1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

یک روز در ماه اردیبهشت هر سال برای همه زنان روستای آب اسک شمال کشور روز خاص و جالبی است چون هیچ مردی در آن روز مجاز به ماندن در روستا نیست و این زنان هستند که رئیس و فرمانروایند و همه امور روستا به رای آنها می چرخد.


به گزارش خبرنگار مهر، هر سال جمعه یکی از روزهای اردیبهشت ماه رسم دیرینه "زن شاهی" یا "ورف چال" توسط اهالی روستای آب اسک قبل از شهرستان آمل برگزار می شود. معمولا این روز توسط بزرگان روستا انتخاب می شود.

در این روز زنان روستا صبح زود، وقتی آفتاب هنوز طلوع نکرده زیر قابلمه غذای ناهار مردانشان را خاموش کرده و بار سفر یک روزه آنها را می بندند و اسپند دودکنان آنها را تا ورودی روستا بدرقه می کنند.

همه اهالی در میدان بزرگ روستا جمع می شوند و اعضای شورا و بقیه ریش سفیدان با خواندن آوازی در کوچه و پس کوچه ها مردان کوچکتر را با خبر می کنند این به آن معنا که همه بدانند هیچ مردی از پنج ساله تا 50 ساله نباید در روستا بماند.

هوای روستا را بوی اسپند و صدای سلام و صلوات پر می کند تا اینکه همه مردان قابلمه و بقچه به دست از روستا خارج می شوند. زنان هم که از رفتن همه مردها در روستا مطمئن شده اند برای پادشاهی یک روزه خود را آماده می کنند!

در خانه های روستا غوغایی است قرار است یک نفر از زنان ملکه شود دیگری وزیر، عروس و نگهبان و حاکم هم وجودش در روستا لازم است. اما سربازها از همه سرشان شلوغتر است باید مرتب اوضاع روستا را به ملکه گزارش دهند.

آنها باید جلوی ورودی روستا نگهبانی دهند تا مردی از مردان روستا حتی به زور هم که شده نتواند وارد شود که اگر به هر نحو بخواهد از این کار تخطی کند، سر و کارش با ماموران حاکم است!

در این بین گردشگران و کسانی که از روستاهای اطراف برای شرکت در زن شاهی به این روستا آمده اند باید مقررات روستا را رعایت کنند وگرنه به دستور ملکه توسط همین سربازها تنبیه می شوند. آنها باید بدانند که به هیچ وجه نباید در روستا و هنگام برگزاری این مراسم از دوربین فیلمبرداری یا عکاسی و یا موبایل استفاده کنند. حتی یک روز که مسئولان گردشگری و صدا و سیما خواستند وارد شوند ملکه اجازه ورود آنها را به روستا نداده بود.

وقتی همه آماده شدند رسم زن شاهی هم اجرا می شود. ملکه و همه زیردستانش اول به دیدن خانواده هایی که در سوگ از دست دادن عزیزی سیاه پوشیده اند می روند و آنها را از عزا در می آورند. اهالی خانه هم رسم مهمان نوازی را می دانند و پذیرایی می کنند حتی به اندازه یک خرما یا شیرینی.

خانواده های دیگری که اهالی به دیدن آنها می روند بیماری را در خانه نگهداری می کنند پس اولویت بعد عیادت از بیماران است. تبریک گفتن دخترهای نو عروس وظیفه عروس نمادین روستاست.

پادشاه روستا هم که از میان زنان سرشناس روستا انتخاب شده در این روز باید اختلافات و مشکلات زنان روستا را حل کند به همین دلیل اگر زنی از دیگری شکایت دارد باید در ملاء عام مطرح کند تا مسئله حل شود. این است روایت یک روز حکومت روستای آب اسک در دست زنان است.

در این روز که از هر خانه بوی نذری می آید زنان بسیاری برای برآورده شدن حاجاتشان نذری می پزند از آش رشته گرفته تا قیمه.

ورف چال مردانه در دامنه کوه دماوند

اما از آن سو مردان روستا که صبح زود توسط خانواده بدرقه شدند یک روز را در کوههای اطراف سپری می کنند تا آنها هم بخش دیگری از این مراسم را با نام ورف چال را برگزار کنند. در این روز مردان روستا در دامنه کوه دماوند به محل ورف چال می رسند. ورف چال محلی است که از دوران گذشته چاهی در آنجا به عمق 12 متر و قطر 10 متر برای جمع آوری برف در حدود نیمه اول قرن نهم هجری به وسیله شخصی به نام سید حسن ولی از اهالی نیاک حفر شده است.

مردان روستا قطعات یخ زده برف را از کوهها جدا می کنند و هر کس به توانایی خود مقداری از قطعات آخرین برف زمستانی به جا مانده در طبیعت را در این چاله می ریزد و روی چاه را می پوشانند تا فصل تابستان که دامهای خود را برای چرا به این منطقه می آورند مقداری از این برف را آب کرده و برای آشامیدن استفاده کنند.

اجرای بازی های محلی و پذیرایی از مهمانان روستا بخش دیگری از برنامه ورف چال مردان روستاست.

در این روز هم زنان می توانند یک روز اقتدار را در روستا تجربه کنند و هم مردان یک روز را در دامان طبیعت رفته و برای جلوگیری از خشکسالی و کم آبی، چاهی از برف ذخیره می کنند.

این مراسم می تواند یک جاذبه گردشگری در روستاهای شمالی ایران باشد به شرط آنکه گردشگران مقررات حکومت زنانه را در این روستا رعایت کنند. این بزرگترین شرط ملکه برای معرفی آیین زن شاهی به گردشگران و حضور آنها در زیباترین روز اردیبهشت ماه است.

