1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

شیخه المیاسه بنت حمد بن خلیفه آل ثانی (سمت چپ در عکس بالا) در فهرست سالیانه "۱۰۰ قدرت" نشریه آرت ریویو به دلیل "قدرت خرید کلان موسسه متبوعش" در صدر ۱۰۰ چهره قدرتمند دنیای هنر قرار گرفته است. شیخه المیاسه نخستین بار در سال ۲۰۱۱ در مقام ۹۰ این فهرست دیده شد، و در سال ۲۰۱۲ به مقام یازدهم صعود کرده بود.

آی وی وی، هنرمند چینی، که در سال ۲۰۱۱، در صدر این فهرست قرار داشت، امسال در رتبه (نهم) قرار دارد- که بهترین رتبه هنرمندان در این فهرست به شمار می رود.

لری گاگوسیان، دلال هنری، (رتبه چهارم) و سر نیکولاس سروتا، مدیر موزه تیت (در رتبه ششم) از دیگر چهره های شناخته شده در میان ۱۰ رتبه اول اند.

سر نیکولاس سروتا روز چهارشنبه در کاخ باکینگهام به پاس خدماتش به هنر، از سوی پرنس چارلز نشان افتخار گرفت.

شیخه المیاسه خواهر شیخ تمیم بن حمد آل ثانی است که پس از کناره گیری پدرش از سلطنت در ماه ژوئن، اکنون امیر قطر است.

به نوشته نشریه آرت ریویو، اداره موزه های قطر سالانه حدود یک میلیارد دلار صرف گسترش گالری ها، برگزاری جشنواره های فیلم و حمایت از هنر همگانی کرده است.

این موسسه، همچنین، حامی مالی نمایشگاه دیمین هرست در موزه تیت مدرن بود که در سال گذشته، بیش از ۴۶۳هزار بازدید کننده را به خود جلب کرد.

سال گذشته هم بالاترین رتبه فهرست ۱۰۰ چهره قدرتمند هنری متعلق به یک زن بود - کارولین کریستف باکارگیف، برگزارکننده نمایشگاه تاثیرگذار "داکومنتا ۱۳" در کاسل آلمان.

دیوید زوینر، که صاحب گالری هایی در لندن و نیوریورک است، در رتبه دوم فهرست امسال قرار دارد، و شریک تجاری سابق او، ایوان ویرث، سومین چهره قدرتمند هنری در سال ۲۰۱۳ است.

رتبه سر نیکولاس سروتا پس از رتبه های هانس اولریخ ابریست و جولیا پیتون جونز، مدیران هنری گالری های سرپنتاین در لندن، است.

۱۰۰ قدرت هنری را یک هیئت داوری شامل ۱۳ داور بین المللی برمی گزیند- این فهرست "عکس منحصر به فردی از چشم انداز هنر معاصر" توصیف شده است.

به نوشته نشریه هنر معاصر آرت ریویو، ملاک انتخاب کسانی که به این فهرست راه می یابند، تاثیرگذاری جهانی شان بر فرایند تولید هنر و خدماتشان به دنیای هنر طی ۱۲ ماه گذشته است.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

گرانترین هنرپیشه‌های زن هالیوود در سال ۲۰۱۴

سندرا بولاک، هنرپیشه زن سرشناس هالیوود، با کسب درآمدی ۵۱ میلیون دلاری در مدت ۱۲ ماه گذشته مقام نخست جدول پولسازترین هنرپیشه‌های زن جهان را به خود اختصاص داد. به نوشته روزنامه گاردین، بولاک با دریافت دستمزد ۵۱ میلیون دلاری برای نقش‌آفرینی در فیلم موفق «جاذبه» با پشت سر گذاشتن دو «جنیفر» سودآور  - جنیفر لارنس و جنیفر انیستون - توانست نام خود را در صدر جدول گرانترین بازیگران زن جهان تثبیت کند. گفته می‌شود که بولاک پنجاه ساله با گنجاندن یک بند در قرارداد خود با آلفونسو کوارون، با این سازنده فیلم «جاذبه» شرط کرد که از محل فروش فیلم در گیشه نیز درصدی سود عایدش شود. فروش نجومی ۷۱۶ میلیون دلاری این اثر سینمایی موفق و درو کردن هفت جایزه اسکار بولاک را باری دیگر به بالای جدولی کشاند که یک بار دیگر در سال ۲۰۱۰ نیز مقام اولی آن را از آن خود کرده بود. در آن سال درآمد ۵۶ میلیون دلاری بولاک بابت فیلم‌های «نقطه کور» و «پیشنهاد» این هنرمند را به صدر جدول پولدارترین‌ها رسانده بود. در جایگاه بعدی جنیفر لارنس ۲۳ ساله ایستاده که دستمزد ۳۴ میلیون دلاری وی در سال جاری برای بازی در فیلم «بازی‌های هانگر» و «مردان ایکس: روزهای گذشته آینده» بود. لارنس همچنین نامزد دریافت سه جایزه اسکار شد و سال گذشته این جایزه به خاطر ایفای نقش در فیلم «دفترچه امیدبخش» به این هنرمند جوان رسید. جنیفر لارنس امروز به رغم سن کم به یکی از قدرتمندترین زنان هالیوود تبدیل شده و همچنان مسیر موفقیت را طی می‌کند. بانوی بعدی این فهرست جنیفر انیستون ۴۵ ساله است. انیستون که بعد از بولاک و لارنس در جایگاه سوم پولسازترین زنان بازیگر ایستاده با دریافت مبلغ ۳۱ میلیون دلار برای نقش‌آفرینی در فیلم‌های «ما میلرها هستیم» و «رئیس‌های وحشتناک» سومین زن پولساز جهان معرفی شده است. نفر چهارم گوئینت پالترو است که امسال ۱۹ میلیون دلار درآمد کسب کرده است. پالترو درآمد خود را مدیون بازی در فیلم گیشه پسند «مرد آهنین ۳» است که فروش آن حدود «یک میلیارد دلار» برآورد شده است. در همین حال آنجلینا جولی، که سال پیش مقام اول جدول را از آن خود کرد، امسال با چهار پله تنزل به جایگاه پنجمین هنرپیشه زن ثروتمند جهان رسید. جولی با درآمدی ۱۸ میلیون دلاری مقام پنجم فهرست زنان پولساز را کسب کرده است. اما چهار جایگاه بعدی فهرست به ترتیب به کامرون دیاز (با ۱۸ میلیون دلار درآمد)، اسکارلت جوهانسون (۱۷ میلیون دلار)، ایمی آدامز (۱۳ میلیون دلار) و ناتالی پورتمن (۱۳ میلیون دلار) اختصاص یافته است. کریستن استیوارت، گرانقیمت‌ ترین بازیگر زن هالیوود در دوسال پیش، امسال با ۱۲میلیون دلار دستمزد نفر دهم این فهرست است.

