اقتصاد زنانه

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
مواظب آنها باشید، چرا که با زرنگ بازی هایی که حتّی به نظر شما نمی رسد، به راحتی پول بیشتری از شما می گیرند! فضای ورودی معمولاً جریان هوا در این منطقه آنقدر خنک و مطبوع است که با عبور از آن ناخودآگاه حسّ تفریح و خوبی به شما دست می دهد، بنابراین اوّلین چیزهایی که جلوی دید شماست: انبوهی از اجناسی است که برای تعطیلات یا یک پیک نیک به آنها نیاز دارید، مثل: فیلم های جدید، وسایل باربیکیو، نوشیدنی های خنک و گوارا، …حتّی از نظر روانشناسان، در آن لحظه چنان جوّی شما را می گیرد که فی البداهه یک باکس نوشابه برمی دارید، در حالیکه شاید اصلاً نیازی به آن نداشته باشید. راه حل: بهتر است در نهایت اعتماد به نفس و بی توجّه به این اجناس به راه خود ادامه دهید و دوری بزنید، نهایتاً در آخر نیم نگاهی به اجناس این بخش بیندازید تا اگر احساس کردید لازم است خرید کنید. در این لحظه است که می بینید این اجناس از اوّل هم در لیست خرید شما نبوده! محصولات کشاورزی (میوه و سبزی) بعد از اجناس بخش ورودی، معمولاً میوه ها و سبزیجات را می بینید که هر کسی خرید این مواد مغذّی را پول هدر کردن نمی داند و بالاخره می خرد امّا شاید ندانید که سود حاصله از فروش این محصولات بسیار بالاست و در واقع شما ندانسته ممکن است در دوّمین تله ی آنها بیافتید. راه حل: میوه و سبزیجات را در آخرین مراحل خرید انجام دهید تا تنها اگر در لیستان هست و به مقدار نیاز خرید کنید، از طرفی از آنجاکه این موارد وزن و حجم بالایی دارد، چرخ دستی شما را تا پایان خرید، سنگین می کند. موارد پیشنهادی اگر دیدید فروشنده ای دائماً با تعریف از محصولی جدید، سعی بر فروش آن دارد، بدانید کاسه ای زیر نیم کاسه است. آنها با تمام مهارت مغز شما را تصرّف کرده و خرید چند قلم جنس را الزاماً با هم مرتبط می کنند! تا نهایتاً توجیه شوید که برای مثال اگر این 3 یا 4 تا را با هم مصرف کنید، نتیجه ی بهتر، طمع بهتر، … را می بینید. راه حل: تنها راه حلّ این است که فرار را بر قرار ترجیح دهید، چرا که با هرگونه پرداخت پولی، وقتی به خود می آیید که چند قلم جنس را با هم خریدید و تسلیم فروشنده شدید. اجناس قدیمی و کهنه بیشتر اجناسی که در قسمت میانی راهروها گذاشته اند قدیمی و کهنه هستند، طبق تحقیقات روانشناسی، شما دقیقاً وسط هر راهرو می ایستید و به این اجناس خیره می شود و هر چه به چشمتان می آید بر می دارید. راه حل: باز هم تنها به لیست خرید خود توجّه کنید، اگر این اجناس در لیست نیست سریعاً به راه خود ادامه دهید، در غیر اینصورت وقتی به خود می آیید که پای صندوق حسابتان بیشتر از آنچه که تصوّر می کردید شده است. برچسبها خیلی به این برچسبها اطمینان نکنید، چرا که در بازار و معاملات بین فروشندگان و سوپرمارکت ها یک سرّی تعاملاتی پنهانی وجود دارد، در این بین هر تولید کننده ای می خواهد اسمش در صدر برچسبها باشد، راه حل: تمام قیمتها با نام تولیدکننده ها را با هم مقایسه کنید تا در این سیاست تجاری شریک نشوید! نمونه های تست از نظر روانشناسی حتّی اگر کسی گرسنه هم نباشد با دیدن یک غذای جدید علائم گرسنگی مثل دستور افت قند بدن، در بدنتان ظاهر می شود و به شما ندا می دهد که یک تکّه هم شده از این نمونه های غذایی رایگان میل کنید. شاید هم گاهی اوقات از اینکه “نمی خواهم” بگویید، خجالت می کشید. راه حل: از جلوی آنها بگذرید و سعی کنید، پس از مدّتی و در آخرین مراحل خرید به طرفشان بروید، آن موقع مطمئناً دیگر افت قند خون بدنتان موجب تحریک شما برای خوردن و تست این غذا نمی شود. بلکه خودتان می خواهید.
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
روز گذشته نشست «کار جنسی زنان، مواجهه با مسئله در ایران»، در انجمن جامعه‌شناسی ایران، با حضور دانشجویان و کارشناسان برگزار شد.   به گزارش شرق در این نشست دکتر بخارایی با طرح این مسئله که عوامل روی‌آوردن به تن‌فروشی مشترک است، بیان کرد: «عواملی مثل فقر، اعتیاد زن یا شوهر، ازدواج اجباری و تنوع‌طلبی مردان و در مواردی بالا‌‌بودن عرضه تن‌فروشی و کم‌بودن موقعیت ازدواج می‌تواند از عوامل روسپیگری باشد. مطابق آمار، ٤٠ درصد مردان متأهل مشتری این قشر محسوب می‌شوند و مطابق گزارش بهزیستی، سن دختران تن‌فروش به ١٦ سال رسیده و سن فرار از منزل دختران به ٩ سال کاهش پیدا کرده است و باید در نظر داشت که فرار نیز می‌تواند از عوامل تن‌فروشی محسوب شود». وی افزود: «در ایران مطابق آمار ثبت‌شده، چند هزار زن خودفروش وجود دارد و از میان آنها ١٢درصد را زنان متأهل تشکیل می‌دهند. البته باید در نظر داشت این تنها بخشی از آمار است که ما به آن دسترسی داریم چراکه روسپیگری در کشور عملی مجرمانه است». در ادامه این گفت‌وگو، دکتر مدنی افزود: «درحال‌حاضر مسئولان کمی وجود دارند که این پدیده را در کشور انکار کنند، اما زمانی ما تلاش می‌کردیم که بگوییم پنهان‌کردن این آسیب مشکلی را حل نخواهد کرد. از طرفی نکته‌ای که بسیار حائزاهمیت است این است که مشکلات اجتماعی در کشور، چه تن‌فروشی و چه اعتیاد، ریشه‌های ساختاری دارند و برای همین، راه درمان و حل مسئله‌ای مثل اعتیاد را به‌سختی می‌شود پیدا کرد یا درمورد پدیده روسپیگری نمی‌شود راه‌حل درستی پیدا کرد چون سیاست‌های کلان و نادرست اقتصادی- اجتماعی، ما را به سمتی برده که پیداکردن راه‌حل سخت شود».   وی افزود: «از سال ٨٤ تا ٩٢ به‌طورکلی مسائل اجتماعی در کشور نادیده گرفته می‌شد، اما متأسفانه باید بگوییم درحال‌حاضر نیز رویکرد دولت‌ها با آسیب‌های اجتماعی آشتی‌جویانه نیست و مسائل اقتصادی نیز از دیدگاه‌های کلاسیک پیروی می‌کنند تا به حل رشد اقتصادی برسند و این در حالی است که مسئولیت اقتصادی در حوزه معیشت مردم وخیم است. به همین دلایل مجموعه روند موجود نمی‌تواند حل‌کننده مسائل اجتماعی در کشور باشد، مگر اینکه دولت توجهی جدی به مسائل و امور اجتماعی هم‌شأن با مسائل اقتصادی داشته باشد». در ادامه این نشست، دکتر مدنی در پاسخ به دکتر بخارایی در رابطه با کشف باندهای تن‌فروشی در کشور افزود: «تخمین زنان تن‌فروش دشوار است. کلا نمی‌شود حتی از یک زن تن‌فروش مصاحبه دقیق علمی به عمل آورد.    در ادامه این نشست، دکتر اسدبیگی، رئیس اورژانس اجتماعی بهزیستی، با اشاره به کار جنسی و روسپیگری در ایران گفت: «در دهه ٨٠، در دفتر امور آسیب‌دیدگان اجتماعی، آقای معتمدی، مدیرکل وقت، اعلام کرده بود ٣٠٠ هزار زن روسپی داریم، در جلسه دیگری به علت فشارهای موجود این آمار اعلام‌شده به ٣٠ هزار رسید و سپس رئیس سازمان بهزیستی این آمار را به سه‌هزار نفر رساند. این در حالی است که سه‌هزار نفر اعلام‌شده از سوی رئیس سازمان بهزیستی، سه‌هزار نفر زن پذیرفته‌شده در مراکز بودند».   وی افزود: «درباره آمارهای روسپیگری در کشور اختلافات زیادی وجود دارد. مثل آمار اعتیاد که در ابتدا یک‌میلیون‌و٣٢٥‌هزار نفر اعلام شد و یک ماه بعد آمار اعلامی به بالای دومیلیون نفر رسید. به گفته خانم دکتر مینو محرز، ما ٥٠ هزار زن خیابانی داریم که از هر ١٤ نفر آنها، دو نفر مبتلا به اچ.آی.وی هستند. کار جنسی و کارگر جنسی موضوع مهمی است که شاید برای پرداختن دقیق‌تر و علمی‌تر باید از طرح مسئله آن قبح‌زدایی شود. البته نام کارگر جنسی به زنان روسپی در کشورهایی اطلاق می‌شود که روسپیگری را قانونی می‌دانند».
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
آکسفام در تازه‌ترین گزارش خود، میزان توزیع ثروت در جهان را منتشر کرده است و می‌گوید که تا سال ۲۰۱۶ يک درصد افراد ثروتمند، مالک بيش از نيمی از ثروت جهان خواهند بود. به گزارش روز ۲۹ دی ماه خبرگزاری آسوشيتدپرس، در آستانه برگزاری نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئيس، موسسه آکسفام تازه‌ترين گزارش خود از ميزان توزيع ثروت جهانی را منتشر کرده است. سازمان خيريه آکسفام در این گزارش گفته که از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴، سهم دارایی ثروتمندترين افراد دنيا از ثروت جهانی، از ۴۴ درصد به ۴۸ درصد افزايش يافته و در سال ۲۰۱۵، يک درصد افراد ثروتمند مالک نيمی از ثروت جهان شدند. اين سازمان می افزايد در صورتی که اقدامات مشخصی برای توزيع عادلانه ثروت انجام نشود، سهم اين يک درصد در سال ۲۰۱۶ از ميزان دارايی ۹۹ درصد از جمعيت جهان بيشتر خواهد شد. افزايش نابرابری يکی از موانع مهم برای از بين بردن فقر جهانی است. به گزارش آکسفام در حالی که حقوق‌بگيران متوسط هنوز بار پرداخت هزينه‌های بحران مالی سال‌های اخير را به‌ دوش می‌کشند، بزرگترين شرکت‌های دنيا با چانه‌زنی و فشار بر دولت آمريکا و اتحاديه اروپا تلاش می‌کنند مقررات مالياتی را به نفع خود تبيين کنند. وينی بيانياما، مدير اجرايی موسسه آکسفام بين‌المللی، می‌گوید: «آيا واقعا می‌خواهيم در دنيايی زندگی کنيم که يک درصد ثروتمند آن مالک ثروتی بيشتر از کل دارايی همه ما هستند؟ با وجود اين‌که موضوع نابرابری در مرکز توجه افکار بين‌المللی است ابعاد نابرابری جهانی آشکارا نشان می‌دهد که فاصله بين ثروثمند‌ترين طبقه و سايرين با سرعت در حال عميق‌ترشدن است». به‌رغم هشدارهای برخی از رهبران جهانی از جمله باراک اوباما، رييس جمهوری آمريکا، و کريستين لاگارد، رييس صندوق بين‌المللی پول درباره مبارزه با نابرابری شديد اقتصادی، خانم بيانياما گفت: «هنوز در انتظار اين هستيم تا رهبران ديگر هم به اين مبارزه بپيوندند». به گزارش موسسه آکسفام، موسسات مالی و خدمات پزشکی آمريکا با صرف ۹۰۰ ميليون دلار تلاش کردند که دولت آمريکا را به تصويب مقررات مالياتی مطلوب در سال ۲۰۱۳ ترغيب کنند. بيش از ۲۰۰ ميليون دلار نيز به همين منظور صرف لابی‌کردن در اتحاديه اروپا شد. آکسفام با ارائه آمار گزنده و ترسيم تصويری نگران‌کننده از جهان که شامل ثروتمندان نمی‌شود، افزود از هر ۹ نفر در دنيا، يک نفر غذای کافی برای خوردن ندارد و بيش از يک ميليارد نفر در جهان با درآمدی معادل روزانه ۱.۲۵ دلار زندگی می‌کنند. وينی بيانياما، مدير اجرايی موسسه آکسفام که در نشست مجمع‌ جهانی اقتصاد داووس شرکت دارد در بيانيه‌ای گفت: «حالا زمان آن است تا رهبران ما با مقابله با امتيازات و منافع عده‌ای ويژه، راه را برای برقراری دنيايی عادلانه‌تر و مرفه‌تر باز کنند». او افزود: «فقيران از نابرابری اقتصادی آسيب مضاعف می‌بينند، نه تنها سهم‌شان از اقتصاد جهانی کوچکتر است که نابرابری باعث کاهش رشد اقتصادی کشورشان شده و در نتيجه سهم آنها از رشد اقتصادی باز هم کوچکتر می‌شود». سازمان خيريه آکسفام از دولت‌های جهان خواسته است تا با فرار مالياتی شرکت‌ها و سرمايه‌دارهای بزرگ مبارزه کرده و همزمان در زيرساخت‌های بهداشتی، آموزشی و تبيين مقررات دستمزد عادلانه و برابر سرمايه‌گذاری کنند.
