1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

 

کنسرت گروه "پریشاد" به سرپرستی "پریچهر خلوتی" 19 خرداد از ساعت 3 ویژه بانوان در تالار وحدت اجرا می شود.

در این کنسرت که به گفته سرپرست گروه برای کمک به 50  بانوی بیمار تدارک دیده شده، قطعات جدیدی در دستگاه همایون و مایه اصفهان از آهنگسازانی همچون "انوشیروان روحانی"،"محمد سریر" ، "حسن لشگری"، " همایون خرم" ، "پرویز یاحقی" و ..... نواخته و اجرا خواهد شد.

در این کنسرت هنرمندانی چون "مینو قاسم پود" نوازنده قانون، "میلاد فیضی پور" نوازنده تار، "نیوشا بریمانی" نوازنده کمانچه، "عسل ملک زاده" نوازنده ذف، "رخساره رستمی "نوازنده عود، "سپیده شایانی نوازنده تنبکف"آزاده شمس" نوازنده ویلن و " نازلی بخشایش " نوازنده پیانو حضور خواهند داشت.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

رنگ زیبای سینمای بالیوود

وقتی به تماشای فیلم‌های هندی می‌نشینید، همیشه از یک چیز مطمئن هستید: دو دلداده هر‌قدر هم که در فراق و جدایی سختی بکشند، دست آخر طعم شیرین خوشبختی را خواهند چشید. سینمای هند تا چه اندازه روایتگر زندگی واقعی هندی‌هاست؟ عشق بی‌پایان، شادی رؤیاگونه، طعم تلخ غم، رؤیارویی با آزمون‌های سخت و دو دلداده که عشقشان به بوته‌ی آزمایش گذاشته می‌شود. این‌ها ترکیبات همیشگی فیلم‌های هندی هستند که به رغم نخ‌‌نما شدن، هنوز هم میلیون‌ها نفر را شیفته و شیدای خود می‌کنند و به سالن‌های سینما می‌کشانند. این فیلم‌‌ها در اصل افسانه‌هایی هستند که همگی به پایانی خوش ختم می‌شوند و هر ‌قدر هم که تلخی سرنوشت قهرمانان داستان اشک به چشم آورد، اما در نهایت خوشبختی آنان تردیدناپذیر است. هرچند که نظام طبقاتی در هند رسما از قانون اساسی این کشور مصوب سال ۱۹۵۰ حذف شد، اما همچنان در متن جامعه به ویژه در مناطق روستایی زندگی مردم را تحت تأثیر خود دارد. برای همین دلدادگی غنی به فقیر، یا هندو به مسلمان داستانی است که تنها می‌توان بر پرده سینما به تماشای آن نشست، زیرا واقعیت رنگ دیگری دارد. "داستان‌های غیرواقعی" کلان‌شهرهایی نظیر دهلی، بمبئی یا کلکته تنها بخش کوچکی از جمعیت ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون نفری هند را در خود جای داده‌‌اند. بر اساس آخرین سرشماری انجام شده در این کشور در سال ۲۰۱۱ دو سوم هندی‌ها همچنان در مناطق روستایی ساکن هستند و مخارج زندگی خود را به طور مستقیم یا غیرمستقیم از راه کشاورزی تأمین می‌کنند. بر اساس آمار یونیسف که در سال ۲۰۱۲ تهیه شده، در هند ۹۰ درصد ازدواج‌ها همچنان بر اساس تصمیم والدین و از پیش تعیین شده هستند. هر چند در سال‌های اخیر در مناطق شهری دختران و پسرانی که با یکدیگر آشنا شده و ازدواجشان بر پایه عشق شکل گرفته در حال افزایش است. فیلم "تصویر کثیف" محصول ۲۰۱۱ با شرکت ویدیا بالان در نقش اصلی، نمونه خوبی برای درک استقبال مخاطبان هندی از فیلم‌هایی با مضامینی متفاوت است پدیده ازدواج میان هندوها که ۸۰ درصد و مسلمانان که ۱۶ درصد جامعه را شامل می‌شوند، بسیار نادر است. اما با این حال این موضوع که در جامعه هند تابو به شمار می‌رود، تا کنون دستمایه ۴ فیلم بالیوودی شده است. شاهرخ خان و سیف علی خان، دو ستاره‌ی بالیوود از معدود نمونه‌هایی هستند که خود علیرغم مسلمان بودن، با زنانی هندو ازدواج کرده‌اند. کونال کوهلی، کارگردانی که با فیلم‌های "تو و من" و "فنا" نامش بر سر زبان‌ها افتاد، در خصوص اینکه فیلم‌های بالیوودی تا چه اندازه توانایی تغییر جامعه هند را دارند، با بدبینی می‌گوید: «اگر فیلم‌ها واقعا می‌توانستند روی مردم تأثیر بگذارند، همگی ما می‌بایست بیشتر خنده را به روی لب‌های همدیگر می‌آوردیم یا جسارت بیشتری در عاشق شدن می‌داشتیم. اما این اتفاق‌ها رخ نمی‌دهند.» جاوید اختر، نویسنده سرشناس هندی هم معتقد است: «این فیلم‌ها مطمئنا رخدادهای جامعه را منعکس می‌کنند، اما بیش از همه بازتاب آرزوها، امید‌ها، ارزش‌ها و سنت‌ها هستند. آنها در اصل آینه‌ی تمام‌نمای جامعه شمرده نمی‌شوند، بلکه رؤیایی هستند که جامعه خوابش را می‌بیند.»

