1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

با بررسی نامه‌های منتشر نشده‌ای از سیلویا پلات می‌توان دریافت او از سوی همسرش تد هیوز با خشونت خانگی روبه رو بوده است.

به گزارش گاردین، در نامه‌های جدیدی از سیلویا پلات که تاکنون دیده نشده بودند می‌توان دید تد هیوز شاعر مشهور دو روز پیش از این که او سقط جنین کند وی را کتک زده بود و آرزو کرده بود او بمیرد.

این نامه‌ها جنبه‌های دیگری از ازدواجی پر سروصدا بین دو چهره بسیار مشهور ادبیات را روشن می‌کند.

این نامه‌ها که در فاصله بین ۱۸ فوریه ۱۹۶۰ و ۴ فوریه ۱۹۶۳ یعنی یک هفته پیش از درگذشت سیلویا پلات نوشته شده‌اند دوره‌ای از زندگی این شاعر مشهور را پوشش می‌دهند که هم برای طرفداران وی و هم برای محققان بسیار اهمیت دارند.

پلات نویسنده امریکایی پس از ازدواج با تد هیوز شاعر بریتانیایی در انگستان زندگی می‌کرد و نویسنده‌ای بود که در نامه‌نگاری بسیار جدی بود و همه نوشته‌هایش را از ۱۱ سالگی جمع کرده بود. با این حال پس از درگذشت وی هیوز گفت نوشته‌های همسرش گم شده‌اند. از جمله آنها جلد آخر نوشته‌های وی بود که وی گفت آنها را برای حفاظت از فرزندان‌شان فریدا و نیکلاس از بین برده است.

این نامه‌های جدید که تازه در دسترس قرار گرفته به دکتر روث بارنهاوس نوشته شده‌اند که مدل واقعی دکتر نولان است که سیلویا پلات در رمانی که در واقع زندگینامه‌خودنوشت وی است با عنون «حباب شیشه» از وی یاد کرده است. نویسنده پس از نخستین تلاشش برای خودکشی در سال ۱۹۵۳ به وی مراجعه کرده بود. این نامه‌ها به نظر تنها مدارک باقی مانده از این شاعر در ماه‌های آخر زندگی وی است که وی در خلال آن دوره مشهورترین شعرها از جمله مجموعه «آریل» را سرود.  

این مجموعه شامل ۹ نامه است که پس از آن که سیلویا پلات در جولای ۱۹۶۲ فهمید همسرش با دوستش آسیا دیویل در ارتباط است، نوشته است.

این نامه‌ها پس از آن کشف شدند که یک کتاب‌فروش مجموعه‌دار آنها را به قیمت ۸۷۵ هزار دلار برای فروش عرضه کرد.

معالجات پلات با این روان‌شناس پس از آن که او به انگلستان نقل مکان کرد نیمه کاره ماند اما دوستی این دو زن باقی ماند. در این نامه‌نگاری‌ها می‌توان یک دوستی و صمیمیت و در عین حال سطحی از طنز را مشاهده کرد.

در یکی از این نامه‌ها به تاریخ ۲۲ سپتامبر ۱۹۶۲ که همان ماهی است که این زوج از هم جدا شده‌اند وی توضیحاتی درباره سقط جنین در سال ۱۹۶۱ بر اثر کتک‌های همسرش را فاش کرده است.

تد هیوز متولد یورکشایر با پلات به عنوان یک دانشگاهی خیلی موفق زمانی آشنا شد که هر دو در سال ۱۹۵۶ دانشجوی کمبریج بودند. هیوز یک شاعر تثبیت شده بود و پلات برای ملاقات با وی در یک میهمانی شرکت کرده بود. به فاصله چهارماه پس از دیدار این دو، آنها با هم ازدواج کردند که موجب یک همکاری مفید هم شد. اما این مسایل بر زندگی آنها اثر گذاشت و مجموعه شعرهای پلات در سال ۱۹۶۲ که سال ۱۹۶۵ و پس از مرگ وی منتشر شد ارجاعات زیادی به رفتار هیوز دارد.

وی در پاییز ۱۹۶۲ از تد هیوز جدا ‌شد و در فوریه ۱۹۶۳ خودکشی کرد. بسیاری از علاقه‌مندان سیلویا پلات، بی‌بندوباری تد هیوز را عامل از هم پاشیدگی روانی وی و خودکشی او می‌دانند و بارها عنوان هیوز را از روی سنگ قبر او کنده‌اند. مادر پلات می‌نویسد که او ژوئن ۱۹۶۲ به دیدار سیلویا رفته است اما دریافته که کشمکش شدیدی میان دخترش و تد هیوز وجود دارد. او و دیگران این را به رابطه تد هیوز با زنی دیگر و ناتوانی سیلویا در خو گرفتن به این وضع نسبت ‌دادند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

کاش مادر بودم

روزهایی در زندگی ام هست که دل ام می خواست مادر بودم. مثل امروز. از خواب که بیدار شدم دل ام می خواست بچه ای داشته باشم که مامان صدایم کند و هربار که می گوید مامان دل ام برای صدایش غنج رود. روزهایی در زندگی ام هست که حال ام دگرگون است. مثل امروز.

آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟

از صبح تا شب به فکر این هستیم که چطور به بچه‌ها برسیم. از مدرسه و کلاسهای متفرقه گرفته تا سلامتی‌، ورزش، تغذیه، فرهنگ و سرگرمی های پی ‌در پی‌. همینطور که طبق معمول به وعده‌های متعدد هر روز می‌رسیدم، ناگهان یک روز، دم در، سر اینکه بچه‌ها به موقع حاضر نشدند و قبل از پوشیدنِ کفش، یک دور اضافه بدنبال هم دویدند، مثل کوه آتشفشان ترکیدم و سر به زاری گذشتم. اشکهایم خودم را غافلگیر کرد. سکوت بچه‌ها حاکی‌از گیجی کامل در مقابل صحنه‌ای غیر قابل درک بود. سدی شکسته بود و مدتی‌طول کشید تا دوباره تکه‌های آنرا جمع کنم و توازن خود را بازیابم. در راه ذره ذره به تجزیه تحلیل این واقعه همت کردیم. بچه‌ها خیلی‌صادقانه عنوان کردند که متوجه نبودند تاخیر زیادی در آماده شدن داشته‌اند. من به آنها گفتم که من تا آخرین لحظه موجود به آنها فرصت بازی داده بودم و لحظه‌ای  که به آنها گفتم وقت رفتن است، دیگر هیچ فرصت تامل نبود. ولی‌هیچیک از اینها جوابگوی این نبود که چرا من اینچنین توازن خود را از دست داده بودم. خوب که به عمق این برخورد رفتم دیدم اشکهایم نتیجه یک حس عمیق بی‌عدالتی بود. بنظر می‌رسد که در ضمیر ناخوداگاهم، برای اینکه فشار روزمره رسیدگی به آنها را مدام متحمل می شوم تبعیت بچه‌ها از درخواستم را حق بدیهی ‌خود می‌دانستم.  گنجاندن نیازهای چندگانه بچه‌ها و خودمان در ۲۴ ساعت، کلاف سر در گمی است که هر روز باید آنرا باز کنم. حقیقت محض روزانه این است که تلاش هر روزه همچون اژدهایی است که باید مدام بر آن فائق شوم. با این وجود به خاطر اینکه همه این افکار در ذهنم انجام می گیرد از دید اعضای خانواده پنهان است. بی‌توجهی، یا بهتر بگویم، بی‌خبری بچه‌ها از این موضوع، معمولا مسبب چند تذکر برای عجله می شود ولی ‌آن ‌روز کاسه صبر لبریز شد و… ولی ‌این بی‌عدالتی هم باید زیر سوال برده شود. اینکه من خود را وقف بچه‌ها می‌کنم آیا دلیل بر این است که آنها تابع هر درخواست من باشند؟ یک چنین برداشتی تنها می تواند بر پایه این بنا شود که بچه‌ها را مدیون خود می‌دانم! آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ متأسفانه رابطه‌ای که بر پایه مدیون بودن بنا می شود رابطهِ سالمی نمی‌تواند باشد. تا وقتی‌که خود را مدیون کسی ‌حس می‌کنیم آرام نداریم تا خود را از آن  دین برهانیم. اگر آنرا  بپردازیم، رابطه خاتمه پیدا می‌کند. اگر پرداخت ناپذیر باشد، از آن کس که بار این توقع را بر دوش‌مان گذاشته رفته رفته متنفر می‌شویم یا زیر سنگینی وجدان جریحه دار شده خرد میشویم. در یکی‌از قسمتهای سریال معروف « هاوس»1، دکتر هاوس تشخیص می‌دهد که مریض او در فکر این بوده که رابطه خود با دوست دخترش را منتفی کند. چندی بعد مریض محتاج به پیوند جگر میشود و معلوم می‌شود دوست دخترش با او همخون است. دوست دختر مریض، بی‌تامل راضی‌ می‌شود که قسمتی‌از جگر خود را بدهد تا عشقش نجات یابد.  در حالی‌ که گذشت این دختر شجاع اشکمان را در آورده بود،  در پایان فیلم  بکباره متوجه ‌شدیم که او کاملا واقف بوده که دوستش در فکر پایان رابطه‌شان بوده و از جگر خود گذشته تا او را مدیون خود کند و رابطه‌شان را ابدی سازد. تمامی ‌فرهنگها سرشارند از شعر و داستان بر وصف گذشت مادر در قبال فرزندانش. این گذشت را باید زیر ذره‌بین گذاشت. یک قسمتش که غریزه حیوانی ما است که نمی‌شود آن را گذشت نامید چون خودآگاه نیست. اگر بقیه‌اش هم در اِزای انتظارات متفرقه انجام شود، دیگر گذشت نیست بلکه یک نوع سرمایه گذاری است. گذشت را در حالت مطلق و بی شرط و شروط  می توان  گذشت خواند؛ آن هم حقی‌ به گردن کسی‌ باقی‌ نمی گذارد. چه‌ها باید خود را آزاد از هر دینی  نسبت به پدر و مادر حس کنند. باید رها و مستقل در افق هستی ‌بال بکشند و یک ذره در بند تبعیت از پدر و مادر نباشند. باید خالقِ مطلق زندگی خود باشند تا آن گوشهٔ یگانه و نوین وجود خود را کشف  و دنیا را از آن سرشار کنند. و ما هم  اگر از جمله والدین خوش شانسی باشیم که رابطه سالمی با فرزندان برقرار می کنند، شاید گاهی اوقات به لانه کهنه مان سرکی بکشند.  
چرا قدر اکنون را نمی دانیم اهمیت چشم دوختن به بیرون پنجره برای زندگی بجنگ به دختران مجرد اینها را نگوئید راز هایت را نفروش

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟

فصل حراج خوب است. مانتویی را که دو ماه پیش خریده اید 90 هزار تومان را ، حالا شخص دیگری می خرد 45 هزار تومان. اما همیشه این طور نیست که خریداران فصل حراج برنده باشند. خرید کردن در حراجی ها، مهارتی می طلبد که با تجربه به دست می آید.

1 درصد بسیار پولدار دنیا

آکسفام در تازه‌ترین گزارش خود، میزان توزیع ثروت در جهان را منتشر کرده است و می‌گوید که تا سال ۲۰۱۶ يک درصد افراد ثروتمند، مالک بيش از نيمی از ثروت جهان خواهند بود. به گزارش روز ۲۹ دی ماه خبرگزاری آسوشيتدپرس، در آستانه برگزاری نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئيس، موسسه آکسفام تازه‌ترين گزارش خود از ميزان توزيع ثروت جهانی را منتشر کرده است. سازمان خيريه آکسفام در این گزارش گفته که از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴، سهم دارایی ثروتمندترين افراد دنيا از ثروت جهانی، از ۴۴ درصد به ۴۸ درصد افزايش يافته و در سال ۲۰۱۵، يک درصد افراد ثروتمند مالک نيمی از ثروت جهان شدند. اين سازمان می افزايد در صورتی که اقدامات مشخصی برای توزيع عادلانه ثروت انجام نشود، سهم اين يک درصد در سال ۲۰۱۶ از ميزان دارايی ۹۹ درصد از جمعيت جهان بيشتر خواهد شد. افزايش نابرابری يکی از موانع مهم برای از بين بردن فقر جهانی است. به گزارش آکسفام در حالی که حقوق‌بگيران متوسط هنوز بار پرداخت هزينه‌های بحران مالی سال‌های اخير را به‌ دوش می‌کشند، بزرگترين شرکت‌های دنيا با چانه‌زنی و فشار بر دولت آمريکا و اتحاديه اروپا تلاش می‌کنند مقررات مالياتی را به نفع خود تبيين کنند. وينی بيانياما، مدير اجرايی موسسه آکسفام بين‌المللی، می‌گوید: «آيا واقعا می‌خواهيم در دنيايی زندگی کنيم که يک درصد ثروتمند آن مالک ثروتی بيشتر از کل دارايی همه ما هستند؟ با وجود اين‌که موضوع نابرابری در مرکز توجه افکار بين‌المللی است ابعاد نابرابری جهانی آشکارا نشان می‌دهد که فاصله بين ثروثمند‌ترين طبقه و سايرين با سرعت در حال عميق‌ترشدن است». به‌رغم هشدارهای برخی از رهبران جهانی از جمله باراک اوباما، رييس جمهوری آمريکا، و کريستين لاگارد، رييس صندوق بين‌المللی پول درباره مبارزه با نابرابری شديد اقتصادی، خانم بيانياما گفت: «هنوز در انتظار اين هستيم تا رهبران ديگر هم به اين مبارزه بپيوندند». به گزارش موسسه آکسفام، موسسات مالی و خدمات پزشکی آمريکا با صرف ۹۰۰ ميليون دلار تلاش کردند که دولت آمريکا را به تصويب مقررات مالياتی مطلوب در سال ۲۰۱۳ ترغيب کنند. بيش از ۲۰۰ ميليون دلار نيز به همين منظور صرف لابی‌کردن در اتحاديه اروپا شد. آکسفام با ارائه آمار گزنده و ترسيم تصويری نگران‌کننده از جهان که شامل ثروتمندان نمی‌شود، افزود از هر ۹ نفر در دنيا، يک نفر غذای کافی برای خوردن ندارد و بيش از يک ميليارد نفر در جهان با درآمدی معادل روزانه ۱.۲۵ دلار زندگی می‌کنند. وينی بيانياما، مدير اجرايی موسسه آکسفام که در نشست مجمع‌ جهانی اقتصاد داووس شرکت دارد در بيانيه‌ای گفت: «حالا زمان آن است تا رهبران ما با مقابله با امتيازات و منافع عده‌ای ويژه، راه را برای برقراری دنيايی عادلانه‌تر و مرفه‌تر باز کنند». او افزود: «فقيران از نابرابری اقتصادی آسيب مضاعف می‌بينند، نه تنها سهم‌شان از اقتصاد جهانی کوچکتر است که نابرابری باعث کاهش رشد اقتصادی کشورشان شده و در نتيجه سهم آنها از رشد اقتصادی باز هم کوچکتر می‌شود». سازمان خيريه آکسفام از دولت‌های جهان خواسته است تا با فرار مالياتی شرکت‌ها و سرمايه‌دارهای بزرگ مبارزه کرده و همزمان در زيرساخت‌های بهداشتی، آموزشی و تبيين مقررات دستمزد عادلانه و برابر سرمايه‌گذاری کنند.
با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید 5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین 10 زن میلیاردر جهان را بشناسید چگونه کسب و کار کوچک خود را راه اندازی نماییم؟ از خرید در فروشگاه های بزرگ لذت ببرید

مطالب تصادفی

گزارش روز

حضور دوباره زنان در ورزشگاه ها كليد خورد

قصه ورود زنان به ورزشگاه هاي ايران داستان امروز و ديروز نيست.سالهاست كه اين ماجرا شروع شده است و هر از چند گاهي توجه ها را به خود جلب مي كند. اما هفته گذشته پس چند سال سكوت دوباره ماجراي ورود زنان به استاديوم ها كليد خورد.

