1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

همه ما دوستان و آشنایانی داریم که در کنار کارهای خانه داری و بچه داری کارهای کوچکی نیز راه انداخته اند . کمک خرج هزینه های سر سام آور امروز برای خانواده شده اند. طراحی مانتو و خیاطی، طراحی و ساخت زیور آلات و یا پخت و پز نمونه ای از کارهایی هستند که با صرف هزینه اولیه کم میتوان از عهده آن برآمد. اما برای گسترش کسب و کار کوچک شما احتیاج به نگرشی بیشتر از بحثهای فنی در نوع هنر و فعالیت خود هستید که در ذیل چهار مورد آنرا به اختصار توضیح میدهیم.

1- هوش و ذکاوت:

اگر این مطلب را در این سایت میخوانید بنابراین به اندازه کافی باهوش هستید ولی منظور ما از کلمه ذکاوت بیشتر بمعنی هوش بازاری یا زیرکی خیابانی آن است. در حقیقت بین شخص مبتکر و موفق تفاوتهایی وجودد دارد. شخص مبتکر معمولا سر رشته آنچنانی از  فعالیتهای اقتصادی ندارد و همچنان یک فروشنده موفق غالبا یک مبتکر یا مخترع موفق نیست. بنابراین باید یک توازن مناسب از این دو، ابتکار- هنر و شم اقتصادی بوجود آورد.

 

2- روش و رفتار، نگرش مثبت

دوستی داشتم که میخواست کسب و کار کوچکی راه اندازی نماید، دوست مشترک ما، مانند گلوم در کارتون گالیور، یک منفی نگر محض بود که دایما نگران عدم موفقیت کار بود و به دوست مبتکرم گفت سر دو سال مجبور می شوی خانه ات را بروی این کار بفروشی، دوست مبتکرم جواب داد پس حداقل این دو سال بهترین سالهای زندگیم خواهد بود. این نوع برخوردی است که یک مبتکر یا کار آفرین نسبت به کارش باید از خود نشان دهد. شوق و اشتیاق نسبت به بوجود آورن یک کار جدید و موفقیت کلیدی ترین اندوخته شما در کارتان است.

شما باید برای شکست خوردن و ورشکست شدن آماده باشید. هیچ گارانتی در بیزنس وجود ندارد. بنابراین بهتر است از الان آماده مقابله با بدترین شرایط موجود باشید. در روزهای سخت فشار مالی و بی پولی تنها چیزی که شما را نجات خواهد داد، نگرش مثبت و اخلاق و روش و رفتار شما خواهد بود. همچنین باید سعی نمایید که وارد کاری شوید که از لحظه به لحظه آن لذت میبرید. اگر نوع کار شما طوری باشد که احساس نمایید در زندان گیر افتاده ایدو برای رهایی لحظه شماری می نمایید بنابراین بهتر است از الان وارد همچین کاری نشوید.

3- توانایی رهبری

مدیران خوب لزوما رهبران ایده الی نیستند. رهبری در معنی کلی آن یعنی داشتن ایده های مشخص و توانایی برقراری ارتباط آن ایده ها با جامعه مخاطب. این مطلب شامل ارتباط با افرادی نیز که برای شما کاری انجام نمی دهند نیز میشود. کلا دور یک فعالیت اقتصادی موفق افراد زیادی وجود دارند که باید از لحاظ فکری قانع شوند. این کار سختتر هم میشود چون شما یک خانم هستید.

توانایی اقناع افرای به سرمایه گذاری در تجارت شما یا همراهی با ایده های شما کار سختی نیست ولی آسان هم نیست. حتما شما نباید دارای مدارج علمی بالا باشید تا بتوانید ایده های خود را بقبولانید، در اطراف ما هستند کسانی که دراری مدارک پایین هستند و در فعالیت تجاری خود افراد موفقی بشمار می آیند.

4- دانش

در میان چهار عامل فوق این شاید کمترین درجه اهمیت را دارا باشد اما بی اهمیت نیز نمی باشد.  اگر شما بعنوان مثال میخواهید یک تجارت کوچک در زمینه کیک سازی راه اندازی نمایید، احتیاج به دانشی حداقل در زمینه مراحل پخت و پز و وسالی که در آن بکار میرود هستید. ولی در همین حال اگر متخصص کیک و شیرینی باشیدو درچیزی از قابلیتهای سه گانه بالا را نداشته باشید حتما موفق نخواهید شد.

ولی چه خواهد شد اگر کسی هیچکدام از قابلیتهای چهارگانه فوق را نداشته باشد؟  آیا باید به حقوق ناچیز کارمندی بسنده نماید؟ نکته مثبت در این زمینه این است که قابلیتهای بالا اکثرا اکتسابی هستند و می توان با آموزش خود آنها را ارتقا داد. ولی کلید اصلی موفقیت اینست که اهداف خود را با توجه به توانایی های خود انتخاب نماییم و از بیاد داشته باشیم که سنگ بزرگ علامت نزدن است.

دیدگاه‌ها  

+3 # nahid 1391-09-19 10:12
به موارد فوق فاکتورهای شانس و رانت را هم باید اضافه نمود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فندق 1392-08-20 13:19
دقیقا با این دو فاکتور تکمیل می شه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مدرسه خورشید 1392-11-22 01:09
ما کلی مطلب مفید و چند دوره آموزشی به درد بخور برای راه انداختن کسب و کار داریم.

