1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

همه ساله هشتم مارس درسراسر جهان به عنوان روز جهانی زن و برای بزرگداشت مبارزات زنان برای برابری و رهایی گرامی داشته می‌شود. تم روز بین المللی زنان برای سال 2014 تحول الهام بخش می باشد.

در حالی که نابرابری هنوز در این جهان حاکم است، برابری زنان دستاوردهای مثبتی را تا کنون رقم زده است. این روز، روز بزرگ برپایی جشن‌هایی برای زنان در کل جهان است. بسته به مناطق مختلف، تمرکز جشن روی بزرگداشت، قدردانی، ارائهٔ عشق به زن و برگزاری جشنی برای دستاوردهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زنان است.

تم امسال برای این روز «تحول الهام بخش» است. که به منظور تشویق و حمایت برای پیشرفت زنان در هر مکان و هر زمینه می باشد؛ و برای به چالش کشیدن وضع موجود برای برابری و هوشیاری زنان در صدد تحولی الهام بخش و مثبت انتخاب شده است.

مجموعه ای وسیعی از کانال های ارتباطی، سخنگویان حامی این سازمان، تحقیقات در مورد برابری، مبارزات و همکاری های شرکت های بزرگ به این معنی است که هر کس می تواند مدافع تحول الهام بخشی برای پیشرفت زنان باشد.

اولین روز جهانی زن در سال 1911 برگزار شد. وقایعه بیشماری در صدد دستاوردهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی برای زنان فعالیت کرده اند. این روز را سازمان ها، دولت ها، سازمان های خیریه، موسسات آموزشی، گروه های زنان، شرکت ها و رسانه ها جشن می گیرند.

برخی از سازمان ها بنا به موقعیت و شرایط خود تم روز جهانی زن را خودشان انتخاب می کنند. به عنوان مثال،موضوع پارلمان اروپا در سال 2013  "پاسخ زنان به بحران" و در 2012  "دستمزد برابر برای کار با ارزش برابر" بود.

موضوعات سال های گذشته از طرف سازمان ملل عبارتند از:

- 2013 : زمان برای اقدام به پایان دادن به خشونت علیه زنان : زمان عمل به وعده ی داده شده

- 2012: توانمند سازی زنان روستایی - پایان دادن به گرسنگی و فقر

- 2011 : دسترسی برابر به آموزش و پرورش ، آموزش و علم و فن آوری

- 2010 : حقوق برابر ، فرصت های برابر : پیشرفت برای همه

- 2009 : زنان و مردان متحد برای پایان دادن به خشونت علیه زنان و دختران

- 2008 : سرمایه گذاری برای زنان و دختران

- 2007 : پایان دادن به معافیت از مجازات برای خشونت علیه زنان و دختران

- 2006 : زنان در تصمیم گیری

- 2005 : برابری جنسیتی فراتر از 2005 : ایجاد آینده ای امن تر

- 2004 : زنان و HIV / AIDS

- 2003 : برابری جنسیتی و اهداف توسعه

- 2002 : زنان امروز افغانستان : واقعیت ها و فرصت ها

- 2001 : زنان و صلح : زنان عامل خشونت

- 2000 : اتحاد زنان برای صلح

- 1999 : جهانی عاری از خشونت علیه زنان

- 1998 : زنان و حقوق بشر

- 1997 : زنان در جدول صلح

- 1996 : تجلیل از گذشته، برنامه ریزی برای آینده

- 1975 : سازمان ملل متحد روز جهانی زن را به رسمیت می شناسد

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

مردان بخوانند! چه بگوییم، چه نگوییم

بسیاری از مردان با مشاهده زنی که برای مان جذاب است به آنها نزدیک می شویم و طبیعتا می خواهیم احساس مان را بدون هیچ حساب و کتابی بر زبان بیاوریم. ولی با ناباوری تمام با واکنش تندخویانه خانم ها روبرو می شویم. برای خیلی از ما تشخیص این رفتار زنانه قابل درک نیست و حتی به شخصیت مان نیز بر می خورد. برای همین، شاید بد نباشد بدانیم چرا توصیف ما باعث جریحه دار شدن زنان می شود. شاید با شناختی کاملتر، طوری ابراز علاقه کنیم که هیچکس نرنجد. 1 – توصیف های آشکار جنسی جسم افراد یک پدیده بسیار خصوصی و شخصی است. افراد بدون آشنایی و رابطه ایی که وجود ندارد بهتر است وارد حریم شخصی همدیگر نشوند. هیچ انسانی با این رفتار احساس راحتی نمی کند. اگر اصرار دارید که در اولین دیدار دل به دریا بزنید پس لااقل از پوست لطیف و یا موی پرپشت شان بگویید و سعی کنید از اشاره به باسن جذاب یا سینه های برجسته و … پرهیز کنید چون عملا آنها را تبدیل به شی جنسی ساخته اید. ۲ – وصف جذابیت فردی که نمی شناسید این فرض واقعی را در نظر بگیرید که بسیاری از زنان، توصیف قد بلند و چشم قشنگ شان به یکباره از طرف یک غریبه، برای شان راحت نیست. بنابر این به هر اندازه که مقدور است امکان گفتگو و معرفی و شناخت از همدیگر را ایجاد کنید. حرف زدن چندین سود با خود خواهد داشت. خودتان را در معرض قضاوت می گذارید. نشان خواهید داد که مستاصل و اسیر انرژی سکسی نبوده اید که ناگهان از دیدن بدن زیبا یا خنده مطبوعش به وجد آمده اید و اختیار از کف داده اید. 3 –  نیت خوب کافی نیست این را صد در صد بدانید که زنان و دختران در هر سن و موقعیت و کلاسی باشند مدام در معرض قضاوت خصوصیات جنسی هستند. پس با همه نیت خوب تان از این کار دوری بجویید و سعی کنید به یکی از خصوصیات خصلتی نظیر اجتماعی بودن یا با سواد بودن یا اگر از قبل او را می شناختید از قابلیت های شغلی یا رفتاری اش نظیر سخت کوشی یا رفتار محترمانه شان با دیگران یا دقیق بودن شان بگویید. 4 – به توقع تان پر و بال زیادی ندهید اگر یک زن جذاب است و به او این واقعیت را متذکر شدید عالی. بگویید و بدون هیچ توقعی دور شوید. اگر اتفاقی افتاد که چه بهتر وگرنه بهتر است شانس خودتان را جای دیگر بجویید. ابراز احساس محترمانه نسبت به زنان به خودی خود خوب است اگر برای به چنگ آوردن شان نباشد. این روزها زنان خیلی راحت متوجه می شوند. این روزها انتقال تجربیات در بین زنان و دختران  به اندازه وسعت دسترسی به فیلم و ترانه و داستان های زیادی است که می خوانند و می بینند. تماس های وسیع شبکه های اجتماعی که دیگر نیاز به توضیح ندارد.. 5 – صادق باشید لحظه ایی شک نکنید که زنان از توصیف مثبت خصوصیات وجودی شان و حتی توجه تان به فیزیک شان ناراحت نمی شوند به شرطی که صمیمانه و محترمانه و واقعی باشد.  

