شود، اما چرا هندوانه؟هندوانه یادآور گرمای تابستان و حرارت است. باور بر این است، اگر مقداری هندوانه در شب یلدا بخورید، در سراسر زمستان طولانی، سرما و بیماری بر شما غلبه نخواهد کرد و این باور، با خواص هندوانه که سرشار از ویتامین های A و B و C است، مطابقت دارد.ارزش تغذیه ای هندوانه: 90 درصد بافت هندوانه از آب تشکیل شده است. در نتیجه برای رفع عطش بسیار مفید است. به علت فراوانی آب در این محصول، برای جلوگیری و دفع سنگ کلیه، خوردن آن بسیار توصیه شده است. هندوانه منبع غنی از بتاکاروتن و لیکوپن است که این مواد از آنتی اکسیدان های طبیعی هستند و همانطور که اثبات شده است، آنتی اکسیدانها ترکیباتی هستند که از بروز سرطان ها در انسان جلوگیری می کنند، پس این باور که با خوردن هندوانه بیماری کمتر به سراغ ما می آید در وجود این آنتی اکسیدانها نهفته است.هندوانه از بروز آسیب های پوستی در اثر نور جلوگیری می کند. موجب دفع بیشتر و سریع مواد زاید از بدن می شود و به شادابی و طراوت پوست می انجامد. درصد کمی قند دارد و میزان کالری آن بسیار پایین است.بسیاری از خانواده‌ها برای لذت بخشیدن و تزیین سفره زیبای «شب یلدا» به طراحی و تزیین میوه ها علی الخصوص هندوانه می پردازند و آن را به شکل ها و طرح های مختلف درست می کنند.             سلامت نیوز: چرا شب يلدا هندوانه می‌خوريم؟
سفره هفت سین چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند؟ جایی که تساوی حقوق زنان بی معنی است سپندارمزگان روز عشق پارسی زن و ازدواج در دوره ایران باستان

سفر و تفریح

چشمه های باداب سورت، نقاشی طبیعت روی زمین

برای دیدن یک نقاشی آبستره با رنگ های گرم قرمز و نارنجی بدون دخالت هیچ کس و فقط به دست طبیعت به کجا باید سفر کرد؟ شاید اولین جایی که به ذهن بیشتر افراد برسد چشمه های« پاموکاله» در ترکیه است ، اما...

پیشنهادهایی برای آخر هفته

با اینکه تعطیلات پایانی هفته، مثل برق و باد می گذرد اما می توانید برای زمان های خالی این دو روز، برای خودتان، سرگرمی های فرهنگی دست و پا کنید. پیشنهاد ما را از دست ندهید: شبکه نمایش خانگی: فیلم «نبرد لس آنجلس» به شبکه نمایش خانگی آمده. یک فیلم تخیلی و اکشن که محصول سال 2011 آمریکاست. در این فیلم موجودات فضایی از طریق سنگ های آسمانی به سواحل لس آنجلس حمله می کنند و ماجراهای مقاومت برای نگه داشتن زمین در برابر حملات فضایی شکل می گیرد. در این فیلم آرون آکهارت و میشل رودریگز بازی می کنند و کارگردانش هم جاناتان لیبسمن است. این فلیم توسط تصویر دنیای هنر به شبکه نمایش خانگی عرضه شده. کتاب: انتشارات جهان کتاب، مدتی است مجموعه کتابی به نام نقاب را منتشر می کند که مجموعه رمان های پلیسی است. حالا به تازگی از این مجموعه کتابی به نام «سرگیجه» نوشته پی یر بوالو و توماس نارسژاک منتشر شده که ترجمه عباس آگاهی است. «سرگیجه» همان رمانی است که آلفرد هیچکاک، فیلم معروفش را اقتباسی از آن ساخت. داستان این رمان شامل دوبخش است. بخش اول در پاریس می‌گذرد و همزمان با آغازجنگ جهانی دوم واشغال کشورفرانسه است. بخش دوم چهارسال بعد، درسال 1945 جریان می‌یابد و بندر مارسی در جنوب فرانسه وحاشیه دریای مدیترانه صحنه حوادث آن است. یک کاراگاه خصوصی که مامور مراقبت از همسر دوستش شده، ناگهان در اثر غفلت، ناظر خودکشی و مرگ او می‌شود. مشاهده صحنه سقوط  و مرگ دلخراش زن، چنان در ذهن و روح او تاثیر می‌گذارد که برای رهایی ازآن به دکتر و درمان رومی‌آورد و ...؛ «سرگیجه» 206 صفحه است و قیمتش هم 5 هزار تومان است. *تجسمی: بهتر است زمانی کنار بگذارید و در این یکی دو روز سری به خانه هنرمندان بزنید. این روزها پنجاه و هفتمین نمایشگاه بزرگ نقاشی های ایران درودی برپاست. این نمایشگاه چهارشنبه افتتاح شده و در آن نزدیک به 70 اثر قدیمی و جدید دیده می شود. ایران درودی، از نقاشان بزرگ و شناخته شده معاصر است. موسیقی: آلبوم «من و تو» تازه این هفته به بازار موسیقی آمده است. مانی رهنما خواننده این آلبوم با 9 قطعه تازه آمده است. قیمت این آلبوم دو هزار تومان است و می تواند لحظات شما را با صدای گرم رهنما پر کند. تئاتر: حتما سری به کافه تریای تالار اصلی تئاتر شهر بزنید. نه برای خوردن یک دمنوش بهاره بلکه برای دیدن عشاق حامد بهداد! تئاتر «عشق من، حامد بهداد» این روزها به کارگردانی زهیر یاری در این کافه در حال اجراست. بازیگران این تئاتر، افشین هاشمی و زهیر یاری هستند. نمايش «عشق من؛حامدبهداد»بابداهه نوازي وبداهه‌خواني مهدي امين‌لاري اجرا مي‌شود و تا قبل از تعطیلات نیمه خرداد، اجرا خواهد شد.
پیکره هفت متری شاپور، نگهبان بیشاپور اگر مارکو پولو تلفن هوشمند داشت سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله روش چیدن چمدان برای رفتن به سفر ده کلانشھر گران آفریقا