 

دیدگاه‌ها  

+1 # matarsak 1390-04-21 17:37
kash tu tehranam mishod azinkara kard
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # بهداد 1390-06-13 16:31
احساس آرامش کردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # Mani 1390-08-09 17:22
عجب جای باحالیه، کاش میشد میرفتیم از دست (نا)مرد جماعت راحت میشدیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # zizi 1390-08-09 21:59
اما این رسم فقط برای یک روز خوبه نه .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

چگونه کودکان را از دروغگویی بازداریم

صفحه‌ رایانه مشکلی پیدا کرده‌ بود − رنگ‌ها همه تابدار و لکه‌دار شده بودند. آهن‌ربا از یک کیتِ علمی روی زمین افتاده بود. اما بامزه اینکه کسی این کار را نکرده بود. نه پسربچه‌ام که آهن‌ربا مال او بود و نه خواهر ماجراجویش و نه حتی نوزاد بهت‌زده‌ای که نزدیک آهن‌ربا نشسته بود. آن وقت بود که فهمیدم بچه‌ها گاه به گاه دروغ می‌گویند، درست توی چشم آدم. به مرور که فرزندان‌تان بزرگ می‌شوند دروغ‌هایشان (و دلایل‌شان برای دروغ‌گویی) هم تغییر می‌کند − و همچنین واکنش‌های شما به دروغگوییِ آنها. اما خبر خوب اینکه: واکنش اندیشیده به کار ناشایست کودک به او اطمینان می‌بخشد که هرچه شده باشد شما به او کمک خواهید کرد. پیش‌دبستانی‌ها داستان‌های پریان، تخیل و دروغ‌های کوچک کسی با قیچی بازی کرده است. بریده‌های قبض‌های آب و تلفن روی زمین ریخته است. پسربچه چهارساله‌تان به شما می‌گوید خواهرش این کار را کرده است. به نظر نامحتمل می‌آید: خواهر او دوماهه است و علاقه‌ای به کار دستی ندارد. چرا پیش‌دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ بچه‌های خیلی کم‌سن‌وسال به معنای واقعی دروغ نمی‌گویند. دبی نیستروم که مدیر یک مرکز رشد در تورنتو است می‌گوید: «برای اینکه دروغ بگویند، بچه‌ها باید بدانند که آنچه می‌گویند نادرست است − باید تفاوت میان دروغ و راست را درک کنند. و این توانایی را پیش از چهارسالگی به دست نمی‌آورند.» بعدتر در سال‌های کودکستان تخیل کودک رشد می‌کند و او کم‌کم کاوش از طریق اندیشه‌‌هایش را آغاز می‌کند و ممکن است داستان‌هایی سرهم کند. نیستروم می‌گوید «کودکستانی‌ها ممکن است تخیل و واقعیت را به هم بیامیزند − آنها داستان‌ها را به هم می‌آمیزند و چیزی که در تلویزیون دیده‌اند را با آنچه واقعاً روی داده ترکیب می‌کنند». کودکستانی‌ها در سنین بالاتر ممکن است دروغ بگویند تا چیزی به دست آورند یا از پی‌آمدهای ناخوشایند − مثل محروم شدن از یک اسباب‌بازی − پیش‌گیری کنند. نیستورم می‌گوید «هرقدر هم که از دروغ‌گفتن بدمان بیاید، دورغ گفتن بخشی از روندِ طبیعی و به‌هنجار رشد و نموِ کودک است». چه باید کرد؟ با زبانی آرام واکنش نشان دهید و موقعیت را فرصتی برای آموزش بشمارید. خوب است به کودک بگویید: «مطمئنم که این همانی نیست که اتفاق افتاده – تو فکر می‌کنی همین بوده؟ » اگر دروغی که کودک‌تان گفته ناراحت‌کننده باشد خوب است به او بگویید: «چه احساسی خواهی داشت اگر کسی همین را به تو بگوید؟» شما و کودک‌تان هردو بر حل مشکل متمرکز شوید. فرض کنید پیش‌دبستانی‌تان روی دیوار نقاشی کشیده است. بد نیست به او بگویید: «نقاشی را روی کاغذ می‌کشند. حالا بیا به مامان کمک کن پاکش کنیم.» برای او توضیح دهید که چرا راست‌گویی مهم است. اگر ممکن است دروغ برای او خطری در پی داشته باشد (مثلاً ممکن است قیچیِ خیاطی را پنهان کرده یا موخشک‌کن را به برق زده است)، مطمئن شوید که می‌داند گفتنِ حقیقت به شما کمک می‌کند از او مراقبت کنید. انتخاب‌هایی پیش روی او بگذارید طوری که بداند نظرش درباره‌ خوراک، پوشاک و اسباب‌بازی‌هایش مهم است. آنگاه او دیگر مجبور نیست برای تأمین نظرش داستانی سرهم کند و دروغ بگوید. دبستانی‌ها راست‌گویی و پی‌آمدهایش می‌فهمید که یک کتاب از کتابخانه‌تان‌ کم شده است. بچه‌ هفت‌ساله‌تان به شما می‌گوید دوستش آن را قرض گرفته و گم کرده است. با چند سؤال از او می‌فهمید که این جور نبوده و کار کارِ خود اوست. چرا دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ کودکان در سن و سال دبستان می‌توانند پیش‌بینی کنند که کارها چه پی‌آمدهایی دارد: اگر کتابی گم شود کسی عصبانی خواهد شد. اگر تکلیف مدرسه انجام نشود دردسری درست خواهد شد. جودی آرنل که در شهر کالگری مشاور والدین است می‌گوید «مغز بچه‌ها در شش‌سالگی در حدی رشد کرده که درباره‌ی پی‌آمدها بیشتر بدانند. در هشت‌سالگی به مفهوم علت و معلول پی‌ می‌برند. و برای همین بسیاری از دروغ‌هایی که بچه‌ها در این سنین می‌گویند برای این است که از پی‌آمدی پیش‌گیری کنند.» چه باید کرد؟ به تنبیه متوسل نشوید. کودکان به خاطر ترس از تنبیه راستش را به شما نمی‌گویند – آنها می‌خواهند از پی‌آمدهای ناخوشایند جلوگیری کنند و زین‌رو به شما اطلاعات نمی‌دهند. آرنل می‌گوید «اگر از تنبیه پرهیز کنید راه‌هایی برای ارتباط باز خواهید کرد تا آنها برای کمک پیش شما بیایند.» به بچه‌هایتان کمک کنید بفهمند دروغ‌گویی چه ایرادی دارد. آرنل می‌گوید: «بد نیست به آنها بگویید “این دروغ است و من از دروغ خوشم نمی‌آید”. برایشان توضیح دهید که چگونه دروغ اعتماد را از بین می‌برد در حالی که آدم‌ها نیاز دارند به هم اعتماد کنند. شاید لازم باشد چند بار این کار را تکرار کنید، اما وقتی بچه‌ شما حقیقت را به شما می‌گوید و شما عصبانی نمی‌شوید، یاد می‌گیرد که همیشه همین طور عمل کند». در زبان و البته در عمل ارزش‌هایتان را با آنها در میان بگذارید. آرنل می‌گوید: «بسیاری از والدین برای ورود به سالن سینما درباره‌ سن بچه‌هایشان دروغ می‌گویند. این کار به بچه‌ها چه یاد می‌دهد؟» به کار ناشایستی که او را در وهله‌ اول به دروغ‌گویی واداشته بپردازید. اگر کودک‌تان کتابی را گم کرده و درباره‌ی آن دروغ گفته است، به او کمک کنید راه‌حلی بیابد. از تواناییِ در حال رشد او برای چاره‌جویی بهره بگیرید. آرنل می‌گوید: «حل مسئله ابزار بسیار خوبی است چون از این طریق بچه‌ها از راهنماییِ والدین برای چاره‌جویی و مشکل‌گشایی سود می‌برند. وقتی بچه‌تان حقیقت را می‌گوید، مطمئن باشید می‌داند که قدردانِ راستگویی‌اش هستید. بگذارید بداند که می‌تواند به شما اعتماد کند تا به او کمک کنید چیزی که نیاز دارد به دست آورد بی‌آنکه لازم باشد به دروغ متوسل شود. نوجوانان بچه‌ی ۱۲ساله‌تان برای رفتن به مدرسه از وسایل نقلیه‌ی عمومی استفاده می‌کند. شما چندان نگران نیستید چراکه او مستقیماً به خانه می‌آید. یک روز خیلی دیر می‌کند و می‌گوید کلاسش طول کشیده است، حرفی که باورش برای شما سخت است. بعد بطور تصادفی می‌فهمید که تأخیر او نه بخاطر کلاس بلکه بخاطر دورهمی‌ با دوستانش بوده است. چرا نوجوانان دروغ می‌گویند؟ بسیاری از دروغ‌هایی که دبستانی‌ها و نوجوانان می‌گویند با زندگی‌ِ اجتماعی‌شان ارتباط دارد، اینکه با چه کسانی دوست‌اند و چه برنامه‌هایی دارند. جَنِت مریسون روان‌شناس در تورنتو می‌گوید: «زندگیِ بچه‌ها در این سنین تا اندازه‌ای از والدین‌شان مستقل می‌شود. دروغ‌‌گویی‌شان لزوماً دغل‌کارانه نیست بلکه این احساس را به آنها می‌دهد که برای نخستین بار در زندگی‌شان می‌توانند کارهایی بکنند که اجازه ندارند.» این روند در طیِ نخستین سال‌های نوجوانی هم ادامه می‌یابد. بچه‌ها می‌خواهند بیشتر برای خودشان تصمیم بگیرند و والدین (با قصد خوب) می‌خواهند همچنان بر آنها کنترل داشته باشند. موریسون هشدار می‌دهد که «اگر فرزندان فکر کنند هر وقت کاری را مسقلاً انجام می‌دهند مجازات می‌شوند، انگیزه‌ی خوبی برای دروغ‌گویی خواهند داشت.». چه باید کرد؟ بگذارید فرزندتان بداند که دروغ‌گوییِ او را تشخیص می‌دهید ولی نمی‌پسندید. در عین حال به یاد داشته باشید که او از این راه به‌اشتباه می‌کوشد استقلالش را اثبات کند. موریسون می‌گوید: «می‌توانید چیزی شبیه این به بگویید: “ممکن است در لحظه‌ی آخر تصمیم‌بگیری که به خانه نیایی تا تلکیف‌هایت را انجام دهی. عیبی ندارد که به خانه‌ دوستت بروی. فقط به من اطلاع بده”. با چنین واکنشی به فرزندتان این پیام سازنده را می‌دهید که به خودمختاریِ او که هرچه بیشتر می‌پرورد احترام می‌گذارید، اما نسبت به امنیت و سلامت او نگرانید.» وقتی فرزندتان به سن نوجوانی رسید مقررات کم‌تری برایش وضع می‌کنید. موریسون می‌گوید: «چه والدین بپسندند چه نپسندند، در این دوره مشاجره بسیار زیاد است، مثلاً درباره‌ی اینکه کِی بچه‌ها تکلیف‌های درسی‌شان را انجام دهند، کِی به رختخواب بروند و…. هرچه والدین سخت‌گیرتر و کم‌مداراتر باشند و هرچه کم‌تر اهل گفت‌وگو باشند، فرزندان بیشتر از مقررات آنها سرپیچی می‌کنند و بیشتر به آنها دروغ می‌گویند.» حتی وقتی فرزندتان درباره‌ چیز مهمی به شما دروغ گفته است (مثلاً مخفیانه از جیب شما پول برداشته تا سیگار بخرد) شدیداً عصبانی نشوید. بعضی بچه‌ها کارهای احمقانه می‌کنند. موریسون پیشنهاد می‌کند به جای آنکه فکرتان را به دروغی که گفته مشغول کنید بهتر است بر تصمیم خطرناکی که می‌گیرد متمرکز شوید. بسته به اوضاع و احوال، شاید از او بخواهید پول را برگرداند یا از پول توجیبی‌اش کم کنید. «در این نمونه، چیزی که مهم است نه خودِ دروغ‌گویی بلکه دلیلِ آن است. مسلم است که بچه‌ها برای مخفی نگاه داشتنِ چنان تخلف‌هایی دروغ می‌گویند.» بی‌شک وقتی کسی می‌فهمد بچه‌اش به او دروغ گفته نگران می‌شود. ممکن است به آینده بیندیشد و تصور کند که فرزندش خلاف‌های بزرگ‌تر مرتکب خواهد شد. اما چنین نیست. آرنل می‌گوید: «قرار نیست دروغگوییِ بچه‌ها به چیز هولناکی در آینده منجر شود. بچه‌ها باید راه خودشان را بیابند و والدین آنجا هستند تا بچه‌ها را در انواع موقعیت‌ها راهنمایی و سرپرستی کنند.» تا جایی که به آنچه بچه‌هایمان به ما می‌گویند – خوب یا بد – با رویی گشاده واکنش نشان دهیم، دروغ‌گویی مشکلی برطرف‌شدنی است. باور کنید.    

