1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

حضور یک هیأت هزار نفره از عربستان سعودی که احتمالا بیشتر آنها مرد هستند، برای گذراندن تعطیلات در جزیره آزاد بالی و ریخت‌و پاش‌های میلیونی آنها، مسئولان این جزیره را مرعوب نکرده است.

یک سخنگوی دولت محلی جزیره بالی به خبرگزاری فرانسه گفته مجسمه‌های برهنه در این جزیره همچنان عریان خواهند ماند. او گفته این مجسمه‌ها بخشی از فرهنگ این جزیره هستند.

مجسمه‌های نیمه عریان بالی نمادهایی از خدایان هندو هستند. زنان بالی نیز قبلا همانند خدایان هندو، بالاتنه خود را آزاد و برهنه می‌گذاشتند.

جوکو ویدودو رئیس‌جمهور اندونزی پیشتر هنگام ملاقات با پادشاه عربستان در پایتخت اندونزی، دستور داده بود تا مجسمه‌های عریانی را که در نزدیکی محل ملاقات قرار داشتند به احترام پادشاه عربستان با گل و گیاه بپوشانند. به گفته مقامات بالی، هیات عربستان سعودی چنین تقاضایی برای مجسمه‌های این جزیره طرح نکرده است.

نظیر این اتفاق در ایتالیا و زمان بازدید هیأت بلندپایه ایران از این کشور در سال گذشته میلادی نیز رخ داد. موزه کلاسیک شهر رم که کنفرانس مطبوعاتی حسن روحانی در آنجا برگزار شد، مجسمه‌های عریانش را با مقوا پوشاند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

صد سال تنهایی من

می خواهم یاد بگیرم از تنهایی نترسم و بیشتر از آن لذت ببرم. می خواهم این را با خودم تمرین کنم که زندگی با بقیه آدم ها بسیار جذاب است اما نبودن دوستی نباید مانع خوشی من شود. می خواهم با صد سال تنهایی ام زندگی کنم.

...آنچنانکه تو هستی

شاید خداوند دوست داشت به تماشای لحظه با شکوه آفرینش بنشیند که تو را آفرید تا هر بار که زندگی از وجود تو جاری میشود دوباره زمزمه کند " فتبارک الله احسن الخالقین". تمامش این نیست، به باور من خدا میخواست آیینه ای بسازد تا عشق را که ذراتی از روح الهی خودش بود، جلوه گر شود، آنوقت بود که تو را آفرید. میخواست بگوید انسانی که برای فرشته هایش از او قصه ها گفته به واقع چگونه است، میخواست شمه ای از آنچه میدانست و فرشتگانش نمیدانستند به تصویر بکشد که تورا آفرید. گمان میکنم خداوند میخواست سنگ محکی بسازد برای سنجیدن محبت که هر دوست داشتنی را به معیار آن بسنجد که تو را آفرید. تو... که مادری و آمال همه مومنان تاریخ ، بهشت خشنودی پروردگار، زیر پای توست. تو، که مادری و خداوند به تماشای امتداد آفرینش از هستی تو نشسته و بزرگترین عشق ها را به تو داده و به آفریدن تو پیش تمام فرشته هایش میبالد. تو که دستانت بوی نور میدهد و سجاده ات همانجایی است که از مسیرش میشود به بهشت رفت و قلبت آتشفشان عشق است. عشق، خود تو هستی که بی بهانه ترین عشق ها، بی چشم داشت ترین دلواپسی ها و بی توقع ترین از خودگذشتگی ها تنها از تو سرچشمه میگرد. کاش یادم بدهی چگونه میشود مادر بود آن همه که تو هستی.
بوی عیدی ،بوی توپ، بوی كاغذ رنگی..... عاشقانه های باران مرگ هیچ وقت عادی نمی شود وقتی مردی شما را واقعا بخواهد!!!! چرا قدر اکنون را نمی دانیم

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

با خیال راحت مهمان داری کنید

اعتراف می کنم که مهمان داری برای من کار سخت و طاقت فرسایی است. به خصوص اگر قرار بر این باشد که سه روز پشت سر هم مهمان داری کنم. اما دوستی دارم که محال است زیر سه روز مهمان داری کند و جالب این جاست که به همه نیز خوش می گذرد.