کاش مادر بودم

روزهایی در زندگی ام هست که دل ام می خواست مادر بودم. مثل امروز. از خواب که بیدار شدم دل ام می خواست بچه ای داشته باشم که مامان صدایم کند و هربار که می گوید مامان دل ام برای صدایش غنج رود. روزهایی در زندگی ام هست که حال ام دگرگون است. مثل امروز.
خدایا دست ات را از گلویم بردار دغدغه های مادرانه دلم می خواهدت.. ساعت بی عقربه برای زندگی بجنگ

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کنترل صفرهای قبض برق

  آسودگی حق ما است، اما گاهی لازم است برای این آسودگی و استمرار آن کمی اندیشید. این روزها داخل فروشگاه های بزرگ وسایل آشپزخانه، انواع سرخ کن ها، ساندویچ سازها، غذاسازها، آب میوه گیرها و .... را مشاهده می کنید که هر کدام سعی کرده اند تا در رقابت با دیگر مارک های تجاری، مطلوبیت و کیفیت خود را به رخ بکشند. اما در شرایطی که این روزها برای ما مهم، عدد و تعداد صفرهایی است که روی قبض های برقمان درج می شود، شاید بهترین انتخاب در میان این وسایل، کم مصرف ترین آنها باشد.  

به یخچال تان عمری دوباره ببخشید

آخر سال زمان مناسبی است برای آنکه اشکالات خانه را اصلاح کنیم. برخی از لوازم منزل ما عمر مفید طولانی ای دارند اما به دلیل استفاده نامناسب از آنها ناچار می شویم آنها را زودتر از زمان مقرر به تعمیرگاه بفرستیم یا حتی تعویض کنیم. یکی از این وسایل یخچال است.
مادر خرج سخت​تر از هر مادری طلا؛ زیور یا سرمایه اولین تولد کافه ویسپو ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران

مطالب تصادفی

گزارش روز

وضعیت اسفناک زنان ایرانی در زندانهای مالزی

دو زن جوان ایرانی به جرم حمل مواد مخدر در مالزی به اعدام محکوم شدند. ندا و شهرزاد ۲۶ و ۳۱ ساله حامل حدود پنج کیلو مفتامین بوده‌اند که در فرودگاه کوالالامپور دستگیر می‌شوند. به گزارش رسانه‌های گروهی، هریک از این دو بیش از دو کیلو مفتامین با خود داشته‌اند اما "شراره سعیدی" فعال حقوق زندانیان در مالزی  می‌گوید که یکی از این دونفر هیچ ماده مخدری همراهش نبوده بلکه تنها به دلیل همراهی و دوستی با فرد دیگر دستگیر می‌شود. زن دیگری که مواد را در لباس‌هایش جاسازی کرده بوده در ازای دریافت ۳ میلیون تومان پول حاضر به این کار شده است. این فرد که به گفته خانم سعیدی در تمام طول این سه سال حمایت مالی صاحب اصلی مواد را داشته، حاضر نشده شهادت دهد که دوستش از این جریان بی اطلاع بوده است. خانم سعیدی البته تاکید می‌کند که شرایط زندان‌های مالزی آنقدر بد و اسف‌بار است که اصلا نمی‌توان از زندانیان انتظار داشت رفتارهای منطبق با عقل و منطق انجام دهند. یکی از زنانی که مدت ۴۲ روز در زندان کوالالامپور بوده و به تازگی آزاد شده است به دویچه‌وله می‌گوید که در حال حاضر بین ۳۰ تا ۳۵ زندانی زن در فاصله سنی ۲۶ تا ۶۵ سال در این زندان هستند که جرم یا اتهام اکثر آنان حمل مواد مخدر است. این فرد که نخواست نامش فاش شود، شرایط بهداشتی و غذایی این زندانیان را "اسف‌بار" توصیف می‌کند و می‌گوید: «زنان در اتاقک‌های کوچک سه در چهار متری نگهداری می‌شوند و در هر اتاق ۱۵ تا ۱۶ نفر به سر می‌برند. در چنین شرایطی، با جمعیت زیاد و فضای فوق‌العاده کم، فقط جای کوچکی را به "سرویس بهداشتی" اختصاص داده‌اند که البته نمی‌شود اسم آن را سرویس بهداشتی گذاشت به خاطر این‌که از آن به عنوان دست‌شویی، حمام، روشویی و دست‌شویی استفاده می‌شود. خانم‌ها از ناراحتی‌های زنان و پوستی رنج می‌برند. به یک نوع بیماری قارچ به نام "گوراب" که مربوط به آب و هوا و وضعیت غیربهداشتی اینجاست، مبتلا می‌شوند. شپش ‌در زندان بیداد می‌کنند. چون اکثر مجرم‌هایی که با هم‌دیگر هستند، موهای‌شان بلند است و استحمام در آن‌جا انجام نمی‌گیرد، به همین خاطر شپش‌ها منتقل می‌شوند. تشک‌های آن‌جا فوق‌العاده کثیف و بدبو هستند که روی زمین پهن می‌شوند». به گفته این فرد برخی از این زنان به خاطر تامین غذا و دارو مجبور به تن‌فروشی می‌شوند و مسئولان زندان هم این موضوع را می‌دانند اما بر آن سرپوش می‌گذارند. این زندانی سابق می‌گوید: «در ماه رمضان همه‌ی بچه‌ها را به یک سلول منتقل کردند که خیلی زجرآور بود. مثلاً بعضی خانم‌ها پریود بودند و نمی‌توانستند روزه بگیرند، اما شرایط را برای همه یکسان کرده بودند. بچه‌ها می‌گفتند ما نمی‌توانیم روزه ‌بگیریم، باید غذا بخوریم، روزه گرفتن و نماز خواندن ما حرام است، ولی به آن‌ها گفته می‌شد که فرقی نمی‌کند، شما هم همان دو وعده غذا را دارید». حمل ماده‌ای که نمی‌دانند چیست فرد گفت و گو کننده با دویچه‌وله می‌گوید بیش از نیمی از این زندانیان نمی‌دانستند که حامل مواد مخدر هستند و تنها به آنها گفته شده که اینها دارویی است که ممکن است ورودش به مالزی قدغن باشد اما اگر به ماموران فرودگاه رشوه بدهید کاری با شما نخواهند داشت. شراره سعیدی نیز تایید می‌کند که اکثر کسانی که به صورت گروهی دستگیر شده‌اند اصلا نمی‌دانسته‌اند که حامل مواد مخدر هستند. او می‌گوید در هر گروه تنها یک نفر از موضوع اطلاع دارد و او هم اجازه ندارد چیزی در این مورد به بقیه بگوید. به گفته این زندانی سابق، بیشتر زنان زندانی متارکه کرده ‌و بیکار هستند و به همین دلیل نیاز مالی شدید دارند و در ازای دریافت ۳ تا ۵ میلیون تومان پول حاضر به حمل این مواد شده‌اند. برخی دیگر نیز از سوی همسرانشان وادار به این کار شده‌اند. این فرد به زن مسنی اشاره می‌کند که به دلیل تامین هزینه خرید کلیه برای شوهرش حاضر به حمل مواد مخدر به مالزی شده و زن دیگری که دختری عقب‌مانده دارد و برای تامین هزینه‌های او ناچار به این کار شده است. سفارتی که حامی نیست در طول چند سال اخیر که تعداد زندانیان ایرانی مالزی افزایش پیدا کرده است تنها دوبار نماینده‌ای از سفارت ایران در مالزی به دیدار این زندانیان رفته است. در حالی که به گفته زنی که با دویچه‌وله گفت و گو کرد، نمایندگان سفارت‌خانه‌های کشورهای دیگر مثل ویتنام و میانمار هر ماه به دیدار زندانیانشان می‌روند و در تامین غذا و داروی آنها کمک می‌کنند. این زن می‌گوید: «بچه‌هایی هستند که قرار است آزاد بشوند. آن‌ها می‌گویند ما قرار است آزاد بشویم و سفارت آمار ما را هم دارد، ولی متأسفانه کوتاهی می‌کند و به موقع در دادگاه‌شان حاضر نمی‌شود و هیچ کنترلی هم بر پرونده آنها نمی‌کند. می‌گویند از لحاظ دارو و درمان، سفارت می‌تواند به آن‌ها کمک کند، ولی متأسفانه این کمک‌ها را دریغ می‌کند. یکی دوبار هم که نماینده‌ی سفارت به آن‌جا رفته، فقط گفته که شما با این کارتان آبروی ایران را برده‌اید و از ما انتظار کمک نداشته باشید. با توجه به کاری هم که کرده‌اید، مجرم هستید و هر بلایی‌هم که سرتان بیاید، حق‌تان است». از روز اول اکتبر امسال (۹ مهر) دولت مالزی مدت ویزای ایرانیان را که سه ماه بود به ۱۴ روز تقلیل داده است. به گفته وزیر کشور مالزی این تغییر به این دلیل صورت گرفته که ایرانیان از مالزی برای عبور و مهاجرت غیرقانونی به استرالیا استفاده می‌کنند. او تصریح کرده که این کار به درخواست دولت استرالیا انجام شده است. شراره سعیدی می‌گوید این اقدام نیز در راستای فشار بیشتر بر ایرانیان است که تا کنون با اعتراضی از سوی دولت ایران روبرو نشده است. دو زنی که به اعدام محکوم شده‌اند از روز ۹ مهر به سلول انفرادی منتقل شده‌اند. بر اساس قوانین مالزی به محض صدور حکم اعدام حتی در مرحله بدوی، زندانی به سلول انفرادی منتقل می‌شود. به گفته خانم سعیدی در حال حاضر ۷۰ زندانی ایرانی به اعدام محکوم شده‌اند و کسانی در میان آنها هستند که دو سال و نیم است در انفرادی به سر می‌برند. این فعال حقوق زندانیان می‌گوید وقتی به دیدن این افراد می‌رود از او خواهش می‌کنند تا بیشتر بماند تا آنها را دیرتر به سلول انفرادی برگردانند. زنی که ۴۲ روز در زندان کوالالامپور بوده می‌گوید: «اینجا آخرالزمان است». منبع:DW

