1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

این روزها همه در جستجوی راهکارهایی برای کاهش هزینه های خانه و زندگی هستند که یکی از این راه کارها که از سالها پیش نیز تبلیغات وسیعی برای آن شده، استفاده از لامپ های کم مصرف است.

هرچند اخباری مبنی بر سرطان زا بودن یا اثرات منفی این لامپ ها منتشر می شود اما رئیس انجمن سرطان ایران بر این باور است سرطان‌زایی لامپ‌های كم مصرف استناد علمی نداشته و مردم تا قبل از اثبات علمی سرطان‌زایی لامپ‌های كم مصرف، نگران نباشند.

به گفته عبدالله فضلعلی زاده، ماده جیوه فلزی سمی به حساب می‌آید كه باعث اختلالات خونی می‌شود. این اختلالات می‌تواند به صور مختلفی در افراد بروز كند اما ارتباط آن با سرطان اثبات شده نیست و باید مورد بررسی علمی قرار گیرد بنابراین مردم تا قبل از اثبات علمی از بابت سرطانزایی لامپ‌های كم مصرف نگران نباشند.

حالا که نگرانی از بابت استفاده از لامپ های کم مصرف تمام شده بد نیست تا یک بار دیگر به سقف اتاق های خانه تان نگاهی بیاندازید تا تک تک لامپ های پرمصرفی را که قرار است قبض برقتان را در ماه آتی به یک عدد نجومی برساند، تعویض کنید. استفاده از لامپ های کم مصرف در کنار صرفه اقتصادی مزایای دیگری هم دارد که در ادامه برایتان فهرست وار می نویسیم.

1- کاهش صورتحساب مصرف کنندگان

2- کاهش ميزان سرمايه گذاري جهت تامين تاسيسات توليد و توزيع برق

3- کاهش آلودگي زيست محيطي

4- ميزان نوردهي هر لامپ کم مصرف 18وات؛ برابر نور حاصل از يک لامپ رشته اي معمولي 100وات است.

5- مصرف انرژي الکتريکي هر لامپ کم مصرف حدود 20درصد مصرف برق لامپ رشته اي مشابه است.

6- طول عمر متوسط يک لامپ کم مصرف; حدود 10برابر عمر متوسط بهترين نوع يک لامپ رشته اي است.

7- امکان انتخاب رنگ نور (آفتابي; مهتابي; رنگي) بر اساس کاربرد و نياز مصرف کنندگان.

8-  کاهش هزينه هاي تعويض لامپ به واسطه عمر طولاني لامپ هاي کم مصرف.

9- کاهش مصرف برق دستگاه هاي سرمايشي خودکار( کولر گازي و...) به دليل عدم توليد گرماي مزاحم.

10- ايجاد نور کاملا يکنواخت و بدون لرزش( به علت فرکانس کار بالا) و در نتيجه خستگي کمتر چشم.

11- بايد توجه داشت که امکان بکارگيري ديمر الکترونيکي براي تنظيم شدت نور و کم سو سازي اين نوع لامپ کم مصرف الکترونيکي وجود ندارد و موجب صدمه به آن خواهد شد.

12- لامپ هاي کم مصرف ضدآب نبوده و چکيدن يا نفوذ آب ( يا بخارآب) به آن آسيب جدي مي رساند; بنابراين فقط در فضاهاي سرپوشيده و يا زير سقف بايد از آن استفاده شود.

13- هنگام روشن کردن; نور لامپ کم مصرف به تدريج افزايش مي يابد و در دماي محيط (25درجه) و پس از گذشت حدود 4 دقيقه به حداکثر خود مي رسد.

و اما توجه داشته باشید که از لامپ هاي کم مصرف در مکانهاي و محيط هاي با حرارت بالا  48+ درجه و کمتر از 10-درجه (سلسيوس) و همچنین قاب هاي کاملا بسته و بدون جريان هوا نباید استفاده کرد.

مکان هايي با رطوبت زياد مانند گلفروشي; گلخانه; حمام; سونا و...محل هايي با دفعات روشن و خاموش شدن زياد نظير دستشويي; مدارهاي چشمک زن و... نیز بهتر است که استفاده نشود.

ميزان نور لامپ کم مصرف از شرايط نصب و دماي محيط متاثر است. از اين رو حداکثر نور در داخل اتاقي با دماي حدود 25درجه؛ زماني حاصل مي شود که لامپ به صورت آويز نصب شده باشد.

اما گاهی پیش آمده که این لامپ های کم مصرف می شکنند. بهتر است برای برخورد با این اتفاق اطلاعاتی را داشته باشید تا رفتاری درستر و مطمئن تر از خود نشان دهید. کارشناسان بر این باورند که در این شرایط بهتر است برای جمع آوری خرده شیشه ها از دستکش استفاده کرده و آنها را درون یک کیسه ریخته و سرش را محکم ببندید.

بهتر است از جارو برقی استفاده نکنید. زیرا باعث پخش مواد جیوه ای در سایر اطاقها خواهد شد. بلافاصله بعد از شکستن لامپ همه را برای حداقل 15 دقیقه به خارج ازمنزل هدایت کنید واز تنفس دراین محل در دقایق اولیه بپرهیزید.

دیدگاه‌ها  

0 # آرمين 1390-05-29 14:37
الان لامپ هاي LED جديد بنام پاور آمده با ميزان يك دوازدهم لامپ هاي كم مصرف با قابليت نصب روي سرپيچ هاي فعلي .
يك مقاله هم در اين رابطه بنويسيد به نظر جالب مي آيد .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

