1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

معترضان به قانون فعلی لبنان که متجاوزان جنسی را در صورت ازدواج با قربانی مجازات نمی‌کند، با آویختن لباس‌های عروس از نخل‌های کنار ساحل بیروت، خواستار برچیدن این قانون شدند.

در این حرکت اعتراضی حدود ۳۰ لباس عروس د محل پیاده روی کنار ساحل در بیروت آویخته شد تا نظر رهگذاران در این منطقه پر رفت و آمد را به خود جلب کند.

معترضان به قانون فعلی در تلاشند تا پارلمان لبنان را متقاعد کنند که در جلسه ماه آینده خود قانون فعلی را برچیند.

همزمان وزیر زنان این کشور هم این قانون را متعلق به عصر حجر دانسته است.

عالیه عواضه، هنرمند لبنانی که همراه این کمپین شده است گفته: یک ماه ۳۱ روز دارد و در هر روز آن یک زن که مورد تجاوز قرار گرفته مجبور می‌شود به عقد متجاوز خود در آید.

لایحه پیشنهادی برای برچیدن و اصلاح قانون که به ماده ۵۲۲ شهرت دارد، سال گذشته به پارلمان لبنان ارایه شد و ماه فوریه گذشته بررسی شد.

معترضان امیدوارند اعضای پارلمان در رای گیری ۱۵ مه به لغو ماده ۵۲۲ روی خوش نشان دهند.

طراحی این حرکت هنری-اعتراضی در پاریس و توسط میریله هونین، هنرمند لبنانی صورت گرفته است.

دسامبر گذشته هم گروهی از معترضان با لباس‌های عروسی که از باندهای پانسمان سفید دوخته بود حرکت اعتراضی مشابهی را ترتیب داده بودند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

تماشایی‌ترین تصویر شهر

مرد، لاغراندام است و صورتش آفتاب‌سوخته و دست‌هایش ضمخت و کارکرده. پشت‌اش کمی خمیده است. آفتاب بالا نیامده، مرد نماز صبحش را می‌خواند، یک حبه قند را در چای تلخش می‌خیساند و چای را سرمی‌کشد و  بیرون می‌رود؛ به قول خودش، دنبال یک لقمه نان حلال. بعد، بچه‌ها، یکی‌یکی، بلند می‌شوند، صبحانه می‌خورند، لباس می‌پوشند و به مدرسه می‌روند یا دانشگاه؛ مرد اما، از همان طلوع آفتاب، سوار پیکان زهوار دررفته‌اش می‌شود، کلاج می‌گیرد، دنده عوض می‌کند، ترمز می‌گیرد. روزی هزار بار، درهای ماشین‌اش باز و بسته می‌شوند. بعضی‌ها در را آن‌قدر محکم می‌کوبند که مرد فکر می‌کند الان است که در از جا کنده شود و بعضی‌ها آن‌قدر یواش به‌هم می‌زنند که باید خودش یک بار دیگر در را ببندد. از آینه ماشین‌اش، یک تسبیح آویزان است و از تسبیح، یک پلاک «توکلت علی ا...». محرم و ایام فاطمیه، لباس مشکی می‌پوشد. گاهی شاید محرمی بگوید بچه‌های هیات محل، پشت شیشه ماشین‌اش با رنگ بنویسند: «شه باوفا ابالفضل»، اما پخش ماشین‌اش هیچ‌وقت نمی‌خواند. گاهی پیش خودت فکر می‌کنی: «چه کسالت‌بار! خسته نمی‌شود از این تکرار مکرر؟!» او اما خسته نمی‌شود. خستگی‌اش را دوست دارد؛ چون به یاد آخرین تصویری که هر روز صبح از بچه‌هایش می‌بیند می‌افتد، که آن‌ها آرام خوابیده بودند و پشت‌شان به بودن او گرم است. آدم‌ها می‌آیند و می‌روند. روی صندلی‌های ماشین‌اش، هر روز، هزارتا قصه نوشته می‌شود. یک نفر روی صندلی شاگرد، با تلفن همراه، معامله‌های میلیاردی می‌کند و سر دادن 300 تومان کرایه، با او چانه می‌زند. یک نفر، کیفش را توی ماشین جامی‌گذارد و مرد، تمام یک بعدازظهر را برای پیدا کردنش وقت می‌گذارد. یک نفر، بچه‌اش مریض است و مرد، پابه‌پایش اشک می‌ریزد و خدا را شکر می‌کند که شرمنده سروهمسر نیست؛ وقتی اسکناس‌های 100 تومانی و 200 تومانی و 500 تومانی را روی هم می‌چیند. ظهرها، کنار یک فضای سبز کوچک، پارک می‌کند، وضو می‌گیرد و روی خنکی چمن‌ها، نماز می‌خواند و از فلاسک کوچکش، برای بقیه راننده‌ها، چای داغ می‌ریزد. عصر ها که تماشایش کنی، پیراهن سفیدش، توی این هوای آلوده چرک شده... چرک‌هایش را اما نمی‌بینی، پشت آن خطوط مردانه صورتش. وقتی فکر می‌کنی به این همه تلاش کم‌اجر که هر روز، به قول خودش، برای یک لقمه نان حلال می‌کند، وقتی حساب کنی برای هر ساعت رانندگی توی این ترافیک نفس‌گیر، روزهای بارانی، روزهای آفتابی، برای هر چند بار ترمز گرفتن و دنده عوض کردن و برای هر چند بار دور زدن و بوق شنیدن، چه‌قدر پول درمی‌آورد، وقتی فکر می‌کنی به زحمت کشیدن بی‌امانش؛ ناگهان دوست‌اش داری. دست‌هایش تو را به یاد دست‌های پدرت می‌اندازد، یا پدربزرگت؛ هر بابای مهربانی که می‌شناسی. دیگر سر پول خرد، با او دعوایت نمی‌شود، دیگر اصرار نمی‌کنی که حتما این طرف چراغ قرمز پیاده‌ات کند، دیگر به‌خاطر چند قدم بالا و پایین پیاده شدن، در را محکم به‌هم نمی‌کوبی. وقتی فکر کنی او بابای کسی است و همه امید و دار و ندار خانواده‌اش، آن وقت، چه‌قدر تماشای آن پلاک «توکلت علی ا...» آرامت می‌کند در این شهر ناآرام.

