1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

هر آنچه ما از فرهنگ و سنت های ژاپنی می دانیم همان چیزهایی است كه در فیلم ها دیده ایم. لباس های كیمونو با شكوفه های گیلاس، رسم چای ویا هاراگیری. در آن فیلم ها به ما نشان می داد كه فرهنگ این كشور شرقی چقدر با ما متفاوت است. آنان حتا برای راه رفتن هم آدابی دارند. اینها را گفتم تا به این جا برسم كه ژاپنی ها همچنان می توانند مبدع سنت هایی باشند كه برای ما عجیب و غریب باشد.

ژاپن همچون بسیاری از كشورهای دیگر دچار معضل رو به رشد طلاق است. اما آنان برای آن نیز سنتی پیدا كرده اند. تا به حال مراسم طلاق شنیده اید؟مانند مراسم عروسی.

«مراسم طلاق» واژه جدیدی است. در این روز به خصوص زن و مرد در برابر دوستان و خانواده همانطور كه روز اول برای آغاز زندگی مشترك «بله» گفتند، برای پایان آن هم «بله» می‌گویند. برپایی مراسم طلاق ایده هیوركی ترائی است.

این مرد حدود یك سال قبل محل روباز كوچكی را در توكیو پیدا كرد و نام آن را «عمارت جدایی» نامید كه نام خوبی هم برای جایی است كه پایان یك زندگی رقم می‌خورد. از آن زمان به بعد بود كه 25 زوج برای «مراسم طلاق» به عمارت جدایی مراجعه كردند. هزینه برپایی این مراسم 55 هزار ین، معادل 606 دلار برای هر كدام از طرفین طلاق است.

شكوه و جلال این مراسم هم دست كمی از مراسم پرزرق وبرق عروسی ندارد. زوج‌های ناراضی پیش از آنكه به صورت رسمی طلاق بگیرند و پای برگه طلاق را امضا كنند دراین مراسم باشكوه با صدای بلند «بله» جدایی را می‌گویند. به هر ترتیب كار و بار ایده پرداز این قضیه حسابی گرفته و تا پایان تابستان بیش از 900 درخواست رزرو داشت.

مراسم طلاق ابداعی هم آداب و رسوم ویژه خود را دارد، درست مثل مراسم ازدواج مردم شرق دور كه هرنمادی در آن نشانی از زندگی دارد.

زن و شوهری كه قرار است این رابطه را برای همیشه پایان بدهند هر كدام جداگانه سوار بر كالسكه‌های ریكشا به «عمارت جدایی» می‌روند. همراهان و دوستان در آرامش و سكوت پشت كالسكه‌ها حركت می‌كنند و بدون تردید خاطره‌ای از روز عروسی برایشان زنده می‌شود.

جدا از پذیرایی با چای كه نوشیدنش در ژاپن آداب دشوار و منحصر به فردی دارد، مراسم طلاق تقریبا سوت و كور برگزار می‌شود.

بسیاری از زوج‌ها بی‌صبرانه منتظر اعلام پایان زندگی مشترك هستند تا بتوانند حلقه‌های ازدواج شان را با چكش خرد كنند. سر آهنی چكش شبیه سر قورباغه است و البته بدون دلیل انتخاب نشده.

قورباغه در فرهنگ ژاپن نماد تغییر و تحول است و حلقه‌های خرد شده با سر قورباغه در واقع نشان می‌دهد دوره‌ای از یك زندگی تمام شده و قرار است فصل جدیدی نوشته شود.

خانم و آقای فوجی، اولین مشتری تابستانی «عمارت جدایی» هستند. آنها هم با ریكشاهای جداگانه در معیت همراهان شان وارد عمارت می‌شوند. آقای فوجی كه تاجری 33 ساله است می‌گوید:

«تصمیم گرفتیم برای پایان پیوند زناشویی، یك شروع تازه داشته باشیم. می‌خواهیم با این كار به زندگی مان رنگ تازگی بزنیم.»

او خود را برای به بن بست رسیدن رابطه‌شان مقصر می‌داند و عقیده دارد ساعت‌های زیادی را بیرون از خانه بوده وبه‌رغم هشدارهای همسر سابقش برای ماشین و سایر وسایل موردعلاقه‌اش بیش از اندازه پول خرج كرده است. فوجی بعد از خرد كردن حلقه‌ها می‌گوید: «وقتی چكش را كوبیدم با خودم فكر كردم كه بله، این آخر داستان است و بعد احساس كردم قلب و روحم با هم تجدید شدند. حالا مطمئنم كه می‌توانم یك زندگی جدید و یك شروع دوباره را تجربه كنم.» همسر سابق او هم احساس مشابهی دارد.

ترائی كه خود را اولین تدارك دهنده مراسم طلاق در ژاپن می‌داند، این ایده را به منظور كمك به زوج‌هایی پرورش داد كه برای طلاق گرفتن دچار مشكل هستند.

دیدگاه‌ها  

+3 # من 1390-08-30 12:55
دقیقا برای همینه که من عاضق ازدواجم. چون بعد از طلاق دیگه هیچ راهی جز جدایی نداری و مجبور می شی زندگیتو تغییر بدی. ولی تو روابط خارج از ازدواج که خیلیاش حتی یه رابطه واقعی هم نیست سه قرن طول می کشه تا خودتو از اون داستان که اصلا هم خوشایند نیست بیرون بکشی. من طرفدار ازدواجم چون با طلاق تکلیف آدم معلوم می شه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مهناز 1390-08-30 13:27
خیلی جالب بود. چقدر خوبه از هر کشوری یه سری اطلاعات داشته باشیما
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهسا 1390-08-30 13:43
به نظر منم جالب بود. جواب میده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mahdi 1390-08-30 18:26
be hamin rahati ye farhange jadid bab mishe bad be keshvaray dige serayat mikone
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # laila 1390-08-30 19:18
man kolan az talagh motenaferam .hala barash marasemam dorost kardan .aman az hushe in japoniya
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

آنچه نباید به کوچولوی زیر یکسال تان بدهید

مادران جوان عجله دارند که هر چه زودتر به کوچولوهای شان غذای خشک و سفت بدهند. اما برای کودک زیر یکسال شما، هیچ غذایی بهتر از شیر مادر نیست.

