1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

در مورد خشونت خانگی تعاریف و تقسیم بندی های متعددی بر اساس شدت و ضعف و نوع خشونت صورت گرفته است اما در یک تعریف ساده میتوان گفت: خشونت خانگی به استفاده از قدرت به معنای اعمال زور و تحمیل اراده گفته  می شود که بوسیله یک عضو خانواده علیه عضو یا اعضای دیگرهمان خانواده صورت می گیرد.

در گزارش های مربوط به خشونت خانگی معمولا زنان و کودکان به عنوان قربانیان اصلی محسوب می شوند و بنا بر آمار جهانی حدود ۹۰ درصد از قربانیان زنان و ۱۰ درصد مردان هستند . در این گزارش ها آمده است کودکان از تاثیر منفی خشونت خانگی در کوتاه مدت و بلند مدت در امان نیستند و خشونت خانگی در میان تمام طبقات اجتماعی ، گروههای سنی ، نژادی ، جنسی و حتی به رغم معلولیت رخ میدهد . لازم به توضیح است خشونت همواره جسمی نیست که آثار فیزیکی و قابل مشاهده از خود به جا بگذارد ، خشونت در موارد بسیاری به صورت های روحی و روانی و جنسی اعمال می شود و با شیوه های مختلفی چون توهین ، تهدید ، دشنام ، محرومیت ، قهر ، تهمت ، رفتار آمرانه و موارد مختلف دیگر همراه است که موجب کاهش اعتماد به نفس و افسردگی و عوارض روانی و جسمی و روان تنی شده و گاهی به خودکشی افراد تحت خشونت خانگی منجر می شود .

پدیده خشونت خانگی عموماً امری پنهان است و معمولا” توسط شوهر، پدر ، برادر یا سایر اقوام و نزدیکان ذکور، بر علیه اعضای خانواده  در محیط خانواده به وقوع می پیوندد . در بسیاری از جوامع زنان ، به دلایلی از جمله شرم، آبرو و ترس از مجازات سخت از بیان  آن خودداری کرده و سکوت اختیار می نمایند. در واقع تعداد کمی از زنان حاضرند  درباره رفتار خشونت آمیزی  که در مورد آنها چه در عرصه خانواده و چه در اجتماع صورت گرفته است سخنی بگویند. حتی  در بسیاری از کشورها زنان متاهل یا مجرد قربانی تجاوزسکوت اختیار میکنند و یا در صورت مجرد بودن مجبور به ازدواج با فرد مهاجم می شوند که پس از ازدواج خطر تداوم خشونت علیه زنان در خانه هایشان بیشتر می شود. در حالیکه در جوامع دیگری برای خشونت خانگی در شرایط زندگی مشترک خارج از ازدواج قوانین و مقررات کنترل کننده وجود دارد . نقش فرهنگ بر تاییدو تشویق و یا کنترل خشونت خانگی دارای اهمیت است و نقش قانون نیز تعیین کننده است هر چند که رفتارقربانیان خشونت نیز در تدارم خشونت تاثیر دارد.

عوامل خشونت های خانگی:

بر اساس تحقیقی که دفتر امور اجتماعی وزارت کشور و مرکز مشارکت امور زنان ریاست جمهوری در ۲۸ استان کشور انجام داد، عوامل خشونت خانگی در ایران را به ۸ عامل دسته بندی شده است :

  1. استفاده از تهدیدهای متفاوت و ایجاد مخاطره: تهدید به آزار یا کشتن زن ، فرزندان یا اقوام یا خودکشی، مخفی کردن مدارک شخصی، ایجاد محرومیت در روابط زنان، تهدید به طلاق یا بیگاری کشیدن از زن و اعضای خانواده .
  2.  خشونت های فیزیکی از نوع اول: گرفتن، بستن، زندانی کردن، اخراج از خانه، محروم کردن از غذا و عدم مواظبت در زمان بیماری.
  3.  خشونت فیزیکی از نوع دوم: سیلی، مشت، لگد، هل دادن.
  4.  خشونت های روانی و کلامی: به کار بردن کلمات رکیک، فریاد و بد اخلاقی، قهر و صحبت نکردن، از بین بردن اعتماد به نفس و کرامت انسانی  و ایجاد احساس گناه ،  خجالت زده کردن ، رفتار تحکیم آمیز و منت نهادن بابت تأمین معاش.
  5.  خشونت های جنسی و ناموسی: عدم مراعات بهداشت زناشویی، مجبورکردن به دیدن فیلم های مبتذل، مجبور کردن به سقط جنین یا حاملگی ناخواسته، متهم کردن به بی مبالاتی در مسائل ناموسی، شک و بددلی.تجاوز به محارم
  6.  خشونت های اقتصادی و مالی: جلوگیری از استقلال مالی زن، دخل و تصرف در اموال شخصی و فروش طلا و جواهرات زن، ندادن خرجی و پول کافی  .
  7.  خشونت های حقوقی و مرتبط با طلاق: جلوگیری از نگهداری فرزندان در زمان متارکه، ازدواج مجدد شوهر، امتناع از طلاق علی رغم اصرار زن.
  8.  ممانعت از رشد اجتماعی، فکری و آموزشی: ممانعت ار کاریابی و اشتغال زن، ایجاد محدودیت در رابطه با ادامه تحصیل، ایجاد محدودیت در ارتباط فامیلی، دوستانه و اجتماعی.

از آنجایی که بسیاری از خشونت ها در خانواده علیه زنان در خانواده صورت می گیرد توجه به این موضوع دارای اهمیت است.  

مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۲۳ فوریه سال ۱۹۹۴ طی قطعنامه ای خشونت علیه زنان را اینگونه تعریف کرده است: عبارت “خشونت علیه زنان” به معنی هر عمل خشونت آمیز بر اساس جنس است که به آسیب و رنجاندن جسمی، جنسی، یا روانی زنان منجر شود، یا احتمال آن وجود داشته باشد، از جمله تهدیدات یا اعمال مشابه؛ اجبار یا محروم کردن مستبدانه زنان از آزادی، که در منظر عموم یا در خلوت زندگی خصوصی انجام شود. نتیجه تحقیقات سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد که در هر ۱۱ ثانیه یک زن مورد آزار قرار می گیرد و باردار بودن زنان هم آنها را از خشونت مصون نمی دارد . ۳۳ تا ۳۵ درصد زنان آمریکایی مورد آزار جسمی همسران خود هستند و۱۵ تا ۲۵ درصد آنها در هنگام بارداری مورد ضرب و شتم قرار می گیرند؛ همچنین از هر ۱۰ زن سه نفراز آنان توسط شوهرانشان یا سایر مردان به قتل میرسند. بعنوان مثال: در هند بطور متوسط سالانه ۴۱۴ زن در اثر آزار جسمی همسرانشان دست به خودکشی می زنند، در بنگلادش ۵۳۴ قتل از قتل ها ناشی از خشونت مردان بوده ؛ و در شیلی ۶۳۴ زن مورد آزار جسمی قرار گرفته اند.در ایران آمار قابل اعتماد در مورد خشونت خانگی علیه زنان کمتر در دسترس است. اما امارهای موجود  نشان می‌دهد که ۶۶ درصد زنان ایرانی، از اول زندگی مشترکشان تاکنون، حداقل یکبار مورد خشونت قرا گرفته‌اند. میزان و انواع خشونت خانگی در استان‌های مختلف ایران از تنوع و تفاوتهای زیاد و معناداری برخوردار است .

سازمان بهداشت جهانی نیز انواع خشونت را بر اساس دوره های زندگی به صورت زیر تقسیم بندی کرده است:

دوران پیش از تولد:

سقط جنین به دلیل جنسیت؛ تحت تأثیر تلاش برای از بردن جنین در طول دوران بارداری.

دوران نوزادی:

نوزادان دختر مورد سوءاستفاده فیزیکی، جنسی و روانی.

دوران کودکی:

ازدواج کودکان، ختنه دختران، سوءاستفاده فیزیکی، جنسی و روانی، تجاوز محارم، تن فروشی کودکان و استفاده از آنان در ویدیوهای پورن.

دوران نوجوانی و جوانی:

           

دوران نوجوانی و جوانی:خشونت در قرارهای عشقی و عشقبازی ( بعنوان مثال پاشیدن اسد و تجاوز)؛ رابطه جنسی با زورگیری اقتصادی (بعنوان مثال دختران محصلی که بخاطر مخارج مدرسه با مردانی همسن پدرشان رابطه جنسی دارند)؛ تجاوز محارم؛ سؤاستفاده های جنسی در محل کار، تجاوز، تهدیدهای جنسی، اجبار در تن فروشی و ویدیو های پورنو، قاچاق زنان، شراکت در اعمال خشونت، تجاوز همسر، سوءاستفاده مالی و قتل، شرکت در قتل، سوءاستفاده روحی-روانی، سوءاستفاده از زنانی که نقص عضو دارند، اجبار به بارداری.

دوران میانسالی:

اجبار به خودکشی یا قتل بیوه ها به دلایل اقتصادی، رابطه جنسی با سوءاستفاده جنسی و روانی.

در نهایت آنچه مسلم است  نقش مردم و رهبران جوامع و قوانین در کنترل خشونت خانگی  است . همه ما  در هر جایگاهی که هستیم میتوانیم مهارت هایی را پرورش دهیم که در پیشگیر و مداخله  در خشونت به آن نیاز است.  افزایش آگاهی نخستین گام در این کوشش اجتماعی برای تغییر است . مردم و مسوولان و پلیس و وکلا و قضات و قانون گذاران هر چه بیشتر درباره خشونت خانگی بدانند بیشتر در کنترل آن موثر خواهند بود . پس از ارتقای آگاهی، گام بعد کمک به خانواده‌هایی است که نیاز‌مند یاری‌اند. نهاد های سنتی حمایتی و سازمانهای غیر دولتی و ارگانهای حمایتی ومراکز بهداشتی و مشاوره دولتی در این راه میتوانند مفیدواقع شوند. هدایت و سازمان دهی این خدمات دارای اهمیت هستند و ما به عنوان یک حلقه کوچک در این یاری رسانی به کوشش پرداخته ایم . کنترل و توقف خشونت خانگی در گرو بسیج اجتماعی و یاری تک تک ماست

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

برای رفع دلتنگی هایت وقت بگذار

من  دلتنگی هایم را پس انداز نمی کنم. کوله باری از یاد و حرف های خوب و انرژی های یک آدم را با خودم حمل نمی نکنم. برای همین از خطاهای آدم ها زودتر می گذرم. اگر از آدمی برنجم همه تلاش ام را می کنم زود فراموش اش کنم تا مبادا دوستی ام از دست برود.

