1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

ایران زیبای ما فقط شامل پرسپولیس و سی و سه پل و بازار تبریز و سواحل خزر نیست. اگر کسی بخواهد همه ایران را ببیند احتمالا باید یک عمر را در چهار سوی این کشور پهناور سفر نماید و باز هم احتمالا جایی چیزی دیدنی را از قلم خواهد انداخت. با نزدیک شدن تعطیلات سال جدید نگاهی می اندازیم به چهار گوشه از ایران، کشور زیبایمان، که شاید کمتر نامی از آن تاکنون شنیده بودیم. بهتر است بجای خرج کردن همه وقت و پول خود در سواحل تایلند یا آنتالیا وقتی و بودجه ای را نیز برای شناختن زیبایی های خانه مان کنار بگذاریم.

چشمه های باداب سورت ساری

چشمه‌های باداب سورت در سال ۱۳۸۷ به عنوان دوّمین اثر ملی ایران ثبت شد. در سال ۱۳۸۷، کوه دماوند، چشمه‌های باداب سورت و سرو ابر کوه به عنوان سه اثر طبیعی به‌وسیلهٔ سازمان میراث فرهنگی ثبت شدند. چشمه های باداب سورت بعد از چشمه پامو کاله ترکیه به عنوان دومین چشمه آب شور جهان ثبت جهانی شده است. چشمه‌های باداب سورت واقع در استان مازندران، شهرستان ساری، دهستان پشتکوه، روستای ارست، قرار دارد.

چشمه‌های باداب سورت شامل دو چشمه با آب‌های کاملاً متفاوت از لحاظ رنگ، بو، مزه و حجم آب است. چشمهٔ پر آب دارای آب بسیار شور و دارای استخری با قطر حدود ۱۵ متر و عمق زیاد است. چشمهٔ دوم که در بالادست و شمال غربی این چشمه قرار دارد، ترش مزه و دارای آبی به رنگ قرمز و نارنجی است، در اطراف چشمه کمی رسوب آهن نشسته‌است. جریان آب‌های رسوبی و معدنی این چشمه‌ها طی سال‌ها، در شیب پایین دست کوهستانی خود، صدها طبقه و ده‌ها حوضچهٔ بسیار زیبا به رنگ‌های نارنجی، زرد و قرمز در اندازه‌های مختلف پدید آورده‌است. این طبقات و حوضچه‌ها در واقع جاذبهٔ اصلی و ویژگی منحصر به فرد چشمه‌های باداب سورت است. زیبایی این طبقات و محل ویژهٔ قرارگیری چشمه در دامنهٔ کوهستان و چشم اندازهای اطراف به ویژه در غروب تحسین برانگیز است.

باداب ترجمهٔ تحت‌اللفظی واژهٔ مازندارانی «وا اُ» است. وا (باد) به نوعی درد (رُماتیسم) اشاره دارد که با استفاده از آب معدنی درمان می‌شود. همچنین باداب به معنی آب همراه با گاز است.

این چشمه‌ها در ارتفاع ۱۸۴۰ متری واقع شده‌اند و در ایران بی‌نظیر هستند و تنها در شش کشور دیگر پدیده‌ای تا حدّی شبیه باداب سورت وجود دارد. اطراف چشمه پوشیده از درختچه‌های زرشک وحشی و ارتفاعات بالاتر پوشیده از جنگل‌های سوزنی برگ است.

خانه لاریها در یزد

خانه لاریها و بادگیر آن مربوط به دوره قاجار است و در یزد، خیابان امام خمینی، محله فهادان، مجاورعمارت کلاه فرنگی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ بهمن ۱۳۷۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

خانه لاریها شامل شش باب خانه با فضاهای کاملاً معماری ویژه خانه‌های کویری می‌باشد. این خانه در سال ۱۲۸۶ قمری ساخته شده مالک آن حاج محمد ابراهیم لاری بوده‌است. سابقا بعنوان خانقاه نعمت اللهی از آن استفاده می‌شد. مساحت آن حدود ۱۷۰۰متر وزیر بنائی معادل ۱۲۰۰متر مربع را داراست. درها، پنجره‌ها، ارسی‌ها و اتاقهای آئینه کاری و نقاشی شده آن یکی از نمونه‌های زیبا و عالی خانه‌های اعیانی قرن سیزدهم است. این مجموعه همجوار بناهای تاریخی چون مدرسه ضیائیه یا زندان اسکندر، بقعه سید گلسرخ و برج و با روی یزد است که جمعاً شش هزار متر مربع وسعت دارد خانه لاریها به شماره ثبتی ۱۸۳۷ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده‌است.

قلعه فلک الافلاک خرم آباد

فَلَک‌الافلاک یا دژٍ شاپورخواست قلعه‌ای تاریخی در مرکز شهر خرم آباد در استان لرستان است. فلک‌الافلاک با نام قلعه دوازده برجی هم شناخته می‌شود. قلعه فلک‌الافلاک بر فراز تپه‌ای مشرف به شهر خرم آباد و در نزدیکی رودخانه خرم‌آباد قرار گرفته و چشم‌گیرترین اثر تاریخی و گردشگری درون شهر خرم‌آباد است. این بنا مربوط به دورهٔ ساسانی است و در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

قدمت این قلعه به دوره ساسانیان می‌رسد. ساسانیان شهری با نام شاپورخواست در حدود منطقه کنونی خرم آباد ساختند که بعدها ویران شد و در حدود سده هفتم هجری خرم آباد فعلی به جای آن بنا گردید. گمان می‌رود که قلعه فلک‌الافلاک همان دژ شاپورخواست باشد که در دوره ساسانی کاربرد حکومتی و نظامی داشته‌است. از قرن ششم هجری پس از ساخته شدن شهر جدید خرم‌آباد این قلعه نیز بنام خرم‌آباد معروف شد و احتمالاً نام فلک‌الافلاک در دوره قاجار به آن اطلاق شده‌است.

این اثر ارزشمند در سال 1349 از ارتش به وزارت فرهنگ و هنر سابق واگذار و به شماره ۸۸۳ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. در سال 1354 این بنا با راه‌اندازی موزه مردم‌شناسی و مفرغ های لرستان به موزه تبدیل شد. در سالهای اخیر با مرمت نمای بیرونی و داخل قلعه موزه‌های باستان‌شناسی، مردم شناسی، آزمایشگاه مرمت اشیاء، مرکز فروش تولیدات فرهنگی و چایخانه سنتی در این مجموعه فرهنگی تاریخی راه‌اندازی شده‌است.

در متون تاریخی از قلعه فلک‌الافلاک با نامهای گوناگونی مانند دژ شاپورخواست، دز بر، قلعه خٌرمآباد، قلعه دوازده برجی از آن یاد شده‌است. فلک‌الافلاک که در لغت به معنی سپهر سپهران یا فلک نهم است عنوانی ایست که در دوره قاجار به این بنا اطلاق شد و اکنون نیز به همین نام مشهور است.

