1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

 

آسودگی حق ما است، اما گاهی لازم است برای این آسودگی و استمرار آن کمی اندیشید. این روزها داخل فروشگاه های بزرگ وسایل آشپزخانه، انواع سرخ کن ها، ساندویچ سازها، غذاسازها، آب میوه گیرها و .... را مشاهده می کنید که هر کدام سعی کرده اند تا در رقابت با دیگر مارک های تجاری، مطلوبیت و کیفیت خود را به رخ بکشند. اما در شرایطی که این روزها برای ما مهم، عدد و تعداد صفرهایی است که روی قبض های برقمان درج می شود، شاید بهترین انتخاب در میان این وسایل، کم مصرف ترین آنها باشد.


در گذر این سالها در پی تبلیغاتی که شده است شما با نمودار انرژی آشنایی پیدا کرده اید. نمودارهای A و B با فلش سبزی که روی آن نشانه رفته است برای ما بهترین حق انتخاب هستند. اما به خاطر بسپارید که گرید های انرژی در کشورهای مختلف با توجه به ولتاژ برق متفاوت است و گاهی وسیله برقی که شما خریداری کرده و فلش سبز آن روی B نشانه رفته است، برای ما مصرفی معادل C  دارد.

در این شرایط به شما توصیه می کنیم خیلی جدی و بدون هیچ تعارفی از فروشنده درباره مصرف برق وسیله مورد نظر خود پرس و جو کنید. به خاطر بسپارید که شما برای خرید آن وسیله پول پرداخت می کنید و فروشنده موظف است اطلاعات مورد نیاز شما را در اختیارتان قرار دهد. پس در خرید وسایل برقی آشپرخانه در ابتدا درباره میزان مصرف برق، عمر مفید دستگاه، میزان مصرف روغن یا دیگر مواد مورد نیاز برای طبخ، میزان آب مصرفی برای شستشو( برای ماشین های ظرف شویی و لباس شویی) و حتی استهلاک آن پرس و جو کنید. شاید فروشنده مورد خطاب نتواند به همه سوالهای شما پاسخ دهد اما سعی خواهد کرد تا برای مشتری بعدی اطلاعات کاملتری برای فروش جنس خود به دست آورد و به  خاطر خواهد سپرد که شما یک مشتری معمولی نیستید که هر جنس بنجل با هر میزان مصرف انرژی را به شما بفروشد.

گاهی ما با افزایش اطلاعات ساده اقتصادی امان همچون میزان مصرف انرژی می توانیم به اقتصاد خانواده کمک کرده و مهم تر از این که فرهنگ مصرف خود را بهبود بخشیم. این یک واقعیت است که زنان رکن بزرگی در اقتصاد محسوب می شوند. پس با افزایش داده های اطلاعاتی خود می توانیم تولید کنندگان را به تولید بهتر و بهینه تر مجاب کنیم. زنان با انتخاب درست وسایل برقی می توانند یکی از نجات دهندگان محیط زیست باشند.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

من از تو خشمگین نمی شوم

من چند تایی نازنین رفیق دارم که دل ام با بودن شان قرص است. همان هایی که از نان شب واجب ترند. آن ها همان هایی هستند که دکمه نقطه ضعف من دست شان است اما هرگز آن را فشار نمی دهند که مرا خشمگین کنند.

چرا قدر اکنون را نمی دانیم

خیلی از ما  قدر لحظه را نمی دانیم. متوجه هم هستیم که لحظه خاطره انگیزی است مثلا وقتی که دوست قدیمی مان، شمع تولدش را فوت می کند. یا وقتی  کنار پدرمان در آشپزخانه نشسته ایم و لقمه های کوچک نان سنگک و گردو را برای خودمان درست می کنیم… می دانیم که این لحظات صمیمی را از یاد نخواهیم برد ولی مشکل این است که در خودِ آن لحظه، ذهن ما جای دیگری است. جسم ما ریشه در اکنون دارد ولی ذهن ما بین گذشته و آینده در چرخش است. به نظر می رسد خیلی از وقایع، بر اهمیت و مطبوع بودن شان  به مرور افزوده می شود. ذهن ما  دوست دارد ماجراهای به یادماندنی را ویرایش کند،  صحنه های لوس و ناگوار را حذف نماید و یک  خاطره زیبا برای ما بسازد. در ضمن نمی خواهیم روی اکنون تمرکز داشته باشیم چون از لحظه بعدی مطمئن نیستیم. تشویش و نگرانی های منطقی و حتی بیمورد به ما اجازه نمی دهند از اکنون مان لذت ببریم. ترس از زلزله، آتش سوزی و یا جر و بحثی که با یک نفر داشته ایم تاثیر خودش را بر ما می گذارد. مغز ما شبیه یک غار عمیق و تاریک است. مغشوش و مملو از موضوعات نگران کننده… برای همین ما عملا نمی توانیم « من» را کنترل کنیم. دفعه بعد وقتی که مشغول دیدن غروب زیبای خورشید هستیم و همزمان نگران کارهای انجام نشده در اداره، لازم نیست احساس گناه کنیم از اینکه در لحظه حضور نداریم. چون می دانیم که مغز ما، نمونه مرتب شده هر ماجرایی را بعدا به ما تحویل می دهد.
بیایید برای هم نامه بنویسیم برای رفع دلتنگی هایت وقت بگذار به دختران مجرد اینها را نگوئید رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان مهر، با بوی تند مدرسه