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
  همسرش خبر ندارد که او در خانه یک کسب و کار کوچک راه  انداخته و فقط  به پخت و پز و بشور و بساب اکتفا نکرده است: «خانواده همسرم سنتی هستند و مخالف کار کردن زن بیرون از خانه. از اول که ازدواج کردیم، شوهرم گفت دوست ندارم بیرون از خانه کار کنی.» همسرش بازاری است و وضع مالی آن ها بد نیست اما «ملیحه» دوست دارد استقلال مالی داشته باشد: «دوست ندارم همیشه چشمم به دست فرد دیگری باشد. به خاطر همین، چند سال است که دور از چشم شوهرم برای خودم کار می‌کنم.» او در خانه‌اش کار می‌کند اما می‌داند اگر روزی شوهرش از این موضوع بو ببرد، دیگر نمی‌گذارد به کارش ادامه دهد: « یکی از اتاق‌های خانه را برای کار در نظر گرفته‌ام. روزهایی که مشتری دارم، بعد از رفتن همسرم قالیچه کف اتاق را جمع می‌کنم که تارهای مو روی قالی نریزد و قبل از آمدنش، کف زمین را جارو می‌کشم و دوباره قالیچه را پهن می‌کنم.» ملیحه برای یادگرفتن بافت مو و اکستنشن پولی پرداخت نکرده است: «خواهرم آرایش‎گر است، از او یاد گرفتم. دو سال پیش هر بار که او را می‌دیدم، یک مدل بافت را یادم می‌داد. من هم در خانه تمرین می‌کردم. موهای دوستانم را می‌بافتم و برایشان مجانی اکستنشن انجام می‌دادم تا این که دستم راه افتاد.» او حالا خودش کلاس آموزش بافت و اکستنشن هم برگزار می‌‌کند: «سه جلسه آموزش بافت مو دارم که شهریه‌اش 150 هزار تومان است و پنج جلسه هم اکستنشن درس می دهم که هزینه آن 300 هزار تومان است.» بیش تر مشتری‌های ملیحه آشنا هستند. اول برای چند تا از دوستانش کار کرده و بعد آن ها کارش را بین دوستان و آشنایان تبلیغ کرده‌اند. قیمت بافت و اکستنشن مو با بلندی و حجم مو تناسب دارد: «هر روز که مشتری ندارم اما گاهی‌ تا ماهی یک میلیون تومان هم کار می‌کنم؛ یک ماه کم تر و یک ماه هم بیش تر. پول ثابتی نیست اما لااقل دلم قرص است که یک کاری انجام می دهم.» می پرسم اگر شوهرت بفهمد...نمی‌گذارد حرفم تمام شود و فوری می‌گوید: «خدا نکند.» ملیحه تنها زنی نیست که یک کسب و کار کوچک در خانه‌اش راه انداخته، زنان زیادی در ایران سراغ این کسب و کارهای کوچک و تک نفره رفته‌اند. بسیاری از آن ها طراحی و کاشت ناخن و کاشت مژه یاد گرفته‌اند و گوشه ای ‌از خانه‌های خود را به محل کسب درآمد تبدیل کرده‌اند. دستمزدشان از آرایشگاه‌ها کم تر است اما در عوض از اجاره و مالیات خبری نیست. «مهسا» چهار سال است کار تاتوی حنا در خانه‌اش انجام می‌دهد و حالا حسابی شناخته شده است. او اوایل از طریق پخش تراکت تبلیغ کرده و دو سال پیش یک صفحه در فیس بوک راه‌انداخته است و چند وقتی است از طریق اینستاگرام مشتری جلب می‌کند: «من خودم عاشق خال کوبی بودم اما دلم می‌خواست تاتویی داشته باشم که هر وقت دلم را زد، به راحتی پاکش کنم. به خاطر همین، وقتی خاصیت تاتوی حنا را شنیدم، خودم رفتم عطاری، یک مقدار حنا خریدم و شروع کردم. رنگ تاتوهایم اوایل خوب نمی‌شد، نارنجی از کار در می آمد تا این‌که از یک خانم تبریزی که در ترکیه دوره دیده بود، یادگرفتم.» او بابت یک جلسه آموزش تاتو با حنا، چهار سال پیش 50 هزار تومان پرداخته اما حالا برای طراحی‌های خیلی کوچک 50 هزارتومان می‌گیرد: «حسن کار من این است که طرح‌هایم ابداعی هستند و مشتری‌هایم این را به خوبی می‌دانند.» اغلب مشتری‌های مهسا را دختران جوان تشکیل می دهند: «اکثرا دوست دارند از روی شانه‌ها تا توی کمرشان را طراحی کنم. آقایان هم اغلب از طرح‌های بزرگی که از روی گردن تا پشت باسن کشیده می‌شود، استقبال می‌کنند. بعضی هم که ناف‌شان پرسینگ دارد، دور ناف را تاتو می‌کنند. این قسمت هم طرفداران زیادی دارد.» تاتو با حنا بیش تر از پنج هفته نمی‌ماند و اغلب مشتری‌های مهسا بعد از یک بار تاتوی حنا، مرتب به سراغش می‌روند:«فکر می‌کنم تاتو اعتیادآور است.» او معمولا ماهی دو میلیون تومان درآمد دارد: «البته روی کار آزاد نمی‌شود مطمئن حساب کرد؛ یک روز مشتری زیاد است و یک روز نه.» «سارا» هم در خانه کار می‌کند. وقتی متوجه شده حقوق کارمندی شوهرش کفاف خواسته‌های زیاد دو بچه را نمی‌دهد، مدتی را در مطب یک پزشک منشی گری کرده اما بعد از یک مدت فکری به ذهنش رسیده و دست به کار شده است. او ابتدا یک موبایل ایرانسل تهیه کرده و بعد تراکت‌هایی را  با این مضمون به چاپ رسانده است: «انواع سبزی‌‌های پاک کرده، خرد شده و سرخ شده، بادمجان سرخ شده، لوبیا پاک شده و پیازداغ آماده.» می گوید:«تراکت‌ها را بالای شهر پخش کردم و فقط شماره ایرانسل را گذاشتم که کسی از آشنایان و فامیل از کاری که می‌کنم، با خبر نشود. من آشپزی را دوست دارم و با این کارها کمک خرج خانه می‌شوم اما بعضی آشنایان اگر بفهمند، شاید فکرهای دیگری بکنند.» مشتری‌ها با او تماس می‌گیرند، او سفارشات را می‌پذیرد و بعد سبزیجات آماده را با پیک موتوری می‌فرستد و مشتری‌ها هم دستمزدش را به پیک می‌دهند: «نمی‌خواستم اصلا با مشتری رو در رو شوم. این بود که این راه را انتخاب کردم.» او هزینه روغن، سبزیجات، گاز، آب و برقی را که مصرف می‌کند، در نظر می‌گیرد و دستمزد خودش را به هزینه‌ها اضافه می‌کند. سارا در مورد درآمد ماهیانه خود می‌گوید: «اصلا معلوم نیست اما بنای ما بر این است که پولی را که من در می‌آورم، هزینه تفریح و خوشحال کردن بچه‌ها کنیم؛ مثلا هزینه رستوران رفتن و مسافرت و خرید برای بچه‌ها با من است. هر چه قدر باشد، خرج همین چیزها می‌شود. کم ترین درآمدی که داشته ام، 400 هزار تومان بوده و بیش ترین درآمدم یک میلیون و 400صد هزار تومان.» او هم به تازگی یک صفحه اینستاگرام راه انداخته، عکس سبزیجاتش را در این شبکه اجتماعی قرار می‌دهد و شماره تلفنش را می‌گذارد. «شعله» اما آن قدر در کارش پیشرفت کرده که حالا دو کارمند خانم هم استخدام کرده است. کارش را از ساخت جعبه کادو شروع کرده اما بعد به درست کردن عروسک پلیشی رسیده و حالا علاوه بر این‌ها، کیف‌ پول دست دوز چرم هم تولید می کند.خودش قصه‌اش را از روز ولنتاین سه سال پیش تعریف می‌کند: «بهمن ماه سال 91 به شدت دنبال کار بودم. دانشگاه آزاد قبول شده بودم و باید شهریه را تهیه می‌کردم.» او سراغ  آگهی کار روزنامه «همشهری» می‌رود و متوجه می‌شود یک کارگاه جوراب بافی برای بسته‌بندی جوراب‌ها و قیچی‌ کردن نخ‌های اضافی احتیاج به کارگر دارد: «حقوقش را یادم نیست اما یادم می آید حقوق نسبتا خوبی بود. وقتی تماس گرفتم، فردی که پاسخ می‌داد گفت شرط استخدام این است که باید یک روز مجانی در این‌جا کار کنید تا سرعت عمل شما سنجیده شود. من هم قبول کردم.» شعله وقتی به آدرس مورد نظر می‌رود، پنج زن دیگر را آن جا می‌بیند: «از هر سنی بودند؛ از زنی که 60 سالش بود تا دختری 15 ساله.» آن‌ها هشت صبح کار را شروع می‌کنند و مردی که خودش را به عنوان کارفرما معرفی می‌کند، مدام راه می‌رود و می‌گوید: «هر که تعداد بیش تری بسته‌بندی کند، استخدام می‌شود.»شعله تعریف می کند:«این را  هر چند وقت یک بار با لحنی که مشخص بود منظورش این است که ما عقبیم، تکرار می‌کرد. آخر وقت همه خسته بودیم و فکر می‌کردیم بالاخره دو نفر از این تعداد استخدام می‌شوند اما خانمی داخل جمع آمد و گفت آقای مدیر رفتند، ما با  کسانی که پذیرفته شدند، تماس می‌گیریم.» شعله شماره هر چهار نفر را گرفته، با همه آن‌ها تماس می‌گیرد: «بعد از سه روز که به همه زنگ زدم و همگی گفتند با ما تماس نگرفتند، فهمیدم گول خورده ایم. روزنامه را که خریدم و تکرار آگهی را در صفحه نیازمندی‌ها دیدم، شَکَم به یقین تبدیل شد. صاحب جوراب بافی فقط هزینه آگهی روزنامه را می‌پرداخت و هر روز جوراب‌هایش را توسط کسانی که دنبال کار می‌گشتند، بسته بندی می‌کرد.» این ماجرا باعث می‌شود، شعله خودش آستین بالا بزند و کار خودش را راه بیاندازد: «نزدیک ولنتاین بود، مغازه‌ها پر شده بودند از عروسک و جعبه کادو. با یکی از مغازه‌ها صحبت کردم و یک قیمت پایین برای درست کردن جعبه کادو دادم. الگوی درست کردن جعبه‌ها را داشتم؛ یعنی از کتاب ریاضی راهنمایی که مکعب مربع و مستطیل را درس داده بودند، در آوردم و دست به کار شدم.» او تمام شهریه چهار سال دانشگاه را از طریق همین کار پرداخت کرده و مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی خود را گرفته اما شغلش را تغییر نداده است: «ترجیح من این است که برای خودم کار کنم؛ گوشه خانه‌ام، کنار بچه‌‌هایم.»
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
جشن اولین سال تاسیس کافه ویسپو با حضور تعداد زیادی از همراهان این کافه در یکسال گذشته برگزار گردید. این کافه دنج و زیبا که با مدیریت خانم هرندی در خیابان ظفر طبقه همکف برج سینا فعالیت می نماید از جمله معدود نقاطی در تهران است که فعالیتهای هنری و مراسم مختلفی را بصورت هفتگی برگزار می نماید. در اولین سالگرد تولد این کافه  دوست داشتنی نیز دو گروه موسیقی از دوستداران کافه ویسپو برای دعوت شدگان بصورت زنده برنامه اجرا نمودند. با هم چند عکس از این شب زیبا را مرور می نماییم. از جمله حاضران در این مراسم همکاران انجمن حمایت از کودکان کار بودند که امروز و فردا بازارچه خیریه ای در حمایت از کودکان کار برگزار می نمایند. شما نیز میتوانید با مراجعه به آدرس خیابان ولیعصر بالاتر از میدان ونک، خیابان عطار، باشگاه ونک به این امر خیر کمک نمایید.  

