1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

آکسفام در تازه‌ترین گزارش خود، میزان توزیع ثروت در جهان را منتشر کرده است و می‌گوید که تا سال ۲۰۱۶ يک درصد افراد ثروتمند، مالک بيش از نيمی از ثروت جهان خواهند بود.

به گزارش روز ۲۹ دی ماه خبرگزاری آسوشيتدپرس، در آستانه برگزاری نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئيس، موسسه آکسفام تازه‌ترين گزارش خود از ميزان توزيع ثروت جهانی را منتشر کرده است.

سازمان خيريه آکسفام در این گزارش گفته که از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴، سهم دارایی ثروتمندترين افراد دنيا از ثروت جهانی، از ۴۴ درصد به ۴۸ درصد افزايش يافته و در سال ۲۰۱۵، يک درصد افراد ثروتمند مالک نيمی از ثروت جهان شدند.

اين سازمان می افزايد در صورتی که اقدامات مشخصی برای توزيع عادلانه ثروت انجام نشود، سهم اين يک درصد در سال ۲۰۱۶ از ميزان دارايی ۹۹ درصد از جمعيت جهان بيشتر خواهد شد.

افزايش نابرابری يکی از موانع مهم برای از بين بردن فقر جهانی است. به گزارش آکسفام در حالی که حقوق‌بگيران متوسط هنوز بار پرداخت هزينه‌های بحران مالی سال‌های اخير را به‌ دوش می‌کشند، بزرگترين شرکت‌های دنيا با چانه‌زنی و فشار بر دولت آمريکا و اتحاديه اروپا تلاش می‌کنند مقررات مالياتی را به نفع خود تبيين کنند.

وينی بيانياما، مدير اجرايی موسسه آکسفام بين‌المللی، می‌گوید: «آيا واقعا می‌خواهيم در دنيايی زندگی کنيم که يک درصد ثروتمند آن مالک ثروتی بيشتر از کل دارايی همه ما هستند؟ با وجود اين‌که موضوع نابرابری در مرکز توجه افکار بين‌المللی است ابعاد نابرابری جهانی آشکارا نشان می‌دهد که فاصله بين ثروثمند‌ترين طبقه و سايرين با سرعت در حال عميق‌ترشدن است».

به‌رغم هشدارهای برخی از رهبران جهانی از جمله باراک اوباما، رييس جمهوری آمريکا، و کريستين لاگارد، رييس صندوق بين‌المللی پول درباره مبارزه با نابرابری شديد اقتصادی، خانم بيانياما گفت: «هنوز در انتظار اين هستيم تا رهبران ديگر هم به اين مبارزه بپيوندند».

به گزارش موسسه آکسفام، موسسات مالی و خدمات پزشکی آمريکا با صرف ۹۰۰ ميليون دلار تلاش کردند که دولت آمريکا را به تصويب مقررات مالياتی مطلوب در سال ۲۰۱۳ ترغيب کنند. بيش از ۲۰۰ ميليون دلار نيز به همين منظور صرف لابی‌کردن در اتحاديه اروپا شد.

آکسفام با ارائه آمار گزنده و ترسيم تصويری نگران‌کننده از جهان که شامل ثروتمندان نمی‌شود، افزود از هر ۹ نفر در دنيا، يک نفر غذای کافی برای خوردن ندارد و بيش از يک ميليارد نفر در جهان با درآمدی معادل روزانه ۱.۲۵ دلار زندگی می‌کنند.

وينی بيانياما، مدير اجرايی موسسه آکسفام که در نشست مجمع‌ جهانی اقتصاد داووس شرکت دارد در بيانيه‌ای گفت: «حالا زمان آن است تا رهبران ما با مقابله با امتيازات و منافع عده‌ای ويژه، راه را برای برقراری دنيايی عادلانه‌تر و مرفه‌تر باز کنند».

او افزود: «فقيران از نابرابری اقتصادی آسيب مضاعف می‌بينند، نه تنها سهم‌شان از اقتصاد جهانی کوچکتر است که نابرابری باعث کاهش رشد اقتصادی کشورشان شده و در نتيجه سهم آنها از رشد اقتصادی باز هم کوچکتر می‌شود».

سازمان خيريه آکسفام از دولت‌های جهان خواسته است تا با فرار مالياتی شرکت‌ها و سرمايه‌دارهای بزرگ مبارزه کرده و همزمان در زيرساخت‌های بهداشتی، آموزشی و تبيين مقررات دستمزد عادلانه و برابر سرمايه‌گذاری کنند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

اتفاق همین روزهاست...

نمی دانم شما هم همچین حسی داشتید یا نه. من همه عمرم منتظر یك اتفاق بزرگ بودم. همیشه فكر می كردم یك اتفاقی پیش می آید كه زندگی مرا از این رو به آن رو می كند. آن وقت همه پیشامد های زندگیم را با آن اتفاق بزرگی كه نمی دانستم چی هست می سنجیدم.

اهمیت چشم دوختن به بیرون پنجره

ما احساس خوبی نداریم از اینکه چشم به پنجره می دوزیم. چون فکر می کنیم باید به جای آن مشغول کار باشیم یا در حال درس خواندن یا درگیر حل مسائلی که در ذهن مان، لیست کرده ایم.   زل زدن به پنجره شاید برای خیلی از ما، تعبیری جز تلف کردن وقت نباشد. چون به نظر می رسد کاری انجام نمی دهیم و در خدمت هدفی نیست. حتی می تواند معنایش این باشد که حوصله مان سر رفته است یا اینکه می خواهیم برای لحظاتی حواس مان را پرت کنیم. دست به چانه و چشم به بیرون پنجره دوختن، هیچ نوع پرستیژی در بر ندارد برای همین راه نمی افتیم به دیگران بگوییم بهترین لحظاتی که امروز داشته ام زل زدن به پنجره بوده است. اما شاید در یک  جامعه متفاوت، انسانی ترین کاری است که از ما سر خواهد زد. زل دن به یک نقطه در بیرون از پنجره، در تضاد با کاری است که می کنیم چون در حقیقت، ذهن ما نه تنها در جستجوی دیدن چیز مشخصی در بیرون نیست بلکه به صورت خیلی نامحسوس، در جستجوی افکار و ماجراهایی هستیم که در درون ما می گذرد. در وهله اول خیلی آسان می شود تصور کرد در باره چه چیزی فکر می کنیم و چه احساسی داریم ولی تشخیص کامل آن به ندرت اتفاق می افتد. برای همین، بخش بزرگی از چیزهایی که هویت و شخصیت ما را می سازد به صورت دست نخورده و غیرقابل استفاده، فقط در ذهن و روان ما برای خودشان وجود دارند. برای همین، قسمت مهمی از هر آنچه که هستیم توانایی بروز نمی یابد. بسیاری از افکار ما حساس تر از آن هستند که با سئوال های مستقیم، خود را بروز دهند. به همین خاطر، چشم دوختن به پنجره، اگر درست انجام شود می تواند دریچه ایی  ساده و بی غل و غش باشد به افکار عمیق تری که در نهاد ما هستند. افلاطون یک تشبیه برای فعالیت ذهن به کار برده است به این صورت که می گوید: « ایده های ما مثل پرنده های هستند که درون محوطه مغز، بال و پر می زنند. اما برای نشستن و آرام گرفتن پرنده ها، ما نیاز به ایجاد لحظات آرام و بی حساب و کتاب داریم و چشم دوختن به پنجره یکی از همین فرصت ها می تواند باشد. چشمان ما قادرند در حین زل زدن به پنجره، عبور زندگی را بی اختیار ببیند و از هیاهوی روزمره کمی فاصله بگیرند. به مقاومت بته  های روی زمین، در برابر باد بنگرند. مثل شعر زیبابی ایرانی وقتی که می گوید« گون از نسیم پرسید به کجا چنین شتابان؟» چشم دوختن بدون هیچ نیت از پیش تعیین شده، شاید در دنیایی که ملاک و معیارش تولید و مصرف بیشتر است مهم جلوه نکند. اما ایستادگی در برابر هجوم خواسته های ناتمام و روزمره، به ایجاد بزرگترین ایده ها نیز ختم می شود. به افکار عمیق تر خودمان، فرصت کشف بدهیم.
آیا شوهر خوبی برای من میشه؟ تماشایی‌ترین تصویر شهر عاشقانه های باران رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان دلم می خواهدت..

