1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

روستای دیزج خلیل از توابع شهرستان شبستر در استان آذربایجان شرقی می باشد. این روستا دارای آداب و رسوم بسیار جالبی در عروسی ها می باشد که  با آن آشنا می شوید.

ابتدا خانواده پسر دختری را که دارای معیارهای شان هست را انتخاب کرده و این موضوع را با خانواده دختر مطرح می کنند. بعد از چند روز برای گرفتن جواب بر می گردند و اگر جواب خانواده دختر مثبت بود قرار خواستگاری رسمی را می گذارند و مراسم عروسی را طی سه مرحله انجام می دهند.

شب قرار ( بله بران )
در منزل هر دو خانواده جشن و شادی و سرور خودمانی برقرار می شود، در چنین شب به یادماندنی چند نفر از ریش سفیدان وافراد خودی از هر دو طرف درمنزل دختر جمع شده و درباره نوع  اسباب و لوازم، شیرینی و خوراکی های مراسم عروسی، مبلغ مهریه و شیربها به توافق می رسند. بعد از چند روز در یک روز موعود، دو سه نفر از خانواده پسر به اتفاق یک نفر از خانواده دختر به بازار شبستر رفته و 15 - 10 کیلو قند، 3 کیلو چای اعلا، یک دوری شاخه نبات، یک عدد شال (روسری)، یک حلقه انگشتری طلا، آئینه بخت، کاغذ رنگی (جهت درست کردن گل خوانچه ) وغیره خریداری می کنند.

شیرینی خورانی

بعد از ظهر وسایل خریداری شده را با سلیقه تزیین می کنند و درون چند سینی چوبی چیده و در یک گوشه اتاق قرار می دادند. هنگامی مدعوین جمع می شوند چند نفر خوانچه کش طبق ها را روی سرشان گذاشته و همراه مدعوین روانه خانه دختر می شوند. خانواده عروس از مهمانان با گرمی و صمیمیت استقبال کرده وپس از تعارفات معمول وجابجا شدن مهمانان، مسئول پذیرایی با یک استکان چای شیرین و پشت سرش دو استکان چای قند پهلو از مهمانان پذیرایی بعمل می آورد. از سوی میزبان به خوانچه کش ها نیزانعامی از قبیل آجیل، جوراب و یا سکه نقد داده می شود.

در یک اتاق جداگانه رضایت و بلی گفتن دختر بوسیله یک بانوی سن و سال دار و آشنای خانواده گرفته می شود و به اطلاع عاقد معمّم می رسد و صیغه عقد در جمع حاضران مجلس که دست هایشان بر روی زانو هایشان می بود جاری گشته و بر روی کاغذ وارداتی ضخیم ثبت می شد، معمّم بالای عقد نامه و گواهان حاشیه آن را ممهور می کردند.

خانواده دختر دو- سه روز بعد مقداری وسایل پیشکشی همراه با نان قندی(شکر چؤره یی ) محلی در دروت طبقها نهاده و به منزل پسر عودت می دادند.

شال اندازی:
پس از شیرینی خورانی در یک روز نیک مجلس زنانه در خانه دختر ترتیب می دهند که در آن مجلس بر سر دختر شال انداخته و می رقصانند و وجوه شاباش جمع شده را به خانواده دختر و دایره زن می دهند.

پارچه کسمه یا نمایش  پارچه: در یک روز خجسته سه - چهار نفر از خانواده پسر به اتفاق یک نفر از خانوده دختر به بازار رفته و به حساب پسر برای عروس آینده چادر شب ضخیم چهارخونه، حوله، پارچه های متنوع پیراهنی، شلواری و دامنی، هدایا و سوغات برای خانواده دختر، چند کیسه حنا، وسایل آرایشی سننتی و یک عدد صندوق عروس خریده و به منزل می آورند، در منزل وسایل سبک را با تشریفات در طبقها می چینند تا در یک فرصت مناسب به منزل دختر بفرستند خانواده دختر نیز جهت دعوت به چشن زنانه به نام (پارچه کسمه) یک عدد پاکت رنگی چهار گوش به نام (سلام و دعا ) که معمولا حاوی هل، میخک و نبات است بعلاوه یک عدد نان قندی محلی در سینی (سینی کوچک)نهاده و به منزل دعوت شونده می فرستند.

روز جشن (پارچه کسمه) دو نفر خانم در طرفین در ورودی منزل دختر می ایستند، یکی به مدعوین گلاب می پاشد دیگری نیز آینه به دست ایستاده وبا خوشامد گویی بانوان را به اتاق جشن راهنمایی می کند. در این جشن شادی زنانه بانوی با تجربه ومحبوبی  پارچه های خوانچه را یکایک بدست گرفته و با تعریف وتمجید و توضیحات لازم به حضار نشان می دهد.

در طول نمایش کالای خوانچه عروس، دائره زن با آوازهای دلنشین و شادی آفرین آذری مدعوین را سرگرم ومسرور می کند.

در پایان جشن هر یک از میهمانان نسبت به توانایی مالی اش پولی می دهد. از وجوه جمع شده مبلغی به دائره زن ومابقی را به خانوده دختر تقدیم می کنند که جهت خرید نواقص جهیزیه دختر به مصرف برسانند.

قبل از شب حنا بندان، هنگام عصر، سلمانی (دلاک) محل، سر وصورت داماد را در حضور عده ای دعوت شده اصلاح کرده وانعام نقدی وجنسی دریافت می کند.

دختر را نیز در خانه اش، مشاطه محل زیر ابرو گرفته وبه صورتش بند می اندازند و دستمزد وانعام دریافت میکنند.

از سوی دیگر خانواده دختر پیراهن، جوراب، دستمال، عرقچین دستدوز، قاب قرآن،  ساعت، مهر، شانه و جانماز، مچ پیچ و نظایر آنها برای داماد و هدایای شاغدوش و سولدوش را به درون طبق چوبی چیده و جهت تماشا در وسط اتاق قرار می دهند.