امیدوارم به دردتون بخوره. اینم لینک وبسایتمون:
www.khorshidschool.org
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پسر جهنمی 1395-10-22 10:35
اسم کارهای سود اورو بگین.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

مهر، با بوی تند مدرسه

هوا كه پاييزی می شود بوی مدرسه فضا را پر میكند. فرقی نمی كند چندم شهريور باشد يا اصلا پاييز آمده باشد. شهريور از نيمه كه میگذرد و نسيم های خنك وزيدن می گيرد با خود بوی مدرسه می آورد.

عاشقانه های باران

این ستون، از این پس تنها به شما عزیزانی تعلق دارد که مطالب خود را برای لادیز نگار ارسال می کنید. گروه لادیز افتخار دارد، اولین تجربه لادیزنگار را به همراه خوش ذوق مان، اشک مهتاب اختصاص دهد. با تشکر از اشک مهتاب، از شما دوستان خوب دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود، آداب و رسم، نقاط دیدنی، غذای محلی و سوغات شهرتان  را برای ما بفرستید تا با نام خودتان منتشر شود.
وقتی مردی شما را واقعا بخواهد!!!! تماشایی‌ترین تصویر شهر صد سال تنهایی من رویاهایت را فراموش كن دلم می خواهدت..

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه

برای همه ما پیش آمده است که در ابتدای ماه با توجه به میزان درآمد خانواده برنامه ریزی کرده و دخل و خرج خود را حساب و کتاب می کنیم. اما این که چرا نیمه ماه که می رسد همه پولمان تمام می شود، ماجرایی است که باید فکری به حالش بکنیم.

توصیه هایی برای تنظیم خرج خانه (قسمت اول)

در این مقاله قصد داریم توصیه هایی را به شما ارائه دهیم تا بتوانید به سادگی نه تنها در سی روز ماه پول داشته باشید بلکه بتوانید مقداری از این پول را ذخیره نیز کنید. 1.از خرید موادی که ضرورت چندانی ندارند، بپرهیزید. بعضی مواقع ما وسایل یا احتیاجاتی را برآورده می کنیم که به آنها نیازی نداریم و فقط آنها را خریداری می کنیم که شاید یک روز به کار آیند. 2.اگر اهل گردش هستید. اگر فردی هستید که مدام به بیرون می روید و اهل گردش هستید بهتر است به جای اینکه هزینه ای را بابت تاکسی یا وسایل حمل و نقل پرداخت کنید ، مسیرهایی که کوتاه هستند را پیاده طی کنید تا هم سلامت باشید و هم اینکه پس اندازی کرده باشید. 3. در فروشگاه مواد غذایی چشمان خود را به خوراکی های وهم برانگیز ببندید و اجازه ندهید که شما را برای خریدن شان تشویق کنند. 4. هنگامی که پول به دست تان می رسد در یک لحظه به فکر خرید می  افتید ؟ این فکر را از خود دور کنید و تنها مقداری از پول را برای این کار اختصاص دهید نه تمام مبلغ پول. 5. هر ماه مبلغی از مقدار پول را هر چقدر هم کم به خرید یک شی با ارزش اختصاص دهید : مانند خرید یک سکه کم عیار ، و ... 6. اگر در بورس سهام دارید برای جلوگیری از ولخرجی های زیاد می توانید هر ماه یک سهم به سهامتان اضافه کنید. 7. مصرف خوراکی را کاهش دهید : مقدار مواد خوراکی که مصرف می کنید را کاهش دهید : موادی مانند روغن خوراکی، برنج و ... 8. مقدار مصرف مواد شوینده را کمتر کنید : برای شستن لباس کمتر از همیشه پودر لباسشویی استفاده کنید . 9. برای عصرانه به رستوران بروید : اگر با دوستان خود زیاد به رستوران می روید ، سعی کنید در ساعات عصر این کار را انجام دهید . چون مسلما قیمت یک عصرانه ساده مثل قهوه ، چای با کیک بسیار کمتر از وعده ناهار یا شام است . 10. ورود نظافت چی ممنوع : اگر خانم هستید و در حال خواندن این مقاله به جای اینکه از یک نفر برای ا نجام کارهای منزل کمک بگیرید بهتر است هر روز خودتان یک قسمت از کارها را ا نجام دهید تا نظافت منزل هر روز انجام شود و نیاز به گرفتن کمک برای انجام کارهای منزل نباشید. در این صورت شما می توانید پولی را که قصد دادن به خانم نظافت چی را داشتید ذخیره کنید . 11 . راه حلی برای به دست آوردن پول هر چند ناچیز: جای خالی شامپو ، شوینده ، کاغذهای بی مصرف را دور نیاندازید. شما می توانید این مواد را به مکان های خاصی تحویل دهید تا هم چرخه تجزیه و ساخت دوباره این مواد انجام شود و هم اینکه مبلغی را بابت تحویل این مواد دریافت می کنید. درست است که این مبلغ بسیار ناچیز است و به چشم نمی آید اما شما می توانید با همین مبلغ کم بعضی از نیازهای روزمره تان را بدون کم شدن صندوق مالی تان انجام دهید . 12 . کارهای گذشته را ادامه ندهید : برای اینکه پولتان ذخیره شود باید کمی از کارهایی که در گذشته انجام می دادید ، چشم پوشی کنید . مانند : لباس هایتان را خودتان اتو کنید و دیگر به خشک شویی ندهید ، کفش هایتان را خودتان واکس بزنید و به کفاشی ندهید و ... 13.با دوستان تان دوره برگزار می کنید ؟ اگر با دوستانتان دوره دارید و هر ماه یکدیگر را ملاقات می کنید به جای اینکه به منزل یکدیگر بروید یا اینکه به رستوران بهتر است به محیط های سالمی مانند پارک بروید هم از هوای آزاد استفاده می کنید و نیز روحیه شما عوض می شود. این کار دارای چندین فایده می باشد : شما می توانید در هزینه ها صرف جویی کنید ، از محیط تکراری منزل نیز خارج شوید. 14. تولد یکی از نزدیکانتان نزدیک است ؟ چرا همیشه با کادو دادن باید عشق و علاقه خود را اثبات کنید ، با رفتار صحیح ، محبت می توانید بهترین هدیه را بدهید. سعی کنید هر روز سال برای تان به مانند تولد باشد نه یک روز خاص. بسیاری از افراد فکر می کنند اگر یک هدیه گران قیمت بدهند باعث می شود که فرد مقابل رفتارهای گذشته شان را فراموش کند . اما باید بدانید هر فردی طالب رفتار خوب و صحیح است نه کادو های گران قیمت  که فقط مختص یک روز هستند. 15. توصیه می کنیم در آخر هر فصل خرید کنید : زیرا در اخر هر فصل تمام فروشگاه ها اجناس خود را به حراج می گذارند و شما میتوانید همان جنس و کالا را با قیمت نازل تری خریداری کنید. این کار شما چندین فایده دارد : برای مثال خرید پوشاک: زمانی که در آخر فصل خرید کنید ، در تمام طول سال و برای هر ماه از سال بهترین و شیک ترین پوشش  را دارید در عین اینکه پول تان را پس انداز کرده اید. اجناس گران نیز نخریده اید.
مادت لامپ کم مصرف حامی محیط زیست آیا زنان خانه دار بیمه میشوند؟ کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره با خیال راحت مهمان داری کنید