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

1 درصد بسیار پولدار دنیا

آکسفام در تازه‌ترین گزارش خود، میزان توزیع ثروت در جهان را منتشر کرده است و می‌گوید که تا سال ۲۰۱۶ يک درصد افراد ثروتمند، مالک بيش از نيمی از ثروت جهان خواهند بود. به گزارش روز ۲۹ دی ماه خبرگزاری آسوشيتدپرس، در آستانه برگزاری نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئيس، موسسه آکسفام تازه‌ترين گزارش خود از ميزان توزيع ثروت جهانی را منتشر کرده است. سازمان خيريه آکسفام در این گزارش گفته که از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴، سهم دارایی ثروتمندترين افراد دنيا از ثروت جهانی، از ۴۴ درصد به ۴۸ درصد افزايش يافته و در سال ۲۰۱۵، يک درصد افراد ثروتمند مالک نيمی از ثروت جهان شدند. اين سازمان می افزايد در صورتی که اقدامات مشخصی برای توزيع عادلانه ثروت انجام نشود، سهم اين يک درصد در سال ۲۰۱۶ از ميزان دارايی ۹۹ درصد از جمعيت جهان بيشتر خواهد شد. افزايش نابرابری يکی از موانع مهم برای از بين بردن فقر جهانی است. به گزارش آکسفام در حالی که حقوق‌بگيران متوسط هنوز بار پرداخت هزينه‌های بحران مالی سال‌های اخير را به‌ دوش می‌کشند، بزرگترين شرکت‌های دنيا با چانه‌زنی و فشار بر دولت آمريکا و اتحاديه اروپا تلاش می‌کنند مقررات مالياتی را به نفع خود تبيين کنند. وينی بيانياما، مدير اجرايی موسسه آکسفام بين‌المللی، می‌گوید: «آيا واقعا می‌خواهيم در دنيايی زندگی کنيم که يک درصد ثروتمند آن مالک ثروتی بيشتر از کل دارايی همه ما هستند؟ با وجود اين‌که موضوع نابرابری در مرکز توجه افکار بين‌المللی است ابعاد نابرابری جهانی آشکارا نشان می‌دهد که فاصله بين ثروثمند‌ترين طبقه و سايرين با سرعت در حال عميق‌ترشدن است». به‌رغم هشدارهای برخی از رهبران جهانی از جمله باراک اوباما، رييس جمهوری آمريکا، و کريستين لاگارد، رييس صندوق بين‌المللی پول درباره مبارزه با نابرابری شديد اقتصادی، خانم بيانياما گفت: «هنوز در انتظار اين هستيم تا رهبران ديگر هم به اين مبارزه بپيوندند». به گزارش موسسه آکسفام، موسسات مالی و خدمات پزشکی آمريکا با صرف ۹۰۰ ميليون دلار تلاش کردند که دولت آمريکا را به تصويب مقررات مالياتی مطلوب در سال ۲۰۱۳ ترغيب کنند. بيش از ۲۰۰ ميليون دلار نيز به همين منظور صرف لابی‌کردن در اتحاديه اروپا شد. آکسفام با ارائه آمار گزنده و ترسيم تصويری نگران‌کننده از جهان که شامل ثروتمندان نمی‌شود، افزود از هر ۹ نفر در دنيا، يک نفر غذای کافی برای خوردن ندارد و بيش از يک ميليارد نفر در جهان با درآمدی معادل روزانه ۱.۲۵ دلار زندگی می‌کنند. وينی بيانياما، مدير اجرايی موسسه آکسفام که در نشست مجمع‌ جهانی اقتصاد داووس شرکت دارد در بيانيه‌ای گفت: «حالا زمان آن است تا رهبران ما با مقابله با امتيازات و منافع عده‌ای ويژه، راه را برای برقراری دنيايی عادلانه‌تر و مرفه‌تر باز کنند». او افزود: «فقيران از نابرابری اقتصادی آسيب مضاعف می‌بينند، نه تنها سهم‌شان از اقتصاد جهانی کوچکتر است که نابرابری باعث کاهش رشد اقتصادی کشورشان شده و در نتيجه سهم آنها از رشد اقتصادی باز هم کوچکتر می‌شود». سازمان خيريه آکسفام از دولت‌های جهان خواسته است تا با فرار مالياتی شرکت‌ها و سرمايه‌دارهای بزرگ مبارزه کرده و همزمان در زيرساخت‌های بهداشتی، آموزشی و تبيين مقررات دستمزد عادلانه و برابر سرمايه‌گذاری کنند.