ممنوع شدن فعالیت سیرکهای حیوانی در 10 استان

  با پیوستن ٧ استان دیگر به کمپین «سیرک نه»، تعداد استان‌هایی که فعالیت سیرک حیوانات در آنها ممنوع شد به ١٠ استان رسید. پس از خراسان‌رضوی، قم و گلستان، استان‌های خراسان‌شمالی، خراسان‌جنوبی، کهگیلویه‌وبویراحمد، کرمانشاه، آذربایجان‌شرقی، اصفهان و کرمان هم فعالیت سیرک‌ها را ممنوع کردند و به این ترتیب روی نقشه، نیمی از ایران سبز شده است. استان‌ها یکی پس از دیگری به کمپین «سیرک نه» می‌پیوندند و برپایی سیرک حیوانات را ممنوع اعلام می‌کنند. به گفته شهرام امیری‌شریفی، مدیر دیده‌بان حقوق حیوانات، پس از پیوستن این ١٠ استان به کمپین سیرک نه در روزهای آینده ٩ استان کشور هم به این کمپین خواهند پیوست. او با اشاره به این‌که در روزهای گذشته، خبر پیوستن این ٧ استان به‌دست ما رسیده بود، به «شهروند» گفت: «با توجه به سفر رئیس سازمان محیط‌زیست به خراسان‌شمالی این روز برای اعلام نام استان‌هایی که به این کمپین پیوسته‌اند، انتخاب شد.» امیری‌شریفی، با اشاره به این‌که در برخی استان‌ها، سیرک‌ها پیش از پیوستن استان به کمپین مجوز فعالیت دریافت کرده بودند، از پیوستن مشروط این استان‌ها به کمپین خبر می‌دهد و افزود: «سیرک‌هایی که پیش از پیوستن ٣ استان کشور به کمپین «سیرک نه» از این استان‌ها مجوز فعالیت دریافت کرده بودند، مجاز خواهند بود تا پایان امسال فعالیت داشته باشند، البته تلاش می‌کنیم زمان فعالیت آنها را کاهش دهیم.» دیروز همزمان با پیوستن استان‌های جدید به کمپین «سیرک نه»، معاون پایش و نظارت محیط‌زیست استان اصفهان، طی نامه‌ای رسمی به سازمان محیط‌زیست از ممنوعیت برپایی سیرک حیوانات در این استان خبر داد.سعید یوسف‌پور، معاون پایش و نظارت محیط‌زیست استان اصفهان به معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست در تهران نامه‌ای نوشت و اعلام کرد: «اداره حفاظت محیط‌زیست اصفهان بنابر رسالتی که برای جلوگیری از آزار و اذیت حیوانات دارد و با توجه به این‌که انجام نمایش توسط حیات‌وحش در سیرک‌ها مستلزم انواع آزار از قبیل جداسازی از طبیعت، تنبیه بدنی، تحمل گرسنگی و اسارت و شرطی کردن آنهاست که اخلاقا و شرعا ناپسند است، از این پس مانع برپایی سیرک حیوانات در این استان خواهد شد.» او درخصوص این نامه به مهر گفت: «طی نامه‌ای که امروز توسط مدیرکل اداره حفاظت محیط‌زیست استان اصفهان برای معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست ارسال شد، سیرک حیوانات در این استان را رسما ممنوع اعلام کرد. استان اصفهان، خوشامدگوی سیرک‌هایی با برنامه‌های سرگرم‌کننده، ورزشی و مهیج بدون استفاده از حیوانات خواهد بود و از اجرای این‌گونه برنامه‌های انسانی و اخلاقی استقبال می‌کند.» معاون پایش و نظارت محیط‌زیست اصفهان از استان‌های سراسر کشور دعوت کرد تا با پیوستن به موج ممنوعیت سیرک حیوانات، گامی موثر در جلوگیری از آزار مخلوقات بیگناه خداوند و نهایتا ثبت‌نام ایران در فهرست کشورهایی که سیرک حیوانات را ممنوع کرده‌اند، بردارند. نخستین استانی که سبز شد و فعالیت سیرک حیوانات را ممنوع اعلام کرد، خراسان‌رضوی بود. پس از آن در همایش حمایت از حقوق حیوانات، نماینده استان قم از سبز شدن این استان خبر داد و پس از آن استان‌ گلستان هم دیگر استان سبز کشور شد. پس از این سه استان، ٧ استان دیگر رنگ خود را به سبز تغییر دادند تا سیرک‌ها دیگر در ١٠ استان اجازه فعالیت نداشته باشند. شهروند
نمایشگاه پخت و پز در تهران گردشگران ایرانی کدام کشورها را بیشتر ترجیح می دهند بار دیگر گشت امنیت اخلاقی جنگ برای خرمشهر تمام نمی شود بیش از سه هزار زن کارتن خواب در تهران

