1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

غذا در کشور گرجستان به بهترین نحو معرف فرهنگ این کشور است.

به گزارش الی گشت غذاهای گرم، چسبناک و خوشایندی مانند خاچاپوری (نان پرشده با پنیر) به‌ خوبی با ماتاسونی (ماست ترش) به تعادل می‌رسند. گیاهانی مانند ترخون، جعفری، شوید و گشنیز به ‌خوبی با گردو و سیر مخلوط می‌شوند تا یک سس قوی و سیرکننده ایجاد کنند. در ادامه به خوراکی‌های گرجستانی می‌پردازیم.

خاچاپوری (خاچاپوری)

هیچ سفری به گرجستان بدون خوردن خاچاپوری تکمیل نمی‌شود و یا حتی ممکن است چنین سفری ممکن نباشد. این نان نرم و گرم که با پنیر پر شده است، به ‌قدری لذیذ است که انگار با چکیدن هر تکه محتویاتی داخل آن، مایعی دلربا به دهان شما وارد می‌شود.

مدل اصلی این نان به ‌صورت گرد بوده و از پنیر پر شده، ولی مدل‌های دیگری از آن نیز وجود دارند که برای نمونه می‌توان به مدلی که روی آن تخم‌مرغ ریخته شده (خاچاپوری آدجاریان)، مدلی که بسته چهار لایه خمیر، خاچاپوری ترخون، قارچ و پای‌های پرشده با برنج اشاره کرد.

می‌توان گفت که بهترین خاچاپوری را می‌توان در خانه‌ها و زمانی که به‌ صورت تازه برای صبحانه پخته می‌شوند، تجربه کرد. در سوانتی نیز نسخه‌ای از خاچاپوری وجود دارد که با تره پر می‌شود. اگر در اقامت خود در گرجستان با یک خانواده سر و کار ندارید، ناامید نشوید زیرا در هر گوشه‌ای از تفلیس می‌توانید دکه‌های خاچاپوری فروشی بیابید.

بدریجان نیگزیت (Badrijan Nigzit)

نوارهای بادمجان سرخ ‌شده‌ای که تخت بریده شده‌اند و روی آن‌ها با رب گردو پرشده است. این غذای ترش و شیرین، یکی از گزینه‌های مورد علاقه شما می‌شود.

موشمالا (Mushmala)

این میوه یک میوه خرمالویی رنگ و آبدار است که اندازه آن تقریبا به ‌اندازه یک گردو است. هسته‌های تیره و براق آن نیز شبیه به سنگ‌های تزئینی چشم ببری است و حتی می‌توانید با آن به انجام بازی مانکالا (Mancala) بپردازید.

لوبیانی (Lobiani)

این نان، تقریبا شبیه به خاچاپوری است ولی با عصاره لوبیا پر شده و به همین دلیل نیز از خاچاپوری اصلی که با پنیر پر می‌شود، سالم‌تر است.

مچادی (Mchadi)

این مورد در حقیقت، نان ذرت گرجستانی است و به‌ قدری سبک است که احساس می‌کنید که هم‌ وزن یک کاغذ است. این نان معمولا به ‌صورت همزمان با لوبیو خورده می‌شود.

چاکاپولی (Chakapuli)

سوپ گوشت بره و سبزیجات که معمولا در تعطیلات ویژه‌ای مانند عید پاک خورده می‌شود.

خوبدری (Kubdari)

این غذا تقریبا شبیه به خاچاپوری است که با تکه‌های کوچک گوشت، ادویه و پیاز پر شده است. این وعده یکی از غذاهای ویژه سوانتی‌ها است. برای خوردن این غذا می‌توانید به رستورانی در توقف گاه بین زوگدیدی (Zugdidi) و مستیا رفته و یا به سراغ خانه‌ای که در مسیر مستیا به اوشگولی (Ushguli) قرار دارد بروید.

تاتارا (Tatara)

این شیرینی از عصاره جوشانده شده و فشرده شده انگور درست شده است. برای درک بهتر این غذا می‌توانید آن را به ‌عنوان یک رولت میوه با شکر اضافه در نظر بگیرید.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

از کنجکاوی جنسی فرزندتان نترسید

یکی از سوالات متداول کودکان درباره مسائل جنسی است. این‌ كه والدین فكر كنند درصورت دادن هرگونه اطلاعات ممكن است حرمت‌ ها شكسته شود یا به‌ اصطلاح چشم و گوش كودك باز شود، تنها یك باور فرهنگی اشتباه است.

