1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

 

همسرش خبر ندارد که او در خانه یک کسب و کار کوچک راه  انداخته و فقط  به پخت و پز و بشور و بساب اکتفا نکرده است: «خانواده همسرم سنتی هستند و مخالف کار کردن زن بیرون از خانه. از اول که ازدواج کردیم، شوهرم گفت دوست ندارم بیرون از خانه کار کنی.»

همسرش بازاری است و وضع مالی آن ها بد نیست اما «ملیحه» دوست دارد استقلال مالی داشته باشد: «دوست ندارم همیشه چشمم به دست فرد دیگری باشد. به خاطر همین، چند سال است که دور از چشم شوهرم برای خودم کار می‌کنم.»

او در خانه‌اش کار می‌کند اما می‌داند اگر روزی شوهرش از این موضوع بو ببرد، دیگر نمی‌گذارد به کارش ادامه دهد: « یکی از اتاق‌های خانه را برای کار در نظر گرفته‌ام. روزهایی که مشتری دارم، بعد از رفتن همسرم قالیچه کف اتاق را جمع می‌کنم که تارهای مو روی قالی نریزد و قبل از آمدنش، کف زمین را جارو می‌کشم و دوباره قالیچه را پهن می‌کنم.»

ملیحه برای یادگرفتن بافت مو و اکستنشن پولی پرداخت نکرده است: «خواهرم آرایش‎گر است، از او یاد گرفتم. دو سال پیش هر بار که او را می‌دیدم، یک مدل بافت را یادم می‌داد. من هم در خانه تمرین می‌کردم. موهای دوستانم را می‌بافتم و برایشان مجانی اکستنشن انجام می‌دادم تا این که دستم راه افتاد.»

او حالا خودش کلاس آموزش بافت و اکستنشن هم برگزار می‌‌کند: «سه جلسه آموزش بافت مو دارم که شهریه‌اش 150 هزار تومان است و پنج جلسه هم اکستنشن درس می دهم که هزینه آن 300 هزار تومان است.»

بیش تر مشتری‌های ملیحه آشنا هستند. اول برای چند تا از دوستانش کار کرده و بعد آن ها کارش را بین دوستان و آشنایان تبلیغ کرده‌اند. قیمت بافت و اکستنشن مو با بلندی و حجم مو تناسب دارد: «هر روز که مشتری ندارم اما گاهی‌ تا ماهی یک میلیون تومان هم کار می‌کنم؛ یک ماه کم تر و یک ماه هم بیش تر. پول ثابتی نیست اما لااقل دلم قرص است که یک کاری انجام می دهم.»

می پرسم اگر شوهرت بفهمد...
نمی‌گذارد حرفم تمام شود و فوری می‌گوید: «خدا نکند.»

ملیحه تنها زنی نیست که یک کسب و کار کوچک در خانه‌اش راه انداخته، زنان زیادی در ایران سراغ این کسب و کارهای کوچک و تک نفره رفته‌اند. بسیاری از آن ها طراحی و کاشت ناخن و کاشت مژه یاد گرفته‌اند و گوشه ای ‌از خانه‌های خود را به محل کسب درآمد تبدیل کرده‌اند. دستمزدشان از آرایشگاه‌ها کم تر است اما در عوض از اجاره و مالیات خبری نیست.

«مهسا» چهار سال است کار تاتوی حنا در خانه‌اش انجام می‌دهد و حالا حسابی شناخته شده است. او اوایل از طریق پخش تراکت تبلیغ کرده و دو سال پیش یک صفحه در فیس بوک راه‌انداخته است و چند وقتی است از طریق اینستاگرام مشتری جلب می‌کند: «من خودم عاشق خال کوبی بودم اما دلم می‌خواست تاتویی داشته باشم که هر وقت دلم را زد، به راحتی پاکش کنم. به خاطر همین، وقتی خاصیت تاتوی حنا را شنیدم، خودم رفتم عطاری، یک مقدار حنا خریدم و شروع کردم. رنگ تاتوهایم اوایل خوب نمی‌شد، نارنجی از کار در می آمد تا این‌که از یک خانم تبریزی که در ترکیه دوره دیده بود، یادگرفتم.»

او بابت یک جلسه آموزش تاتو با حنا، چهار سال پیش 50 هزار تومان پرداخته اما حالا برای طراحی‌های خیلی کوچک 50 هزارتومان می‌گیرد: «حسن کار من این است که طرح‌هایم ابداعی هستند و مشتری‌هایم این را به خوبی می‌دانند.»

اغلب مشتری‌های مهسا را دختران جوان تشکیل می دهند: «اکثرا دوست دارند از روی شانه‌ها تا توی کمرشان را طراحی کنم. آقایان هم اغلب از طرح‌های بزرگی که از روی گردن تا پشت باسن کشیده می‌شود، استقبال می‌کنند. بعضی هم که ناف‌شان پرسینگ دارد، دور ناف را تاتو می‌کنند. این قسمت هم طرفداران زیادی دارد.»

تاتو با حنا بیش تر از پنج هفته نمی‌ماند و اغلب مشتری‌های مهسا بعد از یک بار تاتوی حنا، مرتب به سراغش می‌روند:«فکر می‌کنم تاتو اعتیادآور است.»

او معمولا ماهی دو میلیون تومان درآمد دارد: «البته روی کار آزاد نمی‌شود مطمئن حساب کرد؛ یک روز مشتری زیاد است و یک روز نه.»

«سارا» هم در خانه کار می‌کند. وقتی متوجه شده حقوق کارمندی شوهرش کفاف خواسته‌های زیاد دو بچه را نمی‌دهد، مدتی را در مطب یک پزشک منشی گری کرده اما بعد از یک مدت فکری به ذهنش رسیده و دست به کار شده است. او ابتدا یک موبایل ایرانسل تهیه کرده و بعد تراکت‌هایی را  با این مضمون به چاپ رسانده است: «انواع سبزی‌‌های پاک کرده، خرد شده و سرخ شده، بادمجان سرخ شده، لوبیا پاک شده و پیازداغ آماده.»

