1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

شکارچیان غیرقانونی تنها در بازه زمانی میان سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۲ حدود ۱۰۰۰۰۰ قلاده فیل را کُشته‌اند.

به گزارش خبرگزاری اسوشیتدپرس، افزایش چشمگیر میزان کشتار فیل‌ها به دلیل بالارفتن تقاضا برای عاج فیل در چین و دیگر کشورهای آسیایی بوده است.

اینک سال‌ها است که کارشناسان و کنشگران درباره کشتار جمعی فیل‌ها هشدار داده‌اند. اما پژوهشی جدید که به تازگی منتشر شده برای نخستین بار آمار فیل‌های کشته شده را به روشی علمی تعیین کرده است.

پژوهشگران برای تعیین تعداد فیل‌های شکارشده یک بوستان را در کشور کنیا از نزدیک تحت نظر گرفتند و از طریق مقابله با دیگر داده‌های مرتبط که پیشتر منتشر شده بود آمار کشتار را در سراسر قاره آفریقا برآورد کردند.

پژوهش فوق که توسط فیل‌شناسان برجسته جهان انجام شده به این نتیجه رسیده که نسبت فیل‌های کشته‌ شده از ۲۵ درصد در یک دهه پیش به حدود ۶۵ درصد از مرگ کُل فیل‌ها در حال حاضر رسیده است. این آمار، در صورتی که به همین منوال ادامه یابد به انقراض کامل این گونه خواهد انجامید.

طبقه متوسط رو به رشد چین و تقاضا برای عاج فیل در این کشور ۱.۳ میلیارد نفری بازار سیاه عاج را رونق بخشیده و شمار بیشتری از مردم فقرزده آفریقا را به شکار غیرقانونی فیل‌ها سوق می‌دهد.

لین داگلاس-همیلتون، مؤسس بنیاد «حفظ فیل‌ها»، اذعان کرد که «تقاضای کنونی برای عاج فیل غیرقابل ادامه است. نتیجه نهایی ما هم همین است. این میزان تقاضا باید کاهش پیدا کند. در غیر این صورت جمعیت فیل‌‌ها همچنان کاهش خواهد یافت».

مرگ‌ فیل‌ها در سراسر آفریقا به یک میزان انجام نمی‌شود. بالاترین نرخ مرگ و میر در بخش مرکزی آفریقا و آفریقای شرقی - تانزانیا و کنیا - است. بوتسوانا در این میان نقطه‌ای درخشان است، چرا که جمعیت فیل‌ها در آنجا ثابت مانده و حتی رو به رشد است. در جنوب این قاره نیز شکارچی‌های غیرقانونی کرگدن‌ها را کشتار می‌کنند و هنوز به سراغ فیل‌ها نرفته‌اند.

در آمار به دست آمده از شکار فیل‌ها بعضی از ارقام تکان دهنده هستند. جمعیت‌ فیل‌ها تنها ظرف سه سال در شکارگاه سلووس کشور تانزانیا از ۴۰۰۰۰ قلاده به ۱۳۰۰۰ قلاده سقوط کرده است.

در این میان کشور چین متوجه شده که تجارت عاج چه ضربه‌ای به وجهه جهانی پکن وارد می‌کند.

لیو زیانفا، سفیر چین در کنیا، با اذعان به این مشکل گفت: «جنایت‌های مربوط به حیات‌وحش نوعی نابهنجاری فرامرزی هستند.» وی در ادامه تأکید کرد که کشورش در پی اقدام عملی برای پایان دادن به تجارت غیرقانونی عاج است: «ما قویاً باور داریم که تنها از طریق اقدام مشترک است که عزم مبارزه با جرم‌های زیست‌محیطی به نتیجه خواهد رسید.» ‪

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

به لطافت پوست نوزادان

هرگاه می خواهد از لطافت چیزی تعریف کنند آن را به پوست نوزاد تشبیه می کنند. واقعا هم همینطور است. در این دنیا چه چیزی لطیف تر و دوست داشتنی تر از پوست زیبای نوزادان است؟

