1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

مراسم رونمایی از کتاب "زندگی ، عشق و گم‌گشتگی" مجموعه کامل آثار علی اکبر صادقی نقاش سرشناس، جمعه ۲۷ فروردین ماه با نمایش نسخه های ترمیم شده‌ی انیمیشن های این هنرمند، با حضور تعداد زیادی از هنرمندان در گالری شیرین تهران برگزار شد.

این مجموعه کتاب در سه جلد و به کوشش علی بختیاری منتشرشده است.

جلد اول با عنوان "زندگی"، مروری بر کارهای اولیه‌ی علی اکبر صادقی است و روند شکل گیری آثار هنری او در رشته های گرافیک، نقاشی روی شیشه یا ویترای ، انیمیشین و تصویر سازی را تا اواسط دهه‌ی پنجاه مورد بررسی قرار داده است.

کتاب عشق نیز مروری بر نقاشی های علی اکبر صادقی است که از میانه‌ی دهه‌ی پنجاه به بعد با مجموعه‌ی اسطوره و ریاضی آغاز شد.

کتاب گم‌گشتگی نیز شامل مجموعه اشعاری است که علی اکبر صادقی در سال های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ سروده است.

علاوه بر خود هنرمند فرشید مثقالی، جواد مجابی، علی بختیاری ، شهروز مهاجر ، عطاالله امیدوار و طاها بهبهانی از جمله هنرمندانی بودند که در این مراسم از علی اکبر صادقی سخن گفتند.

جواد مجابی، نویسنده و منتقد که مقدمه کتاب علی اکبر صادقی را هم نوشته است، در گفت و گویی با بی بی سی فارسی در باره علی اکبر صادقی و جایگاه او و آثارش در هنر معاصر ایران گفت:" علی اکبر صادقی یک نقاش نو کلاسیک روایت گراست یعنی در واقع کسی است که نقاشی کلاسیک ایران و جهان و مخصوصا مینیاتور ایران را خیلی خوب می داند و تجربه کرده است، اما آنچه او را متفاوت می کند دید نو نقاش است که طبیعتا با نگاه شوخ چشمانه‌ای که به هستی دارد همه چیز را در یک حالت لغزان و مردد نشان می دهد."

آقای مجابی در ادامه گفت: "صادقی وقتی به مجالس جنگ و بزم و باغ های ایرانی، افسانه ها و اسطوره نگاه می کند همه چیز را نا استوار معرفی می کند و این نگاه شوخ چشمانه به جهان است که به کارهای او تازگی می دهد."

آقای مجابی تاکید کرد که صادقی یکی از پرکارترین هنرمندان معاصر ایران است و کارهایش هم مورد تایید خواص است و هم عموم مردم به کارهایش توجه دارند و می توانند با آثار او ارتباط برقرار کنند.

به گفته‌ی آقای مجابی، او هنرمند نو اندیشی است که هیج گاه شیفته‌ی کار خود نمی شود و به جای تکرار هر وقت در کارهایش به اوج رسیده است خود را محدود نکرده و به کار تازه‌ای روی آورده است.

آقای مجابی در باره‌ی کتاب گم‌گشتگی که مجموعه اشعار علی اکبرصادقی است، گفت: "صادقی در یک دوره به خاطر افسردگی نقاشی نکرده و نشسته شعرهای خودش را نوشته. این شعرها به نظر من نوعی خواب گزاری است؛ بیان یک دنیای خواب گونه است و سرشار از فضاهای فرا واقعی است."

علی اکبر صادقی

علی اکبر صادقی، در سال ۱۳۱۶ در تهران به دنیا آمد. نقاشی را از‌‌ همان کودکی آغاز کرد و در دوران دبیرستان، نقاشی آبرنگ را نزد آواک هایراپتیان، با کپی از طبیعت آموخت.

علی اکبر صادقی در سال ۱۳۳۷ وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و در همان سال ها ، نقاشی روی شیشه با حال و هوای ایرانی را تجربه کرد.

