1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

رییس انجمن متخصصان زنان، مامایی و نازایی درباره تبدیل شدن استفاده از رحم اجاره‌ای به یک فرهنگ در کشور هشدار داده و ابراز نگرانی کرده است.

اعظم سادات موسوی گفته است در هیچ جای دنیا استفاده از رحم اجاره‌ای یک خواسته دلخواه نیست: «استفاده از رحم اجاره‌ای در تمام دنیا در صورت شرایط خاص انجام می‌شود و سازمان بهداشت جهانی در شرایطی که مادر به دلایل خاصی رحمش را از دست داده باشد، اجازه استفاده از رحم اجاره‌ای را می‌دهد.»

خانم موسوی به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفته است زنان تنها در صورت از دست دادن رحم خود بر اثر بیماری، نداشتن رحم به طور مادرزادی، آسیب رحم بر اثر سقط‌های مکرر یا انجام پیوند کبد اجازه استفاده از رحم اجاره‌ای دارند: «زنانی می‌توانند از رحم اجاره‌ای استفاده کنند که با وجود بیماری از سوی پزشک عمری طبیعی برای آنها پیش‌بینی شده است.»

او با اشاره به قرارداد میان درخواست کننده رحم اجاره‌ای و صاحب رحم گفته است طبق قانون باید معاهده‌ای بین آنها منعقد شود تا بعدها از لحاظ حقوقی و عاطفی برای طرفین مشکلی ایجاد نشود.

به گفته رییس انجمن متخصصان زنان، مامایی و نازایی، در ایران بیمارانی هستند که به دلایل مختلف از رحم اجاره‌ای استفاده می‌کنند.

اعظم سادات موسوی به یک نمونه اشاره کرده و گفته است خواهر بیماری که به دلیل سرطان رحم خود را از دست داده، رحم خود را برای بارداری در اختیار خواهرش قرار داده است.

او درباره زنان داوطلب اجاره دادن رحم هم گفته است: «زنانی که داوطلب هستند در مراکز نازایی ثبت‌نام می‌کنند و از نظر سلامت بررسی می‌شوند. سپس یک قرارداد رسمی در مرکز نازایی بین دو طرف منعقد و بر اساس آن حق و حقوق دو طرف مشخص {می‌شود} و اگر مبلغی هم تعیین شده باشد، طبق قرارداد پرداخت می‌شود.»

خانم موسوی درباره آمار استفاده از رحم اجاره‌ای در ایران هم گفته است آمار دقیقی در این باره در اختیار ندارد، اما ابراز امیدواری کرده که این اتفاق در جامعه به یک فرهنگ تبدیل نشود.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

صد سال تنهایی من

می خواهم یاد بگیرم از تنهایی نترسم و بیشتر از آن لذت ببرم. می خواهم این را با خودم تمرین کنم که زندگی با بقیه آدم ها بسیار جذاب است اما نبودن دوستی نباید مانع خوشی من شود. می خواهم با صد سال تنهایی ام زندگی کنم.

چگونه به زنان توجه کنید

روانشناس و متخصص روابط زناشویی دکتر Tracy Thomas از یک راز کمابیش جالب در باره زنان می گوید که دانستنش می تواند برای مردان مفید باشد. شاید بسیاری از شما ناظر بوده اید که عزیزتان به یکباره در برابر شما ظاهر می شود و با نگاهی کنجکاوانه مستقیم یا غیرمستقیم از شما می پرسد که خوب! چه تغییری کرده ام؟ به هر دلیلی که شاید در ژن یا تربیت مردانه وجود دارد بیشتر مردان در این لحظات بخصوص عاجز از دیدن جزئیات هستند. هر جامعه ای نیز برای این رفتار مردان توجیهی دارد. این اواخر روانشناسی تکاملی و مردم شناسیِ انسان اولیه نیز توجیهی ارائه داد مبنی بر اینکه در قبایل اولیه وظایف زنان یافتن دانه های نباتی و میوه ها و گیاهان و دقت در رفتار روزانه مربوط به نگهداری و حفاظت از کودکان و سالخوردگان بود. لاجرم بر دقت شان افزوده شد ولی مردان در سفرهای تعقیب و شکارِ چند روزه، تکیه اصلی شان بر سرعت، شجاعت و قدرت بود و … این روزها که نحوه یادگیری مشاغل تخصصی و موقعیت زوج ها تقریبا شبیه به هم شده است برای مردان چاره ای نمی گذارد که یاد بگیرند توجه بیشتری برای شریک زندگی یا فردی که قرار است بیشتر آشنا شوند قائل شوند. مردان لازم نیست هوش و حواس خود را معطوف نوع تغییر آرایش موی سر یا لباس یا کفش خانم ها نمایند و با دستپاچگی و استعدادی که برای ندیدن جزئیات دارند به مورد مشخصی اشاره کنند. مثلا بگویند موی مشکی یا کوتاه جذابت می کند یا کفش کتانی چقدر قیافه جالبی به تو داده است و … اشاراتی که معمولا درست نیست و تلاش شما را بی نتیجه می گذارد. به قول متخصص روابط زناشویی برای زنان بیش از هر چیز مهم است که مردان متوجه وقت و انرژی که گذاشته اند باشند. رفتن به آرایشگاه یا مرتب کردن ناخن و لاک و … یا ساعت ها در فروشگاه ها با وسواس کامل برای یافتن لباس و کفشی که فکر می کنند برقامت شان زیبا است و شما هم حتما  او را قشنگتر خواهد دید واقعا نفسگیر است. خانم ها فقط می خواهند بعد از این همه تلاش در رویارویی با شما ببینند که شما قدر این کارشان را می دانید. برای آنها تشکر و خشنودی شما از حوصله و توجهی که برای رابطه زناشویی می گذارند مهم است. برای همین کافی است وقتی این بار در مقابل چشمان منتظر و کنجکاو عزیزتان قرار گرفتید خودتان را به در و دیوار نزنید که یک چیز مشخص و تغییر یافته را در ظاهر او کشف کنید. به قول دکتر Tracy Thomas این هماهنگی که از آن در روانشناسی رفتاری با عنوان behavioral conditioning یاد می کنند نوع تطبیق پذیری از واکنش است که قرار اصلی آن حمایت و مثبت دیدن نیت رفتار متقابل است و به دنبال یافتن دلایل غیرضروری و منفی نیست. اگر کفشی که خریده است کمی زیادی کوچک است یا کمی زیادی براق است لازم نیست متخصص و طراح کفش بشوید. کافی است بگویید :« چقدر این کفشها قشنگند توی پای تو» یا اگر موهای سرش را زیادی کوتاه کرده است چون می دانید بخشی از تصمیم او به خاطر خوشایند شما بوده است و می دانید که دو هفته دیگر موهایش به حدی که مطلوب شما است می رسد کافی است بگویید: « خیلی دوستت دارم چون مدام حالت های مختلفی از جذاب بودن داری»
خدایا دست ات را از گلویم بردار وقتی مردی شما را واقعا بخواهد!!!! قرارمان این نبود عاشقانه های باران برای رفع دلتنگی هایت وقت بگذار

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

دردسرهای خرید گوشت قرمز

خانم های بسیاری را می شناسم که بعد از چند سال خانه داری اطلاعات اندکی از چگونگی خرید گوشت قرمز دارند و بسیار پیش آمده که پول هنگفتی را برای خرید چند کیلو گوشت نامطلوب پرداخت کرده اند.

نکاتی درباره انتخاب یخچال

می خواهید برای خانه تان یخچال بخرید؟ چند نفر هستید؟ تا چه اندازه از فضای داخل یخچال و فریز استفاده می‌کنید؟ میزان خرید های هفتگی تان چقدر است؟ ابتدا به این پرسش ها پاسخ دهید سپس به دنبال انتخاب یخچال باشید؛
کیفی پر از مدرسه کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه

مطالب تصادفی

گزارش روز

امروز روز بین المللی ترک سیگار

روز جهانی ترک سیگار هر سومین پنجشنبه نوامبر در بسیاری از نقاط جهان جشن گرفته می شود. این واقعه در سال 1977 توسط انجمن سرطان آمریکا برای پیشگیری از مصرف تنباکو و ارتقاء سلامت به وجود آمد.

وقتی «باغ شادونه» خشک شد

  وقتی «باغ شادونه» خشک شد فاجعه باورنكردني بود. برنامه اي كه هميشه با صداي خنده معصومانه كودكان همراه بود با صداي اشك و ناله دردناك آنها پايان يافت. عصر پنج شنبه گذشته، بر اثر ازدحام هنگام خروج مردم از محل اجرای برنامه خاله شادونه در خرم‌دره، استان زنجان، 2 کودک ۷‌ساله کشته و ۶ نفر دیگر به شدت مجروح شدند كه يكي از مصدومان صبح روز بعد در گذشت.
نخستین مرکز معالجه زنان ختنه شده ختنه دختران زنان و افراد تحصیلکرده،بیشترین بیکاران ایران سقط جنین، آماری كه ثبت نمی شود مرثیه ای به نام طلاق در ایران

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

دلایلی که مردان را در ابتدای آشنایی، می گریزاند

خیلی از آدمها وقتی وارد یک رابطه آشنایی می شوند به یکباره صدای آژیر درونی شان به صدا در می آید و ناگهان دود می شوند می روند هوا…  اجازه دهید بخشی از دلائل  گریز مردان از یک رابطه را  مرور کنیم بعضی مردان هیجان های عاطفی قوی دارند این نوع مردان، عادت و مرام و حتی سلیقه های مخصوص دارند. مدام احساسات شان تغییر می کند. گاهی می ترسند، گاهی حس پشیمانی گریبان شان را می گیرد. هم احساس خجالت می کنند و همزمان قادرند به انسان های قدرتمند و تاثیرگذار تبدیل شوند. آنها چون از درونی طوفانی برخوردار هستند وقتی احساس کنند که بر تصمیمات عاطفی شان باید یک تصمیم مهم دیگر اضافه شود از واقعه می گریزند. این نوع مردان در دوره های دیگری از زندگی اگر به آرامشی نسبی برسند توانایی این را دارند که کاملا برعکس همیشه عمل کنند. چون انسان های عاطفی هستند و جای یک همسر یا یک دوست به شدت در زندگی شان خالی است. 2-  قدرت و کنترل را دوست ندارند مردان مجرد مثل بقیه افراد جامعه، یک عالم رشته های به هم تنیده از خاطرات و تجربیات تلخ و شیرین در گذشته شان دارند. بعضی ها دل شان شکسته شده، عده ایی مورد بی اعتنایی قرار گرفتند. بعضی ها شغل مناسبی ندارند. بعضی ها می ترسند دل بندند چون معنایش از دست دادن کنترل و قدرت است. شاید برای خیلی از مردان مشخص نیست که چرا از معرکه آشنایی با یک زن دلخواه و حذاب به سرعت می‌گریزند. شاید دوست داشتنی بودن یک زن، به طور ناخودآگاه استقلال و هویت شان را تهدید می کند. به عبارتی دیگر از مجذوب شدن و عاشق شدن می ترسند. کارشان مخ زدن است این نوع از مردان را همه می شناسند. مردانی که به برکت شانس و ژن خوب، متوجه نکاتی در شخصیت زنان می شوند که می توانند آنها را به مسیر دلخواه خودشان سوق دهند. این نوع مردان، افراد بدی نیستند. آنها فقط علاقه ایی به تعهد و تشکیل خانواده ندارند. علاقه کافی نداشتند ملاقات خصوصی با یک زن، با گپ و خنده و رقص با یک زن در مهمانی های دوستانه فرق دارد. علاقه مردان و زنان به همدیگر فقط به شباهت های فکری و فرهنگی و حتی خصلتی مربوط نیست. ممکن است یک زوج تازه آشنا شده خیلی از مصاحبت هم لذت می برند ولی جذابیت جنسی بین شان وجود نداشته باشد. یا برعکس.

من یک ربع قرنی ام

من یک ربع قرنی ام و دیگر حوصله ی سروکله زدن با توهمات آدم هام را ندارم..من خسته میشوم از توضیح دادن..من آدم هام را انتظار دارم که بفهمند مرا..نگام را..لحنم را..خط کج لبخندم را..من عاجزم از تفسیر خودم اینروزها...نه..من همیشه خوب نیستم..
سرو چمان من میل چمن کن... تست خودشناسی 2 3 دلیل مخرب حسادت نامه ای به مادرم تست رضایت شخصی

زنان حادثه

با پریسا تبریز، «شاهزاده امنیت» گوگل آشنا شوید

شاهزاده امنیت" لقب رسمی پریسا تبریز، مسئول امنیت اطلاعات بنگاه گوگل است. او زیاد اهل مصاحبه نیست و شمار عکس‌هایی که از او در اینترنت پیدا می‌شود، کمتر از انگشتان یک دست است. نشریه معتبر فوربس، سال گذشته پریسا تبریز را در میان یکی از ۳۰ چهره‌موفق زیر ۳۰ سال در عرصه فناوری در کنار مارک زوکربرگ، پایه‌گذار فیس‌بوک، جای داد. به تازگی خبرنگار مجله "ELLE" به دیدار این کارمند ارشد گوگل، در مقر این کمپانی در کالیفرنیا رفته و با وی گفت‌وگویی انجام داده است. گفت‌وگو در سالن کنفرانس گوگل انجام شده، چون طبق قوانین گوگل خبرنگاران اجازه ورود به ساختمانی را که پریسا تبریز در آن کار می‌کند، ندارند. در تمام مدت گفت‌وگو نیز یک محافظ این خبرنگار را همراهی می‌کرده؛ حتی هنگام رفتن به دستشویی. پریسا تبریز، ۳۱ ساله، در حومه شهر شیکاگو بزرگ شده است؛ مادرش پرستاری آمریکایی − لهستانی و پدرش یک پزشک مهاجر ایرانی است. او در سال ۲۰۰۷ به استخدام گوگل درآمد و دهمین عضو تیم کوچکی از هکرها در این کمپانی شد. وظیفه این تیم در یک کلام تأمین امنیت نرم‌افزارهای گوگل بود. اما اکنون این تیم گسترش یافته و بیش از ۲۵۰ متخصص امنیتی در گوگل مشغول به کار هستند. خبرنگار مجله "ELLE" می‌نویسد، پریسا تبریز برای گفت‌وگو در لباسی به رنگ همیشگی، سیاه، با چهره‌ای صمیمی و بدون آرایش ظاهر می‌شود و با لبخند می‌گوید: «این رنگ لاغر نشان می‌دهد.» پریسا تبریز آن طور که خود می‌گوید، در دوران کالج برای نخستین بار با کامپیوتر کار کرده و تا آن موقع وقتش را با هنر، ورزش و رقابت با دو برادرش سپری می‌کرده است. او که در ریاضی و علوم استعداد داشته، سپس وارد دانشگاه ایلی‌نوی شده و اندکی بعد نیز علاقه به امور کامپیوتری در او بیدار می‌شود.

