1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

 

مردها برای بسیاری از زنان موجودات ناشناخته‌ای هستند؛ برای بسیاری از مردان هم همین‌طور. دانشگاهی در نیویورک رشته "مردانگی" را به برنامه تحصیلی خود افزوده است. این رشته به چه مباحثی می‌پردازد و برای چه گروهی مناسب است؟

گزارشگر شبکه یک تلویزیون آلمان در نیویورک در مورد رشته دانشگاهی جدیدی در دانشگاه "استونی بروک" نیویورک گزارش داده است. این دانشگاه امکان تحصیل در رشته "مردانگی" را فراهم کرده است.

یک جامعه‌شناس به نام مایکل کیمل که از پیشتازان عرصه "مطالعات مردانگی" است، دو سال پیش مرکزی برای مطالعه مردان و مردانگی در این دانشگاه تأسیس کرد. او خود می‌گوید تعریف واحدی از "مردانگی" وجود ندارد و بسته به نژاد، سن، منطقه، مذهب و گرایش جنسی تفاوت‌هایی در "مردانگی" وجود دارد.

به گفته‌ی کیمل، حداکثر تا دو یا سه سال دیگر امکان تحصیل در رشته‌ی "مردانگی" در مقطع کارشناسی ارشد هم فراهم می‌شود. در این صورت، این مرکز نخستین مرکز در جهان خواهد بود که در این رشته مدرکی آکادمیک ارائه می‌کند.

محتوی رشته و مخاطبان آن

دوره کارشناسی ارشد رشته "مردانگی" (پس از تأسیس) یک سال به طول خواهد انجامید. به گفته‌ی کیمل، تحصیل در این رشته هم برای مردان جالب خواهد بود و هم برای زنان. از آن گذشته این رشته فارغ‌التحصیلان مقطع کارشناسی جامعه‌شناسی و رشته‌های مشابه را جذب خواهد کرد.

این رشته همچنین می‌تواند به عنوان دوره آموزشی تکمیلی برای مددکاران اجتماعی یا آموزگاران باشد. شاغلانی که فرصت ادامه تحصیل حضوری ندارند هم می‌توانند به صورت از راه دور (آنلاین) یا در تعطیلات تابستان این رشته را بخوانند.

اما این رشته چه باری از دوش جامعه برمی‌دارد؟ اخیرا بر سر موضوع "تجاوز در دانشگاه‌های آمریکا" بحث گسترده‌ای در این کشور درگرفته است. برگزارکنندگان برخی پژوهش‌ها در ایالات متحده حتی ادعا می‌کنند که تا یک‌سوم زنان در دانشگاه‌های این کشور قربانی خشونت جنسی می‌شوند.

یکی از دانشجویان مایکل کیمل که سال‌ها در حوزه پیشگیری از خشونت‌های جنسی کار کرده، می‌گوید: «ما بررسی کردیم که سکس مبتنی بر رضایت طرفین چه ویژگی‌هایی دارد؟ و اینکه این پیام را چگونه باید به جامعه رساند: که مردان برای پاسخ مثبت هر کاری نکنند، بلکه هدف این است که طرف مقابل هم مشتاقانه پاسخ مثبت دهد».

به اعتقاد این دانشجو، رشته "مردانگی" فرصت مناسبی برای مطالعه روی موضوعاتی از این دست است.

 

دیدگاه‌ها  

-1 # مهدی 1395-12-01 17:27
عدم رعایت حجاب وعفاف ,هر جا باشی همینه,شما میخواید ,مردی رو که خدا نیازمند زن کرده برای عشق وازدواج, تحریک کنی واون عین احمقها تورو تشویق وزیباییت رو تحسین کنه.....!!!
مثل تشنه ایه که تو بیابون جلوش آب بریزی,چقدر رذل وکثیفه!!!؟
فقط باید ازدواج هارو تو سن کمتر گرفت و جامعه رو کمک کرد وحیا وعفاف رو رواج داد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

دلنوشته ها

چرا قدر اکنون را نمی دانیم

خیلی از ما  قدر لحظه را نمی دانیم. متوجه هم هستیم که لحظه خاطره انگیزی است مثلا وقتی که دوست قدیمی مان، شمع تولدش را فوت می کند. یا وقتی  کنار پدرمان در آشپزخانه نشسته ایم و لقمه های کوچک نان سنگک و گردو را برای خودمان درست می کنیم… می دانیم که این لحظات صمیمی را از یاد نخواهیم برد ولی مشکل این است که در خودِ آن لحظه، ذهن ما جای دیگری است. جسم ما ریشه در اکنون دارد ولی ذهن ما بین گذشته و آینده در چرخش است. به نظر می رسد خیلی از وقایع، بر اهمیت و مطبوع بودن شان  به مرور افزوده می شود. ذهن ما  دوست دارد ماجراهای به یادماندنی را ویرایش کند،  صحنه های لوس و ناگوار را حذف نماید و یک  خاطره زیبا برای ما بسازد. در ضمن نمی خواهیم روی اکنون تمرکز داشته باشیم چون از لحظه بعدی مطمئن نیستیم. تشویش و نگرانی های منطقی و حتی بیمورد به ما اجازه نمی دهند از اکنون مان لذت ببریم. ترس از زلزله، آتش سوزی و یا جر و بحثی که با یک نفر داشته ایم تاثیر خودش را بر ما می گذارد. مغز ما شبیه یک غار عمیق و تاریک است. مغشوش و مملو از موضوعات نگران کننده… برای همین ما عملا نمی توانیم « من» را کنترل کنیم. دفعه بعد وقتی که مشغول دیدن غروب زیبای خورشید هستیم و همزمان نگران کارهای انجام نشده در اداره، لازم نیست احساس گناه کنیم از اینکه در لحظه حضور نداریم. چون می دانیم که مغز ما، نمونه مرتب شده هر ماجرایی را بعدا به ما تحویل می دهد.

