1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

باز هم سالی از سال‌های روان تقویم، شتابزده و پرتب‌وتاب، دوان‌دوان 365روز از زندگی ما را پر کرد و با همه خوبی‌هاوبدی‌ها، خوشی‌ها و ناخوشی‌های خود قدم در کهولت گذاشت و با برجاگذاشتن پیامدهای خوشایند و ناخوشایند، بی‌برگشت دارد از ما جدا می‌شود و سال جدید 2014، با امیدها، تردیدها، تصورات و تصویرهای گوناگون در افق زندگی‌مان پدیدار می‌شود...

یک بار دیگر در روز بیست‌وچهارم دسامبر اکثریت پیروان پیام‌آور صلح، عیسی مسیح، تولد او را که کریسمس1 نامش نهاده‌اند، جشن می‌گیرند. ولی ارمنستان و ارمنیان، که اولین مسیحیان رسمی دنیا هستند و در سال 301 میلادی مسیحیت را به‌ عنوان دین رسمی مملکت و مردم خود انتخاب کرده‌اند، به پیروی از آداب و رسوم کهن خود روز ششم ژانویه را «کریسمس» خود می‌دانند. حقیقت امر این است که 1712سال پیش که مسیحیت فقط‌وفقط از طرف ارمنستان به‌طور رسمی پذیرفته شد تاریخ تولدی که احتمال صحت آن بیش از تواریخ دیگر از طرف جمعیت‌های مسیحی پراکنده در سراسر دنیا پذیرفته و به اجرا گذاشته شده بود، روز ششم ژانویه بود. از طرف دیگر از دیرباز، روز بیست‌وچهارم دسامبر مصادف بود با تولد رب‌النوع خورشید «میترا » و در مرکز امپراتوری روم، قیصرآوریلیوس، معبد بس باشکوهی بنا کرده و آن را به «میترا» اختصاص داده بود که هرساله گروه‌های بسیاری از مردم برای زیارت، جشن و سرور در این محل گردهم می‌آمدند (این بنا باید به احتمال قوی در جای کنونی واتیکان بوده باشد) و زمانی که سال‌ها بعد از ارمنستان، امپراتوری روم نیز رسما پذیرای مسیحیت شد تفهیم این مهم که اینک باید جشن تولد عیسی مسیح را محترم شمرد و جشن گرفت به پرستندگان «میترا» کار ساده‌ای نبود! ولی برای حل این معضل تاریخی کلیسای روم در سال 451 میلادی با استفاده از قدرت و نفوذ خود در نشست مشترکی با نمایندگان مسیحیان آن زمان، در شهر کالکدون، واقع در سواحل آسیایی تنگه بسفر، روز تولد عیسی مسیح را از ششم ژانویه به بیست‌وچهارم دسامبر انتقال داد. ولی نخستین کلیسای رسمی مسیحی دنیا، یعنی کلیسای حواریون2 ارمنی که کلیسایی کاملا مستقل بوده و به هیچ کلیسای دیگری وابسته نیست، به رسم دیرین خود وفادار مانده و همان ششم ژانویه را نگهداری کرد.

کلیسای ارمنی مراسم خاص خود را روز ششم ژانویه حفظ کرده و چون عیسی مسیح در 30سالگی، درست در روز تولد خود تعمید داده شده است قسمتی ازمراسم کلیسایی این روز را به «جِر ارهنک» 3 «تبرک آب» که پس از «باداراک» holy mass اجرا می‌شود اختصاص داده است. این عید بزرگ را ارمنیان «جِر ارهنک» می‌نامند.  بگذارید پیشاپیش این عید سعید را به‌حضور هموطنان ایرانی ارمنی تبریک گفته و روز‌های پرسعادت و نیک فراموش‌نشدنی برایشان آرزو کنیم!  به‌هرحال اکنون که سال جدید میلادی 2014 پشت درهای میلیاردها انسان در انتظار ورود نشسته است و انسان‌ها همه‌وهمه با مشکلات خاص سرزمین و پیرامون خود در نبرد به‌سر می‌برند، اولین چیزی که می‌توان از این سال نو انتظار داشت آوردن صلح و آرامش است. زیرا که در زمان جنگ به زندگی انسان‌ها، زن و مرد، کوچک و بزرگ، هیچ بهایی داده نمی‌شود و ما هرروز خبر جنگ جدید و درگیری مسلحانه تازه‌ای از چهارگوشه دنیا دریافت می‌کنیم. هرروز گلوله‌های جدیدی آتش می‌شوند و هرروز بچه‌ها و اطفال بی‌گناهی به خاک و خون می‌غلتند.  پس بیایید با هم دعای خیری نثار تمام مردمانی کنیم که در چنگال‌های شیطان دیوصفتی به‌نام جنگ گرفتار آمده و خانه‌ها و شهرهایشان هرروز ویران و ویران‌تر و مردمانشان آرزوبه‌دل قربانی می‌شوند.
ای 2014 سعی کن بهتر، پرصلح‌تر، پرآرامش‌تر و پذیرفته‌تر از گذشتگان خود باشی! تا زمانی که خواستی از ما خداحافظی کنی هیچ انسانی خانه‌به‌دوش و نگران فردای خود نباشد...  اگر قول می‌دهی،  پس خوش آمدی ‌ای سال نو...

[1] Christ= عیسی مسیح Massبه ارمنی «باداراک»، مراسم مخصوص کلیسایی- Christmas و همچنین آیین عشاء ربانی یعنی خوردن نوشیدنی و نان طی مراسم خاص به‌یاد شام آخر عیسی که با حواریون خود صرف کرد.
[2] کلیسای ارمنی کلیسای حواریون نامیده شده است چون از طرف حواریون عیسی مسیح به ارمنستان رسیده بود.
[3] Joor=آب , Orhnek = تبرک‌دادن

نویسنده: خاچیک خاچر، مترجم و پژوهشگر

منبع: شرق

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

پیامدهای چاقی در نوجوانی

والدینی که کودکان را وادار می‌کنند غذا را کامل بخورند، لطفی در حق فرزندان خود نمی‌کنند. حذف‌کردن برخی از خوردنی‌ها هم مشکل‌ساز است. این عوامل با ارسال پیام‌های نادرست به کودک، خطر چاقی را افزایش می‌دهند. پژوهشگران آمریکایی بر این عقیده‌اند که کودکان وقتی سیر می‌شوند باید اجازه داشته باشند غذای خود را نیم‌خورده رها کنند. اجبار به ادامه‌ی خوردن علاوه بر انباشت کالری غیر ضرور در بدن، تأثیر روانی خاصی دارد که در نهایت خطر چاقی را افزایش می‌دهد. بیشترین سخت‌گیری در خالی‌کردن بشقاب را پدرها در برابر پسرانشان نشان می‌دهند. به گفته یکی از اعضای انجمن پزشکان کودک در آلمان، «این رفتار سبب می‌شود کودکان حساسیت لازم به حس گرسنگی یا سیری خود را از دست بدهند و به‌جای گوش کردن به پیام‌های جسمانی خود، تحت تأثیر عوامل خارجی همچون غذای فراوان قرار گیرند». به اعتقاد کارشناسان، بهتر است کودکان به تغذیه صحیح عادت داده شوند؛ میوه و سبزیجات فراوان به رژیم غذایی‌شان افزوده و امکان دسترسی‌شان به تنقلات با رعایت اعتدال فراهم شود. نقش پدر و مادر به‌عنوان الگوی درست نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. کودکانی که در معرض تصمیم‌گیری قرار می‌گیرند، بهتر است پیش‌تر آموخته باشند که نباید بشقاب را با انبوهی از خوردنی‌ها انباشت. آنان باید بدانند که دو بار غذا برداشتن، بهتر از نیم‌خورده رها کردن غذاست. منع کودکان و پیامدهای چاقی پژوهشگران آمریکایی همچنین می‌گویند کودکانی که از دسترسی به خوراکی‌های مشخصی منع می‌شوند، از سنین آغازین زندگی به سمت چاقی می‌روند. به گمان دانشمندان، چندین برابر شدن ولع کودک به خوراکی‌هایی که از آن‌ها منع شده، نقش مهمی در این زمینه دارد. دانشمندان دانشگاه مینسوتا در آمریکا برای رسیدن به داده‌های بالا رفتار غذایی ۲ هزار و ۲۰۰ کودک و نوجوان را با میانگین سنی ۱۴ سال همراه با برخورد والدین آن‌ها بررسی کردند. شمار کودکان و بزرگسالان چاق در بسیاری از کشورها به شدت در حال افزایش است. این افراد به طور افراطی غذاهای شیرین و چرب می‌خورند. متخصصان تغذیه تا حدودی هم سیاست‌های صنایع غذایی را مسئول شیوع چاقی مفرط می‌دانند. تغییر الگوی تغذیه، گسترش شهرنشینی و کم‌تحرکی از جمله عواملی هستند که در شیوع چاقی یا بروز بیماری‌های جسمی و روحی فراوان نقش بسزایی دارند. دانشمندان بارها در مورد تأثیرات منفی چاقی در کودکی و نوجوانی هشدار داده‌اند. پیش از این نتیجه پژوهشهای منتشر  شده‌اند که بر اساس آن‌ها نارضایتی از اندام در دوران بلوغ، پیامدهای جبران‌ناپذیری در سنین بزرگسالی دارد.