کلیسای سنت استپانوس در جلفای آذربایجان شرقی

کلیسای سن استپانوس، یا کلیسای استفانوس مقدس دومین کلیسای مهم ارامنه ایران است که از نظر اهمیت بعد از قره کلیسا قرار می‌گیرد. این بنا در استان آذربایجان شرقی در ۱۷ کیلومتری غرب شهر جلفا و در فاصله ۳ کیلومتری کرانه جنوبی رودخانه ارس در محلی به نام قزل وانک (صومعه سرخ) واقع شده‌است. این کلیسا در سده نهم میلادی ساخته شده‌است ولی به علت زلزله دچار آسیب‌های جدی شده بود که در دوران صفویه مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت. این اثر در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۴۱  به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

کلیه محوطه کلیسا در قلب کوه‌ها و در میان طبیعت سبز منطقه مرزی جلفا و جمهوری آذربایجان قرار گرفته‌است.

این کلیسا مورد احترام تمام مسیحیان و تقریبا تمامی ادیان است اما در واقع به شاخه مسیحیان گریگوری  که ساکن ارمنستان هستند تعلق دارد. در یک روز از سال هزاران نفر از ارمنیان در این نقطه گردهم می‌آیند تا ضمن زیارت، مراسم و مناسک خاص خود را به‌جای آورند.

سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور مجموعه سه کلیسای سنت استپانوس، زور زور و قره کلیسا را به عنوان یک پرونده برای ثبت در فهرست میراث جهانی به یونسکو ارائه داد. در سال ۲۰۰۶ میلادی سه کلیسا برای ثبت در یونسکو پیشنهاد گردید که این کلیسا یکی از آنهاست. مراحل تشکیل پرونده این بنای تاریخی در حال انجام است و روند بازسازی و مرمـّت کلیسا به این منظور انجام شد. همچنین تعمیرات اساسی و گسترده‌ای با حفظ سبک شیوه معماری گذشته آن، با همّت سازمان میراث فرهنگی کشور و با همکاری شورای خلیفه گری ارامنه صورت گرفته‌است.

دیدگاه‌ها  

-1 # nazari 1391-12-25 19:57
راست میگین بخدا حیفه اینهمه زیبایی رو ول کنیم بریم خارج پولهامونو بسوزونیم اگه یه ذره ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

8 اشتباه رایج والدین و نحوه اجتناب از آن‌ها

علت برخی رفتارهای كودكان اشتباهاتی است كه خود ما در تربیت آن‌ها مرتكب می‌شویم. در اینجا شما را با 8 اشتباه رایج والدین و نحوه اجتناب از آن‌ها آشنا می‌كنیم.

آیا می‌توان در زمان بارداری دوباره حامله شد؟

یک زن بریتانیایی که دو قلو حامله بود در حین حاملگی دوباره باردار شد و در نهایت سه قلو زایید. آیا چنین اتفاقی ممکن است؟ چنین اتفاقی ممکن است و به آن حاملگی مضاعف (superfoetation) می‌گویند هر چند در انسان بسیار نادر است. در طول صد سال تنها شش بار چنین اتفاقی افتاده است. آیا چنین اتفاقی ممکن است در دوره نه ماهه حاملگی رخ دهد؟ تغییرات هورمونی و فیزیولوژیک پس از لقاح، حاملگی دوباره را غیرممکن می‌کند اما در موارد استثنایی، حاملگی مضاعف، دو تا چهار هفته بعد از لقاح اول، ممکن است. پروفسور سایمون فیشل متخصص باروری می‌گوید: نباید چنین اتفاقی بیفتد اما می‌افتد... اولین مورد در ۱۸۶۵ گزارش شد و در دهه‌های بعد هر از چند گاهی خبری عجیب در این باره می‌شنویم. پروفسور فیشل که اولین کودک با لقاح مصنوعی (IVF) را در ۱۹۷۸ به دنیا آورد می‌گوید وقتی زنی باردار می‌شود دیگر نباید باردار شود: \"تکامل طوری طراحی شده - به خصوص برای زنان- که دیگر نباید تخمک آزاد کنند. حتی اگر هم آزاد کند، تخمک نباید بارور شود چون اسپرم نباید قادر باشد که به آن برسد. حتی اگر هم اسپرم به تخمک برسد پوشش داخلی رحم نباید بتواند جنین دیگری را بپذیرد چون در لقاح قبلی تغییراتی در آن رخ داده است. حاملگی مضاعف اتفاقی بسیار فوق‌العاده است اما همیشه پایان خوشی ندارد. مواردی بوده که جنین حاصل از حاملگی دوم در رحم مرده چرا که رشدش بالاجبار متوقف شده و باید زودتر به دنیا می‌آمده است. پروفسور فیشل می‌گوید: \"موضوع مهم کیفیت جفت است چرا که جفت مهمترین منبع تغذیه و رشد و تکامل جنین در حال رشد است. اگر جفت به طور عادی رشد و تکامل پیدا کند مشکلی نیست اما اگر جفت دو بارداری با هم یکی شوند مسئله‌ساز می‌شود. حاملگی مضاعف در برخی پستانداران بیشتر از انسان دیده می شود، مثل جوندگان، خرگوش، اسب و گوسفند. با اینکه حاملگی مضاعف در انسان چیزی شبیه به معجزه است اما اتفاق می‌افتد و گاهی به شکلی بسیار عجیب هم اتفاق می‌افتد. پروفشور فیشل می‌گوید: \"یک مورد از حاملگی مضاعف چند سال پیش در رم گزارش شد که فاصله بین دو حاملگی تقریبا سه تا چهار ماه بود.
باز هم دروغ گفتی؟ دلهره جدایی از خانه تفاوت‌ها را به کودکان بیاموزید کدام کفش برای فرزند شما مناسب است؟ نوزادی که با دندان به دنیا آمد

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

دنیل بروینگ/ Daniel Browing

دنیل براوینگ، در حال حاضر دارای انعطاف پذیرترین بدن است. او که به پسر لاستیکی معروف است، معروفترین بندباز دنیاست و تا به امروز 5 بار در کتاب رکوردهای گینس از او نام برده شده است.