بیخوابی کودکان، کابوس والدین

بچه ها موجوداتی شیرین و دوست داشتنی هستند اما همین کودکان زمانی که شما نیاز به استراحت شبانه دارند، کابوس والدین خود می شوند و به همین ترتیب خود کودکان نیز به استراحت شبانه خود نمی رسند. کودکان در یک سالگی شب ها بیدار می مانند و در دوسالگی نسبت به خوابیدن رغبتی ندارند و در بعضی موارد از کابوس هایشان و ترس صحبت می کنند. از همین سنین به بعد بیدار شدن در طول شب نیز به معضلات شبانه ی کودکتان افزوده می شود. اما در مورد این بی خوابی ها و این ترس ها و کابوس ها چه باید کرد و نحوه ی برخورد چگونه باید باشد. کودکان در سن چهار سالگی به حدود 11 ساعت خواب وکودکی در سن دوازده سالگی به 9 ساعت خواب شبانه نیاز دارند. والدین عزیزی که مسولیت بچه دار شدن را قبول کرده اید، باید بدانید که برای شروع و برخورد با کودکتان باید قوی باشید و میزان تحمل خود را افزایش دهید. اگر کودکتان از خوابیدن در تخت خواب خود می ترسد بهتر است از راه کار های متفاوتی استفاده کنید تا علت این ترس را پیدا کنید. مثلا اگر این ترس به علت دیدن کابوس شبانه است از کودک خود بخواهید که خواب ترسناک خود را نقاشی کند. در حین نقاشی نیز ازاو بپرسید که این نقاشی چه مفهومی برای او دارد. با روشن کردن و صحبت کردن در مورد خوابش، ترس او نیز کمتر خواهد شد. برای کودکتان لباسی که راحت به همراه رنگ مورد علاقه او است را بر تنش کنید. بگذارید که احساس راحتی و احساس خوبی داشته باشد. اگر فرزندتان در طول شب چندین مرتبه بیدار می شود بهتر است نگذارید در طول روز بخوابد و یا فعالیت ها و بازی کودکتان را افزایش دهید. اما این بازی های هیجان آور مانند توپ بازی و یا فوتبال و یا پارک رفتن را به سمت شب موکول نکنید. بهتر است از عصر به بعد فعالیت های کودک را کاهش دهید و سعی کنید کودکتان را آرام کنید. زمانی که کودکتان از خواب بیدار شده، سعی نکنید که به او محبت زیادی بکنید بگذارید به آرامی در منار شما آرام شود و دوباره به خواب رود. به این ترتیب اگر کودکتان قصد جلب توجه شما را داشته باشد، متوجه می شود که این راه مناسبی نخواهد بود. تلوزیون دیدن و به کتاب قصه گوش دادن کمک بسیار زیادی در آرامش کودکتان دارد. می توانید از قویه تخیل کودکتان نیز کمک بگیرید و برای او تصویری از یک ساحل آرام و یا به تصویر کشیدن ذهنی درازکشیدن در یک قایق را برای کودکتان شرح دهید. می توانید به کودک خود چند حرکت ساده یوگا و یا کششی را آموزش دهید تا قبل از خواب در رختخوابش انجام دهد. اگر زمان خاصی برای خواب کودکتان دارید، بهتر است به او زور نکنید و بگذارید با میل و رغبت به سمت اتاق خواب برود. به او پیشنهاد بدهید که در تخت خواب خود دراز بکشد و آرام باشد و به او بگویید نیازی نیست بخوابد. زمانی که فشار و زوری در کار نباشد، کودک به آرامی به خواب می رود.
بوی ماه مدرسه والدین عصبانی، کودکان خشمگین هفت درصد نوزادان ایمیل دارند! انواع بازی کودکان اشکها و لبخندها

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

جوانترین استاد دانشگاه جهان کیست؟

آلیا صبور دختر ایرانی جوان ترین استاد دانشگاه در جهان است،  نام او در تاریخ ۱۹ فوریه ۲۰۰۸ در کتاب رکوردهای جهانی گینس نوشته شد و پس از ۲۹۱ سال رکورد آقای کولین مک‌ لورین رکورددار پیشین را شکست.او در تاریخ سوم اسفند ۱۳۶۷ برابر با ۲۲ فوریه ۱۹۸۹، در شهر نیویورک بدنیا آمد.

چگونه یک رمز عبور قوی داشته باشیم

در عصر حاضر رمز عبور یکی از مهم ترین مقوله‌هایی است که هر فردی با آن سر و کار دارد. از ماموران ویژه‌ی امنیتی گرفته تا کاربران ساده‌ی وب، همگی به یک رمز عبور جهت حراست
اعدادی که آثار هنری می آفرینند رازهایی که زنان در مورد مردها نمی دانند فیل در زبان نهنگ با این 5 ترفند سرعت کامپیوترتان را بهبود بخشید از لادیزنگار: خواص سنگ ها

مطالب تصادفی

حرفه من

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!