تماشایی‌ترین تصویر شهر

مرد، لاغراندام است و صورتش آفتاب‌سوخته و دست‌هایش ضمخت و کارکرده. پشت‌اش کمی خمیده است. آفتاب بالا نیامده، مرد نماز صبحش را می‌خواند، یک حبه قند را در چای تلخش می‌خیساند و چای را سرمی‌کشد و  بیرون می‌رود؛ به قول خودش، دنبال یک لقمه نان حلال. بعد، بچه‌ها، یکی‌یکی، بلند می‌شوند، صبحانه می‌خورند، لباس می‌پوشند و به مدرسه می‌روند یا دانشگاه؛ مرد اما، از همان طلوع آفتاب، سوار پیکان زهوار دررفته‌اش می‌شود، کلاج می‌گیرد، دنده عوض می‌کند، ترمز می‌گیرد. روزی هزار بار، درهای ماشین‌اش باز و بسته می‌شوند. بعضی‌ها در را آن‌قدر محکم می‌کوبند که مرد فکر می‌کند الان است که در از جا کنده شود و بعضی‌ها آن‌قدر یواش به‌هم می‌زنند که باید خودش یک بار دیگر در را ببندد. از آینه ماشین‌اش، یک تسبیح آویزان است و از تسبیح، یک پلاک «توکلت علی ا...». محرم و ایام فاطمیه، لباس مشکی می‌پوشد. گاهی شاید محرمی بگوید بچه‌های هیات محل، پشت شیشه ماشین‌اش با رنگ بنویسند: «شه باوفا ابالفضل»، اما پخش ماشین‌اش هیچ‌وقت نمی‌خواند. گاهی پیش خودت فکر می‌کنی: «چه کسالت‌بار! خسته نمی‌شود از این تکرار مکرر؟!» او اما خسته نمی‌شود. خستگی‌اش را دوست دارد؛ چون به یاد آخرین تصویری که هر روز صبح از بچه‌هایش می‌بیند می‌افتد، که آن‌ها آرام خوابیده بودند و پشت‌شان به بودن او گرم است. آدم‌ها می‌آیند و می‌روند. روی صندلی‌های ماشین‌اش، هر روز، هزارتا قصه نوشته می‌شود. یک نفر روی صندلی شاگرد، با تلفن همراه، معامله‌های میلیاردی می‌کند و سر دادن 300 تومان کرایه، با او چانه می‌زند. یک نفر، کیفش را توی ماشین جامی‌گذارد و مرد، تمام یک بعدازظهر را برای پیدا کردنش وقت می‌گذارد. یک نفر، بچه‌اش مریض است و مرد، پابه‌پایش اشک می‌ریزد و خدا را شکر می‌کند که شرمنده سروهمسر نیست؛ وقتی اسکناس‌های 100 تومانی و 200 تومانی و 500 تومانی را روی هم می‌چیند. ظهرها، کنار یک فضای سبز کوچک، پارک می‌کند، وضو می‌گیرد و روی خنکی چمن‌ها، نماز می‌خواند و از فلاسک کوچکش، برای بقیه راننده‌ها، چای داغ می‌ریزد. عصر ها که تماشایش کنی، پیراهن سفیدش، توی این هوای آلوده چرک شده... چرک‌هایش را اما نمی‌بینی، پشت آن خطوط مردانه صورتش. وقتی فکر می‌کنی به این همه تلاش کم‌اجر که هر روز، به قول خودش، برای یک لقمه نان حلال می‌کند، وقتی حساب کنی برای هر ساعت رانندگی توی این ترافیک نفس‌گیر، روزهای بارانی، روزهای آفتابی، برای هر چند بار ترمز گرفتن و دنده عوض کردن و برای هر چند بار دور زدن و بوق شنیدن، چه‌قدر پول درمی‌آورد، وقتی فکر می‌کنی به زحمت کشیدن بی‌امانش؛ ناگهان دوست‌اش داری. دست‌هایش تو را به یاد دست‌های پدرت می‌اندازد، یا پدربزرگت؛ هر بابای مهربانی که می‌شناسی. دیگر سر پول خرد، با او دعوایت نمی‌شود، دیگر اصرار نمی‌کنی که حتما این طرف چراغ قرمز پیاده‌ات کند، دیگر به‌خاطر چند قدم بالا و پایین پیاده شدن، در را محکم به‌هم نمی‌کوبی. وقتی فکر کنی او بابای کسی است و همه امید و دار و ندار خانواده‌اش، آن وقت، چه‌قدر تماشای آن پلاک «توکلت علی ا...» آرامت می‌کند در این شهر ناآرام.
این خانه جادو می كند راز هایت را نفروش رویاهایت را فراموش كن من از تو خشمگین نمی شوم مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد

می‌خواهید لباسشویی بخرید؟ فقط به خاطر این که ماشین لباسشویی شما از مد افتاده است و یا عوامل دیگری همچون مصرف آب و برق شما را برای تعویض آن تشویق کرده است؟

کنترل صفرهای قبض برق

  آسودگی حق ما است، اما گاهی لازم است برای این آسودگی و استمرار آن کمی اندیشید. این روزها داخل فروشگاه های بزرگ وسایل آشپزخانه، انواع سرخ کن ها، ساندویچ سازها، غذاسازها، آب میوه گیرها و .... را مشاهده می کنید که هر کدام سعی کرده اند تا در رقابت با دیگر مارک های تجاری، مطلوبیت و کیفیت خود را به رخ بکشند. اما در شرایطی که این روزها برای ما مهم، عدد و تعداد صفرهایی است که روی قبض های برقمان درج می شود، شاید بهترین انتخاب در میان این وسایل، کم مصرف ترین آنها باشد.  
کار در خانه، فروش در اینستاگرام لامپ کم مصرف حامی محیط زیست توصیه هایی برای تنظیم خرج خانه (قسمت اول) از خرید در فروشگاه های بزرگ لذت ببرید مادت

مطالب تصادفی

گزارش روز

ماه گرفتگی

بر همه کسانی که دوست دارند یک بار دیگر ماه گرفتگی را ببیند یک خبر خوش این که قرار است امشب چهارشنبه از ساعت ۲۱ و ۵۴ دقیقه و ۳۷ ثانیه  یک ماه گرفتگی با خسوف نیمسایه ای آغاز شود و در ساعت ۳ و ۳۰ دقیقه و ۴۱ ثانیه روز ۲۶ خردادبه پایان رسد.

حضور دوباره زنان در ورزشگاه ها كليد خورد

قصه ورود زنان به ورزشگاه هاي ايران داستان امروز و ديروز نيست.سالهاست كه اين ماجرا شروع شده است و هر از چند گاهي توجه ها را به خود جلب مي كند. اما هفته گذشته پس چند سال سكوت دوباره ماجراي ورود زنان به استاديوم ها كليد خورد.
وضعیت نامناسب محیط زیست ایران هشدار ابتکار؛ ایران دچار معضلات شدید زیست محیطی است رتبه 125 برای ایران در برابری جنسیتی اشتغال ازدواج كودكان؛ فاجعه ادامه دارد مشکل زود و بزرگ مردان ما

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

تست مهارت ارتباطی

این تست، مهارت های عاطفی و ارتباطی افراد را ارزیابی می کند. برای آنکه دریابید تا چه میزان در ارتباطات و روابط تان، شخصی توانمند و اثرگذار هستید این تست را انجام دهید. این تست شاید همان بهانه ای باشد که برای خوشایند کردن روابط تان به آن نیاز دارید.

پاسخ تست روانشناسی

دوستانی که تست روانشناسی روز یکشنبه را انجام داده اند، می توانند جواب آن را اینجا ببینند.
بابای بچه ها روز دختران در چین، روز عشق پایدار با دخترتان راجع به بلوغ جسمی صحبت کنید تاسيس دانشگاه دخترانه در تمام استان‌ها هرچیز آدابی دارد، خصوصا معاشرت

زنان حادثه

این زن نمی بخشد

ماجرای طاهره میان همه حوادث روزانه گم شد تا اینكه آمنه بهرامی قربانی اسید پاشی، مجید كسی كه به صورتش اسید پاشیده بود، را بخشید. آنوقت بود كه طاهره لب به سخن گشود. آنان یك شباهت دیگر هم دارند و آن این كه هر دو برای طرف مقابل خود در محكمه حكم قصاص گرفته اند. فقط یك تفاوت میان آنان وجود دارد و آن این كه طاهره می گوید نمی بخشد.

زن تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

در باب چرایی شکست هیلاری کلینتون، کاندیدای دموکرات در انتخابات 2016 تحلیل‌های زیادی صورت گرفته است. عواملی همچون عدم محبوبیت، عدم حمایت کافی دموکرات‌ها، عملکرد ضعیف کمپین، حضور جیل استاین (کاندیدای حزب سبز) در انتخابات، اظهارات جیمز کومی (رئیس ا
چراغهای رابطه تاریک اند گفت‌وگو با گلشیفته فراهانی: هنر در قلب مردم جای دارد من با واژنم رای نمی دهم موج اعتراض زنان ترک به عدم امنیت زنان در ترکیه فرشتگان در سایزهای مختلف می آیند. داستان زاغی که خانواده ای را نجات داد

حقوق زنان


Warning: DOMDocument::loadHTML() [domdocument.loadhtml]: Empty string supplied as input in /home/ladicom/public_html/modules/mod_random-article/tmpl/article_featured.php on line 16