کلاهبرداری جنسی در آنلاین، درآمدی از شرمساری دیگران

یک مرد جوان فلسطینی که در خارج زندگی می‌کند، یک شب با دیدن زنی جذاب و نیمه برهنه و فیلمبرداری از رابطه جنسی دیجیتال به دام یک کلاهبرداری آنلاین افتاد. سمیر (نام اصلی او نیست) ماجرای به دام افتادن خود را تعریف می‌کند. در ادامه گزارش ردا الماوی خبرنگار بی‌بی‌سی به یکی از شهرهای مراکش می‌رود که محل زندگی بسیاری از کلاهبردارانی است که از این طریق اخاذی می‌کنند. هشدار:این مطلب شامل توصیف اعمال جنسی است. در خانه تنها بودم. دختری به صفحه فیسبوک من پیوست. به نظرم عجیب نیامد چون موارد زیادی پیش آمده بود که دوستان و همکلاسی‌های قدیمی که آنها را خوب نمی‌شناسم به صفحه فیسبوک من پیوسته بودند. روز بعد پیامی برایم فرستاد:سلام، چطوری؟ پروفایلت را دیدم، از تو خوشم می‌آید. بعد به صفحه فیسبوک و عکس‌های او دقت کردم. خیلی جذاب و سکسی بود. همان شب از طریق اسکایپ شروع کرد به فرستادن پیام و گفت ۲۳ ساله است، پدر و مادرش هر دو فوت کردند و با خواهر بزرگش در صیدا لبنان زندگی می‌کند. می‌گفت خواهرش خیلی سختگیر است، نه کار می‌کند و نه درس می‌خواند و به همین خاطر حوصله‌اش سر رفته. از او پرسیدم سرگرمی‌های مورد علاقه اش چیست. جواب داد از سکس خیلی خوشش می‌آید. با خودم گفتم چه جالب. در آن لحظه کنجکاو و در عین حال مردد بودم. چون صحبت کردن او درمورد سکس با یک فرد غریبه برایم خیلی عجیب بود. ولی خود من هم حوصله ام سر رفته بود و تنها بودم. دوست دخترم در سفر بود و هیچ کاری نداشتم. تصمیم گرفتم به جهنم. شروع می کنم به صحبت کردن با این دختر و ببینیم چه پیش می‌آید. در خلال گفت‌وگو از من پرسید آیا کامپیوترم دوربین دارد؟ من دوربین را روشن کردم و از او خواستم که او هم تصویرش را به من نشان دهد. وقتی دوربینش را روشن کرد دیدم دختر بسیار جذابی است. با دیدن چنین دختری آدم عقلش را از دست می‌دهد. ما تماس را ادامه دادیم ولی فقط از طریق ارسال پیام و نه صحبت روبروی دوربین. او می گفت می ترسد خواهرش صدای او را بشنود. بعد گفت در خلال تماس با من احساس جنسی او تحریک شده. با خودم فکر می کردم شاید چون او همراه خواهر سختگیرش و در محیط بسته‌ای مثل جنوب لبنان زندگی می کند کلافه است و به دنبال رابطه جنسی آنلاین می‌گردد. بعد از من خواست آلت تناسلی‌ام را به او نشان دهم. بعد به او گفتم حالا نوبت توست. او روی تخت دراز کشید لباسهایش را درآورد و شروع کرد به خود ارضایی . هیچگاه چنین صحنه‌ای را ندیده بودم . خیلی راحت بود. آنقدر خوب بود که آدم در حقیقی بودن آن شک می‌کرد. بعد من هم شروع کردم به خود ارضایی به من گفت دوربین را بگذارم به طرف صورتم چون او را بیشتر تحریک می کند. من مرتب دوربین را بین صورت و آلت تناسلی ام جابجا می کردم. بعد از چند دقیقه او وانمود کرد که به (انزال) نقطه اوج ارضا جنسی رسیده. او که هنوز هم برهنه بود رفت پشت کامپیوتر و شروع کرد به فرستادن پیام. از من در مورد شغلم پرسید و در جواب گفتم در موسسات بازاریابی در شهر میلان کار می‌کنم. گفت: پس باید پولدار باشی. گفتم: بد نیست. خرج زندگی‌ام را درمی آوردم بعد گفت صدای آمدن خواهرش را شنیده و بلافاصله تماس را قطع کرد. نیم ساعت بعد در صفحه فیسبوکم پیامی به این شرح دریافت کردم: گوش کن! من مرد هستم و صحنه خودارضایی تو را فیلمبرداری کرده‌ام. می خواهی آن را ببینی؟\\\" او ویدئو را برایم فرستاد که حدود پنج دقیقه از صحنه‌های خودارضایی من است. در ادامه پیامش نوشته بودمن فهرست دوستان و اعضای خانواده‌ات، مادرت، خواهرت و عموزاده و دایی زاده‌هایت را از صفحه فیسبوک برداشته ام. یک هفته وقت داری ۵ هزار یورو برایم بفرستی والا ویدئو را برای همه آنها می فرستم. شوکه شدم. اول فکر کردم شاید بهتر است پول را برایش بفرستم. ولی همان لحظه او را از اسکایپ حذف کردم. به فاصله کوتاهی روی واتس آپ برایم پیام فرستاد و نوشت\\\"اینجا هستم.   شروع کردم به التماس کردن، به او گفتم ۵ هزار یورو ندارم و در جوابم گفت:\\\"حتما پولداری چون در اروپا شغل خوبی داری. در جوابش گفتمهمه اش دروغ بود. می خواستم ژست بگیرم. شغل من توزیع پیتزاست. بعد یادم افتاد یک عکسی از خودم در حال کاشیکاری حمام خانه برایش فرستاده ام. برایش نوشتمفکر می‌کنی اگر من آدم پولداری بودم حمام را خودم کاشی می کردم؟ او با این توضیحات تاحدی قانع شد و گفت: شاید راست بگی ولی برایم مهم نیست. یک هفته وقت داری دو هزار یورو برایم بفرستی در غیراین صورت ویدئو را برای خانواده‌ات می فرستم. سعی کردم خودم را آرام کنم و منطقی فکر کنم. پیش خودم گفتم اگر پول را برایش بفرستم هیچ تضمینی وجود ندارد که در آینده باز هم پول بیشتری از من طلب کند. بعد به ذهنم خطور کرد که اگر او ویدئو را به افراد مرتبط با صفحه فیسبوک من بفرستد، برای کسانی که در فهرست دوستان فیسبوکی او نیستند ویدئو وارد قسمت پایمهای جانک (ذباله) خواهد شد که معمولا هیچکس آنها را چک نمی کند. حتی اگر آنها پیام حاوی ویدئو را ببینند بعید است هیچکس ویدئوی دریافت شده از یک ناشناس را باز کند و تماشا کند. خیلی ها احتمال خواهند داد که ویروس است. در نتیجه من دو گزینه دارم: پول را برایش بفرستم که هیچ تضمینی ندارد دوباره از من پول طلب نکند و یا پولی نفرستم و امیدوار باشم که هیچکس ویدئویی را که خواهد فرستاد تماشا نخواهد کرد. بالاخره روز موعود رسید و در پیامی برایم نوشت: به زودی ویدئو را روی شبکه یوتیوب منتشر خواهم کرد. در جوابشم گفتم: منتشر کن. برایم اصلا مهم نیست. بعد ابزار حفاظت از حریم خصوصی حساب فیسبوکم را فعال کردم تا از این پس هیچکس نتواند بدون اجازه با من تماس بگیرد یا چیزی روی صفحه من بگذارد. او با یک پیام واتس آپ لینک ویدئو را که در شبکه یوتیوب منتشر کرده بود برایم فرستاد. دوباره آنرا تماشا کردم. صحنه خودارضایی من در شبکه یوتیوب! حالم به هم خورد. بلافاصله انتشار این ویدئو را به خاطر صحنه های سکسی آن به یوتیوب گزارش دادم. بارها این کار را کردم تا مطمئن شوم گزارش من را دریافت می کنند. در پیام بعدی اش برایم نوشت اگر پول را نپردازم ویدئو را از طریق فیسبوک برای اعضای خانواده ام خواهد فرستاد. در جوابش نوشتم: بفرستش. می توانستم ابتدا برایش دو هزار یورو و بعد احتمالا پنج هزار یوروی دیگر بفرستم. ولی آیا ماجرا خاتمه پیدا می کرد؟ او آنقدر عصبانی شد که شروع کرد به فحاشی و گفت ویدئو را برای مادرم و همه کسانی که می شناسم خواهد فرستاد. من گزارش کردن انتشار این ویدئو به یوتیوب را ادامه دادم. هر بار آنرا تماشا می کردم به تعداد بازدیدکنندگان دقت می کردم تا مطمئن شوم آیا کس دیگری هم آنرا تماشا کرده است. بعد ازحدود نیم ساعت یوتیوب ویدئو را از وبسایت خود حذف کرد. تاجاییکه من دقت کردم به غیر از خود من فقط یک نفر دیگر این ویدئو را دیده بود. شاید خود او بوده که پس از انتشار ویدئو آنرا تماشا کرده و شاید هم یکی از اقوام من بوده باشد. هیچگاه از این موضوع مطمئن نخواهم شد. ولی تا امروز هیچکس از اطرافیانم به این موضوع اشاره نکرده. شاید یکی از اقوام مرد من آنرا دیده ولی به هیچکس چیزی نگفته است. می توانید تصور کنید اگر مثلا خاله یا عمه من این ویدئو را می دیدند چه اتفاقی می‌افتاد؟ او به خاله‌های دیگر، شوهرش و بچه هایش می گفت و به سرعت تمام خانواده از موضوع باخبر می شدند. اعضای خانواده من در سراسر جهان، از آمریکا و اروپا گرفته تا استرالیا و کشورهای عربی خلیج فارس زندگی می‌کنند. و اگر مادرم ویدئو را می‌دید چه می‌شد؟ ویدئوی صحنه خود ارضایی من! از خجالت و شرمساری خودم را از بالای ساختمان پرت می‌کردم. بعد از اینکه یوتیوب ویدئو را حذف کرد از آن مرد دیگر خبری نشد. حدس می‌زنم رفته است سراغ طعمه های بزرگتر. یادم هست وقتی از او می‌پرسیدم چرا سراغ یک مرد فقیری مثل من آمده در جوابم گفت: فکر می کنی من مردهای پولدار کشورهای حاشیه خلیج فارس را به دام نمی اندازم؟ تو خوش شانس هستی چون از صفحه فیسبوکت متوجه شده ام که مجردی و اگر نه پول خیلی بیشتری طلب می کردم. به نظرم ماجرا ختم شد. ولی هر از چند گاهی یوتیوب را چک می کنم تا مطمئن شوم که دوباره فیلم را منتشر نکرده باشد. ردالماوی: \\\"دختر ۲۳ ساله لبنانی\\\" که در شبکه اسکایپ سمیر را وسوسه کرد و فریب داد به احتمال قریب به یقین مردی اهل شهر کوچک واد زم در مراکش است که به پایتخت تجارت \\\"اخاذی سکسی\\\" بدل شده است. کلاهبرداران شهر واد زم با جستجو در فیسبوک به دنبال طعمه می گردند. و به محض اینکه مردی به تماس ویدئویی آنها پاسخ دهد، چه از طریق اسکایپ و یا در اکثر موارد از طریق فیسبوک، آنها نرم افزاری را به کار می اندازند که یک ویدئوی ضبط شده از وبسایت های پورن را برای طعمه آنها پخش می کند. چنان این قطعه ویدئو را می شناسد که دقیقا در همان لحظاتی که دختر در ویدئو شروع می کند به تایپ کردن آنها نیز برای طعمه خود پیام می نویسند. یکی از این کلاهبرداران، مرد جوانی که او را عمر می‌نامیم، می گوید:\\\"ما از آنها می خواهیم لباسهایشان را درآورند و کارهای قبیح انجام دهند.\\\" این نکته بسیار مهم است که آلت تناسلی او حتما دیده شود. از این صحنه ها همراه با چهره او فیلمبرداری می شود تا ویدئو کاملا حقیقی به نظر برسد. وقتی فیلمبرداری تمام می شود آنرا روی یوتیوب منتشر می کنیم و در یک پیام خصوصی برای او ارسال می کنیم. تهدیدها از اینجا شروع می شود. ما حدود ۲۰ دقیقه برای چت کردن صرف می کنیم، ۲۰ دقیقه برای فیلمبرداری و حدود ۲۰ دقیقه هم برای تهدید و چانه زدن در مورد پول. همگی پول را پرداخت می کنند. او در ادامه به ما گفت نقطه ضعف عرب ها سکس است. بنابراین ما دنبال نقطه ضعف آنها می گردیم و از آن استفاده می کنیم. به عنوان مثال نقطه ضعف دیگر آنها مزدوج بودن است. از آن هم می‌شود خوب استفاده کرد. مورد بعدی هم افراد بشدت مذهبی هستند. گاهی اوقات افرادی را می بینییم که مثل شیخ (معمم) ها هستند و در عکس حتی کتاب قرآن دارند. ابتدا فکر می کنیم بعید است که یک چنین فردی به دام بیافتد. ولی به هر حال آزمایش می کنیم و می بینیم حتی چنین افرادی هم به دام می افتند عمر می‌گوید هر روز بطور متوسط ۵۰۰ دلار از طریق کلاهبرداری درآمد کسب می کند و صدها مرد جوان دیگر در شهر واد زم مشغول همین کار هستند. دراین شهر کوچک حداقل ۵۰ دفتر انتقال ارز بین المللی دیدم. مدیر یکی از این دفترها به من گفت که هر روز حدود ۸ هزار و پانصد دلار فقط به این دفتر ارسال می شود و بخش اعظم این پول از محل اخاذی است. در سطح شهر می توان اتومبیل های آلمانی و موتورسیکلت های ژاپنی را دید و کافه رستوران‌های لوکسی هم دایر شده که ظاهرا پوششی است برای توجیه ثروت خانواده هایی که یکباره به مال و منالی رسیده است. واین می در بریتانیا مدیر یک گروه آنلاین به نام بازماندگان اخاذی است که به قربانیان کلاهبرداری هایی مثل فیلمبرداری از صحنه های خود ارضایی روی شبکه آنلاین مشاوره و کمک می دهد. از سال ۲۰۱۲ تاکنون بیش از ۱۴ هزار تقاضای کمک از سوی قربانیان این نوع کلاهبرداری‌ها در سراسر جهان، از جمله بریتانیا و آمریکا، دریافت کرده اند. او می‌گوید بسیای از قربانیان مردان جوان عرب هستند و حدود یک سوم از تمامی کلاهبرداریها از مراکش انجام می شود. اکثر ساکنان شهر واد زم قبل از رواج شبکه‌های اجتماعی اساسا با تکیه بر کمک مالی مهاجران ساکن اروپا که برای خانواده های خود می فرستادند زندگی می کردند. اما پس از بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ پولی که مهاجران برای خانواده های خود می فرستاندند کاهش یافت و این دقیقا همان مقطعی بود که شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک و تماس ویدئویی روی شبکه اینترنت به ابزارهای ارتباطی روزمره بدل شدند. صلاح الدین ال کنان، یک فعال کارگری، کسب درآمد جوانان شهر واد زم از طریق کلاهبرداری و اخاذی را محکوم نمی کند. او شرکت معدن دولتی را مسئول می داند که در اطراف شهر درحال بهره برداری از معادن فسفات است ولی هیچ نیروی کار محلی را استخدام نکرده است. او می گوید: من شخصا کارهایی مثل کلاهبرداری و اخاذی را انجام نمی دهم چون به نظرم برخلاف ارزشهای ملی و اسلامی ماست. ولی نرخ بیکاری در شهرما بیش از هر جای دیگری در مراکش است. نرخ رسمی و ملی بیکاریی حدود ۹ درصد است درصورتیکه در شهر واد زم تخمین می زنیم حدود ۶۰ درصد باشد. در نبود فرصت های شغلی و امکان فرا گرفتن حرفه و آموزش در این شهر مردم به روشهای دیگری برای کسب درآمد روی می آوردند. عمر نیز به ما گفت به کارش افتخار نمی کند و قصد دارد کلاهبرداری را متوقف کند. در مورد جوانان باهوش، پیشرفته و آشنا به فناوری های جدید مثل عمر می توان تصور کرد که اگر در محیط دیگری و با فرصت های شغلی مناسبی زندگی کنند به احتمال زیاد برای درآمدی چند صد دلار در روز راه‌های شرافتمندانه‌ای پیدا خواهند کرد.  
بهترین رستوران جهان گربه کی و کجا اهلی شد؟ زنان کشورهای مختلف چگونه خود را زیبا می کنند؟ آیا حس همدردی با ما زاده میشود؟ واقعیت بخشیدن به رویاهای کودکانه