برای مصاحبه شغلی آماده باشید

همه می دانیم که یافتن شغلی مناسب چقدر سخت است، تعداد محدود نیازهای شغلی، عدم مطابقت تحصبلات به شغل های پیشنهاد شده، سابقه کار اندک و همچنین عدم داشتن پارتی مناسب که در صورت حل این مشکل آخری دیگر نیازی به رفع و رجوع بقیه موارد ندارید. سلسله نوشته های ذیل در حقیقت به شما کمک می نماید که از کنکور مصاحبه کاری براحتی و با موفیت عبور نمائید. استرسی که برای عبور از این آخرین و بلند ترین مانع دارید میتواند شانس شما را در متقاعد ساختن مصاحبه کننده در انتخاب شما کاهش دهد هر چند که شما و کار مورد نظر واقعا بهم بیائید.اما در آغاز بررسی می نمائیم سوالاتی را که باید جواب آنرا از آغاز در آستین داشته باشید. · چرا شما به کار در صنف .. علاقمندید؟این سوال در حقیقت بسیار کلی است و بهتر است اگر جوابی برایش ندارید و باید بگوئید دنبال کار می گردم وقت خود را تلف ننمائید. بهترین جواب می تواند برگرفته از تجربه شخصی/تحصیلی شما با صنف مزبور باشد. میتوانید حتی از آینده ای که برای این صنف در نظر دارید سخن بگوئید، مثلا کمتر کسی به صنعت نفت واقعا از ته دل علاقه دارد ولی همه می دانیم صنعت نفت و انرژی تا دنیا هست باقی خواهد ماند. مصاحبه کننده احتیاج دارد علاقه شخصی یا نگرشی بلند مدت را درون شما به صنف مزبور بیابد. · چرا به کار در شرکت ما علاقمندید؟سوال آسانی بنظر می آید اما بموقع خودش میتواند کمی چالش ایجاد نماید، بهتر است قبل از انجام مصاحبه نگاهی به گذشته و فعالیتهای شرکت داشته باشید و چند نکته مثبت را که در شما انگیزه حضور یا مشارکت در فعالیتهای این شرکت ایجاد می نماید را پیدا نمایید. باز هم از کلی گویی بپرهیزید. · 5 سال بعد از این می خواهید چکاره شوید؟آیا فکرش را کرده اید؟ کمتر اتفاق می افتد کسی که دنبال کاری می گردد فکر 5 سال بعد را نیز نموده باشد. در این مورد بهتر است قبل از اینکه به مصاحبه بروید کمی فکر نمائید، صادق باشید و اگر قصد ماندن در شرکتی را برای بلند مدت ندارید بگویید. ادامه تحصیل بالاتر، امکان مدیریت بخشی از شرکت و حتی راه اندازی کسب و کار شخصی خیلی بهتر از کلمه هنوز فکری ندارم است، مصاحبه کننده با این سوال در حقیقت میزان بلند پروازی شما را می سنجد اگر نه حتی خودش نیز نمی داند 5 روز آینده بطور قطع چه خواهد نمود. · بار آخری که حقوق شما مورد باز بینی قرار گرفته است کی بوده است؟این سوال در حقیقت برای اینست که ببیند آیا در محل قبلی از کار شما رضایت داشته اند یا خیر. در این مورد بهتر است کتمانی انجام نگردد. شرکتها امروزه کم و بیش از وقایع داخل هم اطلاع دارند اگر بر سر پاداش و اضافه نمودن حقوق مشکلی داشته اید یا وضع مالی شرکت طوری نبوده که پاسخگوی نیازهای شما باشد بدون رو در وایستی بگویید. · چه نوعی از مدیریت  را بیشتر می پسندید؟آیا فرد مستقلی هستید یا نیاز دارید کسی شما را در طول مسیر راهنمائی نماید؟ مدیران بیشتر دنبال افرادی هستد که میتوانند کاری را بدون اینکه 50 بار ایمییل رد و بدل شود و 10 بار صحبت شود انجام دهند. مهم اینست که گزارش کار انجام شده را آنان برای مقامات بالاتر ببرند. · چه نکات مهمی در کارهای قبلی خود آموخته اید؟اگر در صنف خود دنبال شغل دیگری در شرکت دیگری می باشید یاد آوری چند مورد فنی خیلی هم مناسب و خوب است اما اگر از بانکداری به صنعت لبنیات میخواهید وارد شوید بهتر است نکاتی کلی از مهم بودن همکاری های بین گروهی و درون گروهی، نظم و انضباط کاری، حرکت بر اساس برنامه ریزی انجام شده و غیره را بعنوان مثال بکار گیرید. · کدام را بیشتر پسندیدیید و چرا؟بازگشت به سوال قبل، مصاحبه کننده بدنبال شناختن بیشتر شما می باشد، در این زمان شما میتوانید یکی از تجربیات خود را باز نموده و توضیحات بیشتری از تجربه خود بدهید. · چه کاری با رهبری شما انجام گرفته است؟آیا تاکنون حرکت انقلابی در محل کار قبلی انجام داده اید؟ پروژه ای که با پیشنهاد و رهبری شما آغاز و به نتیجه رسیده باشد؟ لزوما اگر محل کار نه زندگی شخصی چه؟ آیا کسی هستید که بتواند جمعی از دوستان را برای مسافرت یا کار گروهی دیگری بسیج نماید؟ · چه نقاط ضعف و چه نقاط قوتی دارید؟هیچکدام ما خدا نیستیم و ضعفهای بیشماری داریم، ولی بهتر است یک یا دو مورد آنرا که به بهروری شما در محل کار تاثیر می گذارد اشاره نمائید. عدم ایجاد ارتباط قوی با همکاران، عدم قدرت رهبری تیمی، عدم امکان کار در شرایط سخت و ساعات کاری طولانی از مواردیست که مصاحبه کننده بدنبال آن است. بهتر است از الان بداند در چه چیزهایی میتواند بروی شما حساب ویژه باز نماید و در چه چیزهایی خیر. · چه نکاتی بازگو کننده پیشرفت شخص در یک موسسه می باشد؟همه میخواهند پیشرفت نمایند ولی نوع پیشرفتیکه شما در ذهن دارید  در حقیقت شرط اساسی برای مصاحبه کننده است. جواب شما به وی توضیح میدهد که شما چه نوع راهی را برای پیشرفت در موسسه بکار خواهید بست آیا با همکاری با دیگران خود را بالا خواهید کشید یا با به زیر آوردن آنان. · آیا امکان کار در شهرستانها را دارید؟نترسید همین الان شما را به کویر تبعید نکرده اند، شاید چند ماهی یا شاید ماهی چند روز مجبور به مسافرت شوید. چه کسی از مسافرت بدش می آید؟ اگر واقعا نگرانید بهتر است قبل از جواب نه دادن شرایط تغییر مکان موقت  یا بلند مدت را بپرسید پرسیدن چیزی که شما را برای دادن پاسخ بهتر به مصاحبه کننده کمک می کند یکی از ویژگی های مثبت شما محسوب خواهد شد. · علایق شخصی شما چیست؟آیا ورزش می کنید؟ تلویزیون تماشا می نمایید یا ترجیح می دهید وقت خود را با دوستان و خانواده بگذرانید؟ کتاب می خوانید یا شال و پلیور می بافید؟ مهمانی می گیرید یا به سفر می روید؟ فکر نکنیند مهم نیست هر کدام از علایق ما بنوعی بازگو کننده شخصیت ما می باشد. · کار گروهی چقدر برای شما اهمیت دارد؟این مساله بسیار مهمی در داخل سازمان میباشد، اگر قرار بر انجام کارها بصورت شخصی بود خوب هیچوقت سازمانی بوجود نمی آمد بنابر این هیچوقت سعی نکنید اهمیت کار گروهی را کوچک جلوه دهید، اینکار شما را بزرگ نمی نماید. اگر درون تیم بودن برای شما مشکل است بهتر است شروع به یادگیری نمایید، مطمئن باشید این یک هنر اکتسابی است که با کمک و همراهی و  کمی هم تساهل  براحتی بدست می آید. در قسمت بعدی این مقاله موارد منفی را که بهتر است در مصاحبه از آنها پرهیز کنید را مطرح می نماییم.
زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند کیک ها را من نقاشی می کنم زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست حرف هایی که در محیط کار نباید گفت بدون خونریزی اول شویم!

