1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

 

هر چقدر شرایط اقتصادی رو به وخامت گذارد، میزان صرفه جویی در مخارج خانواده نیز خود بخود بالاتر خواهد رفت. یکی از موارد اصلی مخارج خانوارها هزینه بنزینی است که برای اتومبیلهای خانواده مصرف می گردد. با توجه به شرایط شهرهای بزرگ داشتن اتومبیل یکی از ملزومات هر خانواده است اما چگونه میتوانیم از عهده هزینه های زیاد بنزین بر بیاییم بدون اینکه میزان استفاده از آنرا کم نماییم؟

در ذیل چند نکته مهم را که میتوانید با گوشزد به آقایان آنان را تحت تاثیر قرار دهید با هم مرور می نماییم.

1-     موتور گرم کمتر سوخت مصرف می نماید.

اگر چند جای مختلف باید بروید بهتر است اول از همه از دورترین مقصد شروع نمایید و کم کم به نزدیکترین نقطه به خانه برسید.

2-    کولر خاموش

سعی نمایید از کولر اتومبیل تنها در سرعتهای بالاتر از 80 کیلومتر در ساعت استفاده نمایید. هوای بیرون در بیشتر مواقع آنقدرها بد هم نیست. کولر روشن مقدار زیادی از بنزین شما را بهدر می دهد.

3-    صندوق عقب خالی

صندوق عقب اتومبیل خود را خالی نمایید. کیسه شن، زنجیر چرخ، جعبه ابزار بی مصرف همگی باعث سنگینی بیجهت اتومبیل و در نتیجه افزایش میزان سوخت اتومبیل می گردد. تنها آچار چرخ و جک اتومبیل برای شما کافیست.

4-      هر از چند گاهی میزان باد چرخای خود را چک نمایید.

باد چرخها باید بصورت مساوی بین چهار چرخ اتومبیل تنظیم شده باشد. چرخهای پهن که بسیار هم مورد توجه است باعث بیشتر شدن مصرف سوخت میشود سعی نمایید کمی از تظاهر بدور باشید و با لاستیکهای به اندازه معمولی رانندگی نمایید.

5-      تنظیم موتور اتومبیل

هر چند وقت یکبار موتور اتومبیل شما نیاز به تنظیم دارد سعی نمایید با تنظیم بموقع ار افزایش میزان مصرف اتومبیل خود جلوگیری نمایید.

با توجه به این نکات ساده هم میتوانید به کاهش آلودگی هوا کمک نمایید و هم در مخارج خانه یک صرفه جویی اساسی انجام دهید. یادتان باشد این نکات را به شوهرتان یادآوری نمایید تا او را تحت تاثیر معلومات اتومبیلی خود قرار دهید.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

خدایا دست ات را از گلویم بردار

این روزها از دست خدا کلافه ام. اصولا رابطه من و خدا خیلی خوب است. من شاید بنده شاکر خوبی نباشم او اما همیشه شش دانگ حواس اش به من است. این روزها نمی دانم سرش به کدامین بنده اش گرم است که حس می کنم پیچ خورده ایم به هم.

مرگ هیچ وقت عادی نمی شود

آدم ها می میرند،مرگ طبیعی است اما مرگ آدم هایی كه دوستشان داریم برای ما عادی نمی شود. مرگ طبیعی است اما كسانی كه دوستشان داریم دفعه اولشان است كه می میرند و برای همین مرگ شان طبیعی نمی شود.
مهر، با بوی تند مدرسه آیا شوهر خوبی برای من میشه؟ عشق همه چیز است برای رفع دلتنگی هایت وقت بگذار ساعت بی عقربه

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

لامپ کم مصرف حامی محیط زیست

این روزها همه در جستجوی راهکارهایی برای کاهش هزینه های خانه و زندگی هستند که یکی از این راه کارها که از سالها پیش نیز تبلیغات وسیعی برای آن شده، استفاده از لامپ های کم مصرف است.

کیفی پر از مدرسه

روزهای آخر شهریور می توان از همه فروشگاههای لوازم التحریر متنفر بود. با انواع و اقسام مدادها و روان نویس ها و دفترها که هر کدام به تنهایی فریاد می زنند" من رو بخر، من رو بخر" و تو طلسم می شوی.
ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد 10 زن میلیاردر جهان را بشناسید با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه توصیه هایی برای تنظیم خرج خانه (قسمت اول)

مطالب تصادفی

گزارش روز

ماه گرفتگی

بر همه کسانی که دوست دارند یک بار دیگر ماه گرفتگی را ببیند یک خبر خوش این که قرار است امشب چهارشنبه از ساعت ۲۱ و ۵۴ دقیقه و ۳۷ ثانیه  یک ماه گرفتگی با خسوف نیمسایه ای آغاز شود و در ساعت ۳ و ۳۰ دقیقه و ۴۱ ثانیه روز ۲۶ خردادبه پایان رسد.