پرونده ای با قتل 40 زن و دو كودك

زمان برمی گردد به سال 1359. وقتی جسد اولین زن در تبریز پیدا شد هیچ كس نمی دانست كه این جنجالی ترین پرونده جنایی ایران و قطورترین پرونده جنایی جهان تا به آن روزخواهد بود. شش ماه از آغاز جنگ ایران و عراق می گذشت. مردم تازه داشتند شرایط جنگی را درك می كردند كه اولین قتل در تبریز اتفاق افتاد.
فرشتگان نجات «دوستم باش» اپلیکیشنی برای امنیت زنان هندی زاها حدید، طراح هتل پاسارگاد تهران درگذشت اما واتسون: سینه‌های من چه ارتباطی به فمینیسم دارد؟ زن ۶۵ ساله برلینی چهارقلو حامله است

حقوق زنان

خرده مصیبتهای بچه دار نشدن

هرچند روشنگری و بعد جنبش‌های دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی در اروپا تلاش کردند تولید مثل را از یک وظیفه ذاتی برای بشر به یک امر عادی و غیرالزامی تبدیل کنند و تا حدود زیادی هم موفق بودند، اما این موضوع همچنان در فرهنگ‌های مذهبی و محافظه‌کار محل مناقشه است. جوانان زیادی از دخالت خانواده‌ها و اطرافیان‌شان در مورد بچه‌دار شدن یا نشدن در عذابند. این دخالت‌ها به‌ویژه زنان را –که اساس فرآیند تولد بچه در بدن آن‌ها، شخصی‌ترین حوزه یک انسان، اتفاق می‌افتد- نشانه رفته است. جامعه‌ای که بچه‌دار شدن را وظیفه زن می‌داند، در واقع تلاش می‌کند برای کنترل و سلطه بر بدن زن به آخرین دستاویزها متوسل می‌شود. وظیفه انگاشتن بچه‌دار شدن، فقط در ایران محل بحث نیست. سایت نشریه معتبر اشپیگل ۳۰ ژانویه، ۱۱ بهمن، یادداشتی از یک دانشجوی دکترا در یک رشته مهندسی منتشر کرده در مورد فشاری که این زن برای بچه‌دار شدن متحمل می‌شود. متن زیر، ترجمه این یادداشت است به‌علاوه تجربه تعدادی از زنان ایرانی که با چالش مشابهی درگیرند. «دست بردارید از پرسیدن کی بچه‌دار می‌شوی!» توضیح اشپیگل: «بالاخره کی آمادگی‌اش را خواهید داشت؟» نویسنده ۲۷ ساله این مقاله، از وقتی ازدواج کرده، باید مدام سوالاتی در مورد برنامه بچه‌دار شدنش پاسخ بدهد- و مجبور است دروغ بگوید. واقعیت را بهتر است کسی نداند. بیش از یک سال قبل درسم را تمام کردم، اما همچنان در دانشگاه مانده‌ام. بعد از دوره فوق لیسانسم در حوزه مهندسی، فرصت را برای این که پی‌اچ‌دی بگیرم مناسب دیدم. فکر می‌کردم این بهترین موقعیت است برای این که در بازار کار جایگاه خوبی پیدا کنم، خیلی خوب. یک کرسی تمام‌وقت در دانشگاه به دست آوردم و به خودم می‌بالیدم. من بزرگ‌ترین بچه در خانواده بزرگ‌مان هستم. پدرم کشاورز است. وقتی در مورد فرصت پی‌اچ‌دی باهاش حرف زدم، به من و به خودش افتخار می‌کرد، آن‌قدر که موضوع را برای همه تعریف می‌کرد، مسئله‌ای که فشار زیادی روی من آورد، اما مشکلی نبود. موضوع فقط این نیست. من یک زن هستم. و زنان چه کار می‌کنند؟ بچه به دنیا می‌آورند. هرچه بیشتر، بهتر. فقط پدر من نیست که این‌طور فکر می‌کند. از وقتی که شوهرم اوایل سال گذشته تقاضای ازدواج کرد و ما در تابستان گذشته ازدواج کردیم،‌ هفته‌ای نبوده است که به سوال «آیا حامله‌ای؟