عشق همه چیز است

حرفام واسه همه زن ها نيست  واسه همه اونايي ه كه عشقي ندارن ديگه ... دلگرمي ندارن ... حتي وقتي بزرگترين شكست احساسي رو تجربه ميكنن ميرن به لوكس ترين رستوران ها ... گرون ترين كرم هاي صورتو ميخرن ... حتي اگه ته جيبشون چيزي نمونه ... شايد به خاطر اينكه به خود نامطمئن ديوانه شون ثابت كنن هنوز زيبااان... كه ميتونن .. البته اين كار  احساسي كه اون لحظه به دنيا و آدمهاش دارن رو كم نميكنه يادمه گرونترين چيزي رو كه تو عمرم خريدم روزي بود كه بدترين شكستو خورده بودم ... نسبت به جيبم خيلي گنده بود يه تفريح لوكس بودولي اينكارو كردمو در ناراحتترين لحظاتم موهامو كوتاه كردم ، قرمزترين لاكمو به ناخن هام زدم.من اون روز موهامو آلبالويي رنگ كردم ... شايد يه بلوغ فكري يه تحول بود ... شاد نبودم ولي مثل يه ملكه دنبال با ارزش ترين ها بودم كه به خودم بگم تو ارزش داري البته كه اون نفهميد ولي تو هنوز يك زن بسيار جذابي شايد تو ضمير ناخوداگاه همه زن ها ليدي اين رد اي وجود داره كه هنوز روبه روي ميدان منتظر رسيدن عشقشههمه  اون چيزي كه يك زن از دنيا ميخواد باور كنين فقط عشقه .....

آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟

از صبح تا شب به فکر این هستیم که چطور به بچه‌ها برسیم. از مدرسه و کلاسهای متفرقه گرفته تا سلامتی‌، ورزش، تغذیه، فرهنگ و سرگرمی های پی ‌در پی‌. همینطور که طبق معمول به وعده‌های متعدد هر روز می‌رسیدم، ناگهان یک روز، دم در، سر اینکه بچه‌ها به موقع حاضر نشدند و قبل از پوشیدنِ کفش، یک دور اضافه بدنبال هم دویدند، مثل کوه آتشفشان ترکیدم و سر به زاری گذشتم. اشکهایم خودم را غافلگیر کرد. سکوت بچه‌ها حاکی‌از گیجی کامل در مقابل صحنه‌ای غیر قابل درک بود. سدی شکسته بود و مدتی‌طول کشید تا دوباره تکه‌های آنرا جمع کنم و توازن خود را بازیابم. در راه ذره ذره به تجزیه تحلیل این واقعه همت کردیم. بچه‌ها خیلی‌صادقانه عنوان کردند که متوجه نبودند تاخیر زیادی در آماده شدن داشته‌اند. من به آنها گفتم که من تا آخرین لحظه موجود به آنها فرصت بازی داده بودم و لحظه‌ای  که به آنها گفتم وقت رفتن است، دیگر هیچ فرصت تامل نبود. ولی‌هیچیک از اینها جوابگوی این نبود که چرا من اینچنین توازن خود را از دست داده بودم. خوب که به عمق این برخورد رفتم دیدم اشکهایم نتیجه یک حس عمیق بی‌عدالتی بود. بنظر می‌رسد که در ضمیر ناخوداگاهم، برای اینکه فشار روزمره رسیدگی به آنها را مدام متحمل می شوم تبعیت بچه‌ها از درخواستم را حق بدیهی ‌خود می‌دانستم.  گنجاندن نیازهای چندگانه بچه‌ها و خودمان در ۲۴ ساعت، کلاف سر در گمی است که هر روز باید آنرا باز کنم. حقیقت محض روزانه این است که تلاش هر روزه همچون اژدهایی است که باید مدام بر آن فائق شوم. با این وجود به خاطر اینکه همه این افکار در ذهنم انجام می گیرد از دید اعضای خانواده پنهان است. بی‌توجهی، یا بهتر بگویم، بی‌خبری بچه‌ها از این موضوع، معمولا مسبب چند تذکر برای عجله می شود ولی ‌آن ‌روز کاسه صبر لبریز شد و… ولی ‌این بی‌عدالتی هم باید زیر سوال برده شود. اینکه من خود را وقف بچه‌ها می‌کنم آیا دلیل بر این است که آنها تابع هر درخواست من باشند؟ یک چنین برداشتی تنها می تواند بر پایه این بنا شود که بچه‌ها را مدیون خود می‌دانم! آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ متأسفانه رابطه‌ای که بر پایه مدیون بودن بنا می شود رابطهِ سالمی نمی‌تواند باشد. تا وقتی‌که خود را مدیون کسی ‌حس می‌کنیم آرام نداریم تا خود را از آن  دین برهانیم. اگر آنرا  بپردازیم، رابطه خاتمه پیدا می‌کند. اگر پرداخت ناپذیر باشد، از آن کس که بار این توقع را بر دوش‌مان گذاشته رفته رفته متنفر می‌شویم یا زیر سنگینی وجدان جریحه دار شده خرد میشویم. در یکی‌از قسمتهای سریال معروف « هاوس»1، دکتر هاوس تشخیص می‌دهد که مریض او در فکر این بوده که رابطه خود با دوست دخترش را منتفی کند. چندی بعد مریض محتاج به پیوند جگر میشود و معلوم می‌شود دوست دخترش با او همخون است. دوست دختر مریض، بی‌تامل راضی‌ می‌شود که قسمتی‌از جگر خود را بدهد تا عشقش نجات یابد.  در حالی‌ که گذشت این دختر شجاع اشکمان را در آورده بود،  در پایان فیلم  بکباره متوجه ‌شدیم که او کاملا واقف بوده که دوستش در فکر پایان رابطه‌شان بوده و از جگر خود گذشته تا او را مدیون خود کند و رابطه‌شان را ابدی سازد. تمامی ‌فرهنگها سرشارند از شعر و داستان بر وصف گذشت مادر در قبال فرزندانش. این گذشت را باید زیر ذره‌بین گذاشت. یک قسمتش که غریزه حیوانی ما است که نمی‌شود آن را گذشت نامید چون خودآگاه نیست. اگر بقیه‌اش هم در اِزای انتظارات متفرقه انجام شود، دیگر گذشت نیست بلکه یک نوع سرمایه گذاری است. گذشت را در حالت مطلق و بی شرط و شروط  می توان  گذشت خواند؛ آن هم حقی‌ به گردن کسی‌ باقی‌ نمی گذارد. چه‌ها باید خود را آزاد از هر دینی  نسبت به پدر و مادر حس کنند. باید رها و مستقل در افق هستی ‌بال بکشند و یک ذره در بند تبعیت از پدر و مادر نباشند. باید خالقِ مطلق زندگی خود باشند تا آن گوشهٔ یگانه و نوین وجود خود را کشف  و دنیا را از آن سرشار کنند. و ما هم  اگر از جمله والدین خوش شانسی باشیم که رابطه سالمی با فرزندان برقرار می کنند، شاید گاهی اوقات به لانه کهنه مان سرکی بکشند.  
این مردهای غمگین نازنین ! به دختران مجرد اینها را نگوئید چگونه به زنان توجه کنید رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان مراقب خودت و دیگری باش

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

دردسرهای خرید گوشت قرمز

خانم های بسیاری را می شناسم که بعد از چند سال خانه داری اطلاعات اندکی از چگونگی خرید گوشت قرمز دارند و بسیار پیش آمده که پول هنگفتی را برای خرید چند کیلو گوشت نامطلوب پرداخت کرده اند.

حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید

مواظب آنها باشید، چرا که با زرنگ بازی هایی که حتّی به نظر شما نمی رسد، به راحتی پول بیشتری از شما می گیرند! فضای ورودی معمولاً جریان هوا در این منطقه آنقدر خنک و مطبوع است که با عبور از آن ناخودآگاه حسّ تفریح و خوبی به شما دست می دهد، بنابراین اوّلین چیزهایی که جلوی دید شماست: انبوهی از اجناسی است که برای تعطیلات یا یک پیک نیک به آنها نیاز دارید، مثل: فیلم های جدید، وسایل باربیکیو، نوشیدنی های خنک و گوارا، …حتّی از نظر روانشناسان، در آن لحظه چنان جوّی شما را می گیرد که فی البداهه یک باکس نوشابه برمی دارید، در حالیکه شاید اصلاً نیازی به آن نداشته باشید. راه حل: بهتر است در نهایت اعتماد به نفس و بی توجّه به این اجناس به راه خود ادامه دهید و دوری بزنید، نهایتاً در آخر نیم نگاهی به اجناس این بخش بیندازید تا اگر احساس کردید لازم است خرید کنید. در این لحظه است که می بینید این اجناس از اوّل هم در لیست خرید شما نبوده! محصولات کشاورزی (میوه و سبزی) بعد از اجناس بخش ورودی، معمولاً میوه ها و سبزیجات را می بینید که هر کسی خرید این مواد مغذّی را پول هدر کردن نمی داند و بالاخره می خرد امّا شاید ندانید که سود حاصله از فروش این محصولات بسیار بالاست و در واقع شما ندانسته ممکن است در دوّمین تله ی آنها بیافتید. راه حل: میوه و سبزیجات را در آخرین مراحل خرید انجام دهید تا تنها اگر در لیستان هست و به مقدار نیاز خرید کنید، از طرفی از آنجاکه این موارد وزن و حجم بالایی دارد، چرخ دستی شما را تا پایان خرید، سنگین می کند. موارد پیشنهادی اگر دیدید فروشنده ای دائماً با تعریف از محصولی جدید، سعی بر فروش آن دارد، بدانید کاسه ای زیر نیم کاسه است. آنها با تمام مهارت مغز شما را تصرّف کرده و خرید چند قلم جنس را الزاماً با هم مرتبط می کنند! تا نهایتاً توجیه شوید که برای مثال اگر این 3 یا 4 تا را با هم مصرف کنید، نتیجه ی بهتر، طمع بهتر، … را می بینید. راه حل: تنها راه حلّ این است که فرار را بر قرار ترجیح دهید، چرا که با هرگونه پرداخت پولی، وقتی به خود می آیید که چند قلم جنس را با هم خریدید و تسلیم فروشنده شدید. اجناس قدیمی و کهنه بیشتر اجناسی که در قسمت میانی راهروها گذاشته اند قدیمی و کهنه هستند، طبق تحقیقات روانشناسی، شما دقیقاً وسط هر راهرو می ایستید و به این اجناس خیره می شود و هر چه به چشمتان می آید بر می دارید. راه حل: باز هم تنها به لیست خرید خود توجّه کنید، اگر این اجناس در لیست نیست سریعاً به راه خود ادامه دهید، در غیر اینصورت وقتی به خود می آیید که پای صندوق حسابتان بیشتر از آنچه که تصوّر می کردید شده است. برچسبها خیلی به این برچسبها اطمینان نکنید، چرا که در بازار و معاملات بین فروشندگان و سوپرمارکت ها یک سرّی تعاملاتی پنهانی وجود دارد، در این بین هر تولید کننده ای می خواهد اسمش در صدر برچسبها باشد، راه حل: تمام قیمتها با نام تولیدکننده ها را با هم مقایسه کنید تا در این سیاست تجاری شریک نشوید! نمونه های تست از نظر روانشناسی حتّی اگر کسی گرسنه هم نباشد با دیدن یک غذای جدید علائم گرسنگی مثل دستور افت قند بدن، در بدنتان ظاهر می شود و به شما ندا می دهد که یک تکّه هم شده از این نمونه های غذایی رایگان میل کنید. شاید هم گاهی اوقات از اینکه “نمی خواهم” بگویید، خجالت می کشید. راه حل: از جلوی آنها بگذرید و سعی کنید، پس از مدّتی و در آخرین مراحل خرید به طرفشان بروید، آن موقع مطمئناً دیگر افت قند خون بدنتان موجب تحریک شما برای خوردن و تست این غذا نمی شود. بلکه خودتان می خواهید.
مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه بانوی صندوق بین المللی پول در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟ کیفی پر از مدرسه نکاتی درباره انتخاب یخچال

مطالب تصادفی

گزارش روز

مسایل جنسی، منطقه ممنوعه خانواده ها

پا گذاشتن به منطقه ممنوعه است. صحبت كردن از مسایل جنسی حرف زدن از ناگفته هاست. در ایران كمترمادری پیدا می شود كه به دختر خود آموزش های لازم جنسی را بدهد. هنوز هم اگر زنی در میانه دهه های چهارم و پنجم زندگی بخواهد از این قبیل مسایل حرف بزند صدایش را پایین می آورد و قبل از آغاز به حرف از مخاطب خود معذرت خواهی می كند.هرچند در نسل های جدید این مسایل مانند دیگر مسایل زندگی شده و راحت تر درباره آن سخن می گویند اما هنوز در بین بسیاری از خانواده ها صحبت از مسایل جنسی پا گذاشتن به منطقه ممنوعه است. شاید برای همین پنهان كاری و حجب و حیای مادران مان بوده است كه مسایل جنسی یكی از معضلات نسل امروز جامعه ما شده است. هر چند كه باید قبول كرد شاید زنان نسل گذشته هم آگاهی چندانی از آن نداشتند كه بخواهند دختران شان را آموزش دهند.