افتتاح جشنواره سینمایی کن

شصت و هفتمین دوره جشنواره فیلم کن روز ۲۴ اردیبهشت (۱۴ مه) با نمایش فیلم "گریس از موناکو" افتتاح شد. این فیلم به کارگردانی اولیویه دان و بر اساس زندگی گریس کلی، ستاره فقید هالیوود و همسر شاهزاده پیشین موناکو تهیه شده است. نیکول کیدمن در این فیلم در نقش گریس کلی و تیم راث در نقش شاهزاده رنیه سوم، همسر وی (هر دو در تصویر) بازی کرده‌اند. جشنواره سینمایی کن تا روز ۲۵ مه ادامه دارد. , لیلا حاتمی، هنرپیشه ایرانی، به عنوان یکی از ۹ داور بخش اصلی شصت و هفتمین دوره جشنواره فیلم کن امسال در این رویداد معتبر سینمایی حضور دارد. اعضای هیئت داوران این دوره از جشنواره کن از ۵ زن و ۴ مرد تشکیل شده‌اند. این نخستین بار پس از سال ۲۰۰۹ است که اکثریت اعضای هیئت داوری را زنان تشکیل می‌دهند. عباس کیارستمی نیز ریاست هیئت داوران در بخش سینه‌فونداسیون و فیلم‌های کوتاه را بر عهده دارد. شیک‌پوشی لیلا حاتمی در فستیوال‌های بین‌المللی جلب نظر می‌کند. لباس حاتمی از سوی سایت اِل، که اخبار دنیای مد را پی‌گیری می‌کند، به عنوان یکی از ده پوشش برتر مراسم اختتامیه شصت و پنجمین جشنواره فیم کن انتخاب شد. او جایزه بهترین فیلم این دوره کن را به "ماتئه گارونه" به خاطر فیلم واقعیت اهدا کرد. نشان هنر و ادب فرانسه از سوی وزیر فرهنگ و ارتباطات این کشور به لیلا حاتمی اعطا شده است. این نشان "به خاطر خلاقیت هنری یا ادبی و یا به خاطر مشارکت در شکوفایی هنر و ادب، در فرانسه و در جهان به هنرمندان اعطا می‌شود. ویلم دفو (هنرپیشه آمریکایی) و لیلا حاتمی که هردو عضو هیئت داوران فستیوال فیلم کن هستند.
هنر هفته دوم اسفند مروری بر دنیای هنر در هفته‌ چهارم تیر ماجرای آشنایی تام کروز و نازنین بنیادی «فروشنده» اصغر فرهادی به بخش مسابقه جشنواره کن راه یافت اسکار ۲۰۱۷: نامزدهای بهترین بازیگر زن

انتخاب سردبیر

تئاتر

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.

چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه "ایرانشهر" فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلام کرد.   به گزارش ایسنا، روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه ایرانشهر متشکل از بهروز غریب‌پور، آتیلا پسیانی، حسین مسافرآستانه، حسین پارسایی و مجید رجبی معمار فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلا
تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی بادها برای ما می وزند در تالار قشقایی ببینیم برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

مطالب تصادفی

موسیقی

تورهای موسیقی پرفروش سال ۲۰۱۱ تا امروز

در حالی‌ که در میانهٔ راه تابستان سال ۲۰۱۱ قرار داریم هنرمندان سرتاسر دنیا در رقابتی تنگاتنگ با یکدیگر سعی‌ در فروش هرچه بیشتر بلیط کنسرت‌های خود در شهرهای مختلف دارند.

رودخانه بی پایان در راه است

بیست سال از انتشار آخرین آلبوم گروه اسطوره‌ای پینک فلوید می‌گذرد. حال همسر دیوید گیلمور، خواننده و گیتاریست این گروه از طریق شبکه توییتر اعلام کرده که آلبومی جدید به نام "رودخانه بی‌پایان" در راه است. در بهار سال ۱۹۹۴ بود که گروه پرآوازه پینک فلوید چهاردهمین و آخرین آلبوم استودیویی خود را به انتشار رساند؛ آلبومی به نام ‌‌‌‌‌"ناقوس جدایی" (The Division Bell) که قطعات آن عمدتا توسط دیوید گیلمور (گیتاریست و خواننده) و ریچارد رایت (نوازنده کیبورد) ساخته شده بودند. راجر واترز که برخی‌ها او را مغز متفکر پینک فلوید می‌دانند، در تهیه این آلبوم نقشی نداشت. حال پالی سامسون، همسر دیوید گیلمور به‌طور غیرمرقبه در پیامی که در شبکه توییتر منتشر کرده، از انتشار آلبوم استودیویی جدید پینک فلوید سخن گفته که قرار است در ماه اکتبر سال جاری میلادی روانه بازار شود. این آلبوم "رودخانه بی‌پایان" نام خواهد داشت. مسئول روابط عمومی دفتر دیوید گیلمور روز یکشنبه (۶ ژوئیه) در تماسی که از سوی نشریه معتبر "رولینگ استون" صورت گرفته، صحت این خبر را تایید کرده است. به گفته‌ی پالی سامسون آلبوم جدید پینک فلوید از جمله دربرگیرنده‌ی دستاوردهایی است که اعضای گروه در همنوازی‌های خود برای تهیه آلبوم "ناقوس جدایی" ساخته بودند. از این رو قطعات آلبوم جدید به نوعی میراث ریچارد رایت، کیبوردنواز پینک‌فلوید نیز هستند. ریچارد رایت در سال ۲۰۰۸ بر اثر سرطان درگذشت. گروهی پرنفوذ پینک فلوید را می‌‌توان یکی از پرنفوذترین گروه‌های راک در جهان دانست. این گروه در سال ۱۹۶۵ پایه گذاری شد و در اواسط دهه هشتاد میلادی نیز با رفتن راجر واترز، دیگر از آن ترکیب جادویی برخوردار نبود. پینک فلوید بزرگ‌ترین موفقیت‌های خود را در دهه هفتاد میلادی جشن گرفت. آلبوم‌های "نیمه‌ی تاریک ماه" و "دیوار" که به ترتیب در سال‌های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ به انتشار رسیدند، از آثار فراموش‌نشدنی و تاثیرگذار در تاریخ موسیقی راک محسوب می‌شوند. تا کنون بیش از ۷۰ میلیون نسخه از این دو آلبوم در سراسر جهان به فروش رفته و از این رو از پرفروش‌ترین آلبوم‌های پاپ و راک در جهان به شمار می‌روند. آلبوم "ناقوس جدایی"، آخرین اثر استودیویی پینک فلوید نیز از لحاظ تجاری موفق بود و بیش از ۱۲ میلیون نسخه از آن نیز در سراسر جهان به فروش رسید. این آلبوم ۶۰ هفته در فهرست یکصد آلبوم پرفروش جهان قرار داشت. عکس قدیمی از اعضای اصلی پینک فلوید  
مدونا با 45 تریلی به ترکیه می آید! جورج مایکل؛ فراز و نشیب یک ستاره پشت ستاره ها/ لاله پورکریم کارن همایونفر و رضا یزدانی، آلبومی سینمایی منتشر میکنند قوالی تو را تا خدا می برد