غذایی برای امتحانات کودکانمان

فصل امتحانات بچه ها رسیده است. با رسیدن فصل امتحانات انگاری که مادر هم امتحان دارند.  اما مادرها خوب می دانند که بچه ها در این دوران به تقویت ذهن و روحشان نیاز دارند تا بتوانند به خوبی از عهده ی امتحانات بر آیند.
چگونه کودکان را قانونمند کنیم؟ کودکان بهانه گیر تاثیرچاقی والدین بر رشد مهارت های کودکان آنچه نباید به کوچولوی زیر یکسال تان بدهید وقتی لگو هم خشن میشود

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

کلاهبرداری جنسی در آنلاین، درآمدی از شرمساری دیگران

یک مرد جوان فلسطینی که در خارج زندگی می‌کند، یک شب با دیدن زنی جذاب و نیمه برهنه و فیلمبرداری از رابطه جنسی دیجیتال به دام یک کلاهبرداری آنلاین افتاد. سمیر (نام اصلی او نیست) ماجرای به دام افتادن خود را تعریف می‌کند. در ادامه گزارش ردا الماوی خبرنگار بی‌بی‌سی به یکی از شهرهای مراکش می‌رود که محل زندگی بسیاری از کلاهبردارانی است که از این طریق اخاذی می‌کنند. هشدار:این مطلب شامل توصیف اعمال جنسی است. در خانه تنها بودم. دختری به صفحه فیسبوک من پیوست. به نظرم عجیب نیامد چون موارد زیادی پیش آمده بود که دوستان و همکلاسی‌های قدیمی که آنها را خوب نمی‌شناسم به صفحه فیسبوک من پیوسته بودند. روز بعد پیامی برایم فرستاد:سلام، چطوری؟ پروفایلت را دیدم، از تو خوشم می‌آید. بعد به صفحه فیسبوک و عکس‌های او دقت کردم. خیلی جذاب و سکسی بود. همان شب از طریق اسکایپ شروع کرد به فرستادن پیام و گفت ۲۳ ساله است، پدر و مادرش هر دو فوت کردند و با خواهر بزرگش در صیدا لبنان زندگی می‌کند. می‌گفت خواهرش خیلی سختگیر است، نه کار می‌کند و نه درس می‌خواند و به همین خاطر حوصله‌اش سر رفته. از او پرسیدم سرگرمی‌های مورد علاقه اش چیست. جواب داد از سکس خیلی خوشش می‌آید. با خودم گفتم چه جالب. در آن لحظه کنجکاو و در عین حال مردد بودم. چون صحبت کردن او درمورد سکس با یک فرد غریبه برایم خیلی عجیب بود. ولی خود من هم حوصله ام سر رفته بود و تنها بودم. دوست دخترم در سفر بود و هیچ کاری نداشتم. تصمیم گرفتم به جهنم. شروع می کنم به صحبت کردن با این دختر و ببینیم چه پیش می‌آید. در خلال گفت‌وگو از من پرسید آیا کامپیوترم دوربین دارد؟ من دوربین را روشن کردم و از او خواستم که او هم تصویرش را به من نشان دهد. وقتی دوربینش را روشن کرد دیدم دختر بسیار جذابی است. با دیدن چنین دختری آدم عقلش را از دست می‌دهد. ما تماس را ادامه دادیم ولی فقط از طریق ارسال پیام و نه صحبت روبروی دوربین. او می گفت می ترسد خواهرش صدای او را بشنود. بعد گفت در خلال تماس با من احساس جنسی او تحریک شده. با خودم فکر می کردم شاید چون او همراه خواهر سختگیرش و در محیط بسته‌ای مثل جنوب لبنان زندگی می کند کلافه است و به دنبال رابطه جنسی آنلاین می‌گردد. بعد از من خواست آلت تناسلی‌ام را به او نشان دهم. بعد به او گفتم حالا نوبت توست. او روی تخت دراز کشید لباسهایش را درآورد و شروع کرد به خود ارضایی . هیچگاه چنین صحنه‌ای را ندیده بودم . خیلی راحت بود. آنقدر خوب بود که آدم در حقیقی بودن آن شک می‌کرد. بعد من هم شروع کردم به خود ارضایی به من گفت دوربین را بگذارم به طرف صورتم چون او را بیشتر تحریک می کند. من مرتب دوربین را بین صورت و آلت تناسلی ام جابجا می کردم. بعد از چند دقیقه او وانمود کرد که به (انزال) نقطه اوج ارضا جنسی رسیده. او که هنوز هم برهنه بود رفت پشت کامپیوتر و شروع کرد به فرستادن پیام. از من در مورد شغلم پرسید و در جواب گفتم در موسسات بازاریابی در شهر میلان کار می‌کنم. گفت: پس باید پولدار باشی. گفتم: بد نیست. خرج زندگی‌ام را درمی آوردم بعد گفت صدای آمدن خواهرش را شنیده و بلافاصله تماس را قطع کرد. نیم ساعت بعد در صفحه فیسبوکم پیامی به این شرح دریافت کردم: گوش کن! من مرد هستم و صحنه خودارضایی تو را فیلمبرداری کرده‌ام. می خواهی آن را ببینی؟\\\" او ویدئو را برایم فرستاد که حدود پنج دقیقه از صحنه‌های خودارضایی من است. در ادامه پیامش نوشته بودمن فهرست دوستان و اعضای خانواده‌ات، مادرت، خواهرت و عموزاده و دایی زاده‌هایت را از صفحه فیسبوک برداشته ام. یک هفته وقت داری ۵ هزار یورو برایم بفرستی والا ویدئو را برای همه آنها می فرستم. شوکه شدم. اول فکر کردم شاید بهتر است پول را برایش بفرستم. ولی همان لحظه او را از اسکایپ حذف کردم. به فاصله کوتاهی روی واتس آپ برایم پیام فرستاد و نوشت\\\"اینجا هستم.   شروع کردم به التماس کردن، به او گفتم ۵ هزار یورو ندارم و در جوابم گفت:\\\"حتما پولداری چون در اروپا شغل خوبی داری. در جوابش گفتمهمه اش دروغ بود. می خواستم ژست بگیرم. شغل من توزیع پیتزاست. بعد یادم افتاد یک عکسی از خودم در حال کاشیکاری حمام خانه برایش فرستاده ام. برایش نوشتمفکر می‌کنی اگر من آدم پولداری بودم حمام را خودم کاشی می کردم؟ او با این توضیحات تاحدی قانع شد و گفت: شاید راست بگی ولی برایم مهم نیست. یک هفته وقت داری دو هزار یورو برایم بفرستی در غیراین صورت ویدئو را برای خانواده‌ات می فرستم. سعی کردم خودم را آرام کنم و منطقی فکر کنم. پیش خودم گفتم اگر پول را برایش بفرستم هیچ تضمینی وجود ندارد که در آینده باز هم پول بیشتری از من طلب کند. بعد به ذهنم خطور کرد که اگر او ویدئو را به افراد مرتبط با صفحه فیسبوک من بفرستد، برای کسانی که در فهرست دوستان فیسبوکی او نیستند ویدئو وارد قسمت پایمهای جانک (ذباله) خواهد شد که معمولا هیچکس آنها را چک نمی کند. حتی اگر آنها پیام حاوی ویدئو را ببینند بعید است هیچکس ویدئوی دریافت شده از یک ناشناس را باز کند و تماشا کند. خیلی ها احتمال خواهند داد که ویروس است. در نتیجه من دو گزینه دارم: پول را برایش بفرستم که هیچ تضمینی ندارد دوباره از من پول طلب نکند و یا پولی نفرستم و امیدوار باشم که هیچکس ویدئویی را که خواهد فرستاد تماشا نخواهد کرد. بالاخره روز موعود رسید و در پیامی برایم نوشت: به زودی ویدئو را روی شبکه یوتیوب منتشر خواهم کرد. در جوابشم گفتم: منتشر کن. برایم اصلا مهم نیست. بعد ابزار حفاظت از حریم خصوصی حساب فیسبوکم را فعال کردم تا از این پس هیچکس نتواند بدون اجازه با من تماس بگیرد یا چیزی روی صفحه من بگذارد. او با یک پیام واتس آپ لینک ویدئو را که در شبکه یوتیوب منتشر کرده بود برایم فرستاد. دوباره آنرا تماشا کردم. صحنه خودارضایی من در شبکه یوتیوب! حالم به هم خورد. بلافاصله انتشار این ویدئو را به خاطر صحنه های سکسی آن به یوتیوب گزارش دادم. بارها این کار را کردم تا مطمئن شوم گزارش من را دریافت می کنند. در پیام بعدی اش برایم نوشت اگر پول را نپردازم ویدئو را از طریق فیسبوک برای اعضای خانواده ام خواهد فرستاد. در جوابش نوشتم: بفرستش. می توانستم ابتدا برایش دو هزار یورو و بعد احتمالا پنج هزار یوروی دیگر بفرستم. ولی آیا ماجرا خاتمه پیدا می کرد؟ او آنقدر عصبانی شد که شروع کرد به فحاشی و گفت ویدئو را برای مادرم و همه کسانی که می شناسم خواهد فرستاد. من گزارش کردن انتشار این ویدئو به یوتیوب را ادامه دادم. هر بار آنرا تماشا می کردم به تعداد بازدیدکنندگان دقت می کردم تا مطمئن شوم آیا کس دیگری هم آنرا تماشا کرده است. بعد ازحدود نیم ساعت یوتیوب ویدئو را از وبسایت خود حذف کرد. تاجاییکه من دقت کردم به غیر از خود من فقط یک نفر دیگر این ویدئو را دیده بود. شاید خود او بوده که پس از انتشار ویدئو آنرا تماشا کرده و شاید هم یکی از اقوام من بوده باشد. هیچگاه از این موضوع مطمئن نخواهم شد. ولی تا امروز هیچکس از اطرافیانم به این موضوع اشاره نکرده. شاید یکی از اقوام مرد من آنرا دیده ولی به هیچکس چیزی نگفته است. می توانید تصور کنید اگر مثلا خاله یا عمه من این ویدئو را می دیدند چه اتفاقی می‌افتاد؟ او به خاله‌های دیگر، شوهرش و بچه هایش می گفت و به سرعت تمام خانواده از موضوع باخبر می شدند. اعضای خانواده من در سراسر جهان، از آمریکا و اروپا گرفته تا استرالیا و کشورهای عربی خلیج فارس زندگی می‌کنند. و اگر مادرم ویدئو را می‌دید چه می‌شد؟ ویدئوی صحنه خود ارضایی من! از خجالت و شرمساری خودم را از بالای ساختمان پرت می‌کردم. بعد از اینکه یوتیوب ویدئو را حذف کرد از آن مرد دیگر خبری نشد. حدس می‌زنم رفته است سراغ طعمه های بزرگتر. یادم هست وقتی از او می‌پرسیدم چرا سراغ یک مرد فقیری مثل من آمده در جوابم گفت: فکر می کنی من مردهای پولدار کشورهای حاشیه خلیج فارس را به دام نمی اندازم؟ تو خوش شانس هستی چون از صفحه فیسبوکت متوجه شده ام که مجردی و اگر نه پول خیلی بیشتری طلب می کردم. به نظرم ماجرا ختم شد. ولی هر از چند گاهی یوتیوب را چک می کنم تا مطمئن شوم که دوباره فیلم را منتشر نکرده باشد. ردالماوی: \\\"دختر ۲۳ ساله لبنانی\\\" که در شبکه اسکایپ سمیر را وسوسه کرد و فریب داد به احتمال قریب به یقین مردی اهل شهر کوچک واد زم در مراکش است که به پایتخت تجارت \\\"اخاذی سکسی\\\" بدل شده است. کلاهبرداران شهر واد زم با جستجو در فیسبوک به دنبال طعمه می گردند. و به محض اینکه مردی به تماس ویدئویی آنها پاسخ دهد، چه از طریق اسکایپ و یا در اکثر موارد از طریق فیسبوک، آنها نرم افزاری را به کار می اندازند که یک ویدئوی ضبط شده از وبسایت های پورن را برای طعمه آنها پخش می کند. چنان این قطعه ویدئو را می شناسد که دقیقا در همان لحظاتی که دختر در ویدئو شروع می کند به تایپ کردن آنها نیز برای طعمه خود پیام می نویسند. یکی از این کلاهبرداران، مرد جوانی که او را عمر می‌نامیم، می گوید:\\\"ما از آنها می خواهیم لباسهایشان را درآورند و کارهای قبیح انجام دهند.\\\" این نکته بسیار مهم است که آلت تناسلی او حتما دیده شود. از این صحنه ها همراه با چهره او فیلمبرداری می شود تا ویدئو کاملا حقیقی به نظر برسد. وقتی فیلمبرداری تمام می شود آنرا روی یوتیوب منتشر می کنیم و در یک پیام خصوصی برای او ارسال می کنیم. تهدیدها از اینجا شروع می شود. ما حدود ۲۰ دقیقه برای چت کردن صرف می کنیم، ۲۰ دقیقه برای فیلمبرداری و حدود ۲۰ دقیقه هم برای تهدید و چانه زدن در مورد پول. همگی پول را پرداخت می کنند. او در ادامه به ما گفت نقطه ضعف عرب ها سکس است. بنابراین ما دنبال نقطه ضعف آنها می گردیم و از آن استفاده می کنیم. به عنوان مثال نقطه ضعف دیگر آنها مزدوج بودن است. از آن هم می‌شود خوب استفاده کرد. مورد بعدی هم افراد بشدت مذهبی هستند. گاهی اوقات افرادی را می بینییم که مثل شیخ (معمم) ها هستند و در عکس حتی کتاب قرآن دارند. ابتدا فکر می کنیم بعید است که یک چنین فردی به دام بیافتد. ولی به هر حال آزمایش می کنیم و می بینیم حتی چنین افرادی هم به دام می افتند عمر می‌گوید هر روز بطور متوسط ۵۰۰ دلار از طریق کلاهبرداری درآمد کسب می کند و صدها مرد جوان دیگر در شهر واد زم مشغول همین کار هستند. دراین شهر کوچک حداقل ۵۰ دفتر انتقال ارز بین المللی دیدم. مدیر یکی از این دفترها به من گفت که هر روز حدود ۸ هزار و پانصد دلار فقط به این دفتر ارسال می شود و بخش اعظم این پول از محل اخاذی است. در سطح شهر می توان اتومبیل های آلمانی و موتورسیکلت های ژاپنی را دید و کافه رستوران‌های لوکسی هم دایر شده که ظاهرا پوششی است برای توجیه ثروت خانواده هایی که یکباره به مال و منالی رسیده است. واین می در بریتانیا مدیر یک گروه آنلاین به نام بازماندگان اخاذی است که به قربانیان کلاهبرداری هایی مثل فیلمبرداری از صحنه های خود ارضایی روی شبکه آنلاین مشاوره و کمک می دهد. از سال ۲۰۱۲ تاکنون بیش از ۱۴ هزار تقاضای کمک از سوی قربانیان این نوع کلاهبرداری‌ها در سراسر جهان، از جمله بریتانیا و آمریکا، دریافت کرده اند. او می‌گوید بسیای از قربانیان مردان جوان عرب هستند و حدود یک سوم از تمامی کلاهبرداریها از مراکش انجام می شود. اکثر ساکنان شهر واد زم قبل از رواج شبکه‌های اجتماعی اساسا با تکیه بر کمک مالی مهاجران ساکن اروپا که برای خانواده های خود می فرستادند زندگی می کردند. اما پس از بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ پولی که مهاجران برای خانواده های خود می فرستاندند کاهش یافت و این دقیقا همان مقطعی بود که شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک و تماس ویدئویی روی شبکه اینترنت به ابزارهای ارتباطی روزمره بدل شدند. صلاح الدین ال کنان، یک فعال کارگری، کسب درآمد جوانان شهر واد زم از طریق کلاهبرداری و اخاذی را محکوم نمی کند. او شرکت معدن دولتی را مسئول می داند که در اطراف شهر درحال بهره برداری از معادن فسفات است ولی هیچ نیروی کار محلی را استخدام نکرده است. او می گوید: من شخصا کارهایی مثل کلاهبرداری و اخاذی را انجام نمی دهم چون به نظرم برخلاف ارزشهای ملی و اسلامی ماست. ولی نرخ بیکاری در شهرما بیش از هر جای دیگری در مراکش است. نرخ رسمی و ملی بیکاریی حدود ۹ درصد است درصورتیکه در شهر واد زم تخمین می زنیم حدود ۶۰ درصد باشد. در نبود فرصت های شغلی و امکان فرا گرفتن حرفه و آموزش در این شهر مردم به روشهای دیگری برای کسب درآمد روی می آوردند. عمر نیز به ما گفت به کارش افتخار نمی کند و قصد دارد کلاهبرداری را متوقف کند. در مورد جوانان باهوش، پیشرفته و آشنا به فناوری های جدید مثل عمر می توان تصور کرد که اگر در محیط دیگری و با فرصت های شغلی مناسبی زندگی کنند به احتمال زیاد برای درآمدی چند صد دلار در روز راه‌های شرافتمندانه‌ای پیدا خواهند کرد.  