او به مرور سبک‌ها و شیوه‌های مختلف نقاشی را تجربه کر ، اما در ‌‌نهایت می‌توان وی را نقاشی سوررئالیست دانست که به بیان و فرم شخصی خود دست یافته است.

نقاشی‌های سوررئالیستی علی اکبر صادقی به ویژه در آثار دوره‌ی اولش، هم از نظر مضمونی و تماتیک و هم از نظر به‌کارگیری عناصر تصویری و رنگ، جلوه‌ای ایرانی داشتند که درست به همین دلیل، بین او و دیگر نقاشان سوررئالیست فاصله‌ای محسوس ایجاد می‌کرد و به دنیای نقاش، رنگ و بویی شخصی و متمایز می‌داد.

در دوره‌ی دوم اما، صادقی به‌تدریج از این عناصر فاصله گرفت و به نقاشانی چون رنه ماگریت و دالی که از نقاشان مورد علاقه‌ی وی هستند، نزدیک‌تر شد و در مقابل کوشید که مرزهای نقاشی‌اش را از بوم به قاب‌هایی که این بوم‌ها را در خود گرفته بودند گسترش دهد.

با این همه به نظر می‌رسد که مخاطبان علی اکبر صادقی، هنوز کارهای دوره‌ی اول او را بیشتر دوست می‌دارند و نام او را با این کار‌ها و نقش‌ها به خاطر سپرده‌اند.

اگرچه نقاشی، اصلی‌ترین دغدغه علی اکبر صادقی به شمار می‌آید، اما او در زمینه‌های دیگر، از جمله ساخت انیمیشین، تصویرگری کتاب گرافیک و حتی شعر نیز فعال بوده است.

او در فاصله سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶، شش فیلم از جمله «گلباران»، «رخ»، «ملک خورشید» و «زال و سیمرغ» را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساخت. این فیلم‌ها که هم در داخل ایران و هم در جشنواره‌های جهانی مورد اقبال بسیار واقع شدند و جوایز متعددی را نصیب وی کردند، نمونه‌های موفقی از انیمیشن ایرانی به حساب می‌آید.

در اغلب آثار او فرهنگ عامیانه، اساطیر ایرانی، نقاشی قهوه‌خانه‌ای و سنت‌های تصویری ایرانی مثل پرده‌خوانی بازآفرینی شده اند.

در اکثر آثار علی اکبر صادقی چهره های مردانی با کلاهخود و سپر حضور دارند که در بسیاری از آنها چهره‌ی خود نقاش به چشم می خورد؛ گویی که او تاریخ ایران را با نوعی خود نگاری ترکیب کرده است.

علی اکبر صادقی کار‌هایش در بیش از صدها نمایشگاه انفرادی و گروهی در ایران و خارج از ایران به نمایش درآمده، و برای نقاشی‌ها، فیلم‌ها و تصویرگری‌های کتاب جوایز متعددی را کسب کرده است.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

سینما

۵۰ سالگی کیانو ریوز، ستاره "ماتریکس"

