1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

نشریه پلی‌بوی اعلام کرد انتشار تصاویر برهنه را که سال گذشته متوقف کرده بود دوباره از سر می‌گیرد.

کوپر هفنر مدیر عامل جدید پلی بوی تصمیم سال گذشته را کاملا اشتباه خواند و خبر داد تصاویر برهنه دوباره به این نشریه باز می‌گردند. آقای هفنر این خبر را در توییتر اعلام کرد: امروز ما به هویت خود برمی گردیم و همانی می‌شویم که بودیم.

این نشریه آمریکایی دیروز در توییتر عکس مانکنی را که روی جلد شماره آینده ظاهر خواهد شد با هشتگ برهنه ‌طبیعی ‌است منتشر کرد.

واکنش‌ها در شبکه‌های اجتماعی به این خبر متفاوت بوده است، برخی از آن استقبال کرده و آن را تصمیم خوبی خوانده‌اند و بعضی دیگر علت این تصمیم را افت فروش مجله دانسته‌اند.

کوپر هفنر، پسر ۲۵ ساله هیو هفنر بنیانگذار پلی‌بوی دیروز نوشت: \"من اولین نفری هستم که می پذیرم نحوه‌ای که مجله ما برهنگی را تصویر کرده دیگر دورانش به سر آمده است... مسئله به هیچ وجه برهنگی نبود چون برهنگی اصلا نمی‌تواند مسئله باشد.

سمیر حسنی استاد روزنامه‌نگاری دانشگاه می‌سی‌سی‌پی می‌گوید تصمیم پلی بوی برای حذف برهنگی از نشریه‌اش، بیش از آنکه مخاطب جذب کند باعث از دست رفتن مخاطبان شده است: پلی بوی و پرهیز از برهنگی به نوعی نقض غرض است.به عقیده آقای حسنی این نشریه هنوز باید راهی پیدا کند تا برای مخاطبان جوان جذاب باشد، به خصوص در عصر دیجیتال که برهنگی در همه جا یافت می‌شود.

پلی‌بوی در شماره آینده برخی از تم‌های قدیم خود را دوباره احیا خواهد کرد.

علاوه بر این مطلبی به قلم اسکارلت بیرن درباره جنبش نوک پستان را آزاد کنید منتشر خواهد کرد. این جنبش تلاشی است برای تغییر قوانین مربوط به شیردهی زنان در محیط‌های عمومی و همچنین برهنگی بالاتنه زنان در اماکن عمومی. این جنبش در آمریکا آغاز شده تا به نوشته خانم بیرن \\\\\\\"اهمیت مالکیت زنان بر جنس و جنسیت خود و استاندارد دوگانه‌ای را که هنوز در مورد زنان و مردان وجود دار آشکار کند.

با این حال پلی‌بوی تصمیم گرفته توضیح سرگرمی برای مردان را از روی جلد خود حذف کند.

به نوشته کوپر هفنر پلی‌بوی همیشه یک نام تجاری برای مردان باقی خواهد ماند\"اما از آنجا که نقش‌های جنسیتی در جامعه تحول پیدا می‌کند ما نیز متحول می‌شویم.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

برای زندگی بجنگ

امروز صبح وقتی که کیسه زباله را به داخل  شوتیگ هول می دادم  کنار دریچه، گلدانی گذاشته بودند که هنوز حیات در آن جاری بود. چند ساقه سبز و باریک که در انتهای هر کدام از آنها چند برگ رنگ پریده زندگی می‌کردند.

وقتی مردی شما را واقعا بخواهد!!!!

وقتی مردی شما رو بخواد، هیچ چیز نمی تونه جلوش رو بگیره!! پس بدانید اگر واسه ازدواج بهانه مشكلات رو میاره، یا شما رو نمی خواد یا هنوز تردید داره كه شما كیس ازدواجشید یا دیگری! وقتی مردی شما رو نخواد، هیچ چیز نمی توونه نظرش رو برگردونه و نگهش داره!!! پس اگه واسه نگه داشتنش مجبورید خیلی وقتا از خیلی چیزا بگذرید یا متوسل به دعا و حاجت شید، بدونید كه رفتنیه!! وقتتون رو تلف نكنید! اون حتی بعد از ازدواج با شما نیز، مال شما نیست! دست از بهانه گیری به جهت رفتار یه مرد بردارید! اونا اصلاً به حرفای شما گوش نمی دن!! این باعث می شه به مرور شما رو یه زن نق نقو یا غرغرو بدونند و وقتی دارید انتقاد می كنید به همه چیز فكر كنند جز حرفای شما! اصولاً اگه از رفتارشون شكایت دارید بهتره بزارید واسه یه فرصت دیگه! زمانی كه به عشق شما معترفه و نمی تونه به شما توجه نكنه! یادتون باشه رفتار آرامتر، همیشه بهتره هیچوقت خودتون رو برای حفظ رابطه ای كه خودتون تشخیص می دید ارزشش رو نداره، تغییر ندید. چون مدتها بعد، زمانی كه تغییر كردید و دلتون واسه خودتون تنگ شد، می فهمید شخصی كه روبروی شما ارزشش رو نداشته و اون زمان دیگه فرصتی واسه جبران نیست قبل از اینكه بفهمید واقعاً چه چیزی خوشحالتون می كنه، با كسی ارتباط برقرار نكنید
عشق همه چیز است راز هایت را نفروش بیایید برای هم نامه بنویسیم دختری که کسی منتظرش نیست کاش مادر بودم

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

لامپ کم مصرف حامی محیط زیست

این روزها همه در جستجوی راهکارهایی برای کاهش هزینه های خانه و زندگی هستند که یکی از این راه کارها که از سالها پیش نیز تبلیغات وسیعی برای آن شده، استفاده از لامپ های کم مصرف است.

