1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

می‌خواهید لباسشویی بخرید؟ فقط به خاطر این که ماشین لباسشویی شما از مد افتاده است و یا عوامل دیگری همچون مصرف آب و برق شما را برای تعویض آن تشویق کرده است؟

قبل از هر نکته ای لازم است بدانید ماشین لباسشویی های جدید از لحاظ کیفیت و تمیزکنندگی تفاوت چندانی با ماشین های ده پانزده سال گذشته ندارند. تفاوت ها در تعداد دور موتور در ثانیه است و نه عوامل دیگر. اما اگر از آن دسته عروس خانم های 30 سال گذشته هستید، بهتر است دست به کار شوید.

البته ماشین لباسشویی در طول ده سال گذشته به یکی از پرمصرف ترین وسایل برقی تبدیل شده است. شاید شنیده باشید که برخی از تولید کنندگان برای مطابقت با استانداردهای مصرف انرژی کلیدهای میانبری برای دستگاه ها در نظر گرفته اند که باعث شستشوی اقتصادی با مصرف کمتر انرژی می شوند.

گاهی یك لكه گیری مقدماتی برای لباسها، كمك می كند تا ماشین لباسشویی در برنامه های با آب سرد به خوبی لباسها را پاك و تمیز کند، اگر فیلتر ماشین لباسشویی در سیكل شستشو تمیز نمی شود بعدازهر بار استفاده آن را تمیز كنید و سالی یك بار فیلترهای آب گرم و سرد را كه در پشت ماشین قرار دارند تمیز كنید. نظافت عمومی ماشین به كم شدن مصرف انرژی و افزایش عمر مفید آن كمك می كند.

برای صرفه جویی در مصرف برق و همچنین آب بهتر است صبر كنید تالباسهایی كه باید شسته شوند به حدی برسند كه ظرفیت ماشین تكمیل شود سپس ماشین را در حداقل دمای مناسب ومورد لزوم تنظیم كنید تا از مصرف بیش از حد برق و اتلاف آب گرم جلوگیری شود. نکته دیگر این که به خاطر بسپارید که به هیچ وجه از ماشین لباسشویی در ساعات اوج مصرف استفاده نكنید. روزهای تعطیل وساعتهای اولیه صبح بهترین اوقات برای روشن كردن ماشین لباسشویی است. اگر امكان خشك كردن لباس ها در هوای آزاد وجود دارد از برنامه خشك كن ماشین صرفه نظر کنید.

نکته دیگر این که ماشین‌هایی که از در جلو باز می شوند، بسیار کمتر از انواع ماشین‌های با در از بالا آب مصرف می کنند. به همین دلیل هنگام خرید درباره میزان مصرف آب توسط ماشین از فروشنده اطلاعات لازم را دریافت کنید.

نکته ای که نباید آن را فراموش کرد درباره وزن و اندازه ماشین است. لطفا هنگام خرید این دستگاه به تعداد افراد خانواده و میزان استفاده هفتگی خود از این دستگاه توجه کنید. به طور طبیعی برای یک خانواده سه نفره، داشتن یک ماشین لباسشویی هفت کیلویی اصلا به صرفه نیست.

بعضی از انواع ماشین‌های لباسشویی با درب از جلو فقط به اندازه 33% بقیه آب مصرف می‌نمایند. لذا از میزان مصرف آب دستگاه نیز اطمینان حاصل نمایید.

نکته دیگر این که  اگر می خواهید بهترین را در میان ماشین های لباسشویی بخرید، باید مارک بهتری انتخاب کنید. هنگام خرید، قیمت پایه ماشین لباسشویی های مارک های مختلف را با هم مقایسه کنید. اگر قیمت پایه یک ماشین لباسشویی چهارصد هزار تومان است و مدلی که شما پسندیده اید هفتصد هزار تومان است بدانید که بابت ظاهر و دکمه های آن سیصد هزار تومان پول می دهید. اگر از این دکمه ها استفاده نمی کنید لزومی هم ندارد که پول اضافی بابت آن بدهید.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

وقتی مردی شما را واقعا بخواهد!!!!

وقتی مردی شما رو بخواد، هیچ چیز نمی تونه جلوش رو بگیره!! پس بدانید اگر واسه ازدواج بهانه مشكلات رو میاره، یا شما رو نمی خواد یا هنوز تردید داره كه شما كیس ازدواجشید یا دیگری! وقتی مردی شما رو نخواد، هیچ چیز نمی توونه نظرش رو برگردونه و نگهش داره!!! پس اگه واسه نگه داشتنش مجبورید خیلی وقتا از خیلی چیزا بگذرید یا متوسل به دعا و حاجت شید، بدونید كه رفتنیه!! وقتتون رو تلف نكنید! اون حتی بعد از ازدواج با شما نیز، مال شما نیست! دست از بهانه گیری به جهت رفتار یه مرد بردارید! اونا اصلاً به حرفای شما گوش نمی دن!! این باعث می شه به مرور شما رو یه زن نق نقو یا غرغرو بدونند و وقتی دارید انتقاد می كنید به همه چیز فكر كنند جز حرفای شما! اصولاً اگه از رفتارشون شكایت دارید بهتره بزارید واسه یه فرصت دیگه! زمانی كه به عشق شما معترفه و نمی تونه به شما توجه نكنه! یادتون باشه رفتار آرامتر، همیشه بهتره هیچوقت خودتون رو برای حفظ رابطه ای كه خودتون تشخیص می دید ارزشش رو نداره، تغییر ندید. چون مدتها بعد، زمانی كه تغییر كردید و دلتون واسه خودتون تنگ شد، می فهمید شخصی كه روبروی شما ارزشش رو نداشته و اون زمان دیگه فرصتی واسه جبران نیست قبل از اینكه بفهمید واقعاً چه چیزی خوشحالتون می كنه، با كسی ارتباط برقرار نكنید

خدایا دست ات را از گلویم بردار

این روزها از دست خدا کلافه ام. اصولا رابطه من و خدا خیلی خوب است. من شاید بنده شاکر خوبی نباشم او اما همیشه شش دانگ حواس اش به من است. این روزها نمی دانم سرش به کدامین بنده اش گرم است که حس می کنم پیچ خورده ایم به هم.
رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان زودتر شروع کن. من دوست‌ دخترت نیستم راز هایت را نفروش عاشقانه های باران اتفاق همین روزهاست...

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

دردسرهای خرید گوشت قرمز

خانم های بسیاری را می شناسم که بعد از چند سال خانه داری اطلاعات اندکی از چگونگی خرید گوشت قرمز دارند و بسیار پیش آمده که پول هنگفتی را برای خرید چند کیلو گوشت نامطلوب پرداخت کرده اند.