انواع بازی کودکان

ساعات زيادي را که کودکان صرف بازي مي کنند نمي توان به هيچوجه تلف شده تلقي نمود، بازي در دوران کودکي يک کار جدي است بازی معمولا بازسازی یک تجربه به شیوه خود کودک و ترسیم بر اساس تصور و خلاقیت شخصی اوست اگر به نوع بازیهای کودکان نگاه کنیم تنوع و گوناگونی را در آنها مشاهده می‌کنیم. با تغییر سن کودکان، نوع بازیهای آنها نیز تغییر می‌ کند. بازی های خود جوش: در این بازی کودک نفر اول است و والدین تعیین کننده نوع و شیوه بازی کودک نیستند. بهتر است شرایط سالم برای بازی فراهم سازند و خود به عنوان همبازی شرکت داشته باشند و اجازه بدهند کودک با قدرت خلاقیت خودبازی را اراده کند. در این بازیها والدین نباید خواست و اراده خود را به کودک تحمیل کنند و سعی در آموزش دادن؛ نصیحت کردن، راهکار دادن نداشته باشند. باید همپای او و هم‌ردیف او قرار بگیرند و بازی  شادی را فراهم کنند. خلاقیت و رهبری در بازی با کودک است وهدف از آن صرفا لذت بردن کودک است. تنها این بازی سه قانون دارد 1- مکان مشخص 2- زمان مشخص 3- زدن، گاز گرفتن وپرتاب کردن ممنوع. البته بعد از زمان تعیین شده کودک خود به نتهایی می تواند بازی را ادامه دهد. و بهتر است در این بازی یک کودک با یک والد بازی کند. بازیهای فعال: بازیهای فعال از قدیمی ترین انواع بازیها هستند. کودک برای خارج ساختن نیرو ( انرژی ) اضافی بدن خود و یا رهایی از خمودگی و خستگی، اوقاتی را به بازیهای جسمی اختصاص می دهد. بازی فعال برای رشد جسمانی – فیزیکی کودک مهم است و از همان اوان کودکی این بازی شروع می شود و از  سینه خیز، چهار دست و پا، پرتاب کردن، بالا پریدن و...گرفته تا دویدن و گرگم به هوا و لی لی . بازی های اکتشافی : از حدود سه ماهگی در کودک شروع می شود. یعنی همان زمانی که با انگشتان خود بازی می کند و برای رشد حسی و حرکتی و هماهنگی بین چشم و دست مهم است . بازیهای تقلیدی: کودک در هر دوره ای دست به بازیهای تقلیدی می زند ولی این بازی در سالهای اولیه و خیلی زود در کودک شکل می گیرد. بازی تقلیدی نشانگر این است که کودک قادر است تشخیص دهد که آن حرکت قابل تکرار است.  کودک در آغاز به تقلید نقش والدین، خواهران، برادران و کلا نزدیکان می پردازد و از ایفای نقش آنها، بزرگترین لذت و تجربه را به دست می آورد و در دوران دبستان بیشتر نقش مربیان و معلمان را ایفا می کند . این نوع بازی  نشان دهنده  انگیزه کودک برای بزرگ شدن است . بازی با قابلمه واقعی، موبایل واقعی ، وسایل آشپزخانه و ... درست همان وسایلی که والدین از آن استفاده می کنند . در این دوره کودک دو ابزار بیشتر در اختیار ندارد (حس وهوش) و با این دو تنها قادر است تقلید کند. اگر تمایل دارید کودک از اسباب بازی استفاده کند ابتدا باید شما بعنوان والدین با اسباب بازی هایش بازی کنید تا او به تقلید از شما با آنها بازی کند . بازی های سازنده : این بازی ها شامل خلق چیزی مانند چیدن بلوک های لگو است. لازمه چنین کاری ترکیبی از حرکات دقیق و ظریف حسی و فهم و در ک شناختی است .در این بازی ها کودک نه تنها قادر به دستکاری عناصر و اجزا شده بلکه قادر است طرح چیزی را که در ذهن خود می خواهد بسازد مجسم کند . بازیهای نمایشی: مهمترین بازی که در آن احساسات، نیازها و عواطف کودکان می تواند بروز و ظهور پیدا کند، بازی نمایشی است.  بازی نمایشی می تواند کمک کند تا کودک از خود مرکزی، بیرون آید و متوجه بیرون خود شود و همچنین به کودک فرصت می دهد تا شخصیت درونی خود را آشکار کند. مثلا یک کلاه بلافاصله نقش تازه ای را برای کودک بوجود می آورد . اگرچه بازیهای تقلیدی و نمایشی با هم مشترکند و در حقیقت بازی نمایشی خود نوعی از بازی تقلیدی است؛ اما نکته ظریف این جاست که در بازی تقلیدی، کودک سعی به تقلید نقش دارد، در حالیکه بازی نمایشی کودک غلاوه بر تقلید نقش، انتظار خود از آن نقش را نیز بیان می دارد. (عصای پدر بزرگ را برداشته و  قصد خرید بستنی دارد) با این کار انتظار خود را از پدر بزرگ مطرح می کند . بازیهای نمادین: با اضافه شدن عنصر خیال به ذهن کودک بازی نمادین آغاز می شود. بازیهای نمادین نقطه اوج بازی های کودکانه است که از حدود یک و نیم یا دو سالگی آغاز می شود و در پنج و شش سالگی به کمال خود می رسد، و تا هشت و نه سالگی نیز ادامه می یابد. در واقع، بازی نمادین زمانی آغاز می شود که کودک به تدریج زبان می گشاید و توانایی کاربرد علائم و نمادهای زبان را دارد. بازی های نمادین، با بازی های تقلیدی و نمایشی تفاوت دارد. در بازی های تقلیدی و نمایشی، کودک با استفاده از وسایل موجود به برون فکنی یا درون فکنی امیال و خواسته های خود می پردازد و از این طریق، به لذتی درونی و برونی دست می یابد و خود را از قید تنش ها رها می سازد. دربازی های تقلیدی و نمایشی، کودک سعی دارد به اشیا و وسایل واقعی موجود در محیط خود دست پیدا کرده و با آن وسایل بازی کند اما در بسیاری از اوقات، محدودیت ها مانع دستیابی کودک به ابزار و وسایلی است که در بازی به آن نیاز دارد. در این مرحله است که کودک، برای حل مشکل خود، به بازی های نمادین روی می آورد و عناصری تازه وارد بازی کودکان می شوند. واقعیت ها تغییر شکل می یابند. اشیایی که وجود ندارند به وسیله اشیای دیگر به نمایش در می آیند.(یک تکه چوب به اسب و ماشین وهواپیما تبدیل می شود) هر چقدر کودک میزان تنش خانوادگی بیشتری داشته باشند و یا محرومیت عاطفی بیشتری داشته باشند (کمبود محبت) بازی های نمادین آنها بیشتر است و از این طریق جبران می کنند  مثلا کودکی که همیشه دوست دارد پلیس باشد در حال تخلیه تنش خود است . کودکی که دوست دارد همیشه رهبر باشد یا به او توجه کم می شود یا زیادی توجه می شود . بنابرین بازی نمادین یک پالاینده روانی برای بچه هاست و با نقش بازی کردن بخشی از درد درون خود را تخلیه می کنند .کودک با نقش بازی کردن احساسات خودش را بیرون ریخته و سبک می شود . بازیهای تخیلی: بازیهای تخیلی ریشه در خلاقیت کودک دارند. تخیل کودک به مرور و همگام با رشد ذهنی او از مرحله بازیها خارج شده و به صحنه داستانها و گفتارهای کودک کشانده می شود. نظریه پردازان معتقدند رشد تخیل کودک در هنگام کودکی و از طریق بازی می تواند باعث گردد تا در زندگی بزرگسالی این کودکان تبدیل به هنرمندان، نویسندگان، نقاشان، مخترعین و کاشفانی بزرگ گردند. (داستانهای تخیلی) بسیار مهم است که والدین این نوع بازی ها را با دروغ گویی اشتباه نگیرند . بازیهای آموزشی: بازیهای آموزشی، برای تقویت و رشد قوای حسی و ذهنی کودک می باشد. آنچه در بازیهای آموزشی مورد نظر است، چگونگی استفاده از بازی در رشد قوای حسی حرکتی و به فعالیت واداشتن کودک از طریق تمرین با وسایل بازی است. از جمله بازیهای آموزشی می توان از بازیهای دستی مثل ( پازل ) نام برد. نظارت مربیان و والدین در بازیهای آموزشی بسیار بااهمیت و حساس است؛ اما میزان این نظارت باید تا حدی محدود باشد. با این که هدف از انجام بازیهای آموزشی، بیشتر آموزش است تا بازی، اما جنبه بازی گونه بودن آن بایدحفظ شود. باید سعی شود کنترل اصلی در اختیار کودک بوده و جهت و مسیر آن را خود کودک تعیین کند. بازی های قاعده مند : این نوع بازی درجاتی از درک و استنباط درباره مسارکت و یادگیری و رعایت نوبت و ثبت نتایج و... را به ذهن کودک متبادر می سازد .و از حدود چهار –پنج سالگی می تواند در کودک شروع شود .
سلامت کودکان ؛ نتیجه تغذیه مناسب عروسک جاسوس نخرید تفسیر رنگ ها در نقاشی کودکان خطر سقط جنین با توجه به کمبود ویتامین E اشکها و لبخندها