دلنوشته ها

مهر، با بوی تند مدرسه

هوا كه پاييزی می شود بوی مدرسه فضا را پر میكند. فرقی نمی كند چندم شهريور باشد يا اصلا پاييز آمده باشد. شهريور از نيمه كه میگذرد و نسيم های خنك وزيدن می گيرد با خود بوی مدرسه می آورد.

اتفاق همین روزهاست...

نمی دانم شما هم همچین حسی داشتید یا نه. من همه عمرم منتظر یك اتفاق بزرگ بودم. همیشه فكر می كردم یك اتفاقی پیش می آید كه زندگی مرا از این رو به آن رو می كند. آن وقت همه پیشامد های زندگیم را با آن اتفاق بزرگی كه نمی دانستم چی هست می سنجیدم.
عاشقانه های باران خدایا دست ات را از گلویم بردار انگار همه روزها یکشنبه اند بوی عیدی ،بوی توپ، بوی كاغذ رنگی..... ساعت بی عقربه

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

به یخچال تان عمری دوباره ببخشید

آخر سال زمان مناسبی است برای آنکه اشکالات خانه را اصلاح کنیم. برخی از لوازم منزل ما عمر مفید طولانی ای دارند اما به دلیل استفاده نامناسب از آنها ناچار می شویم آنها را زودتر از زمان مقرر به تعمیرگاه بفرستیم یا حتی تعویض کنیم. یکی از این وسایل یخچال است.