آزار زنان و بازتولید هویت مردانگی

 خشونت نسبت به زنان سابقه ای طولانی و شکل های گوناگون دارد. شکل خاصی از خشونت را می توان در خشونت های جنسی مشاهده کرد. خشونت جنسی و تجاوز، تأثیرات مخربی بر روی زندگی، جسم، و روان زنان می گذارد اما باید به نکته دیگری نیز توجه داشت و آن این که در جوامع مردسالار که معمولاً زنان نه فقط جنس دوم بلکه مایملک مردان در نظر گرفته می شوند از طریق خشونت جنسی و تجاوز به زنان، مردان خشونت پیشه غلبه خود را بر مردان دیگری که زنان قربانی، زیر سلطه و نظارت آنان قرار دارند نمایش می دهند. به عبارت دیگر زنان به عنوان نشانه و ابزاری برای زورآزمایی مردان با یکدیگر (برای اثبات قدرت شان) در نظر گرفته می شوند. تجاوز جنسی به زنان، در واقع زنی را که تا لحظۀ تجاوز، زیر نظارت مرد دیگری بوده زیر سلطه فرد متجاوز در می آورد و نه تنها امکان نظارت بر زن را از آن مرد مغلوب می ستاند بلکه مردانگی او را نیز از بین می برد، و مرد غالب از این طریق به بازتولید هویت مردانه خود و نظم جدیدی از مردسالاری می رسد. مقاله زیر در رابطه با تجاوزهای جنسی فراوانی که در خلال جنگ و مناقشات کنونی منطقه ما نسبت به زنان صورت می گیرد تنظیم شده است اما روشن است که این نگاه را می توان به هر نوع تخریب و نابودی جسم و جان زنان مانند وقایع اسید پاشی و هم چنین قتل های ناموسی نیز تعمیم داد. مناقشاتی که در دهه های اخیر به علت درگیریهای قومی، مذهبی و نژادی در میان گروه های مختلف رخ می دهد دارای ویژگی های خاص خود هستند. هر چند که همیشه در جنگ ها خشونت و غارت و کشتن افراد غیر نظامی وجود داشته اما ابعاد خشونت در مناقشات و جنگ های کنونی در منطقه، بسیار گسترده تر شده است. گذشته از خشونت نسبت به افراد عادی، ویژگی دیگر این جنگ ها، خشونت و تجاوزهای مکرر جنسی به زنان است. هر چند که پس از جنگ دوم جهانی در سال ۱۹۴۹ و بعد در سال ۱۹۷۷ در کنوانسیون ژنو توجه به حقوق و موقعیت افراد غیر نظامی به ویژه وضعیت زنان و کودکان، در اسناد مختلف مطرح شد (کنوانسیون ژنو ۱۹۴۹ و پروتکل های الحاقی ۱۹۷۷) اما نگاه جامعه جهانی به این پدیده هولناک که از سال های پیش، آغاز شده بود تنها بعد از جنگ داخلی بوسنی به این امر تمرکز یافت. تا آن زمان زنان بسیاری در جنگ های متعدد برمه ، کنگو، رواندا و بوسنی – و در حال حاضر در سوریه و عراق – از طرف گروه های متخاصم مورد تجاوز، بردگی و آزار جنسی قرار گرفته، به بردگی گرفتار شده، و به فروش رسیده اند. یکی از دلایلی که معمولاً برای توجیه عمل تجاوز جنسی مطرح می شود توجیه بر اساس میل جنسی مردان است و گفته می شود که سربازان پس از پیروزی بر دشمنان و فتح سرزمین آنها، برای رفع نیازهای جنسی خود دست به این عمل می زنند. این توجیه بیشتر در حد گفتار برای افراد عادی قابل طرح است و از لحاظ بررسی های علمی هرگز مورد تأیید نیست. زیرا تجاوزهای جنسی بدون توجه به امکان برطرف کردن میل جنسی افراد صورت می گیرد و ارتباطی با در دسترس بودن یا در دسترس نبودن امکاناتی برای رفع نیازهای جنسی سربازان ندارد، بلکه بعضی از مردان در “خلاء فرهنگی” به وجود آمده در فضای جنگی، به این عمل شنیع دست می زنند. شواهد متعددی وجود دارد که مشخص می کند تجاوز نه عملی جنسی بلکه عملی تهاجمی است. آن چه متجاوز را راضی می کند نه صرف عمل بلکه تحقیر و خفیف کردن قربانی و دریافت احساس سلطه و قدرت بر زن است. با توجه به هدفمند بودن این رفتار که در مناقشات امروزی دیده می شود، خشونت جنسی را به عنوان سیاستگزاری جنگ و به عنوان یکی از ابزارهای جنگ – ساده ترین و ارزان ترین ابزار جنگ – با بیشترین منافع در نظر می گیرند. خشونت جنسی در سیاستگزاری جنگ در مجاورت سایر ابزار های جنگی در نظر گرفته می شود و یک استراتژی مؤثر برای پیشبرد اهداف جنگی است. خشونت جنسی زنان ساده