خانواده پسر جهت تماشای خوانچه ها به منزل دختر رفته و پس از پذیرایی مختصر سیاهه جهیزیه دختر را می نویسند وبه ورقه مهریه نصب می کنند. سپس خوانچه ها، صندوق لباس و لحاف - تشک عروس وداماد به منزل پسر فرستاده می شود تا در شب حنا بندان داماد از پوشاک دریافتی استفاده کند. طبق معمول طبق کشها انعام دریافت کرده وبا چهره بشاش مرخص می شوند.

شما عزیزان هم اگر در شهر خود آداب و رسوم جالبی دارید برای لادبز نگار ما بفرستید تا با اسم خودتان در سایت منتشر شود.

 

 

دیدگاه‌ها  

-3 # نرگس 1391-03-26 08:58
در آذربایجان شرقی هست نه غربی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # حانیه 1391-04-04 14:17
عکس هاخیلی قدیمی هستن.بهتره عکس های جدیدی بذارین چون الان دیگه اونجوری نیست.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # محمد حسین افتخاری 1391-05-10 13:57
با سلام لطفا منبع خبر رو هم بنویسید
WWW.dizajkhalil.ir
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سحر 1391-06-16 00:48
این رسم و روسمها متاسفانه دیگه اونجا هم کاربرد نداره و جدیدا به رسم تهران عمل میکنند.در حالی که بزرگترین اشتباهه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # Devil 1391-08-30 15:39
مهندس در اذربایجان غربی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # Devil 1391-08-30 15:40
مهندس در اذزبایجان غربی نیست در شرقی است
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # مهسا 1392-12-05 15:34
دیگه این رسم هاجمع شده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

مهارت صحبت کردن با کودکان

صحبت کردن با بچه ها در ظاهر کار ساده ای بنظر می رسد، اما حقیقت این است که گاه اوضاع طوری پیش می رود که گویی نه ما صحبت کودکان مان را متوجه می شویم نه آنها منظور ما را درک می کنند.