جذاب ترین شغل های جهان

" در آینده می خواهید چه کاره شوید؟ " این سوالی است که اغلب ما در کودکی ناچار بودیم به آن پاسخ دهیم. همه ی کودکان جهان فارغ از اینکه در کدام کشور، کدام محله ، کوچه یا کوچه باغ و حتی کدام زمان، دوره و... زندگی می کنند آرزوی شغل های آینده شان را در ذهن یا بازی هایشان تصویر می سازند. همه ی ما در کودکی شغل های دلخواه آینده مان را با همسالان خود دوره کرده ایم وساعت ها برایشان رویا بافته ایم اما دریغ از گذر سالیان که تا به سن اشتغال می رسیم اغلب یا رویاهایمان رنگ باخته اند یا در می یابیم شغلی که آرزویش را در سر می پروراندیم چندان در عالم واقعیت مناسب زیستمان نبوده یا نیستند. بارها و شاید سال ها خود را در لباس سپید پزشکی تجسم کردیم، در حیاط خانه با بچه های فامیل خلبان شدیم و به آن سوی آب ها پرواز کردیم. معلم شدیم و هر روز به خواهر کوچک مان دیکته گفتیم ، پرستار خوب عروسک بیمارمان شدیم و برایش آشپزی هم کردیم.  روزهای خوب کودکی گذشت و ما بزرگ شدیم. فرصت انتخاب برای همه ی ما یکسان نبوده و نخواهد بود اما طبق نتایج به دست آمده از تحقیقاتی میدانی در سرتاسر دنیا، عموم ما مردم جهان این روزها نقطه نظراتی یکسان یا در واقع شبیه در گزینش حرفه ی زندگی مان داریم. اگرچه بی تردید کم نیستند آنهایی که پی آرزوی قلبی خود می روند؛ نجار می شوند یا خیاط، روزها در اعماق آب شنا می کنند و یا هر روز ساعت 7:30 صبح پشت باجه بانک می نشینند. یکی ازمحبوب ترین شغل های مردم دنیا مهندسی کامپیوتر است. جالب است بدانید طبق نظرسنجی های انجام گرفته در سایت های مختلف تعداد افرادی که در کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه این حرفه را انتخاب کرده اند با فاصله ی شگفتی نسبت به مشاغلی چون دندانپزشکی و مدیریت در صدر فهرست محبوب ترین های مشاغل دنیا قرار گرفته است. یکی از اصلی ترین دلایل گزینش چنین این است که مهندسین کامپیوتر طیف گسترده ای از انتخاب برای ورود در حیطه های گوناگون پیش رو دارند. نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق مناسبی دریافت می کنند و از همه مهم تر معمولاً سریع تر از باقی کارگزاران حرفه های دیگر وارد بازار کار می شوند. اما یکی از مهم ترین دغدغه های مردم در گوشه و کنار دنیای بزرگ برای گزینش شغل این است که استرس کمی حین کار داشته باشند و در عین حال محیط پیرامونشان نیز آرام و فرهیخته باشد. چه شغلی بهتر از تدریس در دانشگاه؟ محیطی فرهنگی که هر روز و هر لحظه در آن می شود لبریز از حس خوب آموختن شد. براساس نظرسنجی های مختلف از جمله فهرست تهیه شد در سایت فوربز، یکی از ایده آل ترینِ مشاغل در سرتاسر جهان تدریس در دانشگاه است. اگرچه درآمد حاصل از آن در بسیاری کشورها خصوصاً کشورهای در حال توسعه آنچنان قابل توجه نیست اما جالب است بدانید به دلیل جو حاکم بر محیط دانشگاهی این شغل بسیار قابل احترام و دارای شان مناسب در جایگاه به شمار می آید.
از پس اندازتان مراقبت کنید در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟ آیا زنان خانه دار بیمه میشوند؟ با خیال راحت مهمان داری کنید بانوی صندوق بین المللی پول

مطالب تصادفی

گزارش روز

ماه گرفتگی

بر همه کسانی که دوست دارند یک بار دیگر ماه گرفتگی را ببیند یک خبر خوش این که قرار است امشب چهارشنبه از ساعت ۲۱ و ۵۴ دقیقه و ۳۷ ثانیه  یک ماه گرفتگی با خسوف نیمسایه ای آغاز شود و در ساعت ۳ و ۳۰ دقیقه و ۴۱ ثانیه روز ۲۶ خردادبه پایان رسد.

امروز روز بین المللی ترک سیگار

روز جهانی ترک سیگار هر سومین پنجشنبه نوامبر در بسیاری از نقاط جهان جشن گرفته می شود. این واقعه در سال 1977 توسط انجمن سرطان آمریکا برای پیشگیری از مصرف تنباکو و ارتقاء سلامت به وجود آمد.
ماندلای ابدی هشدار ابتکار؛ ایران دچار معضلات شدید زیست محیطی است مرثیه ای به نام طلاق در ایران وضعیت اسفناک زنان ایرانی در زندانهای مالزی زوجها ژنهایی مشابه دارند

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

تفاوتها در رابطه سمی و سالم زوجین

چند نشانه آشکار وجود دارد که یک رابطه برای شما خوب نیست, مثلا این که یک فرد کاملا سواستفاده گر است اما وقتی نوبت به تشخیص سمی بودن یک رابطه می رسد, اوضاع کمی مبهم تر می شود. ۱. پس از خراب کردن اوضاع، چگونه آن را درست می کنید؟  در یک رابطه ی سالم: وقتی قرار دیدارتان را به خاطر کار به بعد موکول می کنید، عذرخواهی می کنید، او نیز وقتی فراموش می کند زباله ها را ببرد، همین کار را می کند. در یک رابطه ی سمی: یکی از شما حاضر است به سیبری نقل مکان کند اما نگوید “متاسفم”. همه در رابطه های شان مرتکب اشتباه می شوند، اما مهم ترین چیز این است که بتوانید به اشتبا ه تان اعتراف کنید. یک دکتر روان شناس بالینی و مشاور ازدواج و خانواده به نام آن برنان مالک که گواهی خود را از شیکاگو گرفته و نویسنده ی کتاب ازدواج در زندگی مدرن: چرا خوب است، چه وقت خوب است، می گوید: “بعضی آدم ها با عذرخواهی کردن مشکل دارند چون عذرخواهی می تواند حس آسیب پذیری ایجاد کند”. هم چنین عذرخواهی باعث می شود به طور عمیق و مبهم احساس کنند نقصی دارند، بنابراین، ترجیح می دهند با تظاهر به این که هیچ اشتباهی نکرده اند، کلا از عذرخواهی اجتناب کنند. در یک رابطه ی سالم قادر هستید قدم پیش بگذارید، اعتراف کنید اشتباه کرده اید، و به این واقعیت اطمینان داشته باشید که همسرتان هم چنان عاشق تان است.  ۲. درباره ی همسرتان روی چه چیزی تاکید دارید.  در یک رابطه ی سالم: بیش تر درمورد چیزهایی با هم صحبت می کنید که شما را از رابطه تان خرسند می کند، و کمی هم گلایه یا درخواست دارید تا چیزی ناخوشایندی را که به تدریج وارد زندگی تان شده اند، تغییر دهید(چون این کاملا طبیعی است). در یک رابطه ی سمی: بیش تر تمایل دارید سرخوردگی های تان و اوضاع فعلی تان را با صدای بلند به یک دیگر ابراز کنید، تا این که درباره ی کارهای خوبی که هریک از شما انجام داده است صحبت کنید. آن چه هر یک از شما روی آن تمرکز دارد در شکل دادن به یک رابطه ی سعادتمتد بسیار مهم است. جین گریر، دکتر مشاور ازدواج و روابط زناشویی، و مولف پس من چی؟ نگذارید خودخواهی در رابطه تان حاکم شود،می گوید: “در روابط سمی، زوج ها فقط درمورد چیزهایی صحبت می کنند که دلسردشان می کند، و اغلب این مسائل را با لحن انتقادی و نکوهشی منتقل می کنند.” ۳. هر چند وقت یک بار از تنبیه سکوت استفاده می کنید.  در یک رابطه ی سالم: حتی وقتی یکی از شما از طرف مقابل دلخور است، باز هم به احساسات او فکر می کنید و نمی خواهید از با بی توجهی رنجش غیرضروری ایجاد کنید  در یک رابطه ی سمی: یک فرد بعد از دعوا کاملا به طرف مقابل بی اعتنایی می کند. تنبیه سکوت، جدا از این که ترفندی است که بهتر است در دوره ی دبیرستان باقی بماند، نشانه ی دست کاری هیجانی است. مالک می گوید: “فردی که نادیده گرفته می شود نمی داند چه شده است، یا حتی با خودش فکر می کند آیا همسرتان هنوز به او علاقه دارد یا نه”. انزواطلبی، چه کلامی باشد چه این که بعد از دعوا یک روز تمام ناپدید شوید، روشی است که بی ثباتی هیجانی را در رابطه ایجاد می کند. آدم هایی که رابطه ی سالمی دارند، حتی برای رساندن منظورشان هم از تحمیل این نوع رنجش ها خودداری می کنند. ۴. آیا حقیقتا هر دوی شما قابل اتکا هستید؟  در یک رابطه ی سالم: وقتی همسرتان می گوید کاری را انجام خواهدداد، می دانید به حرف خود عمل می کند. در یک رابطه ی سمی: هرگز کاملا مطمئن نیستید او به قول اش عمل می کند یا فقط حرف می زند.  این یکی فقط مربوط به احساس امنیت هیجانی است. گریر می گوید: “بنیان روابط سالم بر اعتماد، ثبات، و امنیت است”. در روابط سمی شما معمولا مجبور هستید با سطحی از اضطراب کنار بیایید چون هیچ وقت نمی دانید آیا همسرتان چه فیزیکی چه هیجانی، حضور خواهدداشت یا نه. وقتی او فعالانه کارهایی می کند که واقعا می خواهید آن را کنار بگذارد، مثلا، جزییات بسیار زیادی را از مسائل مالی تان برای خانواده تان برملا می کنند، این اضطراب تشدید می شود. اگر همیشه قول می دهد ۱۸۰ درجه تغییر کند اما در واقع هرگز آن را عملی نمی کند، در نهایت احساس می کنید نمی توانید به او اعتماد کنید. ۵. چند تا از دعواهای کوچک تبدیل به فوران عظیم خشم می شوند.  در یک رابطه ی سالم: می توانید بپذیرید یا نپذیرید که برکینگ بد بهترین برنامه ی تلویزیونی است.  در یک رابطه ی سمی: یک اختلاف نظر جزیی تبدیل به یک مشاجره ی شدید می شود  مالک می گوید: “شاید برای آدم ها سخت باشد که درک کنند داشتن نظرات متفاوت به معنی غلط یا درست بودن یکی از آنها نیست.” هم چنین، این گرایش به دست دادن کنترل برای مسائل کوچک، ریشه در این واقعیت دارد که تلخی هیجانی نشانه ی بارز روابط سمی است. مالک می گوید: “من مکررا در روابط سمی شاهد رنجش و انتقاد عمیق هستم”. وقتی این دو با هم ترکیب می شوند، می توانند آدم ها را وادار کنند اختلاف های کوچک را بیش از حد جدی بگیرند. ۶. آیا هر یک از شما می تواند متکی به خود باشد.  در یک رابطه ی سالم: شما به طور مرتب با دوستان تان قرار سینما می گذارید، و همسرتان فعالیت های انفرادی خودش را دارد. در یک رابطه ی سمی: شما دو نفر مثل چسب به هم چسبیده اید و نمی توانید از هم جدا شوید. وابستگی ممکن است مانند خوشایند به نظر برسد، انگار اوضاع آن قدر خوب است که از جدایی های کوتاه نفرت دارید. در واقعیت، منشأ همیشه با هم بودن احتمالا صورتی از احساس ناامنی است. گریر می گوید: “ممکن است علت وابستگی این باشد که یک فرد می ترسد متکی به خود باشد، یا ناشی از کنترل باشد چون یک فرد همیشه انتظار دارد طرف مقابل همیشه با او باشد.” آدم هایی که روابط سالمی دارند می دانند پرداختن به سرگرمی ها، دوستی ها، و علایق خودشان پیوندشان را قوی تر می کند. ۷. تا چه حد می توانید صریح و بی پرده باشید؟  در یک رابطه ی سالم: هر دوی شما احساس می کنید می توانید تقریبا درمورد همه چیز گفت وگو کنید، حتی درمورد این که با همسر سابق تان برخورد کرده اید، یا وقتی با دوستان تان بوده اید کسی به شما پیشنهاد دوستی داده است. در یک رابطه ی ناسالم: پی می برید که دارید چیزهای بی اهمیت و بی ضرر را از او پنهان می کنید، مثلا این که با دوستی صحبت کرده اید که همسرتان چندان از او خوش اش نمی آید. وقتی همسرتان نسبت به مسائل بی اهمیت واکنش شدیدی نشان می دهد، ممکن است به طور غریزی در حضور او مراقب حرف ها و رفتارتان باشید، به نحوی که از نظر او، واقعا باملاحظه هستید. مالک می گوید: “این می تواند یک نشانه ی کوچک باشد که شما از رنجاندن همسرتان می ترسید.” خوب، حالا که فهرست بالا را خوانده اید، اگر گمان می کنید رابطه تان در سالم ترین وضعیت نیست، چه باید بکنید؟ خوشبختانه، تشخیص وجود بعضی از این نشانه ها به این معنی نیست که باید به صورت خودکار به رابطه تان پایان دهید. مالک می گوید: “شما می توانید به مشاوره های فردی بروید و این مسائل را با یک مشاور درمیان بگذارید”. یک متخصص باید بتواند کمک تان کند راهی پیدا کنید تا توجه همسرتان را به این مسائل جلب کنید. مالک می گوید: “وقتی با او درباره ی این مسائل صحبت می کنید، باید علاوه بر تغییراتی که از می خواهید انجام دهد، چیزهایی را ذکر کنید که خودتان می خواهید تغییر دهید.” این نه تنها احساس مورد هجمه قرار گرفتن را در او کاهش می دهد، بلکه رویکرد هوشمندانه ای است، چون مالک می گوید: “در بیشتر رابطه ها، هر دو طرف در پویایی آن رابطه نقش دارند”. اگر همسرتان تمایلی ندارد روی خواسته های معقول شما کار کند، یا به کاملا احساسات تان بی اعتنا است، می توانید از او بخواهید با شما به یک مشاور خانواده مراجعه کند، یا فکر کنید آیا این واقعا همان رابطه ای است که می خواهید داشته باشید.   منبع: گلمور