‌» جواب نداده باشم، یا این که پیشاپیش برای اثبات این که باردار نیستم، یک شات مشروب سنگین ننوشیده باشم! زجرآور است. «نه، نمی‌خواهم بچه بغل کنم» متاسفانه همسران هر دو برادر من بچه‌‌دار شده‌اند، و گویا قرار است این دست سوالات من را خوشحال کنند: «خلاصه کِی بچه‌دار می‌شوید؟ من فکر کردم خیلی سریع بچه دار شوی، چون من می‌خواهم به سرعت زن‌دایی بشوم، زن‌دایی خوب!» یا «نمی‌خواهی این کوچولو را بغل کنی؟ این‌طور مزه بچه‌دار شدن را می‌فهمی!» هیچ‌یک از این زنان اخیرا نوشتن تز دکترای‌شان را شروع نکرده‌اند و در واقع اصلا مدرک دانشگاهی ندارند. و نه، نمی‌خواهم بچه را در آغوش بگیرم. به‌خصوص اگر دلیلش این باشد که “مزه‌اش را بفهمم”. من خواهران و براداران کوچک‌تر زیاد داشته‌ام. می‌دانم بغل کردن نوزاد چه حسی دارد. حالا در این موقعیت قرار گرفته‌‌ام: در منگنه پی‌اچ‌دی و «برنامه خانوادگی». هر دو سخت. نشستن روی کرسی دانشگاه چندان آسان نیست. البته که همکاران خوبی دارم که حمایتم می‌کنند، اما کار تمام نیرو و انرژی‌ام را می‌گیرد. الان بچه‌دار شدن دیگر خیلی زیادی‌ است. خواهران و همسران برادران من این شانس را دارند که بچه‌های‌شان را پیش پدربزرگ و مادربزرگ‌شان بگذارند. کار هم نمی‌کنند، برنامه انعطاف‌پذیری دارند و لازم نیست پول مهدکودک بدهند. من و همسرم اما خیلی دور از شهر پدرومادرمان زندگی می‌کنیم. علاوه‌بر آن رئیسم هم از تکرار این موضوع خسته نمی‌شود که اگر بچه‌دار شوم، نمی‌توانم پی‌اچ‌دی‌ام را به جایی برسانم: «پی‌اچ‌دی‌تان؟ به زودی نزد من خواهید آمد و خبر باردار شدن‌تان را در میان خواهید گذاشت. آن‌وقت اولویت‌های‌تان به کلی عوض می‌شود.» این درحالی است که خود او در دوره دکترای‌ش بچه‌دار شده، و خب البته که او یک مرد است. «کاش این سوال هم تابو بود، مثل بیماری‌های جنسی» شوهرم فشاری را که روی من است به این سادگی نمی‌فهمد. قبل از هرچیزی به این دلیل که کلا آدمی نیست که خیلی خودش را اذیت کند. به‌هرحال سوال‌ها هم از او پرسیده نمی‌شوند. گویا سوال درباره «برنامه خانوادگی» فقط زنان را هدف می‌گیرد. در ماه‌های گذشته با همسرم درباره این موضوع دعوا کرده‌ایم. من همه‌ش تلاش می‌کنم به او حالی کنم که این سوالات و فشارها چه بلایی سر من می‌آورد. او نهایتا وقتی عمق مساله را فهمید که پیام یکی از آشنایان مسن را نشانش دادم. این مرد خیلی مستقیم و بی‌واسطه از من پرسیده بود «آیا فشار “برنامه خانوادگی” را احساس می‌کنی؟ ساعت بیولوژیک بدنت خیلی بلند تیک‌تاک می‌کند!» برای شما هم سوال است؟ بله، من با کمال میل دوست دارم بچه‌دار شوم. من بچه‌ها را دوست دارم. فکر می‌کنم مادر خوبی می‌شوم. اما این‌ها به کسی مربوط نیست. به سوال کردن در مورد وضعیت رحم من خاتمه دهید. گاهی آرزو می‌کنم، کاش این موضوع هم مثل پرسیدن در مورد درآمد یا بیماری‌های جنسی، تابو بود. با زنان ایرانی تارا: «حالا خودت می‌دانی، ولی اشتباه می‌کنی!» تارا، ۳۰ ساله، دکترای روان‌شناسی بالینی دارد و تراپیست است. هشت سال است که ازدواج کرده و می‌گوید او و همسرش قصد بچه‌دار شدن ندارند. ولی دوستان و همکاران و فامیل مدام از او در مورد بچه‌دار شدن می‌پرسند. او در مورد حسش به این سوال می‌گوید: «بستگی دارد به جایگاه سوال‌کننده