نخستین مرکز معالجه زنان ختنه شده

سالانه میلیون‌ها دختر با "ختنه" به لحاظ جنسی ناقص می‌شوند. درد و عفونت دائم از پیامدهای این عمل است. یک مرکز پزشکی در برلین با حمایت واریس دیری، مانکن سابق، برای کمک به قربانیان "ختنه" زنان تاسیس شده است. دمیس زن جوانی اهل اتیوپی است. او را هنگامی که ۷ یا ۸ ساله بود "ختنه" کردند. همه اهالی روستایی که او در آن زندگی می‌کرد جمع شده بودند تا بدین خاطر جشن بگیرند. پیش از او نوبت دو دختربچه دیگر بود. «من آن‌ها را دیدم و فرار کردم» اما به دنبالش می‌دوند و او را می‌گیرند. سنایت دمیس در اتاق کلینیک "والدفریده" در برلین اقامت دارد و خاطراتش را شرح می‌دهد. او به یاد ندارد که در اتاقی که او را "ختنه" کردند چه اتفاقی افتاده است. نه درد خود را به خاطر می‌آورد و نه خون زیادی را که احتمالا از او جاری شده است. شانه‌هایش را بالا می‌اندازد و می‌گوید: «لابد بیهوش شده بودم. یادم نمی‌آید.» او در مورد علت آمدنش به برلین با لبخند می‌گوید: «می‌خواهم چیزی را که از من گرفته‌اند دوباره بدست بیاورم. می‌خواهم بار دیگر کامل باشم.» این زن ۳۴ ساله یکی از دو بیماری است که با تاسیس "مرکز کمک به قربانیان ناقص‌سازی آلت جنسی زنان" در کلینیک برلین به آن مراجعه کرده‌اند و می‌خواهند که بر روی آنها عمل "بازسازی کلیتوریس" انجام گیرد. پزشک جراح کلینیک، رولاند شرر، قرار است این عمل را بر روی زنان انجام دهد. دکتر شرر می‌گوید: عمل ساده‌ای نیست، چون جراحت‌ها بسیار قدیمی هستند و اثر زخم‌ها عمیق. زنان ختنه نشده را "ناپاک" می‌دانند "ختنه" یا ناقص‌سازی آلت تناسلی زنان در بسیاری از کشورهای آفریقایی و در برخی از کشورهای آسیایی و خاورمیانه انجام می‌گیرد.  این پدیده در بعضی نقاط غرب، شمال غربی و جنوب شرقی ایران گزارش شده است. در "ختنه" زنان، بخش‌هایی از کلیتوریس را می‌برند. به گزارش سازمان بهداشت جهانی، حدود ۱۵۰ میلیون زن و دختر قربانی در حال حاضر در جهان وجود دارند. برخی دختران را در سنین بسیار پایین "ختنه" کرده‌اند. انجام این عمل در بسیاری از کشورها ممنوع است. مجازات "ختنه" زنان در آلمان ۱۵ سال حبس است. دلایلی که انجام‌دهندگان این عمل می‌آورند گوناگون‌است. برای مثال می‌گویند زنی که "ختنه" نشده "ناپاک" است. ایولین برندا، فعال حقوق مدنی در کنیا که علیه "ختنه" زنان مبارزه می‌کند در این مورد می‌گوید: «در چشم زنان دیگر، زن ۴۵ ساله‌ای که ختنه نشده جوان‌تر از دختر ۱۵ ساله ‌ختنه شده است.» خود خانم برندا "ختنه" نشده است و برای همین اجازه ندارد در کنیا بر سر میز بزرگسالان بنشیند و باید با کودکان غذا بخورد "یک جنایت" تغییر دادن سنت‌ها دشوار است. ایولین برندا می‌گوید: «با مادرانی سر و کار دارم که دختر خود را در حالی که جیغ می‌کشد در بغل گرفته‌اند و می‌گویند، خانم برندا، من هم دخترم را مثل بقیه دوست دارم!» اما بسیاری از مادران می‌ترسند که اگر دخترشان "ختنه" نشود به حاشیه جامعه رانده شود و مردی پیدا نشود که بخواهد با او ازدواج کند. به نظر این فعال اجتماعی کنیایی، باید برای این مادران توضیح داد که موضوع بر سر سلامتی فرزندانشان است. بریدن کلیتوریس دختران عوارض جسمی زیادی دارد. ابتلا به عفونت‌های واژن و رحم، نازایی، دردهای شدید هنگام قاعدگی یا کیست واژن و رحم و بطور کلی دردهای موضعی، بیشتر دختران و زنانی را که ختنه شده‌اند رنج می‌دهد. با ختنه حس جنسی زنان از میان می‌رود و رابطه جنسی دردناک می‌شود. پیامدهای روحی "ختنه" زنان اغلب زیر سایه قرار می‌گیرد که در این مورد از جمله می‌توان به احساس اضطراب و بی‌اعتمادی اشاره کرد که پیامد آسیب‌دیدگی‌ای است که بر دختر در مواجهه با خشونت عمل "ختنه" وارد شده است. از این روست که واریس دیری، مانکن سابق و فعال حقوق بشر، "ختنه" زنان را "جنایت" می‌نامد. او می‌گوید: زنان رنج می‌کشند. آنها چه موقع زایمان چه هنگامی که عمل زناشوئی انجام می دهند، رنج می‌کشند. واریس دیری که سفیر مخصوص سازمان ملل نیز هست، بنیاد "گل صحرایی" را تاسیس کرده است. او که رمانی به همین نام نوشته و در سراسر جهان با "ناقص‌سازی جنسی زنان" مبارزه می‌کند، حامی مالی مرکز کمک به قربانیان ناقص‌سازی آلت جنسی زنان در کلینیک برلین است. خانم دیری می‌گوید: «هر زنی که بخواهد از امکانات این مرکز استفاده کند، می‌تواند پیش ما بیاید.» پزشک جراح این مرکز حدس می‌زند که سالانه حدود ۱۰۰ نفر را بتوان در این مرکز جراحی کرد. پزشکان دیگری بیرون این کلینیک هم هستند که عمل بازسازی کلیتوریس را انجام می‌دهند. اما به گفته دکتر شرر، نظیر این کلینیک در جهان از نظر "برنامه خاص برای مداوا" وجود ندارد. در اینجا در کنار پزشکان، روانشناسان هم به زنان کمک می‌کنند. با این همه از بین بردن کامل حس "ناقص بودن" برای پزشکان وروانشناسان آسان به نظر نمی‌رسد، چون آسیب‌دیدگی جسمی و روحی زنان تا عمق وجود آنان را صدمه زده است. تنها چاره‌ای که می‌ماند این است که مبارزه با "ختنه" زنان گسترده‌تر شود. سنایت دمیس، زن اتیوپیایی که برای عمل جراحی به کلینیک مراجعه کرده نیز با این نظر موافق است. او می‌گوید هنگامی که به اتیوپی بازگردد تمام تلاش خود را برای مبارزه با "ختنه" زنان خواهد کرد. او در نخستین گام مبارزه خود موفق بوده است. سنایت دمیس توانسته مادر خود را قانع کند که از ختنه دختر پنج‌ساله‌اش چشم بپوشد. منبع: DW.DE
بیداد فروش بچه در تهران در"بهشت بانوان"، زنان نفس می کشند زندگی زنان تحت حکومت داعش آمارهایی در ارتباط با روابط جنسی در ایران مرثیه ای به نام طلاق در ایران