کیانو ریوز، ستاره محبوب و پرکار هالیوود تولد پنجاه سالگی‌اش را جشن می‌گیرد؛ اگرچه شادابی و جوانی خود را حفظ کرده است. "وکیل‌ مدافع شیطان" و سه‌گانه‌های "ماتریکس" از جمله فیلم‌های به‌ یادماندنی این بازیگر کانادایی هستند. کیانو ریوز در روز ۲ سپتامبر ۱۹۶۴ در بیروت، پایتخت لبنان به دنیا آمد. پدر و مادرش نام کیانو را برای فرزندشان برگزیدند که در زبان هاوایی به معنای "نسیم خنک" است. او را بیش از همه به عنوان ستاره‌ی فیلم‌های اکشن و علمی‌تخیلی می‌شناسند. کیانو ریوز نخستین تجربیات خود در زمینه بازیگری را با حضور در تئاتر به دست آورد و همچنین در شماری از محصولات سینمایی و تلویزیونی نقش ‌آفرینی کرد. "نقطه گسست" (محصول ۱۹۹۱) نخستین فیلمی بود که نام او را بر سر زبان‌ها انداخت. ریوز در این فیلم در کنار پاتریک سوایزی بازیگری کرده است. "نقطه گسست" یک اکشن جذاب و پرهیجان است که تماشگر را به دنبال خود می‌کشاند. فیلم "سرعت" که در سال ۱۹۹۴ به پرده‌ی سینماها راه یافت، کیانو ریوز را در سراسر جهان به شهرت رساند و او را به یکی از هنرپیشگان پردرآمد فیلم‌های اکشن در هالیوود بدل ساخت. "سرعت" نه تنها مورد توجه منتقدان قرار گرفت، بلکه از لحاظ گیشه نیز بسیار موفق بود. این فیلم که با بودجه ‌ای ۳۰ میلیون دلاری تهیه شده بود، در سراسر جهان ۳۵۰ میلیون دلار فروش داشت. در سال ۱۹۹۷ کیانو ریوز در کنار آل‌ پاچینو، ستاره‌ی پرسابقه هالیوود به روی صحنه رفت. آل‌پاچینو در این فیلم نقش شیطان را بازی می‌کند و کیانو ریوز نیز نقش وکیل ‌مدافعی موفق را که "شیطان" در تلاش فریفتن و جذب اوست. این فیلم اگرچه از لحاظ موفقیت تجاری با "سرعت" قابل قیاس نبود، اما با حدود ۱۵۳ میلیون دلار فروش خوبی داشت. در سال ۱۹۹۹ فیلم "ماتریکس" دوستداران آثار علمی