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کار در خانه، فروش در اینستاگرام

  همسرش خبر ندارد که او در خانه یک کسب و کار کوچک راه  انداخته و فقط  به پخت و پز و بشور و بساب اکتفا نکرده است: «خانواده همسرم سنتی هستند و مخالف کار کردن زن بیرون از خانه. از اول که ازدواج کردیم، شوهرم گفت دوست ندارم بیرون از خانه کار کنی.» همسرش بازاری است و وضع مالی آن ها بد نیست اما «ملیحه» دوست دارد استقلال مالی داشته باشد: «دوست ندارم همیشه چشمم به دست فرد دیگری باشد. به خاطر همین، چند سال است که دور از چشم شوهرم برای خودم کار می‌کنم.» او در خانه‌اش کار می‌کند اما می‌داند اگر روزی شوهرش از این موضوع بو ببرد، دیگر نمی‌گذارد به کارش ادامه دهد: « یکی از اتاق‌های خانه را برای کار در نظر گرفته‌ام. روزهایی که مشتری دارم، بعد از رفتن همسرم قالیچه کف اتاق را جمع می‌کنم که تارهای مو روی قالی نریزد و قبل از آمدنش، کف زمین را جارو می‌کشم و دوباره قالیچه را پهن می‌کنم.» ملیحه برای یادگرفتن بافت مو و اکستنشن پولی پرداخت نکرده است: «خواهرم آرایش‎گر است، از او یاد گرفتم. دو سال پیش هر بار که او را می‌دیدم، یک مدل بافت را یادم می‌داد. من هم در خانه تمرین می‌کردم. موهای دوستانم را می‌بافتم و برایشان مجانی اکستنشن انجام می‌دادم تا این که دستم راه افتاد.» او حالا خودش کلاس آموزش بافت و اکستنشن هم برگزار می‌‌کند: «سه جلسه آموزش بافت مو دارم که شهریه‌اش 150 هزار تومان است و پنج جلسه هم اکستنشن درس می دهم که هزینه آن 300 هزار تومان است.» بیش تر مشتری‌های ملیحه آشنا هستند. اول برای چند تا از دوستانش کار کرده و بعد آن ها کارش را بین دوستان و آشنایان تبلیغ کرده‌اند. قیمت بافت و اکستنشن مو با بلندی و حجم مو تناسب دارد: «هر روز که مشتری ندارم اما گاهی‌ تا ماهی یک میلیون تومان هم کار می‌کنم؛ یک ماه کم تر و یک ماه هم بیش تر. پول ثابتی نیست اما لااقل دلم قرص است که یک کاری انجام می دهم.» می پرسم اگر شوهرت بفهمد...نمی‌گذارد حرفم تمام شود و فوری می‌گوید: «خدا نکند.» ملیحه تنها زنی نیست که یک کسب و کار کوچک در خانه‌اش راه انداخته، زنان زیادی در ایران سراغ این کسب و کارهای کوچک و تک نفره رفته‌اند. بسیاری از آن ها طراحی و کاشت ناخن و کاشت مژه یاد گرفته‌اند و گوشه ای ‌از خانه‌های خود را به محل کسب درآمد تبدیل کرده‌اند. دستمزدشان از آرایشگاه‌ها کم تر است اما در عوض از اجاره و مالیات خبری نیست. «مهسا» چهار سال است کار تاتوی حنا در خانه‌اش انجام می‌دهد و حالا حسابی شناخته شده است. او اوایل از طریق پخش تراکت تبلیغ کرده و دو سال پیش یک صفحه در فیس بوک راه‌انداخته است و چند وقتی است از طریق اینستاگرام مشتری جلب می‌کند: «من خودم عاشق خال کوبی بودم اما دلم می‌خواست تاتویی داشته باشم که هر وقت دلم را زد، به راحتی پاکش کنم. به خاطر همین، وقتی خاصیت تاتوی حنا را شنیدم، خودم رفتم عطاری، یک مقدار حنا خریدم و شروع کردم. رنگ تاتوهایم اوایل خوب نمی‌شد، نارنجی از کار در می آمد تا این‌که از یک خانم تبریزی که در ترکیه دوره دیده بود، یادگرفتم.» او بابت یک جلسه آموزش تاتو با حنا، چهار سال پیش 50 هزار تومان پرداخته اما حالا برای طراحی‌های خیلی کوچک 50 هزارتومان می‌گیرد: «حسن کار من این است که طرح‌هایم ابداعی هستند و مشتری‌هایم این را به خوبی می‌دانند.» اغلب مشتری‌های مهسا را دختران جوان تشکیل می دهند: «اکثرا دوست دارند از روی شانه‌ها تا توی کمرشان را طراحی کنم. آقایان هم اغلب از طرح‌های بزرگی که از روی گردن تا پشت باسن کشیده می‌شود، استقبال می‌کنند. بعضی هم که ناف‌شان پرسینگ دارد، دور ناف را تاتو می‌کنند. این قسمت هم طرفداران زیادی دارد.» تاتو با حنا بیش تر از پنج هفته نمی‌ماند و اغلب مشتری‌های مهسا بعد از یک بار تاتوی حنا، مرتب به سراغش می‌روند:«فکر می‌کنم تاتو اعتیادآور است.» او معمولا ماهی دو میلیون تومان درآمد دارد: «البته روی کار آزاد نمی‌شود مطمئن حساب کرد؛ یک روز مشتری زیاد است و یک روز نه.» «سارا» هم در خانه کار می‌کند. وقتی متوجه شده حقوق کارمندی شوهرش کفاف خواسته‌های زیاد دو بچه را نمی‌دهد، مدتی را در مطب یک پزشک منشی