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

نگاه کانتی به تمایلات بشری

ایمانوئل کانت، فیلسوف قرن هجدهمی، معتقد است که نوع بشر به بدی تمایل دارد. منظور او افرادی نیستند که با خوشحالی دست هایشان را به هم می مالند و دستور شکنجه یک اسیر جنگی را می دهند. منظور کانت تمایل اساسی انسان به تسلیم شدن در برابر کاری است که می خواهد انجام بدهد، به جای کاری که باید انجام بدهد. تسلیم شدن در برابر تمایلات به جای تسلیم شدن در برابر تعهدات و وظایف. از نظر کانت اخلاق نیرویی است که شکاف میان این دو را از بین می برد و ما را از خودخواهیِ بیشتر حفظ می کند. هنگامی که تمایلات مورد تردید قرار می گیرند، تمایلات جنسی هم از این میان مستثنی نیستند. کانت به طور تلویحی قدرت غیرعادی انگیزه های جنسی و ظرفیت آنها برای انحراف ما از مسیر درست را مورد تایید قرار داده است. او معتقد است که تمایلات جنسی به ویژه از نقطه نظر اخلاقی محکوم هستند، زیرا تمرکز شهوت بر بدن افراد است نه بر عاملیت اخلاقی شان، زیرا ما افرادیی را که به آنها تمایل جنسی داریم در حد یک شیء صرف تقلیل می دهیم. در انجام چنین کاری ما آنها را اsبزاری برای رسیدن به ارضاء شخصی مان در نظر می گیریم. رفتار با مردم به مثابه یک شیء می تواند معانی مختلفی داشته باشد. این نحوه رفتار می تواند به معنی کتک زدن، حمله شدید و یا هتک حرمت آنها باشد. اما راه های دیگری برای تقلیل انسان ها به شیء وجود دارد که خشونت کمتری دارند. ممکن است با فردی تنها به عنوان وسیله ای برای لذت جنسی مان رفتار کنیم یا اگر بخواهیم از اصطلاحات قدیمی تر استفاده کنیم، برای ارضاء شهوت مان. این واقعیت که شخص مقابل ما، از این رابطه راضی است، تاثیری در این مسئله ندارد؛ ممکن است دو نفر با هم توافق کنند که از یکدیگر صرفا برای مقاصد جنسی استفاده کنند. اما آیا مگر این طور نیست که ما همیشه از یکدیگر استفاده می کنیم؟ بسیاری از ما به شغلی مثل نظافت چی، باغبان، معلم و یا خواننده مشغول هستیم. آیا بهره برداری از خدمات، شخص ارائه دهنده خدمت را به یک شیء تقلیل می دهد و یا آیا خدمتکار، دریافت کننده خدمت را با گرفتن پول از او، به یک شیء تَنَزُّل می دهد؟ به نظر نمی رسد که این روابط به اندازه روابط جنسی باعث به وجود آمدن معضلات اخلاقی بشوند. چرا که از یک طرف این روابط مستلزم تقلیل انسان به شیء نیستند و از طرف دیگر تا حدودی تقلیل انسان به شیء در مورد این روابط به کار برده نمی شود. کانت معتقد بود که در گذشته طرح این موضوع به طور واقعی مسئله ساز نبوده است. او میان «استفاده صرف» (که اساس تقلیل چیزی به شیء است ) و «بیش از استفاده صرف» تمایز قائل بود. ممکن است ما شخصی را برای انجام کاری استخدام کنیم و پرداخت حقوق به او را تقبل کنیم، اما از او به مثابه یک ابزار صرف استفاده نمی کنیم و علیرغم بکارگیری او به انسانیت او اذعان داریم. اما تمایلات جنسی فرق دارند. بر اساس نظر کانت، وقتی که ما کسی را برای خواندن آواز استخدام می کنیم، تمایل ما معطوف به استعداد او است یعنی به فعالیتی که با صدایش انجام می دهد. اما وقتی که به کسی تمایل جنسی داریم، تمایل ما معطوف به بدن اوست نه به خدمتی که ارائه می دهد یا به استعدادی که دارد و یا به ظرفیت های فکری او، هر چند هر کدام از این ویژگی ها می تواند در افزایش میل ما به کسی که تمایل به رابطه جنسی با او داریم دخیل باشد. بنابراین وقتی تمایل ما معطوف به بدن یک شخص است، اغلب در طول رابطه جنسی بر قسمت های خصوصی بدن او تمرکز می کنیم. اما ممکن است کسی اعتراض کند که: «ما به این خاطر با کسی رابطه جنسی برقرار می کنیم که با او رابطه عاشقانه داریم و به این خاطر هم از او می خواهیم که احساس لذت کنند.» البته همه ما همین کار را می کنیم. اما اگر یک بار از ابتدا نمی خواستیم که چنین رابطه ای داشته باشیم اما بعد دست به این رابطه زدیم، آنوقت نمی توانیم این رابطه را فراتر از تمایلات جنسی بدانیم. و اگر این رابطه فراتر از تمایلات جنسی برقرار نشده باشد، آنوقت مسئله تقلیل فرد به شیء مطرح می شود. ما می توانیم از داشتن رابطه جنسی با شخص دیگر لذت ببرید. اما می توانیم فرد مقابل مان را به عنوان یک ابزار پیچیده در نظر بگیریم: برای اینکه بیشترین لذت را از آن ببریم، باید از آن به خوبی نگهداری کنیم. تنها به این خاطر که باید ماشین مان را روغن کاری کنیم و از آن به خوبی مراقبت کنیم تا بهتر کار کند، به این معنی نیست که ماشین چیزی کمتر از یک ابزار است. رابطه جنسی نه تنها شریک جنسی مان را در حد یک شیء تنزل می دهد بلکه این رابطه ما را هم به حد یک شیء تقلیل می دهد. وقتی غرق در تمایلات جنسی هستیم، به دیگران اجازه می دهیم که ما را هم در حد بدن مان تنزل بدهند، و از ما به عنوان یک ابزار استفاده کنند. کانت این روند خود-تقلیلی را به عنوان یک مسئله اخلاقی، به همان اندازه (اگر نگوییم بیشتر) جدی می بیند که تقلیل دیگران به شیء. من موظف هستم که دیگران را خوشبخت تر کنم، اما در قبال خودم هم وظیفه دارم که خودم را به لحاظ اخلاقی کامل کنم. بر اساس نظر کانت اگر اجازه بدهم که دیگران مرا در حد یک شیء تقلیل بدهند بر خلاف این رویکرد عمل کرده ام. اما واقعا مسئله اصلی چیست؟ ممکن است برخی بگویند که: «بله، ما در رابطه جنسی همدیگر را در حد یک شیء تنزل می دهیم و به خودمان اجازه می دهیم که دیگران هم با ما همین کار را بکنند. چیزهایی بدتری تا حالا اتفاق افتاده است و در آینده هم اتفاق خواهد افتاد. در مقایسه با چیزهای بد دیگر، حداقل رابطه جنسی (اگر همه چیز خوب پیش برود) لذت بخش است و هر چیزی که در یک رابطه جنسی نادرست باشد لزوما بد نیست.»، اما آیا مطمئنیم که همین طور است؟a

