1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

قلعه رودخان نام قلعه ای تاریخی متعلق به دوره ی سلجوقی که در 20 کیلومتری جنوب غربی شهر فومن در استان سر سبز گیلان همچون دژی عظیم لابلای کوه ها خود نمایی میکند.

این قلعه در ارتفاعی بین ۶۶۵ تا ۷۱۵ متر از سطح دریا واقع شده است و در کنار آن رودخانه ای به همین نام قرار دارد که از ارتفاعات سرچشمه میگیرد. این دژ عظیم طی وقایع و رویدادهایی پس از دوره ی ساسانی تخریب شد که مجددا در دوران سلجوقیان تجدید بنا شد. قلعه رودخان از دو بخش ارگ که محل زندگی حاکم و حرمسرای وی و قورخانه که محل فعالیت نظامیان و سربازان بوده است تشکیل شده است. رگ غربی این بنا نیز در دو طبقه واقع شده است که جنس آن از آجر میباشد. رطوبت بیش از حد هوا باعث رویش گیاهان در لابه لای قلعه شده است.

برای رسیدن به قلعه رودخان فقط تا قسمتی از مسیر با ماشین شخصی قابل رفت وآمد میباشد که در تمامی مسیر مزارع چای و برنج خودنمایی میکنند. زمانی که به روستای حیدرآلات میرسید حدود 5 کیلومتر از راه را باید پیاده روی کنید. جالب است بدانید که این قلعه در ارتفاعی بیش از ۶۰۰ متر در بلندترین نقطه ی کوه واقع شده است. بیشتر مسیر رسیدن به قلعه در حال حاضر به صورت پارک جنگلیست اما برای رفتن به بالا و دیدن این منظره ی زیبا پیاده روی و پله نوردی زیادی لازم است.

آنچه باید قبل از شروع به پیاده روی بدانیم اینست که پوشیدن لباس و کفش مناسب و داشتن صبر و حوصله به همراه داشتن آب برای جبران آب از دست رفته ی بدن برای یک پیاده روی حدود 90 دقیقه الزامیست. درست بعد از رسیدن به قلعه تمامی خستگی راه با دیدن منظره ی شگرف جلوی دیدتان به در میرود.

دیدگاه‌ها  

0 # آندريا 1390-06-28 15:04
واي واقعا خيلي قشنگه قرار بود تولدم رو پاي كوه بگيرم ولي نشد . من عاشق اينم كه تو بارون از ميان درختاش بالا برم و به قلعه برسم . خيلي خيلي شاعرانه ست . من كه عاشقشم عاشق پله هاي سنگي ش عاشق سايه ي درختاش عاشق مرموز بودنش .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