تا پایان دنیا چکار کنیم؟

  حتما شما هم اینروزها شنیده اید که قرار است دنیا تا چند هفته دیگر به پایان برسد. 21 دسامبر 2012 روزی است که بعضی از دوستان ما منتظر اتمام دنیا به شکلی که ما می شناسیم هستند. باور داسته باشید یا نه، به این دوستانتان برای عقاید خرافیشان (بنظر شما البته) بخندید یا در تنهایی خود احتمال وقوع این مسئله را بدهید یا نه آخر الزمان یا پایان دنیا یکی از ترسها و نگرانی نوع بشر از آغاز زندگی تا کنون بوده است. روایتها، داستانها و فیلمهای بسیاری بر این اساس ساخته شده اند که زندگی بازماندگان از حوادث مهلک و یا نوع پایان دنیا را برای ما روایت نموده اند. با افزایش نگرانی ها درباره پایان جهان بدلیلی بیماریها و آلودگی های زیست محیطی  در دو دهه اخیر سینماگران نیز بیکار نبوده اند و فیلمهای بسیاری در این زمینه تولید نموده اند. با هم نگاهی می اندازیم به بهترین فیلمهای آخر الزمانی بیست سال اخیر دنیای سینما. بسیاری از این فیلمها را شما نیز دیده اید. بما بگوئید کدام یک را دیده اید و کدام نظر شما را بیشتر بخود جلب نموده است. اصلا شاید برای اینکه ایده بهتری از آخر الزمان داشته باشیم بهتر است از اندک فرصت باقیمانده استفاده نموده و همه این فیلمها را ببینیم. پایان روزها آرنولد در نقش جریکو، افسر سابق پلیس که وظیفه محافظت از یک جوان کاریزماتیک را بعهده دارد ظاهر می گردد. جوان در حقیقت خود شیطان است که قرار است با آمیزش با یک زن فرزند شیطان متولد گردد تا دنیای را که میشناسیم تبدیل به جهنم نماید. صحنه های بیاد ماندنی فیلم و ریتم خوب فیلم باعث میشود تا مدتها بیاد بیننده بماند. تاثیر نهایی سیاره کوچکی در راه برخورد به زمین است و این برخورد به انهدام زمین منجر خواهد شد. تنها راه چاره انهدام سیاره مهاجم قبل از برخورد به زمین است. تاثیر نهایی کمی ترسناک و فیلمی بسیار قوی است و شما را در موقعیت تصمیم گیری در چنین وضعیتهایی قرار می دهد.   ادراک نیکلاس کیج در نقش یک پرفسور ستاره شناسی کپسولی را می یابد که چند دهه قبل در دبستان محل تحصیل تنها پسر خردسالش در یک گنجه پنهان شده است و شامل نقاشی های کودکان همان دبستان است. یکی از برگه ها در اصل تنها شامل شماره هایی است که در نگاه اول بسیار به یکدیگر بی ربط می نمایند اما در حقیقت هر شماره تاریخ یک رخداد فاجعه بار در گذشته و آینده است.  فیلم بسیار پر کشش و خوش ساخت است و پایان آن تا مدتها ذهن شما را بخود مشغول خواهد داشت.   روزی که زمین ایستاد کیانو ریوز ستاره سه گانه ماتریکس در این فیلم در نقش کلاتو یک موجود فرازمینی ظاهر میشود که به سیاره ما آمده است تا پیغام بسیار مهمی را به ما برساند: در صلح زندگی نمایید یا همه از بین خواهید رفت. نگاه فلسفی فیلم و جلوه های ویژه فیلم را به یکی از بهترینها در این فهرست تبدیل می نماید.   پس فردا دنیای ما در این فیلم نه با برخورد سیارگان از بین می رود نه با هجوم موجودات فرا زمینی، چیزی که باعث نابودی زندگی بروی سیاره زمین میشود گرم شدن هوا و آلودگی های زیست محیطی میباشد که بدست خود نوع بشر بوجود آمده است. نماهای زیبایی که از شهر نیویورک در زیر پتویی از برف و یخ گرفته شده به تنهایی ارزش دیدن فیلم را بسیار بیشتر می نماید.   جنگ دنیاها تام کروز در این فیلم سراسر هیجان سعی می کند دختر و پسر خود را از چنگ موجودات فرازمینی که بدنبال شکار تک تک انسانها می باشند نجات داده و به منطقه امن برساند. آنچه این فیلم را متمایز می نماید جلوه های گرافیکی بالای فیلم می باشد. اگر از دوستاران کارهای استیون اسپیلبرگ می باشید حتما این فیلم را از دست ندهید.   