1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

حضور یک هیأت هزار نفره از عربستان سعودی که احتمالا بیشتر آنها مرد هستند، برای گذراندن تعطیلات در جزیره آزاد بالی و ریخت‌و پاش‌های میلیونی آنها، مسئولان این جزیره را مرعوب نکرده است.

یک سخنگوی دولت محلی جزیره بالی به خبرگزاری فرانسه گفته مجسمه‌های برهنه در این جزیره همچنان عریان خواهند ماند. او گفته این مجسمه‌ها بخشی از فرهنگ این جزیره هستند.

مجسمه‌های نیمه عریان بالی نمادهایی از خدایان هندو هستند. زنان بالی نیز قبلا همانند خدایان هندو، بالاتنه خود را آزاد و برهنه می‌گذاشتند.

جوکو ویدودو رئیس‌جمهور اندونزی پیشتر هنگام ملاقات با پادشاه عربستان در پایتخت اندونزی، دستور داده بود تا مجسمه‌های عریانی را که در نزدیکی محل ملاقات قرار داشتند به احترام پادشاه عربستان با گل و گیاه بپوشانند. به گفته مقامات بالی، هیات عربستان سعودی چنین تقاضایی برای مجسمه‌های این جزیره طرح نکرده است.

نظیر این اتفاق در ایتالیا و زمان بازدید هیأت بلندپایه ایران از این کشور در سال گذشته میلادی نیز رخ داد. موزه کلاسیک شهر رم که کنفرانس مطبوعاتی حسن روحانی در آنجا برگزار شد، مجسمه‌های عریانش را با مقوا پوشاند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان

ما زنها هم دنیایی داریم واقعا منحصر بفرد که خودمان هم بعضی وقتها سر از کاری که انجام می دهیم در نمی آوریم چه برسد به شوهران بیچاره ما. این 15 نکته درباره زنانه بودن و احساس کردن است در باره 15 نکته نه خیلی کوچکی است که شما مردان درباره ما نمیدانید و البته شما هیچوقت درباره لذت زن بودن چیزی نخواهید دانست. با این وجود شاید باید بخوانید. 1-       ما دوست داریم نامه های عاشقانه ای را که برایمان نوشته شده نگهداریم نه به این خاطر که هنوز احساسی داریم یا امیدی بیشتر به این خاطر که خواندن این نامه ها بما یاداوری می کند که از چه مراحلی در زندگی گذشته ایم و همچنین این احساس خوب که کسانی ما را در زندگیشان دوست داشته اند. 2-       ما یکم از شما مردان متنفریم بیشتر به این خاطر که اصلا نمی فهمید که درد زایمان چی هست! 3-       ما مثل مومیایی ها هستیم آرایش غلیظ روی صورت، گن و سوتینهای تنگ تایلونی که توش نزدیکه خفه شیم و جوراب شلواری نایلونی و کفش 10 سانتی، با همه اینها ما زنده تر از همیشه هستیم 4-       ما احتیاجی به پسورد شما نداریم نه اینکه نخواهیم سر از کاری که ساعتها باید جلوی مانیتور کامپیوتر باشی در بیاوریم یا لیست آخرین چتهایتان را در صفحه فیس بوک چک کنیم و همچنین ایمیل ها شما رو بخونیم، مساله اینه که شما اونقدر حواس پرت هستید که لپ تاپتونو روشن بذارین و برید بخوابید 5-       وقتی میگیم هدیه نمی خواهیم.. هیچ زنی توی دنیا نیست که با گرفتن هدیه خوشحال نشه، آرزوی هر زنی اینه که شوهر هر روز با یک هدیه بیاد خونه مهم هم نیست که چقدر قیمتیه مهم اینه که بفکر ما بودین و وقتتونو گذاشتین که برای ما یه هدیه بخرین و البته پولتونو 6-       بیانسه کیه دیگه!؟ شما شاید تو حمام احساس پاوارتی بودن بهتون دست میده ولی ما موقعی که تو خونه تنها هستیم احساس بیانسه بودن بهمون دست میده 7-       رویا های پایان ناپذیرما راجع به هر چیزی، از لباسی که قراره توی مراسم تدفین مادرتون بپوشیم تا اینکه یه روز برنامه آشپزی داشته باشیم یا فرم انداممون با دوران 16 سالگیمون برگرده یا اینکه کلیه ترانه های عاشقانه راجع به ما نوشته شده 8-       حمامهای پایان ناپذیر ما برای فرار از درس و مشق بچه ها، یا صحبت با مادر محترمتون یا مرتب کردن خانه ای که شما قبل از رفتن توش بمب منفجر کردین 9-       ذهن مبارزه جوی ما که هر روز در حال دعوا با مادرمون، مادرتون، خواهرتون، دوسشمن هامون و بقیه عالم و آدمه... بدون نیاز به دلیل خاصی 10-    صورتی که مثل کف دست میشناسیم مدت زیادی خودمونو توی آیینه نگاه میکنیم، همه پستی و بلندی های صورتمونو و نوعشونو و دلیل بوجود اومدنشونو خیلی خوب میدونیم بعد شبها نمی خوابیم و راجع بهشون فکر میکنیم. 11-     ما هم نسبت به دخترا احساس داریم فکر بد نکنین! احساس ما مخلوطیست از انواع احساسات درباره هر کسی که از ما خوشگلتر، جوانتر و خوش لباستره 12-    دوست داریم که دوست داشته شویم بغل کردن، نوازش، تکستهای وقت و بی وقت عاشقانه.. ممکنه بهتون بگیم لوس ولی نمیتونیم منتظر حرکتت بعدیتون بشینیم 13-    معمولا ازتون عصبانی هستیم دلیلش؟ دلیل خاصی نداره، تقصیر استروژنهاست 14-    ما دوست داریم نقش اول بازی کنیم