کنترل صفرهای قبض برق

  آسودگی حق ما است، اما گاهی لازم است برای این آسودگی و استمرار آن کمی اندیشید. این روزها داخل فروشگاه های بزرگ وسایل آشپزخانه، انواع سرخ کن ها، ساندویچ سازها، غذاسازها، آب میوه گیرها و .... را مشاهده می کنید که هر کدام سعی کرده اند تا در رقابت با دیگر مارک های تجاری، مطلوبیت و کیفیت خود را به رخ بکشند. اما در شرایطی که این روزها برای ما مهم، عدد و تعداد صفرهایی است که روی قبض های برقمان درج می شود، شاید بهترین انتخاب در میان این وسایل، کم مصرف ترین آنها باشد.  
10 زن میلیاردر جهان را بشناسید ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد 5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین مادت کیفی پر از مدرسه

مطالب تصادفی

گزارش روز

26 درصد زنان ايراني از افسردگي رنج مي​برند

26 درصد زنان ايراني از افسردگي رنج مي​برند هيچ چيز عجيب و غير طبيعي به نظر نمي​رسد. گاهي با نامزدت دعوا مي کني، گاهي يا مادرت و گاهي با خواهر و برادرت مثل همه آدم​ها.  بعضي روزها  دلت مي خواهد تا شب در رختخواب بماني و با هيچ کس حرف نزني حتي حوصله خودت را هم نداري مثل همه آدم​ها.

نمایشگاه پخت و پز در تهران

دومین جشنواره و نمایشگاه بین المللی پخت و پز در تهران برگزار می شود. این نمایشگاه که در خصوص فراورده های لبنی و پروتئینی است در محل دائمی نمایشگاه پخت و پز برگزار می شود.یکی از ویژگی این نمایشگاه این است که دوستداران آشپزی می توانند با انواع محصولات لبنی که توسط شرکت های گوناگون تولید می شود آشنا شوند.بنابراین اگر میخواهید از بهترین برند ها و کیفیت محصولات لبنی باخبر شوید حتما به این نمایشگاه سر بزنید.این نمایشگاه خیابان فاطمی - خیابان حجاب - بالاتر از فدراسیون شطرنج- مرکز آفرینش های هنری-نمایشگاه پخت و پز برگزار می شود.نمایشگاه پخت و پز از اول تیر ماه سال جاری کار خود را آغاز می کند و تا 4 تیر ماه ادامه دارد.
رستوران‌های شیک تهران؛ ورودی نیم میلیونی و منوهای بدون قیمت کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان وقتی «باغ شادونه» خشک شد زندگی زنان تحت حکومت داعش تجاوز،كابوسی كه تمام نمی شود