انواع بازی کودکان

ساعات زيادي را که کودکان صرف بازي مي کنند نمي توان به هيچوجه تلف شده تلقي نمود، بازي در دوران کودکي يک کار جدي است بازی معمولا بازسازی یک تجربه به شیوه خود کودک و ترسیم بر اساس تصور و خلاقیت شخصی اوست اگر به نوع بازیهای کودکان نگاه کنیم تنوع و گوناگونی را در آنها مشاهده می‌کنیم. با تغییر سن کودکان، نوع بازیهای آنها نیز تغییر می‌ کند. بازی های خود جوش: در این بازی کودک نفر اول است و والدین تعیین کننده نوع و شیوه بازی کودک نیستند. بهتر است شرایط سالم برای بازی فراهم سازند و خود به عنوان همبازی شرکت داشته باشند و اجازه بدهند کودک با قدرت خلاقیت خودبازی را اراده کند. در این بازیها والدین نباید خواست و اراده خود را به کودک تحمیل کنند و سعی در آموزش دادن؛ نصیحت کردن، راهکار دادن نداشته باشند. باید همپای او و هم‌ردیف او قرار بگیرند و بازی  شادی را فراهم کنند. خلاقیت و رهبری در بازی با کودک است وهدف از آن صرفا لذت بردن کودک است. تنها این بازی سه قانون دارد 1- مکان مشخص 2- زمان مشخص 3- زدن، گاز گرفتن وپرتاب کردن ممنوع. البته بعد از زمان تعیین شده کودک خود به نتهایی می تواند بازی را ادامه دهد. و بهتر است در این بازی یک کودک با یک والد بازی کند. بازیهای فعال: بازیهای فعال از قدیمی ترین انواع بازیها هستند. کودک برای خارج ساختن نیرو ( انرژی ) اضافی بدن خود و یا رهایی از خمودگی و خستگی، اوقاتی را به بازیهای جسمی اختصاص می دهد. بازی فعال برای رشد جسمانی – فیزیکی کودک مهم است و از همان اوان کودکی این بازی شروع می شود و از  سینه خیز، چهار دست و پا، پرتاب کردن، بالا پریدن و...گرفته تا دویدن و گرگم به هوا و لی لی . بازی های اکتشافی : از حدود سه ماهگی در کودک شروع می شود. یعنی همان زمانی که با انگشتان خود بازی می کند و برای رشد حسی و حرکتی و هماهنگی بین چشم و دست مهم است . بازیهای تقلیدی: کودک در هر دوره ای دست به بازیهای تقلیدی می زند ولی این بازی در سالهای اولیه و خیلی زود در کودک شکل می گیرد. بازی تقلیدی نشانگر این است که کودک قادر است تشخیص دهد که آن حرکت قابل تکرار است.  کودک در آغاز به تقلید نقش والدین، خواهران، برادران و کلا نزدیکان می پردازد و از ایفای نقش آنها، بزرگترین لذت و تجربه را به دست می آورد و در دوران دبستان بیشتر نقش مربیان و معلمان را ایفا می کند . این نوع بازی  نشان دهنده  انگیزه کودک برای بزرگ شدن است . بازی با قابلمه واقعی، موبایل واقعی ، وسایل آشپزخانه و ... درست همان وسایلی که والدین از آن استفاده می کنند . در این دوره کودک دو ابزار بیشتر در اختیار ندارد (حس وهوش) و با این دو تنها قادر است تقلید کند. اگر تمایل دارید کودک از اسباب بازی استفاده کند ابتدا باید شما بعنوان والدین با اسباب بازی هایش بازی کنید تا او به تقلید از شما با آنها بازی کند . بازی های سازنده : این بازی ها شامل خلق چیزی مانند چیدن بلوک های لگو است. لازمه چنین کاری ترکیبی از حرکات دقیق و ظریف حسی و فهم و در ک شناختی است .در این بازی ها کودک نه تنها قادر به دستکاری عناصر و اجزا شده بلکه قادر است طرح چیزی را که در ذهن خود می خواهد بسازد مجسم کند . بازیهای نمایشی: مهمترین بازی که در آن احساسات، نیازها و عواطف کودکان می تواند بروز و ظهور پیدا کند، بازی نمایشی است.  بازی نمایشی می تواند کمک کند تا کودک از خود مرکزی، بیرون آید و متوجه بیرون خود شود و همچنین به کودک فرصت می دهد تا شخصیت درونی خود را آشکار کند. مثلا یک کلاه بلافاصله نقش تازه ای را برای کودک بوجود می آورد . اگرچه بازیهای تقلیدی و نمایشی با هم مشترکند و در حقیقت بازی نمایشی خود نوعی از بازی تقلیدی است؛ اما نکته ظریف این جاست که در بازی تقلیدی، کودک سعی به تقلید نقش دارد، در حالیکه بازی نمایشی کودک غلاوه بر تقلید نقش، انتظار خود از آن نقش را نیز بیان می دارد. (عصای پدر بزرگ را برداشته و  قصد خرید بستنی دارد) با این کار انتظار خود را از پدر بزرگ مطرح می کند . بازیهای نمادین: با اضافه شدن عنصر خیال به ذهن کودک بازی نمادین آغاز می شود. بازیهای نمادین نقطه اوج بازی های کودکانه است که از حدود یک و نیم یا دو سالگی آغاز می شود و در پنج و شش سالگی به کمال خود می رسد، و تا هشت و نه سالگی نیز ادامه می یابد. در واقع، بازی نمادین زمانی آغاز می شود که کودک به تدریج زبان می گشاید و توانایی کاربرد علائم و نمادهای زبان را دارد. بازی های نمادین، با بازی های تقلیدی و نمایشی تفاوت دارد. در بازی های تقلیدی و نمایشی، کودک با استفاده از وسایل موجود به برون فکنی یا درون فکنی امیال و خواسته های خود می پردازد و از این طریق، به لذتی درونی و برونی دست می یابد و خود را از قید تنش ها رها می سازد. دربازی های تقلیدی و نمایشی، کودک سعی دارد به اشیا و وسایل واقعی موجود در محیط خود دست پیدا کرده و با آن وسایل بازی کند اما در بسیاری از اوقات، محدودیت ها مانع دستیابی کودک به ابزار و وسایلی است که در بازی به آن نیاز دارد. در این مرحله است که کودک، برای حل مشکل خود، به بازی های نمادین روی می آورد و عناصری تازه وارد بازی کودکان می شوند. واقعیت ها تغییر شکل می یابند. اشیایی که وجود ندارند به وسیله اشیای دیگر به نمایش در می آیند.(یک تکه چوب به اسب و ماشین وهواپیما تبدیل می شود) هر چقدر کودک میزان تنش خانوادگی بیشتری داشته باشند و یا محرومیت عاطفی بیشتری داشته باشند (کمبود محبت) بازی های نمادین آنها بیشتر است و از این طریق جبران می کنند  مثلا کودکی که همیشه دوست دارد پلیس باشد در حال تخلیه تنش خود است . کودکی که دوست دارد همیشه رهبر باشد یا به او توجه کم می شود یا زیادی توجه می شود . بنابرین بازی نمادین یک پالاینده روانی برای بچه هاست و با نقش بازی کردن بخشی از درد درون خود را تخلیه می کنند .کودک با نقش بازی کردن احساسات خودش را بیرون ریخته و سبک می شود . بازیهای تخیلی: بازیهای تخیلی ریشه در خلاقیت کودک دارند. تخیل کودک به مرور و همگام با رشد ذهنی او از مرحله بازیها خارج شده و به صحنه داستانها و گفتارهای کودک کشانده می شود. نظریه پردازان معتقدند رشد تخیل کودک در هنگام کودکی و از طریق بازی می تواند باعث گردد تا در زندگی بزرگسالی این کودکان تبدیل به هنرمندان، نویسندگان، نقاشان، مخترعین و کاشفانی بزرگ گردند. (داستانهای تخیلی) بسیار مهم است که والدین این نوع بازی ها را با دروغ گویی اشتباه نگیرند . بازیهای آموزشی: بازیهای آموزشی، برای تقویت و رشد قوای حسی و ذهنی کودک می باشد. آنچه در بازیهای آموزشی مورد نظر است، چگونگی استفاده از بازی در رشد قوای حسی حرکتی و به فعالیت واداشتن کودک از طریق تمرین با وسایل بازی است. از جمله بازیهای آموزشی می توان از بازیهای دستی مثل ( پازل ) نام برد. نظارت مربیان و والدین در بازیهای آموزشی بسیار بااهمیت و حساس است؛ اما میزان این نظارت باید تا حدی محدود باشد. با این که هدف از انجام بازیهای آموزشی، بیشتر آموزش است تا بازی، اما جنبه بازی گونه بودن آن بایدحفظ شود. باید سعی شود کنترل اصلی در اختیار کودک بوده و جهت و مسیر آن را خود کودک تعیین کند. بازی های قاعده مند : این نوع بازی درجاتی از درک و استنباط درباره مسارکت و یادگیری و رعایت نوبت و ثبت نتایج و... را به ذهن کودک متبادر می سازد .و از حدود چهار –پنج سالگی می تواند در کودک شروع شود .
" یه لقمه دیگه بخور! " فرزندان خود را وابسته بار نیاورید غذایی برای امتحانات کودکانمان مسمومیت گوش! کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت اول)