کودکان

کودکان، چه زمان و چگونه به اعتماد دست می یابند؟

محیطی که کودک انسانی در دوران جنینی درآن به سر می برد، شاید بتوان گفت همان بهشتی است که در طول زندگی برای رسیدن به آن تلاش می کند . محلی که جنین در آن زندگی می کند در واقع کیسه آبی است که او را از هرگونه ضربه ای  محافظت می کند. از مشخصات این محیط می توان به دمای ثابت، و در دسترس بودن غذا ودفع مواد زائد جنین حتی بدون اراده این موجود اشاره کرد.  همین کودک "امن"، به یک باره "ناامن" ترین و بزرگ ترین ضربه زندگی خود را متحمل می شود و هماهنگی و آرامش دوران جنینی، به واسطه تولد بر هم می خورد. دمای مطبوع رحم به سرمای اتاق زایمان بدل می شود، فشار  عبور از  کانال زایمان را تحمل می کند ، چندی بعد گرسنه می شود، احساس دفع پیدا می کند وپس از دفع، احساس کثیف بودن به او دست می دهد و همچنین ده ها مشکل کوچک و بزرگ دیگر بروز خواهد کرد که کودک با آنها دست و پنجه نرم می کند . در واقع مواجهه با هر کدام از این مشکلات، چنان استرسی به او وارد می کند که گویی لحظه به لحظه با مرگ دست به گریبان است. قطعا چنین وضعیتی برای او قابل تحمل نیست . بسیاری بر این باورند که این تولد  ، هبوط واقعی انسان از بهشت به زمین است. زمینی که از بدو ورود جز رنج برای او دستاوردی نداشته است. به همین دلیل ما انسان ها در تمام طول زندگی به دنبال امنیت می گردیم. امنیتی که روزی آن را با تمام وجود احساس کرده ایم . در واقع این امنیت است که بین ما و مرگ فاصله ای به وسعت زندگی  ایجاد می کند. روانشناسان چهارده ماه اول تولد را دوران دست یابی انسان به اعتماد نام نهاده اند. اگرکودک در این دوران  نتواند به دنیای پیرامون خود اعتماد کند، شاید دیگر هیچ گاه به آن دست نیابد . نقش دانش پدری و مادری و همچنین گذراندن دوره های آموزشی توسط والدین از آسیب های وارده به کودک  شدیدا جلوگیری می کند . بر طبق نظریات علمی به اثبات رسیده شصت درصد ساختار شخصیت کودک در شش سال اول زندگی شکل می گیرد و 14 ماه اول تولد یکی از بنیادی ترین نگرش های انسان به دنیای پیرامون، که همانا "اعتماد" یا "بی اعتمادی" به جهان است در وی تثبیت خواهد شد . تصور کنید در همین چهارده ماه ، والدین قادرند دو گونه انسان را تربیت کنند؛ انسانی که دنیای اطراف خود و آنچه در اوست را از دریچه اعتماد بنگرد، یا برعکس با عینک بی اعتمادی به همه چیز نگاه کند . شاید بتوان گفت نوزاد انسانی جنین نارسی است که به دنیا می آید ومی بایست این چهارده ماه نیز در همان محیط امن می ماند ولی از آنجا که وزنش برای مادر غیر قابل تحمل می شود اجبارا باید آن محیط را ترک کند . برای دست یابی  به حالت اول،  پدر و مادر در این دوران صرفا باید در صدد برطرف کردن بی درنگ تمام نیازها و دردهای کودک باشند . به محض بروزدرخواستی  از سوی کودک بدون وقفه خواسته او را برآورده کرده و در طول این دوران سریعا احتیاجات کودک را اعم از گرسنگی ، تشنگی ، تمیز نگه داشتن وهمچنین حفظ کودک از سرما و گرما و... برطرف کنند . در واقع با این گونه کارها محیطی شبیه به رحم را برای کودک فراهم می کنند.   محیطی که کودک در آن از امنیت کامل برخوردار بوده وبه کودک این اطمینان را می دهد که دنیای پیرامون او سراسر درد و رنج نیست . لذا کودک با اعتمادی که به والدین خود می کند  ،  به دنیا و هر آنچه در آن هست  نیز با دیده اعتماد خواهد نگریست . بسته به نوع پاسخی که مادر به نیاز ها و رفتارهای کودک می دهد وی تصویری ذهنی از مادر و نیز از دنیای پیرامون خود پیدا می کند . تصویری که مادر می تواند در ذهن کودک ایجاد کند: مادر حساس مادر مهربان مراقبی بی تفاوت و طرد کننده مادری غیر قابل پیش بینی در واقع سنگ بنای سلامت روانی کودک واکنش به جا ، حساسیت و پاسخ دهی به موقع مادر می باشد . کودکی که به پدر و مادر خود به عنوان نماد جامعه اعتماد نداشته باشد و با آنها احساس امنیت نکند طبعا به جامعه ای  که در بزرگسالی در آن زندگی خواهد کرد نیز اعتمادی نخواهد داشت و برای ایجاد امنیت لازم در بزرگسالی دو راه را بیشتر نمی تواند برگزیند ؛ 1- اعتیاد به مواد مخدر و روابط جنسی و قمار و دست یابی به قدرت بی حد وحصرکه می تواند به شکل کاذب، او را از درد "ناامنی" خلاص گرداند  2- باورهای مذهبی  به شکل بیمار گون که تا حدی به وی آرامش خواهد داد و متاسفانه گاهی آن قدر آسیب شدید است که به همه این ها روی خواهد آورد. تقریبا بعد از چهارده ماه اول است که کودک باید بتواند با مفهوم محرومیت و شکست آرام آرام آشنا شده وآن را تجربه کند. این تجربه ها به کودک آموزش خواهد داد تا بتواند در آینده با مشکلات و محرومیت ها راحت تر کنار بیاید . در این دوران (چهارده ماه اول) هر گونه محرومیت و شکست یا درد و رنج ، کودک را به سمت بی اعتمادی خواهد برد . در این دوران به هیچ وجه در صدد تنبیه و یا تربیت کودک بر نیایید و تمام تلاشتان صرفا باید در راستای ارضای نیاز های کودک باشد . به یاد داشته باشید  کودکی که صحیح تربیت شده باشد به جنبه های خوب زندگی نظر دارد و از جنبه های بد آن نیز آگاهی خواهد داشت. در مورد مثبت بودن به نیمه پر نگاه می کند و از بخش خالی  هم غافل نیست . امیدوار است، ولی خوش باور نیست و برای رسیدن به اهداف خویش به معجزه و ناجی روی نمی آورد. در حالی که کودک آسیب دیده یا امید واهی دارد یا مطلقا ناامید است و یا اعتماد کامل دارد یا بی اعتماد مطلق است وبه جای کنار آمدن با واقعیت دائما در خیال های خود سیر خواهد کرد . در حدود شش ماهگی تولدی دیگر درنوزاد شکل می گیرد که در صورت آسیب، تا پایان عمر او را دچار رنج خواهد کرد. نوزاد انسان در بدو تولد به دلیل شرایط محیطی که در آن می زیسته ، قائل به شخصیت" من جهانی " است و همه دنیا را در خود و خود را همه دنیا تصور می کند . این گونه تفکر که در اصطلاح روانشناسی  به آن "خودشیفتگی " اطلاق می شود، تا حدود شش ماهگی بطور کامل با کودک می ماند و در حدود سه  تا چهار ماهگی به دلیل رشد عصبی ، کودک احساس می کند  شخصی غیر از خود او ( مانند مادر یا جایگزین او )  نیز وجود خارجی دارد ولی او را نیز جزئی از دنیای خویش تصور می کند .در اثر رشد وتکامل بیشتر دستگاه  عصبی  در حدود شش ماهگی ، کودک در می یابد  جزئی که به آن تعلق داشته، می تواند از او جدا شده و آرام آرام به این تفکر دست می یابد که ؛ خود، جزئی از آن است و آنهم جزئی ناقص ! برای عبور بهتر از این دوران ، نوازش کردن تک تک اعضای کودک به آرامی و همچنین صحبت کردن با او توسط والدین ضروری است ولی بازی های هیجانی مانند بالا انداختن کودک را در این دوران ممنوع است . اینجاست که کودک با اضطرابی مواجه  می شود به نام " اضطراب جدائی". توضیح اینکه؛  کودک احساس می کندهنگامی که مادر (و یا شخصی که نقش مادر را ایفا می کند) از میدان بینایی او خارج می شود، نابود شده و  دیگر یاور او نخواهد بود. این اضطراب در اثر همین حس غریب و دردناک در کودک ایجاد می شود . راه حل اینکه  مادر می باید در هنگام جدایی از کودک با صدا زدن و حرف زدن با او و همچنین بازگشتن و دوباره رفتن، آرام آرام حس اعتماد را در وی فعال کرده  و به کودک خود  این پیام را بدهد که او را هرگز رها نخواهد کرد. بهترین بازی در این دوران برای عبور کودک از این وضعیت، بازی "دالی موشه" و "قایم باشک" است. اضطراب غریبه ها : کودک در این ایام شدیدا از غریبه ها هراس دارد و نباید به هیچ روی بدون میل کودک، او را به دیگران سپرد. سپردن به دیگران حتی میل کودک با این توجیه که او عمه، خاله یا دایی است کودک را مضطرب کرده و به او صدمه خواهد زد . در واقع چون کودک در این ایام هنوز هیچ احساسی از کل وجودش ندارد ،همواره در تعادلی نا پایدار به سر می برد و کمترین تغییری می تواند احساس فروپاشی ، مرگ و عدم حمایت از جانب دیگران را برای او به همراه داشته باشد. این اضطراب جدایی و غریبی در صورتی که سر انجام خوبی نداشته باشد  بعدها برای کودکی که تبدیل به  انسان بالغی شده مشکلات متعددی را بوجود می آورد. از جمله این مشکلات می توان به : وابستگی های بیمارگون به نزدیکان، اضطراب از دست دادن، بروز دلشوره های بی مورد خصوصا بی تابی درموقع وداع با نزدیکان و حتی کنار نیامدن با پدیده طبیعی ای همچون مرگ اشاره کرد.