مرثیه ای به نام طلاق در ایران

زمانی نه چندان دور در همین كشور ایران دختر باید با لباس سفید به خانه بخت می رفت و با كفن از خانه شوهرش بیرون می آمد، اما مدتهاست كه دیگر این قانون عرفی شكسته شده است. طلاق واژه ای شده است كه راحت به زبان می آید. كلمه ای كه اگر روزی بر زبان كسی می آمد از خانواده طرد می شد.
تهرانی ها ازدواج نمی کنند زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی ! پدیده یا فاجعه زنان در جنبش بحرين تاکسی‌های اینترنتی چگونه در دنیا فراگیر شدند؟ راه پر از سنگلاخ دختران برای ورود به دانشگاه

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

خصوصیات متولدین فصل بهار

در اغلب فرهنگ های بشری و بر اساس  تجربه زندگی، این اعتقاد عمومی وجود دارد که خصلت های اساسی هر فرد رابطه مستقیمی با ماه تولدش دارد. اجازه دهید به حرمت این  فرهنگ عمومی بشری، وارد بحث درست و غلط بودن شان از نظر علمی نشویم. اگر بخشی از شخصیت خود را  مطابق با ویژگی های برج فلکی می بینید که بسیار هم عالی… اگر ذاتا اهل این نوع  دیدنِ دنیا نیستید هم بسیارعالی… شیوه دقت در رفتار و مرام، یک عادت باستانی است. نوعی رفتارشناسی که نتیجه بازنگری طولانی بشر نسبت به خصلت های فردی است. حکم خرافات دادن به انگیزه ها و کنجکاوی های بشری، می تواند همه جانبه نباشد. همه علوم اولیه، زمینه ساز علوم پیشرفته تر بشر هستند. پدیده ها را بهتر است تاریخی و تحولی دید. مضافا بر اینکه یک سرگرمی است. سرگرمی که انسان را وا می دارد به رفتارش بنگرد و دقت کند و نتیجتا کمی هم قادر به تصحیح شان باشد. متولدین فروردین یا برج Aries یا قوچ: شجاع، سرحال، خوشبین، صادق و خونگرم هستند ولی بی صبر، دمدمی مزاج و تهاجمی نیز هستند. عاشق لباس های راحت، علاقمند به مدیریت و کنترل دیگران، اهل رقابت فیزیکی و ورزش فردی می باشند. دوست ندارند بیکار و بی حرکت باشند. دیر کردن سر قرار، اذیت شان می کند. سراغ کاری که از استعدادشان استفاده نشود را نمی گیرند با وجود آنکه خوشبین هستند ولی به خودشان اجازه می دهند در بدبینی غرق شوند. به خاطر اینکه زود رنج هستند  فیوزشان زود می پرد و در ضمن چون لجباز تشریف دارند مدام دچار مصیبت و مشکل خواهند شد. متولدین ماه اردیبهشت یا برج Taurus گاو نر:  آدم های با ثبات، مسئول، اهل عمل و متعهد هستند. لجبازی و تسلط  طلبی و سختگیری هم جزو وجودشان است. عاشق پیشه اند ولی زیاد اهل گذشت نیستند.  آشپزی، گل و گلکاری و موسیقی را دوست دارند. اگر بتوانند لباس های با کیفیتِ خوب می خرند. تغییرات سریع را دوست ندارند، از پیچیده شدن ماجراها پرهیز می کنند. هر نوع ناامنی را نمی توانند تحمل کنند. عطش شان برای زندگی کم است و آن را تا ته سر نمی کشند. زیادی اهل کنترل دیگران هستند و اگر تسلط شان را از دست دهند کاسه و کوزه را بر سر آنها که برای شان عزیزتر هستند خراب می کنند. متولدین این ماه باید بپذیرند که کار و زندگی قرار نیست همیشه دقیق و بدون اشکال پیش رود. اصلا خود این ناگهانی و تصادفی بودن برنامه های زندگی است که آن را جالب می کند. متمولدین ماه خرداد یا برج Gemini دوپیکر: مهربان، آرام، عاطفی، کنجکاو و تطبیق پذیرهستند. توانایی یادگیری سریع و رد و بدل کردن ایده ها ر دارند. ولی چون در کار و زندگی پیگیر نیستند و زیاد تردید به خرج می دهند طبیعتا قدرت تصمیم گیری برای شان سخت است. کتاب و موسیقی و مجلات را دوست دارند. تقریبا با همه می توانند سر صحبت را باز کنند. دوست ندارند تنها باشند، از  چهارچوب های ایجاد شده دل خوشی ندارند. از تکرار و  برنامه ثابت می گریزند. زندگی شان دچار بحران می شود چون می خواهند هر طور شده به ثبات برسند. می گویند عاشق شدند ولی در حقیقت می ترسند از اینکه  نمی دانند چه چیزی دوست دارند. به یک شغل یا حرفه اکتفا می کنند چون حوصله تغییر و شجاعت ماندن در قلمرو ناآشنا و نامعلوم را ندارند.

فقط مردان بخوانند؛ چگونه دل خانمها را با کلمات صحیح بدست آورید!