چگونه کودکان را از دروغگویی بازداریم

صفحه‌ رایانه مشکلی پیدا کرده‌ بود − رنگ‌ها همه تابدار و لکه‌دار شده بودند. آهن‌ربا از یک کیتِ علمی روی زمین افتاده بود. اما بامزه اینکه کسی این کار را نکرده بود. نه پسربچه‌ام که آهن‌ربا مال او بود و نه خواهر ماجراجویش و نه حتی نوزاد بهت‌زده‌ای که نزدیک آهن‌ربا نشسته بود. آن وقت بود که فهمیدم بچه‌ها گاه به گاه دروغ می‌گویند، درست توی چشم آدم. به مرور که فرزندان‌تان بزرگ می‌شوند دروغ‌هایشان (و دلایل‌شان برای دروغ‌گویی) هم تغییر می‌کند − و همچنین واکنش‌های شما به دروغگوییِ آنها. اما خبر خوب اینکه: واکنش اندیشیده به کار ناشایست کودک به او اطمینان می‌بخشد که هرچه شده باشد شما به او کمک خواهید کرد. پیش‌دبستانی‌ها داستان‌های پریان، تخیل و دروغ‌های کوچک کسی با قیچی بازی کرده است. بریده‌های قبض‌های آب و تلفن روی زمین ریخته است. پسربچه چهارساله‌تان به شما می‌گوید خواهرش این کار را کرده است. به نظر نامحتمل می‌آید: خواهر او دوماهه است و علاقه‌ای به کار دستی ندارد. چرا پیش‌دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ بچه‌های خیلی کم‌سن‌وسال به معنای واقعی دروغ نمی‌گویند. دبی نیستروم که مدیر یک مرکز رشد در تورنتو است می‌گوید: «برای اینکه دروغ بگویند، بچه‌ها باید بدانند که آنچه می‌گویند نادرست است − باید تفاوت میان دروغ و راست را درک کنند. و این توانایی را پیش از چهارسالگی به دست نمی‌آورند.» بعدتر در سال‌های کودکستان تخیل کودک رشد می‌کند و او کم‌کم کاوش از طریق اندیشه‌‌هایش را آغاز می‌کند و ممکن است داستان‌هایی سرهم کند. نیستروم می‌گوید «کودکستانی‌ها ممکن است تخیل و واقعیت را به هم بیامیزند − آنها داستان‌ها را به هم می‌آمیزند و چیزی که در تلویزیون دیده‌اند را با آنچه واقعاً روی داده ترکیب می‌کنند». کودکستانی‌ها در سنین بالاتر ممکن است دروغ بگویند تا چیزی به دست آورند یا از پی‌آمدهای ناخوشایند − مثل محروم شدن از یک اسباب‌بازی − پیش‌گیری کنند. نیستورم می‌گوید «هرقدر هم که از دروغ‌گفتن بدمان بیاید، دورغ گفتن بخشی از روندِ طبیعی و به‌هنجار رشد و نموِ کودک است». چه باید کرد؟ با زبانی آرام واکنش نشان دهید و موقعیت را فرصتی برای آموزش بشمارید. خوب است به کودک بگویید: «مطمئنم که این همانی نیست که اتفاق افتاده – تو فکر می‌کنی همین بوده؟ » اگر دروغی که کودک‌تان گفته ناراحت‌کننده باشد خوب است به او بگویید: «چه احساسی خواهی داشت اگر کسی همین را به تو بگوید؟» شما و کودک‌تان هردو بر حل مشکل متمرکز شوید. فرض کنید پیش‌دبستانی‌تان روی دیوار نقاشی کشیده است. بد نیست به او بگویید: «نقاشی را روی کاغذ می‌کشند. حالا بیا به مامان کمک کن پاکش کنیم.» برای او توضیح دهید که چرا راست‌گویی مهم است. اگر ممکن است دروغ برای او خطری در پی داشته باشد (مثلاً ممکن است قیچیِ خیاطی را پنهان کرده یا موخشک‌کن را به برق زده است)، مطمئن شوید که می‌داند گفتنِ حقیقت به شما کمک می‌کند از او مراقبت کنید. انتخاب‌هایی پیش روی او بگذارید طوری که بداند نظرش درباره‌ خوراک، پوشاک و اسباب‌بازی‌هایش مهم است. آنگاه او دیگر مجبور نیست برای تأمین نظرش داستانی سرهم کند و دروغ بگوید. دبستانی‌ها راست‌گویی و پی‌آمدهایش می‌فهمید که یک کتاب از کتابخانه‌تان‌ کم شده است. بچه‌ هفت‌ساله‌تان به شما می‌گوید دوستش آن را قرض گرفته و گم کرده است. با چند سؤال از او می‌فهمید که این جور نبوده و کار کارِ خود اوست. چرا دبستانی‌ها دروغ می‌گویند؟ کودکان در سن و سال دبستان می‌توانند پیش‌بینی کنند که کارها چه پی‌آمدهایی دارد: اگر کتابی گم شود کسی عصبانی خواهد شد. اگر تکلیف مدرسه انجام نشود دردسری درست خواهد شد. جودی آرنل که در شهر کالگری مشاور والدین است می‌گوید «مغز بچه‌ها در شش‌سالگی در حدی رشد کرده که درباره‌ی پی‌آمدها بیشتر بدانند. در هشت‌سالگی به مفهوم علت و معلول پی‌ می‌برند. و برای همین بسیاری از دروغ‌هایی که بچه‌ها در این سنین می‌گویند برای این است که از پی‌آمدی پیش‌گیری کنند.» چه باید کرد؟ به تنبیه متوسل نشوید. کودکان به خاطر ترس از تنبیه راستش را به شما نمی‌گویند – آنها می‌خواهند از پی‌آمدهای ناخوشایند جلوگیری کنند و زین‌رو به شما اطلاعات نمی‌دهند. آرنل می‌گوید «اگر از تنبیه پرهیز کنید راه‌هایی برای ارتباط باز خواهید کرد تا آنها برای کمک پیش شما بیایند.» به بچه‌هایتان کمک کنید بفهمند دروغ‌گویی چه ایرادی دارد. آرنل می‌گوید: «بد نیست به آنها بگویید “این دروغ است و من از دروغ خوشم نمی‌آید”. برایشان توضیح دهید که چگونه دروغ اعتماد را از بین می‌برد در حالی که آدم‌ها نیاز دارند به هم اعتماد کنند. شاید لازم باشد چند بار این کار را تکرار کنید، اما وقتی بچه‌ شما حقیقت را به شما می‌گوید و شما عصبانی نمی‌شوید، یاد می‌گیرد که همیشه همین طور عمل کند». در زبان و البته در عمل ارزش‌هایتان را با آنها در میان بگذارید. آرنل می‌گوید: «بسیاری از والدین برای ورود به سالن سینما درباره‌ سن بچه‌هایشان دروغ می‌گویند. این کار به بچه‌ها چه یاد می‌دهد؟» به کار ناشایستی که او را در وهله‌ اول به دروغ‌گویی واداشته بپردازید. اگر کودک‌تان کتابی را گم کرده و درباره‌ی آن دروغ گفته است، به او کمک کنید راه‌حلی بیابد. از تواناییِ در حال رشد او برای چاره‌جویی بهره بگیرید. آرنل می‌گوید: «حل مسئله ابزار بسیار خوبی است چون از این طریق بچه‌ها از راهنماییِ والدین برای چاره‌جویی و مشکل‌گشایی سود می‌برند. وقتی بچه‌تان حقیقت را می‌گوید، مطمئن باشید می‌داند که قدردانِ راستگویی‌اش هستید. بگذارید بداند که می‌تواند به شما اعتماد کند تا به او کمک کنید چیزی که نیاز دارد به دست آورد بی‌آنکه لازم باشد به دروغ متوسل شود. نوجوانان بچه‌ی ۱۲ساله‌تان برای رفتن به مدرسه از وسایل نقلیه‌ی عمومی استفاده می‌کند. شما چندان نگران نیستید چراکه او مستقیماً به خانه می‌آید. یک روز خیلی دیر می‌کند و می‌گوید کلاسش طول کشیده است، حرفی که باورش برای شما سخت است. بعد بطور تصادفی می‌فهمید که تأخیر او نه بخاطر کلاس بلکه بخاطر دورهمی‌ با دوستانش بوده است. چرا نوجوانان دروغ می‌گویند؟ بسیاری از دروغ‌هایی که دبستانی‌ها و نوجوانان می‌گویند با زندگی‌ِ اجتماعی‌شان ارتباط دارد، اینکه با چه کسانی دوست‌اند و چه برنامه‌هایی دارند. جَنِت مریسون روان‌شناس در تورنتو می‌گوید: «زندگیِ بچه‌ها در این سنین تا اندازه‌ای از والدین‌شان مستقل می‌شود. دروغ‌‌گویی‌شان لزوماً دغل‌کارانه نیست بلکه این احساس را به آنها می‌دهد که برای نخستین بار در زندگی‌شان می‌توانند کارهایی بکنند که اجازه ندارند.» این روند در طیِ نخستین سال‌های نوجوانی هم ادامه می‌یابد. بچه‌ها می‌خواهند بیشتر برای خودشان تصمیم بگیرند و والدین (با قصد خوب) می‌خواهند همچنان بر آنها کنترل داشته باشند. موریسون هشدار می‌دهد که «اگر فرزندان فکر کنند هر وقت کاری را مسقلاً انجام می‌دهند مجازات می‌شوند، انگیزه‌ی خوبی برای دروغ‌گویی خواهند داشت.». چه باید کرد؟ بگذارید فرزندتان بداند که دروغ‌گوییِ او را تشخیص می‌دهید ولی نمی‌پسندید. در عین حال به یاد داشته باشید که او از این راه به‌اشتباه می‌کوشد استقلالش را اثبات کند. موریسون می‌گوید: «می‌توانید چیزی شبیه این به بگویید: “ممکن است در لحظه‌ی آخر تصمیم‌بگیری که به خانه نیایی تا تلکیف‌هایت را انجام دهی. عیبی ندارد که به خانه‌ دوستت بروی. فقط به من اطلاع بده”. با چنین واکنشی به فرزندتان این پیام سازنده را می‌دهید که به خودمختاریِ او که هرچه بیشتر می‌پرورد احترام می‌گذارید، اما نسبت به امنیت و سلامت او نگرانید.» وقتی فرزندتان به سن نوجوانی رسید مقررات کم‌تری برایش وضع می‌کنید. موریسون می‌گوید: «چه والدین بپسندند چه نپسندند، در این دوره مشاجره بسیار زیاد است، مثلاً درباره‌ی اینکه کِی بچه‌ها تکلیف‌های درسی‌شان را انجام دهند، کِی به رختخواب بروند و…. هرچه والدین سخت‌گیرتر و کم‌مداراتر باشند و هرچه کم‌تر اهل گفت‌وگو باشند، فرزندان بیشتر از مقررات آنها سرپیچی می‌کنند و بیشتر به آنها دروغ می‌گویند.» حتی وقتی فرزندتان درباره‌ چیز مهمی به شما دروغ گفته است (مثلاً مخفیانه از جیب شما پول برداشته تا سیگار بخرد) شدیداً عصبانی نشوید. بعضی بچه‌ها کارهای احمقانه می‌کنند. موریسون پیشنهاد می‌کند به جای آنکه فکرتان را به دروغی که گفته مشغول کنید بهتر است بر تصمیم خطرناکی که می‌گیرد متمرکز شوید. بسته به اوضاع و احوال، شاید از او بخواهید پول را برگرداند یا از پول توجیبی‌اش کم کنید. «در این نمونه، چیزی که مهم است نه خودِ دروغ‌گویی بلکه دلیلِ آن است. مسلم است که بچه‌ها برای مخفی نگاه داشتنِ چنان تخلف‌هایی دروغ می‌گویند.» بی‌شک وقتی کسی می‌فهمد بچه‌اش به او دروغ گفته نگران می‌شود. ممکن است به آینده بیندیشد و تصور کند که فرزندش خلاف‌های بزرگ‌تر مرتکب خواهد شد. اما چنین نیست. آرنل می‌گوید: «قرار نیست دروغگوییِ بچه‌ها به چیز هولناکی در آینده منجر شود. بچه‌ها باید راه خودشان را بیابند و والدین آنجا هستند تا بچه‌ها را در انواع موقعیت‌ها راهنمایی و سرپرستی کنند.» تا جایی که به آنچه بچه‌هایمان به ما می‌گویند – خوب یا بد – با رویی گشاده واکنش نشان دهیم، دروغ‌گویی مشکلی برطرف‌شدنی است. باور کنید.    
شیر مادر شانس ارتقای اجتماعی را بالاتر می برد غذایی برای امتحانات کودکانمان چرا لازم نیست کودک به آغوش دیگران برود؟ بدخلقی صبحگاهی کودکان چالشهای کودکان دو زبانه