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

گربه ها دوستان 5000 ساله ما

دانشمندان می‌گويند شواهدی يافته‌اند که نشان می‌دهد همزيستی گربه‌ها و آدم‌ها به حدود ۵۰۰۰ سال پيش بر می‌گردد. به نوشته روزنامه «ايندپندنت»، در حالی که بسياری از صاحبنظران همچنان بر اين نظر پافشاری می‌کنند که گربه‌های مغرور هيچ وقت به معنای واقعی «اهلی» نشدند، پژوهش‌های جدید باستان شناسی داستان متفاوتی را تاييد می‌کنند. بر اين اساس، نخستين بار چندين هزار سال پيش، گربه‌های وحشی با دست کشيدن از شکار در طبيعت برای تامين غذای خود به سوی انسان‌ها آمدند و با خوردن باقيمانده غذای آدم‌ها زندگی جديدی را برگزيدند. به نوشته ايندپندنت، به تازگی يک باستان شناس در نتيجه حفاری در دهکده‌ای در چين، به نام «کوآنهوچون»، به بقايای انسان، گربه، خوک، جونده‌های کوچک و آهو برخورد که زمانی حدود ۵۳۰۰ سال پيش در کنار يکديگر زندگی می‌کرده‌اند. اما جالب آنکه بررسی‌های بيشتر و آزمايش مواد شيميايی بقايای کشف شده نشان داد که گربه‌های ۵۰۰۰ ساله حيواناتی را شکار می‌کردند که به محصول ارزن کشاورزان آن دوران دستبرد می‌زدند؛ حيواناتی که به احتمال قوی جوندگان موذی آن زمان را شامل می‌شدند. در همين حال شواهد ديگر از قبيل سوراخ‌های کشف شده منتهی به محل نگهداری محصولات کشاورزی و ظروف عتيقه مقاوم در برابر موش شواهدی است که نشان می‌دهد انسان در دوران باستان نيز از وجود موش و جوندگان ديگر در رنج بوده است. پروفسور فيونا مارشال، استاد باستان شناسی و يکی از نويسندگان پژوهش جديد درباره همزيستی گربه‌ها و آدم‌ها می‌گويد: «داده‌های به دست آمده ما نشان می‌دهد که وجود حيوانات کوچک در مزرعه‌های باستانی -از قبيل جوندگانی که از غلات محصول کشاورزان تغذيه می‌کردند- گربه‌ها را جذب کرد.» اين دانشمند در ادامه توضيح داد: «نتايج پژوهش اخير نشان می‌دهد که دهکده کوآنهوچون در ۵۳۰۰ سال پيش منبع غذای مناسبی برای گربه‌ها محسوب می‌شده، و رابطه بين آدم‌ها و گربه‌ها نوعی همزيستی به اصطلاح "هم‌خوراکی" بوده، که برای گربه‌ها مفيد بوده است.» مارشال تصريح کرد حتی در آن زمان که گربه‌ها هنوز «اهلی» نبودند نيز به انتخاب خود زندگی در کنار بشر را انتخاب کردند: «شواهد به دست آمده توسط گروه، مويد آن است که گربه‌ها در نزديکی کشاورزان زندگی می کرده، و اين رابطه به نفع هر دو طرف بوده است.» از ديگر نکات جالب توجه در تحقيق ياد شده آن است که در بقايای بعضی از گربه‌های باستانی مقادير بيشتری از ارزن کشف شده که احتمالاً به معنای آن است که انسان‌ها به اين حيوانات غذا می‌داده‌اند يا اينکه خود گربه‌ها از باقيمانده غذای آدم‌ها می‌خورده‌اند. مشروح نتايج پژوهش فوق در نشريه «Proceedings of the National Academy of Sciences» منتشر شده است. پيش از اين قديمی‌ترين سند همزيستی گربه‌ها و انسان‌ها مربوط به نقاشی‌های مصر باستان بود که گربه‌ها را در حالی که زير صندلی انسان‌ها چمباتمه زده بودند نشان می‌داد. دکتر مارشال می‌گويد گربه‌ها خيلی ديرتر از سگ‌ها اهلی شدند که نخستين بار «به شکل گرگ‌های وحشی به گوشتِ شکارِ آدم‌ها جذب شدند و بشر خيلی زود به منفعت آنها پی برد». به گفته اين پژوهشگر نخستين سگ‌های اهلی زمانی حدود ۱۰ هزار سال پيش و چه بسا ۲۰ هزار سال پيش زندگی در کنار انسان را آغاز کردند.