بسیاری از مردان طرز صحبت کردن با یک خانم را نمی دانند، بهمین خاطر است که یک عمر از زندگیتان می گذرد و شما هنوز نتوانسته اید دل خانمی را بدست آورید و طبیعتا معنی و مفهوم عشق و خوشبختی را بچشید. این 15 نکته کوچک اولین قدمهایست که شما را به موفقیت می رساند. 1- شما باید در مورد موارد احساسی مانند خاطرات کودکی، آرزوها اهداف و مواردی که او را احساساتی می نماید صحبت نمایید. 2- زنان مردانی می خواهند که بتواند آنها را همراهی و رهبری نماید. وقتی دارید صحبت می کنید افسار مکالمه را در دست داشته باشیدف زنان دوست ندارند خود آغاز کننده، ادامه دهنده و کنترل کننده مکالمات باشند. 3- به حرکات غیر زبانی خانمه توجه داشته باشید. هنگام مکالمه زیاد نزدیک او نایستید، ممکن است ناخواسته  آب دهانتان بسمت او پرتاب شود یا او را معذب نمایید، خانمها با اشارات خود این را بشما خواهند فهماند. 4- این نکته را بخاطر بسپارید، شاد نه مسخره. خانمها ترجیح میدهند تا یک مکالمه پر انرژی از شما بشنوند تا یک جوک خننده دارو لودگی از شما. تفاوت این دو بسیار زیاد است. 5- حس رقابت را در او بر انگیزانید. خامها دوست دارند که در مقابل محرکی برانگیخته شوند. باید بتوانید این محرک را در آنان به آرامی و تحت کنترل بیدار نمایید. 6- زنان از مردانی که میدانند چه موقع و چگونه باید سطح مکالمات را به مسایل خصوصی کشاند خوششان می آید. معنی این آن نیست که در 5 دقیقه اول سعی نمایید از خصوصی ترین مسایل زنان سر در بیاورید. 7- زنان دوست دارند نظرتان را در موردشان ابراز دارید. آنچه را می بینید با نزاکت بیان دارید. 8- زیاد هم از ما تعریف نکنید. اگر زیاد از ما تعریف کنید ما فکر می کنیم که میخواهید ره صد ساله را یکشبه بروید و این بر ما اثر معکوس خواهد داشت. بنابراین بهتر است حتی اگر بچشم شما زیباترین زن عالم و آدم هستیم در یکی دو جمله مطلب را فیصله دهید . 9- اگر میخواهید ساعتها با یک خانم صحبت کنید و باعث سر رفتن حوصله نشوید از طرح سوالات پیاپی بپرهیزید. بهتر است سعی کنید نظر ایشان را راجع به مسایل مختلف بپرسید تا مانند یک جلسه کاری راجع به گذشته شان پیاپی سوال نمایید. 10- تفاوت سر صحبت را باز کردن بسیار زیاد است مثلا این جمله که: شما متولد کجا هستید؟ تا این جمله که بهتون نمیاد این اطراف بزرگ ششده باشید از زمین تا آسمان است. آقایانی که هنوز فکر میکنند جمله اول بهتر است از سطور بالا چیز زیادی هنوز یاد نگرفته اند. 11- بهیچوجه شخصیت خود را پنهان ننمایید. درمورد اعتقادات و احساساتتان رورواست باشید. صداقت بهترین حربه است این گفته را بخاطر داشته باشید. 12- هرگز مستقیما تنها چشمان یا اندام او را مورد ستایش قرار ندهید. 13- بهتر است جمله ای مناسب را پیدا نمایید تا به او بفهمانید که بمانند تنها یک آشنا با او احساس نمی کنید. 14- از مکالمات خود برای ایجاد فضای راحتتر و صمیمی تر استفاده نمایید. مراقب باشید که نوار ادب را قطع ننمایید. 15- خیلی زود هم در دام نیفتید، اگر ما احساس کنیم که خیلی زود میتوانیم شما را در دام بیندازیم کار شما تمام است و برای هیچ خانمی بدست آوردن راحت یک مرد کار سختی نیست. بهتر است خیلی آسان نباشید.
از چه قرص ضد بارداری استفاده کنیم اسپاگتی ابدی آمار اطلاعات جنسی 26 کشور جهان بعضی وقتها خوب است که بد باشیم چگونه افراد را به هم معرفی کنیم؟

زنان حادثه

اما واتسون: سینه‌های من چه ارتباطی به فمینیسم دارد؟

اما واتسون٬ هنرپیشه بریتانیایی و فعال فمینیست٬ در پاسخ به حملات چند روز گذشته منتقدانش در شبکه‌های اجتماعی گفته هرکس اختیار بدن خود را دارد و نمایش بخشی از آن نشانه پشت کردن به آرمان‌های عدالت جنسیتی نیست. ستاره فیلم‌های هری پاتر می‌گوید که فمینیسم به معنای دادن حق انتخاب به زنان است و آنان درباره بدن‌شان تصمیم می‌گیرند: فمینیسم چوبی نیست که با آن زنان را بکوبیم.‌ انتشار عکس اما واتسون در جلد مجله ونیتی‌فر در حالی که بخشی از سینه‌هایش پیداست٬ باعث انتقاد تند و گسترده منتقدانی شده که می‌گویند این فعال حقوق زنان به ایده‌آل‌های فمینیستی و برابری‌خواهانه خیانت کرده است. اما واتسون٬ سفیر حسن نیت سازمان ملل در امور زنان است و سخنرانی‌های او در اجلاس‌های جهانی برای برابری زنان مشهور است. بیش از دو سال است که او کارزاری را برای جلب حمایت مردان و از بین بردن شکاف جنسیتی شروع کرده و در این راه فعالیت می‌کند. نمایش فیلم دیو و دلبر او به تازگی آغاز شده و مجله ونیتی‌ فر هم در همین راستا عکس‌های تازه‌ای از او منتشر کرده است. در یکی از این عکس‌ها او کت کوتاهی پوشیده که بخش‌هایی از سینه‌هایش از زیر کت پیدا است. خانم واتسون درباره انتقادهایی که بعد از انتشار این عکس‌ها شده٬ می‌گوید: این فقط به من نشان می‌دهد که چقدر سوءبرداشت و کج‌فهمی درباره فمینیسم وجود دارد. به گفته اما واتسون، فمینسیم به زنان حق انتخاب می‌دهد. چوبی نیست که با آن زنان دیگر را بزنیم. فمینیسم درباره رهایی است و آزادی. درباره برابری است. من واقعا نمی‌فهمم پستان‌های من چه ارتباطی با این موضوع دارد. اما واتسون از منتقدان حقوق نابرابر زنان در سینما است و در سخنرانی‌های رسمی به این موضوع اعتراض کرده است. او در سازمان ملل هم از مردان خواست برای حق برابری زنان بجنگند.

