1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

وقتی در مورد آداب و رسوم ناهار خوری فکر می کنیم، آنچه که در تصور همه ی ما شکل می گیرد، این است که آداب و رسوم ناهار خوری بسیار ساده است و به جز پشت میز نشستن و صرف غذای مورد علاقه مان چیز دیگری نیست، مگر غیر از این است؟ اما این طرز فکر کاملا اشتباه است. و به راستی، اخلاق، رفتار، احترام و غیره جزو آداب و رسوم ناهار خوری محسوب می شوند. اکنون حتما از خودتان می پرسید «پس چه رفتاری هنگام ناهار یا شام خوردن اشتباه تلقی می شوند؟» در اینجا به 8 اشتباه متداول اداب ناهار خوری که انجام می دهید ولی هرگز در مورد آن فکر نکرده اید برایتان توضیح می دهیم!

به عنوان مثال، آیا می دانستید ...

1. طرز قرار گرفتن قاشق و چنگال شما می توانند معانی مختلفی به میزبانتان بفهمانند؟

2. ساییدن چاپستیکس (چوب غذا خوری رایج در آسیای شرقی) به هم، به معنای بی ادبی هست؟ به معنی این است که پذیرایی کیفیت پایینی داشته و از ظروف و وسایل ارزان و بی کیفیتی استفاده شده است.

3. باقی گذاشتن چاپستیکس در میان ظرف خود به معنی نقض آداب و رسوم هست؟

4. باقی گذاشتن چاپستیکس خود در حالت ایستاده درون کاسه برنج به معنی تعارف به مرده است؟

5. روش مناسب برای قرار دادن کارد و چنگال بعد از استفاده به شکل زیر است؟ نباید کارد را مثل خنجر در دستتان بگیرید و یا چنگال را دوباره روی میز به حالت اولیه اش بعد از استفاده قرار دهید.

6. همیشه باید نمک و فلفل را کنار هم قرار دهید؟ هرگز این دو را جدا از هم روی میز قرار ندهید.

7. این شکل نحوه ی چیدمان میز ناهار خوری ساده می باشد؟

 

دیدگاه‌ها  

+1 # rgh 1395-09-16 15:41
گیلاس شراب ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻋﻠﺖ ﻭ ﺭﻭﺵ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ

ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻋﺎﺩﺍﺕ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻭ ﮐﻼﻓﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ۳۸ ﺩﺭﺻﺪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ۶ تا ۴ ﺳﺎﻟﻪ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺟﻮﻧﺪ.ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﺗﺎ ۱۰ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩﯼ ﺗﺎ ۶۰ ﺩﺭﺻﺪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﭘﺴﺮﺍﻥ ۱۴ ۱۳ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺳﺖ. ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺣﺪﻭﺩ ۱۱ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺣﺪ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ. ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ۲۰ ﺩﺭﺻﺪ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﮐﻤﺎﮐﺎﻥ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ۲۰ ۱۰ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﯾﻦ ﻋﺪﻩ ﻧﯿﺰ ﺗﺎ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻟﯽ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﺗﺎ ﺗﻪ ﭘﻮﺷﺶ ﺷﺎﺧﯽ ﻧﺎﺧﻦ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﭘﻮﺳﺖ ﺭﺍ ﻣﺴﺘﻌﺪ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﺎ ﻣﯿﮑﺮﻭﺏ ﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺧﻄﺮ ﺍﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﻋﻔﻮﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﺣﯿﻪ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ .ﺑﻪ ﻋﻼ ﻭﻩ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻮﺩﮎ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻣﯿﮑﺮﻭﺏ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻫﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺧﻄﺮ ﺍﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﺍﺽ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﯼ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﭘﯿﺪﺍﻣﯽ ﮐﻨﺪ.● ﻋﻠﺖ ﭼﯿﺴﺖ؟ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﺭﺍﯾﺞ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺸﺎﺭﻫﺎﯼ ﻋﺼﺒﯽ ﻭ ﺗﻨﺶ ﻫﺎﯼﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﻭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺍﯾﻦﺑﺎﻭﺭ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺣﺪ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪﻩ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﻥﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﮐﻪ ﻧﻔﺲ «ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ » ﻋﺎﺩﺗﯽ ﺯﺷﺖ ﻭﻧﺎﭘﺴﻨﺪ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺭﺍﻫﮑﺎﺭﯼﺑﺮﺍﯼ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺗﻨﺶ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﺩﺭﮐﻮﺩﮎ ﺍﺳﺖ .ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯﻓﺸﺎﺭﻫﺎﯼ ﺭﻭﺣﯽ ﻭ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏﺑﺮﺍﯼﺗﺴﮑﯿﻦ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻫﺎ، ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﯽ ﻭ ﺗﻀﺎﺩ ﻫﺎﯼ ﻓﮑﺮﯼ، ﺑﻼ ﺗﮑﻠﯿﻔﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺑﺎ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ، ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎﺕ، ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻠﻢ، ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎﯼ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ، ﺗﻘﻠﯿﺪ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ، ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ، ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ،ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻭ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ ﺧﺼﻮﻣﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﻋﻠﻞ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.● ﺭﺍﻩ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ:*ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ﺭﻓﻊ ﮐﻨﯿﺪ: ﻣﻨﺘﻈﺮ ﭘﺎﺳﺦ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯽﺟﻮﺩ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻧﮑﻨﯿﺪ،. ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﺩﺭﭼﻪ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ.ﺟﺴﺖ ﺟﻮ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻭ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﮐﻮﺩﮐﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺰﻧﺪ. ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﺑﯿﺪ، ﺍﯾﻦ ﺗﻼﺵ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯽ ﺑﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﺸﮑﻞ ﮐﻮﺩﮎ ﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺣﻞ ﺁﻥ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮔﺎﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺧﺘﻼﻝ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺑﺎﺷﺪ.*ﻧﺎﺧﻦ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﮐﻨﯿﺪ : ﮐﻮﺗﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺗﺮﮎ ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺷﺪﻩ ﮐﻤﺘﺮ ﺟﻮﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻭ ﺳﻮﻫﺎﻥ ﺑﺰﻧﯿﺪ.*ﺩﻋﻮﺍ ﻧﮑﻨﯿﺪ: ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﻋﻮﺍ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺩﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ. ﮐﻮﺩﮎ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺑﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﺪ.ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺳﺮﺯﻧﺶ، ﺗﺤﻘﯿﺮ، ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻭ ﺗﻨﺒﯿﻪ ﮐﻮﺩﮎ ﻫﯿﭻ ﺍﺛﺮﯼ ﺩﺭﻣﺎﻧﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺭﺍ ﺗﺸﺪﯾﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﺧﺘﻼﻻﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺑﺪﻫﯿﺪ.*ﺣﻮﺍﺱ ﮐﻮﺩﮎ ﺭ ﺍ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﯿﺪ: ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺣﻮﺍﺱ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﻫﻨﮕﺎﻡﺟﻮﯾﺪﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﯿﺪ، ﺍﺯ ﺍﻭ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﻮﺩ ﺍﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﺎﺭﺩﺳﺘﯽ ﯾﺎ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺭﻭﺵ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﺳت ﻓﻠﻔﻞ ﻧﺰﻧﯿﺪ : ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﭘﺎﺷﯿﺪﻥ ﻓﻠﻔﻞ ﯾﺎ ﻣﺎﻟﯿﺪﻥ ﻣﻮﺍﺩ ﺗﻠﺦ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥ ﻭ ﻧﺎﺧﻦ ﮐﺎﺭﺑﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﻧﺪﺍﺭﺩ

وقتی لگو هم خشن میشود

نتیجه یک تحقیق تازه در دانشگاه نیوزلند نشان می‌دهد که شمار آدمک‌های لگو که حالت صورتشان نشان‌دهنده احساسات منفی بوده، افزایش داشته است. شرکت لگو انتقاد وارده را رد کرده و می‌گوید از ترویج خشونت حمایت نمی‌کند. قطعا زندگی همیشه شیرین‌کامی به دنبال ندارد و گاهی روی تلخش را هم نشان می‌دهد، اما شرکت دانمارکی مشهور "لگو" (Lego) ظاهرا بر این باور است که باید چشم‌ بچه‌ها را از همان ابتدا به روی این حقیقت باز کرد که خوشی و خنده در زندگی دائمی نیست. نتیجه پژوهشی در دانشگاه کنتربری (Canterbury) در نیوزلند نشان می‌دهد که شمار آدمک‌های لگو که نشان‌دهنده احساسات منفی هستند، در طول سال‌های اخیر افزایش داشته است. این نتیجه از روی بررسی ۶ هزار آدمک لگو به دست آمده است. کریستوف بارت نک، سرپرست این گروه تحقیقی می‌گوید: «برداشت ما این است که موضوعاتی که لگو آن‌ها را دستمایه می‌کند، به طور فزاینده‌ای باعث شکل دادن به درگیری می‌شود. اغلب یک شخصیت خوب در حال جنگیدن با یک شخصیت بد است.» شرکت لگو در تولید محصولاتش صحنه‌هایی از فیلم‌های سینمایی یا بازی‌های ویدئویی را بازسازی می‌کند. آقای بارت نک اضافه می‌کند: «شخصیت‌های خوب در یک درگیری می‌توانند رنج ببرند، در حالی‌که شخصیت‌های بد لبخندی خائنانه بر صورت دارند.» شرکت لگو و رد انتقادها شرکت لگو انتقادهای وارده را رد کرده است. سخنگوی این شرکت می‌گوید: «لگو از خشونت حمایت نمی‌کند. ما جنگ را با طنز ترکیب کرده‌ایم.» به گفته وی تفاوت حالت‌های چهره در آدمک‌های لگو راهی برای تسهیل بازی صحنه‌های پیچیده است. او گفته است که تحقیقات انجام شده از سوی لگو نشان می‌دهند که پسربچه‌های ۵ تا ۹ ساله تمایل زیادی به بازی کردن صحنه‌های جنگی دارند و برای همین هم مثلا "مأمور پلیسی وجود دارد که آدم متقلب را دستگیر می‌کند." سخنگوی لگو تأکید کرده است که این شرکت در خصوص ساخت صحنه‌های جنگی مرزهای مشخصی دارد. او توضیح می‌دهد: «ما خواهان درست کردن صحنه جنگ‌های مدرن و سلاح پیشرفته نیستیم. تمرکز موضوعات نه بر روی خشونت که تنها بر روی جنگ است.» کریستوف بارنک، سرپرست تحقیق انجام شده در دانشگاه نیوزلند از مسئولان لگو خواسته تا برای آدمک‌های لگو چهره‌های مناسب در نظر بگیرند و تحقیقی را انجام دهند تا مشخص شوند حالت صورت این آدمک‌ها چه واکنش‌هائی را در میان کودکان برمی‌انگیزد. منبع: DW
8 اشتباه رایج والدین و نحوه اجتناب از آن‌ها نوزادی که با دندان به دنیا آمد پدر و مادرها چرا و چطور باید بر تبعیض بین بچه‌ها غلبه کنند؟ فرزندان خود را وابسته بار نیاورید دوقلوهای مستقل