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

فیل در زبان نهنگ

نه تنها در فرهنگ ایرانی بلکه حتی در فرهنگ کشورهای غربی نیز زمانی که می خواهند درشت تر بودن چیزی را بیشتر جلوه دهند، فیل را مثال می زنند! این تمثیل به نوعی یادآور سکانسی است که هاردی با همان لحن محجوبش از لورل می پرسد: " یعنی تو از فیل هم گنده تری؟!" اگر شما به هند یا تایلند سفر کرده باشید حتماً از نزدیک در کنار این حیوان احساس ریزه بودن کرده اید و احتمالاً اگر بشنوید وزن زبان نهنگ آبی کمی بیش از وزن یک فیل بالغ است حیرت زده خواهید شد! یعنی تصور کنید یک فیل عظیم الجثه با همه ی هیکل تنومندش به راحتی در زبا ن یک نهنگ آبی جا می گیرد و با تمام وزن چند تنیش تنها حکم یک جزء کوچک از دستگاه بلع نهنگ را بازی می کند. اما شگفتی های عالم آفرینش حد و مرز ندارند. بسیاری از ما زمانی که هفت یا هشت ساله بودیم نقاشی های عجیب و غیر معمول زیاد می کشیدیم؛ برای فرشته شاخ می گذاشتیم و سگ را عینکی و برگ درختان را به رنگ بنفش می کشیدیم! و احتمالاً همیشه با نگاه حیران اطرافیان روبه رو می شدیم! لطفاً از این به بعد اگر کودکی را دیدید که زبان حیوانی را ابی کشیده است متعجب نشوید زیرا تا حال 3 حیوان گوناگون شناخته شده اند که زبانشان آبی است: نوعی از خرس های سیاه و سپید، سگ چوچو و مارمولک زبان آبی! دنیا دنیای رنگ است و شگفتی ها! چه کسی می داند شاید روزی سگ های عینکی نقاشی های کودکی مان نیز بیرون آمدند و با چوچوهای زبان آبی زیر سایه درخت بنفش بازی کردند!

