هنرهای تجسمی

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

به گزارش «تابناک»؛ عصر جمعه سوم دی 1395، ششمین حراج تهران که به لطف آثار هنر معاصر و شماری چشمگیر از کارهای هنرمندان جوان و البته مدیوم عکس متفاوت تر از همیشه مجموعه داران و خریداران آثار هنری را به هتل اسپیناس پالاس کشاند، توانست در شبی باشکوه، 35 نقاشی و مجسمه را بالاتر از یکصد میلیون تومان به فروش رساند که برای بسیاری از این هنرمندان، رکورد محسوب می شود.
 
این حراج به آثار هنر معاصر و گرایش های پست مدرن در هنر اختصاص داشته و کارهای مدرنیستی همانند آثار سهراب سپهری، حسین کاظمی، محسن وزیری مقدم، ابوالقاسم سعیدی، محمد احصایی و پرویز تناولی در آن ارائه نشده است.

همچنین نتایج حراج ششم تهران را می توان برای هنر مجسمه سازی ایران در گستره کلی هنر معاصر و هنرمندانی که چهارمین و پنجمین دهه عمر خود را پشت سر می گذرانند یک بهار، یک سکوی جهش ارزیابی کرد.

گران ترین اثر این دوره به فرهاد مشیری هنرمند 53 ساله تعلق گرفت، اثر او با نام\" شماره های سیاه روی سفید\" که در سال 1381 خلق شده است، 850 میلیون تومان چکش خورد. مجسمه معروف \"نی لبک زن\" زنده یاد بهمن محصص که روی 600 میلیون تومان چکش خورد دومین رکورد این شب را از آن خویش کرد، این مجسمه کوچک برنزی تک نسخه ای در سال 1350 خلق شده است.

دو اثر به طور مشترک جایگاه سومین رکورد ششمین دوره حراج تهران را به دست آوردند: نقاشی\" شکار سبز در سبز\" اثر رضا درخشانی هنرمند 64 ساله و اثری از مجموعه کوزه های فرهاد مشیری با عنوان\" بخواب گل شکستنی\" که هر یک 500 میلیون تومان چکش خوردند. در مرتبه بعدی دو نقاشی از منوچهر یکتایی هنرمند 94 ساله هر دو جایگاه چهارم و پنجم را از آن خود کردند؛ این دو تابلوی طبیعت بی جان که هر دو اتفاقا در سال 1343 آفریده شدند، به ترتیب با قیمت های 400 و 380 میلیون تومان چکش خوردند.

در این شب پنج اثر دیگر هم بالای 300 میلیون تومان فروخته شدند: نقاشی از حسین زنده رودی 360 میلیون تومان، نقاشی \"تارنواز\" کوروش شیشه گران 340 میلیون تومان، اثر دو لته ای\" وسوسه\" پویا آریان پور هنرمند 45 ساله با تکنیک آیینه گچ و شیشه رنگ شده روی چوب 340 میلیون تومان، اثر منیر فرمانفرماییان، با عنوان\" در ستایش موندریان\" 300 میلیون تومان و نقاشی رضا درخشانی با عنوان \"عشق در همه جا\" از مجموعه مینیاتور 300 میلیون تومان به فروش رسیدند.

نه اثر در ششمین حراج تهران بالای 200 میلیون تومان چکش خوردند: نقاشی \"دو ماهی\" از بهمن محصص 260میلیون تومان، نقاشی\" گره \"کوروش شیشه گران 260 میلیون تومان، نقاشی سه لته ای فرح اصولی با عنوان\" سیاووش\" 260 میلیون تومان، نقاشی با عنوان \"کویر\" از زنده یاد پرویز کلانتری 240 میلیون تومان، نقاشی دیگری از فریده لاشایی 240 میلیون تومان و نقاشی \"طلا+ ریال\" حسین زنده رودی 240میلیون تومان، اثر دو لته ای زنده یاد منصور قندریز 220 میلیون تومان، مجسمه خمیرکاغذی \"نفخ صور\" رضا لواسانی هنرمند 55 ساله 220 میلیون تومان و عکس تک نسخه ای از زنده یاد عباس کیارستمی از مجموعه سفید برفی که 200 میلیون تومان به فروش رسیدند.

در این شب 14 اثر دیگر هم یکصد میلیون تومان را پشت سر گذاشتند: نقاشی قاسم حاجی زاده 180 میلیون تومان، نقاشی ازلیلی متین دفتری 170 میلیون تومان، اثردیگری از منیرفرمانفرماییان 170 میلیون تومان، نقاشی با عنوان \"فرار / بوعلی...\" شهریار احمدی هنرمند 37 ساله 160 میلیون تومان،

اثری از رامین شیردل هنرمند 35 ساله با نام \" عشق سفید\" 160میلیون تومان، مجسمه تک نسخه ای از امیر مسعود اخوان جم هنرمند 47 ساله با عنوان\"پروانه\" 130 میلیون تومان، اثری از زنده یاد توکل اسماعیلی( مش اسماعیل) 120 میلیون تومان، اثری از زنده یاد محمد علی ترقی جاه 120 میلیون تومان، نقاشی بدون عنوان سه لته ای سیاه سفید افشین پیرهاشمی هنرمند 120 میلیون تومان، نقاشی خط آبی رنگ علی شیرازی با عنوان سوره حمد 110 میلیون تومان، نقاشی مهرداد محب علی 110 میلیون تومان، مجسمه ای از ژازه تباتبایی 110 میلیون تومان، مجسمه ای از محمد حسین عماد 100 میلیون تومان و نقاشی خط رضا رینه ای 100 میلیون تومان چکش خوردند.

در ششمین حراج تهران 22 اثر بالاتر از پنجاه میلیون تومان به فروش رسیدند: نقاشی ایران درودی 95 میلیون تومان، دو نقاشی از ناصر اویسی و رکنی حائری زاده هر یک 90 میلیون تومان، دو نقاشی از پروانه اعتمادی و واحد خاکدان هر یک 85 میلیون تومان، نقاشی خط صداقت جباری 80 میلیون تومان، اثری از کامبیز شریف 75 میلیون تومان، اثری از علیرضا کرمی 70 میلیون تومان، دو اثر از پری یوش گنجی و علیرضا آستانه هر یک 65 میلیون تومان، پنج اثر مهدی سحابی، بهمن جلالی، فرشید مثقالی، محمد بزرگی و عین الدین صادق زاده هریک 60 میلیون تومان، شش اثر محمود سبزی، احمد مرشدلو، مهرداد صدری، حامد رشتیان،آزاده رزاق‌دوست و رضا کیانیان هر یک 55 میلیون تومان و نقاشی علی فرامرزی 50 میلیون تومان چکش خوردند.

در ششمین حراج تهران 42 اثر بالای بیست میلیون تومان چکش خوردند: چهار اثر طاهره صمدی طاری، هادی جمالی، لیلی طاهری و خسرو حسن زاده هر یک 46 م،کوروش گلناری 44 م، پنج اثر یعقوب امدادیان، عبدالرضا قماشچی، امیر موبد، شهلا حبیبی و حامد صدر ارحامی هر یک 42 م، بیتا وکیلی 40 م، دو اثر نیما پتگر و همایون سلیمی هر یک 38 م، دو اثر عبدالمجید پازوکی و علی گلستانه هر یک 36 م، عکس سعید صادقی از سال های دفاع مقدس و مجسمه ای از کامبیز صبری هر یک 34 م، هفت اثراز گیزلا وارگا سینایی، فریدون امیدی، شادی قدیریان، محمود بخشی، سمیراعلیخانزاده، بهداد لاهوتی و سروش میلانی زاده هر یک 32 م، چهار اثر بابک روشنی نژاد، رضا خدادادی، مریم سالور و احمد امین نظر هر یک 30 م، شش اثر علیرضاآدم بکان، مونا پاد، بابک رشوند، محسن احمدوند، نزار موسوی نیا و عذرا عقیقی بخشایشی هر یک 26 م، پنج اثر منوچهر معتبر، بهرام حنفی، فلورا فیض بخش، بهار بهبهانی و فرشید ملکی هر یک 24 م، پنج اثر داریوش قره زاد، احمد نصراللهی جمشیدسماواتیان، مهدی نبوی و مسعود کشمیری هر یک 22 م و نقاشی کاظم چلیپا 20میلیون تومان فروخته شدند.
 