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

با این 5 ترفند سرعت کامپیوترتان را بهبود بخشید

"ولی کامپیوترم را همین تازگی خریده ام!" با این جمله شکایت خود را مطرح می‌کنید. ولی در‌ واقع شش سال پیش بود که شما به فروشگاه رفتید و تصمیم گرفتید از تخفیف بی‌نظیری بهره ببرید. بعد در حالی ک

خوراکی های خطرناک برای حیوانات خانگی

بسیاری از مواد موجود در آشپزخانه می توانند برای سگ و گربه مضر و خطرناک باشند بنابراین این موارد نباید در تغذیه سگ وگربه استفاده شوند. با این که میزان مسمومیت با این مواد بستگی به نوع ، نژاد ،اندازه حیوان و مقدار خورده شده آن توسط سگ یا گربه دارد.لذا بهتر است حیوان در تمام مواقع از این مواد دور نگه داشته شود. علایم مسمومیت با اکثر این مواد شامل استفراغ، ضعف، بی حالی،بی اشتهایی، بی نظمی در ریتم قلب، کم خونی، کاهش قند خون،حملات تشنجی،نا رسایی بعضی ارگان ها و مرگ حاد می باشند. این سموم شامل: آدامس های جویدنی و شیرین کننده هایی که حاوی زالیتول (xylitol) فندق  چای ، کافیين سودای رژیمی، قرص های لاغری یا چاقی نوشابه های انرژی زا گوجه فرنگی قارچ ماهی خام نوشیدنی های الکلی شیر شکلات، شکلات تیره ، کاکائو پودر پیاز و خود پیاز غذای بچه که حاوی پودر پیاز است سیر هر غذایی که روی آن كپك باشد میوه رازک مایه خمیر نان برگ های سیب زمینی مغز یا هسته خردل ، هلو، گیلاس ،زرد آلو یا سیب انگور کشمش گردو خوردن این مواد در بعضی موارد میتواند به منزله اورژانس به حساب آمده و باید سریعا رسیدگی شوند. در ضمن خواهشمندیم از تجویز نا آگاهانه هر نوع دارو به سگ وگربه پرهیز شود. تجویز داروهای حاوی استامینوفن مثل قرص سرماخوردگی می تواند باعث مسمومیت شدید حیوان و مرگ زجر آور آنها در عرض چند روز شود .  منبع: www.aranvet.com
ازدواج عجیب زندگی روی سیاره سرخ به همت یک زن ایرانی سگ‌کشی در تبریز متوقف شد راز های روابط زناشوئی که زنان میانسال بشما نمی گویند زبان درازترین دختر دنیا

مطالب تصادفی

حرفه من

کیک ها را من نقاشی می کنم

در این مطلب خانم هنرمندی را معرفی می کنیم که به کیک و شیرینی مفهوم جدیدی داده است. سارا ستوده که مدتی بعنوان مدیر هنری یکی از معروف ترین شرکت های تبلیغاتی تهران کار می کرده، یکسال و نیم است حرفه جدیدی را پیشه کرده که بی ارتباط با شغل سابقش نیست.

حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

آدم هایی که هوش عاطفی دارند به گفته دکتر تام برادری به وزن و تاثیر گفته های خود توجه می کنند. آنها می فهمند بیان کردن احساس شان حتی اگر واقعا از دل برخاسته باشد می تواند تاثیر منفی هم بر شخصیت خودشان بگذارد هم تصویر نامطلوبی برای دیگران ایجاد کنند: 1- عادلانه نیست همه می دانند که زندگی عادلانه نیست برای همین درخواست یک عمل برابر و متعادل، حکایت از آن دارد که تصور غیرواقعی و ساده انگارانه ای در زندگی دارید. شما شکی  ندارید که شایسته ارتقای مسئولیت در شرکت تان را دارید ولی یک نفر دیگر آن را نصیب خود ساخت که از شما بهتر نبود. گفتن اینکه « عادلانه نیست» فقط بر وخامت موقعیت تان می افزاید. بهتر این است که بفهمید چرا این فرصت به شما داده نشده و چه تصحیحی در شیوه کار تان لازم است که آماده مسئولیت بزرگتر باشید. 2 – این راه، همیشه جواب می دهد سرعت تغییرات در تمامی زمینه ها، موقعیت را طوری تنظیم کرده است که شاید هر 6 ماه، بدنه اصلی بسیاری از مسیرهای حل مسائل و خود مسائل تغییر می کنند. ابراز این نظر که یک راه مشخص و ثابت برای برخورد با مسائل وجود دارد شاید زیاد درست نباشد. 3- شاید سئوال احمقانه ای باشد ولی به هر حال می پرسم حتی اگر سئوال شما هوشمندانه هم باشد اعلام این ادعا در آغاز ابراز نظر، همه اعتبار شما را به زیر سئوال خواهد برد. 4- تلاشم را می کنم این واکنش هم در درجه اول نشان دهنده کمبود اعتماد به نفس در شما است. به عبارتی دیگر دارید می گوئید مطمئن نیستید و همه تلاش و قابلیت تان را به کار نخواهید برد. 5- همکارم عوضی و تنبل است این نوع قضاوت ها هیچ تاثیر مثبتی برای تان فراهم نخواهد کرد. اگر همکارتان تنبل و عوضی باشد بقیه هم حتما می دانند و اگر نباشد این شما هستید که در جایگاه قضاوت مشابه قرار می گیرید. بدگویی از همکار نشانه عدم توانایی و تطبیق شما نیز می تواند باشد. یادتان باشد که این رفتار ناپسند شما، به همین راحتی می تواند توسط همکار شما هم ابراز شود. 6 – این کارها جزو مسئولیت های شغلی من نیست این طعنه در درجه اول دارد می گوید اگر هم کاری را بیرون از مسئولیت های تنظیم شده انجام دهید یک تلاش حداقلی خواهد بود. اگر رئیس شما درخواست این کار را کرده است یا حتی همکارتان، بهتر است با قدرت و توانایی کامل ان را به پایان برسانید و بعد از ان، سر فرصت توضیح دهید که قرارِ کاری تان این نبوده است. 7 – تقصیر من نبود مهم نیست چقدر شما در یک اشتباه سهم داشته اید. حتی اگر کمترین نقش را در جمع، در ایجاد یک کار اشتباه داشته اید بهتر است سهم مسئولیت خودتان را بپذیرید. از لحظه ای که انگشت نشانه را به سمت دیگران می گیرید  همه به این فکر خواهند کرد که اهل مسئولیت پذیری نیستید. همکاران تان را عصبی خواهید کرد و کار با شما، برای شان راحت نخواهد بود. 8 – از شغلم متنفرم احساس شخصی تان حق شما است ولی وقتی که به هر دلیلی پذیرفتید در یک محل کار کنید یک همکار منفی نباشید. اکثر آدم ها زیاد با کارشان راحت نیستند و ابراز وجود منفی شما، روحیه محیط کار را بدتر از مقدار واقعی خواهد کرد. مدیران شرکت ها، تعلیم یافته اند که افراد منفی را بیابند و محیط را آرام سازند.
... یه مَرده، یه مرد پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی حرفه من: مربی آموزش رانندگی کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید زنان پزشکان بهتری هستند

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

حال خوب برای تو

خوب بودن یا در واقع حالِ خوبی داشتن، آرزوی همه آدم هاست. اما پیش از اینکه به خوب بودن و خوب شدن فکر کنیم باید بدانیم چه چیزهایی به چه شکل و به صورت پایدار، حال ما را خوب می کند. همه ی ما کم و بیش این جمله را به زبان آورده ایم یا شنیده ایم که " حال ما خوب است اما تو باور نکن"! حالا برای آنکه به حال خوب باورپذیری برسیم باید چه کار کنیم؟ پاسخ نه پیچیده است و نه دشوار. پاسخ ساده و نزدیک است ما می بایست بیش و پیش از هر فکر و یا عملی، خودمان را به خوبی تعریف کنیم و سالم و سلامت دیدن را بیاموزیم. شما خوب بودن را در چه چیزی می بینید؟ اگر جیب پر پول و حساب بانکی قابل ملاحظه ای داشته باشید حالتان خوب می شود؟ آیا اگر برای کودک بی پناهی، سقفی فراهم آورید از زندگی تان راضی خواهید بود؟ بی تردید پاسخ ما به این پرسش ها متفاوت است؛ زیرا خوبی و بدی همچون بسیاری تعابیر دیگر از مقولات نسبی هستند. چه خوب است که خوب بودن را از زاویه ی دید آدم های مختلف در اقصی نقاط این جهان ببینیم تا منظری که پیش چشم ما گسترده می شود شمولیت بیشتری داشته باشد و به نگاهی چند بعدی تر برسیم. هیچ وقت خوبی را از نگاه یک شاعر دیده اید؟ سهراب سپهری ، شاعر سادگی و بعدازظهرهای تابستان، شاعر خوب کاشان می گوید: "ساده باشیم چه در باجه ی بانک چه در زیر درخت" سپهری سادگی را همچون یک دستورالعمل برای انسان خوب تجویز می کند؛ نسخه ای کارآمد و تاثیر گذار. میکائو اوسوئی یا همان استاد اوسوئی ژاپنی ها که اغلب آنرا بزرگ معلم اخلاق می خوانند، حال خوب را چنین تعریف می کند: " امروز عصبانی نباش امروز نگران نباش امروز با خودت و با دیگران مهربان باش امروز با خودت و با دیگران صادق باش امروز از جان و دل کار کن خوب خواهی بود." سخنان او در نگاه نخست به غایت ساده اند. اما کیست که بتواند زندگی را چنین سهل ممکن کند؟ اریک امانوئل اشمیت، نویسنده ی شهیر فرانسوی از زبان یکی از کاراکترهای داستان هایش جمله ای کلیدی در این زمینه بیان می دارد: " اگه عذاب وجدانت رو کم کنی یا حداقل سبک کنی حالت خوب میشه، خوبِ خوب!" حال، خوب بودن و حالِ خوب داشتن را از نگاه خود تعریف کنید و به طرف آن قدم بردارید.