این مردهای غمگین نازنین !

این نوشته رو یکی از دوستان از وبلاگ خانم الهام ارسال نموده است! با اجازه از نویسنده مطلب آنرا منتشر می کنیم. مطلب جالب و نگاهی استثنائی به مردان از دید یک خانم. یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند... یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل... همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند...  ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند! مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما.  بیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مردها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم... بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.
این خانه جادو می كند دختری که کسی منتظرش نیست خدایا دست ات را از گلویم بردار مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد اهمیت چشم دوختن به بیرون پنجره

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

اولین تولد کافه ویسپو

جشن اولین سال تاسیس کافه ویسپو با حضور تعداد زیادی از همراهان این کافه در یکسال گذشته برگزار گردید. این کافه دنج و زیبا که با مدیریت خانم هرندی در خیابان ظفر طبقه همکف برج سینا فعالیت می نماید از جمله معدود نقاطی در تهران است که فعالیتهای هنری و مراسم مختلفی را بصورت هفتگی برگزار می نماید. در اولین سالگرد تولد این کافه  دوست داشتنی نیز دو گروه موسیقی از دوستداران کافه ویسپو برای دعوت شدگان بصورت زنده برنامه اجرا نمودند. با هم چند عکس از این شب زیبا را مرور می نماییم. از جمله حاضران در این مراسم همکاران انجمن حمایت از کودکان کار بودند که امروز و فردا بازارچه خیریه ای در حمایت از کودکان کار برگزار می نمایند. شما نیز میتوانید با مراجعه به آدرس خیابان ولیعصر بالاتر از میدان ونک، خیابان عطار، باشگاه ونک به این امر خیر کمک نمایید.  

طلا؛ زیور یا سرمایه

خانم های بسیاری را می شناسم که همراه با مد، طلاهای خود را عوض کرده و تغییر می دهند. پای صحبت آنها که می نشینم تازه مدعی هم می شوند که این طلا سرمایه ای است برای روز مبادا و تازه از این طریق کمی هم از تعویض و تغییر آن لذت هم می برند.
از خرید در فروشگاه های بزرگ لذت ببرید دردسرهای خرید گوشت قرمز با خیال راحت مهمان داری کنید لامپ کم مصرف حامی محیط زیست چگونه کسب و کار کوچک خود را راه اندازی نماییم؟

مطالب تصادفی

گزارش روز

رتبه 125 برای ایران در برابری جنسیتی اشتغال

از آن زمانی كه زن ها در خانه ها می ماندند و مردها را برای رفتن به سركار بدرقه می كردند، شاید نزدیك یك قرن گذشته است. اكنون در سراسر دنیا میلیون ها زن در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مشغول به كار هستند. اما در همه كشورهای دنیا زنان به یك سان فرصت های شغلی را در دست ندارند. هر چه از جهان اول به كشورهای جهان سوم نزدیك تر می شویم، تبعیض های جنسیتی در كار و كسب هم بیشتر می شود.

