1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

در مورد خشونت خانگی تعاریف و تقسیم بندی های متعددی بر اساس شدت و ضعف و نوع خشونت صورت گرفته است اما در یک تعریف ساده میتوان گفت: خشونت خانگی به استفاده از قدرت به معنای اعمال زور و تحمیل اراده گفته  می شود که بوسیله یک عضو خانواده علیه عضو یا اعضای دیگرهمان خانواده صورت می گیرد.

در گزارش های مربوط به خشونت خانگی معمولا زنان و کودکان به عنوان قربانیان اصلی محسوب می شوند و بنا بر آمار جهانی حدود ۹۰ درصد از قربانیان زنان و ۱۰ درصد مردان هستند . در این گزارش ها آمده است کودکان از تاثیر منفی خشونت خانگی در کوتاه مدت و بلند مدت در امان نیستند و خشونت خانگی در میان تمام طبقات اجتماعی ، گروههای سنی ، نژادی ، جنسی و حتی به رغم معلولیت رخ میدهد . لازم به توضیح است خشونت همواره جسمی نیست که آثار فیزیکی و قابل مشاهده از خود به جا بگذارد ، خشونت در موارد بسیاری به صورت های روحی و روانی و جنسی اعمال می شود و با شیوه های مختلفی چون توهین ، تهدید ، دشنام ، محرومیت ، قهر ، تهمت ، رفتار آمرانه و موارد مختلف دیگر همراه است که موجب کاهش اعتماد به نفس و افسردگی و عوارض روانی و جسمی و روان تنی شده و گاهی به خودکشی افراد تحت خشونت خانگی منجر می شود .

پدیده خشونت خانگی عموماً امری پنهان است و معمولا” توسط شوهر، پدر ، برادر یا سایر اقوام و نزدیکان ذکور، بر علیه اعضای خانواده  در محیط خانواده به وقوع می پیوندد . در بسیاری از جوامع زنان ، به دلایلی از جمله شرم، آبرو و ترس از مجازات سخت از بیان  آن خودداری کرده و سکوت اختیار می نمایند. در واقع تعداد کمی از زنان حاضرند  درباره رفتار خشونت آمیزی  که در مورد آنها چه در عرصه خانواده و چه در اجتماع صورت گرفته است سخنی بگویند. حتی  در بسیاری از کشورها زنان متاهل یا مجرد قربانی تجاوزسکوت اختیار میکنند و یا در صورت مجرد بودن مجبور به ازدواج با فرد مهاجم می شوند که پس از ازدواج خطر تداوم خشونت علیه زنان در خانه هایشان بیشتر می شود. در حالیکه در جوامع دیگری برای خشونت خانگی در شرایط زندگی مشترک خارج از ازدواج قوانین و مقررات کنترل کننده وجود دارد . نقش فرهنگ بر تاییدو تشویق و یا کنترل خشونت خانگی دارای اهمیت است و نقش قانون نیز تعیین کننده است هر چند که رفتارقربانیان خشونت نیز در تدارم خشونت تاثیر دارد.

عوامل خشونت های خانگی:

بر اساس تحقیقی که دفتر امور اجتماعی وزارت کشور و مرکز مشارکت امور زنان ریاست جمهوری در ۲۸ استان کشور انجام داد، عوامل خشونت خانگی در ایران را به ۸ عامل دسته بندی شده است :

  1. استفاده از تهدیدهای متفاوت و ایجاد مخاطره: تهدید به آزار یا کشتن زن ، فرزندان یا اقوام یا خودکشی، مخفی کردن مدارک شخصی، ایجاد محرومیت در روابط زنان، تهدید به طلاق یا بیگاری کشیدن از زن و اعضای خانواده .
  2.  خشونت های فیزیکی از نوع اول: گرفتن، بستن، زندانی کردن، اخراج از خانه، محروم کردن از غذا و عدم مواظبت در زمان بیماری.
  3.  خشونت فیزیکی از نوع دوم: سیلی، مشت، لگد، هل دادن.
  4.  خشونت های روانی و کلامی: به کار بردن کلمات رکیک، فریاد و بد اخلاقی، قهر و صحبت نکردن، از بین بردن اعتماد به نفس و کرامت انسانی  و ایجاد احساس گناه ،  خجالت زده کردن ، رفتار تحکیم آمیز و منت نهادن بابت تأمین معاش.
  5.  خشونت های جنسی و ناموسی: عدم مراعات بهداشت زناشویی، مجبورکردن به دیدن فیلم های مبتذل، مجبور کردن به سقط جنین یا حاملگی ناخواسته، متهم کردن به بی مبالاتی در مسائل ناموسی، شک و بددلی.تجاوز به محارم
  6.  خشونت های اقتصادی و مالی: جلوگیری از استقلال مالی زن، دخل و تصرف در اموال شخصی و فروش طلا و جواهرات زن، ندادن خرجی و پول کافی  .
  7.  خشونت های حقوقی و مرتبط با طلاق: جلوگیری از نگهداری فرزندان در زمان متارکه، ازدواج مجدد شوهر، امتناع از طلاق علی رغم اصرار زن.
  8.  ممانعت از رشد اجتماعی، فکری و آموزشی: ممانعت ار کاریابی و اشتغال زن، ایجاد محدودیت در رابطه با ادامه تحصیل، ایجاد محدودیت در ارتباط فامیلی، دوستانه و اجتماعی.

از آنجایی که بسیاری از خشونت ها در خانواده علیه زنان در خانواده صورت می گیرد توجه به این موضوع دارای اهمیت است.  

مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۲۳ فوریه سال ۱۹۹۴ طی قطعنامه ای خشونت علیه زنان را اینگونه تعریف کرده است: عبارت “خشونت علیه زنان” به معنی هر عمل خشونت آمیز بر اساس جنس است که به آسیب و رنجاندن جسمی، جنسی، یا روانی زنان منجر شود، یا احتمال آن وجود داشته باشد، از جمله تهدیدات یا اعمال مشابه؛ اجبار یا محروم کردن مستبدانه زنان از آزادی، که در منظر عموم یا در خلوت زندگی خصوصی انجام شود. نتیجه تحقیقات سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد که در هر ۱۱ ثانیه یک زن مورد آزار قرار می گیرد و باردار بودن زنان هم آنها را از خشونت مصون نمی دارد . ۳۳ تا ۳۵ درصد زنان آمریکایی مورد آزار جسمی همسران خود هستند و۱۵ تا ۲۵ درصد آنها در هنگام بارداری مورد ضرب و شتم قرار می گیرند؛ همچنین از هر ۱۰ زن سه نفراز آنان توسط شوهرانشان یا سایر مردان به قتل میرسند. بعنوان مثال: در هند بطور متوسط سالانه ۴۱۴ زن در اثر آزار جسمی همسرانشان دست به خودکشی می زنند، در بنگلادش ۵۳۴ قتل از قتل ها ناشی از خشونت مردان بوده ؛ و در شیلی ۶۳۴ زن مورد آزار جسمی قرار گرفته اند.در ایران آمار قابل اعتماد در مورد خشونت خانگی علیه زنان کمتر در دسترس است. اما امارهای موجود  نشان می‌دهد که ۶۶ درصد زنان ایرانی، از اول زندگی مشترکشان تاکنون، حداقل یکبار مورد خشونت قرا گرفته‌اند. میزان و انواع خشونت خانگی در استان‌های مختلف ایران از تنوع و تفاوتهای زیاد و معناداری برخوردار است .