آیا زنان خانه دار بیمه میشوند؟

اگر همان روزها متولد شده بود، حالا دیگر نوزادی و کودکی را پشت سر گذاشته بود و این روزها، در یازدهمین سال تولدش، در آستانه بلوغ قرار داشت ولی هنوز اتاق​های مجلس یا فاصله میان مجلس و دولت را طی می کند تا شاید اجازه تولد او صادر شود. طرحی برای بیمه شدن زنان خانه​دار، 13 سال پیش در هیئت دولت مطرح و مرکز اموز زنان و خانواده ریاست جمهوری مسئول تهیه و تدوین طرح بیمه زنان خانه دار شد. در سال 81 این طرح را به دولت ارائه دادند و حالا 10 سال است به دلایل مختلف به مرحله عملی شدن نزدیک می​شود ولی این رویا تحقق پیدا نمی کند. ازنخستین روزهای ارائه این طرح به دولت نقایص زیادی در آن دیده شده و رفع این مشکلات تا امروز زمان برده است. مهم​ترین مسئله این است که منبع تامین هزینه این طرح حمایتی کجاست؟ براساس طرح اولیه که در سال 81 ارائه شد، خانه داربودن، شغل محسوب می​شود ولی شغلی که درآمدی ندارد، امکان پرداخت حق بیمه را نخواهد داشت و این مسئولیت باید به شخص یا ارگان دیگری واگذار شود. در طرح اولیه سازمان بهزیستی متولی اجرای آن بود، مقرر شد صندوقی با بودجه دولتی برای این طرح حمایتی در نظر گرفته شود و با زنان خانه دار مانند صاحبان مشاغل آزاد برخورد شود. بخشی از هزینه بیمه توسط خودشان پرداخت شود و بقیه هزینه توسط صندوق حمایتی دولت تامین شود. این طرح در سال 82 توسط سازمان بهزیستی اجرا شد اما اجرایی نیمه کاره و پایان تلخی در انتظار او بود و به دلیل عدم تامین بودجه لازم متوقف ماند. چند صباحی بعد، طرح دیگری جهت تامین بودجه طرح بیمه زنان خانه​دار از سوی مرکز اموز زنان به دولت پیشنهاد شد. این بار شوهران مسئول تامین هزینه بیمه همسران خود شناخته شده بودند. براساس این طرح هر مردی هنگام ادواج باید همسر خود را بیمه و حق بیمه او را ماهانه پرداخت می​کرد. بیمه هم می​شد یکی از قوانین ازدواج که با 600 تا 800 هزار ازدواجی که سالانه در کشور ما روی می دهد، زنان بسیاری را تحت پوشش می​گرفت اما همه چیز به همین سادگی نبود و از نظر کارشناسان این طرح عواقب اجتماعی و خانوادگی بسیاری داشت  و به زبان ساده بهانه اختلاف در درون خانواده​ها می​شد. یکی از پیش بینی​های کارشناسان این بود که آمار ازدواج دختران بیکار و فاقد شغل کاهش پیدا خواهد کرد. از طرف دیگر هدف طرح تامین نخواهد شد چون این هزینه به هر حال از جیب خانواده پرداخت خواهد شد و یک طرح حمایتی محسوب نمی​شود. در همان روزها دکتر مظفر کریمی، مدیرکل بیمه‌های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی که یکی از متولیان پیگیری این طرح بود، گفت :« این نوع بیمه برای زنان خانه دار مفید نیست و سبب بروز اختلاف در خانواده ها می شود به همین دلیل در برابر اجرای آن مقاومت می کنیم اما اگر راهی برای حل این مشکل پیدا کنیم حتما برای اجرای طرح بیمه زنان خانه دار و پرداخت مبلغ حق بیمه اقدام خواهیم کرد». بعد از شکست دومین ایده برای بیمه کردن زنان خانه دار، متولیان امور زنان پای اهالی مجلس را وسط کشیدند. آخرین پیشنهاد، تاسیس صندوق بازنشستگی زنان بود و براساس آن زنان خانه دار در گروه بیمه بازنشستگی محسوب می شدند. این لایحه گویا تقدیم مجلس شده و در فراکسیون زنان مورد بررسی قرار گرفته و حالا پشت درهای مجلس منتظر ورود به صحن علنی است. آخرین اظهار نظر دولتی ها هم در موردبیمه زنان خانه دار همین چند روز پیش اتفاق افتاد؛ مریم مجتهدزاده رئیس مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری با بیان این که خانه داری ارزش افزوده زیادی دارد گفت: طبق تحقیقات هر خانم خانه دار 600 هزار تومان ارزش افزوده تولید می کند؛ در نتیجه مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری به عنوان متولی امور زنان باید در جهت احقاق حقوق این قشر فعالیت کند. به گفته او لایحه بیمه زنان خانه دار در مرحله نهایی است.
کنترل صفرهای قبض برق کیفی پر از مدرسه لامپ کم مصرف حامی محیط زیست جذاب ترین شغل های جهان وزیر اقتصاد منزل تان باشید