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو

موسسه فرهنگی اکو به منظور تبادل تجربه‌های هنری میان هنرمندان معاصر با تاکید بر زمینه‌های هویت فرهنگی در آثار هنرمندان معاصر ده کشور عضو اکو، نخستین جشنواره بین‌المللی هنرهای تجسمی اکو را برگزار می‌کند.

اولین موزه زیر آب جهان

در این موزه خارق العاده زیر آبی از ماشین بیتل VW پوشیده شده از جلبک های دریایی گرفته تا مجسمه های مرجانی میتوانید دیدن کنید. بنیان گذار این موزه عکاس بریتانیایی به نام جیسون تیلور است که برای اولین بار در جهان این نوع موزه را تاسیس کرده است. وی کارهای خود را از مواد تشکیل دهنده ای ساخته است که مانع از رشد گیاهان دریایی نخواهد شد و آن ها را کف اقیانوس مناطق ذکر شده قرار داده است. "بی ثباتی"، عمق 5 متری، گرانادا "ماشین بیتل VW"، عمق 9 متری، مکزیک "تکامل خاموش "، عمق 8 متری، مکزیک "مرد مقدس"، عمق 4 متری، مکزیک "مرد آتش"عمق 9 متری، مکزیک "مجموعه "عمق 9 متری، مکزیک "مجموعه "عمق 9 متری، گرانادا
باغ جادوی گیزلا و یاسمین سینایی هنر در عصر دیجیتال را کجا بیابیم؟ رونمایی از کتاب زندگی ،عشق و گم‌گشتگی: نقاشی های علی اکبر صادقی پنجره ها؛ نمایش نقاشی سروش دبیری برگزاری سمپوزیوم مجسمه سازی برای زنان مفاخر ایران

ادبیات

سیمین بهبهانی؛ «ترکیب منحصر به فردی از شاعرانگی، دانایی، عطوفت و فروتنی»