چرا معاشقه در شب؟

بیشتر افراد گرایش دارند وقتی عشق‌بازی کنند که به بستر می‌روند و این معمولا شب هنگام است.علت وابستگی این دو نیاز غریزی به یکدیگر، چندان شناخته شده نیست؛ اما شاید موضوع به دستور بیولوژیک برای باروری و تولید مثل بر‌می‌گردد. بیشتر افراد گرایش دارند وقتی عشق‌بازی کنند که به بستر می‌روند و این معمولا شب هنگام است. علت وابستگی این دو نیاز غریزی به یکدیگر، چندان شناخته شده نیست. به درستی معلوم نیست که چرا عشق‌‌ورزی در شب به لحاظ بیولوژیکی مطلوبیت بیشتری دارد. از سوی دیگر پژوهش‌های مردم‌شناسی بیانگر این نکته‌اند که خیانت جنسی در هر ساعتی از روز، از سپیده صبح تا غروب و چیرگی شب امکان ‌پذیر است. چرا معاشقه پیش از خواب ارجحیت دارد پژوهشگران دریافته‌اند که بیشترین میزان عشق‌ورزی در شب، بین ساعت ۱۰ شب تا ۲ بعد از نیمه شب صورت می‌گیرد و اگر پارتنرها اهل شب بیداری هم باشند، این زمان تا ساعت ۶ صبح هم ممکن است ادامه یابد. این گرایش در طول تعطیلات آخر هفته بیشتر می‌شود. در واقع برنامه کاری در طول هفته، تا حدودی الگوهای فعالیت‌ جنسی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. پرهیز از عشق‌بازی در طول هفته باعث می‌شود فرد برای انجام مسئولیت‌های شغلی در روز بعد، به اندازه کافی استراحت کند. الگوی غالب فعالیت جنسی شبانه توجیهی منطقی دارد: در دسترس بودن و فرصت مناسب. افراد متاهل بیشتر مایل هستند هنگامی که به بستر می‌روند به معاشقه بپردازند زیرا در دسترس یکدیگر هستند. البته این پرسش نیز ممکن است مطرح ‌شود که چرا زوج‌های متاهل اغلب کنار یکدیگر می‌خوابند. اما پرسش مهم‌تر این است که چرامعاشقه در رختخواب مشترک، در شب بیشتر از روز است؟ دلایل فیزیولوژیکی مدت زمان جفت‌گیری در بیشتر پستانداران کوتاه مدت است، البته موارد استثنایی هم وجود دارد، مثلا سگ‌ها حین جفت‌گیری به اصطلاح به هم گره می خورند و در هم قفل می‌شوند و حدود۲۰ دقیقه تا نیم ساعت یا حتی بیشتر بی‌حرکت می‌مانند. همین امر باعث پراکندگی رقبای نر می‌شود. کوتاهی زمان جفت‌گیری دخالتی در باروری ندارد. این امر در فعالیت‌های جنسی موجوداتی که روی دو پا راه می‌روند از جمله انسان صدق نمی‌کند، زیرا ایستادن موجب خروج منی از دستگاه تناسلی می‌شود. بنابراین درازکشیدن بعد از عمل جنسی، شانس باروری را بالا می‌برد. همچنین این امر می‌تواند به ایجاد صمیمیت و لذت جنسی کمک کند که خود در بارداری موثر است. دلایلی ارتباطی خوابیدن زوج‌ها کنار یکدیگر می‌تواند پیامدهایی در حفظ و تداوم زناشویی و تقویت ارتباط داشته باشد. البته دلایل بسیار دیگری نیز می‌تواند وجود داشته باشند که هیچ ارتباطی با صمیمیت ندارند. برای مثال، خوابیدن کنار هم موجب افزایش حرارت در سرمای شب یا زمستان می‌شود که برای مردم مناطق سردسیر دلایل زیست‌محیطی دارد. همچنین، دو جفت گوش بهتر از یک جفت می‌تواند خطرهای شبانه همچون حمله حیوانات وحشی یا دشمن را شناسایی کند. نزدیکی و تماس جنسی باعث افزایش ترشح اکسی‌توسین یا هورمون عشق می‌شود. اکسی‌توسین هورمونی است که در هیپوتالاموس ساخته و سپس به غده هیپوفیز که در قاعده مغز قرار دارد منتقل و ترشح می‌شود. این هورمون علاوه بر بهبود و تسهیل روند زایمان و شیردهی بخش‌هایی از مغز را که مسئول رفتا‌رهای احساسی، شناختی و اجتماعی هستند تحت تاثیر قرار می دهد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که اکسی‌توسین عامل بروز رفتارهای انسان‌دوستانه و واکنش‌های عاطفی و در نتیجه ایجاد حس آرامش، اعتماد و ثبات روانی است.پژوهش‌های گسترده درباره رفتارهای جنسی موش‌های صحرایی نشان داده اند که نزدیکی تنگاتنگ نه تنها در انسان، بلکه در بسیاری دیگر از پستانداران به تقویت پیوند جفت کمک می‌کند و باعث می‌شود ماده گرایش بیشتری به جفت نر خود داشته باشد و از جفت‌گیری با نرهای بیگانه خودداری کند. این الگو در نوع انسان به شکل بارزتری نمود پیدا می‌کند. در انسان در بیشتر موارد تماس جنسی در طول استراحت و خواب شبانه اتفاق می‌افتد زیرا تماس تنگاتنگ و طولانی مدت باعث تقویت احساس نزدیکی و صمیمیت زوج می‌شود. منبع: DW
میزان رسیدن به اوج لذت جنسی در زنان با علایق مختلف متفاوت است بارون تهران 10 دلیل آفرینش زن آیا اپلیکیشنهای باروری برای جلوگیری از بارداری دقیق است؟ زنان و دختران بخوانند: خوردنی‌هایی برای حفظ سلامت رحم