مصایب مهربانی

بعضی از آدم‌ها بیش از اندازه مهربان و مراقب هستند. این شاید برای دیگران خوب باشد اما کسانی که سعی می‌کنند از روی مهربانی، رضایت دیگران را جلب کنند مشکلات زیادی دارند. این افراد ممکن است در انجام ساده‌ترین امور زندگی‌شان هم دچار مساله شوند. مثلا کم کردن وزن یا پیروی از یک الگوی سالم غذایی برای آدمی که بیش از اندازه به فکر رضایت دیگران است دشوارتر از فردی است که کمتر ملاحظه دیگران را می‌کند. شاید هرگز به این مساله فکر نکرده باشید اما باور کنید این آدم‌ها ممکن است در کم کردن وزن یا پیروی از یک الگوی سالم هم دچار مشکل شوند. آدم‌های خیلی مهربان، موجوداتی دلپذیر و شایسته احترام هستند؛ بسیار بعید است که از چنین افرادی پاسخ نه بشنوید و همیشه می‌توانید روی آنها حساب کنید. آنها بسیار مطیع به نظر می‌رسند و همشه به دنبال جلب رضایت دیگران هستند به همین دلیل وقت زیادی را صرف بقیه می‌کنند. به بقیه کمک می‌کنند تا کار را پیش ببرند، برای رضایت و خوشحالی دیگران همه تصمیم‌ها و برنامه‌ها را اجرایی می‌کنند و همیشه برای خدمت رسانی و کمک به خانواده و دوستان حاضر و آماده هستند. هرچند که ظاهرا این مهربانی و کمک‌های بی‌شمار برای بقیه بسیار خوشایند است اما متاسفانه فردی که مطیع و خدمتگزار است از الگوی رفتاری ناسالمی پیروی می‌کند. من زن ۴۰ ساله‌ای را می‌شناسم که دو فرزند نوجوان دارد. او کار تمام وقت دارد و  پرستار یک بیمارستان است. این زن بیش از ۱۵ کیلو اضافه وزن دارد و با اینکه بارها تلاش کرده تا رژیم بگیرد اما متاسفانه هرگز نتوانسته به وزن دلخواهش برسد چون نمی‌تواند طبق برنامه پیش برود و در هفته چند بار فست فود می‌خورد و وقتی برای ورزش کردن ندارد. بعد از کار تمام وقت، هر روز فرزندانش را برای آموزش ورزش به باشگاه می‌برد. ساعت‌ها در ماشین منتظر می‌ماند و وقتی همگی به خانه می‌رسند آنقدر گرسنه هستند که او فقط می‌تواند از بیرون سفارش غذای گرم بدهد. بعد از خوردن غذا عذاب وجدان شروع می‌شود و به خودش قول می‌دهد تا روز دیگر برنامه رژیم غذایی را رعایت کند. اما گرفتاری‌های روزمره و رسیدگی به اعضای خانواده و دوستان بهانه‌هایی هستند که باعث می‌شوند هرگز نتواند طبق خواسته خودش پیش برود. این زن شخصیت مطیعی دارد. همه وقت و عمر او صرف توجه و مراقبت از دیگران می‌شود. او حق دارد که هرگز فرصتی برای ورزش و برنامه رژیم غذایی نداشته باشد. با وجود تعهدات فراوان او چنین زمانی اصلا وجود ندارد. مشکل آدم‌های خیلی مهربان چیست؟ چرا بعضی آدم‌ها مطیع و بیش از اندازه مهربان هستند؟ روان‌شناس‌ها می‌گویند آدم‌های مطیع نگران طرد شدن هستند و از شکست می‌ترسند. ترس از طرد شدن پشت این احساس نهفته است که «اگر من همه کار نکنم، نمی‌توانم این فرد راخوشحال کنم. او مرا ترک خواهد کرد و دیگر دوستم نخواهد داشت.» آدم‌هایی که نگران طرد شدن از سوی دیگران هستند معمولا مراقبان خوبی نداشته‌اند. والدینی که مراقبت‌های اولیه و کافی در اختیار فرزندشان قرار نمی‌دهند و در دسترس کودک نیستند، پایه‌گذار این نگرانی در فرزندشان هستند.   اما آدم‌های مطیع از شکست هم می‌ترسند. آنها اینگونه فکر می‌کنند: «اگر شکست بخورم دیگران را ناامید خواهم کرد یا مجازات خواهم شد.» ترس از شکست هم ناشی از تجربه‌های اولیه گذشته است که در آن فرد به خاطر یک اشتباه کوچک مجازات شده است. کسانی که والدینی سخت‌گیر و بسیار منتقد دارند، بیشتر از دیگران دچار نگرانی از شکست می‌شوند. هر تجربه اولیه‌ای که همراه با انتقادهای شدید و مجازات باشد، باعث ایجاد اضطراب در افراد برای انجام تعهدات می‌شود. فرقی نمی‌کند که تعهدات چقدر ساده یا دشوار باشند؛ ترس از شکست هرگز این فرد را رها نمی‌کند. اگرچه ممکن است این افراد منتقد یا والدین ( یا معلم) سخت‌گیر دیگر در زندگی فرد حضور نداشته باشند یا تاثیر گذار نباشند اما ترس و اضطراب نهادینه شده از تجربه‌های تلخ باعث می‌شود که او همیشه نگران باشد. اما آنچه باید بدانید این است که هرچند اولویت دادن به نیازهای دیگران از شما چهره جذاب و دلپذیری می‌سازد اما زمانی که خواسته‌ها، اهداف و نیازهای خودتان در اولویت قرار ندارد، دچار مشکلات بسیار جدی و مهمی در زندگی‌تان می‌شوید. نادیده گرفتن خود کسی که بیش از اندازه به دیگران توجه می‌کند و وقت زیادی صرف دیگران می‌کند، فرصتی برای توجه به سلامت جسمی و روانی خودش ندارد. تمام تلاش آدم مهربان این است که دیگران فعال، خوشحال و آرام باشند. یک والد مطیع دائما مراقب غذای سالم فرزندانش است و یا وقت زیادی را صرف برنامه‌ریزی برای موفقیت‌های زندگی فرزندانش می‌کند اما هرگز فرصتی برای توجه به نیازهای خودش ندارد. اگر فقط در جهت رضایت دیگران قدم برمی‌دارید، بدون شک انسان مهربانی هستید. مراقبت و توجه به دیگران بسیار خوب است اما مهربانی در حق دیگران به معنای آن نیست که خود را وقف دیگران کنید. وقتی به خودتان توجه کنید، دیگران را بیشتر از وجود خود بهره‌مند می‌کنید. آدم سالم، توان و انرژی لازم برای مراقبت از دیگران را دارد.  بنابراین برای اطرافیان‌تان بسیار خوب خواهد بود که شما به اندازه کافی بخوابید، غذای سالم بخورید، ورزش کنید، مطالعه کنید، تفریح داشته باشید و شاد زندگی کنید. خدمت کردن به دیگران در حالی‌که احساسات‌تان را سرکوب کرده‌اید، خشم‌تان را فرو خورده‌اید یا وقت غذا خوردن ندارید، غیر ممکن است؛ چون روزی فرا می‌رسد که دیگر توانی برای خوشحال کردن دیگران باقی نمی‌ماند. احساس ناکامی در کنار دیگران اگرچه آدم مطیع تلاش می‌کند دیگران را شاد نگه دارد اما این باعث نمی‌شود همیشه از کاری که می‌کند لذت ببرد.  استرس و نگرانی دائمی به خاطر اینکه دیگران چه فکر می‌کنند و یا چه واکنش خواهند داشت و قرار گرفتن در شرایطی که اغلب به فرد تحمیل می‌شود و مانع انجام فعالیت دلخواه او می‌شود، عواملی هستند که در ایجاد احساس ناکامی اثر دارند. این نارضایتی و احساس ناکامی بالاخره خود را در رفتار و گفتار نشان داده می‌شود. بنابراین شاید بهتر باشد کمتر به فکر راضی نگه داشتن دیگران باشید. استرس و افسردگی معنای استرس و نگرانی این است که بار و فشار زیادی به شما تحمیل می‌شود که تاب و توان آن را ندارید. افرادی که دائما برای جلب رضایت دیگران تلاش می‌کنند، معمولا دچار استرس شدید و رفتارها و واکنش‌های ناسالم هستند. استرس و افسردگی را می‌توان با درمان‌های دارویی کنترل کرد اما تا زمانی که این روند ادامه داشته باشد، نباید انتظار داشته باشید تغییر موثر و ویژه‌ای در زندگی‌تان اتفاق بیفتد. برای رهایی از استرس و افسردگی در چنین وضعیتی باید بپذیرید که نباید همیشه فراتر از تعهدات و وظایف تعریف شده خودتان پیش بروید و به خاطر دیگران از خواسته خود بگذرید. رنج مفید بودن حمایت و همراهی با دیگران خوب است و تا اندازه‌ای منطقی است. اما اگر نتوانید به دیگران نه بگویید، ممکن است آنها را دچار این سوءتفاهم کنید که اجازه دارند تا هرجایی که می‌توانند خود را به شما تحمیل کنند. چه چیزی بهتر از اینکه یک نفر همیشه در دسترس و در اختیار یا مطیع و فرمانبر باشد؟ متاسفانه دیگران مرزها و حریم شما را تشخیص نخواهند داد، مگر اینکه بتوانید برخی از خواسته‌های آنها را رد کنید و گاهی اجازه ورود به حریم خود را ندهید. این شما هستید که به دیگران می‌گویید چگونه با شما رفتار کنند. اگر حریمی برای خودتان قائل باشید، توقع دیگران را به اندازه توان و موقعیت خود پایین می‌آورید. در این‌صورت، کمتر رنج می‌کشید و چیزی را هم از دست نمی‌دهید. از گفتن «نه» یا «نمی‌توانم» نترسید. شاید لازم باشد کمی روی اعتماد به نفس خود کار کنید و از طریق رفتار درمانی  ترس از شکست و طرد شدن را رفع کنید. برای ایجاد این تغییرات ابتدا باید به این نتیجه برسید که باید خودتان را به اندازه دیگران دوست داشته باشید.  
آیا پس از زایمان میتوان رابطه جنسی داشت؟ خانم ها همیشه مقدم نیستند 5 نشانه که دوستتان شما را برای رابطه جنسی میخواهد نه برای ازدواج تست روانشناسی قصه شده ام!