امروز 85 مین سالگرد تولد ستاره ی معروف سینما آدری هپبورن است

آدری هِپبورن Audrey Hepburn ‏متولد ۴ مه ۱۹۲۹ هنرپیشه مشهور بریتانیایی هلندی‌ تبار متولد بلژیک سینما و تئاتر بود. وی در تمام دوره ها الگویی برای زنان به حساب آمده است. نه تنها او یک بازیگر استثنایی بود، آدری همچنین یک مادر توام با عشق و با ملاحظه، ستاره معروف و در عین حال انسان دوست بود. در واقع، زمانی که مسن تر  و دارای فرزند شد اقدام به بازنشستگی از شغلش شد تا زمان بیشتری برای توجه به خانواده و کارش به عنوان سفیر داوطلب یونیسف بپردازد. باوجود اینکه حدود 20 سال پیش ۲۰ ژانویه ۱۹۹۳ در گذشته است، میراث وی دست نخورده باقی مانده است. او به عنوان یکی از معدود بازیگران موفق به کسب جایزه اسکار، امی، گرمی و جایزه تونی و یکی از بازیگران بزرگ "عصر طلایی" در هالیوود بوده است. موسسه فیلم آمریکا آدری را به عنوان سومین زن معروف ستاره در تمام دوران بعد از کاترین هپبورن و بت دیویس نامیده است. لباس و استیل وی همیشه خاص و الگویی برای مد و سبک در تمام دوره ها به حساب آمده است. کارهای خیریه ی وی همیشه مورد توجه بیشتر کشورهای جهان بوده است. با وجود داشتن کودکی سخت وی کمک های بیشماری برای کودکان بی سرپرست و محتاج جهان سوم کرده است. آدری دارای دو فرزند: شان فرر Sean Ferrer، از ازدواج با بازیگر و کارگردان مل فرر Mel Ferrer و لوکا دوتی Luca Dotti از ازدواج دومش با روانپزشک ایتالیایی آندریا دوتی Andrea Dotti بود. امروز شان و لوکا از طریق ارث مادر خود راه خیریه وی را ادامه می دهند.
مروری بر دنیای هنر در هفته‌ چهارم تیر موجی از اتهام‌های «تجاوز» و «آزار جنسی» علیه تهیه‌کننده مشهور هالیوود مروری بر هنر در هفته سوم دی ماه آلن دلون، آدرین برودی و داستین هافمن در فیلمی جدید درباره قتل عام ارامنه خواهند درخشید چند متر مکعب عشق

انتخاب سردبیر

تئاتر

نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

نمایش ”خانمچه و مهتابی” اثر ”اکبر رادی” و دراماتورژی و کارگردانی ”مسعود دلخواه” نمایشی که رادی نویسنده اش باشد، هادی مرزیان کارگردانی کند و گلاب آدینه، ایرج راد، فرزانه کابلی، سیما تیر انداز و سیروس همتی در آن نقش بازی کنند، غنیمتی است برای چشمانی که تشنه تماشای نمایش اند.