بازی با کودکان

کودک شما از وقتی متولد می‌شود تلاش می‌كند حس‌هایش را یكی یكی به تكامل برساند اما برای این منظور به همراهی شما نیاز دارد. مادر و پدر همراهانی هستند كه می‌توانند در كشف دنیای خارج به او كمك كنند. در این جا می خواهیم نحوه بازی کردن با بچه های نو پا را برای شما باز گو کنیم.
تفاوت‌ها را به کودکان بیاموزید چند نکته برای لحظات شاد بیشتر با کودک نوزاد بوی ماه مدرسه نوزادی که با دندان به دنیا آمد کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت اول)

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

زنی جوان، پشت نقاب پیری

تصور کنید در روزگار جوانی و طراوت، روزی از خواب بیدار شوید و در آیینه مادربزرگ تان را ببینید. پیر شدن به خودی خود اتفاق دردناکی است، اما از آن غیر قابل تحمل تر آن است که فرایندی که برای انسانهای دیگر طی 50 سال اتفاق می افتد برای شما یک شبه پیش بیاید.

کاندوم هوشمند وارد بازار می‌شود

یک شرکت بریتانیایی تا پایان سال جاری میلادی \\\\\\\\\\\\\\\'کاندوم هوشمند را به بازار عرضه خواهد کرد. این کاندوم در واقع کاندوم نیست بلکه حلقه‌ای است که در انتهای کاندوم قرار می‌گیرد و مجهز به نانوچیپ برای جمع‌آوری اطلاعات است. به گفته شرکت سازنده، اولین کاندوم هوشمند دنیا، بسیار راحت، ضد آب و سبک است و بارها و بارها می‌توان از آن استفاده کرد؛ همچنین می‌توان آن را با مواد شوینده شست و تمیز کرد. این کاندوم میزان کالری مصرفی در حین رابطه جنسی، مدت، دفعات و سرعت رابطه جنسی، پوزیشن‌های رابطه، دمای پوست و چند عامل دیگر را اندازه‌ گرفته و آن را از راه بلوتوث به تلفن مصرف کننده می‌فرستد. علاوه بر این، این کاندوم به مصرف‌کننده درباره وجود عفونت‌های آمیزشی مثل کلامیدیا و سیفیلیس هم اطلاع می‌دهد؛ این حلقه فیلتر آنتی بادی دارد که وقتی در معرض پروتئین‌ها یا آنتی‌ژن‌های عفونت‌های آمیزشی قرار می‌گیرد هشداری را به تلفن مصرف‌کننده ارسال می‌کند. شرکت سازنده همچنین مدعی است که این اطلاعات کاملا محرمانه و ناشناس می‌مانند اما اگر کسی بخواهد می‌تواند آمار و ارقام خود را با دیگر مصرف‌کنندگان در سراسر دنیا مقایسه کند. این حلقه حتی یک پورت مایکرو یو‌اس‌بی دارد که می‌توان آن را به کامپیوتر یا برق وصل کرد؛ شارژ آن یک ساعت طول می‌کشد و با هر بار شارژ می‌توان از آن ۶ تا ۸۸ ساعت استفاده فعال کرد. تاکنون صد هزار نفر پیش از عرضه به بازار، برای خرید کاندوم هوشمند ثبت نام کرده‌اند. قیمت این کاندوم هوشمند فعلا شصت پوند (تقریبا ۷۳ دلار) است.
بانی برتون – ازدواج با روبات کلینیک دامپزشکی مناسب حیوان خود را چگونه انتخاب نماییم؟ دنیل بروینگ/ Daniel Browing خوراکی های خطرناک برای حیوانات خانگی شهر تو جیبی!