حامی برقع پوش کودکان

در یک سریال تلویزیونی پاکستانی زنی با برقع از دانش‌آموزان در برابر حملات بنیادگرایان دفاع می‌کند. در این نبرد خیر و شر، زن قهرمان داستان، با قلم و کتاب بر خیل دشمنان پیروز می‌شود. سریال پرجنجالی که به مناسبت ماه رمضان از یک کانال تلویزیون خصوصی در پاکستان پخش می‌شود "انتقام‌جوی برقع‌پوش" نام دارد. قهرمان اصلی این سریال کارتونی زنی جوان و زیرک و نیرومند است که برقع یا روبنده بر چهره دارد و چیزی جز چشمان او پیدا نیست. برقع، پوشش سراسری بسیاری از زنان مؤمن در افغانستان و پاکستان است. این پوشش برای بسیاری از افراد متجدد، نمادی از نابرابری زنان است، زیرا سیمای زن را از او می‌گیرد و حضور او را در جامعه به حداقل می‌رساند. اما همین پوشش در سریال تلویزیونی نماد مبارزه با ظلم و جهل شده است. در سریال "انتقام‌جوی برقع‌پوش" یک خانم آموزگار جوان نقش اصلی را دارد که از دختران دانش‌آموز در برابر نیروهای سیاه و خطرناک جامعه دفاع می‌کند، و اینها سیاستمداران فاسد هستند در داستان مرد بدسیمایی هست که نماینده دولتمردان فاسد و پول‌پرست است. او مایل است مدرسه دخترانه تعطیل شود، تا بودجه آن را خود به جیب بزند. اما او برای این که به این تبهکاری خود مشروعیت بدهد به حمایت نیروهای دینی نیازمند است، و اینها روحانیون متعصبی مشابه طالبان هستند که با درس خواندن دختران مخالفت می‌کنند و آن را خلاف شرع می‌دانند. رئیس بدهیبت و ریشوی متعصب، جادوگری به نام "بابا بندوک" است که رفتار و گفتاری شبیه افراد طالبان دارد. او جلوی مدرسه دخترانه فریاد می‌زند: «زنان را چه به درس خواندن؟ آنها باید در خانه بنشینند، به همسران خود برسند و بچه بزرگ کنند.» سوادآموزی، امری خطرناک نیروهای جهل و تاریکی که قصد دارند دختران را از تحصیل باز دارند، با مقاومت دانش‌آموزان روبرو می‌شوند. آنها دوست دارند مدرسه بروند و درس بخوانند. برای نمونه دختری به نام آشو فریاد می‌زند: «دختران امروز مادران فردا هستند. اگر مادران سواد نداشته باشند، سرنوشت نسل‌های بعد چه خواهد شد؟» زمانی که نیروهای جهل قصد دارند صدای بچه‌ها را خاموش کنند، خانم معلم برقع‌پوش وارد میدان می‌شود و با قلم و کتاب به دشمنان آموزش حمله می‌کند، آنها را شکست می‌دهد و از بسته شدن مدرسه جلوگیری می‌کند. این داستان در سرزمینی که در سالهای گذشته طالبان صدها مدرسه را ویران کرده‌اند، بسیار معنی‌دار است. آنها از سکوت و گاه حتی حمایت مقامات محلی برخوردار هستند که ترجیح می‌دهند بودجه‌های عمرانی را بالا بکشند. به گفته کارشناسان، بیشتر یاری‌های نقدی که برای حمایت از پیشرفت و آبادی به پاکستان سرازیر می‌شود، پیش از هر چیز جیب زمامداران فاسد را پر می‌کند. پیام انسانی هارون رشید، هنرمند پاکستانی، اولین سریال کارتونی و کامپیوتری این کشور را تهیه کرده است. او با نام هنری "هارون" در صحنه واریته و موسیقی پاکستان پرآوازه است. به گفته هارون، از سریال ۱۳ بخش تهیه می‌شود که هر بخش ۲۲ دقیقه طول دارد. سریال لحنی شاد و پرهیجان دارد و هر بخش آن با پیامی انسانی همراه است که در داستان‌های ساده و سرگرم‌کننده هم برای کودکان سودمند است و هم به آنها امید می بخشد. مسائلی مانند آلودگی محیط زیست، حقوق اقلیت‌ها یا مشکلات روزمره مردم به زبانی ساده در داستان‌ها روایت شده است. هارون درباره پوشش "برقع" قهرمان اصلی داستان می‌گوید که به پشتوانه‌ی دینی این نوع حجاب نظر نداشته و تنها قصد داشته هویت او را از دیده‌ها پنهان نگه دارد. درست مانند "زورو" که با بستن نقابی بر چهره، صورت خود را از نگاه دیگران پنهان می‌کند تا بهتر بتواند مأموریت‌های خطرناک خود را به انجام برساند
زنان و افراد تحصیلکرده،بیشترین بیکاران ایران نمایشگاه پخت و پز در تهران مشارکت اقتصادی زنان ایرانی پایین‌ترین نرخ مشارکت زنان در جهان ایدز، بیماری كه برای ایرانیان تبدیل به آتشفشان شد زندگی مجردی ، تجربه هزاره سوم ایرانیان