در تالار قشقایی ببینیم

« تبار شناسی دروغ و تنهایی » نمایشی به نویسندگی و کارگردانی سجاد افشاریان، هر روز در ساعتهای 19:30 و 21 به مدت زمان 60 دقیقه و قیمت بلیت 8 هزار تومان در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است. سیامک صفری ، بهاره رهنما ، ناهید مسلمی ، هوتن شکیبا ، شیدا خلیق ، حسین کشفی اصل ، محسن بابایی ربیعی ، مهتاب کرکوندی ، صبا گرگین پور ، حامد نجابت ، سجاد تابش ، امید سلیمی ، پوریا قاسمی ، نازنین واحد ، ملیکا قریشی ، محمد کریم زادگان مقدم ، بهرام قائمی و مهدخت مولایی بازیگران این نمایشی هستند. این نخستین باریست که سجاد افشاریان علاوه بر نویسندگی کارگردانی یک تئاتر را هم بر عهده دارد. او پیش از این در نمایش هایی مثل "به خاطر یک مشت روبل" نوشته ی نیل سایمون و کارگردانی محمد حسن معجونی و "صد سال پیش از تنهایی ما" نوشته ی سجاد افشاریان و کارگردانی حسن جودکی حضور داشته  است. اجرای این نمایش تا 26 خرداد ادامه دارد.
تماشای تئاتر در خانه برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

مطالب تصادفی

موسیقی

گروه دارکوب می کوبد

کنسرت گروه دارکوب 24 و 23 آبان ماه حتمی شد. این کنسرت که در تالار اریکه ایرانیان برگزار خواهد شد، شروع به پیش فروش بلیط های خود کرده است.

جرج مایکل درگذشت

جرج مایکل، خواننده بریتانیایی، هنرمند مشهوری که بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه آلبوم، طی زندگی حرفه‌ایش به فروش رسانده‌است، در سن ۵۳ سالگی در خانه‌اش در گذشت. مدیر برنامه‌های آقای مایکل در بیانیه‌ای گفته است «با اندوهی عمیق تائید می‌کنیم که فرزندی محبوب، برادر، و دوستمان جرج مایکل، در آرامش، در خانه‌اش و طی این روزهای کریسمس در گذشت». مدیر برنامه‌های جرج مایکل از طرف اعضای خانواده او خواستار احترام به حریم خصوصی آن‌ها طی روزهای پیش رو شده است: «شرح و توضیح بیشتری در این لحظه وجود ندارد». آقای مایکل ساکن گورینگ در «آکسفوردشر»، شهری در جنوب شرق انگلستان، بود. شبکه خبری بی‌بی‌سی به نقل از پلیس محلی می‌گوید آمبولانسی در ساعات پس از ظهر روز یک‌شنبه ۵ دی ماه به محل سکونت جرج مایکل فرستاده شده بود. التون جان می‌گوید از شنیدن خبر درگذشت جرج مایکل عمیقا شوکه شده‌است: «من یک دوست بسیار عزیز را از دست داده‌ام؛ بخشنده‌ترین، مهربان‌ترین و هنرمندی فوق‌العاده». پلیس در عین حال افزوده است که آن‌ها دلیل مرگ را نمی‌دانند، اما تاکید کرده، در حال حاضر هیچ دلیل مشکوک یا سوءظنی وجود ندارد. خبرگزاری فرانسه می‌گوید قرار بود فیلم مستندی از این خواننده بریتانیایی در سال میلادی ۲۰۱۷ پخش شود. او در عین حال از انتشار قریب‌الوقوع آلبومی همراه «ناتی بویز» در سال آینده نیز خبر داده بود. جرج مایکل خواننده مشهور موسیقی پاپ بود که شهرت او، سال‌ها پیش، از مرزهای بریتانیا گذشت. ترانه‌هایی مانند «لست کریسمس»، «فیث»، «کرلس ویسپر» یا «کلاب تروپیکانا»، از جمله ترانه‌هایی هستند که آوازه جهانی فراوانی دارند. طی سال ۲۰۱۶ شماری از مشهورترین نوازندگان و خوانندگان جهان درگذشتند؛ از جمله دیوید بووی، پرینس یا لئونارد کوهن.    
اِدِل موفق به کسب مدال افتخار از کاخ باکینگهام شد گرانترین آلبوم موسیقی جهان یک ایرانی در گروه آرکایو ویتنی هیوستون در گذشت رامین جوادی، آهنگساز سریالهای بازی تاج وتخت و وست ورلد

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نقاشی های واقعی

بعضی از نقاشی های آورده شده در این مطلب آنقدر واقعی به نظر می رسند که باورتان نمی شود که نقاشی اند و شخصی با استعداد خالق آن ها بوده است. در زیر از آثار شگفت انگیز از هنرمندان خوا

اولین موزه زیر آب جهان

در این موزه خارق العاده زیر آبی از ماشین بیتل VW پوشیده شده از جلبک های دریایی گرفته تا مجسمه های مرجانی میتوانید دیدن کنید. بنیان گذار این موزه عکاس بریتانیایی به نام جیسون تیلور است که برای اولین بار در جهان این نوع موزه را تاسیس کرده است. وی کارهای خود را از مواد تشکیل دهنده ای ساخته است که مانع از رشد گیاهان دریایی نخواهد شد و آن ها را کف اقیانوس مناطق ذکر شده قرار داده است. "بی ثباتی"، عمق 5 متری، گرانادا "ماشین بیتل VW"، عمق 9 متری، مکزیک "تکامل خاموش "، عمق 8 متری، مکزیک "مرد مقدس"، عمق 4 متری، مکزیک "مرد آتش"عمق 9 متری، مکزیک "مجموعه "عمق 9 متری، مکزیک "مجموعه "عمق 9 متری، گرانادا
رقص در زندگی و میراث پدر، داستان زندگی پدر و دختر هنر باله ایران عکس های زروان روح بخشان – عصر جمعه: مکعب سفید هنر در عصر دیجیتال را کجا بیابیم؟ گنجینه هنری ایران به دور دنیا می رود باغ جادوی گیزلا و یاسمین سینایی