مطالب تصادفی

گزارش روز

حامی برقع پوش کودکان

در یک سریال تلویزیونی پاکستانی زنی با برقع از دانش‌آموزان در برابر حملات بنیادگرایان دفاع می‌کند. در این نبرد خیر و شر، زن قهرمان داستان، با قلم و کتاب بر خیل دشمنان پیروز می‌شود. سریال پرجنجالی که به مناسبت ماه رمضان از یک کانال تلویزیون خصوصی در پاکستان پخش می‌شود "انتقام‌جوی برقع‌پوش" نام دارد. قهرمان اصلی این سریال کارتونی زنی جوان و زیرک و نیرومند است که برقع یا روبنده بر چهره دارد و چیزی جز چشمان او پیدا نیست. برقع، پوشش سراسری بسیاری از زنان مؤمن در افغانستان و پاکستان است. این پوشش برای بسیاری از افراد متجدد، نمادی از نابرابری زنان است، زیرا سیمای زن را از او می‌گیرد و حضور او را در جامعه به حداقل می‌رساند. اما همین پوشش در سریال تلویزیونی نماد مبارزه با ظلم و جهل شده است. در سریال "انتقام‌جوی برقع‌پوش" یک خانم آموزگار جوان نقش اصلی را دارد که از دختران دانش‌آموز در برابر نیروهای سیاه و خطرناک جامعه دفاع می‌کند، و اینها سیاستمداران فاسد هستند در داستان مرد بدسیمایی هست که نماینده دولتمردان فاسد و پول‌پرست است. او مایل است مدرسه دخترانه تعطیل شود، تا بودجه آن را خود به جیب بزند. اما او برای این که به این تبهکاری خود مشروعیت بدهد به حمایت نیروهای دینی نیازمند است، و اینها روحانیون متعصبی مشابه طالبان هستند که با درس خواندن دختران مخالفت می‌کنند و آن را خلاف شرع می‌دانند. رئیس بدهیبت و ریشوی متعصب، جادوگری به نام "بابا بندوک" است که رفتار و گفتاری شبیه افراد طالبان دارد. او جلوی مدرسه دخترانه فریاد می‌زند: «زنان را چه به درس خواندن؟ آنها باید در خانه بنشینند، به همسران خود برسند و بچه بزرگ کنند.» سوادآموزی، امری خطرناک نیروهای جهل و تاریکی که قصد دارند دختران را از تحصیل باز دارند، با مقاومت دانش‌آموزان روبرو می‌شوند. آنها دوست دارند مدرسه بروند و درس بخوانند. برای نمونه دختری به نام آشو فریاد می‌زند: «دختران امروز مادران فردا هستند. اگر مادران سواد نداشته باشند، سرنوشت نسل‌های بعد چه خواهد شد؟» زمانی که نیروهای جهل قصد دارند صدای بچه‌ها را خاموش کنند، خانم معلم برقع‌پوش وارد میدان می‌شود و با قلم و کتاب به دشمنان آموزش حمله می‌کند، آنها را شکست می‌دهد و از بسته شدن مدرسه جلوگیری می‌کند. این داستان در سرزمینی که در سالهای گذشته طالبان صدها مدرسه را ویران کرده‌اند، بسیار معنی‌دار است. آنها از سکوت و گاه حتی حمایت مقامات محلی برخوردار هستند که ترجیح می‌دهند بودجه‌های عمرانی را بالا بکشند. به گفته کارشناسان، بیشتر یاری‌های نقدی که برای حمایت از پیشرفت و آبادی به پاکستان سرازیر می‌شود، پیش از هر چیز جیب زمامداران فاسد را پر می‌کند. پیام انسانی هارون رشید، هنرمند پاکستانی، اولین سریال کارتونی و کامپیوتری این کشور را تهیه کرده است. او با نام هنری "هارون" در صحنه واریته و موسیقی پاکستان پرآوازه است. به گفته هارون، از سریال ۱۳ بخش تهیه می‌شود که هر بخش ۲۲ دقیقه طول دارد. سریال لحنی شاد و پرهیجان دارد و هر بخش آن با پیامی انسانی همراه است که در داستان‌های ساده و سرگرم‌کننده هم برای کودکان سودمند است و هم به آنها امید می بخشد. مسائلی مانند آلودگی محیط زیست، حقوق اقلیت‌ها یا مشکلات روزمره مردم به زبانی ساده در داستان‌ها روایت شده است. هارون درباره پوشش "برقع" قهرمان اصلی داستان می‌گوید که به پشتوانه‌ی دینی این نوع حجاب نظر نداشته و تنها قصد داشته هویت او را از دیده‌ها پنهان نگه دارد. درست مانند "زورو" که با بستن نقابی بر چهره، صورت خود را از نگاه دیگران پنهان می‌کند تا بهتر بتواند مأموریت‌های خطرناک خود را به انجام برساند