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

هوش جنسی چیست

مشاور زناشویی و نویسنده کتاب پر سر و صدای « زناشویی در قفس» Esther Perel که به شکل خارق العاده ایی به درون امیال جنسی بشر معاصر نقب می زند مصاحبه ایی داشته است با مجله سلامت مردان به خاطر انتشار کتاب جدیدش « بازنگری خیانت» که بخش هایی از آن را برای تان تهیه کرده ایم: منظورت از هوش جنسی چیست؟ اول از همه دوست دارم تاکید کنم تصوری که در جامعه از مردان و نیازهای جنسی اش ایجاد کرده اند بیشتر شبیه یک جوک است تا واقعیت. می گویند مردان موجودات فیزیکی هستند و همیشه گرسنه جنسی هستند و فرقی نمی کند با چه زنی سکس داشته باشند و فکر و ذکرشان فرو کردن آلت شان است و … این همه توقع فیزیکی، مردان بیچاره را در موقعیتی مضطرب قرار می دهد که در هر رابطه جنسی باید پرقدرت باشند و عملا فقط مثل یک ماشین سکس اجرا کنند. ولی اگر دنیا بداند که این توقع، چقدر مردان را عذاب می دهد و می ترساند و اوضاع شان را در رختخواب به هم می زند دست از این تصور می کشیدند. تصوری که فقط مربوط به تازه به دوران رسیده ها است. بخش بزرگی از مردان از زودانزالی و جواب نه شنیدن در رنج هستند. آنها به خاطر توقع فیزیکی که یاد می گیرند موقع سکس داشته باشند نه خودشان لذتی بیشتر از یک ارضای حیوانی می برند و نه یاد می گیرند که لذت واقعی به زنان بدهند. با این تصور، سکس مردان شبیه رفع گشنگی در یک رستوران سرپایی است. می خورند که سیر شوند. و متاسفانه هیچ چیز خاصی از آن در خاطره شان نخواهد ماند. سکس خوب مثل پختن غذا در خانه یا یک رستورانِ خیلی خوب است. غذایی که مواد خوب و سالمی برای تهیه اش فراهم شده است. آشپزش می داند چطورمواد مختلف را با چه سرعت زمانی در هم بیامیزد و داغ کند و بجوشاند تاغذایی به یادماندنی درست کند. من در طی سال ها مشاوره زناشویی مدام این بحث زوج هایی که از هم ناراضی هستند را می شنوم که مرد به همسرش می گوید « « همه این سال ها انگار با یک جسد سکس داشتم. هیچوقت احساسی از خودت بروز ندادی» که زنها هم معمولا جواب می دهند « این همه سال تو فقط می خواستی سریع تموم بشی و من رو وسط زمین و آسمون رها کنی» این همان اتفاقی است که من آن را کمبود هوش جنسی می دانم. اکثر مردان و زنان یاد نگرفتند از مرحل سکس حیوانی عبور کنند. یاد نگرفتند در خصوصی و شکننده ترین حالت شان یعنی وقتی در کنار هم لخت درازکشیده اند با هم صمیمی و راحت باشند. تلاش نکردند اصلا بفهمند هر کدام شان از سکس چه می خواهند؟ اکثریت بشر ولی یکبار به درستی کنار شریک جنسی اش ننشسته و از هم نپرسیدند منظورشان از سکس چیست؟ چه احساسی از لمس و بوسه دارند؟ ایا به دنبال همدلی و یکی شدن هستند؟ ایا در جستجوی قدرت هستند؟ ایا سکس یک نوع فرار است؟ ایا می خواهند با سکس به یک انسان دیگر تسلط یا مالکیت داشته باشند؟ ایا می خواهند خودشان را تسلیم کنند؟ می خواهند لذت دوست داشتنی بودن را تجربه کنند؟ می خواهند تر و خشک شوند؟ لوس شوند؟ ایا حتی می خواهند بترسند و تحقیر شوند؟ مردان و زنان می توانند مراحل خیلی انسانی تری از هوس و میل جنسی و جذبه و بخصوص لذت را تجربه کنند اگر به دام توقع و تربیت حیوانی از سکس نرسند. ما باید بدانیم که حیوانات سکس دارند. ما هوس و لذت جنسی داریم. انسان ها می خواهند حس کنند خواستنی هستند. که مرکز جهان یک نفر دیگر هستند. که بدن شان برای یک فرد دیگر مطبوع است. برای همین مردان و زنان باید با هم حرف بزنند. باید برای رابطه جنسی قصه و حرف و راز درست کنند. سکس یک هدف نیست که به آن دست یابند. سکس یک لذت است که باید تجربه کنند. لذت هم، مدام می تواند تعریف بهترو عمیقتری داشته باشد. ما انسانها صمیمانه و بدون خجالت باید برسیم به این حقیقت که سکس یعنی عشق ورزیدن. فقط در این صورت است که سکس از گناه و شرم فاصله می گیرد.

10 دلیل آفرینش زن

دوست عزیزمان، شیرین، این مطلب جالب را برای لادیزنگار فرستاده اند. ضمن تشکر از ایشان از شما نیز دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود را برای ما ارسال کنید تا با نام خودتان منتشر شود.
5 نشانه که دوستتان شما را برای رابطه جنسی میخواهد نه برای ازدواج خصوصیات متولدین فصل بهار اسپاگتی ابدی خانم ها همیشه مقدم نیستند پاسخ تست روانشناسی