سازمان بهداشت جهانی نیز انواع خشونت را بر اساس دوره های زندگی به صورت زیر تقسیم بندی کرده است:

دوران پیش از تولد:

سقط جنین به دلیل جنسیت؛ تحت تأثیر تلاش برای از بردن جنین در طول دوران بارداری.

دوران نوزادی:

نوزادان دختر مورد سوءاستفاده فیزیکی، جنسی و روانی.

دوران کودکی:

ازدواج کودکان، ختنه دختران، سوءاستفاده فیزیکی، جنسی و روانی، تجاوز محارم، تن فروشی کودکان و استفاده از آنان در ویدیوهای پورن.

دوران نوجوانی و جوانی:

           

دوران نوجوانی و جوانی:خشونت در قرارهای عشقی و عشقبازی ( بعنوان مثال پاشیدن اسد و تجاوز)؛ رابطه جنسی با زورگیری اقتصادی (بعنوان مثال دختران محصلی که بخاطر مخارج مدرسه با مردانی همسن پدرشان رابطه جنسی دارند)؛ تجاوز محارم؛ سؤاستفاده های جنسی در محل کار، تجاوز، تهدیدهای جنسی، اجبار در تن فروشی و ویدیو های پورنو، قاچاق زنان، شراکت در اعمال خشونت، تجاوز همسر، سوءاستفاده مالی و قتل، شرکت در قتل، سوءاستفاده روحی-روانی، سوءاستفاده از زنانی که نقص عضو دارند، اجبار به بارداری.

دوران میانسالی:

اجبار به خودکشی یا قتل بیوه ها به دلایل اقتصادی، رابطه جنسی با سوءاستفاده جنسی و روانی.

در نهایت آنچه مسلم است  نقش مردم و رهبران جوامع و قوانین در کنترل خشونت خانگی  است . همه ما  در هر جایگاهی که هستیم میتوانیم مهارت هایی را پرورش دهیم که در پیشگیر و مداخله  در خشونت به آن نیاز است.  افزایش آگاهی نخستین گام در این کوشش اجتماعی برای تغییر است . مردم و مسوولان و پلیس و وکلا و قضات و قانون گذاران هر چه بیشتر درباره خشونت خانگی بدانند بیشتر در کنترل آن موثر خواهند بود . پس از ارتقای آگاهی، گام بعد کمک به خانواده‌هایی است که نیاز‌مند یاری‌اند. نهاد های سنتی حمایتی و سازمانهای غیر دولتی و ارگانهای حمایتی ومراکز بهداشتی و مشاوره دولتی در این راه میتوانند مفیدواقع شوند. هدایت و سازمان دهی این خدمات دارای اهمیت هستند و ما به عنوان یک حلقه کوچک در این یاری رسانی به کوشش پرداخته ایم . کنترل و توقف خشونت خانگی در گرو بسیج اجتماعی و یاری تک تک ماست

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟

از صبح تا شب به فکر این هستیم که چطور به بچه‌ها برسیم. از مدرسه و کلاسهای متفرقه گرفته تا سلامتی‌، ورزش، تغذیه، فرهنگ و سرگرمی های پی ‌در پی‌. همینطور که طبق معمول به وعده‌های متعدد هر روز می‌رسیدم، ناگهان یک روز، دم در، سر اینکه بچه‌ها به موقع حاضر نشدند و قبل از پوشیدنِ کفش، یک دور اضافه بدنبال هم دویدند، مثل کوه آتشفشان ترکیدم و سر به زاری گذشتم. اشکهایم خودم را غافلگیر کرد. سکوت بچه‌ها حاکی‌از گیجی کامل در مقابل صحنه‌ای غیر قابل درک بود. سدی شکسته بود و مدتی‌طول کشید تا دوباره تکه‌های آنرا جمع کنم و توازن خود را بازیابم. در راه ذره ذره به تجزیه تحلیل این واقعه همت کردیم. بچه‌ها خیلی‌صادقانه عنوان کردند که متوجه نبودند تاخیر زیادی در آماده شدن داشته‌اند. من به آنها گفتم که من تا آخرین لحظه موجود به آنها فرصت بازی داده بودم و لحظه‌ای  که به آنها گفتم وقت رفتن است، دیگر هیچ فرصت تامل نبود. ولی‌هیچیک از اینها جوابگوی این نبود که چرا من اینچنین توازن خود را از دست داده بودم. خوب که به عمق این برخورد رفتم دیدم اشکهایم نتیجه یک حس عمیق بی‌عدالتی بود. بنظر می‌رسد که در ضمیر ناخوداگاهم، برای اینکه فشار روزمره رسیدگی به آنها را مدام متحمل می شوم تبعیت بچه‌ها از درخواستم را حق بدیهی ‌خود می‌دانستم.  گنجاندن نیازهای چندگانه بچه‌ها و خودمان در ۲۴ ساعت، کلاف سر در گمی است که هر روز باید آنرا باز کنم. حقیقت محض روزانه این است که تلاش هر روزه همچون اژدهایی است که باید مدام بر آن فائق شوم. با این وجود به خاطر اینکه همه این افکار در ذهنم انجام می گیرد از دید اعضای خانواده پنهان است. بی‌توجهی، یا بهتر بگویم، بی‌خبری بچه‌ها از این موضوع، معمولا مسبب چند تذکر برای عجله می شود ولی ‌آن ‌روز کاسه صبر لبریز شد و… ولی ‌این بی‌عدالتی هم باید زیر سوال برده شود. اینکه من خود را وقف بچه‌ها می‌کنم آیا دلیل بر این است که آنها تابع هر درخواست من باشند؟ یک چنین برداشتی تنها می تواند بر پایه این بنا شود که بچه‌ها را مدیون خود می‌دانم! آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ متأسفانه رابطه‌ای که بر پایه مدیون بودن بنا می شود رابطهِ سالمی نمی‌تواند باشد. تا وقتی‌که خود را مدیون کسی ‌حس می‌کنیم آرام نداریم تا خود را از آن  دین برهانیم. اگر آنرا  بپردازیم، رابطه خاتمه پیدا می‌کند. اگر پرداخت ناپذیر باشد، از آن کس که بار این توقع را بر دوش‌مان گذاشته رفته رفته متنفر می‌شویم یا زیر سنگینی وجدان جریحه دار شده خرد میشویم. در یکی‌از قسمتهای سریال معروف « هاوس»1، دکتر هاوس تشخیص می‌دهد که مریض او در فکر این بوده که رابطه خود با دوست دخترش را منتفی کند. چندی بعد مریض محتاج به پیوند جگر میشود و معلوم می‌شود دوست دخترش با او همخون است. دوست دختر مریض، بی‌تامل راضی‌ می‌شود که قسمتی‌از جگر خود را بدهد تا عشقش نجات یابد.  در حالی‌ که گذشت این دختر شجاع اشکمان را در آورده بود،  در پایان فیلم  بکباره متوجه ‌شدیم که او کاملا واقف بوده که دوستش در فکر پایان رابطه‌شان بوده و از جگر خود گذشته تا او را مدیون خود کند و رابطه‌شان را ابدی سازد. تمامی ‌فرهنگها سرشارند از شعر و داستان بر وصف گذشت مادر در قبال فرزندانش. این گذشت را باید زیر ذره‌بین گذاشت. یک قسمتش که غریزه حیوانی ما است که نمی‌شود آن را گذشت نامید چون خودآگاه نیست. اگر بقیه‌اش هم در اِزای انتظارات متفرقه انجام شود، دیگر گذشت نیست بلکه یک نوع سرمایه گذاری است. گذشت را در حالت مطلق و بی شرط و شروط  می توان  گذشت خواند؛ آن هم حقی‌ به گردن کسی‌ باقی‌ نمی گذارد. چه‌ها باید خود را آزاد از هر دینی  نسبت به پدر و مادر حس کنند. باید رها و مستقل در افق هستی ‌بال بکشند و یک ذره در بند تبعیت از پدر و مادر نباشند. باید خالقِ مطلق زندگی خود باشند تا آن گوشهٔ یگانه و نوین وجود خود را کشف  و دنیا را از آن سرشار کنند. و ما هم  اگر از جمله والدین خوش شانسی باشیم که رابطه سالمی با فرزندان برقرار می کنند، شاید گاهی اوقات به لانه کهنه مان سرکی بکشند.  

راز هایت را نفروش

بعضی آدم ها رازهایشان را می فروشند و در مقابل بخشی از ذهن کسی را اشغال می کنند و اسم اش را می گذارند دوستی. من اما رد پای آدم ها را در قلب ام جاودان می کنم.
چرا قدر اکنون را نمی دانیم این خانه جادو می كند چگونه به زنان توجه کنید کاش مادر بودم به دختران مجرد اینها را نگوئید

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

10 زن میلیاردر جهان را بشناسید

خانم ها همچنان در لیست ثروتمندترین افراد جهان یک اقلیت محسوب می شوند، ولی امسال نسبت به سال قبل ثروتمند تر شده اند. 21 خانم ثروتمند دنیا در مجموع ثروتی بالغ بر 249 میلیارد دلار آمریکا دارند، یا بصورت متوسط 11.6 میلیارد برای هرکدام. اکثر این خانهای بسیار ثروتمند ثروت خود را از طریق وراثت  یا ازدواج بدست آورده اند. ولی یکی از آنان خانم وو یاجون چینی که از روزنامه نگاری به معاملات املاک روی آورد، یک ثروتمند خود ساخته به حساب می آید. درکل شمار خانم های بسیار ثروتمند ، شاید به کندی اما در حال افزایش است. از بین لیست 1226 نفره میلیاردرهای دنیا 104 نفر یا بعبارتی 8.5 درصد خانم میباشند درحالی که شمار خانم های بیلیونر در سال 2002 از رقم 26 نفر تجاوز نمی کرد. اما در لیست 21 نفره ثروتمندترین زنان دنیا 7 آمریکایی، 2 چینی، 2 آلمانی و یک سوئدی به چشم می خورد. ثروتمندترین زن در این لیست خانم کریستی والتون است که ثروت 25 میلیاردی خود را بعد از فوت همسرش جان والتون بدست آورده که در اثر سانحه هواپیما در گذشت.جوانترین لیست خانم یانگ هووان 30 ساله و پیرترین آن کاکس چمبرز صاحب امپراطوری رسانه ای کاکس می باشد. خانم چمبرز و لیلیان بتانکورت وارث برند لوازم آرایشی بهداشتی اورال و ژاکلین مارز تنها خانم های حاضر در لیست از آغاز رتبه بندی ثروتمندان توسط مجله فوربس در سال 1987 میباشند. در آن سال تنها 8 خانم ، 5آمریکایی، در لیست ثروتمندان دنیا قرار داشتند.در انتهای لیست 21 زن ثروتمند دنیا، خانم دورتا استینبروخ و خانواده به همراه خانم روزالیا مرا بیوه آقای آمانسیو ارتگا بنیانگذار و صاحب پوشاک زارا بصورت مشترک قرار دارند. اما سارا برکلی جوان ترین خانم ثروتمندی است که با وجودی که در این لیست 21 نفره قرار ندارد اما توانسته است در 41 سالگی به جوان ترین زن بیلیونر خودساخته تبدیل گردد. وی که در آغاز در دیسنی لند کار میکرد با راه اندازی لباسهای زیر زنانه تحت نام اسپانکس تبدیل به موفق ترین خانم جوان در دنیا شد. عکس اول متعلق به خانم لیلیان بتانکورت است.

کار در خانه، فروش در اینستاگرام

  همسرش خبر ندارد که او در خانه یک کسب و کار کوچک راه  انداخته و فقط  به پخت و پز و بشور و بساب اکتفا نکرده است: «خانواده همسرم سنتی هستند و مخالف کار کردن زن بیرون از خانه. از اول که ازدواج کردیم، شوهرم گفت دوست ندارم بیرون از خانه کار کنی.» همسرش بازاری است و وضع مالی آن ها بد نیست اما «ملیحه» دوست دارد استقلال مالی داشته باشد: «دوست ندارم همیشه چشمم به دست فرد دیگری باشد. به خاطر همین، چند سال است که دور از چشم شوهرم برای خودم کار می‌کنم.» او در خانه‌اش کار می‌کند اما می‌داند اگر روزی شوهرش از این موضوع بو ببرد، دیگر نمی‌گذارد به کارش ادامه دهد: « یکی از اتاق‌های خانه را برای کار در نظر گرفته‌ام. روزهایی که مشتری دارم، بعد از رفتن همسرم قالیچه کف اتاق را جمع می‌کنم که تارهای مو روی قالی نریزد و قبل از آمدنش، کف زمین را جارو می‌کشم و دوباره قالیچه را پهن می‌کنم.» ملیحه برای یادگرفتن بافت مو و اکستنشن پولی پرداخت نکرده است: «خواهرم آرایش‎گر است، از او یاد گرفتم. دو سال پیش هر بار که او را می‌دیدم، یک مدل بافت را یادم می‌داد. من هم در خانه تمرین می‌کردم. موهای دوستانم را می‌بافتم و برایشان مجانی اکستنشن انجام می‌دادم تا این که دستم راه افتاد.» او حالا خودش کلاس آموزش بافت و اکستنشن هم برگزار می‌‌کند: «سه جلسه آموزش بافت مو دارم که شهریه‌اش 150 هزار تومان است و پنج جلسه هم اکستنشن درس می دهم که هزینه آن 300 هزار تومان است.» بیش تر مشتری‌های ملیحه آشنا هستند. اول برای چند تا از دوستانش کار کرده و بعد آن ها کارش را بین دوستان و آشنایان تبلیغ کرده‌اند. قیمت بافت و اکستنشن مو با بلندی و حجم مو تناسب دارد: «هر روز که مشتری ندارم اما گاهی‌ تا ماهی یک میلیون تومان هم کار می‌کنم؛ یک ماه کم تر و یک ماه هم بیش تر. پول ثابتی نیست اما لااقل دلم قرص است که یک کاری انجام می دهم.» می پرسم اگر شوهرت بفهمد...نمی‌گذارد حرفم تمام شود و فوری می‌گوید: «خدا نکند.» ملیحه تنها زنی نیست که یک کسب و کار کوچک در خانه‌اش راه انداخته، زنان زیادی در ایران سراغ این کسب و کارهای کوچک و تک نفره رفته‌اند. بسیاری از آن ها طراحی و کاشت ناخن و کاشت مژه یاد گرفته‌اند و گوشه ای ‌از خانه‌های خود را به محل کسب درآمد تبدیل کرده‌اند. دستمزدشان از آرایشگاه‌ها کم تر است اما در عوض از اجاره و مالیات خبری نیست. «مهسا» چهار سال است کار تاتوی حنا در خانه‌اش انجام می‌دهد و حالا حسابی شناخته شده است. او اوایل از طریق پخش تراکت تبلیغ کرده و دو سال پیش یک صفحه در فیس بوک راه‌انداخته است و چند وقتی است از طریق اینستاگرام مشتری جلب می‌کند: «من خودم عاشق خال کوبی بودم اما دلم می‌خواست تاتویی داشته باشم که هر وقت دلم را زد، به راحتی پاکش کنم. به خاطر همین، وقتی خاصیت تاتوی حنا را شنیدم، خودم رفتم عطاری، یک مقدار حنا خریدم و شروع کردم. رنگ تاتوهایم اوایل خوب نمی‌شد، نارنجی از کار در می آمد تا این‌که از یک خانم تبریزی که در ترکیه دوره دیده بود، یادگرفتم.» او بابت یک جلسه آموزش تاتو با حنا، چهار سال پیش 50 هزار تومان پرداخته اما حالا برای طراحی‌های خیلی کوچک 50 هزارتومان می‌گیرد: «حسن کار من این است که طرح‌هایم ابداعی هستند و مشتری‌هایم این را به خوبی می‌دانند.» اغلب مشتری‌های مهسا را دختران جوان تشکیل می دهند: «اکثرا دوست دارند از روی شانه‌ها تا توی کمرشان را طراحی کنم. آقایان هم اغلب از طرح‌های بزرگی که از روی گردن تا پشت باسن کشیده می‌شود، استقبال می‌کنند. بعضی هم که ناف‌شان پرسینگ دارد، دور ناف را تاتو می‌کنند. این قسمت هم طرفداران زیادی دارد.» تاتو با حنا بیش تر از پنج هفته نمی‌ماند و اغلب مشتری‌های مهسا بعد از یک بار تاتوی حنا، مرتب به سراغش می‌روند:«فکر می‌کنم تاتو اعتیادآور است.» او معمولا ماهی دو میلیون تومان درآمد دارد: «البته روی کار آزاد نمی‌شود مطمئن حساب کرد؛ یک روز مشتری زیاد است و یک روز نه.» «سارا» هم در خانه کار می‌کند. وقتی متوجه شده حقوق کارمندی شوهرش کفاف خواسته‌های زیاد دو بچه را نمی‌دهد، مدتی را در مطب یک پزشک منشی گری کرده اما بعد از یک مدت فکری به ذهنش رسیده و دست به کار شده است. او ابتدا یک موبایل ایرانسل تهیه کرده و بعد تراکت‌هایی را  با این مضمون به چاپ رسانده است: «انواع سبزی‌‌های پاک کرده، خرد شده و سرخ شده، بادمجان سرخ شده، لوبیا پاک شده و پیازداغ آماده.» می گوید:«تراکت‌ها را بالای شهر پخش کردم و فقط شماره ایرانسل را گذاشتم که کسی از آشنایان و فامیل از کاری که می‌کنم، با خبر نشود. من آشپزی را دوست دارم و با این کارها کمک خرج خانه می‌شوم اما بعضی آشنایان اگر بفهمند، شاید فکرهای دیگری بکنند.» مشتری‌ها با او تماس می‌گیرند، او سفارشات را می‌پذیرد و بعد سبزیجات آماده را با پیک موتوری می‌فرستد و مشتری‌ها هم دستمزدش را به پیک می‌دهند: «نمی‌خواستم اصلا با مشتری رو در رو شوم. این بود که این راه را انتخاب کردم.» او هزینه روغن، سبزیجات، گاز، آب و برقی را که مصرف می‌کند، در نظر می‌گیرد و دستمزد خودش را به هزینه‌ها اضافه می‌کند. سارا در مورد درآمد ماهیانه خود می‌گوید: «اصلا معلوم نیست اما بنای ما بر این است که پولی را که من در می‌آورم، هزینه تفریح و خوشحال کردن بچه‌ها کنیم؛ مثلا هزینه رستوران رفتن و مسافرت و خرید برای بچه‌ها با من است. هر چه قدر باشد، خرج همین چیزها می‌شود. کم ترین درآمدی که داشته ام، 400 هزار تومان بوده و بیش ترین درآمدم یک میلیون و 400صد هزار تومان.» او هم به تازگی یک صفحه اینستاگرام راه انداخته، عکس سبزیجاتش را در این شبکه اجتماعی قرار می‌دهد و شماره تلفنش را می‌گذارد. «شعله» اما آن قدر در کارش پیشرفت کرده که حالا دو کارمند خانم هم استخدام کرده است. کارش را از ساخت جعبه کادو شروع کرده اما بعد به درست کردن عروسک پلیشی رسیده و حالا علاوه بر این‌ها، کیف‌ پول دست دوز چرم هم تولید می کند.خودش قصه‌اش را از روز ولنتاین سه سال پیش تعریف می‌کند: «بهمن ماه سال 91 به شدت دنبال کار بودم. دانشگاه آزاد قبول شده بودم و باید شهریه را تهیه می‌کردم.» او سراغ  آگهی کار روزنامه «همشهری» می‌رود و متوجه می‌شود یک کارگاه جوراب بافی برای بسته‌بندی جوراب‌ها و قیچی‌ کردن نخ‌های اضافی احتیاج به کارگر دارد: «حقوقش را یادم نیست اما یادم می آید حقوق نسبتا خوبی بود. وقتی تماس گرفتم، فردی که پاسخ می‌داد گفت شرط استخدام این است که باید یک روز مجانی در این‌جا کار کنید تا سرعت عمل شما سنجیده شود. من هم قبول کردم.» شعله وقتی به آدرس مورد نظر می‌رود، پنج زن دیگر را آن جا می‌بیند: «از هر سنی بودند؛ از زنی که 60 سالش بود تا دختری 15 ساله.» آن‌ها هشت صبح کار را شروع می‌کنند و مردی که خودش را به عنوان کارفرما معرفی می‌کند، مدام راه می‌رود و می‌گوید: «هر که تعداد بیش تری بسته‌بندی کند، استخدام می‌شود.»شعله تعریف می کند:«این را  هر چند وقت یک بار با لحنی که مشخص بود منظورش این است که ما عقبیم، تکرار می‌کرد. آخر وقت همه خسته بودیم و فکر می‌کردیم بالاخره دو نفر از این تعداد استخدام می‌شوند اما خانمی داخل جمع آمد و گفت آقای مدیر رفتند، ما با  کسانی که پذیرفته شدند، تماس می‌گیریم.» شعله شماره هر چهار نفر را گرفته، با همه آن‌ها تماس می‌گیرد: «بعد از سه روز که به همه زنگ زدم و همگی گفتند با ما تماس نگرفتند، فهمیدم گول خورده ایم. روزنامه را که خریدم و تکرار آگهی را در صفحه نیازمندی‌ها دیدم، شَکَم به یقین تبدیل شد. صاحب جوراب بافی فقط هزینه آگهی روزنامه را می‌پرداخت و هر روز جوراب‌هایش را توسط کسانی که دنبال کار می‌گشتند، بسته بندی می‌کرد.» این ماجرا باعث می‌شود، شعله خودش آستین بالا بزند و کار خودش را راه بیاندازد: «نزدیک ولنتاین بود، مغازه‌ها پر شده بودند از عروسک و جعبه کادو. با یکی از مغازه‌ها صحبت کردم و یک قیمت پایین برای درست کردن جعبه کادو دادم. الگوی درست کردن جعبه‌ها را داشتم؛ یعنی از کتاب ریاضی راهنمایی که مکعب مربع و مستطیل را درس داده بودند، در آوردم و دست به کار شدم.» او تمام شهریه چهار سال دانشگاه را از طریق همین کار پرداخت کرده و مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی خود را گرفته اما شغلش را تغییر نداده است: «ترجیح من این است که برای خودم کار کنم؛ گوشه خانه‌ام، کنار بچه‌‌هایم.»
آیا زنان خانه دار بیمه میشوند؟ در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟ با خیال راحت مهمان داری کنید وزیر اقتصاد منزل تان باشید مادر خرج سخت​تر از هر مادری

مطالب تصادفی

گزارش روز

26 درصد زنان ايراني از افسردگي رنج مي​برند

26 درصد زنان ايراني از افسردگي رنج مي​برند هيچ چيز عجيب و غير طبيعي به نظر نمي​رسد. گاهي با نامزدت دعوا مي کني، گاهي يا مادرت و گاهي با خواهر و برادرت مثل همه آدم​ها.  بعضي روزها  دلت مي خواهد تا شب در رختخواب بماني و با هيچ کس حرف نزني حتي حوصله خودت را هم نداري مثل همه آدم​ها.

بازار لوازم آرایشی تقلبی در ایران

ایران یکی از کشورهای منطقه با سرانه بالای مصرف لوازم آرایشی است. استقبال فراوان از این محصولات موجب شده تا نمونه‌های تقلبی و قاچاق به وفور در بازار این کشور یافت شود و سود سرشاری را نصیب قاچاقچیان کند. بازار داغ لوازم آرایشی تقلبی و بی‌کیفیت در ایران به دلیل استقبال فراوان مشتریان موجب شده تا قاچاق محصولات آرایشی در سال‌های اخیر به شدت در کشور رونق داشته باشد. به نوشته سایت "قانون" و با استناد به آمار ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز، به طور سالانه در ایران "یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار" فرآورده‌های آرایشی مصرف می‌شوند که این آمار نشان‌دهنده آن است که میزان قاچاق لوازم آرایشی و بهداشتی "۱۰ برابر" واردات قانونی است. عمده محصولات قاچاق به ایران به صورت فله‌ای و از کشورهای همسایه نظیر عراق، پاکستان، افغانستان و نیز کشورهای حوزه خلیج فارس وارد می‌شوند و تشخیص آنها از محصولات اصلی در اکثر موارد کاری دشوار برای مصرف‌کنندگان عادی است.در گزارش "قانون" آمده است که بیش از ۵۰ درصد لوازم آرایشی در بازار ایران نظیر کرم پودر، رژلب، عطر و ریمل‌تقلبی هستند و اکثریت آنها کیفیتی نامرغوب و بعضا مضر برای سلامتی مصرف‌کننده دارند. انتظار طولانی مدت برای ترخیص کالا در گمرک یکی از دلایل عمده برای تمایل به قاچاق محصولات آرایشی و بهداشتی عنوان می‌شود. ستاد مبارزه با قاچاق کالا از وزارت بهداشت خواسته است تا میزان انتظار برای دریافت مجوز را کاهش را داده تا به این ترتیب کالاها برای مدت طولاتی در گمرک انبار نشوند. در همین حال مسئولان وزارت بهداشت نیز همواره ممانعت از قاچاق لوازم آرایشی غیربهداشتی را بر عهده نهادهایی نظیر نیروی انتظامی، وزارت بازرگانی و نیز ادارات کنترل مرزها دانسته‌اند. تاکنون این نهادها نتوانسته‌اند به هماهنگی در این خصوص دست یابند. زیبایی به قیمت سلامتی؟ قیمت لوازم آرایشی تقلبی در مقایسه با مارک‌های معروف به طور قابل توجهی ارزان‌ است و همین امر موجب استقبال مصرف‌کنندگان از این محصولات می‌شود. ترکیبات به کار رفته در فرآورده‌های تقلبی نامرغوب و غیر استاندارد می‌توانند برای مصرف‌کننده، بیمار‌ی‌های پوستی‌نظیر اگزما و آکنه و در برخی موارد حتی عفونت‌های پوستی را به همراه بیاورد. مریم‌ صفوی، متخصص پوست به "قانون" گفته است: «با توجه به وجود ‌بیش از ۸۰۰ ترکیب شیمیایی د‌ارای سمیت عصبی د‌ر مواد‌ آرایشی و عطرهای صنعتی استفاد‌ه مد‌اوم از این‌گونه لوازم آرایشی موجب جذب سالانه د‌و کیلو و ۵۰۰ گرم مواد‌شیمیایی به بد‌ن می‌شود‌که سلامتی مصرف کنند‌ه را تهد‌ید‌ می‌کند.» سرب یکی از ترکیبات مضر به کار رفته در این قبیل محصولات به ویژه رژلب است که به گفته پزشکان به هنگام ورود به بدن در حین خوردن غذا می‌تواند عوارض متعددی از جمله کاهش یادگیری یا اختلالات رفتاری را برای فرد مصرف‌کننده به همراه داشته باشد. منبع: DW
جنگ برای خرمشهر تمام نمی شود راه پر از سنگلاخ دختران برای ورود به دانشگاه بارداری بدون داشتن رابطه جنسی در"بهشت بانوان"، زنان نفس می کشند زنان و افراد تحصیلکرده،بیشترین بیکاران ایران

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

تست خودشناسی 2

این تست به شما می گوید از نظر شخصیتی صریح و بی پروایید یا خجالتی و آرام. جواب تست را فردا مشاهده کنید.

مردانی که از تصمیم گیری می ترسند

همه ما در مراحل زندگی، مدام با تصمیمات و انتخاب هایی روبرو می شویم که هر کدام شان می تواند وضعیت زندگی ما را کاملا دگرگون کند. به همین دلیل جرئت و جسارت در تصمیم گیری، از نشانه ها معتبر برای ابراز وجود مردانه بوده است. شاید در دوران ما، تنوع تصمیمات و انتخاب ها کمی گیج کننده به نظر برسد و همیشه فکر کنیم فرصت یک انتخاب یا یک عمل بهتر برای ما وجود دارد و خود این مسئله بر سختی تصمیم و انتخاب بیفزاید. متاسفانه بعضی از مردان جرئت لازم را ندارند. آنها همه عمر از شغل شان و نوع تحصیلی که انتخاب کرده اند یا تحصیلی که نخواستند داشته باشند ناراضی هستند. ریسک نمی کنند. بلندپروازی ندارند. از اشتباه می ترسند و همیشه یک دلیل بیرون از خودشان، مسئول کم آوردن ها و بدبختی های شان است. این نوع افراد جرئت ندارند بپذیرند هر تصمیمی ممکن است اشتباه باشد چون شکست، اشتباه و جواب رد گرفتن با روحیه ضعیفی که دارند همخوانی ندارد. پذیرش شکست و نه شنیدن، نوعی شجاعت می طلبد و مشخصه اصلی اش این است که هویت استوار و قابل اعمادی برای خود قائل هستند. این نوع افراد مثلا در محیط اجتماعی و گردهم آیی های دوستانه اهل پیشنهاد دادن نیستند. سلیقه خودشان را و نیت خودشان را به طور آشکار بروز نمی دهند. به دوستان شان فیلم خوب، سفر جالب، قهوه خانه دنج پیشنهاد نمی دهند. آنها می ترسند که سلیقه شان مورد پسند نباشد. این نوع افراد ترجیح می دهند از بقیه، مدام پیروی کنند ولی در درون ذهن شان، همیشه متعجب هستند که چرا هیچکس قدر شان را نمی داند و بهای کافی به آنها نمی دهد. آنها دست بر قضا، اگر در یک جمع با دختری که برای شان دوست داشتنی به نظر برسد همان شیوه همیشگی را دنبال می کنند. سریع به این نتیجه می رسند که فرد مورد نظر دست نیافتنی است و راه حل شان معمولا  پناه بردن به افکار منفی نسبت به فرد مزبوراست. یک لحظه به این فکر نمی کنند که هیچ جدئت و ارزش جذابی از خودشان یا ازحرکات چشم و دست و حالت نشستن شان ساطع نمی شود که جذاب شان بسازد. آنها در درون و خلوت خودشان، تصور خوشایند و جذابی از خودشان ندارند. برای همین جرئت  ابراز وجود ندارند. این نوع مردان، معمولا ناکامی شان را به چیزهای نسبت می دهند که ندارند یا فکر می کنند ندارند. قاطعانه باور دارند یا باید بسیار جذاب و اجتماعی باشند یا خیلی پولدار… آنها قادر به دیدن بخش بزرگی از دختران و زنان جامعه شان نیستند که برای شان پول و قیافه بسیار جذاب مردانه اصل نیست. نمی خواهند بپذیرند خیلی از دختران و زنان امروز کار و اندازه منطقی زیبایی خودشان را می شناسند و برای همین واقعبینانه دنبال یک مرد می گردند که بیش از هر چیز قابل اعتماد به خود و آنها باشد.
تست روانشناسی چطور بفهمیم که عاشق شدیم؟ زیبایی از درون می آید، 5 راه زیباتر شدن بدون نیاز به جراحی زنان و خود ارضایی، کی و چگونه هر فرد 13 راز شخصی دارد

زنان حادثه

موج اعتراض زنان ترک به عدم امنیت زنان در ترکیه

اوزگه‌جان اصلان، دانشجوی ۲۰ ساله رشته روانشناسی، آخرین مسافر مینی‌بوسی در منطقه ترسوس شهر مرسین واقع در جنوب ترکیه بود. وقتی همه مسافران قبل از او پیاده شدند، راننده مینی‌بوس را نگاه داشت و به طرف دختر جوان هجوم آورد تا به او تجاوز کند. اوزگه‌جان اما مقاومت کرد و مینی‌بوس به صحنه کشمکش میان او و راننده تبدیل شد. مرد با چاقو به دختر حمله کرد. نخست با چاقو و سپس با میله آهنین به او ضرباتی وارد آورد. سپس دو دست او را قطع کرد، چون می‌ترسید آثاری از پوست او زیر ناخن‌های دختر مانده باشد که او را لو دهد. او سپس به پدر و یکی از دوستان خود تلفن کرد. با کمک آنان جسد دختر را به آتش کشید و سپس به داخل رودخانه انداخت. پلیس سه روز پس از این ماجرا بقایای جسد اوزگه‌جان اصلان را یافت. قاتل ۲۶ ساله در اعتراف خود روند جنایت را بازگو کرده و محل آن را نشان داده است. همسر قاتل گفته که شوهرش با او نیز همیشه با خشونت رفتار می‌کرده است. او گفته است که تنها روز عروسی آرامی داشته وگرنه تمامی زندگی مشترکش چون جهنم بوده است. مادر قاتل گفته است که پسرش در کودکی بسیار رنج کشیده چون پدرش آدم خشنی بوده است. قتل فجیع اوزگه‌جان در هفته گذشته در ترسوس ترکیه را به لرزه درآورده و بازتاب رسانه‌ای وسیعی یافته است. از روز جمعه گذشته (۱۳ فوریه /۲۴ بهمن) هر روز گروه‌هایی از زنان در سراسر این کشور در تظاهرات اعتراضی شرکت می‌کنند. آنان می‌گویند که جامعه مردسالار ترکیه باید تغییر کند، نباید در برابر خشونت علیه زنان سکوت شود، باید این رویه تغییر کند که وقتی زنان مورد آزار و تجاوز جنسی قرار می‌گیرند به جای تعقیب متجاوزان خود زنان را مقصر بدانند. به گزارش رسانه‌های ترکیه، در مراسم تشییع جنازه اوزگه‌جان اصلان زنان بدون توجه به گفته‌های امام جماعت تابوت دختر جوان را بر شانه‌های خود حمل کردند. اعتراض به خشونت فزاینده علیه زنان سال‌هاست که سازمان‌های مدافع حقوق بشر و فعالان حقوق زن به خشونت فزاینده علیه زنان در ترکیه انتقاد می‌کنند. به گزارش خبرگزاری آلمان، تنها در سال ۲۰۱۴ بیش از ۲۸۰ زن به دست مردان به قتل رسیده‌اند و این تعداد از سال پیش از آن بیشتر بوده است. شرکت‌کنندگان در تظاهرات اعتراضی به قتل دختر دانشجوی روانشناسی می‌گویند که مورد اوزگه‌جان استثنا نیست، بلکه بیانگر مشکلی اساسی است. هم اکنون بحثی داغ درباره خشونت علیه زنان در ترکیه در شبکه‌های اجتماعی مثل توییتر در جریان است. رئیس جمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، و نخست وزیر این کشور، احمد داووداوغلو، خشونت و قتلی را که اتفاق افتاده محکوم کرده‌اند. اما بسیاری از منتقدان حزب محافظه‌کار و اسلامی "عدالت و توسعه" را نیز در بی‌اهمیت جلوه دادن خشونت علیه زنان و رفتار ضدزن بسیاری از مردان مسئول می‌دانند. بسیاری از سیاستمداران حاکم در ترکیه تصویری سنتی از نقش زن به عنوان همسر، مادر و زن خانه‌دار ارائه می‌دهند. اردوغان تا بحال چند بار گفته که یک زن ترک بهتر است ازدواج کند و دست کم سه بچه به دنیا بیاورد. شرکت‌کنندگان در تظاهرات معتقدند که چنین موضعی باعث می‌شود که دید مردانی که زنان را "موجوداتی زیردست" می‌خواهند تقویت شود. به نظر مفسر روزنامه "حریت"، مقصران اصلی "کسانی هستند که حد مجازات را در مورد مردانی که دست به خشونت علیه زنان می‌زنند کاهش می‌دهند، کسانی که خندیدن را برای زنان ممنوع می‌کنند و تبعیض جنسی را به ایدئولوژی رسمی کشور تبدیل می‌کنند". برخی نشریات نزدیک به دولت ترکیه اما کوشیده‌اند که مورد خشونت و قتل اوزگه‌جان در ترسوس را عادی جلوه دهند و بگویند که چنین حوادثی در هر جایی ممکن است پیش ‌آید. پدر و مادر اوزگه‌جان مخالف اعدام هستند رئيس جمهور ترکیه از احزاب اپوزیسیون انتقاد کرده و گفته که این احزاب کوشیده‌اند موضوع قتل اوزگه‌جان را سیاسی کنند. به گفته اردوغان، قاتل انسان شروری است و این ربطی به دین و قومیت یا موقعیت اجتماعی او ندارد. یکی از فعالان اپوزیسیون در ترکیه "شرایط اقتصادی - اجتماعی" را دلیل اصلی چنین اتفاقاتی دانسته بود. اردوغان همچنین از گروه‌های فمینیستی انتقاد کرده و گفته است: «آنچه پیش آمده ربطی به دین و فرهنگ ما ندارد. زن موجودی ارزشمند است که از سوی آفریدگار به مرد هدیه شده و مرد باید از آن حفاظت کند.» آنچه در این میان مورد احترام همه گروه‌ها و احزاب در ترکیه است پدر و مادر اوزگه‌جان هستند. خانواده اصلان خواستار مجازات برای قاتل دخترشان شده‌اند اما موافق محافل سیاسی برای برقرار کردن دوباره مجازات اعدام در ترکیه نیستند و می‌گویند که اعدام راه چاره نیست. دو تن از وزرای کابینه داووداوغلو خواستار محکوم شدن قاتل اوزگه‌جان به اعدام شده بودند. نخست وزیر ترکیه نیز درباره مجازات کسانی که دست به خشونت علیه زنان می‌زنند گفته است: «هر کس دست به روی زنی بلند کند باید دستش قطع شود.»

گفت‌وگو با گلشیفته فراهانی: هنر در قلب مردم جای دارد

«انگیزه شورش در برابر بی عدالتی و خشونت علیه زنان همیشه در من وجود داشت. وقتی نوجوان بودم، موهایم را از ته می تراشیدم تا بتوانم بدون روسری در خیابانها راه بروم. نمی خواستم تسلیم بشوم. ۷ سال
هلنا کاستا، زنی در قلمرو مردان آلینوش طریان ، مادر اما واتسون تنها نیست؛ من هر روز به خاطر اندازه پستان‌هایم قضاوت می‌شوم میشل اوباما برای انتخابات ۲۰۲۰؟ امل کلونی نسل کشی ارامنه را پیگیری می کند

حقوق زنان

هزاران زن در ترکیه به اصلاحیه جدید قانون تجاوز به دختربچه‌ها اعتراض کردند

هزاران زن خشمگین در ترکیه به اصلاحیه قانون رابطه جنسی با دختران کم سن و سال اعتراض کردند. این اصلاحیه جدید به مردانی که با دختربچه‌ها رابطه جنسی برقرار می‌کنند به عنوان متجاوز برخورد نمی‌کند اگر آنها با قربانی ازدواج کنند. روز شنبه (۱۹ نوامبر - ۲۹ فروردین) هزاران زن در استانبول و چند شهر دیگر ترکیه با در دست گرفتن پلاکارد و پارچه‌نویسی‌هایی که روی آنها نوشته شده بود من ساکت نمی‌مانم به خیابان‌ها آمدند. این در حالی است که دولت ترکیه با دفاع ازاین لایحه گفته هدف از آن مقابله با سنت رایج ازدواج با دختربچه‌ها بوده است اما منتقدان می‌گویند چنین قانونی مجوز تجاوز به کودکان را صادر می‌کند. تظاهرات‌کنندگان خشمگین امروز فریاد می‌زدند: ما سکوت نمی کنیم. ما اطاعت نمی‌کنیم. این لایحه را فورا برچینید. بزرگترین تجمع امروز در استانبول برگزار شد که جمعیتی حدود ۳ هزار نفر در آن حضور داشتند اما هم‌زمان گزارش‌هایی از تجمع‌های مشابهی در شهرهای ازمیر و ترابوزان منتشر شده است. لایحه جدید زمینه آزادی مردانی را فراهم می کند که ثابت شود بدون زور و ارعاب و یا هر موردی که رضایت طرف مقابل را محدود کرده باشد  با دختری که زیر سن قانونی بوده ارتباط جنسی داشته‌اند و بعد هم با او ازدواج کرده‌اند. معترضان همچنین در پلاکاردها و شعارهایشان آوردند: تجاوز جنسی نمی تواند قانونی شودو یا این شعار که ای.کی.پ دستت را از بدن من عقب بکش. اشاره‌ای به حزب حاکم عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری، که ارایه کننده این لایحه بوده است. در همین حال، گزارش شده بن‌علی یلدیریم، نخست‌وزیر، به نمایندگان حزب عدالت و توسعه گفته با مخالفان این لایحه بر سر میز مذاکره بنشینند. این لایحه روز پنجشنبه در مرحله اول به تصویب رسید اما برای تصویب نهایی باید روز سه شنبه دوباره در صحن پارلمان ترکیه به بحث گذاشته شود. همزمان، صندوق کودکان سازمان ملل متحد، یونیسف، نسبت به تصویب احتمالی این لایحه \\اظهار نگرانی شدید کرده است. سخنگوی یونیسف در واکنش به این لایحه گفته هرگونه خشونت علیه کودکان جرم محسوب می شود و باید با آن برخورد شود. در تابستان گذشته هم دادگاه قانون اساسی ترکیه در اقدامی جنجالی بخشی از تعریف و طبقه بندی رابطه جنسی با کودکان زیر ۱۵ سال را تغییر داده بود.

زنان در بریتیش کلمبیای کانادا، دیگر مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند نیستند

یک استان در کانادا، مقرراتی که زنان شاغل را ملزم به پوشیدن کفش پاشنه بلند می‌کرد، لغو کرد. دولت محلی بریتیش کلمبیا، در غرب کانادا، می‌گوید مجبور کردن زنان به پوشیدن کفش پاشنه بلند، تبعیض آمیز است و همچنین می‌تواند از نظر ایمنی در محیط کار خطرناک باشد. مقام‌ها همچنین گفته‌اند کسانی که کفش پاشنه بلند پا می‌کنند، با خطر زخمی شدن به دلیل سر خوردن یا زمین خوردن مواجهند که می‌تواند به پاها و کمر آسیب بزند و برای همین کفش‌ها باید متناسب با شرایط کار طراحی شوند. مقررات مربوط به پوشش بعد از آن لغو شد که یک سیاستمدار حزب سبزهای این استان، ماه پیش طرحی را به مجلس استانی آورد که لزوم پوشیدن کفش بر اساس جنسیت را منع می‌کرد. طرح اندرو ویور، رهبر حزب سبز‌های استان بریتیش کلمبیا، برای \\\\\\\"جلوگیری از الزام کارمندان از طرف کارفرمایان برای تعیین نوع کفش بر اساس جنسیت یا هویت جنسی\\\\\\\" طراحی شده بود. این طرح، همه کسب و کارها از جمله فروشگاه‌ها و دفتر شرکت‌های بزرگ را در بر می‌گیرد. اما دولت محلی به جای اعمال این طرح، قانون کار در مورد پوشیدن کفش را تغییر داد. کریستی کلارک، وزیر اول استان بریتیش کلمبیا، می‌گوید در بعضی از محیط‌های کاری استان، زنان مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند می‌شوند. دولت هم مانند بیشتر مردم استان اعتقاد دارد که این رویه اشتباه است و برای همین هم ما قانون را برای منع این الزام‌های تبعیض آمیز و ناایمن تغییر دادیم. قانون جدید می‌گوید طراحی، ساخت و مواد به کار رفته در کفش‌های کار باید متناسب با محیط کار باشد تا کارگر بتواند بدون خطر کار کند. همچنین کارگران نباید ملزم به پوشیدن پاپوش‌هایی خارج از این استاندارد شوند. این دستورالعمل جدید تا آخر ماه میلادی جاری اجرایی می‌شود. پاشنه‌های بلند و اینکه آیا زنان لازم است این نوع کفش‌ها را در محیط کار یا حتی جشنواره فیلم کن بپوشند، در سال‌های اخیر تبدیل به مسئله‌ای بحث برانگیز در دنیای مد شده است. در کانادا، بحث برسر پوشش زنان در محیط کار، بیشتر روی کارکنان رستوران‌ها متمرکز شده است. منتقدان می‌گویند تعیین شکل لباس کار کارمندان زن، براساس تفکرات کلیشه‌ای و جنسیت‌زده از پوشش زنان است.
سقط جنین در ایران، از داروخانه تا ناصر خسرو ازدواج! نه به هر قیمتی ماجراهای دفتر من خرده مصیبتهای بچه دار نشدن ازدواج مذاهب متفاوت