امنیت اساسی ترین نیاز موجود زنده

طی قرون متمادی همواره اولین و مهمترین وظیفه والدین حفظ فرزندانشان از خطرهای بیرونی بوده است . این در حالی است که  خطرهای درونی می توانند آسیب زا تر از خطرهای بیرونی باشند . خطر های درونی را می توان در انسان با ایجاد امنیت در وی پیشگیری کرد . احساس امنیت کودک بر اساس ارتباط او با والدین و خانواده شکل می گیرد . همه ما با احساس عدم اطمینان به آینده و احتمال وقایع هولناک زندگی می کنیم ، این بخشی از زندگی انسان است ، اما مهم این است که فرزند خود را طوری تربیت کنیم که بتواند در بزرگسالی نقش خود را برای ساختن آینده ای بهتر و روشن تر ایفا کند . این تربیت صحیح در نهایت می تواند با ایجاد حس امن بودن در کودک او را به سمت صبر و بردباری و همکاری و ارتباط سالم با دیگران و اعتماد به دنیای پیرامون سوق دهد. ایجاد امنیت در کودکی درست مانند پر کردن حساب بانکی اوست هر چه احساس امنیت بیشتری به او بدهیم ذخیره بانکی او بالاتر خواهد رفت و این باعث می شود در بزرگسالی از دست دادن مبالغ جزئئ خللی در دارایی های او بوجود نیاورد . این احساس امنیت با پر کردن باک عاطفی و باک اقتدار کودک است که میسر می شود .   در ایجاد امنیت در کودک والدین چهار اصل زیر بنایی را باید رعایت کنند : باهم بودن اعضای خانواده : به این مفهوم که اعضای خانواده اوقاتی را در کنار هم بگذرانند. در واقع امنیت ما در درجه اول از همنشینی با افرادی حاصل می شود که بتوانیم در ارتباطی صمیمانه به آنها اعتماد کنیم و از زندگی با آنها احساس کنیم در دنیایی امن و قابل اطمینان هستیم . این با هم بودن نه تنها برای کودکان که برای والدین هم احساس امنیت به ارمغان خواهد آورد . ابراز احساسات : والدین باید به کودک کمک کنند تا احساسات و نگرانیهای و خواسته های خود را ابراز کند . والدین باید تکنیکهایی را آموزش ببینند تا بتوانند از احساسات کودک خود مطلع شوند . ایجاد فضای امن ، گفتگو ، شنیدن حرفها و بازی تکنیکهایی هستند که والدین از طریق آنها می توانند از احساسات کودک خود اطلاع یابند . دلگرمی و اطمینان دادن به کودک : گام سوم در ایجاد امنیت عاطفی کودک دلگرم کردن او است . کودک باید بداند که والدینش برای محافظت از آنها چه خواهند کرد البته توضیح باید در خور فهم کودک و بر اساس نیازهای او  تنظیم شود . مثلا برای یک کودک چهار ساله کافی است که بگوییم "مامان و بابا و دیگران مراقبند تا آسیبی به تو نرسد ". ولی این گفته برای نوجوان چهار ده ساله کافی نیست . کمک به دیگران : کودکان نیز مانند بزگسالان از یاری رساندن به افراد نیازمند و کمک به دیگران احساس رضایت و امنیت می کنند خصوصا وقتی که به طور مستقیم وارد عمل می شوند و نقش مثبت و سازنده خود را در حل مشکلات مشاهده می کنند . این کمکها می تواند جمع آوری اعانه برای نیازمندان ، سیل زده گان و زلزله زده گان و... باشد
کودکان ما بیشتر از آنچه فکر کنید می دانند (قسمت اول) عروسک جاسوس نخرید سزارین در ایران؛ عارضه شهرنشینی؟ با کودک خجالتی خود چگونه رفتار کنیم؟ بچه ها شگفتی خلق می کنند

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

شهر تو جیبی!