حضور دوباره زنان در ورزشگاه ها كليد خورد

قصه ورود زنان به ورزشگاه هاي ايران داستان امروز و ديروز نيست.سالهاست كه اين ماجرا شروع شده است و هر از چند گاهي توجه ها را به خود جلب مي كند. اما هفته گذشته پس چند سال سكوت دوباره ماجراي ورود زنان به استاديوم ها كليد خورد.
ماندلای ابدی در"بهشت بانوان"، زنان نفس می کشند راه پر از سنگلاخ دختران برای ورود به دانشگاه بیش از سه هزار زن کارتن خواب در تهران افزایش مصرف کوکائین و حشیش در میان زنان ایران

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

تفاوت گریه در زنان و مردان

گریه در مردان با زنان تفاوت بسیاری دارد که در زیر به برخی از انان اشاره میکنیم: 1- زنان ۴ تا ۵ برابر بیشتر از مردان گریه میکنند.۵.۴ بار در ماه. 2- دختران و پسران تا قبل از بلوغ به یک میزان گریه میکنند، چراکه ترشح هورمون پرولاکتین که باعث تحریک تولید اشک میشود به یک میزان در هر دو جنس تولید میشود. 3- پس از بلوغ میزان ترشح پرولاکتین که در تولید و تناوب گریه موثر است در زنان ۶۰ درصد بیشتر از مردان میشود. 4- غدد اشکی مردان از لحاظ ساختاری متفاوت و کوچکتر از غدد اشکی زنان میباشد. شاید یکی از دلایل بیشتر گریه کردن زنان نیزهمین مسئله باشد. مردان و زنان نمیتوانند یکدیگر را بخاطر چگونه گریه کردنشان مورد سرزنش قرار دهند. 5- یکی دیگر از علل بیشتر گریه کردن زنان باورهای فرهنگی میباشند، که اجتماع گریه کردن زنان را بیشتر مورد پذیرش قرار میدهد. 6- مردان آرام، بدون صدا و با اندکی اشک گریه میکنند. بطوری که معمولا کاسه چشمان آنها از اشک پر میشود، اما بندرت اشک به گونه ها سرازیر میگردد. 7- اما زنان معمولا پر سرو صدا و با اشک های فراوان گریه میکنند. 8- مردان اغلب در نتیجه احساسات مثبت و زنان پس از درگیری و مشاجره با دیگران و یا در نتیجه احساس بی کفایتی گریه میکنند. همچنان علت و فرآیند اشک های احساسی مبهم و رازآلود باقی مانده است. کماکان پرسشهای بدون پاسخ مانده ی بسیاری وجود دارند نظیر: چنانچه گریه کردن به منظور کاهش استرس طراحی گردیده پس فلسفه اشک شوق و شادی چیست؟ و یا اگر گریه یک وسیله ارتباطی با دیگر همنوعان است پس چرا انسانها در خلوت وتنهایی خود نیز گریه میکنند؟

کفش پاشنه بلند از پسران جنتلمن می سازد

زیبا هستند، اما راحت؟ به هیچ‌عنوان. اگر قرار به راحتی باشد، کفش‌های پاشنه‌بلند به هیچ‌وجه چنین درخواستی را برآورده نمی‌کنند، اما به پا کردن آن‌ها ظاهرا یک مزیت بزرگ دارد که اخیرا پژوهشگران به آن پی برده‌اند؛ این کفش‌ها می‌توانند از مردان، جنتلمن‌هایی بی‌مثال بسازند. محققان دانشگاه Université de Bretagne Sud واقع در استان بریتانی در فرانسه به‌تازگی نتایج تحقیقی را در همین رابطه در مجله تخصصی " Archives of Sexual Behavior" منتشر کرده‌اند. این گروه از دانشمندان در این تحقیق میزان بلندی پاشنه کفش زنان بر رفتار مردان را زیر ذره‌بین قرار دادند.آن‌ها در جریان آزمایش‌های خود برای جذب مردان، از زنی جوان استفاده کردند که در تمامی آزمایش‌ها یک دست لباس ساده سیاه‌رنگ به تن داشت. تنها نکته متفاوت در هر آزمایش، کفش‌هایی بودند که وی با این لباس به پا می‌کرد. بسته به نوع آزمایش، این کفش‌ها مشکی تخت، کفش‌هایی با پاشنه ۵ سانتی‌متری یا ۹ سانتی‌متری بودند.در جریان یکی از این آزمایش‌ها این زن در یک مکان عمومی از عابران درخواست می‌کند تا یک فرم کوتاه نظر‌سنجی را پر کنند. در آزمایش دوم این زن عامدانه در خیابان دستکش خود را به زمین می‌اندازد. در آزمایش سوم وی بر سر میزی در یک بار نشسته و پاهایش را طوری روی هم می‌اندازد که کفش‌هایش به خوبی دیده شوند.نتیجه‌ای که از این سه آزمایش مختلف به دست آمد، کاملا واضح بود: هر چه پاشنه کفش بلندتر بود، مردان یاری‌دهنده‌تر و علاقه‌مندتر می‌شدند.به گفته محققان فرانسوی‌ برای این‌که چرا مردان تا به این اندازه تحت تأثیر پاشنه بلند کفش زنان قرار می‌گیرند، دلیل روشنی بر شمرد. اما می‌توان تصوراتی احتمال را در پاسخ به این پرسش مطرح کرد: کفش پاشنه‌بلند سایز پای زنان را کوچکتر از اندازه واقعی نشان می‌دهد و این ویژگی می‌تواند دوران کودکی و نوجوانی را در مردان تداعی کند. تصور دیگر این است که کفش پاشنه‌بلند بر جذابیت جنسی زنان در نظر مردان می‌افزاید، زیرا در تبلیغات و فیلم‌های پورنوگرافی غالبا زنان دارای جذابیت‌های جنسی با کفش پاشنه‌بلند به تصویر کشیده می‌شوند. از همین روست که به گفته محققان مردان به صورت خودکار کفش پاشنه‌بلند را با ویژگی جنسی پیوند می‌دهند.البته این‌ها همه دلایل فرضی است که محققان مطرح می‌کنند و برای یافتن دلیل حقیقی هنوز بایست تحقیقات علمی بیشتری انجام گیرد.
سکس برای یک دهم زنان بسیار دردناک است میزان رسیدن به اوج لذت جنسی در زنان با علایق مختلف متفاوت است مصایب مهربانی دلایلی که مردان را در ابتدای آشنایی، می گریزاند من یک ربع قرنی ام