دیگر آثار به فروش رسیده در این حراجی عبارتند از: بابک اطمینانی19م، فرح ابوالقاسم 19 م، حسین صدری 19م، مصطفی دشتی 18م،مرتضی گودرزی دیباج 18م، ابراهیم صاحب اختیاری 17 م، مجید کورنگ بهشتی 16م، بزرگمهر حسین پور 15م، رامتین زاد 14م، آرش حنایی 13م، بابک کاظمی 13 م، محمد فرنود 13م، جلال سپهر 11م، حسین چراغچی 10م، شیرین اتحادیه 9 م، پیمان هوشمندزاده 6 میلیون تومان چکش خوردند. در این دوره دو اثر از محسن راستانی و رافی داوتیان به فروش نرسیدند.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

در طول سال ها، میراث ارمنی – ایرانی سرکیس جانبازیان، پدر باله ایران، عشق به طراحی رقص و طبیعت از عوامل اثرگذار بر تم رقص های دخترش آناجانبازیان بوده است.

 

در آن زمان کشیش کلیسای ارامنه شهر قزوین هر چند از قدرت و توانایی لازم برخوردار نبود، اما توانست به طور پنهانی امکاناتی را به وجود بیاورد که سرکیس بتواند به تدریس و ترویج رقص بپردازد: پدرم در آن روزها روی پشت بام کلیسا به علاقمندان درس باله می داد. استاد و شاگردانش از نردبان چوبی که کشیش در اختیارشان گذاشته بود بالا می رفتند. بعضی از شاگردان آنقدر کوچک بودند که پدرم ناچار آنها را بغل می کرد و از نردبان به پشت بام می برد.

سرکیس جانبازیان پس از اجرای چند باله و تشویق مردم قزوین در سال ۱۳۲۰ به تهران رفت و اولین هنرستان باله را در این شهر پایه گزاری کرد. او بعدها گفته بود: در روسیه درس باله یاد گرفتم اما ایران به من درس زندگی آموخت.

آنا جانبازیان می گوید: پدرم انرژی بی حد وحساب و پایان ناپذیری داشت. او روح بزرگی بود که هنگام رقص هرگز حتی برای یک لحظه هم نمی توانستید چشم از او بردارید. بیشتر اوقات کودکی من به تماشای رقص درکلاس های پدرم می گذشت. وقتی که کلاس تمام می شد، آن وقت نوبت من بود که روی زمین چوبی بازی کنم و رقص های خودم را طراحی کنم. من در چنین محیطی بزرگ شدم. شنیدن موسیقی، تماشای اجراهای کم نظیر و ادای رقصندگان دیگر را درآوردن

سرکیس جانبازیان در طول دوران ۲۷ سال فعالیت های حرفه ای در ایران شاگردان و مربیان بی شماری تربیت کرد، جوایز و مدال های زیادی به دست آورد و به دلیل علاقه زیادی که به زبان و داستان های ایرانی داشت چند باله بر اساس آثار ادبی ایرانی از جمله \\رستم و تهمینه را به کمک احسان یارشاطر، استاد زبان و ادبیات فارسی، به روی صحنه برد.

پس از مرگ ناگهانی سرکیس جانبازیان بر اثر سکته قلبی در ۵۰ سالگی، همسرش، فلور، به اداره هنرستان رقص او ادامه داد.

آنا جانبازیان که هنگام مرگ پدر یازده ساله بود در اواخر دهه ۶۰ میلادی برای ادامه تحصیل در رشته باله به دانشگاه و انستیتوی آموزش و پرورش رقص و طراحی ایروان در ارمنستان شوروی رفت.

آنا جانبازیان، که فوق لیسانس خود را در رشته طراحی رقص مدرن از دانشگاه لس آنجلس دریافت کرده است، به دلیل رقص های آبستره، انتزاعی و متفاوتش، جایگاهی یگانه در صحنه طراحی باله مدرن ایران دارد.

خانم جانبازیان می گوید: رقص برای من در قدم های طراحی شده خلاصه نمی شود، بلکه چشمی است که با آن می بینم و زبانی است که با آن تکلم می کنم و از طریق آن با دیگران ارتباط برقرار می کنم.

آناهید (آنا) جانبازیان از سه سالگی در هنرستان پدرش، استاد باله، سرکیس جانبازیان، به یادگیری رقص پرداخت. در ۵ سالگی در تالار فرهنگ شهر تهران به اجرای برنامه پرداخت، در ۷ سالگی رسما به فراگیری فنون باله کلاسیک پرداخت و بعدها تا هنگام ترک ایران علاوه بر تعلیم و تربیت شاگردان و مربیان بی شمار، بیش از ۱۰۰ باله تئاترال را روی صحنه برد.

خانم جانبازیان مدت کوتاهی پس از مهاجرت به آمریکا بنیاد باله جانبازیان را در شهرگلندل پایه گزاری کرد. او همزمان در دانشگاه لس آنجلس به تحصیل مشغول شد و فوق لیسانس خود را در رشته طراحی رقص مدرن دریافت کرد. او در طول سال ها در فستیوال های مختلف و برنامه های فرهنگی گوناگون باله مدرن و رقص های محلی و فولکلوریک ایران و ارمنستان را به نسل تازه ای از ایرانیان و ارامنه مهاجر و تماشاگران غیر ایرانی معرفی کرده است.

امروز، بیش از هفتاد سال پس از تاسیس اولین هنرستان باله در ایران، آنا جانبازیان، راهی را که پدرش سرکیس جانبازیان سال ها پیش و علی رغم مشکلات موجود پیمود، در دیاری دیگر ادامه می دهد:

آکادمی ما امروز هنوز هم بر اساس باله کلاسیک پایه ریزی شده و کار می کند. چرا که بعد از فراگیری صحیح باله هر نوع رقص دیگری را هم می توانید به آسانی یاد بگیرید. هدف دیگر ما، همان مقابله با طرز تلقی عموم از رقص است که در جامعه ایرانی هنوز هم به آن به عنوان یک سرگرمی و نه یک هنر نگاه می شود.

آنا جانبازیان، که فوق لیسانس خود را در رشته طراحی رقص مدرن از دانشگاه لس آنجلس دریافت کرده است، به دلیل رقص های آبستره، انتزاعی و متفاوتش، جایگاهی یگانه در صحنه طراحی باله مدرن ایران دارد.

خانم جانبازیان می گوید: رقص برای من در قدم های طراحی شده خلاصه نمی شود، بلکه چشمی است که با آن می بینم و زبانی است که با آن تکلم می کنم و از طریق آن با دیگران ارتباط برقرار می کنم.

آناهید (آنا) جانبازیان از سه سالگی در هنرستان پدرش، استاد باله، سرکیس جانبازیان، به یادگیری رقص پرداخت. در ۵ سالگی در تالار فرهنگ شهر تهران به اجرای برنامه پرداخت، در ۷ سالگی رسما به فراگیری فنون باله کلاسیک پرداخت و بعدها تا هنگام ترک ایران علاوه بر تعلیم و تربیت شاگردان و مربیان بی شمار، بیش از ۱۰۰ باله تئاترال را روی صحنه برد.