کار در خانه، فروش در اینستاگرام

  همسرش خبر ندارد که او در خانه یک کسب و کار کوچک راه  انداخته و فقط  به پخت و پز و بشور و بساب اکتفا نکرده است: «خانواده همسرم سنتی هستند و مخالف کار کردن زن بیرون از خانه. از اول که ازدواج کردیم، شوهرم گفت دوست ندارم بیرون از خانه کار کنی.» همسرش بازاری است و وضع مالی آن ها بد نیست اما «ملیحه» دوست دارد استقلال مالی داشته باشد: «دوست ندارم همیشه چشمم به دست فرد دیگری باشد. به خاطر همین، چند سال است که دور از چشم شوهرم برای خودم کار می‌کنم.» او در خانه‌اش کار می‌کند اما می‌داند اگر روزی شوهرش از این موضوع بو ببرد، دیگر نمی‌گذارد به کارش ادامه دهد: « یکی از اتاق‌های خانه را برای کار در نظر گرفته‌ام. روزهایی که مشتری دارم، بعد از رفتن همسرم قالیچه کف اتاق را جمع می‌کنم که تارهای مو روی قالی نریزد و قبل از آمدنش، کف زمین را جارو می‌کشم و دوباره قالیچه را پهن می‌کنم.» ملیحه برای یادگرفتن بافت مو و اکستنشن پولی پرداخت نکرده است: «خواهرم آرایش‎گر است، از او یاد گرفتم. دو سال پیش هر بار که او را می‌دیدم، یک مدل بافت را یادم می‌داد. من هم در خانه تمرین می‌کردم. موهای دوستانم را می‌بافتم و برایشان مجانی اکستنشن انجام می‌دادم تا این که دستم راه افتاد.» او حالا خودش کلاس آموزش بافت و اکستنشن هم برگزار می‌‌کند: «سه جلسه آموزش بافت مو دارم که شهریه‌اش 150 هزار تومان است و پنج جلسه هم اکستنشن درس می دهم که هزینه آن 300 هزار تومان است.» بیش تر مشتری‌های ملیحه آشنا هستند. اول برای چند تا از دوستانش کار کرده و بعد آن ها کارش را بین دوستان و آشنایان تبلیغ کرده‌اند. قیمت بافت و اکستنشن مو با بلندی و حجم مو تناسب دارد: «هر روز که مشتری ندارم اما گاهی‌ تا ماهی یک میلیون تومان هم کار می‌کنم؛ یک ماه کم تر و یک ماه هم بیش تر. پول ثابتی نیست اما لااقل دلم قرص است که یک کاری انجام می دهم.» می پرسم اگر شوهرت بفهمد...نمی‌گذارد حرفم تمام شود و فوری می‌گوید: «خدا نکند.» ملیحه تنها زنی نیست که یک کسب و کار کوچک در خانه‌اش راه انداخته، زنان زیادی در ایران سراغ این کسب و کارهای کوچک و تک نفره رفته‌اند. بسیاری از آن ها طراحی و کاشت ناخن و کاشت مژه یاد گرفته‌اند و گوشه ای ‌از خانه‌های خود را به محل کسب درآمد تبدیل کرده‌اند. دستمزدشان از آرایشگاه‌ها کم تر است اما در عوض از اجاره و مالیات خبری نیست. «مهسا» چهار سال است کار تاتوی حنا در خانه‌اش انجام می‌دهد و حالا حسابی شناخته شده است. او اوایل از طریق پخش تراکت تبلیغ کرده و دو سال پیش یک صفحه در فیس بوک راه‌انداخته است و چند وقتی است از طریق اینستاگرام مشتری جلب می‌کند: «من خودم عاشق خال کوبی بودم اما دلم می‌خواست تاتویی داشته باشم که هر وقت دلم را زد، به راحتی پاکش کنم. به خاطر همین، وقتی خاصیت تاتوی حنا را شنیدم، خودم رفتم عطاری، یک مقدار حنا خریدم و شروع کردم. رنگ تاتوهایم اوایل خوب نمی‌شد، نارنجی از کار در می آمد تا این‌که از یک خانم تبریزی که در ترکیه دوره دیده بود، یادگرفتم.» او بابت یک جلسه آموزش تاتو با حنا، چهار سال پیش 50 هزار تومان پرداخته اما حالا برای طراحی‌های خیلی کوچک 50 هزارتومان می‌گیرد: «حسن کار من این است که طرح‌هایم ابداعی هستند و مشتری‌هایم این را به خوبی می‌دانند.» اغلب مشتری‌های مهسا را دختران جوان تشکیل می دهند: «اکثرا دوست دارند از روی شانه‌ها تا توی کمرشان را طراحی کنم. آقایان هم اغلب از طرح‌های بزرگی که از روی گردن تا پشت باسن کشیده می‌شود، استقبال می‌کنند. بعضی هم که ناف‌شان پرسینگ دارد، دور ناف را تاتو می‌کنند. این قسمت هم طرفداران زیادی دارد.» تاتو با حنا بیش تر از پنج هفته نمی‌ماند و اغلب مشتری‌های مهسا بعد از یک بار تاتوی حنا، مرتب به سراغش می‌روند:«فکر می‌کنم تاتو اعتیادآور است.» او معمولا ماهی دو میلیون تومان درآمد دارد: «البته روی کار آزاد نمی‌شود مطمئن حساب کرد؛ یک روز مشتری زیاد است و یک روز نه.» «سارا» هم در خانه کار می‌کند. وقتی متوجه شده حقوق کارمندی شوهرش کفاف خواسته‌های زیاد دو بچه را نمی‌دهد، مدتی را در مطب یک پزشک منشی گری کرده اما بعد از یک مدت فکری به ذهنش رسیده و دست به کار شده است. او ابتدا یک موبایل ایرانسل تهیه کرده و بعد تراکت‌هایی را  با این مضمون به چاپ رسانده است: «انواع سبزی‌‌های پاک کرده، خرد شده و سرخ شده، بادمجان سرخ شده، لوبیا پاک شده و پیازداغ آماده.» می گوید:«تراکت‌ها را بالای شهر پخش کردم و فقط شماره ایرانسل را گذاشتم که کسی از آشنایان و فامیل از کاری که می‌کنم، با خبر نشود. من آشپزی را دوست دارم و با این کارها کمک خرج خانه می‌شوم اما بعضی آشنایان اگر بفهمند، شاید فکرهای دیگری بکنند.» مشتری‌ها با او تماس می‌گیرند، او سفارشات را می‌پذیرد و بعد سبزیجات آماده را با پیک موتوری می‌فرستد و مشتری‌ها هم دستمزدش را به پیک می‌دهند: «نمی‌خواستم اصلا با مشتری رو در رو شوم. این بود که این راه را انتخاب کردم.» او هزینه روغن، سبزیجات، گاز، آب و برقی را که مصرف می‌کند، در نظر می‌گیرد و دستمزد خودش را به هزینه‌ها اضافه می‌کند. سارا در مورد درآمد ماهیانه خود می‌گوید: «اصلا معلوم نیست اما بنای ما بر این است که پولی را که من در می‌آورم، هزینه تفریح و خوشحال کردن بچه‌ها کنیم؛ مثلا هزینه رستوران رفتن و مسافرت و خرید برای بچه‌ها با من است. هر چه قدر باشد، خرج همین چیزها می‌شود. کم ترین درآمدی که داشته ام، 400 هزار تومان بوده و بیش ترین درآمدم یک میلیون و 400صد هزار تومان.» او هم به تازگی یک صفحه اینستاگرام راه انداخته، عکس سبزیجاتش را در این شبکه اجتماعی قرار می‌دهد و شماره تلفنش را می‌گذارد. «شعله» اما آن قدر در کارش پیشرفت کرده که حالا دو کارمند خانم هم استخدام کرده است. کارش را از ساخت جعبه کادو شروع کرده اما بعد به درست کردن عروسک پلیشی رسیده و حالا علاوه بر این‌ها، کیف‌ پول دست دوز چرم هم تولید می کند.خودش قصه‌اش را از روز ولنتاین سه سال پیش تعریف می‌کند: «بهمن ماه سال 91 به شدت دنبال کار بودم. دانشگاه آزاد قبول شده بودم و باید شهریه را تهیه می‌کردم.» او سراغ  آگهی کار روزنامه «همشهری» می‌رود و متوجه می‌شود یک کارگاه جوراب بافی برای بسته‌بندی جوراب‌ها و قیچی‌ کردن نخ‌های اضافی احتیاج به کارگر دارد: «حقوقش را یادم نیست اما یادم می آید حقوق نسبتا خوبی بود. وقتی تماس گرفتم، فردی که پاسخ می‌داد گفت شرط استخدام این است که باید یک روز مجانی در این‌جا کار کنید تا سرعت عمل شما سنجیده شود. من هم قبول کردم.» شعله وقتی به آدرس مورد نظر می‌رود، پنج زن دیگر را آن جا می‌بیند: «از هر سنی بودند؛ از زنی که 60 سالش بود تا دختری 15 ساله.» آن‌ها هشت صبح کار را شروع می‌کنند و مردی که خودش را به عنوان کارفرما معرفی می‌کند، مدام راه می‌رود و می‌گوید: «هر که تعداد بیش تری بسته‌بندی کند، استخدام می‌شود.»شعله تعریف می کند:«این را  هر چند وقت یک بار با لحنی که مشخص بود منظورش این است که ما عقبیم، تکرار می‌کرد. آخر وقت همه خسته بودیم و فکر می‌کردیم بالاخره دو نفر از این تعداد استخدام می‌شوند اما خانمی داخل جمع آمد و گفت آقای مدیر رفتند، ما با  کسانی که پذیرفته شدند، تماس می‌گیریم.» شعله شماره هر چهار نفر را گرفته، با همه آن‌ها تماس می‌گیرد: «بعد از سه روز که به همه زنگ زدم و همگی گفتند با ما تماس نگرفتند، فهمیدم گول خورده ایم. روزنامه را که خریدم و تکرار آگهی را در صفحه نیازمندی‌ها دیدم، شَکَم به یقین تبدیل شد. صاحب جوراب بافی فقط هزینه آگهی روزنامه را می‌پرداخت و هر روز جوراب‌هایش را توسط کسانی که دنبال کار می‌گشتند، بسته بندی می‌کرد.» این ماجرا باعث می‌شود، شعله خودش آستین بالا بزند و کار خودش را راه بیاندازد: «نزدیک ولنتاین بود، مغازه‌ها پر شده بودند از عروسک و جعبه کادو. با یکی از مغازه‌ها صحبت کردم و یک قیمت پایین برای درست کردن جعبه کادو دادم. الگوی درست کردن جعبه‌ها را داشتم؛ یعنی از کتاب ریاضی راهنمایی که مکعب مربع و مستطیل را درس داده بودند، در آوردم و دست به کار شدم.» او تمام شهریه چهار سال دانشگاه را از طریق همین کار پرداخت کرده و مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی خود را گرفته اما شغلش را تغییر نداده است: «ترجیح من این است که برای خودم کار کنم؛ گوشه خانه‌ام، کنار بچه‌‌هایم.»
جذاب ترین شغل های جهان کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ از پس اندازتان مراقبت کنید با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید طلا؛ زیور یا سرمایه