امروز روز بین المللی ترک سیگار

روز جهانی ترک سیگار هر سومین پنجشنبه نوامبر در بسیاری از نقاط جهان جشن گرفته می شود. این واقعه در سال 1977 توسط انجمن سرطان آمریکا برای پیشگیری از مصرف تنباکو و ارتقاء سلامت به وجود آمد.
سقط جنین انتخابی: گزیدن حق کنترل بدن وضعیت اسفناک زنان ایرانی در زندانهای مالزی مرثیه ای به نام طلاق در ایران مصرف مشروبات الکلی در ایران کاهش نیافته اشت ازدواج کمتر، دیرتر، نا موفق تر

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

بابای بچه ها

هی یه عالمه عروس داماد دارن حلقه انتخاب می کنن. می بینمشون... ذوق می کنم به حسشون و من اما هیچ تصوری از هیچ حلقه ای و هیچ دامادی واسه خودم ندارم.

دختر شایسته امسال آمریکا هندی است

نیویورک در تحویل "دختر شایسته" به آمریکا گوی سبقت را از دیگر ایالات این کشور ربوده است. برنده مسابقات این دوره نیز دختری از این ایالت است که نخستین زنی با تبار هندی به شمار می‌رود که تاکنون تاج این مسابقات را بر سر گذاشته است. اما اندکی از این پیروزی نگذشته، موجی از انتقادها روانه دنیای مجازی شدند که نینا داوولوری، ۲۴ ساله و برنده این مسابقه را به دلیل تبار خارجی شایسته کسب چنین عنوانی نمی‌د‌انند. یکی از کاربران توئیتر می‌نویسد: «اگر دختر شایسته آمریکا هستی، باید هم آمریکایی باشی.» یکی دیگر از کاربران این شبکه اجتماعی کمی فراتر رفته و می‌پرسد: «دختر شایسته آمریکا یا دختر شایسته القاعده؟» تاد استارنز، مفسر شبکه تلویزیونی محافظه‌کار "فوکس" نیز با اشاره به پیروزی نینا داوولوری می‌نویسد: «داوران لیبرال مسابقه دختر شایسته آمریکا این را به زبان نمی‌آورند، اما دختر شایسته ایالت کانزاس به این دلیل باخت که حقیقتا ارزش‌های آمریکایی را نمایندگی می‌کرد.» در این میان بسیاری از کاربران و نیز رسانه‌ها نظیر شبکه تلویزیونی "سی ان ان" بر خود لازم دانستند که این اظهار نظرهای نژادپرستانه را محکوم کرده و بر این نکته تأکید ورزند که خانم داوولوری هر چند تباری هندی دارد اما شهروند آمریکا محسوب می‌شود و بر عکس انتقاد‌های تحقیرآمیزی که نسبت به وی بیان شده، در خانواده‌ای با تحصیلات دانشگاهی عالی به دنیا آمده است. نینا داوولوری تا کنون از اظهار نظر نسبت به این اعتراضات نژادپرستانه خودداری کرده است. انتخاب دختر شایسته آمریکا در این دوره پس از شش سال بار دیگر در آتلانتیک سیتی انجام شد. این مسابقات در اصل هر ساله در ماه ژانویه برگزار می‌شوند. اما دست‌اندرکاران تصمیم گرفتند تا این دوره را کمی زودتر و در ماه سپتامبر برگزار کنند تا به این ترتیب جنب و جوش فصل تابستان را در این شهر توریستی به مدت یک هفته تمدید کنند. از همین رو نینا داوولوری عنوان دختر شایسته آمریکا در سال ۲۰۱۴ را از آن خود کرده است. در مجموع ۵۳ دختر به نمایندگی از ۵۰ ایالت آمریکا و نیز سه نماینده از پورتو ریکو، ناحیه کلمبیا و جزایر ویرجین (مناطق خودگردان ایالات متحده) در این دوره بر سر کسب تاج با یکدیگر رقابت داشتند. ترزا ویل، نماینده ایالت کانزاس، در جریان این مسابقات چشم‌های بسیاری از بینندگان را به خود خیره کرده بود. او نخستین زنی است که در مسابقه انتخاب دختر شایسته آمریکا روی بدنش خالکوبی داشته و آن را نیز به نمایش گذاشت. او متن یک دعای مذهبی را روی سمت چپ بالاتنه خود و تصویر یک نماد ارتشی را روی سمت دیگر بدنش خالکوبی کرده است. دختر شایسته ایالت کانزاس همچنین عضو گارد ملی آمریکاست و در بیشتر عکس‌هایی که از وی گرفته شده در لباسی ارتشی یا در حال تیراندازی یا دست دادن با افسران ارتش دیده می‌شود. ترزا ویل پیش از دور نهایی انتخاب دختر شایسته آمریکا گفته بود که چه این مسابقه را ببرد چه ببازد، به هدفش دست یافته است: «من به زنان جسارت بخشیدم و چشم‌ها را باز کردم.» منبع: DW
در یک رابطه، خوب بودن بهتر از خود واقعی است تفاوت گریه در زنان و مردان چگونه افراد را به هم معرفی کنیم؟ قصه شده ام! کفش پاشنه بلند از پسران جنتلمن می سازد