با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید

حراج فرصت خوبی برای خرید است به شرط آنکه بتوانید از این نبرد برنده خارج شوید. بسیاری از اوقات شما اجناسی می خرید که هرگز به آنها احتیاج ندارید. این همان زمانی است که برندها از بلاتکلیفی و هیجان زدگی شما کمال استفاده را می برند.
کار در خانه، فروش در اینستاگرام 5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین از پس اندازتان مراقبت کنید جذاب ترین شغل های جهان مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه

مطالب تصادفی

گزارش روز

بیداد فروش بچه در تهران

«ما هیچ اطلاعی نداریم. اگر هم اطلاعاتی وجود داشته باشد محرمانه است. نباید به این موضوع دامن زد. بهتر است اگر چنین مشکلی هم وجود دارد، در خفا حل شود... .» به گزارش ایسنا، اینها پاسخ‌هایی است که برخی مسئولان به سؤال‌های خبرنگار دوهفته‌نامه «روبه‌رو» درباره خرید و فروش کودکان در تهران می‌دهند؛ پاسخ‌هایی ابهام‌آمیز که نه خبرهای خرید صد هزار تومانی کودکان را در تهران تأیید می‌کند و نه تکذیب. ماجرایی که از تابستان سال گذشته در یک نشست خبری از سوی فاطمه دانشور، رئیس کمیسیون اجتماعی شورای شهر تهران، بر سر زبان‌ها افتاد. فاطمه دانشور اعلام کرد که حالا دیگر در مراکز آسیب شهر، کودکان نوزادی که درد خماری را از نطفه حس می‌کنند به قیمت صد هزار تومان به فروش می‌رسند. اما این تمام ماجرا نبود. داستانی که فاطمه دانشور چند ماهی است، راوی آن شده، موضوعی قدیمی ‌در برخی از بیمارستان‌های این شهر است. مرجان، پرستار یکی از بیمارستان‌های تهران، می‌گوید: «دلالان و واسطه‌ها پس از شناسایی نوزادانی که ناخواسته یا نامشروع به دنیا می‌آیند، اقدام به خرید و فروش آنان می‌کنند.» او با بیان این که این اتفاق در بیمارستان‌های دولتی و بزرگ و بیمارستان‌هایی که زایشگاه دارند، بیشتر رخ می‌دهد، می‌گوید: «در این بیمارستان‌ها به دلیل بالاتر بودن تعداد نوزادان متولد شده در مقایسه با بیمارستان‌های خصوصی و کوچک، شناسایی افراد سخت‌تر است که این امر، مهم‌ترین دلیل بالاتر بودن آمار خرید و فروش نوزادان متولد شده در مراکز دولتی است.» مسئله‌ای که بلافاصله از سوی نیروی انتظامی ‌تکذیب شد. در خبرهای تأیید نشده می‌شد این جمله‌ها را شنید که آش به این شوری‌ها هم نیست اما کفش و کلاه کردن خبرنگاران و رفتن به بیمارستان‌هایی مانند مهدیه و اکبرآبادی تهران در همان روزهای پرالتهاب نشان می‌داد که از قضا آش بسیار شورتر از آنی است که دانشور خبر داده است. کودکانی که در توالت پارک حقانی نطفه‌شان بسته می‌شد، در بیشتر مواقع یا معتاد بودند یا خونشان آلوده به ویروس ایدز بود. نوزادان رنگ‌پریده‌ای که در بیمارستان، مجهول‌الهویه بودند و مادر حتی حاضر نبود برای دقایقی آنها را به زیر پستان بگیرد. از آن طرف، جدا از واسطه‌ها و گروه‌هایی که گدایان تهران را ساماندهی می‌کردند، بودند مادران و پدران جوانی که سال‌ها در آتشِ داشتن فرزند، سوخته و نتوانسته بودند از سد بهزیستی بگذرند. آنها برای آن که بتوانند زخم خود را التیام بخشند، به دروازه غار آمده بودند و کودکان معتاد بخوری این خیابان را با قیمتی از ۱۰۰ هزار تا پنج میلیون تومان خریده بودند. ناهید یکی از همین زنان است. ناهید ۳۸ ساله به همراه همسرش بهرام بعد از ۱۵ سال که در راهروهای بهزیستی دویده بودند، کودکشان سحرناز را از زنی معتاد در خیابان شوش تهران می‌خرند. سحرنازی که فقط ۱۸ ماه میهمان خانه آنها بود و بعد از آن به دلیل ابتلا به اچ‌آی‌وی و هپاتیت سی جان باخته بود. ناهید می‌گوید: «در ابتدای امر اصلا به ماجرای شناسنامه هم فکر نمی‌کردیم. بچه نه کارت بهداشت بیمارستان داشت نه پدرش معلوم بود. دو، سه روز مانده به زایمان، واسطه که یکی از رانندگان خطی میدان شوش به خراسان بود، با شوهرم تماس گرفت و از وجود سحرناز مطلع‌مان کرد. بچه در خانه به دنیا آمد. دو میلیون تومان به مادر دادیم و یک میلیون هم راننده گرفت. شوهرم هم گفت بعد از یکی، دو ماه، پیگیری می‌کند تا شناسنامه بگیریم. بچه همیشه بی‌حال و رنگ و رو رفته بود. شناسنامه نداشتیم و واکسن را هم از طریق یکی از اقوام که پزشک بود برایش زدیم. پنج‌ ماهه بود که به دلیل بی‌حالی‌های مداوم تصمیم گرفتیم آزمایش خون بدهیم و دیدیم کودک مبتلا به ایدز است و کمی‌ بعد از یک سالگی هم جان داد و ما ماندیم و داغی که تا آخر عمر روی سینه‌مان می‌ماند ... .» هر چند سال گذشته فرمانده نیروی انتظامی ‌تهران بزرگ با تأیید وجود این نوع خرید و فروش اعلام کرد که باید فکری به حال زنان آسیب‌دیده کرد، اما همان روزها گفت ما اطلاعاتی درباره خرید و فروش کودکان در دست نداریم. هنوز که هنوز است، سردار ساجدی‌نیا در مقابل تلاش‌های بی‌وقفه خبرنگار «روبه‌رو» برای گرفتن وقت مصاحبه درباره این معضل پاسخی نمی‌دهد و فقط به این جمله که «در دست اقدام است» بسنده می‌کند. فاطمه، پرستار یکی از بیمارستان‌های جنوب شهر تهران است. او می‌گوید: «تا اواخر سال گذشته، حتی بعضی از نیروهای بیمارستانی هم به عنوان دلال در این خرید و فروش پولی به جیب می‌زدند اما حالا سخت‌گیری‌ها زیاد شده، بخش نوزادان را جدا کرده‌اند و پرستاران آنها را کمتر می‌بینیم و به طور دائم مددکار در بخش سر می‌زند. الان وقتی کسی بچه‌اش را نمی‌خواهد پیش از زایمان به مددکاری می‌رود و اعلام می‌کند و بچه بعد از وضع حمل به بهزیستی می‌رود اما عده‌ای که می‌خواهند کاسبی کنند، بچه را می‌گیرند و سرِ خیابان به خانواده‌ها واگذار می‌کنند اما حالا تقریبا گرفتن شناسنامه هم غیر ممکن است. برای گرفتن شناسنامه کودک باید سابقه درمانی مادر و تمامی ‌آزمایشات موجود باشد.» فاطمه می‌گوید سهم دلالان در این خرید و فروش از یک میلیون تا سه میلیون تومان متغیر است: «مثلا یکی از همکاران خودمان حداقل ماهی پنج میلیون دلالی داشت اما حالا اخراج شده.» آمار سازمان بهزیستی بر اساس آمار عملکرد سازمان بهزیستی تقریبا سالانه بین ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ کودک به فرزندی سپرده می‌شوند. این در حالی است که تعداد متقاضیان فرزندخواندگی چند برابر کودکانی است که به فرزندی سپرده می‌شوند. این امر حاکی از آن است که تقاضا برای دریافت کودک به‌ مراتب بیش از تعداد کودکان قابل واگذاری به خانواده‌هاست. از سوی دیگر فرایند اجرائی فرزندخواندگی مستلزم هماهنگی‌هایی بین سازمان بهزیستی، اداره سرپرستی قوه قضائیه، نیروی انتظامی، مراکز درمان ناباروری و سازمان پزشکی قانونی و ... است که همه اینها به اضافه فهرست طولانی انتظار برای دریافت کودک، فرایند فرزندپذیری را برای متقاضیان فرزندخواندگی، به طور طبیعی، طولانی و زمانبر می‌کند. انوشیروان محسنی بندپی، رئیس سازمان بهزیستی، در گفت‌وگو با «روبه‌رو» با تأیید وجود تجارت کودکان، از برنامه‌های بهزیستی برای جلوگیری از این تجارت گفت: «ترجیح ما این است که مادران را به گرفتن رحم اجاره‌ای تشویق کنیم. این مسئله هم باعث می‌شود که درآمدی برای زنان بی‌سرپرست ایجاد شود و هم جلوی سوءاستفاده‌های احتمالی گرفته ‌شود. البته این کار باید با ضوابط کاملا علمی‌ و قانونی انجام پذیرد. ضمن آن که ما نمی‌توانیم به مسئله خرید و فروش کودکان وارد شویم. این مسئله کاملا در اختیار قوه قضائیه و نیروی انتظامی ‌و دادستانی است. ما صرفا اطلاعات خود را در این‌ زمینه به ضابطان قضائی منتقل می‌کنیم. ما حتی اگر از چنین مسئله‌ای اطلاع هم پیدا کنیم باید برای ورود از قوه قضائیه مجوز بگیریم. از طرفی واگذاری کودکان به بهزیستی هم فقط با اجازه قوه قضائیه امکان‌پذیر است.» اما این همه حکایت نیست. علی یکی از پسرانی است که دو سال قبل بعد از رسیدن به ۱۸‌سالگی با گرفتن پنج میلیون تومان از بهزیستی ترخیص شده است. او می‌گوید: «بهزیستی قوانین عجیبی دارد. ما را به خانواده‌ها نمی‌دهند، چون اصرار دارند خانواده‌ها ملکی به نام ما بکنند. بعد جالب اینجاست که وقتی خودمان را از بهزیستی بیرون کردند، پنج میلیون تومان کف دستمان گذاشتند و خداحافظی کردند. آنها می‌گویند می‌خواهند آینده ما تأمین باشد و ممکن است اگر وارد خانواده‌ای بشویم به ما چیزی ندهند. خب مگر بهزیستی وقت ترخیص چیزی در اختیار ما می‌گذارد؟ اما اگر در خانواده بزرگ شویم، در بدترین شرایطِ ممکن در یک خانواده درس خوانده‌ایم، محبت دیده‌ایم و خانواده داریم. حداقلش این است که کسی در ۱۸سالگی بیرونمان نمی‌کند. من می‌خواهم بدانم مگر همه فرزندان واقعی خانواده‌ها وقتی به دنیا می‌آیند ملکی به نامشان می‌شود یا وقتی پدرشان می‌میرد یک کارخانه به آنها ارث می‌رسد؟ بچه‌های معمولی بیشتر خودشان روی پایشان می‌ایستند، خودشان خانه و مغازه می‌خرند و فقط تحت سایه حمایتی خانواده هستند.» تجارت پردرآمد مسیب راننده تاکسی است و می‌گوید خیلی از همکارانش از طریق دلالی بین خانواده‌ها پول خوبی درمی‌آورند. به گفته مسیب بچه نسبت به جنسیت و تمکن خریدار، قیمتش بالا و پایین می‌رود. او می‌گوید: «حالا خانواده‌ها شاخک‌هایشان تیز شده. می‌دانند بچه باید آزمایش سلامت داشته باشد. بچه سالم هم باز قیمتش متغیر است. اول فروشنده می‌گوید مثلا ۲۰ میلیون اما خریدارها زرنگ شده‌اند. گاهی این ۲۰ میلیون به دو میلیون هم می‌رسد اما واسطه‌ها کمترین مبلغی که این وسط به جیب می‌زنند یک میلیون تومان است.» اما تجارت کودکان فقط بین خانواده‌ها صورت نمی‌گیرد. کودکان بسیاری هم هستند که در این‌ میان گرفتار باندهای تبه‌کاری و گدایی می‌شوند. به گفته یکی از ساکنان دروازه غار، بیشتر کودکانی که معتاد و بیمار به دنیا می‌آیند، جذب باندهای گدایی می‌شوند؛ باندهایی که هیچ‌وقت سرنخ درستی از آن در دست هیچ‌کس نیست. کودکانی که روزانه ۱۰ هزار تومان اجاره می‌شوند و حداقل ۳۰ هزار تومان فروش روزانه‌شان را به صاحب‌کار تحویل می‌دهند. کمتر از یک ماه پیش، شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری، روایت دیگری از خرید و فروش کودکان را اعلام کرد. مولاوردی درباره فروش نوزادان از سوی مادران با بیان این که امروز شاهد فروش نوزادان در شکم مادر و پیش از تولد هستیم، اظهار کرد: «آماری از تعداد این نوزادان نداریم اما آن‌ قدر تعداد آنها زیاد بوده که تبدیل به یک خبر شده است.» معاونت زنان و امور خانواده با تأکید بر این که پدیده فروش کودکان، تک‌عاملی نبوده و مجموعه‌ای از عوامل، زنجیروار در کنار هم قرار می‌گیرند تا یک زن ناچار به فروش فرزندش شود، خاطرنشان کرد: «فقر اقتصادی، فقر فرهنگی، اعتیاد، کارتن‌خوابی و ازدواج کودکان از جمله عواملی هستند که می‌تواند باعث سوق‌ دادن زنان به سمت فروش کودکان خود شود.» او تصریح کرد: «اگر بخواهیم پدیده فروش کودکان ادامه پیدا نکند، باید به مجموع این عوامل توجه کرده و آن را حل کنیم.» یکی از فعالان اجتماعی در دروازه غار تهران می‌گوید، حالا کودکان را پیش‌فروش می‌کنند. سعید انتظاری به «روبه‌رو» می‌گوید: «حالا زن‌ها هدفدار حامله می‌شوند و در چهار، پنج‌ ماهگی که جنسیت نوزاد مشخص شد، آن را به خانواده‌ها می‌فروشند و کودک زیر نظر خریدار در بیمارستان به دنیا می‌آید. حالا کار راحت‌تر شده. خانواده‌ها با بیمارستان‌های خصوصی زدوبند می‌کنند و بعد از آن که کودک به دنیا آمد، نام مادر جعلی به جای مادر اصلی در اوراق هویتی ثبت می‌شود. به همین راحتی ....»  