خدایا دست ات را از گلویم بردار

این روزها از دست خدا کلافه ام. اصولا رابطه من و خدا خیلی خوب است. من شاید بنده شاکر خوبی نباشم او اما همیشه شش دانگ حواس اش به من است. این روزها نمی دانم سرش به کدامین بنده اش گرم است که حس می کنم پیچ خورده ایم به هم.
مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد به دختران مجرد اینها را نگوئید عاشقانه های باران اتفاق همین روزهاست... انگار همه روزها یکشنبه اند

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد

می‌خواهید لباسشویی بخرید؟ فقط به خاطر این که ماشین لباسشویی شما از مد افتاده است و یا عوامل دیگری همچون مصرف آب و برق شما را برای تعویض آن تشویق کرده است؟

به یخچال تان عمری دوباره ببخشید

آخر سال زمان مناسبی است برای آنکه اشکالات خانه را اصلاح کنیم. برخی از لوازم منزل ما عمر مفید طولانی ای دارند اما به دلیل استفاده نامناسب از آنها ناچار می شویم آنها را زودتر از زمان مقرر به تعمیرگاه بفرستیم یا حتی تعویض کنیم. یکی از این وسایل یخچال است.
اولین تولد کافه ویسپو از خرید در فروشگاه های بزرگ لذت ببرید چگونه کسب و کار کوچک خود را راه اندازی نماییم؟ نکاتی درباره انتخاب یخچال لامپ کم مصرف حامی محیط زیست

مطالب تصادفی

گزارش روز

سال ۲۰۱۱ بر زنان جهان چگونه گذشت؟

نوبل صلح در سال ۲۰۱۱ به سه زن تعلق گرفت و بهار عربی، زنان مهجور تونس، مصر، یمن، لیبی و سوریه را شکوفا کرد. صدراعظم آلمان، قدرتمندترین زن دنیا خوانده شد و یک زن چپ‌گرا برای اولین بار بر مسند ریاست جمهوری برزیل تکیه زد.

از سقوط آزاد میان عقاب‌ها تا زندگی به سبک پارکور

فاطمه اکرمی ژیمناستی است که از سال پیش پارکور و سقوط آزاد را همزمان شروع کرده است. او به دویچه وله می‌گوید در شهر همه چیز را به شکل مانع می‌بیند. اکرمی یک‌بار در هنگام سقوط آزاد میان ۳ عقاب گیر افتاده است. فاطمه اکرمی متولد اسفند ۱۳۷۲ است. او از چهارده سال پیش رشته ورزشی ژیمناستیک را آغاز کرده است و حدود یک سال پیش "سقوط آزاد" و پارکور را همزمان شروع کرد. او می‌گوید یکی از هم‌ دانشگاهی‌هایش در ایران به او پارکور آموزش داده است. فاطمه اکرمی آموزش سقوط آزاد را هم در چند مرحله در دبی فرا گرفته است. !در جواب اینکه چرا سقوط آزاد را در دبی آموزش دیده، توضیح می دهد که: در ایران متدهای آموزش سقوط آزاد خیلی قدیمی هستند. کسانی هستند در ایران که سقوط آزاد آموزش می‌دهند ولی با متدهای بسیار قدیمی و با همان حالت ارتشی. فاطمه تعریف می کند که در هنگام فرود در یکی از سقوط آزادها وقتی چتر خود را باز کرده و تنها ۳۰۰ متر با زمین فاصله داشته، چند نقطه سیاه در اطراف خود دیده است. «اول فکر کردم آدم‌هایی هستند که لباس بالدار می‌پوشند، پایین‌تر که رفتم متوجه شدم این‌ها آدم نیستند، سه تا عقاب هستند. تنها کاری که توانستم انجام دهم جیغ‌زدن بود. چون اگر بالشان به چتر من گیر می‌کرد مطمئناً سقوط می‌کردم و در ۳۰۰ متر امکان باز کردن چتر دوم را هم نداشتم». تجربه سقوط آزاد از ارتفاع ۴ هزار متری را دارد.   و اما پارکور او معتقد است که پارکور ورزش نیست، یک هنر است، اصلا نباید به پارکور به عنوان یک ورزش نگاه کرد. پارکور یک شیوه زندگی است به همین دلیل خیلی به آمادگی ذهنی بستگی دارد ... «وقتی تمرینات پارکور را شروع می‌کنید، دیگر همه اشیاء اطراف خود را شبیه مانع می‌بیند. روزها که برای کارهای روزمره از خانه بیرون می‌رویم، دوروبرمان را نگاه می‌کنیم و می‌بینم مثلا چقدر این مکان برای پارکور مناسب است. دفعه بعد همان‌جا ۱۰ حرکت دیگر به حرکت‌های قبلی اضافه می‌کنیم». در انتها او می گوید که در ژیمناسیک دو بار آسیب دیده و مجبور شده پای خود را عمل کند؛ تا به حال در پارکور اما دچار آسیب‌دیدگی نشده است.   منبع: دویچه وله فارسی
بارداری بدون داشتن رابطه جنسی زنان در جنبش بحرين سقط جنین، آماری كه ثبت نمی شود بار دیگر گشت امنیت اخلاقی 26 درصد زنان ايراني از افسردگي رنج مي​برند

