1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

نمایشگاه مکعب سفید، کاری از زروان روح بخشان است که در زیر، با قلم خویش به توضیح مجموعه عکس ها و حضور در نمایشگاه می پردازد.

" در 1976، برایان اُدوهرتی، هنرمند و منتقد ایرلندی، اصطلاح «مکعب سفید» را به فضای نمایشگاهی آثار هنرهای تجسمی اطلاق کرد. این همان نگارخانه یا گالری هنر امروزی است. مکعب سفید با دیوارهای سفید و ساده و خطوط اندکش، با فضای ساده و مینیمالش قرار است آثار هنری را در فضایی خنثی و بی غرض و کم و بیش "بی زمینه " نمایش دهد.

اما این جا مکعب سفید هم زمینه زداست، هم انگار مأمنی که در آن آدم ها مستحیل می شوند. فضایی ست که پناهمان می دهد و دست کم برای چند ساعتی ما را از زندگی پرفشار روزها و شب های این شهر می رهاند. این ماییم که عصرهای منحوس و نکبت بار جمعه را در افتتاحیه ها می گذرانیم. این ماییم که جمعه ها برای دیدن و بودن در جریان و صحنه هنر در این نهاد فرح بخش، یعنی نگارخانه، حضور به هم می رسانیم و با دوستان و عزیزانمان دیدار تازه می کنیم، گپ می زنیم، می خندیم، قرار و مدار می گذاریم. و در همین دور هم بودن ها است که لحظات افسرده حالی و احساس واماندگی عصرهای جمعه را به خوبی و خوشی پشت سر می گذاریم. از یک گالری به گالری دیگر می رویم و کم و بیش در همه شان به همان دوستان و آشنایان برمی خوریم. پس گالری هم فضایی ست برای نجات امثال من از رخوت و دلمردگی عصر جمعه، و هم محلی برای شکوفایی هنرمندان و مخاطبانی که از قضا خود هنرمندند. ما با حضورمان در این نهاد هنر وظیفه ی فرهنگی و روشنفکرانه مان را نیز انجام می دهیم و خوشنود به مهمانی هامان می رویم. در پناه آن مکعب سفید، فارغ از شهر و جهان، لبخند بر لب و مغرور در اندیشه ی تحولات بعدی پیش می رویم.

این مجموعه - عکس هایی «اُوِر اِکسپوز شده»، با حساسیت 3200 و کنتراست بالا، با ترکیب بندی های غلط و پر از اشتباه - دست بالا گزارشی است بی سر و ته، اما نه چندان تحریف شده از وضعیتی که خود من و همین مجموعه بیش و پیش از هر کس دیگر گرفتار آنیم. و در واقع انگار غُر و لندی بیهوده بیش نیست. "

زروان روح بخشان

 

این نمایشگاه که دیروز عصر شاهد مراسم افتتاحیه خود بود، تا 21 آذر ماه از ساعت 3 تا 7 بعد از ظهر ادامه خواهد داشت.

روزهای 14 و 15 و 17 آذر گالری تعطیل است.

آدرس :
گالری سین - شهرک غرب، خیابان هرمزان، خیابان پیروزان جنوبی، کوچه ی دوازدهم، پلاک16

دیدگاه‌ها  

+1 # shiva 1390-09-12 15:15
che matne zibaie bud. vaghean tu in hafte ke hame ja tagh o laghe delam khast beram inja
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # mohammad ghanavati 1390-09-12 15:19
ممنون از بیان و مطرح کردن چنین نمایشگاه هایی.
موفق باشید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sina 1390-09-12 15:24
thanks for sharing it
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # زروان روح بخشان 1390-09-12 16:50
بسیار سپاسگزارم. لطف بفرمایید عنوان مجموعه را اصلاح نمایید: "عصر جمعه: مکعب سفید"
ارادتمند
زروان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # نیوشا 1390-09-15 20:29
وای چقدر عالی فکر نمی کردم اینجور جا ها رو هم بتونم توی این سایت پیدا کنم. حتما میرم...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # shima 1390-09-19 09:48
besyar jalebe mamnun az inke etelaresunikardid
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

مروری بر هنر در هفته چهارم شهریور

در چهارمین هفته شهریور ماه اخبار هنری هفته قبل را مرور می کنیم. علاقمندان موسیقی خبرهای خوبی از برگزاری کنسرت و انتشار آلبوم در بخش مرور این هفته خواهند خواند.