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

افزایش رضایت از زندگی در سنین بالاتر

این روزها همه در جستجوی دستیابی به شادی هستند. تبِ شاد بودن و آرامش، تقریبا به یک وسواس جهانی تبدیل شده است. بسیاری از تصمیمات و رابطه های مان را با مقدار شادی می سنجیم.  تاکید مداومی که برای دست یافتن به شادی در طی نیم قرن گذشته می شنویم بار بزرگی بر دوش بشر معاصر قرار داده است. بیشتر از همه شاهد رواج این توقع در 30 و 40 ساله ها هستیم و برای همین، بی دلیل نیست که بیشترین مصرف داروهای ضدافسردگی مربوط به این دوران عمر بشر است. ولی از یک دهه اخیر تحقیقات نشان داده است دوره های مختلف سن بشر و تغییرات طبیعی همراه آن در ایجاد شادی فردی موثر هستند.  بالاترین سهم خرسندی را دهه 20 سالگی عمرمان حس می کنیم ولی در سی سالگی و اوائل چهل سالگی به حداقل ممکن می رسد و دوباره به دلایلی از اواسط چهل سالگی، احساس شادی در زندگی افزایش می یابد. پنج دلیل مشخص وجود دارد که بشر از میانسالی به بعد از احساس شادی و آرامش بیشتری می تواند برخوردار گردد. 1- تاثیر زمان معمولا تا اطراف 30 سالگی به دنبال  برنامه ریزی برای آینده مطمئن هستیم و وقتی به نزدیکی های چهل سالگی می رسیم متوجه می شویم  که اولا خیلی از توقعات ما به واقعیت نرسیده است و دوما، آینده ایی که در پیش رو داریم نیز از قد و قامتش کاسته شده است. پس یا ناچاریم ترس و وحشت گریبان ما را بگیرد یا واقعیت کنونی را بپذیریم و برای تطبیق هر چه بهتر، فکرو ذکر مان را معطوف کنیم به گذشته بهتری که داشتیم. با این کار یاد می گیریم به احساس آرامش و رضایتی برسیم که قبلا امکانش نبود. 2 – کنترل هیجان در زندگی وقتی جوان تر هستیم به هیجانات وجود مان میدان می دهیم و از نظر احساسی اوج می گیریم و طبیعتا پایین آمدن از آن مرحله نیز اذیت کننده تر است. ما با گذشت زمان یاد می گیریم که هیجانات مان را کنترل کنیم. در حوالی 50 سالگی یاد می گیریم به یک تعادل نسبی دست بیابیم چون قدر شادی به دست آمده را بیشتر می دانیم و آن را نزد خود ماندگارتر می سازیم. برای همین اوقات آرامش و شادی مان در سنین بالاتر، بیشتر می شود. 3 – قدر دوستی ها را دانستن در دهه اول بزرگسالی، سر مان با آشنایی های جدید و حلقه دوستان در محیط ها و شغل های مختلف، خیلی شلوغ است. ولی در 30 سالگی، وضعیت فرق خواهد کرد. ما دیگر به اندازه سابق وقت برای رفت و آمد اجتماعی نداریم. با افزایش سن، ناگزیریم فرصت های موجود را متمرکز کنیم و با دوستیها و رابطه های به جا مانده با دقت و توجه بیشتری روبرو شویم. ایجاد دوستی های کمتر ولی عمیقتر، برای ما شانس افزایش شادی و خرسندی را فراهم می کند. 4 – ماجراهای زندگی وقایع زندگی شبیه ترافیک جاده ها است. در جوانی، وقایع و ماجراها کمتر است و ترافیکی نیز وجود ندارد. اما مسئولیت ها، آرزوها و هدف هایی که برمی گزینیم در میانسالی به اوج می رسند و جاده زندگی مان به شدت پرترافیک می شود.   به خاطر شلوغی و ترافیک زندگی، به ناگزیر از اتفاقات و وقایع کاسته می شود در ضمن بر اساس تجربیات، یاد می گیریم راحت تر از همیشه، جاده زندگی را حتی اگر شلوغ هم باشد طی کنیم.   5 – افزایش قدرت پیشبینی در طی دهها سال اول بزرگسالی، یزندگی های مختلف را می بینیم و کم کم با افزایش تجربه و تکرار وقایع مشابه، یاد می گیریم مشکلات را قبل از ایجادشان، حدس بزنیم. احساس پیشبینی  وقایع به ما اعتماد به نفس و آمادگی بیشتر برای رویارویی با آنها می دهد و به همان اندازه نیز آرامش، شادی و صلح شخصی نصیب مان می سازد.Jolanta Burke, Senior Lecturer in Psychology, University of East London