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

چرا آراسته بودن برای زنان اهمیت زیادی دارد؟

از دیرباز، آراستگی ظاهری برای زنان بسیار بیشتر از مردان حائز اهمیت بوده است و شکی نیست که این جنس لطیف برای نمایاندن زیبایی ظاهری خود وقت و هزینه بیشتری نسبت به مردان میگذارد، به گونه ای که حتی در حوزه تجارت هم مارکتینگ لوازم زنانه از رونق بیشتری برخوردار است. اما پرداختن به “چرایی” این تمایل زنانه نیازمند بحثی طولانی است که در این مقاله به طور خلاصه به بررسی این مقوله از سه منظر اکتفا میکنیم: 1-دیدگاه اجتماعی 2-ژنتیک 3-تساوی جنسیتی نخست می پردازیم به دیدگاه اجتماعی؛ در واقع این باور که زنان بیشتر از مردان به ظاهر خود اهمیت می دهند، در تمام جوامع جا افتاده است. شاید این باور بازگردد به این دیدگاه قدیمی که از دیرباز زنان برسر جذاب ترین و خوش اندام ترین مردان بر سر رقابت بوده اند. پس در باور زنان، هر چه زنی از لحاظ ظاهری سکسی تر باشد بیشتر مورد توجه مردان قرار می گیرد. معیارهای زیبایی یک زن سکسی داشتن کمری باریک، سینه هایی نسبتا درشت، صورتی ظریف، دست و پاهایی کوچک و در کنارش کمی چربی زیر پوست می باشد. البته در کنار تمامی این ها، نباید این را نادیده گرفت که مردی بلندبالا، عضلانی، با چهره ای ریش دار، مردانه و جذاب برای زنان نمایانگر یک مرد سکسی است. حال بیاییم به یک استثنا ژنتیکی بپردازیم؛ از زمان تاریخ پیدایش موجود زنده، ژن، این واحد مولکولی وظیفه انتقال صفات والد یا والدین را بر عهده داشته است. ژنها برروی کروموزوم ها قرار دارند. می دانیم که نوزاد دختر داری کروموزوم xx و نوزاد پسر دارای کروموزوم xy می باشد. حال این میان ممکن است استثنایی رخ دهد؛ دختری متولد شود با کروموزوم xy. به این پدیده نادر سندرم عدم حساسیت آندروژن یاAIS می گویند. در افرادی که دچار این عارضه نادر می شوند، هورمون آندروژن که باعث بروز صفات ثانویه جنسی در مردان (یعنی ظهور ریش و تغییر صدا) می شود، ترشح نمی گردد. در این افراد از لحاظ ژنتیکی یک کروموزوم xو یک کروموزوم y وجود دارد. (یعنی از لحاظ ژنتیکی مرد هستند) اما به دلیل نقص ژنتیکی بر روی کروموزوم x این نوزادان که قرار بوده مرد به دنیا بیایند، در زمان تولد با جنسیت ظاهری مونث به دنیا می آیند. در این گونه زنان بدن سرشار از هورمون جنسی مردانه است اما بدن هیچ گونه پاسخی به آن نمیدهد و تمام این هورمونها تبدیل به هورمون جنسی زنانه یعنی استروژن می شود. در نتیجه دختری به دنیا می آید که فاقد رحم می باشد و قابلیت بچه دار شدن ندارد. اما تمام صفات زنانه در این افراد وجود دارد. به طور معمول زنانی که دچار سندرم AIS هستند نسبت به دیگر زنان از قامتی بلندتر، پوستی صاف و شفاف تر برخوردارند. چهره ای زیبا دارند و بدنشان معمولا عرق نمی کند و بدبو نمی شود و موهای زائد در بدن این افراد معمولا رشدی ندارد. تمام علایق و سلایق این افراد زنانه است و تنها تفاوتی که با سایر زنان دارند، عدم توانایی در بچه دار شدن است. اما با توضیحات گفته شده آیا می توان به این نتیجه رسید که وجود ژن مردانه باعث عدم رسیدگی این زنان به ظاهر خود می شود؟خیر. اینگونه زنان نیز همانند دیگر همجنسان خود، ظاهرشان برایشان بسیار مهم است. آخرین موردی که آن را بررسی می کنیم مورد “تساوی جنسیتی” است که در جوانع امروزی، رو به پیشرفت می باشد. فرض کنیم بسیاری از زنان به دلیل نداشتن موقعیت اجتماعی بالا مجبور باشند برای جلب توجه بیشتر، خود را به صورت “اشیایی خواستنی” به نمایش بگذارند. اگر چنین فرضی درست باشد پس باید پیش بینی کنیم با افزایش تساوی جنسیتی در مشاغل و یا حتی مناصب سیاسی، زنان دیگر چندان به ظاهر خود رسیدگی نمی کنند. اما آمار چیز دیگری را نشان می دهد؛ به طور متوسط زنان در رده سنی 20 سال، به طور سالیانه 400 دلار خرج لباس خود می کنند که این رقم با افزایش سن و رسیدن به دهه 40 زندگی به مرز 700 دلار در سال می رسد. این آمار نشان می دهد که هر چه زنان در موقعیت های اجتماعی پیشرفت بیشتری داشته باشند از تمایل آنها به رسیدگی به ظاهر خود کم نخواهد شد. از طرف دیگر، در مقام مقایسه، باید گفت این رقم برای یک مرد مجرد به 400 دلار در سال می رسد حال آن که یک مرد متاهل تنها 280 دلار در سال هزینه لباس می کند. در واقع میتوان گفت یک مرد مجرد این هزینه را صرف جذب جنس مخالف می کند و زمانی که با ازدواج، مساله جذب جنس مخالف حل شود، بر اساس اصل سود گرایی، ترجیح می دهد این هزینه را به حداقل برساند. ولی برای یک خانم جذب جنس مخالف”همه چیز “نیست. هنگامی که یک خانم، پیش از رفتن به سر کار به ظاهر خود می رسد، در واقع بیشتر از ان که دوست داشته باشد یک “زن سکسی”به نظر برسد، تمایل دارد در محیط کاری خود بانویی موقر و شایسته به نظر برسد. با توجه به تمامی مطالب گفته به این نتیجه می رسیم که زنان با هر دیدگاه، گرایش جنسی، موقعیت اجتماعی و سطح سواد تمایل دارند که ظاهری دلنشین در جامعه داشته باشند. اما هر کدام برای این “ظاهر” دلایل خاص خود را دارند که همگی قابل احترام می باشند.