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

پدیده خود زشت انگاری، نشانه ها و راههای درمان

به گزارش انجمن بین‌المللی جراحی زیبایی (ISAPS)، در سال ۲۰۱۳ بیش از ۲۳ میلیون عمل جراحی و روش غیرجراحی زیبایی در دنیا انجام شده است. گرایش به جراحی پلاستیک در تمام دنیا رو به افزایش است. ایران هم در میان ده کشور اول دنیا است که سالانه حدود ۱۷۵ هزار مورد عمل جراحی و غیرجراحی زیبایی در آن انجام می‌گیرد. تردیدی نیست بسیاری از این جراحی‌ها از نظر طبی ضروری نیستند، عضوی که فرد از ظاهر آن ناراضی است کاملا طبیعی و حتی گاهی از نظر دیگران بی‌عیب است، اما خود فرد از آن ناراضی است و تا آن را به تیغ جراح نسپارد از اشتغال دائمی ذهنی‌اش با این نقص رها نمی‌شود. آیا "سطحی‌نگری"، تبلیغ رسانه‌ای یا رفاه‌زدگی ذهن این افراد را "مسموم" کرده؟ آیا جراحی آنها را از این دغدغه خلاص می‌کند؟ برخی از جراحی‌ها ممکن است تحت تاثیر مد روز و فرهنگ رایج باشند، اما تردیدی نیست که مواردی از آن به علت اختلال خودزشت‌انگاری (Body Dysmorphic Disorder) است، اختلالی که بیش از صد سال است شناخته شده اما در سی سال اخیر در رده اختلالات روانپزشکی قرار گرفته و توجه پزشکان را جلب کرده است، با این حال هنوز درباره آن شناخت کافی حتی در میان پزشکان وجود ندارد و در موارد زیادی تشخیص داده نمی‌شود.   فرد مبتلا تصور می کند که برخی از ویژگی های جسمانی او غیرطبیعی، بدون جذابیت یا حتی ناهنجار است در حالیکه عضو یا اندام مورد نظر طبیعی است یا در قیاس با عذابی که برای فرد ایجاد کرده، مسئله بسیار جزئی است. شیوع این بیماری در دو جنس تقریبا یکسان و حدود یک تا دو درصد ثبت شده است با این حال شیوع آن ممکن است بیشتر از این باشد چون مبتلایان معمولا خود را از چشم دیگران مخفی می‌کنند. آنها مستقیما برای حل این مشکل مراجعه نمی‌کنند و در جاهای دیگر به دنبال کمک هستند، مثلا در مطب جراح پلاستیک یا دندانپزشک. تخمین زده شده ۱۰ تا پانزده درصد مراجعان به جراحان پلاستیک یا متخصصان پوست را مبتلایان به اختلال خودزشت‌انگاری تشکیل می‌دهند. شروع اختلال در اواخر دروان کودکی یا اوایل بزرگسالی است، زمانی که نگرانی در مورد ظاهر بیشتر از دیگر مراحل زندگی است. همه افراد در مقطعی از زندگی نگران ظاهر خود می‌شوند و تقریبا همه افراد ترجیح می‌دادند ظاهری متفاوت داشته باشند. این نگرانی‌ها می‌آیند و می روند و طبیعی هستند، اما وقتی به اختلال تبدیل می شوند که اشتغال ذهنی، دائمی شود و رنج و اضطراب شدیدی ایجاد کنند که زندگی فرد را مختل کند. این نگرانی با دادن اطمینان خاطر و راهنمایی و توصیه رفع نمی شود.   اختلال خودزشت‌انگاری با برخی از دیگر ناسلامتی‌های روان ارتباط نزدیک دارد، شصت درصد مبتلایان به این اختلال به افسردگی هم مبتلا هستند. اختلال وسواسی-اجباری (OCD)، اختلال اضطراب اجتماعی (Social Anxiety Disorder)، اختلال اظطراب عمومی (GAD) و اختلالات خوردن، مثل بی‌اشتهایی (Anorexia Nrevosa) یا بولیمیا (bulimia) با اختلال خودزشت‌انگاری ارتباط نزدیک یا در مواردی همپوشانی دارند. این بیماری با وسواس شباهت دارد و حتی اخیرا در طیف اختلالات وسواس طبقه بندی شده است، مثلا فرد ممکن است به صورتی وسواس‌گونه برای شانه زدن و آرایش موی خود وقت زیادی صرف کند و مراحل مشخصی را انجام دهد و هر گونه تفاوت هر چقدر جزئی با آنچه مد نظر فرد است او را نگران و بر آشفته کند. مبتلایان ممکن است از احساس گناه عذاب بکشند، به سوء مصرف مواد روی بیاورند یا به خود آسیب بزنند. میزان خودکشی نیز در مبتلایان به میزان قابل توجهی بیشتر از جمعیت عادی است. علت این اختلال روشن نیست، اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که کسانی که در بچگی یا نوجوانی مورد تحقیر، تمسخر، آزار (bullying) یا سوء استفاده (abuse) قرار گرفته‌اند و اعتماد به نفس پایینی دارند بیشتر از دیگران به این اختلال دچار می‌شوند. بعضی نشانه ها فرد مبتلا به اختلال خودزشت‌انگاری: دائم ظاهر خود را با دیگران (یا با مدل‌های نشریات و هنرپیشه‌ها) مقایسه می‌کند وقت زیادی جلوی آینه می‌گذراند یا از آینه فرار می‌کند وقت زیادی صرف می‌کند که نقصی را که در ظاهرش (معمولا صورت) می‌بیند مخفی کند در جمع احساس ناراحتی و اضطراب دارد و از محیط‌ها و شرایط اجتماعی پرهیز می‌کند در مراجعه برای درمان یا درخواست کمک اکراه دارد چون می‌ترسد به او برچسب سطحی بودن زده شود دیگران ممکن است او را خودشیفته و مجذوب خود یا سطحی ببینند ممکن است در رژیم یا ورزش افراط کند ممکن است در آرایش افراط کند و وقت بسیاری صرف آرایش موی خود کند به دنبال جراحی پلاستیک باشد به شکلی لباس بپوشد که نقص مفروض را بپوشاند بیشتر این افراد نقص را در صورت خود می‌بینند، بینی، دهان، چشم، گونه، ابرو، چانه یا لب و دندان. دیگر اعضای بدن مثل سینه‌ها یا اندام‌های تناسلی در درجه بعدی هستند. بعضی ممکن است خود را زیادی چاق یا زیادی لاغر ببینند یا خود را به خصوص از نظر جنسی فاقد جذابیت و زیبایی بدانند.   برخی مشاغلی که به ویژگی‌های بدنی ارتباط دارند شاید فرد را بیشتر در معرض این اختلال قرار دهند. هنرپیشه‌ها، مدل‌ها (مانکن‌ها)، بدنسازها و امثال آنها از این نظر بیشتر در معرض هستند. کمال‌گرایی (perfectionism) و ترس از تنها و منزوی بودن هم در این افراد بیشتر دیده می شود و مثلا فکر می‌کنند برای دوست یا همسر پیدا کردن باید ویژگی‌های جسمانی خاصی داشته باشند. چه درمانهایی وجود دارد؟ موثرترین درمان درمان دارویی با داروهای ضد اضطراب و روان درمانی بخصوص رفتار درمانی شناختی (CBT) است. دکتردیوید ویل یکی از متخصصان این بیماری می‌گوید: "ما مایلیم تشخیص اختلال زشت انگاری در سن پایین انجام شود چون درمان آن بسیار آسانتر از زمانی خواهد بود که افکار و اضطراب‌ها ریشه دوانده باشد." "مهمترین پیام من این است که اختلال خودزشت انگاری بیماری درمان پذیری است." اما تا بیماری تشخیص داده نشده، فرد مبتلا به دنبال جراحی پلاستیک برای درمان خواهد رفت. برخی بارها جراحی می‌کنند.   برای مثال آلیسیا دووال یکی از مدلهای معروف نشریه گلمور که گفته می‌شود یک میلیون پوند برای سیصد عمل جراحی و غیرجراحی مختلف خرج کرده دو سال پیش گفت اعتیادش به جراحی نتیجه تشخیص داده نشدن اختلال خودزشت‌انگاری بوده است. جراحی برای رفع نقص معمولا توصیه نمی‌شود، چون حتی اگر این جراحی موفق باشد تمرکز به عضوی دیگر معطوف می‌شود یا جای بخیه جراحی مشکل ایجاد می‌کند. بیماران که جراحی پلاستیک می‌کنند در ابتدا احساس بهتری دارند، اما بعد احساس نارضایتی باز می‌گردد، مشکل باقی می‌ماند فقط شکلش عوض می‌شود. آمارها نشان می‌دهند که فقط ده درصد مبتلایان به اختلال خودزشت انگاری ممکن است با جراحی پلاستیک به رضایت برسند. اما جراحان در مواجهه با این بیماران با دو مسئله روبرو هستند، اول اینکه تشخیص بیماری نیاز به ارزیابی‌های طولانی و تخصصی دارد که کار روانپزشکان است، جراحان نه برای این ارزیابی‌های آموزش دیده‌اند نه اینکه این با ماهیت تخصصشان هماهنگی دارد. دوم اینکه وقتی فرد تقاضای جراحی دارد، جراح می‌داند که اگر از این کار خودداری کند فقط بیمار را به جراح دیگری معرفی کرده و در نهایت کسی که بخواهد جراحی کند، این کار را می‌کند. با این حال اخیرا برخی جراحان ارزیابی‌های مختصری انجام می‌دهند تا اگر نشانه هایی از این اختلال به دست آمد، مراجع را از جراحی منصرف و او را به روانپزشک معرفی کنند. آیا این درست است که این اختلال مختص کشورهای ثروتمند و طبقات مرفه است؟   تحقیقات نشان می‌دهد که افراد ۱۶ تا ۲۵ ساله برای یک سلفی به طور متوسط ۱۶ دقیقه وقت می‌گذارند و هفت بار عکس می‌گیرند تا به عکس مورد نظر برسند   بررسی‌ها نشان می دهد که این اختلال در همه جای دنیا دیده می شود و وابسته به سطح مالی افراد نیست، اما طبیعتا افراد متمول امکان بیشتری برای جراحی یا روش های گرانقیمت یا دسترسی به خدمات درمانی دارند. صنعت مد و رسانه‌ها هم مدتهاست که برای ایجاد اختلالاتی مثل بی‌اشتهایی عصبی و اختلال خودزشت‌انگاری به دلیل اینکه ویژگی‌های جسمانی خاص را به عنوان ملاک زیبایی تبلیغ می‌کنند مورد انتقاد بوده‌اند. اما دکتر ویل می گوید: "اتفاقات کودکی مثل پیوند ضعیف مادر و کودک (attachment) یا آزار (bullying) اهمیت بیشتری دارند." "فشار رسانه‌ها وجود دارد اما بخش کوچکی از ماجرا است." دکتر الکس کلارک، روانشناس بالینی می‌گوید که آموزش و راهنمایی در مدارس باید بهتر شود و باید کودکان از نظر رسانه‌ای هم "باسواد شوند" و بفمند که "این تصاویر آراسته، واقعی نیستند." "اگر از نظر اجتماعی به قدر کافی محکم نباشید، به سادگی ممکن است قربانی شوید."  