زنان حادثه

«دوستم باش» اپلیکیشنی برای امنیت زنان هندی

به تازگی اپلیکیشنی در شهر اوریسا هند راه افتاده است که به زنان در شرایط خطر  و آزار خیابانی کمک می کند. اپلیکیشن «دوستم باش» برای سلامت و امنیت زنان شاغلی است که شب‌ها به تنهایی در شهر عبور و مرور می کنند. یک افسر پلیس در این باره گفته است که زنان باید نام خودشان و شماره تماس خانواده و سه دوستشان را برای پیگیری در این سامانه ثبت کنند. پس از آن در شرایط خطر  با کمک جی‌پی‌اس مکان شخصی که تحت خطر است شناسایی و به او کمک‌رسانی می‌شود. کسانی که مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند باید دکمه روشن و خاموش گوشی را فشار داده تا پیام هشداری به اتاق کنترل پلیس و خانواده و دوستان او فرستاده شود.  تابستان سال گذشته پلیس هند سرویس «پینک آتو ریک‌شاو» را راه اندازی کرد که زنان به کمک آن می‌توانستند بدون احساس خطر یا هراس در شهر رفت و آمد کنند. همچنین پلیس اواخر تابستان سال گذشته مرکزی برای حمایت از زنان راه‌اندازی کرد که به کسانی که مورد آسیب و آزار قرار گرفته‌اند حمایت‌های قانونی و پزشکی ارائه می شود.

رئیس جمهور احتمالی فرانسه امانوئل ماکرون از همسرش ۲۴ سال جوانتر است

امانوئل ماکرون ۳۹ ساله از دوران دبیرستان با معلم خودش Brigitte Trogneux آشنا شد و علاقه شان آنقدر ادامه یافت تا آنکه خانم معلم بعد از طلاق، ۱۰ سال پیش با شاگردش ازدواج کرد. البته برای فرانسوی ها، مدت ها است که زندگی خصوصی رهبران سیاسی در تصمیم گیری شان تاثیری ندارد. تنها نکته متفاوت این است که اغلب مردان سیاسی فرانسه دارای معشوقه های نصف سن خودشان بودند. زنان فرانسوی البته از این ماجرای جدید خشنود هستند و فکر می کنند وقتش رسیده است به همان اندازه که رابطه بین مردان مسن و زنان جوان در جامعه عادی شده است، رابطه زنان مسن با مردان خیلی جوانتر نیز عادی شود. مسئله مهم برای فرانسوی ها این است که این اتفاقات در دنیای بزرگسالان صورت می گیرد و حق شخصی هر انسانی است هر طور می خواهد زندگی اش را رقم بزند. امانوئل ماکرون طرفدار ماندن فرانسوی ها در اتحادیه اروپا است. برنامه های سختگیرانه ایی نسبت به مهاجرین و پناهنده ها ندارد و از نظر سیاسی تقریبا میانه رو است. او قبلا در بانک به عنوان مسئول سرمایه گذاری برای مشتریان، کار می کرده است. در آخرین مناظره تلویزیونی که با رقیب محافظه کارش مارین لوپن داشته است موفق تر ابراز وجود کرده است.  
ایوانکا ترامپ، بانوی اول واقعی آمریکا؟ یک زن در آستانه مرگ، همسرش را عضو سایت زوج‌یابی کرد گلناز؛ گزارش یک تجاوز افسانه نوروزی، هشت سال معلق میان آزادی و اعدام ادل، خواننده مشهور بریتانیایی: من حالا متاهل هستم