ستارگانی که بعد از مرگ هم پول پارو می کنند

                نشریه اقتصادی "فوربس" همه ساله فهرست شخصیت‌های فقیدی را منتشر می‌کند که هنوز بیشترین   درآمدها را دارند. این نشریه بر اساس صحبت با متخصصان و بررسی برگه‌های مالیاتی بازماندگان این افراد فهرست خود را تنظیم کرده است. در صدر فهرست نشریه اقتصادی "فوربس" مایکل جکسون، خواننده بزرگ پاپ آمریکا قرار دارد با ۱۴۰ میلیون دلار درآمد. او که با عنوان "پادشاه پاپ" مشهور است، در سال ۲۰۰۹ درگذشت. مایکل جکسون از پنج‌سالگی وارد دنیای موسیقی شد و ۴۵ سال فعالیت کرد.پس از مایکل جکسون، الویس پریسلی، خواننده و هنرپیشه فقید آمریکایی قرار دارد. این "سلطان راک‌اند‌رول" که یکی از موفق‌ترین شخصیت‌ها در موسیقی آمریکا در قرن بیستم است، از اکتبر ۲۰۱۳ تا اکتبر ۲۰۱۴ در مجموع ۵۵ میلیون دلار درآمد داشته است. مرگ الویس پریسلی در سن ۴۲ سالگی به محبوبیت‌ او در میان هواداران‌اش خاتمه نبخشید و فروش آثار او همچنان ادامه دارد. الیزابت تیلور که بازیگری را از ۹ سالگی آغاز کرده بود، در دوران هنری‌اش برنده دوجایزه اسکار شد. این بازیگر  آمریکایی با بازی در فیلم‌هایی چون "کلئوپاترا"، "چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد" و "گربه روی شیروانی داغ" به یکی از مشهورترین و محبوب‌ترین چهره‌های سینمای جهان تبدیل شد. الیزابت تیلور با ۲۵ میلیون دلار درآمد سالانه مقام چهارم را در جدول نشریه اقتصادی فوربس یافته است. گرچه باب مارلی، خواننده رِگِی، ترانه‌سرا، نوازنده گیتار و فعال اجتماعی، در سال ۱۹۸۱ درگذشت، درآمد او در سال ۲۰۱۴ میلادی به ۲۰ میلیون دلار افزایش یافته است. باب مارلی از برجسته‌ترین چهره‌های معاصر جامائیکا است. او در ۳۶ سالگی درگذشت. مرلین مونرو بازیگر، خواننده و مانکن مشهور آمریکایی با ۱۷ میلیون دلار درآمد سالانه، در فهرست جدید نشریه اقتصادی فوربس در رده ششم قرار دارد. او ۵۲ سال پیش در اوج محبوبیت و در سن ۳۶ سالگی درگذشت. دلیل رسمی مرگ وی "خودکشی در پی مصرف بیش از حد داروهای آرام‌بخش" اعلام شد. زیبایی و بی‌پروایی مریلین مونرو او را به نماد جذابیت جنسی در دهه ۱۹۵۰ میلادی تبدیل کرد. ۳۳ سال پس از قتل جان لنون، خواننده، ترانه‌سرا و آهنگ‌ساز گروه بیتلز در نیویورک، هنوز درآمد سالانه او ۱۲ میلیون دلار است و به همین دلیل در رده هفتم نشریه فوربس قرار دارد. او که از اعضای موسس گروه بیتلز بود در خانواده‌ای کارگری در لیورپول بریتانیا به دنیا آمد و در همان شهر نیز رشد کرد. بروس لی که در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۴۰ در محله چینی‌های سانفرانسیسکوی آمریکا به دنیا آمده بود، در سال ۱۹۷۳ در پی یک تومور مغزی درگذشت. او استاد هنرهای رزمی، بنیادگذار سبک رزمی "جیت کان دو" و بازیگر سینما بود. درآمد او در سال ۲۰۱۴ برابر ۹ میلیون دلار بود. ۳۰ سال پس از مرگ استیو مک‌کوئین، او هنوز به عنوان "سلطان خونسردی" مشهور است. استیو مک‌کوئین که در سال ۱۹۶۶ به خاطر بازی در فیلم "دانه‌های شن" نامزد دریافت جایزه اسکار شد، در سال ۲۰۱۴ میلادی درآمدش ۹ میلیون دلار بوده است. از فیلم‌های مشهور او "پاپیون" و "فرار بزرگ" بودند. جیمز دین در سال ۱۹۵۵ هنگامی که فقط ۲۴ سال داشت در پی یک حادثه رانندگی کشته شد. حدود ۶۰ سال پس از مرگ جیمز دین، او هنوز بر طبق جدول نشریه اقتصادی فوربس هفت میلیون دلار در سال درآمد دارد. این بازیگر آمریکایی تحصیل کرده رشته تآتر در دانشگاه یوسی‌ال‌ای آمریکا بود و نامزد دو اسکار بازیگری.
اخلاق سگی سه رازی که دست مردان را رو می کند واقعیت بخشیدن به رویاهای کودکانه چرا لیدی گاگا لباس های عجیب می پوشد؟ اشتهای عجیب یک دختر سه ساله

مطالب تصادفی

حرفه من

بدون خونریزی اول شویم!