مطالب تصادفی

حرفه من

کامرون راسل درباره زندگی سوپر مدلها می گوید

بسیاری از ما عکسهای مدلهای پوشاک و مد را نگاه می کنیم و آرزو می نماییم که مانند آنان لاغر، بلند اندام زیبا و خوش پوش بودیم. همچنین جلوه اعتماد بنفس آنان ما را جذب خود می نماید. آیا این پریچران زیبا پوش در زندگی غمی هم دارند؟ آیا معنی نگرانی و عدم امنیت را احساس می نمایند؟ کامرون راسل بدون شک یکی از زیبا ترین زنان دنیاست عکس این سوپر مدل در طی 10 سال گذشته بارها و بارها بروی مجله های معتبر مد و پوشاک دنیا چاپ شده و میلیونها نفر را مجذوب خود نموده است. یک زندگی محشر؟ خود او که اینگونه فکر نمی کند. راسل اولین سوپر مدلی است که صادقانه درباره کار و زندگی خود با شما صحبت می نماید. او در یک سخنرانی که در بنیاد تد انجام داد درباره زندگی و کار خود گفت؛ من اینجا مقابل شما ایستاده ام بدلیل اینکه یک زن 25 ساله زیبای سفیدپوست هستم که در حرفه ما به این تعاریف می گویند جذاب. او میگوید تفاوت من اینست که به سوالات شما صادقانه جواب خواهم داد. درباره زندگی یک مدل راسل گفت؛ درست است که مسافرتهای زیادی انجام می دهیملباسهای مارکدار زیبا می پوشیم و همه نگاهها بدنبال ماست ولی پشت پرده این زندگی هیجان انگیز لوکس دنیای از فساد، آسیبهای روحی و جسمی و دروغهای شاخ و برگ دار انجام شده توسط بهترین کارگردانان هنری قرار دارد. من هنگامی که فقط 15 سال داشتم وارد این صنعت شدم و مجبور به انجام کارهایی مقابل عکاسان گشتم که تا پیش از آن در زندگی واقعی انجام نداده بودم. در جواب به سوال که چگونه یک مدل شدید، راسل گفت من یک مدل شدم زیرا از لحاظ ژنتیکی برنده خوش شانس یک قرعه عالی شدم. بنظر من مدلینگ یک کار نیست، بیشتر یک تجربه است که شما بدلیل فرم بدنتان به آن دست می یابید. این تجربه ای خارج از اراده و کنترل شماست ولی تجربه گرانبهایست. همچنین درباره عکسهای فتو شاپ شدهدر صنعت مدلینگ، راسل با نشان دادن عکسهایی واقعی از خود گفت این عکسهایی که شما در تبلیغات انواع و اقسام برندها می بینید من نیستم خالق این زن زیبا یک هنرمند زبده است که ساعتها پشت کامپیوتر می نشیند و از من چنین چیزی در می آورد. همچنین گریموها، آرایشگرها، عکاسان، چهرهپردازان و دهها نفری که قبل از شروع یک کمپین تبلیغاتی کار خودو را آغاز می نمیاند. ولی مهمترین قسمت سخنان راسل موقعی بود که وی برخلاف انتظار در مورد میزان اعتماد بنفس خود بعنوان یکی از زیباترین زنان جهان گفت، برخلاف انتظارات شما من کمترین میزان اعتماد بنفس را نسبت به خود دارم، بخاطر اینکه باید دائم راجع به این موضوع فکر کنم که الان ظاهرم چگونه است؟ شما فکر می کنید که داشتن پاهای کشیده و موهای براق شما را خوشبختر می نماید سخت در اشتباهید، ما مدلها بهترین لباسها را می پوشیم، زیباترین موها را داریم و بلندترین پاها را ولی همچنان دارای کمترین میزان اعتماد بنفس در میان زنان جهان هستیم همزمان شما به ما نگاه می کنید و فکر می کنید اعتماد بنفس در بالاترین میزان! دلیل این امر اینست که وقتی جامعه به یک زن فقط از روی زیبایش اهمیت می دهد این زن در ناخودآگاه خود می فهمد که تنها دارایی او زیباییش و ظاهرش است بنابراین تمام روز در فکر ظاهرش است و این نگرانی او را تا مرز وسواس فکری و نوعی از جنون بر اثر کمبود اعتماد بنفس پیش می برد. البته سخنان راسل دریچه جدیدی بود نسبت به زنندگی یک زن در دنیای مد و تبلیغات بین المللی ولی تنها چند هفته بعد او در هفته نماییش آخرین لباسهای ویکتوریا سیکرت شرکت نمود. آیا او نسبت به حرفهایی که زده بود رفتار صادقانه ای داشت؟  در حالیکه درآمد سرشاری از کار مدلینگ داشت  پرده برداری از اسرار پشت پرده و برگشتن به صحنه چه معنی میتواند داشته باشد؟ دکتر روانشناس از دانشگاه یو سی ال ای، بتانی مارشال میگوید که هیچگونه تضادی در سخنان راسل و انجام کار مدلینگ وجود ندارد. او صاقانه آنچه را که یک سوپر مدل احساس می نماید با صدها نفد در میان گذاشته است. نمی توان او را به صرف اینکه درباره کارش با صداقت برخورد کرده از انجام آن کار باز داشت. سلاح او در زندگی زیباییش است و او باید با این سلاح به پیشرفت خود بیاندیشد. اگر او ریاضیدان  مادرزاد نابغه بود ولی به دانشگاه نمی رفت ما به او خرده میگرفتیم، همین مساله در اینجا نیز کاربرد دارد. تفاوت اینست که ما به ریاضیدانان نابغه حسادت نمی نماییم ما به زنان زیبا حسادت می نماییم. این اولین باری نیست که مدلهای زیبا رو ما را به دنیای پر زرق و برق پشت پرده خود کشانده اند در سال گذشته تیرا بنکس، دیگر سوپر مدل مشهور سیاه پوست با ارسال نامه ای سرگشاده به مدلهای جهان از اقدام مجله مشهور مد ووگ در امتناع از چاپ عکس مدلهای آنوروکسیک (بسیار لاغر اندام) استقبال نمود و از مدلهای جوان خواست در مقابل درخواست لاغر شدن بیش از حد طبیعی صاحبان برندها مقاومت نمایند. در سال 2010 دوتزن کروس دیگر مدل مشهور ویکتوریا سیکرت در مصاحبه ای اعلام نمود که چقدر مدلهای مختلف تحت فشار لاغرتر نمودن خود از سوی دست اندر کاران دنیای مد هستند، من خود را در آیینه می بینم و از چیزی که می بینم خوشحال هستم اما دایم بمن می گویند چند کیلو بیشتر باید لاغر شوی تا به فرم ایده ال برسی، این فشار بروی مدلهای جوان کمتر شناخته شده بسیار بیشتر است. دفعه بعدی که شما محو تماشای مدلهای مختلف لباس هستید یادتان باشد زیاد هم به حالشان غبطه نخورید.