حقوق زنان

خبرنگاری در لباس یک تن‌فروش

نمی‌دانم اگر دوباره در موقعیتش قرار می گرفتم، این کار را تکرار می کردم یا نه. یک سال بعد از اینکه در نقش زن تن فروش ظاهر شدم، گزارشم تکمیل شد. نمی‌خواستم بیشتر از یک سال روی موضوع قاچاق انسان کار کنم اما یک دهه طول کشید. نمی‌خواستم درباره بیش از دو کشور گزارش بدهم، اما کار با ۹ کشور تمام شد. قبل از سفرهایم، مادرم همیشه از من می‌پرسید: «سال‌ها طول کشید که ما از فقر خلاص شویم. چرا مدام به فقر بر می‌گردی؟» من در آشپزخانه‌اش می‌نشستم و تنها جوابی که به ذهنم می‌رسید این بود: «چون خیلی به من شبیه است.» هربار که هواپیما در بالکان به زمین می‌نشست، احساس می‌کردم به خانه رسیده‌ام. ترکیه، یونانو آلبانی، بلغارستان(کشور محل تولدم) یا مقدونیه. آن جاها من خارجی نبودم. فرهنگشان را می‌فهمیدم، ناهمواری راه‌هایمان را می‌فهمیدم و طنز تلخ روزگار مشترکمان را درک می‌کردم. اما یک چیز بود که نمی‌فهمیدم: چه اتفاقی برایمان افتاده بود؟ چه شد که شروع کردیم به فروختن دخترهایمان؟ چه ششد که از خشونت و شیادی پول درآوردیم؟ اولش عکاس خبری بودم و دنیا را از دریچه دوربین می‌دیدم. فکرم این بود که به کشورم برگردم و دخترهایی را که از باندهای فاچاق فرار کرده بودند پیدا کنم. می‌دانستم که در فرهنگ ما «شرم» وجود دارد، می‌دانستم که اگر دختری یک بار مجبور به روسپیگری شود، نمی‌تواند به روستایش برگردد و از اهالی روستا توقع داشته باشد که او را بپذیرند. او قضاوت می‌شد، طرد می‌شد و دور انداخته می‌شد؛ حتی از سوی خانواده‌اش. در هم شکستن خیلی طول کشید تا زنان نجات یافته را پیدا کنم. به پناهنگاه‌ها رفتم: با وکلا و مددکاران دیدار کردم و وقتی سرانجام زن جوانی را پیدا کردم و دوربینم را درآوردم، ترس عمیقی را در چشمانش دیدم. فکر کردم از اینکه با عکسش از سوی قاچاقچی‌ها شناسایی شود نگران است. اما قضیه این نبود. دوربین برای بسیاری از این زنان جوان یادآور تجربه دزدیده شدن بود. قاچاقچی‌ها در طول دورانی که آن را دوران «در هم شکستن» می‌نامیدند، این زنان را شکنجه می‌دادند و به آنها تجاوز می‌کردند تا روحشان را در هم بشکنند. از برخی از آنها هنگام این تجاوزها فیلم هم گرفته شده بود. این روش، روش موثری برای کنترل بود: «اگر تلاش کنی فرار کنی، ما عکس‌هایت را اینجا داریم. می‌دانیم کجا زندگی‌ می‌کنی… این عکس‌ها را برای پدر و مادرت می‌فرستیم.» جلب اعتمادشان نیاز به زمان داشت. گاهی ماه‌ها طول می‌کشید و گاهی سال‌ها. به جای دوربین، دفترچه‌ای برداشتم و به داستا‌هایشان گوش دادم. هر زمان که می‌توانستم، برمی‌گشتم پیش‌شان. در طول زمان تلاش کردم واقعیت قاچاق انسان را به تصویر بکشم. فهمیدم که چه چیزی چرخ آن را به حرکت در می‌آورد: – فقر مزمن، تقاضا و فساد. نشان دادن صورت این زنان جوان برای ثبت شجاعت و قدرت‌شان کافی نبود. قطعه گمشده این پازل این بود که وقتی که به عنوان برده جنسی فروخته می‌شدند، چه اتفاقی برای این زنان می‌افتاد. تصمیم گرفتم راه‌شان را دنبال کنم و خودم به مناطق چراغ قرمز استانبول، آتن، دوبی و پراگ بروم. «ابتذال شر» کار خطرناکی بود، اما مشکل دیگری هم وجود داشت. به عنوان یک زن، نمی‌توانستم مثل همکارهای مرد، خودم را مشتری جا بزنم. پولی هم نداشتم. مجبور بودم یکی از همان زن‌ها بشوم. باید نقشه‌ای می‌کشیدم تا با آن به این منطقه‌ها راه پیدا کنم و دوربین‌های مخفی هم همراهم باشد تا از آنچه که می‌خواهم فیلم بگیرم. ابتدال شر کمکم کرد. تصور کنید: آپارتمانی در یک محله معمولی در استانبول که یک دکه میوه فروشی در نزدیکی‌اش است. در این خانه مردی با همسر و دو بچه‌اش زندگی می‌کند. آنها یک اتاق اضافه دارند که درش همیشه قفل است. مردها در طول روز در این خانه را می‌زنند. موقع ناهار شلوغ می‌شود. مرد در اتاق قفل شده را باز می‌کند. بیرون می‌ایستد. بعد مردهایی را که کارشان تمام شده است تا بیرون اسکورت می‌کند. پول‌هایشان را می‌گیرد و به آنها می‌گوید که «باز هم تشریف بیاورند.» در تمام این مدت زن و بچه‌ها، مشغول کارهای روزمره‌شان هستند. مشق می‌نویسند، ظرف می‌شویند. داخل اتاق، سه دختر اهل مولداوی هستند. ملافه‌های کثیفی روی زمین پهن شده که آنها رویش می‌خوابند. پنجره‌ها بسته و قفل است. دخترها تی‌شرت و شلوارک پوشیده‌اند. چندین روز است که دوش نگرفته‌اند. مشتری‌ها وارد اتاق می‌شوند. دخترها را انتخاب می‌کنند و به دقیقه پول می‌پردازند. آن دو تای دیگر گوشه اتاق می‌ایستند و منتظر پایان ماجرا می‌مانند. اغلب رو به دیوار می‌ایستند اما دیگر گریه نمی‌کنند. یکی از آنها دنبال یک چیز تیز می‌گردد تا کمرش را خراش دهد اما چیزی پیدا نمی‌کند. باید از مشتری ‌ها یک چیز تیز بدزدد. امیدوار است یک چاقو پیدا کند، اما نمی‌داند چطور باید چاقو را از جیب مشتری در بیاورد. یک بار در روز، در اتاق باز می‌شود و مرد- پدر بچه‌ها و همسر زن- چند تا موز داخل اتاق می‌اندازد. بعد فورا در اتاق را می‌بندد. مرد با خودش فکر می‌کند که آنها هیچ چیز نیستند: چند تا حیوانند. از ما تغذیه می‌شود وقتی مستند «بهای سکس» را پخش کردیم، همراه عوامل فیلم سفر کردم تا با مردم سراسر دنیا صحبت کنم. در پایان آن دو سال، شمردم که تا به حال در چند شهر و محل سخنرانی کرده‌ام: در ۶۷ محل. سوا‌ل‌ها معمولا شبیه هم بودند: «این کار چقدر تو را تغییر داد؟ آیا فکر نمی‌کنی که این‌مردها هستند که باعث می‌شوند این شرایط ادامه پیدا کند؟ راه حل چیست؟ آیا فکر می‌کنی فیلم ساختن درباره موضوعی به این پیچیدگی کافی است؟» بله، این کار مرا تغییر داد، من بدترین چیزهایی را که می‌شود با آن مواجه شد دیده‌ام. من غمی را دیده‌ام که انتها ندارد. به مکان‌هایی رفته‌ام که نمی‌شود بدون آسیب دیدن از آنها برگشت. در تاریک‌ترین شب‌ها در اعماق دریایی تیره بوده‌ام. تصاویر در شب‌ زنده‌ترند. اما نه، مردها تنها دلیل قاچاق انسان و بردگی جنسی نیستند. زن‌ها هم کنارشان ایستاده‌اند و تماشا می‌کنند. زن‌ها زن‌ها را می‌فروشند. زن‌ها زن‌ها را گول می‌زنند. هرکسی که این موضوع را ساده‌سازی کند، در آن شریک است. این کار به خاطر سوددهی‌اش ادامه دارد. آنها به انسان اهمیتی نمی‌دهند. کاری که باید انجام دهی این است که وقت صرف کنی و ببینی چطور قاچاقچی‌های انسان کار می‌کنند و چطور با زنانی که می فروشند رفتار می‌کنند. این زن‌ها مثل یک گاو، یک محموله، یک کالا بارها و بارها مورد استفاده قرار می‌گیرند. اگر مقاومت کنند، اگر مریض شوند، اگر کار را در زمان مورد نظر به پایان نرسانند، کتک می‌خورند، کشته می‌شوند، آنها را به دریا می‌اندازند، توی حیاط پشتی دفن می‌کنند یا از ارتفاع پرت می‌کنند پایین. و به جایشان یکی دیگر را می‌آورند. اینجا بازاری است برای همه چیز. اگر زنی تنش را چاقو بزند مهم نیست،، بعضی مشتری‌ها از دخترهای خط‌خطی خوششان می‌آید. حامله‌است؟ چه بهتر. در دوبی قیمتش دوبرابر است. مشتری‌هایی هستند که از زن حامله خوشش‌شان می‌آید. مشتری‌هایی هستند که از زنان زندانی شده و مجبور به تن‌فروشی خوششان می‌آید. من اینها را می‌دانم، چون با چشم خودم دیده‌ام. دختری یقه‌اش را برایم باز کرد و گفت: «عکس بگیر.» سینه‌اش پر از جای سیگار بود. گفت: «از من به عنوان زیرسیگاری استفاده می‌کردند.» به او گفتم نمی‌توانم عکس بگیرم. گفتم دکمه لبایش را ببیندد و بعد در سکوت نشستیم. تنها سلاحم کارم است من از مرکز لینچ در نیویورک جایزه شجاعت گرفته‌ام. به آنها گفتم باید به جایش به من جایزه خشم بدهند. کاری که من کردم ربطی به شجاعت ندارد. در واقع بگذارید صادق باشم. من هیچ وقت دوست ندارم سوار هواپیما شوم، چون می‌ترسم. همیشه تا آخرین دقایق برای جمع کردن وسایلم صبر می‌کنم. به هزاران بهانه فکر می‌کنم تا سفرم را به تعویق بیندازم یا کنسل کنم. این شجاعت نیست که مرا به فرودگاه می‌کشاند. این که قول داده‌ام برگردم و عمل به قولم است که باعث می‌شود سوار هواپیما شوم. من بخشی از زندگی آدم‌های بسیاری شده‌ام. نمی توانم دخترهایی را که با آنها حرف زدم و اجازه دادند ازشان فیلم بگیرم ناامید کنم. تنها سلاح من کارم است. تنها روش من برای طلب عدالت، فیلم گرفتن و گزارش دادن است. هرچه که من درباره بردگی جنسی می‌دانم، صرف ساختن «بهای سکس» شده است. اما ایا یک فیلم برای ایجاد تغییر کافی است؟ خب این تنها شروع است. این فیلم قبل از نمایش عمومی به عنوان وسیله‌ای برای تحقیقات پلیس‌های ضدفساد در صربستان مورد استفاده قرار گرفت. چند ماه بعد، وزارت خارجه آمریکا از من اجازه خواست تا این فیلم را به عنوان ابزار آموزشی در سفارت‌هایش در سراسر دنیا استفاده کند. دفتر مقابله با موارد مخدر و جرم سازمان ملل از من دعوت کرد تا در برنامه‌های ضدفسادشان مشارکت کنم. بعد از نزدیک سه سال این فیلم در جشنواره‌ها، دانشگاه‌ها و تلویزیون‌های سراسر دنیا به نمایش درآمد. بالاخره در مقابل مخاطبانم در ترکیه قرار گرفتم. سی ان ان ترکیه با من درباره کارهای مخفیانه‌ام در استانبول مصاحبه کرد. بزرگ‌ترین روزنامه ترکیه، صفحات بزرگی را به فیلم و به بردگی جنسی در استانبول احتصاص داد.   مردم نمی دانند. ما که روزنامه‌نگاریم، فکر می‌کنیم همه به اطلاعات ضروری برای تصمیم‌گری دسترسی دارند. اما این طور نیست. یک مثال روشن از این مساله استقبال مردم از این فیلم است، باورم نمی‌شد که صدها نفر جمعه شب یا شنبه شب در صف ایستاده‌اند تا مستند من را ببینند. چرا به تماشای یک کمدی نرفتند؟ این فیلم ۷۳ دقیقه است. چرا مردم دو ساعت دیگر هم می‌مانند و در جلسه پرسش و پاسخ شرکت می‌کنند؟ کار ما این است که نقطه‌ها را به هم وصل کنیم و موضوعات خطرناک را نشان دهیم. کار ماست که راه‌حل‌های منطقی پیشنهاد دهیم. مطمئنم که خیلی از همکارانم با این جمله آخر موافق نیستند. اما ساختن یک فیلم کافی نیست. من باید مطمئن شوم که آنچه من در طول سال‌ها جمع کرده‌ام، به مخاطب رسیده است. دانش و آگاهی کافی نیست ما به اقدامی همه جانبه در سراسر جهان نیاز داریم. آیا دوباره این کار را خواهم کرد؟ گاهی از خودم این سوال را می‌پرسم؛ اینکه آیا باز هم زندگی ام را برای چیزی که حالا درباره‌اش می‌دانم به خطر خواهم انداخت؟ آیا دوباره وارد این فضاهای وحشتناک خواهم شد به امید یافتن راهی برای خروج از آنها؟ اگر بدانم نتیجه‌ای خواهد داشت این کار را می‌کنم. میلیون‌ها نفر این فیلم را دیده‌اند. ذهن‌ها عوض شده، جوان‌ها ابزاری در دست دارند که می‌توانند از آن بیاموزند. اما اینجا بخش احمقانه ماجرا شروع می‌شود. حتی اگر فکر می‌کردم تنها ۲۰ نفر این فیلم را می‌بینند، من باز هم این کار را می‌کردم. نمی‌توانستم دخترهایی را که به من اعتماد کردنند و داستان‌هایشان را به من گفتند ناامید کنم.   میمی چاکاروا عکاس و فیلمساز، یک دهه به موضوع فسادو تجارت سکس پرداخته است. فیلم او به نام «بهای سکس» در سال ۲۰۱۱ ساخته شد. او برای این فیلم جوایز محتلفی برده است.  