بیست و هشت مرداد ماه سالمرگ سیمین بهبهانی، مهم‌ترین نام و چهره در میان زنان شاعر غزل‌سرای نیم قرن اخیر ایران است. شاعری که نه فقط برای شعرهای درخشان، و اوزان ترکیبی و دشواری که در دستان خبرۀ او استادانه نرم و لطیف می‌شدند ستایش شد، بلکه به دلیل زندگی اجتماعی نیز -دست‌کم در دو دهه پایانی عمر- به شهامت در بیان خواست های مدنی وسیاسی، و همراهی پیوسته‌اش با حرکت های مدافع حقوق زنان میهن اش نیز نامدار شد. این شاعر سرشناس ایران معاصر،سرانجام در سال ۱۳۹۳ در سن ۸۷ سالگی، با بیست عنوان کتاب از میان ما رفت.  مسعود احمدی، شاعر، نویسنده و منتقد ادبیات ساکن تهران در مصاحبه ای یادی و مروری کرده بر شعر سیمین بهبهانی و گوشه‌هایی از دستاوردهای ادبی‌ خانم شعر ایران سیمین بهبهانی.   تمامِ دلم دوست داردت ||| تمام تنم خواستار توست بیا و به چشمم قدم گذار ||| که این همه در انتظار توست چه خوب و چه خوبی، چه نازنین ||| تو خوب‌ترینی، تو بهترین چه بخت بلندی‌ست یار او ||| کسی که شبی در کنار توست نظر نه به سود و زیان کنم ||| هر آنچه بگویی همان کنم بگو که بمان یا بگو بمیر ||| اراده ی من اختیار توست   خب خیلی خوش آمدید آقای احمدی به «نمای دور نمای نردیک» این هفته که ویژه مروری بر شعر سیمین بهبهانی است. شاعر معاصرما که در ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ در تهران در گذشت. اجازه بدهید من اولین پرسشم را این طور مطرح کنم که: در عصر پسانیمایی، علت اهمیت شاعری چون سیمین بهبهانی که همچنان وفادار بود به عروض و اوزان و قوافی پیشانیمایی، چه هست به گمان شما؟ خدمت شما عرض شود که من معتقدم شعر خوب، دارای آن جوهره‌ای است که اگر شاعر آن شعر، بر ابزار کارش مسلط باشد، آن شعر [فارغ از قالب آن]، شعرخوب است. حالا این [شعر]، موزون باشد یا شعر آزاد باشد، شعر نو باشد یا شعر سپید باشد(به معنای شعر منثور من این را به کار بردم). در همین دوره هم ما غزلسرایان بزرگی داریم که خوشبختانه اگر از قوالبِ گذشته استفاده کرده اند، ولی اندیشه ها و مضامین نویی در آثارشان هست، از جمله خانم بهبهانی. چیزی را هم اجازه بدهید اضافه کنم. لزوما هر شعر منثوری، هر شعر بی وزنی، هر شعر نیمایی ای، لزوما از یک شعر کلاسیک خوب، بهتر نیست. و چه بسا بسیاری از این شعرها که به نام شعر سپید یا شعر منثور نوشته می شوند بسیارآثار نازل و پیش پا افتاده ای اند. بنابراین خانم بهبهانی را از این منظر نگاه نمی‌کنم. کما این که من استاد هوشنگ ابتهاج را. ایشان اول اگر خاطرتان باشد شعر نیمایی می گفتند، یک تجربیات اندکی هم در شعر سپید داشتند و شعر کاروان ایشان مشهور است: «دیرست،گالیا! به ره افتاد کاروان….» اما امروز یکی از اساتید غزلسرای این مرز و بوم هستند. در مورد خانم بهبهانی، من فکر می کنم که آن راهی را که باید می رفتند، رفتند و آثار درخشانی هم به جا گذاشتند. از خانم بهبهانی بیست مجموعه شعر به جای مانده که از سال ۱۳۳۰ تاکنون این مجموعه ها منتشر شده. به طور پیوسته‌ای هم ایشان در کار سرایش شعر بود. اما خانم بهبهانی را خیلی‌ها در نقد و نوشته ها، نیمای غزل [نامیدند،] یعنی جایگاهش را با نیما یوشیج [سنجیدند،] در شعر امروز به نسبت شعر گذشته، او را نیمای غزل خواندند. علت این چیست؟ چه چیزی خانم بهبهانی اضافه کردند به غزل فارسی، که او را شایسته ی چنین لقبی می کند؟ من از شما اجازه می خواهم که خیلی مختصر و کوتاه عرض کنم. خانم بهبهانی اولین مجموعه ی شعری شان «جای پا»ست به گمان من، که اشعار ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۵ را در بر می گیرد. در کتاب بعدیشان خانم بهبهانی، «چلچراغ» که شعرهای ۱۳۳۵ تا سال ۱۳۳۶ را در بر می‌گیرد، اگر اشتباه نکنم، در این کتاب مقدمه‌ای دارند، در این مقدمه اظهار ندامت می‌کنند از این که این کتاب‌ها را چاپ و منتشر کردند. و اشاراتی می کنند به خامی، به ناپختگی و نقائص این کتاب‌ها. ولی بعد هم یک جوری این مسئله را عنوان می‌کنند که من با همین شعرهای خام در دل ملتم جا باز کردم و خودشان را تسلی می‌دهند و دلداری می دهند. ولی من این ابراز ندامت را یک خصیصه یا ویژگی اخلاقی بسیار بارز یک هنرمند بزرگ می دانم. یعنی چه؟ رضایت ندارد از کارش. هنرمندی که راضی شد کارش تمام است. دیگر یک هنرمند مرده است. از همین جاست که خانم بهبهانی می رسند به غزل های درخشان کتاب «دشت ارژن». به نظرم چاپ اولش حدود سال ۶۱، ۶۲ بود. واقعا غزل‌های درخشانی دارد. شعر کاملا منطبق بر ضوابط وقواعد شعر کلاسیک است و نشان می‌دهد که خانم بهبهانی کاملا بر اوزان شعر کلاسیک، بر بدیع و قافیه و عروض، مسلط بوده‌اند. آقای احمدی، خانم بهبهانی علاوه بر اوزانی که پیشنهاد کرد یا اوزانی که دستکاری کرد -و دستکاری بسیار مبتکرانه و خلاقانه ای هم داشت- موجد جریانی شد به نام غزل نو که هنوز هم پیروان و طرفداران زیادی در زبان فارسی و در شعر ایران دارد. چقدر فکر می‌کنید که این ابتکارات خانم بهبهانی به زبان فارسی، به گستردن زبان فارسی و یا به گنجینه شعر امروز ما کمک می‌کند؟ اجازه بدهید من یک نکته ای را اول عرض کنم. می دانم، این را تشخیص می دهم که خانم بهبهانی آن قدر خوب مطالعه کرده بودند، وزن شعر فارسی [را] از قدیم الایام، شاید از اولین اشعاری که به زبان دری سروده شده، ایشان مطالعه کرده، و پیوسته، پیوسته مطالعه کرده و رفته جلو. منتهی آن چه که شما فرمودید، مسئله این جاست. ایشان بعضی از وزن هایی که شعرای بسیار قدیم، شعرای اولیه، طبع آزمایی کرده بودند و مقبول واقع نشده بود -منظورم مقبول طبع خوانندگان آن روز- ، و کنارش گذاشته بودند، ایشان با یک دست کاری ظریف و استادانه [آنها را] به وزن‌هایی تبدیل کرد که مطلوب مخاطب امروز شدند. این از نظر قالب. حضرت عالی هم که مستحضرید این قوالب عروضی که ما امروز شاعران کلاسیکمان دارند، از دوران شعر سامانیان قرن چهارم هجری، از شاعران اولیه که اسمشان در تذکره ی سیستان آمده، خب مثل فرض بفرمایید ابوحفص سغدی . این ها شعرهایشان نه از نظر فکری بلوغ داشته، نه از نظر فنی پخته بوده. اما در زمان سامانیان به بعد، یعنی قرن چهارم به بعد، شما شاعری مثل شهید بلخی را دارید که استاد رودکی ست و آن غزل مشهورش «مرا به جان تو سوگند و صعب سوگندی، که هرگز از تو نگردم، نه بشنوم پندی» و الی آخر. رودکی را دارید بعد ابو شکور را دارید: از دور به دیدار تو اندر نگرستم، مجروح شد آن چهره ی پر حسن و ملاحت... تدریجا فکرها به خاطر تجربه ی آثار فلاسفه یونان باستان و پیداشدن عرفان پیچیده تر، عالمانه تر، و دقیق تر شد و شعر غزلی که حافظ در صدرش نشسته، به وجود آمد. سرکار خانم بهبهانی را عرض کردم وقتی شما به کتاب دشت ارژن او نگاه می کنید، یا «خطی ز سرعت و از آتش»، می‌بینید که چنان مسلطند و چنان تصاویر زیبایی خلق کرده‌اند و چنان این شعرها دل نشین هستند که واقعا حیرت‌آور است. اما این اصطلاحی که استاد زبانشناس، دکتر علی محمد حق‌شناس بودند که این لقب را به سرکار خانم بهبهانی دادند که «نیمای شعر فارسی»، من یک خرده این را بی‌وجه می دانم. نیمای غزل فارسی... بله، نیمای غزل فارسی. من این را، جسارت نشود و امیدوارم بر من ببخشایند دوستداران ایشان، این اصلا عنوان درستی نیست. شاید هم بسیاری موافق باشند، هیچ اشکال ندارد. ولی واقعا از پی ایشان هست که غزلسرایان دیگری پیدا می شوند، مثلا حسین منزوی. چندتا غزل بسیار زیبا دارد: من و تو آن دو خطیم آری | موازیانِ به ناچاری... خاطر مبارکتان هست؟ ترکیب زیبای «موازیانِ به ناچاری» را ببینید... این‌ها یک نسلی است که پیوستاری آمده اند؛ خلق الساعه نبوده اند. از پیشینه ی ادبیات و زبان و شعر فارسی، نه تنها مطلع بودند بلکه بعضا بر آن اشراف داشتند. یک نکته ی دیگری که من می خواهم در مورد خانم بهبهانی به آن اشاره بکنیم در این گفتگو، بحث مضامینی هست که خانم بهبهانی به آن می پردازد. یعنی شاید جزو اولین کسانی بود که مضامینی را وارد غزل کرد که بسیار معاصر، روزمره و در زندگی مردم [بود]. ار این بابت بسیار شبیه [است] به آن چه که پس از نیما اتفاق می افتد در شعر فارسی به لحاظ مضمونی، یعنی نزدیک کردن شعر به جهان مردم، به زندگی، به زندگی روزمره ی مردمی که مخاطب این شعرند. این هم فکر می کنم یکی از امتیازات بزرگ شعر خانم بهبهانی بود. نظر شما چیست؟ همین طور است. همین طوری است که می فرمایید. از همان زمانی که ایشان شروع کردند به شعر گفتن، دغدغه‌های اجتماعی و مردمی داشتند. همان توی کتاب «جای پا»شان می‌بینیم شعرها کاملا اجتماعی است و بعضا وجهه سیاسی شان هم بسیار پر رنگ است. این ادامه پیدا می کند. آن خامی‌هایی که خودشان به آن اعتراف می کنند در مقدمه ی کتاب بعدی شان کتاب «چلچراغ»، از بین می رود. چه از بابت ذهنی چه از بابت زبان. بنابراین یک راهی را با تامل، درنگ [پیش می روند.] دچار خودستایی، خودپسندی، خودبزرگ بینی نشده اند. تلمذ کردند مثل هر هنرمند بزرگی. من فکر می کنم اگر الان هم زنده بودند و می پرسیدید، از کارشان ابراز رضایت نمی کردند. و این شرط رشد یک هنرمند است. بله در شعرهای آخرشان هم با ظرافت بیشتر یعنی از جنبه ی شعاری بعضی شعرهای «جای پا»، عبور می‌کنند، همین طور عبور می کنند مضامین پخته‌تر، با تصاویر زیباتر، از نظر زبان و وزن پاکیزه تر، دقیق‌تر و همین طور می‌آیند جلو. وقتی آن نوآوری‌ها را هم که می‌کنند عرض کردم به همان اوزانی که زیاد مقبول واقع نشد دستی می‌برند، که استادانه هم دست می‌برند، باز هم مضامین اجتماعی هست. سطری