... یه مَرده، یه مرد

ساده است و بی آلایش. این را نه تنها از شمردگی و سرراستی کلامش می توان دریافت که حتی از نوع لبخند زدن و نگاه کردنش نیز. پیرمردی است سالخورده که به قول خودش هرگز کاری ، حرفه ای نداشته. از جمله انسان هایی است که می توان ساعت ها با او به حرف نشست. گفت و گفت و گفت اما هیچ نشنید. حتی سکوتش هم درس زندگی است. هیچ کس او را با پیشوند های "جناب" ,"آقا" یا حتی "حاج آقا " خطاب نمی کند. او پدر است. پدر شاید چند صد فرزند؛ بی آنکه هرگز ازدواج کرده باشد. خود می گوید:" اینها لطف الهی است. پروردگار ودیعه ای در دستانم گذاشت تا من را و وجودم را محک بزند." "پدر" در خانواده ای ثروتمند چشم به جهان گشود؛ خانواده اش در ایمان و تقوا زبانزد خاص و عام بودند. آنقدر پیرامون زندگی شان روایت های شیرین و داستان های شنیدنی نقل می شود که خود هریک می تواند آغازی باشد بر کتاب زندگی مردمانی از جنس خلوص. آنطور که دیگران از او نقل می کنند جوانی اش در خفا گذشت. همیشه همینطور ساکت و آرام بوده است. روزها و روزها کتاب می خوانده و یادداشت می نوشته. در بیست و چند سالگی پدر و مادرش را از دست می دهد. او می ماند و ثروتی هنگفت. پدر جوان لحظه ای درنگ نمی کند. عزمش را برای ساخت خانه ای ولو کوچک برای کودکان بی سرپرست جزم می کند. پس از گذشت چند سال به کمک دیگر خیرین و مردم، پرورشگاه خود را افتتاح می کند. به قول خودش ابتدا یکی یکی و بعد دو تا و چهار تا کودک با هم راهی آن مامن می شدند. پدر این روزها سالخورده است. هربار که به دیدارش بروی قرآنی کنار دستش است و دیوان سعدی و تسبیحی به رنگ خوب کهربا. گرچه این روزها نه دیگر گوشش رسا می شنود و نه ذهنش یارای به خاطر سپاری وقایع را دارد. اما جالب است بدانیم هرچه به خاطر می آورد از کمک های مردم است. از اینکه فلان بزرگمرد که از فرنگ آمده بود دارو ندار خودش را یکجا تقدیم دو دختری کرد که می خواستند ازدواج کنند. از این دست خاطرات که نه، گنج های بی پایان هستی فراوان دارد. بعضی هایشان حتی به ردی از پول هم ارتباطی پیدا نمی کند مثل آن کودک یتیمی که کودکی را در آن مکان به بزرگی رسانید، و به زکات سال ها نفس کشیدن این پدر دوست داشتنی روزی سرزده وارد شد و همه ی دیوار ها، در ها و همه ی پنجره ها و تو بگو همه ی قلب ها را رنگ زد؛ نه، عشق پاشید. کدام معامله که انقدر پر سود؟ که انقدر بی زیان؟ پدر ، خود می گوید :" من هیچ هنری نداشتم." خدا را چه هنری برتر از هنر درست زندگی کردن، زندگی را میسر کردن، مرهم دل زخم خورده دیگران شدن، سایه شدن تا خسته ای بیآرامد، تکیه گاه شدن تا مانده ای کمر راست کند، دستی شدن برای ستردن اشکی و .... پدر- هنرمند در تمام لحظات عمر، شغلش معنی کردن درست زندگی بود.
حرفه شیرین من کیک ها را من نقاشی می کنم زنان نسبت به مردان پزشکان بهتری هستند برای مصاحبه شغلی آماده باشید حرفه من: مربی آموزش رانندگی

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

5 راه شاد برای زندگی بهتر

خیلی از مواقع ایجاد یک تصور مثبت برای ما بسیار سخت می شود. حقیقت این است که اگر خلق موقعیت های خوب را از موارد جزیی آغاز کنیم می توانیم آن را به کل زندگی مان تعمیم دهیم. در این مطلب چند روش به اثبات رسیده را برای شما بازگو می کنیم.