مطالب تصادفی

گزارش روز

زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی ! پدیده یا فاجعه

افزایش زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی در شهرهای بزرگ رو به افزایش است. این امر برای مردمی که ازدواج موقت را خلاف عرف جامعه می دانند و با آن کنار نمی آیند کمی دور از ذهن است ولی واقعیت دارد. سردار مرتضی طلائی میگوید: متاسفامه گزارشهایی از زندگی دختر و پسر دانشجو زیر یک سقف در شمال تهران داریم. آمار دقیقی نیز بر اینکه چه تعداد از جوانان بدون عقد رسمی با هم زندگی می کنند وجود ندارد. آسیب اجتماعی، فاجعه یا پدیده؟ دکتر باهر، رفتار شناس، افزایش پدیده زندگی مشترک بدون انجام مراسم شرعی و قانونی را ناهنجاری می داند که در جامعه ما پدیده ای نوین است. و دلیل ظهور چنین پدیده ای را مشکل شدن ازدواج سنتی و رنگ پریدگی باورهای عرفی اجتماعی می داند. وی به کم دوام شدن ازدواج های سنتی نیز اشاره می نماید و می افزاید امروز در کشور ما ازدواجهای رسمی هم در برخی موارد کم دوام شده است چه رسد به ازدواجهای غیر رسمی بخصوص اگر بر پایه زر و زور و تزویر باشد. اگر دو طرف چنین رابطه ای عاقل، بالغ، رشید و آزاد باشندواقعه ای که رخ داده قابل تامل است در غیر اینصورت فاجعه ای رخ داده است. دکتر باهر همچنین بر این باور است که بر نیاز به همزیستی مسالمت آمیز دو جنس مخالف به عنوان یک ضرورت غریزی باید قبول گردد در عین حال توجه داشت شرایط اجتماعی و اقتصادی سختی برای ازدواج سنتی پدید آمده است و ترس از طلاق و پیمودن راه پله های دادگاههای خانواده و همچنین تاثیر رسانه های خارجی و دافعه کم رسانه های داخلی نیز دست بدست هم داده تا این پدیده بعنوان یک ناهنجاری ظهور نماید. اما حجت الاسلام اراکی استاد حوزه علمیه می گوید افرادی که که نمی خواهند خود را پابند زندگی مشترک نمایند و تمایل دارند با اباحه گری و ابتذال زندگی نمایند به چنین زندگی هایی روی می آورند. وی خوشبینانه ترین دلیل بروز چنین زندگی هایی را آشنایی بیشتر طرفین می داندو با اشاره به نظرهای  مترقی اسلام در مورد ازدواج و آشنایی پیش از ازدواج می گوید با وجود تاکید اسلام بر حجاب به دختر اجازه داده میشود که در روز خواستگاری حجاب خود را بازتر کند و به مرد هم اجازه داده میشود که کاملا به دختر نگاه کند و گناهی برای این نگاه در نظر گرفته نمیشود. وی در مورد پیامدهای چنین زندگیهای مشترک بدون ازدواجی میگوید که دختری که مورد سو استفاده جنسی قرار گیرد دچار ناراحتی های عصبی زیادی میشود همچنین پسری که تجربه رابطه جنسی پیش از ازدواج را داشته باشد پایبند ازدواج نخواهد شد. وی همچنین می گوید اینکه بگوییم مشکل ما در کشور بدلیل وجود کاباره و دیسکو و بار است کاملا اشتباه است ما باید بدنبال واکسیناسیون برویم غریزه جنسی دختران و پسران باید بنوعی ارضا شود. ازدواج موقت یکی از این راهها است و این افتخار شیعه است که راه حلی مانند ازدواج موقت را برای رفع نیازهای انسانی پیش بینی نموده است با این وجود با آن مقابله می گردد. اما رئیس انجمن مددکاری ایران، حسن موسوی چلک می گوید اگرچه چنین موضوعاتی فراوانی کمی در ایران دارد انا چون خلاف عرف جامعه است حساسیتها به آن بالاست و همچنین ممکن است گسترش پیدا نماید و این امر تعدی به عرف جامعه است ضمن اینکه اعتماد اجتماعی را نیز از بین می برد. همچنین بعنوان یک کشور مسلمان چنین اقداماتی باعث قانون گریزی و زمینه ساز آسیبهای اجتماعی می گردد. این استاد دانشگاه همچنین با اشاره به تغییر معماری و سبک ساخت منزل ادامه می دهد: زمانی مردم در محله با هم بزرگ میشند و همدیگر را می شناختند اما امروز با تغییر معماری منازل و ساخت برجهای چند طبقه ساکنان یک آپارتمان هم همدیگر را نمی شناسند. بنابراین بوجود آمدن زندگی های خارج از عرف دور از نظارت اجتماعی مردمی که با هم آشنا هستند چندان دور از ذهن نیست. موسوی چلک همچنین بالا رفتن تعداد زنان خود سرپرست در جامعه را بی ارتباط با این پدیده نمی داند و می گوید سلامت اجتماعی، هویت فرهنگی فردی که به خانواده اش احساس تعلق نماید بهتر است و کمتر در معرض چنین تهدید هایی قرار می گیرد اما تنها شدن افراد در جامعه آمادگی روانی برای شروع چنین زندگی هایی را افزایش می دهد.