زنان حادثه

افسانه نوروزی، هشت سال معلق میان آزادی و اعدام

افسانه نوروزی، هشت سال معلق میان آزادی و اعدام   قتل، عصر روز یك شنبه 15 تیر ماه 1376 در ویلای شماره 14 ارم جزیره كیش اتفاق افتاد. قاتل زنی بود به نام افسانه نوروزی و مقتول بهزاد مظفر مقدم سروان حفاظت اطلاعات . داستان از زمانی آغاز می شود كه مصطفی شوهر افسانه كار و شغل خود را از دست می دهد و دست به هر كاری می زند تا خانواده اش را از فقر نجات دهد اما راهها همه برایش بسته می شود و ناچار یكی از كلیه هایش را می فروشد تا كمی برای خود و خانواده اش زمان بخرد، اما ناتوانی بعد از عمل وضع را دشوار تر می كند. مصطفی بعد از چند سال دوست قدیمی و خانوادگی خود یعنی بهزاد مظفر مقدم را پیدا می كند و بهزاد كه اكنون به پست و مقامی رسیده است از او و خانواده اش دعوت می كند كه به جزیره كیش بروند تا شاید آنجا مصطفی بتواند كاری پیدا كند. تیر ماه سال 1376 مصطفی همراه خانواده اش وارد جزیره می شود. مهدیه و محمد دو فرزند خانواده خوشحالند از این تغییر، اما نمی دانند فقط چند روز مادر را كنار خود دارند. بهزاد مظفر مقدم در كیش صاحب نفوذ است این را خانواده مصطفی در همان ساعات اولیه می فهمند و بهزاد هم خودش را فرمانده كیش معرفی می كند. دو روز بعد از رسیدن خانواده، بهزاد اجناسی را جور می كند تا مصطفی به تهران بیاورد و به كسی تحویل دهد. پدر، خانواده را در كیش به دست رفیق صمیمی اش می سپارد و راهی تهران می شود و فردای همان روز دوباره به كیش بازمی گردد. اما بهزاد كه فكرهایی در سر دارد مصطفی را خیلی زود دوباره به تهران می فرستد و زمانی كه مصطفی می خواهد به همسرش پولی بدهد می گوید من خانواده ات را اینجا تامین می كنم. بعد از ظهر كه افسانه با بچه ها در خانه است بهزاد افسانه را به طبقه دوم فرامی خواند. زن كه به اتاق وارد می شود بهزاد را می بیند كه بدون لباس ایستاده و به محض ورود افسانه به او حمله ور می شود. آنان با هم درگیر می شوند. بچه ها كه صدای فریاد مادرشان را می شنوند وحشت می كنند اما افسانه در همان حین از بچه ها می خواهد كه آرام باشند. بهزاد بعد از زد و خورد افسانه را رها می كند و زن فرار می كند. بچه ها را برمی دارد و از خانه خارج می شود. تا شب در خیابان ها می چرخند. افسانه حتی نمی تواند به جایی پناه ببرد زیرا دیگر بعد از چند روز می داند كه بهزاد در كیش دارای قدرت و نفوذ است. تنها كاری كه می كند به شوهرش زنگ می زند و بدون این كه ماجرا را توضیح دهد از او می خواهد به جزیره برگردد. آخر شب در حالی كه خسته و گرسنه هستند به خانه برمی گردند. بهزاد دیگر روی خوش نشان نمی دهد و نه پولی به آنها می دهد و نه غذایی مهیا می كند تا آنجا كه افسانه فقط به بچه ها چای شیرین می دهد. كار مصطفی گیر می كند و نمی تواند تا دو روز دیگر به كیش برگردد. فردای آن روز بهزاد همراه زن شیك پوشی كه او را خانم دكتر معرفی می كند به خانه می آید. در فرصتی به افسانه می گوید: "دیدی چقدر این خانم زیبا و خوش اندام و پول دار است. با داشتن ثروت زیاد و شوهر... زیر دست من هست، تو به چی خود می نازی، فكر می كنی چی داری..." فردای آن روز، روز حادثه است. افسانه از فرصت خواب بودن بهزاد استفاده می كند تا در طبقه بالا بعد از چند روز به حمام برود. لباس هایش را با خود به داخل می برد و قبل از رفتن از ترس چاقویی راهم با خود به حمام می آورد تا در صورت تكرار اتفاق قبلی مرد را تهدید كند و بترساند. استحمامش كه تمام می شود بهزاد را بدون لباس در میانه اتاق می بیند. باز با هم درگیر می شوند . زن خود را به چاقو می رساند . مرد رویش نشسته است، دست افسانه بالا می رود و چاقو را به پهلوی بهزاد وارد می كند. مرد نعره می زند و زن را به مشت و لگد می گیرد. در همان حال هم دست از تصمیم شیطانی خود برنمی دارد و می خواهد به افسانه تعرض كند. افسانه ضربه دوم را هم وارد می كند و دست بالا می رود و پایین می آید بلند كه می شود می بیند مرد موهایش را از پشت مشت می كند. و دیگر جنون است و خون و... آخر این كه مرد كه از پا می افتد زن آلت مرد را نیز می برد. دیگر حال خود را نمی داند.ساعتی بعد كه مصطفی وارد می شود افسانه را میان خون و خشم می بیند. مرد خانواده اش را برمی دارد به تهران فرار می كنند اما یك روز بعد افسانه در تهران دستگیر می شود و چون قتل در كیش اتفاق افتاده به جزیره برگردانده می شود و بعد از آن به زندان بندر عباس منتقل می شود. در مسیر دادرسی با اینكه همه شواهد مبنی بر دفاع از ناموس به نفع افسانه بود، اما به دلیل آن كه بهزاد فردی از نهادهای امنیتی بود پرونده پیچ خورد و در نهایت افسانه به اعدام محكوم شد. بعد از آن، مطبوعات وارد عمل شدند و با اخبار و گزارش هایی كه منتشر كردند توانستند حكم را متوقف كنند. اما تا آزادی كامل افسانه هشت سال زمان صرف شد. همه می دانستند كه افسانه دفاع از ناموس كرده است حتی همسر مقتول در این رابطه از حق خود گذشت اما مادر بهزاد بر قصاص اصرار داشت. در هر حال هشت سال بعد از تیر 1376 افسانه نوروزی با پرداخت دیه توانست ازاعدام نجات پیدا كند. افسانه بعد از آزادی اش می گوید: "وقتی قاضی دستور داد تا برای همیشه دستبند از دستانم باز شود، فکر می‎کردم هنوز خواب می‎بینم، نامه آزادی‎ام را نوشتند و به دستم دادند، چند بار آن را خواندم، باورم نمی‎شد، که چه اتفاقی افتاده است. بعد نامه را به مامورم دادم و از او خواستم تا برایم بخواند، مثل آدم‎های بیسواد شده بودم. فکر می‎کردم کلمات را اشتباه می‎خوانم، بعد برگه را به شوهرم دادم و از او خواستم نامه آزادی‎ام را بخواند، وقتی وکیلم گفت: از این به بعد می‎توانی هرجا که خواستی بروی، باور نمی‎کردم به طرف در خروجی دادگاه رفتم، واقعا باورم نمی‎شد که آزاد هستم، دوباره از قاضی سوال کردم و او گفت: برای همیشه می‎توانی آزاد باشی. وقتی از دادگاه خارج شدم با شوهرم مصطفی به خرید رفتیم، در خیابان‎ها می‎گشتم، دلم می‎خواست همه زیبایی‎ها را برای فرزندانم بخرم، با دخترم تماس گرفتم و گفتم برای همیشه آزاد شدم و به خانه بر می‎گردم. مهدیه هم مثل من باور نمی‎کرد، به هتل رفتیم، به مصطفی می‎گفتم، مطمئن هستی که فردا صبح نباید به زندان برگردم. مصطفی سعی می‎کرد از هیجان من کم کند، اما واقعا برایم غیر قابل باور بود." افسانه وقتی از بچه هایش جدا شد آنان كودكانی بیش نبودند اما وقتی به خانه برگشت آنان دیگر نوجوان شده بودند.

دشواری‌های زن بودن در ارتش کره شمالی

یک سرباز سابق ارتش کره شمالی می‌گوید که زندگی برای یک زن در چهارمین ارتش بزرگ دنیا آنقدر سخت بود که عادت ماهیانه اغلب آنها خیلی زود قطع می‌شد و تجاوز، آنطور که این زن می‌گوید برای بسیاری از کسانی که با آنها کار می‌کرده یک واقعیت زندگی بود. "لی سو یوان"، ده سال در پایین یک تختخواب دو طبقه در اتاقی با ۲۴ زن دیگر می‌خوابید. به هر زن یک کمد کوچک برای گذاشتن یونیفرم‌هایشان داده بودند. روی هر کدام از این کمدها دو عکس قاب شده قرار داشت؛ یکی عکس "کیم ایل سونگ"، رهبر و بنیانگذار کره شمالی و عکس دوم "کیم جونگ ایل"، رهبر وقت این کشور. ده سال پیش او ارتش را ترک کرده بود، اما بوی سربازخانه‌های بتنی همچنان در خاطرش مانده است. "خیلی عرق می‌کردیم. تشک‌ها از پوسته برنج پر شده بود و عرق بدنمان جذب آن می‌شد. از پنبه درست نشده بود و چون پوسته برنج بود بوی عرق و همه بوها را نگه می‌داشت. خیلی نامطبوع بود." این مسئله به خاطر وضعیت امکانات شست و شو بود. لی سو یوان می‌گوید: "به عنوان یک زن، یکی از سخت‌ترین چیزها این بود که نمی‌توانستیم درست و حسابی دوش بگیریم. چون آب گرم نبود. یک شیلنگ، آب را مستقیم از کوهستان به سربازخانه می‌آورد. گاهی از توی شیلنگ قورباغه و حلزون می‌گرفتیم." او که دختر یک استاد دانشگاه است، حالا ۴۱ سال دارد. او در مناطق شمالی متولد شده است. بسیاری از مردان خانواده او سرباز بودند و وقتی در سال‌های ۱۹۹۰ میلادی قحطی این کشور را فرا گرفت، او داوطلبانه به ارتش پیوست. فکر اینکه هر روز یک وعده غذای تضمین شده خواهی داشت، او را تشویق به این کار کرد. هزاران زن جوان دیگر هم همین کار را کردند. "جیون باک"، نویسنده کتاب "انقلاب پنهان کره شمالی" می‌گوید: "زنان به طور خاص در دوره خشکسالی در کره شمالی صدمه زیادی دیدند. بیشتر زنان جذب بازار کار شدند و خیلی از آنها مورد سوءاستفاده و به خصوص آزار جنسی، قرار گرفتند." فراریان قابل اعتماد "ژولیت موریلوت"، نویسنده کتاب"کره شمالی در صد سوال" که به زبان فرانسه منتشر شده و "جیون باک" می‌گویند که اظهارات لی سو یان با گفته‌های دیگران مطابقت می‌کند اما هشدار داده‌اند که باید در برخورد با افرادی که از کره شمالی فرار می‌کنند هشیار بود. باک می‌گوید: "تمایل شدیدی برای دانستن درباره وضعیت داخل کره شمالی وجود دارد و این باعث می‌شود که بعضی از کسانی که از کره شمالی گریخته‌اند، داستان‌های غلوآمیزی به رسانه‌ها بگویند، به خصوص اگر در مقابل دریافت پول باشد. خیلی از کسانی که خودشان از کره شمالی گریخته‌اند و نمی‌خواهند در رسانه‌ها مطرح شوند از اینکه این کار کسب و کار بعضی شده است انتقاد می‌کنند. این را باید در نظر داشت." از سوی دیگر اطلاعاتی که از سوی منابع رسمی کره شمالی منتشر می‌شود، فقط تبلیغات مطلق است. لی سویان بابت این مصاحبه پولی دریافت نکرده است. اوایل، لی سو یان ۱۷ ساله به خاطر حس وطن‌پرستی و کار گروهی از زندگی‌اش در ارتش لذت می‌برد. او شیفته سشواری شده بود که در اختیار داشت هرچند به خاطر وضعیت برق به ندرت می‌توانست از آن استفاده کند. وظایف روزانه زنان و مردان تقریبا یکسان بود. مدت تمرین‌های فیزیکی برای زنان کوتاه‌تر بود اما آنها باید هر روز کارهایی مثل غذا پختن و تمیز کردن را هم انجام می‌دادند. کارهایی که سربازان مرد از انجام آن معاف بودند. ژولیت موریلوت می‌گوید: "کره شمالی به طور سنتی یک جامعه مردسالار است و قوانین مردسالارانه در آن حاکم است. هنوز هم نگاه کلی به زنان این است که آنها به آشپزخانه تعلق دارند و باید در آشپزخانه بمانند." تمرینات سخت و جیره غذایی که مدام کمتر می‌شد وضعیت جسمی لی سو یان و سایر همقطارانش را ضعیف کرد. او می‌گوید: "بعد از شش ماه خدمت در ارتش، عادت ماهیانه همه ما به خاطر سوءتغذیه و فضای پر استرس قطع شد. سربازان زن از اینکه پریود نمی‌شدند خوشحال بودند. آنها می‌گفتند اوضاع آنقدر بد است که اگر پریود هم باشیم بدتر خواهد بود." چه کسانی از کره شمالی فرار می‌کنند؟ حدود ۷۰ درصد کسانی که از کره شمالی فرار می‌کنند زن هستند، شاید به این دلیل که میزان بیکاری در میان زنان بیشتر است. بیش از نیمی از آنها در رده سنی ۲۰ و ۳۰ هستند، شاید به این دلیل که برای جوانان شنا از رودخانه و یا عبور از راه‌های دشوار راحت‌تر است.   بر اساس آنچه که یان می‌گوید زمانی که در ارتش بوده، برای دوران عادت ماهیانه سربازان زن هیچ امکاناتی در نظر گرفته نشده بود و اغلب سربازان مجبور به استفاده چند باره از دستمال‌های بهداشتی می‌شدند. ژولیت موریلوت می‌گوید: "هنوز هم زنان از دستمال‌های پنبه‌ای سنتی استفاده می‌کنند. آنها باید دستمال‌ها را دور از چشم مردان می‌شستند برای همین مجبور بودند صبح زود بلند شوند و دستمال‌ها را بشورند." ژولیت موریلوت که با چند سرباز زن کره شمالی صحبت کرده، می‌گوید: "یکی از دخترهایی که با او صحبت می‌کردم، ۲۰ ساله بود و به من گفت که یکبار آنقدر سخت تمرین کرده بود که برای دو سال پریود نشد." همزمان دولت کره شمالی در یک اقدام غیرمعمول اعلام کرد که محصولات بهداشتی ویژه زنان را در بیشتر واحدهای زنان ارتش توزیع خواهد کرد. جیون باک می‌گوید: "احتمالا این اقدامی است برای جبران شرایطی که در گذشته بوده. اقدامی کمی اغراق آمیز برای مقابله با این واقعیت که شرایط زنان قبلا بد بوده است.هدفشان احتمالا تقویت روحیه زنان و این است که زنان بیشتری فکر کنند "عجب پس مراقب ما خواهند بود." به تازگی یک محصول آرایشی با کیفیت به نام "پیونگ‌یانگ" هم در بعضی واحدهای ارتش کره شمالی توزیع شده است. این اقدام پس از آن انجام شد که کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی در سال ۲۰۱۶ میلادی ضمن بازدید از کارخانه این محصول آرایشی خواست که این محصول در عرصه جهانی با مارک‌های مشهور جهان مانند لانکوم، شانل و کریستین دیور رقابت کند. با وجود همه اینها، سربازان زنی که پایگاه‌های بیرون شهر هستند حتی به توالت هم دسترسی ندارند و بعضی از آنها به موریلوت گفته‌اند که اغلب مجبور می‌شوند در مقابل مردها دستشویی کنند؛ کاری که سخت آزارشان می‌دهد. خدمت سربازی در کره شمالی در کره شمالی زنان حداقل ۷ سال و مردان باید ۱۰ سال خدمت سربازی بگذرانند. این طولانی‌ترین دوران خدمت اجباری سربازی در جهان است. برآورد شده که حدود ۴۰ درصد زنان ۱۸ تا ۲۵ سال در حال گذراندن سربازی هستند، رقمی که انتظار می‌رود افزایش پیدا کند چون تازه از دو سال پیش خدمت سربازی برای زنان اجباری شده است. حکومت کره شمالی می‌گوید که ۱۵ درصد بودجه کشور صرف ارتش می‌شود اما موسسات پژوهشی می‌گویند که این رقم بیش از ۴۰ درصد است. دانش‌آموزان ممتاز با توانایی‌های خاص، برای مثال در ورزش و موسیقی، ممکن است بتوانند از انجام خدمت سربازی معاف شوند. موریلوت و باک، هر دو می‌گویند که آزار و اذیت جنسی متداول بوده است. موریلوت می‌گوید که وقتی برای اولین بار موضوع تجاوز در ارتش کره شمالی را با زنان سرباز مطرح کرد "اغلب زنان گفتند که این اتفاق برای دیگران افتاده است و هیچکدام تجربه شخصی ندارند." لی سو یان هم میگوید که در طول سال‌های ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۱ که در ارتش کره شمالی بوده کسی به او تجاوز نکرده است اما برای خیلی از همقطارانش این اتفاق افتاده بود. "فرمانده گروهان در اتاق خودش می‌ماند و به سربازان زن تجاوز می‌کرد. این اتفاق مدام می‌افتاد." او افزود که سکوت در مقابل سواستفاده جنسی در ارتش، ریشه در "نگرش مردسالارانه در جامعه کره شمالی" دارد. همان نگرشی که باعث می‌شود که زنان در ارتش همه کارهای سخت و طاقت فرسا را انجام دهند. او می‌گوید زنان خانواده‌های فقیر که به استخدام ارتش درمی‌آیند و در مکان‌های کوچک غیر رسمی به سر می‌برد شرایط ناامن‌تری دارند. "خشونت خانگی در جامعه هنوز به طور گسترده پذیرفته شده است و گزارش نمی‌شود، این مساله در ارتش هم به همین شکل است. اما من تاکید می‌کنم که باید به این واقعیت توجه کنیم که این نوع فرهنگ درباره آزار و اذیت در ارتش کره جنوبی هم وجود دارد." لی سو یان که به عنوان سرباز در منطقه‌ای در نزدیکی مرز کره جنوبی خدمت می‌کرد، سرانجام در سن ۲۸ سالگی ارتش کره شمالی را ترک کرد. او خوشحال بود که می‌تواند وقت بیشتری با خانواده‌اش بگذراند اما احساس می‌کرد که برای زندگی خارج از ارتش آماده نیست و از نظر مالی شرایطش سخت شده بود. سال ۲۰۰۸ میلادی بود که تصمیم گرفت به کره جنوبی فرار کند. در اولین تلاشش در مرز چین دستگیر شد و یک سال به زندان افتاد. در دومین تلاش و مدت کوتاهی پس از آزادی از زندان شناکنان از رودخانه "تومن" گذشت و به چین رفت. در مرز چین بود که به کمک یک دلال موفق شد به کره جنوبی برسد.  
رئیس جمهور احتمالی فرانسه امانوئل ماکرون از همسرش ۲۴ سال جوانتر است زن ۶۵ ساله برلینی چهارقلو حامله است ادل، خواننده مشهور بریتانیایی: من حالا متاهل هستم گفت‌وگو با گلشیفته فراهانی: هنر در قلب مردم جای دارد سرپرستی تحقیقات علمی ویروس ابولا توسط دانشمند ایرانی‌