گفتی چی شده بود عزیزم؟

وقتی در مورد روزتان و اتفاقات پیش آمده با شوهرتان صحبت می کنید واکنش او این است؟ "گفتی چی شده بود عزیزم؟" مطمئنا با داد زدن شوهر شما یاد نمی گیرد که شنونده بهتری باشد. نکات زیر می تواند به شما کمک کند. آیا پیش آمده که در مورد اتفاقی که سر کار برایتان افتاده یا داستان خنده داری که برای دوستتان پیش آمده با شوهرتان صحبت کنید، اما ببینید که بجای اینکه او به شما نگاه کند مرتبا چشماهایش به سمت بازی فوتبالی که تلویزیون نشان می دهد تغییر جهت دهد؟ حواس او جای دیگری است. ما همیشه انتظار داریم که مردان مانند دوستان دخترمان به ما گوش بدهند اما این اتفاق هیچگاه نخواهد افتاد. نه اینکه مردان نمی خواهند این کار را انجام دهند بلکه این بدان دلیل است مردان متفاوت از زنان برنامه ریزی شده اند و به حالات خاصی عکس العمل نشان دهند که برای زنان غیر قابل فهم است. به ظاهر بخشی از سوتفاهم های پیش پا افتاده را می توانیم به حساب قواعد متفاوت مکالمه ای که مردان و زنان از طریقشان ارتباط برقرار می کنند بگزاریم. یادگیری تفاوت ها می تواند مشکلات را محو و کمکمان کند که با هم به خوبی ارتباط برقرار نماییم. به گفته بسیاری از زنان، در اوایل آشنایی، همسرشان به خوبی به حرفهایشان گوش می داد. اما کم کم نسبت به حرفهایش بی تفاوت شد. این مسئله به این دلیل است که زنان فکر می کنند که تایید حرفهای طرف مقابل نشان دهنده علاقه و پشتیبانی است، حال آنکه اغلب مردان می خواهند در مورد موضوع مورد بحث نظر بی طرفانه ارائه کنند و عادلانه قضاوت کنند. اگر شوهر شما فکر کند که هدف از صحبت کردن فقط تایید حرفهای شماست او هیچ انگیزه ای برای گوش کردن به شما نخواهد داشت. این حقیقت را قبول کنید که گاهی وقتها ممکن است در مورد یک موضوع با هم توافق نداشته باشید. بیشتر زنان فکر می کنند که با سهیم کردن شوهرشان در تمامی جزئیات اتفاقات می توانند صمیمیت ایجاد کنند و به او کمک کنند که دقیقا بداند زن او چه احساساتی دارد. اما در اصل شوهرتان می خواهد که شما سریعا سر اصل مطلب بروید. بخاطر داشته باشید که برای او احساسات شما مهم است، اما از آنجایی که شما قصد مشورت با او را دارید، او بیشتر به دنبال حل کردن مشکل است تا گوش کردن به شما. زمانی که مردان مشغول انجام کاری هستند، مثلا تلویزیون تماشا می کنند یا با کامپیوتر کار می کنند، از خودتان بپرسید که آیا واقعا کار شما مهم است. مردان از نظر کلامی نمی توانند چند کار مختلف را با هم انجام دهند و بعضی وقتها ممکن است ترجیح دهد که بر روی مسئله ای دیگر تمرکز نماید. از او بپرسید که آیا می توانید از او سوالی بپرسید یا نه؟ اگر پاسخ اش منفی بود به خودتان نگیرید و بعدا دوباره از او سوال کنید. اگر از شوهرتان می خواهید که مشکلی را حل کند مستقیما از او بخواهید. دوستتان شما را عصبانی کرده شما می خواهید با شوهرتان در این باره درد دل نمایید و می خواهید که او فقط به حرفهای شما گوش دهد، شما را در آغوش بگیرد و حالتان را خوب کند. اما در عوض همسر شما فکر می کند که باید شما را آرام کند و این کار او ممکن است شما را عصبانی تر کند، زیرا او به جای گوش دادن می خواهد مشکل شما با دوستتان را حل کند. مردها فکر می کنند که کارشان حل کردن مشکلات است، پس اگر می خواهید که او فقط به شما گوش کند، مستقیما از او بخواهید. بعضی مواقع شوهر شما نمی تواند پا به پای شما در مکالمه شرکت کند. شما در مورد مسئله ای شروع به صحبت می کنید، وسط کار چیز دیگری را به یاد می آورید و موضوع را عوض می کنید و سپس موضوعی دیگر و ... برای همسرتان این کار گیج کننده است. به یاد داشته باشید که مغز مردها فقط می تواند روی یک موضوع تمرکز نماید. همسر شما قصد خرید برای منزل را دارد، به او یادآوری می کنید که شیر کم چرب بخرد و موقع خارج شدنش از منزل هم دوباره به او یادآوری می کنید که شیر کم چرب بخرد. اما مثل همیشه، دوباره او با شیر پر چرب به منزل بر میگردد و دوباره مثل همیشه دعوا شروع می شود. راه حل این است که به جای اینکه به او یادآوری نمایید که چه چیزی را بخرد از او این سوال را بپرسید. "یادت هست که چه نوع شیری را باید می خریدی؟" این باعث می شود که مغز او به کار بیفتد و از طریق فکر کردن به یاد بیاورد که چه نوع شیری را بخرد و این باعث می شود که مسئله در  ذهنش ثبت شود. به خاطر داشته باشید که شاید درک یک مرد بسیار سخت باشد و فکر کنید که شما از کهکشانهای متفاوتی به زمین آمده اید، اما با کمی سعی می توانید آنها را بهتر درک کنید.   ترجمه: آتماج
گوشی های هوشمند رهبران جهان کدام است؟ عینک انقلابی گوگل مدیتیشن آتش درون را شعله ور می سازد مادران شاغل گناهکار نیستند زندگی در ماه عسل

آداب و رسوم

عید فطر در ایران

عيد فطر يکی از دو عيد بزرگ اسلامی است که در روز اول ماه شوال آن را جشن می گیرند.مسلمانان پس از يک ماه روزه و عبادت پروردگار، چشم به راه اين روز بزرگ هستند و با برپایی آیین های خاص این روز، به اصطلاح ماه رمضان را بدرقه می کنند.