سرزمین هایی برای مادر نشدن

زنان درهیچ جای دنیا از رنج كشیدن مصون نیستند و وقتی مادر هم باشند این رنج مضاعف می شود. هر چند كه باید اعتراف كرد میزان این رنج می تواند از یك شروع شود و تا بی نهایت سیر كند. در یك جا سطح زندگی و رفاه مطرح است و در جایی دیگر صرف زنده ماندن كودك.
افزایش مصرف کوکائین و حشیش در میان زنان ایران زندگی مجردی ، تجربه هزاره سوم ایرانیان پژوهشی درباره روابط جنسی در آلمان مشکل زود و بزرگ مردان ما ورود ممنوع دولت به زنان

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

زنان، مجذوب اعتماد به نفس مردان می شوند

ما مردان در طول زندگی شنیده ایم که باید شجاع باشیم. باید نشان دهیم که ضعیف نیستیم و قادر هستیم شریک خوب زناشویی مان را بیابیم. اما بعد از کم رونق شدن خواستگاری، محیط رقابت برای یافتن یار دشوارتر شده است. ما مردان احتیاج بیشتری به اعتماد به نفس هم در محیط کار و هم برای یافتن یار داریم. اینها نشانه های ساده ایی هستند که با تمرین و تجربه، بر احساس اعتمادمان به خود، می افزاید: چه شکلی گام بر می دارید؟ زنان مقدم بر هر چیزی به سلیقه لباس پوشیدن و نحوه راه رفتن مان دقت می کنند. تمیز و مرتب پوشیدن و بدون عجله قدم برداشتن، تصور سریع و اولیه ای از مردی موفق را تداعی می کند. البته آرام قدم برداشتن بهتر است از بی هدف قدم برداشتن متفاوت باشد . به چشم هایش نگاه کن در بعضی فرهنگ ها چشم در چشم دوختن شاید زیاد معمول نباشد برای همین به قول رینا پیانه نویسنده کتاب « مکانیسم عشق» می توانید موقع حرف زدن و ابراز احساس به یک زن، به جای چشم دوختن در نگاهش، به  دهن وی خیره شوید. اکثر افراد، متوجه تفاوت فوق نمی شوند. اگر هم در بین صحبت قرار است نکته زیبایی را در باره وضعیت فیزیکی اش بگویید از جملاتی نظیر « همه زیبایی های که برایم تحسین برانگیز هستند یکجا در تو جمع شده است» پرهیز کنید. صمیمی ترین حالت آن است که هر آنچه که واقعا در او زیبا می بینید را بدون غلو بگویید. تعریف از مردان اگر یک زن در حین گفتگو از خصوصیات شما مثلا چاله کوچک روی گونه تان تعریف کرد با متانت لبخند بزنید و تشکر کنید. یادتان باشد که افراد بی ظرفیت بلافاصله و با تعجب می پرسند واقعا؟ راست می گویی؟ بعضی مردان حتی ممکن است شروع کنند به تهیه لیستی از دلایل، که ثابت کنند لایق تعریف نیستند. ولی مردانی که به خودشان مطمئن هستند تعریف را بدون هیچ اما و اگری می پذیرند. تلفن و تماس بعد از آشنایی اولیه اگر او تلفن خودش را در ملاقات اول به شما داد سعی کنید بیشتر از 48 ساعت برای تماس صبر نکنید چون تاثیرش این است که فکر می کند مرد ترسویی هستید یا تشخیص کاملی از ماجرای آشنایی ندارید. پروفسور روانشناسی دانشگاه پنسیلوانیا خانم Judith Coche می گوید قبل از تماس تلفنی روی نحوه بیان خودتان تمرین کنید. به نظر وی حرفی که قرار است تلفنی زده شود بهتر است به روش مدیران شرکت ها باشد که کوتاه و دقیق پیام مشخص شان را شرح می دهند. از ضعف ها و نارسایی حرف نزنید اگر در حال توضیح وضعیت زندگی تان هستید سعی کنید از جنبه های مثبت زندگی تان و چیزهایی که واقعا برای تان جالب است حرف بزنیدد. در کنارشان بنشینید زنان در برابر مردان در حالت روبرو و ایستاده معذب می شوند و احساس امنیت نمی کنند. حتی در حالت نشسته نیز روبروی شان قرار نگیرید. سعی کنید در پهلوی سمت چپ شان بنشینید. اگر به خودتان مطمئن هستید این جسارت را حتما دارید که منتظر حرکت طرف مقابل برای چرخیدن به سمت خودتان باشید. صریح باشید بوسیدن در حین خداحافظی، عملی احساسی و عاطفی است و با درخواست و اجازه گرفتن، همه لطافتش تغییر می کند. اگر نیت تان این است که وارد آپارتمان وی شوید از بهانه استفاده از دستشویی یا هر چیز دیگر استفاده نکنید. به او بگویید که چه منظور و تمایلی دارید. موفقیتش را جشن بگیرید آمار امریکا نشان می دهد بر تعداد زنانی که بیش از 60 هزار دلار درآمد سالانه دارند مدام افزوده می شوند. به همان نسبت، زنان فوق حق انتخاب بیشتری را نصیب خود می سازند. با وجود همه این تغییرات، مردان با اعتماد به نفس، احساس خوبی دارند اگر با زنی موفق تر از خودشان آشنا شوند چون می دانند که توجه زنان با اعتماد به نفس را کسب کرده اند.