مسایل جنسی، منطقه ممنوعه خانواده ها

پا گذاشتن به منطقه ممنوعه است. صحبت كردن از مسایل جنسی حرف زدن از ناگفته هاست. در ایران كمترمادری پیدا می شود كه به دختر خود آموزش های لازم جنسی را بدهد. هنوز هم اگر زنی در میانه دهه های چهارم و پنجم زندگی بخواهد از این قبیل مسایل حرف بزند صدایش را پایین می آورد و قبل از آغاز به حرف از مخاطب خود معذرت خواهی می كند.هرچند در نسل های جدید این مسایل مانند دیگر مسایل زندگی شده و راحت تر درباره آن سخن می گویند اما هنوز در بین بسیاری از خانواده ها صحبت از مسایل جنسی پا گذاشتن به منطقه ممنوعه است. شاید برای همین پنهان كاری و حجب و حیای مادران مان بوده است كه مسایل جنسی یكی از معضلات نسل امروز جامعه ما شده است. هر چند كه باید قبول كرد شاید زنان نسل گذشته هم آگاهی چندانی از آن نداشتند كه بخواهند دختران شان را آموزش دهند.
زنان و افراد تحصیلکرده،بیشترین بیکاران ایران افزایش مصرف کوکائین و حشیش در میان زنان ایران روایتی از مزاحمت‌های نامحسوس برای زنان رفت و برگشت ماده 23 لایحه حمایت از خانواده زورآزمایی مخالفان و موافقان وقتی «باغ شادونه» خشک شد

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

زیبایی از درون می آید، 5 راه زیباتر شدن بدون نیاز به جراحی

جراحی‌های زیبایی چهره شما را تغییر می‌دهد. گاهی نتیجه کار خوب از آب درمی‌آید و گاهی چندان رضایت بخش نیست. گاهی تعدد جراحی‌ها قیافه‌ها را کاملا دگرگون می‌کند. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ خوب یا بد اما این دگرگونی اتفاق می‌افتد. با این هر کدام از ما چقدر درباره جذابیت به گونه‌ای غیر از آنچه که در چشم و ابرو نمایان می‌شود فکر کرده‌ایم. هرگز در این باره تامل کرده‌ایم که یک شخصیت جذاب گیرایی مطلق و همیشگی دارد؟ چیزی که درباره جذابیت چهره صدق نمی‌کند. با بالا رفتن سن چه بخواهیم و چه نخواهیم رد عبور زمان روی صورت و اندام‌مان جا می‌اندازد اما یک شخصیت غنی ،‌اصیل و جذاب به بخش لاینفک وجود ما تبدیل خواهد شد. با این وصف چرا طوری زندگی نکنیم که آدم‌ها جذب شخصیت‌مان شوند. رابطه‌ای که بر اساس جذابیت‌های شخصیتی آدم‌ها اتفاق بیفتد قطعا از ضمانت پایداری بیشتری هم برخوردار است. با این وصف چرا در سبک زندگی‌مان عادت‌هایی را جا نیاندازیم که سیرت‌ ما را زیبا کنند. در مطلب پیش رو با برخی از عادت‌ها بیشتر آشنا شوید؛ اطرافیانتان را غافلگیر کنید آخرین باری را که یک هدیه یا یک دسته گل دریافت کردید بدون اینکه توقعش را داشته باشید یادتان هست؟ مهم هدیه‌ای که گرفته‌اید نیست ، مهم این است که کسی جایی در بین این همه شلوغی زندگی برای خوشحال کردن شما چنین اقدام جالبی کرده است. این فرد قطعا همیشه در ذهن شما باقی می‌ماند. خب حالا نکته اینجاست که چطور با غافلگیر کردن آدم‌ها به شکل مثبت می‌توانید شخصیت جالب و ماندگاری از خود خلق کنید. گاه به گاه وقتی می‌خواهید برای کسی کاری انجام بدهید او را از قبل خبر نکنید که منتظر باشد. بلکه با غافلگیر کردنش خوشحالی او را دو چندان کنید و شخصیت جذابتان را در ذهنش حک کنید. وقتی چیزی را واقعا نمی‌خواهید بگویید: نه این را مطمئن باشید که مردم به آن فردی را که همان چیزی را که در ذهنش است به زبان می‌آورند خیلی بیشتر احترام می‌گذارند تا آن کسی که تحت هر شرایطی با همه اعلام موافقت می‌کند حتی اگر واقعا موافق نباشد. زمانیکه شما نه می‌گویید ، اطرافیانتان می‌توانند خود واقعی‌تان را بشناسند.اینکه شما چه اولویت‌هایی در زندگی‌تان دارید و چطور درباره احساسات خود صادق هستید. باید قبول کرد که گاهی نه گفتن واقعا سخت می‌شود و احساس اضطرابی به شما می‌دهد اما اگر شما بتوانید این حس را پشت سر بگذارید بعد از آن است که نسبت به خودتان احساس بهتری پیدا می‌کنید. با غریبه‌ها معاشرت دوستانه کنید همه چیز خیلی ساده است. شما می‌توانید شخصیت جذابتان را حتی در ذهن رهگذرانی که شاید دیگر هرگز شما را نبینند ماندگار کنید. در را برای آنها نگه دارید تا رد شوند ، قبل از نشستن روی صندلی به آنها بگویید که صندلی خیس است ، در حمل وسایل سنگین به آنها کمک کنید و خیلی دیگر از کارهای اینچنینی که شاید همه انجامشان ندهند اما شما می‌توانید با معاشرت دوستانه حتی با غریبه‌ها برای خودتان یک شخصیت جذاب بسازید. خودخواهی خود را پشت سر بگذارید و از آنهایی که از شما بهترند یاد بگیرید شما می‌توانید تمام مدت از زندگی خود گله کنید. مثلا دائم بگویید چرا من به اندازه کافی باهوش ، دوست داشتنی ، موفق و یا تاثرگذار نیستم؟ با این حال آنچه که در پایان روز اتفاق می‌افتد این است: شما هرگز به خودتان کمک نکرده‌اید که رشد کنید ، شما هرگز تلاش نکرده‌اید که بهتر باشید. در این مواقع بهتر است زمان بیشتری بگذارید تا دریابید افراد دیگر چه می‌کنند که می‌درخشند ، شما هم این مهارت‌ها را بارها بارها تمرین کنید ، اگر در این مسیر به کمک احتیاج دارید این کمک را درخواست کنید. اگر می‌خواهید بهترین باشید باید از بهترین‌ها یاد بگیرید. درباره همه چیز کنجکاو باشید گفتگو با دیگران یک اتفاق جالب است. یک معاشرت دلنشین و یک نوع برقراری روابط اجتماعی مطلوب. اما در همین گاه‌ها، پیش می‌آید که این مکالمه به یک سکوت تبدیل می‌شود. چون دیگر موضوعی برای حرف زدن وجود ندارد. دقیقا به همین دلیل است که شما باید در تمام طول زندگی خود برای بالا بردن سطح آگاهی‌تان درباره موضوعات جالب توجه و مختلف جستجو کنید. با این تفاسیر اگر می‌خواهید در چنین شرایطی قرار نگیرید همیشه درباره اینکه در دنیا چه خبر است کنجکاو باشید، بخوانید و ببینید و بشنوید. در این صورت است که شما همیشه حرفی برای گفتن دارید و وقتی در چنین شرایطی قرار می‌گیرید، آنچه که بقیه درباره‌تان فکر می‌کنند این است که انسانی باهوش و جالب توجه هستید. وقتی کسی از دست شما عصبانی است سکوت کنید این صحنه اصلا خوشایند نیست. یک نفر با عصبانیت سر شما فریاد می‌زند و هر چه می‌خواهد بارتان می‌کند! شاید فکر می‌کنید در چنین مواقعی باید مقابله به مثل کنید اما در واقع این راه اصلا درست نیست. قبل از اینکه شما بخواهید ضربه را به طرف مقابلتان وارد کنید، لحظه‌ای وقت بگذارید و به کل موقعیتی که در آن قرار گرفته‌اید فکر کنید و دریابید که چرا تا این حد عصبانی هستید. شاید مقابله به مثل شما فرجام خوبی برای ارتباط‌تان نداشته باشد. شاید بهتر باشد در آن لحظه سکوت کنید و بعدا درباره دلخوری‌تان حرف بزنید. این بهترین راه برای کنترل موقعیت و فهمیدن دیگران و برقراری ارتباط بهتر حتی با وجود دلخوری‌های موجود است. با آدم‌های جدید گفتگو کنید خیلی از ما بابت دور شدن از معاشران زندگی خود که همواره با آنها در ارتباط هستیم وحشت داریم، هر چند در چنین شرایطی خیلی خوب می‌توان متوجه شد چه کسی به اندازه کافی اعتماد به نفس دارد و چه کسی ندارد. این تابوی وحشت از برقراری ارتباط‌های جدید را بشکنید و از نقطه امن معاشرت‌های معمول خود بیرون بیایید و با افراد جدید همکلام شوید. آنها را با رفتار و گفتار دوستانه غافلگیر کنید و بعد از آن قدم‌هایتان را با اعتماد به نفس بیشتری بردارید. از همه آنچه که می‌خواهید یاد بگیرید یک لیست تهیه کنید حوصله‌ام سر رفته و نمی‌دانم باید چکار کنم. زندگی کسل کننده است. این جمله از طرف هر فردی که مطرح شود نمی‌تواند قابل قبول باشد. یا حتی افرادی که تمام زمان خود را به خوابیدن یا تماشا کردن تلویزیون می‌گذرانند. این یکی هم رفتاری غیر قابل پذیرش است. حتما این جمله را شنیده اید که می‌گویند در لحظه زندگی کنید و خوش باشید؛ البته که جمله درستی است اما برای ساختن یک شخصیت موجه و تاثیر گذار صرفا در لحظه زندگی کردن کفایت نمی‌کند. شما باید در مرحله اول یک لیست از تمام کارهایی که دوست دارید یاد بگیرید یا انجام بدهید تهیه کنید. هر زمان که موضوع تازه‌ای به ذهنتان رسید لیست خود را به روز کنید. بعد یکی یکی سراغ برنامه‌هایتان بروید. بعضی مهارت‌ها حتما به کلاس رفتن احتیاج ندارند بلکه با مطالعه و تمرین می‌توانید در آنها خبره شوید. از اینترنت جستجو کنید و با فعالیت‌های جدید آشنا شوید. هر فعالیت جدیدی دری است به دنیای تازه‌ای که به روی شما گشوده می‌شود. بگویید متشکرم این یک لغت بسیار ساده است که بارها و بارها در طول روز مورد استفاده قرار می‌گیرد اما همچنان می‌تواند روز یک نفر را به شکل مثبتی تغییر دهد. فقط چند ثانیه زمان لازم است که به آنچه به دست آورده‌اید حتی اگر یک لبخند دلگرم کننده بوده باشد فکر کنید و بابتش از دیگران متشکر باشید و این تشکر را ابراز کنید. نکته: تشکر را با معنای واقعی این کلمه انجام بدهید و از تکرار غیر ضروری آن بپرهیزید چون در اینصورت مفهوم واقعی‌اش از بین می‌رود. برای خودتان وقت بگذارید تنها چیزی که شما نمی‌توانید آن را در زندگی بازپس گردانید \\\"زمان\\\" است. شاید به همین دلیل است که برخی افراد خیلی شلوغ تمام وقت خود را با کارهایی که دوست دارند پر می‌کنند و خب در نتیجه طبیعی است که آنها موفق‌تر خواهند بود در حالیکه هستند آدم‌هایی که این \\\"زمان\\\" را چندان ارزش نمی‌دهند و خیلی راحت آن را به بطالت می‌گذرانند. ما می‌توانیم زمان‌مان را تلف کنیم اما بهتر است به این نکته فکر کنیم زمانی که ما خیلی راحت از دستش می‌دهیم همان لحظه‌هاییست که آدم‌ها از آن استفاده می‌کنند تا زندگی‌شان را بسازند. نکته: یادتان باشد آنچه که بیشتر از زیبایی صورت و اندام شما حائز اهمیت است زیبایی قلب و عادت‌های زندگی‌تان است...