شما در اداره ای هر روز هفته 9 ساعت وقت با ارزش خود را هدر می دهید ولی بچشم نمیآیید. هیچوقت کارمند برتر سال نشده اید و احتمالا هیچوقت هم نخواهید شد. ولی مشکل کجاست ؟ شما دارای بهترین نمرات در دانشگاه بوده اید و دانش شما از کاری که انجام می دهید بالاتر از بقیه همکاران است. اما می دانید رئیستان نمی داند دارید دقیقا چه کاری در شرکت انجام می دهید و احتمالا در فهرست افراد اخراجی پایان سال اگر وضع اقتصادی به همین منوال پیش رود دررتبه اول قرار خواهید داشت. نکته مثبت اینست که اهل زیر آب زنی، باند بازی و دسیسه هایی که متاسفانه ما ایرانی ها در آن بسیار هم خوب هستیم نیستید. بهتر است راههای زیر را امتحان نمایید. مطمئن باشید بدون نیاز به هیچ دسیسه ای موقعیت شغلی بهتری خواهید یافت. 1-       یک قدم بیشتر بردارید بیاد داشته باشید وظایف شغلی که در آغاز عقد قرارداد لیست آنرا بشما داده اند نیازهای اولیه برای شغلی است که برای شما در نظر گرفته اند. ولی انجام این حداقلها چیزی نیست که رئیستان را خشنود سازد. انجام کاری فراتر از انتظارات هر از چند گاهی، یک سورپریز خوب برای رئیستان است اینکار میتوان انجام سریعتر از موعد پروژه شما باشد یا پیشقدم شدنتان برای بعهده گرفتن مسئولیت یک کار یا پروژه جدید. 2-       نیازها را بشناسید منتظر نمانید کاری بشما محول شود. از مغزتان برای فعالیت بیشتر  شرکتتان کمک بگیرید. در انجام کارها پیشقدم شوید و رئیستان را از اینکه کسی بر اوضاع مسلط است مطمئن سازید. راز بزرگ اینست که هیچ رئیسی دوست ندارد شلاق را بزمین بکوبد تا کارمندانش از ترسشان بکار مشغول شوند. وقتی میدانید که رئیستان گزارشی را از شما خواهد خواست، چیزی بهتر از این نیست که گزارش را آماده در دستش بگذارید و بگویید من احتمال میدادم که شما این گزارش را بخواهید و من آنرا زودتر آماده نمودم. 3-       خود را رشد دهید وضعیت فعلی در هیچ موسسه ای راضی کننده نیست. با وسواس تمام سعی نمایید راههای انجام کارها را بهتر نمایید. حتما موارد کوچکی پیدا میشوند که میتوانند اوضاع گردش کار را بهتر نمایند. سعی نمایید آنها را بیابید کم نمودن هزینه ها، بالا بردن کیفیت خدمات یا سرویس به مشتریان یا هر چیز دیگری میتواند موقعیت سازمانی شما را بسرعت بهبود بخشد. همچنین سعی نمایید انرژی مثبتی از خود در محیط کاری خود بروز دهید. هیچکس احتیاج به یک منفی باف در اتاق بغل خود برای 9 ساعت روز و شش روز در هفته ندارد. یک شخص مثبت در یک محیط کار بخصوص در وضعیت نابسامان اقتصادی مانند یک ستاره میدرخشد. همکاران نیز جذب این انرژی مثبت خواهند شد زیرا انرژی مثبت بهترین چیزی است که هر کسی از یک رابطه در هر محیطی لذت می برد. 4-       برای مشکلات راهکار بیابید مشکلات بخشی از زندگی خصوصی و اجتماعی ما هستند. بیشتر وقت ما صرف رتق و فتق مشکلاتی است که به آنان برخورد می نماییم، یا آنان بما برخورد می نمایند. وقتی به مشکلی برخورد می نمایید مستقیما به اتاق رئیس نروید و از او نخواهید مشکل را حل نماید. بله او آنجاست که دقیقا اینکار را انجام دهد ولی بهتر است اول خود را جای او بگذارید و ببینید شما چه راهکاری را انتخاب می نمودیدی سپس لیستی تهیه کنید و نظرات خود را در این رابطه با او در میان بگذارید. یادتان باشد هر چقدر زندگی را برای رئیستان راحتتر نمایید همانقدر زندگی شما راحتتر خواهد گذشت. 5-       تا چه حد به او نزدیک شوید بهرحال ما رباتهای کارگر نیستیم، همینطور رئیستان. بهتر است هر از چند گاهی از حال و احوال خانم رئیس بپرسید یا از مدرسه ای که فرزندانش در آن درس می خوانند. یا بدانید که مثلا استقلالی است یا پرسپولیسی و هر از چند گاهی و برای مزاحی کوچک نتایج بد تیمش را به او یادآوری نمایید. چیزهایی مانند سیاست و مسائل و اعتقادات شخصی و کیفیت روابط خانوادگیش خط قرمزی هستند که هیچگاه نباید شکسته شوند. 6-       زمان او اهمیت دارد احتمالا رئیس شما شخص پر مشغله ایست بهتر است سعی نمایید مشکلات خود را تا حد امکان خودتان رفع و رجوع نمایید و کمتر او را درگیر نمایید. اینکه توانایی انتخاب بهترین راه حل ممکن و شجاعت انجام آنرا داشته باشید، حتی اگر هم آن مشکل حل نشود و بدتر هم بشود یک نکته مثبت برای شما دارد و آن اینکه شما شجاعت تصمیم گیری در موقعیتهای حساس را دارید. 7-       او را وادار به میانجیگری ننمایید هیچ رئیسی دوست ندارد میانجی کارمندانش باشد، اگر کسی از همکاران با شما مشکل دارد بهتر است موضوع را با طرف مقابل صراحتا حل و فصل نمایید. بچه که نیسیتید!! رئیستان هم که مهد کودک باز ننموده است گاهی بهتر است شما قدم اول و اساسی را برای رفع کدورت با همکارتان، هر چند که حق کاملا با شما باشد بردارید. انجام کارهای فوق می تواند چهره تان را در شرکت بطور خارق العاده ای بهبود بخشد و شما را پیش رئیستان تبدیل به چهره ای نماید که میتواند وظایف سنگینتر را بخوبی انجام دهد و میتوان بروی او برای آینده شرکت حساب ویژه ای باز کرد. یادتان باشد اینکار را بدون نیاز به باند بازی و زیر آب زنی معمول در اداره جات و شرکتها و تنها با تکیه بر توانایی های خود انجام داده اید. موفق باشید!

حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

آدم هایی که هوش عاطفی دارند به گفته دکتر تام بردی به وزن و تاثیر گفته های خود توجه می کنند. آنها می فهمند بیان کردن احساس شان حتی اگر واقعا از دل برخاسته باشد می تواند تاثیر منفی هم بر شخصیت خودشان بگذارد هم تصویر نامطلوبی برای دیگران ایجاد کنند: 1- عادلانه نیست همه می دانند که زندگی عادلانه نیست برای همین درخواست یک عمل برابر و متعادل، حکایت از آن دارد که تصور غیرواقعی و ساده انگارانه ای در زندگی دارید. شما شکی  ندارید که شایسته ارتقای مسئولیت در شرکت تان را دارید ولی یک نفر دیگر آن را نصیب خود ساخت که از شما بهتر نبود. گفتن اینکه « عادلانه نیست» فقط بر وخامت موقعیت تان می افزاید. بهتر این است که بفهمید چرا این فرصت به شما داده نشده و چه تصحیحی در شیوه کار تان لازم است که آماده مسئولیت بزرگتر باشید. 2 – این راه، همیشه جواب می دهد سرعت تغییرات در تمامی زمینه ها، موقعیت را طوری تنظیم کرده است که شاید هر 6 ماه، بدنه اصلی بسیاری از مسیرهای حل مسائل و خود مسائل تغییر می کنند. ابراز این نظر که یک راه مشخص و ثابت برای برخورد با مسائل وجود دارد شاید زیاد درست نباشد. 3- شاید سئوال احمقانه ای باشد ولی به هر حال می پرسم حتی اگر سئوال شما هوشمندانه هم باشد اعلام این ادعا در آغاز ابراز نظر، همه اعتبار شما را به زیر سئوال خواهد برد. 4- تلاشم را می کنم این واکنش هم در درجه اول نشان دهنده کمبود اعتماد به نفس در شما است. به عبارتی دیگر دارید می گوئید مطمئن نیستید و همه تلاش و قابلیت تان را به کار نخواهید برد. 5- همکارم عوضی و تنبل است این نوع قضاوت ها هیچ تاثیر مثبتی برای تان فراهم نخواهد کرد. اگر همکارتان تنبل و عوضی باشد بقیه هم حتما می دانند و اگر نباشد این شما هستید که در جایگاه قضاوت مشابه قرار می گیرید. بدگویی از همکار نشانه عدم توانایی و تطبیق شما نیز می تواند باشد. یادتان باشد که این رفتار ناپسند شما، به همین راحتی می تواند توسط همکار شما هم ابراز شود. 6 – این کارها جزو مسئولیت های شغلی من نیست این طعنه در درجه اول دارد می گوید اگر هم کاری را بیرون از مسئولیت های تنظیم شده انجام دهید یک تلاش حداقلی خواهد بود. اگر رئیس شما درخواست این کار را کرده است یا حتی همکارتان، بهتر است با قدرت و توانایی کامل ان را به پایان برسانید و بعد از ان، سر فرصت توضیح دهید که قرارِ کاری تان این نبوده است. 7 – تقصیر من نبود مهم نیست چقدر شما در یک اشتباه سهم داشته اید. حتی اگر کمترین نقش را در جمع، در ایجاد یک کار اشتباه داشته اید بهتر است سهم مسئولیت خودتان را بپذیرید. از لحظه ای که انگشت نشانه را به سمت دیگران می گیرید  همه به این فکر خواهند کرد که اهل مسئولیت پذیری نیستید. همکاران تان را عصبی خواهید کرد و کار با شما، برای شان راحت نخواهد بود. 8 – از شغلم متنفرم احساس شخصی تان حق شما است ولی وقتی که به هر دلیلی پذیرفتید در یک محل کار کنید یک همکار منفی نباشید. اکثر آدم ها زیاد با کارشان راحت نیستند و ابراز وجود منفی شما، روحیه محیط کار را بدتر از مقدار واقعی خواهد کرد. مدیران شرکت ها، تعلیم یافته اند که افراد منفی را بیابند و محیط را آرام سازند.
کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس کیک ها را من نقاشی می کنم روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟ حرفه شیرین من

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

10 نکته جالب در مورد گربه های خانگی

  گربه ها واقعا حیوانات دوست داشتنی و بی آزاری هستند، همین دلیل خوبیست که بیشتر مردم داشتن گربه ها را به دیگر حیوانات خانگی ترجیح دهند، بنا به گزارشات تنها در ایالات متحده آمریکا تعداد بیش از 70 م

دانستنی ها

این بار در لادیز نگار مجموعه دانستنی هایی را که دوست خوبمان اشک مهتاب برایمان ارسال داشته است را در اختیار شما قرار می دهیم.
سالخورده ترین زن جهان تولدش را جشن گرفت اینستاگرام 'بدترین تاثیر را بر سلامت روانی جوانان دارد' هفت مانع همدلی زنانه بیندیشید، خودتان را جدی بگیرید بایدهای یک زندگی مشترک شاد

آداب و رسوم

ما، ارامنه و کریسمس

شاید برای بسیاری از ما اتفاق افتاده باشد که با ذوق فراوان به دوستان ارمنی خود تماس گرفته ایم تا کریسمس یا تولد حضرت عیسی مسیح را با یشان تبریک بگویم، اما این دوستان غالبا صریح کلیه ذوق ما را در همان 20 ثانیه اول با گفتن این جشن بما مربوط نیست را از بین برده اند. در حقیقت ارامنه ایران پیرو کلیسای شرقی گریگوری هستند و همراه با دیگر پیروان این کلیسا ها(یونانی ها، قبطی ها و اسلاوها) 6 ژانویه را بعنوان سالروز تولد عیسی مسیح جشن می گیرند. 25 دسامبر جشن کریسمس پیروان کاتولیک و پروتستان مسیح است. همچنین سال نوی میلادی نیز ربطی به کریسمس ندارد و در تاریخ اول ژانویه یا 11 دی هر سال جشن گرفته میشود. ارامنه کریسمس یا به زبان ارمنی surb tsnunt را در تاریخ 6 ژانویه جشن می گیرند و این روز به عنوان تعطیل رسمی برای ارامنه محسوب می شود. همچنین این روز همزمان با روز تجلی و ظهور عیسی مسیح است. برای بسیاری این سوال مطرح می شود که چرا ارامنه کریسمس را در روز 25 دسامبر به همراه دیگر نقاط دنیا جشن نمی گیرند. اساسا تاریخ دقیقی برای میلاد مسیح در تاریخ و یا در انجیل تعیین نشده است. به لحاظ تاریخی، تمامی کلیساهای مسیحی تولد مسیح را در روز 6 ژانویه جشن می گرفتند و این روند تا قرن چهارم ادامه داشت. طبق منابع کلیسای کاتولیک رم، در این زمان، تاریخ میلاد مسیح از 6 ژانویه به 25 دسامبر تغییر پیدا کرد تا یکی از اعیاد بت پرستی مربوط به تولد خورشید را که در تاریخ 25 دسامبر جشن گرفته می شد را تحت الشعاع قرار دهند. در آن دوران مسیحیان هنوز این عید بت پرستی را جشن می گرفتند. برای تضعیف و مقهور کردن این جشن بت پرستانه، مقامات کلیسا 25 دسامبر را به عنوان تاریخ رسمی تولد حضرت مسیح تعیین کردند و 6 ژانویه را به عنوان جشن تجلی و ظهور حضرت مسیح نامیدند. اما به دلیل اینکه چنین جشنهای بت پرستانه ای در میان ارامنه مرسوم نبود و این واقعیت که کلیسای ارامنه پیرو کلیسای رم نبود، ارمنستان نیازی به تغییر تاریخ، روز میلاد مسیح نداشتند. بنابراین ارامنه با پا برجا ماندن به رسوم اجدادشان به جشن گرفتن کریسمس در روز 6 ژانویه ادامه دادند. آتماج