رسوم ماه مبارک رمضان در شیراز

ایرانی ها در ماه رمضان که نهمین ماه سال قمری است روزه می گیرند و این کار را با دقت تمام انجام می دهند و تقریباً یک ساعت قبل از اذان صبح غذایی که آن را ( سحری ) می نامند صرف می کنند و پس از آن تا غروب روز بعد هیچ آب آشامیدنی و یا غذایی نمی خورند. سحری که مردم شیراز تهیه می کنند اغلب انواع پلوها و خورشت ها می باشند که بعد از خوردن آن به نماز و نیایش می پردازند. روزها ختم قرآن در مساجد برپا می کنند و بعد از ختم قرآن به نماز جماعت می پردازند. برای افطار در شیراز مردم از غذاهای خاصی که فقط مخصوص این ماه است استفاده می کنند که ترحلوا و زولبیا و بامیه و رنگینک جزء آنها می باشد و بعد از افطار به دیدن یکدیگر می روند و این دید و بازدیـد را ( ماه رمضانی ) می گویند. شیرازی ها شب های قدر را بسیار محترم می شمارند و دراین شب ها به مساجد و حسینیه ها می روند تا صبح بیدار می مانند ودعا می خوانند. شیرازی ها آخرین جمعه قبل از ماه مبارک رمضان را کلوک اندازون KLOUK-ANDAZUN می گویند در این روز رسم است که اگر ماه رمضان در  افتاده باشد مردم دسته دسته به گردشگاه های اطراف شهر مثل باغ های سرسبز قصردشت و مکان های دیدنی شیراز می روند و آن روز را به خوبی و خوشی به شام می رسانند چون معتقدند که ماه مبارک رمضان ماه عبادت است و در این ماه تنها باید به عبادت پرداخت و بس. بعضی به پیشواز ماه مبارک رمضان رفته از مدتی قبل از ماه مبارک رمضان در روز هایی که بشود روزه رفت روزه می گیرند. در ایام ماه مبارک رمضان بعضی نذر دارند و افطاری می دهند و بطور کلی مهمانی ها در این ماه بصورت افطاری برگزار می شود. چه بسا اتفاق می افتد که تا هنگام سحر دور هم نشسته به صحبت از این طرف و آن طرف می پردازند که بدان شبچره می گویند . شبچره تنقلاتی است که در این شب ها مصرف می کنند مثل رنگینک, زلیبی «زولبیا» و بامیه . خانواده هایی که دختری را به شوهر داده باشند در اولین ماه مبارک رمضان بعد از عروسی پدر و ماد دختر موظف هستند که یک افطاری کامل تهیه دیده همراه با گلی (در شیراز هر نوع کادو عروسی را گلGOL می گویند) مثل گوشواره، انگشتری، سینه ریز، النگو و غیره و به خانه داماد بفرستند. به این افطاری در شیراز روز والون (RUZ – VALUN ) می گویند . جمعه الوداعی : شیرازی ها به آخرین جمعه ماه مبارک رمضان جمعه الوداعی می گویند. در این زمینه از کتاب رمضان در فرهنگ مردم گردآوری و تالیف سید احمد کیلیان مطلبی برگزیده شده که می خوانید : « شیرازی ها به آخرین جمعه ماه رمضان « جمعه الوداعی » می گویند . روز جمعه الوداعیALVEDOY)) مسجد جمعه شیراز بسیار شلوغ و جنجال می شود به طوری که داخل تمام شبستان ها، ایوان ها، صحن مسجد حتی دالان ها سجاده پهن است و زنان شهر هرکدام به نیت خاصی ازپیش از ظهر و اوایل روز برای گرفتن جای مناسب به مسجد هجوم می آورند یک دسته برای درست کردن چل بسم الله، جماعتی برای گرفتن دعای کیسه از دست آقا « پیشنماز و امام جماعت مسجد» یک عده برای نوشتن دعای سیاه سرفه روی پوست کدو، یک گروه از دختر های دم بخت به نیت گشایش بخت، جمعی از زنهای نروک و بی فرزند به قصد بچه دار شدن، عده ای از زنان بچه دار به نیت گرفتن فرزندشان از شیر و خلاصه هرکسی به امید و نیتی به مسجد جامع می رود. در مسجد جامع شیراز منبری بلند و بسیار قدیمی با پله های متعدد وجود دارد که به منبر امام حسن ( ع) معروف است. روز جمعه الوداعی بعد از نماز جماعت و وعظ و سخرانی عده زیادی از زن ها اطراف منبر جمع می شوند. گروهی از دختران دم بخت به نیت باز شدن بخت سه مرتبه از منبر بالا و پایین می روند و معتقدند که با این کار تا سه روز یا سه هفته و یا سه ماه بعد به خانه بخت می روند. زنان بی فرزند که آرزوی داشتن فرزند دارند, ننی NANNI « ننو» کوچک درست می کنند و یک عروسک قنداق کرده داخل ننی می گذارند و با خود به مسجد می آورند و درگوشه ای می بندند و چند مرتبه ننی را می جنبانند و نیت می کنند اگر تا سال بعد صاحب فرزندی شوند جمعه آخر ماه رمضان داخل صحن مسجد حلوا بپزند و خیرات کنند. بسیاری از زنان عقیده دارند اگر ننی را پشت منبر امام حسن(ع) ببندند اثرش بیشتر است . اما زنانی که باردار هستند مخصوصاً آنهایی که شکم اولشان است مقداری پارچه و ریسمان و قیچی و سوزن و انگشتانه ای با خود به مسجد می آورند و بعد از نماز ظهر و عصر پارچه را می برند و رختکی می دوزند چنانچه فرصت نکردند رختک را در مسجد بدوزند چند بخیه به آن می زنند و رختک را در خانه می دوزند و این رختک را تا زمان تولد فرزندشان نگه می دارند و به عنوان اولین لباس به تن نوزاد می پوشانند و عقیده دارند با پوشیدن این رختک فرزندشان تا آخر عمر لباس عافیت می پوشد و ناخوش و بیمار نمی شود. مادرانی هم که می خواهند بچه از شیر بگیرند روز جمعه آخر ماه رمضان چند عدد انار شیرین به مسجد می آورند اگر خود سواد داشته باشند سوره مبارکه یاسین می خوانند و به انارها می دمند و اگر سواد نداشته باشند از شخصی با سواد خواهش می کنند تا سوره یاسین را خوانده و به انارها بدمد. انارها را تا زمانی که می خواهند بچه را از شیر بگیرند نگه می دارند و چند روز از آب انار شیرین به طفل می دهند معتقدند از برکت سوره یاسین و میوه بهشتی انار بچه صبور می شود و بهانه نمی گیرد. مسجد فتح و جمعه آخر ماه مبارک رمضان : بسیاری از زنان شیرازی بعد ازمراسم جمعه الوداعی از مسجد جامع به مسجد فتح که در محله یهودیان بنا شده است می روند بیشترجمعیت را دختران دم بخت و زنان حاجتمند تشکیل می دهند و این مسجد در بعد ازظهر جمعه آخر ماه مبارک رمضان پر از جمعیت می شود هرکس برای برآورده شدن حاجتش شمعی روشن می کند به طوری که شبستان مسجد از دود شمع دیده نمی شود. عده ای از زنان هم درصحن مسجد مشغول پختن حلوا می شدند و بچه ها هم برای گرفتن حلوای نذری هجوم می آوردند در حیاط مسجد درختان نارنج و حوض آبی است و هر حاجتمندی برگ نارنجی می چیند و به امید برآورده شدن حاجتش در حوض آب می اندازد هر کدام از حاجتمندان هم در آخر مراسم دو رکعت نماز « تهیه » می خوانند و ثواب آن را به روان بانی و کسانی که مسجد را تهیه کرده اند می فرستند مردم با انجام این عمل اعتقاد دارند تا جمعه آخر ماه رمضان سال بعد حاجتشان برآورده می شود . از ابتدای مراسم مسجد فتح یهودیان هم بیرون از مسجد صف می کشند و آمد و رفت زنان مسلمان را تماشا می کنند. روز آخر ماه رمضان که رسید مردم به پشت بام خانه یا خارج از شهر می روند تا ماه شوال را رؤیت کنند و اگر رؤیت شود فردای آن روز عید فطر می باشد. صبح عید فطر همه مردم شیراز به مساجد می روند و نماز مخصوص این روز را می خوانند و افراد خیر صبحانه که شامل ( نان، پنیر و سبزی ) است در بین مردم تقسیم می کنند و دراین روز نیز باید فطریه خود را بپردازند. فطریه یک نوع صدقه می باشد که مردم به تعداد افراد خانواده، قبل از غروب باید کنار بگذارند و در واقع از مال خود جدا کنند و صبح عید به فقرا بدهند. اگر چنانچه آخر ماه رمضان فرد یا افرادی در منزل کسی باشند باید فطریه آنها را نیز پرداخت کند. در این روز مردم شیراز به جشن و سرور می پردازند و خدای بزرگ را شکر می گویند. خوراکی های ویژه ماه رمضان در شیراز : ۱- رنگینک ۲- ترحلوا ۳- کوفته هلو ۴- کشمش پلو ۵- قنبر پلو به طور کلی خوراک هایی در این ماه بیشتر مصرف دارند که چاشنی داشته باشند از شیرینی ها در این ماه زلیبی و بامیه است که بین مردم رواج کامل دارد. نان شیرین فروش ها هم در این ماه بازار گرمی دارند نوعی نان شیرین تهیه می کنند به نام نان چاهی که هنگام افطار قبل از این که خوراک را بخورند این نان را با چای میل می کنند. کسی که از روزه در می آید ابتدا یک استکان عرق گاوزبان می خورد. مردم شیراز می گویند روزه سرد است عرق گاوزبان گرم را می خورند که سردی آن را از بین ببرد.
روز درختکاری؛ طبیعت ما را می خواند ... شب قدر؛ مرکز ثقل رمضان چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟ عید آب پاشی - جشن وارداوار این ها که میخوانید واقعی است