کاش مادر بودم

روزهایی در زندگی ام هست که دل ام می خواست مادر بودم. مثل امروز. از خواب که بیدار شدم دل ام می خواست بچه ای داشته باشم که مامان صدایم کند و هربار که می گوید مامان دل ام برای صدایش غنج رود. روزهایی در زندگی ام هست که حال ام دگرگون است. مثل امروز.
عاشقانه های باران مرگ هیچ وقت عادی نمی شود مردان بخوانند! چه بگوییم، چه نگوییم ...آنچنانکه تو هستی صد سال تنهایی من

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد

می‌خواهید لباسشویی بخرید؟ فقط به خاطر این که ماشین لباسشویی شما از مد افتاده است و یا عوامل دیگری همچون مصرف آب و برق شما را برای تعویض آن تشویق کرده است؟

مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه

برای همه ما پیش آمده است که در ابتدای ماه با توجه به میزان درآمد خانواده برنامه ریزی کرده و دخل و خرج خود را حساب و کتاب می کنیم. اما این که چرا نیمه ماه که می رسد همه پولمان تمام می شود، ماجرایی است که باید فکری به حالش بکنیم.
در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟ دردسرهای خرید گوشت قرمز با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید وزیر اقتصاد منزل تان باشید لامپ کم مصرف حامی محیط زیست

مطالب تصادفی

گزارش روز

مصرف مشروبات الکلی در ایران کاهش نیافته اشت

علیرضا گلستانی، معاون ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز گفته که میزان مصرف مشروبات الکلی در ایران «کاهش چشمگیری نداشته است.»   گلستانی، امروز دوشنبه دوم آذر به خبرگزاری تسنیم گفته که اغلب مشروبات الکلی که در ایران مصرف می‌شود، از مرزهای غربی وارد می‌شود و بخش اندکی نیز از مرزهای جنوبی وارد می‌گردد. او همچنین از وجود کارخانجاتی در نزدیکی مرزهای ایران خبر داده که به‌تازگی راه‌اندازی شده‌اند و مشروبات الکلی تولید می‌کنند و با فاصله ۱۰ روز از زمان تولید، در برخی از شهرهای ایران توزیع می‌شود. به‌گفته گلستانی «بر اساس آمارهای جهانی، ایران پایین‌ترین مصرف مشروبات الکلی در میان تمامی کشورهای اسلامی دارد و به نسبت جمعیت، تنها دو درصد را شامل می‌شود.» سازمان بهداشت جهانی سال گذشته گزارشی کامل درباره مصرف الکل در دنیا منتشر کرد. این گزارش نشان می‌دهد ایران در بین ۱۹۰ کشور رتبه ۱۶۶ مصرف سرانه الکل را دارد. بر پایه این گزارش، ایران همچنین کشور نوزدهم دنیا از نظر میزان مصرف بالای الکل به‌ازای هر مصرف‌کننده است. علیرضا جمشیدی، معاون وزیر دادگستری نیز آبان‌ماه گذشته از «قاچاق یک میلیارد دلاری مشروبات الکلی» به ایران در سال ۱۳۹۳ خبر داده بود. با وجود ممنوعیت مصرف و خرید و فروش الکل در ایران، برخی گزارش‌های غیررسمی از حضور بیش از ۲۰۰ هزار فعال در بازار مشروبات الکلی در ایران خبر می‌دهند. در حالی‌که در کشورهای اروپایی فروش و استفاده از مشروبات الکلی برای جوانان زیر ۱۸سال ممنوع است و برای افراد خاطی مجازات‌های سنگین در نظر گرفته شده، در ایران ۱۷ تا ۳۵ ساله‌ها اصلی‌ترین مصرف‌کنندگان الکل هستند.

سقط جنین، آماری كه ثبت نمی شود

آمار در ایران بیشتر از آن كه جنبه تحقیقاتی داشته باشد جنبه امنیتی دارد. فرقی هم نمی كند آمار قتل و جنایت باشد یا نفوس و مسكن. برای همین هم آمار دقیقی از سقط جنین در ایران نداریم. البته این یك جنبه مساله است، طرف دیگر برای این است كه سقط جنین در كشورمان قانونی نیست و این امر زیرزمینی انجام می شود برای همین در هیچ كجا ثبت نمی شود.
نخستین مرکز معالجه زنان ختنه شده زندگی زنان تحت حکومت داعش تاکسی‌های اینترنتی چگونه در دنیا فراگیر شدند؟ زنان در جنبش بحرين تجاوز،كابوسی كه تمام نمی شود

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

بشر از نظر جنسی تنوع طلب است اما ترجیح می دهد متعهد باشد

از کریستفر رایان و همسرش قبلا گزارشی ترجمه کردیم. کتاب آنها همچنان از پرفروش ترین ها است و در بسیاری از شهرهای امریکای شمالی و اروپا سفر انتشاراتی برای معرفی کتاب شان دارند. ما گوشه هایی از سخنرانی محقق امریکایی را ترجمه کردیم. کریستوفر رایان با شوخ طبعی تمام سخنرانی اش را با این ادعا آغاز می کند که: « از نظر رفتار جنسی، ما شاخه جدا شده ایی از نسل میمونها نیستیم. ما در حقیقت، خودمان نوع خاصی از میمونها هستیم» اما اینکه چه نوع خاصی از میمونها هستیم و بعدا چه بر سر رفتار ما آمده است پرسشی است که باید بیشتر در باره اش تحقیق کنیم. ما می دانیم که انسانها از 200 هزار سال پیش فیزیک کنونی را کسب کرده اند و در ضمن می دانیم که فقط از حدود 10 هزار سال پیش بود که بخشی از بشر در یک نقطه ماندگار شد و از طریق استفاده از کشاورزی به تولید بیشتری دست یافت. اما بشر اولیه قبل از اختراع کشاورزی وقتی که در قبیله کوچ نشین و در یک سیستم « مشارکت اجباری» زندگی می کرد رفتار جنسی زنان و مردان محدود به یک زوج و زندگی زناشویی طولانی مدت دو نفر نبود. در حقیقت، خبری از کنترل و تصاحب همدیگر نبود. زوج محقق کریستوفر رایان و سیسیلدا جتا، هدف اصلی شان این است که افراد از خودشان بپرسند چرا یک حق بی چون و چرا برای خود قائل هستند که رفتار جنسی دیگران را بخواهند مطابق ارزش های خودشان، کنترل کنند؟ دکتر رایان می گوید قصد ما ترویج و تشویق رابطه آزاد جنسی نیست: « من و همسرم با وجود همه این ادعاهایی که برای ریشه جنسی تنوع طلبانه بشر قائل هستیم خودمان تصمیم اگاهانه گرفتیم که به هم تعهد جنسی داشته باشیم و با ازدواج، یک کلوپ دو نفره جنسی برای همدیگر بسازیم. شاید هزاران سال پیش، تنوع رابطه جنسی به درد موقعیت ما می خورد ولی شرایط و وضعیت بقا برای بشر،عوض شده است. همه تلاش ما این است  که بدانیم ریشه سکس و تعهد جنسی چیست تا بر اساس آن بهترین تصمیم را بر اساس موقعیت شخصی مان بگیریم؟ به عبارت دیگر سعی کنیم بین احساسی که انسان معاصر در رابطه با رابطه زناشویی و شریک جنسی دارد و احساسی که به ما توصیه شده داشته باشیم فرق بگذاریم.  