کلینیک دامپزشکی مناسب حیوان خود را چگونه انتخاب نماییم؟

  از زمانی که شما گربه یا سگی را برای خودتان انتخاب کردید، دیگر نسبت به او مسئول هستید و باید به تغذیه، امنیت، سلامتی و نگهداری او اهمیت دهید. اما پیدا کردن مجموعه دامپزشکی و دامپزشک مناسب حیوان شما کاری آسان نیست. چند نکته برای انتخاب یک دامپزشک مناسب: مشورت: تمام اعضای خانواده باید در انتخاب دامپزشک حیوان خانگی سهیم باشند. کدام ویژگی های دامپزشک برای شما و خانواده تان اهمیت دارد؟ آنها را لیست کنید. با دوستانتان که مانند شما صاحب حیوان خانگی هستند مشورت کنید. تخصص و اعتبار رسمی: تحصیلات و تخصص رسمی و غیر رسمی دامپزشک چیست؟ آیا دامپزشک در کنفرانس ها و کارگاه های آموزشی شرکت می کند؟ آیا کلینیک دامپزشکی از وزارت های رسمی مجوز دارد؟ آیا از تخصص و امکانات مناسب برخوردار هستند؟ ارتباطات: آیا دامپزشک با جامعه و مشتریانش به صورت حضوری، تلفنی و آنلاین در ارتباط هست؟ آیا دامپزشک و کارکنان کلینیک پیگیری لازم را در دوران درمان، بعد از درمان با مشتریان دارند؟ آیا کلینیک سایت رسمی یا وبلاگ برای انتشار اخبار، مطالب، عکس و فیلم و ارتباط با دیگران دارد؟   آیا در مراسم ویژه مثل روز طبیعت، سال نو و روز دامپزشک و سال روز تولد حیوان شما فعالیت ها و خدمات خاصی ارائه می دهند ؟ نگرش: از دامپزشک درباره نگرش او نسبت به حرفه اش بپرسید. خیلی مهم است اعتقادات دامپزشک به شما نزدیک باشد تا بتوانید رابطه خوب و طولانی برقرار کنید. قرار است در سراسر طول عمر حیوانتان با یک دامپزشک در ارتباط باشید. دسترسی به اطلاعات پزشکی: خیلی مهم است که دانش دامپزشک به روز باشد. منابع جدید را مطالعه و استفاده کند. برای تشخیص و توضیح بیماری ها به صاحبان حیوانات از منابع به روز و معتبر استفاده کند. آیا دامپزشک می تواند به سوالات پزشکی شما پاسخ دهد؟ خدمات و تجهیزات پزشکی: کلینیک دامپزشکی مورد نظر شما چه امکاناتی دارد؟ آیا تمام تجهیزات پزشکی و آزمایشگاهی لازم مانند دستگاه رادیولوژی، سونوگرافی، تجهیزات دندانپزشکی، ست های معاینه، دستگاه فشارخون، کیت های آزمایشگاهی، آندوسکوپ و ... دارد؟ آیا دامپزشک تمام خدمات درمانی و بهداشتی را به حیوان شما رائه می دهد؟ آیا درباره چگونگی نگهداری و اطلاعات مهم به شما اطلاع رسانی می کند؟ دسترسی آزاد به تمام بخش ها: آیا به شما اجازه استفاده از تمام بخش های کلینیک را می دهند؟ آیا بخش ها و امکانات کلینیک را به شما معرفی میکنند؟ البته ممکن است بخش معاینه، جراحی و برخی بخش های آزمایشگاهی جزو حریم خصوصی کلینیک باشد. دستیار دامپزشک، منشی و سایر کارکنان: آیا پرسنل کلینیک برخورد مناسب و دوستانه ای با شما دارند؟ برخورد آنها با حیوانات چگونه است؟ آیا از اطلاعات کافی درباره برخورد و نگهداری از حیوانات برخوردارند؟ آیا دستیار دامپزشک به خوبی از حیوان شما مراقبت می کند؟ ساعات کاری: ساعت کاری و پاسخگویی کلینیک باید برای شما مناسب باشد. مهم نیست که ساعات کاری کلینیک طولانی باشد مهم این است که این ساعت برای مراجعه شما مناسب باشد. آیا خارج از ساعات کاری امکان ارتباط تلفنی و یا در موارد اورژانسی امکانمراجعه به کلینیک هست؟ امکانات جانبی: آیا کلینیک مجهز به داروخانه و فروشگاه نیز هست؟ مواد غذایی و وسایل مورد نیاز حیوانات را ارائه می دهد؟
خوشحالترین های دنیا کارهایی که سگ شما را ناراحت می نماید تولد در قبیله آفریقایی ورود تکنولوژی عینک گوگل در تنیس حرفه‌ای زنی جوان، پشت نقاب پیری