سرکیس جانبازیان که برای نخستین بار امکاناتی به وجود آورده بود تا زنان ایرانی بتوانند در کلاس های رقص حرفه ای شرکت کنند و اصول باله کلاسیک را بیاموزند، درسال ۱۲۹۲ خورشیدی در آرماویر ارمنستان به دنیا آمد. او در لنینگراد (سن پترزبورگ) به فراگیری فنون باله پرداخت و پس از فارغ التحصیلی از آکادمی رقص واگانوا و دانشگاه لزگاف با پیوستن به گروه باله کیرف و تدریس رقص به شهرت چشمگیری دست یافت.

درسال ۱۳۱۷ درنتیجه فشارهای دولت شوروی سابق برمردم ارمنستان، بسیاری از آنها راهی کشورهای دیگر شدند. سرکیس جانبازیان هم به همراه خانواده اش به ایران مهاجرت کرد. اما در آن زمان ارامنه اجازه نداشتند در تهران زندگی و یا کار کنند و درنتیجه خانواده جانبازیان در قزوین ساکن شدند.

سرکیس جانبازیان از همان زمان تصمیم داشت با تاسیس کلاس های رقص و آموزش شاگردان در قزوین به اجرای باله بپردازد. اما وقتی برای طرح این پیشنهاد و گرفتن مجوز به شورای شهر رجوع کرد با مخالفت و توهین اعضای آن ها روبرو شد.

سرکیس جانبازیان در طول دوران ۲۷ سال فعالیت های حرفه ای در ایران شاگردان و مربیان بی شماری تربیت کرد، جوایز و مدال های زیادی به دست آورد و به دلیل علاقه زیادی که به زبان و داستان های ایرانی داشت چند باله بر اساس آثار ادبی ایرانی از جمله رستم و تهمینه را به کمک احسان یارشاطر، استاد زبان و ادبیات فارسی، به روی صحنه برد.

پس از مرگ ناگهانی سرکیس جانبازیان بر اثر سکته قلبی در ۵۰ سالگی، همسرش، فلور، به اداره هنرستان رقص او ادامه داد.

آنا جانبازیان که هنگام مرگ پدر یازده ساله بود در اواخر دهه ۶۰ میلادی برای ادامه تحصیل در رشته باله به دانشگاه و انستیتوی آموزش و پرورش رقص و طراحی ایروان در ارمنستان شوروی رفت.

خانم جانبازیان پنج سال بعد و پس ازفارغ التحصیلی در رشته های باله و رقص های محلی صحنه ای به تهران بازگشت و به تدریس در هنرستان باله جانبازیان پرداخت: چندین سال طول کشید تا بالاخره توانستیم به آکادمی باله پدرم سرو صورتی بدهیم و آن را به وضعیت قبلی برگردانیم.

خانم جانبازیان مدت کوتاهی پس از مهاجرت به آمریکا بنیاد باله جانبازیان را در شهرگلندل پایه گزاری کرد. او همزمان در دانشگاه لس آنجلس به تحصیل مشغول شد و فوق لیسانس خود را در رشته طراحی رقص مدرن دریافت کرد. او در طول سال ها در فستیوال های مختلف و برنامه های فرهنگی گوناگون باله مدرن و رقص های محلی و فولکلوریک ایران و ارمنستان را به نسل تازه ای از ایرانیان و ارامنه مهاجر و تماشاگران غیر ایرانی معرفی کرده است.

امروز، بیش از هفتاد سال پس از تاسیس اولین هنرستان باله در ایران، آنا جانبازیان، راهی را که پدرش سرکیس جانبازیان سال ها پیش و علی رغم مشکلات موجود پیمود، در دیاری دیگر ادامه می دهد:

آکادمی ما امروز هنوز هم بر اساس باله کلاسیک پایه ریزی شده و کار می کند. چرا که بعد از فراگیری صحیح باله هر نوع رقص دیگری را هم می توانید به آسانی یاد بگیرید. هدف دیگر ما، همان مقابله با طرز تلقی عموم از رقص است که در جامعه ایرانی هنوز هم به آن به عنوان یک سرگرمی و نه یک هنر نگاه می شود.

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

ه گزارش خبرنگار موسیقی فارس، نمایشگاه نقاشی‌های لوریس چکناواریان با عنوان «موسیقی روی بوم» دوشنبه 30 فروردین با حضور جمعی از مسئولان، چهره‌های هنری و حضور پر شور علاقمندان این هنرمند، در نگارخانه استاد ممیز خانه‌ی هنرمندان ایران گشایش یافت.

مجید رجبی معمار مدیر عامل خانه هنرمندان ایران، دکتر محمد سریر رئیس شورای عالی خانه هنرمندان، سید کاظم سجادی سفیر ایران در ارمنستان، آرتاشس تومانیان سفیر ارمنستان در ایران، حمیدرضا نوربخش مدیر عامل خانه موسیقی ایران، فرزاد طالبی مدیر کل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سید عبدالحسین مختاباد رئیس کمیته هنر شورای اسلامی شهر تهران، روبرت بگلریان نماینده ارامنه در مجلس شورای اسلامی، فخرالدین فخرالدینی و جواد بختیاری از جمله چهره‌های حاضر در مراسم گشایش این نمایشگاه بودند.

در طول مدت برگزاری این نمایشگاه ٥٠ اثر نقاشی با تکنیک اکریلیک روی بوم همراه با نمایش فیلم از آثار استاد لوریس چکناواریان در معرض دید مخاطبان قرار گرفت. چکناوریان در توضیح آثار نقاشی اش در این نمایشگاه گفت:  مجموعه کارهایم در ابعاد مختلف به همراه روی جلد صفحه‌ها و پوسترهایی که برای کنسرت‌هایم در سراسر دنیا طراحی شده در این نمایشگاه به نمایش در آمده است. اینها همان علامت‌های موسیقی هستند که من در آثار موسیقی‌ام از آنها استفاده می‌کنم و هر کدام از آنها بیان احساسات من در موسیقی است که لذت‌بخش هستند. ضمن اینکه تعدادی از تابلوهایی که در این نمایشگاه خواهید دید تحت تاثیر کشتار ارامنه و رنج‌هایی است که مادر من از این فضا کشیده و فکر می‌کنم آثاری هستند که می‌توانند مخاطب را تحت تاثیر قرار دهند.

* لزوم ارتباط بیشتر فرهنگی بین کشور های ایران و ارمنستان

آرتاشس تومانیان (سفیر ارمنستان در ایران) که برای نخستین بار از مجموعه خانه هنرمندان ایران دیدن کرد، در حاشیه بازدیدش از نمایشگاه «موسیقی روی بوم» گفت: این فرصت خوبی بود که از وجود خانه هنرمندان ایران مطلع شدم و برای من ضروری است که به عنوان سفیر با چنین تشکیلاتی آشنا شوم و با آقای رجبی معمار قرار گذاشتیم که تعاملات بیشتری داشته باشیم. در مورد نمایشگاه نقاشی آقای چکناوریان باید بگویم ایشان از هر نظر صاحب هنر هستند و خوشحالم در این زمینه هم فعالیت می کنند.

سفیر کشور ارمنستان در ایران در باره ارتباط با هنر های مختلف، گفت: تئاتر، موسیقی و ادبیات رشته هایی هستند که  به طور جدی  آنها را دنبال می کنم. امروز از وجود سالن های مهم تیتر ایران در مجموعه خانه هنرمندان ایران مطلع شدم و قرار شد در اینجا حضور پیدا کنیم و برای فعالیت های آینده برنامه ریزی کنیم.

آرتاشس تومانیان در پایان به حضور پررنگ فرهنگی هنرمندان ارمنستان در خانه هنرمندان ایران و همچنین ارتباط فرهنگی بین دو کشور ایران و ارمنستان تاکید کرد.