اسپاگتی ابدی

یکدفعه پرسید: تو که منو دوست نداری؟ داری؟ گفتم: ببخشید. الان دارم اسپاگتی می پزم چی؟ به دورغ گفتم: دارم الان اسپاگتی می پزم. نمی دانم چطور شد این حرف را زدم، اما دروغ گفتن دیگر بخشی از وجودم شده بود، دست کم در آن لحظه اصلا دروغ به نظر نمی آمد. ادامه دادم و قابلمه خیالی را با آب خیالی پر کردم و اجاق خیالی را با کبریتی خیالی روشن کردم. پرسید: خوب؟ نمک خیالی را توی آب جوش خیالی ریختم و مشتی اسپاگتی خیالی را به آرامی به آن افزودم و تایمر خیالی آشپزخانه را روی هشت دقیقه تنظیم کردم گفتم: خب. نمی تونم صحبت کنم. اسپاگتی ام خراب می شه چیز دیگری نگفت. گفتم: واقعا متاسفم ولی اسپاگتی پختن کار خیلی حساسیه ساکت بود. گوشی تلفن دوباره توی دستم منجمد شد. با عجله گفتم: ببینم، می تونی بعدا زنگ بزنی؟ پرسید: چون الان داری اسپاگتی می پزی بعدا زنگ بزنم؟ آره برای کسی می پزی، یا می خوای تنهایی بخوری؟ گفتم: تنهایی می خورم... ... خنده ای زورکی کرد و گفت: سلام منو به اسپاگتی ات برسون. امیدورام که خوب از آب دربیاد خداحافظی کردم و گوشی را گذاشتم ... فکر کردن به اسپاگتی که تا ابد در حال جوشیدن است، اما هرگز آماده نمی شود، واقعا غم انگیز است.
وقتی مادرها غیرقابل تحمل می شوند زنان به 6 دلیل ارگاسم دارند زنان و خود ارضایی، کی و چگونه یازده خطای دخترانه دوست پسر مرموز من!

زنان حادثه

گلناز؛ گزارش یک تجاوز

نام اش گلناز نیست اما همه دنیا او را به این نام می شناسند. همه آن كسانی كه ماجرای زن افغانی را دنبال می كردند كه مورد تجاوز قرار گرفته و به 12 سال زندان محكوم شده است. گلناز از آنجا داستان اش مورد توجه مجامع بین اللملی قرار گرفت كه دادگاه قضایی رای بر این داد كه گلناز در صورتی می تواند از زندان آزاد شود كه با متجاوز خود ازدواج كند.این برای گلناز آخر خط بود.

افسانه نوروزی، هشت سال معلق میان آزادی و اعدام

افسانه نوروزی، هشت سال معلق میان آزادی و اعدام   قتل، عصر روز یك شنبه 15 تیر ماه 1376 در ویلای شماره 14 ارم جزیره كیش اتفاق افتاد. قاتل زنی بود به نام افسانه نوروزی و مقتول بهزاد مظفر مقدم سروان حفاظت اطلاعات . داستان از زمانی آغاز می شود كه مصطفی شوهر افسانه كار و شغل خود را از دست می دهد و دست به هر كاری می زند تا خانواده اش را از فقر نجات دهد اما راهها همه برایش بسته می شود و ناچار یكی از كلیه هایش را می فروشد تا كمی برای خود و خانواده اش زمان بخرد، اما ناتوانی بعد از عمل وضع را دشوار تر می كند. مصطفی بعد از چند سال دوست قدیمی و خانوادگی خود یعنی بهزاد مظفر مقدم را پیدا می كند و بهزاد كه اكنون به پست و مقامی رسیده است از او و خانواده اش دعوت می كند كه به جزیره كیش بروند تا شاید آنجا مصطفی بتواند كاری پیدا كند. تیر ماه سال 1376 مصطفی همراه خانواده اش وارد جزیره می شود. مهدیه و محمد دو فرزند خانواده خوشحالند از این تغییر، اما نمی دانند فقط چند روز مادر را كنار خود دارند. بهزاد مظفر مقدم در كیش صاحب نفوذ است این را خانواده مصطفی در همان ساعات اولیه می فهمند و بهزاد هم خودش را فرمانده كیش معرفی می كند. دو روز بعد از رسیدن خانواده، بهزاد اجناسی را جور می كند تا مصطفی به تهران بیاورد و به كسی تحویل دهد. پدر، خانواده را در كیش به دست رفیق صمیمی اش می سپارد و راهی تهران می شود و فردای همان روز دوباره به كیش بازمی گردد. اما بهزاد كه فكرهایی در سر دارد مصطفی را خیلی زود دوباره به تهران می فرستد و زمانی كه مصطفی می خواهد به همسرش پولی بدهد می گوید من خانواده ات را اینجا تامین می كنم. بعد از ظهر كه افسانه با بچه ها در خانه است بهزاد افسانه را به طبقه دوم فرامی خواند. زن كه به اتاق وارد می شود بهزاد را می بیند كه بدون لباس ایستاده و به محض ورود افسانه به او حمله ور می شود. آنان با هم درگیر می شوند. بچه ها كه صدای فریاد مادرشان را می شنوند وحشت می كنند اما افسانه در همان حین از بچه ها می خواهد كه آرام باشند. بهزاد بعد از زد و خورد افسانه را رها می كند و زن فرار می كند. بچه ها را برمی دارد و از خانه خارج می شود. تا شب در خیابان ها می چرخند. افسانه حتی نمی تواند به جایی پناه ببرد زیرا دیگر بعد از چند روز می داند كه بهزاد در كیش دارای قدرت و نفوذ است. تنها كاری كه می كند به شوهرش زنگ می زند و بدون این كه ماجرا را توضیح دهد از او می خواهد به جزیره برگردد. آخر شب در حالی كه خسته و گرسنه هستند به خانه برمی گردند. بهزاد دیگر روی خوش نشان نمی دهد و نه پولی به آنها می دهد و نه غذایی مهیا می كند تا آنجا كه افسانه فقط به بچه ها چای شیرین می دهد. كار مصطفی گیر می كند و نمی تواند تا دو روز دیگر به كیش برگردد. فردای آن روز بهزاد همراه زن شیك پوشی كه او را خانم دكتر معرفی می كند به خانه می آید. در فرصتی به افسانه می گوید: "دیدی چقدر این خانم زیبا و خوش اندام و پول دار است. با داشتن ثروت زیاد و شوهر... زیر دست من هست، تو به چی خود می نازی، فكر می كنی چی داری..." فردای آن روز، روز حادثه است. افسانه از فرصت خواب بودن بهزاد استفاده می كند تا در طبقه بالا بعد از چند روز به حمام برود. لباس هایش را با خود به داخل می برد و قبل از رفتن از ترس چاقویی راهم با خود به حمام می آورد تا در صورت تكرار اتفاق قبلی مرد را تهدید كند و بترساند. استحمامش كه تمام می شود بهزاد را بدون لباس در میانه اتاق می بیند. باز با هم درگیر می شوند . زن خود را به چاقو می رساند . مرد رویش نشسته است، دست افسانه بالا می رود و چاقو را به پهلوی بهزاد وارد می كند. مرد نعره می زند و زن را به مشت و لگد می گیرد. در همان حال هم دست از تصمیم شیطانی خود برنمی دارد و می خواهد به افسانه تعرض كند. افسانه ضربه دوم را هم وارد می كند و دست بالا می رود و پایین می آید بلند كه می شود می بیند مرد موهایش را از پشت مشت می كند. و دیگر جنون است و خون و... آخر این كه مرد كه از پا می افتد زن آلت مرد را نیز می برد. دیگر حال خود را نمی داند.ساعتی بعد كه مصطفی وارد می شود افسانه را میان خون و خشم می بیند. مرد خانواده اش را برمی دارد به تهران فرار می كنند اما یك روز بعد افسانه در تهران دستگیر می شود و چون قتل در كیش اتفاق افتاده به جزیره برگردانده می شود و بعد از آن به زندان بندر عباس منتقل می شود. در مسیر دادرسی با اینكه همه شواهد مبنی بر دفاع از ناموس به نفع افسانه بود، اما به دلیل آن كه بهزاد فردی از نهادهای امنیتی بود پرونده پیچ خورد و در نهایت افسانه به اعدام محكوم شد. بعد از آن، مطبوعات وارد عمل شدند و با اخبار و گزارش هایی كه منتشر كردند توانستند حكم را متوقف كنند. اما تا آزادی كامل افسانه هشت سال زمان صرف شد. همه می دانستند كه افسانه دفاع از ناموس كرده است حتی همسر مقتول در این رابطه از حق خود گذشت اما مادر بهزاد بر قصاص اصرار داشت. در هر حال هشت سال بعد از تیر 1376 افسانه نوروزی با پرداخت دیه توانست ازاعدام نجات پیدا كند. افسانه بعد از آزادی اش می گوید: "وقتی قاضی دستور داد تا برای همیشه دستبند از دستانم باز شود، فکر می‎کردم هنوز خواب می‎بینم، نامه آزادی‎ام را نوشتند و به دستم دادند، چند بار آن را خواندم، باورم نمی‎شد، که چه اتفاقی افتاده است. بعد نامه را به مامورم دادم و از او خواستم تا برایم بخواند، مثل آدم‎های بیسواد شده بودم. فکر می‎کردم کلمات را اشتباه می‎خوانم، بعد برگه را به شوهرم دادم و از او خواستم نامه آزادی‎ام را بخواند، وقتی وکیلم گفت: از این به بعد می‎توانی هرجا که خواستی بروی، باور نمی‎کردم به طرف در خروجی دادگاه رفتم، واقعا باورم نمی‎شد که آزاد هستم، دوباره از قاضی سوال کردم و او گفت: برای همیشه می‎توانی آزاد باشی. وقتی از دادگاه خارج شدم با شوهرم مصطفی به خرید رفتیم، در خیابان‎ها می‎گشتم، دلم می‎خواست همه زیبایی‎ها را برای فرزندانم بخرم، با دخترم تماس گرفتم و گفتم برای همیشه آزاد شدم و به خانه بر می‎گردم. مهدیه هم مثل من باور نمی‎کرد، به هتل رفتیم، به مصطفی می‎گفتم، مطمئن هستی که فردا صبح نباید به زندان برگردم. مصطفی سعی می‎کرد از هیجان من کم کند، اما واقعا برایم غیر قابل باور بود." افسانه وقتی از بچه هایش جدا شد آنان كودكانی بیش نبودند اما وقتی به خانه برگشت آنان دیگر نوجوان شده بودند.
یک ایرانی اولین برنده زن معتبرترین جایزه جهانی ریاضیات موج اعتراض زنان ترک به عدم امنیت زنان در ترکیه عاشقی تا پای چوبه دار قاتل سریالی 4 زن در انتظار دادگاه نخستین فضانورد ایرانی از برجام، ترامپ و موفقیت می گوید