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

چرا آراسته بودن برای زنان اهمیت زیادی دارد؟

از دیرباز، آراستگی ظاهری برای زنان بسیار بیشتر از مردان حائز اهمیت بوده است و شکی نیست که این جنس لطیف برای نمایاندن زیبایی ظاهری خود وقت و هزینه بیشتری نسبت به مردان میگذارد، به گونه ای که حتی در حوزه تجارت هم مارکتینگ لوازم زنانه از رونق بیشتری برخوردار است. اما پرداختن به “چرایی” این تمایل زنانه نیازمند بحثی طولانی است که در این مقاله به طور خلاصه به بررسی این مقوله از سه منظر اکتفا میکنیم: 1-دیدگاه اجتماعی 2-ژنتیک 3-تساوی جنسیتی نخست می پردازیم به دیدگاه اجتماعی؛ در واقع این باور که زنان بیشتر از مردان به ظاهر خود اهمیت می دهند، در تمام جوامع جا افتاده است. شاید این باور بازگردد به این دیدگاه قدیمی که از دیرباز زنان برسر جذاب ترین و خوش اندام ترین مردان بر سر رقابت بوده اند. پس در باور زنان، هر چه زنی از لحاظ ظاهری سکسی تر باشد بیشتر مورد توجه مردان قرار می گیرد. معیارهای زیبایی یک زن سکسی داشتن کمری باریک، سینه هایی نسبتا درشت، صورتی ظریف، دست و پاهایی کوچک و در کنارش کمی چربی زیر پوست می باشد. البته در کنار تمامی این ها، نباید این را نادیده گرفت که مردی بلندبالا، عضلانی، با چهره ای ریش دار، مردانه و جذاب برای زنان نمایانگر یک مرد سکسی است. حال بیاییم به یک استثنا ژنتیکی بپردازیم؛ از زمان تاریخ پیدایش موجود زنده، ژن، این واحد مولکولی وظیفه انتقال صفات والد یا والدین را بر عهده داشته است. ژنها برروی کروموزوم ها قرار دارند. می دانیم که نوزاد دختر داری کروموزوم xx و نوزاد پسر دارای کروموزوم xy می باشد. حال این میان ممکن است استثنایی رخ دهد؛ دختری متولد شود با کروموزوم xy. به این پدیده نادر سندرم عدم حساسیت آندروژن یاAIS می گویند. در افرادی که دچار این عارضه نادر می شوند، هورمون آندروژن که باعث بروز صفات ثانویه جنسی در مردان (یعنی ظهور ریش و تغییر صدا) می شود، ترشح نمی گردد. در این افراد از لحاظ ژنتیکی یک کروموزوم xو یک کروموزوم y وجود دارد. (یعنی از لحاظ ژنتیکی مرد هستند) اما به دلیل نقص ژنتیکی بر روی کروموزوم x این نوزادان که قرار بوده مرد به دنیا بیایند، در زمان تولد با جنسیت ظاهری مونث به دنیا می آیند. در این گونه زنان بدن سرشار از هورمون جنسی مردانه است اما بدن هیچ گونه پاسخی به آن نمیدهد و تمام این هورمونها تبدیل به هورمون جنسی زنانه یعنی استروژن می شود. در نتیجه دختری به دنیا می آید که فاقد رحم می باشد و قابلیت بچه دار شدن ندارد. اما تمام صفات زنانه در این افراد وجود دارد. به طور معمول زنانی که دچار سندرم AIS هستند نسبت به دیگر زنان از قامتی بلندتر، پوستی صاف و شفاف تر برخوردارند. چهره ای زیبا دارند و بدنشان معمولا عرق نمی کند و بدبو نمی شود و موهای زائد در بدن این افراد معمولا رشدی ندارد. تمام علایق و سلایق این افراد زنانه است و تنها تفاوتی که با سایر زنان دارند، عدم توانایی در بچه دار شدن است. اما با توضیحات گفته شده آیا می توان به این نتیجه رسید که وجود ژن مردانه باعث عدم رسیدگی این زنان به ظاهر خود می شود؟خیر. اینگونه زنان نیز همانند دیگر همجنسان خود، ظاهرشان برایشان بسیار مهم است. آخرین موردی که آن را بررسی می کنیم مورد “تساوی جنسیتی” است که در جوانع امروزی، رو به پیشرفت می باشد. فرض کنیم بسیاری از زنان به دلیل نداشتن موقعیت اجتماعی بالا مجبور باشند برای جلب توجه بیشتر، خود را به صورت “اشیایی خواستنی” به نمایش بگذارند. اگر چنین فرضی درست باشد پس باید پیش بینی کنیم با افزایش تساوی جنسیتی در مشاغل و یا حتی مناصب سیاسی، زنان دیگر چندان به ظاهر خود رسیدگی نمی کنند. اما آمار چیز دیگری را نشان می دهد؛ به طور متوسط زنان در رده سنی 20 سال، به طور سالیانه 400 دلار خرج لباس خود می کنند که این رقم با افزایش سن و رسیدن به دهه 40 زندگی به مرز 700 دلار در سال می رسد. این آمار نشان می دهد که هر چه زنان در موقعیت های اجتماعی پیشرفت بیشتری داشته باشند از تمایل آنها به رسیدگی به ظاهر خود کم نخواهد شد. از طرف دیگر، در مقام مقایسه، باید گفت این رقم برای یک مرد مجرد به 400 دلار در سال می رسد حال آن که یک مرد متاهل تنها 280 دلار در سال هزینه لباس می کند. در واقع میتوان گفت یک مرد مجرد این هزینه را صرف جذب جنس مخالف می کند و زمانی که با ازدواج، مساله جذب جنس مخالف حل شود، بر اساس اصل سود گرایی، ترجیح می دهد این هزینه را به حداقل برساند. ولی برای یک خانم جذب جنس مخالف”همه چیز “نیست. هنگامی که یک خانم، پیش از رفتن به سر کار به ظاهر خود می رسد، در واقع بیشتر از ان که دوست داشته باشد یک “زن سکسی”به نظر برسد، تمایل دارد در محیط کاری خود بانویی موقر و شایسته به نظر برسد. با توجه به تمامی مطالب گفته به این نتیجه می رسیم که زنان با هر دیدگاه، گرایش جنسی، موقعیت اجتماعی و سطح سواد تمایل دارند که ظاهری دلنشین در جامعه داشته باشند. اما هر کدام برای این “ظاهر” دلایل خاص خود را دارند که همگی قابل احترام می باشند.