گری کرده اما بعد از یک مدت فکری به ذهنش رسیده و دست به کار شده است. او ابتدا یک موبایل ایرانسل تهیه کرده و بعد تراکت‌هایی را  با این مضمون به چاپ رسانده است: «انواع سبزی‌‌های پاک کرده، خرد شده و سرخ شده، بادمجان سرخ شده، لوبیا پاک شده و پیازداغ آماده.» می گوید:«تراکت‌ها را بالای شهر پخش کردم و فقط شماره ایرانسل را گذاشتم که کسی از آشنایان و فامیل از کاری که می‌کنم، با خبر نشود. من آشپزی را دوست دارم و با این کارها کمک خرج خانه می‌شوم اما بعضی آشنایان اگر بفهمند، شاید فکرهای دیگری بکنند.» مشتری‌ها با او تماس می‌گیرند، او سفارشات را می‌پذیرد و بعد سبزیجات آماده را با پیک موتوری می‌فرستد و مشتری‌ها هم دستمزدش را به پیک می‌دهند: «نمی‌خواستم اصلا با مشتری رو در رو شوم. این بود که این راه را انتخاب کردم.» او هزینه روغن، سبزیجات، گاز، آب و برقی را که مصرف می‌کند، در نظر می‌گیرد و دستمزد خودش را به هزینه‌ها اضافه می‌کند. سارا در مورد درآمد ماهیانه خود می‌گوید: «اصلا معلوم نیست اما بنای ما بر این است که پولی را که من در می‌آورم، هزینه تفریح و خوشحال کردن بچه‌ها کنیم؛ مثلا هزینه رستوران رفتن و مسافرت و خرید برای بچه‌ها با من است. هر چه قدر باشد، خرج همین چیزها می‌شود. کم ترین درآمدی که داشته ام، 400 هزار تومان بوده و بیش ترین درآمدم یک میلیون و 400صد هزار تومان.» او هم به تازگی یک صفحه اینستاگرام راه انداخته، عکس سبزیجاتش را در این شبکه اجتماعی قرار می‌دهد و شماره تلفنش را می‌گذارد. «شعله» اما آن قدر در کارش پیشرفت کرده که حالا دو کارمند خانم هم استخدام کرده است. کارش را از ساخت جعبه کادو شروع کرده اما بعد به درست کردن عروسک پلیشی رسیده و حالا علاوه بر این‌ها، کیف‌ پول دست دوز چرم هم تولید می کند.خودش قصه‌اش را از روز ولنتاین سه سال پیش تعریف می‌کند: «بهمن ماه سال 91 به شدت دنبال کار بودم. دانشگاه آزاد قبول شده بودم و باید شهریه را تهیه می‌کردم.» او سراغ  آگهی کار روزنامه «همشهری» می‌رود و متوجه می‌شود یک کارگاه جوراب بافی برای بسته‌بندی جوراب‌ها و قیچی‌ کردن نخ‌های اضافی احتیاج به کارگر دارد: «حقوقش را یادم نیست اما یادم می آید حقوق نسبتا خوبی بود. وقتی تماس گرفتم، فردی که پاسخ می‌داد گفت شرط استخدام این است که باید یک روز مجانی در این‌جا کار کنید تا سرعت عمل شما سنجیده شود. من هم قبول کردم.» شعله وقتی به آدرس مورد نظر می‌رود، پنج زن دیگر را آن جا می‌بیند: «از هر سنی بودند؛ از زنی که 60 سالش بود تا دختری 15 ساله.» آن‌ها هشت صبح کار را شروع می‌کنند و مردی که خودش را به عنوان کارفرما معرفی می‌کند، مدام راه می‌رود و می‌گوید: «هر که تعداد بیش تری بسته‌بندی کند، استخدام می‌شود.»شعله تعریف می کند:«این را  هر چند وقت یک بار با لحنی که مشخص بود منظورش این است که ما عقبیم، تکرار می‌کرد. آخر وقت همه خسته بودیم و فکر می‌کردیم بالاخره دو نفر از این تعداد استخدام می‌شوند اما خانمی داخل جمع آمد و گفت آقای مدیر رفتند، ما با  کسانی که پذیرفته شدند، تماس می‌گیریم.» شعله شماره هر چهار نفر را گرفته، با همه آن‌ها تماس می‌گیرد: «بعد از سه روز که به همه زنگ زدم و همگی گفتند با ما تماس نگرفتند، فهمیدم گول خورده ایم. روزنامه را که خریدم و تکرار آگهی را در صفحه نیازمندی‌ها دیدم، شَکَم به یقین تبدیل شد. صاحب جوراب بافی فقط هزینه آگهی روزنامه را می‌پرداخت و هر روز جوراب‌هایش را توسط کسانی که دنبال کار می‌گشتند، بسته بندی می‌کرد.» این ماجرا باعث می‌شود، شعله خودش آستین بالا بزند و کار خودش را راه بیاندازد: «نزدیک ولنتاین بود، مغازه‌ها پر شده بودند از عروسک و جعبه کادو. با یکی از مغازه‌ها صحبت کردم و یک قیمت پایین برای درست کردن جعبه کادو دادم. الگوی درست کردن جعبه‌ها را داشتم؛ یعنی از کتاب ریاضی راهنمایی که مکعب مربع و مستطیل را درس داده بودند، در آوردم و دست به کار شدم.» او تمام شهریه چهار سال دانشگاه را از طریق همین کار پرداخت کرده و مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی خود را گرفته اما شغلش را تغییر نداده است: «ترجیح من این است که برای خودم کار کنم؛ گوشه خانه‌ام، کنار بچه‌‌هایم.»