می گوید:«تراکت‌ها را بالای شهر پخش کردم و فقط شماره ایرانسل را گذاشتم که کسی از آشنایان و فامیل از کاری که می‌کنم، با خبر نشود. من آشپزی را دوست دارم و با این کارها کمک خرج خانه می‌شوم اما بعضی آشنایان اگر بفهمند، شاید فکرهای دیگری بکنند.»

مشتری‌ها با او تماس می‌گیرند، او سفارشات را می‌پذیرد و بعد سبزیجات آماده را با پیک موتوری می‌فرستد و مشتری‌ها هم دستمزدش را به پیک می‌دهند: «نمی‌خواستم اصلا با مشتری رو در رو شوم. این بود که این راه را انتخاب کردم.»

او هزینه روغن، سبزیجات، گاز، آب و برقی را که مصرف می‌کند، در نظر می‌گیرد و دستمزد خودش را به هزینه‌ها اضافه می‌کند. سارا در مورد درآمد ماهیانه خود می‌گوید: «اصلا معلوم نیست اما بنای ما بر این است که پولی را که من در می‌آورم، هزینه تفریح و خوشحال کردن بچه‌ها کنیم؛ مثلا هزینه رستوران رفتن و مسافرت و خرید برای بچه‌ها با من است. هر چه قدر باشد، خرج همین چیزها می‌شود. کم ترین درآمدی که داشته ام، 400 هزار تومان بوده و بیش ترین درآمدم یک میلیون و 400صد هزار تومان.»

او هم به تازگی یک صفحه اینستاگرام راه انداخته، عکس سبزیجاتش را در این شبکه اجتماعی قرار می‌دهد و شماره تلفنش را می‌گذارد.

«شعله» اما آن قدر در کارش پیشرفت کرده که حالا دو کارمند خانم هم استخدام کرده است. کارش را از ساخت جعبه کادو شروع کرده اما بعد به درست کردن عروسک پلیشی رسیده و حالا علاوه بر این‌ها، کیف‌ پول دست دوز چرم هم تولید می کند.
خودش قصه‌اش را از روز ولنتاین سه سال پیش تعریف می‌کند: «بهمن ماه سال 91 به شدت دنبال کار بودم. دانشگاه آزاد قبول شده بودم و باید شهریه را تهیه می‌کردم.»

او سراغ  آگهی کار روزنامه «همشهری» می‌رود و متوجه می‌شود یک کارگاه جوراب بافی برای بسته‌بندی جوراب‌ها و قیچی‌ کردن نخ‌های اضافی احتیاج به کارگر دارد: «حقوقش را یادم نیست اما یادم می آید حقوق نسبتا خوبی بود. وقتی تماس گرفتم، فردی که پاسخ می‌داد گفت شرط استخدام این است که باید یک روز مجانی در این‌جا کار کنید تا سرعت عمل شما سنجیده شود. من هم قبول کردم.»

شعله وقتی به آدرس مورد نظر می‌رود، پنج زن دیگر را آن جا می‌بیند: «از هر سنی بودند؛ از زنی که 60 سالش بود تا دختری 15 ساله.»

آن‌ها هشت صبح کار را شروع می‌کنند و مردی که خودش را به عنوان کارفرما معرفی می‌کند، مدام راه می‌رود و می‌گوید: «هر که تعداد بیش تری بسته‌بندی کند، استخدام می‌شود.»
شعله تعریف می کند:«این را  هر چند وقت یک بار با لحنی که مشخص بود منظورش این است که ما عقبیم، تکرار می‌کرد. آخر وقت همه خسته بودیم و فکر می‌کردیم بالاخره دو نفر از این تعداد استخدام می‌شوند اما خانمی داخل جمع آمد و گفت آقای مدیر رفتند، ما با  کسانی که پذیرفته شدند، تماس می‌گیریم.»

شعله شماره هر چهار نفر را گرفته، با همه آن‌ها تماس می‌گیرد: «بعد از سه روز که به همه زنگ زدم و همگی گفتند با ما تماس نگرفتند، فهمیدم گول خورده ایم. روزنامه را که خریدم و تکرار آگهی را در صفحه نیازمندی‌ها دیدم، شَکَم به یقین تبدیل شد. صاحب جوراب بافی فقط هزینه آگهی روزنامه را می‌پرداخت و هر روز جوراب‌هایش را توسط کسانی که دنبال کار می‌گشتند، بسته بندی می‌کرد.»

این ماجرا باعث می‌شود، شعله خودش آستین بالا بزند و کار خودش را راه بیاندازد: «نزدیک ولنتاین بود، مغازه‌ها پر شده بودند از عروسک و جعبه کادو. با یکی از مغازه‌ها صحبت کردم و یک قیمت پایین برای درست کردن جعبه کادو دادم. الگوی درست کردن جعبه‌ها را داشتم؛ یعنی از کتاب ریاضی راهنمایی که مکعب مربع و مستطیل را درس داده بودند، در آوردم و دست به کار شدم.»

او تمام شهریه چهار سال دانشگاه را از طریق همین کار پرداخت کرده و مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی خود را گرفته اما شغلش را تغییر نداده است: «ترجیح من این است که برای خودم کار کنم؛ گوشه خانه‌ام، کنار بچه‌‌هایم.»

