1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

 

نخست وزیر جدید کانادا جاستین ترودو در اقدامی تاریخی، اعلام کرد که نیمی از کابینه او را زنان تشکیل خواهند داد. این گفته ترودو چندان عجیب نبود چون او خود را فمینیست خوانده و وعده داده کهبرنامه‌هایی مترقی را در دولت خود اجرا خواهد کرد. البته کانادا کشوری نیست که بیشترین تعداد زنان را در قدرت داشته باشد اما کابینه ترودو، این کشور را وارد گروه کشورهایی کرد که دست کم تعداد ورزای زن و مردشان در کابینه مساوی است.


در مقام مقایسه، در کابینه فعلی اوباما تنها ۲۵ درصد زن هستند. اما نه کانادا و نه آمریکا هیچ کدام در قله کشورهایی که زنان در آنها بیشترین قدرت را در دولت دارند، نیستند. بر اساس گزارشی که اتحادیه بین‌المجالس در ژانویه ۲۰۱۵ منتشر کرده، آمریکا از نظر حضور زنان در کابینه یا پست‌های دیگر مربوط به وزارت، در رتبه ۲۹ جهان ایستاده است. اگر کابینه ترودو در زمان تهیه این گزارش حضور می‌داشت، رتبه چهارم را کسب می‌کرد.

اما کدام کشورها از نظر قرار دادن زنان در پست‌های بالای دولتی بهتر عمل کرده‌اند؟ اینجا می‌توانید ۱۳ کشور بالای جدول را ببینید:

فنلاند

فنلاند رتبه اول این جدول است. ۶۲.۵ درصد از ۱۶ وزارت‌خانه این کشور توسط زنان اداره می‌شون

کابوورده

کابو ورده یک کشور بسیار کوچک در شمال غربی آفریقاست که کیپ ورده هم نامیده می‌شود. این کشور ۱۷ وزیر در کابینه دارد که ۹ نفر از آنها زن هستند که معادل ۵۲.۹ درصد

سوید

وزرای زن کابینه سوئد ۵۲.۲ درصد وزرای این کشور هستند. تعداد کل وزرای زن آنها در کابینه از فنلاند هم بیشتر است چون در مجموع ۲۳ وزیر دارند. سوئد ۱۲ وزیر زن دارد.

فرانسه و لیختن اشتاین

فرانسه و لیختن اشتاین با هم رتبه چهارم را دارند. در این دو کشور ۵۰ درصد وزرای کابینه زن هستند. فرانسه ۱۶ وزارت‌خانه دارد که ۸ نفر از وزرا زن هستند. لیختن اشتاین که بسیار کوچک‌تر از فرانسه است، چهار وزارت‌خانه دارد که دو نفر آنها زن هستند!

نیکاراگویه و نروژ

نیکاراگوئه با ۸ وزیر زن از مجموع ۱۷ وزیر در رتبه پنجم قرار دارد. این یعنی ۴۷.۱ درصد وزرای این کشور زن هستند. همچنین نروژ هم با رقمی مشابه در رتبه پنجم کنار نیکاراگوئه قرار می‌گیرد.

هلند

در هلند ۴۶.۷ درصد ار وزرا زن هستند. این کشور ۱۵ وزارت‌خانه دارد که هفت نفر آنها زن هستند.

استونی و گرانادا

در استونی ۴۶.۲ درصد وزرا زن هستند و در رتبه هفتم این جدول قرار می‌گیرد. از ۱۳ وزارت‌خانه این کشور، شش وزارتخانه را زنان اداره می‌کنند. کشور گرانادا هم از این نظر مشابه وضعیت استونی را دارد.

ایسلند

۴۴.۴ درصد وزارتخانه‌های ایسلند را زنان اداره می‌کنند. ایسلند ۹ ورازت‌خانه دارد که چهار تای آنها وزیر زن دارند.

ایتالیا و اسلوونی

ایتالیا و اسلوونی در رتبه نهم جدول کشورهایی با بیشترین تعداد زن در کابینه قرار دارند. هر دوی این کشورها ۴۳.۸ درصد از وزرایشان زن هستند و در هر دو کشور ۷ وزیر زن در میان ۱۶ وزیر کار می‌کنند

 

دیدگاه‌ها  

0 # ناشناس 1394-11-07 17:04
اسکاندیناوی بهترین جا برای زندگیست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ناشناس 1394-11-07 17:05
آمریکا جای خوبی نیست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

برای رفع دلتنگی هایت وقت بگذار

من  دلتنگی هایم را پس انداز نمی کنم. کوله باری از یاد و حرف های خوب و انرژی های یک آدم را با خودم حمل نمی نکنم. برای همین از خطاهای آدم ها زودتر می گذرم. اگر از آدمی برنجم همه تلاش ام را می کنم زود فراموش اش کنم تا مبادا دوستی ام از دست برود.

رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان

ما زنها هم دنیایی داریم واقعا منحصر بفرد که خودمان هم بعضی وقتها سر از کاری که انجام می دهیم در نمی آوریم چه برسد به شوهران بیچاره ما. این 15 نکته درباره زنانه بودن و احساس کردن است در باره 15 نکته نه خیلی کوچکی است که شما مردان درباره ما نمیدانید و البته شما هیچوقت درباره لذت زن بودن چیزی نخواهید دانست. با این وجود شاید باید بخوانید. 1-       ما دوست داریم نامه های عاشقانه ای را که برایمان نوشته شده نگهداریم نه به این خاطر که هنوز احساسی داریم یا امیدی بیشتر به این خاطر که خواندن این نامه ها بما یاداوری می کند که از چه مراحلی در زندگی گذشته ایم و همچنین این احساس خوب که کسانی ما را در زندگیشان دوست داشته اند. 2-       ما یکم از شما مردان متنفریم بیشتر به این خاطر که اصلا نمی فهمید که درد زایمان چی هست! 3-       ما مثل مومیایی ها هستیم آرایش غلیظ روی صورت، گن و سوتینهای تنگ تایلونی که توش نزدیکه خفه شیم و جوراب شلواری نایلونی و کفش 10 سانتی، با همه اینها ما زنده تر از همیشه هستیم 4-       ما احتیاجی به پسورد شما نداریم نه اینکه نخواهیم سر از کاری که ساعتها باید جلوی مانیتور کامپیوتر باشی در بیاوریم یا لیست آخرین چتهایتان را در صفحه فیس بوک چک کنیم و همچنین ایمیل ها شما رو بخونیم، مساله اینه که شما اونقدر حواس پرت هستید که لپ تاپتونو روشن بذارین و برید بخوابید 5-       وقتی میگیم هدیه نمی خواهیم.. هیچ زنی توی دنیا نیست که با گرفتن هدیه خوشحال نشه، آرزوی هر زنی اینه که شوهر هر روز با یک هدیه بیاد خونه مهم هم نیست که چقدر قیمتیه مهم اینه که بفکر ما بودین و وقتتونو گذاشتین که برای ما یه هدیه بخرین و البته پولتونو 6-       بیانسه کیه دیگه!؟ شما شاید تو حمام احساس پاوارتی بودن بهتون دست میده ولی ما موقعی که تو خونه تنها هستیم احساس بیانسه بودن بهمون دست میده 7-       رویا های پایان ناپذیرما راجع به هر چیزی، از لباسی که قراره توی مراسم تدفین مادرتون بپوشیم تا اینکه یه روز برنامه آشپزی داشته باشیم یا فرم انداممون با دوران 16 سالگیمون برگرده یا اینکه کلیه ترانه های عاشقانه راجع به ما نوشته شده 8-       حمامهای پایان ناپذیر ما برای فرار از درس و مشق بچه ها، یا صحبت با مادر محترمتون یا مرتب کردن خانه ای که شما قبل از رفتن توش بمب منفجر کردین 9-       ذهن مبارزه جوی ما که هر روز در حال دعوا با مادرمون، مادرتون، خواهرتون، دوسشمن هامون و بقیه عالم و آدمه... بدون نیاز به دلیل خاصی 10-    صورتی که مثل کف دست میشناسیم مدت زیادی خودمونو توی آیینه نگاه میکنیم، همه پستی و بلندی های صورتمونو و نوعشونو و دلیل بوجود اومدنشونو خیلی خوب میدونیم بعد شبها نمی خوابیم و راجع بهشون فکر میکنیم. 11-     ما هم نسبت به دخترا احساس داریم فکر بد نکنین! احساس ما مخلوطیست از انواع احساسات درباره هر کسی که از ما خوشگلتر، جوانتر و خوش لباستره 12-    دوست داریم که دوست داشته شویم بغل کردن، نوازش، تکستهای وقت و بی وقت عاشقانه.. ممکنه بهتون بگیم لوس ولی نمیتونیم منتظر حرکتت بعدیتون بشینیم 13-    معمولا ازتون عصبانی هستیم دلیلش؟ دلیل خاصی نداره، تقصیر استروژنهاست 14-    ما دوست داریم نقش اول بازی کنیم
تماشایی‌ترین تصویر شهر بی زحمت مرا اهلی کن ساعت بی عقربه ...آنچنانکه تو هستی قرارمان این نبود

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟

فصل حراج خوب است. مانتویی را که دو ماه پیش خریده اید 90 هزار تومان را ، حالا شخص دیگری می خرد 45 هزار تومان. اما همیشه این طور نیست که خریداران فصل حراج برنده باشند. خرید کردن در حراجی ها، مهارتی می طلبد که با تجربه به دست می آید.

وزیر اقتصاد منزل تان باشید

یک خانم خانه دار از اول صبح که از خواب بیدار می شود،  با هدفی معین، شروع به برنامه ریزی می کند. یک کدبانو می تواند با برنامه ریزی و گرفتن اطلاعات به  انجام کارهایش سرعت ببخشد و حتی با همین شیوه  در اقتصاد خانواده نیز تاثیر گذار باشد.
حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید طلا؛ زیور یا سرمایه وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران لامپ کم مصرف حامی محیط زیست مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه

مطالب تصادفی

گزارش روز

رتبه 125 برای ایران در برابری جنسیتی اشتغال

از آن زمانی كه زن ها در خانه ها می ماندند و مردها را برای رفتن به سركار بدرقه می كردند، شاید نزدیك یك قرن گذشته است. اكنون در سراسر دنیا میلیون ها زن در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مشغول به كار هستند. اما در همه كشورهای دنیا زنان به یك سان فرصت های شغلی را در دست ندارند. هر چه از جهان اول به كشورهای جهان سوم نزدیك تر می شویم، تبعیض های جنسیتی در كار و كسب هم بیشتر می شود.

ممنوع شدن فعالیت سیرکهای حیوانی در 10 استان

  با پیوستن ٧ استان دیگر به کمپین «سیرک نه»، تعداد استان‌هایی که فعالیت سیرک حیوانات در آنها ممنوع شد به ١٠ استان رسید. پس از خراسان‌رضوی، قم و گلستان، استان‌های خراسان‌شمالی، خراسان‌جنوبی، کهگیلویه‌وبویراحمد، کرمانشاه، آذربایجان‌شرقی، اصفهان و کرمان هم فعالیت سیرک‌ها را ممنوع کردند و به این ترتیب روی نقشه، نیمی از ایران سبز شده است. استان‌ها یکی پس از دیگری به کمپین «سیرک نه» می‌پیوندند و برپایی سیرک حیوانات را ممنوع اعلام می‌کنند. به گفته شهرام امیری‌شریفی، مدیر دیده‌بان حقوق حیوانات، پس از پیوستن این ١٠ استان به کمپین سیرک نه در روزهای آینده ٩ استان کشور هم به این کمپین خواهند پیوست. او با اشاره به این‌که در روزهای گذشته، خبر پیوستن این ٧ استان به‌دست ما رسیده بود، به «شهروند» گفت: «با توجه به سفر رئیس سازمان محیط‌زیست به خراسان‌شمالی این روز برای اعلام نام استان‌هایی که به این کمپین پیوسته‌اند، انتخاب شد.» امیری‌شریفی، با اشاره به این‌که در برخی استان‌ها، سیرک‌ها پیش از پیوستن استان به کمپین مجوز فعالیت دریافت کرده بودند، از پیوستن مشروط این استان‌ها به کمپین خبر می‌دهد و افزود: «سیرک‌هایی که پیش از پیوستن ٣ استان کشور به کمپین «سیرک نه» از این استان‌ها مجوز فعالیت دریافت کرده بودند، مجاز خواهند بود تا پایان امسال فعالیت داشته باشند، البته تلاش می‌کنیم زمان فعالیت آنها را کاهش دهیم.» دیروز همزمان با پیوستن استان‌های جدید به کمپین «سیرک نه»، معاون پایش و نظارت محیط‌زیست استان اصفهان، طی نامه‌ای رسمی به سازمان محیط‌زیست از ممنوعیت برپایی سیرک حیوانات در این استان خبر داد.سعید یوسف‌پور، معاون پایش و نظارت محیط‌زیست استان اصفهان به معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست در تهران نامه‌ای نوشت و اعلام کرد: «اداره حفاظت محیط‌زیست اصفهان بنابر رسالتی که برای جلوگیری از آزار و اذیت حیوانات دارد و با توجه به این‌که انجام نمایش توسط حیات‌وحش در سیرک‌ها مستلزم انواع آزار از قبیل جداسازی از طبیعت، تنبیه بدنی، تحمل گرسنگی و اسارت و شرطی کردن آنهاست که اخلاقا و شرعا ناپسند است، از این پس مانع برپایی سیرک حیوانات در این استان خواهد شد.» او درخصوص این نامه به مهر گفت: «طی نامه‌ای که امروز توسط مدیرکل اداره حفاظت محیط‌زیست استان اصفهان برای معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست ارسال شد، سیرک حیوانات در این استان را رسما ممنوع اعلام کرد. استان اصفهان، خوشامدگوی سیرک‌هایی با برنامه‌های سرگرم‌کننده، ورزشی و مهیج بدون استفاده از حیوانات خواهد بود و از اجرای این‌گونه برنامه‌های انسانی و اخلاقی استقبال می‌کند.» معاون پایش و نظارت محیط‌زیست اصفهان از استان‌های سراسر کشور دعوت کرد تا با پیوستن به موج ممنوعیت سیرک حیوانات، گامی موثر در جلوگیری از آزار مخلوقات بیگناه خداوند و نهایتا ثبت‌نام ایران در فهرست کشورهایی که سیرک حیوانات را ممنوع کرده‌اند، بردارند. نخستین استانی که سبز شد و فعالیت سیرک حیوانات را ممنوع اعلام کرد، خراسان‌رضوی بود. پس از آن در همایش حمایت از حقوق حیوانات، نماینده استان قم از سبز شدن این استان خبر داد و پس از آن استان‌ گلستان هم دیگر استان سبز کشور شد. پس از این سه استان، ٧ استان دیگر رنگ خود را به سبز تغییر دادند تا سیرک‌ها دیگر در ١٠ استان اجازه فعالیت نداشته باشند. شهروند
زوجها ژنهایی مشابه دارند زنان در جنبش بحرين بارداری بدون داشتن رابطه جنسی ورود ممنوع دولت به زنان کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

من یک ربع قرنی ام

من یک ربع قرنی ام و دیگر حوصله ی سروکله زدن با توهمات آدم هام را ندارم..من خسته میشوم از توضیح دادن..من آدم هام را انتظار دارم که بفهمند مرا..نگام را..لحنم را..خط کج لبخندم را..من عاجزم از تفسیر خودم اینروزها...نه..من همیشه خوب نیستم..

پنج نکته درباره کامیابی جنسی زنان

بعضی از مردان شدیدا نگران هستند که مبادا نتوانند یک زن را از نظر جنسی تامین کنند. شاید یکی از مشکلات این باشد که  تعریف شان از رضایت جنسی با زنان فرق می کند. اجازه دهید برای تان از پنج حس جنسی زنانه بگویم که اگر رعایت کنید دیگر هرگز نگران ما در رختخواب نخواهید بود. 1- لذت سکس برای ما یعنی احساس صمیمت، یعنی احساس خواستنی بودن، یعنی اینکه حس کنیم برای تان دوست داشتنی  است که ذره ذره بدن ما را کشف کنید. ما عاشق این احساس هستیم که با همه وجود ما را بخواهید. به نظر یک زن، وقت و توجهی که در مرحله عشقبازی در رختخواب نشان می دهید خیلی عزیز و لذتبخش است. تجربه ای که شاید به خودی خود به اندازه یک تجربه کامل جنسی است. 2 – اگر ببینیم خیلی نگران تمام شدن ما هستید چاره ای نداریم جز آنکه ادایش را در بیاوریم تا این فشارو حس بد را از روی شما برداریم. ما زنان گاهی نمی توانیم به مرحله اوج برسیم. تاثیرات روزی که از سر گذراندیم، وضعیت هورمونی و فاصله ما از روز تخمک گذاری و حتی اینکه احساس سکسی مان چقدر است در ایجاد این اتفاق موثر است. در این وضعیت نامشخص و همیشه متغیری که احساس جنسی ما دارد اگر این قرار ثابت هم باشد که ما باید به ارگاسم هم برسیم و به قول حرف هایی که این روزها می زنند زودتر از مردان هم باید ارضا شویم بر سختی ماجرا می افزاید. روحیه و حس و حال را از بیشتر از پیش از بین می برد. نتیجه اش اینکه نه ما تجربه ارضا شدن به یادماندنی خواهیم داشت و نه شما این خاطره غرور آمیز را کسب خواهید کرد. 3 – در درون اتاق خواب می شود باری به هر جهت بود. ما خصوصی ترین لحظات مان را با هم شریک می شویم برای همین بهتر است آن را با توقع و ترس و نگرانی در هم نیامیزیم. مهم نیست که سریع و هیجانزده به ارگاسم می رسید. بدون شرم وگناه، لذتش را ببرید. چون قبلا نشان داده اید که این زود آمدن را جبران می کنید. سکس آنطور که در پورن و فیلم های هالیوود نشان می دهند همیشه ارضای جنسی همزمان یک زوج نیست. فقط از لحظاتی که در کنار ما هستید لذت ببرید و مطمئن باشید که  به ما توجه لازم را می کنید و به احساس خواستنی بودن مان پاسخ می دهید. اصلا  چه چیزی از این سکسی تر که متوجه شویم آنقدر خواستنی هستیم که کنترل تان را از دست دادید. 4 – مهم این است که دوست داشته باشید ما را ارضا کنید پس فرق نمی کند قبل از ارضای شما باشد یا بعد … وقتی حس کنیم قصد و تلاش مشخصی را پی گرفتید خودمان هم همراه می شویم و خواهید دید که این مسیر را زیبا و به یادماندنی خواهیم کرد. پس یادتان باشد که تمنا و پیگیری تان برای لذت دادن برای ما دوست داشتنی است و ما را به آنجا که می خواهیم می کشاند. 5- نوازش و در کنار ما ماندن بعد از رضایت جنسی نیزاز آن رفتارها است که هرگز فراموش نمی کنیم. ما زنان می خواهیم ببینیم که فقط یک وسیله جنسی نیستیم. می خواهیم عاطفه و محبت شما را هم درست بعد از یک سکس خوب، شاهد باشیم. اینها برای ما مهم است و دفعه بعد، تشویق کننده و تحریک کننده خوبی خواهند بود.  
نامه ای به مادرم هرچیز آدابی دارد، خصوصا معاشرت مسله خیانت از زاویه دیگر 6 دلیل برای خیانت تست مهارت ارتباطی

زنان حادثه

هلنا کاستا، زنی در قلمرو مردان

هلنا کاستا، سرمربی سابق زنان ایران دنیا را شگفت زده کرد.هلنا کاستا 36 ساله که در باشگاه چلسی و زیر نظر مورینیو در سال 2005 تعلیم دیده، تاریخ سازی کرد و سرمربی یک تیم مردان در سطح دوم فوتبال اروپا شد. کاستا بیش از این سرمربی تیم های ملی زنان ایران و قطر بود. او سابقه ی کار در آکادمی باشگاه بنفیکا و همچنین باشگاه سلتیک اسکاتلند را نیز در کارنامه دارد.او در تیم ملی ایران دچار حاشیه ی عجیب و غریبی شد و 4 نفر از بازیکنانش مرد از آب در آمدند که این مساله در سطح جهانی بازتاب های زیادی پیدا کرد. باشگاه کلرمون فرانسه که فصل گذشته در دسته ی 2 فرانسه رتبه ی 14 جدول را تصاحب کرد به طور رسمی خبر سرمربی گری هلنا کاستا را در تیم خود تایید کرد: " هلنا کاستا به تیم کمک خواهد کرد تا عصر جدیدی را پایه ریزی کند. او در باشگاه های صاحب نامی همچون سلتیک و بنفیکار کار کرده است که نشان از توانایی های گوناگون وی دارد."سخنگوی باشگاه سلتیک اسکاتلند نیز پس از این اتفاق انتخاب هلنا کاستا رابه وی تبریک گفت: " ما از صمیم قلب به هلنا تبریک می گوییم. این یک موقعیت استثنایی برای اوست تا بتواند شایستگی هایش را به اثبات برساند. او برای ما کارهای بسیار ارزشمندی را انجام داده است و ما آرزو می کنیم که در شغل جدیدش موفق و پیروز باشد."هلنا کاستا 13 سال در آکادمی باشگاه بنفیکار مربی گری کرد. او 2 بار قهرمان لیگ زنان پرتغال شد و تیمش را راهی لیگ قهرمانان بانوان کرد. کاستا همچنین تیم ادیولاس را نیز به مقام قهرمانی لیگ 2 زنان پرتغال رساند.او در کلرمون جانشین هافبک اسبق مونت پولیه یعنی رجیس برورد خواهد شد که قرار دادش در انتهای فصل جاری به پایان می رسد. رمی دوگیمونت مهاجم کلرمون در مصاحبه با "اکیپ" پیرامون این انتخاب گفت: " واقعا از این انتخاب شگفت زده هستم. نه تنها من، بلکه همه ی بازیکنان بسیار شگفت زده هستیم. این یک تجربه ی بسیار خاص و استثنایی برای همه ی ما خواهد بود"    

چراغهای رابطه تاریک اند

دبستان می‌رفتم که با نام فروغ آشنا شدم. بلافاصله از بزرگ‌تر‌ها درباره‌اش پرس‌وجو کردم. اطرافیانم به اتفاق گفتند که «فروغ زنی بی‌اخلاق و هنجارشکن بود، آخرش هم جوانمرگ شد؛ لازم نیست وقتت را تلف کنی و اشعارش را بخوانی.» با شنیدن این پاسخ، فروغ هرچه بیشتر برایم به زنی اسرارآمیز تبدیل شد. چند سال گذشت و من از دختربچه‌ای رام و مطیع به نوجوانی سرکش و هنجارشکن تبدیل شدم؛ هیولایی که خانواده‌ام دیگر مرا نمی‌شناخت، هیولایی که نقاشی می‌کرد و کتاب می‌خواند. شانزده ساله بودم که مجموعه آثار کامل فروغ را از یکی از عزیز‌ترین و تلخ‌ترین انسان‌ها هدیه گرفتم. بعد از خواندن‌اش چنان با دفترهای «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» ارتباط برقرار کردم که دیوار اتاقم پر شد از عکس‌های او. تا به حال هیچ زنی بر من چنان تأثیری نگذاشته بود که فروغ گذاشت. همذات‌پنداری‌ام با فروغ تا آنجا پیش رفت که حتی دوست داشتم مثل او در ۳۲ سالگی بمیرم. بعد از کشف فروغ با دختران و زنان بسیاری آشنا شدم که از شناخت فروغ تجربه‌ای مشابه من داشتند. چه چیزی زندگی ما را به زندگی فروغ متصل می‌کرد؟ چرا می‌توانستیم زندگی روزمره خود را در آینه اشعار او پیدا کنیم؟ چرا هنوز هم دختران و زنان جوان اشعار فروغ را زندگی می‌کنند؟ عبور از مرزهای تن فروغ در برهه‌ای می‌زیست که معیارهای زن بودن از منشور ساختارهای پدرسالار جامعه می‌گذشت. زن خوب و با فضیلت زنی سنتی بود که به تمام ارزش‌های جامعه پدرسالار پایبند بود. زنی که می‌بایست نجیبانه در انتظار شوهری می‌بود که صاحب او شود. زنی که می‌بایست بدن‌اش را همچون کالایی دست نخورده به مردی تقدیم می‌کرد و برای همیشه به او وفادار می‌ماند. زنی که باید عشق و جسم و لذت و عمر خود را وقف شوهرش می‌کرد تا بنیان خانواده پدرسالار پابرجا بماند و فرزندانی زاییده شوند که سربازان و جیره‌خوران حکومت باشند. در چنین جامعه‌ای اگر زنی تصمیم می‌گرفت اختیار زندگی‌اش را در دست بگیرد غالباً روسپی، نانجیب و بی‌اخلاق قلمداد می‌شد. فروغ یکی از همین زنان بود، یکی از ماهی سیاه‌های کوچولو. در دفترهای شعر «اسیر»، «دیوار» و «عصیان» می‌توان تلاش او را برای شکستن هنجارهای پدرشاهی و به رسمیت شناختش بدن و امیالش دید، که همزمان مترادف بود با درافتادن با باورهای مذهبی و عرفی. واکنش فروغ در مقابل سرکوب فرهنگی و مذهبی ایران پدرسالار آن دوران عصیان و سر باز زدن از پذیرش زنانگی سنتی بود. او انتخاب کرد که زندگی‌اش را به کنج خانه و آشپزخانه و پرسه زدن لابه‌لای رخت‌ها و ظرف‌های نشسته محدود نکند. او عاشقی و لذت و دانستن را انتخاب کرد و پی رنج‌ها و زخم‌ها را بر تن خویش مالید. چنانکه در شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» سرود: «… من عریانم، عریانم، عریانممثل سکوت‌های میان کلام‌های محبت عریانمو زخم‌های من همه از عشق استاز عشق، عشق، عشق.من این جزیره سرگردان رااز انقلاب کوه گذر داده‌امو تکه تکه شدن راز آن وجود متحدی بودکه از حقیر‌ترین ذره‌هایش آفتاب به دنیا آمد…» چراغ‌های تاریک رابطه و پیوستن به خورشید فروغ در دو دفتر شعر آخرش بیش از پیش از نفهمیده شدن توسط معشوق و جامعه سرود؛ از تنگ‌نظری، دروغ، فریب و ریاکاری جامعه. او در شعر «پرنده مردنی است» ناامیدی‌اش را آشکارا بیان می‌کند.«دلم گرفته استدلم گرفته استبه ایوان می‌روم و انگشتانم رابر پوست کشیده‌ی شب می‌کشمچراغ‌های رابطه تاریکندچراغ‌های رابطه تاریکندکسی مرا به آفتابمعرفی نخواهد کردکسی مرا به میهمانی گنجشک‌ها نخواهد بردپرواز را بخاطر بسپارپرنده مردنی ست.» فروغ هم از افراد جامعه ناامید است و هم از جامعه به مثابه کل. او ناامید از جامعه‌ای است که مردمش را چنان می‌پروراند که زنان را پست‌تر از مردان می‌داند و آنان را به ابژه‌هایی تقلیل می‌دهد که مردی باید مالکشان شود. فروغ ناامید از جامعه‌ای است که مردمش اختیار جسم و روح خود را ندارند؛ جامعه‌ای که اگر در آن به اسیر بودن خود راضی و خشنود نباشی، هم با حکومت و هم با عرف درخواهی افتاد. این جامعه چگونه می‌تواند زنانی را تاب آورد که به شی ء بودن تن نمی‌دهند؟ برای زنانی که روح و جسمشان را از اسارت پدرشاهی‌‌ رها می‌کنند بسیار دشوار است که از مورد عشق قرار گرفتن توسط مردانی که در هوای مسموم چنین جامعه‌ای نفس کشیده‌اند، احساس خوشبختی کنند. فروغ این ادراک را در شعر «تولدی دیگر» اینگونه به کلام درآورد که «هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می‌ریزد مرواریدی کشف نخواهد کرد». نام دفا‌تر شعر «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» و محتوای اشعار این دو دفتر، گویای تناقصی است که سیر تحول فروغ را از تولدی دیگر به ایمان به ناامیدی و سرمای اجتماعی به تصویر می‌کشد. دانستن تلخ است و هر چه بیشتر بدانیم، تلخ‌تر می‌شویم، خصوصاً اگر در جامعه‌ای زیست کنیم که دانستن در آن جرم به شمار می‌رود. عصیان‌گری و رد شدن شجاعانه از مرزهای کهنه پدرشاهی، سیر تحول زنان بسیاری است که در پی یافتن خود و شکستن این هنجاری پوشالی‌اند. فروغ نیز با دانستن و تجربه کردن‌های مدام و عبور از حصار‌ها تلخ‌تر و تلخ‌تر شد. سیر تحول او جسورانه، واقع بینانه و تلخ بود؛ تحول زنی که می‌خواست انسانی آزاد باشد. در‌ ‌نهایت، ناامیدی و دلزدگی فروغ از انسان‌ها و جامعه انسانی او را به میل به یکی شدن با طبیعت می‌کشاند. او بیش از اینکه با زن همسایه همذات پنداری کند، با عناصر طبیعت همذات پنداری می‌کند؛ در کنار پنجره می‌ایستد و با آفتاب رابطه برقرار می‌کند. او در شعر «تن‌ها صداست که می‌ماند»، چنین می‌سراید: «من از سلاله درختانمتنفس هوای مانده ملولم می‌کندپرنده‌ای که مرده بود به من پند داد که پرواز را بخاطر بسپارم.‌‌نهایت تمامی نیرو‌ها پیوستن است، پیوستنبه اصل روشن خورشیدو ریختن به شعور نورطبیعی استکه آسیاب‌های بادی می‌پوسندچرا توقف کنم؟من خوشه‌های نارس گندم رابه زیر پستان می‌گیرمو شیر می‌دهم…در سرزمین قد کوتاهانمعیارهای سنجشهمیشه بر مدار صفر سفر کردهاندچرا توقف کنم؟من از عناصر چهارگانه اطاعت می‌کنم.» نسیم روشنایی
مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن مهناز میرزایی، معدنچی کرمانی «دوستم باش» اپلیکیشنی برای امنیت زنان هندی عاشقی تا پای چوبه دار ارشاد منجی: معتقد و هم جنس گرا

حقوق زنان

رابطه جنسی در ایران، لذت‌جویی یا فرزندآوری؟

یک سال از تصویب طرح جامع جمعیت و خانواده می‌گذرد. طرحی که با تعیین «سن مناسب» برای ازدواج مردان ۲۰ تا ۲۵ سال و زنان ۱۸ تا ۲۲ سال، هدف افزایش جمعیت و رشد باروری در ایران را برای خود تعیین کرده بود. طرحی که هنوز از کم و کیف اجرای آن خبری منتشر نشده اما هفته گذشته وزیر بهداشت اعلام کرد که نرخ رشد جمعیت با یک دهم درصد رشد در سال گذشته از ۱.۳ درصد به ۱.۴ درصد در سال جاری رسیده است. اما حتی پیش از تصویب این طرح نیز تلاش‌هایی برای افزایش زاد و ولد در ایران انجام شده بود. از جمله فعالیت خانه‌های بهداشت که پیش از آن وسایل پیشگیری از بارداری را رایگان در اختیارخانواده‌ها قرار می‌دادند و آموزش لازم پیشگیری از بارداری و سلامت جنسی را ارائه می‌کردند متوقف شد و حتی خبرهایی درباره ممنوعیت فروش قرض ضد بارداری و کاندوم در داروخانه‌ها مطرح شد. رها بحرینی، کارشناس بخش ایران در سازمان عفو بین‌الملل در مورد نگاه طرح جامعه‌، جمعیت و خانواده به موضوع کنترل موالید به رادیو فردا گفته است: «به طور مشخص این طرح‌ها حق برخورداری از سلامت جنسی و باروری زنان را تهدید می‌کنند. طرح اول بستن لوله‌های رحم زنان برای پیشگیری دائم از بارداری را خلاف قانون اعلام می‌کند و علاوه بر آن ارائه اطلاعات در مورد روش‌های پیشگیری از بارداری را ممنوع می‌سازد. این طرح عواقب بسیار نگران‌کننده‌ای می‌تواند داشته باشد. وقتی ممنوعیت درج شده در آن در کنار قطع بودجه تنظیم خانواده در ایران بررسی کنیم و این یعنی میلیون‌ها زن و دختر در ایران نه به قرص و خدمات دیگری که برنامه تنظیم خانواده در ایران ارائه می‌کرد خواهند داشت و نه به عمل جراحی بستن لوله. این یعنی میلیونها زن و دختر در ایران در وضعیتی غیرانسانی قرار می‌گیرند که باید بین باروری‌های ناخواسته مکرر و طاقت فرسا و توسل به عمل سقط جنین غیرقانونی و خطرناک یکی را انتخاب کنند و در هر صورت آسیب فراوانی نسبت به سلامت روانی و جسمی‌شان را متحمل شوند.» حالا یک سال پس از تصویب طرح جامع جمعیت و خانواده ۱۲۰ پزشک متخصص زنان به وزیر بهداشت نامه نوشتند و در مورد وقوع ۳۵۰ هزار سقط جنین در ایران هشدار دادند. در این نامه این پزشکان نه خواستار آغاز دوباره آموزش به زوج‌ها هستند و نه ارائه خدمات پیشگیری از بارداری را ضروری می‌دانند. آنها در نامه خود تنها خواستار برخورد شدیدتر با سقط جنین غیرقانونی در ایران شده‌اند. یک روز پس از انتشار این نامه وزارت بهداشت در جوابیه‌ای آمار ۳۵۰ هزار سقط جنین را رد کرد وبر صحت آمار سالانه ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار مورد سقط جنین تاکید کرد؛ آماری که در سال ۹۳ و به نقل از مدیرکل دفتر سلامت خانواده و جمعیت وزارت بهداشت اعلام شده بود. این اولین بار نیست که مقامات کشوری آمار ارائه شده درباره مسایل اجتماعی را رد می‌کنند. حسین قاضیان جامعه شناس ساکن آمریکا در مورد دلیل تکذیب مکرر آمار از سوی مسئولان می‌گوید: «آمار را تکذیب می‌کنند چون ممکن است این تصور به وجود بیاید که این فرزندان خارج از رابطه مشروع به دنیا آمدند و بنابراین میزان روابط غیرمشروع در جامعه را آشکار می‌کند و این خلاف آن تصویری است که سعی می‌شود از جامعه ارائه بدهد. مساله دوم هم می‌تواند این باشد این دست آمار در واقع نشان می‌دهد که غیر از مساله بارداری خارج از رابطه مشروع، موضوع نخواستن فرزند هم در میان است که این هم با ایده افزایش جمعیت که از خواسته‌های رهبری است تناسب ندارد. هردوی اینها شاید به عنوان تهدیدهایی برای سیاست‌های موجود در کشور قلمداد شود و به همین دلیل آمار شفاف نیست.» «لوازم جلوگیری از بارداری مانع لذت جنسی است» به تهران می‌رویم تا پای سخنان عطیه بنشینیم. زن سی ساله‌ای که از دشواری زنان ایرانی در پیشگیری از بارداری می گوید. خانم عطیه بگذارید زنان ایرانی لوازم جلوگیری از بارداری را از کجا تهیه می‌کنند؟ آیا شما به راحتی می‌توانید با مراجعه به داروخانه محله‌تان آنها را بخرید؟ بله. در شهری مثل تهران هر داروخانه که بروید وسایلی که موجود است مثل انواع کاندوم‌ها، مارک‌های خارجی ویترین‌هایی دارند و روی استندهای جلوی داروخانه‌ها، هر قیمتی که دلتان بخواهد با تنوع گوناگون می‌توانید انتخاب کنید. قرص‌های مختلفی هستند، هم آنهایی که کارخانه‌های ایرانی تولید می‌کنند و هم قرص‌های خارجی که در ایران هست که قیمت آنها گران‌تر است. خانم عطیه، با توجه به تجربه شخصی خودتان و زنانی که اطرافتان هستند و با آنها ارتباط دارید چرا علی‌رغم اینکه دسترسی به لوازم جلوگیری از بارداری به گفته شما در شهرهای بزرگ حداقل چندان سخت نیست همچنان زنان ایرانی آمار سقط جنین بالایی دارند؟ دلایل مختلفی دارد. مثلا من خودم هم حاضر نیستم از قرص‌های ضدبارداری استفاده کنم. مگر قرص‌های اورژانسی برای موقعیت‌های ویژه. دلیلش هم این است که اینها هورمونی هستند و در نهایت برای بدن ضرر دارند. در همین حال در یک رابطه دو طرفه، زن مجبور می‌شود تمام طول ماه قرص بخورد و هورمونهای بدنش را از تعادل خارج کند و آسیب ببیند و مرد هیچ دخالتی نداشته باشد. من دوست‌هایی داشتم که قرص می‌خوردند و تهوع شدید می‌گرفتند یا بی‌خواب می‌شدند. به خاطر همین من فکر می‌کنم تکلیف قرص از این جهت مشخص باشد. ولی در مورد استفاده از کاندوم، دوستان دخترم، کسانی که از آن استفاده نمی‌کنند و به جلوگیری‌های طبیعی در رابطه ارتباط دارند، معتقدند که یا به کاندوم حساسیت دارند و لذت شان را کم می‌کند، یا ناهنجاری در رابطه ایجاد می‌کند و یا در موقعیت سکس‌های سریع که در موقعیت‌های از پیش تعیین شده نیست، امکان دسترسی به کاندوم نبوده چون همیشه در جیب یا کیفشان نداشتند. خیلی از این دست مسایل را از خانمها شنیدم. اما از یک طرف دیگر قضیه،خیلی از زنها معتقدند که پارتنرشان یعنی مرد، حاضر نیست از کاندوم استفاده کند. فکر می‌کنم این تفکر خیلی رواج دارد و کاندوم آن طور که باید در فرهنگ جنسی ما جا نیافتاده. مردم در اولین‌ رابطه‌هایشان از کاندوم استفاده می‌کنند چون ترس از بیماری دارند. ولی به محض اینکه خیالشان راحت شود دیگراستفاده نمی‌کنند. بعد از آن می‌گویند ما به هم اعتماد داریم. خانم عطیه، چرا با توجه به اینکه به نظر می‌رسد طبق گفته شما درک زنان ایرانی از بدنشان و خواسته‌شان در یک رابطه جنسی، آگاهی‌ به دست آورده‌اند اما همچنان سقط جنین را به عنوان یک راه حل انتخاب می‌کنند. آیا دسترسی به سقط جنین در ایران اینقدر آسان است؟ اینکه چرا انتخاب می‌کنند من نمی‌توانم بگویم. ولی باید بگویم دسترسی به آن آسان نیست اما سخت هم نیست. برای انجام کم خطر سقط جنین، تعداد زیادی کلینیک‌ زنان داریم که در آن پزشک و امکانات هست اما هزینه‌ سقط جنین در آن بالا است. ولی مراجعه زنان شوهردار به این کلینیک‌ها آسان نیست، زیرا بسیاری از زنان شوهرداری که سقط جنین می‌کنند، مخفیانه از شوهرشان این کار را می‌کنند و در صورت مراجعه به این کلینیک‌ها، آنها با همسر تماس می‌گیرند. در حقیقت آنهایی که ازدواج کرده‌اند، زمان سقط جنین، مشکلات بیشتری نسبت به آنها که ازدواج نکرده‌اند، دارند. تقریبا همه زن‌های ایرانی هم می‌دانند که جاهایی هست که می‌شود از آنجا آمپول‌هایی خرید که به شدت خطرناکند اما به نسبت شیوه‌های دیگر سقط جنین ارزان‌ترند. یک تجربه فوق العاده وحشتناک من، زمانی بود که یکی از دوستانم پس از تزریق آمپول، دچار مشکل شد و با من تماس گرفت. من برای پرستاری از او به خانه‌اش رفتم و با چشم خودم دیدم که چه روند هول‌آ‌وری است. از خونریزی گرفته تا دردهای وحشتناکی که می‌کشید. ولی به هر حال هر دختری با یکی دو واسطه می‌تواند به این آمپول‌ها دسترسی پیدا کند. مکان‌های غیرقانونی و آلوده هم که تا دلتان بخواهد وجود دارد. سکس برای لذت‌جویی نه باروری از حسین قاضیان می‌پرسم که چگونه است که به گفته عطیه گروه‌هایی از زنان ایرانی علی‌رغم آگاهی از شیوه‌های پیشگیری از بارداری و دسترسی به امکانات به دلایل مختلف از جمله لذت جویی یا برابری در رابطه جنسی از استفاده از وسایل پیش گیری از بارداری سر باز می‌زنند؟ حسین قاضیان پاسخ می‌دهد دو مساله مطرح است: یکی مساله ریسک‌های آینده و سودهای حاضراست. به این معنا که ما در دوره کلاسیک سکس زندگی می کنیم،یعنی سکس تجسمی. در این دوره لذت جنسی چیزی جدا از مساله باروری است.می‌دانید که در گذشته سکس با باروری ارتباط داشت. یعنی آدمها برای تولید مثل با هم رابطه جنسی داشتند. اما امروزه خیلی اوقات این کار را برای لذت می کنند و این لذت گاهی اوقات برنامه ریزی نشده است. به علاوه مایلند که بیشترین حد لذت را هم ببرند. همه اینها مستلزم این است که از آن شیوه‌های پیشگیرانه که لذت را کاهش می‌دهد کم کنند وهمچنین از آن نوع تدابیر اضطراب آوری که لذت شان را کم می‌کند کمتر استفاده کنند؛ چون این لذت‌ها حاضرند اما آن ریسک‌ها، مثلا بچه دار شدن مربوط به آینده است و نوعی احتمال است. در چنین منطقی به نظر می‌آید که آن لذت حاضر بر میزان ریسک آینده غلبه می‌کند و آدم‌ها تن می‌دهند به موقعیتی که بعدها ممکن است غافلگیرشان کند نظرات و تجربیات خود را با ما به اشتراک بگذارید  

تلاش برای درمان متجاوزان

یک مشاور مسائل جنسی در آلمان در پی تأسیس یک مرکز اورژانس برای ارائه مشاوره به مردانی است که تخیل خشونت جنسی دارند. او معتقد است چنین مرکزی می‌تواند از رنج متجاوز احتمالی بکاهد و مانع خشونت علیه زنان شود.   درد، اندوه، تلاش برای فراموشی و شرمساری- قربانیان تجاوز جنسی اغلب تا آخر عمر از پی‌آمدهای خشونتی که علیه آن‌ها اعمال شده رنج می‌برند. در آلمان طبق آمار رسمی، سال ۲۰۱۳ میلادی ۷ هزار و ۴۰۸ زن به دلیل تجاوز جنسی به پلیس شکایت کردند. پیش‌بینی می‌‌شود که آمار واقعی قربانیان تجاوز جنسی بسیار بالاتر از این رقم باشد. اووه هارتمن، کارشناس درمان مشکلات جنسی معتقد است که می‌توان با درمان زودهنگام مجرم، مانع خشونت جنسی شد. او در پی تأسیس یک مرکز اورژانس در دانشکده پزشکی هانوفر است تا به مردانی که به تجاوز جنسی فکر می‌کنند، مشاوره دهد. هارتمن معتقد است: «تجاوز جنسی ریشه در روحیات و تمایلات جنسی مجرم دارد.» او می‌گوید هر عمل مجرمانه‌ای که بتوانیم مانع انجام آن شویم یک مورد مثبت است. هارتمن در حال حاضر در پی تأمین منابع مالی تأسیس این مرکز است. البته یافتن چنین منابعی آسان نیست. هارتمن در زمینه‌‌ای پژوهش می‌کند که تا مدت‌ها مورد قبول بخش‌هائی از جامعه نبود؛ چون توجه بیشتری را معطوف مجرم می‌کرد. هارتمن اما در گفتگو با دویچه‌وله تأکید می‌کند: «من بی‌تردید کسی نیستم که بگوید همه این‌ها پسرهای بیچاره‌ای هستند که باید با رفتارشان تفاهم داشت.» و در ادامه تصریح می‌کند: «هدف من ارزش‌گذاری اخلاقی نیست، بلکه در پی این پرسش هستم که آیا می‌توان با این انسان‌ها ارتباط برقرار کرد؟ آیا می‌توانیم مشاوره‌ای به آن‌ها ارائه دهیم که کمک کند؟» تجربه درمان مردان پدوفیل این سکس تراپیست معتقد است، متجاوزان احتمالی از تصورات خود رنج می‌برد. هارتمن در این مورد توضیح می‌دهد: «من بر باور هستم که ما تخیل‌های جنسی‌مان را خودمان انتخاب نمی‌کنیم. رشد جنسی هر فرد چهارچوب دیگری دارد.» او ادامه می‌دهد: «پرسش این‌جاست که آیا می‌توان مانند تمایلات پدوفیلی، چنین تخیلاتی را نیز کنترل کرد؟ من پاسخ این پرسش را نمی‌دانم اما می‌توان با کار در این زمینه اطلاعات بیشتری در مورد آن به دست آورد.» مثال هارتمن در مقایسه میان مردانی که تخیل تجاوز جنسی دارند با مردانی که تمایلات پدوفیلی دارند، اتفاقی نیست. این پژوهشگر ساکن هانوفر از سه سال پیش مدیر یک مرکز اورژانس است که به مردان پدوفیل مشاوره می‌دهد. این مردان می‌توانند بدون اعلام نام و هویت خود و به طور رایگان به این مرکز درمانی مراجعه کنند. هدف این مرکز ارائه مشاروه به افراد پدوفیل برای کنار آمدن با تمایلات جنسی خود، بدون نزدیک شدن به قربانیان کودک است. عملکرد این مرکز که اکنون در شهرهای دیگر آلمان نیز فعال است، امیدبخش است. بر اساس ارزیابی شبکه "مجرم نشوید"، ۸۰ درصد مردانی که از کودکان سواستفاده جنسی کرده بودند، پس از مراجعه به این مراکز دیگر کودکان را مورد تعرض جنسی قرار ندادند و هیچ‌کدام از مردانی که سابقه چنین جرائمی نداشتند پس از دریافت مشاوره متعرض کودکان نشدند. البته این احتمال مطرح است که این مردان برای کنترل تمایلات جنسی خود از درمان پزشکی، از جمله استفاده دارو استفاده می‌کنند. تمرکز پژوهشگران بر مجرم و قربانی اووه هارتمن با توجه به تجربیات خود می‌گوید: «در مورد افراد پدوفیل باید به طور روشن گفت: مراقب باش، نمی‌توانی تا آخر عمر این تمایل را نادیده بگیری، بلکه باید آن را تحت کنترل درآوری.» او در ادامه تصریح می‌کند که در مورد مردانی که تخلیات تجاوز جنسی دارند، امکان زندگی جنسی طبیعی وجود دارد، چون به گفته او، این مردان به زنان بزرگسال علاقمند هستند. هارتمن مایل است از تجربیات خود برای درمان این مردان استفاده کند و به آن‌ها شیوه‌های جایگزن ارتباط جنسی را نشان دهد. او به طور مشخص در پی ارائه مشاروه فردی در یک مرکز اورژانس است. هارتمن می‌گوید: «برای افرادی که چنین تخیلاتی دارند حرف زدن با دیگران کمک بزرگی است.» او معتقد است که در طول درمان این افراد باید در پی ریشه‌های تمایل به تخیل تجاوز جنسی در آن‌ها بود و در نهایت اگر روشن شود که این تمایل قابل هدایت نیست، باید از دارو برای مهار آن کرد.
نه به خشونت خانگی بر علیه زنان زنان در بریتیش کلمبیای کانادا، دیگر مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند نیستند هیچ معلمی حق تنبیه ندارد پیشنهاد طعنه‌آمیز قانونگذار تگزاسی برای ممنوع کردن خودارضایی مردان از لادیزنگار: مهریه های عجیب