بهترین فیلمهای سال گذشته، از آبی گرمترین رنگ است تا گذشته

بهترین فیلمهای سال گذشته، از آبی گرمترین رنگ است تا گذشته زيبايی شگفت انگيز(پائولو سورنتينو) فيلمی ساده اما در نهان به غايت پيچيده درباره دغدغه های روشنفکر/ نويسنده ای که در برهه ای از زمان متوقف شده و خلاقيت اش در جدال با جست و جوی روزمرگی زندگی و لذت های آن است؛ فيلمی به غايت شبيه تر به "هشت و نيم" فلينی (تا ديگر فيلم او،" زندگی شيرين"، که يافتن شباهت های اين دو منتقدان را ذوق زده کرد) و ادای دين آشکاری به شاهکار جاودانی فلينی که حالا اينجا فيلمساز مستاصل جايش را به يک نويسنده داده و سورنتينو در نماهايی به غايت زيبا، به تلفيق ديدنی ای از نمايش درون و احوال بيرونی يک روشنفکر می رسد. قهرمان سورنتينو، در واقع قهرمان نيست؛ ناظر(هنرمند)ی است با مشکلات خاص خود که از جايگاه خدايگونه خود پائين می آيد و در مهمانی هايی که نماد و نشانه بشر امروز است، تماشاگر را به يک ضيافت تصويری دعوت می کند تا در مفهوم انديشه و خلق و ارزش آن بازنگری کند ايدا(پاول پاوليکوفسکی) خودشناسی يک راهبه با دغدغه های روزمره از لذت جنسی تا مفهوم ارتباط در سايه جنگی که همه چيز را تحت تاثير خود قرار داده و مفاهيم انسانی را تهی کرده است. تصاوير سياه و سفيد پاوليکوفسکی و چهره به شدت سرد بازيگر او، فضای تيره، خالی و غريبی را خلق می کند که در عين فاصله گذاری با شخصيت اصلی، در يک تناقض عجيب، به شدت ما را با او درگير می کند(درگيری ای البته متفاوت از نوع همذات پنداری معمول) پاوليکوفسکی اما در عين حال با خالی گذاشتن فضای بالای سر شخصيت اش در غالب نماها (که ترکيب تازه و به شدت غيرمعمولی را مقابل ما قرار می دهد) بر رمز و راز اثر می افزايد و مهر تقديری ناگفته را بر شخصيت هايش باقی می گذارد. نبراسکا( الکساندر پين) يک فيلم سياه و سفيد شگفت انگيز ديگر؛ اين بار چالشی درگيرکننده در رابطه يک پدر و پسر( با دو بازی درخشان) به زبانی ساده و همگانی با جزئياتی دقيق درباره شخصيت هايی به شدت باورپذير- و دوست داشتنی- که تماشاگر را به رغم ضدقصه بودن- و در واقع خالی بودن فيلم از هر نوع اتفاق يا اوج هيجانی چشمگير- به شدت با فيلم درگير می کند و می تواند به دنيای درونی ساده پيرمردی نفوذ کند که چون همه ما در دوران پيری به دوران کودکی اش بازگشته و صاف و ساده، برنده شدن در لاتاری را باور کرده تا به آرزوهايش برای ديگران- و نه خود- جامه عمل بپوشاند. و طنزی به يادماندنی که قالب سرد محيط و فضا را بسيار گرم و دوست داشتنی جلوه می دهد و پرده عريض با ميزانسن های باز و فضاهای خالی، به جزء غيرقابل تفکيکی از فيلمی بدل می شود که درباره فرهنگ آمريکا حرف می زند. گذشته(اصغر فرهادی) فرهادی با جدايی نادر ازسيمين، انتطارات را بسيار بالا برد، شايد برای همين است که گذشته کمتر قدر ديد: قسمت