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

آنچه درباره تایتانیک نمی دانستید

  در صدمین سالگرد غرق شدن کشتی مشهور تایتانیک نگاهی می اندازیم به نکاتی از از این تراژدی غمناک اوائل قرن بیستم میلادی. در اوج زمان صنعتی شدن و رقابت کشورهای صنعتی آن زمان برای پیشی گرفتن در ساختن بزرگترینها، بهترینها و

آیا حس همدردی با ما زاده میشود؟

آیا حس همدردی محصول تربیت است یا با انسان زاده می‌شود؟ پژوهش‌گران ژاپنی با انجام سلسله ‌آزمایش‌هایی بر روی شیرخواران به پاسخ‌های شگفت‌انگیزی برای این سئوال رسیده‌اند. حس همدردی در انسان‌ها نسبت به دیگران بسیار زودتر از آنچه که پیش از این تصور می‌شد پا می‌گیرد. این که دقیقا این حس چگونه و کی ایجاد می‌شود هنوز روشن نیست. آنچه که روشن است این است که نوزادان در همان ماه‌های اولیه زندگی خود نسبت به کسی که مورد حمله قرار می‌گیرد و به وضعیت اضطراری می‌افتد حس همدلی پیدا کرده و آن را بروز می‌دهند. یاسوهیرو کاناکوگی (Yasuhiro Kanakogi)، پژوهش‌گر ژاپنی و همکارانش از دانشگاه کیوتو و مدرسه عالی تکنولوژی تویوهاشی می‌گویند، نوزادان ۱۰ ماهه نسبت به کسی که در خطر قرار می‌گیرد حس دلسوزی دارند و این حس را بی آنکه از کلام استفاده کنند نشان می‌دهند. نتایج این پژوهش در مجله تخصصی "پلاس وان" به چاپ رسیده است. تشریح آزمون شیرخوارگان می‌توانند بین اشکال هندسی فرق گذاشته و مقاصد و اهدافی را به آن‌ها نسبت دهند. محققان ژاپنی از همین ویژگی استفاده کرده و به نوزادان مورد آزمایش فیلمی کارتونی نشان دادند تا واکنش آن‌ها را نسبت به خشم و خشونت بررسی کنند. در این فیلم حمله یک توپ آبی به یک تاس زرد مشاهده می‌شد. توپ به سرعت به سمت تاس روانه شد و به آن حمله کرد. بعد از این که نوزادن این فیلم را مشاهده کردند به آن‌ها یک توپ و یک تاس واقعی نشان داده شد. اکثر آن‌ها دست خود را به سمت قربانی یعنی تاس دراز کردند و به توپ توجهی نشان نمی‌دادند. واکنش کودکان بعد از این‌که نقش این اشکال عوض شد نیز باز همان بود. یعنی حتی وقتی که تاس نقش مهاجم را ایفا کرد و توپ نقش قربانی را باز هم کودک طرف قربانی را گرفت و به مهاجم علاقه‌ای نشان نداد. در مراحل بعدی این آزمایش از اشکال بی‌طرفی که در این قضیه نقشی نداشتند نیز استفاده شد. نوزادان یا به قربانی و یا به شیئ  بی‌طرف علاقه نشان می‌دادند. پژوهش‌گران تصور می‌کنند که تمایل نوزادان به قربانی به خاطر ترس آن‌ها از مهاجم نیست بلکه به دلیل همدردی با قربانی به آن دلبستگی پیدا می‌کنند. واکنش به درد دیگران نوزادان به درد دیگران واکنش نشان می‌دهند، مثلا وقتی که بزرگ‌ترها گریه می‌کنند چهره آن‌ها هم حالت گریه به خود می‌گیرد. پژوهش‌هایی که پیش از این انجام شده بود نشان می‌داد که توجه و تمایل واقعی کودکان نسبت به دیگران نخستین بار در ۱۸ ماهگی شکل می‌گیرد. بنا بر این، نخستین واکنش‌های حقیقی دلسوزی و همدلی را می‌توان از دومین سال زندگی مشاهده کرد، یعنی از زمانی که کودک قادر می‌شود بین خود و دیگران فرق قائل شود. اما از سن ۳ سالگی است که کودک شروع به دفاع از دیگران در برابر مهاجم می‌کند. با این حال بررسی جدید نشان می‌دهد که حس همدردی در نوزادان زودتر از این‌ها شروع شده و نوزادان ۱۰ ماهه نه تنها نقش قربانی و مهاجم را درک می‌کنند بلکه به کسانی که در خطر قرار گرفته‌اند نیز علاقه و تمایل نشان می‌دهند. این یافته می‌تواند سنگ‌بنای برنامه‌جامع بعدی در بررسی رفتار ناشی از همدلی قرار گیرد.
بهترین رستوران جهان پازل 32 هزار قطعه ای فیل در زبان نهنگ دنیای رنگارنگ ما قبیله بانوان گردن بلند