زنان حادثه

برگزیده‌ای از مجموعه عکس ''من یک زن هستم''

شفق کلهر متولد ۱۳۵۵ در تهران، دانش آموخته کارشناسی ارشد فلسفه است و از سال ۱۳۷۴ تا کنون مشغول به تدریس پیانو بوده است. وی می‌گوید عکاسی را از سال ۱۳۸۷ به شکل جدی آغاز کرده است. ''من یک زن هستم'' نام مجموعه‌ای از عکس‌های شفق کلهر است که بازتاب نگاه عکاس به زندگی روزمره  وی است. در این عکس‌ها خالق اثر در انعکاس یک آینه حضور دائمی و البته شاید بتوان گفت غیرمتعارف دارد. آنچه که هستیم در میان قاب بودن است. قابی از زندگی. هرکدام ما در میان اجسام و دیگرانیم که ما را در میان قابی از وظایف ترسیم می‌کنند و با آن‌ها تعریف می‌شویم. شفق کلهر این مجموعه را خود نگاری و بیان زندگی روزمره می‌نامد و می‌گوید: لحظاتی که هر زن تجربه اش کرده. آینه ‌ام آینه ‌ایست که هر زنی در خانه ‌اش دارد. وی اضافه می‌کند: آینه ‌ای برای اصلاح صورت و آرایش کردن، نمادیست زنانه و ابزاری برای خود آرایی در جهت خود نمایاندن، اما روایت موجود به لحاظ نوع کارکرد از آینه رسانه‌ ای ساخته تا حضور زن در خانه و محل کار، در برخورد با افراد داخل خانه و اجتماع بیرون را در حضور پنهان و آشکار من به تصویر کشد. کلهر در این "خودنگاری" به وظایف و مسئولیت‌های گوناگون زندگی شخصی یک زن نگاهی انداخته است. گرچه به قول عکاس "این پرسه زدن‌ها" به نظر شخصی است، اما می‌تواند روایت روزمرگی‌های دیگران نیز باشد. عکاس می‌گوید: بخشی که هرچقدر تکنولوژی پیشرفت کند هم تغییر نمی یابد. در کنش و تعامل با دیگران، دیگرانی که وظایف‌ات را ترسیم می‌کنند، اشکال و رفتارهای متفاوتی رخ می‌نماید. همسر بودن، مادر بودن، شاغل بودن... شفق ''در میانه قاب بودن" را به " تصویر'' می‌کشد: روایتی ساده از زندگی. چنان ساده که گاه نمی‌بینیم‌ شان اما هستند و ما درگیر آن‌هاییم و یا آن‌ها درگیر ما. سه عکس از این مجموعه توانست جزو عکس‌های برگزیده مسابقه "زنان در قاب" شود. مجموعه کاملی از این خودنگاری‌ها در شبکه اینستاگرام شفق کلهر منتشر شده است. توضیحات عکس‌های مجموعه حاضر توسط عکاس نوشته شده است. برخی از این توضیحات در ادامه آورده شده است. بخش جدایی ناپذیر زندگی هر زن آشپزی است. هر زن ساعاتی از زندگی روزانه‌ اش را به آشپزی مشغول است. اجاق گاز. ظروف و موادی که در برابر زن قرار می‌گیرند. به طور یقین با وجود ماشین‌های گوناگون خانه‌داری امروزه بسیار راحت‌تر از زمان مادر بزرگ‌های ماست. اما زن در تقابل با این ماشین‌ها زندگی روزانه‌اش تعریف شده. ماشینی که جای دست‌های ما لباس می‌شوید و گونه‌ای وظیفه فیزیکی زن را انجام می‌دهد. پس او هم عضوی از زن شده مانند دست‌ها. دوری و فاصله تجربه‌ی هر روزه من است. خواهران من درکنارم نیستند اما هر روز با کمک اینترنت سعی داریم این فاصله را پر کنیم. با هم بودنی مجازی که همچنان در واقعیت دست‌های من از لمس بودنشان در کنارم سرد است. پسرم وابستگی عاطفی با شیشه شیرش داشت. حتی در میان بازی و سر به هوایی زمان خوردن شیر همه چیز را رها می‌کرد و با آرامش شیر می‌خورد. از ۱۹ سالگی ام پیانو درس داده‌ام. شغلی که تا به امروز عاشقانه دوستش داشته‌ام و دارم. پیانو و شاگردانم بخشی از کنش روزمره من هستند. ظرف شستن و لحظاتی را مشغول به ساییدن. لحظاتی که تمام فکرت از بین بردن چربی‌هاست. محتویات یخچال در هر خانه نشانه ذوق اشتهایی افراد آن خانه است. زن خانه باید علاقه اشتهایی افراد خانواده را بشناسد و آنرا پر کند. گاهی در میانه بازی خواب سراغ پسرم می‌آید. دیدن این صحنه برای هر مادری لذت بخش است. نظافت سرویس بهداشتی خانه. لحظاتی را که تنها فکر زن برق انداختن و میکروب زدایی است. خرید مایحتاج خانه بخشی از زندگی هر زن است، حتی اگر زن به خرید نرود تنها اوست که مایحتاج خانه را می‌داند. آنچه لازم داریم می‌شود بخشی از فکر روزانه‌ زن. غذا خوردن یک کودک نوپا واقعا دیدنی است. تجربه قاشق دست گرفتن. ریخت و پاش... بعد از بچه دار شدنمان سیگار کشیدن همسرم اغلب خارج از خانه و یا دم پنجره است در زمانی ‌که پسرمان خواب است. با تمام دل‌مشغولی‌هایمان سعی کردیم لحظات با هم بودن دوتایی‌ مان را حفظ کنیم. بازی‌های کامپیوتری. لحظاتی که ذهن شلوغ روزمره‌ ات را در آن‌ها رها می کنی. علاقه کودک نوپا به تقلید از بزرگترها بسیار دیدنی است. پسرم سعی دارد مثل ما مسواک بزند. لحظاتی که خانواده‌ام در کنار همدیگر هستند و هر کدام در دنیای خویش. پسرم تلویزیون می‌بیند و شوهرم سرگرم موبایل و اپلیکیشن هاست. بخشی از زندگی این روزهای اکثر خانواده ها. رسانه‌هایی که ما را مشغول به خود می‌کنند. وجود یک کودک نوپا کافیست که هفته‌ای چندین بار زن خانه مشغول به جارو برقی کشیدن شود. پسرم ابتدا از صدای جارو برقی می‌ هراسید و آنرا مانند موجودی ترسناک می ‌دید اما اکنون از این کار بسیار لذت می‌برد و دائم دور و بر من می‌چرخد و حتی کمکم می‌کند. زندگی آپارتمانی و مدرن کودکان امروزه را کلافه کرده است. من هر روز که در خانه در کنار پسرم باشم بخشی از روزمان را در پارک می‌گذرانیم. لحظاتی که من هم سعی می‌کنم همپای او کودک شوم.