با خیال راحت مهمان داری کنید

اعتراف می کنم که مهمان داری برای من کار سخت و طاقت فرسایی است. به خصوص اگر قرار بر این باشد که سه روز پشت سر هم مهمان داری کنم. اما دوستی دارم که محال است زیر سه روز مهمان داری کند و جالب این جاست که به همه نیز خوش می گذرد.
از پس اندازتان مراقبت کنید کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره وزیر اقتصاد منزل تان باشید دردسرهای خرید گوشت قرمز اولین تولد کافه ویسپو

مطالب تصادفی

گزارش روز

ایدز، بیماری كه برای ایرانیان تبدیل به آتشفشان شد

طبق آمار رسمی هر ۶ ساعت یک نفر در کشور به ایدز مبتلا می‌شود. مدت هاست دیگر كارشناسان و مسوولان سكوت خود را شكسته و هشدارها را عیان كرده اند. حالا كه تعداد آلوده به ویروس ایدز در ایران از مرز صدهزارنفر گذشته است، مسوولان لب به سخن باز كرده اند.

بدرفتاری با سالمندان

آیا می دانید یکی از بزرگترین انواع خشونت های خانگی که هرگز گزارش نمیشود، جایی از آن صحبت نمیشود و کسی به اهمیت و گستردگی آن نمی پردازد خشونت و بدرفتاری با سالمندان است؟ سواستفاده و بدرفتاری می‌تواند توسط اعضای خانواده و یا تیم مراقبت (مثلا در خانه سالمندان یا بیمارستان) صورت بگیرد. بدرفتاری با سالخوردگان انواع مختلفی دارد و هر نوع از اذیت ها برای خود علائمی هم به بار می آورند.  که دانستن آنها می تواند از بار غم و درد بسیاری از سالمندان کم کند. 1 – بدرفتاری فیزیکی: نظیر کشیدن مو، سیلی، هل دادن، تکان محکم دادن، و حتی داروی بیش از حد دادنعلایم هشدار دهنده: کبودی بدون دلیل، ترسیدن از فرزندان یا کسانی که از فرد سالخورده مراقبت میکنند، لنگیدن، بریدگی و خراش و درد و تورم و شکستگی و… 2 – بدرفتاری روانی:  که شامل تمسخر، متلک، کنایه، بی توجهی، محدود کردن روابط اجتماعی، تهدید، تصمیم گیری بدون پرسیدن نظر، تحقیر کردن، رفتار با فرد سالخورده مانند یک کودک،دپرخاش و …علایم هشدار دهنده: افسردگی، نا امیدی، عدم اعتماد به نفس، عدم برقراری تماس چشمی، ترس از خوابیدن، گاهی بیش از حد خوابیدن، عدم روابط اجتماعی، اضطراب، ترس، 3 – بدرفتاری مالی: که شایع ترین نوع بدرفتاری با سالمندان است نظیرمجبور کردن برای امضای چک یا قولنامه یا سند قرارداد، مجبور کردن برای تغییر وصیتنامه، مجبور کردن برای فروش خانه و اموال، خرج بدون رضایت از اموال فرد سالمند، دزدین اموال و …علایم هشدار دهنده: عدم توانایی پرداخت هزینه های زندگی در حالی که درآمد یا ذخیره مالی فرد به نظر کافی است.پایین بودن استاندارد تغذیه و پوشاک که با سرمایه و موقعیت فرد همخوانی ندارد. اضطراب مداوم فرد راجع به پول و مایحتاج اولیه و … 4 – بدرفتاری از طریف بی توجهی: انکار  مراجعات و نیازهای درمانی،  بی توجهی به زمان مصرف داروها،  رها کردن در شرایط نامناسب و یا خطرناک، عدم تماس با اورژانس در مواقع ضروری، و …علایم هشدار دهنده: سو تعذیه، عدم بهبودی بدون دلیل، تشنگی مفرط، ژولیده و کثیف بودن، بوی بد، زخم بستر، محرومیت از لوازم مورد نیاز مثل سمعک یا دندان مصنوعی، کنسل کردن مدوام وقت دکتر. ۵- سوء استفادهء جنسی: این نوع سوء استفاده یا بدرفتاری اغلب از سوی جامعه و اطرافیان نادیده گرفته میشود. فرد سالخورده می‌تواند به انواع مختلف مورد آزار یا سوء استفاده جنسی قرار بگیرد از جمله از طریق لمس کردن، یا استفاده از کلمات رکیک سکسی برای تحقیر یا تحریک.علایم هشدار دهنده: سرخوردگی،شرمندگی و افسردگی همیشگی، عفونت مجاری ادراری مکرر (بخصوص در زنان سالخورده)، احساس ناامیدی و بیچارگی مفرط، عدم آرامش در حضور افراد با جنسیت دیگر، عدم صحبت راجع به نحوه برخورداری از مراقبت‌های روزانه، درد و آسیب در نواحی تناسلی امیدوارم هم جامعه،‌ هماقوام و همسایه ها و هم پرسنل درمانی و هم مسئولین انتظامی و قضایی به این موضوع بیشتر توجه کنند. روزی هر کدام از ما ممکن است جزو قربانیان باشیم. این متن در وبسایت شبنویس منتشر شده است و با اخذ اجازه آن را بازنشر کردیم
ماه گرفتگی بارداری بدون داشتن رابطه جنسی ازدواج کمتر، دیرتر، نا موفق تر سرزمین هایی برای مادر نشدن بیش از سه هزار زن کارتن خواب در تهران

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

فقط مردان بخوانند؛ چگونه دل خانمها را با کلمات صحیح بدست آورید!