که خواندم از منروی، پایان آن این است، ببینید چه قدر زیبا گفته: چه سرنوشت غم انگیزی، که کرم کوچک ابریشم، تمام عمر قفس می بافت، ولی به فکر پریدن بود. خب این ها از پشتوانه فرهنگی برخوردارند. این ها پشت سرشان سیمین بهبهانی است. من فکر می‌کنم به سجایای هنرمند، به سجایای اخلاقی‌اش هم باید فکر کرد. یعنی هنرمندی مثل حافظ که تاج سر شعر جهان می‌تواند باشد -اگر حکم نکنیم می‌گوییم می تواند باشد، این آدم، البته می دانید، در تمام تذکره هایی که بعد از او نوشته شده، درباره ی حافظ گفته اند به تمام علوم عقلی و نقلی زمانه ی خودش واقف بود. می دانید که فلسفه می خواند. علیرغم این که از قرن پنجم هجری، از زمانی که امام محمد غزالی کتاب تهافت الفلاسفه را نوشت، خواندن و تامل فلسفی ممنوع بود و فلاسفه در ردیف زندیقان و کفار قرار گرفتند. ولی فلسفه می خواند این مرد. و غیره. علوم عقلی و نقلی. [دیوان] حافظی که جناب خرمشاهی درآورده اند، اشارات و کنایه های او را به کتاب قرآن و احادیت و غیره برشمرده اند و یکی اش هم می گوید که این آدم آزاده، مسلمان ولی آزاده و بسیار شجاعی بوده است. شوخی نیست در زمان امیر مبارزالدین تو بیایی بگویی در میخانه ببستند خدایا مپسند، که در خانه ی تزویر و ریا بگشایند. این شجاعت است. این یک فضیلت اخلاقی است. این جسارت، یکی از خصلت ها یا ویژگی های اخلاقی یک هنرمند بزرگ است که خانم بهبهانی این را به نهایت داشتند. ما می‌دانیم که در شعر پسانیمایی شاید نام دو زن، بلندترین نام ها شدند در میان زنان شاعر ما: یکی فروغ فرخزاد هست و یکی سیمین بهبهانی؛ که سیمین این بخت را داشت که عمر نسبتا بلندی داشته باشد و تولیدات بسیاری را ارائه بدهد به زبان فارسی. درباره‌ی فروغ کم گفته نشده اما درباره سیمین فکر می‌کنید که برای شاعران امروز، بری شاعران جوان‌تر، چه چیزی دارد و چه قدر ضرورت دارد که آثارش خوانده شود به وسیله ی شاعرانی که به شعر نیمایی علاقمندند حتی و نه الزاما به غزل؟ فکر می کنید چه دارد سیمین بهبهانی برای شاعران امروز؟ ببینید متاسفانه متاسفانه... واقعا اسف‌انگیز است که اکثر شاعران جوان امروز، نمی‌گویم همه، یک اکثریت غالبشان اصولا با شعر و ادب پیشینیان خودشان هیچگونه آشنایی ندارند. نه با شعر و ادب، بلکه با زبان فارسی هم آشنایی درستی ندارند. اما ما شاعرانی را نام می‌بریم و مدنظر می‌گیریم که این‌ها اهل مطالعه هستند، اهل تحقیق‌اند در آثار بزرگان هر نحله شعری. خانم بهبهانی با بیان مسائل اجتماعی در قالب غزل، با تصاویر بسیار زیبا و پرهیز از شعار، یک میراث گرانبها گذاشت، یک میراث گرانبها. که اولا تفهیم کرد که لزوما غزل یا قصیده یا شعر موزون، لزوما شعر کهنه ای نیست. برعکسش هم در موضع باز ثابت کرد که هر شعر بی وزنی، پسانیمایی یا پساساختارگرا یا هرچه و هرچه، لزوما بهتر از یک غزل نیست. شعر خوب می تواند غزل باشد، می تواند شعر سپید باشد، می تواند شعرنو یا نیمایی باشد. این را تفهیم کرد به جامعه. و جوان ها، اگر می خواهد کسی غزل بگوید و دوست دارد بگوید، استطاعتش را باید داشته باشد و حتما باید دفترهای خانم بهبهانی به خصوص دفترهای آخرینشان، به خصوص «خطی ز سرعت و از آتش» و «دشت ارژن» را باید بخواند، که دچار تکرار نشود. مضامین تازه را ببیند. صور خیال تازه را ببیند. زبان متناسب با مضمون را ببیند. و این میراث کمی نیست. با این که سنی از من گذشته، من هم هنوز گاهی اشعار ایشان را، گاهی سر می زنم، به گزیده ی اشعارشان. من یک چیز دیگر را هم اجازه بدهید آقای قاسمفر اضافه کنم... سه چهار بار توفیق زیارت زنده یاد استاد بهبهانی رو داشته ام. از این سه چهار دفعه، دوبارش چندساعته بوده. مهمان ایشان بودم، آقای اخوان بودند، استاد محمد حقوقی بودند، من شاعر نوپایی بودم که آقای حقوقی من را لطف کردند بردند آن جا. شما نمی دانید این زن چه قدر مهربان بود. چه قدر عَطوف بود. چه قدر خویشتن‌دار بود. بعضی اختلافات، متاسفانه متاسفانه بین شاعران ما، شاعران بزرگ ما، یک جوری در رفتارهایشان، اختلاف نظرهایشان، اختلاف سلیقه هایشان در رفتارهایشان نسبت به هم متجلی می شد و منِ جوان تر، بسیار حیرتزده می شدم. ولی خانم بهبهانی چنان مدیریت می کرد، چنان مهربانی از خودش نشان می داد که حیرت آور بود برای من. و چنان با من و امثال من که جوان تر بودیم، برخوردی مهربانانه، مادرانه و پر از عطوفت داشت که برای من حیرت انگیز است. این صفات، مهم‌اند. هنرمند بزرگ، علاوه بر دانش، علاوه بر سلطه بر ابزار کارش، یعنی زبانی که به آن می نویسد و ظرائف آن، باید سجایای اخلاقی بزرگ داشته باشد مثل جسارت، مثل سخاوت، مثل عطوفت، و به اضافه ی این ها احساسات و عواطف غنی و گسترده، که ایشان همه ی این ها را داشت.