دنیل بروینگ/ Daniel Browing

دنیل براوینگ، در حال حاضر دارای انعطاف پذیرترین بدن است. او که به پسر لاستیکی معروف است، معروفترین بندباز دنیاست و تا به امروز 5 بار در کتاب رکوردهای گینس از او نام برده شده است.
9 روشی که گربه خانگیتان بشما ابراز علاقه و عشق می نماید ما چگونه پیر میشویم؟ بیل گیتس دوباره در صدر میلیاردرهای جهان "داگا ی عجیب " بالا بالا بالاتر

مطالب تصادفی

حرفه من

کیک ها را من نقاشی می کنم

در این مطلب خانم هنرمندی را معرفی می کنیم که به کیک و شیرینی مفهوم جدیدی داده است. سارا ستوده که مدتی بعنوان مدیر هنری یکی از معروف ترین شرکت های تبلیغاتی تهران کار می کرده، یکسال و نیم است حرفه جدیدی را پیشه کرده که بی ارتباط با شغل سابقش نیست.

حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

آدم هایی که هوش عاطفی دارند به گفته دکتر تام بردی به وزن و تاثیر گفته های خود توجه می کنند. آنها می فهمند بیان کردن احساس شان حتی اگر واقعا از دل برخاسته باشد می تواند تاثیر منفی هم بر شخصیت خودشان بگذارد هم تصویر نامطلوبی برای دیگران ایجاد کنند: 1- عادلانه نیست همه می دانند که زندگی عادلانه نیست برای همین درخواست یک عمل برابر و متعادل، حکایت از آن دارد که تصور غیرواقعی و ساده انگارانه ای در زندگی دارید. شما شکی  ندارید که شایسته ارتقای مسئولیت در شرکت تان را دارید ولی یک نفر دیگر آن را نصیب خود ساخت که از شما بهتر نبود. گفتن اینکه « عادلانه نیست» فقط بر وخامت موقعیت تان می افزاید. بهتر این است که بفهمید چرا این فرصت به شما داده نشده و چه تصحیحی در شیوه کار تان لازم است که آماده مسئولیت بزرگتر باشید. 2 – این راه، همیشه جواب می دهد سرعت تغییرات در تمامی زمینه ها، موقعیت را طوری تنظیم کرده است که شاید هر 6 ماه، بدنه اصلی بسیاری از مسیرهای حل مسائل و خود مسائل تغییر می کنند. ابراز این نظر که یک راه مشخص و ثابت برای برخورد با مسائل وجود دارد شاید زیاد درست نباشد. 3- شاید سئوال احمقانه ای باشد ولی به هر حال می پرسم حتی اگر سئوال شما هوشمندانه هم باشد اعلام این ادعا در آغاز ابراز نظر، همه اعتبار شما را به زیر سئوال خواهد برد. 4- تلاشم را می کنم این واکنش هم در درجه اول نشان دهنده کمبود اعتماد به نفس در شما است. به عبارتی دیگر دارید می گوئید مطمئن نیستید و همه تلاش و قابلیت تان را به کار نخواهید برد. 5- همکارم عوضی و تنبل است این نوع قضاوت ها هیچ تاثیر مثبتی برای تان فراهم نخواهد کرد. اگر همکارتان تنبل و عوضی باشد بقیه هم حتما می دانند و اگر نباشد این شما هستید که در جایگاه قضاوت مشابه قرار می گیرید. بدگویی از همکار نشانه عدم توانایی و تطبیق شما نیز می تواند باشد. یادتان باشد که این رفتار ناپسند شما، به همین راحتی می تواند توسط همکار شما هم ابراز شود. 6 – این کارها جزو مسئولیت های شغلی من نیست این طعنه در درجه اول دارد می گوید اگر هم کاری را بیرون از مسئولیت های تنظیم شده انجام دهید یک تلاش حداقلی خواهد بود. اگر رئیس شما درخواست این کار را کرده است یا حتی همکارتان، بهتر است با قدرت و توانایی کامل ان را به پایان برسانید و بعد از ان، سر فرصت توضیح دهید که قرارِ کاری تان این نبوده است. 7 – تقصیر من نبود مهم نیست چقدر شما در یک اشتباه سهم داشته اید. حتی اگر کمترین نقش را در جمع، در ایجاد یک کار اشتباه داشته اید بهتر است سهم مسئولیت خودتان را بپذیرید. از لحظه ای که انگشت نشانه را به سمت دیگران می گیرید  همه به این فکر خواهند کرد که اهل مسئولیت پذیری نیستید. همکاران تان را عصبی خواهید کرد و کار با شما، برای شان راحت نخواهد بود. 8 – از شغلم متنفرم احساس شخصی تان حق شما است ولی وقتی که به هر دلیلی پذیرفتید در یک محل کار کنید یک همکار منفی نباشید. اکثر آدم ها زیاد با کارشان راحت نیستند و ابراز وجود منفی شما، روحیه محیط کار را بدتر از مقدار واقعی خواهد کرد. مدیران شرکت ها، تعلیم یافته اند که افراد منفی را بیابند و محیط را آرام سازند.
نترس؛ من یک روزنامه نگارم! زنان پزشکان بهتری هستند زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست حرفه شیرین من بدون خونریزی اول شویم!