6 دلیل برای خیانت

سعی می کنیم در مقالات متعدد و در حد توان به معرفی نگاه های مختلف در این باره بپردازیم که من چه کردم که او رفت؟ من که همه شغل و خانواده و حتی مرام زندگی ام را به خاطر عشق او پشت پا زدم چرا بعد از این همه ایثار٬ مرا به خاطر فرد دیگری تنها گذاشت و رفت؟  برای شروع، دلایل یک زن را ارائه می دهیم که خودش قربانی پایان یافتن یک رابطه به خاطر رفتن مرد زندگی اش با یک نفر دیگر بوده است. بی شک او فقط به بخش بسیار کوچکی از دلایل اصلی پرداخته است:  ۱ – زنان باید حرف بزنند زنان باید حرف بزنند. از این طریق احساس همبستگی و دوستی در آنها ایجاد می شود. بعضی وقت ها زنان متوجه می شوند که موضوعی جالب برای گفتگوی دو نفره ندارند و به ناچار به شکایت کردن پناه می برند. در بسیاری از موارد٬ ماجراهای آشنایی با مردان بیرون از زندگی خانوادگی با حرف زدن و شکایت کردن از زندگی و بی حوصله بودن و رفتار بد شوهران شان شروع می شود. زنان اگر نتوانند با همسران شان حرف بزنند یا احساس کنند که حرف های شان برای همسرشان جالب نیست در جستجوی گوش شنوا خواهند بود. منظورم در این قسمت یا توقعم این نیست که مردان مدام حرف بزنند چون به طور عمومی مردان کم حرف تر هستند و زیاد هم اهل ابراز نظر و تشویق و تمجید نیستند ولی «دوست دارم »های ناقابل یا اشاره به لباس و سلیقه همسران شان نباید زیاد سخت باشد. ۲ – تمایل جنسی مردان به زنان حس اعتماد و حس خواستنی بودن می دهد. اگر این ماجرا به هر شکلی بلنگد اما و اگرها٬ وسواسها٬ تلقین ها و حتی سوء ظن ها در ذهن زنان افزایش پیدا می کند. جواب مشخصی هم معمولاْ نمی توانند پیدا کنند ولی راه فرار یا گریز جدید برای اثبات خواستنی بودن شان همواره در جامعه امروزی به وفور وجود دارد. ۳ – احساس شوق و تمایل در یک رابطه تمام شده باشد خیلی از مردان متعجب و حیران می پرسند ما که با هم خوب بودیم پس چی شد؟ اینجا بهتر است خوب بودن را تعریف کرد. زنان دقت زیادی به این نکته دارند که آیا حضورشان در زندگی اهمیت دارد یا نه؟ اگر حرف های شان، رفتارشان٬ کار کردن و آرایش و لباس شان برای همسرشان مهم نباشد و اگر احساس کنند که زن بودن شان برای شریک زندگی، جذاب نیست حوصله شان سر می رود. در دوران مجردی گرم گرفتن دختران مجرد با مردان دیگر جالب ولی تکراری و بدون ریسک و هیجان بود. برای زنانی که در یک رابطه متعهد هستند تماس و گفتگو و رابطه عاطفی داشتن با مردان دیگر هیجان مضاعفی دارد که حتی در دوران مجردی تجربه نکرده بودند. بعضی از زنان اگر حوصله شان از رابطه ایی که دارند کاملا سر برود آن وقت است که افکار جدید و شیطنت هایی جدید درست مثل دوران مجردی به ذهن شان خطور می کند. ۴ – زنان تصمیم می گیرند بیرون از رابطه زناشویی با فرد دیگری ارتباط ایجاد کنند چون می توانند این یک حقیقت بدیهی است چون این روزها امکانش برای زنان بیشتر شده است. آنها هر روز به محل کار٬ اداره و مدرسه ایی می روند که پر است از مردانی که می توانند از نزدیک با خصوصیات انها اشنا شون. این روزها زنان به تنهایی به ماموریت های شغلی در شهرها و حتی کشورهای دیگر می روند. زنان به اینترنت و شبکه های اجتماعی به اندازه مردان دسترسی دارند. اما خوشبختانه این دلیل اصلی رفتن زنان نیست. ۵ – مردانی که در سر راه زندگی شان قرار گرفته اند با آنها به خوبی رفتار نکرده اند زنان از کودکی با این فکر مدام روبرو بوده اند که مردان٬ شاهزاده های زیبا و مهربانی هستند ولی بعضی از زنها در عمل جز بی احترامی و نامهربانی از آنها ندیده اند. به نظر من اگر به زنان با احترام رفتار شود علاقه بیشتری برای حفظ رابطه زناشویی خواهند داشت. ۶ – انتقام و تقاص عملی که مرد انجام داده است رابطه با دیگران داشتن٬ یک انتخاب است هرچند بشر در زندگی یاد می گیرد که نمیتواند و شاید درست نباشد که فرصت های انتخاب را عملی سازد. اما مثلاْ وقتی زنان بفهمند شریک زندگی شان رابطه بیرون از تعهد دارند در قدم اول به طور غریزی تمایل به انتقام و اقدام به عمل مشابه را در سر می پرورانند. بیشتر از همه به خاطر اینکه بدون اینکه متوجه باشند بعد از عملی که همسرشان مرتکب شده است از وی قطع امید کرده اند و به فکر جانشینی و یافتن فرد جدید می افتند. خود انتقام هم لذت مضاعفی است برای تجربه ایی که بهانه ای برای آن پیدا کردند. با این وجود خانم Sally Webb باور دارد که دانستن این نکات شاید از رفتن! زنان جلوگیری کند. به نظر او داشتن رابطه بیرون از تعهد، پاسخی برای مشکلات زناشویی نیست و زوجها بهتر است قبل از آنکه اختلافات غیرقابل حل گردد در باره اش فکر کنند و وقت بگذارند.
مردانی که از تصمیم گیری می ترسند قبل از وارد شدن به رابطه های احساسی این نکات را بخوانید این موضوعات ارزش بحث ندارد! دلایلی که مردان را در ابتدای آشنایی، می گریزاند زیبایی از درون می آید، 5 راه زیباتر شدن بدون نیاز به جراحی

زنان حادثه

یک زن در آستانه مرگ، همسرش را عضو سایت زوج‌یابی کرد

یک زن نویسنده آمریکایی که در پی ابتلا به سرطان تخمدان، در روزهای پایانی عمر به سر می‌برد، در یک سایت زوج‌یابی برای همسرش حساب کاربری باز کرده است تا او بتواندیک ماجرای عاشقانه دیگر برای خودش پیدا کند. ایمی کروس روزنتال در یادداشتی نوشته است که در حساب کاربری همسرش، خوبی‌های او را فهرست کرده و نوشته که امیدوار است: \"فردی مناسب او این را بخواند و جیسون (همسرش) را پیدا کند. در یادداشت این زن نویسنده در نیویورک‌تایمز آمده است: \"هیچوقت عضو تیندر، بامبل یا ایی‌هارمونی نبوده‌ام. هر سه این سایت‌ها در زمینه زوج‌یابی فعال هستند. ایمی نوشته است: اما برای جیسون یک حساب کاربری درست می‌کنم و مشخصات و ویژگی‌های او را بر اساس تجربه خودم از زندگی با او در یک خانه در مدت ۹۴۹۰ روزی که با او بودم، فهرست می‌کنم.\"ایمی از نویسندگان شناخته‌شده کتاب کودکان به شمار می‌رود و کتاب‌هایی هم با محور خاطراتش از اعضای خانواده و زندگی شخصی خودش منتشر کرده است. او و جیسون برای نزدیک به سه دهه با هم زندگی کرده‌اند. ایمی در یکی از یادداشت‌هایی که قبل از تشخیص سرطان، درباره زندگی خودش نوشت، از خوانندگانش خواست که یکی از آنها طرحی را برای خالکوبی مشترک پیشنهاد بدهد و بعد، در ماه سپتامبر به همراه خواننده‌ای که طرح منتخب را پیشنهاد داده بود، به یک مرکز خالکوبی رفت و با هم طرح مشترکی را خالکوبی کردند. او در تازه‌ترین یادداشت خود با یادآوری این موضوع نوشته اساین، دومین خالکوبی من بود. اولین خالکوبی یک حرف \'جی \' کوچک است که برای ۲۵ سال روی ساق پایم داشته‌ام. می‌توانید حدس بزنید که \'جی\' برای چه کلمه‌ای است. جیسون هم یک خالکوبی دارد: ای‌کی‌آر (مخفف اسم کامل ایمی) که کمی بلندتر از خالکوبی من است ایمی در اواخر یادداشت خود با عنوان \"شاید بخواهید با همسرم ازدواج کنید نوشته است: این (نوشته) را در روز ولنتاین نهایی می‌کنم و واقعی‌ترین و اصل‌ترین هدیه‌ای که می‌توانم امیدوار باشم به او بدهم، این است که فردی مناسب این را بخواند، جیسون را پیدا کند و یک ماجرای عاشقانه دیگر شروع شود.