مطالب تصادفی

حرفه من

زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست

شايد داستان اززماني شروع شدكه‌كنار پنچره مي ايستاديم وخودمان را ازنوك پنجه پا تا پوست گردن مي كشيديم ، مي خواستيم ببينيم  پشت پنجره چه خبراست

حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل

حتما زمانی که در هتل اقامت دارید این سوال برای تان پیش می آید که زمانی که مهمان ها از اتاق های شان خارج می شوند یا وقتی check out صورت می گیرد چه اتفاقی در اتاق ها صورت می گیرد.
حرفه من: مربی آموزش رانندگی حرف هایی که در محیط کار نباید گفت بدون خونریزی اول شویم! روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول کیک ها را من نقاشی می کنم

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

زنانه بیندیشید، خودتان را جدی بگیرید

موقعیت‌های آزاردهنده برای زنان بیشتر از مردان پیش می‌آید، هر چند هنوز تحقیق جامعی در این باره نشده اما پای صحبت‌های زنان و د ختران که بنشینید می‌توانید به این نتیجه برسید که زندگی زنان پر است از موقعیت‌های آزاردهنده و دردناک.

چرا به موبایلتان معتادید؟

مکس استوسل در سال ۲۰۱۵ میلادی به بیداری رسید. او به عنوان یک استراتژیست موفق در عرصه شبکه‌های اجتماعی، برای چندین شرکت بزرگ چندملیتی کار می‌کرد، اما می گوید که در همان سال دریافتم که بخشی از کاری که انجام می‌دهم، عملا در راستای منافع مردم نیست. استوسل اکنون یکی از عوامل مهم و کلیدی جنبش "وقت تلف نکنیم" است. فعالان این جنبش در پی آن هستند که فناوری را هم‌رده ارزش‌های انسانی قرار دهند. تریستین هریس، از مدیران ارشد سابق گوگل از جمله دیگر بنیانگذاران این جنبش است و دیگر اعضای آن، اغلب کسانی هستند که در شرکت‌هایی مثل فیسبوک و اسنپ‌چت کار کرده‌اند. آفکام، نهاد مسئول نظارت بر فعالیت تمام رسانه‌های الکترونیکی در بریتانیا، سال گذشته میلادی دریافت که بیش از نیمی از کاربران اینترنت در بریتانیا احساس می‌کنند که به فناوری معتاد شده‌اند. استوسل می گوید: این ایده وجود دارد که ما به تلفن‌هایمان معتاد هستیم و خودمان هم باعث و بانی این اعتیاد هستیم اما این استنباط اشتباه است استوسل توضیح می‌دهد که طراحی‌ها در بخش فناوری به گونه‌ای فزاینده با توجه به روانشناسی رفتاری و علوم اعصاب انجام می‌شوند. تریستین هریس در پژوهشگاه فناوری مجاب‌کننده دانشگاه استنفورد درس خوانده است. این پژوهشگاه در توضیح فعالیت‌هایش نوشته است که در پی رسیدن به دانش و آگاهی درباره این است که چطور محصولات کامپیوتری می‌تواند به گونه‌ای طراحی شود که بر رفتار انسانی تاثیر بگذارد و آن را تغییر دهد. در وبسایت پژوهشگاه استنفورد آمده است که "فناوری، طراحی می‌شود تا رفتار یا آنچه ما در ذهن داریم را تغییر دهد. مکس استوسل می‌گوید: وقتی با علوم اعصاب آشنا می‌شوید و درک می‌کنید که چطور اپلیکیشن طراحی کنید، اساسا می‌توانید مغز انسان را برنامه‌ریزی کنید. هزاران نفر در آن سوی صفحه‌های کامپیوتری هستند که کارشان این است که شما را تا حد ممکن، معتاد و دیوانه این صفحه‌ها نگه دارند. این آدم‌ها، کارشان را خیلی خوب یاد گرفته‌اند. از استوسل پرسیدم که به نظرش چطور این آدم‌ها کارشان را بلدند، در حالی که من کنترل اپلیکیشن‌ها و نوتیفیکیشن‌های تلفن همراهم را در اختیار دارم. او سوال من را با سوال دیگری جواب داد: وقتی تلفنت دم دست نیست و صدایش بلند می‌شود، دچار هیچ استرسی نمی‌شوی؟ بله! در چنین مواقعی کنجکاوی وسوسه‌انگیز با کمی اضطراب و دلواپسی همراه می‌شود و هرچه زمان بیشتری بگذرد و نتوانم سراغ تلفنم بروم، این نگرانی به‌تدریج بیشتر می‌شود. عموما کسانی که در بخش طراحی فناوری فعالند، در پی آن هستند که از سیستم پاداش مغز ما به نفع خودشان استفاده کنند. یعنی سیستمی که در آن با فعال‌سازی دوپامین، حس رضایت و لذت به ما دست می‌دهد. مغز ما برنامه‌ریزی شده‌ تا ما را مشغول کاری کند که بیشترین رضایت را برایشان در پی دارد. یعنی همان سیستمی که ما را به مواد مخدر و غذاهای مشخص معتاد می‌کند، می‌تواند باعث شود که ما به اپلیکیشن‌ها، بازی‌های کامپیوتری، سایت‌ها و ابزارهای مختلف اعتیاد پیدا کنیم. اما این باور وجود دارد که مشکل، فقط به فناوری مربوط نیست. مکس استوسل می‌گوید: "مشکل اینجاست که همه‌جا همین وضعیت است. در تمام زندگی ما!" او می‌گوید: "همه