رازهای دلبری زنانه

وقتی صحبت از جذب و جلب توجه مردان می شود شاید صدها روش درست و غلط در این زمینه وجود دارد. دلیل اصلی اش این  است که مردان مشغول حدس و گمان خودشان هستند و مهم نیست چه علامتی بدهید یا حرفی بزنید. اگر از مردی خوش تان آمده است راه دیگری ندارید جز آنکه از راه های غیرمستقیم نشان دهید که او را فرد جالبی می دانید. برای همین اجازه بدهید از اول ماجرا شروع کنیم. جذب مردان با چشمک زدن و غنچه ایی کردن لب و حتی بر زبان آوردن کلمات صریح، نمی تواند میسر گردد. احساس اغواگری باید از لحظه ایی که از خواب بر می خیزید، لباسی که انتخاب می کنید و توجهی که به خودتان نشان می دهید .شروع شود. اینها یعنی قدرت و جذابیت شخصی… 1- نشان دهید که به او نظر دارید برای این کار قبل از هر چیز، مطمئن باشید که در موقعیت خوبی از ابراز وجود هستید. یادتان باشد هر آدمی بعضی روزهای شلخته دارد. گاهی بداخلاق و خسته است. روزهایی هم هستند که همه چیز آرام و راحت سپری می شود. باید متوجه حس و نشاط و انرژی خودتان باشید. به عبارت دیگر باید در بهترین حالت وجودی تان باشید. 2- بروز احساسات زنانه برای مردان، اجتماعی بودن و حرف زدن و حتی صمیمی بودن زنان، نشانه جالبی است ولی صحبت در باره جذابیت و کششی است که باید در زنان ببینند. میل و تمنایی که می خواهید منتقل کنید باید آرام و با وقار باشد. حرف زدن آرام با چاشنی طنازی شروع خوبی است. او بخصوص باید بفهمد برای تان دلنشین است که با گفتگو می کنید. یادتان نرود که احساسی بودن با سکسی بودن فرق دارد. اصلا به فکر این نباشید که از نظر جنسی او را اغوا کنید. اداهای جنسی در آوردن برای زنانی است که به خودشان و جذابیت زنانه شان اعتماد ندارند. 3- اعتمااد به نفس برای به دست آوردن مردان خاص و قدرتمند نمی توانید خجالتی باشید. باید به اندازه او قدرتمند و سرشار  و خاص باشید. این یعنی بدانید چه می خواهید و با چه قدرتی دنبالش هستید. باید این میل و تمنا برای به دست آوردنش را در خودتان بپرورانید. وقتی احساس کردید که او حق شما است به خودی خود یک حس و حضور در شما ایجاد می شود که جذابیت شما را بروز خواهد داد. 4- سکوت اجازه دهید حرکات بدن و دست و ایما و اشاره و نگاه تان حرف بزند. بدون حرف زدن نشان دهید که هم خواستنی هستید و هم او را می خواهید. خیلی صریح تر بگویم هر حرکت ساده شما باید گویای جادوی زنانه تان باشد. مردان با تمام وجود، این رفتارهای متین، با وقار و جذاب را می فهمند.
قبل از وارد شدن به رابطه های احساسی این نکات را بخوانید زنان، مجذوب اعتماد به نفس مردان می شوند تست مهارت ارتباطی چرا نمی خواهم با مردی که دوستش دارم، سکس داشته باشم؟ دختران ایرانی سالانه بیش از 10 تریلیون تومان هزینه استفاده از لوازم آرایش می نماییند