برگزیده‌ای از مجموعه عکس ''من یک زن هستم''

شفق کلهر متولد ۱۳۵۵ در تهران، دانش آموخته کارشناسی ارشد فلسفه است و از سال ۱۳۷۴ تا کنون مشغول به تدریس پیانو بوده است. وی می‌گوید عکاسی را از سال ۱۳۸۷ به شکل جدی آغاز کرده است. ''من یک زن هستم'' نام مجموعه‌ای از عکس‌های شفق کلهر است که بازتاب نگاه عکاس به زندگی روزمره  وی است. در این عکس‌ها خالق اثر در انعکاس یک آینه حضور دائمی و البته شاید بتوان گفت غیرمتعارف دارد. آنچه که هستیم در میان قاب بودن است. قابی از زندگی. هرکدام ما در میان اجسام و دیگرانیم که ما را در میان قابی از وظایف ترسیم می‌کنند و با آن‌ها تعریف می‌شویم. شفق کلهر این مجموعه را خود نگاری و بیان زندگی روزمره می‌نامد و می‌گوید: لحظاتی که هر زن تجربه اش کرده. آینه ‌ام آینه ‌ایست که هر زنی در خانه ‌اش دارد. وی اضافه می‌کند: آینه ‌ای برای اصلاح صورت و آرایش کردن، نمادیست زنانه و ابزاری برای خود آرایی در جهت خود نمایاندن، اما روایت موجود به لحاظ نوع کارکرد از آینه رسانه‌ ای ساخته تا حضور زن در خانه و محل کار، در برخورد با افراد داخل خانه و اجتماع بیرون را در حضور پنهان و آشکار من به تصویر کشد. کلهر در این "خودنگاری" به وظایف و مسئولیت‌های گوناگون زندگی شخصی یک زن نگاهی انداخته است. گرچه به قول عکاس "این پرسه زدن‌ها" به نظر شخصی است، اما می‌تواند روایت روزمرگی‌های دیگران نیز باشد. عکاس می‌گوید: بخشی که هرچقدر تکنولوژی پیشرفت کند هم تغییر نمی یابد. در کنش و تعامل با دیگران، دیگرانی که وظایف‌ات را ترسیم می‌کنند، اشکال و رفتارهای متفاوتی رخ می‌نماید. همسر بودن، مادر بودن، شاغل بودن... شفق ''در میانه قاب بودن" را به " تصویر'' می‌کشد: روایتی ساده از زندگی. چنان ساده که گاه نمی‌بینیم‌ شان اما هستند و ما درگیر آن‌هاییم و یا آن‌ها درگیر ما. سه عکس از این مجموعه توانست جزو عکس‌های برگزیده مسابقه "زنان در قاب" شود. مجموعه کاملی از این خودنگاری‌ها در شبکه اینستاگرام شفق کلهر منتشر شده است. توضیحات عکس‌های مجموعه حاضر توسط عکاس نوشته شده است. برخی از این توضیحات در ادامه آورده شده است. بخش جدایی ناپذیر زندگی هر زن آشپزی است. هر زن ساعاتی از زندگی روزانه‌ اش را به آشپزی مشغول است. اجاق گاز. ظروف و موادی که در برابر زن قرار می‌گیرند. به طور یقین با وجود ماشین‌های گوناگون خانه‌داری امروزه بسیار راحت‌تر از زمان مادر بزرگ‌های ماست. اما زن در تقابل با این ماشین‌ها زندگی روزانه‌اش تعریف شده. ماشینی که جای دست‌های ما لباس می‌شوید و گونه‌ای وظیفه فیزیکی زن را انجام می‌دهد. پس او هم عضوی از زن شده مانند دست‌ها. دوری و فاصله تجربه‌ی هر روزه من است. خواهران من درکنارم نیستند اما هر روز با کمک اینترنت سعی داریم این فاصله را پر کنیم. با هم بودنی مجازی که همچنان در واقعیت دست‌های من از لمس بودنشان در کنارم سرد است. پسرم وابستگی عاطفی با شیشه شیرش داشت. حتی در میان بازی و سر به هوایی زمان خوردن شیر همه چیز را رها می‌کرد و با آرامش شیر می‌خورد. از ۱۹ سالگی ام پیانو درس داده‌ام. شغلی که تا به امروز عاشقانه دوستش داشته‌ام و دارم. پیانو و شاگردانم بخشی از کنش روزمره من هستند. ظرف شستن و لحظاتی را مشغول به ساییدن. لحظاتی که تمام فکرت از بین بردن چربی‌هاست. محتویات یخچال در هر خانه نشانه ذوق اشتهایی افراد آن خانه است. زن خانه باید علاقه اشتهایی افراد خانواده را بشناسد و آنرا پر کند. گاهی در میانه بازی خواب سراغ پسرم می‌آید. دیدن این صحنه برای هر مادری لذت بخش است. نظافت سرویس بهداشتی خانه. لحظاتی را که تنها فکر زن برق انداختن و میکروب زدایی است. خرید مایحتاج خانه بخشی از زندگی هر زن است، حتی اگر زن به خرید نرود تنها اوست که مایحتاج خانه را می‌داند. آنچه لازم داریم می‌شود بخشی از فکر روزانه‌ زن. غذا خوردن یک کودک نوپا واقعا دیدنی است. تجربه قاشق دست گرفتن. ریخت و پاش... بعد از بچه دار شدنمان سیگار کشیدن همسرم اغلب خارج از خانه و یا دم پنجره است در زمانی ‌که پسرمان خواب است. با تمام دل‌مشغولی‌هایمان سعی کردیم لحظات با هم بودن دوتایی‌ مان را حفظ کنیم. بازی‌های کامپیوتری. لحظاتی که ذهن شلوغ روزمره‌ ات را در آن‌ها رها می کنی. علاقه کودک نوپا به تقلید از بزرگترها بسیار دیدنی است. پسرم سعی دارد مثل ما مسواک بزند. لحظاتی که خانواده‌ام در کنار همدیگر هستند و هر کدام در دنیای خویش. پسرم تلویزیون می‌بیند و شوهرم سرگرم موبایل و اپلیکیشن هاست. بخشی از زندگی این روزهای اکثر خانواده ها. رسانه‌هایی که ما را مشغول به خود می‌کنند. وجود یک کودک نوپا کافیست که هفته‌ای چندین بار زن خانه مشغول به جارو برقی کشیدن شود. پسرم ابتدا از صدای جارو برقی می‌ هراسید و آنرا مانند موجودی ترسناک می ‌دید اما اکنون از این کار بسیار لذت می‌برد و دائم دور و بر من می‌چرخد و حتی کمکم می‌کند. زندگی آپارتمانی و مدرن کودکان امروزه را کلافه کرده است. من هر روز که در خانه در کنار پسرم باشم بخشی از روزمان را در پارک می‌گذرانیم. لحظاتی که من هم سعی می‌کنم همپای او کودک شوم.
۶ ایرانی در لابراتوار هاروارد با پریسا تبریز، «شاهزاده امنیت» گوگل آشنا شوید آلینوش طریان ، مادر کیم کارداشیان در همسایگی ایران امل کلونی نسل کشی ارامنه را پیگیری می کند