مطالب تصادفی

حرفه من

کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید

بسیاری از ما عکسهای مدلهای پوشاک و مد را نگاه می کنیم و آرزو می نماییم که مانند آنان لاغر، بلند اندام زیبا و خوش پوش بودیم. همچنین جلوه اعتماد بنفس آنان ما را جذب خود می نماید. آیا این پریچران زیبا پوش در زندگی غمی هم دارند؟ آیا معنی نگرانی و عدم امنیت را احساس می نمایند؟ کامرون راسل بدون شک یکی از زیبا ترین زنان دنیاست عکس این سوپر مدل در طی 10 سال گذشته بارها و بارها بروی مجله های معتبر مد و پوشاک دنیا چاپ شده و میلیونها نفر را مجذوب خود نموده است. یک زندگی محشر؟ خود او که اینگونه فکر نمی کند. راسل اولین سوپر مدلی است که صادقانه درباره کار و زندگی خود با شما صحبت می نماید. او در یک سخنرانی که در بنیاد تد انجام داد درباره زندگی و کار خود گفت؛ من اینجا مقابل شما ایستاده ام بدلیل اینکه یک زن 25 ساله زیبای سفیدپوست هستم که در حرفه ما به این تعاریف می گویند جذاب. او میگوید تفاوت من اینست که به سوالات شما صادقانه جواب خواهم داد. درباره زندگی یک مدل راسل گفت؛ درست است که مسافرتهای زیادی انجام می دهیملباسهای مارکدار زیبا می پوشیم و همه نگاهها بدنبال ماست ولی پشت پرده این زندگی هیجان انگیز لوکس دنیای از فساد، آسیبهای روحی و جسمی و دروغهای شاخ و برگ دار انجام شده توسط بهترین کارگردانان هنری قرار دارد. من هنگامی که فقط 15 سال داشتم وارد این صنعت شدم و مجبور به انجام کارهایی مقابل عکاسان گشتم که تا پیش از آن در زندگی واقعی انجام نداده بودم. در جواب به سوال که چگونه یک مدل شدید، راسل گفت من یک مدل شدم زیرا از لحاظ ژنتیکی برنده خوش شانس یک قرعه عالی شدم. بنظر من مدلینگ یک کار نیست، بیشتر یک تجربه است که شما بدلیل فرم بدنتان به آن دست می یابید. این تجربه ای خارج از اراده و کنترل شماست ولی تجربه گرانبهایست. همچنین درباره عکسهای فتو شاپ شدهدر صنعت مدلینگ، راسل با نشان دادن عکسهایی واقعی از خود گفت این عکسهایی که شما در تبلیغات انواع و اقسام برندها می بینید من نیستم خالق این زن زیبا یک هنرمند زبده است که ساعتها پشت کامپیوتر می نشیند و از من چنین چیزی در می آورد. همچنین گریموها، آرایشگرها، عکاسان، چهرهپردازان و دهها نفری که قبل از شروع یک کمپین تبلیغاتی کار خودو را آغاز می نمیاند. ولی مهمترین قسمت سخنان راسل موقعی بود که وی برخلاف انتظار در مورد میزان اعتماد بنفس خود بعنوان یکی از زیباترین زنان جهان گفت، برخلاف انتظارات شما من کمترین میزان اعتماد بنفس را نسبت به خود دارم، بخاطر اینکه باید دائم راجع به این موضوع فکر کنم که الان ظاهرم چگونه است؟ شما فکر می کنید که داشتن پاهای کشیده و موهای براق شما را خوشبختر می نماید سخت در اشتباهید، ما مدلها بهترین لباسها را می پوشیم، زیباترین موها را داریم و بلندترین پاها را ولی همچنان دارای کمترین میزان اعتماد بنفس در میان زنان جهان هستیم همزمان شما به ما نگاه می کنید و فکر می کنید اعتماد بنفس در بالاترین میزان! دلیل این امر اینست که وقتی جامعه به یک زن فقط از روی زیبایش اهمیت می دهد این زن در ناخودآگاه خود می فهمد که تنها دارایی او زیباییش و ظاهرش است بنابراین تمام روز در فکر ظاهرش است و این نگرانی او را تا مرز وسواس فکری و نوعی از جنون بر اثر کمبود اعتماد بنفس پیش می برد. البته سخنان راسل دریچه جدیدی بود نسبت به زنندگی یک زن در دنیای مد و تبلیغات بین المللی ولی تنها چند هفته بعد او در هفته نماییش آخرین لباسهای ویکتوریا سیکرت شرکت نمود. آیا او نسبت به حرفهایی که زده بود رفتار صادقانه ای داشت؟  در حالیکه درآمد سرشاری از کار مدلینگ داشت  پرده برداری از اسرار پشت پرده و برگشتن به صحنه چه معنی میتواند داشته باشد؟ دکتر روانشناس از دانشگاه یو سی ال ای، بتانی مارشال میگوید که هیچگونه تضادی در سخنان راسل و انجام کار مدلینگ وجود ندارد. او صاقانه آنچه را که یک سوپر مدل احساس می نماید با صدها نفد در میان گذاشته است. نمی توان او را به صرف اینکه درباره کارش با صداقت برخورد کرده از انجام آن کار باز داشت. سلاح او در زندگی زیباییش است و او باید با این سلاح به پیشرفت خود بیاندیشد. اگر او ریاضیدان  مادرزاد نابغه بود ولی به دانشگاه نمی رفت ما به او خرده میگرفتیم، همین مساله در اینجا نیز کاربرد دارد. تفاوت اینست که ما به ریاضیدانان نابغه حسادت نمی نماییم ما به زنان زیبا حسادت می نماییم. این اولین باری نیست که مدلهای زیبا رو ما را به دنیای پر زرق و برق پشت پرده خود کشانده اند در سال گذشته تیرا بنکس، دیگر سوپر مدل مشهور سیاه پوست با ارسال نامه ای سرگشاده به مدلهای جهان از اقدام مجله مشهور مد ووگ در امتناع از چاپ عکس مدلهای آنوروکسیک (بسیار لاغر اندام) استقبال نمود و از مدلهای جوان خواست در مقابل درخواست لاغر شدن بیش از حد طبیعی صاحبان برندها مقاومت نمایند. در سال 2010 دوتزن کروس دیگر مدل مشهور ویکتوریا سیکرت در مصاحبه ای اعلام نمود که چقدر مدلهای مختلف تحت فشار لاغرتر نمودن خود از سوی دست اندر کاران دنیای مد هستند، من خود را در آیینه می بینم و از چیزی که می بینم خوشحال هستم اما دایم بمن می گویند چند کیلو بیشتر باید لاغر شوی تا به فرم ایده ال برسی، این فشار بروی مدلهای جوان کمتر شناخته شده بسیار بیشتر است. دفعه بعدی که شما محو تماشای مدلهای مختلف لباس هستید یادتان باشد زیاد هم به حالشان غبطه نخورید.

پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

به افرادی که خود را برای ملاقات های استخدامی در سازمان های مختلف آماده می کنند توصیه می شود این مطلب را خوب بخوانند تا خود را برای مهم ترین سوال در مصاحبه آماده کنند. معامله بر سر حقوق   بهترین جواب هنگام مصاحبه برای کار به این سوال: "حقوق و دستمزد موردنظر شما چقدر است؟"  به یاد داشته باشید که هرگز هیچ رقمی را بیان نکنید و سعی کنید مصاحبه کننده را وا دارید که حدود حقوق را به شما بگوید.   هرکس که تا به حال یک مصاحبه کاری داشته است لحظه ای که از او سوال می کنند حقوق درخواستی اش چقدر است را به خاطر دارد و سختی جواب صحیح دادن به این سوال که رقمی غیر منتظره و پایینتر یا بالاتر از رقم مورد نظر کارفرما را اعلام نکند.   مجله «تایم» با همکاری «پیسکیل» جواب این سوال را برای ما پیدا کرده اند که عبارت از این است که "هرگز هیچ رقم مشخصی را اعلام نکنید". قبل از رفتن برای مصاحبه می توانید در مورد میزان تقریبی شغل مورد نظر اطلاعاتی کسب کنید ولی اهمیت این شغل در شرکت مورد نظر برای شما روشن نیست، بنابراین "هرگز برای پاسخ دادن به این سوال داوطلب نشوید. چرا که اگر دستمزد کمتری را تقاضا کنید مصاحبه کننده به شما نخواهد گفت که چقدر ضرر کرده اید.   شما باید سعی کنید که جواب این سوال را از زیر زبان مصاحبه کننده بیرون بکشید تا بتوانید روی دستمزدی که کمی بیشتر از مقدار پیشنهادی است تمرکز کنید".   براساس مطلبی که مجله منتشر کرده ممکن است که مصاحبه کننده هرچه بیشتر سعی کند که جواب این سوال را از مصاحبه شونده بگیرد بنابراین باید بدانید چگونه از جواب دادن به سوال طفره بروید. مثلا با پاسخ هایی از این قبیل: "چطور است اول درباره وظایف من صحبت کنیم و اینکه برای کار کردن در این پست از من چه انتظاراتی دارید تا بدانیم هدف مورد نظر شما چیست".   یا پاسخی دیگر این است که: "من به دنبال شغلی هستم که مناسب من باشد. مطمئنا حقوقی که به من پرداخت می کنید مطابق عرف است".   این سوال که "قبلا چقدر حقوق دریافت می کردی؟" را نیز می توانید اینگونه پاسخ دهید: "این شغل دقیقا مشابه شغل قبلی من نیست. پس بهتر است درباره این صحبت کنیم که من چه مواردی را به عهده خواهم گرفت و بعد می توانیم به این نتیجه برسیم که حقوق مناسب چقدر است".   مصاحبه کننده مطمئنا سعی خواهد کرد از میزان حقوق درخواستی شما آگاه شود. از جمله به این ترتیب: "من باید محدوده تقریبی حقوق درخواستی شما را بدانم تا در این باره پیشنهاد بدهم. آیا می توانی یک رقم تقریبی به من بگویی؟". این سوال را می توانید چنین پاسخ دهید: "اگر به من بگویید چه بودجه ای برای این کار در نظر گرفته اید می توانید میزان حقوق مناسب را با یکدیگر ارزیابی کنیم".   اگر مصاحبه کننده از شما سوال کند: "چرا نمی خواهی میزان حقوق درخواستی خود را آشکار کنی؟" این پاسخ را به شما توصیه می کنیم: "من فکر می کنم که شما میزان حقوق مناسب برای این پست در این شرکت را به خوبی می دانید و این دقیقا چیزی است که من هم می خواهم از آن مطلع باشم".   اگر چنین پاسخ هایی و سر باز زدن از جواب واضح خیلی راحت نیست به خاطر داشته باشید که برگشتن به سوال نیز به همان اندازه دشوار است، اما این سوال و جواب و آشکار نکردن میزان حقوق درخواستی برای مصاحبه کننده نشان از این دارد که او با کسی مصاحبه می کند که می داند چطور معامله کند و این خود دلیلی است برای دریافت پیشنهاد حقوق مناسب تر.
آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟ 10 گام تا استخدام بدون خونریزی اول شویم! حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل کیک ها را من نقاشی می کنم

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

جادوی رنگ ها

یادتان هست وقتی بچه بودیم دیدن یک جعبه مداد رنگی چه تاثیر عمیقی بر ما می گذاشت؟ رنگ ها برروی سیستم بدن  و حالات روحی ما اثری بیش از آنچه تصور می کنیم می گذارند.  

تهدیدگر رابطه

این امر که مردان زنانی را که رنگ قرمز بر تن دارند، جذاب‌تر می‌یابند، چندان تازه نیست. اما حالا نتیجه یک پژوهش علمی درباره رنگ قرمز جدید نشان می‌دهد که زنان نیز در نگاه اول دیگر زنانی را که رنگ قرمز به تن دارند، جذاب‌تر اما در عین‌حال "تهدیدکننده" درمی‌یابند. یک تیم تحقیقاتی به سرپرستی اندرو الیوت، از دانشگاه راچستر واقع در ایالت نیویورک، تأثیر رنگ قرمز روی ۶۶۰ زن از فرهنگ‌های گوناگون را بررسی کردند. در مرحله اول حدود ۲۰۰ زن شرکت‌کننده در این پژوهش که بین ۱۸ تا ۶۵ سال داشته‌اند، بایستی زنی را در لباس سفید و قرمز ارزیابی می‌کردند. در پرسشنامه‌ای که به صورت آنلاین در اختیار شرکت‌کنندگان قرار گرفت، آنها می‌باید تخمین می‌زدند که زن نشان داده شده در تصویر تا چه میزان علاقمند به رابطه جنسی است. نتیجه به دست آمده حاکی از آن بود که این زن در لباس قرمز بیش از زمانی که لباس سفید یا سبز به تن داشت‌، از نظر جنسی "تحریک‌کننده" برآورد شده بود. پژوهشگران برای سنجش این امر که آیا این موضوع به افزایش حسادت و رقابت منجر می‌شود، دو آزمایش دیگر را ترتیب دادند. به گفته آدام پزدا، یکی از پژوهشگران این تیم تحقیقاتی، تعبیری که برای حس حسادت در این تحقیق به کار گرفته شد، نحوه نظر دادن و صحبت کردن شرکت‌کنندگان در مورد شخص دیگر بوده، به طوری که منجر به ارائه تصویری تحقیرآمیز، نامطبوع یا مزاحم از آن شخص شود. برای سنجش این موضوع، شرکت‌کنندگان بایستی حدس می‌زدند که احتمال خیانت زن با لباس قرمز یا سفید به مردان تا چه اندازه است. در مرحله بعد پژوهشگران تنها نظر شرکت‌کنندگانی را که خود در یک رابطه به سر می‌بردند، جویا شده و از آنها پرسیدند که تا چه اندازه مایلند زن نمایش داده شده را به همسر یا دوست پسر خود معرفی کرده یا آنها را برای مدتی با یکدیگر تنها بگذارند. در هر دو بار شرکت‌کنندگان میزان وفاداری زنی را که لباس قرمز به تن کرده بود، جدی‌تر زیر سئوال برده و همچنین عنوان کرده بودند که تمایلی برای تنها گذاشتن همسر یا دوست پسر خود با زنی سرخ‌پوش را ندارند.  نتیجه یک پژوهش علمی نشان می‌دهد که زنانی که لباس قرمز بر تن دارند، از دید زنان دیگر جذاب به نظر می‌آیند و همین امر می‌تواند موجب بروز حسادت شود. شرکت‌کنندگان در این پژوهش زنان قرمز پوش را "تهدیدکننده" رابطه دانسته‌اند.   اندرو الیوت و گروه‌تحقیقاتی‌اش در مقاله‌ای که در نشریه " Personality and Social Psychology Bulletin" به چاپ رسید، نوشته‌اند که این آزمایش‌ها بیانگر آن بوده‌اند که هر دو جنس مذکر و مؤنث رنگ قرمز را به عنوان رنگ مخابره‌کننده پیام‌های جنسی ارزیابی می‌کنند. آنها اضافه کرده‌اند که به طور قطع نمی‌توان گفت که چنین برداشتی حاصل شرایط اجتماعی است یا مکانیسم‌های بیولوژیکی، اما احتمال داده‌اند که هر دوی این عوامل در حصول چنین نتیجه‌ای دخالت داشته باشند. به گفته این دانشمندان مقایسه رنگ قرمز با رنگ‌های دیگر نظیر زرد، آبی یا سیاه نیز از این منظر جالب خواهد بود به ویژه آنکه سیاه نیز همچنین رنگی "سکسی و شیک" شناخته می‌شود. نویسندگان مقاله خاطرنشان کرده‌اند که بایستی همچنین این نکته نیز در نظر گرفته شود که رنگ قرمز در فرهنگ‌های مختلف بیانگر چه خصوصیاتی در مورد یک فرد است. نکته قابل تأمل دیگر نیز که نیاز به بررسی بیشتر دارد، تأثیر رنگ قرمز در جذاب نشان دادن یک شخص است؛ به این معنی که آیا تنها صرف پوشیدن رنگ قرمز می‌تواند موجب جذابیت بیشتر در فرد شود؟ به نوشته تیم تحقیقاتی دکتر اندرو الیوت انتخاب رنگ لباس در هر حال می‌تواند در زندگی روزمره موجب بروز تأثیرات جانبی ناخواسته شود. این نکته که آیا لباس قرمز در زندگی روزمره واقعا منجر به بروز اختلاف و درگیری میان زنان یا تقدم بخشی به یک شخص شود، در این تحقیق مورد بررسی قرار نگرفته‌اند.
بیایید آدم های متمدنی باشیم گوشی های هوشمند رهبران جهان کدام است؟ رنگهای سال 2013 را میشناسید؟ سه کاری که در مواقع عصبانیت باید انجام دهید چگونه شاد زیستن را بیاموزیم!