مطالب تصادفی

حرفه من

روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول

سالها پیش وقتی كد 325  دانشگاه سراسری جلوی نامم در روزنامه منتشر شد، می دانستم به نقطه عطفی در زندگی ام رسیده ام. از قبل می دانستم كد 325 نام كدام رشته تحصیلی است؛ علوم ارتباطات شاخه روزنامه نگاری دانشگاه علامه طباطبایی.

... یه مَرده، یه مرد

ساده است و بی آلایش. این را نه تنها از شمردگی و سرراستی کلامش می توان دریافت که حتی از نوع لبخند زدن و نگاه کردنش نیز. پیرمردی است سالخورده که به قول خودش هرگز کاری ، حرفه ای نداشته. از جمله انسان هایی است که می توان ساعت ها با او به حرف نشست. گفت و گفت و گفت اما هیچ نشنید. حتی سکوتش هم درس زندگی است. هیچ کس او را با پیشوند های "جناب" ,"آقا" یا حتی "حاج آقا " خطاب نمی کند. او پدر است. پدر شاید چند صد فرزند؛ بی آنکه هرگز ازدواج کرده باشد. خود می گوید:" اینها لطف الهی است. پروردگار ودیعه ای در دستانم گذاشت تا من را و وجودم را محک بزند." "پدر" در خانواده ای ثروتمند چشم به جهان گشود؛ خانواده اش در ایمان و تقوا زبانزد خاص و عام بودند. آنقدر پیرامون زندگی شان روایت های شیرین و داستان های شنیدنی نقل می شود که خود هریک می تواند آغازی باشد بر کتاب زندگی مردمانی از جنس خلوص. آنطور که دیگران از او نقل می کنند جوانی اش در خفا گذشت. همیشه همینطور ساکت و آرام بوده است. روزها و روزها کتاب می خوانده و یادداشت می نوشته. در بیست و چند سالگی پدر و مادرش را از دست می دهد. او می ماند و ثروتی هنگفت. پدر جوان لحظه ای درنگ نمی کند. عزمش را برای ساخت خانه ای ولو کوچک برای کودکان بی سرپرست جزم می کند. پس از گذشت چند سال به کمک دیگر خیرین و مردم، پرورشگاه خود را افتتاح می کند. به قول خودش ابتدا یکی یکی و بعد دو تا و چهار تا کودک با هم راهی آن مامن می شدند. پدر این روزها سالخورده است. هربار که به دیدارش بروی قرآنی کنار دستش است و دیوان سعدی و تسبیحی به رنگ خوب کهربا. گرچه این روزها نه دیگر گوشش رسا می شنود و نه ذهنش یارای به خاطر سپاری وقایع را دارد. اما جالب است بدانیم هرچه به خاطر می آورد از کمک های مردم است. از اینکه فلان بزرگمرد که از فرنگ آمده بود دارو ندار خودش را یکجا تقدیم دو دختری کرد که می خواستند ازدواج کنند. از این دست خاطرات که نه، گنج های بی پایان هستی فراوان دارد. بعضی هایشان حتی به ردی از پول هم ارتباطی پیدا نمی کند مثل آن کودک یتیمی که کودکی را در آن مکان به بزرگی رسانید، و به زکات سال ها نفس کشیدن این پدر دوست داشتنی روزی سرزده وارد شد و همه ی دیوار ها، در ها و همه ی پنجره ها و تو بگو همه ی قلب ها را رنگ زد؛ نه، عشق پاشید. کدام معامله که انقدر پر سود؟ که انقدر بی زیان؟ پدر ، خود می گوید :" من هیچ هنری نداشتم." خدا را چه هنری برتر از هنر درست زندگی کردن، زندگی را میسر کردن، مرهم دل زخم خورده دیگران شدن، سایه شدن تا خسته ای بیآرامد، تکیه گاه شدن تا مانده ای کمر راست کند، دستی شدن برای ستردن اشکی و .... پدر- هنرمند در تمام لحظات عمر، شغلش معنی کردن درست زندگی بود.
کیک ها را من نقاشی می کنم کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس حرف هایی که در محیط کار نباید گفت دختران تونل توحيد برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

7 جمله ممنوعه در زندگی مشترک

در زندگی مشترک، به تدریج لحظاتی پیش می آیند که فرار از آنها اجتناب ناپذیر است. جر و بحث، مشاجره و حتی دعوا برای همه زوج ها پیش می آید. گذشته از همه چیز بخاطر داشته باشید که مهمترین آرزوی همسر شما خوشحالی شماست، فقط یه کمی کمک نیاز دارد.