بیایید آدم های متمدنی باشیم

مدتها بود كه فكر می كردم آنقدر بزرگ شده ام كه دیگر با كسی قهر نكنم و یا اینكه آنقدر عاقل شده ام كه اگر از كسی دلگیر شدم با گفت و گو حل اش كنم. این حرف همیشه من است كه ما آدمهای متمدنی هستیم.
چرا تا حالا ازدواج نکرده اید؟ افزایش سن برابر است با کاهش دوستان نشانه هایی از درخواست توجه بیشتر سگمان از ما خود را یرای تابستانی داغ آماده کنید چرا بعضی از افراد خوش شانس تر هستند؟

آداب و رسوم

زن و ازدواج در دوره ایران باستان

در دين زرتشتي تعدد زوجات روا نيست و گفته شده همانگونه که يک زن نمي‌تواند در يک زمان بيش از يک شوهر داشته باشد مرد نيز نمي‌تواند در آن واحد دو يا چند زن داشته باشد. اختيار زن دوم در شرايطي خاص و سخت که در آيين نامه زرتشتيان آمده جايز است نظيراينکه زن اول فوت شده باشد.. در ايران باستان تنها در صورتي فرد زرتشتي مي‌توانست با وجود زن اول زن ديگر اختيار کند که زن اول به تشخيص پزشک عقيم بوده و خود موافقت خويش را براي اين کار اعلام کند و رضايت داشته باشد هدف از اين عمل نيز بقا نسل و پرورش فرزنداني نيک براي دين و دنياست. در مورد انواع پيوند زناشويي در ايران باستان گفتني است که زن و مرد زرتشتي به 5 صورت و تحت عناوين پادشاه زن- چاکر زن- ايوک زن- ستر زن- خودسر زن پيوند زناشويي مي‌بستند که هر يک جداگانه به شرح زير است: 1-پادشاه زن: اين نوع ازدواج به حالتي گفته مي‌شد که دختري پس از رسيدن به سن بلوغ با موافقت پدر و مادر خود با پسري ازدواج مي‌کرد و پادشاه زن از کاملترين حقوق و مزاياي زناشويي برخوردار بود و کلا" همه دختراني که براي نخستين بار و با رضايت پدر و مادر ازدواج مي‌کردند، پيوند زناشويي آنان تحت عنوان پادشاه زن ثبت مي‌شد.. 2-چاکر زن: اين نوع ازدواج به حالتي اطلاق مي‌شد که زني بيوه به عقد و ازدواج با مرد ديگري در مي‌آمد. اين زن با زندگي در خانه شوهر دوم خود حقوق و مزاياي پادشاه زن را در سراسر زندگي مشترک دارا بود، ولي پس از مرگ آيين کفن و دفن و ساير مراسم مذهبي اش تا سي روزه توسط شوهر دوم يا بستگانش برگزار مي‌شد. ولي هزينه هاي مراسم بعد از سي روزه به عهده بستگان شوهر اولش بود، چون معتقد بودند در دنياي ديگر اين زن از آن نخستين شوهر خود خواهد بود و به همين علت پيوند دوم او تحت عنوان چاکر زن ياد مي‌شد. حال براي برخي ناآگاهان پيوند زناشويي از نوع چاکر زن را اختيار کردن زن صيغه اي توسط پدران ما در گذشته قلمداد کرده و پادشاه زن را زن عقدي بيان مي‌کنند که صحت ندارد. 3-ايوک زن: اين نوع ازدواج زماني اتفاق مي‌افتاد که مردي دختر يا دختراني داشت و فرزند پسر نداشت و ازدواج تنها دختر يا کوچکترين دخترش تحت عنوان ايوک ثبت مي‌شد و رسم بر اين بود که اولين پسر تولد يافته از اين ازدواج به فرزندي پدر دختر در مي‌آمد و به جاي نام پدرش نام پدر دختر را بعد از نامش مي‌آوردند و اين نوع ازدواج باعث شده که برخي افراد غير مطلع برچسب ازدواج با محارم را به زرتشتيان بزنند و اظهار کنند که پدر با دختر خود ازدواج مي‌کرده است. اينک اشتباه افراد ناآگاه کاملا" مشخص شد و اتهام ازدواج با محارم کاملا" مردود است. 4-ستر زن: وقتي که فرد بالغي بدون ازدواج در مي‌گذشت، پدر و مادر يا خويشان اين فرد موظف بودند به خرج خود و به ياد فرد درگذشته دختري را به ازدواج پسري در مي‌آورند. شرط اين نوع ازدواج آن بود که دختر و پسر متعهد مي‌شدند که در آينده يکي از پسران خود را به فرزند خواندگي فرد درگذشته بدون زن و فرزند درآورند. 5- خودسر زن: اگر دختري و پسري پس از رسيدن به سن بلوغ برخلاف ميل والدين خود خواستار ازدواج با يکديگر مي‌شدند و مصر بر اين امر نيز بودند، با وجود مخالفت والدين ازدواج آنها منع قانوني نداشت و زير عنوان خودراي زن ثبت مي‌گرديد و در اين بين دختر از ارث محروم مي‌شد، مگر اينکه والدينش به خواست خود چيزي به او مي‌دادند يا وصيت مي‌نمودند که بدهند. اين نوع ازدواج ها در ايران باستان انجام مي‌شد امروزه ازدواج ها تحت اين عناوين ثبت نمي‌شود.  گفتني است که طلاق در آيين زرتشتي مطرود و منفور است و تحت شرايطي ويژه و در مواردي نادر و خاص طبق آيين نامه زرتشتيان مجوز داده مي‌شود.

عید فطر در میان کشور های اسلامی

آداب و رسوم برای اتفاقات مشخص ، با توجه به فرهنگ، جغرافیا و تاریخ هر کشوری متفاوت است.  عید فطر نیز یکی از این اتفاق های زیباست که برای مسلمانان عیدی خاص است اما در هر کشوری نحوه برپایی آن متفاوت است.
بادرود: میزبان پنجمین جشنواره ملی انار ایران توجه به یوزپلنگ ایرانی در روزی که "ماریتا تنها شد" چند راهکار مفید برای خرید عید رضایت بخش دوست داشتن را پاس بداریم ورود آقایان ممنوع! حکمرانی زنان در روستای آب اسک

سفر و تفریح

چشمه های باداب سورت، نقاشی طبیعت روی زمین

برای دیدن یک نقاشی آبستره با رنگ های گرم قرمز و نارنجی بدون دخالت هیچ کس و فقط به دست طبیعت به کجا باید سفر کرد؟ شاید اولین جایی که به ذهن بیشتر افراد برسد چشمه های« پاموکاله» در ترکیه است ، اما...