آداب و رسوم

آداب و رسوم روز ازدواج در آلمان

تصور می شود كه عادات عجيب و غريب و خرافه ها بيشتر مربوط به كشورهای شرقی مي شود. در حالیكه خرافه و اداب و رسوم عجيب در همه جای دنيا وجود دارد. يكي از جالب ترين اين رسم ها مربوط به ازدواج در آلمان است.

ما، ارامنه و کریسمس

شاید برای بسیاری از ما اتفاق افتاده باشد که با ذوق فراوان به دوستان ارمنی خود تماس گرفته ایم تا کریسمس یا تولد حضرت عیسی مسیح را با یشان تبریک بگویم، اما این دوستان غالبا صریح کلیه ذوق ما را در همان 20 ثانیه اول با گفتن این جشن بما مربوط نیست را از بین برده اند. در حقیقت ارامنه ایران پیرو کلیسای شرقی گریگوری هستند و همراه با دیگر پیروان این کلیسا ها(یونانی ها، قبطی ها و اسلاوها) 6 ژانویه را بعنوان سالروز تولد عیسی مسیح جشن می گیرند. 25 دسامبر جشن کریسمس پیروان کاتولیک و پروتستان مسیح است. همچنین سال نوی میلادی نیز ربطی به کریسمس ندارد و در تاریخ اول ژانویه یا 11 دی هر سال جشن گرفته میشود. ارامنه کریسمس یا به زبان ارمنی surb tsnunt را در تاریخ 6 ژانویه جشن می گیرند و این روز به عنوان تعطیل رسمی برای ارامنه محسوب می شود. همچنین این روز همزمان با روز تجلی و ظهور عیسی مسیح است. برای بسیاری این سوال مطرح می شود که چرا ارامنه کریسمس را در روز 25 دسامبر به همراه دیگر نقاط دنیا جشن نمی گیرند. اساسا تاریخ دقیقی برای میلاد مسیح در تاریخ و یا در انجیل تعیین نشده است. به لحاظ تاریخی، تمامی کلیساهای مسیحی تولد مسیح را در روز 6 ژانویه جشن می گرفتند و این روند تا قرن چهارم ادامه داشت. طبق منابع کلیسای کاتولیک رم، در این زمان، تاریخ میلاد مسیح از 6 ژانویه به 25 دسامبر تغییر پیدا کرد تا یکی از اعیاد بت پرستی مربوط به تولد خورشید را که در تاریخ 25 دسامبر جشن گرفته می شد را تحت الشعاع قرار دهند. در آن دوران مسیحیان هنوز این عید بت پرستی را جشن می گرفتند. برای تضعیف و مقهور کردن این جشن بت پرستانه، مقامات کلیسا 25 دسامبر را به عنوان تاریخ رسمی تولد حضرت مسیح تعیین کردند و 6 ژانویه را به عنوان جشن تجلی و ظهور حضرت مسیح نامیدند. اما به دلیل اینکه چنین جشنهای بت پرستانه ای در میان ارامنه مرسوم نبود و این واقعیت که کلیسای ارامنه پیرو کلیسای رم نبود، ارمنستان نیازی به تغییر تاریخ، روز میلاد مسیح نداشتند. بنابراین ارامنه با پا برجا ماندن به رسوم اجدادشان به جشن گرفتن کریسمس در روز 6 ژانویه ادامه دادند. آتماج
غذاهای شب یلدا حاجی فیروز زن و ازدواج در دوره ایران باستان توحش در قرن بيست و يكم ميلادي ازدواج به سبك هندی