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

انگار همین دیروز بود

"انگار همین دیروز بود!"این جمله‌ای است که خیلی‌‌ها یا خود آن را به زبان آورده‌اند یا اغلب از دیگران شنیده‌اند. آدم‌ها وقتی به گذشته، زمانی که خردسال یا جوان بوده‌اند، نگاه می‌کنند غالبا به نظرشان می‌آید که آن دوران، زمان بسیار کندتر می‌گذشت. آن وقت‌ها "یک سال" واقعا به معنای "دوازده ماه" بود و به یاد می‌آورند که روزها و ماه‌ها مثل حالا به چشم بهم زدنی سپری نمی‌شد.این گونه دریافت از زمان و تند شدن ضرباهنگ آن هنگامی که انسان‌ها پا به سن می‌گذارند، موضوع پژوهش‌های علمی نیز بوده است. برای نمونه در سال ۲۰۰۵ پژوهشی در رابطه با "اثرات سن در درک از زمان" از سوی دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان در شهر مونیخ انجام گرفت، که نتایج قابل توجهی به همراه داشت.در این پژوهش روانشناسان از افراد ۱۴ تا ۹۴ ساله خواسته بودند تا بگویند به نظر آنها ده سال گذشته با چه سرعتی سپری شده است. نتیجه نشان می‌داد که پرسش‌شوندگان مسن در مقایسه با جوان‌ترها به وضوح این احساس را داشته‌اند که زمان سریع‌تر بر آنان گذشته است.چرا اینگونه است؟حافظه، حافظه، حافظهبه نوشته "اشپیگل آنلاین" شماری از روانشناسان در پاسخ به این پرسش به یک بازی محاسباتی اشاره می‌کنند؛ به گفته آنان هر شخصی به طور خودکار یک بازه زمانی خاص را در رابطه با سال‌های عمرش در ذهن دارد. برای یک کودک ۳ ‌ساله‌، یک سال به معنای یک سوم زندگی‌اش و برای یک فرد ۸۰ ساله یک سال‌، یک هشتادم عمرش است. به گفته آنان از همین رو جای تعجب نیست که یک سی‌ام، یک پنجاهم یا یک هشتادم زندگی برای افراد بزرگسال بسیار کوتاه به نظر می‌آید.هر چند این توجیه به نظر قابل قبول می‌آید، اما با این حال تمام پژوهشگران بر سر پذیرش آن اتفاق نظر ندارد.مارک ویتمان، یکی از پژوهشگران مؤسسه روان‌شناسی و بهداشت روان شهر فرایبورگ، اعتقاد دارد که این توجیه "بسیار محاسباتی" است و می‌گوید: «فکر نمی‌کنم که درک از زمان در مغز انسان اینگونه کار کند.»به گفته وی اغلب اتفاق می‌افتد که یک فرد ۶۵ ساله هنگامی که وارد دوران بازنشستگی می‌شود، احساس می‌کند که ضرباهنگ زمان ناگهان کند شده است و به اصطلاح "دیر می‌گذرد".در همین حال خیلی‌ها این تجربه را داشته‌اند که زمانی که مجبور به انجام کارهای خسته‌کننده بوده‌اند یا حوصله‌شان سر رفته، احساس کرده‌اند که عقربه‌‌های ساعت به کندی از جایشان تکان خورده‌اند. مارک ویتمان می‌گوید: «پژوهش‌ها در خانه سالمندان دقیقا این حالت را تأیید کرده‌اند. زمان برای افراد بسیار کند گذشته تا وقتی که مثلا موقع غذا یا نظافت رسیده است. اما بعد که از همان فرد پرسیده شده روزش چطور گذشته، پاسخ داده: بسیار سریع.»به گفته آقای ویتمان عامل اصلی در نحوه دریافت ما از زمان به حافظه بستگی دارد؛ هر چه بیشتر حوادث و اتفاقات را به یاد داشته باشیم‌، دوره زمانی نیز به نظرمان طولانی‌تر بوده است.کلید در دستان ماستاین روانشناس آلمانی در کتاب خود با نام "زمان حس شده" می‌نویسد که همین عامل برای نمونه موجب می‌شود تا وقتی به تعطیلات می‌رویم، روزهای اول این حس را داشته باشیم که زمان کند می‌گذرد.در ابتدای سفر بایستی مسیر را طی کنید، بعد وارد مکانی ناشناخته می‌شوید که بایستی آن را کشف کنید و در این راه با چیزهای جدید برخورد می‌کنید و آشنا می‌شوید. اما بعد از چند روز که دیگر چم و خم مکان دستتان آمده و هر صبح از همان نانوایی همیشگی نان تازه می‌خرید، همان مسیر همیشگی تا ساحل را می‌روید و همان مغازه‌های همیشگی را سر راه می‌بینید، ناگهان به نظرتان می‌آید که روزها به سرعت سپری شدند و تعطیلات به پایان رسید.به گفته مارک ویتمان این مثال ساده نحوه گذراندن تعطیلات را می‌توان به کل زندگی تعمیم داد."اولین‌هایی" که انسان در جوانی تجربه می‌کند، مثل اولین بوسه یا اولین حقوق تا آخر عمر به طور پررنگ در خاطر باقی می‌مانند. او ادامه می‌دهد: «وقتی که آدم ۱۵ سال است که ازدواج کرده، هر روز سر همان کار همیشگی می‌رود و هر تابستان هم به همان جای همیشگی سفر می‌کند، زمان به نظرش بسیار سریع می‌گذرد.»با در نظر گرفتن این نکته می‌توان گفت که مقصر اصلی گذشت سریع زمان خود ما هستیم. انسان هر چه بیشتر پا به سن می‌گذارد، بیشتر نیز از دست زدن به تجربه‌های جدید سر باز می‌زند. اما هر چه بیشتر حوادث و تجربه‌های جدید و تازه را از سر بگذرانیم‌، به همان نسبت نیز حافظه‌ اتفاقات بیشتری را در خود جای می‌‌دهد.به این ترتیب سال‌های بعدتر هنگامی که به گذشته نگاه می‌کنیم و خاطرات را به یاد می‌آوریم، اینگونه به نظرمان نخواهد آمد که زمان به سرعت برق و باد سپری شده است.کلید در دستان خود ماست‌. کافی است که از رویارویی با تجربه‌های جدید نترسیم و خود را بار دیگر برای تجربه "اولین‌ها" آماده کنیم؛ اولین درس نواختن گیتار یا اولین سفر به تنهایی.

مهارت صحبت کردن را فرا بگیریم

شما که درگیر زندگی مشترک هستید به خوبی می دانید که زندگی شما اکنون بعنوان یک همسر بسیار متفاوت از زمان پیش از ازدواج است. زندگی زیر یک سقف جذاب است، اما بدون شک مشکلاتی نیز دارد که اگر حل نشده باقی بمانند می توانند  زندگی مشترک را تهدید کنند. در بسیاری از موارد هنگامی که مشکلی بوجود می آید اولین سوالی که هر یک از زوجین از خود می پرسند آن است که آیا واقعا لازم است آن را مطرح و در مورد آن صحبت کنم؟ پاسخ مثبت است. صحبت کردن در مورد مشکلات تا حد قابل ملاحظه ای به حل کردن آنها کمک می کند و از سوی دیگر پایداری رابطه را حفظ می کند. صحبت کردن در وهله اول به فرد کمک می کند مشکل درونی خود را بشناسد و بعد تنش را از او دور می کند و در نهایت با کاستن باری که فردتحمل می کرده به رفع مشکل می انجامد. اما چطور صحبت کنبم؟همیشه در پایان یک مشاجره یکی از طرفین برای صحبت کردن تمایل دارد اما مشکل اینجاست که در این شرایط فرد به درستی نمی داند چگونه باید حرف زد؟در زندگی مشترک بیش از آنچه تصور می کنید دچار تصمیمات لحظه ای می شوید، ممکن است درست بعد از یک روز عاشقانه احساس کنید به این زندگی تعلق ندارید، یا با دیدن بعضی برخوردهای همسرتان احساس کنید لازم است در مورد ازدواج تان تجدید نطر کنید، آنچه بدیهی است این است که در پایان هر بحث و مشاجره شما نیاز دارید دوباره با یکدیگر ارتباط بر قرار کنید، حتما می پرسید چگونه؟ برای رسیدن به پاسخ این مطلب را تا انتها بخوانید. کنترل بحران را در دست داشته باشیدبرای آنکه مشاجره وارد مرحله بحرانی نشود باید آن را متوقف کرد. اگر از ابتدا می دانید که جر و بحثی که در پیش دارید شما را به نتبجه دلخواه نمی رساند آن را آغاز نکنید و اگر اینکار را کردید در یک لحظه مناسب آن را تمام کنید. دقت کنید اینکار را بدون طعنه و کنایه انجام دهید. نگویید: باشه، اصلا تو درست می گی. بگویید: به نظر من این بحث ما را به جایی نمی برد و از آنجاییکه من در شرایط مناسبی نیستم ترجیح می دهم آن را بعدا ادامه بدهیم. آقایان لطفا در چنین شرایطی سعی کنند خونسرد باشند و عصبانیت خودشان را کنترل کنند. خانم ها هم وارد فاز جنگ سرد نشوند. شما باید بدانید بی محلی و قهر و رفتارهای سرد در این موارد چندان اثربخش نیست. هم نیمه پر، هم نیمه خالی را ببینیددرست است که در مشاجرات و بعد از آن تمایل ما به پیدا کردن مقصر و دیدن نقاط ضعف ازدواج مان است، اما اگر براستی خواهان کنترل مشکلات هستید، به خودتان کمی استراحت دهید و شروع کنید به یادآوری حسن های زندگی تان. همچنین با درنظر گرفتن مشکلاتی که روابط سرد زناشویی برایتان بوجود می آورد نیز می توانید در گرفتن تصمیم درست موفق تر باشید. به موفع آشتی کنیداگر شرایطی بوجود آمد که بعد از دعوا خواستید به رابطه برگردید اینکار را با دقت و به آهستگی انجام دهید. بازگشت های طوفانی به زودی به یک مشکل دیگر ختم می شود. اگر هنوز احساس مثبتی به هم ندارید مجبور نیستید پیشقدم شوید .به خودتان زمان بدهید و وقتی همسرتان را دوباره دوست داشتید و می توانستید او را برای روابط نزدیک بپذیرید برای آشتی اقدام کنید. مشکل اصلی را فراموش نکنیدبعد از آنکه آشتی کردید می توانید در یک جو آرام و قابل کنترل مشکل تان را دوباره مطرح کنید و سعی کنید دوباره در دام جر و بحث نیفتید در یک شرایط آرام  اشتباهات راحت تر پذیرفته می شوند. این بار مسایل را سخت نگیرید و حتی اگر هنوز کمی جانبدارانه به مساله نگاه می کنید این بار می توانید با شوخی یا گرفتن دست هم یا لبخند زدن فضا را تلطیف کنید. یکدیگر را ببخشیدهر انسانی احتیاج دارد که بخشیده شود اما این ویژگی در مردان جدی تر است و به شکل یک نیاز دیده می شود. اگر در پایان یک دعوای سخت به همسرتان بگویید تنها تو مقصر نبودی، بار بزرگی از دوش او برداشته اید. برای مردان پذیرفته شدن از سوی همسران شان یک نیاز بزرگ است. آنها از اینکه به چشم یک فرد غیرقابل اتکا و پر اشتباه به آنها نگاه شوند وحشت دارند. زنی که آنقدر ذکاوت دارد که همسرش را ببخشد هیچوقت عشق او را از دست نداده و البته بطور متقابل بخشیده می شود. هر کس مسوول گفته ها و رفتارهای خودش استاگر واقعا در صدد حل مشکلات زندگی تان هستید انگشت تان را از روی مشکلات هم بردارید این روش شما را به جایی نخواهد رسانید. شما باید بدون انکه رفتارهای بدتان را توجیه کنید یا علت آنرا به گردن دیگری بیندازید، تقصیر خود را بپذیریر و صمیمانه نشان دهید که قصد رفع آنها را دارید مشورت بگیرید در خیلی از موارد خود را در شرایطی می بینید که به تنهایی قادر به حل مشکلات تان نیستید. در چنین شرایطی به چه کسی باید رجوع کرد؟ دوستان و اقوام گزینه مناسبی نیستند. علاوه بر آنکه دید آنها کارشناسانه نیست چندان نمی توانند بیطرفانه نظر بدهند. در این شرایط شما به یک مشاور با تجربه احتیاج دارید. کسی که بدون رفتارهای جانبدارانه به شما کمک کند.
من خودم را انتخاب می كنم... بهترین روز زندگی من ده دلیل اصلی خیانت در زندگی زناشوئی بخشش را یاد بگیریم کتاب شگفت انگیز ستاره سینما کامرون دیاز