ادبیات

کتابهای خود را چگونه انتخاب نماییم

  برای انتخاب کتاب، هر کس روش خودش را دارد: تکیه کردن به جوایز ادبی، خواندن پشت جلد، یا حتی باز کردن تصادفی کتاب و مطالعه سردستی چند پاراگراف یا یک صفحه از آن. شما چه می‌کنید؟ ادیتور انگلیسی فورد مدوکس فورد، نویسنده «سرباز خوب» و بنیان‌گذار مجله ادبی انگلیش ریویو در لندن، به یک ضابطه افراطی وفادار بود: «صفحه ۹۹ کتاب را باز کنید، و همه کیفیت‌اش بر شما آشکار خواهد شد.» این واقعیتی است که پیشاپیش اطمینان حاصل کردن از کیفیت کتابی که ممکن است روزها و حتی هفته‎ها وقت‌تان را بگیرد، کار ساده‌ای نیست. دانستن این که آیا خواندن فلان کتاب به دل‌تان خواهد نشست، یا سرخورده، نیمه‌کاره رهایش خواهید کرد، شاید، دلمشغولی مشترک همه‌ دوست‌داران مطالعه در سراسر جهان باشد. مطمئن‌ترین راه‌حل، احتمالا، خواندن دیگر آثار نویسنده‌ای است که نوشته‌ای از او را پیش از این با لذت مرور کرده‌اید. پس می‌توان با اطمینان خاطر بیشتر، دیگر نوشته‌های او را یک به یک به دست گرفت. اما با این شیوه، مشکل نویسنده‌های جدید یا آن‌ها که برای‌تان ناشناخته‌اند ـ و تعدادشان واقعا کم نیست ـ دست‌نخورده سر جایش می‌ماند. با خیل عظیم آن‌ها چه باید کرد؟آثار وی به دنبال داشته است. یک مطالعه انجام شده در نوامبر سال ۲۰۱۰ نیز نشان می‌دهد که به طور متوسط  ۴۰۰ هزار نسخه از کتاب برندگان جایزه گنکور در فرانسه به فروش می‌روند. شما چطور؟ آیا اجازه می‌دهید که اعضای محدود هیات‌های داوران این جوایز در انتخاب‌هاتان حرف آخر را بزنند؟ مشاوران مجازی در کنار صفحات ادبی روزنامه‌ها و نقدهای مجلات ادبی تخصصی‌تر با پیشنهادات و توصیه‌هاشان، اینترنت در روزگار ما، امکانات وسیع‌تری برای گردش دموکراتیک‌تر آرا فراهم کرده است. این چیزی است که توضیحات مینا، دختر ۳۰ ساله تهرانی، گوشزد می‌کند. مینا به زمانه می‌گوید: «نصف انتخاب‌هایم بر اساس معرفی کتاب‌ها/ فیلم‌هایی‌ است که در وبلاگ‌هایی که الان سال‌هاست می‌خوانم و دیگر می‌دانم سلیقه‌ مشابه داریم، می‌آید.» و صد البته در کنار بلاگ‌ها، او از شبکه‌های اجتماعی هم که دیگر دیری‌ است پای ثابت زندگی آنلاین بسیاری از مشتاقان فرهنگ‌اند یاد می‌کند: «گاهی هم تو همین فیس‌بوک اگر معرفی کتاب/ فیلم ببینم می‌روم دنبالش.»   به این ترتیب، این خوانندگان هستند که می‌توانند فارغ از توصیه‌های «رسمی»، تجربیات خود را با یکدیگر در میان بگذارند. در این رابطه مجازی، هر یک از آن‌ها چون عضوی از «شبکه‌»ای به حساب می‌آید که بنا بر سلایق و گرایش‌های مشترک فرهنگی، ادبی ـ که، فراموش نکنیم، محدودیت‌های خود را لزوما خواهد داشت ـ شکل گرفته، بالطبع با یک کلیک می‌تواند از مزایای این گردش اطلاعات بهره‌مند می‌شود. اینترنت از راه‌های دیگر هم مدعی کمک به انتخاب کتاب‌های شماست. باید دانست که به موازات خوانندگان، نویسندگان، ناشران و مراکز پخش کتاب نیز دست روی دست نگذاشته‌اند و دیگر برای تبلیغ کتاب‌هاشان تنها به پشت جلد کتاب‌ها و خلاصه‌ای که از داستان‌ها یا رمان بر آن درج می‌کنند، بسنده نمی‌کنند. به عنوان مثال، وب‎سایت کلاسیکزـ راه‌اندازی شده توسط انتشارات هاشت (Hachette) ـ با اتکا به پاسخ مراجعان به سایت و خوانندگان به پرسش‌هایی مشخص، به آن‌ها مجموعه‌ای از عناوین کتاب‌ها را برای خواندن پیشنهاد می‌کند. با این‌همه کم‌شمار نیستند کسانی که معتقدند این جست‌وجوهای خودکار به دشواری می‌توانند جایگزین توصیه‌های شخصی مثلا کتابفروشان به خوانندگان باشند.   روش انتخاب اتفاقی یک صفحه از میانه یک کتاب در نهایت از معدود روش‌ها، و شاید تنها روشی، است که اجازه دوری گزیدن از تمامی تاثیرات را برای مواجهه مستقیم با نوشته به خواننده می‌دهد. ولی آیا این بهترین روش خواهد بود؟   بد نیست به خاطر داشته باشیم که این رویکرد باعث و بانی بزرگ‌ترین فرصت از دست رفته برای انتشارات معظم گالیمار در فرانسه است. در سال ۱۹۲۲، آندره ژید که صفحات ۶۲ و ۶۴ «از طرف خانه سوان» را برای تصمیم‌گیری در مورد دست‌نوشته جوانی به نام مارسل پروست انتخاب کرده بود، به دنبال روبه‌رو شدن با توصیف بلند و مبهمی در نوشته، از انتشار کتاب منصرف شد. تصمیمی که بعدها از آن با عنوان بزرگ‌ترین اشتباه گالیمار یاد کرد

