فنگ شویی؛ حتما شما نیز کمابیش این نام را شنیده و با آن آشنایی دارید. این روزها این نام برای بسیاری با میل به عرفان های شرقی و برای برخی دیگر به عنوان روشی برای زندگی بهتر همراه شده است.

عموما هر آنچه به نوعی به فرهنگی آسیای شرقی و خصوصا چین مربوط می شود برای ما در پرده ای از اسرارآمیزی و جذابیت ناشناخته ها پیچیده شده است. شاید خیلی پیش ازآنکه مثل امروزه راجع به فنگ شویی بدانیم، قوانین آن را بدون آنکه آنها را در بوق و کرنا کنیم بکار می بستیم. چرا که فنگ شویی در نهایت نحوه چیدن وسایل است به نحوی که انسان از قرار گرفتن در آن فضا احساس خوبی داشته باشد.

مادران و مادربزرگان خیلی از ما کارشناسان فنگ شویی بودند اما هرگزبه این توانایی خود آگاهی نداشتند. البته تعدادی از آنها هم هیچوقت نتوانستند حتی ابتدایی ترین روش های فنگ شویی را بکار گیرند.

حتما خانه هایی را به یاد دارید که به محض ورود به آن میل به ترک آن داشتید، خانه هایی که دلگیر ترین مکان های زمین بودند و هیچ حس خوب و امیدوارکننده ای در آنها وجود نداشت.

بهتر است تصور عجیبی که از فنگ شویی دارید را کنار بگذارید. برای اولین قدم این صحنه را با خود مرور کنید: زمانی که وارد یک سالن بزرگ و بی نور که پرده پنجره های آن را پوشانده می شوید، چه می کنید؟ جواب اکثر مردم آن است که پرده ها را کنار می زنیم یا چراغی روشن می کنیم. این دو اقدام مثال واضح فنگ شویی است. فنگ شویی سعی دارد عناصر نامطلوب محیط شما را بهبود بخشد.

حتی در محیط کار نیز کارمندانی که پشت به در ورودی می نشینند و دیدی به فضای بیرونی ندارند بازده کمتری دارند. دلیل این نیز معلوم است. وقتی شما نظارتی بر محیط خود ندارید مستعد افسردگی و حتی بدبینی نسبت به اطرافیان تان می شوید. بهمین خاطر است که در فنگ شویی تاکید می شود که میزهای مطالعه و کار رو به در ورودی باشند.

اگر شما به جنبه کاربردی مسایل بیشتر اهمیت می دهید بهتر است به فنگ شویی به عنوان مجموعه روش هایی بنگرید که قصد اصلاح ناخوشایندی های پیرامون شما را دارد.

درست مانند هرکار دیگری فنگ شویی نیز بر میل و اراده شما استوار است. جابجا کردن یک میز یا گشودن یک پنجره جنبه ظاهری تلاشی است که شما برای بالا بردن سطح زندگی تان می کنید.

در مطالب بعدی با فنگ شویی بیشتر آشنا می شوید.