ایوانکا ترامپ، بانوی اول واقعی آمریکا؟

ماه ژانویه وقتی دونالد ترامپ رییس جمهوری منتخب آمریکا رسما عهده‌دار این سمت شود، همسرش ملینا بانوی اول آمریکا خواهد شد. اما بسیاری از صاحبنظران معتقدند این ایوانکا دختر آقای ترامپ است که برخی از وظایف سیاسی را به عهده خواهد گرفت. در طول کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ دختر ۳۵ ساله‌اش همواره در کنار او بود، در اجتماعات سخنرانی می‌کرد و به اشکال گوناگون برای پدرش رای جمع می‌کرد. ملینا به عنوان یک فعال اقتصادی موفق و مادر سه فرزند، توانسته تا حدودی حمایت زنان را جلب کند که بسیاری از آنها به خاطر اظهار نظرها و رفتار آقای ترامپ با زنان از او دل خوشی ندارند. دونالد جونیور یکی از پسران آقای ترامپ می‌گوید ایوانکا فرزند مورد علاقه پدرش است و آقای ترامپ او را \"دختر کوچولوی بابا\" خطاب می‌کند. وقتی از هم دورند حداقل روزی پنج بار با هم تلفنی صحبت می‌کنند. در طول کارزار انتخاباتی ایوانکا برای حمایت از پدرش هزاران کیلومتر در سراسر آمریکا سفر کرد و برخی از مسافرت‌ها در دوره بارداری او بود. مجله وینتی فیر او را \"همسر نیابتی\" آقای ترامپ توصیف کرده و نوشت:\"به نظر می‌رسد کارزار تبلیغاتی دونالد ترامپ برای رساندن پیام خود به مردم ترجیح می‌دهد به جای همسرش از ایوانکا استفاده کند.\" این ایوانکا بود و نه ملینا همسر آقای ترامپ که او را بعنوان نامزد حزب جمهوری‌خواه برای انتخابات ریاست جمهوری معرفی کرد. او زیرکانه از پدرش محافظت می‌کند و نقطه ضعف‌های او را می‌پوشاند. ایوانکا در مصاحبه‌ای با هفته‌نامه ساندی تایمز گفت پدرش همواره حامی فمینیسم بوده و \"او یکی از دلایل اصلی است که من توانسته‌ام زنی باشم که امروزه می‌بینید.\" ایوانکا در اداره و مدیریت موسسات ترامپ و هتل‌های زنجیره‌ای آن به برادرانش اریک و دونالد جونیور کمک می‌کند. او در فعالیت‌های اقتصادی پدرش اختیاراتی دارد که هیچیک از همسران آقای ترامپ نداشته و ندارند. گفته می‌شود او مدیر بخشی از بزرگترین معاملات در موسسات اقتصادی ترامپ است. ایوانکا در عین حال مارک (برند) مد لباس خود را هم دارد که شعار تبلیغاتی آن \"زنانی که کار می‌کنند\" است. او در وبسایت خود می‌گوید :\"می‌خواهم به زنان الهام دهم و آنها را نیرومند کنم تا زندگی را که دوست دارند بسازند، زندگی که فقط به آنها تعلق دارد و نه توقعات و انتظارات دیگران.\" در شرایطی که دونالد ترامپ در طول کارزار انتخاباتی به تبعیض جنسیتی و بدرفتار با زنان متهم شد ایوانکا تلاش می‌کرد تا حمایت زنان را جلب کند. او در سخنرانی در ماه ژوئیه گفت:\"خانواده‌های آمریکایی به کمک نیاز دارند. سیاست‌هایی که به رشد و شکوفایی زنان صاحب فرزند کمک می‌کند نباید فقط برای عده معدود بلکه برای همه فراهم باشد. سیاستمداران از دستمزد برابر برای زنان صحبت می‌کنند ولی پدرم این روش را در تمام دوره مدیریتش در تمام شرکت‌های خود اجرا کرده است.\" دیدگاه او در مورد مرخصی زایمان و نگهداری از کودکان خردسال روی سیاست‌های پدرش تاثیر گذاشته است. دونالد ترامپ در یک اجتماع انتخاباتی در آیووا گفت:\"ایوانکا همیشه روی این مسئله اصرار داشته و مرتب به من گفته که باید این کار را بکنیم. او خیلی باهوش است و حق با اوست.\" در شبکه‌های اجتماعی ایوانکا از پدرش محتاط تر است. او در صفحه اینستاگرام خود که حدود ۱.۵ میلیون دنباله رو دارد، عکس‌های خانوادگی و یا نکته‌های الهام بخش منتشر می‌کند. در مقایسه با او ملینا همسر آقای ترامپ و بانوی اول آینده آمریکا فقط ۱۲ هزار و پانصد دنباله رو دارد. شاید امروزه عکس‌های هیلاری و بیل کلینتون در مراسم ازدواج دونالد ترامپ با ملینا حذف شوند ولی ایوانکا هنوز دوستی نزدیک خود با چلسی، دختر کلینتون‌ها را حفظ کرده است. هر چند طبق گزارش‌های منتشر شده در دوران کارزار انتخاباتی آنها روابط خود را موقتا متوقف کردند. ایوانکا در مصاحبه‌ای با مجله پیپل گفت:\"روابط ما دوستانه است ولی در حال حاضر در فضای زندگی هر دو ما فشار زیادی وجود دارد.\" در ماه اوت یکی از رسانه‌های آمریکایی از دونالد ترامپ پرسیده بود اگر به مقام ریاست جمهوری برسد کدام زن را وارد کابینه خواهد کرد؟ او در پاسخ گفت:\"زنان زیادی هستند که از بین آنها می‌توان انتخاب کرد. ولی همه خواهند گفت ایوانکا را انتخاب کن.\" ایوانکا در عرصه سیاست هیچ تجربه‌ای ندارد ولی پدرش دونالد ترامپ نیز هیچ تجربه سیاسی نداشت. در نتیجه بعید نیست ایوانکا به یکی از افراد مهم در حلقه نزدیکان رییس جمهور آینده آمریکا بدل شود. در جواب به سئوال مجله کوزموپولیتن که از او پرسید آیا زمانی در انتخابات ریاست جمهوری نامزد خواهد شد ایوانکا گفت چنین احتمالی را رد نمی‌کند و افزود:\"بعید می‌دانم. ولی یاد گرفته‌ام که در زندگی هیچگاه نباید گفت نه، چون آدم را محدود می‌کند.\"  
دختران شایسته جهان ازکجا می آیند ادل، خواننده مشهور بریتانیایی: من حالا متاهل هستم سرپرستی تحقیقات علمی ویروس ابولا توسط دانشمند ایرانی‌ ارشاد منجی: معتقد و هم جنس گرا آیا پینار سلک محکوم میشود؟