سفر و تفریح

دزدی از هتل

برخی از کسانی که چند شبی را در هتل اقامت می‌کنند، موقع خداحافظی برخی از وسایل اتاق را به رسم "یادگاری" با خود به خانه می‌آورند. بر اساس یک نظرسنجی یک سوم از مسافران از هتل دزدی‌کرده‌اند؛ برخی کمتر، برخی بیشتر. حوله‌های بزرگ و نرم، دمپایی‌های سبک و راحت یا ملحفه‌های سفید و لطیف هتل‌ها برای بسیاری وسوسه‌کننده است و دل کندن از آنها موقع رفتن کار چندان ساده‌ای نیست. برای همین برخی از این اشیا دست آخر موقع ترک هتل، بی سر و صدا سر از چمدان‌های مسافران در می‌آورند. سایت "هتلز دات کام"‌، از سایت‌های مشهور برای رزو هتل، به تازگی یک نظرسنجی را انجام داد که در آن ۸۶۰۰ مسافر از ۲۸ کشور جهان شرکت داشتند. بر اساس این نظر سنجی، دانمارکی‌ها درستکارترین گردشگران به شمار می‌روند. ۸۸ درصد از آنها عنوان کردند که تا به حال هرگز هیچ چیزی از اتاق هتل به سرقت نبرده‌اند. به این ترتیب دانمارکی‌ها به وضوح بالاتر از متوسط جهانی قرار گرفته‌اند زیرا با در نظر گرفتن تمامی ملیت‌های شرکت کننده در این نظرسنجی تنها ۶۵ درصد گفته‌اند که هرگز از اتاق هتل چیزی به سرقت نبرده‌اند. البته وسایل بهداشتی و آرایشی در دستشویی‌ها در این نظرسنجی به حساب گرفته نشده‌اند. از هر چهار آلمانی، یک نفر اعتراف به دزدی از هتل کرده است. در این میان کلمبیایی‌‌ها بدترین تصویر را از این نظر از خود بر جای گذاشته‌اند. بیش از نیمی از کوبایی‌ها اعتراف کرده‌اند که تا کنون یک یا چندین بار وسایل هتل را با خود به خانه‌آورده‌اند و به این ترتیب آخرین جایگاه را در فهرست درستکار بودن به خود اختصاص داده‌اند. کتاب، مجله، ملحفه و حوله بر اساس این نظرسنجی از محبوب‌ترین اشیای هتل در میان تمامی ملیت‌ها بوده‌اند که از چمدان‌ها سر درآورده‌اند. تنها چینی‌ها بوده‌اند که اعتراف کرده‌اند اغلب به وسایل تزئینی اتاق نظیر لامپ، ساعت یا قاب‌های عکس و نقاشی نیز نظر داشته‌اند و آنها را با خود به خانه آورده‌اند. ربد و شامبر‌، بالش، وسایل برقی نظیر اتوهای مسافرتی یا سشوار از جمله "سوغاتی‌های" کلاسیک هستند که مسافران از گذشته تا به حال به "بلند کردن" آنها علاقه نشان می‌دهند. بر اساس این نظرسنجی مسافرانی بوده‌اند که روکش توالت فرنگی و همچنین برس توالت را هم در چمدان جا داده‌اند. شماری دیگر نیز اعتراف کرده‌اند که تکه‌هایی از فرش اتاق را با قیچی بریده و با خود به خانه برده‌اند. نکته قابل توجه در این میان این است که دزدی از اتاق هتل نه تنها از گردشگران بلکه از کسانی که به سفر کاری یا برای شرکت در همایش در هتل اقامت داشته‌اند، سر زده است. و دیگر آنکه این گونه دزدی‌ها هم در هتل‌های پنج ستاره و هم در اقامتگاه‌های ارزان قیمت از "شکارچیان سوغاتی" سر زده است. هتلداران اغلب مجبور به کنار آمدن با غیبت ناگهانی وسایل اتاق هستند، زیرا در عمل هیچ امکانی برای جلوگیری از به سرقت رفتن آنها ندارند. از آنجایی که پیگیری حقوقی این موارد کاری زمان‌بر و نیز هزینه‌بر است، در موارد خاص در شماری از هتل‌ها یک "فهرست سیاه" از اسامی کسانی وجود دارد که سابقه منفی از خود بر جای گذاشته‌اند. این هتل‌ها به "شکارچیان سوغاتی حرفه‌ای" اتاق کرایه نمی‌دهند.   منبع: DWDE

بالاتر از هیجان

هیجان انگیزترین تفریحی که در زندگیتان داشته‌اید چیست، کارتینگ، بانجی‌جامپینگ، دوچرخه سواری در کوهستان، پریدن با پاراگلایدر ... ؟
پیشنهادهایی برای آخر هفته ده گانه ی برترین مقاصد بهاری جهان قلعه رودخان دژی عظیم بر بلندای گیلان چه مواد غذایی را نباید به پیک نیک برد؟ کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی