1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

 

نخست وزیر جدید کانادا جاستین ترودو در اقدامی تاریخی، اعلام کرد که نیمی از کابینه او را زنان تشکیل خواهند داد. این گفته ترودو چندان عجیب نبود چون او خود را فمینیست خوانده و وعده داده کهبرنامه‌هایی مترقی را در دولت خود اجرا خواهد کرد. البته کانادا کشوری نیست که بیشترین تعداد زنان را در قدرت داشته باشد اما کابینه ترودو، این کشور را وارد گروه کشورهایی کرد که دست کم تعداد ورزای زن و مردشان در کابینه مساوی است.


در مقام مقایسه، در کابینه فعلی اوباما تنها ۲۵ درصد زن هستند. اما نه کانادا و نه آمریکا هیچ کدام در قله کشورهایی که زنان در آنها بیشترین قدرت را در دولت دارند، نیستند. بر اساس گزارشی که اتحادیه بین‌المجالس در ژانویه ۲۰۱۵ منتشر کرده، آمریکا از نظر حضور زنان در کابینه یا پست‌های دیگر مربوط به وزارت، در رتبه ۲۹ جهان ایستاده است. اگر کابینه ترودو در زمان تهیه این گزارش حضور می‌داشت، رتبه چهارم را کسب می‌کرد.

اما کدام کشورها از نظر قرار دادن زنان در پست‌های بالای دولتی بهتر عمل کرده‌اند؟ اینجا می‌توانید ۱۳ کشور بالای جدول را ببینید:

فنلاند

فنلاند رتبه اول این جدول است. ۶۲.۵ درصد از ۱۶ وزارت‌خانه این کشور توسط زنان اداره می‌شون

کابوورده

کابو ورده یک کشور بسیار کوچک در شمال غربی آفریقاست که کیپ ورده هم نامیده می‌شود. این کشور ۱۷ وزیر در کابینه دارد که ۹ نفر از آنها زن هستند که معادل ۵۲.۹ درصد

سوید

وزرای زن کابینه سوئد ۵۲.۲ درصد وزرای این کشور هستند. تعداد کل وزرای زن آنها در کابینه از فنلاند هم بیشتر است چون در مجموع ۲۳ وزیر دارند. سوئد ۱۲ وزیر زن دارد.

فرانسه و لیختن اشتاین

فرانسه و لیختن اشتاین با هم رتبه چهارم را دارند. در این دو کشور ۵۰ درصد وزرای کابینه زن هستند. فرانسه ۱۶ وزارت‌خانه دارد که ۸ نفر از وزرا زن هستند. لیختن اشتاین که بسیار کوچک‌تر از فرانسه است، چهار وزارت‌خانه دارد که دو نفر آنها زن هستند!

نیکاراگویه و نروژ

نیکاراگوئه با ۸ وزیر زن از مجموع ۱۷ وزیر در رتبه پنجم قرار دارد. این یعنی ۴۷.۱ درصد وزرای این کشور زن هستند. همچنین نروژ هم با رقمی مشابه در رتبه پنجم کنار نیکاراگوئه قرار می‌گیرد.

هلند

در هلند ۴۶.۷ درصد ار وزرا زن هستند. این کشور ۱۵ وزارت‌خانه دارد که هفت نفر آنها زن هستند.

استونی و گرانادا

در استونی ۴۶.۲ درصد وزرا زن هستند و در رتبه هفتم این جدول قرار می‌گیرد. از ۱۳ وزارت‌خانه این کشور، شش وزارتخانه را زنان اداره می‌کنند. کشور گرانادا هم از این نظر مشابه وضعیت استونی را دارد.

ایسلند

۴۴.۴ درصد وزارتخانه‌های ایسلند را زنان اداره می‌کنند. ایسلند ۹ ورازت‌خانه دارد که چهار تای آنها وزیر زن دارند.

ایتالیا و اسلوونی

ایتالیا و اسلوونی در رتبه نهم جدول کشورهایی با بیشترین تعداد زن در کابینه قرار دارند. هر دوی این کشورها ۴۳.۸ درصد از وزرایشان زن هستند و در هر دو کشور ۷ وزیر زن در میان ۱۶ وزیر کار می‌کنند

 

دیدگاه‌ها  

0 # ناشناس 1394-11-07 17:04
اسکاندیناوی بهترین جا برای زندگیست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ناشناس 1394-11-07 17:05
آمریکا جای خوبی نیست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

...آنچنانکه تو هستی

شاید خداوند دوست داشت به تماشای لحظه با شکوه آفرینش بنشیند که تو را آفرید تا هر بار که زندگی از وجود تو جاری میشود دوباره زمزمه کند " فتبارک الله احسن الخالقین". تمامش این نیست، به باور من خدا میخواست آیینه ای بسازد تا عشق را که ذراتی از روح الهی خودش بود، جلوه گر شود، آنوقت بود که تو را آفرید. میخواست بگوید انسانی که برای فرشته هایش از او قصه ها گفته به واقع چگونه است، میخواست شمه ای از آنچه میدانست و فرشتگانش نمیدانستند به تصویر بکشد که تورا آفرید. گمان میکنم خداوند میخواست سنگ محکی بسازد برای سنجیدن محبت که هر دوست داشتنی را به معیار آن بسنجد که تو را آفرید. تو... که مادری و آمال همه مومنان تاریخ ، بهشت خشنودی پروردگار، زیر پای توست. تو، که مادری و خداوند به تماشای امتداد آفرینش از هستی تو نشسته و بزرگترین عشق ها را به تو داده و به آفریدن تو پیش تمام فرشته هایش میبالد. تو که دستانت بوی نور میدهد و سجاده ات همانجایی است که از مسیرش میشود به بهشت رفت و قلبت آتشفشان عشق است. عشق، خود تو هستی که بی بهانه ترین عشق ها، بی چشم داشت ترین دلواپسی ها و بی توقع ترین از خودگذشتگی ها تنها از تو سرچشمه میگرد. کاش یادم بدهی چگونه میشود مادر بود آن همه که تو هستی.

بیایید برای هم نامه بنویسیم

گاهی بعضی حرفا را نمی شود زد اما می توان نوشت. برای دوستان تان، نزدیكان تان و هر كس كه دوست دارید گاهی نامه بنویسید.اصلا بیایید برای خودتان نامه بنویسید می بینید با تمام این كه از احوالات تان خبر دارید وقت نوشتن خودتان را غافلگیر می كنید.
اتفاق همین روزهاست... انگار همه روزها یکشنبه اند صد سال تنهایی من مرگ هیچ وقت عادی نمی شود کاش مادر بودم

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

اولین تولد کافه ویسپو

جشن اولین سال تاسیس کافه ویسپو با حضور تعداد زیادی از همراهان این کافه در یکسال گذشته برگزار گردید. این کافه دنج و زیبا که با مدیریت خانم هرندی در خیابان ظفر طبقه همکف برج سینا فعالیت می نماید از جمله معدود نقاطی در تهران است که فعالیتهای هنری و مراسم مختلفی را بصورت هفتگی برگزار می نماید. در اولین سالگرد تولد این کافه  دوست داشتنی نیز دو گروه موسیقی از دوستداران کافه ویسپو برای دعوت شدگان بصورت زنده برنامه اجرا نمودند. با هم چند عکس از این شب زیبا را مرور می نماییم. از جمله حاضران در این مراسم همکاران انجمن حمایت از کودکان کار بودند که امروز و فردا بازارچه خیریه ای در حمایت از کودکان کار برگزار می نمایند. شما نیز میتوانید با مراجعه به آدرس خیابان ولیعصر بالاتر از میدان ونک، خیابان عطار، باشگاه ونک به این امر خیر کمک نمایید.  

نکاتی درباره انتخاب یخچال

می خواهید برای خانه تان یخچال بخرید؟ چند نفر هستید؟ تا چه اندازه از فضای داخل یخچال و فریز استفاده می‌کنید؟ میزان خرید های هفتگی تان چقدر است؟ ابتدا به این پرسش ها پاسخ دهید سپس به دنبال انتخاب یخچال باشید؛
بانوی صندوق بین المللی پول جذاب ترین شغل های جهان وزیر اقتصاد منزل تان باشید کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ

مطالب تصادفی

گزارش روز

دست زنان از مسكن مهر كوتاه است

شرایط پیش فروش مسكن مهر اعلام شد. در خبرها آمده بود كه واحدهای مسكن مهر در برخی شهرهای جدید استان تهران پیش فروش می‌شوند و اولویت با متقاضیانی است كه آورده آنها آماده باشد. اما به نظر می رسد دولت زنان را در این مساله به طور كامل نادیده گرفته است.

رستوران‌های شیک تهران؛ ورودی نیم میلیونی و منوهای بدون قیمت

روزنامه ایران در گزارشی از رستوران‌های «شیک» شمال تهران با ورودی نزدیک به نیم میلیون تومان و فهرست غذای بدون قیمت٬ نوشته که با وجود قیمت بالا٬ این رستوران‌ها «مشتری ثابت» دارند و هر چه قیمت بالاتر باشد٬ میل آنها برای «هزینه‌کردن بیشتر می‌شود». این روزنامه در شماره روز سه‌شنبه هفتم شهریور خود در مطلبی با عنوان «منوهای بی‌قیمت برای مشتری‌های وی‌آی‌پی»٬ نوشته که مشتریان «پولدار» این رستوران‌ها٬ «صورتحساب را بی‌چون و چرا پرداخت می‌کنند». نویسنده گزارش که مشتریان این نوع رستوران‌ها را «وی‌آی‌پی» نامیده٬ نوشته است: «مهم» بودن این افراد تنها به دلیل «پولدار» بودن‌شان است و به همین دلیل «می‌توانند هر وقت دلشان خواست راهی یکی از رستوران‌های لاکچری شوند و برای یک وعده غذا، چیزی حدود حقوق یک ماه یک کارمند ساده هزینه کنند». مجید٬ یکی از مشتریان این رستوران‌ها به خبرنگار ایران گفته که در این فضا «آدم احساس آرامش می‌کند. حس می‌کنی فرق داری. دقیقاً همین است. حس خاص بودن می‌دهد». وی که برای این احساس «خاص بودن»٬ باید تنها برای ورود یک نفر به این رستوران «شیک»٬ ۴۵۰ هزار تومان ورودی پرداخت کند٬ اضافه کرده که به خاطر مهمان‌هایش به اینجا آمده است. مجید همچنین گفته که «وقتی ۴۵۰ هزار تومان ورودی می‌دهید، حتماً برایتان مهم نیست که قیمت غذاها چقدر است. آنها پیشنهاد می‌دهند و شما انتخاب می‌کنید. در منو، قیمتی دیده نمی‌شود. برای هیچ چیز. نه پیش غذا، نه غذای اصلی و نه دسر و مخلفات». وی با اشاره به اینکه این رستوران‌ها با وجود قیمت‌های بالا٬ «مشتری‌های ثابتی» دارند٬ افزوده که «وقتی چنین رستورانی می‌روید باید بدانید قرار است پول زیادی خرج کنید. چیزی حدود دو میلیون برای سه نفر... به نظرم کاملاً غیرمتعارف است». آن‌طور که روزنامه ایران نوشته٬ این رستوران‌های «لاکچری» عمدتاً در «شمال تهران» قرار دارند و هر کدام برای جذب مشتری٬ «سبک و سیاق» ویژه‌ای دارند. بر اساس این گزارش٬ بیشتر مشتری‌های این نوع رستوران‌ها «دوست دارند غذای‌شان را در محیطی خاص و خلوت صرف کنند. دوست ندارند موقع صرف غذا، کسی مزاحم‌شان شود و خوش‌شان نمی‌آید صدای دیگران را بشنوند». به همین دلیل ورود کودکان زیر ۱۰ سال نیز برای پرهیز از بر هم خوردن سکوت این نوع رستوران‌ها ممنوع است. مدیر داخلی یکی از رستوران‌های «شیک» شمال شهر تهران به روزنامه ایران گفته که مشتری‌ها «دوست دارند این پول را خرج کنند. گاهی هرچه قیمت بالاتر می‌رود، میل‌شان برای هزینه کردن بیشتر می‌شود». وی علت بالا بودن قیمت غذاها در این نوع رستوران‌ها را نیز استفاده از «مواد درجه یک» و «مجموعه‌ای از خدمات و امکانات» عنوان کرده است. او افزوده که «اگر مشتری از قیمت‌ها ناراضی باشد، می‌تواند از رستوران دیگری که به لحاظ کیفیت خوب است و قیمت مناسب‌تری دارد استفاده کند». گزارشگر ایران به عنوان نمونه به قیمت یکی از سالادهای «پرطرفدار» یکی از این رستوران‌ها که ترکیبی از «خاویار و آووکادو با سس مخصوص» است اشاره کرده که نزدیک به چهارصد هزار تومان قیمت دارد. بر اساس این گزارش٬ مشتریان در صورت سفارش این سالاد٬ تا پیش از سفارش غذای اصلی٬ ۴۵۰ هزار تومان به عنوان ورودی و ۴۰۰ هزار تومان برای این سالاد هزینه کرده‌اند. پیش از این نیز گزارش‌هایی مبنی بر فروش همبرگر ۲۵۰ هزار تومانی که با «مواد خاص و گران پر می‌شود» و نیز بستنی ۱۵۰ هزار تومانی که از جمله تزئیناتش، «ورقه‌ای نازک از طلا است»٬ منتشر شده بود. خبرگزاری فارس شهریور ماه سال ۹۰ درباره این بستنی که در برج میلاد تهران سرو می‌شد و قرار بود قیمت آن ۴۰۰ هزار تومان باشد٬ مطلبی منتشر کرده بود. تقی گل‌رخسار٬ مسئول رستوران گردان برج میلاد تهران، در گفت‌و‌گو با این خبرگزاری گفته بود «دو گرم و ۳۰ سوت طلای خوراکی در این بستنی استفاده می‌شود...که فقط در آلمان تولید می‌شود و باید وارد کشور کنیم». فارس با انتقاد از فروش این بستنی در برج میلاد٬ نوشته بود که «استفاده از این برج فقط مخصوص اعیان و اشراف‌زاده‌هاست و افراد معمولی حتی یک‌بار هم نمی‌توانند از این رستوران استفاده کنند؛ این در حالی است که هزینه ساخت میلیاردی این برج را مردم پرداخت کرده‌اند». همان زمان، روزنامه آمريکايی واشنگتن پست در گزارشی از تهران نوشت که در رستوران گردان برج ميلاد، برخی از ثروتمندان ايرانی، بستنی با روکش طلا با قيمت ۳۰۰ هزار تومان می‌خورند. خبرنگار اين روزنامه در گزارش خود افزوده بود در حالی عده‌ای در تهران بستنی طلا می‌خورند که ايرانيان فقير به شدت به نان شب خود محتاجند.
رفت و برگشت ماده 23 لایحه حمایت از خانواده زورآزمایی مخالفان و موافقان تهرانی ها ازدواج نمی کنند ایدز، بیماری كه برای ایرانیان تبدیل به آتشفشان شد مشارکت اقتصادی زنان ایرانی پایین‌ترین نرخ مشارکت زنان در جهان مسایل جنسی، منطقه ممنوعه خانواده ها