سوم سه گانه فرهادی که مفهوم حقيقت و جنبه های گوناگون آن را می کاود؛ به طرزی حساب شده- و شايد بيش از حد حساب شده؛ مهمترين مشکل فيلم که گاه آن را تصنعی می کند- و به شيوه ای به شدت قصه گو- مديون سينمای کلاسيک آمريکا- بر عنصر تعليق متمرکز می شود تا قصه آدم هايی را بگويد که در نهايت- به مانند فيلم قبلی- در جبر غريبی گرفتار آمده اند که در آن هيچ کدام مقصر نيستند. تجربه فيلمسازی فرهادی در فرانسه- در محيطی متفاوت و زبانی بيگانه- خوشبختانه دغدغه ها و دنيای او را دگرگون نکرده و همان مايه های آشنای فرهادی و شکل فيلمسازی اش را شاهديم؛ با تاکيد بر رازگشايی قطره قطره و نماهايی که جايی در جلوی تصوير به وسيله يک ستون يا در يا شخص ديگری غير از شخصيت اصلی، بريده می شوند و فضا را تنگ تر می کنند. جاسمین غمگین( وودی آلن) وودی آلن تلخ تر از هميشه و سرراست تر از فيلم های قبلی. دغدغه های آلن را از پس چند دهه فيلمسازی به روشنی می توان در جاسمین غمگین حس کرد و با آن پيش رفت، اما استاد پير، در اين فيلم آخر از سرخوشی اش در سه گانه ستايش از شهرهای اروپا- بارسلون در "ويکی کريستينا بارسلون"، پاريس در "نيمه شب در پاريس" و رم در"تقديم با عشق به رم" - فاصله می گيرد و قصه تلخ زن تنهايی را می گويد که همه هم و غم او در جست و جوی مرد پولدار، با تلخی حقيقی اطراف اش به کام اش زهر می شود. اگر آلن دو سه دهه قبل در عين ديدگاه تلخ و بدبينانه اش، گاه زوج ها را به هم می رساند، اين بار اما پايان فيلم موقعيتی تلخ تر از هميشه را تصوير می کند و شخصيت بی پناه آلن را تنها رها می کند. درون لووين ديويس( برادران کوئن) برادران کوئن بدون تلاش برای خودنمايی؛ با فضايی ساده و صميمی که می تواند همان طور که از عنوانش برمی آيد ما را به درون شخصيت اصلی اش ببرد و يک دور کامل تسلسل و درماندگی را در يک فضای به شدت آمريکايی با ما قسمت کند. فيلم درباره نوميدی است و اين که چطور هم چيز دست به دست هم می تواند زندگی يک شخصيت را از نقطه ای به نقطه ای ديگر هدايت کند. تصوير دقيق کوئن ها از رفتار اين شخصيت و قدرت تصويری فيلم و دور بودن آن از هر نوع ادای روشنفکرانه- مهمترين مشکل غالب فيلم های کوئن ها- درون لووين ديويس را به بهترين فيلم آنها بدل می کند. ايلو، ايلو( آنتونی چن) اولين فيلم يک فيلمساز جوان درباره يک پسربچه تخس که به رابطه عاطفی عميقی با پرستار تازه خود می رسد؛ فيلمی به غايت ساده و در ظاهر سهل الوصول با دوربين غالباً ثابت و ناظر که اما در پی اين روايت رئاليستی و بی تکلف، به صميمتی با تماشاگر می رسد که می تواند اشک از چشمان او سرريز کند. بازی های درخور تمام بازيگران و قدرت خلق موقعيت های عادی زندگی در جلوی دوربين، ايلو، ايلو را به فيلم جذابی درباره مفاهيم اوليه انسانی از عاطفه و عشق تا روابط انسانی بدل می کند؛ بی آن که