زنان حادثه

عشق آقای رئیس جمهور

آیا رئیس‌جمهور فرانسه در کنار والری تریروایلر، بانوی اول کشور و شریک زندگی‌اش، یک معشوقه اول نیز دارد؟ این پرسشی است که مطبوعات فرانسه در روزهای اخیر به آن پرداخته و بازار شایعات، حدس‌وگمان در مورد زندگی خصوصی رئیس‌جمهور گرم شده است. گرمی بازار زمانی بیش از پیش رونق گرفت که روز جمعه (۱۰ ژانویه) گزارش‌ها حاکی از بستری شدن والری تریروایلر در بیمارستان حکایت داشتند. سخنگوی بانوی اول دلیل بستری شدن وی را "استراحت و انجام برخی آزمایش‌ها" اعلام کرد، اما این اظهار نظر موجب نشد تا از تب و تاب داستان‌ها و گزارش‌ها کاسته شود. این اتفاق درست در روزی رخ داد که مجله فرانسوی "کلوسر" جزئیاتی را در مورد دیدارهای مخفیانه فرانسوا اولاند ۵۹ ساله و ژولی گایه، هنرپیشه ۴۱ ساله فرانسوی، منتشر کرده بود. به نوشته این مجله، این دیدارها در آپارتمانی کرایه‌ای در نزدیکی کاخ الیزه، اقامتگاه رئیس‌جمهور، صورت گرفته است. طبق گزارش‌ها، والری تریروایلر که همراه با رئیس‌جمهور در کاخ الیزه سکونت دارد، دوشنبه بعدازظهر از بیمارستان مرخص خواهد شد. روزنامه محافظه‌کار "فیگارو" یک روز پس از انتشار گزارش مجله "کلوسر" موضوع رابطه فرانسوا اولاند با ژولی گایه را پوشش داد و روزنامه‌های "لوموند" و "لیبراسیون" نیز به این موضوع پرداختند. این روزنامه‌ها در کنار طرح موضوع، این پرسش را مطرح کردند، که این رابطه با توجه به تردد رئیس‌جمهور در معیت تنها یک محافظ تا چه اندازه می‌تواند خطرآفرین باشد؟ طرح این پرسش به دلیل عکس‌هایی صورت گرفت که مجله "کلوسر" به طور اختصاصی منتشر کرد. در این تصاویر مردی که کلاه ایمنی بر سر دارد به همراه یک محافظ در برابر آپارتمان ژولی گایه دیده می‌شود. در گزارش این مجله این مرد فرانسوا اولاند معرفی شده، هر چند به دلیل داشتن کلاه ایمنی صورت وی در تصاویر به وضوح مشخص نیست. فرانسوا اولاند تا کنون ازدواج نکرده است و از سال ۲۰۰۵ همراه با والری تریروایلر زندگی می‌کند. او از رابطه پیشین خود با سگولن رویال، نامزد پست ریاست‌جمهوری فرانسه در سال ۲۰۰۷، چهار فرزند دارد. ژولی گایه در سال ۲۰۱۲ و در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری در یک ویدئوی تبلیغاتی مربوط به فرانسوا اولاند شرکت کرده بود. شایعات مربوطه به رابطه وی با فرانسوا اولاند مدتهاست که در وبسایت‌ها و مجلات زرد جای گرفته است. خانم گایه در ماه مارس ۲۰۱۳ نسبت به زیرپا گذاشتن حریم خصوصی خود از سوی سایت‌ها و وبلاگ‌هایی که این اخبار را منتشر کرده بودند، شکایت کرد. در حال حاضر میزان محبوبیت فرانسوا اولاند به دلیل ناکامی در بهبود وضعیت اقتصادی کشور به شدت پایین آمده، اما به گزارش آسوشیتدپرس نتایج یک نظرسنجی که به تازگی انجام گرفته نشان می‌دهد که اکثر فرانسوی‌ها در مورد رابطه رئیس‌جمهور مشکلی ندارند. ۷۷ درصد از پرسش‌شوندگان بر این باور بوده‌اند که این رابطه عاشقانه یک مسئله خصوصی است. نتایج این نظرسنجی پیش از انتشار خبر بستری شدن والری تریروایلر منتشر شده بود. ۸۴ درصد از پرسش‌کنندگان نیز عنوان کرده‌اند که رفتار اولاند تأثیری بر نظر آنان در مورد رئیس‌جمهور ندارد. هر چند تهیه‌کنندگان نظرسنجی تأکید کرده‌اند که این اظهارنظر از سوی پرسش‌شوندگان چندان تعیین‌کننده نیست، زیرا فرانسوا اولاند به‌هر صورت از پایین‌ترین میزان محبوبیت یک رئیس‌جمهور در فرانسه‌ی پس از جنگ جهانی دوم برخوردار است. آقای اولاند روز ۱۴ ژانویه بنا بر روال مرسوم در نخستین کنفرانس مطبوعاتی کاخ الیزه در سال جدید حاضر شد تا پاسخگوی پرسش‌های خبرنگاران در راستای سیاست‌های دولت در سال ۲۰۱۴ باشد. با توجه به رخدادهای اخیر به نظر می‌رسد که رئیس‌جمهور بایستی خود را بیش از همه برای رویارویی با پرسش‌هایی در مورد زندگی‌ خصوصی‌اش آماده کند.