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

عشق همه چیز است

حرفام واسه همه زن ها نيست  واسه همه اونايي ه كه عشقي ندارن ديگه ... دلگرمي ندارن ... حتي وقتي بزرگترين شكست احساسي رو تجربه ميكنن ميرن به لوكس ترين رستوران ها ... گرون ترين كرم هاي صورتو ميخرن ... حتي اگه ته جيبشون چيزي نمونه ... شايد به خاطر اينكه به خود نامطمئن ديوانه شون ثابت كنن هنوز زيبااان... كه ميتونن .. البته اين كار  احساسي كه اون لحظه به دنيا و آدمهاش دارن رو كم نميكنه يادمه گرونترين چيزي رو كه تو عمرم خريدم روزي بود كه بدترين شكستو خورده بودم ... نسبت به جيبم خيلي گنده بود يه تفريح لوكس بودولي اينكارو كردمو در ناراحتترين لحظاتم موهامو كوتاه كردم ، قرمزترين لاكمو به ناخن هام زدم.من اون روز موهامو آلبالويي رنگ كردم ... شايد يه بلوغ فكري يه تحول بود ... شاد نبودم ولي مثل يه ملكه دنبال با ارزش ترين ها بودم كه به خودم بگم تو ارزش داري البته كه اون نفهميد ولي تو هنوز يك زن بسيار جذابي شايد تو ضمير ناخوداگاه همه زن ها ليدي اين رد اي وجود داره كه هنوز روبه روي ميدان منتظر رسيدن عشقشههمه  اون چيزي كه يك زن از دنيا ميخواد باور كنين فقط عشقه .....

قرارمان این نبود

قرار نبوده تا نم باران زد، دست پاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر‌ بگیریم مبادا مثل کلوخ آب شویم. قرار نبوده این قدر دور شویم و مصنوعی. ناخن های مصنوعی، دندان های مصنوعی، خنده های مصنوعی، آواز‌های مصنوعی، دغدغه های مصنوعی... هر چه فكر می‌کنم می‌بینم قرار نبوده ما این چنین با بغل دستی هایمان در رقابت های تنگانگ باشیم تا اثبات کنیم موجود بهتری هستیم، این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست؟ قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم، از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم، بعید می دانم راه تعالی بشری از دانشگاه ها و مدرک های ما رد بشود. باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی کند، دراز بکشد نی لبک بزند با سوز هم بزند و عاقبت هم یک روز در همان هیات چوپانی به پیامبری مبعوث شود. یک کاوه لازم است که آهنگری کند که درفش داشته باشد که به حرمت عدل از جا برخیزد و حرکت کند. قرار نبوده این ‌همه در محاصره سیمان و آهن، طبقه روی طبقه برویم بالا، قرار نبوده این تعداد میز و صندلی‌ِ کارمندی روی زمین وجود داشته باشد، بی شک این همه کامپیوتر...و پشت های غوز کرده آدم های ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده... تا به حال بیل زده‌اید؟ باغچه هرس کرده‌اید؟ آلبالو و انار چیده‌اید؟ کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید؟ آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست. این چشم ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر،‌ برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان برای خیره شدن به جاریِ آب شاید، اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند. قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچ کار نیایند و ساعت های دیجیتال به ‌جایشان صبح خوانی کنند. آواز جیرجیرک های شب نشین حکمتی داشته حتماً، که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما تا قرص خواب‌ لازم نشویم و این طور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود. من فکر می‌کنم قرار نبوده کار کردن، جز بر طرف کردن غم نان، بشود همه دار و ندار زندگی مان، همه دغدغه‌زنده بودن مان. قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن، این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گروکشی و ضعف اعصاب داشته باشد. قرار نبوده این طور از آسمان دور باشیم و سی‌ سال بگذرد از عمر‌مان و یک شب هم زیر طاق ستاره ها نخوابیده باشیم. قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم تا بر علیه خورشید عالم تاب و گرما و محبتش، زره بگیریم و جنگ کنیم. قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم اما کف پایمان یک بار هم بی واسطه کفش لاستیکی یا چرمی یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد. قرار نبوده من از اینجا و شما از آنجا، صورتک زرد به نشانه سفت بغل کردن و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستیم... چیز زیادی از زندگی نمی‌دانم، اما همین قدر می‌دانم که این ‌همه قرار نبوده ای که برخلافشان اتفاق افتاده، همگی مان را آشفته‌ و سردرگم کرده... آنقدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم، از هیچ چیز راضی نیستیم، اما سر در نمی‌آوریم چرا …
چگونه به زنان توجه کنید دلم می خواهدت.. دختری که کسی منتظرش نیست این خانه جادو می كند عاشقانه های باران

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ

شاید شما هم از افرادی هستید که وقتی برای خرید ماهانه به یکی از فروشگاه‌های بزرگ می‌روید، پشیمان باز می‌گردید. پشیمان از این که دوبرابر آنچه خواسته‌اید خرید کرده‌اید. یک بار دیگر خاطره آخرین خرید خود را به یاد آورید. چند بسته شکلات خامه‌ای و بسکوییت که هیچ کدام جزء خرید های مورد نیاز شما نبوده اند، به خانه آورده اید؟