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

خانم ها همیشه مقدم نیستند

دختر خانم ها، خیلی خوب است که ساده باشید و خودمانی رفتار کنید. اما مهمترآن است که بدانید طرز رفتار مناسب با شما باید چگونه باشد. هیچ چیز زشت تر از دیدن این صحنه نیست که یک خانم جوان در را برای یک آقا باز کند یا در رستوران گارسن را صدا کند.

بعضی وقتها خوب است که بد باشیم

بنجامین فرانکلین یکی از پنج شخصیت اصلی استقلال امریکا، هم دانشمند بود هم مخترع و هم محقق… سیاستمدار معروف در همه بحران های سیاسی و نظامی و مامور همیشگی صلح و سازش هم بود. او حتی یک فراماسون سخت کوش و معتقد هم بود آن هم در دورانی که نیت شان خیر بود. او وقتی 20 ساله بود 13 خصلت و رفتار انسانی (سخت کوشی، عدالت خواهی، سکوت، تمیزی، صبوری، نظم،اسراف نکردن، احترام،افراطی نبودن، مفید بودن، متانت، نجابت جنسی، صادق بودن) را بر روی یک نقشه ترسیم کرده بود و با خودش عهد کرده بود هر بار که از اصولش در هر روز از ماه تخطی کند یک نقطه بر روی نقشه اضافه کند. فرانکلین البته خیلی زود فهمید با همه تلاشش، فرد خطاکاری است. نقطه ها در طی روزها و هفته ها بر روی نقشه ای که ترسیم کرده بود اضافه می شد. او پس از مدتی تسلیم این واقعیت شد که نمی تواند بدون خطاهای کوچک اینجا و انجا به زندگی ادامه دهد. بعد از نزدیک به 300 سال از توافق فرانکلین با خودش، شاهد موج جدیدی از نظریات و تحقیات هستیم که معتقد است برای رسیدن به یک هدف خوب، گاهی می توان شیطنت هم داشت. به عبارت دیگر، راه هایی نظیر سخت کوشی خارق العاده  و حذف و کنترل هر نوع « کوتاه آمدن»، برای همه انسانها عملی نیست. در فرهنگ عمومی، مدام مشاورین اقتصادی به افراد می گویند اگر به فکر خرید خانه هستید چند سالی سفر نروید یا ماشین دلخواه تان را نخرید. روحانیون همه مذاهب هر هفته هشدار می دهند که هیچ نوع گناهی مرتکب نشوید. طراحان رژیم های غذایی توصیه صریح می کنند که با دقت و کنترل تمام، خود را از محدوده تعیین شده  مصرف کالری خارج نسازید. اما یکی از محققین برجسته نظریه جدید Rita Coelho do Vale استاد دانشگاه اقتصاد و بازرگانی در لیسبون پرتغال، معتقد است رفتارهای گاها متضاد با اهداف مان، به ما نیروی کافی برای ادامه راه سخت کوشانه را می دهد. خلاصه ایده و همه تحقیقاتی که وی تهیه دیده است در این واقعیت ساده نهفته است که اگر گاهی یک کیک شکلاتی بزرگ را در بین رژیم غذایی تان بخورید شانس ماندن تان بر سر رژیم غذایی سختی که انتخاب کرده اید بیشتر خواهد بود. برای همین به طور مثال یادآوری می شود افرادی که در فروشگاه های غذایی، فکر و ذکرشان را مصروف تهیه موادغذایی ارزان قیمت می کنند و حسابگری های شان تا جلوی صندوق ادامه می یابد برای خلاصی از این فشار و حتی تحقیر ناخوداگاه، یک پاکت چیپس گران یا مجله الکی را با قیمت گران می خرند. اصلا یکی از دلایل اصلی قرار دادن مجلات و تنقلات در جلو صندوق پرداخت، برای همین واکنش انسانی است. پشتوانه دیدگاه او بر می گردد به نظریات روانشناسانی نظیر Roy Baumeister که معتقدند انسانها سهم مشخصی از منیت و غرور و انرژی درونی دارند که اگر با اهداف بسیار مطلق بینانه، مدام به آنها نهیب زده شود به یکباره باطری خالی می کنند. ( Ego depletion ). شکی نیست که بعضی انسانها، از توانمندی و انگیزه های خارق العاده ایی برخوردارند. آنها ممکن است به هر دلیلی از یک ایمان آهنین برخوردار باشند. بعضی افراد ممکن است به دلیل داشتن انواع بیماری های روحی و روانی نظیر خودشیفتگی یا حتی نابغه بودن، مسیر بیرحم و طاقت فرسایی را برای رسیدن به هدف خود بپیمایند و اصلا هم نگران سلامت و آسایش خودشان نباشند. اما حقیقت عمومی تر این است که اکثریت بشر