زنان حادثه

وقتی همه در پارلمان اروپا گریستند

به نقل از یورونیوز نادیا مراد و لمیاء حاجی بشار، این دو زن رنج دیده عراقی دو سال پیش در جریان اشغال روستای محل زندگی شان به همراه دیگر زنان و دختران توسط داعش به بردگی گرفته شدند. در طی سخنان این دو زن در پارلمان اروپا بسیاری به واسطه جنایت های وحشیانه داعش گریستند. پیکارجویان داعش زنان این روستا را به بردگی جنسی واداشتند. در نهایت این دو زن پس از سه ماه از دست داعشی ها جان سالم به در بردند و به اروپا فرار کردند و پس از آن در افشای جنایات این گروه تروریستی نقشی مهم داشتند. لمیاء حاجی بشار به یورونیوز گفت: «از دریافت این جایزه خیلی خوشحالم. دریافت این جایزه برای من بعنوان زنی که توسط داعش ربوده شده و گریخته ام حمایت روحی مهمی است. هزاران زن توسط داعش به بردگی جنسی کشانده شده اند که یکی از آنها من هستم. داعش با گفتن اینکه دیگر هیچ ایزدی در دنیا باقی نمانده می خواست از دست ایزدی ها خلاص شود اما حتی اگر یک ایزدی هم باقی مانده باشد واقعیت را خواهد گفت.» نادیا مراد هم در گفت و گو با یورونیوز افزود: «من از بیست کشور عربی و اروپایی بازدید کرده ام. با روسای جمهوری، نمایندگان پارلمان و مردم زیادی دیدار داشته ام. خواست ما از جامعه بین الملل متوقف کردن آنچیزی است که شاهدش هستیم و مجازات عاملان نابودی ماست. می خواهیم که مجرمان در دادگاه بین المللی کیفری مجازات شوند و از اقلیت های کوچکی چون ایزدی ها و مسیحیانی که در عراق و سوریه زندگی می کنند حفاظت شود.» جایزه ۵۰ هزار یورویی ساخاروف در سال 1988 و به افتخاز آندره ساخاروف دانشمند، منتقد شوروی سابق توسط پارلمان اروپا بنیاد نهاده شد و هر ساله به افراد یا سازمان هایی که عمر خود را صرف دفاع از حقوق بشر و آزادی اندیشه می کنند اهدا می شود.

مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن

به مناسبت نودمین سالگرد تولد مریلین مونرو، ستاره آمریکایی نمایشگاهی از عکس‌ها، فیلم‌ها و وسایل شخصی او در آمستردام برپا شد؛ سیر تحول دختری فقیر و بی سرپرست به آیکون سکس و مرگ ناگهانی او در ۳۶ سالگی. «نورما جین بکر» در فقر بزرگ شد، بدون پدر و مادر. مادرش، همانند مادر بزرگش، به روان پریشی دچار بود و پدرش پیش از تولد او مادرش را ترک کرده بود. نورما جین در یتیم خانه، نزد دوست مادرش، و در خانواده‌ای بزرگ شد که سرپرستی او را پذیرفته بود. در سال‌های اولیه زندگی‌اش نزد زنی بود که حق نداشت او را مادر خطاب کند. او در کودکی بارها پس گرفته و پس زده شد، مورد بی اعتنایی قرار گرفت و نادیده گرفته شد. به هنگام دعای روز یکشنبه در کلیسا در رویایش تجسم می‌کرد که همه لباس‌هایش را درآورد؛ طوری‌که همه به او نگاه کنند؛ می‌دانست این تصور آلوده به گناه است اما سبب می‌شد کمتر احساس تنهایی کند. و آنگاه نورما جین به سن بلوغ رسید. نورما جین در ۱۴ سالگی به زنی جذاب تبدیل شده بود، و این تغییر چنان او را از خود بیگانه ساخت که شروع کرد به این که خود را به‌عنوان دو نفر توصیف کند: دخترکی که کسی او را نمی‌خواست و دوست جادویی‌ای که در آینه می‌دید. حالا دیگر نورما جین نادیده گرفته نمی‌شد: مردان دنبال او می‌دویدند و زنان پشت سرش حرف می‌زدند. نورما جین خیلی زود فهمید که بدنش سرمایه اوست. وقتی مادرخوانده‌اش ازدواج کرد، نورما جین ۱۶ ساله ناگزیر شد با دوست مسن‌تری ازدواج کند. حالا او از کنترل مداوم سرپرستانش آزاد شده بود، اما در یک ازدواج زندانی بود. شش سال بعد زیبایی ظاهرش یک بار دیگر به آزادی‌اش منجر شد: شغل او به‌عنوان مدل عکاسی سبب شد از همسرش جدا شود. دوست جادویی نورما جین نام گرفت: مریلین مونرو. او از هیچ کس، به زن مشهوری تبدیل شد. نه تنها نام جدیدی گرفت بلکه چانه و بینی جدیدی. موهایش به رنگ بلوند روشن درآمد و لباس‌هایش تنگ‌تر، پوستش سفیدتر و لب‌هایش درشت‌تر شدند. بدنی که سبب شده بود نورما جین دیده شود، حالا به یک نهانگاه تبدیل شده بود. او بعدها گفت: «احساس می‌کنم همه این چیزها برای کسی اتفاق می‌فتد که درست در کنار من ایستاده است. من همین‌جا هستم، می‌توانم بشنوم، ولی در واقع این اتفاق برای من نمی‌افتد.» مریلین مونروی نوظهور شروع به گرفتن درس هنرپیشگی کرد: به نظر می‌آمد که حرفه بازیگری کاملا به او که در هر حال نقش بازی می‌کرد، برازنده است. «جویس کارول اوتاس» در کتابی داستان گونه که درباره او نوشته است (۲۰۰۰)، توصیف می‌کند که مریلین مونروی جوان چطور در آینه مانند یک کودک گناهکار به خودش نگاه می‌کند؛ نه از روبه‌رو بلکه از کنار، ترسان از این که صورت زشت و حسرت آلود نورما جین را در چهره آرایش شده مریلین مونرو ببیند. چشمان زل زده و پر حسرت نورما جین در درون چشمان به دقت آرایش شده مریلین مونرو. هویت بخشی به مریلین مونرو از طریق بدنش و این نتیجه گیری که نمی‌توان هویت او را جدا از بدنش دید، به طور غیر قابل بخشایشی سکسیستی است و در عین حال اجتناب ناپذیر است. هویت او را به میزان زیادی تفاوت میان درون و بیرون، میان نورما جین تنها و مریلین مونرو توجه طلب تعیین می‌کرد. «ترومن کاپوت» در کتاب «کودک زیبا» روزی را توصیف می‌کند که با مریلین مونرو مانند یک دوست خوب سر کرده بود. در داستان که در سال ۱۹۵۵ در نیویورک روی می‌دهد، مریلین مونرو همانطور است که دوستان با هم هستند: صریح، بدجنس و شوخ. او به توالت می‌رود و بعد از ۲۰ دقیقه هنوز برنگشته، ترومن کاپوت به دنبالش می‌رود. او مریلین مونرو را جلوی آینه می‌بیند و می‌پرسد چه کار می‌کنی؟ مونرو جواب می‌دهد: دارم به او نگاه می‌کنم. و لب‌هایش را ماتیک قرمز می‌زند. آنچه زمانی سرمایه او بود، حالا ۹۰ سال پس از تولد و ۵۴ سال پس از مرگش به میراث او تبدیل شده است. بدن زنده مریلین مونرو در فیلم‌ها، عکس‌ها، و روی صفحه نمایش مانند یک بنای یادبود هستند. جسم او در پیراهنی که باد دامن آن را بالا زده، بدنش لمیده بر روی مخمل سرخ، جسمش که همانند یک کشتی درآب ناآرام تاب می‌خورد. این چه چیزی است که بدن او را چنین ماندگار و تاثیرگذار می‌کند؟ «نورمان می‌لر» در بیوگرافی مریلین مونرو که در سال ۱۹۷۳ نوشته، پاسخ می‌دهد: سکس. به این ترتیب او و بقیه آمریکا با ستاره کوچک بلوند آشنا می‌شوند: مریلین نجات واقعی بود. او مانند یک ویولون کمیاب و گرانقیمت بود، همان‌طور لذت بخش، با روح، پرتمنا و نرم…سکس برای او مثل بستنی خامه‌ای بود. لبخند او می‌گفت: «مرا به دست بیاور، من آسانم، خوشحالم. من فرشته سکسم.» «استینم»، فمینیست و روزنامه نگار در کتابش که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد توصیفی از آشنایی با مریلین مونرو می‌کند که از «می لر» متفاوت است. استینر زمانی مریلین مونرو را بر پرده سینما دید که خود نوجوان بود. او پپیش از پایان فیلم از سینما خارج شد. او نمی‌خواست با زنی تداعی شود که غرایزش چنان غیر قابل کنترل و از خود بیخود کننده بود. آنچه مونرو با بدنش تداعی می‌کرد. او هنوز خبر ندارد اما مریلین مونرو در نقطه‌ای ایستاده که مهم‌ترین نقش زندگی‌اش را بازی کند. رل کوچک اما چشمگیر او در فیلم «جنگل آسفالت» (۱۹۵۰) می‌تواند آغاز زندگی حرفه‌ای او را رقم بزند. در محل تمرین، مونرو در حضور شش مرد روی زمین می‌خوابد. زیرا آنجلا، که او نقشش را بازی می‌کند زمانی که به تماشاگران معرفی می‌شود روی مبل دراز کشیده است. او چشمانش را می‌بندد و در میان تعجب حاضران خودش را خواب می‌کند. بعد چشمانش را باز می‌کند و صحنه را شروع می‌کند: اوه، من باید خوابم برده باشد. نمی‌توان گفت که آیا تمرین مونرو در واقع به این ترتیب انجام شده یا نه. ولی به نحوی که این صحنه در «بلوند» توصیف شده است واقعیتی عریان می‌شود: روش بازی مونرو چنان طبیعی بود که تشخیص تفاوت آنچه واقعی بود با نقشی که بازی می‌کرد، دشوار بود.  آرتور میلر، نمایشنامه نویس و سومین همسر مریلین مونرو نیز عشقش با شرمساری به پایان رسید. او مونرو (همسر قبلی‌اش) را به عنوان مگی در نمایشنامه نیمه بیوگرافیک «پس از پائیز» وارد کرده است. مگی اگوی «کوانتین» شخصیت اول نمایشنامه را باد می‌زند و به مرد «قدرت می‌دهد تا او را تغییر» دهد. اما پس از عروسی معلوم می‌شود آنقدرها هم اهل تبعیت نیست. او دمدمی و غیرمنطقی است. غرایزش سیری ناپذیرند. نمایشنامه دو سال پس از مرگ مونرو بر روی صحنه رفت. در این فاصله استینم نظرش را درباره مونرو تغییر داده بود. او نوشت: «زمانی که مونرو مرده بود، شکنندگی‌اش دیگر برای مردان تحریک آمیز و برای زنان شرم آور نبود. شکنندگی‌اش تراژیک شده بود.» نمایشگاه بیوگرافیک مونرو که این روزها در «نیوکِرک» آمستردام برقرار است، «۹۰ سال مریلین» نام دارد. این مسئله که مونرو ۹۰ ساله نشد بلکه در ۳۶ سالگی به زندگی‌اش پایان داد، نقطه عزیمت نمایشگاه نیست. نمایشگاه از جمله شامل عکس، فیلم، و وسایل شخصی مریلین مونرو ترجیحا بر جنبه‌های آزادی بخش زندگی حرفه‌ای او از جمله: شم ذاتی او در امر بیزنس، بازاریابی و ایجاد شرکت تولید فیلم خودش تاکید دارد. آخرین متن نمایشگاه، مونرو را نه تنها به‌عنوان یک هنرپیشه و الگوی سبک زندگی بلکه همچنین به عنوان «پیشرو مبارزه برای آزادی زنان» معرفی می‌کند. «هدی آنکونا» یکی از هلندی‌های سرشناسی که در نمایشگاه سخنرانی می‌کند، مسئله را قدری تعدیل می‌کند. فمینیست‌ها در سال‌های ۷۰ دقیقا به زنانی که مونرو سمبل آن‌ها بود معترض بودند: کسی که برای رسیدن به هدف از بدنش استفاده می‌کند. اما اگر چه مریلین مونرو سمبل رهایی زنان در دهه ۷۰ نبود می‌تواند به عنوان پیشرو شاخه‌ای از فمینیسم امروزه دیده شود؛ فمینیسم ستاره‌های مشهور امروز که همزمان ایدئولوژیک و تجاری است و بر مدار آزادی از طریق بدن می‌گردد. هنرمندانی مانند بیانسه ادعای مالکیت ظاهرشان را دارند. آن‌ها دقیقا از طریق بنمایش گذاشتن بدن‌شان در پوشش و ژست‌های سکسی تاکید می‌کنند که این آن‌ها هستند که تعیین کننده‌اند. این، در جایی که قدرت در نهایت در دست مردانی است که باید تائید کنند آن‌ها سکسی هستند یا نه، یک ساختار شکننده است. شیوه‌ای که مونرو بدنش را به عنوان ابزار بازاریابی استفاده می‌کرد ظریف‌تر از «فروش سکس» بود. به ساق‌های عریان او که از زیر آن پیراهنی که باد زیر آن زده بود فکر کنید، یا به زبانش به هنگامی که در پاسخ به این سوال که: در رختخواب چه در بر داری، می‌گوید: شانل شماره ۵. مونرو تنها سکس نمی‌فروخت، او لذت می‌فروخت. او آزادی لذت بردن بدن خودش را نمایندگی می‌کرد؛ اینجا هم یک وجه مشترک با ستاره‌های معروف امروز وجود دارد، اما جسم مریلین مونرو و تمام کاستی‌هایش، همچنین سدی در برابر او بودند. مونرو لکنت زبان داشت و در خواندن مشکل داشت. بیماری رحم داشت. علاوه بر چند سقط جنین چندین بار هم تحت عمل جراحی قرار گرفت و یکی از حاملگی‌هایش (از آرتور میلر) خارج از رحم بود و منجر به سقط جنین شد. او از بی خوابی رنج می‌برد و به دارو و الکل اعتیاد داشت. نمی‌تواند جز این باشد که او برخی اوقات از بدنش متنفر بود. همینطور وقتی که با شخصیتش در فیلم‌ها تداعی می‌شد. بدنش به عنوان هنرپیشه مهمترین ابزارش بود، و سمبل سکس بودن باعث می‌شد که در فیلم‌ها به او رل‌های سطحی داده شود. او در کتاب «کودک زیبا« به «ترومن کاپوت» می‌گوید: «من هرگز رل درست، آن رلی که دوست دارم را نخواهم گرفت. ظاهرم علیه من کار می‌کند. ظاهرم خیلی خاص است.»
روایت روزهای سخت «سلنا گومز»، ملکه اینستاگرام گفت‌وگو با گلشیفته فراهانی: هنر در قلب مردم جای دارد یک زن در آستانه مرگ، همسرش را عضو سایت زوج‌یابی کرد فرشتگان نجات ادل، خواننده مشهور بریتانیایی: من حالا متاهل هستم