بسیاری از مردان طرز صحبت کردن با یک خانم را نمی دانند، بهمین خاطر است که یک عمر از زندگیتان می گذرد و شما هنوز نتوانسته اید دل خانمی را بدست آورید و طبیعتا معنی و مفهوم عشق و خوشبختی را بچشید. این 15 نکته کوچک اولین قدمهایست که شما را به موفقیت می رساند. 1- شما باید در مورد موارد احساسی مانند خاطرات کودکی، آرزوها اهداف و مواردی که او را احساساتی می نماید صحبت نمایید. 2- زنان مردانی می خواهند که بتواند آنها را همراهی و رهبری نماید. وقتی دارید صحبت می کنید افسار مکالمه را در دست داشته باشیدف زنان دوست ندارند خود آغاز کننده، ادامه دهنده و کنترل کننده مکالمات باشند. 3- به حرکات غیر زبانی خانمه توجه داشته باشید. هنگام مکالمه زیاد نزدیک او نایستید، ممکن است ناخواسته  آب دهانتان بسمت او پرتاب شود یا او را معذب نمایید، خانمها با اشارات خود این را بشما خواهند فهماند. 4- این نکته را بخاطر بسپارید، شاد نه مسخره. خانمها ترجیح میدهند تا یک مکالمه پر انرژی از شما بشنوند تا یک جوک خننده دارو لودگی از شما. تفاوت این دو بسیار زیاد است. 5- حس رقابت را در او بر انگیزانید. خامها دوست دارند که در مقابل محرکی برانگیخته شوند. باید بتوانید این محرک را در آنان به آرامی و تحت کنترل بیدار نمایید. 6- زنان از مردانی که میدانند چه موقع و چگونه باید سطح مکالمات را به مسایل خصوصی کشاند خوششان می آید. معنی این آن نیست که در 5 دقیقه اول سعی نمایید از خصوصی ترین مسایل زنان سر در بیاورید. 7- زنان دوست دارند نظرتان را در موردشان ابراز دارید. آنچه را می بینید با نزاکت بیان دارید. 8- زیاد هم از ما تعریف نکنید. اگر زیاد از ما تعریف کنید ما فکر می کنیم که میخواهید ره صد ساله را یکشبه بروید و این بر ما اثر معکوس خواهد داشت. بنابراین بهتر است حتی اگر بچشم شما زیباترین زن عالم و آدم هستیم در یکی دو جمله مطلب را فیصله دهید . 9- اگر میخواهید ساعتها با یک خانم صحبت کنید و باعث سر رفتن حوصله نشوید از طرح سوالات پیاپی بپرهیزید. بهتر است سعی کنید نظر ایشان را راجع به مسایل مختلف بپرسید تا مانند یک جلسه کاری راجع به گذشته شان پیاپی سوال نمایید. 10- تفاوت سر صحبت را باز کردن بسیار زیاد است مثلا این جمله که: شما متولد کجا هستید؟ تا این جمله که بهتون نمیاد این اطراف بزرگ ششده باشید از زمین تا آسمان است. آقایانی که هنوز فکر میکنند جمله اول بهتر است از سطور بالا چیز زیادی هنوز یاد نگرفته اند. 11- بهیچوجه شخصیت خود را پنهان ننمایید. درمورد اعتقادات و احساساتتان رورواست باشید. صداقت بهترین حربه است این گفته را بخاطر داشته باشید. 12- هرگز مستقیما تنها چشمان یا اندام او را مورد ستایش قرار ندهید. 13- بهتر است جمله ای مناسب را پیدا نمایید تا به او بفهمانید که بمانند تنها یک آشنا با او احساس نمی کنید. 14- از مکالمات خود برای ایجاد فضای راحتتر و صمیمی تر استفاده نمایید. مراقب باشید که نوار ادب را قطع ننمایید. 15- خیلی زود هم در دام نیفتید، اگر ما احساس کنیم که خیلی زود میتوانیم شما را در دام بیندازیم کار شما تمام است و برای هیچ خانمی بدست آوردن راحت یک مرد کار سختی نیست. بهتر است خیلی آسان نباشید.

سرو چمان من میل چمن کن...

سرک میکشم توی اتاق میبینمت که نشسته ای روی تخت و حرف می زنی و یک چیزهایی روی یک برگه ای می نویسی... فکر می کنم که سهم من از داشتن تو همین؟
با این 20 حرکت کوچک جان تازه ای به زندگی عاشقانه خود ببخشید کفش پاشنه بلند از پسران جنتلمن می سازد تفاوت دختران ترامپ زنان شاد چه میکنند؟ دوست پسر مرموز من!

زنان حادثه

مهناز میرزایی، معدنچی کرمانی

  در معدن «سراپرده» شهرستان کوهبنان در 150 کیلومتری کرمان، برای مهناز میرزایی که در زیر زمین کار می کند، حجاب چه معنائی می تواند داشته باشد؟ او مهندس معدن و متولد سال ۵۹ است. از سال ۸۴ در اعماق معادن شمال کرمان شانه به شانه مردان کار می کند. در گذشته زیر زمین بود و حالا گاه روی زمین است و گاه زیر زمین. او مدیر معدن سراپرده شده است. می گوید: زمانی که بعنوان نخستین زن مهندس معدن پای در معدن سراپرده گذاشتم هیچ‌کس تصور نمی‌کرد برای کار در معدن آمده باشم، آن‌هم در معدنی که تا آن زمان مهندس معدن نداشت. وقتی وارد معدن شدم کارگران مرد با تعجب به من نگاه می‌کردند و باورشان نمی‌شد من برای کار به اینجا آمده باشم، جالب‌تر اینکه در همان روز فردی که باید معدن و محیط کار را به من نشان می‌داد سخت‌ترین جاهای معدن را به من نشان داد، در عمق چند صد متری زمین و در مکان‌هایی بسیار تنگ و دور از ذهن. طول معدن چهار کیلومتر در زیرزمین است. روزانه هزاران نفر در این معادن در همین شرایط سخت کار می‌کنند و تصورش هم برای مردم عادی غیرممکن است. در همین معدن در کنار 90 نفر با هم کار می کنیم. روزهایی را به یاد می‌آورم که کارگران معدن به دلیل اینکه زن هستم حرف هایم را بعنوان مهندس معدن جدی نمی‌گرفتند، اما درنهایت به مهارت و توان من پی بردند و حالا معدن سراپرده از بهترین معادن شمال استان کرمان است. دو برادر و همسرم هم در همین معدن کار می‌کنند. برخی روزها مجبورم فرزند خردسالم را هم به محل کارم بیآورد. معدن سراپرده سه میلیون تن ذخیره دارد و ده‌ها معدنچی در اعماق زمین با دستگاه‌های مختلف در حال استخراج ذغال سنگ هستند. گازگرفتگی و انفجار مهمترین خطری است که معدنچیان را تهدید می‌کند اما به هر صورت خطر در اکثر مشاغل وجود دارد.