سیمین بهبهانی؛ «ترکیب منحصر به فردی از شاعرانگی، دانایی، عطوفت و فروتنی»

بیست و هشت مرداد ماه سالمرگ سیمین بهبهانی، مهم‌ترین نام و چهره در میان زنان شاعر غزل‌سرای نیم قرن اخیر ایران است. شاعری که نه فقط برای شعرهای درخشان، و اوزان ترکیبی و دشواری که در دستان خبرۀ او استادانه نرم و لطیف می‌شدند ستایش شد، بلکه به دلیل زندگی اجتماعی نیز -دست‌کم در دو دهه پایانی عمر- به شهامت در بیان خواست های مدنی وسیاسی، و همراهی پیوسته‌اش با حرکت های مدافع حقوق زنان میهن اش نیز نامدار شد. این شاعر سرشناس ایران معاصر،سرانجام در سال ۱۳۹۳ در سن ۸۷ سالگی، با بیست عنوان کتاب از میان ما رفت.  مسعود احمدی، شاعر، نویسنده و منتقد ادبیات ساکن تهران در مصاحبه ای یادی و مروری کرده بر شعر سیمین بهبهانی و گوشه‌هایی از دستاوردهای ادبی‌ خانم شعر ایران سیمین بهبهانی.   تمامِ دلم دوست داردت ||| تمام تنم خواستار توست بیا و به چشمم قدم گذار ||| که این همه در انتظار توست چه خوب و چه خوبی، چه نازنین ||| تو خوب‌ترینی، تو بهترین چه بخت بلندی‌ست یار او ||| کسی که شبی در کنار توست نظر نه به سود و زیان کنم ||| هر آنچه بگویی همان کنم بگو که بمان یا بگو بمیر ||| اراده ی من اختیار توست   خب خیلی خوش آمدید آقای احمدی به «نمای دور نمای نردیک» این هفته که ویژه مروری بر شعر سیمین بهبهانی است. شاعر معاصرما که در ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ در تهران در گذشت. اجازه بدهید من اولین پرسشم را این طور مطرح کنم که: در عصر پسانیمایی، علت اهمیت شاعری چون سیمین بهبهانی که همچنان وفادار بود به عروض و اوزان و قوافی پیشانیمایی، چه هست به گمان شما؟ خدمت شما عرض شود که من معتقدم شعر خوب، دارای آن جوهره‌ای است که اگر شاعر آن شعر، بر ابزار کارش مسلط باشد، آن شعر [فارغ از قالب آن]، شعرخوب است. حالا این [شعر]، موزون باشد یا شعر آزاد باشد، شعر نو باشد یا شعر سپید باشد(به معنای شعر منثور من این را به کار بردم). در همین دوره هم ما غزلسرایان بزرگی داریم که خوشبختانه اگر از قوالبِ گذشته استفاده کرده اند، ولی اندیشه ها و مضامین نویی در آثارشان هست، از جمله خانم بهبهانی. چیزی را هم اجازه بدهید اضافه کنم. لزوما هر شعر منثوری، هر شعر بی وزنی، هر شعر نیمایی ای، لزوما از یک شعر کلاسیک خوب، بهتر نیست. و چه بسا بسیاری از این شعرها که به نام شعر سپید یا شعر منثور نوشته می شوند بسیارآثار نازل و پیش پا افتاده ای اند. بنابراین خانم بهبهانی را از این منظر نگاه نمی‌کنم. کما این که من استاد هوشنگ ابتهاج را. ایشان اول اگر خاطرتان باشد شعر نیمایی می گفتند، یک تجربیات اندکی هم در شعر سپید داشتند و شعر کاروان ایشان مشهور است: «دیرست،گالیا! به ره افتاد کاروان….» اما امروز یکی از اساتید غزلسرای این مرز و بوم هستند. در مورد خانم بهبهانی، من فکر می کنم که آن راهی را که باید می رفتند، رفتند و آثار درخشانی هم به جا گذاشتند. از خانم بهبهانی بیست مجموعه شعر به جای مانده که از سال ۱۳۳۰ تاکنون این مجموعه ها منتشر شده. به طور پیوسته‌ای هم ایشان در کار سرایش شعر بود. اما خانم بهبهانی را خیلی‌ها در نقد و نوشته ها، نیمای غزل [نامیدند،] یعنی جایگاهش را با نیما یوشیج [سنجیدند،] در شعر امروز به نسبت شعر گذشته، او را نیمای غزل خواندند. علت این چیست؟ چه چیزی خانم بهبهانی اضافه کردند به غزل فارسی، که او را شایسته ی چنین لقبی می کند؟ من از شما اجازه می خواهم که خیلی مختصر و کوتاه عرض کنم. خانم بهبهانی اولین مجموعه ی شعری شان «جای پا»ست به گمان من، که اشعار ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۵ را در بر می گیرد. در کتاب بعدیشان خانم بهبهانی، «چلچراغ» که شعرهای ۱۳۳۵ تا سال ۱۳۳۶ را در بر می‌گیرد، اگر اشتباه نکنم، در این کتاب مقدمه‌ای دارند، در این مقدمه اظهار ندامت می‌کنند از این که این کتاب‌ها را چاپ و منتشر کردند. و اشاراتی می کنند به خامی، به ناپختگی و نقائص این کتاب‌ها. ولی بعد هم یک جوری این مسئله را عنوان می‌کنند که من با همین شعرهای خام در دل ملتم جا باز کردم و خودشان را تسلی می‌دهند و دلداری می دهند. ولی من این ابراز ندامت را یک خصیصه یا ویژگی اخلاقی بسیار بارز یک هنرمند بزرگ می دانم. یعنی چه؟ رضایت ندارد از کارش. هنرمندی که راضی شد کارش تمام است. دیگر یک هنرمند مرده است. از همین جاست که خانم بهبهانی می رسند به غزل های درخشان کتاب «دشت ارژن». به نظرم چاپ اولش حدود سال ۶۱، ۶۲ بود. واقعا غزل‌های درخشانی دارد. شعر کاملا منطبق بر ضوابط وقواعد شعر کلاسیک است و نشان می‌دهد که خانم بهبهانی کاملا بر اوزان شعر کلاسیک، بر بدیع و قافیه و عروض، مسلط بوده‌اند. آقای احمدی، خانم بهبهانی علاوه بر اوزانی که پیشنهاد کرد یا اوزانی که دستکاری کرد -و دستکاری بسیار مبتکرانه و خلاقانه ای هم داشت- موجد جریانی شد به نام غزل نو که هنوز هم پیروان و طرفداران زیادی در زبان فارسی و در شعر ایران دارد. چقدر فکر می‌کنید که این ابتکارات خانم بهبهانی به زبان فارسی، به گستردن زبان فارسی و یا به گنجینه شعر امروز ما کمک می‌کند؟ اجازه بدهید من یک نکته ای را اول عرض کنم. می دانم، این را تشخیص می دهم که خانم بهبهانی آن قدر خوب مطالعه کرده بودند، وزن شعر فارسی [را] از قدیم الایام، شاید از اولین اشعاری که به زبان دری سروده شده، ایشان مطالعه کرده، و پیوسته، پیوسته مطالعه کرده و رفته جلو. منتهی آن چه که شما فرمودید، مسئله این جاست. ایشان بعضی از وزن هایی که شعرای بسیار قدیم، شعرای اولیه، طبع آزمایی کرده بودند و مقبول واقع نشده بود -منظورم مقبول طبع خوانندگان آن روز- ، و کنارش گذاشته بودند، ایشان با یک دست کاری ظریف و استادانه [آنها را] به وزن‌هایی تبدیل کرد که مطلوب مخاطب امروز شدند. این از نظر قالب. حضرت عالی هم که مستحضرید این قوالب عروضی که ما امروز شاعران کلاسیکمان دارند، از دوران شعر سامانیان قرن چهارم هجری، از شاعران اولیه که اسمشان در تذکره ی سیستان آمده، خب مثل فرض بفرمایید ابوحفص سغدی . این ها شعرهایشان نه از نظر فکری بلوغ داشته، نه از نظر فنی پخته بوده. اما در زمان سامانیان به بعد، یعنی قرن چهارم به بعد، شما شاعری مثل شهید بلخی را دارید که استاد رودکی ست و آن غزل مشهورش «مرا به جان تو سوگند و صعب سوگندی، که هرگز از تو نگردم، نه بشنوم پندی» و الی آخر. رودکی را دارید بعد ابو شکور را دارید: از دور به دیدار تو اندر نگرستم، مجروح شد آن چهره ی پر حسن و ملاحت... تدریجا فکرها به خاطر تجربه ی آثار فلاسفه یونان باستان و پیداشدن عرفان پیچیده تر، عالمانه تر، و دقیق تر شد و شعر غزلی که حافظ در صدرش نشسته، به وجود آمد. سرکار خانم بهبهانی را عرض کردم وقتی شما به کتاب دشت ارژن او نگاه می کنید، یا «خطی ز سرعت و از آتش»، می‌بینید که چنان مسلطند و چنان تصاویر زیبایی خلق کرده‌اند و چنان این شعرها دل نشین هستند که واقعا حیرت‌آور است. اما این اصطلاحی که استاد زبانشناس، دکتر علی محمد حق‌شناس بودند که این لقب را به سرکار خانم بهبهانی دادند که «نیمای شعر فارسی»، من یک خرده این را بی‌وجه می دانم. نیمای غزل فارسی... بله، نیمای غزل فارسی. من این را، جسارت نشود و امیدوارم بر من ببخشایند دوستداران ایشان، این اصلا عنوان درستی نیست. شاید هم بسیاری موافق باشند، هیچ اشکال ندارد. ولی واقعا از پی ایشان هست که غزلسرایان دیگری پیدا می شوند، مثلا حسین منزوی. چندتا غزل بسیار زیبا دارد: من و تو آن دو خطیم آری | موازیانِ به ناچاری... خاطر مبارکتان هست؟ ترکیب زیبای «موازیانِ به ناچاری» را ببینید... این‌ها یک نسلی است که پیوستاری آمده اند؛ خلق الساعه نبوده اند. از پیشینه ی ادبیات و زبان و شعر فارسی، نه تنها مطلع بودند بلکه بعضا بر آن اشراف داشتند. یک نکته ی دیگری که من می خواهم در مورد خانم بهبهانی به آن اشاره بکنیم در این گفتگو، بحث مضامینی هست که خانم بهبهانی به آن می پردازد. یعنی شاید جزو اولین کسانی بود که مضامینی را وارد غزل کرد که بسیار معاصر، روزمره و در زندگی مردم [بود]. ار این بابت بسیار شبیه [است] به آن چه که پس از نیما اتفاق می افتد در شعر فارسی به لحاظ مضمونی، یعنی نزدیک کردن شعر به جهان مردم، به زندگی، به زندگی روزمره ی مردمی که مخاطب این شعرند. این هم فکر می کنم یکی از امتیازات بزرگ شعر خانم بهبهانی بود. نظر شما چیست؟ همین طور است. همین طوری است که می فرمایید. از همان زمانی که ایشان شروع کردند به شعر گفتن، دغدغه‌های اجتماعی و مردمی داشتند. همان توی کتاب «جای پا»شان می‌بینیم شعرها کاملا اجتماعی است و بعضا وجهه سیاسی شان هم بسیار پر رنگ است. این ادامه پیدا می کند. آن خامی‌هایی که خودشان به آن اعتراف می کنند در مقدمه ی کتاب بعدی شان کتاب «چلچراغ»، از بین می رود. چه از بابت ذهنی چه از بابت زبان. بنابراین یک راهی را با تامل، درنگ [پیش می روند.] دچار خودستایی، خودپسندی، خودبزرگ بینی نشده اند. تلمذ کردند مثل هر هنرمند بزرگی. من فکر می کنم اگر الان هم زنده بودند و می پرسیدید، از کارشان ابراز رضایت نمی کردند. و این شرط رشد یک هنرمند است. بله در شعرهای آخرشان هم با ظرافت بیشتر یعنی از جنبه ی شعاری بعضی شعرهای «جای پا»، عبور می‌کنند، همین طور عبور می کنند مضامین پخته‌تر، با تصاویر زیباتر، از نظر زبان و وزن پاکیزه تر، دقیق‌تر و همین طور می‌آیند جلو. وقتی آن نوآوری‌ها را هم که می‌کنند عرض کردم به همان اوزانی که زیاد مقبول واقع نشد دستی می‌برند، که استادانه هم دست می‌برند، باز هم مضامین اجتماعی هست. سطری که خواندم از منروی، پایان آن این است، ببینید چه قدر زیبا گفته: چه سرنوشت غم انگیزی، که کرم کوچک ابریشم، تمام عمر قفس می بافت، ولی به فکر پریدن بود. خب این ها از پشتوانه فرهنگی برخوردارند. این ها پشت سرشان سیمین بهبهانی است. من فکر می‌کنم به سجایای هنرمند، به سجایای اخلاقی‌اش هم باید فکر کرد. یعنی هنرمندی مثل حافظ که تاج سر شعر جهان می‌تواند باشد -اگر حکم نکنیم می‌گوییم می تواند باشد، این آدم، البته می دانید، در تمام تذکره هایی که بعد از او نوشته شده، درباره ی حافظ گفته اند به تمام علوم عقلی و نقلی زمانه ی خودش واقف بود. می دانید که فلسفه می خواند. علیرغم این که از قرن پنجم هجری، از زمانی که امام محمد غزالی کتاب تهافت الفلاسفه را نوشت، خواندن و تامل فلسفی ممنوع بود و فلاسفه در ردیف زندیقان و کفار قرار گرفتند. ولی فلسفه می خواند این مرد. و غیره. علوم عقلی و نقلی. [دیوان] حافظی که جناب خرمشاهی درآورده اند، اشارات و کنایه های او را به کتاب قرآن و احادیت و غیره برشمرده اند و یکی اش هم می گوید که این آدم آزاده، مسلمان ولی آزاده و بسیار شجاعی بوده است. شوخی نیست در زمان امیر مبارزالدین تو بیایی بگویی در میخانه ببستند خدایا مپسند، که