زنان حادثه؛ دو مرگ و یك مرد

درست نه سال از مرگ زن اول می گذرد و كمتر از یك سال از مرگ زن دوم و مرد همچنان زنده است و زندگی می كند و فكر می كند قربانی این ماجرای چند ساله اوست. علی و عرفان دو پسر لاله و ناصر محمدخانی وقتی روز 17 مهرماه 1381 از مدرسه به خانه می آیند با پیكر غرق در خون مادر خود مواجه می شوند.
پرونده ای با قتل 40 زن و دو كودك مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن آخرین وضعیت جسمی سیمین بهبهانی امل کلونی نسل کشی ارامنه را پیگیری می کند کیم کارداشیان در همسایگی ایران

حقوق زنان

صد زن؛ 'من روسپی‌ بودم اما با قانونی‌شدنِ آن مخالفم'

سابرینا والیس بیشتر عمر خود را در نیوزیلند به روسپی‌گری گذرانده. او مدت‌ها برای قانونی شدن تجارت سکس فعالیت می‌کرد، اما وقتی خواسته‌های این کمپین محقق شد، نظرش تغییر کرد. او حالا معتقد است مردانی که با روسپی‌ها همبستر می‌شوند باید تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند. سابرینا والیس ۱۲ ساله بود که پدرش خودکشی کرد. این حادثه زندگی‌اش را زیر و رو کرد. دو سال بعد، مادرش دوباره ازدواج کرد، و خانوادگی از استرالیا به شهر ولینگتون در نیوزیلند رفتند. دوران بسیار سختی بود. خودش می‌گوید: "خیلی غمگین بودم. ناپدری‌ام آدم خشنی بود. هم‌صبحت هم نداشتم". دلش می‌خواست رقصنده شود. در مدرسه‌اش، وقت ناهار، کلاس باله‌ برگزار می‌کرد که بسیار هم محبوب شد. حتی در یکی از گروه‌های معروف رقص به نام 'لیمبز ' آموزش بچه‌ها را به عهده گرفت. ولی چند‌ ماهی نگذشت که برای گذران زندگی ناچار به روسپی‌گری شد. یک بار که از مدرسه به خانه می‌رفت، مردی به او پیشنهاد داد که حاضر است برای سکس با او ۱۰۰ دلار بپردازد. می‌گوید: "لباس یونیفرم مدرسه تنم بود. بنابراین امکان نداشت کسی سنم را عوضی بگیرد". پول را گرفت و با آن به اوکلند فرار کرد. در اوکلند که مسافرخانه‌ای که مخصوص جوانان است رفت. تعریف می‌کند که "آمدم از باجه تلفنی که بیرون هتل بود زنگ بزنم کسی بیاد کمکم کند. تلفنِ طرف مشغول بود. همان‌جا منتظر ایستادم. پلیس آمد جلوی باجه تلفن ایستاد و پرسید دارم چه کار می‌کنم. گفتم دارم به یکی زنگ می‌زنم". مأمورهای پلیس گفتند ندیده‌اند با تلفن صحبت کند. گفتند بهتر است از آن‌جا برود. می‌گوید: "از آن‌جایی که مسافرخانه پشت خیابان کارانگاهیپ بود، که به روسپی‌گری مشهور بود، فکر کردند من هم فاحشه‌ام و آمدند در وسایلم دنبال کاندوم گشتند. بعد از این ماجرا به سرم زد که از همین راه پول در بیاورم. می‌دانستم اگر بی‌پول بمانم، شب‌ها باید توی خیابان‌ها بخوابم. پلیس‌ها به دیوار چسباندنم و بازرسی بدنی‌‌ام کردند. من هم با خودم گفتم، ظاهرا روسپی باشم یا نباشم، وضع همین است. کمی بعد، سابرینا به خیابان کارانگاهیپ رفت و از یکی از زنانی که آن‌جا کار می‌کرد اطلاعات گرفت. "آن زن بهم کاندوم داد و قیمت‌ها را هم بهم گفت. بهم نصیحت کرد که آن کارهایی را که حاضرم برای مردها انجام بدم، خیلی راحت انجام ندم، برای این‌که به خاطر کارهایی که حاضر نیستم بکنم دعوا و مرافعه راه نیفته. ساموان خیلی دختر خوب و مهربانی بود. سنش برای آن کار خیلی کم بود، ولی معلوم بود که خیلی وقته مشغوله". سابرینا سال ۱۹۸۹، پس از دو سال کار در خیابان، عضو "انجمن روسپیان نیوزیلند" در کرایست‌چرچ شد. خودش می‌گوید: "می‌خواستم کسی کمکم کند بلکه روسپی‌گری را کنار بگذارم. ولی تنها چیزی که بهم دادند کاندوم بود". البته این انجمن هر هفته جمعه‌شب‌ها پنیر و شراب هم سرو می‌کرد که سابرینا را به این برنامه هم دعوت کردند. می‌گوید: "آن‌ها از این می‌گفتند که آدم‌ها "کارگران جنسی" را معمولاً لکه ننگ می‌دانند. می‌گفتند این بدترین چیز است، و روسپی‌گری هم شغلی است مثل همه شغل‌های دیگر". فایده شرکت در این جلسات این بود که کارش برایش قابل‌تحمل‌تر می‌شد. کم‌کم در انجمن فعال شد. انجمن از حامیان کمپینی بود که برای قانونی شدن کامل تجارت جنسی، حتی رعایت حقوق پااندازان، تلاش می‌کرد. به گفته خودش، «فکر می‌کردم انقلابی در راه است. خیلی هیجان‌زده بودم که ببینیم این کمپین چه‌طور می‌تواند زندگی و شرایط زنان را بهتر کند". روسپی‌گری در سال ۲۰۰۳ قانونی شد. سابرینا هم در مهمانی‌ انجمن که به همین مناسبت برگزار شده بود شرکت کرد. اما خیلی زود مأیوس شد و نظرش را عوض کرد. "لایحه اصلاح روسپی‌گری" فعالیت روسپی‌خانه‌ها را قانونی می‌دانست، و این مدل را اغلب امن‌ترین گزینه ممکن برای زنانی می‌دانند که در بازار سکس کار می‌کنند. کمیته مسائل داخلی مجلس عوام بریتانیا بارها به موضوع تجارت سکس پرداخته و رویکردهای مختلف از جمله قانونی کردنِ کامل آن را بررسی کرده است. ولی از نظر سابرینا والیس، این قانون در