سکس برای یک دهم زنان بسیار دردناک است

بر اساس یک مطالعه گسترده حدوداً از بین هر ۱۰ زن در بریتانیا، یک نفر سکس را تجربه‌ای دردناک می‌داند. نتایج یک بررسی بر روی هفت هزار زن ۱۶ تا ۷۴ ساله در ژورنال بریتانیایی رنان و زایمان حاکی از آن است که این مشکل پزشکی با نام دیسپارونیا (Dyspareunia) در بین همه رده‌های سنی زنان شایع است. طبق این مطالعه، بیشترین احتمال دچار شدن به این مشکل، متعلق به زنانی است که در پایان دهه ۵۰ و ابتدای دهه ۶۰ عمر خود هستند. پس از آنان، زنان بین ۱۶ تا ۲۴ سال بیشترین احتمال را به خود اختصاص می‌دهند. پزشکان می‌گویند که اگر زنان به دنبال مشاوره بروند، راه‌هایی برای مقابله با این مشکل وجود دارد. اما نتایج این بررسی نشان می‌دهند که بسیاری این موضوع را تابو محسوب می‌کنند و از بیان آن شرم دارند. سکس دردناک به شدت با دیگر مشکلات جنسی مرتبط بود؛ از جمله خشکی واژن، احساس اضطراب هنگام سکس و فقدان لذت بردن از سکس. بعضی از زنان عنوان کردند که مانع از دخول می‌شدند زیرا از دردش وحشت دا‌شتنند. کارن 62 ساله است و مشکلش از40 سالگی شروع شده است. احساس کردم میل جنسی‌ در من به طور قابل توجهی پایین آمده. زمان برانگیختگی‌ام طولانی‌تر شده، و با وجودی که شوهرم ماجرا را درک می‌کرد، با نزدیک شدن او به خودم دچار وحشت می‌شدم... حدسم این بود که مثل هر ماهیچه دیگر، هرقدر کمتر آن را به کار بگیرید بدتر می‌شود کارن استفاده از ژل لوبریکانت را امتحان کرد، ولی هنوز با مشکل مواجه بود. او در آن شرایط دچار معضل دیگری به نام واژینیسم نیز شد؛ عارضه‌ای که هنگام دخول، به شکل انقباض‌های غیر ارادی در ماهیچه‌های اطراف واژن نمود پیدا می‌کند. قضیه تنها محدود به رختخواب نبود. وقتی لازم شد تست دهانه رحم بدهم هم این مشکل را داشتم. می‌خواستم از روی تخت پرستار فرار کنم چون خیلی درد داشت. کارن با دکترش در این باره صحبت کرد که او نیز به وی کرم‌های استروژن و شیاف‌های واژینال برای خشکی واژن و همچنین پمادهای شل‌کننده عضلانی برای مقابله با انقباض غیر ارادی تجویز کرد. او می‌گوید: زنان باید بدانند که در ارتباط با اینگونه مشکلات می‌توانند کمک بگیرند. نباید مجبور شوند رابطه جنسی را از دهه ۵۰ عمر خود به بعد، کسر کنند. از بین کسانی که گفتند سکس دردناک دارند (۷.۵ درصد جمعیت مورد پرسش)، یک چهارمشان در طول شش ماه گذشته با این مشکل به طور مدام و در هر بار تلاش برای برقراری سکس مواجه بودند. یک سوم از این زنان گفتند که از زندگی جنسی‌شان رضایت ندارند. این نسبت برای زنانی که سکس دردناک نداشتند، یک دهم است. دکتر کریستین میچل، پژوهشگر ارشد تحقیق می‌گوید که دلایل زیادی می‌توانند فرد را دچار دیسپارونیا کند. به گفته او، در زنان جوان‌تر ممکن است یکی از دلایل بروز این عارضه، این باشد که آنان در حال شروع زندگی جنسی‌شان هستند و می‌خواهند با خواسته‌های شریکشان کنار بیایند؛ در حالی که آن خواسته‌ها لزوماً خود این زنان را دچار برانگیختگی نمی‌کند یا اینکه ممکن است به دلیل تازه‌کار بودن، عصبی باشند و با شریکشان ۱۰۰درصد احساس راحتی نکنند. سکس دردناک، می‌تواند به دلیل ناراحتی‌های جسمی دیگر، از جمله امراض مقاربتی نیز پدید آید که باید مورد تشخیص و مداوا قرار گیرد. زنانی که در آستانه سن یائسگی هستند، ممکن است به سبب خشکی واژینال سکس دردناک را تجربه کنند.
چرا مردان میخواهند شاهد به ارگاسم رسیدن زنان باشند؟ مردانی که از تصمیم گیری می ترسند 5 نشانه که دوستتان شما را برای رابطه جنسی میخواهد نه برای ازدواج تست مهارت ارتباطی بابای بچه ها