مطالب تصادفی

گزارش روز

رستوران‌های شیک تهران؛ ورودی نیم میلیونی و منوهای بدون قیمت

روزنامه ایران در گزارشی از رستوران‌های «شیک» شمال تهران با ورودی نزدیک به نیم میلیون تومان و فهرست غذای بدون قیمت٬ نوشته که با وجود قیمت بالا٬ این رستوران‌ها «مشتری ثابت» دارند و هر چه قیمت بالاتر باشد٬ میل آنها برای «هزینه‌کردن بیشتر می‌شود». این روزنامه در شماره روز سه‌شنبه هفتم شهریور خود در مطلبی با عنوان «منوهای بی‌قیمت برای مشتری‌های وی‌آی‌پی»٬ نوشته که مشتریان «پولدار» این رستوران‌ها٬ «صورتحساب را بی‌چون و چرا پرداخت می‌کنند». نویسنده گزارش که مشتریان این نوع رستوران‌ها را «وی‌آی‌پی» نامیده٬ نوشته است: «مهم» بودن این افراد تنها به دلیل «پولدار» بودن‌شان است و به همین دلیل «می‌توانند هر وقت دلشان خواست راهی یکی از رستوران‌های لاکچری شوند و برای یک وعده غذا، چیزی حدود حقوق یک ماه یک کارمند ساده هزینه کنند». مجید٬ یکی از مشتریان این رستوران‌ها به خبرنگار ایران گفته که در این فضا «آدم احساس آرامش می‌کند. حس می‌کنی فرق داری. دقیقاً همین است. حس خاص بودن می‌دهد». وی که برای این احساس «خاص بودن»٬ باید تنها برای ورود یک نفر به این رستوران «شیک»٬ ۴۵۰ هزار تومان ورودی پرداخت کند٬ اضافه کرده که به خاطر مهمان‌هایش به اینجا آمده است. مجید همچنین گفته که «وقتی ۴۵۰ هزار تومان ورودی می‌دهید، حتماً برایتان مهم نیست که قیمت غذاها چقدر است. آنها پیشنهاد می‌دهند و شما انتخاب می‌کنید. در منو، قیمتی دیده نمی‌شود. برای هیچ چیز. نه پیش غذا، نه غذای اصلی و نه دسر و مخلفات». وی با اشاره به اینکه این رستوران‌ها با وجود قیمت‌های بالا٬ «مشتری‌های ثابتی» دارند٬ افزوده که «وقتی چنین رستورانی می‌روید باید بدانید قرار است پول زیادی خرج کنید. چیزی حدود دو میلیون برای سه نفر... به نظرم کاملاً غیرمتعارف است». آن‌طور که روزنامه ایران نوشته٬ این رستوران‌های «لاکچری» عمدتاً در «شمال تهران» قرار دارند و هر کدام برای جذب مشتری٬ «سبک و سیاق» ویژه‌ای دارند. بر اساس این گزارش٬ بیشتر مشتری‌های این نوع رستوران‌ها «دوست دارند غذای‌شان را در محیطی خاص و خلوت صرف کنند. دوست ندارند موقع صرف غذا، کسی مزاحم‌شان شود و خوش‌شان نمی‌آید صدای دیگران را بشنوند». به همین دلیل ورود کودکان زیر ۱۰ سال نیز برای پرهیز از بر هم خوردن سکوت این نوع رستوران‌ها ممنوع است. مدیر داخلی یکی از رستوران‌های «شیک» شمال شهر تهران به روزنامه ایران گفته که مشتری‌ها «دوست دارند این پول را خرج کنند. گاهی هرچه قیمت بالاتر می‌رود، میل‌شان برای هزینه کردن بیشتر می‌شود». وی علت بالا بودن قیمت غذاها در این نوع رستوران‌ها را نیز استفاده از «مواد درجه یک» و «مجموعه‌ای از خدمات و امکانات» عنوان کرده است. او افزوده که «اگر مشتری از قیمت‌ها ناراضی باشد، می‌تواند از رستوران دیگری که به لحاظ کیفیت خوب است و قیمت مناسب‌تری دارد استفاده کند». گزارشگر ایران به عنوان نمونه به قیمت یکی از سالادهای «پرطرفدار» یکی از این رستوران‌ها که ترکیبی از «خاویار و آووکادو با سس مخصوص» است اشاره کرده که نزدیک به چهارصد هزار تومان قیمت دارد. بر اساس این گزارش٬ مشتریان در صورت سفارش این سالاد٬ تا پیش از سفارش غذای اصلی٬ ۴۵۰ هزار تومان به عنوان ورودی و ۴۰۰ هزار تومان برای این سالاد هزینه کرده‌اند. پیش از این نیز گزارش‌هایی مبنی بر فروش همبرگر ۲۵۰ هزار تومانی که با «مواد خاص و گران پر می‌شود» و نیز بستنی ۱۵۰ هزار تومانی که از جمله تزئیناتش، «ورقه‌ای نازک از طلا است»٬ منتشر شده بود. خبرگزاری فارس شهریور ماه سال ۹۰ درباره این بستنی که در برج میلاد تهران سرو می‌شد و قرار بود قیمت آن ۴۰۰ هزار تومان باشد٬ مطلبی منتشر کرده بود. تقی گل‌رخسار٬ مسئول رستوران گردان برج میلاد تهران، در گفت‌و‌گو با این خبرگزاری گفته بود «دو گرم و ۳۰ سوت طلای خوراکی در این بستنی استفاده می‌شود...که فقط در آلمان تولید می‌شود و باید وارد کشور کنیم». فارس با انتقاد از فروش این بستنی در برج میلاد٬ نوشته بود که «استفاده از این برج فقط مخصوص اعیان و اشراف‌زاده‌هاست و افراد معمولی حتی یک‌بار هم نمی‌توانند از این رستوران استفاده کنند؛ این در حالی است که هزینه ساخت میلیاردی این برج را مردم پرداخت کرده‌اند». همان زمان، روزنامه آمريکايی واشنگتن پست در گزارشی از تهران نوشت که در رستوران گردان برج ميلاد، برخی از ثروتمندان ايرانی، بستنی با روکش طلا با قيمت ۳۰۰ هزار تومان می‌خورند. خبرنگار اين روزنامه در گزارش خود افزوده بود در حالی عده‌ای در تهران بستنی طلا می‌خورند که ايرانيان فقير به شدت به نان شب خود محتاجند.

حضور دوباره زنان در ورزشگاه ها كليد خورد

قصه ورود زنان به ورزشگاه هاي ايران داستان امروز و ديروز نيست.سالهاست كه اين ماجرا شروع شده است و هر از چند گاهي توجه ها را به خود جلب مي كند. اما هفته گذشته پس چند سال سكوت دوباره ماجراي ورود زنان به استاديوم ها كليد خورد.
زندگی زنان تحت حکومت داعش پژوهشی درباره روابط جنسی در آلمان افزایش فروش لباس‌های بنجل و دست دو به عنوان برند در ایران آیا این محرومیت از حق تحصیل است؟ مشکل زود و بزرگ مردان ما

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

صف طولانی مردان، روبات جنسی را از کار انداخت

یک روبات جنسی که در نمایشگاه تکنولوژی در معرض دید بازدیدکنندگان قرار گرفته بود، آنقدر دستمالی شد تا از کار افتاد. بعد از آن‌که صفی از مردان این روبات چهار هزار دلاری را امتحان کردند، انگشت‌هایش شکست و در وضعیت نامناسبی رها شد. سرگی سانتوس، سازنده این روبات از بارسلون اسپانیا، گفت: "مردم روی سرش ریختند و پستان‌ها، پاها و دست‌هایش را فشار دادند. دو انگشتش شکست و لباسش لک شد." روبات نیاز به تعمیر دارد. به نظر می‌رسد که سامانتا برای این حد ارتباط فیزیکی طراحی نشده بود. آقای سانتوس گفت: "مردم چقدر می‌توانند بد باشند. آنها بدون آنکه این تکنولوژی را درک کنند و بدون آنکه بابت آن پولی پرداخت کنند، با این عروسک مثل وحشی‌ها رفتار کردند." این حادثه یک بار دیگر به بحث در مورد افزایش محبوبیت عروسک‌های جنسی و عواقب این نوع گرایش دامن زده است. بر اساس تحقیقات انجام شده درصد چشمگیری از مردم گفته‌اند که "مایل به استفاده از روبات های جنسی هستند." ۴۰ درصد کسانی که در یک نظرسنجی شرکت کردند، گفته‌اند که احتمالا در پنج سال آینده یک روبات جنسی می‌خرند. بسیاری از پژوهشگران معتقدند افزایش محبوبیت روبات‌های جنسی می تواند تبعات بسیار گسترده‌ای از جمله کاهش قاچاق برده‌‎های جنسی داشته باشد. آنها همچنین معتقدند که اگر افراد بتوانند تخیلات جنسی خود را با این روبات‌ها به اجرا درآوردند به کاهش انتقال بیماری‌های جنسی حتی کاهش استفاده از روسپی‌ها منجر خواهد شد. اما بسیاری از روان‌درمانگران جنسی و پژوهشگران معتقدند که ساخت این روبات‌ها نگاه کلیشه‌ای و سنتی به زن را تقویت می کند و این پیام را صادر می کند که ارتباط فقط جنبه شهوانی دارد.

قصه شده ام!

برایت قصه میگویم از روزهایی که دور نیستکه دیر نیستاز روزهایی که اردیبهشت ، عطر نارنج های نورسیده ی کلاردشت رو میداد و عشق به رنگ شال های رنگ رنگ من بود که میان کوچه های غرق شکوفه از سرم سر میخورد و میان شانه هایم رقاصی میکرد برایت قصه میگویم از روزهایی که دور نیستکه دیر نیست
زیبایی از درون می آید، 5 راه زیباتر شدن بدون نیاز به جراحی یازده خطای دخترانه سکس برای یک دهم زنان بسیار دردناک است آیا اپلیکیشنهای باروری برای جلوگیری از بارداری دقیق است؟ اعتیاد به خود ارضایی چیست؟

زنان حادثه

دوست داشتن بدن خود: عکس‌های سکسی زنی با ماه‌گرفتگی گسترده از بدو تولد

زنی که با ماه‌گرفتگی‌های گسترده به دنیا آمده است، برای افزایش آگاهی و اطلاع رسانی با هدف ترغیب انسان‌ها به «پذیرش»، عکس‌های سکسی خود را در اینستاگرام منتشر می‌کند. به گزارش خبرگزاری فاکس نیوز، یولیانا یوسف با بیماری ملانوسیتی مادرزادی متولد شده است. این بیماری در واقع اختلالی است که به شکل‌ ماه‌گرفتگی‌های گسترده بر روی بدن دیده می‌شود. یولیانا ۷۱ هزار فالوئر در اینستاگرام دارد. او در این شبکه اجتماعی عکس‌هایی با بیکینی از خود منتشر کرده است که در تمامی آنها ماه‌گرفتگی‌ها به خوبی دیده می‌شوند. در بسیاری از پست‌های اینستاگرامی اش، او درباره مهربانی با بدن و نگرش مثبت به آن بحث می‌کند.با این حال او چند وقتی است مجبور شده دست از این بحث‌ها بردارد چون به دلیل شرایط متفاوتی که دارد، مورد آزار و اذیت قرار گرفته و احساس ناامنی می‌کند. یولیانا یوسف در تاریخ ۱۶ نوامبر ۲۰۱۷ پستی منتشر کرده که بیش از ۲۷ هزار لایک و ۸۰۰ کامنت دریافت کرده است. او در این پست به شرح وضعیت خود با «این ماه‌گرفتگی دردناک» پرداخته است. یولیانا گفته است با وجود این اختلال نمی‌تواند موهای بدنش را بردارد و همواره احساس خارش را تجربه می‌کند. یولیانا یوسف درباره نگرانی‌هایش نوشته است و اینکه در معرض خطر سرطان پوست یا ملانوماست.او همچنین درباره مشکلاتش هنگام قرارهای عاشقانه‌اش نوشته؛ اینکه او در هر آشنایی باید طرف مقابل را با یک چیز نامتعارف آشنا کند. بسیاری از کامنت‌های این پست مثبت و دلگرم‌کننده بوده‌اند. فالوئرها او را سکسی، زیبا و جذاب توصیف کرده‌اند و شجاعت او را تحسین کرده‌اند. با این حال عده‌ای هم او را به خاطر انتشار عکس‌های تقریبا عریان، متهم به خودنمایی کرده‌اند. این در حالی است که او گفته است تمام هدفش ارائه اطلاعات درباره شرایط خودش و تلاش به منظور ترغیب مردم برای پذیرش بدن است؛ اینکه مردم بدانند هر بدنی با هر شرایطی قابل قبول است.

ماجرای زوج همجنسگرا‌یی که از زندان ترکیه سر درآوردند

کمتر از یک ماه پیش، جیمنا ریکو، اسپانیایی و شازا اسماعیل زاده مصر مثل سایر زوجهای همجنسگرا در لندن بودند، جایی که عشقشان شکفته بود. اما تماس تلفنی پدر خانم اسماعیل باعث شد که این زوج برای سفری کوتاه به دوبی بروند. سفری که به گفته خانم ریکو با یک تلفن ساده شروع شد اما با تهدید مرگ، فرار از مرزهای بین‌المللی و حبس شدن در یکی از زندان های ترکیه توام شد. خانم اسماعیل گفته است که در زندان ترکیه با آنها رفتاری وحشتناک، غیر انسانی و غیر منتظره شده است. خانم ریکو که اکنون در شهر توروکس، زادگاه خود در اسپانیاست، همراه با خانم اسماعیل جلوی دوربین خبرنگاران رفت تا از کابوسی تعریف کند که طی آن والدین دوست دخترش در دوبی سعی کردند آنها را به زور از هم جدا کنند. کابوس وحشتناکی که سه هفته به طول انجامید. خانم ریکو به خبرنگاران گفت: می خواهم ماجرایمان را برای همه تعریف کنم چون فکر می کنم به بسیاری از همجنسگرایان که سرکوب می شوند، کمک می کند. او که ۲۸ سال سن دارد به خبرنگاران گفت ماجرا خیلی ساده شروع شد. پدر خانم اسماعیل به او گفت که مادرش مریض و در بیمارستانی در دوبی بستری است. آنها به همین دلیل روز ۱۴ آوریل پرواز کردند و به دوبی رفتند. جیمنا ریکو گفت: اما این یک کلک بود. او ما را تهدید به مرگ کرد و گفت که به جرم لزبین بودن ما را روانه زندان می کنند آنطور که او می گوید، خانم اسماعیل که ۲۱ ساله است، توسط خانواده اش حبس شد اما آنها موفق به فرار شدند و به تفلیس در گرجستان پرواز کردند. اما با وجود آنکه نزدیک به سه هزار کیلومتر از خانواده خانم اسماعیل فاصله گرفته بودند، هنوز در امنیت نبودند. امیدوار بودند که از آنجا بتوانند با پروازی دیگر به لندن بیایند، اما پدر خانم اسماعیل در فرودگاه پیدایش شد و مدارک شناسایی و ویزای بازگشت او به لندن را پاره کرد. خانم ریکو گفت که مقامات گرجستان سپس آنها را به مرز با ترکیه اسکورت کردند. وزارت امور خارجه اسپانیا می گوید که آنها در سامسون در شمال ترکیه بازداشت و به استانبول منتقل شدند. در آنجا به اتهاماتی در رابطه با تروریسم بازداشت شدند و به گفته خانم ریکو، مدارکی را امضا کردند که محتوایش را نمی فهمیدند. خانم ریکو توانست به خانواده‌اش خبر دهد و آنها سپس پلیس اسپانیا را از موضوع مطلع کردند. بعد از سه روز حبس در زندان ترکیه و با وساطت وزارت کشور اسپانیا، این زوج آزاد شده و خانواده خانم ریکو آنها را با آغوش باز پذیرفتند. اما پدر خانم اسماعیل ماجرا را طور دیگر تعریف می کند. او اذعان کرده که به فردوگاه تفلیس رفته اما تنها پاسپورت قدیمی دخترش را پاره کرده است. او که نامش فاش نشد به یکی از شبکه‌های تلویزیونی اسپانیا گفت "وقتی دخترم به فردوگاه دوبی رسید او را بغل کردم. او گفته بود که می خواهد در لندن بماند اما من از او خواستم که به دوبی برگردد و در مورد لزبین شدنش صحبت کنیم. او از طریق پیام کوتاه (تکست) تلفنی به ما گفته بود که لزبین شده است. پدر خانم اسماعیل گفت که او می خواست دخترش را پیش روانشناس ببرد و از او خواسته بود که در دوبی بماند و به درسش ادامه دهد. اما او خانه را ترک کرد. دوستی به من اطلاع داد که دخترم به تفلیس رفته و من هم به پلیس گفتم که او فرار کرده و یا ربوده شده است. جیمنا ریکو گفت این را می پذیرد که پدر خانم اسماعیل آنچه را انجام داده که "فکر می کند به صلاح دخترش است اما فکر او آنقدر بسته است که نمی فهمد". خانم اسماعیل در حال حاضر با ویزای موقت در اسپانیا مانده است و خانم ریکو امیدوار است که بتوانند به زودی باهم ازدواج کنند.
من با واژنم رای نمی دهم ادل، خواننده مشهور بریتانیایی: من حالا متاهل هستم مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن ایوانکا ترامپ، بانوی اول واقعی آمریکا؟ اندوه بی پایان گریس کلی

حقوق زنان

واکنش سازمان بهزیستی ایران به «گزارش آزار جنسی دختران معلول»