حقوق زنان

چطور می شود نفقه را گرفت

بسیاری به دفتر وكالت مراجعه می كنند و از ما می پرسند چطور می توانند نفقه خود را بگیرند. اگر این سوال شما نیز هست، این مطلب را بخوانید. برای نقد كردن نفقه زن می تواند دو نوع شكایت حقوقی و كیفری مطرح كند. یكی دادخواست حقوقی ودیگری شكایت كیفری است . در دادخواست حقوقی وقتی زن از شوهرش تمكین می كند اما شوهر از دادن نفقه خودداری می كند زن می تواند با مراجعه به دادگاه خانواده و طرح دعوی حقوقی برای گرفتن نفقه محكومیت شوهرش را به پرداخت نفقه از دادگاه بخواهد .در این صورت دادگاه پس از بررسی ادعای زن حكم به پرداخت نفقه خواهد داد . اما اگر شوهر محكوم به پرداخت نفقه شود اما مرد امتناع كرد یا واقعا در فقر باشد یا به قول خودش بخواهد زن را اذیت كند زن می تواند درخواست طلاق كند و قاضی مرد را مكلف و مجبورخواهد كرد كه او را طلاق دهد .در واقع یكی از اهرم های فشار برای زنان همین حق نفقه است كه در دادگاه ها علاوه بر مهریه آن را از شوهر مطالبه كنند. اما راه حل دیگر برای نقد كردن نفقه شكایت كیفری است كه علاوه بر دادخواست حقوقی از آنجا كه عدم پرداخت نفقه در قانون ایران جرم است زن در صورتی كه نفقه اش پرداخت نشود می تواند با مراجعه به دادسرای عمومی تعقیب جزایی شوهرش را از دادگاه بخواهد و در این صورت با اثبات عدم پرداخت نفقه مرد علاوه بر پرداخت نفقه به مجازات مقرر در قانون نیز محكوم خواهد شد . در ماده 642 ق.م.ا(قانون مجازات اسلامی) آمده است: هر كس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمكین ندهد یا از تادیه نفقه دیگر اشخاص واجب النفقه امتناع كند دادگاه او را از سه ماه و یك روز تا پنج ماه حبس محكوم خواهد كرد.