اندوه بی پایان گریس کلی

کارنامه گریس کلی در سینما کوتاه اما درخشان بود. این ستاره برجسته در ۲۷ سالگی و اوج موفقیت، کار در هالیوود را کنار گذاشت تا "ملکه موناکو" شود. فیلمی تازه سرنوشت او را بار دیگر به رسانه‌های جمعی کشانده است. تهیه فیلمی از سرگذشت گریس کلی امری طبیعی است، چون زندگی این ستاره به افسانه پریان بی‌شباهت نیست و سینما همیشه به افسانه‌گویی نزدیک بوده است. دوره امسال جشنواره سینمایی کن با نمایش فیلم "گریس موناکو" گشایش یافت، که برداشتی از زندگی ستاره مشهور سینماست. در این فیلم نیکول کیدمن در نقش "پرنسس گریس" ظاهر شده است. از پرده سینما تا کاخ موناکو گریس کلی در ۲۱ سالگی و با همان یکی، دو فیلم اول خود شهرتی جهانگیر پیدا کرد. او در فعالیت سینمایی کوتاه ۵ ساله‌اش یکی از محبوب‌ترین ستارگان دهه ۱۹۵۰ بود و در اوج شهرت و موفقیت سینما را برای همیشه ترک کرد. گریس کلی در سال ۱۹۵۶ به تقاضای خواستگاری شاهزاده رنیه سوم، حکمران موناکو، پاسخ مثبت داد و ملکه دربار افسانه‌ای "سواحل لاجوردی" شد. وداع او با سینما، دوستدارانش را به اندوه فرو برد و تا مدتها سوژه داغی برای رسانه‌ها بود. درباره گریس کلی حرف و حدیث فراوان است. گفته‌اند که زندگی او با ثروت و شکوه همراه شد، اما از شور و محبت خالی بود. او "شهبانو" شد، اما خوشبخت نشد. روزنامه‌های پرتیراژ بارها و بارها از زندگی "این پرنده غمگین در قفس طلایی" داستان‌های سوزناک سرهم کرده‌اند. فیلم "گریس موناکو" به کارگردانی اولیویه دهان، فیلمساز فرانسوی، از این حرف و حدیث‌ها دور نمانده است. داستان فیلم درباره روزهای بحرانی در زناشویی گریس کلی است، یعنی همان دوراهی و پرسش همیشگی که تصمیم او مبنی بر کنار گذاشتن سینما و ازدواج با حکمران موناکو تا چه حد درست بوده است. فیلم به همان تصویر "رسمی" تکیه دارد؛ به این معنی که گریس کلی را زنی باتدبیر و تیزهوش نشان می‌دهد که نه از روی هوا و هوس، بلکه آگاهانه و به خاطر عشقی واقعی به دربار موناکو می‌رود، همسری باوفا و مادری فداکار می‌شود و با سرنوشت خود به خوبی کنار می‌آید. فیلم روی هم رفته تصویری سطحی و ساده‌نگرانه از دربار موناکو و سرگذشت گریس کلی ارائه می‌دهد و از ژرف‌نگری در جوانب تیره و تار آن باز می‌ماند. بیشتر منتقدان سینمایی فیلم را تکرار کلیشه‌های بازاری رایج ارزیابی کردند. منتقدان از فیلم خرده می‌گیرند که تصویری ساده‌لوحانه از مناسبات درونی دربار موناکو ارائه می‌دهد و تماشاگر ناآگاه را با القای جلال و شکوه "دودمان پادشاهی" گیج می‌کند. با وجود این برخورد مثبت و تا حدی "تبلیغاتی"، واکنش پادشاهی موناکو شگفت‌انگیز است. شاهزادگان کنونی موناکو، یعنی فرزندان شاهزاده گریس کلی، گفتند که در مراسم جشنواره کن شرکت نمی‌کنند، زیرا به نظر آنها زندگی گریس کلی "به خاطر منافع صرفا مالی" تحریف شده است. بهانه‌ای که البته زیاد موجه نیست، آن هم از سلطنتی که یکپارچه به خاطر "منافع مالی" شکل گرفته و تا امروز سرپا مانده است. یک کارنامه درخشان گریس کلی در طول تنها پنج سال یعنی از سال ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۶ با بازی در تنها ۱۱ فیلم سینمایی در اوج شهرت و افتخار قرار گرفت. او در این دوره کوتاه با برخی از مهمترین کارگردان‌های سینما کار کرد، از جان فورد (در فیلم موگامبو) تا فرد زینه‌مان (در فیلم ماجرای نیمروز). اما سینماگری که از او چهره‌ای بی همتا ساخت بی‌تردید آلفرد هیچکاک بود. گریس کلی در سه فیلم هیچکاک ظاهر شد: "میم را به نشانه مرگ بگیر!"، "پنجره عقبی" یا "پنجره رو به حیاط" و سرانجام فیلم "دستگیری یک دزد". او با موهای بلوند، نگاه سرد و رفتار باوقار اما بی‌تفاوت همان زن دلخواه هیچکاک بود، که ظاهری خاموش و آرام دارد، اما در درون او جوشش و نیرویی هست که او را به بی‌باک‌ترین کارها توانا می‌سازد. گریس کلی در سال ۱۹۸۲ در ۵۳ سالگی در تصادف اتومبیل درگذشت.  
یک ایرانی اولین برنده زن معتبرترین جایزه جهانی ریاضیات سرپرستی تحقیقات علمی ویروس ابولا توسط دانشمند ایرانی‌ امل کلونی نسل کشی ارامنه را پیگیری می کند فرشتگان نجات نخستین فضانورد ایرانی از برجام، ترامپ و موفقیت می گوید