نیوزیلند فاجعه‌بار بوده و تنها به سود پااندازان و دلالان تمام شده است. می‌گوید: "فکر می‌کردم از حقوق زنان دفاع می‌کند و به آن‌ها قدرت می دهد. ولی مدتی نگذشت که فهمیدم دقیقاً برعکس این است". یکی از مشکلاتش این بود که روسپی‌خانه‌ها با دلالان معامله "تمام‌عیار" می‌کردند، یعنی در ازای پولی که می‌دادند این اجازه را پیدا می‌کردند که هر کاری که می‌خواهند با زنی که خریده‌اند انجام بدهند. "معنی‌اش این بود که زن‌ها خودشان نمی‌توانستند قیمت را تعیین کنند یا بگویند چه خدمات جنسی‌ای حاضرند بدهند یا ندهند. ایده قانونی‌ کردن اصلا بر همین اساس بود". والیس که ۴۰ سالش شده بود، برای کار وارد یکی از روسپی‌خانه‌های ولینگتون شد. ولی‌ آن‌چه دید شوکه‌اش کرد. "همان شیفت اول کارم بودم که دختری را دیدم که از کار برگشته بود، دچار حمله عصبی و هراس شدید شده بود. می‌لرزید و گریه می‌کرد. نمی‌توانست حرف بزند. ولی مسئول آن‌جا سرش داد می‌کشید و می‌گفت برگرد سر کارت. من هم وسایلم رو برداشتم و از آن‌جا رفتم". کمی بعد، ماجرا را برای انجمن روسپیان ولینگتون تعریف کرد. از آن‌ها پرسیده بود: "چه کار می‌توانیم در این باره بکنیم؟" اما "کوچکترین توجهی" به او نکردند، و او هم در نهایت انجمن را ترک کرد. تا آن زمان، این سازمان تنها پناه و پشتیبان او بود؛ جایی بود که در آن هیچ‌کس او را برای کاری که می‌کرد قضاوت نمی‌کرد. ولی در همان دورانی که داوطبلانه برای آن‌ها کار می‌کرد. آرام آرام نگاه منفی‌اش شکل گرفت و به یکی از مخالفان قانونی‌شدن تبدیل شد. در ادامه می‌گوید: "یکی از کارهای من در "انجمن روسپیان نیوزیلند" این بود که همه مطالب و موضوعات [مربوط به تجارت جنسی] را در رسانه‌ها پیدا کنم. یک بار مطلبی می‌خواندم که کسی داشت از این حرف می‌زد که یک روسپی می‌تواند با چشم‌هایی گریان حرف بزند بدون آن‌که دقیقاً بداند چرا دارد گریه می‌کند. و تنها زمانی می‌فهمد که از [تجارت سکس] بیرون آمده باشد. من سال‌ها وضعم همین بود. نمی‌فهمیدم چرا این طوری‌ام؛ چرا حالم این‌جوری است. وقتی این مطلب را خواندنم، با خودم گفتم، ای وای، این دقیقا خود منم". سابرینا دیگر نمی‌توانست ادامه بدهد. اوایل سال ۲۰۱۱ روسپی‌گری را کنار گذاشت و در جستجوی یک زندگی جدید به گلد کوست در کویینزلندِ استرالیا رفت. گیج و سردرگم و افسرده بود. یکی از همسایه‌ها پیشنهاد کرد روسپی‌گری اینترنتی (با وب‌کم) را امتحان کند. سابرینا مؤدبانه پیشنهادش را رد کرد. "انگار روی پیشانی‌ام نوشته بود "فاحشه". از کجا فهمیده بود؟ فکر می‌کنم تنها دلیلش این بود که زن بودم". بعد از این ماجرا، هر بار که همسایه سابرینا را می‌دید بدوبیراه می‌گفت. مدتی آنلاین با زنان فمینیست که مخالف قانونی‌شدن تجارت سکس بودند حرف می‌زد. آن‌ها می‌گفتند مجرم دلالان و پااندازان‌اند نه روسپی‌ها - نگاهی که در حال حاضر در پارلمان بریتانیا نیز در دست بررسی است. کمی بعد سابرینا گروهی به نام "فمینسیت‌های رادیکال استرالیا" تأسیس کرد و بلافاصله، به کنفرانسی در دانشگاه ملبورن دعوت شد. این کنفرانس که سال گذشته برگزار شد، اولین کنفرانسی بود که در مورد مخالفت با قانونی‌شدن تجارت سکس برگزار می‌شد. این در حالی است که بسیاری از کشورها فعالیت روسپی‌خانه‌ها را قانونی اعلام کرده اند. ملبورن از اواسط سال‌های دهه ۱۹۸۰، فعالیت روسپی‌خانه را قانونی اعلام کرده است، و با این‌که در این سال‌ها با حمایت‌های بسیاری روبه‌رو شده، جنبشی در جهت مخالف آن نیز در حال رشد است. سابرینا از دورانی می‌گوید که به فعالی فمینیست تبدیل شد که با تجارت سکس مخالفت می‌کرد. او مشکلی ندارد که درباره گذشته‌اش صحبت کند، و آن را "شروع زندگی جدیدش" می‌داند. می‌گوید: "اول از نظر احساسی و عاطفی جدا شدم، بعد از نظر فیزیکی، و آخر هم از نظر فکری". پس از آن کنفرانس، سابرینا به پزشک مراجعه کرد. پزشک گفت اختلال تنش‎زای پس از رویداد یا PTSD دارد. به گفته خودش، "این نتیجه سال‌ها روسپی‌گری بود. خیلی اثر بدی رویم داشت. ولی خوب توانستم باهاش کنار بیام". از نظر او، بهترین درمان کار کردن با زنانی است که کار در تجارت سکس را می‌فهمند و با آن آشنایی دارند، و نیز با کسانی که برای آثار منفی و زیان‌های روسپی‌گری کمپین می‌کنند. یکی از اهداف او این است که صدای زنانی باشد که عمدتاً به خاطر کسانی که آن‌ها را مورد سوءاستفاده قرار می‌دهند سکوت اختیار کرده‌اند و از وضعیت خود چیزی نمی‌گویند. می‌گوید: "هدف من این نیست که کسانی را که در این صنعت مشغول به کارند گیر بیاندازم یا به آن‌ها بگویم از این صنعت بیرون بیایند. صرفا می‌خواهم تغییر ایجاد کنم، و برای این کار باید تا جایی که می‌توانم صدایم را به گوش آدم‌ها برسانم، بلکه به زنان دیگر هم کمکی کرده باشم.