نامه عاشقانه زنی به همسرش در جنگ جهانی دوم بعد از ۷۲ سال به صاحبش رسید

نامه عاشقانه ای که در بین دیوار های یک خانه در ایالت نیوجرسی گم شده بود ۷۲ سال بعد به دست مخاطبش رسید. دریافت کننده این نامه یک سرباز جنگ جهانی دوم بود. ملیسا فاهی و پدرش هنگام انجام تعمیراتی در خانه نامه را در فاصله بین پله ها پیدا کردند. نامه در ماه می سال ۱۹۴۵ پست شده بود. زنی به نام «ویرجینیا» نامه را برای همسرش «رولف کریستوفرسون» نوشته بود. او سرباز نیروی دریای نروژ بود. در نامه آمده است «دوستت دارم رولف، به اندازه خورشید گرم. تو خورشید زندگی من هستی. خورشیدی که همه چیز دیگر دور آن می گردد.» ملیسا فاهی بعد از پیدا کردن نامه، تصمیم گرفت این زوج را پیدا کند. او نخست به سراغ فیسبوک رفت و کاربران این شبکه اجتماعی کمک کردند تا پسر آنها را در کالیفرنیا پیدا کنند. پسر رولف نامه را برای پدر ۹۶ ساله اش خواند. همسر او، ویرجینیا، ۶ سال پیش درگذشت.  
تفاوت گریه در زنان و مردان پدیده خود زشت انگاری، نشانه ها و راههای درمان این موضوعات ارزش بحث ندارد! قصه شده ام! 10 دلیل آفرینش زن

زنان حادثه

دختران شایسته جهان ازکجا می آیند

برای انتخاب "دختر شایسته" در سطح جهان دو رقابت عمده وجود دارد. نخست "Miss World" و رقابت دیگر "Miss Universe". در آغاز فقط رقابت "Miss World" وجود داشت، اما در سال ۱۹۵۱ "یولاند بتبزه" پس

ماجرای زوج همجنسگرا‌یی که از زندان ترکیه سر درآوردند

کمتر از یک ماه پیش، جیمنا ریکو، اسپانیایی و شازا اسماعیل زاده مصر مثل سایر زوجهای همجنسگرا در لندن بودند، جایی که عشقشان شکفته بود. اما تماس تلفنی پدر خانم اسماعیل باعث شد که این زوج برای سفری کوتاه به دوبی بروند. سفری که به گفته خانم ریکو با یک تلفن ساده شروع شد اما با تهدید مرگ، فرار از مرزهای بین‌المللی و حبس شدن در یکی از زندان های ترکیه توام شد. خانم اسماعیل گفته است که در زندان ترکیه با آنها رفتاری وحشتناک، غیر انسانی و غیر منتظره شده است. خانم ریکو که اکنون در شهر توروکس، زادگاه خود در اسپانیاست، همراه با خانم اسماعیل جلوی دوربین خبرنگاران رفت تا از کابوسی تعریف کند که طی آن والدین دوست دخترش در دوبی سعی کردند آنها را به زور از هم جدا کنند. کابوس وحشتناکی که سه هفته به طول انجامید. خانم ریکو به خبرنگاران گفت: می خواهم ماجرایمان را برای همه تعریف کنم چون فکر می کنم به بسیاری از همجنسگرایان که سرکوب می شوند، کمک می کند. او که ۲۸ سال سن دارد به خبرنگاران گفت ماجرا خیلی ساده شروع شد. پدر خانم اسماعیل به او گفت که مادرش مریض و در بیمارستانی در دوبی بستری است. آنها به همین دلیل روز ۱۴ آوریل پرواز کردند و به دوبی رفتند. جیمنا ریکو گفت: اما این یک کلک بود. او ما را تهدید به مرگ کرد و گفت که به جرم لزبین بودن ما را روانه زندان می کنند آنطور که او می گوید، خانم اسماعیل که ۲۱ ساله است، توسط خانواده اش حبس شد اما آنها موفق به فرار شدند و به تفلیس در گرجستان پرواز کردند. اما با وجود آنکه نزدیک به سه هزار کیلومتر از خانواده خانم اسماعیل فاصله گرفته بودند، هنوز در امنیت نبودند. امیدوار بودند که از آنجا بتوانند با پروازی دیگر به لندن بیایند، اما پدر خانم اسماعیل در فرودگاه پیدایش شد و مدارک شناسایی و ویزای بازگشت او به لندن را پاره کرد. خانم ریکو گفت که مقامات گرجستان سپس آنها را به مرز با ترکیه اسکورت کردند. وزارت امور خارجه اسپانیا می گوید که آنها در سامسون در شمال ترکیه بازداشت و به استانبول منتقل شدند. در آنجا به اتهاماتی در رابطه با تروریسم بازداشت شدند و به گفته خانم ریکو، مدارکی را امضا کردند که محتوایش را نمی فهمیدند. خانم ریکو توانست به خانواده‌اش خبر دهد و آنها سپس پلیس اسپانیا را از موضوع مطلع کردند. بعد از سه روز حبس در زندان ترکیه و با وساطت وزارت کشور اسپانیا، این زوج آزاد شده و خانواده خانم ریکو آنها را با آغوش باز پذیرفتند. اما پدر خانم اسماعیل ماجرا را طور دیگر تعریف می کند. او اذعان کرده که به فردوگاه تفلیس رفته اما تنها پاسپورت قدیمی دخترش را پاره کرده است. او که نامش فاش نشد به یکی از شبکه‌های تلویزیونی اسپانیا گفت "وقتی دخترم به فردوگاه دوبی رسید او را بغل کردم. او گفته بود که می خواهد در لندن بماند اما من از او خواستم که به دوبی برگردد و در مورد لزبین شدنش صحبت کنیم. او از طریق پیام کوتاه (تکست) تلفنی به ما گفته بود که لزبین شده است. پدر خانم اسماعیل گفت که او می خواست دخترش را پیش روانشناس ببرد و از او خواسته بود که در دوبی بماند و به درسش ادامه دهد. اما او خانه را ترک کرد. دوستی به من اطلاع داد که دخترم به تفلیس رفته و من هم به پلیس گفتم که او فرار کرده و یا ربوده شده است. جیمنا ریکو گفت این را می پذیرد که پدر خانم اسماعیل آنچه را انجام داده که "فکر می کند به صلاح دخترش است اما فکر او آنقدر بسته است که نمی فهمد". خانم اسماعیل در حال حاضر با ویزای موقت در اسپانیا مانده است و خانم ریکو امیدوار است که بتوانند به زودی باهم ازدواج کنند.
یک ایرانی اولین برنده زن معتبرترین جایزه جهانی ریاضیات روایت روزهای سخت «سلنا گومز»، ملکه اینستاگرام اما واتسون: سینه‌های من چه ارتباطی به فمینیسم دارد؟ پرونده ای با قتل 40 زن و دو كودك نخستین فضانورد ایرانی از برجام، ترامپ و موفقیت می گوید