چرا بعضی از افراد خوش شانس تر هستند؟

شاید در نگاه اول، شانس اصلی زندگی ما مربوط به این باشد که کجا و چه وقت به دنیا می آئیم. در چه خانواده ای بزرگ می شویم. از بین چه تصادفات ناگوار یا اتفاقات خوشایند عبور می کنیم. چه نوع مریضی ها یا قابلیت های فیزیکی داریم و … به عبارتی دیگر هزاران موقعیت و شرایط دست به دست هم می دهند که تعیین می کند آیا ما خوش شانس یا بدشانس هستیم. اما در کنار این حقیقت عمومی، همه ما شاهد این واقعیت هم هستیم که بعضی ها به نظر می رسد در شرایط مشابه زندگی، خوش شانس تر  هستند. برای همین شاید بد نباشد در جستجوی دلایلی بگردیم که باعث می شود بعضی ها به هر چه دست می زنند طلا می شود و دنیا به کام شان است. 1 –  هشیاری مداوم  آمادگی و هشیاری در باره حوادث پیرامون و حتی احساسات و افکار درونی باعث می شود که یک فرد آماده بهره برداری از هر امکانی باشد. آدم های خوش شانس زندگی شان را در حالت کنترل اتوماتیک هواپیما نگه نمی دارند. انها هر لحظه مسلط بر تغییرات، فرصت ها و نارسایی ها هستند. 2 – اهل عمل آدم ها به وقت عمل کردن که می رسند 3 نوع هستند. آنها که امکان عملی شدن یک واقعه را تدارک می بینند. انها که نظاره گر ماجرا هستند و آنها که در تعجب هستند که اصلا چه اتفاقی افتاده است. افراد خوش شانس با عملی ساختن ماجراها و فرصت ها، طبیعتا  خودشان را همواره در معرض شانس و تهیه موقعیت بهتر، قرار می دهند. 3 – بهره برداری از فرصت افراد زیادی وجود دارند که چشمشان را بر روی فرصت ها می بندند یا متوجه آنها نمی شوند اما منطق عمومی نشان داده است که شانس به صورت موقعیت های جدید، درِ خانه همه را می زند.  با این وجود، فقط آنهایی که امادگی بهره برداری از فرصت ها را دارند خوش شانس و موفق هستند. آدم های که شاهد خوش اقبالی شان هستیم در حقیقت گوش به زنگ ظهور هر پدیده تازه و غیرقابل پیش بینی هستند. خوش شانس ها افرادی هستند که قادرند به سرعت تصمیمات و برنامه ریزی ها و حتی هدف های شان را با موقعیت جدید وفق بدهند. 4 – درک و شعور دانستنی ها دو نوع هستند. دانش ظاهری آن است که افراد از طریق خواندن کتاب و رفتن به مدرسه می آموزند. دانش باطنی اما از طریق تجربه و کشف و شهود به دست می آید. افراد خوش شانس همان هایی هستند که می توانند دانش ظاهری و باطنی را ترکیب کنند. ترکیبی که باعث می شود از هوش عاطفی بیشتری برخوردار شوند. آنها با این مجموعه از قابلیت های فردی می توانند هم به درک بهتری از شرایط اجتماع پیرامون برسند و هم به یک پیشبینی درست تر از روند اتفاقات، دست پیدا کنند. 5 – تطبیق پذیربودن از هراکلیتوس، فیلسوف یونانی نقل شده است که جهان هر لحظه در حال تغییر است و برای همین هیچکس نمی تواند مثلا در یک رودخانه دوبار شنا کند. این روزها که سرعت تغییرات بیشتر از همیشه است از ادعای او پا فراتر گذاشته شده است. این روزها، انسانها حتی نمی توانند یکبار هم در یک رودخانه شنا کنند چون رودخانه زندگی به سرعت در حال تغییر است. آدم های خوش شانس تر جزو تطبیق پذیرترها هستند و به همین علت نیز می توانند با تغییراتی که مدام صورت می گیرد همراه باشند. همراهی که به آنها امکان موفقیت بیشتر می دهد.  
من تو را اینگونه دوست دارم... دانستنی ها یک میلیارد جفت آل استار زندگی مشترک شاد غیر ممکن نیست سه درس زندگی که یک مرد میتواند از آلت مردانه شان بیاموزد