پای صحبت الکساندرا شفچنکو، یکی از سه رهبر اصلی گروه فمن تغییر معنای برهنگی

جنبش فمن که سال ۲۰۰۸ در اوکراین شروع شد، حالا ابعاد جهانی پیدا کرده است. آنها تاکنون اقدامات زیادی کرده‌اند: فوریه ۲۰۱۱ جلوی سفارت ایتالیا در کیف علیه زن‌بارگی سیلویو برلوسکونی تظاهرات کردند. سه ماه بعد علیه قاچاق بچه‌ها و در اکتبر ۲۰۱۱ علیه سازماندهندگان بازی‌های جام ملت‌های اروپا در سال ۲۰۱۲. بعد از آن که گند کار دومینیک استرواس کان (رئیس سابق صندوق بین‌المللی پول) در سوء استفاده جنسی از خانم خدمتکاری در هتل در آمد، اکسیون اعتراضی در پاریس به راه انداختند. دسامبر ۲۰۱۱ به تظاهرکنندگان علیه انتخابات روسیه پیوستند. ماه ژوئیه ۲۰۱۲ هم در هامبورگ علیه فحشا تظاهرات کردند. این جنبش هنوز جا نیفتاده و در جوامع مردسالار و حتی در میان روشنفکران نیز مخالفان فراوانی دارد، با این حال به علت ظرفیت مبارزاتی زیاد آن و استقبال بخش‌هایی از زنان مبارز، رفته رفته اسمش سر زبان‌ها افتاد و به عنوان یک شیوه نوین مبارزه شناخته شد. این جنبش هنوز راه درازی در پیش دارد، اما با از کار افتادن بعضی شیوه‌ها یا کند شدن سلاح‌های دیگر، ظهور آن یکباره همه را غافلگیر کرد و نشان داد که سرکوب همه را سرکوفته و سر افکنده نمی‌کند. جنبش وال استریت، و قبل از آن جنبش‌های متعدد دانشجویی برای تحصیل همگانی و مجانی و جنبش های صلح و آزادیخواهانه بر ضد جنگ و نیروگاه‌های اتمی غالباً خودجوش بودند، اما در مواردی راکد شدند، یا رفته رفته درهم ادغام شدند و اشکال دیگری به خود گرفتند. جنبش فمن نیز ادامه راه جنبش فمینیستی با اشکال دیگر است. فمن‌ها خود را فمینیست می‌دانند، اما همه فمینیست‌ها خود را فمن نمی‌دانند. علی‌رغم این تفاوت هر دو علیه ستم جنسی مبارزه می‌کنند. روش مبارزه فمن‌ها اما منحصر به فرد است. این روش که با مخالفت‌های زیادی نیز روبه‌رو شده، یک حسن بزرگ دارد وآن این است که منبطق با نیازها و مقتضیات زمانه ما با مختصات ویژه ارتباطات ماهواره‌ای و اینترنت است. جلب نظر کردن در چنین دنیایی و اثر گذاردن بر افکار عمومی به روش‌های خاص زمانه نیاز دارد. موافق و مخالف جنش فمن‌ها بر این نکته اتفاق نظر دارند که روش مبارزاتی آنها اثرگذار و بسیار برانگیزاننده است: زنان در این شکل از مبارزه به طور علنی و به اعتراض چیزی را به جامعه مردسالار عرضه می کنند که مردان در خفا دنبالش می‌گردند. آنها با برهنه نمودن سینه‌هایشان نقاب از تزویر و ریای اجتماعی برمی‌دارند. بحث دینی به کنار، در زمینه فرهنگی نیز کار فمن‌ها شگفتی‌آور بوده است. چون تاکنون پدیده‌های فرهنگی در غرب تولید می‌شد و مورد تقلید شرق قرار می‌گرفت، اما در مورد جنش فمن خلاف این روند مشاهده می‌شود. رفتار زنان اوکراینی که از لحاظ اقتصادی و فرهنگی عقب‌مانده تلقی می‌شوند، سر مشق زنان اروپای غربی قرار می‌گیرد. در مورد زمینه‌ها و نحوه شکل گیری این جنبش رسانه‌های آلمانی با الکساندرا شفچنکوAlexandra Schewtschenko از بنیان این جنبش گفت‌وگوهایی کرده‌اند که گزیده‌ای از آنها را می‌خوانیم: الکساندرا شفچنکو یکی از سه رهبر اصلی گروه فمن که بیست و پنج ساله و اهل کیف اوکراین است، در گفتگو با