ادعای زيادی داشته باشد. ونوس با شال خز(رومن پولانسکی) ترکيب غريب و شگفت انگيزی از تئاتر و سينما. دوربين با يک زن که ظاهراً برای تست بازيگری وارد يک تالار تئاتر شده، همراه می شود تا ما را در يک ديدار در ظاهر ساده بين يک زن و مرد شريک کند اما در نهايت، داستان قدرت و قدرت طلبی در رابطه را به شکلی به غايت پيچيده و تکان دهنده با ما در ميان می گذارد. خيلی زود واقعيت و دنيای نمايش با هم می آميزد و دو شخصيت زن و مرد در حال بازی کردن، درونيات خود را آشکار می کنند؛ درونياتی که در سه لايه مختلف جريان می يابد و پيش می رود: جهان واقعی يک زن و مرد، جهان نمايشی که در آن بازی می کنند، و جهان سينمايی که ناظر اين رابطه است و رابطه خدايگونه کارگردان را با تماشاگر قسمت می کند. جاذبه(آلفونسو کائرون) جاذبه در واقع تمرين فيلمسازی از هيچ است؛ دو شخصيت در فضا و ديگر هيچ، و عجيب اين که حاصل در عين حالی که می توانست بسيار خسته کننده باشد، به شدت جذاب و درگير کننده است. همه قيد و بندها- و گريزهای فيلمساز برای پنهان کردن خود- از بين می رود و در فضايی به شدت ساده، همه چيز عريان می شود تا قدرت فيلمسازی و پرداخت يک فيلم عيان شود. در نبود داستان به مفهوم متعارف، همه چيز به جزئيات کوچکی تغيير شکل می دهد که فيلم را پيش می برد و تماشاگر را درگير سرنوشت شخصيت هايی می کند که چيز زيادی درباره شان نمی داند. غول مغرور(کليو برنارد ) نماينده ای از موج جديد فيلمسازان جوان بريتانيايی، که مشکلات جامعه اين کشور را با سبک و سياقی ساده اما در عين حال حساب شده روايت می کنند و اين بار با قصه دوستی دو نوجوان که به کار غيرقانونی در جمع آوری فلز و آهن پاره مشغول اند و همين کار پايان تلخ و درناکی را برای شان رقم می زند؛ يکی جانش را از دست می دهد و ديگری با انبوهی از حس گناه زنده می ماند تا برای هميشه رنج بکشد. در واقع سادگی فيلم محملی برای گريز از ميزانسن و حساب شدگی نيست و فضاسازی اثر به کمک روايتی ضدقصه می آيد تا در صحنه هايی انسانی و گاه شاعرانه  درباره دم دست ترين- و در عين حال مهمترين- مسائل انسانی حرف بزند و چشم تماشاگرش را تر کند. آبی گرم ترين رنگ است(عبدالطيف کشيش) يا «زندگی آدل» که داستان دو دختر همجنسگراست (عکس بازیگران در بالای صفحه)،برنده نخل طلا جشنواره کن شد. پس از نخل طلا، درها به روی اين فيلم جنجالی که ابايی در نمايش روابط جنسی ندارد، باز شد  و البته حواشی متعددی هم داشت؛ از جمله حمله اين دو بازيگر جوان به کارگردان فيلم و «وسواس آزارنده» او. فيلم در ميان نامزدهای اسکار قرار نگرفت اما برای برنده شدن در گلدن گلوب اميد دارد.
هنر در هفته اول اسفند شبح درون پوسته جدیدترین فیلم اسکارلت یوهانسون ستارگان هالیوود و خوانندگان معروف بدون آرایش مشکلات دختر برای پدر رامبد جوان با «مرد يك چشم» به سینما می آید