مشاغلي که زنان دنیا تسخير کردند

از دوراني که زنان فقط به عنوان مديران و چرخانندگان درون خانه شناخته مي​شدند، مدت  زمان طولاني نگذشته ولي زنان گام​هاي بلندي براي حضور در فعاليت​هاي اجتماعي برداشته​اند و حالا ديگر کمتر شغلي با نگاه جنستي زنانه يا  مردانه شناخته مي شود ولي به هر حال نمي​توان منکر اين واقعيت شد که حضور زنان در برخي مشاغل و حوزه​ها، جدي​تر و پررنگ​تر  بوده است. در تحقيقاتي که انجمن کار آمريکا انجام داده، مشاغلي که گردانندگان اصلي آن​ها بانوان هستند، مشخص شده است. اين آمارها و اعداد و ارقام متعلق به جامعه آمريکاست اما اگر نگاهي به جامعه خودمان بيندازيد و قياس کنيد، تشابه زيادي کشف مي​کنيد: - مراقبت​هاي پزشکي در کلينيک​هاو بيمارستان​ها بيشتر از مردان، زناني ديده مي شوند که مسئوليت مراقبت از بيماران و مداواي آن​ها ر برعهده گرفته​اند. براساس تحقيقات انجمن کار امريکا 78 درصد از نيروي شاغل در اين حوزه را زنان تشکيل مي دهند. - خدمات شغل يابي دفاتر شغل يابي هنوز در کشور ما جا نيفتاده است و تعداد آن​ها چندان زياد نيست ولي در ساير کشورها تمام کساني که قصد اشتغال دارند، گذارشان به اين دفاتر مي​افتد. دفاتري که اين روزها بيشتر توسط بانوان اداره مي​شود چون بانوان براي رده بندي و ليست کردن از نظم ذهني بيشتر برخوردارند و هم​چنين روابط عمومي قوي​تري براي ارتباط گرفتن و صحبت کردن با افراد مختلف دارند. حدود 60 درصد از دارندگان اين شغل خانم​ها هستند. - خدمات آموزشي واحدهاي مختلف آموزشي هميشه يکي از پايگاه​هاي بانوان شاغل بوده است. خدمات آموزشي در بخش​هاي مختلفي چون معلمي، مديريت مدرسه و ... به شدت با روحيه خانم​ها سازگار است. با استناد به گذشته، حضور خانم​ها در مدارس متداول بوده و هست  و تجربه نشان مي​دهد خانم​ها  نيروهاي بهتري براي آموزش بچه​ها هستند اما در سال​هاي اخير حضور خانم​ها در دانشگاه ها هم به عنوان مدرس پررنگ​تر شده است.با احتساب مدارس و دانشگاه، 70 درصد شاغلين اين حوزه را بانوان تشکيل مي دهند. - مددکاران اجتماعي مددکاران اجتماعي گروه گسترده​اي هستند که کودکان تا افراد مسن و سالخورده جامعه هدف آن​ها به شمار مي آيند. اين افراد ممکن است به عنوان کارمندان دولت در نهادهاي دولتي و يا در خيريه​هايي که توسط افراد خصوصي اداره مي​شود مشغول به کار باشند. بخشي از اين گروه داوطلبانه کار مي​کنند و حقوقي بابت خدمات خود دريافت نمي کنند. در تمام اين شرايط ، چه در بخش خصوصي و چه دولتي، چه با حقوق و چه بدون حقوق، بيشتر مددکاران اجتماعي بانوان هستند. حدود 74 درصد اين جامعه را زنان تشکيل مي​دهند. -  داروسازي با پيشرفت روزمره​اي که دانش داروسازي داشته و دارد، نيازمندنيروهاي مستعد و باهوشي است که اين علم را جلو ببرند. وقتي بخش عمده​اي از دانشجويان رشته پزشکي و شيمي بانوان هستند، در نتيجه محققان رشته داروسازي و داروسازها هم خانم​ها خواهند بود. در حال حاضر، 46 درصد شاغلان اين حوزه را زنان تشکيل مي​دهند ولي آمار دانشگاه​ها از ميزان دختران و پسران ورودي خبر از رشد چشمگير بانوان در اين حوزه مي دهد يعني آماري که نزديک به نصف است، به زودي از نيمه عبور مي کند. - تبليغات و روابط عمومي اين نکته براي همه ثابت شده که بانوان بهتر مي توانند درباره کالايي صحبت کنند، به گونه​اي که ديگران تشويق به خريدن و داشتن اين کالا بشوند. به استناد همين توانايي، در حال حاضر حدود 53 درصد از نيروي شاغل در بخش تبليغات و روابط عمومي بانوان هستند.
طلا؛ زیور یا سرمایه وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران از پس اندازتان مراقبت کنید بانوی صندوق بین المللی پول کار در خانه، فروش در اینستاگرام

مطالب تصادفی

گزارش روز

زندگی مجردی ، تجربه هزاره سوم ایرانیان

همیشه خانه مجردی میان خانواده های ایرانی یك تابو بوده است. و این به دو نكته برمی گردد اول آن كه تا پیش از این فقط مردان خوش گذرانی كه توجه چندانی به بنیان خانواده نداشتند مشتریان خانه مجردی بودند و نكته دوم به فرهنگ ایرانیان برمی گردد كه اساس استقلال فردی و جدایی از خانواده فقط در صورت ازدواج محقق می شود. در فرهنگ ایرانی بر خلاف كشورهای دیگر فرزند تا زمانی كه ازدواج نكرده است باید در كنف حمایت خانواده قرار داشته باشد.حتی اگر این رخداد میمون هیچ گاه به وقوع نپیوندد.