حقوق زنان

چگونه میشود از یک مرد خسیس نجات پیدا کرد؟

با یک مرد خسیس چه باید کرد؟ وقتی از یک "شوهر خسیس" صحبت میکنیم، منظورمان مردی است که از پرداخت مخارج روزمره خانواده اش، مثل خوراک و پوشاک و سلامت، علیرغم توانایی مالی امتناع میکند و زندگی را برای آنها تبدیل به رنجی دائمی کرده است . شمایی که این مطلب را میخوانید شاید شبیه این مورد را دیده یا شنیده باشید. مطمتن باشید بعد از خواندن این مطلب میتوانید به افرادی که مشکلی شبیه این دارند مشاوره های اولیه را بدهید. در حال ورود به به دفتر وکالت هستم که مادر و دختری همزمان با من از دفتر خارج میشوند. مادر را درست نمیبینم اما کمی خمیده است نه از کهولت سن که انگار از حالی که اصلا خوش نیست. دخترک که 7-26 ساله به نظر میرسد، کمی چهره اش متعجب است، اما تعجب آمیخته با شادی و امیدواری. پله هار را بالا میروم هنوز نمیدانم قرار است درباره کدامیک از موضوعات حقوقی که میتواند دامن زندگی یک زن را بگیرد، صحبت کنم. بالا که میرسم ، سارا نجیمی، وکیل جوانی که برای نوشتن این مطالب سراغش رفته ام،  خودش شروع میکند به گفتن از مادر و دختری که وقت ورود با آنها برخورد کردم. 28 سال است که این زن با شوهرش زندگی میکند، مرد به غایت خسیس است به طوریکه به سادگی میتوان گفت دچار بیماریست. این مسئله در پدر خانواده به حدی بغرنج است که گاهی ممکن است بچه هایش را به بهانه اینکه پول زیادی خرج کرده، گرسنه نگه دارد یا اگر ببیند که همسرش وقت پختن غذا آنرا میچشد قشقرق به پا کند که تو همه چیز را یواشکی میخوری. حالا تصور کنید با مردی تا این حد بیمار که حتی مهر پدری او تحت تاثیر خساستش قرار میگرد چطور میتوان به زندگی ادامه داد؟! اما آنطور که مادر خانواده برای وکیلش گفته بود تا آنروز هرگز کارشان به جدایی نکشیده. تا وقتی که بچه ها از اب و گل درنیامده بودند که مادر برای خاطر آنها سوخته و ساخته و بعد از آن هم هر وقت بحث جدایی برای زن جدی میشده مرد گریه میکرده و به التماس می افتاده و قول های بی پشتوانه میداده که خودش را اصلاح کند. اینبار اما مادر به پشتوانه دخترش که برای خودش سرکار میرود و دیگر تحمل تماشای زندگی مادرش با مردی که نیازهای اولیه او را دریغ میکند ندارد، آمده برای اینکه بداند حق و حقوقش چیست . چطور میتواند از این عذاب، با نام مستعار زندگی، خلاص شود. از سارا نجیمی میخواهم گام به گام برایم توضیح دهد که کسی که دچار چنین مسئله ایست چه باید بکند و چه راههایی پیش پای اوست؟ او میگوید: «اول از همه به سراغ یک وکیل بروند یا اگر توان پرداخت هزینه اش را ندارند دست کم از یک وکیل مشاوره حقوقی بگیرند.» باقی توصیه های راهبردی خانم وکیل به این شرح است: خانم شاکی این پرونده با توجه به اینکه حق طلاق ندارد و حق طلاق در قانون ما اساسا با مرد است و با توجه به اینکه شوهرش خسیس است باید در گام اول حقوق مالی اش را به اجرا بگدارد؛ حقوقی که شامل مهریه، نفقه و اجرت المثلند. طبیعی است که آدمی که تا این حد خسیس است هرگز نمی اید 50-60 میلیون پول به همسرش بدهد، مجبور است معامله کند و به طلاق رضایت دهد. به این ترتیب زن هم به بخشی از حقوق مادی اش میرسد و هم میتواند از اجبار زیستن با این مرد نجات پیدا کند. مطالبه مهریه به این صورت است که وکیل یا مشاوری که به او مراجعه کردید نرخ مهریه را به روز محاسبه میکند این محاسبه با فرمولی انجام میشود که ثابت است و نیاز به کار کارشناسی و نظر قاضی و ... ندارد. بنابراین زن در همان جلسه نخست مراجعه میداند که چقدر باید از همسرش مطالبه مهریه کند. مهریه این خانم که 28 سال پیش 150 هزار تومان بوده به نرخ امروز چیزی حدود 20 میلیون تومان میشود. بحث بعدی اجرت المثل است؛ پولی که بابت کارهایی زن در ایام زندگی مشترک در زندگی شوهرش انجام داده به او پرداخت میشود. اجرت المثل را قبلا فقط در صورت طلاق میشد مطالبه کرد اما امروز میشود درست مثل مهریه بدون داشتن تقاضای طلاق هم مطالبه اش کرد. اجرت المثل اما مثل مهریه فرمول مشخصی ندارد. کارشناس رسمی دادگستری آن را طبق شئونات زندگی زن و تمکن مالی همسرش تعیین میکند. برای مثال زنی که در شمال شهر تهران زندگی میکند با زنی که در جنوبی ترین نقطه شهر زندگی میکند، اجرت المثل برابری نمیگیرند اما برای اینکه یک تصور کلی از اجرت المثل داشته باشید به طور میانگین زنی که سی سال با شوهرش در یک خانواده متوسط زندگی کرده حدود 30 میلیون تومان اجرت المثل دریافت میکند؛ کمی کمتر یا بیشتر. محاسبه نفقه هم درست مثل محاسبه اجرت المثل کار کارشناس رسمی دادگستریست. نفقه همچنانکه میدانید پولیست که شوهر موظف است برای هزینه های زن به او بپردازد و تحت هیچ شرایط و با هیچ بهانه ای مثل اینکه زن شاغل بوده یا خودش تمکن مالی دارد و اساسا به این پول نیازی ندارد از عهده مرد ساقط نمیشود جز در صورت عدم تمکین. اما مردی که نفقه را ترک میکند دادگاه محکومش میکند به پرداخت آن. برای اینکه یک تصور کلی از نفقه ای که توسط کارشناسان تامین میشود داشته باشید به طور تقریبی برای یک زن در یک خانواده متوسط حدود ماهی 500 هزار تومان میشود. درباره نفقه جالب است بدانید که از آنجا که شوهر موظف است مطابق شان همسرش به او نفقه دهد، وضعیت مالی خانواده پدری زن نیز در به دست آوردن این عدد موثر است. سرانجام اینکه در این پرونده زن با طرح دادخواست مطالبه مهریه، اجرت المثل و نفقه ترک شده در ماههای اخیر میتواند مرد را در دادگاه به پرداخت چیزی نزدیک به 60میلیون تومان پول نقد محکوم کند  بی اینکه درخواست طلاق داشته باشد و مرد که به دلیل خساست ثابت شده از پرداخت این مبلغ سرباز میزند به طور توافقی به مبلغی کمتر رضایت میدهد و در عوض با طلاق زن موافقت میکند و زن نهایتا از زندگی دردناکش نجات پیدا میکند؛ آنهم در شرایطی که فرزندانش با پشت سر گذاشت سن بلوغ شرعی میتوانند زندگی کردن با مادرشان را انتخاب کنند. اگر دچار مشکلاتی از این دست هستید، یا کسی را میشناسید که به مشاوره دقیق تری نیاز دارد میتوانید با خانم سارا نجیمی، با شماره تلفن 09125716890 تماس بگیرید.

زنان ترک قهقهه‌زنان توییتر را فتح کردند

زنان ترک در اعتراض به اظهارنظر یک مقام سیاسی کشور که زنان را از خنده در معابر عمومی منع کرده بود هزاران بار عکس‌های در حال خنده‌ی خود را در توییتر منتشر کردند. زنان از دیگر کشورها نیز به آن‌ها پیوسته‌اند. یک اظهارنظر بحث‌انگیز کافی بود که توییتر به تصرف زنان ترکیه‌ای که عکس‌های خندان خود را منتشر کردند درآید. وقتی بولنت آرینک٬ معاون نخست وزیر ترکیه روز دوشنبه (۲۸ ژوئیه/ ۶ مرداد)٬ درباره خنده زنان نظر داد جرقه حرکتی زده شد که هزاران زن ترک را به شبکه‌های اجتماهی خصوصا توییتر کشاند تا عکس‌های خود را در حال قهقهه‌ زدن منتشر کنند. این زنان با لبخند‌های پهن که صورتشان را پوشانده به چه اعتراض کردند؟ معاون نخست وزیر ترکیه روز دوشنبه گفت زنان نباید با صدای بلند و در ملاءعام بخندند. او البته موارد دیگری را نیز منع کرد. او از مکالمه طولانی زنان با تلفن‌های همراه انتقاد و از جذابیت‌های زنانه در محیط‌های عمومی ابراز ناخرسندی کرد. او گفت که همه این‌ها نشانه فاسد شدن اخلاقی جامعه ترکیه است و باید ممنوع شود. این معاون نخست‌وزیر در حالی حتی از صحبت زنان با تلفن‌های همراه انتقاد کرد که هزاران "سلفی‌" که زنان ترک با تلفن‌های هوشمند خود گرفته‌اند و در آن‌ها دارند می‌خندند در توییتر منتشر شد و هشتگ "kahkaha" هزاران بار از سوی آنان استفاده شد. معنی این کلمه در ترکی خنده یا همان قهقهه است. در توییت‌ها هشتگ direnkahkaha نیز به کرات استفاده شد. این عبارت در ترکی به معنای "خنده‌ی مقاومت" است. به گزارش وب سایت مشابل این هشتگ از دوشنبه تا کنون بیش از ۳۵ هزار بار استفاده شده است. برخی از توییت‌ها نیز از این قرار هستند که "خنده اقدامی انقلابی است" یا کاربری دیگر در توییتش پیشنهاد کرده است که زنان روز خود را با خنده شروع کنند. در یکی از توییت‌ها هم عکس همسر رجب طبیب اردوغان٬ نخست ‌وزیر ترکیه در حال خندیدن در یک مراسم عمومی منتشر شده و زیر آن نوشته شده است: «برای حفظ عفت عمومی… زنان حتما بخندند.» این حرکت البته به زنان ترک محدود نمانده است و زنان از دیگر نقاط دنیا نیز در حال ابراز همبستگی با زنان ترک‌اند. زنانی که از کشورهای مختلف دنیا پیغام همبستگی برای زنان ترک توییت می‌کنند ابتدا جمله‌ای به نشانه همبستگی و اتحاد جهانی زنانه می‌نویسند و سپس نام کشور خود را می‌آورند. به این ترتیب زنان خنده‌ روی توییتر هر ساعت در حال بیش‌تر شدن‌اند و از مرزهای ترکیه سرازیر شده و در اقصی نقاط دنیا مشغول اعتراض به سیاستمداری هستند که اظهارات واپس‌گرایانه‌اش قابل قبول واقع نشد. در ترکیه تعدادی از چهره‌های شناخته شده سیاسی و فرهنگی نیز در توییت‌هایی جداگانه همبستگی خود با زنان کشور را اعلام کردند.
مهریه را معقول تعیین کنید ناتالی پورتمن: به اشتون کوچنر سه برابر من دستمزد دادند خرده مصیبتهای بچه دار نشدن هزاران زن در ترکیه به اصلاحیه جدید قانون تجاوز به دختربچه‌ها اعتراض کردند ازدواج فامیلی