آداب و رسوم

چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟

هفت کپه آتش و پریدن از روی آن با زمزمه «زردی من از تو، سرخی تو از من» را می‌توان ماندگارترین آیین چهارشنبه سوری، آخرین سه شنبه شب سال دانست که همچنان در کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران، افغانستان، تاجیکستان، بخشی از ازبکستان و حتی قرقیزستان انجام می‌شود. مراسمی برای استقبال بهار و زنده شدن طبیعت که نمی‌توان برای آن، رسوم و تاریخچه‌ای مکتوب یافت. نخستین نشانی ثبت شده از چهارشنبه سوری اما در تاریخ بخارا، تالیف محمد بن جعفر نرشخی (۲۸۶ - ۳۴۸) آمده است که طبق آن، در زمان سامانیان به این مراسم «جشن سوری» می‌گفتند که حتی منجر به آتش‌سوزی در قصر منصور بن نوح شده بود: «...و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون \"شب سوری\" چنان که \"عادت قدیم\" است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.» فردوسی هم در شعرهایش به این «عادت قدیم» اشاره‌هایی داشته است: ستاره شمر گفت بهرام را که در «چهارشنبه» مزن کام را/ اگر زین بپیچی گزند آیدت همه کار ناسودمند آیدت/ یکی باغ بُد درمیان سپاه از این روی و زان روی بُد رزمگاه/ بشد \"چارشنبه\" هم از بامداد بدان باغ که امروز باشیم شاد/ببردند پر مایه گستردنی می و رود و رامشگر و خوردنی/ ز جیحون همی آتش افروختند زمین و هوا را همی سوختند. در کنار روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، فال‌گوش ایستادن، قاشق‌زنی و کوزه شکستن دیگر آیین‌هایی هستند که خصوصا در دهه‌های گذشته بیش از امروز به انجام می‌رسید. مردم نیت می‌کردند و پشت دیوارها فال‌گوش می‌ایستادند تا از پچ‌پچ‌هایی که می‌شنیدند نیت خود را تعبیر کنند. در همان شب، کوزه‌ها پر از آب می‌شد و از پشت بام به پایین میفتاد تا نحسی و بدی سال گذشته از میان برود. در قاشق‌زنی هم جوانان صورت‌های خود را می‌پوشاندند، به در خانه‌ها می‌رفتند و صاحب‌خانه را با صدای کوبیدن قاشق‌ها به ظرف خبر می‌کردند تا به آن‌ها شیرینی و آجیل‌های مشکل‌گشا بدهند. طبق باورهای کهن ارواح پیش از سال جدید به میان بازماندگان می‌آمدند، روی خود را می‌پوشاندند و به رسم یادگاری به عزیزان خود هدیه‌ای می‌دادند. رسمی که مشابه آن را در شب هالووین می‌بینیم. خداداد رضاخانی، تاریخ‌دان مقیم آمریکا معتقد است که رسوم چهارشنبه سوری، «تک و بی‌بدیل» نیست، هر کدام از آن‌ها را می‌توان در فرهنگ‌های دیگر هم یافت. مثل همین قاشق‌زنی در هالووین، بان فایر در انگلیس یا از روی آتش پریدن در بخش‌هایی از ترکیه. در تقویم ارامنه هم روز چهاردهم فوریه، چهل روزه شدن مسیح به عنوان «عید ترندز» نام‌گذاری شده که محور آن آتش است. غروب روز سیزدهم در حیاط‌ کلیساها و خانه‌ها آتشی روشن می‌شود و روز بعد با اجرای مراسم عبادی، این جشن به پایان می‌رسد. ارمنی‌ها از نظر قومی و زبانی به اقوام هند و اروپایی تعلق دارند و از نظر جغرافیایی، ارمنستان در منطقه‌ای واقع شده که گمان می‌رود منشا کوچ اصلی اقوام آریایی باشد. موعد چهارشنبه سوری، شش هفته پس از این جشن است. اما هیچ سندی وجود ندارد که چه زمانی، چه کسانی و بر چه اساسی تصمیم گرفتند برخی از این رسوم را در شب چهارشنبه آخر سال جمع کنند و به پایکوبی بپردازند. آقای رضاخانی تاکید دارد که اگرچه سنت‌ها به مرور زمان تغییر می‌کنند اما هیچ‌وقت از بین نمی‌روند. نانوشته ماندن این آیین کهن باعث شده که روایت‌های بسیاری پیرامون آن به وجود آید؛ ربط دادن چهارشنبه سوری به زرتشت یا اسلام. اما عموم تاریخ‌دانان و پژوهش‌گران معتقدند که این آیین ارتباطی به مذهب ندارد و تاکنون سندی از چنین گمانی پیدا نشده بلکه سینه به سینه تا به امروز منتقل شده است. نماد آتش را به زرتشت نسبت می‌دهند و اسلام را از جهت نام‌گذاری آن مطرح می‌کنند. به این صورت که پیش از ورود اعراب به ایران، طبق تقویم زرتشت، هر ماه به سی روز تقسیم می‌شد و هر روز نامی مشخص داشت، در نتیجه هفته‌ای نداشتیم که «چهارشنبه» و مراسم «چهارشنبه سوری» به