سفر و تفریح

ابیانه نگینی سرخ در كوه های كركس

گاهی لازم نیست برای دیدن جاهایی كه تا به حال ندیدیم بار سفر چند روزه ببندید . می شود با یك سفر 24 ساعته از جایی دیدن كرد كه در جهان بسیار كم نظیر است. ابیانه، ماسوله، کندوان و میمند چهار روستای تاریخی و استثنایی ایران هستند که به دلیل معماری جالب توجه، مناظر زیبا و قدمت تاریخی از همه جای ایران و جهان گردشگر دارد. در فاصله 50 کیلومتری جاده کاشان- نطنز در نزدیکی پل هنجن جاده ای فرعی به سمت غرب جدا شده و پس از گذشتن از چهار روستای یارند - کمجان - برز و طره به دره ابیانه وارد می‌شود ابیانه در دامنه کوه کرکس واقع شده است. این ناحیه از یک ردیف چینه که سن آنها از پرکامبرین زیرین تا دوران چهارم است تشکیل یافته است که همراه با تشکیلات آتشفشانی است.خاک این منطقه دارای آهن بوده و رنگ سرخ آن ناشی از همین مسئله است .مزیت این خاک مقاومت در مقابل نفوذ باران است. شاید همین سرخی طبیعی که از عجایب طبیعت این منطقه است اصلی‌ترین عامل جذابیت ابیانه باشد. راه اصلی ارتباطی درسمت شرقی روستا و در امتداد روستاهای پنج‌گانه به سمت شرق کشیده شده است . از سمت غرب نیز راه ماشین رو خاكی ، ابیانه را در امتداد جاده مزرعه تجره ، مراوند به مزارع اطراف و منطقه جوشقان قالی ، میمه و اصفهان مربوط می‌كند كه این راه قبلاً راه اصلی و ارتباطی معاملاتی بوده است اما در حال حاضر بیشتر به خاطر وجود شیلات مورد توجه است. از آنجا که در دامنه‌های شیب‌دار ابیانه فضای کافی برای ساختن خانه‌های مورد نیاز وجود ندارد در این روستا چنین رسم شده است که هر خانواده انبار غار مانندی در تپه‌های یک کیلومتری روستا، در کنار جاده و نرسیده به ابیانه ایجاد كند. این غارها که در دل تپه‌ها حفر شده‌اند و از بیرون تنها درهای کوتاه و محقر آن نمودار است برای نگهداری دام‌ها و نیز آذوقه زمستانی و اشیای غیرضروری مورد استفاده قرار می‌گیرد. روستای تاریخی ابیانه به دلیل ویژگی‌های منحصر به فرد معماری و بافت ارزشمند و کهن آن در تاریخ 30/5/1354 در فهرست آثار ملی کشور با شمارة 1089 به ثبت رسیده است. یكی از جاذبه های ابیانه این است كه مردم روستا هنوز لباس محلی می پوشند.لباس محلی شامل این پوشش می شود: مردان شلوار گشاد و درازی از پارچه سیاه و زن ها از پیراهن بلندی از پارچه‏ های گلدار و رنگارنگ استفاده می كنند.علاوه بر این، زن های ابیانه معمولاً چارقدهای سفید رنگی بر سر دارند. ابیانه علاوه بر طبیعت بسیار زیبا آثار باستانی نیز دارد. قدیمی ‏ترین اثر تاریخی این روستا آتشكده‏ای است كه مانند دیگر بناهای ده در سراشیبی قرار گرفته است. آتشكده ابیانه را نمونه ‏ای از معابد زردشتی دانسته‏اند كه در جوامع كوهستانی ساخته می‏شد. مهم‏ترین بنا و اثر تاریخی این روستا یك باب مسجد جامع و قدیمی ترین اثر تاریخی این مسجد نیز منبر چوبی منبت‏كاری آن است كه در سال 466 ه.ق ساخته شده است. مسجد قدیمی دیگر ابیانه مسجد برزله است كه دارای فضای دلبازی است و روی لنگه در شرقی آن سال 701 ه.ق نوشته شده كه مربوط به دوره ی ایلخانان است. مسجد تاریخی دیگر ابیانه مسجد حاجتگاه است كه كنار صخره‏ای در كوهستان بنا شده و بر در ورودی شبستان آن تاریخ 952 ه.ق مشاهده می‏شود. روستای ابیانه دارای دو زیارتگاه است. یكی مرقد شاهزاده عیسی و شاهزاده یحیی در جنوب روستا كه به گفته اهالی، فرزندان امام موسی كاظم بوده‏اند و زیارتگاه دیگر ابیانه قدمگاه نامیده می‏شود. از جمله جاها و اماكن دیدنی دیگر ابیانه می‏تواند از خانه غلام نادرشاه و خانه نایب حسین كاشی نام ببرد. تا پیش از این انچه ابیانه را منحصر به فرد می كرد این بود كه این روستا با توجه به ویژگی های زمین شناسی ،مسكونی بود اما این روزها تنها ساكنان ابیانه پیرمردو پیرزنانی هستند كه آخرین بازماندگان روستای تاریخی هستند.

پیشنهادهایی برای آخر هفته

دو روز تعطیلی تان را با حال و هوای فرهنگی می توانید کمی دوست داشتنی تر کنید. به پیشنهادهای لادیز، عمل کنید و مطمئن باشید که پشیمان نخواهید شد. * سینما: فیلم دیدن با لیلا حاتمیبهتر است همین حالا در تماسی با سینما ایران، به تعدادی که می خواهید بلیط برای ساعت 18 تا 20 رزرو کنید تا بتوانید «نارنجی پوش» را در کنار لیلا حاتمی ببنید. قرار است پنجشنبه عصر این بازیگر در کنار مردم به تماشای آخرین فیلم اکران شده اش بنشیند. شما هم با شماره تلفن های 30ـ77641128 تماس بگیرید و با فلیم دیدن با لیلا حاتمی را از دست ندهید. «نارنجی پوش» فیلم آخر داریوش مهرجویی است که حامد بهداد، لیلا حاتمی، میترا حجار، همایون ارشادی، اردشیر رستمی و ... در آن بازی می کنند. * پیشنهاد کتاب: میم و آن دیگراندر این هفته کتابی خواندنی وارد بازار نشر شده است که از دست دادنش واقعا حیف است. آخرین اثر محمود دولت آبادی که مجموعه ای از 33 یادداشت های این نویسنده بزرگ است درباره آدم های بزرگ دیگر. این بار می توانید بزرگانی مثل شاملو، سیمین دانشور، محمدعلی جمالزاده، جلال آل احمد، اکبر رادی، علی اکبر درویشیان، محمدعلی سپانلو، سهراب شهیدثالث، هوشنگ گلشیری و .... این کتاب را نشر چشمه منتشر کرده و 168 صفحه است. قیمت آن هم 5 هزار و 600 تومان است. * پیشنهاد موسیقی: قصه زندگیصبح چهارشنبه، آلبوم حسین خواجه امیری یا همان استاد ایرج خودمان منتشر شده است. این آلبوم به نام «قصه زندگی» است و  در سبک پاپ تهیه شده و از ۸ قطعه با نام‌های «قصه زندگی»، «قسم»، «زنگی بزن»، «غصه نخور عزیزم»، «بی‌تو می‌رم»، «دلخون» و «بگو» تشکیل شده است که تمام قطعات آن توسط بهنام خدارحمی آهنگسازی و تنظیم شده و ترانه‌هایش نیز توسط نسرین سیفی سروده شده است. قیمت این آلبوم 2 هزار تومان است. * پیشنهاد تئاتر: پدرخوانده ناپلینمایش «پدرخوانده ناپلی» این شب ها در سالن شماره یک مجموعه ایرانشهر روی صحنه است. این تئاتر تازه دو سه روز است که اجرایش را شروع کرده. کارگردان این کار بابک محمدی است و مریم سعادت، پرستو گلستانی، نیما پوردهناد، امیر غفارمنش، سیامک حلمی، محمود اکبرشاهی، رضا جهانی، مهدی سلطانی، مجید مشیری، کاظم سیاحی، شیما بخشنده، منصور میرزا بابایی، هایده حائری، محسن دین محمد، کاظم هژیر آزاد، عاطفه معینی، رضا غفارنژاد، ابراهیم ناصری، عباس آقاجانی، نسرین پیش بهار در آن بازی می کنند. مدت اجرای این تئاتر 120 دقیقه است و ساعت 20 هم شروع می شود. * نمایشگاه: هفت نگاهاین روزها پنجمین دوره فروش سال هنرهای تجسمی ایران به نام «هفت نگاه» در فرهنگسراي نياوران در حال برگزاری است. «هفت نگاه» از جمع هفت گالری آریا، الهه، دی، گلستان، والی، هفت ثمر و ماه مهر در سال 1385 تشکیل شده است و در پنجمین دوره برپایی‌اش میزبان 300 هنرمند نقاش و مجسمه ساز است. این نمایشگاه تا پنجم خرداد در دو گالری فرهنگسرای نیاوران ادامه دارد. شما می توانید هر روز از ساعت 11 تا 20، به دیدن و خرید بروید. گران ترین اثر فروش رفته در روز افتتاحیه این نمایشگاه، نقاشیخط آبی فیروزه‌ای علی شیرازی بود که به تازگی با درخشش در کریستی دوازدهم، پدیده این حراج در خاورمیانه لقب گرفت. این نقاشیخط با قیمت 25 میلیون تومان به فروش رسید. * کنسرت: سالار عقیلیاز چهارشنبه شب سالار عقیلی در تالار وحدت کنسرت دارد. شما می توانید برای ساعت 21 جمعه شب، از گیشه تالار وحدت بلیت تهیه کنید و پای صدا و موسیقی سنتی این خواننده بنشینید.
قلعه رودخان دژی عظیم بر بلندای گیلان چشمه های باداب سورت، نقاشی طبیعت روی زمین نمایش آثار تاریخی موزه لوور در ایران پیشنهادهای آخر هفته غارنوردی از نوع بورنیک