حقوق زنان

​​​​​​​افزایش چشمگیر زنان سالمند در ایران

آخرین سرشماری عمومی در سال ۱۳۹۵ نشان می‌دهد که ۳/ ۹ درصد مردم ایران سالمند هستند و جمعیت به سرعت در حال پیر شدن است؛ شمار زنان سالمند نسبت به مردان سالمند رو به افزایش است و فقر در میان سالمندان به شدت رواج دارد. براساس نتایج آخرین سرشماری عمومی در سال ۱۳۹۵ جمعیت ایران برابر ۷۹ میلیون و ۹۲۶ هزار و ۲۷۰ نفر بوده است. سازمان ملل در مطالعات خود با توجه به متوسط امید به زندگی در سطح جهان، شروع سن سالمندی را ۶۰ سالگی اعلام کرده است. بر مبنای همین تعریف سازمان ملل متحد از سالمندی ۳/ ۹ درصد مردم ایران سالمند هستند که ۴/ ۷۲ درصد آنان در مناطق شهری و ۶/ ۲۷ درصد در مناطق روستایی زندگی می‌کنند. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، ایران جزو چند كشور اول جهان است كه به سرعت درصد سالمندی در آن افزایش می‌یابد. افزایش ۵/ ۱ برابری سالمندان در یک دهه اخیر بر اساس آخرین سرشماری عمومی در سال ۱۳۹۵، جمعیت سالمندان کشور بین سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵ حدود یک‌ونیم برابر شده است. این افزایش در حالی است که سالمندان در دوران سالمندی در زمینه‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی با شرایط منفی مختلفی روبرو می‌شوند. از جمله این شرایط منفی دور شدن آنها از فعالیت‌های اجتماعی، احساس تنهایی و بروز مشکلات روحی و کاهش میزان درآمد و افزایش مخارج زندگی به خاطر پرداخت هزینه‌های مراقبت‌های پزشکی هستند. نتایج سرشماری ۱۳۹۵ همچنین نشان می‌دهد که بیش از نیمی از سالمندان ایران (حدود ۵۴ درصد) بی‌سواد هستند. سالمندان بیسواد کسانی تعریف شده‌اند که در زندگی روزمره نمی‌توانند متن ساده‌ای را بخوانند و بنویسند. شمار زنان سالمند نسبت به مردان سالمند افزایش می‌یابد به گزارش مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت رفاه ایران، در مقابل هر ۹۷ نفر مرد در ایران ۱۰۰ زن وجود دارد و این امر حکایت از افزایش تعداد سالمندان زن نسبت به مردان سالمند دارد. البته افزایش تعداد سالمندان زن دور از انتظار نیست، زیرا در میان مردان امید به زندگی پایین تر از زنان است و نیز زنان نسبت به مردان به مراقبت‌های پزشکی حساس‌تر هستند. فقر در میان سالمندان به گفته رئیس سابق دبیرخانه شورای ملی سالمندان ایران، فقر سالمندان جدی است و نزدیک به ۳۰ درصد از سالمندان از فقیرترین اقشار جامعه محسوب می‌شوند. او می‌گوید یک میلیون و ۸۰۰ هزار سالمند در كشور از هیچ نوع پوشش دستگاه‌های حمایتی و صندوق‌های بازنشستگی برخوردار نیستند. كارگری و دست‌فروشی پیرمردان و پیرزنان در خیابان‌های شهرها بر شهروندان ایران پنهان نیست؛ سالمندانی که به دلیل نبود پشتوانه اجتماعی ناگزیرند در ایام پیری کار ‌کنند تا بتوانند هزینه زندگی خود را تامین کنند. زنان سالمند مجرد بسیاری از زنان سالمند مجبور به زندگی در تنهایی هستند. دلیل تنها زیستن این زنان را ناهید تاج‌الدین، عضو هیئت رئیسه كمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی، هنجارهای اجتماعی می‌داند و با توجه به  آمارها می‌گوید که ۹۰ درصد زنان پس از طلاق ازدواج نمی‌كنند. ناهید تاج‌الدین در ادامه می‌گوید این آمار در حالی است كه ۹۰ درصد مردان پس از طلاق بار دیگر ازدواج می‌کنند. بر این اساس، بخت زنان ایرانی برای ازدواج مجدد یک‌نهم مردان است.  

نه به خشونت خانگی بر علیه زنان

«سپاه رستگاری» (salvation army) سازمانی خیریه مسیحی است و فعالیت نیکوکارانه خود را در زمینه‌های متفاوت و به صورت بین‌المللی در سراسر جهان پی می‌گیرد. این‌بار اما شعبه آفریقای جنوبی این سازمان با ابتکاری چشم‌گیر توجه بسیاری را به موضوع داغ هفته گذشته اینترنت، «لباس»، جلب کرد اما موضوع همان موضوع تکراری رنگ لباس نیست. این سازمان روز گذشته با توییت کردن عکس زیر، زنی را در لباسی سفید و طلایی، به شکل لباس جنجال‌برانگیزی که چند روز پیش فضای شبکه‌های اجتماعی را به خود اختصاص داده بود نشان داده و پرسیده «چرا دیدن رنگ آبی و سیاه این‌قدر سخت است؟» لباس جنجال‌برانگیز در تصویری که از آن منتشر شده به رنگ‌های مختلفی از جمله «سیاه و آبی» و «سفید و طلایی» دیده می‌شود و برای مدتی اعجاب و بحث کاربران شبکه‌های اجتماعی را برانگیخته بود. اما سپاه رستگاری با این تبلیغ معنای رنگ آبی و سیاه لباس را عوض کرد و توجه را به سمت کبودی‌های بدن زن داخل عکس جلب کرد. در زیر سوال عکس نوشته شده: «از بین هر شش زن یک نفر مورد خشونت خانگی قرار می‌گیرد»  این تبلیغ با استقبال گسترده کاربران شبکه‌های اجتماعی مواجه شده و اکنون که درآستانه ۸ مارس، «روز جهانی زن»، هستیم باید به پیام این تبلیغ توجه بیشتری کرد. شاید دیدن رنگ آبی و سیاه لباس برای برخی ممکن نباشد و همین ماجرای لباس را جذاب کرده باشد، ولی ندیدن کبودی‌های آبی و سیاه روی بدن زن، هیچ توجیه و جذابیتی ندارد.  
او مرا کتک زد پس دوستم دارد! نامه‌های دیده نشده سیلویا پلات /خشونت خانگی آقای شاعر پلی‌بوی دیگر عکس برهنه زنان را منتشر نمی‌کند توافق بهترين راه است آیا لباس زنان ربطی به شخصیت شان دارد؟