از سقوط آزاد میان عقاب‌ها تا زندگی به سبک پارکور

فاطمه اکرمی ژیمناستی است که از سال پیش پارکور و سقوط آزاد را همزمان شروع کرده است. او به دویچه وله می‌گوید در شهر همه چیز را به شکل مانع می‌بیند. اکرمی یک‌بار در هنگام سقوط آزاد میان ۳ عقاب گیر افتاده است. فاطمه اکرمی متولد اسفند ۱۳۷۲ است. او از چهارده سال پیش رشته ورزشی ژیمناستیک را آغاز کرده است و حدود یک سال پیش "سقوط آزاد" و پارکور را همزمان شروع کرد. او می‌گوید یکی از هم‌ دانشگاهی‌هایش در ایران به او پارکور آموزش داده است. فاطمه اکرمی آموزش سقوط آزاد را هم در چند مرحله در دبی فرا گرفته است. !در جواب اینکه چرا سقوط آزاد را در دبی آموزش دیده، توضیح می دهد که: در ایران متدهای آموزش سقوط آزاد خیلی قدیمی هستند. کسانی هستند در ایران که سقوط آزاد آموزش می‌دهند ولی با متدهای بسیار قدیمی و با همان حالت ارتشی. فاطمه تعریف می کند که در هنگام فرود در یکی از سقوط آزادها وقتی چتر خود را باز کرده و تنها ۳۰۰ متر با زمین فاصله داشته، چند نقطه سیاه در اطراف خود دیده است. «اول فکر کردم آدم‌هایی هستند که لباس بالدار می‌پوشند، پایین‌تر که رفتم متوجه شدم این‌ها آدم نیستند، سه تا عقاب هستند. تنها کاری که توانستم انجام دهم جیغ‌زدن بود. چون اگر بالشان به چتر من گیر می‌کرد مطمئناً سقوط می‌کردم و در ۳۰۰ متر امکان باز کردن چتر دوم را هم نداشتم». تجربه سقوط آزاد از ارتفاع ۴ هزار متری را دارد.   و اما پارکور او معتقد است که پارکور ورزش نیست، یک هنر است، اصلا نباید به پارکور به عنوان یک ورزش نگاه کرد. پارکور یک شیوه زندگی است به همین دلیل خیلی به آمادگی ذهنی بستگی دارد ... «وقتی تمرینات پارکور را شروع می‌کنید، دیگر همه اشیاء اطراف خود را شبیه مانع می‌بیند. روزها که برای کارهای روزمره از خانه بیرون می‌رویم، دوروبرمان را نگاه می‌کنیم و می‌بینم مثلا چقدر این مکان برای پارکور مناسب است. دفعه بعد همان‌جا ۱۰ حرکت دیگر به حرکت‌های قبلی اضافه می‌کنیم». در انتها او می گوید که در ژیمناسیک دو بار آسیب دیده و مجبور شده پای خود را عمل کند؛ تا به حال در پارکور اما دچار آسیب‌دیدگی نشده است.   منبع: دویچه وله فارسی
روایتی از مزاحمت‌های نامحسوس برای زنان جنگ برای خرمشهر تمام نمی شود سقط جنین انتخابی: گزیدن حق کنترل بدن سرطان‌های جدید، ره‌آورد ریزگردها برای ایران زوجها ژنهایی مشابه دارند

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

دلایلی که مردان را در ابتدای آشنایی، می گریزاند

خیلی از آدمها وقتی وارد یک رابطه آشنایی می شوند به یکباره صدای آژیر درونی شان به صدا در می آید و ناگهان دود می شوند می روند هوا…  اجازه دهید بخشی از دلائل  گریز مردان از یک رابطه را  مرور کنیم بعضی مردان هیجان های عاطفی قوی دارند این نوع مردان، عادت و مرام و حتی سلیقه های مخصوص دارند. مدام احساسات شان تغییر می کند. گاهی می ترسند، گاهی حس پشیمانی گریبان شان را می گیرد. هم احساس خجالت می کنند و همزمان قادرند به انسان های قدرتمند و تاثیرگذار تبدیل شوند. آنها چون از درونی طوفانی برخوردار هستند وقتی احساس کنند که بر تصمیمات عاطفی شان باید یک تصمیم مهم دیگر اضافه شود از واقعه می گریزند. این نوع مردان در دوره های دیگری از زندگی اگر به آرامشی نسبی برسند توانایی این را دارند که کاملا برعکس همیشه عمل کنند. چون انسان های عاطفی هستند و جای یک همسر یا یک دوست به شدت در زندگی شان خالی است. 2-  قدرت و کنترل را دوست ندارند مردان مجرد مثل بقیه افراد جامعه، یک عالم رشته های به هم تنیده از خاطرات و تجربیات تلخ و شیرین در گذشته شان دارند. بعضی ها دل شان شکسته شده، عده ایی مورد بی اعتنایی قرار گرفتند. بعضی ها شغل مناسبی ندارند. بعضی ها می ترسند دل بندند چون معنایش از دست دادن کنترل و قدرت است. شاید برای خیلی از مردان مشخص نیست که چرا از معرکه آشنایی با یک زن دلخواه و حذاب به سرعت می‌گریزند. شاید دوست داشتنی بودن یک زن، به طور ناخودآگاه استقلال و هویت شان را تهدید می کند. به عبارتی دیگر از مجذوب شدن و عاشق شدن می ترسند. کارشان مخ زدن است این نوع از مردان را همه می شناسند. مردانی که به برکت شانس و ژن خوب، متوجه نکاتی در شخصیت زنان می شوند که می توانند آنها را به مسیر دلخواه خودشان سوق دهند. این نوع مردان، افراد بدی نیستند. آنها فقط علاقه ایی به تعهد و تشکیل خانواده ندارند. علاقه کافی نداشتند ملاقات خصوصی با یک زن، با گپ و خنده و رقص با یک زن در مهمانی های دوستانه فرق دارد. علاقه مردان و زنان به همدیگر فقط به شباهت های فکری و فرهنگی و حتی خصلتی مربوط نیست. ممکن است یک زوج تازه آشنا شده خیلی از مصاحبت هم لذت می برند ولی جذابیت جنسی بین شان وجود نداشته باشد. یا برعکس.

9 اصلی که باید سر میز غذا رعایت شود

در مطالب قبلی به نکاتی درباره آداب غذا خوردن در رستوران اشاره کردیم. با توجه به استقبالی که دوستان لادیز از چنین مطالبی کردند، تصمیم گرفتیم که نکات بیشتری را در مورد مواردی که هنگام غذا خوردن باید رعایت کرد، با هم مرور کنیم.
تست مهارت ارتباطی قصه شده ام! تفاوتها در رابطه سمی و سالم زوجین خانم ها همیشه مقدم نیستند تست رضایت شخصی