حقوق زنان

آیا لباس زنان ربطی به شخصیت شان دارد؟

این ماجرای قضاوت زنان از طریق نوع لباسی که می پوشند نه فقط در کشورها و مذاهبی که پوشش کامل را برای زنان واجب می دانند عمومیت دارد بلکه در فرهنگ معاصر همه نقاط جهان، هنوز یکی از شایع ترین نحوه قضاوتِ شخصیت زنان می باشد. به همین خاطر یک موسسهِ حقوق بشری سوئیسیTerre Des Femme که فعالیت هایش بیشتر از همه بر تهیه حقوق برابر برای زنان تمرکز یافته است در یک حرکت جدید و کمابیش آموزشی با این اعتقاد سنتی شده روبرو شده است. شکی نیست که انتخاب لباس می تواند نشانه ای از ماجراجو بودن، رسمی و جدی یا خجالتی بودن یا سایر خصوصیات فردی را آشکار سازد. اما در ضمن همه ما در زندگی روزمره بویژه در دنیای معاصر این شانس را داشته ایم که به شکل های مختلف از طریق لباس و سلیقه کمابیش متنوعی که به کار می بریم اعلام وجود کنیم.  برای همین حکم کلی صادر کردن در باره هویت و شخصیت زنان و حتی مردان بر اساس لباس، می تواند منطقی و واقعی نباشد.   با این وجود بر حسب عادت یا تربیت اجتماعی این شیوه قضاوت ریشه جان سختی را در ناخودآگاه ما کاشته است که اجازه می دهد بخشی از ما، این پیشفرض را بپذیریم که زنان را می توان از روی نحوه لباس پوشیدن قضاوت کرد. طراح اصلی این تصاویر، هنرمند آلمانی Theresa Wlokka به کمک دانشجویان مدرسه تبلیغات و مد هامبورگ این عکسها را تدارک دیده است. تصاویری که به شکل گویا توانست بی پایه و اساس بودن قضاوت های نظیر پوشیده، سنتی، بازیگوش، زرق و برقی، جلف، فاحشه و رایج ترین آنها « معلومه تنش می خواره» را نشان دهد. به نظر ما شیوه هوشمندانه موسسه سوئیسی در بازنگری قضاوتِ مردان معاصر موفق خواهد بود چون اکثر مردان این نسل، فرصت آشنایی و تماس با زنانی که پا به پای آنها در محیط درس و کار حضور دارند را بیش از نسل های قدیمی تر دارند. برای مرد امروز، قضاوت زنان فقط بر اساس نحوه لباس پوشیدن شان کمی ثقیل است و نمی خواهند به راحتی گذشته، نسبت به  هویتِ زنان حکم صادر کنند.