موج اعتراض زنان ترک به عدم امنیت زنان در ترکیه

اوزگه‌جان اصلان، دانشجوی ۲۰ ساله رشته روانشناسی، آخرین مسافر مینی‌بوسی در منطقه ترسوس شهر مرسین واقع در جنوب ترکیه بود. وقتی همه مسافران قبل از او پیاده شدند، راننده مینی‌بوس را نگاه داشت و به طرف دختر جوان هجوم آورد تا به او تجاوز کند. اوزگه‌جان اما مقاومت کرد و مینی‌بوس به صحنه کشمکش میان او و راننده تبدیل شد. مرد با چاقو به دختر حمله کرد. نخست با چاقو و سپس با میله آهنین به او ضرباتی وارد آورد. سپس دو دست او را قطع کرد، چون می‌ترسید آثاری از پوست او زیر ناخن‌های دختر مانده باشد که او را لو دهد. او سپس به پدر و یکی از دوستان خود تلفن کرد. با کمک آنان جسد دختر را به آتش کشید و سپس به داخل رودخانه انداخت. پلیس سه روز پس از این ماجرا بقایای جسد اوزگه‌جان اصلان را یافت. قاتل ۲۶ ساله در اعتراف خود روند جنایت را بازگو کرده و محل آن را نشان داده است. همسر قاتل گفته که شوهرش با او نیز همیشه با خشونت رفتار می‌کرده است. او گفته است که تنها روز عروسی آرامی داشته وگرنه تمامی زندگی مشترکش چون جهنم بوده است. مادر قاتل گفته است که پسرش در کودکی بسیار رنج کشیده چون پدرش آدم خشنی بوده است. قتل فجیع اوزگه‌جان در هفته گذشته در ترسوس ترکیه را به لرزه درآورده و بازتاب رسانه‌ای وسیعی یافته است. از روز جمعه گذشته (۱۳ فوریه /۲۴ بهمن) هر روز گروه‌هایی از زنان در سراسر این کشور در تظاهرات اعتراضی شرکت می‌کنند. آنان می‌گویند که جامعه مردسالار ترکیه باید تغییر کند، نباید در برابر خشونت علیه زنان سکوت شود، باید این رویه تغییر کند که وقتی زنان مورد آزار و تجاوز جنسی قرار می‌گیرند به جای تعقیب متجاوزان خود زنان را مقصر بدانند. به گزارش رسانه‌های ترکیه، در مراسم تشییع جنازه اوزگه‌جان اصلان زنان بدون توجه به گفته‌های امام جماعت تابوت دختر جوان را بر شانه‌های خود حمل کردند. اعتراض به خشونت فزاینده علیه زنان سال‌هاست که سازمان‌های مدافع حقوق بشر و فعالان حقوق زن به خشونت فزاینده علیه زنان در ترکیه انتقاد می‌کنند. به گزارش خبرگزاری آلمان، تنها در سال ۲۰۱۴ بیش از ۲۸۰ زن به دست مردان به قتل رسیده‌اند و این تعداد از سال پیش از آن بیشتر بوده است. شرکت‌کنندگان در تظاهرات اعتراضی به قتل دختر دانشجوی روانشناسی می‌گویند که مورد اوزگه‌جان استثنا نیست، بلکه بیانگر مشکلی اساسی است. هم اکنون بحثی داغ درباره خشونت علیه زنان در ترکیه در شبکه‌های اجتماعی مثل توییتر در جریان است. رئیس جمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، و نخست وزیر این