پلی‌بوی دیگر عکس برهنه زنان را منتشر نمی‌کند

اسکات فلاندرز، مدیر مجله پلی‌بوی گفته است که به دلیل رواج و دسترسی آسان به تصاویر و مطالب پورنوگرافیک از طریق اینترنت، عکس‌های برهنه زنان چنان "قدیمی" شده و جذابیت خود را از دست داده که این نشریه انتشار چنین تصاویری را متوقف خواهد کرد. آقای فلاندرز در مصاحبه با نشریه آمریکایی نیویورک تایمز گفته است که هیو هفنر، بنیانگذار ۸۹ ساله پلی‌بوی هم در جریان این پیشنهاد قرار گرفته و با آن موافقت کرده است و در نتیجه، انتشار تصاویر برهنه در نشریه و وبسایت پلی‌بوی از ماه مارس ۲۰۱۶ متوقف می‌شود. هیو هفنر ماهنامه پلی‌بوی را ۶۲ سال پیش پایه‌گذاری کرد و از آن زمان، در هر شماره نشریه تصاویری از زنان برهنه چاپ شده است. برخلاف نشریات پورنوگرافیک، تصاویر پلی‌بوی صرفا پیکرهای برهنه زنان را نشان می‌دهد و هدف آن به تصویر کشیدن حرکات تحریک‌آمیز جنسی نیست. در نتیجه، این نشریه در محدوده "نامناسب برای کودکان زیر ۱۳ سال" رده‌بندی شده است. مدیر پلی‌بوی در مصاحبه خود گفته است که امروزه اینترنت "هر نوع تصویر جنسی قابل تصور" را به سادگی و به رایگان در دسترس قرار داده و در نتیجه، چاپ تصاویر زنان برهنه تازگی خود را از دست داده است. وی همچنین گفته است که از این بعد، مخاطبان مورد نظر پلی‌بوی "مردان جوان شاغل" هستند و وبسایت پلی‌بوی هم به نحوی متحول خواهد شد که بتوان بدون اشکال، آن را در محل کار هم باز و مشاهده کرد. به این ترتیب، انتظار می‌رود که استفاده از این وبسایت هم افزایش یابد. فروش نشریه پلی‌بوی که در اواسط دهه ۱۹۷۰ با تیراژ نزدیک به شش میلیون نسخه منتشر می‌شد اینک به حدود هشتصد هزار نسخه کاهش یافته و انتشار آن سودده نیست. نشریه انتظار دارد با تغییراتی که در رویکرد خود می دهد مخاطبان بیشتری را به مجله و همچنین وبسایت آن جذب کند. اولین نسخه پلی‌بوی در سال ۱۹۵۳ با تصویری از مریلین مونرو، بازیگر مشهور سینما منتشر شد و در یادداشت سردبیر آمده بود که "اگر شما مرد و در سن ۱۸ تا ۸۰ سالگی هستید، این نشریه ویژه شماست." این نشریه در چندین کشور دیگر نیز خاص خوانندگان آن کشور منتشر می‌شده اما در حال حاضر، ادامه فعالیت بعضی از آنها متوقف شده است. از جمله پلی‌بوی استرالیا که در سال ۱۹۷۹ راه‌اندازی شده بود در سال ۲۰۰۰ و در حالیکه تیراژ آن به ۲۵۰۰۰ نسخه کاهش یافته بود برچیده شد. در بعضی کشورها، قوانین ناظر بر جنبه‌های اخلاقی محتوای رسانه‌ها باعث شده است که پلی‌بوی با محدودیت‌های خاصی منتشر شود. همچنین، فروش این نشریه در شماری از کشورهای جهان ممنوع بوده است. این نشریه به خط بریل برای نابینایان هم منتشر می‌شود. در مواردی، انتشار یا فروش این نشریه در بعضی کشورها با اعتراضاتی همراه بوده است. نشریه پلی‌بوی متعلق به موسسه پلی بوی است. این موسسه در زمینه‌های مختلف فعالیت دارد که از جمله شامل وبسایت، رادیو، تلویزیون است.
بالی مجسمه‌های عریانش را از دید پادشاه عربستان نمی‌پوشاند نفقه، حقی واجب بر گردن مردان ازدواج فامیلی گرفتن حق باید محضری شود وقتی کلمات جنسیتی می‌شوند: نواربهداشتی در مشمّای سیاه