* لوریس چکناوریان یک شخصیت پر تحرک و فعال در همه زمینه های هنری ست

فرهاد فخرالدینی (آهنگساز و رهبر ارکستر ملی ایران) هم که در آئین گشایش این نمایشگاه حضور داشت پس از بازدید از نمایشگاه با توصیف شخصیت فردی و هنری این هنرمند، گفت: آقای چکناوریان چه در زمینه شغل اصلی اش، موسیقی و رهبری ارکستر و چه در زمینه های دیگر انسان بسیار پر تحرکی است. ایشان دوست ندارد هیچ وقت بیکار بماند و همیشه در حال انجام دادن فعالیتی است. ایشان به عنوان آهنگساز، رهبر ارکستر و کسی که در مجامع هنری نقشی فعال داشته یکی از هنرمندان خوب کشور ما و فرد بسیار مهمی است. ما چهره های اینچنینی در کشور کم داریم که در هنر حل شده باشند. جایی گفته اند که یکی از آرزوهایشان این است که فیلم هم بازی کنند، ایشان چنین روحیه ای دارند.

رهبر ارکستر ملی ایران با اشاره به نقاشی های لوریس چکناوریان، گفت: دیدگاه خاصی به نقاشی دارد و نقاشی را اینطور می بیند. ایشان با خطوطی که روی بوم آورده، افکار و ایده هایش را بیان کرده است. امروز با اینکه جمعیت زیادی در نمایشگاه حضور داشت همه تابلوها را برای ما توضیح داد که منظورش از هر نقاشی چه بوده است. در دورانی که ما جوان بودیم و آثار پیکاسو را می دیدیم شاید هیچ اسنتباطی از چیزی که کشیده بود نمی توانستیم داشته باشیم ولی دیدیم که بسیار قابل اعتنا بود و روز به روز اعتبار پیدا کرد. زمانی که من جوانی بیست ساله بودم می گفتند یک نقاشی ساده پیکاسو به قیمت های بالایی فروش رفته بود.

او افزود: ارزش انسان ها بستگی به اعتبارات هنری شان دارد و اینها از انسان چیزی بوجود می آورد که وقتی مجموعه خصوصیات را کنار هم می گذاریم می بینیم شخصیتی مثل لوریس چکناوریان شکل می گیرد. اگر با این دیدگاه به مساله نگاه کنیم متوجه می شویم آقای چکناوریان آن چیزی را که می شنود، کشیده است.

فخرالدینی در ادامه به فعالیت های چکناوریان در کشور ارمنستان اشاره کرد و گفت: من یک فیلم مستند از ایشان دیدم که به ارمنستان رفته بود و چه کارهایی آنجا انجام داده بود که بسیار برای من جالب بود. من همیشه فکر می کردم لوریس وقتی در ایران نیست در آنجا چه کار می کند، بعدا فهمیدم در آنجا فعالیت های دیگری انجام می داد و تبدیل به یک انسان خیلی مهم  در ارمنستان شد. فکر می کردم لوریس در آنجا زندگی بسیار مرفهی داشته ولی بعدا برای من تعریف می کرد آنجا گاهی از سرما تا صبح در یک اتاق می لرزیده؛ یعنی اینکه ما درباره او اشتباه می کردیم. او در ارمنستان و در زمان زلزله به دلیل فعالیت هایش به عنوان قهرمان ملی شناخته شد.

این آهنگساز برجسته کشورمان در پایان سخنانش، گفت: امروز هم باید به همین تابلوها با همین دیدگاه نگاه کنیم و بگوییم این اثر لوریس چکناوریان است و هر چقدر از انسان های اینچنینی داشته باشیم یادگار آینده برای ما خواهند بود.

عصاره زندگی و حرکت لوریس چکناوریان، عشق است

حمیدرضا نوربخش (مدیرعامل خانه موسیقی ایران) هم از دیگر میهمان حاضر در افتتاحیه نمایشگاه بود. نوربخش پس از بازدید از نقاشی های لوریس چکناوریان درباره شخصیت این هنرمند، اظهار داشت: به نظر من همان شعاری که همیشه بر زبان لوریس چکناوریان هست، عصاره حیات، زندگی و حرکت اش عشق است. اگر بخواهیم مصداق واقعی یک هنرمند عاشق را پیدا کنیم، حتما یکی از شاخص ترین آنها لوریس چکناوریان است. آدمی که جهان، همنوعان، اطرافیان، همکاران، دوستان و زندگی را از دریچه عشق نگاه می کند، این انسان هیچ وقت نه مکدر می شود، نه غمگین می شود  و همچنین هیچ وقت منفعل نمی شود. چنین انسانی همیشه انگیزه حیات دارد چون عشق جوهر بی همتایی است که در وجود هر شخصی که قرار بگیرد منشا حرکت و زندگانی خواهد بود.

وی افزود: لوریس چکناوریان عاشق زندگی است و به همین دلیل جزء معدود کسانی است که سن و سال برای او فقط یک عدد است. در این چندین سالی که با او آشنایی دارم هیچ تغییری حتی از نظر ظاهری نداشته است و تغییر اش فقط رنگ موهایش بوده که ناگزیر است. ولی به همان اندازه نشاط و انگیزه در او وجود دارد.

نوربخش ادامه داد: در چکناوریان هم این مساله هویداست و وجه مشترک همه آثارش عشق است چون همه چیز را از این زاویه نگاه می کند. وقتی روی صحنه به عنوان رهبر ارکستر قرار می گیرد این موج منتقل می شود. مثلا در جشنواره موسیقی فجر که توفیق همکاری با ایشان را داشتم، در تصاویری که از هنرمندان مختلف فیلم ها و کلیپ ها داشتیم، وقتی به تصویر لوریس می رسیدیم سالن یک واکنش دیگری داشت و پر از هیجان بود. اینها در وجودش نهادینه شده و سعی نمی کند خود را اینگونه نشان دهد. 

این خواننده و مدرس آواز ایرانی در ادامه افزود: هر کسی که یک بار لوریس را می بیند در همان یک بار این حس به او منتقل می شود. ممکن است برای شناخت برخی هنرمندان مجبور باشیم مدت ها با آنها حشر و نشر داشته باشیم تا با روحیه شان آشنا شویم اما در مورد لوریس چکناوریان ممکن است مردم از او آثار زیادی هم نشنیده باشند اما همان تصاویر و فیلم های مستندی که از او در شبکه های مختلف دیده شده، همه را جذب کرده است. چون صداقت وجود دارد و این امر بسیار مهمی است.

مدیرعامل خانه موسیقی ایران، گفت: خیلی از ما وقتی صحبت می کنیم هزاران فیلتر برای خودمان داریم که چگونه رفتار کنیم و چه بگوییم؛ ولی چکناوریان همان است که می گوید. در برخورد با آدم های دیگر و آثار هنری دیگر اگر از چیزی خوشش بیاید به راحتی آن را بیان می کند. درون لوریس چکناوریان یک آینه صیقل خورده است و غبار بر دل ندارد، به همین دلیل آدم ها وقتی با عشق مواجه می شوند سپر می اندازند و موج را دریافت می کنند. برای او آرزوی سلامتی دارم و برای من هم سال گذشته افتخار بزرگی بود که در جشنواره موسیقی فجر وقتی به او پیشنهاد دادم بی درنگ پذیرفت با آنکه مدتها بود فعالیت اینچنینی نداشت.