زنان حادثه

با پریسا تبریز، «شاهزاده امنیت» گوگل آشنا شوید

شاهزاده امنیت" لقب رسمی پریسا تبریز، مسئول امنیت اطلاعات بنگاه گوگل است. او زیاد اهل مصاحبه نیست و شمار عکس‌هایی که از او در اینترنت پیدا می‌شود، کمتر از انگشتان یک دست است. نشریه معتبر فوربس، سال گذشته پریسا تبریز را در میان یکی از ۳۰ چهره‌موفق زیر ۳۰ سال در عرصه فناوری در کنار مارک زوکربرگ، پایه‌گذار فیس‌بوک، جای داد. به تازگی خبرنگار مجله "ELLE" به دیدار این کارمند ارشد گوگل، در مقر این کمپانی در کالیفرنیا رفته و با وی گفت‌وگویی انجام داده است. گفت‌وگو در سالن کنفرانس گوگل انجام شده، چون طبق قوانین گوگل خبرنگاران اجازه ورود به ساختمانی را که پریسا تبریز در آن کار می‌کند، ندارند. در تمام مدت گفت‌وگو نیز یک محافظ این خبرنگار را همراهی می‌کرده؛ حتی هنگام رفتن به دستشویی. پریسا تبریز، ۳۱ ساله، در حومه شهر شیکاگو بزرگ شده است؛ مادرش پرستاری آمریکایی − لهستانی و پدرش یک پزشک مهاجر ایرانی است. او در سال ۲۰۰۷ به استخدام گوگل درآمد و دهمین عضو تیم کوچکی از هکرها در این کمپانی شد. وظیفه این تیم در یک کلام تأمین امنیت نرم‌افزارهای گوگل بود. اما اکنون این تیم گسترش یافته و بیش از ۲۵۰ متخصص امنیتی در گوگل مشغول به کار هستند. خبرنگار مجله "ELLE" می‌نویسد، پریسا تبریز برای گفت‌وگو در لباسی به رنگ همیشگی، سیاه، با چهره‌ای صمیمی و بدون آرایش ظاهر می‌شود و با لبخند می‌گوید: «این رنگ لاغر نشان می‌دهد.» پریسا تبریز آن طور که خود می‌گوید، در دوران کالج برای نخستین بار با کامپیوتر کار کرده و تا آن موقع وقتش را با هنر، ورزش و رقابت با دو برادرش سپری می‌کرده است. او که در ریاضی و علوم استعداد داشته، سپس وارد دانشگاه ایلی‌نوی شده و اندکی بعد نیز علاقه به امور کامپیوتری در او بیدار می‌شود.

آلینوش طریان ، مادر

۱۵ اسفند ماه سالروز درگذشت آلینوش طریان، مادر فیزیک ونخستین زن استاد فیزیك ایران و بنیانگذار رصدخانه و تلسكوپ خورشیدی تاریخ نجوم ایران .خدمات بینظیر وی شامل:پایه‌گذاری نخستین رصدخانهٔ فیزیک خورشیدیبرای نخستین بار درس‌های فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک را ارایه دادطریان برای گسترش دانش و بهره‌گیری دانشجویان و ارمنیان خانه خویش را وقف کردپایه‌گذاری نخستین تلسکوپ خورشیدی بانویی كه ٣٠ سال از زندگی پربارش را به تربیت دانشجویانی پرداخت كه اكنون خود استادانی بزرگ در این عرصه هستند. آلینوش طریان در ١٨ آبان سال ١٢٩٩ خورشیدی در خانواده ارمنی در تهران پا به عرصه گیتی نهاد.او مدرک لیسانس خود را در سال ۱۳۲۶ از دانشگاه تهران دریافت کرد و همانجا به عنوان متصدی عملیات آزمایشگاهی دانشکده علوم استخدام شد.سپس برای بورس تحصیلی درخواست کرد ولی به دلیل زن بودن او، استادش، دکتر محمود حسابی، با این درخواست موافقت نکرد، بنابراین آلینوش طریان به خرج خانوادهٔ خود به دانشگاه سوربن رفت و سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶ میلادی) از آن دانشگاه مدرک دکترا گرفت.با وجود پیشنهاد استادی در دانشگاه سوربن، دکتر طریان با هدف خدمت به کشورش به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به عنوان دانشیار ترمودینامیک منصوب شد.او در سال ۱۳۳۸ برای شرکت در بورسیهٔ دولتی آلمان غربی در مطالعه رصدخانه خورشیدی انتخاب شد و پس از چهار ماه مطالعه به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۵ نقش عمده‌ای را در بنیان‌گذاری نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی در ایران ایفا کرد.خانم دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به مقام استادی در دانشگاه تهران رسید و نخستین شخصی بود که درس فیزیک ستاره‌ها (اختر فیزیک) را در ایران تدریس کرد. خدمات بینظیر وی شامل:پایه‌گذاری نخستین رصدخانهٔ فیزیک خورشیدیبرای نخستین بار درس‌های فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک را ارایه دادطریان برای گسترش دانش و بهره‌گیری دانشجویان و ارمنیان خانه خویش را وقف کردپایه‌گذاری نخستین تلسکوپ خورشیدی بانویی كه ٣٠ سال از زندگی پربارش را به تربیت دانشجویانی پرداخت كه اكنون خود استادانی بزرگ در این عرصه هستند. آلینوش طریان در ١٨ آبان سال ١٢٩٩ خورشیدی در خانواده ارمنی در تهران پا به عرصه گیتی نهاد.او مدرک لیسانس خود را در سال ۱۳۲۶ از دانشگاه تهران دریافت کرد و همانجا به عنوان متصدی عملیات آزمایشگاهی دانشکده علوم استخدام شد.سپس برای بورس تحصیلی درخواست کرد ولی به دلیل زن بودن او، استادش، دکتر محمود حسابی، با این درخواست موافقت نکرد، بنابراین آلینوش طریان به خرج خانوادهٔ خود به دانشگاه سوربن رفت و سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶ میلادی) از آن دانشگاه مدرک دکترا گرفت.با وجود پیشنهاد استادی در دانشگاه سوربن، دکتر طریان با هدف خدمت به کشورش به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به عنوان دانشیار ترمودینامیک منصوب شد.او در سال ۱۳۳۸ برای شرکت در بورسیهٔ دولتی آلمان غربی در مطالعه رصدخانه خورشیدی انتخاب شد و پس از چهار ماه مطالعه به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۵ نقش عمده‌ای را در بنیان‌گذاری نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی در ایران ایفا کرد.خانم دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به مقام استادی در دانشگاه تهران رسید و نخستین شخصی بود که درس فیزیک ستاره‌ها (اختر فیزیک) را در ایران تدریس کرد.
ماجرای زوج همجنسگرا‌یی که از زندان ترکیه سر درآوردند دختران شایسته جهان ازکجا می آیند عاشقی تا پای چوبه دار برگزیده‌ای از مجموعه عکس ''من یک زن هستم'' عشق آقای رئیس جمهور