رابطه جنسی در ایران، لذت‌جویی یا فرزندآوری؟

یک سال از تصویب طرح جامع جمعیت و خانواده می‌گذرد. طرحی که با تعیین «سن مناسب» برای ازدواج مردان ۲۰ تا ۲۵ سال و زنان ۱۸ تا ۲۲ سال، هدف افزایش جمعیت و رشد باروری در ایران را برای خود تعیین کرده بود. طرحی که هنوز از کم و کیف اجرای آن خبری منتشر نشده اما هفته گذشته وزیر بهداشت اعلام کرد که نرخ رشد جمعیت با یک دهم درصد رشد در سال گذشته از ۱.۳ درصد به ۱.۴ درصد در سال جاری رسیده است. اما حتی پیش از تصویب این طرح نیز تلاش‌هایی برای افزایش زاد و ولد در ایران انجام شده بود. از جمله فعالیت خانه‌های بهداشت که پیش از آن وسایل پیشگیری از بارداری را رایگان در اختیارخانواده‌ها قرار می‌دادند و آموزش لازم پیشگیری از بارداری و سلامت جنسی را ارائه می‌کردند متوقف شد و حتی خبرهایی درباره ممنوعیت فروش قرض ضد بارداری و کاندوم در داروخانه‌ها مطرح شد. رها بحرینی، کارشناس بخش ایران در سازمان عفو بین‌الملل در مورد نگاه طرح جامعه‌، جمعیت و خانواده به موضوع کنترل موالید به رادیو فردا گفته است: «به طور مشخص این طرح‌ها حق برخورداری از سلامت جنسی و باروری زنان را تهدید می‌کنند. طرح اول بستن لوله‌های رحم زنان برای پیشگیری دائم از بارداری را خلاف قانون اعلام می‌کند و علاوه بر آن ارائه اطلاعات در مورد روش‌های پیشگیری از بارداری را ممنوع می‌سازد. این طرح عواقب بسیار نگران‌کننده‌ای می‌تواند داشته باشد. وقتی ممنوعیت درج شده در آن در کنار قطع بودجه تنظیم خانواده در ایران بررسی کنیم و این یعنی میلیون‌ها زن و دختر در ایران نه به قرص و خدمات دیگری که برنامه تنظیم خانواده در ایران ارائه می‌کرد خواهند داشت و نه به عمل جراحی بستن لوله. این یعنی میلیونها زن و دختر در ایران در وضعیتی غیرانسانی قرار می‌گیرند که باید بین باروری‌های ناخواسته مکرر و طاقت فرسا و توسل به عمل سقط جنین غیرقانونی و خطرناک یکی را انتخاب کنند و در هر صورت آسیب فراوانی نسبت به سلامت روانی و جسمی‌شان را متحمل شوند.» حالا یک سال پس از تصویب طرح جامع جمعیت و خانواده ۱۲۰ پزشک متخصص زنان به وزیر بهداشت نامه نوشتند و در مورد وقوع ۳۵۰ هزار سقط جنین در ایران هشدار دادند. در این نامه این پزشکان نه خواستار آغاز دوباره آموزش به زوج‌ها هستند و نه ارائه خدمات پیشگیری از بارداری را ضروری می‌دانند. آنها در نامه خود تنها خواستار برخورد شدیدتر با سقط جنین غیرقانونی در ایران شده‌اند. یک روز پس از انتشار این نامه وزارت بهداشت در جوابیه‌ای آمار ۳۵۰ هزار سقط جنین را رد کرد وبر صحت آمار سالانه ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار مورد سقط جنین تاکید کرد؛ آماری که در سال ۹۳ و به نقل از مدیرکل دفتر سلامت خانواده و جمعیت وزارت بهداشت اعلام شده بود. این اولین بار نیست که مقامات کشوری آمار ارائه شده درباره مسایل اجتماعی را رد می‌کنند. حسین قاضیان جامعه شناس ساکن آمریکا در مورد دلیل تکذیب مکرر آمار از سوی مسئولان می‌گوید: «آمار را تکذیب می‌کنند چون ممکن است این تصور به وجود بیاید که این فرزندان خارج از رابطه مشروع به دنیا آمدند و بنابراین میزان روابط غیرمشروع در جامعه را آشکار می‌کند و این خلاف آن تصویری است که سعی می‌شود از جامعه ارائه بدهد. مساله دوم هم می‌تواند این باشد این دست آمار در واقع نشان می‌دهد که غیر از مساله بارداری خارج از رابطه مشروع، موضوع نخواستن فرزند هم در میان است که این هم با ایده افزایش جمعیت که از خواسته‌های رهبری است تناسب ندارد. هردوی اینها شاید به عنوان تهدیدهایی برای سیاست‌های موجود در کشور قلمداد شود و به همین دلیل آمار شفاف نیست.» «لوازم جلوگیری از بارداری مانع لذت جنسی است» به تهران می‌رویم تا پای سخنان عطیه بنشینیم. زن سی ساله‌ای که از دشواری زنان ایرانی در پیشگیری از بارداری می گوید. خانم عطیه بگذارید زنان ایرانی لوازم جلوگیری از بارداری را از کجا تهیه می‌کنند؟ آیا شما به راحتی می‌توانید با مراجعه به داروخانه محله‌تان آنها را بخرید؟ بله. در شهری مثل تهران هر داروخانه که بروید وسایلی که موجود است مثل انواع کاندوم‌ها، مارک‌های خارجی ویترین‌هایی دارند و روی استندهای جلوی داروخانه‌ها، هر قیمتی که دلتان بخواهد با تنوع گوناگون می‌توانید انتخاب کنید. قرص‌های مختلفی هستند، هم آنهایی که کارخانه‌های ایرانی تولید می‌کنند و هم قرص‌های خارجی که در ایران هست که قیمت آنها گران‌تر است. خانم عطیه، با توجه به تجربه شخصی خودتان و زنانی که اطرافتان هستند و با آنها ارتباط دارید چرا علی‌رغم اینکه دسترسی به لوازم جلوگیری از بارداری به گفته شما در شهرهای بزرگ حداقل چندان سخت نیست همچنان زنان ایرانی آمار سقط جنین بالایی دارند؟ دلایل مختلفی دارد. مثلا من خودم هم حاضر نیستم از قرص‌های ضدبارداری استفاده کنم. مگر قرص‌های اورژانسی برای موقعیت‌های ویژه. دلیلش هم این است که اینها هورمونی هستند و در نهایت برای بدن ضرر دارند. در همین حال در یک رابطه دو طرفه، زن مجبور می‌شود تمام طول ماه قرص بخورد و هورمونهای بدنش را از تعادل خارج کند و آسیب ببیند و مرد هیچ دخالتی نداشته باشد. من دوست‌هایی داشتم که قرص می‌خوردند و تهوع شدید می‌گرفتند یا بی‌خواب می‌شدند. به خاطر همین من فکر می‌کنم تکلیف قرص از این جهت مشخص باشد. ولی در مورد استفاده از کاندوم، دوستان دخترم، کسانی که از آن استفاده نمی‌کنند و به جلوگیری‌های طبیعی در رابطه ارتباط دارند، معتقدند که یا به کاندوم حساسیت دارند و لذت شان را کم می‌کند، یا ناهنجاری در رابطه ایجاد می‌کند و یا در موقعیت سکس‌های سریع که در موقعیت‌های از پیش تعیین شده نیست، امکان دسترسی به کاندوم نبوده چون همیشه در جیب یا کیفشان نداشتند. خیلی از این دست مسایل را از خانمها شنیدم. اما از یک طرف دیگر قضیه،خیلی از زنها معتقدند که پارتنرشان یعنی مرد، حاضر نیست از کاندوم استفاده کند. فکر می‌کنم این تفکر خیلی رواج دارد و کاندوم آن طور که باید در فرهنگ جنسی ما جا نیافتاده. مردم در اولین‌ رابطه‌هایشان از کاندوم استفاده می‌کنند چون ترس از بیماری دارند. ولی به محض اینکه خیالشان راحت شود دیگراستفاده نمی‌کنند. بعد از آن می‌گویند ما به هم اعتماد داریم. خانم عطیه، چرا با توجه به اینکه به نظر می‌رسد طبق گفته شما درک زنان ایرانی از بدنشان و خواسته‌شان در یک رابطه جنسی، آگاهی‌ به دست آورده‌اند اما همچنان سقط جنین را به عنوان یک راه حل انتخاب می‌کنند. آیا دسترسی به سقط جنین در ایران اینقدر آسان است؟ اینکه چرا انتخاب می‌کنند من نمی‌توانم بگویم. ولی باید بگویم دسترسی به آن آسان نیست اما سخت هم نیست. برای انجام کم خطر سقط جنین، تعداد زیادی کلینیک‌ زنان داریم که در آن پزشک و امکانات هست اما هزینه‌ سقط جنین در آن بالا است. ولی مراجعه زنان شوهردار به این کلینیک‌ها آسان نیست، زیرا بسیاری از زنان شوهرداری که سقط جنین می‌کنند، مخفیانه از شوهرشان این کار را می‌کنند و در صورت مراجعه به این کلینیک‌ها، آنها با همسر تماس می‌گیرند. در حقیقت آنهایی که ازدواج کرده‌اند، زمان سقط جنین، مشکلات بیشتری نسبت به آنها که ازدواج نکرده‌اند، دارند. تقریبا همه زن‌های ایرانی هم می‌دانند که جاهایی هست که می‌شود از آنجا آمپول‌هایی خرید که به شدت خطرناکند اما به نسبت شیوه‌های دیگر سقط جنین ارزان‌ترند. یک تجربه فوق العاده وحشتناک من، زمانی بود که یکی از دوستانم پس از تزریق آمپول، دچار مشکل شد و با من تماس گرفت. من برای پرستاری از او به خانه‌اش رفتم و با چشم خودم دیدم که چه روند هول‌آ‌وری است. از خونریزی گرفته تا دردهای وحشتناکی که می‌کشید. ولی به هر حال هر دختری با یکی دو واسطه می‌تواند به این آمپول‌ها دسترسی پیدا کند. مکان‌های غیرقانونی و آلوده هم که تا دلتان بخواهد وجود دارد. سکس برای لذت‌جویی نه باروری از حسین قاضیان می‌پرسم که چگونه است که به گفته عطیه گروه‌هایی از زنان ایرانی علی‌رغم آگاهی از شیوه‌های پیشگیری از بارداری و دسترسی به امکانات به دلایل مختلف از جمله لذت جویی یا برابری در رابطه جنسی از استفاده از وسایل پیش گیری از بارداری سر باز می‌زنند؟ حسین قاضیان پاسخ می‌دهد دو مساله مطرح است: یکی مساله ریسک‌های آینده و سودهای حاضراست. به این معنا که ما در دوره کلاسیک سکس زندگی می کنیم،یعنی سکس تجسمی. در این دوره لذت جنسی چیزی جدا از مساله باروری است.می‌دانید که در گذشته سکس با باروری ارتباط داشت. یعنی آدمها برای تولید مثل با هم رابطه جنسی داشتند. اما امروزه خیلی اوقات این کار را برای لذت می کنند و این لذت گاهی اوقات برنامه ریزی نشده است. به علاوه مایلند که بیشترین حد لذت را هم ببرند. همه اینها مستلزم این است که از آن شیوه‌های پیشگیرانه که لذت را کاهش می‌دهد کم کنند وهمچنین از آن نوع تدابیر اضطراب آوری که لذت شان را کم می‌کند کمتر استفاده کنند؛ چون این لذت‌ها حاضرند اما آن ریسک‌ها، مثلا بچه دار شدن مربوط به آینده است و نوعی احتمال است. در چنین منطقی به نظر می‌آید که آن لذت حاضر بر میزان ریسک آینده غلبه می‌کند و آدم‌ها تن می‌دهند به موقعیتی که بعدها ممکن است غافلگیرشان کند نظرات و تجربیات خود را با ما به اشتراک بگذارید  
تم امسال برای روز جهانی زنان تلاش برای درمان متجاوزان شروط عجیب و غریب ضمن عقد چیست؟ افزایش ٢٣درصدی مراجعان پزشکی‌قانونی برای دریافت مجوز سقط جنین نامه‌های دیده نشده سیلویا پلات /خشونت خانگی آقای شاعر