رازهای دلبری زنانه

وقتی صحبت از جذب و جلب توجه مردان می شود شاید صدها روش درست و غلط در این زمینه وجود دارد. دلیل اصلی اش این  است که مردان مشغول حدس و گمان خودشان هستند و مهم نیست چه علامتی بدهید یا حرفی بزنید. اگر از مردی خوش تان آمده است راه دیگری ندارید جز آنکه از راه های غیرمستقیم نشان دهید که او را فرد جالبی می دانید. برای همین اجازه بدهید از اول ماجرا شروع کنیم. جذب مردان با چشمک زدن و غنچه ایی کردن لب و حتی بر زبان آوردن کلمات صریح، نمی تواند میسر گردد. احساس اغواگری باید از لحظه ایی که از خواب بر می خیزید، لباسی که انتخاب می کنید و توجهی که به خودتان نشان می دهید .شروع شود. اینها یعنی قدرت و جذابیت شخصی… 1- نشان دهید که به او نظر دارید برای این کار قبل از هر چیز، مطمئن باشید که در موقعیت خوبی از ابراز وجود هستید. یادتان باشد هر آدمی بعضی روزهای شلخته دارد. گاهی بداخلاق و خسته است. روزهایی هم هستند که همه چیز آرام و راحت سپری می شود. باید متوجه حس و نشاط و انرژی خودتان باشید. به عبارت دیگر باید در بهترین حالت وجودی تان باشید. 2- بروز احساسات زنانه برای مردان، اجتماعی بودن و حرف زدن و حتی صمیمی بودن زنان، نشانه جالبی است ولی صحبت در باره جذابیت و کششی است که باید در زنان ببینند. میل و تمنایی که می خواهید منتقل کنید باید آرام و با وقار باشد. حرف زدن آرام با چاشنی طنازی شروع خوبی است. او بخصوص باید بفهمد برای تان دلنشین است که با گفتگو می کنید. یادتان نرود که احساسی بودن با سکسی بودن فرق دارد. اصلا به فکر این نباشید که از نظر جنسی او را اغوا کنید. اداهای جنسی در آوردن برای زنانی است که به خودشان و جذابیت زنانه شان اعتماد ندارند. 3- اعتمااد به نفس برای به دست آوردن مردان خاص و قدرتمند نمی توانید خجالتی باشید. باید به اندازه او قدرتمند و سرشار  و خاص باشید. این یعنی بدانید چه می خواهید و با چه قدرتی دنبالش هستید. باید این میل و تمنا برای به دست آوردنش را در خودتان بپرورانید. وقتی احساس کردید که او حق شما است به خودی خود یک حس و حضور در شما ایجاد می شود که جذابیت شما را بروز خواهد داد. 4- سکوت اجازه دهید حرکات بدن و دست و ایما و اشاره و نگاه تان حرف بزند. بدون حرف زدن نشان دهید که هم خواستنی هستید و هم او را می خواهید. خیلی صریح تر بگویم هر حرکت ساده شما باید گویای جادوی زنانه تان باشد. مردان با تمام وجود، این رفتارهای متین، با وقار و جذاب را می فهمند.
زنان شاد چه میکنند؟ 5 حس جنسی زنانه که مردان باید بدانند خانم ها همیشه مقدم نیستند ساده ترین درخواست زنان در اتاق خواب نامه ای به مادرم

زنان حادثه

اندوه بی پایان گریس کلی

کارنامه گریس کلی در سینما کوتاه اما درخشان بود. این ستاره برجسته در ۲۷ سالگی و اوج موفقیت، کار در هالیوود را کنار گذاشت تا "ملکه موناکو" شود. فیلمی تازه سرنوشت او را بار دیگر به رسانه‌های جمعی کشانده است. تهیه فیلمی از سرگذشت گریس کلی امری طبیعی است، چون زندگی این ستاره به افسانه پریان بی‌شباهت نیست و سینما همیشه به افسانه‌گویی نزدیک بوده است. دوره امسال جشنواره سینمایی کن با نمایش فیلم "گریس موناکو" گشایش یافت، که برداشتی از زندگی ستاره مشهور سینماست. در این فیلم نیکول کیدمن در نقش "پرنسس گریس" ظاهر شده است. از پرده سینما تا کاخ موناکو گریس کلی در ۲۱ سالگی و با همان یکی، دو فیلم اول خود شهرتی جهانگیر پیدا کرد. او در فعالیت سینمایی کوتاه ۵ ساله‌اش یکی از محبوب‌ترین ستارگان دهه ۱۹۵۰ بود و در اوج شهرت و موفقیت سینما را برای همیشه ترک کرد. گریس کلی در سال ۱۹۵۶ به تقاضای خواستگاری شاهزاده رنیه سوم، حکمران موناکو، پاسخ مثبت داد و ملکه دربار افسانه‌ای "سواحل لاجوردی" شد. وداع او با سینما، دوستدارانش را به اندوه فرو برد و تا مدتها سوژه داغی برای رسانه‌ها بود. درباره گریس کلی حرف و حدیث فراوان است. گفته‌اند که زندگی او با ثروت و شکوه همراه شد، اما از شور و محبت خالی بود. او "شهبانو" شد، اما خوشبخت نشد. روزنامه‌های پرتیراژ بارها و بارها از زندگی "این پرنده غمگین در قفس طلایی" داستان‌های سوزناک سرهم کرده‌اند. فیلم "گریس موناکو" به کارگردانی اولیویه دهان، فیلمساز فرانسوی، از این حرف و حدیث‌ها دور نمانده است. داستان فیلم درباره روزهای بحرانی در زناشویی گریس کلی است، یعنی همان دوراهی و پرسش همیشگی که تصمیم او مبنی بر کنار گذاشتن سینما و ازدواج با حکمران موناکو تا چه حد درست بوده است. فیلم به همان تصویر "رسمی" تکیه دارد؛ به این معنی که گریس کلی را زنی باتدبیر و تیزهوش نشان می‌دهد که نه از روی هوا و هوس، بلکه آگاهانه و به خاطر عشقی واقعی به دربار موناکو می‌رود، همسری باوفا و مادری فداکار می‌شود و با سرنوشت خود به خوبی کنار می‌آید. فیلم روی هم رفته تصویری سطحی و ساده‌نگرانه از دربار موناکو و سرگذشت گریس کلی ارائه می‌دهد و از ژرف‌نگری در جوانب تیره و تار آن باز می‌ماند. بیشتر منتقدان سینمایی فیلم را تکرار کلیشه‌های بازاری رایج ارزیابی کردند. منتقدان از فیلم خرده می‌گیرند که تصویری ساده‌لوحانه از مناسبات درونی دربار موناکو ارائه می‌دهد و تماشاگر ناآگاه را با القای جلال و شکوه "دودمان پادشاهی" گیج می‌کند. با وجود این برخورد مثبت و تا حدی "تبلیغاتی"، واکنش پادشاهی موناکو شگفت‌انگیز است. شاهزادگان کنونی موناکو، یعنی فرزندان شاهزاده گریس کلی، گفتند که در مراسم جشنواره کن شرکت نمی‌کنند، زیرا به نظر آنها زندگی گریس کلی "به خاطر منافع صرفا مالی" تحریف شده است. بهانه‌ای که البته زیاد موجه نیست، آن هم از سلطنتی که یکپارچه به خاطر "منافع مالی" شکل گرفته و تا امروز سرپا مانده است. یک کارنامه درخشان گریس کلی در طول تنها پنج سال یعنی از سال ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۶ با بازی در تنها ۱۱ فیلم سینمایی در اوج شهرت و افتخار قرار گرفت. او در این دوره کوتاه با برخی از مهمترین کارگردان‌های سینما کار کرد، از جان فورد (در فیلم موگامبو) تا فرد زینه‌مان (در فیلم ماجرای نیمروز). اما سینماگری که از او چهره‌ای بی همتا ساخت بی‌تردید آلفرد هیچکاک بود. گریس کلی در سه فیلم هیچکاک ظاهر شد: "میم را به نشانه مرگ بگیر!"، "پنجره عقبی" یا "پنجره رو به حیاط" و سرانجام فیلم "دستگیری یک دزد". او با موهای بلوند، نگاه سرد و رفتار باوقار اما بی‌تفاوت همان زن دلخواه هیچکاک بود، که ظاهری خاموش و آرام دارد، اما در درون او جوشش و نیرویی هست که او را به بی‌باک‌ترین کارها توانا می‌سازد. گریس کلی در سال ۱۹۸۲ در ۵۳ سالگی در تصادف اتومبیل درگذشت.  