 * آثار چکناوریان بیان احساسات موسیقی روی تابلوی نقاشی است

سید عبدالحسین مختاباد (رئیس کمیته هنر شورای اسلامی شهر تهران) در بازدید از نمایشگاه، در خصوص شخصیت لوریس چکناوریان، گفت: چکناوریان یک شخصیت شناخته شده برجسته در سطح جهانی و همچنین کشور عزیزمان است. ایشان چند سال پیش هم نمایشگاه نقاشی داشتند که من از آثارشان بازدید کرده بودم. این آثار کاملا در دنیای موسیقی هستند و ایشان احساساتش از موسیقی را روی تابلوی نقاشی آورده است.

مختاباد درباره حضور هنرمندان شناخته شده یک رشته، در دیگر رشته های هنری گفت: هنر دو مقوله است، یک مقوله حرفه ای و دیگری هم ذوقی است.  یک هنرمند دوست دارد با ذوق و علاقه شخصی اش در رشته های دیگر هم حضور داشته باشد. خودم هم به خوشنویسی علاقه زیادی دارم و گاهی خطاطی می کنم. در دنیای هنر اجباری در کار نیست، اینجا دنیای نظامی نیست.  هنر ها با هم در ارتباط هستند و به مانند دانه های یک تسبیحند. هنرمندی که در حوزه موسیقی فعالیت می کند به حوزه های دیگر مانند شعر، ادبیات و فلسفه هم علاقمند است. هرچه قدر بیشتر در آن حوزه ها کار کند در زمینه تخصصی خودش موفق تر می شود.

نمایشگاه نقاشی‌های لوریس چکناواریان با عنوان «موسیقی روی بوم» تا 5 اردیبهشت دایر است و علاقه‌مندان برای بازدید از این نمایشگاه می‌توانند همه روزه از ساعت 14 تا 21 به نگارخانه استاد ممیز خانه‌ی هنرمندان ایران مراجعه کنند.

 

 

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

تابلوی دختران روی پل، اثر ادوارد مونک، نقاش اکسپرسیونیست نروژی در یک حراجی به بهای ۵۴ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار فروخته شد.

به گفته حراجی ساتبیز، این تابلو پس از \\\"جیغ\\\" گرانترین اثر این نقاش اواخر قرن نوزدهم/اوایل قرن بیستم است که حراج شده است.

\\\"جیغ\\\" که مشهورترین اثر مونک است در سال ۲۰۱۲ حدود ۱۲۰ میلیون دلار فروخته شد.

\\\"دختران روی پل\\\" که روز دوشنبه در نیویورک حراج شد در سال ۱۹۰۲ ترسیم شده است.

ساتبیز پیش‌بینی می‌کرد که این تابلو بیش از ۵۰ میلیون دلار فروخته شود.

\\\"دختران روی پل\\\" هر بار که به حراج گذاشته شده رکورد قبلی فروش خود را شکسته است.

 

این تابلو نخستین بار در سال ۱۹۹۷ حراج شد که ۷ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار فروخته شد و سپس در سال ۲۰۰۸ نزدیک به ۳۱ میلیون دلار به فروش رفت.

ادوارد مونک (۱۸۶۳ - ۱۹۴۴) آفرینش هنری را از اواخر قرن نوزدهم شروع کرد، زمانی که هنوز آخرین نقاشان امپرسیونیست مانند پل گوگن و ونسان ون‌گوگ فعال بودند.

او از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین هنرمندان تاریخ هنر جهان به شمار می‌رود. زندگی تلخ و دشوار او با سبکی کاملا شخصی و نوآورانه در آثارش منعکس شده است.

مونک در آخرین سالهای قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم، به راهی تازه قدم گذاشت و با نوآوری‌های خود از پیشقراولان سبک اکسپرسیونیسم شناخته شد.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

مراسم رونمایی از کتاب "زندگی ، عشق و گم‌گشتگی" مجموعه کامل آثار علی اکبر صادقی نقاش سرشناس، جمعه ۲۷ فروردین ماه با نمایش نسخه های ترمیم شده‌ی انیمیشن های این هنرمند، با حضور تعداد زیادی از هنرمندان در گالری شیرین تهران برگزار شد.

این مجموعه کتاب در سه جلد و به کوشش علی بختیاری منتشرشده است.

جلد اول با عنوان "زندگی"، مروری بر کارهای اولیه‌ی علی اکبر صادقی است و روند شکل گیری آثار هنری او در رشته های گرافیک، نقاشی روی شیشه یا ویترای ، انیمیشین و تصویر سازی را تا اواسط دهه‌ی پنجاه مورد بررسی قرار داده است.

کتاب عشق نیز مروری بر نقاشی های علی اکبر صادقی است که از میانه‌ی دهه‌ی پنجاه به بعد با مجموعه‌ی اسطوره و ریاضی آغاز شد.

کتاب گم‌گشتگی نیز شامل مجموعه اشعاری است که علی اکبر صادقی در سال های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ سروده است.

علاوه بر خود هنرمند فرشید مثقالی، جواد مجابی، علی بختیاری ، شهروز مهاجر ، عطاالله امیدوار و طاها بهبهانی از جمله هنرمندانی بودند که در این مراسم از علی اکبر صادقی سخن گفتند.

جواد مجابی، نویسنده و منتقد که مقدمه کتاب علی اکبر صادقی را هم نوشته است، در گفت و گویی با بی بی سی فارسی در باره علی اکبر صادقی و جایگاه او و آثارش در هنر معاصر ایران گفت:" علی اکبر صادقی یک نقاش نو کلاسیک روایت گراست یعنی در واقع کسی است که نقاشی کلاسیک ایران و جهان و مخصوصا مینیاتور ایران را خیلی خوب می داند و تجربه کرده است، اما آنچه او را متفاوت می کند دید نو نقاش است که طبیعتا با نگاه شوخ چشمانه‌ای که به هستی دارد همه چیز را در یک حالت لغزان و مردد نشان می دهد."

آقای مجابی در ادامه گفت: "صادقی وقتی به مجالس جنگ و بزم و باغ های ایرانی، افسانه ها و اسطوره نگاه می کند همه چیز را نا استوار معرفی می کند و این نگاه شوخ چشمانه به جهان است که به کارهای او تازگی می دهد."

آقای مجابی تاکید کرد که صادقی یکی از پرکارترین هنرمندان معاصر ایران است و کارهایش هم مورد تایید خواص است و هم عموم مردم به کارهایش توجه دارند و می توانند با آثار او ارتباط برقرار کنند.

به گفته‌ی آقای مجابی، او هنرمند نو اندیشی است که هیج گاه شیفته‌ی کار خود نمی شود و به جای تکرار هر وقت در کارهایش به اوج رسیده است خود را محدود نکرده و به کار تازه‌ای روی آورده است.

آقای مجابی در باره‌ی کتاب گم‌گشتگی که مجموعه اشعار علی اکبرصادقی است، گفت: "صادقی در یک دوره به خاطر افسردگی نقاشی نکرده و نشسته شعرهای خودش را نوشته. این شعرها به نظر من نوعی خواب گزاری است؛ بیان یک دنیای خواب گونه است و سرشار از فضاهای فرا واقعی است."

علی اکبر صادقی

علی اکبر صادقی، در سال ۱۳۱۶ در تهران به دنیا آمد. نقاشی را از‌‌ همان کودکی آغاز کرد و در دوران دبیرستان، نقاشی آبرنگ را نزد آواک هایراپتیان، با کپی از طبیعت آموخت.

علی اکبر صادقی در سال ۱۳۳۷ وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و در همان سال ها ، نقاشی روی شیشه با حال و هوای ایرانی را تجربه کرد.

او به مرور سبک‌ها و شیوه‌های مختلف نقاشی را تجربه کر ، اما در ‌‌نهایت می‌توان وی را نقاشی سوررئالیست دانست که به بیان و فرم شخصی خود دست یافته است.