من یک افسانه هستم این فیلم شاید از جمله بهترین کارهای ویل اسمیت بازیگر سری فیلمهای مردان سیاه پوش است. در این فیلم او نقش یک دانشمند را بازی می کند که احتمالا آخرین انسان باقی مانده از یک ویروس بسیار کشنده در نیویورک است. بازی تحسین شده ویل اسمیت در کنار فضا سازی ماهرانه شهر نیویورک در بعد از وقوع فاجعه آخر الزمانی در حالیکه موجودات عجیب الخلقه تمام ساکنان شهر را تشکیل می دهند این فیلم را دراین لیست متمایز نموده است.   فرزندان انسان در دنیای فرسوده از جنگ، آلودگی و تروریزم اتمی انسانها توانایی باروری را از دست داده اند. آنگاه که یک فعال صلح  دختر جوان بارداری را پیدا می کند سعی می نماید او را به جای امنی انتقال دهد به امید آنکه کودکی که در راه است پاسخهایی برای دنیای آینده بشریت داشته باشد. فضا سازی بی مانند، خط داستانی متمایز و بازیهای بی نقص فیلمی بیاد ماندنی را بوجود آورده که از بازبینی آن خسته نخواهید شد.   28 روز بعد یک ویروس کشنده بسرعت پخش میشود و همه کسانی را که دچار این ویروس گشته اند را به جنون آدمکشی دچار نموده است. چند نفر در شهر لندن جنون زده باید برای بقای خود و فرار از دست مجنونان این شهر وبقیه مشکلات فرار نمایند. صحنه های پایانی فیلم از بهترین اندینگهای فیلمهای این فهرست است.   کتاب الیا شاید بهترین فیلم ساخته شده در این ژانر کتاب الیا باشد. داستان فیلم در دنیای پس از آخر الزمان و معدودی باقیمانده از آن است. دنزل واشنگتن در نقش الیا باید کتاب گرانبهایی را به دست افرادی در غرب آمریکا برساند تا راهی باشد برای آینده نوع بشر. داستان، صحنه پردازی زیبا و بازی بسیار خوب دنزل واشنگتن این فیلم را یکی از محبویترین فیلمهای چند  دهه اخیر ساخته است. مطمئن باشید این فیلم شما را نیز مدتها به فکر وادار خواهد نمود.   ترمیناتور 2 آرنولد در این فیلم در نقش قهرمانی ظاهر میشود که باید جان کانر جوان را از دست ماشینهای بد طینت که از آینده برگشته اند حفظ نماید. این فیلم یکی از بهترین فیلمهای اوایل دهه نود میلادی بود که ابعاد جدیدی از جلوهای ویژه را به دنیای هنر معرفی نمود.   2012 بر اساس پیشگویی های قوم مایا جهان در سال 2012 میلادی به پایان میرسد. دانشمندان چند سال زودتر از  2012  بر اساس تغییرات آب و هوایی این واقعه را تایید می نمایند و چند کشتی بزرگ با ظرفیت دهها هزار نفر را آماده می نمایند تا بتوانند جان تعدادی از ساکنان کره زمین را نجات دهند. واقعه غرق شدن حیات در 21 دسامبر اتفاق می افتد. بد نیست محض تغییر هم که شده این فیلم را در همان روز تماشا نمایید.   مالیخولیا این فیلم در حقیقت به رابطه و رفتار انسانها در مدتی قبل ازبرخورد سیارکی سرگردان به زمین است. داستان دو خواهر و شوهر و پسر یکی از خواهران و عروسی خواهر دیگر و رفتار عجیب و غریب او فیلمی دیدنی و دلهره آور از دنیا قبل از آخرالزمان است. در این فیلم خبری از جنگ، ویروس و کشت و کشتار نیست و وخط داستان شاید بشما این حس را القا نماید که یک فیلم خانوادگی خسته کننده را نگاه می نمایید اما بموقع خود آدرنالین خون شما را بسقف می چسباند. این فیلم شاید بهترین انتخاب فیلم برای این روزهای به اصطلاح پایان دنیایی باشد.
معرفی فیلم: باهاش کنار بیا مروری بر هنر در هفته سوم مرداد مروری بر هنر در هفته دوم آبان مهران مدیری به قلب یخی پیوست! مروری بر هنر در هفته چهارم شهریور