سازمان بهزیستی ایران در واکنش به گزارش‌ها در مورد آزار جنسی گروهی از دختران در مراکز نگهداری از معلولان عقب‌مانده ذهنی، تأکید کرده است که «به جد پیگیر موضوع یک تعرض بوده و در صورت اثبات با متخلفان از طریق مراجع قضایی برخورد خواهد کرد». خبرگزاری مهر روز شنبه ۱۱ شهریور، گزارش کرده در برخی مراکز نگهداری از معلولان عقب‌مانده ذهنی که همگی آنها دختر هستند٬ از این افراد سوء‌استفاده جنسی می‌شود. این خبرگزاری به نقل از کارکنان یکی از این مراکز پرده از «آزار و اذیت جنسی یکی از نیروهای تأسیساتی این مرکز به یک دختر آن هم به دفعات متعدد برداشته است». این مددکار که هویتش فاش نشده اعلام کرده مدیر این مرکز پس از اطلاع از این موضوع٬ «هیچ اقدامی برای دفاع از این دختر انجام» نداده و قصد دارد او را به مرکز دیگری منتقل کند. خبرگزاری مهر هویت اختصاری این دختر را «ث» اعلام و نوشته که پیش از این دو دختر معلول ذهنی دیگر در این مرکز «طعمه هوسرانی» یک کارمند متخلف شده بودند. آن‌طور که در این گزارش آمده٬ این دو دختر نیز از سوی مدیر مرکز به مراکز دیگری انتقال یافته‌اند٬ اما «کارمند تأسیسات» این مرکز که مرتکب چنین تخلفی شده با وجود اخراج از سوی سازمان بهزیستی٬ باردیگر از سوی مدیر یاد شده به کار فراخوانده شده است. در این گزارش همچنین آمده که این کارمند متخلف٬ خود نیز پدر یک کودک «عقب‌مانده ذهنی است». خبرگزاری مهر در بخش دیگری از گزارش خود اعلام کرده که مدیر مرکز یاد شده از معرفی این دختر به پزشکی قانونی برای انجام مراحل قضایی و مجازات کارمند متخلف «خودداری» می‌کند. این خبرگزاری اضافه کرده «مدیر این مرکز به تازگی ارتقا یافته و برای جلوگیری از بدنامی مرکزش می‌خواهد موضوع را در خفا حل و فصل کند». این گزارش می‌‌‌افزاید که مدیر یاد شده «برای این که صورت مسئله را پاک کند از روانشناس مرکز خواسته گواهی صادر کند که براساس آن این دختر به دلیل داشتن عقب ماندگی ذهنی توهم داشته و صحبت‌هایش واقعی نیست». خبرگزاری مهر در ادامه گزارش خود از وقوع آزار و اذیت جنسی دختران در دیگر مراکز نگهداری از معلولان عقب‌مانده ذهنی خبر داده است. این خبرگزاری از مرکز دیگری گزارش تهیه کرده که در آن یکی از مسئولان به همراه دو پرسنل دیگر٬ دختران را مورد آزار و اذیت جنسی قرار می‌دهند. یکی از دختران این مرکز گفته آنها «وسایلی که خیرین برای ما می‌آورند به ما نمی‌دهند. بعد برای اینکه آن‌ها را بگیریم شرط‌هایی برای ما می‌گذارند». این دختر افزوده که «دختران معلول ذهنی و جسمی، مثل هر آدم دیگری نیازهایی دارند. طبیعی است که خیلی از پیشنهادها را سریع قبول کنند». نبی‌الله عشقی ثانی٬ مدیرکل پیشین اداره کودکان بی سرپرست سازمان بهزیستی هم درباره وقوع این اتفاقات در مراکز مذکور گفته «مطالعات نشان می‌دهد آسیب‌ها اغلب توسط افرادی همچون نگهبان، باغبان، خدمه، تمیزکار و مسئول تأسیسات رخ می‌دهد». آقای عشقی ثانی افزوده که «مسلماً در مرحله اول انتخاب کارکنان کنترل‌ها باید مستمراً اتفاق بیفتد و نظارت بر عملکرد کارکنان باید سالانه و حتی شش ماه یک بار باشد و این مراقبت کردن چیزی نیست که یک بار انجام بدهید و تمام بشود». سوءاستفاده و آزار و اذیت جنسی دختران در مراکز نگهداری از معلولان عقب مانده ذهنی در ایران امر تازه‌ای نیست و هر از چندگاهی گزارش‌هایی از این دست از سوی رسانه‌ها در این کشور منتشر می‌شود. آمار دقیقی از میزان وقوع این نوع جرایم در مراکز مذکور در دست نیست و به طور معمول مسئولان این مراکز و حتی سازمان بهزیستی تمایلی به ارائه گزارش و توضیحی درباره این نوع جرایم و تخلفات ندارند. کودکان به خصوص دختران در ایران هم‌چون بسیاری دیگر از کشور‌ها همواره در معرض سوء‌استفاده و آزار و اذیت جنسی هستند که در این میان آن‌دسته از کودکانی که از معلولیت ذهنی رنج می‌برند٬ بیشتر در معرض این تهدید‌ها قرار دارند. منصوره کریم زاده  مدیر گروه آموزشی رشته رشد و پرورش کودکان پیش از دبستان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی هم درباره این موضوع گفته که «کودکان عقب‌مانده ذهنی نسبت به کودکان عادی آسیب‌پذیرتر هستند». خانم کریم‌زاده «فقدان» دانش و آموزش‌های جنسی و «وابستگی عاطفی به بزرگسالان‌» را دو عامل مهم در آسیب پذیر بودن این کودکان اعلام کرده است. او اضافه کرده که «کودکان عقب‌مانده ذهنی به دلایل مختلف متوجه آزارهای جنسی نمی‌شوند. این دلایل شامل ترس، تهدید، نگرانی برای از دست دادن حامی و عدم‌آشنایی با آزار جنسی یا تماس فیزیکی است». خانم کریم‌زاده افزوده که «باید آموزش‌های لازم را به والدین و این کودکان بدهیم تا این نوجوانان چنین تجربه‌های تلخی را نداشته باشند». نتایج یک تحقیق خارجی نشان می‌دهد شیوع سوء استفاده جنسی در میان افراد عقب مانده ذهنی بین نرخ ۲۵ تا ۸۳ درصد متغییر است و با اين وجود، امروزه همگان پذیرفته‌اند که افراد عقب مانده ذهنی در خطر بالاتر سوء استفاده جنسی قرار دارند. بر اساس نتایج این تحقیق٬ ۸۰ درصد قربانیان دارای عقب‌ماندگی، بیش از یک بار مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند و این در حالی است که فقط ۲۰ درصد از تجاوز‌های جنسی نسبت به افراد عقب مانده گزارش می‌شود.