ده کتاب داستانی برتر سال ۲۰۱۷

۱۰. جوآن سیلبر، بهبود سیلبر نویسنده تحسین شده، باز هم رمان جدیدی با ساختاری چیره‌دستانه خلق کرده‌است. او با ترفندهایی روایی داستان‌های شخصیت‌های متعددی را در نسل‌ها و قاره‌های گوناگون بازگو می‌کند. سال ۱۹۷۰ است، کی‌کی به استانبول می‌رود و با عثمان، فروشنده فرش، ازدواج می‌کند. پس از این‌که کی‌کی همراه با شوهرش به زادگاه او در دهکده‌‌ای دورافتاده می‌رود این پیوند گسسته می‌شود. آن‌جا زن وسوسه ‌می‌شود که با سه جوان آلمانی که در قاچاق عتیقه دست دارند، بگریزد. هشت سال بعد او با ۹ قالی نفیس به نیویورک بازمی‌گردد. یکی از این فرش‌ها درنهایت به رینا خواهرزاده‌اش می‌رسدکه مادری دست‌تنهاست که در هارلم زندگی می‌کند. یک‌روز رینا از کی‌کی می‌خواهد که از بچه‌اش نگهداری‌کند تا او به دیدار دوست‌پسرش در زندان برود. این مرد و گروهش درگیر نقشه نافرجام قاچاق سیگار شده‌اند. هنگامی که این روایت معاصر و جذاب به پایان می‌رسد ما با همه شخصیت‌ها به خوبی آشنا شده‌ایم. ۹. مین‌جین لی، پاچینکو رمان پاچینکو که در میان نامزدهای دورنهایی جایزه ملی کتاب آمریکا حضور داشت، داستان چهار نسل از خانواده‌ای کره‌ای را در بازه زمانی درازی دنبال‌ می‌کند. روایت از سال ۱۹۱۰، که ژاپنی‌ها با اشغال کره این سرزمین را به کشورشان الحاق‌کردند آغاز‌می‌شود و و بیش‌تر سال‌های قرن بیستم را دربر‌می‌گیرد. ماهیگیری سالخورده و همسرش پانسیونی شبانه‌روزی را در روستایی در نزدیکی بندر پوسان اداره می‌کنند. پسرشان، گرچه با ظاهر و جسمی معلول متولدشده‌‌ بالاخره ازدواج کرده‌است. سونجا دختر نوجوان این مرد از بازرگانی که به روستای آنان سفر کرده، باردار می‌شود. کشیشی مهربان با دختر ازدواج می‌کند و او را به اوزاکا می‌برد. پس از مرگ مرد روحانی، عزم راسخ سونجا سبب می شود که خانواده از سال‌های سخت جنگ جان‌به‌در برد. یکی از پسرانش موفق می شود به دانشگاه واسه‌دا در ژاپن راه‌ بیابد. جوان‌ترین پسر سالن‌های پاچینکو تاسیس می‌کند که درآن‌جا قماربازان با دستگاه‌هایی شبیه به پین‌بال قمار می‌کنند. اما اسرار و نیز خیانت‌های گذشته بر آینده این خانواده سایه افکنده‌است. ۸. مارگارت ویلکرسون سکستون، نوعی آزادی نخستین رمان سکستون اثری تاثیرگذار است که به فهرست طولانی نامزدهای جایزه ملی کتاب نیز راه پیدا کرد. او در این اثر به سرگذشت پیچیده و رو به قهقرای خانواده‌ای سیاه‌پوست در نیواورلئان از جنگ جهانی دوم تا پس از توفان کاترینا می‌پردازد. اولین، دختر دو رگه اروپایی- افریقایی دم بخت از طبقه فرادست به رنارد از خانواده‌ای فرودست دل می‌بندد. سال ۱۹۴۴ است و دوره اجرای قانون جداسازی نژادی. خانواده دختر مخالفت می‌کنند، اما رنارد دارد به جنگ می‌رود و رابطه آن‌ها محکم می‌شود. در دهه ۸۰ دخترشان جکی که شوهرش کارش را در داروسازی از دست داده و شروع به مصرف کوکایین کرده، با دشواری‌های بزرگ‌کردن پسرش دست‌و‌پنجه نرم می‌کند. در سال ۲۰۱۰ تی سی پسر جکی پس از گذراندن حبس به دلیل حمل مواد مخدر از زندان آزاد می‌شود. او بسیار مشتاق سروسامان دادن به زندگی خویش است، اما وسوسه‌ها محاصره‌اش کرده‌اند. به‌رغم همه مصایب در "نوعی آزادی" بارقه‌ای از امید به چشم می‌خورد. ۷. جرج ساندرز، ساندرزکه استاد نوشتن داستان های کوتاه به‌شمار می‌آید، امسال جایزه من‌بوکر را برای نخستین رمانش به دست آورد. داستان در سال ۱۸۶۲ آغاز می‌شود که ویلی پسر ۱۱ ساله لینکلن به خاطر حصبه درگذشته است. آتش جنگ داخلی زبانه می‌کشد بی‌آن‌که پایانی روشن بر آن متصور باشد و برآمار کشته‌شدگان وتلفات هر روز افزوده می‌شود. آبراهام لینکلن در میانه این نبرد خونبار درگورستان باردو بر سر مزار فرزندش سوگوار است. ساندرز از مفهوم "باردو" - برزخی میان جهان مردگان و زندگان -در بودیسم تبتی بهره می‌جوید تا ترکیبی از نظرات گوناگون خویش را درباره غم فقدان با تمرکز بر مرگ ویلی و سوگ لینکن بیان کند. نویسنده با فصاحت و ظرافت میان سوگ پدری فرزند از دست داده و رهبری سیاسی و نظامی پیوند و موازانه برقرار می‌کند، آن‌جا که لینکلن به نیروهای شمال فرمان می‌دهد:" دلیر باشید و بر موانع فائق آیید." ۶. لوئیس اردریش، منزل آتی خدای امروز اردریش که سه گانه اخیر او (خانه مدور، طاعون کبوتر، رز) برنده جوایزی شد، در این آثار با نثری تغزلی به مفهوم عدالت می‌پردازد. او در تغییری خیره‌کننده، در کتاب اخیرش داستانی ویرانشهری را روایت می‌کند. جهان داستان مملو است از کفشدوزک هایی به اندازه گربه و خزنده-پرنده ها و نوزادان مرده‌زاده شده. هراس در دنیای انسانی به هرج و مرج دامن می‌زند. حکومت زنان باردار را محصور می‌کند و زیر نظر می‌گیرد. سدر هاک سانگ‌میکر جوان، که چهارماهه بارداراست، پس از چندی با کمک مادرش، پدر نوزادی که در بطن خود دارد، و نیز پدرخوانده و مادر خوانده اش می‌گریزد. اردریش در این داستان تنگنایی می‌آفریند که عناصری همچون اعترافات ناشی از شکنجه و نظارت شدید حکومتی آن را پیچیده‌تر و خفقان‌آورترمی‌کند. گرچه کتاب به "سرگذشت ندیمه" شباهت می‌برد، اما آن‌چه در آن می یابیم کابوس خود اردریش است. او می‌نویسد: " اکنون این آینده است که از