انتخاب سردبیر

تئاتر

تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

در حالی که نمایش «تانگوی تخم‌مرغ‌ داغ» از ۱۶ خردادماه متوقف شده و دادستانی تهران از تشکیل پرونده قضایی علیه این نمایش خبر داده بود٬ مرکز هنرهای نمایشی می‌گوید مشکل «تانگوی تخم‌مرغ داغ» حل شده و این نمایش دوباره به روی صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران٬ ایسنا٬ عباس غفاری مدیر روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی روز سه‌شنبه ۲۰ خردادماه اعلام کرد: «خوشبختانه پس از چند روز گفت‌و‌گو و تعامل میان اداره کل هنرهای نمایشی٬ قوه قضائیه و گروه اجرایی نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ»٬ مشکلاتی که برای اجرای این اثر به وجود آمده بود٬ حل شد و اجرای این نمایش از امشب ۲۰ خردادماه از سر گرفته می‌شود.» وی افزود: «در این چند روز مدیر اداره کل هنرهای نمایشی به همراه نماینده معاون هنری٬ آقای مرزبان کارگردان نمایش٬ آقای نصیریان بازیگر پیشکسوت نمایش و گروهی از بازیگران با نماینده قوه قضائیه صحبت کردند و با این گفت‌و‌گوها مشکلات حل شد و تعاملی ایجاد شد تا گروه بتواند به اجرای خود ادامه بدهد.» «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به کارگردانی هادی مرزبان و بازی بازیگرانی چون علی نصیریان٬ فردوس کاویانی٬ فرزانه کابلی٬ امین زندگانی٬ پریسا مقتدی٬ مهدی عبادتی و لیلا برخورداری ۱۶ خردادماه٬ پس از ۳۳ اجرا در تالار وحدت٬ از اجرا بازماند. این توقیف اعتراض وزیر ارشاد را به همراه داشت که تاکید می‌کرد این نمایش با مجوز به روی صحنه رفته است. دادستانی تهران ۱۹ خردادماه علت توقف اجرای این نمایش را «وجود برخی صحنه‌های نامناسب که به طور عمده توسط بازیگر زن اجرا می‌شود» و همچنین استفاده از «الفاظ رکیک و اظهارات خلاف موازین اسلامی و عفت عمومی» عنوان کرد پرونده قضایی برای این موضوع تشکیل شده است.  «تانگوی تخم‌مرغ داغ» که نوشته اکبر رادی است٬ فروریختن پدرسالاری و نمادهای آن در جامعه ایران را به تصویر می‌کشد. این نمایش جزو نخستین آثار تولیدی مرکز هنرهای نمایشی و شورای ارزشیابی و نظارت این اداره در دوره جدید مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد محسوب می‌شود.

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.
" بادها به نفع کودکان می وزند " بادها برای ما می وزند در تالار قشقایی ببینیم چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