ترین ابزار جنگی است زیرا به طور مستقیم در برگیرنده علایق مجرمان به انجام و تکرار آن است. ارزان ترین ابزار است زیرا برای گروه مهاجم هزینه ای در بر ندارد. وانگهی، بیشترین منافع را برای مهاجم به وجود می آورد زیرا آگاهی از وجود تجاوزات جنسی حتا قبل از این که سرزمینی فتح گردد باعث فرار افراد و رها کردن خانه و سرزمین خود می شود بنابراین فتح سرزمین و راندن افراد، ساده تر صورت می گیرد. توجه به شرایط حاکم بر جنگ که باعث انجام رفتارهای غیر عقلانی می شود نیز مهم است. افراد در شرایط جنگی از لحاظ احساسی سردرگم ، ناامید ، عصبانی و ترس خورده هستند و به دلیل شرایطی که در آن به سر می برند دست به رفتارهای غیر عقلانی می زنند طبعاً یکی از این رفتارهای خشن و غیرعقلانی، تجاوز به زنان است. در این حالت، تجاوز بخشی از سیاستگزاری جنگ نیست بلکه رفتاری است که از سربازان سر می زند. اما از بروز چنین اعمالی نه تنها جلوگیری نمی شود بلکه قصد جلوگیری را هم ندارند. گمان بر این است که چنین رفتاری برای سربازان و در زمان جنگ طبیعی است و باعث ایجاد همبستگی و کسب رضایت خاطر میان افراد می گردد. توجه به جهان بینی، باورهای جمعی و ساختار اجتماعی گروه های در مناقشه با یکدیگر، نکته دیگری را توضیح می دهد زیرا در ساختار اجتماعی برخی از گروه ها چنین رفتاری نه تنها مجاز بلکه مورد درخواست نیز می باشد از این روست که رفتار افراد را نمی توان تنها با توجه به دلایل فردی توجیه کرد بلکه باید عنوان رفتاری مورد انتظار در چهارچوب باورهای فرهنگی گروه نیز در نظر گرفت. اگر ساختار و فرهنگ زن ستیزی در گروه های مختلف در حال مناقشه با یکدیگر را در نظر داشته باشیم، مشخص می شود که این گروه ها دارای تفاوت هایی در مورد زبان، نژاد، مذهب و به صورت کلی تفاوت در جهان بینی شان با یکدیگرند اما اکثر آنان دارای ساختاری مردسالارانه و زن ستیز، البته با تفاوت هایی در درجه زن ستیزی با یکدیگر هستند. در این جوامع “مردانگی” اصلی بسیار مهم است، اما باید توجه داشت که “مردانگی” وابسته به نظارت بر کلیه وجوه زندگی زنان و قراردادن آنان در چهارچوب تفکرات مردانه. در فرهنگ های مختلف و ایدئولوژی های مختلف زن دارای ویژگی خاصی می باشد و تنها در صورتی که ان گونه رفتار کند، حرکت کند، فعالیت کند و پوششی مناسب با ایدئولوژی حاکم داشته باشد مردانگی مردان به اثبات می رسد. در نتیجه نمی توان خشونت های جنگی را به صورت فقط سیاستگزاری جنگی یا رفتار فردی در نظر گرفت بلکه باید به تاثیر ساختار فرهنگی توجه داشت، رفتارهای خشن با توجه به فرهنگ گروه را باید به صورت رفتارهایی مطابق با آداب فرهنگی و اجتماعی گروه در نظر گرفت و فرد در چارچوب رفتاری مورد قبول گروه زن ستیز خود رفتار می کند. هدف از درگیری های کنونی تنها فتح سرزمین نیست بلکه بر اساس ایدئولوژی خاصی باید موجودیت، و نسل گروه مخالف را از بین برد بنابراین نه تنها باید سرزمین را فتح کرد، نه تنها باید مردان را از میان برد و بدین وسیله قدرت خود را اثبات کرد بلکه از آن جا که مردانگی اصلی بسیار مهم و تعیین کننده است باید “مردانگی” مردان گروه مخالف را نیز از بین برد و آنان را به عنوان افرادی که قادر به حفظ سرزمین و حمایت از افراد خود به خصوص حفاظت از زنان نیستند مورد تحقیر قرار داد. بدین ترتیب مشاهده می شود که در زمان غلبه گروهی بر گروه دیگر در مجاورت تغییراتی که در ساختار اجتماعی، حقوقی و سیاسی به وجود می آید، قواعد و مقررات مربوط به زنان هم تغییر می کند. گروه مهاجم در مورد زنان نیز نظارت های خاص خود ر ا اعمال کرده و سلطه خود را بر زنان نمایش می دهد. گروه طالبان زنانی را که در قبل نیز در یک جامعه مردسالار زندگی می کردند، در خانه ها محبوس کردند و از هر نوع حضور اجتماعی آنان جلوگیری به عمل آوردند، برای طالبان نامریی بودن زنان جهت اثبات مردانگی کفایت می کرد. گروه بوکو حرام نیز با ربودن دختران دانش آموز و ازدواج اجباری و به بردگی کشاندن آنان و دور ساختن شان از آموزش سعی در تقویت الگوی مردانگی مد نظر خود را دارند. در مورد «داعش» این مساله البته به شکلی بسیار فجیع تر و به صورت تجاوز جنسی، خرید و فروش زنان، و کشتن آنان مطرح است. خشونت جنسی در وهله اول به عنوان ارزان ترین سلاح جنگی افراد را حتا قبل از جنگ و تسلیم شدن، وادار به گریز از محل زندگی خود می کند و در بسیاری از موارد هرگز بازگشتی هم صورت نمی گیرد. پس فتح سرزمین به ساده ترین روش صورت گرفته است. از طرف دیگر تجاوزات جنسی که در بسیاری از موارد در برابر چشم دیگران، اعضای خانواده و یا همسایگان صورت می گیرد نه فقط باعث تحقیر و خُردشدن زن می شود بلکه به طرد او از محل زندگی و نزدیکان، و فروپاشی شرایط زندگی او و اطرافیانش می انجامد. در عین حال عملی است که به افراد فاتح رضایت خاطر می بخشد. این رضایت خاطر، نه تنها به دلیل انجام موفقیت آمیز عمل، بلکه به علت ایجاد حس مردانگی بالا، تعلق به گروه فاتح، و قدرتمندبودن هم است. از طریق تجاوز جنسی نه فقط سلطه بر سرزمین کسب می شود بلکه سلطه بر بدن ها نیز به دست می آید و این تنها به معنای سلطه بر بدن زن و نابود کردن جسمی و روانی او نیست بلکه از طریق خشونت جنسی بر زنان، سلطه کامل بر مردان مغلوب نیز به دست می آید. این مردان نه تنها سرزمین خود، اموال و مایملک خود را از دست داده اند بلکه مهم ترین ویژگی هویت مردانه شان یعنی نظارت بر زنان خود را نیز از دست داده اند و بدین ترتیب است که سلطه بر مردان مغلوب کامل می شود. از دید جوامع مردسالار، مردان تعیین کننده و به وجود آورنده جامعه هستند. از این منظر، هویت مردان، هویت جامعه را می سازد پس برای نابودی کامل یک جامعه باید هویت مردان یا مردانگی آنان را ازشان سلب کرد. بدین ترتیب در کنار کارکردهای متعددی که خشونت در جنگ به ویژه خشونت جنسی دارد، کارکرد بسیار مهم دیگری نیز باید برای آن در نظر گرفت که از طریق سلطه بر بدن زن، سلطه بر مردان نیز تأمین می شود. مردی که نتواند از بدن زنان مرتبط با خود محافظت کند یک ویژگی اساسی مردانگی یعنی نظارت بر بدن را از دست داده و «دیگری» این نظارت را از طریق تعرض به بدن زن، به چنگ آورده است. سخن پایانی نگاه فرودستانه به زنان و حاکمیت زن ستیزی در جوامع مردسالار، خواه ناخواه زنان را در موجودیت خود به عنوان یک فرد در نظر نمی گیرد بلکه زنان نشانه ای از روابط میان مردان هستند. در جوامع زن ستیز تحقیر یک زن و سلطه بر بدن اش گذشته از مشکلات فراوان برای او، جهت تحقیر مردان صورت می گیرد. با این عمل اولاً متجاوز برتری خود را به دیگران نشان می دهد و از طرف دیگر خشونت نسبت به زنان نمایشگر ناتوانی مرد مغلوب جهت محافظت از زن، و همین طور بیانگر ناتوانی جنسی او تلقی می شود. در چنین وضعیتی، این طور قلمداد می شود که مرد مغلوب هویت مردانه خود را از دست داده است. هر چند که مردان مغلوب آن جامعه، از مردانگی به دور افتاده اند ولی این به معنای رها شدن زنان از نظارت و کنترل نیست زیرا رفتار مردان پیروز، سبب بازتولید نوعی دیگر از نظارت بر زندگی و بدن زن و “بازتولید نظامی” دیگر از مردسالاری می شود، در این حالت تجاوز جنسی مولد هویت مردانه است. خشونت جنسی نه تنها ابزار جنگ بلکه ابزار قدرت نیز می باشد. قدرتی که پایه های آن در فرهنگ نهادینه شده گروه متجاوز، نهفته است. آنانی که دست به تجاوز جنسی می زنند در واقع قدرت خود را بر بدن و هویت زن، و از این طریق بر مردان و سرزمینی که زن به آن تعلق دارد نشان می دهند. سلطه بر بدن زنان اصلی مهم برای اثبات مردانگی است. شکل حاد آن به صورت تجاوز و بردگی جنسی در جنگ ها مشاهده می شود اما باید به اشکال خفیف تر آن نیز توجه داشت.  

رابطه جنسی در ایران، لذت‌جویی یا فرزندآوری؟

یک سال از تصویب طرح جامع جمعیت و خانواده می‌گذرد. طرحی که با تعیین «سن مناسب» برای ازدواج مردان ۲۰ تا ۲۵ سال و زنان ۱۸ تا ۲۲ سال، هدف افزایش جمعیت و رشد باروری در ایران را برای خود تعیین کرده بود. طرحی که هنوز از کم و کیف اجرای آن خبری منتشر نشده اما هفته گذشته وزیر بهداشت اعلام کرد که نرخ رشد جمعیت با یک دهم درصد رشد در سال گذشته از ۱.۳ درصد به ۱.۴ درصد در سال جاری رسیده است. اما حتی پیش از تصویب این طرح نیز تلاش‌هایی برای افزایش زاد و ولد در ایران انجام شده بود. از جمله فعالیت خانه‌های بهداشت که پیش از آن وسایل پیشگیری از بارداری را رایگان در اختیارخانواده‌ها قرار می‌دادند و آموزش لازم پیشگیری از بارداری و سلامت جنسی را ارائه می‌کردند متوقف شد و حتی خبرهایی درباره ممنوعیت فروش قرض ضد بارداری و کاندوم در داروخانه‌ها مطرح شد. رها بحرینی، کارشناس بخش ایران در سازمان عفو بین‌الملل در مورد نگاه طرح جامعه‌، جمعیت و خانواده به موضوع کنترل موالید به رادیو فردا گفته است: «به طور مشخص این طرح‌ها حق برخورداری از سلامت جنسی و باروری زنان را تهدید می‌کنند. طرح اول بستن لوله‌های رحم زنان برای پیشگیری دائم از بارداری را خلاف قانون اعلام می‌کند و علاوه بر آن ارائه اطلاعات در مورد روش‌های پیشگیری از بارداری را ممنوع می‌سازد. این طرح عواقب بسیار نگران‌کننده‌ای می‌تواند داشته باشد. وقتی ممنوعیت درج شده در آن در کنار قطع بودجه تنظیم خانواده در ایران بررسی کنیم و این یعنی میلیون‌ها زن و دختر در ایران نه به قرص و خدمات دیگری که برنامه تنظیم خانواده در ایران ارائه می‌کرد خواهند داشت و نه به عمل جراحی بستن لوله. این یعنی میلیونها زن و دختر در ایران در وضعیتی غیرانسانی قرار می‌گیرند که باید بین باروری‌های ناخواسته مکرر و طاقت فرسا و توسل به عمل سقط جنین غیرقانونی و خطرناک یکی را انتخاب کنند و در هر صورت آسیب فراوانی نسبت به سلامت روانی و جسمی‌شان را متحمل شوند.» حالا یک سال پس از تصویب طرح جامع جمعیت و خانواده ۱۲۰ پزشک متخصص زنان به وزیر بهداشت نامه نوشتند و در مورد وقوع ۳۵۰ هزار سقط جنین در ایران هشدار دادند. در این نامه این پزشکان نه خواستار آغاز دوباره آموزش به زوج‌ها هستند و نه ارائه خدمات پیشگیری از بارداری را ضروری می‌دانند. آنها در نامه خود تنها خواستار برخورد شدیدتر با سقط جنین غیرقانونی در ایران شده‌اند. یک روز پس از انتشار این نامه وزارت بهداشت در جوابیه‌ای آمار ۳۵۰ هزار سقط جنین را رد کرد وبر صحت آمار سالانه ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار مورد سقط جنین تاکید کرد؛ آماری که در سال ۹۳ و به نقل از مدیرکل دفتر سلامت خانواده و جمعیت وزارت بهداشت اعلام شده بود. این اولین بار نیست که مقامات کشوری آمار ارائه شده درباره مسایل اجتماعی را رد می‌کنند. حسین قاضیان جامعه شناس ساکن آمریکا در مورد دلیل تکذیب مکرر آمار از سوی مسئولان می‌گوید: «آمار را تکذیب می‌کنند چون ممکن است این تصور به وجود بیاید که این فرزندان خارج از رابطه مشروع به دنیا آمدند و بنابراین میزان روابط غیرمشروع در جامعه را آشکار می‌کند و این خلاف آن تصویری است که سعی می‌شود از جامعه ارائه بدهد. مساله دوم هم می‌تواند این باشد این دست آمار در واقع نشان می‌دهد که غیر از مساله بارداری خارج از رابطه مشروع، موضوع نخواستن فرزند هم در میان است که این هم با ایده افزایش جمعیت که از خواسته‌های رهبری است تناسب ندارد. هردوی اینها شاید به عنوان تهدیدهایی برای سیاست‌های موجود در کشور قلمداد شود و به همین دلیل آمار شفاف نیست.» «لوازم جلوگیری از بارداری مانع لذت جنسی است» به تهران می‌رویم تا پای سخنان عطیه بنشینیم. زن سی ساله‌ای که از دشواری زنان ایرانی در پیشگیری از بارداری می گوید. خانم عطیه بگذارید زنان ایرانی لوازم جلوگیری از بارداری را از کجا تهیه می‌کنند؟ آیا شما به راحتی می‌توانید با مراجعه به داروخانه محله‌تان آنها را بخرید؟ بله. در شهری مثل تهران هر داروخانه که بروید وسایلی که موجود است مثل انواع کاندوم‌ها، مارک‌های خارجی ویترین‌هایی دارند و روی استندهای جلوی داروخانه‌ها، هر قیمتی که دلتان بخواهد با تنوع گوناگون می‌توانید انتخاب کنید. قرص‌های مختلفی هستند، هم آنهایی که کارخانه‌های ایرانی تولید می‌کنند و هم قرص‌های خارجی که در ایران هست که قیمت آنها گران‌تر است. خانم عطیه، با توجه به تجربه شخصی خودتان و زنانی که اطرافتان هستند و با آنها ارتباط دارید چرا علی‌رغم اینکه دسترسی به لوازم جلوگیری از بارداری به گفته شما در شهرهای بزرگ حداقل چندان سخت نیست همچنان زنان ایرانی آمار سقط جنین بالایی دارند؟ دلایل مختلفی دارد. مثلا من خودم هم حاضر نیستم از قرص‌های ضدبارداری استفاده کنم. مگر قرص‌های اورژانسی برای موقعیت‌های ویژه. دلیلش هم این است که اینها هورمونی هستند و در نهایت برای بدن ضرر دارند. در همین حال در یک رابطه دو طرفه، زن مجبور می‌شود تمام طول ماه قرص بخورد و هورمونهای بدنش را از تعادل خارج کند و آسیب ببیند و مرد هیچ دخالتی نداشته باشد. من دوست‌هایی داشتم که قرص می‌خوردند و تهوع شدید می‌گرفتند یا بی‌خواب می‌شدند. به خاطر همین من فکر می‌کنم تکلیف قرص از این جهت مشخص باشد. ولی در مورد استفاده از کاندوم، دوستان دخترم، کسانی که از آن استفاده نمی‌کنند و به جلوگیری‌های طبیعی در رابطه ارتباط دارند، معتقدند که یا به کاندوم حساسیت دارند و لذت شان را کم می‌کند، یا ناهنجاری در رابطه ایجاد می‌کند و یا در موقعیت سکس‌های سریع که در موقعیت‌های از پیش تعیین شده نیست، امکان دسترسی به کاندوم نبوده چون همیشه در جیب یا کیفشان نداشتند. خیلی از این دست مسایل را از خانمها شنیدم. اما از یک طرف دیگر قضیه،خیلی از زنها معتقدند که پارتنرشان یعنی مرد، حاضر نیست از کاندوم استفاده کند. فکر می‌کنم این تفکر خیلی رواج دارد و کاندوم آن طور که باید در فرهنگ جنسی ما جا نیافتاده. مردم در اولین‌ رابطه‌هایشان از کاندوم استفاده می‌کنند چون ترس از بیماری دارند. ولی به محض اینکه خیالشان راحت شود دیگراستفاده نمی‌کنند. بعد از آن می‌گویند ما به هم اعتماد داریم. خانم عطیه، چرا با توجه به اینکه به نظر می‌رسد طبق گفته شما درک زنان ایرانی از بدنشان و خواسته‌شان در یک رابطه جنسی، آگاهی‌ به دست آورده‌اند اما همچنان سقط جنین را به عنوان یک راه حل انتخاب می‌کنند. آیا دسترسی به سقط جنین در ایران اینقدر آسان است؟ اینکه چرا انتخاب می‌کنند من نمی‌توانم بگویم. ولی باید بگویم دسترسی به آن آسان نیست اما سخت هم نیست. برای انجام کم خطر سقط جنین، تعداد زیادی کلینیک‌ زنان داریم که در آن پزشک و امکانات هست اما هزینه‌ سقط جنین در آن بالا است. ولی مراجعه زنان شوهردار به این کلینیک‌ها آسان نیست، زیرا بسیاری از زنان شوهرداری که سقط جنین می‌کنند، مخفیانه از شوهرشان این کار را می‌کنند و در صورت مراجعه به این کلینیک‌ها، آنها با همسر تماس می‌گیرند. در حقیقت آنهایی که ازدواج کرده‌اند، زمان سقط جنین، مشکلات بیشتری نسبت به آنها که ازدواج نکرده‌اند، دارند. تقریبا همه زن‌های ایرانی هم می‌دانند که جاهایی هست که می‌شود از آنجا آمپول‌هایی خرید که به شدت خطرناکند اما به نسبت شیوه‌های دیگر سقط جنین ارزان‌ترند. یک تجربه فوق العاده وحشتناک من، زمانی بود که یکی از دوستانم پس از تزریق آمپول، دچار مشکل شد و با من تماس گرفت. من برای پرستاری از او به خانه‌اش رفتم و با چشم خودم دیدم که چه روند هول‌آ‌وری است. از خونریزی گرفته تا دردهای وحشتناکی که می‌کشید. ولی به هر حال هر دختری با یکی دو واسطه می‌تواند به این آمپول‌ها دسترسی پیدا کند. مکان‌های غیرقانونی و آلوده هم که تا دلتان بخواهد وجود دارد. سکس برای لذت‌جویی نه باروری از حسین قاضیان می‌پرسم که چگونه است که به گفته عطیه گروه‌هایی از زنان ایرانی علی‌رغم آگاهی از شیوه‌های پیشگیری از بارداری و دسترسی به امکانات به دلایل مختلف از جمله لذت جویی یا برابری در رابطه جنسی از استفاده از وسایل پیش گیری از بارداری سر باز می‌زنند؟ حسین قاضیان پاسخ می‌دهد دو مساله مطرح است: یکی مساله ریسک‌های آینده و سودهای حاضراست. به این معنا که ما در دوره کلاسیک سکس زندگی می کنیم،یعنی سکس تجسمی. در این دوره لذت جنسی چیزی جدا از مساله باروری است.می‌دانید که در گذشته سکس با باروری ارتباط داشت. یعنی آدمها برای تولید مثل با هم رابطه جنسی داشتند. اما امروزه خیلی اوقات این کار را برای لذت می کنند و این لذت گاهی اوقات برنامه ریزی نشده است. به علاوه مایلند که بیشترین حد لذت را هم ببرند. همه اینها مستلزم این است که از آن شیوه‌های پیشگیرانه که لذت را کاهش می‌دهد کم کنند وهمچنین از آن نوع تدابیر اضطراب آوری که لذت شان را کم می‌کند کمتر استفاده کنند؛ چون این لذت‌ها حاضرند اما آن ریسک‌ها، مثلا بچه دار شدن مربوط به آینده است و نوعی احتمال است. در چنین منطقی به نظر می‌آید که آن لذت حاضر بر میزان ریسک آینده غلبه می‌کند و آدم‌ها تن می‌دهند به موقعیتی که بعدها ممکن است غافلگیرشان کند نظرات و تجربیات خود را با ما به اشتراک بگذارید  
آدمک‌های زنانه روی چراغ‌های راهنمای ملبورن با هفت شرط پای سفره عقد بنشینید پیشنهاد طعنه‌آمیز قانونگذار تگزاسی برای ممنوع کردن خودارضایی مردان مردان هم می توانند ازدواج را فسخ كنند اعتراض به قانون تجاوز جنسی در لبنان با دار زدن لباس عروس