آن نسبت داده شود. به باور این گروه، قیام مختار برای خون‌خواهی از حسین بن علی، امام سوم شیعیان با برپایی آتش روی بام‌ها اتفاق افتاد. به باور رضاخانی ریشه‌های تاریخی چهارشنبه سوری به «قرن‌ها و هزاران سال پیش» برمی‌گردد که نوشتاری از آن موجود نیست: «آیین چهارشنبه سوری تمامی شاخصه‌های آیینی کهن را داراست. رسوم آن در فرهنگ مدرن شهرنشین یا قرون وسطای شهرنشین محلی از اعراب ندارد. ما نمی‌دانیم در هزاران سال پیش چه رسوم دیگری برای این مراسم وجود داشت، در نتیجه ممکن است در تاریخ از آن استفاده‌های مختلفی شده باشد. مثلا در مورد قیام مختار، ممکن است او از آتش روشن کردن استفاده کرده باشد مثل زمان جنبش سبز که مردم بدون اعتقاد به \"الله اکبر\" روی پشت‌بام‌ها فریادش می‌زدند. اما هیچ سندی مربوط به اسلامی بودن آن وجود ندارد و استفاده احتمالی مختار را هم نمی‌توان به چهارشنبه سوری ربط داد.» از سوی دیگر به گفته این تاریخ‌دان ایده هفته‌گذاری از ابتکارات «بابلی‌های باستان» بوده است، در نتیجه در دنیای قبل از اسلام هم «هفته» شناخته شده بود:‌ «در آن زمان هم برای آبیاری مزارع و گذر فصل‌ها و ارتباط آن به کشت و زار به هفته نیاز داشتند. اسامی روزهای هفته هم اگرچه جدید به نظر می‌آید ولی یونانی‌ها هم مثل ما روزهای هفته را با تلفیق عدد و کلمه می‌خوانند. اما برای این‌که در چه روزی این مراسم برگزار می‌شده، هیچ سندی نیست.» اما از یک جهت می‌توان چهارشنبه سوری را برای نگهداشتن تقویم به زرتشت ربط داد. تقویم زرتشتی ۱۲ ماه ۳۰ روزه دارد یعنی یک سال ۳۶۰ روزه. در نتیجه ۵ روز پایانی سال گمشده‌اند. به گفته رضاخانی متدیانان آیین زرتشت این ۵ روز را به مناجات و رفتن به عبادت‌گاه می‌پرداختند و خود را برای سال نو و نوروز آماده می‌کردند و برای همین «شاید تعیین چهارشنبه سوری در یکی از آخرین جشن‌های پیش از نوروز به این ۵ روز گمشده مرتبط باشد.» عبدالغنی نیک‌سیر، پژوهش‌گر افغانستانی و عضو هیات مدیره انجمن ادبی هرات نیز در این خصوص معتقد است که چهارشنبه سوری «میراثی» است از زمان «آریایی‌ها که ربطی به مذهب ندارد» و امروز به فرصتی برای شادی و گردهمایی تبدیل شده است. در افغانستان، مردم آخرین سه شنبه شب سال را در باغ «ملت» هرات جمع می‌شوند و با روشن کردن آتش این شب را تجلیل می‌کنند:‌ «اما متاسفانه به دلیل چند دهه جنگ در افغانستان، پرداختن به این رسم هم کم‌تر شده است. دغدغه مردم، جنگ است اما در کوچه‌پس‌کوچه‌ها پیش از رسیدن بهار می‌توان پایبندی به این آیین را کم و بیش مشاهده کرد.» در این میان بسیاری از علاقه‌مندان به آیین‌های کهن کوشیده‌اند تا از طرق مختلف، چنین رسمی را زنده نگه دارند. به عنوان نمونه مراسم چهارشنبه سوری در گذشته همراه با ترانه‌هایی خاص اجرا می‌شد که اسماعیل خان مهرتاش، موسیقی‌دان (۱۲۸۳ - ۱۳۵۹) ضمن بازسازی برخی از این ترانه‌ها روی آن‌ها آهنگ گذاشت و از شاعران طنزپرداز آن زمان خواست تا برای آن‌ها شعر بسرایند. این ترانه‌ها در تئاتر «باربد» لاله‌زار بین دو پرده نمایشنامه یا هنگام تغییر دکور صحنه به اجرا در می‌آمد. بعدها رادیو و تلویزیون بخشی از این ترانه‌ها را در چهارشنبه سوری پخش می‌کردند. هیچ‌ نمی‌دانیم که در تاریخ کهن، مراسم چهارشنبه سوری به چه نحو دیگری برگزار می‌شده، اما آن‌چه امروز از آن باقی‌مانده نیز با این آیین کهن متفاوت است. جنگ در برخی از کشورها مثل افغانستان، یا ممنوعیت شادی و گردهمایی در ایران، در تغییر این آیین‌ها بی‌نقش نبوده است. امروز در ایران جشن چهارشنبه سوری به مهمانی‌های خصوصی تبدیل شده که گاه شاید هیچ خبری از آتش هم در آن نباشد. یا نارنجک‌های دست‌سازی که توسط شهروندان عادی ساخته و منفجر می‌شود و موجب آسیب خوردن افراد مختلف خصوصا کودکان می‌شود. چه بسا بسیاری از کودکان و نوجوانان، امروز از سر «زردی من از تو، سرخی تو از من» هم بی‌خبرند. همان‌طور که ثمین باغچه‌بان پیش از مرگش، یک روز پیش از نوروز ۱۳۸۷، در یادداشتی نوشته بود: «… چهارشنبه سوری از یاد بچه‌های ما رفت...»    