نقاشی‌های سوررئالیستی علی اکبر صادقی به ویژه در آثار دوره‌ی اولش، هم از نظر مضمونی و تماتیک و هم از نظر به‌کارگیری عناصر تصویری و رنگ، جلوه‌ای ایرانی داشتند که درست به همین دلیل، بین او و دیگر نقاشان سوررئالیست فاصله‌ای محسوس ایجاد می‌کرد و به دنیای نقاش، رنگ و بویی شخصی و متمایز می‌داد.

در دوره‌ی دوم اما، صادقی به‌تدریج از این عناصر فاصله گرفت و به نقاشانی چون رنه ماگریت و دالی که از نقاشان مورد علاقه‌ی وی هستند، نزدیک‌تر شد و در مقابل کوشید که مرزهای نقاشی‌اش را از بوم به قاب‌هایی که این بوم‌ها را در خود گرفته بودند گسترش دهد.

با این همه به نظر می‌رسد که مخاطبان علی اکبر صادقی، هنوز کارهای دوره‌ی اول او را بیشتر دوست می‌دارند و نام او را با این کار‌ها و نقش‌ها به خاطر سپرده‌اند.

اگرچه نقاشی، اصلی‌ترین دغدغه علی اکبر صادقی به شمار می‌آید، اما او در زمینه‌های دیگر، از جمله ساخت انیمیشین، تصویرگری کتاب گرافیک و حتی شعر نیز فعال بوده است.

او در فاصله سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶، شش فیلم از جمله «گلباران»، «رخ»، «ملک خورشید» و «زال و سیمرغ» را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساخت. این فیلم‌ها که هم در داخل ایران و هم در جشنواره‌های جهانی مورد اقبال بسیار واقع شدند و جوایز متعددی را نصیب وی کردند، نمونه‌های موفقی از انیمیشن ایرانی به حساب می‌آید.

در اغلب آثار او فرهنگ عامیانه، اساطیر ایرانی، نقاشی قهوه‌خانه‌ای و سنت‌های تصویری ایرانی مثل پرده‌خوانی بازآفرینی شده اند.

در اکثر آثار علی اکبر صادقی چهره های مردانی با کلاهخود و سپر حضور دارند که در بسیاری از آنها چهره‌ی خود نقاش به چشم می خورد؛ گویی که او تاریخ ایران را با نوعی خود نگاری ترکیب کرده است.

علی اکبر صادقی کار‌هایش در بیش از صدها نمایشگاه انفرادی و گروهی در ایران و خارج از ایران به نمایش درآمده، و برای نقاشی‌ها، فیلم‌ها و تصویرگری‌های کتاب جوایز متعددی را کسب کرده است.

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

نامزدهای دریافت اسکار بهترین هنرپیشه زن و مرد

رزاموند پایک این هنرپیشه ۳۵ ساله بریتانیایی برای بازی در فیلم "دختر مفقود شده" به کارگردانی دیوید فینچر نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین هنرپیشه زن شده است. این نخستین نامزدی وی برای دریافت این جایزه به شمار می‌رود. او در این فیلم نقش زنی به نام "امی دان" را ایفا می‌کند که به طور ناگهانی غیب شده و پلیس گمان می‌برد همسرش در این حادثه نقش داشته است. استیو کارل ۵۲ ساله و نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین هنرپیشه مرد برای بازی در فیلم "فاکس کچر". او در این فیلم در نقش جان دو پون، میلیونر آمریکایی، ظاهر شده است. منتقدان هنرنمایی خیره‌کننده استیو کارل در این فیلم را بسیار ستوده‌اند. این نخستین نامزدی اسکار برای استیو کارل به حساب می‌آید. فلیسیتی جونز ۳۱ ساله و اهل بریتانیا. او در فیلم "تئوری همه چیز" در نقش همسر استیون هاوکینگ‌، اخترشناس مشهور بریتانیایی، ظاهر شده است. این نخستین نامزدی فلیسیتی جونز در اسکار به شمار می‌رود. ادی ردمین ۳۳ ساله، اهل بریتانیا و یکی از امید‌های مسلم دریافت جایزه اسکار بهترین هنرپیشه مرد نقش اصلی. ادی ردمین در فیلم "تئوری همه‌‌چیز" چنان بازی درخشانی در نقش استیون هاوکینگ‌ ارائه داده است که بسیاری پیش‌بینی می‌کنند با کنار گذاشتن رقبایش برنده اسکار شود. او امسال جایزه گلدن گلوب بهترین هنرپیشه مرد در فیلم درام را برد. ادی ردمین برای نخستین بار نامزد دریافت اسکار شده است. ماریون کوتیار هنرپیشه ۳۹ ساله فرانسوی که برای فیلم "دو روز، یک شب" نامزد اسکار شده است. او در سال ۲۰۰۸ همین جایزه را برای بازی تحسین‌برانگیزش در نقش ادیت پیاف، خواننده سرشناس فرانسوی، دریافت کرد. بردلی کوپر او که امسال ۴۰ ساله شده، برای سومین بار پیاپی در بخش هنرپیشگی نامزد دریافت اسکار معرفی شده است. بردلی کوپر در سال ۲۰۱۳ برای "دفترچه امیدبخش" و در سال ۲۰۱۴ برای "اخاذی آمریکایی" نامزد دریافت اسکار شد که هر دوبار ناکام به خانه برگشت. او امسال با بازی در فیلم "تک تیرانداز آمریکایی" چشم‌ها را به خود خیره کرده است. بردلی کوپر همچنین یکی از تهیه‌کنندگان این فیلم بوده است. جولین مور این هنرپیشه آمریکایی ۵۴ ساله تا کنون ۴ بار برای دریافت جایزه اسکار نامزد شده که هر بار از دریافت آن ناکام مانده است. جولین مور نخستین بار در سال ۱۹۹۸ برای فیلم "شب‌های بوگی" نامزد دریافت اسکار شد. نامزدی امسال وی به فیلم "هنوز آلیس" باز می‌گردد. جولین مور جایزه بهترین هنرپیشه زن را در مراسم امسال گلدن گلوب از آن خود کرد. بندیکت کامبربچ ۳۸ ساله و اهل بریتانیاست. حضور درخشان در فیلم "بازی تقلید" بندیکت کامبربچ را جزو یکی از نامزدان دریافت اسکار بهترین هنرپیشه مرد نقش اصلی قرار داد. این فیلم داستان زندگی الن تورینگ، ریاضی‌دان و رمزنگار برجسته بریتانیایی را روایت می‌کند که در زمان جنگ جهانی دوم توانست پیام‌های محرمانه نیروی دریایی آلمان را رمزگشایی کند. این نخستین نامزدی اسکار برای بندیکت کامبربچ به حساب می‌آید. ریز ویتر اسپون هنرپیشه ۳۸ ساله آمریکایی که برای فیلم "وحشی" نامزد دریافت اسکار بهترین هنرپیشه زن شده است. او در سال ۲۰۰۶ این جایزه را برای بازی تحسین‌شده‌اش در نقش جون کارتر، خواننده و همسر جانی کش، در فیلم "Walk the Line" از آن خود کرد. مایکل کیتون ۶۳ سال دارد و در مراسم امسال گلدن گلوب، برنده جایزه بهترین هنرپیشه مرد فیلم کمدی یا موزیکال شد. مایکل کیتون امید دارد که امسال برای بازی در فیلم "بردمن" جایزه اسکار را از آن خود کند. این برای نخستین بار است که او نامزد دریافت این جایزه معتبر سینمایی شده است. مایکل کیتون در دو فیلم ابتدایی بتمن، به نام‌های "بتمن" و "بازگشت بتمن" نقش این ابرقهرمان را بازی کرده بود.