انتخاب سردبیر

تئاتر

بادها برای ما می وزند

"بادها برای که می وزند"، شرحی است از هراس های یک انسان. از آسیب های فردی و اجتماعی. از امنیتی که کمتر پیدا می شود. چیستا یثربی عواید یک اجرا از این روایت را به انجمن حمایت از کودکان تقدیم کرده است. در این گفتگو به گوشه ای از دغدغه های این کارگردان در مورد زنان و کودکان اشاره می شود.

برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

پریسا مقتدی، بازیگر و کارگردان با حکم مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر تهران رسید. این نخستین بار است که ریاست مجموعه تئاتر شهر به یک زن واگذار می‌شود. پریسا مقتدی، متولد ۱۳۴۹ شیراز و بازیگر و کارگردان تئاتر روز یکشنبه (۱۴ اردیبهشت/ ۵ مه) با حکم حسین طاهری، مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب شد. وی دارای مدرک فوق ‌لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشکده هنر و معماری است. مقتدی پیش از این ۴ سال مدیر برنامه‌ریزی و هماهنگی و معاون اجرایی تئاتر شهر بود و یک سال مدیریت تالار سنگلج را نیز برعهده داشت. به نوشته خبرگزاری ایسنا، مقتدی تابحال ریاست فرهنگسرای سرو و مسئولیت انجمن نمایش فرهنگسرا، مدیریت هنری تالارهنر، عضویت هیئت مؤسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر و سرپرستی مجموعه تئاتر شهر (از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۰) را نیز بوده بر عهده داشته است. فعالیت‌های مقتدی در عرصه تئاتر در حکم مدیرکل هنرهای نمایشی خطاب به پریسا مقتدی آمده است: «با عنایت به تخصص، تجربه، شایستگی‌ها و سوابق ارزشمندتان در حوزه نمایش و مجموعه تئاتر شهر، تالار سنگلج و تالار هنر، شما را به عنوان رئیس مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌نمایم.» خبرگزاری ایسنا درباره فعالیت‌های کنونی مقتدی می‌نویسد نمایش "انتراکت بی‌آنتراکت" به کارگردانی مقتدی در تالار سایه و نمایش"تانگوی تخم مرغ داغ" به کارگردانی هادی مرزبان با بازی مقتدی درتالار وحدت روی صحنه است. منتقدین می‌گویند، به دلیل بر عهده داشتن معاونت اجرایی تئاتر شهر فعالیت مقتدی در عرصه تئاتر محدود بوده است. از سوی دیگر "عدم استقلال مالی و عدم وجود بدنه فنی مجرب" در تئاتر شهر از جمله مشکلاتی است که مجموعه تئاتر شهر با آن مواجه شده است. دوری از فضای کارهای هنری "جام جم" در مصاحبه مفصلی که پیش از این انتصاب با خانم مقتدی انجام داده می‌نویسد: «پریسا مقتدی سال‌های طولانی است که به‌عنوان بازیگر و کارگردان عرصه تئاتر فعالیت دارد، اما طی چند سال گذشته به دلیل حضور در پست معاونت مجموعه تئاتر شهر، اندکی از فضای کارهای هنری دور شده یا با فواصل طولانی به صحنه می‌آید.» پریسا مقتدی اما می‌گوید اولویت فعالیت‌هایش تئاتر است. وی تاکید می‌کند: «همه جای دنیا در بهترین شکل، فعالیت‌های فرهنگی از دل کسانی برمی‌آید که در این حوزه فعال هستند. به این دلیل که مسائل و مشکلات آن حوزه را نسبت به کسانی که تجربه‌ای در این حوزه ندارند بهتر درک می‌کنند.» انتصاب مقتدی به ریاست مجموعه تئاتر شهر بویژه در شرایط فعلی در رسانه‌های داخل کشور از این جنبه اهمیت پیدا کرده است که برای نخستین بار در جمهوری اسلامی ایران یک زن به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌شود. خبرگزاری مهر خبر انتصاب او را با عنوان "اولین مدیر زن در قلب تئاتر ایران" منتشر کرد. ناگفته نماند که پیش از این نیز در برخی از شهرهای ایران زنان به عنوان فرماندار انتصاب شدند.    
"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی در تالار قشقایی ببینیم چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