زنان حادثه

زن ۶۵ ساله برلینی چهارقلو حامله است

یک معلم ۶۵ ساله برلینی که صاحب ۱۳ فرزند است دوباره حامله شده. جنین او این بار چهارقلوست. وی ۷ نوه نیز دارد. آنه‌گرت معلم زبان‌های روسی و انگلیسی در دبستان است. روزنامه "بیلد ام زونتاگ" چاپ آلمان روز یک‌شنبه ۱۲ آوریل (۲۳ فروردین) خبر از حامله شدن یک زن ۶۵ ساله داد که در حال حاضر مادر ۱۳ فرزند و مادربزرگ ۷ نوه است. آنه‌گرت ر. که معلم زبان‌های روسی و انگلیسی در دبستانی در برلین است بارها از طریق لقاح مصنوعی و اهدای اسپرم در خارج از آلمان حامله شده است. حاملگی چهاردهم او تا کنون بدون مشکل بوده و او در حال حاضر در هفته بیست و یکم بارداری‌اش قرار دارد. بزرگترین فرزند او اکنون ۴۴ سال و آخرین فرزندش ۹ سال دارند. او در رشته تعلیم و تربیت تحصیل کرده و در صورتی که حاملگی کنونی‌اش بدون مشکل پیش رود، مسن‌ترین مادری در دنیاست که چهارقلو به دنیا می‌آورد. آنه‌گرت با حضور در یک برنامه تلویزیونی آلمان گفته است اهمیتی به قضاوت دیگران نمی‌دهد و تنها آن کاری را می‌کند که به نظر خودش درست است. او گفته وقتی پزشک خبر داده که جنین او چهارقلو است شوکه شده اما تصمیم دارد آنها را نگه دارد. آخرین حاملگی این معلم برلینی پیش از این در سال ۲۰۰۵ و به صورت طبیعی بوده ولی این بار از طریق لقاح مصنوعی باردار شده است.  

یاسمن مقبلی در میان ۱۲ فضانورد آینده «ناسا»

سرگرد یاسمن مقبلی، خلبان ایرانی‌آمرکایی نیروی دریای ارتش ایالات متحده، به عنوان یکی از نفرات برگزیده برای شرکت در دوره دو ساله آموزشناسا معرفی شده است. به گزارش شبکه خبری فاکس، خانم مقبلی به همراه چهار زن و هفت مرد دیگر از میان ۱۸ هزار فرد داوطلب برای شرکت در این دوره، برگزیده شده است. یاسمن مقبلی که اهل شهر بالدوین در ایالت نیویورک است، مدرک مهندسی خود را از دانشگاه‌های ام آی تی و دانشکده عالی نیروی دریایی ارتش آمریکا دریافت کرده است. خانم مقبلی که در حال حاضر دانشجوی مدرسه خلبانی است، در دوران خدمت در ارتش در بیش از ۱۵۰ ماموریت جنگی شرکت کرده است. به گزارش ای بی سی، این دوازده زن و مرد از افرادی در رشته‌ها و سن‌های مختلف انتخاب شده‌اند. این افراد که برخی از آنها پزشک، استاد دانشگاه، زیست شناس، خلبان ومهندس هستند از ۲۹ تا ۴۲ سال سن دارند. رابرت لایتفوت، یکی از مسولین ناسا می‌‌گوید که وقتی به توانایی‌ها و سابقه درخشان این افراد نگاه می‌کند، «شایستگی‌های خودش را زیر سوال می‌برد!» این دوره آموزشی فضانوردان را برای انجام فعالیت‌هایی مانند رفتن به ایستگاه بین‌المللی فضایی در مدار زمین، پرواز با سفینه‌های فضایی، یا فعالیت‌های تازه ناسا در فضا آماده می‌کند. در جشنی که به مناسبت انتخاب این افراد ترتیب داده شده بود، مایک پنس، معاون اول ریاست جمهوری آمریکا، گفت که آمریکا در عصر دونالد ترامپ دوباره رهبری خود در فضا را به دست خواهد گرفت.
برگزیده‌ای از مجموعه عکس ''من یک زن هستم'' فرشتگان نجات زاها حدید، طراح هتل پاسارگاد تهران درگذشت اندوه بی پایان گریس کلی بانوی اول آرژانتین در بیمارستان

حقوق زنان

آیا لباس زنان ربطی به شخصیت شان دارد؟

این ماجرای قضاوت زنان از طریق نوع لباسی که می پوشند نه فقط در کشورها و مذاهبی که پوشش کامل را برای زنان واجب می دانند عمومیت دارد بلکه در فرهنگ معاصر همه نقاط جهان، هنوز یکی از شایع ترین نحوه قضاوتِ شخصیت زنان می باشد. به همین خاطر یک موسسهِ حقوق بشری سوئیسیTerre Des Femme که فعالیت هایش بیشتر از همه بر تهیه حقوق برابر برای زنان تمرکز یافته است در یک حرکت جدید و کمابیش آموزشی با این اعتقاد سنتی شده روبرو شده است. شکی نیست که انتخاب لباس می تواند نشانه ای از ماجراجو بودن، رسمی و جدی یا خجالتی بودن یا سایر خصوصیات فردی را آشکار سازد. اما در ضمن همه ما در زندگی روزمره بویژه در دنیای معاصر این شانس را داشته ایم که به شکل های مختلف از طریق لباس و سلیقه کمابیش متنوعی که به کار می بریم اعلام وجود کنیم.  برای همین حکم کلی صادر کردن در باره هویت و شخصیت زنان و حتی مردان بر اساس لباس، می تواند منطقی و واقعی نباشد.   با این وجود بر حسب عادت یا تربیت اجتماعی این شیوه قضاوت ریشه جان سختی را در ناخودآگاه ما کاشته است که اجازه می دهد بخشی از ما، این پیشفرض را بپذیریم که زنان را می توان از روی نحوه لباس پوشیدن قضاوت کرد. طراح اصلی این تصاویر، هنرمند آلمانی Theresa Wlokka به کمک دانشجویان مدرسه تبلیغات و مد هامبورگ این عکسها را تدارک دیده است. تصاویری که به شکل گویا توانست بی پایه و اساس بودن قضاوت های نظیر پوشیده، سنتی، بازیگوش، زرق و برقی، جلف، فاحشه و رایج ترین آنها « معلومه تنش می خواره» را نشان دهد. به نظر ما شیوه هوشمندانه موسسه سوئیسی در بازنگری قضاوتِ مردان معاصر موفق خواهد بود چون اکثر مردان این نسل، فرصت آشنایی و تماس با زنانی که پا به پای آنها در محیط درس و کار حضور دارند را بیش از نسل های قدیمی تر دارند. برای مرد امروز، قضاوت زنان فقط بر اساس نحوه لباس پوشیدن شان کمی ثقیل است و نمی خواهند به راحتی گذشته، نسبت به  هویتِ زنان حکم صادر کنند.