حقوق زنان

پادرمیانی خدایان هندی برای جلوگیری از تجاوز

اواخر سال ۲۰۱۲ بود که خبری تکان‌دهنده بسیاری از مردم هند را به خیابان‌ها کشاند و تظاهرات خشمگین آنان را موجب شد: یک دختر دانشجوی ۲۳ ساله، در ساعت ۹:۳۰ شب در اتوبوسی در حال حرکت در خیابان‌های دهلی مورد تجاوز گروهی قرار گرفته بود. مهاجمان او و دوستش را با میله‌ای آهنی مورد ضرب و شتم قرار داده و بدن نیمه‌جان آنها را از اتوبوس بیرون پرتاب کردند. دختر جوان کمتر از دو هفته بعد به دلیل جراحاتش جان باخت؛ اعتراضات ـ ملی و بین‌المللی ـ به عدم امنیت زنان در خیابان‌های هند اما ادامه یافت زیرا حادثه دهلی تنها یکی بود از نمونه‌های بسیار. به نوشته روزنامه «تایمز آف ایندیا» در فاصله سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۳، به طور متوسط در هر ۳۰ دقیقه یک تجاوز جنسی در کشور هند رخ داده‌است که در ۹۰ درصد موارد متجاوزان از خویشان، همسایگان یا دیگر آشنایان قربانی و یک سوم قربانیان نیز زیر سن قانونی (۱۸ سال) بوده‌اند. از میان این پرونده‌ها، ۷۷ درصد آنها بدون مجازات عاملان مختومه شد؛ اتفاقی که بسیاری از معترضان خشمگین هندی و ناظران خارجی آن را به فساد پلیس و ناکارآمدی سیستم قضایی هند نسبت می‌دهند اما برخی معتقدند ریشه اصلی این بحران را باید در فرهنگ و جامعه هند جستجو کرد. یکی از این افراد، رام دیویننی فیلمساز و نویسنده هندی است که متاثر از ماجرای دردناک دهلی و نمونه‌های مشابه، کتاب مصوری به نام «پریا شاکتی» [به معنی قدرتِ پریا] خلق کرده؛ کتابی که قهرمان آن قربانی تجاوز می‌شود اما با کمک خدایان هندو نیروی خود را باز می‌یابد تا به دفاع از خود و بقیه قربانیان برخیزد. این کتاب که برای نوجوانان هندی تهیه شده به گفته تهیه‌کنندگان آن بناست با استفاده از اصول و نمادهای دین هندو به خوانندگانش ایستادن در مقابل «پدرسالاری، زن‌ستیزی و بی‌تفاوتی» را بیاموزد. این کتاب که سازمان مردم‌نهاد «آپنه آپ» نیز در تهیه آن مشارکت کرده‌است، داستان «پریا» را روایت می‌کند؛ دختری کوچک که آرزو دارد معلم شود اما توسط والدینش به دلیل فقر از رفتن به مدرسه بازمی‌ماند. پریا علاقه و ایمان سفت و سختی به یکی از خدایان مونث هندو به نام «پراواتی» دارد، در نتیجه هنگامی که در نوجوانی قربانی تجاوز می‌شود، «پراواتی»، خشمگین از بلایی که روی زمین بر سر زنان می‌آید تصمیم می‌گیرد دست به کار شود. «پریا» که به دلیل «بی‌آبرویی» از خانه والدینش طرد شده، به خواست پراواتی سوار بر ببری بزرگ به دهکده‌اش باز می‌گردد تا مجرمان را به مجازات برساند و مردم را وادارد رفتارشان را با زنان تغییر دهند. در بخش‌هایی از این کتاب که می‌توان آن را به صورت رایگان روی اینترنت مشاهده کرد، ماجرای تعدادی از قربانیان تجاوز از گوشه و کنار هند با صدای خودشان روایت می‌شود. نویسنده این اثر می‌گوید: «من با قربانیان تجاوز گروهی در سراسر هند مصاحبه کرده‌ام و همه آنها به من گفته‌اند امیدی به عدالت ندارند... همه فکر می‌کنند آنها باید از آنچه بر سرشان آمده شرمسار باشند و بیشتر آنها در ترسی مداوم از کشته شدن زندگی می‌کنند. این دلیلِ دور باطل فعلی است؛ مردانی هستند که با خیال راحت مرتکب تجاوز می‌شوند زیرا می‌دانند که از مجازات معاف خواهند ماند». به‌رغم نگرانی شدید نهادهای بین‌المللی در مورد افزایش چشمگیر آمار تجاوز در هند، دولت این کشور معتقد است این آمار، جدید نیست و این افزایش تعداد گزارش‌ها صرفاً به این باز می‌گردد در سایه قوانین سفت و سختی که پس از فاجعه دهلی وضع شد ـ و به اعدام مجرمان انجامید ـ زنان بیشتری جرات می‌کنند پا پیش بگذارند. فعالان اما می‌گویند آمار فعلی در بهترین حالت ۱۰٪ تعداد قربانیان واقعی را نشان می‌دهد. قربانیانی که خاموش می‌مانند نه تنها در هند، که در بقیه جهان نیز بسیاری از قربانیان تعرض جنسی در مورد آنچه بر سرشان آمده سکوت می‌کنند زیرا از انتقام متجاوز و یا تحقیر و انگشت‌نما شدن وحشت دارند. قربانیان تجاوز در هند در بسیاری از مواقع از این می‌ترسند که با فاش شدن ماجرا دیگر کسی خواستار ازدواج با آنها نباشد و به‌علاوه خانواده‌ها نیز اغلب به علت «بی‌آبرویی»، قربانیان تجاوز را در میان خود نمی‌پذیرند. مانند بسیاری از جوامع دیگر، فرهنگ هند نیز به شدت پدرسالار است و در آن فرزندان پسر بر فرزندان دختر اولویت دارند. بر مبنای سنت‌های هندی، پسران زنده‌نگه‌دارنده نام خانوادگی و منبع ثروت و سربلندی محسوب می‌شود در حالی که دختران را باید پس از تامین جهیزیه‌ای کلان به خانه شوهرانشان فرستاد. از سوی دیگر با مدرن‌تر شدن جامعه و حضور زنان در عرصه اجتماع برای کار و تحصیل، بخش‌های سنت‌گراتر از جامعه این حضور را برنمی‌تابد و نسبت به آن واکنش نشان می‌دهد. در نتیجه عجیب نیست که بسیاری از چهره‌های محافظه‌کار در هند «طرز لباس پوشیدن» زنان و حضور آنها در خارج از خانه در ساعات «نامناسب» را عامل «تحریک» متجاوزان می‌دانند و معتقدند «رفتار» زنان یکی از دلایل بروز تجاوز است. نویسنده کتاب «پریا شاکتی» به یاد می‌آورد که یک افسر پلیس در مورد قربانیِ حادثه دهلی گفته بود: «هیچ دخترِ خوبی این ساعت از شب تنها در خیابان نمی‌ماند». به‌علاوه بیش از نیمی از جمعیت هند زیر سی سال سن دارند و از این تعداد بسیاری از آنها در فقر شدیدی زندگی می‌کنند؛ فقری که محرومیت از تحصیل و بیکاری را با خود می‌آورد و مردان جوان هندی را رو به رفتارهای خشن و مخرب سوق می‌دهد. نظام طبقاتی موجود در هند نیز ـ که افراد را به «کاست»‌های گوناگون تقسیم می‌کندـ نه تنها به این فقر و محرومیت دامن می‌زند که تأثیری مستقیم‌تر بر مسئله خشونت علیه زنان دارد. بر اساس این نظام، افرادی که در خانواده‌های منتسب به کاستی مانند «دالیت» متولد می‌شوند، «نجس» به شمار می‌آیند و افراد طبقات بالاتر از آنها دوری می‌کنند. بر اساس برخی آمار در تعداد قابل توجهی از تجاوزات صورت گرفته در مناطق غیرشهری، قربانیان به این طبقه و یا سایر طبقات پایین اجتماعی تعلق دارند در حالی که متجاوزان از طبقات بالاتر هستند. به این ترتیب سواستفاده از بدنِ «فرودست» جرمی است که به علت جایگاه بالاتر متجاوز، رسیدگی به آن با کارشکنی‌های سیستماتیک مواجه می‌شود و به احتمال بسیار بی‌مجازات می‌ماند. در بحبوحه جنایت دهلی، یکی از مقامات ارشد ایالت اوتار پرادش جمله‌ای به زبان آورد که جنجال رسانه‌ای قابل توجهی به راه انداخت. او در یک نشست انتخاباتی گفت: «خب پسرها همین هستند دیگر، گاهی هم اشتباه می‌کنند». با وجود تدابیری که دولت مدعی است برای نجات هند از این «رسوایی اجتماعی» اندیشیده، اظهارنظرهایی از این دست نشان می‌دهد که این کشور هنوز راه درازی برای ریشه‌کن کردن بحران در پیش دارد؛ «پریا شاکتی» شاید قدمی کوچک در همین راه به حساب بیاید.