حقوق زنان

هیچ معلمی حق تنبیه ندارد

متاسفانه این روزها در مدارس خبرهایی از توهین و تنبیه بدنی بچه ها و مسائل پیرامون آن به گوش می رسد که بسیار آزار دهنده است و مرا به این فکر وا داشت تا راه های قانونی برخورد با این معلمان خاطی را بگویم تا کمتر دانش آموزی قربانی این تنبیه ها و توهین ها و تحقیر ها در مدارس کشور شود.

خشونت خانگی چیست؟

در مورد خشونت خانگی تعاریف و تقسیم بندی های متعددی بر اساس شدت و ضعف و نوع خشونت صورت گرفته است اما در یک تعریف ساده میتوان گفت: خشونت خانگی به استفاده از قدرت به معنای اعمال زور و تحمیل اراده گفته  می شود که بوسیله یک عضو خانواده علیه عضو یا اعضای دیگرهمان خانواده صورت می گیرد. در گزارش های مربوط به خشونت خانگی معمولا زنان و کودکان به عنوان قربانیان اصلی محسوب می شوند و بنا بر آمار جهانی حدود ۹۰ درصد از قربانیان زنان و ۱۰ درصد مردان هستند . در این گزارش ها آمده است کودکان از تاثیر منفی خشونت خانگی در کوتاه مدت و بلند مدت در امان نیستند و خشونت خانگی در میان تمام طبقات اجتماعی ، گروههای سنی ، نژادی ، جنسی و حتی به رغم معلولیت رخ میدهد . لازم به توضیح است خشونت همواره جسمی نیست که آثار فیزیکی و قابل مشاهده از خود به جا بگذارد ، خشونت در موارد بسیاری به صورت های روحی و روانی و جنسی اعمال می شود و با شیوه های مختلفی چون توهین ، تهدید ، دشنام ، محرومیت ، قهر ، تهمت ، رفتار آمرانه و موارد مختلف دیگر همراه است که موجب کاهش اعتماد به نفس و افسردگی و عوارض روانی و جسمی و روان تنی شده و گاهی به خودکشی افراد تحت خشونت خانگی منجر می شود . پدیده خشونت خانگی عموماً امری پنهان است و معمولا” توسط شوهر، پدر ، برادر یا سایر اقوام و نزدیکان ذکور، بر علیه اعضای خانواده  در محیط خانواده به وقوع می پیوندد . در بسیاری از جوامع زنان ، به دلایلی از جمله شرم، آبرو و ترس از مجازات سخت از بیان  آن خودداری کرده و سکوت اختیار می نمایند. در واقع تعداد کمی از زنان حاضرند  درباره رفتار خشونت آمیزی  که در مورد آنها چه در عرصه خانواده و چه در اجتماع صورت گرفته است سخنی بگویند. حتی  در بسیاری از کشورها زنان متاهل یا مجرد قربانی تجاوزسکوت اختیار میکنند و یا در صورت مجرد بودن مجبور به ازدواج با فرد مهاجم می شوند که پس از ازدواج خطر تداوم خشونت علیه زنان در خانه هایشان بیشتر می شود. در حالیکه در جوامع دیگری برای خشونت خانگی در شرایط زندگی مشترک خارج از ازدواج قوانین و مقررات کنترل کننده وجود دارد . نقش فرهنگ بر تاییدو تشویق و یا کنترل خشونت خانگی دارای اهمیت است و نقش قانون نیز تعیین کننده است هر چند که رفتارقربانیان خشونت نیز در تدارم خشونت تاثیر دارد. عوامل خشونت های خانگی: بر اساس تحقیقی که دفتر امور اجتماعی وزارت کشور و مرکز مشارکت امور زنان ریاست جمهوری در ۲۸ استان کشور انجام داد، عوامل خشونت خانگی در ایران را به ۸ عامل دسته بندی شده است : استفاده از تهدیدهای متفاوت و ایجاد مخاطره: تهدید به آزار یا کشتن زن ، فرزندان یا اقوام یا خودکشی، مخفی کردن مدارک شخصی، ایجاد محرومیت در روابط زنان، تهدید به طلاق یا بیگاری کشیدن از زن و اعضای خانواده .  خشونت های فیزیکی از نوع اول: گرفتن، بستن، زندانی کردن، اخراج از خانه، محروم کردن از غذا و عدم مواظبت در زمان بیماری.  خشونت فیزیکی از نوع دوم: سیلی، مشت، لگد، هل دادن.  خشونت های روانی و کلامی: به کار بردن کلمات رکیک، فریاد و بد اخلاقی، قهر و صحبت نکردن، از بین بردن اعتماد به نفس و کرامت انسانی  و ایجاد احساس گناه ،  خجالت زده کردن ، رفتار تحکیم آمیز و منت نهادن بابت تأمین معاش.  خشونت های جنسی و ناموسی: عدم مراعات بهداشت زناشویی، مجبورکردن به دیدن فیلم های مبتذل، مجبور کردن به سقط جنین یا حاملگی ناخواسته، متهم کردن به بی مبالاتی در مسائل ناموسی، شک و بددلی.تجاوز به محارم  خشونت های اقتصادی و مالی: جلوگیری از استقلال مالی زن، دخل و تصرف در اموال شخصی و فروش طلا و جواهرات زن، ندادن خرجی و پول کافی  .  خشونت های حقوقی و مرتبط با طلاق: جلوگیری از نگهداری فرزندان در زمان متارکه، ازدواج مجدد شوهر، امتناع از طلاق علی رغم اصرار زن.  