پای صحبت الکساندرا شفچنکو، یکی از سه رهبر اصلی گروه فمن تغییر معنای برهنگی

جنبش فمن که سال ۲۰۰۸ در اوکراین شروع شد، حالا ابعاد جهانی پیدا کرده است. آنها تاکنون اقدامات زیادی کرده‌اند: فوریه ۲۰۱۱ جلوی سفارت ایتالیا در کیف علیه زن‌بارگی سیلویو برلوسکونی تظاهرات کردند. سه ماه بعد علیه قاچاق بچه‌ها و در اکتبر ۲۰۱۱ علیه سازماندهندگان بازی‌های جام ملت‌های اروپا در سال ۲۰۱۲. بعد از آن که گند کار دومینیک استرواس کان (رئیس سابق صندوق بین‌المللی پول) در سوء استفاده جنسی از خانم خدمتکاری در هتل در آمد، اکسیون اعتراضی در پاریس به راه انداختند. دسامبر ۲۰۱۱ به تظاهرکنندگان علیه انتخابات روسیه پیوستند. ماه ژوئیه ۲۰۱۲ هم در هامبورگ علیه فحشا تظاهرات کردند. این جنبش هنوز جا نیفتاده و در جوامع مردسالار و حتی در میان روشنفکران نیز مخالفان فراوانی دارد، با این حال به علت ظرفیت مبارزاتی زیاد آن و استقبال بخش‌هایی از زنان مبارز، رفته رفته اسمش سر زبان‌ها افتاد و به عنوان یک شیوه نوین مبارزه شناخته شد. این جنبش هنوز راه درازی در پیش دارد، اما با از کار افتادن بعضی شیوه‌ها یا کند شدن سلاح‌های دیگر، ظهور آن یکباره همه را غافلگیر کرد و نشان داد که سرکوب همه را سرکوفته و سر افکنده نمی‌کند. جنبش وال استریت، و قبل از آن جنبش‌های متعدد دانشجویی برای تحصیل همگانی و مجانی و جنبش های صلح و آزادیخواهانه بر ضد جنگ و نیروگاه‌های اتمی غالباً خودجوش بودند، اما در مواردی راکد شدند، یا رفته رفته درهم ادغام شدند و اشکال دیگری به خود گرفتند. جنبش فمن نیز ادامه راه جنبش فمینیستی با اشکال دیگر است. فمن‌ها خود را فمینیست می‌دانند، اما همه فمینیست‌ها خود را فمن نمی‌دانند. علی‌رغم این تفاوت هر دو علیه ستم جنسی مبارزه می‌کنند. روش مبارزه فمن‌ها اما منحصر به فرد است. این روش که با مخالفت‌های زیادی نیز روبه‌رو شده، یک حسن بزرگ دارد وآن این است که منبطق با نیازها و مقتضیات زمانه ما با مختصات ویژه ارتباطات ماهواره‌ای و اینترنت است. جلب نظر کردن در چنین دنیایی و اثر گذاردن بر افکار عمومی به روش‌های خاص زمانه نیاز دارد. موافق و مخالف جنش فمن‌ها بر این نکته اتفاق نظر دارند که روش مبارزاتی آنها اثرگذار و بسیار برانگیزاننده است: زنان در این شکل از مبارزه به طور علنی و به اعتراض چیزی را به جامعه مردسالار عرضه می کنند که مردان در خفا دنبالش می‌گردند. آنها با برهنه نمودن سینه‌هایشان نقاب از تزویر و ریای اجتماعی برمی‌دارند. بحث دینی به کنار، در زمینه فرهنگی نیز کار فمن‌ها شگفتی‌آور بوده است. چون تاکنون پدیده‌های فرهنگی در غرب تولید می‌شد و مورد تقلید شرق قرار می‌گرفت، اما در مورد جنش فمن خلاف این روند مشاهده می‌شود. رفتار زنان اوکراینی که از لحاظ اقتصادی و فرهنگی عقب‌مانده تلقی می‌شوند، سر مشق زنان اروپای غربی قرار می‌گیرد. در مورد زمینه‌ها و نحوه شکل گیری این جنبش رسانه‌های آلمانی با الکساندرا شفچنکوAlexandra Schewtschenko از بنیان این جنبش گفت‌وگوهایی کرده‌اند که گزیده‌ای از آنها را می‌خوانیم: الکساندرا شفچنکو یکی از سه رهبر اصلی گروه فمن که بیست و پنج ساله و اهل کیف اوکراین است، در گفتگو با دی‌سایت آلمان می‌گوید: “در جوانی به گذشته حسرت می‌خوردم. آنوقت‌ها جوانان کمونیست برای خودشان فکر و ایده داشتند. من هم برای خودم خواب و خیال‌هایی داشتم، اما تحصیلم در رشته مدیریت اقتصاد راضی‌ام نکرد. امروز در شهرهای کوچک اوکراین کسانی که در سنین بین کودکی و بلوغ هستند کاری جز سیگار کشیدن و آبجو خوردن ندارند. چشم‌انداز دیگری نیست. وقتی هجده سالم شد دوستی با بعضی فعالان جنبش زنان زندگی‌ام را عوض کرد. او در جواب به این پرسش که فمن را چطور تعریف می‌کند، می گوید: “در هجده سالگی فکر می کردم فمینیسم یعنی اینکه آدم زشت لباس بپوشد، موهایش را مثل دیوانه‌ها آرایش کند و از مردها بدش بیاید، اما حالا نظرم عوض شده. به نظرم فمینیسم یک ایدئولوژی ضروری برای همه زنان دنیاست. معنی‌اش این است که راهی جز مبارزه نداریم و در این جدال به سلاح‌های جنون‌آمیز هم متوسل می‌شویم. فمینیسم چیزی نیست که در کتاب‌ها بشود پیدا کرد. باید برایش جنگید. فمینیسم برای زنان جوان در اوکراین و اروپا مهم است. من اگر فمینیست نباشم، یعنی اینکه برده مردان هستم… فمینیسم خیلی ساده یعنی اینکه زنان و مردان برابرند. زنان فقط همسرانی نیستند که پخت و پز می‌کنند، بلکه انسان‌هایی دارای همه حقوق هستند. من فمینیست شده‌ام تا زنان دیگر را هم فمینیست کنم.” او به تفاوت‌های طبقاتی و فرهنگی بین زنان اوکراین و اروپا نیز می‌پردازد: “زنان اوکراینی فقط یک هدف در زندگی دارند: شوهر پیدا کنند و چه بهتر که خارجی باشد. این زنان فقط می‌خواهند خانه‌دار باشند و به کار بیرون علاقه ندارند. برای تغییر این وضع به انقلاب نیاز است. ما برای دست‌گرمی تاکنون چندتایی خرده انقلاب در رسانه‌ها راه انداخته‌ایم. پیش از اقدامات ما در برهنه کردن اعتراضی سینه‌هایمان، سینه برهنه زن را فقط در مجلات سکسی برای مردان یا نیمه شب‌ها در تلویزیون می شد تماشا کرد، اما ما جسم زن را قانونی کرده‌ایم. حالا در روزنامه‌های اوکراین یا روز روشن هم در تلویزیون می‌شود این صحنه‌ها را دید.” دی‌سایت می‌پرسد: این انقلاب شما به کجا ختم می‌شود؟ شفچنکو: به مادرسالاری. یعنی امیدوارم که اینطور بشود. یعنی کی؟ –          نمی دانم، شاید سال ۲۰۱۷. یعنی دقیقا صد سال بعد از انقلاب اکتبری که به استیلای سیستم تزارها خاتمه داد. تا آن هنگام باید بجنگیم. برگزاری مسابقات فوتبال جام ملت‌های اروپا در اوکراین صحنه مناسبی بود برای مطرح شدن فمن‌ها. برگزاری چنین مسابقاتی بازار فحشا را هم داغ کرد و هوسرانان را در قالب تماشاگران فوتبال راهی اوکراین نمود. مبارزه با ستم جنسی از مهم‌ترین موضوعات مبارزه فمن‌هاست. آنها در این مبارزه با تنگناهای زیادی روبه‌رو هستند و به ویژه حضور رسانه‌ای برایشان خیلی اهمیت دارد. به قول شفچنکو “بدون حضور رسانه‌ای در اروپا پوتین ما را می‌بلعید”. دی سایت: چه احساسی دارید هنگامی که جلوی دوربین تلویزین برهنه می‌شوید؟ شفچنکو: نخستین بار خیلی استرس داشتم، اما بیشتر مشکلات و احساسات قبل از این صحنه پیش می‌آیند . یعنی موقعی که آدم باید خودش را آماده مقابله با خانواده و دوستان کند. نخستین‌بار که برهنه شدم مادرم گریه کرد، جیغ کشید، گفت من آبروی خانواده را برده‌ام و دیگر دخترش نیستم… اما آخر من که فاحشه نیستم، یا از اینها که در کلوب‌های شبانه می‌رقصند. مدل هم نیستم. من فمینیستم و این کار بخشی از مبارزه من است. ما فاحشه نیستیم، با فاحشگی مبارزه می‌کنیم. ما نمی‌گذاریم اوکراین فاحشه‌خانه اروپای غربی شود. او در زمینه روسپیگری معتقد به مدل سوئدی است که طبق آن نه با روسپیگری، بلکه با قوادی و خرید و فروش زنان مبارزه می‌شود. شفچنکو در گفت‌وگو با روزنامه آلمانی تاتس تعریف دقیق‌تری از جنبش فمن ارائه می‌دهد: “فمن جنبش زنانی است که به طور فیزیکی و اخلاقی مهیا شده و آمده‌اند تا با پدرسالاری بجنگند و چوبش را هم بخورند، اما از پای ننشینند و مردسالاری را در قالب‌های صنعت سکس، دیکتاتوری و دین برملا کنند.” به قول شفچنکو که به مناسبت بنیانگذاری جنبش در آلمان به برلین آمده بود، “جنبش فمن را نمی‌شود کپی کرد، اما استراتژی‌های معینی هست که باید فقط در تماس با گروه فمن اصلی کسب نمود”. شفچنکو تاکتیک و استراتژی فمن‌ها را “سکستریم” (Sextremis)می‌نامد و بر آمادگی جسمی و روحی، و قدرت انعطاف در مقابله با پلیس تاکید می‌کند: “فمن‌ها همچنین خوب از پیشداوری‌های جامعه مردسالار آگاهند و می‌دانند که بیشتر عکاسان و سردبیران از مردانند؛ مردانی که عملیات اعتراضی فمن‌ها را سانسور یا به میل خود تفسیر می‌کنند.” شفچنکو به تمرین‌های گروه هم اشاره می‌کند که از جمله می‌کوشند جوری ظاهر نشوند که ابژه عکاسان شوند. در عکس‌ها نباید لبخند بزنند وهر چند عصبی هستند، عصبی جلوه نکنند. آنها همچنین تمرین می کنند چگونه فریاد بزنند تا بیشتر اثر کند. او می‌گوید: “ما برهنه، اما مهاجمیم” و در پاسخ به تاتس که می‌پرسد چرا برهنه می‌شوید، می‌گوید: “با برهنگی می‌خواهیم نشان بدهیم که مسلح نیستیم. ما نظر مردم و رسانه‌ها را با طرز اعتراض‌مان به خود جلب می‌کنیم. ما عمداً جایی و جوری ظاهر می‌شویم که برای مردان غیر عادی است. اینجا که ما اعتراض می‌کنیم خیابان است، فاحشه خانه یا مجله سکسی نیست. نیمه شب هم نیست. روز روشن واقعیت است. ما در تلویزیون هم که ظاهر شویم، به جای گفت‌وگو در مورد موضوعات جامعه مصرفی مانند اتومبیل فراری یا آبجو و غیره، از مسائل سیاسی حرف می‌زنیم. ما با برهنه شدن‌مان معنی برهنگی را تغییر می‌دهیم. ما بدن‌مان را پنهان نمی‌کنیم و از چیزی نمی‌ترسیم و شرم نمی‌کنیم . نمی‌توانیم دنیا را از امروز تا فردا زیرو رو کنیم، اما همین برخورد خشن پلیس و دستگیری‌های ما نشان می‌دهد که ما تا آنجا که از دستمان برمی آمده تغییر ایجاد کرده‌ایم.” فمن ها در کنار مبارزه با ستم جنسی، با فاشیست‌ها هم مبارزه می کنند. به قول شفچنکو مبارزه با نئونازی‌ها در صدر مبارزه فمن‌ها در آلمان است. شفچنکو ادامه می‌دهد: “ما فقط سینه‌هایمان را برهنه نمی‌کنیم، بلکه آنها را سپر می‌کنیم برای مبارزه با بی‌عدالتی در سایر زمینه‌های اجتماعی. برای بحث‌های آزاد سیاسی هم آماده‌ایم. یکی از از این بحث‌ها را روز پنجم آوریل در برلین با همکاری گروه‌های سیاسی دیگر برگزار کردیم.” منابع: تاز  
اولین زوج ‌هم‌جنس در آلمان ازدواج کردند نامه‌های دیده نشده سیلویا پلات /خشونت خانگی آقای شاعر «زن ذليل» واژه‌اي ضد زن هزاران زن در ترکیه به اصلاحیه جدید قانون تجاوز به دختربچه‌ها اعتراض کردند نرم‌افزار طلاق