نمی تواند و نمی خواهد اینگونه زندگی، کار و هدف داشته باشد. این روزها، بر اساس تحقیقات و مطالعات، مطرح شده است که مثلا شانس موفق شدن و پیگیری درازمدت یک هدف توسط یک فرد « بی خیال» که از خانواده متوسط یا متمول وارد زندگی اجتماعی می شود خیلی بیشتر از یک فرد سخت کوش و از خودگذشته است که از درون فقر و محدودیت راهش را می خواهد به سمت اهداف بزرگتر بکشاند. فردی با محدودیت های بیشتر، شانس خیلی کمتری برای خطا کردن و شیطنت های کوچک و عقب نشینی های موقت دارد. بخصوص که خطر « باطری خالی کردن Ego depletion» همیشه یک واقعیت روزمره است که افسردگی ها و شکست های زناشویی و پناه بردن به قمار، مواد مخدر، و جرائم از نتایج آن است. ریشه این بحث رفتارشناسی قدمتی چند هزار ساله دارد. در دوران طلایی منطق و فلسفه بشری در یونان، ارسطو گفته بود که میل و نیاز، محرک حیوانات است ولی برای انسان، منطق وسیله و دلیل تلاش است. افلاطون ولی قبل از او معتقد بود که بشر با همراهی دو اسب سیاه هیجان و اسب سفید منطق پیشرفت می کند. سقراط  قبل از هر دوی انها اعتقاد داشت که منطق مهمتر از هیجان و اشتیاق است. بنجامین فرانکلین بر اساس شعور دوران جوانی نتوانست به خودش حق دهد که می تواند خطاکار هم باشد. برای همین بود که در 20 سالگی، همه ضعف هایش را به گردن غرور انداخت. اما بعدها در حین نوشتن سرگذشتش به خطاکار بودن خود و تلاش اولیه اش برای انسانِ بی نقص بودن، اشاره کرد. او متوجه شد که همه دستاوردی که در زندگی اش داشته است نمی توانست  تحقق یابد اگر گاه و بیگاه به بیراهه نزده بود.
میزان رسیدن به اوج لذت جنسی در زنان با علایق مختلف متفاوت است آمار اطلاعات جنسی 26 کشور جهان 6 دلیل برای خیانت تفاوت دختران ترامپ بشر از نظر جنسی تنوع طلب است اما ترجیح می دهد متعهد باشد

زنان حادثه

اما واتسون: سینه‌های من چه ارتباطی به فمینیسم دارد؟

اما واتسون٬ هنرپیشه بریتانیایی و فعال فمینیست٬ در پاسخ به حملات چند روز گذشته منتقدانش در شبکه‌های اجتماعی گفته هرکس اختیار بدن خود را دارد و نمایش بخشی از آن نشانه پشت کردن به آرمان‌های عدالت جنسیتی نیست. ستاره فیلم‌های هری پاتر می‌گوید که فمینیسم به معنای دادن حق انتخاب به زنان است و آنان درباره بدن‌شان تصمیم می‌گیرند: فمینیسم چوبی نیست که با آن زنان را بکوبیم.‌ انتشار عکس اما واتسون در جلد مجله ونیتی‌فر در حالی که بخشی از سینه‌هایش پیداست٬ باعث انتقاد تند و گسترده منتقدانی شده که می‌گویند این فعال حقوق زنان به ایده‌آل‌های فمینیستی و برابری‌خواهانه خیانت کرده است. اما واتسون٬ سفیر حسن نیت سازمان ملل در امور زنان است و سخنرانی‌های او در اجلاس‌های جهانی برای برابری زنان مشهور است. بیش از دو سال است که او کارزاری را برای جلب حمایت مردان و از بین بردن شکاف جنسیتی شروع کرده و در این راه فعالیت می‌کند. نمایش فیلم دیو و دلبر او به تازگی آغاز شده و مجله ونیتی‌ فر هم در همین راستا عکس‌های تازه‌ای از او منتشر کرده است. در یکی از این عکس‌ها او کت کوتاهی پوشیده که بخش‌هایی از سینه‌هایش از زیر کت پیدا است. خانم واتسون درباره انتقادهایی که بعد از انتشار این عکس‌ها شده٬ می‌گوید: این فقط به من نشان می‌دهد که چقدر سوءبرداشت و کج‌فهمی درباره فمینیسم وجود دارد. به گفته اما واتسون، فمینسیم به زنان حق انتخاب می‌دهد. چوبی نیست که با آن زنان دیگر را بزنیم. فمینیسم درباره رهایی است و آزادی. درباره برابری است. من واقعا نمی‌فهمم پستان‌های من چه ارتباطی با این موضوع دارد. اما واتسون از منتقدان حقوق نابرابر زنان در سینما است و در سخنرانی‌های رسمی به این موضوع اعتراض کرده است. او در سازمان ملل هم از مردان خواست برای حق برابری زنان بجنگند.

آلینوش طریان ، مادر

۱۵ اسفند ماه سالروز درگذشت آلینوش طریان، مادر فیزیک ونخستین زن استاد فیزیك ایران و بنیانگذار رصدخانه و تلسكوپ خورشیدی تاریخ نجوم ایران .خدمات بینظیر وی شامل:پایه‌گذاری نخستین رصدخانهٔ فیزیک خورشیدیبرای نخستین بار درس‌های فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک را ارایه دادطریان برای گسترش دانش و بهره‌گیری دانشجویان و ارمنیان خانه خویش را وقف کردپایه‌گذاری نخستین تلسکوپ خورشیدی بانویی كه ٣٠ سال از زندگی پربارش را به تربیت دانشجویانی پرداخت كه اكنون خود استادانی بزرگ در این عرصه هستند. آلینوش طریان در ١٨ آبان سال ١٢٩٩ خورشیدی در خانواده ارمنی در تهران پا به عرصه گیتی نهاد.او مدرک لیسانس خود را در سال ۱۳۲۶ از دانشگاه تهران دریافت کرد و همانجا به عنوان متصدی عملیات آزمایشگاهی دانشکده علوم استخدام شد.سپس برای بورس تحصیلی درخواست کرد ولی به دلیل زن بودن او، استادش، دکتر محمود حسابی، با این درخواست موافقت نکرد، بنابراین آلینوش طریان به خرج خانوادهٔ خود به دانشگاه سوربن رفت و سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶ میلادی) از آن دانشگاه مدرک دکترا گرفت.با وجود پیشنهاد استادی در دانشگاه سوربن، دکتر طریان با هدف خدمت به کشورش به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به عنوان دانشیار ترمودینامیک منصوب شد.او در سال ۱۳۳۸ برای شرکت در بورسیهٔ دولتی آلمان غربی در مطالعه رصدخانه خورشیدی انتخاب شد و پس از چهار ماه مطالعه به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۵ نقش عمده‌ای را در بنیان‌گذاری نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی در ایران ایفا کرد.خانم دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به مقام استادی در دانشگاه تهران رسید و نخستین شخصی بود که درس فیزیک ستاره‌ها (اختر فیزیک) را در ایران تدریس کرد. خدمات بینظیر وی شامل:پایه‌گذاری نخستین رصدخانهٔ فیزیک خورشیدیبرای نخستین بار درس‌های فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک را ارایه دادطریان برای گسترش دانش و بهره‌گیری دانشجویان و ارمنیان خانه خویش را وقف کردپایه‌گذاری نخستین تلسکوپ خورشیدی بانویی كه ٣٠ سال از زندگی پربارش را به تربیت دانشجویانی پرداخت كه اكنون خود استادانی بزرگ در این عرصه هستند. آلینوش طریان در ١٨ آبان سال ١٢٩٩ خورشیدی در خانواده ارمنی در تهران پا به عرصه گیتی نهاد.او مدرک لیسانس خود را در سال ۱۳۲۶ از دانشگاه تهران دریافت کرد و همانجا به عنوان متصدی عملیات آزمایشگاهی دانشکده علوم استخدام شد.سپس برای بورس تحصیلی درخواست کرد ولی به دلیل زن بودن او، استادش، دکتر محمود حسابی، با این درخواست موافقت نکرد، بنابراین آلینوش طریان به خرج خانوادهٔ خود به دانشگاه سوربن رفت و سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶ میلادی) از آن دانشگاه مدرک دکترا گرفت.با وجود پیشنهاد استادی در دانشگاه سوربن، دکتر طریان با هدف خدمت به کشورش به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به عنوان دانشیار ترمودینامیک منصوب شد.او در سال ۱۳۳۸ برای شرکت در بورسیهٔ دولتی آلمان غربی در مطالعه رصدخانه خورشیدی انتخاب شد و پس از چهار ماه مطالعه به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۵ نقش عمده‌ای را در بنیان‌گذاری نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی در ایران ایفا کرد.خانم دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به مقام استادی در دانشگاه تهران رسید و نخستین شخصی بود که درس فیزیک ستاره‌ها (اختر فیزیک) را در ایران تدریس کرد.
همسران مردان سیاسی چه می‌کنند؟ زاها حدید، طراح هتل پاسارگاد تهران درگذشت برگزیده‌ای از مجموعه عکس ''من یک زن هستم'' ادل، خواننده مشهور بریتانیایی: من حالا متاهل هستم امل کلونی نسل کشی ارامنه را پیگیری می کند

حقوق زنان

دگرگونی جایگاه زن در پایان دوران قاجار؛ ضرورتی که درک شد

«نه هر مردی از هر زنی فزون‌تر است و نه هر زنی از هر مردی فروتر. مریم، زهرا، آسیه، خدیجه و کبرا از زنان اند و فرعون،‌ هامان، شمر و سنان از مردان». این صدایی است که در دوران مشروطه از گلوی زنی برمی‌آید نویسنده، خردمند و حامی آموزش دختران؛ زنی که به گونه‌ای برابری زن و مرد قایل است، مبارزه‌جویانه و با آگاهی از حقوق زن در جهان آن روزگار، تفکرات قدیم را که بر محور خواست مردان می‌شود، نقد و رد می‌کند و به دنیایی نو برای زنان می‌اندیشد. بی بی خانم استرآبادی از نویسندگان دوران مشروطه است که در یکی از کتاب‌هایش به نام معایب الرجال پاسخ باورهای سنتی و ضدزن بیان‌شده در رساله‌ای به نام تأدیب النسوان را می‌دهد.   تاریخ ایران، زن را گاه در حاشیه امن قرار می‌دهد، گاه با چشمی ناچیز انگار، او را کوچک می‌شمارد؛ وضعیتی که با ورود اندیشه‌های جدید، پرتویی تازه بدان افکنده شد. موقعیت زن بدین‌ترتیب در تیررس نگاه مورخان مورد نقد قرار گرفت.  آنچه تا پیش از دوران قاجاریه می‌گذرد، سراسر این است که از زن خواسته می‌شود زیبا، زاینده و صبور، بی‌سواد و تحت امر مرد باشد. این نگاه نه‌تنها چندان مورد نفی زنان نبود، که، بدان دلخوش بودند و حتی تااندازه‌ای زیاد می‌بالیدند. رساله‌های گوناگون تعلیمی و اخلاقی در تاریخ ایران، از این خواست‌ها پوشیده است که زن بدان‌ها باید عمل کند. هر وضعیتی، اما از آن‌رو که شرایطی متضاد خود پدید می‌آورد، باید گفت همه آنچه زنان می‌خواستند، در این موارد خلاصه نمی‌شده است زیرا دنیای آرمانی‌شان، یعنی داشتن سواد و حضور در صحنه‌های پیکار، بیرون از حصارهای خانه و خواست‌هایی اینچنین می‌گذرد؛ دنیایی که با دنیای مردان برابر است، حتی فراتر از آن زن را در نقش‌هایی مردانه می‌پذیرد. پا گذاشتن به این دنیای آرمانی گرچه برای زنان طبقات بالا ممکن بوده است اما از آن‌جا که گام‌نهادن بدین دنیا، برای بخشی زیاد از جمعیت زنان کاری چندان آسان نبود، می‌توان گفت زن در تاریخ ایران تااندازه‌ای بسیار، زیر سیطره اندیشه گذشته بوده وگاه با خواست زن همراه می‌شده  است.این نگاه دیرپایید تا این‌که با ورود افکار نو به ایران، دگرگونی‌هایی در خواسته‌ها و نیز نقش‌های زن در جامعه پدید آمد. این دگرگونی‌ها در رویارویی با دیدگاه مردانه و خواست‌های سنتی وی که پیش‌تر مورد پذیرش زنان بود، قرار گرفت. زمزمه‌های این تغییر و دگرگونی از دوران محمدشاه قاجار شنیده شد. شاهزاده‌ای قاجاری در این زمان، بر آن شد رساله‌ای به نگارش درآورد که در آن، باری‌دیگر وظایف زن و خواست‌های مرد از او را گوشزد کند؛ همچنین با نگاهی به فرهنگ غرب، بر زوایایی دلخواه و هماهنگ با گفتمان و اندیشه قدیم تأکید ورزد. رساله‌ای در تربیت زنان به سبک قدیم تأدیب‌النسوان، رساله‌ای، بدون‌نام و مشخصات نویسنده است که در‌ سال ١٢۶٢ قمری نوشته شده است. نگارش این رساله جنجالی، براساس بررسی‌های اخیر به خانلر میرزا احتشام‌الدوله از پسران عباس‌میرزا نایب‌السلطنه نسبت داده شده است. این رساله به دلیل نداشتن نام نویسنده، توسط هرکس به نامی خوانده شده؛ «سلوک و سیرت زن» و «آداب معاشرت نسوان» از نام‌هایی دیگر است که بر آن نهاده‌اند. فردی، باز هم ناشناس، بر آن مقدمه‌ای و موخره‌ای نوشته و رساله را تأدیب‌النسوان نام‌گذارده است. این رساله، تکرار مکرراتی است که در ادب تعلیمی ایران درباره زن مطرح می‌شود. مواردی که در این رساله از زن خواسته می‌شود اگرچه با اندکی توجه به افکار، متجددانه می‌نمایاند اما هرآنچه که از فرهنگ غیرایرانی نیز در آن مطرح می‌شود چیزی نیست جز آنچه در سنت قدیم درباره زن مطرح می‌شده است. از آن‌جمله می‌توان به اطاعت زن از مرد، صبر، سکوت، سازگاری و محبت‌اش به مرد اشاره کرد. مواردی که نویسنده به دختران و زنان توصیه اکید می‌کند، توصیه‌هایی قلمداد شده که در صورت عمل بدان‌ها، کسی بد نمی‌بیند. نویسنده، اثر خود را به ١٠ فصل تقسیم کرده است؛ در سلوک زن، در حفظ زبان، در گله‌گزاری، در قهر کردن، در ضرر راه رفتن، در آداب غذا خوردن، در پاکیزه داشتن بدن و استعمال بعضی از عطریات، در طرز لباس پوشیدن، در آداب خوابیدن و سرانجام، فصل دهم در آداب صبح برخاستن از خواب. شاید بتوان چکیده کلام وی را این خطوط دانست «زن باید فنای محض در اطاعت مرد باشد و چون و چرا نداشته باشد و آنچه بگوید اطاعت کند و فرمانبرداری مرد را واجب داند …  و اگر فی‌المثل دستش را گرفته به آتش اندازد آتش گلستان و باغ بستان شمارد و تخلف از فرمان به قدر یک نفس کشیدن جایز نداند که یک‌دم خلاف یک‌سال اثر می‌کند و باعث کدورت کلی می‌شود».  این رساله در همان زمان تالیف، چنان مورد استقبال قرار گرفت و افزوده‌ها و تغییراتی بنابر همان اندیشه قدیم یافت، که مدتی برای آموزش آن در مکتبخانه دخترانه سعی شد.  نویسنده گویا گمان می‌برده که رساله‌اش مخالفت‌هایی در میان زنان برخواهد انگیخت، از همین‌رو به اعتقاد برخی، نام خود را بر رساله نگذاشته است؛ با در نظر گرفتن این‌که پس از انتشار این رساله عده‌ای از زنان برآن شدند تا جوابیه‌ای در برابر آن بنویسند، این گمان را می‌توان به یقین نزدیک دانست. در پاسخ به این رساله، زنانی از بی‌بی خانم استرآبادی خواستند برای آن پاسخی بنویسد. بی‌بی خانم استرآبادی دختر محمدباقر خان، سرکرده سواران استرآبادی بود که مادرش ندیمگی شکوه‌السلطنه، مادر مظفرالدین شاه قاجار را برعهده داشت. زندگی بی‌بی خانم بنابر نوشته خودش با رنج و عذابی همراه بوده است که همسرش با صیغه‌کردن کنیز خانه، بر او روامی‌دارد. او که خود پرورش‌یافته فرهنگی سنتی است و دلگیر از آن، پیکارجو و بی‌پرده با زبان طناز و تند، افزون بر پاسخ به فصل‌های تأدیب‌النسوان، در رساله‌اش به نام معایب‌الرجال، در چهار فصل به مردان می‌پردازد تا شاید با یادآوری ایرادها و ضعف‌های مردان، آنها را به فکر تربیت و تأدیب خود بیندازد. مجلس اول اطوار شراب‌خوار، مجلس دوم کردار اهل‌قمار، مجلس سوم در تفصیل چرس و بنگ و واپور و اسرار و سرانجام مجلس چهارم شرح گفت‌وگو در اوضاع عبائره و اقرات اجامره و الواط. در بخشی نیز به خواست زنان مجلس‌اش، سرگذشت خود را قرار داده است. بی‌بی خانم، رساله تأدیب‌النسوان را با نگاهی عالمانه پاسخ می‌دهد. او همچنین نسبت دادن مکر و فریب به زنان را با رجوع  به واقعیت‌هایی که در آن مردان، زنان خود را می‌فریبند تا محبت‌شان را جلب کنند، مردود می‌شمارد. بی‌بی خانم نصیحت‌های نویسنده تأدیب‌النسوان را فضیحت می‌داند زیرا به تعبیر وی، مردانی هم در جامعه دیده می‌شوند که با وجود رعایت و ملاحظه زن دلسوز، قدرنشناس‌اند. او دراین‌باره می‌نویسد «بسیار دیده و شنیده شده که زنان وجیه معقوله دارند و بایشان میلی ندارند و در فکر هرزگی خود هستند… بسیار زنان که بفرموده مرد عمل نمایند از لباس و اثاث باز طرف میل مرد نگردند به جهت خوی بد آن ناسپاس خدانشناس و بسیار از زنان انواع لباس‌های قیمتی ظریف و لطیف از مال خود برای خود و شوهر می‌خرند و می‌برند و می‌دوزند و می‌پوشند و می‌پوشانند و با وجود این هیچ در نظر مرد بدبخت نمی‌آید و آن زن بیچاره همیشه تباه‌کردار و سیاه‌روزگار در انظار ایشان خوار و زار است. پس هیچ چیز شرط هیچ چیز نیست به‌خصوص در این زمان که هیچ نظم و نظامی در کار نیست». ایران در دوره قاجار به‌ویژه از زمان سلطنت محمدشاه، به دگرگونی‌هایی دچار شد؛ بر آن اساس، کسانی متاثر از فرهنگ و تمدن غرب، لزوم تغییر در بسیاری از ساختارهای فرهنگی و اجتماعی را احساس کردند و پذیرفتند؛ در برابر، برخی دیگر با احساس خطر از آنچه که از غرب آهسته‌آهسته نفوذ می‌کرد، می‌کوشیدند با تأکید بر سنت‌ها، جامعه را در وضع موجود نگه‌دارند. آن پذیرش‌ها و آن ایستادگی‌ها، صحنه پیکار گروهی را فراهم کرد. پیدایش رساله‌هایی که از آنها سخن گفته شد در چنین بستری، محصول جدل‌ها و مواضع حامیان اندیشه قدیم در برابر طرفداران نقد قدیم و پذیرش اندیشه جدید به شمار می‌آید. این جدل‌ها تا مدت‌ها دامنگیر جامعه ایران بود و تا سال‌ها سبب‌ساز پیدایش‌ امواجی جدید و نوسان‌هایی گوناگون شد. زن در این نوسان‌ها آرام‌آرام از دنیای سنتی خود فاصله می‌گرفت و به دنیایی تازه پای می‌گذاشت که در آن از حقوقی همچون مردان برخوردار بود. تحصیل و آموزش و حضور در اجتماع، ازجمله دستاوردهای اولیه این جدل‌ها بود. جامعه‌سنتی ایران در این میانه پوست می‌انداخت؛ جالب توجه است که در این پروسه مردانی دگراندیش نیز به یاری زنان آمدند تا تعریف دیگری از مناسبات زن و مرد به دست دهند؛ آثار ایرج میرزا گواه این مدعا است.

شروط عجیب و غریب ضمن عقد چیست؟

ازدواج شاید یکی از فصل‌های مهم زندگی باشد. نقطه و ایستگاهی که قابلیت این را دارد تا آدم‌ها از طریق آن بتوانند تاریخ زندگی خودشان و طرف مقابل را به دو قسمت بعد از ازدواج و قبل از ازدواج تقسیم کنند. برای همین هم این رویداد بزرگ در زندگی آدم‌ها انقدر حائز اهمیت هست که پیش از برگزاری آن خود عروس و داماد و خانواده‌هایشان برای برگزاری مراسم ازدواج سلسله مراتب پر پیچ و خمی را پشت سر بگذارند. در کنار مسئله مهریه که همیشه جزو موارد بحث‌برانگیز و حساس در بین زوج‌های جوان بوده است. شروط ضمن عقد نیز جزو بخش‌هایی است که هر دو طرف پیش از ازدواج نسبت به آن توجه ویژه‌ای نشان می‌دهند. اما در کنار شرط و شروط و حق و حقوق معمولی که زن و شوهر بر سر داشتن و نداشتن آن باهم به توافق می‌رسند، شروط عجیب و غریبی هم وجود دارد که بعضی از عروس و دامادها برای طرف مقابلشان در نظر می‌گیرند تا آن را به هیجان زودگذر پیوندشان سنجاق کنند. شروطی که در نگاه اول نه تنها عجیب و غریب‌اند که حتی غیرمعقول و غیر منطقی به نظر می‌رسند.«مهدی محمدی» عاقدی است که شاید خیلی هایمان او را به واسطه وبلاگ«خاطرات یک عاقد» بشناسیم. او در این گزارش برایمان درباره شروط عجیب و غریبی گفته است که دختران و پسران جوان حین خواندن خطبه عقد برای هم در نظر می‌گیرند. هر چه خانم گفت آقا بگوید چشم در کنار همه شرط‌های ضمن عقدی که به طور رسمی و قانونی برای ازدواج وجود دارد شرط هایی هم هرزگاهی وجود دارند که زن و شوهر برای یکدیگر لحاظ می‌کنند که شاید برای خیلی‌ها نه تنها تعجب‌آور باشد که حتی خنده دار هم به نظر برسد. اما عجیب‌تر از مطرح کردن این شرط‌های عجیب غریب تن دادن و پذیرفتن آنها توسط طرف مقابل است به نحوی که آقای«مهدی محمدی» درباره یکی از تجربه‌هایش می‌گوید:« در طول سال‌های فعالیتم یکی از عجیب و غریب‌ترین شروط ضمن عقدی که با آن مواجه بودم این بود که هرچه خانم در طول زندگی مشترک دستور بدهد آقا جز \\\"چشم\\\" نباید چیز دیگری بگوید. جالب اینجا بود که خود آقا هم از قبل این مورد را پذیرفته بود و با آن مشکلی نداشت.» باید بین بچه هایمان تبعیض بگذاریم مشکل و دردسرهایی که درباره این شروط عجیب و غریب وجود دارد فقط و فقط مختص زوج‌های جوان نیست اگر سری بین زوج‌های با تجربه هم بچرخانید می‌توانید شروط عجیب و غریب را ببینید.«یادم می‌آید که زوجی بودند که هردویشان ازدواج قبلی فرزند داشتند و حالا یکی از طرفین موقع خواندن خطبه عقد شرط کرده بود که فرزند همسرش به هیچ عنوان نباید حق زندگی کردن در یک خانه را با آنها داشته باشد و در عوض فرزند خودش نه تنها می‌تواند با آنها زندگی کند که حتی باید از تمام امکانات و حقوق لازم برخوردار باشد.» فقط من باید صاحب‌خانه باشم یکی از موضوعاتی که خانواده‌های زوج‌های جوان پیش از ازدواج با آن درگیر هستند صاحب خانه شدن عروس و داماد است این در حالی است که خیلی‌ها همیشه ملک و خانه را به عنوان مهریه لحاظ می‌کنند و حتی با هم توافق می‌کنند که در طول زندگی مشترک هرچه را که خریداری کردند با هم تقسیم کنند. اما یکی از موارد دردسرسازی که آقای محمدی از آن به عنوان شرط ضمن عقد یاد می‌کند این است که عروس خانم می‌خواهد که شخص داماد پیش پیش خانه و آپارتمانش را تماماً به نام او  بزند تا فقط خودش صاحب‌خانه باشد و آقای خانواده حق دخالتی در این زمینه نداشته باشد. کسب اجازه از خانواده همسر در کنار شرایطی که دو طرف در حین وصلت کردن برای یکدیگر لحاظ می‌کنند به طور معمول با شروطی و توافق‌هایی رو به رو هستیم که زن و شوهر صرفاً برای شخص خودشان در نظر می‌گیرند؛ اما گاه پیش می‌آید که این موارد فراتر می‌روند و پای خانواده‌های عروس و داماد را هم به میان می‌کشند.«یکی از مواردی که درباره کسب اجازه به خاطر می‌آورم متعلق به زوجی بود که خانم شرط کرده بود که شوهرش برای سفر کردن نه تنها از خودش که حتی از خانواده عروس هم باید اجازه می‌گرفت و در صورت موافقت آنها می‌توانست امکان سفر داشته باشد.» تملک همه دارایی‌های همسر از بدو تولد در کنار داشتن مهریه و توافق بر سر میزان آن یکی از بخش‌های دیگر شروط عجیب و غریبی که در هنگام عقد صورت می‌گیرد، توافق بر سر دارایی‌های زن و شوهر است تا جایی که هرزگاهی این کل کل کردن‌ها کار را به جایی می‌رساند که مراسم عقد و ازدواج رنگ بوی عقد قراردادهای مالی و تجاری به خودش می‌گیرد.« موردی داشتیم که موقع عقد شرط عروس این بود که آقای داماد همه دار و ندارش از ابتدای تولد تا به الآن را به نام او کند و داماد هم پذیرفته بود.» ورود کلم به خانه ممنوع مهدی محمدی می‌گوید یکی از رویکردهایی که در مواجهه با این شروط عجیب و غریب دارند این است که سعی می‌کنند با افراد منطقی صحبت کنند تا آنها را از گذاشتن شروط برای یکدیگر منصرف کنند اما باز با این حال کسانی هستند که از قبل خودشان به توافق رسیده‌اند و حاضر هستند شروط شخص مقابلشان را قبول کنند حتی اگر این شرط‌های جزو مواردی نباشد که بشود آن‌ها را ثبت کرد.«ما حتی در مورد خورد و خوراک هم شرط‌های عجیب داشته‌ایم مثلاً موردی بود که آقا از کلم بیزار بود و شرط کرده بود که خانم به هیج عنوان نباید در خانه و برای پخت و پز از کلم استفاده کند و از ما می‌خواست که حتماً این موضوع را در عقدنامه بنویسم.»
دادگاه حقوق بشر اروپا: سکس برای زنان بالای ۵۰ سال هم لازم است زنان در بریتیش کلمبیای کانادا، دیگر مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند نیستند ممنوعیت برقع و روبند در اتریش رابطه جنسی در ایران، لذت‌جویی یا فرزندآوری؟ رواج نگران کننده ازدواج کودکان در آمریکا