در خانه ی تزویر و ریا بگشایند. این شجاعت است. این یک فضیلت اخلاقی است. این جسارت، یکی از خصلت ها یا ویژگی های اخلاقی یک هنرمند بزرگ است که خانم بهبهانی این را به نهایت داشتند. ما می‌دانیم که در شعر پسانیمایی شاید نام دو زن، بلندترین نام ها شدند در میان زنان شاعر ما: یکی فروغ فرخزاد هست و یکی سیمین بهبهانی؛ که سیمین این بخت را داشت که عمر نسبتا بلندی داشته باشد و تولیدات بسیاری را ارائه بدهد به زبان فارسی. درباره‌ی فروغ کم گفته نشده اما درباره سیمین فکر می‌کنید که برای شاعران امروز، بری شاعران جوان‌تر، چه چیزی دارد و چه قدر ضرورت دارد که آثارش خوانده شود به وسیله ی شاعرانی که به شعر نیمایی علاقمندند حتی و نه الزاما به غزل؟ فکر می کنید چه دارد سیمین بهبهانی برای شاعران امروز؟ ببینید متاسفانه متاسفانه... واقعا اسف‌انگیز است که اکثر شاعران جوان امروز، نمی‌گویم همه، یک اکثریت غالبشان اصولا با شعر و ادب پیشینیان خودشان هیچگونه آشنایی ندارند. نه با شعر و ادب، بلکه با زبان فارسی هم آشنایی درستی ندارند. اما ما شاعرانی را نام می‌بریم و مدنظر می‌گیریم که این‌ها اهل مطالعه هستند، اهل تحقیق‌اند در آثار بزرگان هر نحله شعری. خانم بهبهانی با بیان مسائل اجتماعی در قالب غزل، با تصاویر بسیار زیبا و پرهیز از شعار، یک میراث گرانبها گذاشت، یک میراث گرانبها. که اولا تفهیم کرد که لزوما غزل یا قصیده یا شعر موزون، لزوما شعر کهنه ای نیست. برعکسش هم در موضع باز ثابت کرد که هر شعر بی وزنی، پسانیمایی یا پساساختارگرا یا هرچه و هرچه، لزوما بهتر از یک غزل نیست. شعر خوب می تواند غزل باشد، می تواند شعر سپید باشد، می تواند شعرنو یا نیمایی باشد. این را تفهیم کرد به جامعه. و جوان ها، اگر می خواهد کسی غزل بگوید و دوست دارد بگوید، استطاعتش را باید داشته باشد و حتما باید دفترهای خانم بهبهانی به خصوص دفترهای آخرینشان، به خصوص «خطی ز سرعت و از آتش» و «دشت ارژن» را باید بخواند، که دچار تکرار نشود. مضامین تازه را ببیند. صور خیال تازه را ببیند. زبان متناسب با مضمون را ببیند. و این میراث کمی نیست. با این که سنی از من گذشته، من هم هنوز گاهی اشعار ایشان را، گاهی سر می زنم، به گزیده ی اشعارشان. من یک چیز دیگر را هم اجازه بدهید آقای قاسمفر اضافه کنم... سه چهار بار توفیق زیارت زنده یاد استاد بهبهانی رو داشته ام. از این سه چهار دفعه، دوبارش چندساعته بوده. مهمان ایشان بودم، آقای اخوان بودند، استاد محمد حقوقی بودند، من شاعر نوپایی بودم که آقای حقوقی من را لطف کردند بردند آن جا. شما نمی دانید این زن چه قدر مهربان بود. چه قدر عَطوف بود. چه قدر خویشتن‌دار بود. بعضی اختلافات، متاسفانه متاسفانه بین شاعران ما، شاعران بزرگ ما، یک جوری در رفتارهایشان، اختلاف نظرهایشان، اختلاف سلیقه هایشان در رفتارهایشان نسبت به هم متجلی می شد و منِ جوان تر، بسیار حیرتزده می شدم. ولی خانم بهبهانی چنان مدیریت می کرد، چنان مهربانی از خودش نشان می داد که حیرت آور بود برای من. و چنان با من و امثال من که جوان تر بودیم، برخوردی مهربانانه، مادرانه و پر از عطوفت داشت که برای من حیرت انگیز است. این صفات، مهم‌اند. هنرمند بزرگ، علاوه بر دانش، علاوه بر سلطه بر ابزار کارش، یعنی زبانی که به آن می نویسد و ظرائف آن، باید سجایای اخلاقی بزرگ داشته باشد مثل جسارت، مثل سخاوت، مثل عطوفت، و به اضافه ی این ها احساسات و عواطف غنی و گسترده، که ایشان همه ی این ها را داشت.
تنها یک بار زندگی می کنیم دست ها چرا من پیاده شم؟ روز بهترین دوست انسان رومن به روایت پولانسکی