مطالب تصادفی

موسیقی

بیست سال بدون معروفی

جواد معروفی، پیانیست و آهنگساز برجسته‌ی ایرانی را از نوآوران موسیقی سنتی می‌دانند. او پلی بود میان ملودی‌های موسیقی سنتی ایرانی و هارمونی غربی. شانزدهم آذرماه مصادف بود با بیستمین سالگرد درگذشت او. پیانو با نوایی پر طنین، نه تنها سنگین‌وزن و پر حجم است، که بهایش نیز گران. پیانو و ویولن از معدود سازهای غربی هستند که با وجود موسیقیدانان سنت‌گرای متعصب، توانستند ده‌ها سال پیش به موسیقی ایرانی راه یابند. ویولن را کمانچه‌نوازان تا مدت‌ها کمانچه فرنگی می‌نامیدند و به همان سبک و شیوه می‌نواختند. پیانو اما سال‌های دراز مهجور ماند و کسی را پروای نزدیکی به آن نبود. اما این وضع با گذشت زمان تغییر یافت و گوش مردم آرام آرام با نوای پیانو آشنا شد. کلنل علینقی وزیری و مدرسه موسیقی در آغاز این راه را گشودند. جواد معروفی، پسر موسی خان معروفی، که خود موسیقیدان و ردیف‌شناس برجسته‌ی آن زمان بود در سن یازده سالگی به مدرسه موسیقی وزیری راه یافت و در آن جا به تحصیل و یادگیری نواختن پیانو پرداخت. پیش از معروفی اما چند پیانو‌نواز مشهور دیگر چون مشیر همایون شهردار و مرتضی محجوبی بودند که شهرت‌شان در گروی همین نواختن پیانو به سبک ایرانی بود. معروفی در باره‌ی مشیر همایون شهردار گفته بود که او پیانو را ذوقی یاد گرفت و به مهارت‌هایی هم دست یافت. در همان زمانی که مشیر همایون شهردار شهرتی هم به دست آورده بود، هنوز بسیاری از مردم نه این ساز را دیده بودند و نه با صدای آن آشنایی داشتند. یکی از منتقدان موسیقی می‌گوید که سازمان امنیت آن زمان او را به خاطر نقدی که بر روی کارهای مشیر همایون شهردار نوشته بود به ساواک احضار کرد. مامور امنیتی که گویا به خاطر حفظ نسبت فامیلی از "شهردار" دفاع می‌کرده، به منتقد جوان می‌گوید: «خجالت نمی‌کشی! آن موقعی که تو دهانت هنوز بوی شیر می‌داد، این آقا سازش را روی کولش می‌گذاشت و این و جا و آن جا می‌زد!» معروفی از نگاه شاگردش درباره ی معروفی اما بهتر است سخنان پویان آزاده، یکی از شاگردانش را نقل کنیم که همچنان به شیوه‌ی او می‌نوازد و تحصیل‌کرده‌ی رشته آموزش موسیقی در آلمان است. او علت پرداختن بیشتر به شیوه معروفی را آشنایی‌اش با موسیقی کلاسیک غربی می‌داند و می‌گوید: «ورود من به نوازندگی پیانو با موسیقی کلاسیک بود و یکسری قطعات با بافت ساده‌تر کارهای آقای معروفی. دلیل‌ا‌ش بیشتر این بود که در کار آقای جواد معروفی عناصر موسیقی کلاسیک بیشتر بود و شیوه نواختن آن به نوازندگی و آهنگسازی موسیقی کلاسیک نزدیک‌تر. این شیوه می‌توانست در هنرجو کششی ایجاد کند و او را به سمت خود بکشاند. چون شباهتش بیشتر بود به موسیقی کلاسیک تا نوازندگی مرتضی محجوبی که خیلی اصیل‌تر است و ویژگی‌های موسیقی ایران در آن بیشتر.» معروفی و شوپن سال‌ها پیش یکی از صفحات هفتاد و هشت دور معروفی را که "خواب‌های طلایی" نام داشت، برای دو میهمان انگلیسی پخش کردم. آن دو بلافاصله گفتند که این از نواخته‌های شوپن است! و من اصرار ورزیدم که این کار ساخته‌ی اصیل آهنگساز ایرانی ما جواد معروفی است. درباره شباهت‌های کار معروفی با شوپن پویان آزاده توضیح می‌دهد: « جواد معروفی بیشتر از آهنگ‌سازهای دوران رمانتیک تأثیر گرفته، مثل شوپن. خودش هم خیلی دوست داشت و حتی قطعات کلاسیک را هم می‌زد. او به شاگردانش هم که می خواستند نواختن پیانو را شروع کنند، برای این که اول دستشان روان شود و بتوانند تکنیک‌های خوب نواختن پیانو را یاد بگیرند، توصیه می کرد، ابتدا بیایند با موسیقی کلاسیک کارشان را شروع کنند و بعد وارد جزییات و ظرایف موسیقی ایران شوند.» معروفی و شاگردانی که تربیت کرد بعضی از اساتید موسیقی ایرانی، سبک و شیوه‌شان با خودشان می‌آید و با از دست رفتنشان هم آن شیوه به فراموشی سپرده می‌شود. بعضی اما راهشان ادامه می‌یابد. علت را باید در پرورش شاگردان دانست. معروفی به آن دسته‌ای تعلق دارد که بیشترین شاگردان را با شیوه پیانونوازی خود آشنا کرد و پرورش داد. او خودش به نوآوران سنتی تعلق دارد، اما آیا شاگردانش نیز به نوآوری‌هایی دست یافته‌اند؟ پویان قضاوت را به گذشت زمان می‌سپارد: «زمانی باید بگذرد و بعداً می‌شود از آن جواب گرفت. البته بعضی از شاگردهاشان کارهایی کرده‌اند، ملودی‌هایی ساخته‌اند که توانسته در میان مردم هم جا بیافتد، مثل آقای روحانی که طبیعتاً توانسته خلاقیتی را جهت آهنگ‌سازی داشته باشد. ولی این که بشود این را الان قضاوت کرد که نوآوری ‌یا یک شیوه نو نوازندگی است، باید به نظر من موکول شود به گذشت زمان.»