دی‌سایت آلمان می‌گوید: “در جوانی به گذشته حسرت می‌خوردم. آنوقت‌ها جوانان کمونیست برای خودشان فکر و ایده داشتند. من هم برای خودم خواب و خیال‌هایی داشتم، اما تحصیلم در رشته مدیریت اقتصاد راضی‌ام نکرد. امروز در شهرهای کوچک اوکراین کسانی که در سنین بین کودکی و بلوغ هستند کاری جز سیگار کشیدن و آبجو خوردن ندارند. چشم‌انداز دیگری نیست. وقتی هجده سالم شد دوستی با بعضی فعالان جنبش زنان زندگی‌ام را عوض کرد. او در جواب به این پرسش که فمن را چطور تعریف می‌کند، می گوید: “در هجده سالگی فکر می کردم فمینیسم یعنی اینکه آدم زشت لباس بپوشد، موهایش را مثل دیوانه‌ها آرایش کند و از مردها بدش بیاید، اما حالا نظرم عوض شده. به نظرم فمینیسم یک ایدئولوژی ضروری برای همه زنان دنیاست. معنی‌اش این است که راهی جز مبارزه نداریم و در این جدال به سلاح‌های جنون‌آمیز هم متوسل می‌شویم. فمینیسم چیزی نیست که در کتاب‌ها بشود پیدا کرد. باید برایش جنگید. فمینیسم برای زنان جوان در اوکراین و اروپا مهم است. من اگر فمینیست نباشم، یعنی اینکه برده مردان هستم… فمینیسم خیلی ساده یعنی اینکه زنان و مردان برابرند. زنان فقط همسرانی نیستند که پخت و پز می‌کنند، بلکه انسان‌هایی دارای همه حقوق هستند. من فمینیست شده‌ام تا زنان دیگر را هم فمینیست کنم.” او به تفاوت‌های طبقاتی و فرهنگی بین زنان اوکراین و اروپا نیز می‌پردازد: “زنان اوکراینی فقط یک هدف در زندگی دارند: شوهر پیدا کنند و چه بهتر که خارجی باشد. این زنان فقط می‌خواهند خانه‌دار باشند و به کار بیرون علاقه ندارند. برای تغییر این وضع به انقلاب نیاز است. ما برای دست‌گرمی تاکنون چندتایی خرده انقلاب در رسانه‌ها راه انداخته‌ایم. پیش از اقدامات ما در برهنه کردن اعتراضی سینه‌هایمان، سینه برهنه زن را فقط در مجلات سکسی برای مردان یا نیمه شب‌ها در تلویزیون می شد تماشا کرد، اما ما جسم زن را قانونی کرده‌ایم. حالا در روزنامه‌های اوکراین یا روز روشن هم در تلویزیون می‌شود این صحنه‌ها را دید.” دی‌سایت می‌پرسد: این انقلاب شما به کجا ختم می‌شود؟ شفچنکو: به مادرسالاری. یعنی امیدوارم که اینطور بشود. یعنی کی؟ –          نمی دانم، شاید سال ۲۰۱۷. یعنی دقیقا صد سال بعد از انقلاب اکتبری که به استیلای سیستم تزارها خاتمه داد. تا آن هنگام باید بجنگیم. برگزاری مسابقات فوتبال جام ملت‌های اروپا در اوکراین صحنه مناسبی بود برای مطرح شدن فمن‌ها. برگزاری چنین مسابقاتی بازار فحشا را هم داغ کرد و هوسرانان را در قالب تماشاگران فوتبال راهی اوکراین نمود. مبارزه با ستم جنسی از مهم‌ترین موضوعات مبارزه فمن‌هاست. آنها در این مبارزه با تنگناهای زیادی روبه‌رو هستند و به ویژه حضور رسانه‌ای برایشان خیلی اهمیت دارد. به قول شفچنکو “بدون حضور رسانه‌ای در اروپا پوتین ما را می‌بلعید”. دی سایت: چه احساسی دارید هنگامی که جلوی دوربین تلویزین برهنه می‌شوید؟ شفچنکو: نخستین بار خیلی استرس داشتم، اما بیشتر مشکلات و احساسات قبل از این صحنه پیش می‌آیند . یعنی موقعی که آدم باید خودش را آماده مقابله با خانواده و دوستان کند. نخستین‌بار که برهنه شدم مادرم گریه کرد، جیغ کشید، گفت من آبروی خانواده را برده‌ام و دیگر دخترش نیستم… اما آخر من که فاحشه نیستم، یا از اینها که در کلوب‌های شبانه می‌رقصند. مدل هم نیستم. من فمینیستم و این کار بخشی از مبارزه من است. ما فاحشه نیستیم، با فاحشگی مبارزه می‌کنیم. ما نمی‌گذاریم اوکراین فاحشه‌خانه اروپای غربی شود. او در زمینه روسپیگری معتقد به مدل سوئدی است که طبق آن نه با روسپیگری، بلکه با قوادی و خرید و فروش زنان مبارزه می‌شود. شفچنکو در گفت‌وگو با روزنامه آلمانی تاتس تعریف دقیق‌تری از جنبش فمن ارائه می‌دهد: “فمن جنبش زنانی است که به طور فیزیکی و اخلاقی مهیا شده و آمده‌اند تا با پدرسالاری بجنگند و چوبش را هم بخورند، اما از پای ننشینند و مردسالاری را در قالب‌های صنعت سکس، دیکتاتوری و دین برملا کنند.” به قول شفچنکو که به مناسبت بنیانگذاری جنبش در آلمان به برلین آمده بود، “جنبش فمن را نمی‌شود کپی کرد، اما استراتژی‌های معینی هست که باید فقط در تماس با گروه فمن اصلی کسب نمود”. شفچنکو تاکتیک و استراتژی فمن‌ها را “سکستریم” (Sextremis)می‌نامد و بر آمادگی جسمی و روحی، و قدرت انعطاف در مقابله با پلیس تاکید می‌کند: “فمن‌ها همچنین خوب از پیشداوری‌های جامعه مردسالار آگاهند و می‌دانند که بیشتر عکاسان و سردبیران از مردانند؛ مردانی که عملیات اعتراضی فمن‌ها را سانسور یا به میل خود تفسیر می‌کنند.” شفچنکو به تمرین‌های گروه هم اشاره می‌کند که از جمله می‌کوشند جوری ظاهر نشوند که ابژه عکاسان شوند. در عکس‌ها نباید لبخند بزنند وهر چند عصبی هستند، عصبی جلوه نکنند. آنها همچنین تمرین می کنند چگونه فریاد بزنند تا بیشتر اثر کند. او می‌گوید: “ما برهنه، اما مهاجمیم” و در پاسخ به تاتس که می‌پرسد چرا برهنه می‌شوید، می‌گوید: “با برهنگی می‌خواهیم نشان بدهیم که مسلح نیستیم. ما نظر مردم و رسانه‌ها را با طرز اعتراض‌مان به خود جلب می‌کنیم. ما عمداً جایی و جوری ظاهر می‌شویم که برای مردان غیر عادی است. اینجا که ما اعتراض می‌کنیم خیابان است، فاحشه خانه یا مجله سکسی نیست. نیمه شب هم نیست. روز روشن واقعیت است. ما در تلویزیون هم که ظاهر شویم، به جای گفت‌وگو در مورد موضوعات جامعه مصرفی مانند اتومبیل فراری یا آبجو و غیره، از مسائل سیاسی حرف می‌زنیم. ما با برهنه شدن‌مان معنی برهنگی را تغییر می‌دهیم. ما بدن‌مان را پنهان نمی‌کنیم و از چیزی نمی‌ترسیم و شرم نمی‌کنیم . نمی‌توانیم دنیا را از امروز تا فردا زیرو رو کنیم، اما همین برخورد خشن پلیس و دستگیری‌های ما نشان می‌دهد که ما تا آنجا که از دستمان برمی آمده تغییر ایجاد کرده‌ایم.” فمن ها در کنار مبارزه با ستم جنسی، با فاشیست‌ها هم مبارزه می کنند. به قول شفچنکو مبارزه با نئونازی‌ها در صدر مبارزه فمن‌ها در آلمان است. شفچنکو ادامه می‌دهد: “ما فقط سینه‌هایمان را برهنه نمی‌کنیم، بلکه آنها را سپر می‌کنیم برای مبارزه با بی‌عدالتی در سایر زمینه‌های اجتماعی. برای بحث‌های آزاد سیاسی هم آماده‌ایم. یکی از از این بحث‌ها را روز پنجم آوریل در برلین با همکاری گروه‌های سیاسی دیگر برگزار کردیم.” منابع: تاز  
ازدواج فامیلی خبرنگاری در لباس یک تن‌فروش مهریه را معقول تعیین کنید رشته تحصیلی بنام مردانگی بیش از صد میلیون زن ختنه شده در جهان