حقوق زنان

چطور می شود نفقه را گرفت

بسیاری به دفتر وكالت مراجعه می كنند و از ما می پرسند چطور می توانند نفقه خود را بگیرند. اگر این سوال شما نیز هست، این مطلب را بخوانید. برای نقد كردن نفقه زن می تواند دو نوع شكایت حقوقی و كیفری مطرح كند. یكی دادخواست حقوقی ودیگری شكایت كیفری است . در دادخواست حقوقی وقتی زن از شوهرش تمكین می كند اما شوهر از دادن نفقه خودداری می كند زن می تواند با مراجعه به دادگاه خانواده و طرح دعوی حقوقی برای گرفتن نفقه محكومیت شوهرش را به پرداخت نفقه از دادگاه بخواهد .در این صورت دادگاه پس از بررسی ادعای زن حكم به پرداخت نفقه خواهد داد . اما اگر شوهر محكوم به پرداخت نفقه شود اما مرد امتناع كرد یا واقعا در فقر باشد یا به قول خودش بخواهد زن را اذیت كند زن می تواند درخواست طلاق كند و قاضی مرد را مكلف و مجبورخواهد كرد كه او را طلاق دهد .در واقع یكی از اهرم های فشار برای زنان همین حق نفقه است كه در دادگاه ها علاوه بر مهریه آن را از شوهر مطالبه كنند. اما راه حل دیگر برای نقد كردن نفقه شكایت كیفری است كه علاوه بر دادخواست حقوقی از آنجا كه عدم پرداخت نفقه در قانون ایران جرم است زن در صورتی كه نفقه اش پرداخت نشود می تواند با مراجعه به دادسرای عمومی تعقیب جزایی شوهرش را از دادگاه بخواهد و در این صورت با اثبات عدم پرداخت نفقه مرد علاوه بر پرداخت نفقه به مجازات مقرر در قانون نیز محكوم خواهد شد . در ماده 642 ق.م.ا(قانون مجازات اسلامی) آمده است: هر كس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمكین ندهد یا از تادیه نفقه دیگر اشخاص واجب النفقه امتناع كند دادگاه او را از سه ماه و یك روز تا پنج ماه حبس محكوم خواهد كرد.