ممانعت از رشد اجتماعی، فکری و آموزشی: ممانعت ار کاریابی و اشتغال زن، ایجاد محدودیت در رابطه با ادامه تحصیل، ایجاد محدودیت در ارتباط فامیلی، دوستانه و اجتماعی. از آنجایی که بسیاری از خشونت ها در خانواده علیه زنان در خانواده صورت می گیرد توجه به این موضوع دارای اهمیت است.   مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۲۳ فوریه سال ۱۹۹۴ طی قطعنامه ای خشونت علیه زنان را اینگونه تعریف کرده است: عبارت “خشونت علیه زنان” به معنی هر عمل خشونت آمیز بر اساس جنس است که به آسیب و رنجاندن جسمی، جنسی، یا روانی زنان منجر شود، یا احتمال آن وجود داشته باشد، از جمله تهدیدات یا اعمال مشابه؛ اجبار یا محروم کردن مستبدانه زنان از آزادی، که در منظر عموم یا در خلوت زندگی خصوصی انجام شود. نتیجه تحقیقات سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد که در هر ۱۱ ثانیه یک زن مورد آزار قرار می گیرد و باردار بودن زنان هم آنها را از خشونت مصون نمی دارد . ۳۳ تا ۳۵ درصد زنان آمریکایی مورد آزار جسمی همسران خود هستند و۱۵ تا ۲۵ درصد آنها در هنگام بارداری مورد ضرب و شتم قرار می گیرند؛ همچنین از هر ۱۰ زن سه نفراز آنان توسط شوهرانشان یا سایر مردان به قتل میرسند. بعنوان مثال: در هند بطور متوسط سالانه ۴۱۴ زن در اثر آزار جسمی همسرانشان دست به خودکشی می زنند، در بنگلادش ۵۳۴ قتل از قتل ها ناشی از خشونت مردان بوده ؛ و در شیلی ۶۳۴ زن مورد آزار جسمی قرار گرفته اند.در ایران آمار قابل اعتماد در مورد خشونت خانگی علیه زنان کمتر در دسترس است. اما امارهای موجود  نشان می‌دهد که ۶۶ درصد زنان ایرانی، از اول زندگی مشترکشان تاکنون، حداقل یکبار مورد خشونت قرا گرفته‌اند. میزان و انواع خشونت خانگی در استان‌های مختلف ایران از تنوع و تفاوتهای زیاد و معناداری برخوردار است . سازمان بهداشت جهانی نیز انواع خشونت را بر اساس دوره های زندگی به صورت زیر تقسیم بندی کرده است: دوران پیش از تولد: سقط جنین به دلیل جنسیت؛ تحت تأثیر تلاش برای از بردن جنین در طول دوران بارداری. دوران نوزادی: نوزادان دختر مورد سوءاستفاده فیزیکی، جنسی و روانی. دوران کودکی: ازدواج کودکان، ختنه دختران، سوءاستفاده فیزیکی، جنسی و روانی، تجاوز محارم، تن فروشی کودکان و استفاده از آنان در ویدیوهای پورن. دوران نوجوانی و جوانی:             دوران نوجوانی و جوانی:خشونت در قرارهای عشقی و عشقبازی ( بعنوان مثال پاشیدن اسد و تجاوز)؛ رابطه جنسی با زورگیری اقتصادی (بعنوان مثال دختران محصلی که بخاطر مخارج مدرسه با مردانی همسن پدرشان رابطه جنسی دارند)؛ تجاوز محارم؛ سؤاستفاده های جنسی در محل کار، تجاوز، تهدیدهای جنسی، اجبار در تن فروشی و ویدیو های پورنو، قاچاق زنان، شراکت در اعمال خشونت، تجاوز همسر، سوءاستفاده مالی و قتل، شرکت در قتل، سوءاستفاده روحی-روانی، سوءاستفاده از زنانی که نقص عضو دارند، اجبار به بارداری. دوران میانسالی: اجبار به خودکشی یا قتل بیوه ها به دلایل اقتصادی، رابطه جنسی با سوءاستفاده جنسی و روانی. در نهایت آنچه مسلم است  نقش مردم و رهبران جوامع و قوانین در کنترل خشونت خانگی  است . همه ما  در هر جایگاهی که هستیم میتوانیم مهارت هایی را پرورش دهیم که در پیشگیر و مداخله  در خشونت به آن نیاز است.  افزایش آگاهی نخستین گام در این کوشش اجتماعی برای تغییر است . مردم و مسوولان و پلیس و وکلا و قضات و قانون گذاران هر چه بیشتر درباره خشونت خانگی بدانند بیشتر در کنترل آن موثر خواهند بود . پس از ارتقای آگاهی، گام بعد کمک به خانواده‌هایی است که نیاز‌مند یاری‌اند. نهاد های سنتی حمایتی و سازمانهای غیر دولتی و ارگانهای حمایتی ومراکز بهداشتی و مشاوره دولتی در این راه میتوانند مفیدواقع شوند. هدایت و سازمان دهی این خدمات دارای اهمیت هستند و ما به عنوان یک حلقه کوچک در این یاری رسانی به کوشش پرداخته ایم . کنترل و توقف خشونت خانگی در گرو بسیج اجتماعی و یاری تک تک ماست
ازدواج مذاهب متفاوت مسائل مالی زندگی مشترک را جدی بگیرید وقتی کلمات جنسیتی می‌شوند: نواربهداشتی در مشمّای سیاه پلی‌بوی دیگر عکس برهنه زنان را منتشر نمی‌کند نگرانی از رواج پیدا کردن کاربرد رحم اجاره‌ای