مطالب تصادفی

موسیقی

«روی دیگر» بهرام رادان تا چند روز دیگر در بازار

بالاخره پس از مدت ها انتظار اهالی موسیقی و سینما، آلبوم «روی دیگر» بهرام رادان هنرمند موفق سینما روزیکشنبه 7خرداد ماه 91 به بازار موسیقی می آید. این هنرمند سینمایی اولین تجربه‌ موسیقایی خود را با نام «روی دیگر The Other Side» به مدیریت علی باذل به دوستدارانش هدیه خواهد داد.«روی دیگر» اثری نو و جدید از این سوپر استار سینما است که با قطعات شنیدنی در رده کارهای خاص و متفاوت او قرار خواهد گرفت. این آلبوم با ویژگی‌هایی که دارد، مخاطبان و علاقه‌مندان رادان را غافل‌گیر خواهد کرد. این آلبوم توسط بزرگترین شرکت پخش سی‌دی و دی‌وی‌دی آلبوم‌های موسیقی و فیلم، شرکت پخش الوند، در دو مدل ولتی و قاب شیشه‌ای در تیراژ بسیار بالا توزیع شود .«روی دیگر» قرار بود سال گذشته منتشر شود اما پیش از این علی باذل مدیر برنامه این هنرمند در گفت و گویی اعلام کرده بود تمام مراحل انتشار این آلبوم انجام شده حتی مجوز آن برای انتشار گرفته شده اما به نظر گروه تهیه کننده این آلبوم، انتشاراین آلبوم در سال گذشته زمان مناسبی نبود. به گفته باذل خوانندگی تمامی این آلبوم برعهده بهرام رادان بوده است و رضا یزدانی تنها در ویدئوکلیپ آن حضور دارد. در خبرهای منتشر شده شایعه شده بود مهناز افشار نیز در این آلبوم همکاری دارد اما علی باذل مدیربرنامه این هنرمند سینمایی همکاری مهناز افشار در این آلبوم را شایعه ای بیش ندانست. آلبوم «روی دیگر» 13 قطعه دارد که سه قطعه آن انگلیسی و 10 قطعه دیگر فارسی است و کیوان هنرمند به عنوان آهنگساز وتنظیم آن نیز بر عهده آریا عظیمی نژاد بوده است.این آلبوم به صورت کلیپ تصویری هم تولید شده است. میکس و مسترینگ این آلبوم در استودیویی در کشور ترکیه انجام شده است.