و این که چطور می‌پرسد. لحنش مهم است. در کل ولی دوست ندارم. حریم خصوصی من است و کنجکاوی یا اصرار از طرف دیگران به این مسئله برای‌ام آزاردهنده است.» تارا از شکل‌های مختلف پرسیدن این سوال مثال می‌زند: «زندگی شما خوب است و باهم خوبید، چرا نمی‌خواهید بچه داشته باشید؟» یا «سن‌تان بالا می‌رود و بی‌حوصله می‌شوید» و «نکند مشکلی دارید که بچه‌دار نمیشوید؟» او سخت‌ترین تجربه‌اش را این‌طور تعریف می‌کند: «آزاردهنده‌ترین بخش ماجرا برایم وقتی است که یکی از اقوام همسر هربار من را می‌بیند به حالت بغل کردن شکمم را لمس می‌کند که مطمئن شود باردار نیستم.  ظاهرا فکر می‌کنند مشکل سقط مکرر یا ناباروری دارم.» تارا می‌گوید این سوالات درمجموع چندان برایش اهمیت ندارد، به سوال کنندگان توضیح کوتاهی می‌دهد و اگر قانع نشوند و ادامه دهند، او صحبت نمی‌کند و صحبت‌های اطرافیانش معمولا ختم به این می‌شود که «حالا خودت می‌دانی، ولی اشتباه می‌کنی.» تصمیم مشترک او و همسرش برای‌اش مهم‌تر از حرف دیگران است. نازی: دلسوزی است، نه دخالت خانواده نازی، مهندس شیمی، هم مدام از او می‌پرسند که چرا بچه‌دار نمی‌شود: «همه فامیل تا من را می‌بینند شروع می‌کنند به نصیحت کردن.» او می‌گوید «طبیعتا» حس خوبی به این سوال ندارد، به‌خصوص که در شهری زندگی می‌کند که وقتی کسی زود بچه‌دار نمی‌شود، می‌گویند «لابد مشکلی دارد.» این برنامه‌نویس ۲۷ ساله در مورد واکنشش می‌گوید: «سعی می‌کنم با شوخی و خنده یا چشم گفتن الکی رد کنم.» نازی این سوال را به حساب متفاوت بودن دنیاها می‌گذارد و معتقد است از سر دل‌سوزی است، نه دخالت. او هرچند چندان ناراحت نمی‌شود، ولی می‌گود معلوم است که ترجیح می‌داد این “گیر دادن‌ها” نباشد. آناهیتا: وظیفه من نیست آناهیتا هم در معرض این سوال و فشار است، سوال از جانب آشنایان دورتر و همکاران، و فشار از طرف خانواده. او می‌گوید هرچند عادت کرده، اما «وقتی تصور می‌شود که مشکلاتش با بچه‌دار شدن حل می‌شود» اذیت می‌شود. این کارشناس ارشد ساخت و تولید و طراح قطعات خودرو که این‌طور به این سوال واکنش نشان می‌دهد: «می‌گویم نه و بعد هرچه بپرسند و بگویند، فقط لبخند می‌زنم. ولی وقتی پدر و مادر خودم به زندگی و خواسته‌های من بی‌توجهی می‌کنند و بچه‌دار شدن را وظیفه من می‌دانند، ناراحت می‌شوم.» الی: برایم مهم نیست الی، که فوق‌لیسانس مهندسی برق دارد و در حوزه طراحی سیستم تست تصادف خودرو شاغل است، از شش سال پیش در آلمان زندگی می‌کند. خانواده دوست‌پسر آلمانی او این سوال را زیاد از او می‌پرسند که آیا نمی‌خواهد بچه‌دار شود: «ولی فکر می‌کنم چون خانواده خودم را زیاد نمی‌بینم، متوجه نیستم. اگر فامیل‌های‌مان اینجا بودند، قطعا ردیف اول این سوال آن‌ها بودند.» او هیچ اهمیتی به سوال و فشار مادر دوست‌پسرش نمی‌دهد. می‌گوید شش سال پیش که به آلمان آمده، برایش عجیب بوده که در آلمان چنین سوالی از او بپرسند، ولی الان دیگر نه. او می‌گوید: «از همین جامعه آلمان یار گرفتم که نظرم را صریح بیان کنم. این است که در روی خودشان می‌گویم که غسل تعمید و ازدواج در کلیسا و لزوم بچه‌دار شدن احمقانه است.»