نامه‌های دیده نشده سیلویا پلات /خشونت خانگی آقای شاعر

با بررسی نامه‌های منتشر نشده‌ای از سیلویا پلات می‌توان دریافت او از سوی همسرش تد هیوز با خشونت خانگی روبه رو بوده است. به گزارش گاردین، در نامه‌های جدیدی از سیلویا پلات که تاکنون دیده نشده بودند می‌توان دید تد هیوز شاعر مشهور دو روز پیش از این که او سقط جنین کند وی را کتک زده بود و آرزو کرده بود او بمیرد. این نامه‌ها جنبه‌های دیگری از ازدواجی پر سروصدا بین دو چهره بسیار مشهور ادبیات را روشن می‌کند. این نامه‌ها که در فاصله بین ۱۸ فوریه ۱۹۶۰ و ۴ فوریه ۱۹۶۳ یعنی یک هفته پیش از درگذشت سیلویا پلات نوشته شده‌اند دوره‌ای از زندگی این شاعر مشهور را پوشش می‌دهند که هم برای طرفداران وی و هم برای محققان بسیار اهمیت دارند. پلات نویسنده امریکایی پس از ازدواج با تد هیوز شاعر بریتانیایی در انگستان زندگی می‌کرد و نویسنده‌ای بود که در نامه‌نگاری بسیار جدی بود و همه نوشته‌هایش را از ۱۱ سالگی جمع کرده بود. با این حال پس از درگذشت وی هیوز گفت نوشته‌های همسرش گم شده‌اند. از جمله آنها جلد آخر نوشته‌های وی بود که وی گفت آنها را برای حفاظت از فرزندان‌شان فریدا و نیکلاس از بین برده است. این نامه‌های جدید که تازه در دسترس قرار گرفته به دکتر روث بارنهاوس نوشته شده‌اند که مدل واقعی دکتر نولان است که سیلویا پلات در رمانی که در واقع زندگینامه‌خودنوشت وی است با عنون «حباب شیشه» از وی یاد کرده است. نویسنده پس از نخستین تلاشش برای خودکشی در سال ۱۹۵۳ به وی مراجعه کرده بود. این نامه‌ها به نظر تنها مدارک باقی مانده از این شاعر در ماه‌های آخر زندگی وی است که وی در خلال آن دوره مشهورترین شعرها از جمله مجموعه «آریل» را سرود.   این مجموعه شامل ۹ نامه است که پس از آن که سیلویا پلات در جولای ۱۹۶۲ فهمید همسرش با دوستش آسیا دیویل در ارتباط است، نوشته است. این نامه‌ها پس از آن کشف شدند که یک کتاب‌فروش مجموعه‌دار آنها را به قیمت ۸۷۵ هزار دلار برای فروش عرضه کرد. معالجات پلات با این روان‌شناس پس از آن که او به انگلستان نقل مکان کرد نیمه کاره ماند اما دوستی این دو زن باقی ماند. در این نامه‌نگاری‌ها می‌توان یک دوستی و صمیمیت و در عین حال سطحی از طنز را مشاهده کرد. در یکی از این نامه‌ها به تاریخ ۲۲ سپتامبر ۱۹۶۲ که همان ماهی است که این زوج از هم جدا شده‌اند وی توضیحاتی درباره سقط جنین در سال ۱۹۶۱ بر اثر کتک‌های همسرش را فاش کرده است. تد هیوز متولد یورکشایر با پلات به عنوان یک دانشگاهی خیلی موفق زمانی آشنا شد که هر دو در سال ۱۹۵۶ دانشجوی کمبریج بودند. هیوز یک شاعر تثبیت شده بود و پلات برای ملاقات با وی در یک میهمانی شرکت کرده بود. به فاصله چهارماه پس از دیدار این دو، آنها با هم ازدواج کردند که موجب یک همکاری مفید هم شد. اما این مسایل بر زندگی آنها اثر گذاشت و مجموعه شعرهای پلات در سال ۱۹۶۲ که سال ۱۹۶۵ و پس از مرگ وی منتشر شد ارجاعات زیادی به رفتار هیوز دارد. وی در پاییز ۱۹۶۲ از تد هیوز جدا ‌شد و در فوریه ۱۹۶۳ خودکشی کرد. بسیاری از علاقه‌مندان سیلویا پلات، بی‌بندوباری تد هیوز را عامل از هم پاشیدگی روانی وی و خودکشی او می‌دانند و بارها عنوان هیوز را از روی سنگ قبر او کنده‌اند. مادر پلات می‌نویسد که او ژوئن ۱۹۶۲ به دیدار سیلویا رفته است اما دریافته که کشمکش شدیدی میان دخترش و تد هیوز وجود دارد. او و دیگران این را به رابطه تد هیوز با زنی دیگر و ناتوانی سیلویا در خو گرفتن به این وضع نسبت ‌دادند.
آدمک‌های زنانه روی چراغ‌های راهنمای ملبورن ۷۰۰ هزار زندانی زن در جهان صد زن؛ 'من روسپی‌ بودم اما با قانونی‌شدنِ آن مخالفم' آزمایش بکارت زندگی دختران افغان را دگرگون می‌کند ممنوعیت برقع و روبند در اتریش