کیارستمی دوباره در ایتالیا فیلم میسازد

بنابر گزارش پايگاه اطلاع رساني ورايتي، مارتين کارميتز؛ تهيه کننده شرکت فيلمسازي «ام کا تو» روز گذشته درباره ساخت سومين فيلم کيارستمي در خارج از ايران گفت: «او مصمم است که فيلم جديدش را در آپوليا کشور ايتاليا بسازد، او اين منطقه را دوست دارد». کيارستمي که چهار سال است در آپوليا عکاسي مي‌کند، در ماه مارس و در جشنواره فيلم باري از تصميم خود براي ساخت فيلم «فرايند افقي» خبر داده بود.  اين کارگردان 72 ساله به شرکت ‌کنندگان در این جشنواره فيلم گفته بود که آنچه بيش از هر چيزي درباره آپوليا در جنوب شرقي ايتاليا برايش جالب است معماري پيچيده شهرهاي مختلف اين منطقه است که پيچيدگي آدم هايي که در آنجا زندگي مي‌کنند را نشان مي‌دهد. همچنين کيارستمي ابراز اميدواري کرده است که اين پيچيدگي به فيلم او که اکنون مراحل اوليه توليد را سپري مي کند نيز منتقل شود. کارميتز در ادامه صحبت هاي خود نيز درباره جديدترين اثر کيارستمي گفت: قرار است او فيلمنامه را براي من بياورد. فکر مي کنم اکنون فيلمنامه را به همراه داشته باشد. با وجود اين، کارميتز به اين موضوع اشاره کرد که وقتي با عباس کار مي‌کنيد، تا وقتي فيلبرداري آغاز نشده است هيچ وقت از کار خود خبر نداريد. او اين قابليت را دارد که هر لحظه فکرش را تغيير دهد. کارميتز پيش از اين تهيه کنندگي 2 فيلم سينمايي آخر کيارستمي به نام هاي کپي برابر اصل و مثل يک عاشق را برعهده داشته است. بنابر اظهارات مسئولان سازنده فرايند افقي، فيلمبرداري اين فيلم سينمايي در سال 2013 ميلادي آغاز مي شود. کارميتز درباره کيارستمي گفت: او يک هنرمند نادر است که مي‌تواند کاملا جهاني باشد. منطقه و زبان ديگر اهميت ندارد. او مي‌تواند زبان فارسي را به توسکاني ببرد يا شهري در ژاپن را فيلمبرداري کند که مي‌تواند هر جا باشد. اين تهيه کننده درباره ساخت فيلم هاي کيارستمي در خارج از ايران نيز گفت: ساخت فيلم سينمايي «مثل يک عاشق» يک دوره 10 ساله را سپري کرد، زيرا کيارستمي آمادگي ساخت فيلم در خارج از ايران را نداشت، او مي ترسيد ولي پس از مدتي ترس او فروکش کرد.
بهترین فیلمهای سال گذشته، از آبی گرمترین رنگ است تا گذشته مروری بر هنر در هفته اول آذر ماه مروری بر هنر در هفته سوم دی ماه سفر دردسر ساز لئوناردو دی‌کاپریو به اندونزی هنر در هفته ای که گذشت

انتخاب سردبیر

تئاتر

نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

نمایش ”خانمچه و مهتابی” اثر ”اکبر رادی” و دراماتورژی و کارگردانی ”مسعود دلخواه” نمایشی که رادی نویسنده اش باشد، هادی مرزیان کارگردانی کند و گلاب آدینه، ایرج راد، فرزانه کابلی، سیما تیر انداز و سیروس همتی در آن نقش بازی کنند، غنیمتی است برای چشمانی که تشنه تماشای نمایش اند.

در تالار قشقایی ببینیم

« تبار شناسی دروغ و تنهایی » نمایشی به نویسندگی و کارگردانی سجاد افشاریان، هر روز در ساعتهای 19:30 و 21 به مدت زمان 60 دقیقه و قیمت بلیت 8 هزار تومان در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است. سیامک صفری ، بهاره رهنما ، ناهید مسلمی ، هوتن شکیبا ، شیدا خلیق ، حسین کشفی اصل ، محسن بابایی ربیعی ، مهتاب کرکوندی ، صبا گرگین پور ، حامد نجابت ، سجاد تابش ، امید سلیمی ، پوریا قاسمی ، نازنین واحد ، ملیکا قریشی ، محمد کریم زادگان مقدم ، بهرام قائمی و مهدخت مولایی بازیگران این نمایشی هستند. این نخستین باریست که سجاد افشاریان علاوه بر نویسندگی کارگردانی یک تئاتر را هم بر عهده دارد. او پیش از این در نمایش هایی مثل "به خاطر یک مشت روبل" نوشته ی نیل سایمون و کارگردانی محمد حسن معجونی و "صد سال پیش از تنهایی ما" نوشته ی سجاد افشاریان و کارگردانی حسن جودکی حضور داشته  است. اجرای این نمایش تا 26 خرداد ادامه دارد.
برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد بادها برای ما می وزند تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد تماشای تئاتر در خانه چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

مطالب تصادفی

موسیقی

کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت برگزار می شود

کنسرت مخصوص بانوان سیمین غانم، در روزهای ۲۳ ، ۲۴ و ۲۵ شهریور ماه ساعت ۱۶ در تالار وحدت تهران برگزار می شود.

دریا دادور

زنگ صدای لطیف و زنانه و درعین حال محکمش با اجرا های سولو سوپرانوو و قدرت بالای او در اجرا های اپرا او را نسبت به تمامی خوانندگان زن متفاوت می کند. تلفیق آثار شرق و غرب با یکدیگر و اجرای بدیع او و هماهنگ سازیش با حس و لحن آوای او، طرفداران بسیاری را به خود جلب کرده است.
اِدِل موفق به کسب مدال افتخار از کاخ باکینگهام شد پشت ستاره ها/ لاله پورکریم کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت كنسرت زمانه گروه كامكارها امکان پخش صدای آواز زنان

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

قدرتمندترین چهره های دنیای هنر جهان

شیخه المیاسه بنت حمد بن خلیفه آل ثانی (سمت چپ در عکس بالا) در فهرست سالیانه "۱۰۰ قدرت" نشریه آرت ریویو به دلیل "قدرت خرید کلان موسسه متبوعش" در صدر ۱۰۰ چهره قدرتمند دنیای هنر قرار گرفته است. شیخه المیاسه نخستین بار در سال ۲۰۱۱ در مقام ۹۰ این فهرست دیده شد، و در سال ۲۰۱۲ به مقام یازدهم صعود کرده بود. آی وی وی، هنرمند چینی، که در سال ۲۰۱۱، در صدر این فهرست قرار داشت، امسال در رتبه (نهم) قرار دارد- که بهترین رتبه هنرمندان در این فهرست به شمار می رود. لری گاگوسیان، دلال هنری، (رتبه چهارم) و سر نیکولاس سروتا، مدیر موزه تیت (در رتبه ششم) از دیگر چهره های شناخته شده در میان ۱۰ رتبه اول اند. سر نیکولاس سروتا روز چهارشنبه در کاخ باکینگهام به پاس خدماتش به هنر، از سوی پرنس چارلز نشان افتخار گرفت. شیخه المیاسه خواهر شیخ تمیم بن حمد آل ثانی است که پس از کناره گیری پدرش از سلطنت در ماه ژوئن، اکنون امیر قطر است. به نوشته نشریه آرت ریویو، اداره موزه های قطر سالانه حدود یک میلیارد دلار صرف گسترش گالری ها، برگزاری جشنواره های فیلم و حمایت از هنر همگانی کرده است. این موسسه، همچنین، حامی مالی نمایشگاه دیمین هرست در موزه تیت مدرن بود که در سال گذشته، بیش از ۴۶۳هزار بازدید کننده را به خود جلب کرد. سال گذشته هم بالاترین رتبه فهرست ۱۰۰ چهره قدرتمند هنری متعلق به یک زن بود - کارولین کریستف باکارگیف، برگزارکننده نمایشگاه تاثیرگذار "داکومنتا ۱۳" در کاسل آلمان. دیوید زوینر، که صاحب گالری هایی در لندن و نیوریورک است، در رتبه دوم فهرست امسال قرار دارد، و شریک تجاری سابق او، ایوان ویرث، سومین چهره قدرتمند هنری در سال ۲۰۱۳ است. رتبه سر نیکولاس سروتا پس از رتبه های هانس اولریخ ابریست و جولیا پیتون جونز، مدیران هنری گالری های سرپنتاین در لندن، است. ۱۰۰ قدرت هنری را یک هیئت داوری شامل ۱۳ داور بین المللی برمی گزیند- این فهرست "عکس منحصر به فردی از چشم انداز هنر معاصر" توصیف شده است. به نوشته نشریه هنر معاصر آرت ریویو، ملاک انتخاب کسانی که به این فهرست راه می یابند، تاثیرگذاری جهانی شان بر فرایند تولید هنر و خدماتشان به دنیای هنر طی ۱۲ ماه گذشته است.