در این جهان عجیب از عجایب هفت گانه آن تا حیرت انگیزهای طبیعی و زیست محیطی، آدمی با شگفتی هایی برخورد می کند که هر یک به نوبه خود خیره کننده، چشمگیر، چشم نواز و یا بی بدیل می نماید. اما "هام" چیزی جدای تمام این ترین هاست. "هام" نام یک شهر است. شهری عجیب تر ،زیباترو شگفت تر و از آنچه که حتی به ذهن شما خطور کند. این شهر در شیه جزیره ایستریا واقع در کرواسی غربی است؛ شهری که در کتاب ثبت رکوردهای جهانی گینس عنوان کوچک ترین شهر دنیا را از آن خود کرده . گل ها در هام اغلب گل های طبیعت به یک رنگ است. به هر گوشه ای از شهر که بنگرید گل های کاغذی ارغوانی رنگی را خواهید دید که از این دیوار به آن دیگری رفته و شهر را بدل به شهر ارغوان کرده است. در هنگام ورود به "هام" تعجب نکنید! شاید "هام" تنها شهر جهان است که برای ورود به آن می بایست کلون در را چندباری نواخت تا دربانِ شهر به شما اجازه  ورود به کوچک ترین شهر جهان را بدهد. اتفاقاً یکی از جاذبه های دیدنی این شهر همین دری است که از طریقش قدم به داخل می گذارید. کلونی بزرگ ، عبارت خوش آمدید و دوازده سپر روی آن که هریک معنایی خاص دارند. دوازده سپر هر یک نماد یکی از ماه های سال هستند و شاید کارکرد تقویمی دارند. جمعیت و اما جالبتر از تمام مواردی که درباره  "هام" گفتیم و شنیدیم جمعیت این شهر است. "هام" تنها و تنها نوزده نفر شهروند دارد! یعنی جمعیت هام هنگام حضور تمامی ساکنینش به مراتب کمتر از جمعیت برخی میهمانی های ماست! کلیسا همانطور که می دانید اروپائیان یا در واقع عموم جوامع مسیحی جهان حقیقتاً به نقاط مذهبی خود نگاهی دیگر دارند و آنها را عمیقاً ارج می نهند. "هام" نیز از این قاعده مستثنی نیست. اصلی ترین مرکز گردشگری "هام" که سالانه چندین هزار توریست را جذب خود می کند تنها کلیسای شهر است. کلیسای مقدس که  دیوارهایش با نقاشی های اصیل و زیبای مسیحی آراسته شده است، ناقوس بزرگ و منحصر به فردی دارد که هر یکشنبه اهالی متدین شهر را به خود می خواند و همچنین در اعیاد و مراسم های خاص میزبان اهالی شهرش است. بر روی دیوارهای این کلیسا نوعی الفبای اسلاوی به چشم می خورد. این خط در قرن نهم میلادی توسط سنت سیریل برای ترجمه کتاب مقدس به زمان بومی اسلاوی معرفی شد و دیگر زمانی که خطر فراموشی اش می رفت به نام مبدعش " سیریلیک" ثبت شد که بعدها در زبان های بلغاری، صربی و روسی نیز به کار گرفته شد. نمایی از معابر شهر هام خانه ای در شهر هام کلیسای هام

٢٥٠ میلیارد اسپرم برای هر مرد

هر مرد معمولی و سالم حدود ٢٥٠ میلیارد اسپرم در طول حیاتش برای تولید مثل تولید می کند. یک مرد سالم در هر عمل جنسی قادر به رهاسازی٤٠ میلیون الی یک میلیارد اسپرم است. در مقابل آنها، زنان با وجود آنکه  تا حدود دو میلیون تخمک دارند ولی در طول زندگي حدود ٧٠٠ عدد تخمک برای تولید مثل، آماده دارند. برای تولید مثل فقط یک تخمک و یک اسپرم کافی است ولی چرا بدن هر مرد طوری برنامه ریزی شده است که صدها میلیارد اسپرم در خود داشته باشد. دلیل این وضعیت شاید چیزی نیست جز میدان رقابتی که بین اسپرم مردان مختلف در رسیدن به تخمک وجود دارد. هر چه اسپرم به تخمدان زن بیشتر راه یابد مردان شانس بیشتری برای پدر شدن خواهند داشت. مسابقه و رقابتی که اشاره شد یکی از اصلی ترین دستوراتی است که تکامل جاندران در جنس مذکر تعبیه کرده است. رقابت اسپرم ها در حقیقت ضمانتی است برای ترکیب تخمک با سالم ترین اسپرم تا در نتیجه آن، شانس بقای فرزند سالم تر ایجاد شود. سئوال بعدی این است که اگر مقدار بیشتر اسپرم شانس تولید مثل هر پستانداری را بالا می برد پس چرا طبیعت به سمت خلق بیضه هر چه بزرگتر در مردان نرفته است. تحقیقات، بویژه در 30 سال اخیر به طور مشخص نشان داده است که در خانواده میمون سانان و از جمله بشر، 3 نوع تاکتیک برای اطمینان بیشتر برای بارور ساختن تخمک ایجاد شده است. گوریل های نر با جثه عظیم شان کوچکترین بیضه را دارند و رقم اسپرمی که تولید می کنند خیلی پایین است اما قدرت تسلط شان بر رفتار سایر گوریل های  مذکر توانست کمبود اسپرم را برطرف سازند. به عبارتی دیگر، گوریل امکان رقابت سایر گوریل های نر را در نطفه خفه می کنند و عملا حرمسرا دارد. شامپانزه ولی برعکس گوریل، رقابت اسپرم ها برایش حیاتی است. قبیله شامپانزه بزرگتر است و شامپانزه های نر و ماده بدون هیچ محدودیتی با افراد قبیله سکس دارند. برای همین است که بیضه شامپانزه نر به نسبت بدن و سنگینی شان، 15 برابر بزرگتر از گوریل است. شامپانزه اگر می خواهد ژن خودش را منتقل کند باید هر روز با ارقام میلیاردی، اسپرم بسازد و مدام آنها را در نزدیکترین فاصله با تخمک ماده ها قرار دهد. البته هنوز برای محققين دقیقا مستدل شده است که آیا ما هم در مسابقه و جنگ اسپرم ها برای دسترسی به تخمک شرکت داریم یا این وضعیت جسمی مربوط به دوران قبل از انسان شدن ما بوده است؟بشر همه وسایل و قابلیت های رقابت را به عنوان یک حیوان دارد ولی بشر از حدود ٧٠ هزار سال پیش از حیوان بودن كامل فاصله گرفته است و شگردهای جدید انسانی برای زاد و ولد و کار و زندگی ایجاد کرده است. ما همه ابزار حیوان بودن را داریم ولی به کمک قانون، اخلاق و ضرورت زندگی اجتماعی، رفتار بیرون از اراده طبیعت را انجام می دهیم. ما ازدواج را برای کنترل رفتار جنسی خود و زنان اختراع کردیم. ما قوانین مدنی و حقوق مدنی برای تعیین رفتار و رقابت جنسی مان تهیه کرده ایم.خیلی از ما انسانها البته هنوز بخش بزرگی از رفتار جنسی مان را به دست بخش حیوانی مان می سپاریم و همه جنگ ها، حرص و طمع و خیانت و چندهمسری و … باقیمانده از دوران حیوانی ما است. ولی هر روز که می گذرد کنترل بیشتری بر حیوانیت مان پیدا می کنیم.
با این 5 ترفند سرعت کامپیوترتان را بهبود بخشید بازی و سرگرمی با سگهای خانگی کلینیک دامپزشکی مناسب حیوان خود را چگونه انتخاب نماییم؟ جذاب و مجرم ولیعهد انگلیس گوینده هواشناسی شد!

مطالب تصادفی

حرفه من

حرف هایی که در محیط کار نباید گفت

آدم هایی که هوش عاطفی دارند به گفته دکتر تام بردی به وزن و تاثیر گفته های خود توجه می کنند. آنها می فهمند بیان کردن احساس شان حتی اگر واقعا از دل برخاسته باشد می تواند تاثیر منفی هم بر شخصیت خودشان بگذارد هم تصویر نامطلوبی برای دیگران ایجاد کنند: 1- عادلانه نیست همه می دانند که زندگی عادلانه نیست برای همین درخواست یک عمل برابر و متعادل، حکایت از آن دارد که تصور غیرواقعی و ساده انگارانه ای در زندگی دارید. شما شکی  ندارید که شایسته ارتقای مسئولیت در شرکت تان را دارید ولی یک نفر دیگر آن را نصیب خود ساخت که از شما بهتر نبود. گفتن اینکه « عادلانه نیست» فقط بر وخامت موقعیت تان می افزاید. بهتر این است که بفهمید چرا این فرصت به شما داده نشده و چه تصحیحی در شیوه کار تان لازم است که آماده مسئولیت بزرگتر باشید. 2 – این راه، همیشه جواب می دهد سرعت تغییرات در تمامی زمینه ها، موقعیت را طوری تنظیم کرده است که شاید هر 6 ماه، بدنه اصلی بسیاری از مسیرهای حل مسائل و خود مسائل تغییر می کنند. ابراز این نظر که یک راه مشخص و ثابت برای برخورد با مسائل وجود دارد شاید زیاد درست نباشد. 3- شاید سئوال احمقانه ای باشد ولی به هر حال می پرسم حتی اگر سئوال شما هوشمندانه هم باشد اعلام این ادعا در آغاز ابراز نظر، همه اعتبار شما را به زیر سئوال خواهد برد. 4- تلاشم را می کنم این واکنش هم در درجه اول نشان دهنده کمبود اعتماد به نفس در شما است. به عبارتی دیگر دارید می گوئید مطمئن نیستید و همه تلاش و قابلیت تان را به کار نخواهید برد. 5- همکارم عوضی و تنبل است این نوع قضاوت ها هیچ تاثیر مثبتی برای تان فراهم نخواهد کرد. اگر همکارتان تنبل و عوضی باشد بقیه هم حتما می دانند و اگر نباشد این شما هستید که در جایگاه قضاوت مشابه قرار می گیرید. بدگویی از همکار نشانه عدم توانایی و تطبیق شما نیز می تواند باشد. یادتان باشد که این رفتار ناپسند شما، به همین راحتی می تواند توسط همکار شما هم ابراز شود. 6 – این کارها جزو مسئولیت های شغلی من نیست این طعنه در درجه اول دارد می گوید اگر هم کاری را بیرون از مسئولیت های تنظیم شده انجام دهید یک تلاش حداقلی خواهد بود. اگر رئیس شما درخواست این کار را کرده است یا حتی همکارتان، بهتر است با قدرت و توانایی کامل ان را به پایان برسانید و بعد از ان، سر فرصت توضیح دهید که قرارِ کاری تان این نبوده است. 7 – تقصیر من نبود مهم نیست چقدر شما در یک اشتباه سهم داشته اید. حتی اگر کمترین نقش را در جمع، در ایجاد یک کار اشتباه داشته اید بهتر است سهم مسئولیت خودتان را بپذیرید. از لحظه ای که انگشت نشانه را به سمت دیگران می گیرید  همه به این فکر خواهند کرد که اهل مسئولیت پذیری نیستید. همکاران تان را عصبی خواهید کرد و کار با شما، برای شان راحت نخواهد بود. 8 – از شغلم متنفرم احساس شخصی تان حق شما است ولی وقتی که به هر دلیلی پذیرفتید در یک محل کار کنید یک همکار منفی نباشید. اکثر آدم ها زیاد با کارشان راحت نیستند و ابراز وجود منفی شما، روحیه محیط کار را بدتر از مقدار واقعی خواهد کرد. مدیران شرکت ها، تعلیم یافته اند که افراد منفی را بیابند و محیط را آرام سازند.

10 گام تا استخدام

متاسفانه ما خانم ها چندان به فنون چانه زنی و مذاكره در جلسات مصاحبه شغلی آشنا نیستیم. ما گمان می كنیم رزومه ما معرف ماست، اما اینطور نیست، كافی است چند روش برای تاثیرگذاری بیشتر یاد بگیرید.
برای مصاحبه شغلی آماده باشید 2 دختران تونل توحيد روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول گفتگو با جوانترین آشپزحرفه ای ایران حرفه شیرین من

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

پارک ملت کجاست؟

یکی از نکاتی که ما را از یکدیگر متمایز می نماید، میزان خلاقیتی است که در زندگی خود بکار میبریم. خلاقیت در انجام  کارهایمان، در نوع انجام کارهایمان البته، حال آن کار هر چه می خواهد باشد. طرز چیدمان خانه، استفاده از وسایل بدرد نخور و دور انداختنی یا حتی نوع آرایش و لباس پوشیدن مان نشان از نوع خلاقیتی دارد که ما بکار می بریم. حتی نوع رفتار کمی متفاوت ما با اطرافیان میتواند اثر ذهنی متبتی بروی مخاطب بگذارد و ما را تا مدتها بیاد بیاورد. حتما شما هم افرادی را ملاقات نموده اید که در یک فرصت کوتاه اثری بلند مدت بروی ذهن شما باقی میگذارند. این را گفتم تا برسم به تبلیغی که چندی پیش نظر مرا بخود جلب نمود. از نظر من ما ایرانی ها کلا خلاقیت زیادی در امور تبلیغاتی نداریم، یا شاید شرایط اجازه استفاده از فکر خلاقانه برای برقراری ارتباط با مشتریان را به موسسات یا مشاوران تبلیغاتی آنان نمی دهد در حالیکه اکثر شرکتهای خارجی پول گزافی بابت ایده خلاقانه میدهند، روسای شرکتهای ایرانی ترجیح می دهند با کل پول خود را بروی رسانه های متعدد سرمایه گذاری کنند؛ بهمین دلیل شما در مقطعی با تبلیغات گسترده یک برند یا محصول مواجه می شوید در حالیکه چندی بعد اصلا آن تبلیغ  یا نام را نمی توانید بخاطر بیاورید. بدلیل نوع علاقه و سابقه تحصبلات و کار خود همیشه درگیر تبلیغات و روابط عمومی و اثر گذاری روی مخاطبین یک محصول بوده ام و باید بگویم بسیار به نوع نگاه و ارتباط خلاقانه برندهای خارجی غبطه خورده ام. گاها جملات مفید و مختصر چنان بروی وجودتان اثر میگذارد که ناخودآگاه نه تنها استفاده کننده محصول خاصی می شوید بلکه آن نوع نگرش تبدیل به بخشی از رویکرد شما به زندگی شخصی میگردد. ازشعارها و تبلیغات عمدا مکانیکی و کسل کننده داخلی در لحظه شاید تبلیغ صا ایران از همه ماندگارتر باشد، هر روز بهتر از دیروز اما الان صا ایران کجاست واقعا؟؟ همه اینها را گفتم که به اینجا برسم که چندی پیش در خیابان های شمال تهران پوسترهای بزرگی نظرم را جلب کرد که سوال نسبا عیانی ای روی آن نوشته شده بود با این مضمون:"پارک ملت کجاست؟" حتی کسانی از شما که شانس این را دارند که در پایتخت دود و ترافیک زندگی نمی کنند هم احتمالا با پارک ملت تهران آشنایی دارند و می دانند در کجای تهران واقع است. اما جواب این سوال را خود طراح کمی پایینتر نوشته بود:" روبروی رستوران یاس"، این تبلیغ خلاقانه است  از یک رستوران که پارک ملت روبرویش است! چندیست از ذهن من خارج نمیشود، البته تاکنون فرصت آن نشده که سری به رستوران بزنم و غذایش را هم امتحان کنم که امیدوارم حداقل نصف اعتماد بنفس صاحب رستوران باشد اما بیشتر می خواهم به او بخاطر بکار بردن روشی بس ساده در حد یک سوال ظاهرا  بیمورد برای معرفی کسب و کارش تبریک بگویم. مطمئنا رستوران یاس  یکدهم بودجه شرکتهای بزرگ و کوچکی را که از بام تا شام در صدا و سیما و رسانه های دیگر تبلیغ می نمایند را ندارد اما با صرف کمی خلاقیت اثری بلند مدت را در ذهن مخاطبان خود برجا گذاشته است. می دانید برای خلاق بودن در زندگی لازم نیست حتما صاحب شرکتهای چند ملیتی باشیم هر کس در توان خود می تواند با کمی خلاقیت تاثیری بس شگرف بروی مخاطبین خود بگذارد. بیایید کمی سعی کنیم تا انسانهای خلاقی باشیم و دنیای زیباتری برای خود و اطرافیانمان بوجود آوریم. شما چطور؟ آیا تجربه یک برخورد تاثیر گذار را در مدتی کوتاه را داشته اید؟ میتوانید نظرات و تجربیات شخصی خود را با ما در میان بگذارید.

حال خوب برای تو

خوب بودن یا در واقع حالِ خوبی داشتن، آرزوی همه آدم هاست. اما پیش از اینکه به خوب بودن و خوب شدن فکر کنیم باید بدانیم چه چیزهایی به چه شکل و به صورت پایدار، حال ما را خوب می کند. همه ی ما کم و بیش این جمله را به زبان آورده ایم یا شنیده ایم که " حال ما خوب است اما تو باور نکن"! حالا برای آنکه به حال خوب باورپذیری برسیم باید چه کار کنیم؟ پاسخ نه پیچیده است و نه دشوار. پاسخ ساده و نزدیک است ما می بایست بیش و پیش از هر فکر و یا عملی، خودمان را به خوبی تعریف کنیم و سالم و سلامت دیدن را بیاموزیم. شما خوب بودن را در چه چیزی می بینید؟ اگر جیب پر پول و حساب بانکی قابل ملاحظه ای داشته باشید حالتان خوب می شود؟ آیا اگر برای کودک بی پناهی، سقفی فراهم آورید از زندگی تان راضی خواهید بود؟ بی تردید پاسخ ما به این پرسش ها متفاوت است؛ زیرا خوبی و بدی همچون بسیاری تعابیر دیگر از مقولات نسبی هستند. چه خوب است که خوب بودن را از زاویه ی دید آدم های مختلف در اقصی نقاط این جهان ببینیم تا منظری که پیش چشم ما گسترده می شود شمولیت بیشتری داشته باشد و به نگاهی چند بعدی تر برسیم. هیچ وقت خوبی را از نگاه یک شاعر دیده اید؟ سهراب سپهری ، شاعر سادگی و بعدازظهرهای تابستان، شاعر خوب کاشان می گوید: "ساده باشیم چه در باجه ی بانک چه در زیر درخت" سپهری سادگی را همچون یک دستورالعمل برای انسان خوب تجویز می کند؛ نسخه ای کارآمد و تاثیر گذار. میکائو اوسوئی یا همان استاد اوسوئی ژاپنی ها که اغلب آنرا بزرگ معلم اخلاق می خوانند، حال خوب را چنین تعریف می کند: " امروز عصبانی نباش امروز نگران نباش امروز با خودت و با دیگران مهربان باش امروز با خودت و با دیگران صادق باش امروز از جان و دل کار کن خوب خواهی بود." سخنان او در نگاه نخست به غایت ساده اند. اما کیست که بتواند زندگی را چنین سهل ممکن کند؟ اریک امانوئل اشمیت، نویسنده ی شهیر فرانسوی از زبان یکی از کاراکترهای داستان هایش جمله ای کلیدی در این زمینه بیان می دارد: " اگه عذاب وجدانت رو کم کنی یا حداقل سبک کنی حالت خوب میشه، خوبِ خوب!" حال، خوب بودن و حالِ خوب داشتن را از نگاه خود تعریف کنید و به طرف آن قدم بردارید.
چگونه پولدار شویم و پولدار بمانیم آیا آماده زندگی مشترک هستید؟ حقایقی درمورد مردانی که زود بمقصد می رسند حضور بی‌سابقه‌ ایرانی‌ها در تلگرام 9 نکته برای زندگی جنسی بهتر

آداب و رسوم

یلدا مبارک

شب یلدا، درازترین شب سال و یکی از بزرگترین جشن های ایرانیان است. ایرانیان همواره شیفته شادی و جشن بوده اند و این جشن ها را با روشنایی و نور می آراستند. آنها خورشید را نماد نیکی می دانستند و در جشن هایشان آن را ستایش می کردند.

شب یلدا از کجا می‌آید

یلدا یا شب چله یکی از کهن‌ترین جشن‌های باستانی است که اقوام ایرانی، افغان، تاجیک و ازبک آن را جشن می‌گیرند. زمان آن بین غروب آفتاب آخرین روز پاییز تا طلوع آفتاب اولین روز زمستان است. یلدا برگرفته از واژه‌ای سریانی به معنای زایش است و چله هم از آن روست که چهل روز اول زمستان راچله بزرگ و بیست روز بعد از آن را چله کوچک نامیده‌اند. شب یلدا را شب میلاد خدای خورشید، عدالت، پیمان و جنگ هم می‌دانند. درباره آن دو روایت عمده رایج است. اول آنکه در این شب مهر، میترا یا آن‌چنان که در اوستا و نوشته‌های پادشاهان هخامنشی آمده، میثره (Mithra) به جهان باز می‌گردد. او که از ایزدان باستانی هند و ایرانی است ساعات روز را طولانی کرده و در نتیجه برتری خورشید پدیدار می‌شود. آئین مهرپرستی یا آئین مهر برپایه پرستش میترا در دوران پیش از آئین زرتشت شکل گرفته است و در اروپا به آئین میترائیان هم گفته می‌شود. بعضی پژوهشگران هم بر این باورند که در شب یلدا، پیامبری زاده می‌شود. دکتر علی حصوری یکی از این محققان است  گفت که براساس تفکری که ذبیح بهروز پایه‌گذار آن بوده و براساس روایات ایرانی به چنین نتیجه‌ای دست یافته است. به گفته آقای حصوری، «در سال ٥١ پادشاهی اشکانیان که مصادف است با سال ١٩٦ میلادی، پیامبری در شب یلدا زاده می‌شود. او را دو دولفین از آب بیرون می‌آورند، چه آنکه براساس آئین مهر، آب از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است.» آقای حصوری می‌گوید به هر دو روایت، شب یلدا شب تولد مهر است و این بازمانده از آداب مهری است که در شرق مدیترانه به طور وسیعی رایج بوده و آثارش از جمله در معابد مهری باقیمانده در پالمیرا در اردن فعلی دیده می‌شود. از همین رو است که برای جشن گرفتن میلاد مهر، سفره‌ای پهن می‌شود که به آن سفره یلدا یا چله می‌گویند و با انواع خشکبار، انار دان‌شده و یا هندوانه تزئین می‌شود. مرسوم است که در این شب بزرگ خانواده تفالی به دیوان حافظ می‌زند و اهل ذوق و شاعری، سروده‌های خود را برای دیگران می‌خوانند. در مجموع اینها آدابی است که از فرهنگ باستانی مهر در میان مردم باقی مانده و هر سال با شب یلدا نو می‌شود.
طالع بینی چینی برای سال 2014 زن و ازدواج در دوره ایران باستان این ها که میخوانید واقعی است عروسی در دیزج خلیل رای دادگاهی در سوییس به غیر قانونی بودن منع شنای مختلط دختران مسلمان

سفر و تفریح

شاهرود، شهری که باید دید

راه رفتن روی ابرها رویایی است دست یافتنی؛ بدون جدا شدن روح از بدن می‌شود میان ابرها راه رفت، خوابید و بر ابر سوار شد. بدون شک اگر تا حالا جنگل ابر را ندیدید، پیشنهاد می‌کنیم هر چه سریعتر به دیدن آن بشتابید. چون آنجا خدا نزدیک است.

مرگ هامون

مرگ دریاچه هامون بار دیگر مهر تأییدی بر جدیت ماجرای مرگ و محو تدریجی دریاچه‌ها و تالاب‌های ایران زده است، تا جایی که مجلس شورای اسلامی هم دست به کار شده و کمیسیون‌هایی برای نجات دریاچه‌ها تشکیل داده است. خبرگزاری مهر به نقل از باقر حسینی، عضو مجمع نمایندگان سیستان و بلوچستان مجلس از تشکیل کمیسیون "احیای دریاچه هامون" خبر داده است. او می‌گوید: «در راستای تلاش مجلس برای احیای این دریاچه، کمیسیونی با عنوان احیای دریاچه هامون تشکیل شد.» حسینی اضافه کرد: «دریاچه هامون از جهات مختلف دارای اهمیت بوده و لذا تلاش برای احیای این دریاچه نتیجه مثبتی در تقویت توسعه استان خواهد داشت.» دریاچه هامون از ۳ دریاچه کوچک تشکیل شده‌ که در زمان وفور آب به هم متصل می‌شوند. این دریاچه به رودخانه هیرمند وابسته است و این وابستگی باعث می‌شود تا هرگونه نوسانات در میزان آب هیرمند مشکلاتی برای کل سیستم به وجود آورد. دلایل خشکی هامون علاوه بر خشکسالی، بسته شدن آب ورودی از سوی رودخانه هیرمند در کشور افغانستان چنین سرنوشتی را برای این دریاچه رقم زده است. در سال ۱۳۵۱ دولت ایران و افغانستان تفاهم‌نامه‌ای بر اساس پیشنهاد کمیسیون دلتا، متشکل از کارشناسان محیط زیست کانادا، آمریکا و شیلی برای بررسی ورودی آب از هیرمند تنظیم کردند. بر پایه این تفاهم‌نامه، افغانستان موظف به آزادسازی ۲۶ متر مکعب آب در هر ثانیه از رودخانه هیرمند می‌شود و باید حقابه آن را نیز پرداخت کند. اما در سال‌های اخیر افغانستان به وظیفه خود عمل نکرده است. دکتر بهروز دهزاد، کارشناس محیط زیست در این رابطه به خبرآنلاین گفته است: «تا یکی دو دهه پیش افغانستان به این موضوع پای‌بند بود و سهم هامون را رها می‌کرد؛ اما با پیش آمدن بحث توسعه و جدی گرفتن کشاورزی در افغانستان، سطح زیر کشت در آنجا افزایش پیدا کرد و بدقولی کردند و عملیات رهاسازی آب را انجام ندادند.» به گفته او، همراه شدن این قضیه با خشکسالی و کاهش شدید بارندگی، تالاب ارزشمندی مانند هامون را خشک کرده است. انتقاد از رویکرد ایران دکتر دهزاد، استاد دانشگاه شهید بهشتی، ایران را نیز در خشک شدن هامون سهیم می‌داند. او خاطرنشان می‌سازد: «در این سال‌ها دیپلماسی ما ضعیف بوده به‌طوری که خود مقامات افغانستان هم به این مسئله اشاره دارند که به قول‌هایشان عمل نکرده‌اند و متأسفانه می‌بینیم به دلیل ارتباطات و پی‌گیری‌های کمی که از طرف مسئولان کشورمان انجام گرفته هامون به این حال و روز افتاده است.» دهزاد می‌افزاید: «تا زمانی که تفاهم و همکاری واقعی و دوجانبه‌ای در کار نباشد هزار توافقنامه و تفاهم‌نامه هم که امضا شود تأثیری ندارد و نمی‌توان به آن دلخوش کرد.» "هنوز هم می‌توان هامون را نجات داد" این کارشناس محیط زیست معتقد است که هنوز هم می‌توان هامون را نجات داد. بهروز دهزاد با اشاره به این که وضعیت هامون به وخامت وضعیت دریاچه ارومیه نیست، می‌گوید هنوز هم با ایجاد "تفاهم واقعی" میان ایران و افغانستان می‌توان مشکل هامون را حل کرد. اعزام کارشناسان برای پی گرفتن اقداماتی در مورد هیرمند که هم برای افغانستان مفید بوده و هم سهم‌ آب ایران را تأمین کند یکی از این راه‌ها است. خشک شدن هامون بر اکوسیستم تمامی مناطق اطراف تأثیر منفی می‌گذرد و با ایجاد توفان‌های نمکی و شنی بر محیط زیست اثر گذاشته و مهاجرت را افزایش خواهد داد. مهر می‌نویسد، با نابودی هامون ۱۵ هزار صياد بيكار شده و زنانی كه با بهره‌گيری از نی‌های درياچه به توليد صنايع دستی اشتغال داشتند منبع درآمد خود را از دست داده‌اند. به علاوه دامداران سيستانی با ۱۲۰هزار رأس گاوی كه تا پیش از این در ۷۰ هزار هكتار از اراضی درياچه چرا می‌كردند مهاجرت كردند و ۸۰۰ روستا تحت تاثير هجوم شن‌های روان درياچه قرار گرفته است. دریاچه هامون تا کمتر از دو دهه قبل سالانه پذيرای بيش از یک‌ ميليون پرنده مهاجر بود و هر ساله در آن هزار تن ماهی صید می‌شد. این دریاچه در در آیین زرتشی تقدس خاصی دارد و در شاهنامه فردوسی هم از آن یاد شده است.
در سفر، سبک مثل پر پیشنهادهایی برای آخر هفته سفر به شهر آپارتمان‌های سه هزار ساله از تحفه نطنز تا انرژی هسته ای دریاچه زریوار نگین انگشتری كردستان