آداب و رسوم

چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند؟

بوسیدن پدیده‌ای انسانی است، ولی آیا رواج آن مربوط به غرایز انسانی می‌شود یا اینکه باید به آن به عنوان پدیده‌ای فرهنگی نگریست؟ این سؤالی است که هنوز دانشمندان پاسخی قطعی برای آن نیافته‌اند. بنو موشلر در مطلبی در نشریه اینترنتی "ولت آنلاین" نظریات متفاوتی را که در این زمینه وجود دارد، معرفی کرده است. بیش از صد سال است که دانشمندان در صدد یافتن علت رواج بوسه در میان انسانها هستند. زیگموند فروید، روانکاو اتریشی، بر این عقیده بود که بوسیدن غریزه‌ای انسانی است و این غریزه از بدو تولد در انسان وجود دارد. به عقیده او بوسه ریشه در نیاز نوزاد به مکیدن شیر از پستان مادر دارد. ولی هنگامی که ایوان پاولوف، فیزیولوژیست و پزشک روس، در سال ۱۹۰۰ در آزمایش معروف سگ و صدای زنگ نشان داد که آب دهن سگ می‌تواند با صدای زنگی که برای او تبدیل به علامت غذا شده، راه بیفتد، بسیاری از روان‌شناسان به این نتیجه رسیدند که رفتار انسان نیز نه بر غریزه که بر آموزه‌های او مبتنی است. این دسته از روان‌شناسان بر این باورند که انسان کنترل کامل بر غرایز خود دارد و بوسه را نشانه ابراز عشق می‌دانند که با آگاهی صورت می‌گیرد. گروه دیگری از دانشمندان بر این نظرند که انسان فقط قادر است برخی از رفتارهای غریزی خود را تغییر دهد. آنان بوسیدن را جزو رفتارهای غریزی‌‌ای می‌دانند که قابل کنترل است. به عقیده آنان این نظریه پاسخ این سؤال را نیز در بر دارد که اگر بوسیدن پدیده‌ای غریزی و مادرزاد است، پس چرا در بین ۱۰ درصد مردم دنیا از نظر فرهنگی مردود است. ۶۵۰ میلیون انسان با بوسیدن بیگانه هستند در فرهنگ ۶۵۰ میلیون انسان، بوسیدن عملی چندش‌آور و حتی وحشیانه است. در سفرنامه یک مردم‌شناس فرانسوی در سال ۱۸۹۷ آمده که در بین چینی‌ها بوسیدن حتی می‌توانست نشانه آدمخواری تلقی شود. در همان زمان دانشمندی دانمارکی نیز مشاهده کرده بود که در برخی قبایل فنلاندی یک زوج هیچ‌گاه یکدیگر را نمی‌‌بوسیدند. امروزه ۱۰ درصد مردم دنیا بوسیدن را عملی زشت می‌دانند. برای نمونه در مغولستان پدران برای ابراز محبت به پسران‌شان، به جای بوسیدن آنان سرشان را بو می‌کنند. برخی نظریات بیولوژیک پیرامون بوسه در سال ۱۹۶۰ جانورشناس انگلیسی، دزموند موریس، این نظریه را مطرح کرد که بوسیدن از رسمی می‌آید که در گذشته در میان نیاکان بشر وجود داشته و به کودکان از طریق دهان به دهان غذا می‌داده‌اند. موریس می‌گوید، این عمل هنوز هم در بین شامپانزه‌ها رایج است. اینکه بشر از طریق دهان به دهان هم تغذیه می‌کرده، در نوشته‌های یونان باستان نیز آمده است. طبق مشاهدات و گزارش‌های یک محقق اتریشی این رسم امروزه هم در برخی قبایل آفریقایی رواج دارد. برخی محققین در زمینه‌های اعصاب و روابط جنسی بر این باورند که بوسه ابزاری طبیعی است در خدمت یافتن شریک جنسی مناسب. طبق این نظریه، انسان از طریق بوسه (بو و مزه) برخی اطلاعات ژنتیک را به طور ناخودآگاه ارزیابی و طبق آن شریکش را انتخاب می‌کند. البته طرفداران این نظریه عوامل بیولوژیک دیگر را هم در انتخاب شریک دخیل می‌دانند و بوسه را فقط به عنوان یکی از آن عوامل می‌بینند. جهانی شدن فرهنگ بوسیدن کشف اینکه چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند همچنان موضوع تحقیق‌های علمی ا‌ست. با توجه به اهمیتی که بوسیدن در زندگی بشر دارد، این عجیب هم نیست. فقط یک زوج نیستند که همدیگر را می‌بوسند: پاپ زمین کشورهایی را که به آن سفر می‌کند، می‌بوسد. کسانی که به کلیسا می‌روند، حلقه‌ای را که کشیش‌ها بر دست دارند، می‌بوسند. سران سابق کشورهای اروپای شرقی لب یکدیگر را می‌بوسیدند و فرانسوی‌ها گونه یکدیگر را می‌بوسند. با توجه به گسترش روزافزون روابط بین فرهنگ‌های گوناگون به احتمال زیاد نود درصدی که بوسیدن در بین آنان رواج دارد، موفق خواهند شد ۱۰ درصد باقی‌مانده را نیز با خود همراه کنند. در انگلیس تا همین ۲۰ سال پیش بوسیدن، حتی بوسیدن گونه، در خیابان امری غیرقابل تصور بود، در صورتی که امروز همه همدیگر را در ملا عام می‌بوسند. روند جهانی شدن، فرهنگ را هم، که بوسیدن جزیی از آن است، در بر می‌گیرد.