شیوع 'پورن انتقامی' در استرالیا

یک تحقیق مفصل بر روی پورن انتقامی در استرالیا نشان می‌دهد که از هر پنج شهروند این کشور یک نفر آزار و اخاذی از طریق تصاویر و فیلم‌های خصوصی را تجربه کرده‌ است. بر اساس نتایج این نظرسنجی جامع که بر روی بیش از ۴۲۰۰ نفر از شهروندان استرالیا انجام شده است، زنان و مردان به اندازه مساوی هدف پورن انتقامی قرار گرفته‌اند. پورن انتقامی و آزار مبتنی بر تصاویر خصوصی افراد، نوعی آزار و اخاذی است که طرفین در آن از تصاویر خصوصی عمدتا برهنه یا جنسی برای کنترل، آزار و تحقیر افراد استفاده می‌کنند. پورن انتقامی معمولا از سوی شریک جنسی افراد و بعد از آن استفاده می‌شود که رابطه زوج به دنبال بروز اختلاف به پایان رسیده است. در میان افرادی که دراین مطالعه بررسی شده‌اند ۲۰ درصد گفته‌اند که شریک آنها بدون رضایتشان تصاویر برهنه یا جنسی از آنها گرفته است و ۱۱ درصد نیز گفته‌اند که تصاویرشان بدون اجازه آنها منتشر شده است. پژوهشگران دانشگاه موناش استرالیا و موسسه سلطنتی تکنولوژی ملبورن که این تحقیق را انجام داده‌اند می‌گویند این مطالعه نشان داده است که این نوع آزار و اخاذی بسیار شایع‌تر از چیزی است که پیش از این تصور می‌شد. نتایج این مطالعه در استرالیا نشان داده است که مردان با احتمال بیشتری عاملان پورن انتقامی بوده‌اند در حالی که زنان احتیاط بیشتری برای حفظ امنیت شخصی و حریم خصوصی خود داشته‌اند. خطر قربانی شدن گروه‌های اقلیت از جمله بومی‌های استرالیا، افراد دارای معلولیت و اقلیت‌های جنسی در موارد آزار و اخاذی از طریق تصاویر برهنه و جنسی بیشتر از دیگر افراد گروه مورد مطالعه بوده است. پژوهشگران این مطالعه پیشنهاد داده‌اند که آزار مبتنی بر تصاویر خصوصی در استرالیا جرم به شمار رود و همچنین یک شماره تلفن مشاوره برای حمایت از قربانیان اختصاص یابد. تنها دو ایالت در استرالیا قوانین مشخص برای مقابله با انتشار تصاویر افراد بدون کسب رضایت از آنها دارند. دکتر نیکلا هنری، پژوهشگر ارشد این تحقیق می‌گوید: "آزار مبتنی بر تصاویر خصوصی به سرعت به عنوان معضلی ظهور یافته است که قوانین و سیاست‌های ما در تلاش برای مقابله با آن هستند." از سال ۲۰۱۵ در بریتانیا یک شماره تلفن مشاوره حقوقی برای قربانیان پورن انتقامی راه‌اندازی شده است.
آدمک‌های زنانه روی چراغ‌های راهنمای ملبورن بیش از صد میلیون زن ختنه شده در جهان تم امسال برای روز جهانی زنان او مرا کتک زد پس دوستم دارد! مردان هم می توانند ازدواج را فسخ كنند