شب قدر؛ مرکز ثقل رمضان

رمضان، فضا و شرایط مورد نیاز برای رسیدن به قدر را مهیا میکند و به همین دلیل، قدر در دل رمضان جای گرفته است. اما نکته مهم آن است که هر لحظه ای از شب یا روز می تواند شب قدر انسان باشد.
جشن آبانگان بادرود: میزبان پنجمین جشنواره ملی انار ایران یلدا مبارک رای دادگاهی در سوییس به غیر قانونی بودن منع شنای مختلط دختران مسلمان ورود آقایان ممنوع! حکمرانی زنان در روستای آب اسک

سفر و تفریح

شاهرود، شهری که باید دید

راه رفتن روی ابرها رویایی است دست یافتنی؛ بدون جدا شدن روح از بدن می‌شود میان ابرها راه رفت، خوابید و بر ابر سوار شد. بدون شک اگر تا حالا جنگل ابر را ندیدید، پیشنهاد می‌کنیم هر چه سریعتر به دیدن آن بشتابید. چون آنجا خدا نزدیک است.

لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج

وقتی نام تهران را می شنوید یاد چه چیزهایی می افتید؟ برج آزادی یا برج میلاد ؟ کاخ گلستان یا بازار قدیم؟ فرقی نمی کند، اگر با شنیدن نام تهران هرکدام از این نقاط یا موارد مشابه را به یاد آوردید حقیقتاً جای بسی امیدواریست. زیرا این روزها بسیاری از ما تهران را با ترافیک، دود و غبار می شناسیم. با ساعت های متمادی در راه بودن و دلهره ی گم شدن در روزمرگیِ اجباری اش. اما این واقعیت تلخ و گزنده دیگر تنها مختص تهرانِ ایران عزیز ما نیست، مشهد چنین است، اصفهان ،تبریز و شیراز و عموم کلانشهر ها نیز  همین سیاق را پیش گرفته اند و گریزی نیست. اما در میان این شلوغی ها حتی خیال سفر به برخی نقاط نیز حقیقتاً دوست داشتنی و آرامش بخش است. نقاطی نه چندان دور، نه چندان نزدیک اما به غایت دلخوش داشتنی. از آن گوشه های دنجی که می شود ساعت ها در آن قدم زد، از سکوت پر شد و آرام گرفت. لاهیجان؛ شهری سبز از باغ های چای و مرکبات. شهری که بهارش تماماً عطر اغواگر بهارنارنج است و سبزینه های چای. این گفته که برخی لاهیجان را نگین انگشتری گیلان می خوانند کلامی دور ازباور نیست. کافی است گوشه گوشه از آنرا تماشا کنید تا مطمئن شوید اینجا همان نقطه ای است که گاه و بی گاه دلتنگش خواهید شد.   یکی از اصلی ترین و پر بیننده ترین جاذبه های گردشگری لاهیجان آرامگاه شیخ زاهد گیلانی است که در سه کیلومتری شهر واقع شده و هیات ظاهر منحصر به فردش نگاه هر رهگذری را به خود جذب می کند. همانطور که می دانید شیخ زاهد گیلانی از بزرگترین صوفیان دوران بوده و شاگردان زیادی از جمله شیخ صفی الدین اردبیلی در دامن پرورانده است. مقبره شیخ زاهد گیلانی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. آرامگاه گنبدی هشت ترک فیروزه ای دارد؛ گنبدی که به دلیل قرارگیری در میان انبوهی از برگ های سبز بسیار خیره کننده به نظر می رسد. از دیگر نقاط گردشگری لاهیجان می توان به بام سبز اشاره داشت؛ جایی که از آن می توان تمام شهر را از نظر گذراند: از استخر بزرگ معروف تا یکایک بام های سرخ و نارنجی شهر. می توان سوار بر تله کابین شد و طبیعت بی نظیر شهر را از میان مه های همیشه به خاطر سپرد. شیطانکوه یا همان شاه نشین کوهِ سابق، کوه سنگی- خاکی مرتفعی است که با درختان همواره سبز مرتفع و بوته های کوتاه و بلند انبوه چشم هر گذرنده ای را به خود خیره میکند و هر عابری را به سوی خود فرا می خواند تا اورا در دل مارپیچ سبزفام سحرانگیز وهم آلودش غرق کند. اما دیدنی های لاهیجان تنها محدود به این گردشگاه ها نیستند. لاهیجان به واسطه ی خاک حاصلخیزش تاریخی سراسر پر افتخار دارد. آرامگاه پدر چای ایران نیز در همین شهر قرار گرفته؛ آرامگاه مردی به نام کاشف السلطنه که امروزه موزه ای از ادوات و وسایل مربوط به چای و اسناد و مدارک در خصوص چگونگی فعالیت وی  نیز برای بازدید عموم در کنارش پذیرای گردشگران است.
کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی پینت بال را امتحان كنید باقیمانده یوز ایرانی گراوان، رنگین كمان املاح معدنی دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان