دکوراسیون هر خانـه ای به منزله شناسنامه خانم خانه تلقی می شود. اما نکته جالب این جاست که شناسنامه بسیاری از خانم های ایرانی شبیه یکدیگر است. آیا این بدین معنا است که نیمی از ما زنان بدون ذره ای تفاوت، شبیه یکدیگر هستیم؟

اگر از بعد از روان شناسی به این موضوع نگاه شود، تفاوت های فاحشی را می توان میان ما خانم های به اصطلاح شبیه هم، مشاهده کرد. اما چه اتفاقی رخ می دهد که بسیاری از ما زنان نتوانیم واقعیت خود، سلیقه، خواست و مهم تر از همه راحتی خود را در دکوراسیون خانه اجرا کنیم؟ چه عاملی باعث می شود تا خانه های ما تا این اندازه شبیه هم باشد؟

چینی ها ضرب المثل جالبی دارند. آنها بر این باورند که کفش خوب باعث می شود تا آدمی پاهایش را فراموش کند. این ضرب المثل را می توان به گونه ای دیگر تعبیر و تفسیر کرد. دکوراسیون خوب باعث می شود تا ما بتوانیم بجای فقط خانه داری، زندگی کنیم.

شاید بد نباشد اول از همه به سالن پذیرایی خود نگاه کنیم. چند درصد از آنچه را که می بینیم شبیه همانی نیست که در خانه خواهرها، دختر خاله ها، همسایگان و دیگر دوستانمان است؟ بوفه های بزرگ و چوبی و گاه با رنگ های تند طلایی و شاخ و بزرگ هایی که به سختی می توان بقایای غبار را از میان دل آن پاک کرد، در حالی انباشته از ظروف کریستالی کوچک و بزرگ چک و فرانسوی و ژاپنی با جام های تراش خورده و مجسمه ها و ظروف پایه بلند و پایه کوتاه هستند که نمونه بارز آن را می توان در دهها خانه دور و نزدیک و صد البته، فروشگاههای سطح شهر پیدا کرد.

آیا این بوفه قرار است معرف ما باشد؟ در انتخاب و خرید این ظروف بعضا بسیار گران قیمت، تا چه اندازه ای به خودمان مجال داده ایم تا سلیقه شخصی و حس دوست داشتنمان غالب باشد؟ اگر به راستی ما جزء آن دسته از زنانی هستیم که عاشقانه به ظروف کریستالی نگاه کرده و دوست داریم بیشترین و بهترین و بزرگترین و خیره کننده ترینشان را داشته باشیم، پس شاید بهتر باشد همانی را خریداری کنیم که بتوانیم سالهای سال دوستش داشته باشیم.

ایجاد تفاوت و مهم تر ازآن اعمال سلیقه شخصی در پر کردن نمونه ای مثل بوفه کریستال کمک می کند تا مهمانانمان باور کنند ما  حتی برای این بخش از دکوراسیون خانه دارای تفکر، عقیده و سلیقه هستیم. انتخاب آنچه را که بیشتر دوست می داریم   در مقایسه با انچه که بیشتر در ویترین مغازه ها به فروش می رسند، منجر می شود تا بوفه ما تفاوت فاحشی را با دیگر بوفه های انباشته از کریستال خانه های دیگران داشته باشد. نکته دوست داشتنی اینجاست که ما آگاهانه بوفه خود را درخشان می کنیم.

شاید همین دقت اندک منجر شود تا متفاوت شویم. همان تفاوتی که بسیاری از زنان در جستجوی آن هستند و حاضرند برای این متفاوت بودن بهای بسیاری را بپردازند.

اما هنوز کلید طلایی افشا نشده است. شاید اولش کمی سخت باشد. اما بعد از مدتی که آموختیم تا آنچه را که دوست داریم بخریم و به دیگران هم یاد دهیم انچه را که ما دوست داریم به عنوام هدیه و یا کادو برایمان خریداری کنند، در آن صورت بعد از مدت کوتاهی این مجال برای ما فراهم  خواهد شد تا به تدریج، تبدیل به یک کلکسیونر شویم. یک کلکسیونر با کلکسیونی درخشان که می تواند معرف ما و سلیقه و طرز تفکر ما باشد.

اجازه دهید یک بار دیگر سوال خودم را مطرح کنم. آیا به راستی ما زنان شبیه هم هستیم؟ پس چرا خانه هایمان، کمد لباسمان، رنگ موهایمان و حتی زیوارآلاتمان شبیه هم است؟ آیا کسی یا حرکتی یا تفکری این شبیه هم بودن را به ما تحمیل می کند یا ما فراموش کرده ایم که برای زندگی خود فکر کنیم و تصمیم بگیریم.