تعقیب ما دست نمی‌کشد." ۵. رکسانا گی، زنان حساس صدای موثر و نیرومند رکسانا گی در جایگاه رمان‌نویس و منتقد فرهنگی در نخستین مجموعه داستان کوتاهش شامل ۲۱ اثر شنیده می‌شود. او سیر و سلوکی شخصی را به تصویر می‌کشد که با گذر از آن می توان بر رنج و هراس غلبه کرد و به سرمنزل آرامش رسید. در داستان "من ترا دنبال خواهم کرد" به سرگذشت دوخواهر می‌پردازد که از کودکی قربانی سوءاستفاده‌هایی دهشتناک شده‌اند که آدمی تاب شنیدن آن را ندارد. اکنون گی از آنان می‌نویسد که چگونه در بزرگسالی از یکدیگر محافظت می‌کنند. "من یک چاقو هستم" سرگذشت زنی را بازمی‌گوید که آن‌چه از دست‌داده او را به‌شدت حساس کرده‌است. داستان های دیگر به ظرایف جذابیت جنسی و آسیب پذیری می پردازند. در "سیاه‌پوست سفید"، دانشجویی دورگه که از طریق استریپ‌تیز زندگی می‌‌گذراند، درمی‌یابد که کسی پیوسته او را تعقیب می‌کند. " زنان حساس" رکسانا گی از خاطر نمی‌روند. ۴. شرمن آلکسی، نیاز نیست بگویی دوستت دارم ماهی سالمون برای بومیان امریکا که آلکسی داستان آنان را روایت می‌کند و به زبان سالیش سخن می‌گویند خوراکی مادی و معنوی بوده‌است. در ۱۹۳۸، پنج سال پس از آن‌که سد گراندکولی در ایالت واشنگتن ساخته‌شد، این ماهی‌ها ناپدید شدند. مادر آلکسی که از شهر اسپوکن بود و پدرش که از کوردلین، و هر دو به زبان سالیش به روانی صحبت می‌کردند، اولین نسلی بودند که بدون ماهی سالمون سرکردند. "سوگ سالمون" در برگ برگ این خاطره-نوشته تلخ و طعن آمیز و تکان‌دهنده طنین می‌افکند. او در توصیف بزرگ‌شدن در منطقه حفاظت‌شده اسپوکن می نویسد: "جانوری که نماد قبیله ما بود فقر بود ". پدرش حتی آن هنگام که مست می‌کرد" مردی خجالتی و آرام بود". مادرش زنی با استعداد و پرمسئله بود (همچون خود او دوقطبی و در تسخیر ارواح). الکسی خاطره- روایت تاثیرگذارش را گرداگرد آخرین روزهای زندگی مادرش و نیز سوگواری خود بنا می‌کند و خاطره‌ها را با شعر درمی‌آمیزد و به‌هم پیوند می‌دهد. ۳. کریستینا گارسیا، این‌جا در برلین رمان جدید گارسیا ساختاری تمیز دارد و روایتش با آهنگی شتابان میان وقایع غم‌بار وموقعیت‌های غافلگیرکننده در نوسان است. "پرسه‌گرد"راوی کوبایی- امریکایی رمان است که در سال ۲۰۱۳ به جستجوی داستان‌هایی به برلین می‌رود. او داستان‌‌هایش را در مکان‌هایی غیرمنتظره می‌یابد: پارک‌ها، موزه‌ها، کافه‌های کنار خیابان، آکواریوم، و کناره رودخانه اسپری. از زبان پسر نگهبان باغ‌وحش از سرنوشت ۷۱۵ حیوان باغ‌وحش برلین در جنگ جهانی دوم آگاه می‌شود. به داستان فردی گوش می‌سپارد که محصول برنامه تولیدمثل نازی‌هاست. با یک برلینی صحبت می‌کند که تنها سفرش به خارج از آلمان به ایالات متحده بوده برای فراگیری "سبک سخنوری واعظان سیاه‌پوست در جنوب" تا از آن برای تبلیغات اهداف نازی‌ها سود جوید. او همچنین به یک کوبایی برمی‌خورد که در ‌ در یک زیردریایی آلمانی اسیر جنگی بوده‌است. در کتاب "اینجا در برلین"، شباهت‌هایی به دابلیو.جی. سبالد می‌بینیم، اما تصاویر زنده و شگفت‌انگیز برلین زمان جنگ از آن خود گارسیا است. ۲. جنیفر ایگان، ساحل منهتن ساحل منهتن، رمان شبه نوآر چند لایه‌ای است که در بروکلین دهه ۴۰ میلادی‌ می‌گذرد. ایگان از نزدیک ادی کریگان، ایرلندی سخت‌جان، و دخترش را دنبال می‌کند. ادی برای جان‌به‌در‌بردن از رکود بزرگ مسئول جابه‌جایی محموله‌های گروه‌ خلافکار دکستراستایلز می‌شود. پنج سال پس از ناپدیدشدن او، آنا دخترش اولین غواص زن در تعمیرگاه کشتی بروکلین نوی‌یارد شده. او که کارش تعمیر کشتی های جنگی است شرح موشکافانه‌ای از "تعصب عریان" مافوقش و نیز لذات غریب کار در زیر آب به دست‌ می‌دهد. ایگان به تدریج پایانی خیره‌کننده را طرح می‌ریزد و حمله به یک‌ کشتی جنگی امریکایی را در ساحل آفریقا با بحرانی شخصی که آینده آنا را تهدید می‌کند پیوند می‌زند. کتاب "ملاقات دار‌ودسته اراذل" ایگان دو جایزه پولیتزر و ان.بی.سی.سی( جایزه ملی حلقه ‌منتقدان کتاب امریکا) را از آن خود کرد، اما او در اثر تازه‌اش در "ساحل منتهن" فراتر می‌رود. ۱.جزمین وارد، بخوان، بی‌گور، بخوان جزمین وارد جایزه ملی کتاب را برای این رمان فراموش‌نشدنی به‌دست‌آورد. بخشی از روح رنجور این اثر، داستان جوجوی ۱۳ ساله در مرحله‌ای سرنوشت‌ساز از زندگی است. آگاهی فزاینده او از میرایی و بی‌عدالتی با عشقش به پدربزرگ و مادربزرگ و خواهر ۳ ساله‌اش ‌کایلا درآمیخته است. پدربزرگ خاطراتش را از سال‌هایی که در زندان مخوف پارچمن در می‌سی‌سی‌پی گذراند بازمی‌گوید و به جوجو می‌آموزد که چگونه با نیک‌نامی زندگی کند. لیونی مادر جوجو با دو فرزندش و دوستش میستی در مسیری عجیب گام می‌نهد تا به سراغ دوست‌پسر سفیدپوستش مایکل برود که قرار است بعد از سه سال از پارچمن آزاد شود. روح سرگردان پسری به نام ریچی که ۶۰ سال پیش در پارچمن مرده در گوشه و کنار پرسه می‌زند. وارد لایه‌هایی از تاریخ را با زبانی زیبا از دل زمین بیرون می‌کشد و داستان را با نوایی فرازمینی به پایان می‌برد.
من راه خانه ام را گم کرده ام عشق افلاطونی دست ها آلیس مونرو 82 ساله برنده جایزه نوبل ادبیات گردید کتابهای خود را چگونه انتخاب نماییم