حقوق زنان

این جا جای زن نیست

تبعیض و محدودیت بر اساس جنسیت ابعاد مختلفی از زندگی زنان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از جمله زنان گاه به خاطر زن بودن از حضور در اجتماع، فضاهای عمومی و برخی مکان‌ها بازداشته می‌شوند. این مجموعه نگاهی است به برخی از جاهایی که "جای زن‌ها نیست." خط مقدم اغلب ارتش‌های دنیا زنان را در پست‌هایی که شامل نبرد در خط مقدم باشد به کار نمی‌گیرند. البته برخی از کشورها این محدودیت را برطرف کرده یا قصد رفع آن را دارند. به عنوان نمونه ارتش ایالات متحده آمریکا از سال ٢٠١٣ ممنوعیت حضور زنان در خط مقدم را لغو کرده است. البته چنین محدودیتی از طرف ارتش‌ها به این معنی نیست که زن‌ها نمی‌جنگند. به عنوان نمونه در ماه‌های اخیر زنان کرد در کنار مردان در جبهه جنگ علیه پیکارجویان داعش حضور داشته‌اند. در پاریس با شلوار کمتر از یک سال است که شلوار پوشیدن در پاریس برای زنان قانونا مجاز است. بیشتر از ٢٠٠ سال پیش در فرانسه قانونی به تصویب رسید که مطابق آن زنان اگر می‌خواستند "مثل مردها" لباس بپوشند، باید از پلیس مجوز می‌گرفتند. هرچند که این قانون سال‌ها در عمل اجرا نمی‌شد، در سال ٢٠١٣ بود که رسما منسوخ شد. در پاریس با برقع فرانسه از سال ٢٠١٠ با تصویب قانونی پوشیدن برقع را ممنوع کرده است. سوئیس هم ممنوعیت مشابهی دارد و در برخی کشورهای دیگر اروپایی زنان نمی‌توانند در محیط‌هایی مثل مدارس حجاب اسلامی داشته باشند. پشت فرمان در عربستان احتمالا شنیده‌اید که در عربستان سعودی زنان حق رانندگی ندارند و نمی‌توانند پشت فرمان بنشینند. اما این تنها گوشه‌ای از محدودیت‌هایی است که زنان در عربستان با آنها مواجهند. اغلب ابعاد زندگی اجتماعی زنان، از حضور در مکان‌های عمومی و خیابان‌ها گرفته تا کار کردن و سفر منوط به رضایت پدر یا شوهر زن است. رای‌گیری در واتیکان واتیکان، کوچکترین کشور دنیا، نظام سیاسی ویژه‌ای دارد که در آن عملا همه قدرت در دستان پاپ، رهبر کاتولیک‌ها است. خود پاپ توسط اسقف‌ها انتخاب می‌شود. زن‌ها نمی‌توانند اسقف شوند و به این ترتیب سیاست در واتیکان جای زن‌ها نیست. اصولا از میان چند صد ساکن واتیکان، حدود سی نفر آنها زن هستند. کوه آتوس کوه آتوس در یونان جزو میراث فرهنگی جهانی است. در این کوهستان عده‌ای راهب مسیحی ارتدوکس زندگی می‌کنند که معتقدند حضور زن‌ها رشد معنوی آنها را کند می‌‎کند. به همین خاطر ورود زنان به این کوهستان ممنوع است. کوهستان اومینه کوهستان اومینه مکانی مقدس برای یکی از شاخه‌های آیین بودایی در ژاپن است. بخش‌هایی از این کوهستان به روی زنان بسته است و البته بخش‌هایی هم مختص زنان است. در اماکن مقدس هنگام عادت ماهانه بسیاری از ادیان عادت ماهانه زنان را ناپاک و نجس می‌دانند و در این دوره محدودیت‌هایی برای زنان وضع می‌کنند. به غیر از اینکه اغلب دین‌ها رابطه جنسی هنگام عادت ماهیانه را منع می‌کنند، شاخه‌هایی از یهودیت، مسیحیت و اسلام از زنان می‌خواهند که در این دوره متون مقدس را لمس نکنند و به اماکن مقدس نروند. باشگاه گلف گلف به طور تاریخی یک سرگرمی مردانه بوده و بسیاری از باشگاه‌های گلف هنوز هم تنها مردان را به عضویت می‌پذیرند. ماه گذشته یکی از قدیمی‌ترین باشگاه‌های گلف بریتانیا بعد از ٢٦٠ سال اعلام کرد که زنان هم می‌توانند به عضویتش در بیایند، اما هنوز برخی از باشگاه‌های مشهور مختص مردان است.  

چه وقت زن می تواند بدون طلاق ازدواج را فسخ كند

هر چند این روزها طلاق های توافقی زیاد شده است اما هستند شوهرانی كه به هر دلیلی راضی به طلاق نمی شوند. البته قانون در برخی موارد بدون رضایت شوهر این حق را به زن می دهد كه بتواند ازدواج اش را فسخ كند.
انتشار آمارهای تازه از کار زنان آلمانی در خانه و خارج از خانه عمل های سزارین بر روند تکامل اثر گذاشته تم امسال برای روز جهانی زنان اولین زوج ‌هم‌جنس در آلمان ازدواج کردند قانون حمایت از مادران باردار و دوران شیر دهی