بچه های ایسلندی فکر می کنند رییس جمهور کشور فقط باید زن باش

چهل سال پیش در روز ۲۴ اکتبر زنان ایسلندی دست به اعتصاب زدند. آنها سر کارهایشان نرفتند، غذا نپختند و در روز اعتصاب از فرزندان‌شان هم مراقبت نکردند. این روزی بود که نگاه به زنان را در جامعه ایسلند تغییر داد و کمک کرد ایسلند امروز در خط مقدم مبارزه برای برابری زنان و مردان باشد. وقتی در سال ۱۹۸۰ رونالد ریگان به ریاست جمهوری آمریکا رسید یک پسر بچه ایسلندی که تلویزیون تماشا می‌کرد به مادرش گفت: "او که نمی‌تواند رئیس جمهور شود، او مرد است." این زمانی بود که تابستان همان سال ویگدیس فینبوگادوتیر زنی که طلاق گرفته بود و سرپرست فرزندش بود، برنده انتخابات ریاست جمهوری ایسلند شده بود. آن پسر بچه نمی‌دانست اما ویگدیس (که همه ایسلندی‌ها او را به اسم کوچکش صدا می‌زنند) اولین زنی بود که در اروپا به ریاست جمهوری می‌رسید و اولین زنی بود که در یک انتخابات دموکراتیک، حکومت را به دست می‌گرفت. ویگدیس، ۱۶ سال در پست ریاست جمهوری باقی ماند. آن‌قدر که بسیاری از کودکان ایسلندی گمان می‌کردند، ریاست جمهوری یک شغل زنانه است. این سال‌ها باعث شد که امروز ایسلند "فمینیست‌ترین کشور جهان" باشد. اما ویگدیس تاکید می‌کند که اگر چهل سال پیش زنان در یک روز آفتابی اکتبر ۱۹۷۵ دست به اعتصاب نمی‌زدند، اگر ۹۰ درصد از زنان کشور تظاهرات نمی‌کردند تا اهمیت خودشان را با این اعتصاب عمومی ثابت کنند، امکان نداشت او روزی رئیس جمهور شود. ۲۴ اکتبر آن سال زن‌ها به جای رفتن به اداره، انجام کارهای خانه یا بچه‌داری، همراه با هزاران نفر دیگر برای به دست آوردن حق برابر با مردان به خیابان رفتند. سال‌ها بعد از این تاریخ که ویگدیس می‌گوید یک نقطه عطف بود، این روز، در ایسلند برای زنان تعطیل است. آنچه در آن روز رخ داد، گام اول برای رهایی زنان ایسلند بود. به گفته او این اعتصاب یک روزه "کشور را کاملا فلج کرد و چشم مردها را باز کرد." بانک‌ها، کارخانه‌ها و بعضی فروشگاه‌ها به ناچار تعطیل شدند. مدرسه‌ها و مهدکودک‌ها هم تعطیل شدند و از آن‌جایی که زن‌ها در این روز از مراقبت کودکان‌شان هم سر باز زدند، پدرها چاره‌ای نداشتند جز اینکه بچه‌ها را هم با خودشان به سرکارشان ببرند. گزارش‌ها نشان می‌داد مردها برای سرگرم گردن بچه‌های هیجان‌زده‌ای که به دفتر کارشان آمده بودند، به شیرینی و مداد رنگی متوسل شدند. پختن سوسیس کار سختی نبود و غذایی بود که همه دوست داشتند ولی به خاطر وضعیت پیش آمده، فروشگاه‌ها تمام سوسیس‌هایشان را فروخته بودند. بعضی از پدرها این روز را به عنوان "جمعه طولانی" اسم گذاشتند. ویگدیس می‌گوید: "وقتی گوینده خبرهای رادیو، خبر می‌خواند، ما صدای بچه‌ها را در پس‌زمینه می‌شنیدیم. شنیدن این صداها خیلی اتفاق بزرگی بود. معنایش این بود که پدرها باید حواس‌شان به همه چیز می‌بود." یک گزارشگر رادیو به خانه‌های مناطق دوردست تلفن می‌کرد که ببیند چند نفر از زن‌های روستایی این روز را تعطیل کرده‌اند اما تلفن را شوهرهایی برمی‌داشتند که ناچار شده بودند برای مراقبت از کودکان در خانه بمانند. در خانه ویگدیس قاب عکس سیاه و سفیدی بر دیوار است که روز تظاهرات در ریکیاویک (پایتخت ایسلند) گرفته شده است. خود ویگدیس، مادرش و دختر سه‌ ساله‌شان جایی وسط دریایی از جمعیت ۲۵ هزار نفری زنانی هستند