قهرمان شطرنج: روسری سر کردن در ایران کافی بود، مسابقات عربستان را تحریم می‌کنم

قهرمان اوکراینی مسابقات جهانی شطرنج سرعت در عربستان سعودی را تحریم کرد آنا موزیچوک قهرمان اوکراینی شطرنج جهان می‌گوید در مسابقات جهانی شطرنج سرعت که قرار است ماه آینده در عربستان سعودی برگزار شود شرکت نخواهد کرد. این استادبزرگ شطرنج و چندین شطرنج‌باز مهم دیگر گفته‌اند به خاطر وضعیت حقوق زنان و حقوق بشر در آن کشور در مسابقات شرکت نمی‌کنند. مسابقات جهانی شطرنج سرعت که یکی از پرهیجان‌ترین رقابت‌های این ورزش محسوب می‌شود با جایزه ۲ میلیون دلاری از جذاب‌ترین تورنومنت‌ها است. آنا موزیچوک که در حال حاضر در مسابقات شطرنج سرعت مقام دوم جهان را دارد روز ۱۱ نوامبر در پیامی که روی صفحه فیسبوک خود منتشر کرد گفت: «با وجود جایزه نقدی بی‌سابقه من در ریاض بازی نخواهم کرد که به معنای از دست دادن دو مقام قهرمانی جهان است.» او در قسمت دیگری از پیام خود با اشاره به مسابقات قهرمانی جهان که چند ماه پیش در تهران برگزار شد، و همچنین قرار سفرش به عربستان برای مسابقات نوشت: «جان خود را به خطر بیندازم و تمام مدت هم چادر عربی بپوشم؟ هرچیزی یک حدی دارد و سر کردن روسری در ایران کافی بود.» در عربستان سعودی تمام زنان چه اهل این کشور باشند و چه خارجی در اماکن عمومی باید چادر عربی (عبای زنان) بپوشند. این نوع پوشش برای زنان در عربستان سعودی با سختگیری تمام اجرا می‌شود. فدراسیون جهانی شطرنج می‌گوید هنوز تمامی جزئیات مربوط به برگزاری مسابقات در عربستان سعودی و از جمله حد و حدود تابعیت شرکت‌کنندگان از نحوه پوشش در آن کشور مشخص نشده‌است. مسابقات جهانی شطرنج سرعت قرار است در روزهای ۲۶ تا ۳۰ دسامبر در ریاض برگزار شود. دولت عربستان نیز تاکنون اعلام نکرده که آیا شرکت‌کنندگان در این مسابقات مجبورند نحوه پوشش و سایر دستورات فرهنگی را رعایت کنند یا نه. با این وجود منتقدانی مثل امیل سوتوفسکی رئیس انجمن شطرنج‌بازان حرفه‌ای می‌گوید اساسنامه فدراسیون جهانی شطرنج این نهاد را موظف می‌کند که هر گونه تبعیض «براساس ملیت، تمایزات نژادی، عقیدتی و جنسیتی» را رد کند. او در صفحه فی‌سبوک خود نوشت: «بودجه بی‌سابقه مسلماً مسئولان فدراسیون جهانی شطرنج را تشویق خواهد کرد که ممنوعیت شرکت شطرنج‌بازان اسرائیلی، ایرانی و قطری در رقابت‌های ریاض را نادیده بگیرند.» او افزود: «به این وضع عادت کنید. ما باید از حامیان مالی ثروتمند استقبال کنیم. آنها حتی ممکن است به حد کافی مهربان باشند و از بازیکنان زن نخواهند که برقع بپوشند. شاید به روسری رضایت دهند. آنها دارند متحول می‌شوند؛ و شطرنج به ایجاد پل‌های بیشتری بین طرف‌ها کمک می‌کند.» سیلویو دانیلف، رئیس پیشین انجمن شطرنج‌بازان حرف‌ای اروپا، نیز که از منتقدان سرسخت فدراسیون جهانی شطرنج است در پیامی نوشت: «پس از ایران و عربستان سعودی مقصد بعدی کجا خواهد بود؟ جمهوری دمکراتیک خلق کره؟» این تحریم مورد دیگری از یک سال جنجالی برای شطرنج‌زنان است. دُرسا درخشانی شطرنج‌باز ۱۹ ساله ایرانی به خاطر اینکه در ماه ژانویه در جشنواره شطرنج مالت حجاب نداشت از سوی فدراسیون شطرنج ایران از شرکت در مسابقات محروم شد. پس از این ماجرا او به آمریکا رفت و به گفته فدراسیون شطرنج آمریکا او از این پس رسماً بعنوان یک شطرنج‌باز آمریکایی در رقابت‌های جهانی شرکت خواهد کرد. نازی پایکیدزه شطرنج‌باز گرجی-آمریکایی و قهرمان شطرنج آمریکا مسابقات جهانی را که در ماه فوریه در ایران برگزار شد به خاطر «قوانین اخلاقی» که مانع تماس زنان و مردان در مجامع عمومی می‌شود تحریم کرد. آنا موزیچوک شطرنج‌باز اوکراینی با پوشیدن روسری در آن مسابقات شرکت کرد و به مقام دوم رسید.
زن تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا کیم کارداشیان در همسایگی ایران برگزیده‌ای از مجموعه عکس ''من یک زن هستم'' مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن ایوانکا ترامپ، بانوی اول واقعی آمریکا؟

حقوق زنان

دخترکانی که مادر می شوند

بر اساس آخرین آمارهای اعلامی، تنها در سال ۱۳۹۱ بیش از ۱۱۰ هزار زایمان در سنین زیر ۱۹ سالگی زنان صورت گرفته است. نگرانی‌ها وقتی شدت می‌گیرد که بدانیم یک هزار و ۶۳۵ مورد از این زایمان‌ها در بین دختربچه‌های ۱۰ تا ۱۴ ساله بوده است. ازدواج قبل از سن قانونی به ویژه در میان دختربچه‌ها یکی از معضلات قدیمی در کشور است. دختربچه‌هایی که یا به اجبار و یا ندانسته پای سفره عقد می‌نشینند و در همان سنین کودکی، رابطه جنسی و سپس بارداری را تجربه می‌کنند. آمارهایی که از این کودکان وجود دارد خیلی دقیق نیست؛ گرچه سال گذشته بیش از ۴۰مورد ازدواج در سنین زیر ۱۵ سالگی دختران به ثبت رسیده است. اما بسیاری از کارشناسان معتقدند شمار این قبیل ازدواج‌ها بیش از آمار رسمی است. چنانچه دکتر شهلا کاظمی‌پور، عضو هیات علمی پژ‍وهشکده جمعیتی آسیا و اقیانوسیه در این خصوص می گوید: "در بحث آمار ازدواج‌های زودهنگام در برخی از مناطق، به دلیل آنکه سن دختر پایین است و هنوز به سن قانونی ازدواج نرسیده، ازدواجی ثبت نمی شود و تنها در صورت بروز بارداری است که برای ثبت ازدواج اقدام می کنند. همین موضوع باعث می شود آمارها در خصوص سن دختر در زمان ازدواج، خیلی هم دقیق نباشد." سه سال پیش بود که محمد بنیادزاده، فعال حقوق کودکان اعلام کرد: "بیش از ۹۵۰ هزار کودک متاهل در ایران وجود دارد که ۸۵ درصد آنها را دختران تشکیل می‌دهند." در قوانین ایران سن ازدواج برای دختران ۱۳ سال و برای پسران ۱۵ سال است اما پدر یا "ولی قهری" می‌تواند فرزند زیر ۱۳ سالش را با اجازه دادگاه به عقد کسی دربیاورد. مریم موسوی، حقوقدان، در این خصوص به روز می‌گوید: "گرفتن مجوز برای ازدواج دختران و پسران زیر سنی که در قانون ذکر شده به هیچ وجه کار سختی نیست و شاید در عرض یک هفته این اجازه از سوی دادگاه صادر شود." او با اشاره به آمار منتشر شده در خصوص زایمان‌های در سنین ۱۰ تا ۱۴ سال می‌گوید: "همین‌ آمارها نشان می‌دهد چقدر ازدواج در این سنین آسان است. دختری که در ۱۰ سالگی زایمان می‌کند در ۹ سالگی ازدواج کرده و این یعنی دادگاه چنین مجوزهایی را صادر می‌کند." موسوی معتقد است تنها راه بهبود وضعیت و آنچه خشونت وعلیه دختربچه‌ها نام دارد بازنگری در قانون است: "در بسیاری از روستاها و شهرهای کوچک ازدواج در سنین پایین یک رسم و سنت است. هنوز هم در خیلی از مناطق کشور، به اصطلاح ناف دختر و پسر را به نام هم می‌بردند و در اولین فرصت آنها را به عقد یکدیگر در می‌آورند. چیزی که می‌تواند این رسم و باور غلط را عوض کند قانونی است که از حقوق کودکان حمایت کند و اجازه ازدواج در این سنین را به هیچ عنوان ندهد." براساس آمار سازمان ثبت احوال ایران، استان سیستان و بلوچستان و مناطق روستایی استان اصفهان بیشترین آمار ازدواج کوکان را به خود اختصاص داده‌اند. اما آخرین آمارها نشان می‌دهد این نابهنجاری، مختص استان‌های محروم نیست و حتی پایتخت هم آمار بالایی از ازدواج کودکان را به خود اختصاص داده است. چنانچه سال گذشته ثبت احوال استان تهران از ازدواج ۷۵ کودک زیر ۱۰ سال در پایتخت خبر داد. سازمان عدالت برای ایران در مهرماه امسال به مناسبت روز جهانی دختربچه‌ها گزارشی منتشر کرد که بر اساس آن تنها در سال گذشته ۲۹ هزار و ۸۲۷ دختر بین ۱۰ تا ۱۴ سال و هزار و ۵۳۷ دختر زیر ۱۰ سال در ایران ازدواج کرده‌اند. مادرانی حتی با کمتر از ۱۰ سال سن! بر اساس آخرین آمارهای منتشر شد در خصوص زایمان‌های کودکان، تنها در سال ۹۱ چهار تولد برای مادر ۱۰ ساله، ۱۷ تولد برای مادر ۱۱ ساله، ۵۰ تولد برای مادر ۱۲ ساله، ۲۷۵ تولد برای مادر ۱۳ ساله و ۱۲۸۹ تولد برای مادر ۱۴ ساله ثبت شده است. همچنین براساس آمار سازمان ثبت احوال کشوردر این سال، چهار هزار و ۳۷۷ تولد برای مادران ۱۵ ساله، ده هزار و ۶۳۷ تولد برای مادران ۱۶ ساله، ۱۹ هزار و ۸۸۱ تولد برای مادران ۱۷ ساله، ۳۱ هزار و ۴۹۴ تولد برای مادران ۱۸ ساله و ۴۳ هزار و ۹۲۵ تولد برای مادران ۱۹ ساله به ثبت رسیده‌ است. دكتر افسانه وارسته‌فر، جامعه‌شناس حوزه کودک در خصوص بعد جسمانی سلامت کودکانی که ازدواج می‌کنند چنین می گوید: "اولین مساله‌ای که در خصوص سلامت جسمانی مطرح می شود، آغاز رابطه جنسی و در پی آن بارداری زودهنگام برای دختران است. در حالی که در جامعه ما صحبت از آموزش های جنسی، حتی در مدارس تابو به حساب می آیند، می توان تصور کرد که در عرف خانوادگی نیز آموزش های لازم برای روابط جنسی داده نمی شود. درنتیجه این رابطه می تواند برای هر دو جنس، خواه از منظر روانی، خواه از منظر جسمانی تهدیدکننده باشد." او ادامه می‌دهد: "مساله مهم بعدی، بارداری زودرس است. از آنجا که این نوع ازدواج ها در اقشار خاصی صورت می گیرد، معمولاانتظار بارداری و فرزندآوری سریع از کودک – همسر می رود. از طرفی دیگر، همان طور که ذکر شد عدم آموزش کافی، باعث عدم آگاهی این کودکان از وسایل جلوگیری از بارداری و اصولااز دنیای زنانگی – بارداری می شود." به گفته این کارشناس، بارداری در سنین پایین به سلامت مادر و نوزاد لطمه می زند، مخصوصا اگر با بارداری‌های پیاپی و بدون وقفه همراه باشد. عموما در سراسر جهان، بارداری اصلی ترین دلیل مرگ ومیر زنان بین سنین ۱۵ تا ۱۹سال است. خطر مرگ ومیر در اثر بارداری، در این گروه سنی ۲۰ تا ۲۰۰درصد بالاتر از خطر بارداری زنان گروه سنی ۲۰ تا ۲۴ساله است. هیچ ازدواجی به صلاح بچه‌ها نیست "ازدواج زیر سن قانونی بر خلاف پیمان‌نامه بین‌المللی حقوق کودک است. این پیمان نامه، سن زیر ۱۸ سال را سن کودک تعریف کرده است که در آن بستن هرگونه قرارداد با کودک ممنوع است. از نظر حقوقی، ازدواج هم نوعی قرارداد است که میان زن و مرد بالغ بسته می‌شود و با کودکان زیر سن قانونی نمی‌توان چنین قراردادی بست"؛ این‌ها را مریم موسوی، حقوقدان می‌گوید و ادامه می‌دهد: "این که گفته می‌شود دادگاه مصلحت فرزند را تشخصی می‌دهد، استدلال صحیحی نیست، چه مصلحتی در ازدواج یک کودک وجود دارد؟ چه چیز داشتن رابطه جنسی در سنین زیر ۱۸ سالگی برای را برای یک کودک صلاح می‌داند؟ من به جرات می‌توانم بگویم بالای ۹۰ درصد حقوقدانان کشور موافق این هستند که سن ازدواج در قانون تا ۱۸ سال بالا بیاید. چرا که آسیب‌های ازدواج زودهنگام بر هیچ کس پوشیده نیست. من پرونده‌های زیادی در شهرستان در خصوص طلاق چنین ازدواج‌هایی داشته‌ام، حتی شنیدن خاطرات دختربچه‌هایی که در سنین کودکی ازدواج کرده‌اند زجر آور است." البته این ناهنجاری تنها در ایران شایع نیست، ازدواج کودکان در سطح جهانی هم یکی از مهمترین معضلات اجتماعی محسوب می‌شود. معضلی که در کشورهای جهان سومی بیشتر شایع است. با وجود کنوانسیون جهانی حقوق کودک، کشورها قوانین داخلی خود را دارند که براساس عرف و شرع تعریف شده و گاهی بر خلاف شاخص‌های جهانی است. چنانچه در برخی از کشورهای اسلامی سن بلوغ را همان سن ازدواج می‌دانند. به گفته بسیاری از کارشناسان، دختران خردسالی که در سنین پایین مجبور به ازدواج می شوند عموما به دلیل آنکه نتوانسته‌اند دوران کودکی و نوجوانی خود را به درستی طی کنند به مرور زمان دچار بیماری روحی و روانی شدیدی می‌شوند و دست به فرار از خانه، تن‌فروشی و حتی خودکشی می‌زنند. هچنین تحقیقات نشان می‌دهد دخترانی که به صورت زودهنگام به ازدواج اجباری در سنین زیر ۱۸ تن داده اند، بیشتر به قبول خشونت خانگی توسط شوهرانشان تن می‌دهند و اغلب مورد تجاوز از سوی شوهرانشان قرار می‌گیرند. دكتر افسانه وارسته‌فر، در این خصوص می‌گوید: "مهم ترین محرومیتی که ازدواج زودهنگام از بعد روانی ایجاد می کند، از دست دادن لذایذ و تجربیات دوران کودکی و نوجوانی است. روابط جنسی اجباری، نداشتن آزادی رشد و استقلال شخصی، آثار روانی – اجتماعی و هیجانی بسیاری را می تواند به همراه داشته باشد. برای دختران اغلب محدودیت به کار خانگی و برای پسران مواجهه با نقش نان آوری و همسری، چندان همخوانی ای با الگوهایی که جامعه در بعد وسیع از این سنین ارایه می دهد، ندارد.