عجیب ترین آداب و رسوم ازدواج

یکی از قشنگ ترین اتفاقات زندگی هر کس مراسم ازدواجش است. اما درست مانند هر مراسم دیگری ازدواج هم در میان مردم کشورهای مختلف به اشکال متفاوتی برگزار می شودکه در برخی موارد حالت جنون آمیزی به خود می گیرد.
عید فطر در میان کشور های اسلامی آش دندونی توحش در قرن بيست و يكم ميلادي ما، ارامنه و کریسمس سفره هفت سین

سفر و تفریح

روش چیدن چمدان برای رفتن به سفر

فکر برداشتن وسايل سنگين را از سر بيرون کنيد، اتو و سشوار از وسايلي است که در بيشتر هتل‌هاي امروزي در اختيارتان قرار مي‌گيرد. اين وسايل سنگين و اضافي، بي‌خودي باعث خراب و چروک‌شدن لباس‌هاي‌تان مي‌شود. - اصولاً بهتر است طوري لباس‌ها را بچينيد که نيازي به اتوکردن پيدا نکنند. اغلب ما سه نوع لباس مختلف در سفر همراه داريم: لباس‌هاي رسمي، لباس‌هاي غيررسمي و راحت، لباس‌هاي ظريف‌تر و کوچک‌تر مثل جوراب و لباس زير. براي چيدن هرکدام از اين‌ها مي‌توانيد راه‌هاي زير را درنظر بگيريد. -لباس‌هاي رسمي را با چوب‌رختي در کاورهاي پلاستيکي خشک‌شويي بگذاريد. براي اين‌که اصطکاک و روي هم ساييده‌شدن لباس‌ها و درنتيجه چروک‌ آن‌ها کمتر شود، بهتر است در هر کاور فقط يک لباس قراردهيد. - کيسه‌هاي پلاستيکي زيپ‌کيپ، بهترين انتخاب براي دسته‌بندي وسايل است. مي‌توانيد کفش‌هاي کثيف، شامپو و وسايل بهداشتي و يا هر وسيله‌اي ديگري که امکان ريختن روي لباس‌ها و خراب کردن‌شان را دارد، در آن‌ها بگذاريد. - براي جا دادن لباس‌هاي راحت‌تر مثل شلوارهاي جين و بلوز و ژاکت و تي‌شرت‌ها دو تا راه وجود دارد: هم مي‌توان آن‌ها را تا کرد و هم لوله‌مي‌شوند! لوله‌کردن براي جين و تي‌شرت عالي است، جاي کمتري را در چمدان اشغال مي‌کنند و چروک هم نمي‌شوند. لباس‌هايي مثل ژاکت و بلوز را هم به‌شکل مربع تا کنيد. لوله کردن لباس: شلوارهاي جين را از وسط در راستاي طول تا کنيد، طوري که دو پاچه‌ي شلوار روي هم قرار بگيرند، حالا از کمر شلوار شروع به لوله‌کردن کنيد تا پايين. براي تي‌شرت‌ها، آن‌‌ها را روي يک سطح صاف، به‌رو، پهن کنيد، طوري که پشت لباس به سمت شما باشد. آستين‌ها را به عقب، به سمت خودتان، تا بزنيد. حالا يک مستطيل داريد، مستطيل را از طول يک تا بزنيد و بعد لوله‌کنيد. - بهتر است لباس‌هاي زيرتان را يک‌جا بگذاريد. کيسه‌‌هاي توريِ مخصوص لباس‌شويي قيمت مناسبي دارند و چون جنس‌شان نايلون است سبک هم هستند. از اين کيسه‌ها تهيه کنيد و تمام لباس‌هاي ظريف‌تان را به صورت يک‌جا در آن بچينيد. با اين روش يک تير ديگر هم به نشان مي‌زنيد، اگر چمدان‌تان بازرسي شود، تمام لباس‌هاي‌تان زير و رو و دست‌مالي نمي‌شود و تميز مي‌مانند. جوراب‌ها را هم جفت‌جفت درهم گلوله کنيد و در کفش‌ها بگذاريد، يا نگه داريد براي اين‌که شکاف‌ها و جاهاي خالي‌مانده‌ي چمدان را با آن‌ها پرکنيد. حالا تمام لباس‌ها مرتب و تاشده آماده‌ي چيدن در چمدان هستند. بايد طوري آنها را کنارهم در چمدان بگذاريد که مثل تکه‌هاي پازل به‌هم بچسبند و فضاي خالي براي تکان خوردن نداشته باشند. چمدان را ازپهلو روي زمين قرارداده و بازش کنيد.  اول کفش‌ ها را در کنار چمدان جا می‌دهیم. بعد لباس‌های لوله شده را به ترتیب، شلوارها و لباس‌ های ظریف‌تر روی کفشها‌ چیده می‌شوند. لباس‌هاي رسمي را که در کيسه گذاشته بوديد، وسط چمدان بچينيد. کيف لوازم آرايشي-بهداشتي‌تان را که احتمالاً سنگين‌ترين وسيله‌ي چمدان است، در جايي بگذاريد که وقتي چمدان به صورت ايستاده است، انتهاي آن قراربگيرد و به لباس‌هاي ديگر آسيب نرساند. لباس‌هاي لوله‌شده و تاشده را اطراف لباس‌هايي که وسط گذاشته‌ايد بچينيد. استفاده از نکات و راه‌کارهای پیشنهادی بالا در بستن چمدان‌های سفری به شما این امکان را می‌دهد که راحت، سبک و بدون اتلاف وقت سفر کنید.  

پاپا نوئل در خیابان آبان تهران

شب سال نوی میلادی، از جمله مراسم زیبایی است که اکثر ما آن را از طریق دیدن فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی دنبال کرده ایم. اما دیدن یک پاپانوئل واقعی در قلب تهران اتفاقی است که برای کسانی که شاهد آن بوده اند، بسیاربیاد ماندنی و خاطره انگیز خواهد شد.
گراوان، رنگین كمان املاح معدنی غارنوردی از نوع بورنیک چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت چه مواد غذایی را نباید به پیک نیک برد؟ لاهیجان،مست از عطر بهارنارنج