که در میدان جمع شده‌اند، آواز می‌خوانند و به سخنرانی‌ها گوش می‌دهند و درباره این‌که چه کاری باید انجام دهند صحبت می‌کنند. برای ساکنان کشوری که کل جمعیتش ۲۲۰ هزار نفر بود، حضور این تعداد زن، حکایت از مشارکت بالای آنها داشت. در آن موقع ویگدیس که بعدها رئیس جمهوری این کشور شد، کارگردان هنری یک شرکت تئاتر در ریکیاویک بود و همراه زنان همکارش، برای پیوستن به تظاهرات، تمرین تئاتر را رها کرده بود. در میدانی که همه زن‌ها جمع شده بودند، یک گروه موسیقی، آهنگ سریالی را می‌نواخت که در آن سال‌ها بی‌بی‌سی درباره جنبش زنان خواهان حق رای ساخته بود و کمی پیش از آن در تلویزیون ایسلند پخش شده بود. زنان ایسلند در سال ۱۹۱۵ به حق رای رسیده بودند اما در طول شصت سال بعد از آن، تنها ۹ صندلی پارلمان را به دست آورده بودند. در روز تظاهرات مشهور، تنها سه نماینده زن در پارلمان عضو بودند. راگن‌هیدور کریستیاندیتور، استاد تاریخ دانشگاه ایسلند می‌گوید: "خود این برنامه، اهمیت اتحاد همه زنان را با پیشینه اجتماعی و سیاسی مختلف بازتاب داد." در میان سخنران‌های این برنامه یک زن خانه‌دار، دو نماینده مجلس، یک نماینده جنبش زنان و یک زن کارگر حضور داشتند. آخرین سخنران، آدالهایدور بارنفردسدوتی، رئیس اتحادیه زنان تمیزکار و کارگران آشپزخانه و لباسشویی در بیمارستان‌ها و مدارس بود. برنامه‌ریزان این مراسم موفق شده بودند در روزنامه‌های ملی و تلویزیون گزارش‌هایی در مورد دستمزد پایین زنان و تبعیض جنسیتی منتشر کنند که مورد توجه بین‌المللی قرار گرفت. ویگدیس می‌گوید مردها متوجه شدند اگر مخالف این حرکت باشند، محبوبیت‌شان را از دست می‌دهند. به گفته او فردای آن روز همه چیز به حالت عادی برگشت اما با این درک که زن‌ها هم مانند مردها ستون‌های جامع‌اند. پنج سال بعد، ویگدیس در رقابت با سه مرد، بر آنها پیروز شد و به ریاست جمهوری ایسلند رسید. او آن‌قدر محبوب بود که در دو انتخابات بعدی هم پیروز شد. در سال ۲۰۱۰ برای اولین بار یک زن در این کشور به نخست‌وزیری رسید. یوهانا سگوراتورتر اولین رهبر یک کشور است که آشکار اعلام کرده، هم‌جنس‌گرا است. در همین سال در ایسلند نمایش رقص برهنه ممنوع شد. سعدیه زاهدی، رئیس بخش طرح‌های جنسیت مجمع جهانی اقتصاد می‌گوید ایسلند هنوز جای پیشرفت دارد. به گفته او "تا وقتی مردان بیشتری نسبت به زنان در دانشگاه‌ها هستند، فاصله جنسیتی هنوز وجود دارد." با وجود این‌ ایسلند از سال ۲۰۰۹ به این سو در صدر فهرست کشورهایی است که بر مبنای شاخص‌های مجمع جهانی اقتصاد، کمترین فاصله جنسیتی میان زنان و مردانش برقرار است. چهل سال پیش و در زمان برگزاری اعتصاب یک‌روزه زنان، از ۶۳ عضو پارلمان تنها سه نفر از آنها زن بودند اکنون تعداد آنها به ۲۸ نفر معادل ۴۴ درصد اعضای پارلمان رسیده است. ویگدیس، زنی که سال‌ها رئیس جمهوری ایسلند بوده می‌گوید ما ایسلندی‌ها می‌گوییم برف خیلی زود جای پاها را پر می‌کند. یعنی این‌که اتفاق‌ها زود به دست تاریخ سپرده می‌شوند اما ما هنوز هم درباره آن روز حرف می‌زنیم. روز شگفت‌انگیزی بود."
پلی‌بوی انتشار تصاویر برهنه را از سر می‌گیرد انتشار آمارهای تازه از کار زنان آلمانی در خانه و خارج از خانه با هفت شرط پای سفره عقد بنشینید سرنوشت تلخ زنان و دختران در دست بوکوحرام ازدواج 43 هزار دختر بچه در ایران