آزار زنان و بازتولید هویت مردانگی

 خشونت نسبت به زنان سابقه ای طولانی و شکل های گوناگون دارد. شکل خاصی از خشونت را می توان در خشونت های جنسی مشاهده کرد. خشونت جنسی و تجاوز، تأثیرات مخربی بر روی زندگی، جسم، و روان زنان می گذارد اما باید به نکته دیگری نیز توجه داشت و آن این که در جوامع مردسالار که معمولاً زنان نه فقط جنس دوم بلکه مایملک مردان در نظر گرفته می شوند از طریق خشونت جنسی و تجاوز به زنان، مردان خشونت پیشه غلبه خود را بر مردان دیگری که زنان قربانی، زیر سلطه و نظارت آنان قرار دارند نمایش می دهند. به عبارت دیگر زنان به عنوان نشانه و ابزاری برای زورآزمایی مردان با یکدیگر (برای اثبات قدرت شان) در نظر گرفته می شوند. تجاوز جنسی به زنان، در واقع زنی را که تا لحظۀ تجاوز، زیر نظارت مرد دیگری بوده زیر سلطه فرد متجاوز در می آورد و نه تنها امکان نظارت بر زن را از آن مرد مغلوب می ستاند بلکه مردانگی او را نیز از بین می برد، و مرد غالب از این طریق به بازتولید هویت مردانه خود و نظم جدیدی از مردسالاری می رسد. مقاله زیر در رابطه با تجاوزهای جنسی فراوانی که در خلال جنگ و مناقشات کنونی منطقه ما نسبت به زنان صورت می گیرد تنظیم شده است اما روشن است که این نگاه را می توان به هر نوع تخریب و نابودی جسم و جان زنان مانند وقایع اسید پاشی و هم چنین قتل های ناموسی نیز تعمیم داد. مناقشاتی که در دهه های اخیر به علت درگیریهای قومی، مذهبی و نژادی در میان گروه های مختلف رخ می دهد دارای ویژگی های خاص خود هستند. هر چند که همیشه در جنگ ها خشونت و غارت و کشتن افراد غیر نظامی وجود داشته اما ابعاد خشونت در مناقشات و جنگ های کنونی در منطقه، بسیار گسترده تر شده است. گذشته از خشونت نسبت به افراد عادی، ویژگی دیگر این جنگ ها، خشونت و تجاوزهای مکرر جنسی به زنان است. هر چند که پس از جنگ دوم جهانی در سال ۱۹۴۹ و بعد در سال ۱۹۷۷ در کنوانسیون ژنو توجه به حقوق و موقعیت افراد غیر نظامی به ویژه وضعیت زنان و کودکان، در اسناد مختلف مطرح شد (کنوانسیون ژنو ۱۹۴۹ و پروتکل های الحاقی ۱۹۷۷) اما نگاه جامعه جهانی به این پدیده هولناک که از سال های پیش، آغاز شده بود تنها بعد از جنگ داخلی بوسنی به این امر تمرکز یافت. تا آن زمان زنان بسیاری در جنگ های متعدد برمه ، کنگو، رواندا و بوسنی – و در حال حاضر در سوریه و عراق – از طرف گروه های متخاصم مورد تجاوز، بردگی و آزار جنسی قرار گرفته، به بردگی گرفتار شده، و به فروش رسیده اند. یکی از دلایلی که معمولاً برای توجیه عمل تجاوز جنسی مطرح می شود توجیه بر اساس میل جنسی مردان است و گفته می شود که سربازان پس از پیروزی بر دشمنان و فتح سرزمین آنها، برای رفع نیازهای جنسی خود دست به این عمل می زنند. این توجیه بیشتر در حد گفتار برای افراد عادی قابل طرح است و از لحاظ بررسی های علمی هرگز مورد تأیید نیست. زیرا تجاوزهای جنسی بدون توجه به امکان برطرف کردن میل جنسی افراد صورت می گیرد و ارتباطی با در دسترس بودن یا در دسترس نبودن امکاناتی برای رفع نیازهای جنسی سربازان ندارد، بلکه بعضی از مردان در “خلاء فرهنگی” به وجود آمده در فضای جنگی، به این عمل شنیع دست می زنند. شواهد متعددی وجود دارد که مشخص می کند تجاوز نه عملی جنسی بلکه عملی تهاجمی است. آن چه متجاوز را راضی می کند نه صرف عمل بلکه تحقیر و خفیف کردن قربانی و دریافت احساس سلطه و قدرت بر زن است. با توجه به هدفمند بودن این رفتار که در مناقشات امروزی دیده می شود، خشونت جنسی را به عنوان سیاستگزاری جنگ و به عنوان یکی از ابزارهای جنگ – ساده ترین و ارزان ترین ابزار جنگ – با بیشترین منافع در نظر می گیرند. خشونت جنسی در سیاستگزاری جنگ در مجاورت سایر ابزار های جنگی در نظر گرفته می شود و یک استراتژی مؤثر برای پیشبرد اهداف جنگی است. خشونت جنسی زنان ساده ترین ابزار جنگی است زیرا به طور مستقیم در برگیرنده علایق مجرمان به انجام و تکرار آن است. ارزان ترین ابزار است زیرا برای گروه مهاجم هزینه ای در بر ندارد. وانگهی، بیشترین منافع را برای مهاجم به وجود می آورد زیرا آگاهی از وجود تجاوزات جنسی حتا قبل از این که سرزمینی فتح گردد باعث فرار افراد و رها کردن خانه و سرزمین خود می شود بنابراین فتح سرزمین و راندن افراد، ساده تر صورت می گیرد. توجه به شرایط حاکم بر جنگ که باعث انجام رفتارهای غیر عقلانی می شود نیز مهم است. افراد در شرایط جنگی از لحاظ احساسی سردرگم ، ناامید ، عصبانی و ترس خورده هستند و به دلیل شرایطی که در آن به سر می برند دست به رفتارهای غیر عقلانی می زنند طبعاً یکی از این رفتارهای خشن و غیرعقلانی، تجاوز به زنان است. در این حالت، تجاوز بخشی از سیاستگزاری جنگ نیست بلکه رفتاری است که از سربازان سر می زند. اما از بروز چنین اعمالی نه تنها جلوگیری نمی شود بلکه قصد جلوگیری را هم ندارند. گمان بر این است که چنین رفتاری برای سربازان و در زمان جنگ طبیعی است و باعث ایجاد همبستگی و کسب رضایت خاطر میان افراد می گردد. توجه به جهان بینی، باورهای جمعی و ساختار اجتماعی گروه های در مناقشه با یکدیگر، نکته دیگری را توضیح می دهد زیرا در ساختار اجتماعی برخی از گروه ها چنین رفتاری نه تنها مجاز بلکه مورد درخواست نیز می باشد از این روست که رفتار افراد را نمی توان تنها با توجه به دلایل فردی توجیه کرد بلکه باید عنوان رفتاری مورد انتظار در چهارچوب باورهای فرهنگی گروه نیز در نظر گرفت. اگر ساختار و فرهنگ زن ستیزی در گروه های مختلف در حال مناقشه با یکدیگر را در نظر داشته باشیم، مشخص می شود که این گروه ها دارای تفاوت هایی در مورد زبان، نژاد، مذهب و به صورت کلی تفاوت در جهان بینی شان با یکدیگرند اما اکثر آنان دارای ساختاری مردسالارانه و زن ستیز، البته با تفاوت هایی در درجه زن ستیزی با یکدیگر هستند. در این جوامع “مردانگی” اصلی بسیار مهم است، اما باید توجه داشت که “مردانگی” وابسته