زنان حادثه

ایوانکا ترامپ، بانوی اول واقعی آمریکا؟

ماه ژانویه وقتی دونالد ترامپ رییس جمهوری منتخب آمریکا رسما عهده‌دار این سمت شود، همسرش ملینا بانوی اول آمریکا خواهد شد. اما بسیاری از صاحبنظران معتقدند این ایوانکا دختر آقای ترامپ است که برخی از وظایف سیاسی را به عهده خواهد گرفت. در طول کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ دختر ۳۵ ساله‌اش همواره در کنار او بود، در اجتماعات سخنرانی می‌کرد و به اشکال گوناگون برای پدرش رای جمع می‌کرد. ملینا به عنوان یک فعال اقتصادی موفق و مادر سه فرزند، توانسته تا حدودی حمایت زنان را جلب کند که بسیاری از آنها به خاطر اظهار نظرها و رفتار آقای ترامپ با زنان از او دل خوشی ندارند. دونالد جونیور یکی از پسران آقای ترامپ می‌گوید ایوانکا فرزند مورد علاقه پدرش است و آقای ترامپ او را \"دختر کوچولوی بابا\" خطاب می‌کند. وقتی از هم دورند حداقل روزی پنج بار با هم تلفنی صحبت می‌کنند. در طول کارزار انتخاباتی ایوانکا برای حمایت از پدرش هزاران کیلومتر در سراسر آمریکا سفر کرد و برخی از مسافرت‌ها در دوره بارداری او بود. مجله وینتی فیر او را \"همسر نیابتی\" آقای ترامپ توصیف کرده و نوشت:\"به نظر می‌رسد کارزار تبلیغاتی دونالد ترامپ برای رساندن پیام خود به مردم ترجیح می‌دهد به جای همسرش از ایوانکا استفاده کند.\" این ایوانکا بود و نه ملینا همسر آقای ترامپ که او را بعنوان نامزد حزب جمهوری‌خواه برای انتخابات ریاست جمهوری معرفی کرد. او زیرکانه از پدرش محافظت می‌کند و نقطه ضعف‌های او را می‌پوشاند. ایوانکا در مصاحبه‌ای با هفته‌نامه ساندی تایمز گفت پدرش همواره حامی فمینیسم بوده و \"او یکی از دلایل اصلی است که من توانسته‌ام زنی باشم که امروزه می‌بینید.\" ایوانکا در اداره و مدیریت موسسات ترامپ و هتل‌های زنجیره‌ای آن به برادرانش اریک و دونالد جونیور کمک می‌کند. او در فعالیت‌های اقتصادی پدرش اختیاراتی دارد که هیچیک از همسران آقای ترامپ نداشته و ندارند. گفته می‌شود او مدیر بخشی از بزرگترین معاملات در موسسات اقتصادی ترامپ است. ایوانکا در عین حال مارک (برند) مد لباس خود را هم دارد که شعار تبلیغاتی آن \"زنانی که کار می‌کنند\" است. او در وبسایت خود می‌گوید :\"می‌خواهم به زنان الهام دهم و آنها را نیرومند کنم تا زندگی را که دوست دارند بسازند، زندگی که فقط به آنها تعلق دارد و نه توقعات و انتظارات دیگران.\" در شرایطی که دونالد ترامپ در طول کارزار انتخاباتی به تبعیض جنسیتی و بدرفتار با زنان متهم شد ایوانکا تلاش می‌کرد تا حمایت زنان را جلب کند. او در سخنرانی در ماه ژوئیه گفت:\"خانواده‌های آمریکایی به کمک نیاز دارند. سیاست‌هایی که به رشد و شکوفایی زنان صاحب فرزند کمک می‌کند نباید فقط برای عده معدود بلکه برای همه فراهم باشد. سیاستمداران از دستمزد برابر برای زنان صحبت می‌کنند ولی پدرم این روش را در تمام دوره مدیریتش در تمام شرکت‌های خود اجرا کرده است.\" دیدگاه او در مورد مرخصی زایمان و نگهداری از کودکان خردسال روی سیاست‌های پدرش تاثیر گذاشته است. دونالد ترامپ در یک اجتماع انتخاباتی در آیووا گفت:\"ایوانکا همیشه روی این مسئله اصرار داشته و مرتب به من گفته که باید این کار را بکنیم. او خیلی باهوش است و حق با اوست.\" در شبکه‌های اجتماعی ایوانکا از پدرش محتاط تر است. او در صفحه اینستاگرام خود که حدود ۱.۵ میلیون دنباله رو دارد، عکس‌های خانوادگی و یا نکته‌های الهام بخش منتشر می‌کند. در مقایسه با او ملینا همسر آقای ترامپ و بانوی اول آینده آمریکا فقط ۱۲ هزار و پانصد دنباله رو دارد. شاید امروزه عکس‌های هیلاری و بیل کلینتون در مراسم ازدواج دونالد ترامپ با ملینا حذف شوند ولی ایوانکا هنوز دوستی نزدیک خود با چلسی، دختر کلینتون‌ها را حفظ کرده است. هر چند طبق گزارش‌های منتشر شده در دوران کارزار انتخاباتی آنها روابط خود را موقتا متوقف کردند. ایوانکا در مصاحبه‌ای با مجله پیپل گفت:\"روابط ما دوستانه است ولی در حال حاضر در فضای زندگی هر دو ما فشار زیادی وجود دارد.\" در ماه اوت یکی از رسانه‌های آمریکایی از دونالد ترامپ پرسیده بود اگر به مقام ریاست جمهوری برسد کدام زن را وارد کابینه خواهد کرد؟ او در پاسخ گفت:\"زنان زیادی هستند که از بین آنها می‌توان انتخاب کرد. ولی همه خواهند گفت ایوانکا را انتخاب کن.\" ایوانکا در عرصه سیاست هیچ تجربه‌ای ندارد ولی پدرش دونالد ترامپ نیز هیچ تجربه سیاسی نداشت. در نتیجه بعید نیست ایوانکا به یکی از افراد مهم در حلقه نزدیکان رییس جمهور آینده آمریکا بدل شود. در جواب به سئوال مجله کوزموپولیتن که از او پرسید آیا زمانی در انتخابات ریاست جمهوری نامزد خواهد شد ایوانکا گفت چنین احتمالی را رد نمی‌کند و افزود:\"بعید می‌دانم. ولی یاد گرفته‌ام که در زندگی هیچگاه نباید گفت نه، چون آدم را محدود می‌کند.\"  

۶ ایرانی در لابراتوار هاروارد

دکتر پردیس ثابتی استاد ژنتیک در هاروارد بعد از شنیدن تلاش ترامپ برای محدود ساختن پناهنده ها و مهاجرین، تصمیم گرفت از ایرانیانی که در لابراتوار وی در دانشگاه هاروارد مشغول تحصیل و تحقیق هستند دعوت کند برای صرف چای … نیت او این بود که نشان دهد تصوری که ترامپ از مهاجرین دارد سالم و واقعی نیست. مهاجرین همیشه از بنیان های رشد و شکوفایی علمی و اقتصادی امریکا هستند. تحقیقاتدکتر ثابتی در زمینه کنترل ویروس ها و بیماری اپیدمیک او را بارها به افریقا کشانده است. او حتی خواننده و نوازنده یک گروه راک هم هست. او از دانشمدان مطرح زمینه دفاع بیولوزیک و ژنتیک در مقابل بیماری های واگیر است و حتی در برنامه معروف علمی TED هم سخنرانی داشته است. در لابراتوار دکتر ثابتی در دانشگاه هاروارد ۴۰ نفر به سرپرستی وی مشغول تحقیق هستند.
زندگی در برزخ «دوستم باش» اپلیکیشنی برای امنیت زنان هندی با پریسا تبریز، «شاهزاده امنیت» گوگل آشنا شوید میشل اوباما برای انتخابات ۲۰۲۰؟ عشق آقای رئیس جمهور

حقوق زنان

از لادیزنگار: مهریه های عجیب

دوست عزیزی به نام خانم مولود محتشم، این مطلب جالب را برای لادیز  نکار فرستاده اند. با تشکر از این لادیزی خوب، از شما هم دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود را برای ما بفرستید تا با نام خودتان در لادیز منتشر شود.

پای صحبت الکساندرا شفچنکو، یکی از سه رهبر اصلی گروه فمن تغییر معنای برهنگی

جنبش فمن که سال ۲۰۰۸ در اوکراین شروع شد، حالا ابعاد جهانی پیدا کرده است. آنها تاکنون اقدامات زیادی کرده‌اند: فوریه ۲۰۱۱ جلوی سفارت ایتالیا در کیف علیه زن‌بارگی سیلویو برلوسکونی تظاهرات کردند. سه ماه بعد علیه قاچاق بچه‌ها و در اکتبر ۲۰۱۱ علیه سازماندهندگان بازی‌های جام ملت‌های اروپا در سال ۲۰۱۲. بعد از آن که گند کار دومینیک استرواس کان (رئیس سابق صندوق بین‌المللی پول) در سوء استفاده جنسی از خانم خدمتکاری در هتل در آمد، اکسیون اعتراضی در پاریس به راه انداختند. دسامبر ۲۰۱۱ به تظاهرکنندگان علیه انتخابات روسیه پیوستند. ماه ژوئیه ۲۰۱۲ هم در هامبورگ علیه فحشا تظاهرات کردند. این جنبش هنوز جا نیفتاده و در جوامع مردسالار و حتی در میان روشنفکران نیز مخالفان فراوانی دارد، با این حال به علت ظرفیت مبارزاتی زیاد آن و استقبال بخش‌هایی از زنان مبارز، رفته رفته اسمش سر زبان‌ها افتاد و به عنوان یک شیوه نوین مبارزه شناخته شد. این جنبش هنوز راه درازی در پیش دارد، اما با از کار افتادن بعضی شیوه‌ها یا کند شدن سلاح‌های دیگر، ظهور آن یکباره همه را غافلگیر کرد و نشان داد که سرکوب همه را سرکوفته و سر افکنده نمی‌کند. جنبش وال استریت، و قبل از آن جنبش‌های متعدد دانشجویی برای تحصیل همگانی و مجانی و جنبش های صلح و آزادیخواهانه بر ضد جنگ و نیروگاه‌های اتمی غالباً خودجوش بودند، اما در مواردی راکد شدند، یا رفته رفته درهم ادغام شدند و اشکال دیگری به خود گرفتند. جنبش فمن نیز ادامه راه جنبش فمینیستی با اشکال دیگر است. فمن‌ها خود را فمینیست می‌دانند، اما همه فمینیست‌ها خود را فمن نمی‌دانند. علی‌رغم این تفاوت هر دو علیه ستم جنسی مبارزه می‌کنند. روش مبارزه فمن‌ها اما منحصر به فرد است. این روش که با مخالفت‌های زیادی نیز روبه‌رو شده، یک حسن بزرگ دارد وآن این است که منبطق با نیازها و مقتضیات زمانه ما با مختصات ویژه ارتباطات ماهواره‌ای و اینترنت است. جلب نظر کردن در چنین دنیایی و اثر گذاردن بر افکار عمومی به روش‌های خاص زمانه نیاز دارد. موافق و مخالف جنش فمن‌ها بر این نکته اتفاق نظر دارند که روش مبارزاتی آنها اثرگذار و بسیار برانگیزاننده است: زنان در این شکل از مبارزه به طور علنی و به اعتراض چیزی را به جامعه مردسالار عرضه می کنند که مردان در خفا دنبالش می‌گردند. آنها با برهنه نمودن سینه‌هایشان نقاب از تزویر و ریای اجتماعی برمی‌دارند. بحث دینی به کنار، در زمینه فرهنگی نیز کار فمن‌ها شگفتی‌آور بوده است. چون تاکنون پدیده‌های فرهنگی در غرب تولید می‌شد و مورد تقلید شرق قرار می‌گرفت، اما در مورد جنش فمن خلاف این روند مشاهده می‌شود. رفتار زنان اوکراینی که از لحاظ اقتصادی و فرهنگی عقب‌مانده تلقی می‌شوند، سر مشق زنان اروپای غربی قرار می‌گیرد. در مورد زمینه‌ها و نحوه شکل گیری این جنبش رسانه‌های آلمانی با الکساندرا شفچنکوAlexandra Schewtschenko از بنیان این جنبش گفت‌وگوهایی کرده‌اند که گزیده‌ای از آنها را می‌خوانیم: الکساندرا شفچنکو یکی از سه رهبر اصلی گروه فمن که بیست و پنج ساله و اهل کیف اوکراین است، در گفتگو با دی‌سایت آلمان می‌گوید: “در جوانی به گذشته حسرت می‌خوردم. آنوقت‌ها جوانان کمونیست برای خودشان فکر و ایده داشتند. من هم برای خودم خواب و خیال‌هایی داشتم، اما تحصیلم در رشته مدیریت اقتصاد راضی‌ام نکرد. امروز در شهرهای کوچک اوکراین کسانی که در سنین بین کودکی و بلوغ هستند کاری جز سیگار کشیدن و آبجو خوردن ندارند. چشم‌انداز دیگری نیست. وقتی هجده سالم شد دوستی با بعضی فعالان جنبش زنان زندگی‌ام را عوض کرد. او در جواب به این پرسش که فمن را چطور تعریف می‌کند، می گوید: “در هجده سالگی فکر می کردم فمینیسم یعنی اینکه آدم زشت لباس بپوشد، موهایش را مثل دیوانه‌ها آرایش کند و از مردها بدش بیاید، اما حالا نظرم عوض شده. به نظرم فمینیسم یک ایدئولوژی ضروری برای همه زنان دنیاست. معنی‌اش این است که راهی جز مبارزه نداریم و در این جدال به سلاح‌های جنون‌آمیز هم متوسل می‌شویم. فمینیسم چیزی نیست که در کتاب‌ها بشود پیدا کرد. باید برایش جنگید. فمینیسم برای زنان جوان در اوکراین و اروپا مهم است. من اگر فمینیست نباشم، یعنی اینکه برده مردان هستم… فمینیسم خیلی ساده یعنی اینکه زنان و مردان برابرند. زنان فقط همسرانی نیستند که پخت و پز می‌کنند، بلکه انسان‌هایی دارای همه حقوق هستند. من فمینیست شده‌ام تا زنان دیگر را هم فمینیست کنم.” او به تفاوت‌های طبقاتی و فرهنگی بین زنان اوکراین و اروپا نیز می‌پردازد: “زنان اوکراینی فقط یک هدف در زندگی دارند: شوهر پیدا کنند و چه بهتر که خارجی باشد. این زنان فقط می‌خواهند خانه‌دار باشند و به کار بیرون علاقه ندارند. برای تغییر این وضع به انقلاب نیاز است. ما برای دست‌گرمی تاکنون چندتایی خرده انقلاب در رسانه‌ها راه انداخته‌ایم. پیش از اقدامات ما در برهنه کردن اعتراضی سینه‌هایمان، سینه برهنه زن را فقط در مجلات سکسی برای مردان یا نیمه شب‌ها در تلویزیون می شد تماشا کرد، اما ما جسم زن را قانونی کرده‌ایم. حالا در روزنامه‌های اوکراین یا روز روشن هم در تلویزیون می‌شود این صحنه‌ها را دید.” دی‌سایت می‌پرسد: این انقلاب شما به کجا ختم می‌شود؟ شفچنکو: به مادرسالاری. یعنی امیدوارم که اینطور بشود. یعنی کی؟ –          نمی دانم، شاید سال ۲۰۱۷. یعنی دقیقا صد سال بعد از انقلاب اکتبری که به استیلای سیستم تزارها خاتمه داد. تا آن هنگام باید بجنگیم. برگزاری مسابقات فوتبال جام ملت‌های اروپا در اوکراین صحنه مناسبی بود برای مطرح شدن فمن‌ها. برگزاری چنین مسابقاتی بازار فحشا را هم داغ کرد و هوسرانان را در قالب تماشاگران فوتبال راهی اوکراین نمود. مبارزه با ستم جنسی از مهم‌ترین موضوعات مبارزه فمن‌هاست. آنها در این مبارزه با تنگناهای زیادی روبه‌رو هستند و به ویژه حضور رسانه‌ای برایشان خیلی اهمیت دارد. به قول شفچنکو “بدون حضور رسانه‌ای در اروپا پوتین ما را می‌بلعید”. دی سایت: چه احساسی دارید هنگامی که جلوی دوربین تلویزین برهنه می‌شوید؟ شفچنکو: نخستین بار خیلی استرس داشتم، اما بیشتر مشکلات و احساسات قبل از این صحنه پیش می‌آیند . یعنی موقعی که آدم باید خودش را آماده مقابله با خانواده و دوستان کند. نخستین‌بار که برهنه شدم مادرم گریه کرد، جیغ کشید، گفت من آبروی خانواده را برده‌ام و دیگر دخترش نیستم… اما آخر من که فاحشه نیستم، یا از اینها که در کلوب‌های شبانه می‌رقصند. مدل هم نیستم. من فمینیستم و این کار بخشی از مبارزه من است. ما فاحشه نیستیم، با فاحشگی مبارزه می‌کنیم. ما نمی‌گذاریم اوکراین فاحشه‌خانه اروپای غربی شود. او در زمینه روسپیگری معتقد به مدل سوئدی است که طبق آن نه با روسپیگری، بلکه با قوادی و خرید و فروش زنان مبارزه می‌شود. شفچنکو در گفت‌وگو با روزنامه آلمانی تاتس تعریف دقیق‌تری از جنبش فمن ارائه می‌دهد: “فمن جنبش زنانی است که به طور فیزیکی و اخلاقی مهیا شده و آمده‌اند تا با پدرسالاری بجنگند و چوبش را هم بخورند، اما از پای ننشینند و مردسالاری را در قالب‌های صنعت سکس، دیکتاتوری و دین برملا کنند.” به قول شفچنکو که به مناسبت بنیانگذاری جنبش در آلمان به برلین آمده بود، “جنبش فمن را نمی‌شود کپی کرد، اما استراتژی‌های معینی هست که باید فقط در تماس با گروه فمن اصلی کسب نمود”. شفچنکو تاکتیک و استراتژی فمن‌ها را “سکستریم” (Sextremis)می‌نامد و بر آمادگی جسمی و روحی، و قدرت انعطاف در مقابله با پلیس تاکید می‌کند: “فمن‌ها همچنین خوب از پیشداوری‌های جامعه مردسالار آگاهند و می‌دانند که بیشتر عکاسان و سردبیران از مردانند؛ مردانی که عملیات اعتراضی فمن‌ها را سانسور یا به میل خود تفسیر می‌کنند.” شفچنکو به تمرین‌های گروه هم اشاره می‌کند که از جمله می‌کوشند جوری ظاهر نشوند که ابژه عکاسان شوند. در عکس‌ها نباید لبخند بزنند وهر چند عصبی هستند، عصبی جلوه نکنند. آنها همچنین تمرین می کنند چگونه فریاد بزنند تا بیشتر اثر کند. او می‌گوید: “ما برهنه، اما مهاجمیم” و در پاسخ به تاتس که می‌پرسد چرا برهنه می‌شوید، می‌گوید: “با برهنگی می‌خواهیم نشان بدهیم که مسلح نیستیم. ما نظر مردم و رسانه‌ها را با طرز اعتراض‌مان به خود جلب می‌کنیم. ما عمداً جایی و جوری ظاهر می‌شویم که برای مردان غیر عادی است. اینجا که ما اعتراض می‌کنیم خیابان است، فاحشه خانه یا مجله سکسی نیست. نیمه شب هم نیست. روز روشن واقعیت است. ما در تلویزیون هم که ظاهر شویم، به جای گفت‌وگو در مورد موضوعات جامعه مصرفی مانند اتومبیل فراری یا آبجو و غیره، از مسائل سیاسی حرف می‌زنیم. ما با برهنه شدن‌مان معنی برهنگی را تغییر می‌دهیم. ما بدن‌مان را پنهان نمی‌کنیم و از چیزی نمی‌ترسیم و شرم نمی‌کنیم . نمی‌توانیم دنیا را از امروز تا فردا زیرو رو کنیم، اما همین برخورد خشن پلیس و دستگیری‌های ما نشان می‌دهد که ما تا آنجا که از دستمان برمی آمده تغییر ایجاد کرده‌ایم.” فمن ها در کنار مبارزه با ستم جنسی، با فاشیست‌ها هم مبارزه می کنند. به قول شفچنکو مبارزه با نئونازی‌ها در صدر مبارزه فمن‌ها در آلمان است. شفچنکو ادامه می‌دهد: “ما فقط سینه‌هایمان را برهنه نمی‌کنیم، بلکه آنها را سپر می‌کنیم برای مبارزه با بی‌عدالتی در سایر زمینه‌های اجتماعی. برای بحث‌های آزاد سیاسی هم آماده‌ایم. یکی از از این بحث‌ها را روز پنجم آوریل در برلین با همکاری گروه‌های سیاسی دیگر برگزار کردیم.” منابع: تاز  
نگرانی از رواج پیدا کردن کاربرد رحم اجاره‌ای ۱۳ کشوری که زنانش عالی‌ترین سمت‌های دولتی را دارند خشونت خانگی چیست؟ رواج نگران کننده ازدواج کودکان در آمریکا ماجرای ختنه شدن من