باقیمانده یوز ایرانی

از یوزپلنگ آسیایی تنها جمعیت کوچکی در ایران باقی مانده است. مدیرعامل "انجمن یوزپلنگ ایرانی" می‌گوید کمتر از ۷۰ قلاده یوز در ایران وجود دارد که عوامل انسانی خطر انقراض نسل آن‌ها را تشدید می‌کند. بر اساس آخرین آمار "انجمن یوزپلنگ ایرانی"، تعداد یوز در ایران از آن‌چه پیش از این اعلام شده بود کمتر است. پیش‌تر سازمان حفاظت از محیط‌‌زیست ایران اعلام کرده بود بین ۷۰ تا ۱۲۰ یوزپلنگ در ایران وجود دارد. مرتضی اسلامی دهکردی‌ مدیرعامل "انجمن یوزپلنگ ایرانی" می‌گوید بعد از اجرای برنامه برآورد جمعیت یوز مشخص شده که نه حداقل بلکه حداکثر ۷۰ یوز در ایران وجود دارد. یوزپلنگ آسیایی در نیمه قرن گذشته از پهنه اکثر زیستگاه‌های خود در آسیا محو شد و تنها جمعیت کوچکی از آن در ایران باقی ماند. عمده زیستگاه یوزپلنگ ایرانی در استان‌ یزد است. همچنین استان خراستان جنوبی، پارک ملی و منطقه‌ی حفاظت‌شده‌ سیاهکوه پناهگاه حیات وحش دره انجیر، منطقه شکار ممنوع آریز، منطقه‌ حفاظت‌شده‌ کوه بافق، منطقه‌ حفاظت‌شده‌ کالمند بهادران، منطقه‌شکار ممنوع بهاباد در استان یزد، پناهگاه حیات وحش دربند راور در استان کرمان، پارک ملی توران، منطقه‌ی حفاظت‌شده‌ خوش ییلاق در استان سمنان، پناهگاه حیات‌وحش میاندشت در استان خراستان شمالی و منطقه‌‌ درونه در استان خراسان رضوی، پارک ملی کویر در استان سمنان و پناهگاه حیات‌وحش عباس‌آباد نایین در استان اصفهان از دیگر زیستگاه‌های یوزپلنگ در ایران هستند. جاده‌ها؛ مهم‌ترین خطر برای یوزپلنگ‌ها آن‌طور که مدیرعامل "انجمن یوزپلنگ ایرانی" می‌گوید تخریب زیستگاه یوزپلنگ به وسیله احداث جاده و معدن مهم‌ترین خطری است که زندگی یوزها در ایران را تهدید می‌کند. در سال ۱۳۹۰ حدود دو سوم تلفات یوزپلنگ در ایران مربوط به تصادف یوزها با وسایل نقلیه در جاده‌ها بوده است. مرتضی اسلامی دهکردی‌ می‌گوید: «متاسفانه جدیدا هم جاده‌هایی در زیستگاه‌های یوزپلنگ در حال احداث است که یکی از بدترین‌ آن‌ها جاده موسوم به جاده‌ گزوییه است که از وسط منطقه حفافظت‌شده کوه بافق عبور می‌کند. این منطقه یکی از مهم‌ترین زیستگاه‌های یوز و پلنگ در ایران است که این جاده دقیقا از وسط منطقه‌ی امن زیستگاه یوز عبور می‌کند.» آیا برای جلوگیری از انقراض یوزپنگ ایرانی، تکثر یوز در اسارت امکان‌پذیر است؟ به گفته مدیرعامل "انجمن یوزپلنگ ایرانی" این کار بسیار مشکل و هزینه‌بر است. او می گوید: «اولویت همیشه حفاظت در زیستگاه‌هاست و اگر قرار است هزینه‌ای شود، در درجه‌ اول باید برای حفاظت از زیستگاه‌ها اتفاق بی‌افتد. الان تکثیر یوز هیچ اولویتی ندارد. با این کار ما نمی‌توانیم جلو انقراض یوز را بگیریم. به‌خاطر این‌که حتی اگر طرح تکثیر یوز هم موفق باشد، اگر زیستگاهی وجود نداشته باشد، نمی‌‌شود آن‌ها را رهاسازی کرد. اگر بتوان جمعیتی از یوزهای تکثیرشده را در زیستگاه‌های ناامن رهاسازی کرد، باز دوباره به واسطه‌ همان عوامل تهدیدی، یوزها از بین می‌روند و میلیون‌ها تومان سرمایه‌گذاری از دست می‌رود.» دوربین‌های تله‌ای در ایران برای درک بهتر از زندگی و تعداد یوزها از دوربین‌های تله‌ای استفاده می‌شود. سنسور این دوربین‌ها به حرکت و حرارت حساس هستند. این دوربین‌ها در زیستگاه‌های یوز کار گذاشته می‌شوند و وقتی حیوانی از جلوی دوربین رد شود، این دوربین‌ها تصاویر حیوان را ثبت می‌کنند. خال‌های یوزپلنگ هم‌چون اثر انگشت انسان منحصر به فرد است و خال‌‌های هیچ دو یوزی شبیه به هم نیست. بعد از ثبت تصاویر توسط "انجمن یوزپلنگ ایرانی"، خال‌های یوزپلنگ‌ها با هم مقایسه می‌شوند و پس از بررسی، آماری از تعداد یوزپلنگ‌هایی که در ان منطقه زندگی می‌کنند به دست می‌آید.   منبع: DW
غارنوردی از نوع بورنیک پیکره هفت متری شاپور، نگهبان بیشاپور خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان ایران زیبای ما (قسمت دوم) کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی