1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

 

نخست وزیر جدید کانادا جاستین ترودو در اقدامی تاریخی، اعلام کرد که نیمی از کابینه او را زنان تشکیل خواهند داد. این گفته ترودو چندان عجیب نبود چون او خود را فمینیست خوانده و وعده داده کهبرنامه‌هایی مترقی را در دولت خود اجرا خواهد کرد. البته کانادا کشوری نیست که بیشترین تعداد زنان را در قدرت داشته باشد اما کابینه ترودو، این کشور را وارد گروه کشورهایی کرد که دست کم تعداد ورزای زن و مردشان در کابینه مساوی است.


در مقام مقایسه، در کابینه فعلی اوباما تنها ۲۵ درصد زن هستند. اما نه کانادا و نه آمریکا هیچ کدام در قله کشورهایی که زنان در آنها بیشترین قدرت را در دولت دارند، نیستند. بر اساس گزارشی که اتحادیه بین‌المجالس در ژانویه ۲۰۱۵ منتشر کرده، آمریکا از نظر حضور زنان در کابینه یا پست‌های دیگر مربوط به وزارت، در رتبه ۲۹ جهان ایستاده است. اگر کابینه ترودو در زمان تهیه این گزارش حضور می‌داشت، رتبه چهارم را کسب می‌کرد.

اما کدام کشورها از نظر قرار دادن زنان در پست‌های بالای دولتی بهتر عمل کرده‌اند؟ اینجا می‌توانید ۱۳ کشور بالای جدول را ببینید:

فنلاند

فنلاند رتبه اول این جدول است. ۶۲.۵ درصد از ۱۶ وزارت‌خانه این کشور توسط زنان اداره می‌شون

کابوورده

کابو ورده یک کشور بسیار کوچک در شمال غربی آفریقاست که کیپ ورده هم نامیده می‌شود. این کشور ۱۷ وزیر در کابینه دارد که ۹ نفر از آنها زن هستند که معادل ۵۲.۹ درصد

سوید

وزرای زن کابینه سوئد ۵۲.۲ درصد وزرای این کشور هستند. تعداد کل وزرای زن آنها در کابینه از فنلاند هم بیشتر است چون در مجموع ۲۳ وزیر دارند. سوئد ۱۲ وزیر زن دارد.

فرانسه و لیختن اشتاین

فرانسه و لیختن اشتاین با هم رتبه چهارم را دارند. در این دو کشور ۵۰ درصد وزرای کابینه زن هستند. فرانسه ۱۶ وزارت‌خانه دارد که ۸ نفر از وزرا زن هستند. لیختن اشتاین که بسیار کوچک‌تر از فرانسه است، چهار وزارت‌خانه دارد که دو نفر آنها زن هستند!

نیکاراگویه و نروژ

نیکاراگوئه با ۸ وزیر زن از مجموع ۱۷ وزیر در رتبه پنجم قرار دارد. این یعنی ۴۷.۱ درصد وزرای این کشور زن هستند. همچنین نروژ هم با رقمی مشابه در رتبه پنجم کنار نیکاراگوئه قرار می‌گیرد.

هلند

در هلند ۴۶.۷ درصد ار وزرا زن هستند. این کشور ۱۵ وزارت‌خانه دارد که هفت نفر آنها زن هستند.

استونی و گرانادا

در استونی ۴۶.۲ درصد وزرا زن هستند و در رتبه هفتم این جدول قرار می‌گیرد. از ۱۳ وزارت‌خانه این کشور، شش وزارتخانه را زنان اداره می‌کنند. کشور گرانادا هم از این نظر مشابه وضعیت استونی را دارد.

ایسلند

۴۴.۴ درصد وزارتخانه‌های ایسلند را زنان اداره می‌کنند. ایسلند ۹ ورازت‌خانه دارد که چهار تای آنها وزیر زن دارند.

ایتالیا و اسلوونی

ایتالیا و اسلوونی در رتبه نهم جدول کشورهایی با بیشترین تعداد زن در کابینه قرار دارند. هر دوی این کشورها ۴۳.۸ درصد از وزرایشان زن هستند و در هر دو کشور ۷ وزیر زن در میان ۱۶ وزیر کار می‌کنند

 

دیدگاه‌ها  

0 # ناشناس 1394-11-07 17:04
اسکاندیناوی بهترین جا برای زندگیست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ناشناس 1394-11-07 17:05
آمریکا جای خوبی نیست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟

از صبح تا شب به فکر این هستیم که چطور به بچه‌ها برسیم. از مدرسه و کلاسهای متفرقه گرفته تا سلامتی‌، ورزش، تغذیه، فرهنگ و سرگرمی های پی ‌در پی‌. همینطور که طبق معمول به وعده‌های متعدد هر روز می‌رسیدم، ناگهان یک روز، دم در، سر اینکه بچه‌ها به موقع حاضر نشدند و قبل از پوشیدنِ کفش، یک دور اضافه بدنبال هم دویدند، مثل کوه آتشفشان ترکیدم و سر به زاری گذشتم. اشکهایم خودم را غافلگیر کرد. سکوت بچه‌ها حاکی‌از گیجی کامل در مقابل صحنه‌ای غیر قابل درک بود. سدی شکسته بود و مدتی‌طول کشید تا دوباره تکه‌های آنرا جمع کنم و توازن خود را بازیابم. در راه ذره ذره به تجزیه تحلیل این واقعه همت کردیم. بچه‌ها خیلی‌صادقانه عنوان کردند که متوجه نبودند تاخیر زیادی در آماده شدن داشته‌اند. من به آنها گفتم که من تا آخرین لحظه موجود به آنها فرصت بازی داده بودم و لحظه‌ای  که به آنها گفتم وقت رفتن است، دیگر هیچ فرصت تامل نبود. ولی‌هیچیک از اینها جوابگوی این نبود که چرا من اینچنین توازن خود را از دست داده بودم. خوب که به عمق این برخورد رفتم دیدم اشکهایم نتیجه یک حس عمیق بی‌عدالتی بود. بنظر می‌رسد که در ضمیر ناخوداگاهم، برای اینکه فشار روزمره رسیدگی به آنها را مدام متحمل می شوم تبعیت بچه‌ها از درخواستم را حق بدیهی ‌خود می‌دانستم.  گنجاندن نیازهای چندگانه بچه‌ها و خودمان در ۲۴ ساعت، کلاف سر در گمی است که هر روز باید آنرا باز کنم. حقیقت محض روزانه این است که تلاش هر روزه همچون اژدهایی است که باید مدام بر آن فائق شوم. با این وجود به خاطر اینکه همه این افکار در ذهنم انجام می گیرد از دید اعضای خانواده پنهان است. بی‌توجهی، یا بهتر بگویم، بی‌خبری بچه‌ها از این موضوع، معمولا مسبب چند تذکر برای عجله می شود ولی ‌آن ‌روز کاسه صبر لبریز شد و… ولی ‌این بی‌عدالتی هم باید زیر سوال برده شود. اینکه من خود را وقف بچه‌ها می‌کنم آیا دلیل بر این است که آنها تابع هر درخواست من باشند؟ یک چنین برداشتی تنها می تواند بر پایه این بنا شود که بچه‌ها را مدیون خود می‌دانم! آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ متأسفانه رابطه‌ای که بر پایه مدیون بودن بنا می شود رابطهِ سالمی نمی‌تواند باشد. تا وقتی‌که خود را مدیون کسی ‌حس می‌کنیم آرام نداریم تا خود را از آن  دین برهانیم. اگر آنرا  بپردازیم، رابطه خاتمه پیدا می‌کند. اگر پرداخت ناپذیر باشد، از آن کس که بار این توقع را بر دوش‌مان گذاشته رفته رفته متنفر می‌شویم یا زیر سنگینی وجدان جریحه دار شده خرد میشویم. در یکی‌از قسمتهای سریال معروف « هاوس»1، دکتر هاوس تشخیص می‌دهد که مریض او در فکر این بوده که رابطه خود با دوست دخترش را منتفی کند. چندی بعد مریض محتاج به پیوند جگر میشود و معلوم می‌شود دوست دخترش با او همخون است. دوست دختر مریض، بی‌تامل راضی‌ می‌شود که قسمتی‌از جگر خود را بدهد تا عشقش نجات یابد.  در حالی‌ که گذشت این دختر شجاع اشکمان را در آورده بود،  در پایان فیلم  بکباره متوجه ‌شدیم که او کاملا واقف بوده که دوستش در فکر پایان رابطه‌شان بوده و از جگر خود گذشته تا او را مدیون خود کند و رابطه‌شان را ابدی سازد. تمامی ‌فرهنگها سرشارند از شعر و داستان بر وصف گذشت مادر در قبال فرزندانش. این گذشت را باید زیر ذره‌بین گذاشت. یک قسمتش که غریزه حیوانی ما است که نمی‌شود آن را گذشت نامید چون خودآگاه نیست. اگر بقیه‌اش هم در اِزای انتظارات متفرقه انجام شود، دیگر گذشت نیست بلکه یک نوع سرمایه گذاری است. گذشت را در حالت مطلق و بی شرط و شروط  می توان  گذشت خواند؛ آن هم حقی‌ به گردن کسی‌ باقی‌ نمی گذارد. چه‌ها باید خود را آزاد از هر دینی  نسبت به پدر و مادر حس کنند. باید رها و مستقل در افق هستی ‌بال بکشند و یک ذره در بند تبعیت از پدر و مادر نباشند. باید خالقِ مطلق زندگی خود باشند تا آن گوشهٔ یگانه و نوین وجود خود را کشف  و دنیا را از آن سرشار کنند. و ما هم  اگر از جمله والدین خوش شانسی باشیم که رابطه سالمی با فرزندان برقرار می کنند، شاید گاهی اوقات به لانه کهنه مان سرکی بکشند.  

چرا قدر اکنون را نمی دانیم

خیلی از ما  قدر لحظه را نمی دانیم. متوجه هم هستیم که لحظه خاطره انگیزی است مثلا وقتی که دوست قدیمی مان، شمع تولدش را فوت می کند. یا وقتی  کنار پدرمان در آشپزخانه نشسته ایم و لقمه های کوچک نان سنگک و گردو را برای خودمان درست می کنیم… می دانیم که این لحظات صمیمی را از یاد نخواهیم برد ولی مشکل این است که در خودِ آن لحظه، ذهن ما جای دیگری است. جسم ما ریشه در اکنون دارد ولی ذهن ما بین گذشته و آینده در چرخش است. به نظر می رسد خیلی از وقایع، بر اهمیت و مطبوع بودن شان  به مرور افزوده می شود. ذهن ما  دوست دارد ماجراهای به یادماندنی را ویرایش کند،  صحنه های لوس و ناگوار را حذف نماید و یک  خاطره زیبا برای ما بسازد. در ضمن نمی خواهیم روی اکنون تمرکز داشته باشیم چون از لحظه بعدی مطمئن نیستیم. تشویش و نگرانی های منطقی و حتی بیمورد به ما اجازه نمی دهند از اکنون مان لذت ببریم. ترس از زلزله، آتش سوزی و یا جر و بحثی که با یک نفر داشته ایم تاثیر خودش را بر ما می گذارد. مغز ما شبیه یک غار عمیق و تاریک است. مغشوش و مملو از موضوعات نگران کننده… برای همین ما عملا نمی توانیم « من» را کنترل کنیم. دفعه بعد وقتی که مشغول دیدن غروب زیبای خورشید هستیم و همزمان نگران کارهای انجام نشده در اداره، لازم نیست احساس گناه کنیم از اینکه در لحظه حضور نداریم. چون می دانیم که مغز ما، نمونه مرتب شده هر ماجرایی را بعدا به ما تحویل می دهد.
بوی عیدی ،بوی توپ، بوی كاغذ رنگی..... به دختران مجرد اینها را نگوئید مراقب خودت و دیگری باش چگونه به زنان توجه کنید دلم می خواهدت..

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

با خیال راحت مهمان داری کنید

اعتراف می کنم که مهمان داری برای من کار سخت و طاقت فرسایی است. به خصوص اگر قرار بر این باشد که سه روز پشت سر هم مهمان داری کنم. اما دوستی دارم که محال است زیر سه روز مهمان داری کند و جالب این جاست که به همه نیز خوش می گذرد.

دردسرهای خرید گوشت قرمز

خانم های بسیاری را می شناسم که بعد از چند سال خانه داری اطلاعات اندکی از چگونگی خرید گوشت قرمز دارند و بسیار پیش آمده که پول هنگفتی را برای خرید چند کیلو گوشت نامطلوب پرداخت کرده اند.
آیا زنان خانه دار بیمه میشوند؟ مشاغلي که زنان دنیا تسخير کردند کنترل صفرهای قبض برق 1 درصد بسیار پولدار دنیا به یخچال تان عمری دوباره ببخشید

مطالب تصادفی

گزارش روز

مصرف مشروبات الکلی در ایران کاهش نیافته اشت

علیرضا گلستانی، معاون ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز گفته که میزان مصرف مشروبات الکلی در ایران «کاهش چشمگیری نداشته است.»   گلستانی، امروز دوشنبه دوم آذر به خبرگزاری تسنیم گفته که اغلب مشروبات الکلی که در ایران مصرف می‌شود، از مرزهای غربی وارد می‌شود و بخش اندکی نیز از مرزهای جنوبی وارد می‌گردد. او همچنین از وجود کارخانجاتی در نزدیکی مرزهای ایران خبر داده که به‌تازگی راه‌اندازی شده‌اند و مشروبات الکلی تولید می‌کنند و با فاصله ۱۰ روز از زمان تولید، در برخی از شهرهای ایران توزیع می‌شود. به‌گفته گلستانی «بر اساس آمارهای جهانی، ایران پایین‌ترین مصرف مشروبات الکلی در میان تمامی کشورهای اسلامی دارد و به نسبت جمعیت، تنها دو درصد را شامل می‌شود.» سازمان بهداشت جهانی سال گذشته گزارشی کامل درباره مصرف الکل در دنیا منتشر کرد. این گزارش نشان می‌دهد ایران در بین ۱۹۰ کشور رتبه ۱۶۶ مصرف سرانه الکل را دارد. بر پایه این گزارش، ایران همچنین کشور نوزدهم دنیا از نظر میزان مصرف بالای الکل به‌ازای هر مصرف‌کننده است. علیرضا جمشیدی، معاون وزیر دادگستری نیز آبان‌ماه گذشته از «قاچاق یک میلیارد دلاری مشروبات الکلی» به ایران در سال ۱۳۹۳ خبر داده بود. با وجود ممنوعیت مصرف و خرید و فروش الکل در ایران، برخی گزارش‌های غیررسمی از حضور بیش از ۲۰۰ هزار فعال در بازار مشروبات الکلی در ایران خبر می‌دهند. در حالی‌که در کشورهای اروپایی فروش و استفاده از مشروبات الکلی برای جوانان زیر ۱۸سال ممنوع است و برای افراد خاطی مجازات‌های سنگین در نظر گرفته شده، در ایران ۱۷ تا ۳۵ ساله‌ها اصلی‌ترین مصرف‌کنندگان الکل هستند.

وضعیت نامناسب محیط زیست ایران

معصومه ابتکار گفته خشک‌سالی در ایران تا سال ۲۰۵۰ یعنی ۳۵ سال دیگر، ۱۱ برابر امروز می‌شود. عضو شورای شهر تهران نیز اعلام کرده در یک سال گذشته چهار هزار و ۶۰۰ نفر بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست داده‌اند. عصومه ابتکار، معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست ایران اظهار داشته که بر اساس پیش‌بینی‌های انجام‌شده، خشکسالی و کاهش نزولات جوی ایران تا سال ۲۰۵۰، ۱۱ برابر شرایط فعلی خواهد شد. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان حفاظت از محیط زیست ایران، خانم ابتکار در دیدار با مدیر منطقه آسیا و اقیانوسیه برنامه محیط زیست سازمان ملل (UNEP) این شرایط را "موجب نگرانی عمیق در خصوص آینده ایران، منطقه و جهان" دانسته است. وی با توجه به اثر پذیری بالای ایران از تغییرات روز افزون آب و هوایی، خواستار آن شده تا برنامه محیط‌زیست سازمان ملل در تدوین ساز و کاری برای جلوگیری از گسترش این مشکلات با ایران همکاری کند. ابتکار راه‌اندازی صندوق ملی محیط‌زیست را راهکار مناسبی برای استفاده بهتر ایران از امکانات بین‌المللی عنوان کرد. در این دیدار کاوه زاهدی مدیر منطقه آسیا و اقیانوسیه برنامه محیط‌زیست سازمان ملل اظهار داشت که این دفتر در عرصه‌های ظرفیت‌سازی و انتقال تجارب منطقه‌ای آماده همکاری با ایران است. کاوه زاهدی در سفر به تهران و در چارچوب امضای تفاهم نامه همکاری زیست‌محیطی میان ایران و برنامه محیط‌زیست ملل متحد با معصومه ابتکار دیدار و گفت و گو کرد. مرگ چهار هزار و ۶۰۰ تهرانی در یک سال گذشته در جسه علنی روز سه‌شنبه (۳۰ دی، ۲۰ ژانویه) شورای شهر تهران حافظی یکی از اعضای شورای شهر اعلام کرد که در یک سال گذشته چهار هزار و ۶۰۰ نفر در تهران جانشان را بر اثر آلودگی هوا از دست داده‌اند. این آمار نسبت به ۱۰ سال قبل دو برابر شده است. وی با اشاره به گزارش سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۴ گفت: «در سال گذشته میلادی در کل دنیا هفت میلیون نفر بر اثر آلودگی هوا جان باخته‌اند. همچنین از هر هشت مورد مرگ، یکی بر اثر آلودگی هواست».  
نخستین مرکز معالجه زنان ختنه شده کودکان خیابانی، قربانیان سو استفاده جنسی ورود ممنوع دولت به زنان از سقوط آزاد میان عقاب‌ها تا زندگی به سبک پارکور ‘مختار مایی’زن جوان پاکستانی، که متجاوزان جنسی را به محاکمه کشاند

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

تست / چقدر خرافاتی هستید؟

این تست به شما می گوید تا چه حد خرافاتی هستید. هر چند اکثر سوالات قابل حدس است، اما پاسخ به آنها شما را به خودتان بیشتر می شناساند.

سکس برای یک دهم زنان بسیار دردناک است

بر اساس یک مطالعه گسترده حدوداً از بین هر ۱۰ زن در بریتانیا، یک نفر سکس را تجربه‌ای دردناک می‌داند. نتایج یک بررسی بر روی هفت هزار زن ۱۶ تا ۷۴ ساله در ژورنال بریتانیایی رنان و زایمان حاکی از آن است که این مشکل پزشکی با نام دیسپارونیا (Dyspareunia) در بین همه رده‌های سنی زنان شایع است. طبق این مطالعه، بیشترین احتمال دچار شدن به این مشکل، متعلق به زنانی است که در پایان دهه ۵۰ و ابتدای دهه ۶۰ عمر خود هستند. پس از آنان، زنان بین ۱۶ تا ۲۴ سال بیشترین احتمال را به خود اختصاص می‌دهند. پزشکان می‌گویند که اگر زنان به دنبال مشاوره بروند، راه‌هایی برای مقابله با این مشکل وجود دارد. اما نتایج این بررسی نشان می‌دهند که بسیاری این موضوع را تابو محسوب می‌کنند و از بیان آن شرم دارند. سکس دردناک به شدت با دیگر مشکلات جنسی مرتبط بود؛ از جمله خشکی واژن، احساس اضطراب هنگام سکس و فقدان لذت بردن از سکس. بعضی از زنان عنوان کردند که مانع از دخول می‌شدند زیرا از دردش وحشت دا‌شتنند. کارن 62 ساله است و مشکلش از40 سالگی شروع شده است. احساس کردم میل جنسی‌ در من به طور قابل توجهی پایین آمده. زمان برانگیختگی‌ام طولانی‌تر شده، و با وجودی که شوهرم ماجرا را درک می‌کرد، با نزدیک شدن او به خودم دچار وحشت می‌شدم... حدسم این بود که مثل هر ماهیچه دیگر، هرقدر کمتر آن را به کار بگیرید بدتر می‌شود کارن استفاده از ژل لوبریکانت را امتحان کرد، ولی هنوز با مشکل مواجه بود. او در آن شرایط دچار معضل دیگری به نام واژینیسم نیز شد؛ عارضه‌ای که هنگام دخول، به شکل انقباض‌های غیر ارادی در ماهیچه‌های اطراف واژن نمود پیدا می‌کند. قضیه تنها محدود به رختخواب نبود. وقتی لازم شد تست دهانه رحم بدهم هم این مشکل را داشتم. می‌خواستم از روی تخت پرستار فرار کنم چون خیلی درد داشت. کارن با دکترش در این باره صحبت کرد که او نیز به وی کرم‌های استروژن و شیاف‌های واژینال برای خشکی واژن و همچنین پمادهای شل‌کننده عضلانی برای مقابله با انقباض غیر ارادی تجویز کرد. او می‌گوید: زنان باید بدانند که در ارتباط با اینگونه مشکلات می‌توانند کمک بگیرند. نباید مجبور شوند رابطه جنسی را از دهه ۵۰ عمر خود به بعد، کسر کنند. از بین کسانی که گفتند سکس دردناک دارند (۷.۵ درصد جمعیت مورد پرسش)، یک چهارمشان در طول شش ماه گذشته با این مشکل به طور مدام و در هر بار تلاش برای برقراری سکس مواجه بودند. یک سوم از این زنان گفتند که از زندگی جنسی‌شان رضایت ندارند. این نسبت برای زنانی که سکس دردناک نداشتند، یک دهم است. دکتر کریستین میچل، پژوهشگر ارشد تحقیق می‌گوید که دلایل زیادی می‌توانند فرد را دچار دیسپارونیا کند. به گفته او، در زنان جوان‌تر ممکن است یکی از دلایل بروز این عارضه، این باشد که آنان در حال شروع زندگی جنسی‌شان هستند و می‌خواهند با خواسته‌های شریکشان کنار بیایند؛ در حالی که آن خواسته‌ها لزوماً خود این زنان را دچار برانگیختگی نمی‌کند یا اینکه ممکن است به دلیل تازه‌کار بودن، عصبی باشند و با شریکشان ۱۰۰درصد احساس راحتی نکنند. سکس دردناک، می‌تواند به دلیل ناراحتی‌های جسمی دیگر، از جمله امراض مقاربتی نیز پدید آید که باید مورد تشخیص و مداوا قرار گیرد. زنانی که در آستانه سن یائسگی هستند، ممکن است به سبب خشکی واژینال سکس دردناک را تجربه کنند.
روز دختران در چین، روز عشق پایدار چگونه افراد را به هم معرفی کنیم؟ 5 حس جنسی زنانه که مردان باید بدانند تفاوتها در رابطه سمی و سالم زوجین 3 دلیل مخرب حسادت

زنان حادثه

رها محرق، اولین زن عرب فاتح اورست

برای نخستین بار یک زن اهل عربستان سعودی موفق به فتح قله اورست، مرتفع‌ترین کوه جهان، شد. رها محرق، کوهنورد ۲۵ ساله، همچنین نام خود را به عنوان جوان‌ترین کوهنوردی که تا کنون موفق به فتح اورست شده، به ثبت رساند. رها محرق، ۲۵ ساله به همراه ۱۲ کوهنورد دیگر به قله اورست صعود کرد و به این ترتیب نام خود را در تاریخ به ثبت رساند. او که تحصیلات آکادمیک دارد، در شهر جده در عربستان سعودی متولد شده، اما در دوبی اقامت دارد. خانم محرق نه تنها نخستین زن از عربستان سعودی، بلکه جوان‌ترین کوهنورد عرب است که موفق به ایستادن بر فراز اورست شده است. او گفته است که راضی کردن خانواده‌اش در ابتدا به اندازه صعود به قله دشوار بوده است، هر چند آنها هم اینک از وی پشتیبانی می‌کنند. حسن محرق، پدر وی، از موفقیت دخترش ابراز خوشحالی کرده و گفت: «ما موفق به تماس با او شدیم. او بسیار خسته است و در حال حاضر استراحت می‌کند.» گروهی که این کوهنورد زن سعودی در آن عضویت دارد، در تلاش برای جمع‌آوری پول برای پروژه‌های تحصیلی در نپال است و از حمایت‌های عربستان سعودی برخوردار شده است. سال گذشته دولت عربستان برای نخستین بار به دو زن ورزشکار این کشور اجازه حضور در رقابت‌های المپیک را داد. از ابتدای ماه جاری نیز دختران در مدارس خصوصی عربستان اجازه حضور در کلاس‌های دو و میدانی را به دست آورده‌اند، با این شرط که بدن خود را پوشانده و در رشته‌های "شایسته و مناسب" تمرین کنند. به گفته سازمان دیده‌بان‌حقوق بشر، عربستان سعودی تنها کشور در جهان است که در آن دختران در مدارس دولتی حق حضور در کلاس‌های ورزش را ندارند. قله اورست ۸۸۴۸ متر ارتفاع دارد و پس از فتح آن برای نخستین بار در سال ۱۹۵۳ تا کنون، بیش از ۳ هزار کوهنورد موفق به صعود این قله شده‌اند.

این زن نمی بخشد

ماجرای طاهره میان همه حوادث روزانه گم شد تا اینكه آمنه بهرامی قربانی اسید پاشی، مجید كسی كه به صورتش اسید پاشیده بود، را بخشید. آنوقت بود كه طاهره لب به سخن گشود. آنان یك شباهت دیگر هم دارند و آن این كه هر دو برای طرف مقابل خود در محكمه حكم قصاص گرفته اند. فقط یك تفاوت میان آنان وجود دارد و آن این كه طاهره می گوید نمی بخشد.
اما واتسون: سینه‌های من چه ارتباطی به فمینیسم دارد؟ میشل اوباما برای انتخابات ۲۰۲۰؟ مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن ستارگانی که دیر مادر شدند هلنا کاستا، زنی در قلمرو مردان

حقوق زنان

بچه های ایسلندی فکر می کنند رییس جمهور کشور فقط باید زن باش

چهل سال پیش در روز ۲۴ اکتبر زنان ایسلندی دست به اعتصاب زدند. آنها سر کارهایشان نرفتند، غذا نپختند و در روز اعتصاب از فرزندان‌شان هم مراقبت نکردند. این روزی بود که نگاه به زنان را در جامعه ایسلند تغییر داد و کمک کرد ایسلند امروز در خط مقدم مبارزه برای برابری زنان و مردان باشد. وقتی در سال ۱۹۸۰ رونالد ریگان به ریاست جمهوری آمریکا رسید یک پسر بچه ایسلندی که تلویزیون تماشا می‌کرد به مادرش گفت: "او که نمی‌تواند رئیس جمهور شود، او مرد است." این زمانی بود که تابستان همان سال ویگدیس فینبوگادوتیر زنی که طلاق گرفته بود و سرپرست فرزندش بود، برنده انتخابات ریاست جمهوری ایسلند شده بود. آن پسر بچه نمی‌دانست اما ویگدیس (که همه ایسلندی‌ها او را به اسم کوچکش صدا می‌زنند) اولین زنی بود که در اروپا به ریاست جمهوری می‌رسید و اولین زنی بود که در یک انتخابات دموکراتیک، حکومت را به دست می‌گرفت. ویگدیس، ۱۶ سال در پست ریاست جمهوری باقی ماند. آن‌قدر که بسیاری از کودکان ایسلندی گمان می‌کردند، ریاست جمهوری یک شغل زنانه است. این سال‌ها باعث شد که امروز ایسلند "فمینیست‌ترین کشور جهان" باشد. اما ویگدیس تاکید می‌کند که اگر چهل سال پیش زنان در یک روز آفتابی اکتبر ۱۹۷۵ دست به اعتصاب نمی‌زدند، اگر ۹۰ درصد از زنان کشور تظاهرات نمی‌کردند تا اهمیت خودشان را با این اعتصاب عمومی ثابت کنند، امکان نداشت او روزی رئیس جمهور شود. ۲۴ اکتبر آن سال زن‌ها به جای رفتن به اداره، انجام کارهای خانه یا بچه‌داری، همراه با هزاران نفر دیگر برای به دست آوردن حق برابر با مردان به خیابان رفتند. سال‌ها بعد از این تاریخ که ویگدیس می‌گوید یک نقطه عطف بود، این روز، در ایسلند برای زنان تعطیل است. آنچه در آن روز رخ داد، گام اول برای رهایی زنان ایسلند بود. به گفته او این اعتصاب یک روزه "کشور را کاملا فلج کرد و چشم مردها را باز کرد." بانک‌ها، کارخانه‌ها و بعضی فروشگاه‌ها به ناچار تعطیل شدند. مدرسه‌ها و مهدکودک‌ها هم تعطیل شدند و از آن‌جایی که زن‌ها در این روز از مراقبت کودکان‌شان هم سر باز زدند، پدرها چاره‌ای نداشتند جز اینکه بچه‌ها را هم با خودشان به سرکارشان ببرند. گزارش‌ها نشان می‌داد مردها برای سرگرم گردن بچه‌های هیجان‌زده‌ای که به دفتر کارشان آمده بودند، به شیرینی و مداد رنگی متوسل شدند. پختن سوسیس کار سختی نبود و غذایی بود که همه دوست داشتند ولی به خاطر وضعیت پیش آمده، فروشگاه‌ها تمام سوسیس‌هایشان را فروخته بودند. بعضی از پدرها این روز را به عنوان "جمعه طولانی" اسم گذاشتند. ویگدیس می‌گوید: "وقتی گوینده خبرهای رادیو، خبر می‌خواند، ما صدای بچه‌ها را در پس‌زمینه می‌شنیدیم. شنیدن این صداها خیلی اتفاق بزرگی بود. معنایش این بود که پدرها باید حواس‌شان به همه چیز می‌بود." یک گزارشگر رادیو به خانه‌های مناطق دوردست تلفن می‌کرد که ببیند چند نفر از زن‌های روستایی این روز را تعطیل کرده‌اند اما تلفن را شوهرهایی برمی‌داشتند که ناچار شده بودند برای مراقبت از کودکان در خانه بمانند. در خانه ویگدیس قاب عکس سیاه و سفیدی بر دیوار است که روز تظاهرات در ریکیاویک (پایتخت ایسلند) گرفته شده است. خود ویگدیس، مادرش و دختر سه‌ ساله‌شان جایی وسط دریایی از جمعیت ۲۵ هزار نفری زنانی هستند که در میدان جمع شده‌اند، آواز می‌خوانند و به سخنرانی‌ها گوش می‌دهند و درباره این‌که چه کاری باید انجام دهند صحبت می‌کنند. برای ساکنان کشوری که کل جمعیتش ۲۲۰ هزار نفر بود، حضور این تعداد زن، حکایت از مشارکت بالای آنها داشت. در آن موقع ویگدیس که بعدها رئیس جمهوری این کشور شد، کارگردان هنری یک شرکت تئاتر در ریکیاویک بود و همراه زنان همکارش، برای پیوستن به تظاهرات، تمرین تئاتر را رها کرده بود. در میدانی که همه زن‌ها جمع شده بودند، یک گروه موسیقی، آهنگ سریالی را می‌نواخت که در آن سال‌ها بی‌بی‌سی درباره جنبش زنان خواهان حق رای ساخته بود و کمی پیش از آن در تلویزیون ایسلند پخش شده بود. زنان ایسلند در سال ۱۹۱۵ به حق رای رسیده بودند اما در طول شصت سال بعد از آن، تنها ۹ صندلی پارلمان را به دست آورده بودند. در روز تظاهرات مشهور، تنها سه نماینده زن در پارلمان عضو بودند. راگن‌هیدور کریستیاندیتور، استاد تاریخ دانشگاه ایسلند می‌گوید: "خود این برنامه، اهمیت اتحاد همه زنان را با پیشینه اجتماعی و سیاسی مختلف بازتاب داد." در میان سخنران‌های این برنامه یک زن خانه‌دار، دو نماینده مجلس، یک نماینده جنبش زنان و یک زن کارگر حضور داشتند. آخرین سخنران، آدالهایدور بارنفردسدوتی، رئیس اتحادیه زنان تمیزکار و کارگران آشپزخانه و لباسشویی در بیمارستان‌ها و مدارس بود. برنامه‌ریزان این مراسم موفق شده بودند در روزنامه‌های ملی و تلویزیون گزارش‌هایی در مورد دستمزد پایین زنان و تبعیض جنسیتی منتشر کنند که مورد توجه بین‌المللی قرار گرفت. ویگدیس می‌گوید مردها متوجه شدند اگر مخالف این حرکت باشند، محبوبیت‌شان را از دست می‌دهند. به گفته او فردای آن روز همه چیز به حالت عادی برگشت اما با این درک که زن‌ها هم مانند مردها ستون‌های جامع‌اند. پنج سال بعد، ویگدیس در رقابت با سه مرد، بر آنها پیروز شد و به ریاست جمهوری ایسلند رسید. او آن‌قدر محبوب بود که در دو انتخابات بعدی هم پیروز شد. در سال ۲۰۱۰ برای اولین بار یک زن در این کشور به نخست‌وزیری رسید. یوهانا سگوراتورتر اولین رهبر یک کشور است که آشکار اعلام کرده، هم‌جنس‌گرا است. در همین سال در ایسلند نمایش رقص برهنه ممنوع شد. سعدیه زاهدی، رئیس بخش طرح‌های جنسیت مجمع جهانی اقتصاد می‌گوید ایسلند هنوز جای پیشرفت دارد. به گفته او "تا وقتی مردان بیشتری نسبت به زنان در دانشگاه‌ها هستند، فاصله جنسیتی هنوز وجود دارد." با وجود این‌ ایسلند از سال ۲۰۰۹ به این سو در صدر فهرست کشورهایی است که بر مبنای شاخص‌های مجمع جهانی اقتصاد، کمترین فاصله جنسیتی میان زنان و مردانش برقرار است. چهل سال پیش و در زمان برگزاری اعتصاب یک‌روزه زنان، از ۶۳ عضو پارلمان تنها سه نفر از آنها زن بودند اکنون تعداد آنها به ۲۸ نفر معادل ۴۴ درصد اعضای پارلمان رسیده است. ویگدیس، زنی که سال‌ها رئیس جمهوری ایسلند بوده می‌گوید ما ایسلندی‌ها می‌گوییم برف خیلی زود جای پاها را پر می‌کند. یعنی این‌که اتفاق‌ها زود به دست تاریخ سپرده می‌شوند اما ما هنوز هم درباره آن روز حرف می‌زنیم. روز شگفت‌انگیزی بود."

ازدواج! نه به هر قیمتی

«با آ‌ن‌که تنها بودن را دوست ندارم اما حاضر نیستم به هر قیمتی تن به زندگی مشترک بدهم.» این نگاهی  است که بسیاری از زنان جوان ایرانی برای زندگی خود برگزیده‌اند و رو‌ز به روز هم تعدادشان بیشتر می‌شود. بالا رفتن سن ازدواج در ایران پدیده‌ای ا‌ست که در چند سال اخیر توجه بسیاری به خود جلب کرده؛ از سیاسیون تا جامعه‌شناس‌‌ها. در عین‌حال طبق آمار رسمی منتشر شده در چند دهه‌ اخیر به مرور دختران ترجیح داده‌اند تا با وجود تمام محدودیت‌ها به جای ازدواج در روال عرفی و سنتی، به تحصیل ادامه دهند؛ به طوری‌که امروز تعداد دانشجویان دختر بیشتر از پسر است. برخی معتقدند که روی آوردن دختران به تحصیل نشان از بالا رفتن آگاهی آن‌ها نسبت به «فردیت» خود است، گروهی نیز بر این باورند که ارزش‌ها در جامعه‌ ایران با توجه به بحران اقتصادی موجود، تغییر کرده، جوان‌ها از خانواده‌های خود دور شده‌اند و فضای سنتی حاکم بر جامعه‌ی ایران شکسته شده است. در عین‌حال چند سالی ا‌ست که «ازدواج سفید» یا هم‌خانه‌ شدن در جامعه رواج یافته و به یکی از گزینه‌های نسل جوان تبدیل شده است، گزینه‌ای که در صحبت‌های بسیاری از آن‌ها پررنگ‌ است. بحران اقتصادی و مساله‌ی معیشت نیز یکی از مهم‌ترین عواملی ا‌ست که جوانان را از تشکیل زندگی مشترک دور کرده و آن‌ها را به سوی ادامه‌ تحصیل سوق داده است. خانواده و جامعه:‌منابع پیام‌های متضاد «زندگی مشترک»  از نظر فاطمه صادقی، استاد دانشگاه و پژوهش‌گر حوزه‌ زنان، پدیده‌ای چند متغیری ا‌ست که برای تشکیل و تداوم تحت تاثیر سه عامل تعیین‌کننده است: تکثر ارزش‌ها به همراه اضمحلال منابع تولید ارزش، وضعیت اقتصادی و انتظار از زندگی. او معتقد است که امروزه جوانان تحت تاثیر منابع تولید ارزشی هستند که در کنار تکثر باورها ‌هم‌زمان ارزش‌های متضادی نیز تولید می‌کند. او به عنوان نمونه از تلویزیون جمهوری اسلامی، فیلم‌ها و سریال‌های هالیوودی و ترکی مثال می‌آورد که «منبع تولید سرگرمی مصرف‌گرا و تبلیغات ایدئولوژیک» هستند: «این برنامه‌ها از یک‌سو ارزش وفاداری، خانواده و عشق را القا می‌کنند و هم‌زمان بی‌ارزش بودن همین‌ها را با تاکید بر شخص‌محوری، عشق‌های آبکی، جذابیت‌های زندگی مصرفی، پول، لاقیدی و تنوع به خورد مخاطب می‌دهند. یکی از دلایل آشفتگی افراد همین است که آن‌ها هم‌زمان در معرض پیام‌های متضاد قرار می‌گیرند.» این پژوهش‌گر معتقد است که مدارس، خانواده، دانشگاه و حوزه نیز به عنوان منابع تولید ارزش‌ دچار «اضمحلال» شده‌ و از آن‌جایی که فاقد ظرفیت و قابلیت لازم برای تولید ارزش‌های جدیدی هستند، از اقتدار گذشته برخوردار نیستند و «ضد ارزش» را «خوب» جلوه می‌دهند. او برای مثال به «تبلیغ چند همسری» و سهل جلوه‌ دادن «خیانت و دروغ» اشاره کرد و توضیح داد که چرا نهاد خانواده نیز منبع تولید ارزش محسوب نمی‌شود: «خانواده‌ هسته‌ای ایرانی بیش از آن‌که منبع تولید ارزش باشد، منبع بدآموزی‌ است. نسل‌های جدید شاهد آن هستند که پدرها و مادرها مصلحت‌بین هستند و منافع فردی خود را بر هر چیزی ترجیح می‌دهند. دروغ می‌گویند، طفره می‌روند، به هم خیانت می‌کنند و پول‌پرست شده‌اند. حجم زیاد تعارفات بیهوده، ریاکاری و پنهان‌کاری،‌ به رخ کشیدن مادیات، جو زدگی و پذیرفتن روندهای جامعه‌ی بزرگ‌تر باعث شده که فرزندان اعتبار چندانی برای خانواده قایل نباشند و به منابع تولید ارزش دیگری روی آورند. در این خانواده‌ها فقدان صمیمیت وجود دارد و اعضا از گفت‌وگو ناتوان هستند. در نتیجه معمولا صورت مساله را پاک می‌کنند. بچه‌‌ها نیز به پدر و مادرها اعتمادی ندارند و به حال خود رها شده‌اند.» عشق و سکس همه چیز نیست مهرناز دختری‌ است متولد ۱۳۷۰ که ترجیح داده به جای ازدواج، تحصیلات خود را در رشته‌ جنین‌شناسی ادامه دهد و پس از پایان تحصیلاتش از ایران خارج شود. او ترجیح می‌دهد که به جای ازدواجی سنتی، با پارتنر خود هم‌خانه شود تا بدون داشتن «حقوقی خاص و تعهد به طرف مقابل» زندگی کند. اما می‌گوید امروز داشتن تحصیلات یکی از معیارهای مهم انتخاب پارتنر یا همسر نیست بلکه «همه به دنبال پسرهایی هستند که علاوه بر قیافه و هیکل خوب، وضع مالی خوبی داشته باشد. حتی دخترها حاضرند با مردهای متاهلی باشند که تحصیلات ندارند اما وضع مالی خوبی دارند.  پسرهای دهه‌ شصت نه تیپ و قیافه‌ی به روز و خوبی دارند و نه پول، در عوض تحصیلات دارند اما کسی به آن‌ها فکر نمی‌کند. دخترهای دهه‌ شصتی هم به دلیل نگاه بسته‌ خانواده‌هایشان و عدم آزادی روابط بین دو جنس مجرد مانده‌اند.» از نظر مهرناز، آزادی روابط جنسی در جامعه‌ ایران باعث شده که «پسرها به فکر ازدواج نباشند»: «دخترهای کم سن و سال هم در روابط‌‌شان سکس‌محور و اهل روابط آزاد هستند. سوءاستفاده از دخترها از مد افتاده. دخترها و پسرها با روابط‌ جنسی مشکلی ندارند. از طرفی خانواده‌ها نیز در اثر ماهواره و اینترنت نگاه‌شان نسبت به دوستی دخترها و پسرها تغییر کرده. دخترها در خانواده‌هایی که سطح مالی بالایی دارند آزادترند و خانواده‌ها نیز در روابط جنسی و غیرجنسی آن‌ها دخالتی نمی‌کنند. وقتی این آزادی روابط در دسترس است و خرج و مخارج زندگی مشترک نیز بالاست، دیگر پسرها هم زیر بار ازدواج نمی‌روند. آن‌ها هم برای تعویق سربازی به تحصیل ادامه می‌دهند. اکثر دخترها منتظر هستند تا بعد از پایان درس‌شان یک ازدواج تمام و کمال از نظر مالی داشته باشند.» در کنار بالا رفتن سن ازدواج در ایران، آمار طلاق نیز رو به افزایش است. اگرچه افزایش طلاق را می‌توان نشانه‌ای بر از بین رفتن تقدس خانواده در ایران دانست اما بسیاری معتقدند که عدم شناخت افراد از خود و یکدیگر پیش از ازدواج از جمله عوامل مهم در این امر است. فاطمه صادقی با اشاره به بالا رفتن آمار طلاق به اهمیت «عشق»‌ و «سکس» میان جوانان اشاره می‌کند: «تصور بسیاری این است که عشق و سکس همه‌چیز است. تصورشان از عشق هم بسیاری ساده‌لوحانه و اغلب بسیار رمانتیک، غیرواقعی و متوهمانه است. وقتی به هم میرسند، تازه مشکلات شروع می‌شود، ولی آن‌ها آمادگی برخورد با این مشکلات را ندارند؛ در نتیجه خیلی زود تصمیم به جدایی می‌گیرند. اگر دلیل را از آن‌ها سوال کنی، می‌گویند چون به فردیتم احترام نگذاشت، برای من ارزش قایل نبود و … در واقع تا حدی هم درست است اما این‌ها ترجمه فقدان تجربه و تربیت‌شدگی برای هر دو طرف است. نه به زن آموخته‌اند که چطور به درستی از حق خود دفاع کند و به حق دیگران احترام بگذارد و نه به مرد آموخته‌اند که زن فقط یک شیء مصرفی برای تخلیه‌ جنسی نیست، بلکه انسان است. جامعه‌ بزرگ‌تر هم در این مسیر راهگشا نیست. به جای آموختن قواعد زندگی زناشویی از جمله رفتار مناسب جنسی، آدم‌هایی را که هیچ آمادگی برای پذیرش مسوولیت ندارند به سمت زندگی خانوادگی هل می‌دهد تا از شرشان خلاص شود. این جامعه‌ی بزر‌گ‌تر دایما تشکیل خانواده را به صورت مصنوعی عمدتا به دو دلیل کاستن از بار اقتصادی و مشغول کردن جوان‌ها به آن‌ها القا می‌کند. اما آخر این مسیر از همان اول مشخص است: جشن‌های عروسی پرزرق و برق». صادقی در توصیف جشن‌های عروسی می‌گوید: «فقط کافی است به یکی از این جشن‌ها بروید تا بحران‌های تمامعیاری را که گریبان‌گیر این جامعه است، از نزدیک تجربه کنید: هیستری مصرف، جنون به رخ‌کشیدن، عقده نشان دادن و بیرون ریختنِ بدن، لوازم آرایش، و خلاصه فرصتی برای بیرون ریختن تمامی عقده‌ها. جشن‌هایِ عروسی امروز، هم در بین مذهبی‌ها و هم در بین غیرمذهبی‌ها، فضاهایی کاملا هیستریک‌اند که مناسبات قدرت را در همه سطوح- اعم از سیاسی، طبقاتی، و جنسی و جنسیتی- تولید و بازتولید می‌کند. اینجا کسی حرف اول و آخر را میزند که پول داشته باشد. در اینجا زن، جنسی‌ترین موجودات و مرد، دل‌مشغول‌ترین با سکس و پول است. وقتی از تحصیلات عروس و داماد بپرسید، شوکه می‌شوید. عروس و داماد تحصیل‌کرده‌اند، اما در واقع، مدرک تحصیلی فقط آسِ دیگری است برای برند‌ه‌شدن در مناسبات عریان قدرت در میان دو خانواده/ دو قبیله.» این پژوهش‌گر یکی از مهم‌ترین معضلات نسل جدید را در این می‌داند که از اصول بدیهی و اولیه زندگی آگاهی ندارند و «از پس اداره‌ خود بر نمی‌آیند»: «دخترها یاد نگرفته‌اند چطور از پس موقعیت‌های بغرنج برآیند و مراقب باشند که از آن‌ها سوءاستفاده نشود. پدر و مادرها تحمل برخورد با این مشکلات را ندارند و خودشان هم بخشی از مشکل‌اند. در نتیجه افراد به گروه‌های هم‌سن خود برای کمک مراجعه کنند. پسرها هم همین‌طور. خیلی از آن‌ها از امور ساده‌ زندگی بی‌خبر‌ هستند و در نتیجه با یک معضل از هم می‌پاشند. برای مثال بسیاری‌شان سکس‌پرست هستند اما حتی از امور جنسی هم آگاهی لازم را ندارند.» در جست و جوی اعتبار گم شده شقایق متولد ۱۳۶۲ و فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد مدیریت فناوری اطلاعات است. یکی از دلایلی که او تحصیل را به جای ازدواج برگزیده ناآگاهی «مرد ایرانی» به وظایف خود در خانه است:‌ «مرد فکر می‌کند که تامین مالی یک زن یعنی تنها وظیفه او و به همین واسطه زن باید زورگویی‌هایش را بپذیرد. مهم‌ترین دلیل آن‌که دخترها به تحصیل روی آورده‌اند، استقلال مالی ا‌ست. من هم ترجیح دادم دستم در جیب خودم باشد. اما فرهنگ دروغ‌گویی در ایران به همراه نبود آموزش پیش از ازدواج باعث شده که افراد با هم صادق نباشند. زن و مرد پس از ازدواج از نظر جنسی با مشکل روبه‌رو می‌شوند و به خاطر وجود مهریه، به هم دروغ می‌گویند و زندگی‌شان بی‌معنا ادامه پیدا می‌کند. در حالت کلی اکثر ایرانی‌ها دوست داشتن را بلد نیستند و از خانواده‌های خود یاد نگرفته‌اند.» او معتقد است که امروز زنان در جامعه‌ ایران به دنبال «اعتبار گم‌شده‌ خود» هستند: «شاید فکر می‌کنند که این اعتبار و احترام را می‌توانند با تحصیل، زیباتر و پول‌دارتر شدن به دست بیاورند. ممکن است زنان غربی برای پررنگ نشان دادن فردیت‌شان تا این اندازه به آب و آتش نزنند. ما احتمالا در تلاشیم تا آن‌چه را تاریخ از ما گرفته و باعث شده جنس دوم شویم، به دست آوریم». شقایق همچنین «احترام، آزادی و آرامش» را معیارهای ارزشی خود و انتظارش از زندگی آینده می‌داند. فاطمه صادقی البته معتقد است که انتظار از زندگی مقوله‌ای «ناخودآگاه» است که اغلب درونی‌ترین آرزوها و مطالب افراد را در برمی‌گیرد. این انتظار از زندگی در جامعه‌ی ایران امروزه به عنوان «فردگرایی» مطرح شده که «نسل‌های فعلی تقریبا فاقد آن هستند: «این واژه گمراه‌کننده است. چون ویژگی مهم فردگرایی، استقلال فکری است که با استقلال مادی و شخصیتی ایجاد می‌شود. این در حالی است که نسل‌های فعلی تقریبا فاقد هر دوی آن‌ها و در نتیجه فاقد فردگرایی هستند.» این پژوهش‌گر در مقابل فردگرایی مفهوم «شخص‌گرایی» را مطرح می‌کند که در آن «با خود یا نفسِ خودخواه و متورم به همراه خواسته‌های غالبا دو قطبی یا چند قطبی‌اش مواجهیم. در اینجا، خود، در کانون جهان قرار دارد و همه چیز باید بر حول او بچرخد. اما این خود، در عین حال که بسیار متورم است، بسیار متزلزل هم هست؛ به شدت تحت تاثیر واقع می‌شود و دائما در معرض از هم‌پاشیدگی و اضمحلال است. لذا قادر به کنش جمعی و فردی چنان مؤثری نیست. بسیاری از نسل‌های جوان آدم‌هایی هستند که اصلا فردیتی ندارند، زیرا فردیت و شخصیت‌شان زیر بار ایدئولوژی، انتظارات بیهوده طاقت‌فرسا و متضاد و اغلب توخالی و بی‌معنا، فقدان استقلال اقتصادی، عدم مشارکت سیاسی و اجتماعی، و بی‌توجهی کامل از سوی جامعه و حکومت و خانواده، لِه شده و از میان رفته است. در عوض، خودِ کودک‌وارِ آ‌نها متورم و بزرگ شده است. یعنی به جبران فقدان شخصیت، شخص‌شان رشد کرده است.» ازدواج اما از نوع سفید فرشته کنش‌گر مدنی‌ در حوزه‌ زنان است. او متولد ۱۳۶۵ و فارغ‌التحصیل پژوهش‌گری علوم‌اجتماعی ا‌ست. او تحصیل در این رشته را برای «قوی‌تر کردن بازوهای علمی» خود انتخاب کرده تا در فعالیت‌های اجتماعی بهتر عمل کند. اما دلیل ازدواج نکردنش ترس از این «میدان مبارزه» است که شاید جلوی پیشرفت‌های فردی او را سد کند: «ازدواج میدان نبرد و تاخت و تاز بین عرف، سنت، قانون و نظام مردسالاری ا‌ست که جملگی ضد زن هستند. در مقابل اما هم‌خانه شدن که به آن ازدواج سفید می‌گویند آسیب‌های کم‌تری دارد، رومانتیک‌تر و حتی برابرتر است. اما با این وجود فکر می‌کنم که اگر ازدواج کنم مصلحت‌اندیش و درگیر زندگی می‌شوم، در نهایت خود را از یاد می‌برم و شکوفایی‌ام فروکش می‌کند.» بلاتکلیفی، ترس،‌عدم اعتماد، آشفتگی و نداشتن چشم‌اندازی روشن برای آینده فصل مشترکی ا‌ست در دلایلی که اغلب جوانان برای ممانعت از ازدواج مطرح می‌کنند. بنا به عقیده‌ صادقی «هرقدر به نسل‌های جدیدتر می‌رسیم این بلاتکلیفی و آشفتگی بیشتر می‌شود زیرا نظام‌های ارزشی مضمحل شده و از کار افتاده‌اند. هم‌زمان نظام‌های ارزشی جایگزین به‌وجود نیامده‌اند تا افراد را از بلاتکلیفی درآورده و شخصیت آن‌ها را پرورش دهند. نسل‌ها یکی پس از دیگری با انتظارات مختلف، بر جای مانده‌اند و هیچ مرجعی برای پاسخ‌گویی به آن‌ها وجود ندارد. بنابراین شاید در وهله نخست، بسیاری از افراد، برایِ به اصطلاح داشتن «فردیت» بیشتر از تعهد سرباز بزنند، اما در واقع، غالبا افرادی هستند که حتی قادر به دفاع از فردیت‌شان نیستند. بسیاری‌شان غالبا دل‌مشغول شخصِ خود هستند و کار چندانی هم به دیگران ندارند.» این پژوهش‌گر معتقد است که جامعه‌ ایران رفتارهایی را برنمی‌تابد که به نوعی حاکی از فردگرایی مسوولانه باشد. او به عنوان نمونه به «ازدواج سفید« اشاره می‌کند که رواج آن نشان می‌دهد «آدم‌هایی هستند که می‌خواهند به دور از مصرف‌گرایی، ابتذال، قبیله‌گری، وسواس با سکس و شئ‌وارگی حاکم بر مناسبات انسانی به ویژه بر ازدواج، رابطه‌ای انسانی را تجربه کنند. رواج این نوع شراکت تنها می‌تواند به صورت بالقوه و به شرط آن‌که بر تعهد و انسانی‌ دیدنِ طرف مقابل مبتنی باشد، به نفی مناسبات غیرانسانی حاکم بر روابط انسانی در جامعه امروز به ویژه ازدواج بینجامد. اینجا افراد از این امکان برخوردارند که بی‌آنکه دائما در معرض دست‌کاری از سوی جامعه، خانواده و ایدئولوژی قرار گیرند، هم فرد بمانند و هم جمع باشند. در این نوع شراکت، این امکان وجود دارد که بتوان از سکس‌گرایی و شیئ‌وارگی‌ای که امروز بر جامعه چنبره زده و از سوی گفتار هژمونیک به شدت تقویت می‌شود فاصله گرفت و دوستی و تعهدی غیرکالایی و انسانی را تجربه کرد که به ابتذالِ مهریه، دفترخانه، مناسبات حقوقی و حقیقی به شدت خشونت‌بار و نابرابر میان زن و مرد، جشن‌های عروسی مبتذل، و دست آخر، دادگاه‌های تحقیرآمیزِ خانواده کشیده نشود.» در صحبت‌های نسل جوان امروز در جامعه‌ ایران میل به ازدواج سفید بیشتر از ازدواج سنتی یا مجرد ماندن جلب توجه می‌کند. این مساله اما مورد مخالفت حکومت و بخش‌هایی از جامعه قرار دارد به طور‌ی‌که نشریه‌ی «زنان امروز» نیز با انتشار چند مطلب در این‌باره، به تبلیغ ازدواج سفید متهم و متوقف شد. آیدا قجر  
تم امسال برای روز جهانی زنان ۷۰۰ هزار زندانی زن در جهان نرم‌افزار طلاق از لادیزنگار: مهریه های عجیب بیش از صد میلیون زن ختنه شده در جهان