نمایشگاه نقاشی سهیلا حقیقت در گالری سیحون

این بار گالری سیحون، قصد برپایی نمایشگاه نقاشی خانم سهیلا حقیقت را دارد. افتتاحیه این نمایشگاه جمعه 2 دی ماه از ساعت 4 تا 8 شب خواهد بود. این نمایشگاه تا 7 دی ماه پذیرای شما هنردوستان خواهد بود. ساعات بازدید به مانند همیشه از ساعت 10 صبح تا 6 بعدازظهر خواهد بود.
اولین موزه زیر آب جهان موزه هایی که نمیشناسیم نمایشگاه عکس رضا میلانی عکس های زروان روح بخشان – عصر جمعه: مکعب سفید نمایشگاه نقاشان معاصر ایران با عنوان آفرینش

ادبیات

عذاب وجدان

عذاب وجدان، اثر آلبا دسس پدس نویسنده ایتالیایی است که آثار دیگر او  مانند " دفترچه ممنوع"، " عروسک فرنگی" و " هیچیک از آنها بازنمی گردند"، نیز به شرح زندگی زنانی از طبقه متوسط جامعه ایتالیا می پردازد.

ماجرای اسارت سعدی در سرزمین بیگانه

سعدی را به زنجیر بسته بودند و مانند بردگان با او رفتار می‌کردند. آن‌ قدر وضعیت او و سایر بردگان اسفناک بود که دل هر تازه‌واردی را در شهر «طرابلس» (در لبنان امروزی) به درد می‌آورد. از همان شروع اسارت در سال 1227 میلادی توسط صلیبیون سعدی هفت سال عمرش را در همین وضعیت به سر ‌برد. به گزارش ایسنا، ماهنامه «سرزمین‌ من» در ادامه نوشت: «گر چه در آن زمان همه‌ سرزمین‌های اسلامی به دست «صلاح‌الدین ایوبی» آزاد شده بود اما هنوز بخش‌های کوچکی در سواحل شرقی مدیترانه از جمله طرابلس طعم آزادی را نچشیده بودند. این سرزمین‌های کوچک هر کدام سهم سرداری صلیبی شده بودند تا روزنه‌ امیدی باشند برای فئودال‌ها در فتح دوباره‌ همه‌ی اراضی امپراتوری. قرعه‌ لبنان به «ریموند کنت تولوز» - فاتح بخش شمالی لبنان - رسیده بود. وقتی سربازان صلیبی شیخ مصلح‌الدین سعدی را با صدها اسیر مسلمان و یهودی از «عکا» - در سرزمین‌های اشغالی امروز - به آنجا بردند، ریموند که هنوز نتوانسته بود دژ طرابلس را که حصاری مستحکم داشت، به دست بیاورد، این بردگان را وادار کرد تا کار کندن خندق در بیرون استحکامات نظامی شهر طرابلس را انجام دهند. سعدی هم به کار کندن خندق مشغول شد. بگذارید کمی به عقب‌تر برویم و ببینیم سعدی چرا اسیر شده بود و اصلا در عکا چه می‌کرد؟ سعدی در باب دوم گلستان سعدی با نام «در اخلاق درویشان» این ماجرا را این‌ طور شرح می‌دهد: ماجرایی که الزاما به معنای روایت درست تاریخی نیست و حکایتی است از این شاعر و نویسنده‌ ایرانی. «از صحبت یاران دمشقم ملالتی پدید آمده بود، سر در بیابان قدس نهادم و با حیوانات انس گرفتم تا وقتی که اسیر فرنگ شدم.» این‌ طور که معلوم است، او به سمت اورشلیم در حرکت بوده، چون بر اساس آخرین اخباری که از جنگ‌های صلیبی پیشین در ذهن داشت، تصور می‌کرد اورشلیم در دست مسلمانان باشد. ظاهراً سعدی نمی‌دانست که صلیبیون پیمان صلح «سن فرانچسکو ۱۲۲۱» را نقض کرده و دوباره به سرزمین‌های مقدس حمله کرده‌اند. آنها در جنگ ششم صلیبی بر بخش‌های زیادی از منطقه‌ اورشلیم، یعنی نواری بین اورشلیم و عکا حکومت می‌کردند و مسلمانان فقط «قبه‌الصخری» و مسجدالاقصی را در اختیار داشتند. سعدی بی‌خبر وارد متصرفات صلیبیون شده بود که توسط آنها به اسارت درآمد. در آن مقطع رسم بود که هر مسلمان و یهودی می‌توانست با پرداخت «سربها» افراد آزادشده‌ خود را به سرزمین‌های اسلامی برساند اما سعدی چون آه در بساط نداشت، ناچار بود مدت زمان مدیدی در خندق طرابلس برای لایروبی کار کند. البته مسلمانان توانگر هم به سرزمین‌های تحت تصرف صلیبیون می‌آمدند و مسلمانان اسیر شده را آزاد می‌کردند. در سفرنامه‌ ناصرخسرو آمده: «از مراتب لطف و احسان خدای تعالی بر اسیران در این شهرهای فرنگی شام این است که هر یک از شاهان و دولتمندان مسلمان، خاتونان و توانگران در این صفحات شام بخشی از مال خود را به آزاد کردن اسیران مغربی اختصاص می‌دهد.» یکی از همین توانگران مسلمان که از حاکمان حلب بود و از قضا سعدی را هم می‌شناخت، با دیدن او بسیار تعجب کرد. او سعدی را به ۱۰دینار فدیه خریداری و آزاد کرد و با خود به حلب برد و پیشنهاد داد که سعدی با دخترش ازدواج کند. شیخ شیراز نیز دختر حاکم حلب را که ۱۰۰دینار کابینش بود، به همسری برگزید. همسری که به تعبیر خود سعدی «بدخوی و ستیزه‌روی و نافرمان بود. زبان درازی کردن گرفت و عیش مرا منغّص داشتن. باری زبان به تَعَنّت دراز کرده همی گفت: تو آن نیستی که پدر من تو را از فرنگ بازخرید؟» سعدی هم جواب داده: «بلی من آنم که به ده دینار از قید فرنگم بازخرید و به صد دینار به دست تو گرفتار کرد.» سعدی سرانجام راهی جز این نمی‌بیند که عطای این زندگی را به لقایش ببخشد و به شیراز بازگردد.» عکس موضوعی و از ابیات عاشقانه استاد سخن زبان فارسی، سعدی می باشد
خسته از زنان پخمه و مردان رذل داستانک: عاشق آلیس مونرو 82 ساله برنده جایزه نوبل ادبیات گردید شوهر من باب دیلن جایزه نوبل را قبول کرد