مردان شمشیر به دست

اگر هم به ژاپن سفر نکرده اید حتماً با سینمایش آشنایی دارید یا لااقل چند فیلم با محوریت سامورایی ها را از همین تلویزیون خودمان مشاهده کرده اید. آیا پس از تماشای این نوع فیلم ها در پایان هیج سوالی در ذهنتان جرقه نزده است؟ آیا هرگز پیرامون آداب و رسوم و رفتار و خلقیات سامورایی ها کنجکاو نشده اید؟ سامورایی ها که ریشه در گذشته های فرهنگ اصیل ژاپنی دارند آدابی بسیار سخت گیرانه را رعایت می کردند .آدابی که مروری ولو کوتاه بر بعضی از آنها به ما نشان می دهد چرا امروزه مردمان سرزمین آفتاب تابان تا بدین پایه سخت کوش و البته موفق هستند؟ یک سامورایی به اعلی درجه ممکن به استاد خودش احترام می گذارد. پیش از او نه قدم به جایی می گذارد، نه دست به غذایی می برد و نه هیچ کار دیگر. اما این یک احترام ساده نیست، یک قانون غیر قابل تغییر است. جالب اینکه بدانید اگر یک سامورایی سهواً قانونی را رعایت نکند خودش برای شخص خود عقوبت هایی بسیار خشن و سختگیرانه در نظر می گیرد. یک سامورایی حتی اگر به چیزی غیر معمول متعهد شود باید آنرا انجام دهد زیرا در غیر این صورت او را فردی بی اعتبار می دانند و در مکتب سامورایی، عاقبت بی اعتباری، سال ها کنج عزلت گزینی و دل از زندگی بر کندن است چنانکه تمام سال های زندگی فرد رسماً تباه می شود و هیچ آینده ای پیش رویش نخواهد بود. لابد شما هم لفظ هاراگیری را شنیده اید. این اصطلاح از فرهنگ سامورایی ها می آید. یک مرگ خودخواسته در به انجام نرساندن درست ماموریت یا اشتباهی که باعث خسران به مجموعه شود. یک سامورایی هرگاه در چنین موقعیتی قرار گیرد شمشیرش را تا نیمه درون شکم خود فرو می برد ، دو زانو می نشیند و منتظر می ماند تا بمیرد؛ اشتباه مساوی مرگ. دیگر حالا شاید برای ما قابل درک باشد چرا بر فرض نخست وزیر ژاپن برای حادثه ای همچون سقوط هواپیما استعفا می دهد.
سپندارمزگان روز عشق پارسی گاهانبار؛ جشن شکرگذاری زرتشتیان در فصل پائیز آداب و رسوم مردم کاشان در ایام محرم حاجی فیروز توحش در قرن بيست و يكم ميلادي

سفر و تفریح

دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان

اگر طالب دیدن جاهای جدید در کشور هستید و همچنان میخواهید به جایی سر سبز بروید پیشنهاد ما این است كه به غرب ایران و به شهر مریوان بروید که در این ماه ها به اوج سر سبزی خود رسیده است.

سیزده به در، جشن زیبای طبیعت

جشن های  نوروز با جشن چهارشنبه سوری شروع می شود و آخرین جشن از نوروز، جشن سیزده به در است. این جشن در تقویم رسمی به عنوان روز طبیعت ثبت شده است. این جشن در تقویم رسمی به عنوان روز طبیعت ثبت شده است. از آنجایی که این روز سیزدهم فروردین است، برخی بر این باورند در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند. به همین دلیل مردم به دامان طبیعت رفته و بازی‌های گروهی، ترانه‌ها و رقص‌های دسته‌جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک‌ پزی‌های عمومی، بادبادک‌ پرانی، سوارکاری، نمایش‌های شاد، به تفریح، بازی و سرگرمی مشغول می شوند. آنچه جالب است در مورد نحسی بدانید، در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال نحس وشوم شمرده نشده، بلکه چنان چه میدانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاه شماری ایرانی نیزتیر روز نام دارد. در این روز سفره های هفت سین برچیده می شود و مردم با برداشتن سبزه هایشان به باغ و صحرا می روند. از رسوم این روز، خوردن کاهو با سکنجه بین یاد می شود. برخی از مردن نیز آش درست کرده و آش را بیرون از منزل می خورند و در بعضی از نقاط ایران نیز، آش را بر روی اجاق های هیزمی درست کرده و میل می کنند. از آنجایی که فصل باقالا نیز فرا رسیده، برخی از مردم باقالی پولو درست می کنند و یا باقالی با سرکه می خورند. از دیگر آیین های این روز، سبزه گره زدن در بین جوانان انجامی می پذیرد. در اسطوره ها امده بوده که حوا و آدم در این روز با گره زدن دو شاخه ی مورد، برای نخستین بار در جهان پایه‌ پیوند خود را بنا نهادند. امروزه هم دختران و پسران دم بخت با گره زدن سبزه در روز سیزده فروردین با گواه گرفتن نهاد طبیعت آرزوی پیوندی خوب می كنند. یکی از رسومی که ایرانیان با فرهنگ دیگر کشور ها داشته، این است که هر چهار سال یک بار سیزده به در با اول آوریل مصادف می شود. آمریكایی ها در روز اول آوریل از روش های مختلف و گاهی عجیب و غریبی برای دست انداختن دیگران و شوخی كردن با آنان استفاده می كنند. بریتانیایی ها می گویند كه بدشانسی نصیب كسی خواهد شد كه بخواهد در بعد از ظهر روز اول آوریل كسی را دست بیندازد، زیرا در آن ساعات دیگر مردم نسبت به این گونه شوخی ها آمادگی پیدا كرده اند. در همین روز مردم پرتغال بر روی یکدیگر ارد می پاشند. اما در بین مردم ایران زمین دروغ سیزده معروف است که در این روز مردم دروغی بسیار بزرگ می گویند و به طوری جدی این را بیان می کنند که همه اطرافیان ان را باور می کنند. شخصی که دروغی را ساخته حقیقت را تا غروب سیزده نمی گوید و بعد از غروب به همگان می گوید که آن دروغ سیزده بوده است. در این روز مردم سبزه های خود را به آب روان می سپارند و بعد به خانه هایشان باز می گردند و این ترتیب تعطیلات نوروزی نیز پایان می پذیرد.
کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی سهولان، غاری از دوران دوم زمین شناسی چند توصیه برای رفتینگ سبلان، سلطانی نشسته بر ابرها ایران زیبای ما (قسمت اول)