اولین زنان موفق ایرانی

در تاریخ پر فراز ونشیب ایران زنان همواره نقشی برجسته در بهبود اوضاع و پیشرفت کشور داشته اند و در زمان نیاز از زمان یوتاب، در زمان هخامنشیان تا جنگهای تحمیلی در خط مقدم ایثار و شهامت قرار داشته اند. با هم نگاهی می اندازیم به بعضی از زنانی که اولین در رشته خود بودند و با سعی و کوشش خود عرصه را بروی دیگر زنان کشور باز نمودند. اولین زن جراح ایرانی: "سکینه پری"  در سال 1307 در روسیه دیپلم دکتری گرفت و در سال 1314 اجازه نامه ی پزشکی خود را دریافت کرد. اولین زن جراح پلاستیک ایرانی: "دکتر هاسمیک هارطونیان"  در سال 1339 در این رشته فارغ التحصیل شد. اولین زنان داروساز ایرانی: " اقدس غربی" و " اختر فردوس" اولین زنان دکتر داروساز ایرانی هستند که در سال 1316 وارد دانشگاه تهران شدند و در سال 1320 در این رشته فارغ التحصیل شدند. اولین زن پرستارایرانی: " فاطمه توانایی" که در سال 1310 در آموزشگاه کوچک در شهر رشت نام نویسی کرد. او در سال 1314 در این رشته فارغ التحصیل شد. اولین زن وکیل دادگستری ایرانی: " یکاترینا سعید خانیان" متولد سال 1278 اولین زن ایرانی که پس از تحصیل در رشته قضایی در روسیه در سال 1327 در تهران پروانه وکالت گرفت و به کار پرداخت. اولین زن تاجر ایرانی: "مهین افشار" در سال 1336 موفق به دریافت کارت بازرگانی شد. اولین زن سرتیب ایرانی: "مرضیه ارفعی" در سال 1312 با درجه هم ردیف سروانی در ارتش مشغول خدمت شد و در سال 1338 به عنوان اولین زن به درجه سرتیپی رسید. اولین زن روزنامه نگار ایرانی: "صدیقه دولت " در اصفهان سال 1297 مجله " جمعیت نسوان وطن خواه " و مجله " زبان زنان " را منتشر کرد. اولین زن خلبان: " عفت تجارتی" در سال 1318 در 22 سالگی برای اولین بار و به عنوان اولین زن در رشته خلبانی نام نویسی کرد و در همان سال اولین پرواز خود را انجام داد. اولین زن  خواننده ایرانی: " قمرالملوک وزیری" متولد سال 1284.  نخستین کنسرت خود را در سال 1303 برگزار کرد. اولین هنرمندان زن تاتر: اولین زنان که روی صحنه رفتند دو تن از زنان ارمنی به نام های " وارتوهی تریان" و" سرا کالندریان" بودند. اولین زن فضانورد ایرانی: یا اولین فضانورد ایرانی انوشه انصاری است که در سال 1385 به اولین سفر فضایی با هزینه شخصی رفت. اولین کتاب خانه داری نوین را بدرالملوک بامدادبرای زنان و دختران به رشته تحریر در اورد، کتابهای روانشناسی تربیت، هدف پرورش زن، تعلیم و تربیت دموکراسی از دیگر تالیفات وی میباشد. اولین زن وزیر بعد از انقلاب: مرضیه وحید دستجردی , وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دولت آقای دکتر محمود احمدی نژاد است. شما نیز میتوانید با اضافه نمودن زنان موفقی که میتوانند در این لیست قرار بگیرند ما را در جهت تکمیل شدن این مطلب یاری دهید.
۲۵ نوامبر روز جهانی رفع خشونت علیه زنان ماجرای ختنه شدن من دگرگونی جایگاه زن در پایان دوران قاجار؛ ضرورتی که درک شد «زن ذليل» واژه‌اي ضد زن این جا جای زن نیست