پلی‌بوی دیگر عکس برهنه زنان را منتشر نمی‌کند

اسکات فلاندرز، مدیر مجله پلی‌بوی گفته است که به دلیل رواج و دسترسی آسان به تصاویر و مطالب پورنوگرافیک از طریق اینترنت، عکس‌های برهنه زنان چنان "قدیمی" شده و جذابیت خود را از دست داده که این نشریه انتشار چنین تصاویری را متوقف خواهد کرد. آقای فلاندرز در مصاحبه با نشریه آمریکایی نیویورک تایمز گفته است که هیو هفنر، بنیانگذار ۸۹ ساله پلی‌بوی هم در جریان این پیشنهاد قرار گرفته و با آن موافقت کرده است و در نتیجه، انتشار تصاویر برهنه در نشریه و وبسایت پلی‌بوی از ماه مارس ۲۰۱۶ متوقف می‌شود. هیو هفنر ماهنامه پلی‌بوی را ۶۲ سال پیش پایه‌گذاری کرد و از آن زمان، در هر شماره نشریه تصاویری از زنان برهنه چاپ شده است. برخلاف نشریات پورنوگرافیک، تصاویر پلی‌بوی صرفا پیکرهای برهنه زنان را نشان می‌دهد و هدف آن به تصویر کشیدن حرکات تحریک‌آمیز جنسی نیست. در نتیجه، این نشریه در محدوده "نامناسب برای کودکان زیر ۱۳ سال" رده‌بندی شده است. مدیر پلی‌بوی در مصاحبه خود گفته است که امروزه اینترنت "هر نوع تصویر جنسی قابل تصور" را به سادگی و به رایگان در دسترس قرار داده و در نتیجه، چاپ تصاویر زنان برهنه تازگی خود را از دست داده است. وی همچنین گفته است که از این بعد، مخاطبان مورد نظر پلی‌بوی "مردان جوان شاغل" هستند و وبسایت پلی‌بوی هم به نحوی متحول خواهد شد که بتوان بدون اشکال، آن را در محل کار هم باز و مشاهده کرد. به این ترتیب، انتظار می‌رود که استفاده از این وبسایت هم افزایش یابد. فروش نشریه پلی‌بوی که در اواسط دهه ۱۹۷۰ با تیراژ نزدیک به شش میلیون نسخه منتشر می‌شد اینک به حدود هشتصد هزار نسخه کاهش یافته و انتشار آن سودده نیست. نشریه انتظار دارد با تغییراتی که در رویکرد خود می دهد مخاطبان بیشتری را به مجله و همچنین وبسایت آن جذب کند. اولین نسخه پلی‌بوی در سال ۱۹۵۳ با تصویری از مریلین مونرو، بازیگر مشهور سینما منتشر شد و در یادداشت سردبیر آمده بود که "اگر شما مرد و در سن ۱۸ تا ۸۰ سالگی هستید، این نشریه ویژه شماست." این نشریه در چندین کشور دیگر نیز خاص خوانندگان آن کشور منتشر می‌شده اما در حال حاضر، ادامه فعالیت بعضی از آنها متوقف شده است. از جمله پلی‌بوی استرالیا که در سال ۱۹۷۹ راه‌اندازی شده بود در سال ۲۰۰۰ و در حالیکه تیراژ آن به ۲۵۰۰۰ نسخه کاهش یافته بود برچیده شد. در بعضی کشورها، قوانین ناظر بر جنبه‌های اخلاقی محتوای رسانه‌ها باعث شده است که پلی‌بوی با محدودیت‌های خاصی منتشر شود. همچنین، فروش این نشریه در شماری از کشورهای جهان ممنوع بوده است. این نشریه به خط بریل برای نابینایان هم منتشر می‌شود. در مواردی، انتشار یا فروش این نشریه در بعضی کشورها با اعتراضاتی همراه بوده است. نشریه پلی‌بوی متعلق به موسسه پلی بوی است. این موسسه در زمینه‌های مختلف فعالیت دارد که از جمله شامل وبسایت، رادیو، تلویزیون است.
مردان بدلیل مجوزهای قانونی دست به خشونت علیه زنان می زنند برابری جنسیتی، معیار نوین رتبه بندی فیلمها اولین زوج ‌هم‌جنس در آلمان ازدواج کردند خرده مصیبتهای بچه دار نشدن تلاش برای درمان متجاوزان