نود سالگی شارل آزناوور، خواننده اسطوره‌ای فرانسه

شارل آزناوور٬ خواننده٬ آهنگساز٬ ترانه‌سرا و بازیگر فرانسوی ارمنی‌تبار٬ ۹۰ سالگی خود را جشن می‌گیرد. "لا بوهم"٬ "لا ماما"٬ و "شی" از معروف‌ترین ترانه‌های اوست که در ایران نیز در صف هنرمندان محبوب قرار داشت. محبوبیت ترانه‌های فرانسوی در ایران به سال‌های دیر و دور باز می‌گردد. شاید علتش رواج بیشتر فرهنگ کشور فرانسه در ایران٬ یا متن‌های دلنشین و پرمحتوای ترانه‌ها و احتمالا جذابیت خوانندگان بوده است. شانسون‌های فرانسوی و خوانندگانی چون ادیت پیاف٬ ژولیت گرکو٬ ژاک برل و شارل آزناوور همیشه جایگاهی ویژه در میان ایرانیان علاقه‌مند به موسیقی فرنگی داشتند. می‌گویند در کهنسالی تنها باید به استراحت پرداخت. شاهنور واریناگ آزناووریان٬ که بعدها به شارل آزناوور معروف شد٬ اما گویا استراحت‌پذیر نیست. در نود سالگی اگر ترانه‌ای با صدای او نمی‌شنویم به معنای کنج عزلت گزیدن او نیست. او از زمانی که به شهرت رسید سرزمین آباء و اجدادی‌اش ارمنستان را فراموش نکرد. گذشته از کمک‌های مالی‌ای که او در موقعیت‌های گوناگون برای پیشرفت و آبادانی ارمنستان کرده٬ امروز او سفیر دائمی ارمنستان در یونسکو است.
جشنواره موسیقی زنان؛ اواخر خرداد در تالار وحدت خواهران وحدت؛ مهسا و مرجان یک ایرانی در گروه آرکایو رودخانه بی پایان در راه است قوالی تو را تا خدا می برد

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه لباس و زیورآلات

اگر قصد خرید مانتو، تی شرت، زیورآلات طلا و نقره و چرمی را دارید به این نمایشگاه سر بزنید.

نمایشگاه مجسمه ها

اولین نمایشگاه گروهی انجمن مجسمه سازان ایران با نمایش بیش از 96 اثر هنری در خانه هنرمندان تهران در حال نمایش است. با هم نگاهی می اندازیم به برخی از آثار ارائه شده در این نمایشگاه. انتخاب متریال برای مجسمه سازان آزاد بوده و همچینین هنرمندان شرکت کننده در زمینه انتخاب موضوع نیز آزادی کامل داشتند. بدون عنوان اثر فریبا نظام دستجردی هاله مقدس اثر طاهر شیخ الحکمایی از مجسمه های به نمایش درآمده در خانه هنرمندان تهران اثری از سهیلا فلاح از مجموعه خواجه ها بدون عنوان از رسول کاظمی
نمایشگاه بین المللی صنایع و فناوری طلا، جواهر و نقره نمایشگاه کاریکاتور بنگاه شادمانی نمايشگاه هنرمندان معاصر پاكستان "Pakistan's Contemporary Arts " نمایشگاه نقاشان معاصر ایران با عنوان آفرینش نمایشگاه عکس رضا میلانی

ادبیات

وانهاده

"وانهاده"، داستانی است از سیمون دوبوار که روایت کننده بخشی از زندگی یک زن است. مضمون این داستان تنهایی، شکست، خیانت و وانهاده شدن زنی است که تا آخر داستان میل به یافتن حقیقت را حفظ می کند.

فردا

" از فردا، از فردا روز دیگری دارم "، هر شب وقت خواب این كلمات را مثل دعایی بر زبان می آورد و به رختخواب گرم و نرمش می خزید و به رویاهایش سفر می كرد .
شوهر من نامه های عاشقانه فروغ مترجم هری پاتر: رمز زندگی را كشف كنيم هفتاد سال با شازده کوچولو شازده کوچولو