تیلر سویفت کمپانی اپل را مجبور به تغییر رویه نمود

کمپانی اپل در واکنش به اعتراض تیلور سویفت، خواننده آمریکایی اعلام کرد که سیاست خود در خصوص پرداخت به هنرمندان را تغییر می‌دهد. روز گذشته تیلور سویفت در نامه‌ای سرگشاده اعلام کرد که چون از پخش رایگان آهنگ‌های آلبوم ۱۹۸۹ در "اپل میوزیک" راضی نیست، آلبومش را از این برنامه بیرون می آورد. قرار بود این آلبوم در سه ماه اول راه اندازی این برنامه، به صورت رایگان در دسترس مشترکان قرار گیرد. او نوشت: "آیا می دانستید که اپل بابت این سه ماه پولی به ترانه‌سرا، تهیه‌کننده و هنرمند نمی‌دهد." به نوشته سویفت سه ماه زمان زیادی است که صاحب اصلی اثر پولی دریافت نکند و این "عادلانه نیست". در واکنش به اعتراض سویفت، اپل اعلام کرد در مدت سه ماهه آزمایشی این برنامه، حق کپی‌رایت سویفت پرداخت خواهد شد. ادی کیو، معاون مدیرعامل اپل در امور نرم‌افزار و خدمات اینترنتی اپل خطاب به تیلور سویفت نوشت: "صدای تو و هنرمندان مستقل را شنیدیم. دوست‌تان داریم، اپل." ۱۹۸۹ یکی از پرفروش‎ترین آلبوم‌های سال ۲۰۱۴ بوده و بیش از ۴ .۹ میلیون نسخه از آن در آمریکا فروخته شده است. به گفته کمپانی اپل، ۷۰ درصد از درآمد پخش آنلاین موسیقی به صاحبان اثر پرداخت می‍‎شود. "اپل میوزیک" برای ورود به بازار پخش آنلاین موسیقی راه‌اندازی شده و رقبایی مانند اسپاتیفای دارد. قرار است این برنامه از ۳۰ ژوئن در دسترس عموم قرار بگیرد و حق اشتراک آن برای یک نفر در آمریکا ۹.۹۹ دلار و برای یک خانواده ۱۴.۹۹ دلار خواهد بود.
بازگشت خنیاگر رودخانه بی پایان در راه است «سال تا سال» گروه پالت، با سال نو نود سالگی شارل آزناوور، خواننده اسطوره‌ای فرانسه یک ایرانی در گروه آرکایو

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه عکس رضا میلانی

نمایشگاه عکس رضا میلانی که در روز 18 آذر ماه مراسم افتتاحیه خود را در گالری سیحون  پشت سر گذاشته است، از همان روز لغایت 30 آذر ماه پذیرای شما دوست داران رشته عکاسی می باشد.

نمایشگاه بین المللی صنایع و فناوری طلا، جواهر و نقره

نخستین نمایشگاه بین‌المللی صنایع و فناوری طلا و جواهر، نقره و سنگ‌های قیمتی، کارگاهها، ماشین‌آلات و تجهیزات وابسته از 18 تا 21 بهمن ماه برگزار می شود.
نمایشگاه نقاشی ندا تولایی در گالری سین سهراب سپهری رکورد شکست موزه هایی که نمیشناسیم نمایشگاه نقاشی خط در گالری سیحون نمایشگاه کاریکاتور بنگاه شادمانی

ادبیات

رومن به روایت پولانسکی

آدم های زیادی هستند که سال ها به دنبال شهرت اند و وقتی آن را به دست آوردند عینک آفتابی می زنند که شناخته نشوند پولانسکی اما از این قاعده جداست .

ماجرای اسارت سعدی در سرزمین بیگانه

سعدی را به زنجیر بسته بودند و مانند بردگان با او رفتار می‌کردند. آن‌ قدر وضعیت او و سایر بردگان اسفناک بود که دل هر تازه‌واردی را در شهر «طرابلس» (در لبنان امروزی) به درد می‌آورد. از همان شروع اسارت در سال 1227 میلادی توسط صلیبیون سعدی هفت سال عمرش را در همین وضعیت به سر ‌برد. به گزارش ایسنا، ماهنامه «سرزمین‌ من» در ادامه نوشت: «گر چه در آن زمان همه‌ سرزمین‌های اسلامی به دست «صلاح‌الدین ایوبی» آزاد شده بود اما هنوز بخش‌های کوچکی در سواحل شرقی مدیترانه از جمله طرابلس طعم آزادی را نچشیده بودند. این سرزمین‌های کوچک هر کدام سهم سرداری صلیبی شده بودند تا روزنه‌ امیدی باشند برای فئودال‌ها در فتح دوباره‌ همه‌ی اراضی امپراتوری. قرعه‌ لبنان به «ریموند کنت تولوز» - فاتح بخش شمالی لبنان - رسیده بود. وقتی سربازان صلیبی شیخ مصلح‌الدین سعدی را با صدها اسیر مسلمان و یهودی از «عکا» - در سرزمین‌های اشغالی امروز - به آنجا بردند، ریموند که هنوز نتوانسته بود دژ طرابلس را که حصاری مستحکم داشت، به دست بیاورد، این بردگان را وادار کرد تا کار کندن خندق در بیرون استحکامات نظامی شهر طرابلس را انجام دهند. سعدی هم به کار کندن خندق مشغول شد. بگذارید کمی به عقب‌تر برویم و ببینیم سعدی چرا اسیر شده بود و اصلا در عکا چه می‌کرد؟ سعدی در باب دوم گلستان سعدی با نام «در اخلاق درویشان» این ماجرا را این‌ طور شرح می‌دهد: ماجرایی که الزاما به معنای روایت درست تاریخی نیست و حکایتی است از این شاعر و نویسنده‌ ایرانی. «از صحبت یاران دمشقم ملالتی پدید آمده بود، سر در بیابان قدس نهادم و با حیوانات انس گرفتم تا وقتی که اسیر فرنگ شدم.» این‌ طور که معلوم است، او به سمت اورشلیم در حرکت بوده، چون بر اساس آخرین اخباری که از جنگ‌های صلیبی پیشین در ذهن داشت، تصور می‌کرد اورشلیم در دست مسلمانان باشد. ظاهراً سعدی نمی‌دانست که صلیبیون پیمان صلح «سن فرانچسکو ۱۲۲۱» را نقض کرده و دوباره به سرزمین‌های مقدس حمله کرده‌اند. آنها در جنگ ششم صلیبی بر بخش‌های زیادی از منطقه‌ اورشلیم، یعنی نواری بین اورشلیم و عکا حکومت می‌کردند و مسلمانان فقط «قبه‌الصخری» و مسجدالاقصی را در اختیار داشتند. سعدی بی‌خبر وارد متصرفات صلیبیون شده بود که توسط آنها به اسارت درآمد. در آن مقطع رسم بود که هر مسلمان و یهودی می‌توانست با پرداخت «سربها» افراد آزادشده‌ خود را به سرزمین‌های اسلامی برساند اما سعدی چون آه در بساط نداشت، ناچار بود مدت زمان مدیدی در خندق طرابلس برای لایروبی کار کند. البته مسلمانان توانگر هم به سرزمین‌های تحت تصرف صلیبیون می‌آمدند و مسلمانان اسیر شده را آزاد می‌کردند. در سفرنامه‌ ناصرخسرو آمده: «از مراتب لطف و احسان خدای تعالی بر اسیران در این شهرهای فرنگی شام این است که هر یک از شاهان و دولتمندان مسلمان، خاتونان و توانگران در این صفحات شام بخشی از مال خود را به آزاد کردن اسیران مغربی اختصاص می‌دهد.» یکی از همین توانگران مسلمان که از حاکمان حلب بود و از قضا سعدی را هم می‌شناخت، با دیدن او بسیار تعجب کرد. او سعدی را به ۱۰دینار فدیه خریداری و آزاد کرد و با خود به حلب برد و پیشنهاد داد که سعدی با دخترش ازدواج کند. شیخ شیراز نیز دختر حاکم حلب را که ۱۰۰دینار کابینش بود، به همسری برگزید. همسری که به تعبیر خود سعدی «بدخوی و ستیزه‌روی و نافرمان بود. زبان درازی کردن گرفت و عیش مرا منغّص داشتن. باری زبان به تَعَنّت دراز کرده همی گفت: تو آن نیستی که پدر من تو را از فرنگ بازخرید؟» سعدی هم جواب داده: «بلی من آنم که به ده دینار از قید فرنگم بازخرید و به صد دینار به دست تو گرفتار کرد.» سعدی سرانجام راهی جز این نمی‌بیند که عطای این زندگی را به لقایش ببخشد و به شیراز بازگردد.» عکس موضوعی و از ابیات عاشقانه استاد سخن زبان فارسی، سعدی می باشد
کتاب‌های الکترونیکی با موضوع جنسی تنها شبها به فروش می رسند روز ملی عطار یادداشتهای ژوزه چرا من پیاده شم؟ نامه های عاشقانه فروغ