کشور، احمد داووداوغلو، خشونت و قتلی را که اتفاق افتاده محکوم کرده‌اند. اما بسیاری از منتقدان حزب محافظه‌کار و اسلامی "عدالت و توسعه" را نیز در بی‌اهمیت جلوه دادن خشونت علیه زنان و رفتار ضدزن بسیاری از مردان مسئول می‌دانند. بسیاری از سیاستمداران حاکم در ترکیه تصویری سنتی از نقش زن به عنوان همسر، مادر و زن خانه‌دار ارائه می‌دهند. اردوغان تا بحال چند بار گفته که یک زن ترک بهتر است ازدواج کند و دست کم سه بچه به دنیا بیاورد. شرکت‌کنندگان در تظاهرات معتقدند که چنین موضعی باعث می‌شود که دید مردانی که زنان را "موجوداتی زیردست" می‌خواهند تقویت شود. به نظر مفسر روزنامه "حریت"، مقصران اصلی "کسانی هستند که حد مجازات را در مورد مردانی که دست به خشونت علیه زنان می‌زنند کاهش می‌دهند، کسانی که خندیدن را برای زنان ممنوع می‌کنند و تبعیض جنسی را به ایدئولوژی رسمی کشور تبدیل می‌کنند". برخی نشریات نزدیک به دولت ترکیه اما کوشیده‌اند که مورد خشونت و قتل اوزگه‌جان در ترسوس را عادی جلوه دهند و بگویند که چنین حوادثی در هر جایی ممکن است پیش ‌آید. پدر و مادر اوزگه‌جان مخالف اعدام هستند رئيس جمهور ترکیه از احزاب اپوزیسیون انتقاد کرده و گفته که این احزاب کوشیده‌اند موضوع قتل اوزگه‌جان را سیاسی کنند. به گفته اردوغان، قاتل انسان شروری است و این ربطی به دین و قومیت یا موقعیت اجتماعی او ندارد. یکی از فعالان اپوزیسیون در ترکیه "شرایط اقتصادی - اجتماعی" را دلیل اصلی چنین اتفاقاتی دانسته بود. اردوغان همچنین از گروه‌های فمینیستی انتقاد کرده و گفته است: «آنچه پیش آمده ربطی به دین و فرهنگ ما ندارد. زن موجودی ارزشمند است که از سوی آفریدگار به مرد هدیه شده و مرد باید از آن حفاظت کند.» آنچه در این میان مورد احترام همه گروه‌ها و احزاب در ترکیه است پدر و مادر اوزگه‌جان هستند. خانواده اصلان خواستار مجازات برای قاتل دخترشان شده‌اند اما موافق محافل سیاسی برای برقرار کردن دوباره مجازات اعدام در ترکیه نیستند و می‌گویند که اعدام راه چاره نیست. دو تن از وزرای کابینه داووداوغلو خواستار محکوم شدن قاتل اوزگه‌جان به اعدام شده بودند. نخست وزیر ترکیه نیز درباره مجازات کسانی که دست به خشونت علیه زنان می‌زنند گفته است: «هر کس دست به روی زنی بلند کند باید دستش قطع شود.»
یاسمن مقبلی در میان ۱۲ فضانورد آینده «ناسا» نخستین فضانورد ایرانی از برجام، ترامپ و موفقیت می گوید اما واتسون تنها نیست؛ من هر روز به خاطر اندازه پستان‌هایم قضاوت می‌شوم پرونده ای با قتل 40 زن و دو كودك یک زن در آستانه مرگ، همسرش را عضو سایت زوج‌یابی کرد

حقوق زنان

بالی مجسمه‌های عریانش را از دید پادشاه عربستان نمی‌پوشاند

حضور یک هیأت هزار نفره از عربستان سعودی که احتمالا بیشتر آنها مرد هستند، برای گذراندن تعطیلات در جزیره آزاد بالی و ریخت‌و پاش‌های میلیونی آنها، مسئولان این جزیره را مرعوب نکرده است. یک سخنگوی دولت محلی جزیره بالی به خبرگزاری فرانسه گفته مجسمه‌های برهنه در این جزیره همچنان عریان خواهند ماند. او گفته این مجسمه‌ها بخشی از فرهنگ این جزیره هستند. مجسمه‌های نیمه عریان بالی نمادهایی از خدایان هندو هستند. زنان بالی نیز قبلا همانند خدایان هندو، بالاتنه خود را آزاد و برهنه می‌گذاشتند. جوکو ویدودو رئیس‌جمهور اندونزی پیشتر هنگام ملاقات با پادشاه عربستان در پایتخت اندونزی، دستور داده بود تا مجسمه‌های عریانی را که در نزدیکی محل ملاقات قرار داشتند به احترام پادشاه عربستان با گل و گیاه بپوشانند. به گفته مقامات بالی، هیات عربستان سعودی چنین تقاضایی برای مجسمه‌های این جزیره طرح نکرده است. نظیر این اتفاق در ایتالیا و زمان بازدید هیأت بلندپایه ایران از این کشور در سال گذشته میلادی نیز رخ داد. موزه کلاسیک شهر رم که کنفرانس مطبوعاتی حسن روحانی در آنجا برگزار شد، مجسمه‌های عریانش را با مقوا پوشاند.

توافق بهترين راه است

اگر به جایی در زندگی رسیدید که ناچار به طلاق هستید بهترین شیوه طلاق توافقی است حتی اگر بابتش از بخشی از حقوق خودتان صرفنظر کنید. چون این حقوق هر قدر هم که از لحاظ مالی ارزش داشته باشند ارزش وقت و انرژی شما بابت درگیری چندین ساله در دادگاهها به خاطر طلاق را ندارد.
بچه های ایسلندی فکر می کنند رییس جمهور کشور فقط باید زن باش نامه‌های دیده نشده سیلویا پلات /خشونت خانگی آقای شاعر دگرگونی جایگاه زن در پایان دوران قاجار؛ ضرورتی که درک شد وقتی کلمات جنسیتی می‌شوند: نواربهداشتی در مشمّای سیاه آیا معاون نخست‌وزیر سوئد می‌خواسته ترامپ را دست بیاندازد؟