به نظارت بر کلیه وجوه زندگی زنان و قراردادن آنان در چهارچوب تفکرات مردانه. در فرهنگ های مختلف و ایدئولوژی های مختلف زن دارای ویژگی خاصی می باشد و تنها در صورتی که ان گونه رفتار کند، حرکت کند، فعالیت کند و پوششی مناسب با ایدئولوژی حاکم داشته باشد مردانگی مردان به اثبات می رسد. در نتیجه نمی توان خشونت های جنگی را به صورت فقط سیاستگزاری جنگی یا رفتار فردی در نظر گرفت بلکه باید به تاثیر ساختار فرهنگی توجه داشت، رفتارهای خشن با توجه به فرهنگ گروه را باید به صورت رفتارهایی مطابق با آداب فرهنگی و اجتماعی گروه در نظر گرفت و فرد در چارچوب رفتاری مورد قبول گروه زن ستیز خود رفتار می کند. هدف از درگیری های کنونی تنها فتح سرزمین نیست بلکه بر اساس ایدئولوژی خاصی باید موجودیت، و نسل گروه مخالف را از بین برد بنابراین نه تنها باید سرزمین را فتح کرد، نه تنها باید مردان را از میان برد و بدین وسیله قدرت خود را اثبات کرد بلکه از آن جا که مردانگی اصلی بسیار مهم و تعیین کننده است باید “مردانگی” مردان گروه مخالف را نیز از بین برد و آنان را به عنوان افرادی که قادر به حفظ سرزمین و حمایت از افراد خود به خصوص حفاظت از زنان نیستند مورد تحقیر قرار داد. بدین ترتیب مشاهده می شود که در زمان غلبه گروهی بر گروه دیگر در مجاورت تغییراتی که در ساختار اجتماعی، حقوقی و سیاسی به وجود می آید، قواعد و مقررات مربوط به زنان هم تغییر می کند. گروه مهاجم در مورد زنان نیز نظارت های خاص خود ر ا اعمال کرده و سلطه خود را بر زنان نمایش می دهد. گروه طالبان زنانی را که در قبل نیز در یک جامعه مردسالار زندگی می کردند، در خانه ها محبوس کردند و از هر نوع حضور اجتماعی آنان جلوگیری به عمل آوردند، برای طالبان نامریی بودن زنان جهت اثبات مردانگی کفایت می کرد. گروه بوکو حرام نیز با ربودن دختران دانش آموز و ازدواج اجباری و به بردگی کشاندن آنان و دور ساختن شان از آموزش سعی در تقویت الگوی مردانگی مد نظر خود را دارند. در مورد «داعش» این مساله البته به شکلی بسیار فجیع تر و به صورت تجاوز جنسی، خرید و فروش زنان، و کشتن آنان مطرح است. خشونت جنسی در وهله اول به عنوان ارزان ترین سلاح جنگی افراد را حتا قبل از جنگ و تسلیم شدن، وادار به گریز از محل زندگی خود می کند و در بسیاری از موارد هرگز بازگشتی هم صورت نمی گیرد. پس فتح سرزمین به ساده ترین روش صورت گرفته است. از طرف دیگر تجاوزات جنسی که در بسیاری از موارد در برابر چشم دیگران، اعضای خانواده و یا همسایگان صورت می گیرد نه فقط باعث تحقیر و خُردشدن زن می شود بلکه به طرد او از محل زندگی و نزدیکان، و فروپاشی شرایط زندگی او و اطرافیانش می انجامد. در عین حال عملی است که به افراد فاتح رضایت خاطر می بخشد. این رضایت خاطر، نه تنها به دلیل انجام موفقیت آمیز عمل، بلکه به علت ایجاد حس مردانگی بالا، تعلق به گروه فاتح، و قدرتمندبودن هم است. از طریق تجاوز جنسی نه فقط سلطه بر سرزمین کسب می شود بلکه سلطه بر بدن ها نیز به دست می آید و این تنها به معنای سلطه بر بدن زن و نابود کردن جسمی و روانی او نیست بلکه از طریق خشونت جنسی بر زنان، سلطه کامل بر مردان مغلوب نیز به دست می آید. این مردان نه تنها سرزمین خود، اموال و مایملک خود را از دست داده اند بلکه مهم ترین ویژگی هویت مردانه شان یعنی نظارت بر زنان خود را نیز از دست داده اند و بدین ترتیب است که سلطه بر مردان مغلوب کامل می شود. از دید جوامع مردسالار، مردان تعیین کننده و به وجود آورنده جامعه هستند. از این منظر، هویت مردان، هویت جامعه را می سازد پس برای نابودی کامل یک جامعه باید هویت مردان یا مردانگی آنان را ازشان سلب کرد. بدین ترتیب در کنار کارکردهای متعددی که خشونت در جنگ به ویژه خشونت جنسی دارد، کارکرد بسیار مهم دیگری نیز باید برای آن در نظر گرفت که از طریق سلطه بر بدن زن، سلطه بر مردان نیز تأمین می شود. مردی که نتواند از بدن زنان مرتبط با خود محافظت کند یک ویژگی اساسی مردانگی یعنی نظارت بر بدن را از دست داده و «دیگری» این نظارت را از طریق تعرض به بدن زن، به چنگ آورده است. سخن پایانی نگاه فرودستانه به زنان و حاکمیت زن ستیزی در جوامع مردسالار، خواه ناخواه زنان را در موجودیت خود به عنوان یک فرد در نظر نمی گیرد بلکه زنان نشانه ای از روابط میان مردان هستند. در جوامع زن ستیز تحقیر یک زن و سلطه بر بدن اش گذشته از مشکلات فراوان برای او، جهت تحقیر مردان صورت می گیرد. با این عمل اولاً متجاوز برتری خود را به دیگران نشان می دهد و از طرف دیگر خشونت نسبت به زنان نمایشگر ناتوانی مرد مغلوب جهت محافظت از زن، و همین طور بیانگر ناتوانی جنسی او تلقی می شود. در چنین وضعیتی، این طور قلمداد می شود که مرد مغلوب هویت مردانه خود را از دست داده است. هر چند که مردان مغلوب آن جامعه، از مردانگی به دور افتاده اند ولی این به معنای رها شدن زنان از نظارت و کنترل نیست زیرا رفتار مردان پیروز، سبب بازتولید نوعی دیگر از نظارت بر زندگی و بدن زن و “بازتولید نظامی” دیگر از مردسالاری می شود، در این حالت تجاوز جنسی مولد هویت مردانه است. خشونت جنسی نه تنها ابزار جنگ بلکه ابزار قدرت نیز می باشد. قدرتی که پایه های آن در فرهنگ نهادینه شده گروه متجاوز، نهفته است. آنانی که دست به تجاوز جنسی می زنند در واقع قدرت خود را بر بدن و هویت زن، و از این طریق بر مردان و سرزمینی که زن به آن تعلق دارد نشان می دهند. سلطه بر بدن زنان اصلی مهم برای اثبات مردانگی است. شکل حاد آن به صورت تجاوز و بردگی جنسی در جنگ ها مشاهده می شود اما باید به اشکال خفیف تر آن نیز توجه داشت.  
تم امسال برای روز جهانی زنان وقتی کلمات جنسیتی می‌شوند: نواربهداشتی در مشمّای سیاه پلی‌بوی دیگر عکس برهنه زنان را منتشر نمی‌کند پیشنهاد طعنه‌آمیز قانونگذار تگزاسی برای ممنوع کردن خودارضایی مردان بیش از صد میلیون زن ختنه شده در جهان