می‌خواهند تا حدی که می‌توانند جلب توجه کنند. خود من در حال طراحی ساختاری برای نوتیفیکیشن‌های تلفن بودم تا به من کمک کند شما را از دنیای خودتان بیرون بکشم و وارد دنیای خودم بکنم." استوسل می‌گوید که کاربران فناوری، نه "مشتری"، بلکه "محصول" آن هستند. او می‌گوید: "ما از خیلی از سیستم‌ها و اپلیکیشن‌ها به طور مجانی استفاده می‌کنیم. اما خیلی از شرکت‌های تبلیغاتی به آنها پول زیادی می‌دهند تا در مدتی که ما در حال استفاده از این اپلیکیشن‌ها هستیم، توجه ما را جلب کنند." کسی که پول را به اینها می‌دهد، ما کاربران نیستیم، برای همین، چیزهایی که برایمان مهم هستند، در مقایسه با آنچه شرکت‌های تبلیغاتی می‌خواهند، درجه اهمیت کمتری خواهد داشت در دنیای فناوری، موفقیت در اغلب موارد، بر اساس شاخص "زمان صرف‌شده از طرف کاربران ارزیابی می‌شود، یعنی مدت زمانی که یک اپلیکیشن یا وبسایت می‌تواند ما را مشغول به خود نگه دارد. به عنوان مثال، اپلیکیشن‌های زوج‌یابی برای اندازه‌گیری میزان موفقیت خود، مدت زمانی را که یک کاربر صرف جستجو و گشتن در اپلیکیشن می‌کند، محاسبه می‌کنند، ولی آیا واقعا هدف ما انسان‌ها وقتی به سراغ چنین اپلیکیشن‌هایی می‌رویم، این است که عکس‌های کاربرانش را ببینیم؟ یا می خواهیم یاری برای خود پیدا کنیم؟ در سال ۲۰۱۶ میلادی، الخاندرو لییراس، پروفسور روانشناس، نتایج یکی از مطالعات خود را منتشر کرد که نشان می‌داد میزان بالای استفاده ما از موبایل و اینترنت به اضطراب و افسردگی ربط دارد. استوسل باور دارد که تلاش گسترده و پیوسته‌ای که اپلیکیشن‌ها و دیگر فناوری‌ها برای جلب توجه ما می‌کنند، باعث می‌شود چیزهای دیگری که واقعا مهم هستند، از مرکز توجه ما دور شوند. تغییر این وضعیت به طور مشخص در دست کسانی است که پشت صفحه‌های تلفن و کامپیوتر" ما حضور دارند؛ کسانی که اپلیکیشن‌ها، بازی‌ها و ابزارهای مختلف را برای استفاده ما طراحی می‌کنند. استوسل می‌گوید که این طراحان که بر روند تصمیم‌گیری افراد تاثیر می‌گذارند، از نظر اخلاقی مسئول هستند و باید این مسئولیت خود را جدی بگیرند. او می‌گوید که جنبش وقت تلف نکنیم در حال کار روی چیزی است که می‌تواند نوعی سوگند سقراط برای طراحان فناوری باشد تا همانطور که پزشکان در آغاز کار خود متعهد می‌شوند در راستای منافع بیماران خود فعالیت کنند، طراحان فناوری هم تعهد مشابهی درباره کاربران محصولات خود بدهند. در روزهای بعد از گفت‌وگویی که با استوسل داشتم، متوجه شدم که چقدر در موارد متعدد، بدون آنکه هدف مشخصی داشته باشم، وقتم را در اینستاگرام و در حال نگاه کردن به عکس‌ها و ویدئوهای کسانی می‌کردم که از نزدیک نمی‌شناختمشان. با آن که اهمیت تغییر این وضعیت را درک می‌کنم، ولی سوال این است که آیا تلاش برای تغییر این وضعیت به نتیجه‌ای می‌رسد؟ استوسل معتقد است که تغییر کاملا امکانپذیر است. او می‌گوید که تغییر اتفاق خواهد افتاد، اگر مصرف‌کنندگان خواهان تغییر باشند. با این حال، او اضافه می‌کند که فعالان در زمینه فناوری سعی خواهند کرد تا با روش‌های موثر بیشتری توجه ما را به خود جلب کنند: واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و دیگر گونه‌های خیلی پیشرفته هوش مصنوعی در راه است. در دنیای آینده این تغییرات بیشتر خواهد بود و برای همین لازم است که ما از الان، خواهان تغییر شویم. تریستین هریس توصیه می‌کند که تا وقتی چنین تغییری رخ دهد، خود ما به تغییراتی کوچک دست بزنیم تا کیفیت زندگی بهتری داشته باشیم. او اکنون تقریبا تمام نوتیفیکیشن‌های تلفن همراه خود را غیرفعال کرده است و تنظیمات پیامک‌های تلفن را روی ویبره (لرزاننده) گذشته است. او ترتیب اپلیکیشن‌های تلفن خود را هم با اولویت دادن به اپلیکیشن‌هایی مثل اوبر یا نقشه گوگل تنظیم کرده است، یعنی آنهایی که در صورت استفاده، محدود به زمانی خواهد بود که خود او می‌خواهد. او تمام اپلیکیشن‌هایی را هم که احتمال دارد وقت او را هدر دهند یا هر اپلیکیشن دیگری را که نمادهای رنگی یا جالب توجه دارند، در یک پوشه مجازی گذشته است. او همچنین روی لپ‌تاپ خود یک یادداشت گذاشته است که در آن نوشته: اگر کاری نداری، بازش نکن!
ما با نقش هایمان وارد رابطه می شویم هفت خطر زندگی زناشوئی را بشناسیم حضور بی‌سابقه‌ ایرانی‌ها در تلگرام 10 راه برای بازسازی زندگی مشترک اپلیکیشن‌های مضر اما دوست‌داشتنی

آداب و رسوم

چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند؟

بوسیدن پدیده‌ای انسانی است، ولی آیا رواج آن مربوط به غرایز انسانی می‌شود یا اینکه باید به آن به عنوان پدیده‌ای فرهنگی نگریست؟ این سؤالی است که هنوز دانشمندان پاسخی قطعی برای آن نیافته‌اند. بنو موشلر در مطلبی در نشریه اینترنتی "ولت آنلاین" نظریات متفاوتی را که در این زمینه وجود دارد، معرفی کرده است. بیش از صد سال است که دانشمندان در صدد یافتن علت رواج بوسه در میان انسانها هستند. زیگموند فروید، روانکاو اتریشی، بر این عقیده بود که بوسیدن غریزه‌ای انسانی است و این غریزه از بدو تولد در انسان وجود دارد. به عقیده او بوسه ریشه در نیاز نوزاد به مکیدن شیر از پستان مادر دارد. ولی هنگامی که ایوان پاولوف، فیزیولوژیست و پزشک روس، در سال ۱۹۰۰ در آزمایش معروف سگ و صدای زنگ نشان داد که آب دهن سگ می‌تواند با صدای زنگی که برای او تبدیل به علامت غذا شده، راه بیفتد، بسیاری از روان‌شناسان به این نتیجه رسیدند که رفتار انسان نیز نه بر غریزه که بر آموزه‌های او مبتنی است. این دسته از روان‌شناسان بر این باورند که انسان کنترل کامل بر غرایز خود دارد و بوسه را نشانه ابراز عشق می‌دانند که با آگاهی صورت می‌گیرد. گروه دیگری از دانشمندان بر این نظرند که انسان فقط قادر است برخی از رفتارهای غریزی خود را تغییر دهد. آنان بوسیدن را جزو رفتارهای غریزی‌‌ای می‌دانند که قابل کنترل است. به عقیده آنان این نظریه پاسخ این سؤال را نیز در بر دارد که اگر بوسیدن پدیده‌ای غریزی و مادرزاد است، پس چرا در بین ۱۰ درصد مردم دنیا از نظر فرهنگی مردود است. ۶۵۰ میلیون انسان با بوسیدن بیگانه هستند در فرهنگ ۶۵۰ میلیون انسان، بوسیدن عملی چندش‌آور و حتی وحشیانه است. در سفرنامه یک مردم‌شناس فرانسوی در سال ۱۸۹۷ آمده که در بین چینی‌ها بوسیدن حتی می‌توانست نشانه آدمخواری تلقی شود. در همان زمان دانشمندی دانمارکی نیز مشاهده کرده بود که در برخی قبایل فنلاندی یک زوج هیچ‌گاه یکدیگر را نمی‌‌بوسیدند. امروزه ۱۰ درصد مردم دنیا بوسیدن را عملی زشت می‌دانند. برای نمونه در مغولستان پدران برای ابراز محبت به پسران‌شان، به جای بوسیدن آنان سرشان را بو می‌کنند. برخی نظریات بیولوژیک پیرامون بوسه در سال ۱۹۶۰ جانورشناس انگلیسی، دزموند موریس، این نظریه را مطرح کرد که بوسیدن از رسمی می‌آید که در گذشته در میان نیاکان بشر وجود داشته و به کودکان از طریق دهان به دهان غذا می‌داده‌اند. موریس می‌گوید، این عمل هنوز هم در بین شامپانزه‌ها رایج است. اینکه بشر از طریق دهان به دهان هم تغذیه می‌کرده، در نوشته‌های یونان باستان نیز آمده است. طبق مشاهدات و گزارش‌های یک محقق اتریشی این رسم امروزه هم در برخی قبایل آفریقایی رواج دارد. برخی محققین در زمینه‌های اعصاب و روابط جنسی بر این باورند که بوسه ابزاری طبیعی است در خدمت یافتن شریک جنسی مناسب. طبق این نظریه، انسان از طریق بوسه (بو و مزه) برخی اطلاعات ژنتیک را به طور ناخودآگاه ارزیابی و طبق آن شریکش را انتخاب می‌کند. البته طرفداران این نظریه عوامل بیولوژیک دیگر را هم در انتخاب شریک دخیل می‌دانند و بوسه را فقط به عنوان یکی از آن عوامل می‌بینند. جهانی شدن فرهنگ بوسیدن کشف اینکه چرا انسانها همدیگر را می‌بوسند همچنان موضوع تحقیق‌های علمی ا‌ست. با توجه به اهمیتی که بوسیدن در زندگی بشر دارد، این عجیب هم نیست. فقط یک زوج نیستند که همدیگر را می‌بوسند: پاپ زمین کشورهایی را که به آن سفر می‌کند، می‌بوسد. کسانی که به کلیسا می‌روند، حلقه‌ای را که کشیش‌ها بر دست دارند، می‌بوسند. سران سابق کشورهای اروپای شرقی لب یکدیگر را می‌بوسیدند و فرانسوی‌ها گونه یکدیگر را می‌بوسند. با توجه به گسترش روزافزون روابط بین فرهنگ‌های گوناگون به احتمال زیاد نود درصدی که بوسیدن در بین آنان رواج دارد، موفق خواهند شد ۱۰ درصد باقی‌مانده را نیز با خود همراه کنند. در انگلیس تا همین ۲۰ سال پیش بوسیدن، حتی بوسیدن گونه، در خیابان امری غیرقابل تصور بود، در صورتی که امروز همه همدیگر را در ملا عام می‌بوسند. روند جهانی شدن، فرهنگ را هم، که بوسیدن جزیی از آن است، در بر می‌گیرد.

این ها که میخوانید واقعی است

حتماً برای شما نیز بارها اتفاق افتاده است که چیزی را از شخصی بشنوید اما در صحت درستی خبر شک کنید! حقیقتاً مرور برخی از آداب و رسوم در سرتاسر جهان چنین حسی در شنونده ایجاد می کنند؛ این حس که آخر چه طور ممکن است برای مثال یک انسان در عصر مدرن در سال 2012 برای آنکه شدت ناراحتی خود را از مرگ عزیزش نشان دهد ناخن خود را بدون داروی بیهوشی بکشد و یا صورت خود را با زنجیر خراش دهد؟ اما واقعیت این است که فرهنگ و سنت های گونه گون در کران تا کران این دنیای شگفت آنقدر متنوع و رنگارنگ هستند که مجال تردید داشتن در درستی آداب مختص نقاط مختلف را از ما می گیرد. 1-عروسی با اعمال شاقه هنوز هم که هنوز است عروس های قبیله ی سورما در اتیوپی پیش از ازدواج ناچار به انجام کارهای خیلی سخت هستند؛ کارهایی که شاید تنها برای ما سخت و غیر ممکن به نظر می رسند، زیرا اگر چنین نبود احتمالاً این رسم تا به امروز حداقل کمتر می شد! این عروس ها چند روز پیش از ازدواج تعدادی از دندان های فک پایین خود را می کشند و یک صفحه گرد از رس چسبناک به لب خود می چسبانند. در ابتدا از صفحه های کوچک شروع می کنند و پس از گذشت چند روز قطر این لوح را افزایش می دهند تا به خانواده ی داماد عزم جزم و جیب پرپول خود را ثابت کنند! 2-بله یا نه؟ اگر کسی از شما سوالی بپرسد، پاسخ شما منفی باشد و به هر دلیلی نتوانید با کلام به او پاسخ دهید و تنها به ایما و اشاره اکتفا کنید به احتمال خیلی زیاد سر خود را به بالا حرکت می دهید تا او را متوجه منظور خود کنید؛ اینطور نیست؟ بی تردید زمانیکه شما به بلغارستان سفر کنید هنگام صحبت با مردمان این سرزمین حتماً گیج خواهید شد، علتش ساده است! آنها برای نشان دادن پاسخ منفی سر خود را به پایین و برای تصدیق گفته شما آنرا به بالا حرکت می دهند! کاملاً برعکس ما و برعکس همه ی مردم جهان!
بیست و هشتم صفر آداب عید قربان طالع بینی چینی برای سال 2014 از اینجا تا به شیراز پر همراه داشته باشید تا چشم نخورید

سفر و تفریح

بالاتر از هیجان

هیجان انگیزترین تفریحی که در زندگیتان داشته‌اید چیست، کارتینگ، بانجی‌جامپینگ، دوچرخه سواری در کوهستان، پریدن با پاراگلایدر ... ؟

اگر مارکو پولو تلفن هوشمند داشت

وقتی برای سفر برنامه‌ریزی می‌کنیم، تنها بودجه مقصد نیست که باید به آن فکر کنیم. در کنار آن باید به نحوه رفتن به آن مکان (هواپیما، قطار،‌ اتوبوس، وسیله نقلیه شخصی)، محل اقامت (هتل، هاستل، متل، مسافرخانه، خانه دوست و آشنا یا غریبه)، فعالیت‌هایی که می‌خواهیم در آنجا داشته باشیم (از دیدن مکان‌های تاریخی و دیدنی تا غذا خوردن و خرید کردن) و زمان برگشت هم فکر کنیم. اما در کنار این‌ها جزییات دیگری هم هست که حتی اگر در برنامه‌ریزی اولیه به آن فکر نکنیم، اما در طول سفر به سراغمان می‌آید: کاش کمی بیشتر پول می‌دادیم اما مدت معطلی‌مان در فرودگاه‌های بین راه کمتر بود، یا فاصله بین صندلی‌های هواپیما آنقدر کم بود که تا آخر سفر زانو درد داشتیم! یا فهمیدیم که هتل ارزانی که پیدا کرده بودیم، به دلیل کیفیت پایین اتاق‌هایش یا فاصله طولانی از مرکز شهر بود که ارزان بود! شرکت‌های زیادی هستند که هدفشان بهتر شدن تجربه سفر برای ماست. در کنار شرکت‌های قدیمی‌تر-و شناخته‌شده‌تر-مثل اکسپدیا Expedia (که ارائه‌کننده خدماتی مثل فروش بلیط هواپیما، رزرو کردن هتل و وسیله نقلیه) یا هتلز دات کام hotels.com (که همانطور که از اسمش پیداست کارش پیدا کردن اتاق خالی در هتل‌هاست) و یا تریپ ادوایزرTripAdvisor (که در خصوص مکان‌های دیدنی مقصد و فعالیت‌هایی که می‌شود در آن انجام داد به ما اطلاعاتی می‌دهد) شرکت‌های نوپای زیادی هم هستند که سعی می‌کنند خدمات متفاوتی را- که ممکن است حتی ما به آن فکر هم نکرده باشیم- به ما ارائه دهند. زپ تراول Zaptravel - مجانی- همان کاری را برای شما می‌کند که قبلا آژانس‌های مسافرتی انجام می‌دادند و شما باید برایش پرداخت می‌کردید: «من می خواهم سه روز به رم بروم و اینقدر هم پول دارم!» «برای من یک جای رومانتیک پیدا کنید که نامزدم را در تابستان به آنجا ببرم.»، «هتل گرانقیمت نمی‌خواهم اما دلم می خواهد به مرکز شهر نزدیک باشد.» شما این اطلاعات را به زیپ تراول می‌دهید و آنها برای شما مناسب‌ترین مکان را -با توجه به بودجه، زمان و نوع فعالیتی که می‌خواهید انجام دهید» برایتان پیدا می‌کنند. حالا فرض کنید شما محدودیت خاصی برای زمان سفر ندارید، اما بودجه‌تان محدود است. یعنی می‌دانید که پنج میلیون تومان دارید و ده روز قرار است در ماه شهریور به چین بروید، اما برایتان تاریخ شروع و پایان سفر فرقی ندارد، وب‌سایت ادیوسو Adisio برای شما بهترین ترکیب پرواز و اقامت را با این بودجه و در بازه زمانی یک ماهه مشخص می‌کند. هرچه بازه زمانی طولانی‌تری به ادیوسو بدهید، امکان ارزان‌تر شدن سفرتان یا بالا رفتن کیفیتش بیشتر می‌شود. اگر شما زیاد با هواپیما سفر کنید، احتمالا دیگر فقط رسیدن به مقصد برایتان مهم نیست، چرا که شما زمان زیادی را در هواپیما سپری می‌کنید. شما ترجیح می‌دهید پروازتان وای‌فای داشته باشد، غذای مجانی به شما دهند، در تمام طول سفر زانوهایتان توی شکمتان جمع نشود، بتوانید توی راه تلویزیون و فیلم نگاه کنید و ...وب‌سایت روت هپی Routehappy به شما این امکان را می‌دهید که قبل از خرید بلیط، از این امکانات خط هوایی هم با خبر شوید و در واقع با علم به امکانات هواپیما، بلیط بخرید. با وجود اینترنت حالا دیگر جستجو برای یافتن مکان‌های تاریخی و دیدنی شهرها آسان شده است. اما مسئله این است که در کلان‌شهرهای امروزی مثل نیویورک، لندن، شانگهای یا رم، هر روز اتفاقات فرهنگی، هنری، ورزشی و سرگرم‌کننده زیادی می‌افتد که ممکن است شما به عنوان مسافر- که لزوما زبان آن کشور را هم نمی‌دانید- از آن باخبر نشوید. فرض کنید بعد از اینکه از رم برگشتید می‌فهمید که طی همان روزهایی که آنجا بودید، تیم فوتبال آ. ث. رم میزبان یوونتوس بوده و شما می‌توانستید به تماشای آن بروید! تریپوسو Triposo، سایتی است که- به زبان انگلیسی- شما را از وقایع و فعالیت‌های محلی با خبر می‌کند. یکی دیگر از دلایلی که ممکن است آه از نهاد ما بلند کند این است که بفهمیم اتاقی را که ما با شبی دویست دلار از ماها قبل رزرو کردیم، حالا شده شبی ۱۵۰ دلار! اگر بودجه‌مان برای سفر محدود باشد، این پنجاه دلار ممکن است خیلی برایمان مهم باشد. وب سایت تینگو Tingo به شما قول می دهد که اگر شما هتل‌تان را از طریق آنها رزرو کنید و این تفاوت قیمت اتفاق بیافتد، آنها آن پنجاه دلار را به شما بر می‌گردانند! چرا که نه؟ از آن افرادی هستید که تا چمدانتان از بخش بار بیرون بیاید، دلهره زیادی دارید و از شدت اضطراب خیس عرق می‌شوید که شاید محموله‌تان در بین راه گم شده باشد یا به دستتان نرسد؟ بگ تو گو Bag2Go یا چمدان هوشمند را شرکت هواپیماسازی ایرباس AirBus برای شما طراحی کرده است! چمدان هوشمندی که جی پی اسی در خود دارد و به شما این امکان را می‌دهد که آن را لحظه به لحظه ردیابی کنید! حالا تنها نکته‌ای که باقی می‌ماند این است که چطور با وجود همه این اپلیکشن‌ها و سایت‌ها، یادمان نرود که که از اصل سفر لذت ببریم!
کاشان، حوض نقاشی پر از ماهی دزدی از هتل در سفر، سبک مثل پر ده گانه ی برترین مقاصد بهاری جهان چشمه های باداب سورت، نقاشی طبیعت روی زمین