چند نکته مهم درباره شوهرمان

هر مردی- مانند هر زنی- از دیگری متفاوت است. این مقاله کمک نماید بفهمیم چرا بازی هر هفته تیم محبو بش برای او مساله مرگ و زندگی است و شاید چند نکته ای را یادآوری نماید که در گیر و دار زندگی روزانه به آنها توجه کافی نداشته ایم. شوهر مان احتیاج دارد به او احتیاج داشته باشیم. برای مرد زندگیمان حس اینکه نمیتواند شما را تحت تاثیر قراردهد مانند سمی است که زندگی زناشوئی را تحت تاثیر قرار می دهد. برای ملاحظه این اشتیاق کافیست فیلمهای مورد علاقه مردان را ببینید. مردانی که بتنهایی شهری را از وجود تبهکاران و افراد بد پاک می نمایند و زندگی زن زیبایی را نجات می دهند. این حس قهرمان بازی در وجود تک تک مردان کاشته شده است.  کمک خواستن حتی در انجام کوچکترین امور روزمره  زندگی مشترک میتواند این حس خوب را در مردان بوجود بیاورد. مردان عشق خود را بزبان نمی آورند – نشان می دهند. مردان ابراز احساسات مستقیم را دوست ندارند، شاید بلد نیستند و شاید هم نمی دانند اگر هر از چند گاهی بزبان بیاورند ما چقدر خوشحال خواهیم شد. مردان همچنین در خواندن افکار ما بسیار نا وارد هستند. بنابراین کمی کمک مستقیم در آنچه ما را شاد می نماید اصلا چیز بدی نیست. بعنوان مثال: منو با پیشنهاد شام / سینما خوشحال کردی. یا اگر بدیدنتان می آید و از گل فروش دوره گرد سر چهارراه برایتان گل می آورد سعی نمایید نهایت خوشحالیتان را صادقانه به وی نشان دهید تا  احتمال تکرار اعمالی نظیر این خود بخود افزایش یابد. مردان نیز به مد علاقمندند –البته  کمی بسیاری از مردان به ظاهر به اندازه ای که ما علاقمند هستیم علاقه نشان نمی دهند اما همین مردان نیز از کمی راهنمایی شما در طرز پوشش و خرید لباس خود خوشحال می شوند. اما اگر بخواهید به یکباره کمد لباسهای وی را عوض نمایید حس ناخوشایند عدم علاقه به ظاهر وی را در او بوجود می آورید و ممکن است با واکنش منفی او مواجه شوید. برای اینکه با این مشکل مواجه نشوید سعی نمایید او را خریدهای تازه همراهی نمایید وی کم کم با سلیقه شما همراه خواه شدو خود درموقعی که نیازش را احساس نمود از شر لباسهای قدیمی و بد فرمش خلاص خواهد شد. حتی برای اینکه او را از نگرانی زندانی شدن در فروشگاههای لباس رهایی دهید برای خود هدف تعیین نمایید مثلا: عزیزم امروز می رویم خرید و فقط 2 تا تی شرت و 2 تا شلوار برات خرید می کنیم. مردان پیامهای مستقیم و مختصر را بهتر درک می نمایند. بیشتر مردان بیشتر وقتها خود را به نشنیدن می زنند (البته گاهی وقتها واقعا سیستم شنوایشان کار نمی کند.) ولی اگر میخواهید حرفتان تاثیر گذار باشد بهتر است آنرا مفید و مختصر بیان نمایید. احتمال اینکه شوهرتان حرف پیام شما را بهتر درک نماید اگر او را با بمباران اطلاعاتی ننمایید بسیار زیاد است. مطمئن باشید با وجودیکه با همه حواسش ورزش مورد علاقه خود در تلویزیون را نگاه می کند در ذهن خود پیام دریافتی از شما را نیز بررسی می نماید. شوهران میتوانند یاد بگیرند چگونه آرزوهای شما را برآورده نمایند. هیچکس کامل نیست، حتی شما خانم. اما شما میتوانید به همسترتان کمک نمایید تا آرزوهای شما را برآورده سازد. ممکن است حتی یک اتفاق کوچک مانند گرفتن بازویتان موقع رد شدن از خیابان  شما را بسیار خوشحال نماید باید از این قدم کوچک برداشته شده را چندین متر به جلو برانید بطور مثال: یکی از چیزهایی که منو عاشقت میکنه اینه که همیشه موظب منی عزیزم. با این جمله نه تنها نشان میدهید که چگونه دوست دارید با شما رفتار شود بلکه حتی توانایی این رفتار را در وجود وی به وی اطمینان می دهید. از مهمترین نکات این روش اینست که شما نه تنها غر تغییر رفتار را به وی نمیزنید بلکه توانیی خود در پیدا نمودن رفتار خوب در وی را پیدا می نمایید. تقویت این توانایی خیلی مهم است اما مهمتر اینست که اینکار را به رفتار روزانه تبدیل ننمایید تا از اهمیت آن کاسته نشود. شوهران ما نیز –مانند خود ما- احساس عدم امنیت می نمایند. کم شدن موی سر، زیاد شدن موی بدن، چاقی و .. از جمله نکاتی است که مردان را نسبت به خود دچار عدم اطمینان می نماید. اگر دقت کرده باشید تعداد مردانی که بینی خود را عمل می نمایند یا موهای بدن خود را برمی دارند نسبت به نسل قبل بیشتر شده است. هرچند رسیدگی به وضع ظاهر چیز خیلی خوبی است و شوهر شما برای جلب نظر شما اینکار را انجام می دهد بهتر است به او یاد آوری نمایید که در وضع کنونی نیز خواستنی می باشد. شوهران نیز نیازمند تنهایی هستند- هر از چند گاهی ما شاید ترجیح بدهیم با دوستان جمع شویم یا به خانه مادرانمان برویم. شوهرانمان نیز احتیاج دارند گهگاهی دورتر از ما با دوستان خویش جمع شوند یا حتی تنهایی به کوه یا ماهیگیری بروند. این را باید بعنوان یک نیاز طبیعی بپذیریم. شوهرانمان اگر برادرمان بودند احتمالا مورد تشویق ما نیز قرار می گرفتند. بنابراین بهتر است نق نزنیم و بجای آن به وی در جمع و جور کردن وسایل ماهیگیری یا کوه نوریدش کمک نماییم.   شوهرمان بیش از آنچه فکرش را می نماییم در کار خانه کمک می نماید. یک تحقیقات گسترده نشان می دهد شوهران بیشتر از آنچه فکرش را می نماییم در کار خانه کمک می نمایند. البته درصد از هر خانه به خانه دیگر متفاوت است اما این تحقیقات نشان می دهد که در حدود 61% کار خانه توسط زن و 39% توسط مرد خانه انجام می شود. اگر شما نیز کار می نماییدو میخواهید قسمتی از مسئولیت کارهای روزمره را به شوهر عزیزتان حواله نمایید. بهتر است با یکدیگر بنشینیدو لیستی از کارهای روزمره رابنویسید و ببینید کدام وظیفه را چه کسی بعهده می گیرد و هر کاری چقدر زمان و انرژی نیاز دارد. اگر از گذاردن آشغالها در بیرون از خانه برایتان سنگین است، خوب خبر خوب اینکه آقایان برای تفریح هم که شده بدشان نمی آید آخر شب چند قدمی در اطراف خانه گشتی بزنند.   شوهرانمان رقابت را دوست دارند. شما ممکن است جواب این سوال را ندانید که چرا باید برای یک مسابقه فوتبال بی ارزش یا بازی تخته نرد در مهمانی های خانوادگی یا پلی استشین با برادرتان شوهر شما را آنقدر به حرص و جوش در اورد. حتی شما شاید ندانید فوتبال 90 دقیقه است. حتی شما شاید مجبور شوید کارهای مشترکتان را با توجه به جدول بازیهای لیگ خلیج فارس هماهنگ نمایید. اما مطمئن باشید که استرس و اظطرابی که از شوهرتان در موقع تماشای بازی خالی می گردد بسیار به آرامش خانه شما در دیگر مواقع کمک می نماید.   شوهران می توانند سیستم شنوایشان را از کار بیندازند. مطالعات نشان می دهد زنان و مردان علایق کاملا متفاوتی  برای صحبت کردن دارند. زنان دوست دارند در مورد مردم و روابط صحبت نمایند، اما مردان ترجیح می دهند در مورد اشیا و امکانات صحبت نمایند.  بنابراین اگر انتظار دارید بعد از یک مهمانی خانوادگی چند ساعتی را شوهرتان در مورد مهمانان و میزبانان صحبت نمایید، عزیزم بیهوده است. حواس شوهر شما در آن موقع در جای دیگری است. شما هم بهتر است اطلاعاتتان را صبح روز بعد با خواهر، مادر یا دوستانتان به اشتراک بگذارید.
زندگی جشنی بی پایان است آقایان بخوانند! دانستنی ها چرا بعضی از افراد خوش شانس تر هستند؟ 9 حرکتی که شور و هیجان را به اتاق خوابتان بر می گرداند

آداب و رسوم

عید آب پاشی - جشن وارداوار

از قدیمی‌ترین جشن‌های ارمنیان محسوب می‌شود که در میان ایرانیان به عید آب پاشی ارمنیان جشن وارداوار (Vardavar) شهرت دارد. ارمنیان در این روز به یکدیگر آب می‌پاشیدند، کبوترپرانی می‌کردند و مسابقات ورزشی ترتیب می‌دادند. زمان برگزاری آن 100 روز پس از عید پاک است. بیشتر محققانی که در زمینه اعیاد ارمنیان پیش از مسیحیت تحقیق می‌کنند، این جشن را مربوط به الههٔ آستغیگ و الههٔ آناهید می‌دانند. به موجب افسانه‌های ارمنی، آستغیگ، الههٔ‌زیبایی، باروری و حاصل‌خیزی بود و برگزاری این جشن در فصل تابستان به منظور طلب باران و برکت بوده است. جشن آب پاشی از جشن‌های خاص اقوام آریایی است و ارتباطی با دین خاصی ندارد ولی ارمنیان از سدهٔ چهارم میلادی پیرایه‌هایی مذهبی برای آن فراهم کردند. اکنون جشن وارداوار به عنوان یکی از اعیاد مسیحیت، نود و هشت روز پس از عید پاک، بین بیست و هشتم ماه ژوئن تا اول ماه آگوست (4 امرداد در گاهشماری ایرانی) برگزار می‌شود. این جشن در ایران از زمان مادها تا پایان دورهٔ صفوی برگزار می‌شد. درباره ی چرایی ِنامگذاری این عید، گفتارهای متفاوتی وجود دارد برخی از محققان «وارد» را به معنی «آب» و «اوار» را به معنای «راه آب» میدانند و این جشن را به ایزد بانوی آبها «آناهیتا» نسبت میدهند و برخی دیگر واژه ی «وارد» را به معنی گل می‌دانند و این جشن را از آن «آستفیک» ایزدبانوی زیبایی و دلاوری میدانند. بر پایه ی نوشته‌های مورخان ارمنی، در ارمنستان قدیم، جشن «وارداوار» برای بزرگداشت ایزدبانوی زیبایی با شکوه فراوان برپا می‌شده، همه ی مردم در این جشن شرکت می‌کردند و الهه را با گل‌های سرخ می‌آراستند. می‌گویند گل‌سرخ، پیش از این به رنگ سفید بوده است تا هنگامی که الهه، با پای برهنه به میان مردم آمد و خارها پاهای او را زخمی کردند و از خون وی آن گل های سفید رنگین شدند، از آن پس گل سرخ امروزی پدید آمد. ارمنیان امروز، از عید پاک 100 روز را شمارش کرده و در نزدیک‌ترین یکشنبه، مراسم «وارداوار» را به جای می‌آورند. در این روز به جز اجرای مراسم «باداراک» در کلیسا، دعا و خطبه‌ای اضافه بر مراسم هر یکشنبه، مخصوص روز «وارداوار» ‌ایراد می‌شود و سرانجام، هنگامی که از کلیسا بیرون می‌آیند، در کوچه و خیابان و در منزل به روی یکدیگر یا زمین آب می‌پاشند. از مراسم دیگر این روز میتوان از کبوتر‌پرانی نیز نام برد که این رسم نیز از گذشته‌های دور به یادگار مانده است، چرا که کبوتران سپید، همگی به الهه ی زیبایی و عشق تعلق دارند. ارامنه داراى آشهاى به خصوصى می باشند که در زمان روزه بيشتر طبخ می گردد که معمولاً با سبزی هاى صحرائى و مواد نباتى درست می شود که به زبان ارمنى به اين آشها ”باس“ گفته می شود.

روز جهانی زن

زنان همیشه از دیدگاه های مختلفی مورد ستایش قرار می گرفته اند. اما برای آنکه با یک هدف واحد از مقام زن قدردانی بشود، روز جهانی زن هر ساله در هشتم مارس جشن گرفته می شود.
آداب و رسوم کفن و دفن در ایران باستان رسوم ماه مبارک رمضان در شیراز جایی که تساوی حقوق زنان بی معنی است آش دندونی جشن رنگی هندوها

سفر و تفریح

از تحفه نطنز تا انرژی هسته ای

نطنز این روزها در صدر اخبار رسانه ها قرار دارد. از وقتی حرف انرژی هسته ای به میان آمد این شهر نیمه كوهستانی هم از خلوت خود بیرون آمد و در رسانه ها جاخوش كرد. اما تا پیش از این تحفه اش معروف بود كه بسیاری هم نمی دانند این تحفه چیست.

ابیانه نگینی سرخ در كوه های كركس

گاهی لازم نیست برای دیدن جاهایی كه تا به حال ندیدیم بار سفر چند روزه ببندید . می شود با یك سفر 24 ساعته از جایی دیدن كرد كه در جهان بسیار كم نظیر است. ابیانه، ماسوله، کندوان و میمند چهار روستای تاریخی و استثنایی ایران هستند که به دلیل معماری جالب توجه، مناظر زیبا و قدمت تاریخی از همه جای ایران و جهان گردشگر دارد. در فاصله 50 کیلومتری جاده کاشان- نطنز در نزدیکی پل هنجن جاده ای فرعی به سمت غرب جدا شده و پس از گذشتن از چهار روستای یارند - کمجان - برز و طره به دره ابیانه وارد می‌شود ابیانه در دامنه کوه کرکس واقع شده است. این ناحیه از یک ردیف چینه که سن آنها از پرکامبرین زیرین تا دوران چهارم است تشکیل یافته است که همراه با تشکیلات آتشفشانی است.خاک این منطقه دارای آهن بوده و رنگ سرخ آن ناشی از همین مسئله است .مزیت این خاک مقاومت در مقابل نفوذ باران است. شاید همین سرخی طبیعی که از عجایب طبیعت این منطقه است اصلی‌ترین عامل جذابیت ابیانه باشد. راه اصلی ارتباطی درسمت شرقی روستا و در امتداد روستاهای پنج‌گانه به سمت شرق کشیده شده است . از سمت غرب نیز راه ماشین رو خاكی ، ابیانه را در امتداد جاده مزرعه تجره ، مراوند به مزارع اطراف و منطقه جوشقان قالی ، میمه و اصفهان مربوط می‌كند كه این راه قبلاً راه اصلی و ارتباطی معاملاتی بوده است اما در حال حاضر بیشتر به خاطر وجود شیلات مورد توجه است. از آنجا که در دامنه‌های شیب‌دار ابیانه فضای کافی برای ساختن خانه‌های مورد نیاز وجود ندارد در این روستا چنین رسم شده است که هر خانواده انبار غار مانندی در تپه‌های یک کیلومتری روستا، در کنار جاده و نرسیده به ابیانه ایجاد كند. این غارها که در دل تپه‌ها حفر شده‌اند و از بیرون تنها درهای کوتاه و محقر آن نمودار است برای نگهداری دام‌ها و نیز آذوقه زمستانی و اشیای غیرضروری مورد استفاده قرار می‌گیرد. روستای تاریخی ابیانه به دلیل ویژگی‌های منحصر به فرد معماری و بافت ارزشمند و کهن آن در تاریخ 30/5/1354 در فهرست آثار ملی کشور با شمارة 1089 به ثبت رسیده است. یكی از جاذبه های ابیانه این است كه مردم روستا هنوز لباس محلی می پوشند.لباس محلی شامل این پوشش می شود: مردان شلوار گشاد و درازی از پارچه سیاه و زن ها از پیراهن بلندی از پارچه‏ های گلدار و رنگارنگ استفاده می كنند.علاوه بر این، زن های ابیانه معمولاً چارقدهای سفید رنگی بر سر دارند. ابیانه علاوه بر طبیعت بسیار زیبا آثار باستانی نیز دارد. قدیمی ‏ترین اثر تاریخی این روستا آتشكده‏ای است كه مانند دیگر بناهای ده در سراشیبی قرار گرفته است. آتشكده ابیانه را نمونه ‏ای از معابد زردشتی دانسته‏اند كه در جوامع كوهستانی ساخته می‏شد. مهم‏ترین بنا و اثر تاریخی این روستا یك باب مسجد جامع و قدیمی ترین اثر تاریخی این مسجد نیز منبر چوبی منبت‏كاری آن است كه در سال 466 ه.ق ساخته شده است. مسجد قدیمی دیگر ابیانه مسجد برزله است كه دارای فضای دلبازی است و روی لنگه در شرقی آن سال 701 ه.ق نوشته شده كه مربوط به دوره ی ایلخانان است. مسجد تاریخی دیگر ابیانه مسجد حاجتگاه است كه كنار صخره‏ای در كوهستان بنا شده و بر در ورودی شبستان آن تاریخ 952 ه.ق مشاهده می‏شود. روستای ابیانه دارای دو زیارتگاه است. یكی مرقد شاهزاده عیسی و شاهزاده یحیی در جنوب روستا كه به گفته اهالی، فرزندان امام موسی كاظم بوده‏اند و زیارتگاه دیگر ابیانه قدمگاه نامیده می‏شود. از جمله جاها و اماكن دیدنی دیگر ابیانه می‏تواند از خانه غلام نادرشاه و خانه نایب حسین كاشی نام ببرد. تا پیش از این انچه ابیانه را منحصر به فرد می كرد این بود كه این روستا با توجه به ویژگی های زمین شناسی ،مسكونی بود اما این روزها تنها ساكنان ابیانه پیرمردو پیرزنانی هستند كه آخرین بازماندگان روستای تاریخی هستند.
ایران زیبای ما (قسمت دوم) چگونه سفری بی خطر داشته باشیم ؟ دزدی از هتل پینت بال را امتحان كنید سنندج، شهر هزار تپه