1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

یكی از مواردی كه حق زنان محسوب می شود نفقه است. مردان وظیفه دارند نفقه زنان را بپردازند وچون زنان روزانه یا ماهانه و یا حتی سالانه نفقه خود را از مردان نمی گیرند، همیشه می تواند اهرمی فشاری باشد در دست زنان هنگام طلاق.

اگر چه در قانون مدنی و كیفری ایران نسبت به پرداخت نفقه تاكید بسیاری شده است تا به این وسیله مردان ملزم به پرداخت حق و حقوق شرعی و قانونی همسر خود باشند، اما در مواردی نیز به آنها اجازه داده شده كه از پرداخت آن خودداری كنند و مهمترین چراغ سبز قانون مدنی برای ندادن نفقه به زن ماده 1108 قانون مدنی است كه می گوید هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع كند مستحق نفقه نخواهد بود .

طبق این ماده عدم تمكین مجوزی برای ندادن نفقه است البته تمكین تابع عرف اقوام و نزدیكان است .

بگذارید در اینجا تعریفی از تمكین بگوییم: در اصطلاح قانونی یا حقوقی تمكین عبارت است از برآوردن نیازهای شوهر و اجابت كردن خواسته های مشروع او .

یكی از موارد داشتن رابطه زناشویی است كه در این مورد تنها به جز موارد خاص شرعی و بیماری یا درخواست های خلاف شئون اخلاقی یا مغایر با سلامت جسم و روح زن باید از همسر خود تمكین كند.

از موارد دیگر تمكین، اقامت دراقامتگاه دایمی شوهر است. یعنی زن برای دریافت نفقه باید در خانه شوهر زندگی كند؛ مگر یك استثنا و آن اینكه در عقد ازدواج شرطی (شرایط ضمن عقد) غیر از آن ذکر شده باشد كه زن در منزل دیگری زندگی كند.

اگر زن بدون دلیل موجه و بدون موافقت شوهر خانه را ترك كند و حتی در خانه پدر یا مادر خویش اقامت كند، مرد می تواند از دادن نفقه وی امتناع كند و آن را پرداخت نكند.

مورد دیگر، الزام زن به حسن معاشرت با شوهر خویش است. زنی كه بدون دلیل موجه از تمكین خودداری كند ناشزه محسوب می شود. و در این صورت علاوه بر اینكه مرد از دادن نفقه معاف خواهد بود، می تواند تقاضای طلاق وی را نیز از دادگاه بخواهد و می تواند تجدید فراش (اختیار كردن زن دیگر) كند.

سوء رفتار زن یا انتخاب شغلی مغایر با شئون اخلاقی و وظایف زناشویی و داشتن معاشران فاقد صلاحیت اخلاقی از دیگر موارد نشوز محسوب خواهد شد. البته تمكین به معنای تسلیم بی چون چرای زن در مقابل مرد و پاسخ دادن به خواسته های نا مشروع وی نیست. چنانچه زن به دلیل عذر شرعی یا مسایل پزشكی قادر به ایفای وظایف زوجیت نباشد یا برای انجام واجب شرعی ناچار باشد به مسافرت برود و از شوهر اجازه نگیرد ناشزه محسوب نمی شود و نفقه وی بر عهده شوهر است.

یك نكته دیگر این كه نفقه فقط شامل ازدواج دایم می شود و مرد در ازدواج موقت مجبور به پرداخت آن نیست. مگر آن كه در زمان عقد ازدواج موقت شرطی مبنی بر پرداخت آن ذكر شده باشد.

دیدگاه‌ها  

-8 # mehraveh 1390-07-25 14:40
آفرین به این قانون که توش مردا هر کاری دلشون بخواد می کنن، واقعا متاسفم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سحر 1390-07-25 14:44
واقعا زن هایی هستند که شوهرشون رو تمکین نکنن؟ بدون دلیل ؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # کاکتوس 1391-07-07 02:08
سلام.
دوست عزیز یکی از مشکلات جامعه ما اینه که این رابطه رو خیلی ها یک نوع کامجویی یک طرفه مرد ها می دونند. در صورتی که واقعا اگر این مورد رو درست درک کنیم. درست انجام بدیم و طبق دستورات بزرگان چه دینی و چه روانشناسان برخورد کنیم..... به یکی از شیرین ترین ثانیه های زندگی خواهیم رسید. اگر فکر مریض نداشته باشیم متوجه می شیم که این قضیه بیشتر از این که به جسم آدم برگرده به روح، عشق، عاطقه، محبت و ... بر می گرده....
ولی متاسفانه بعضی از خانم ها این کار رو یک نیاز مسخره از طرف مرد ها می دونند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # milad 1390-07-25 14:45
sahar khanum. mard haie ham hastand ke zan hashoon ro yedafe vel mikonan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نایت 1396-06-12 17:07
والا ماکه هنوز عقدیم قانون دهنمونو اسفالت کرده تمام قوانینم به نفع زنه نه مردا الان دیگه رسم شده دختره عقد میکنه بعد چند ماه به مرده میگه ازت خوشم نمیاد نفقه ومهرمو میخام
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # mehdi 1390-07-25 14:46
are baba . az har 2 jens moshkel daresh peyda mishe
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # الهام 1390-07-25 14:48
اینم از قانون نفقه... هزار تا تبصره دیگه هست که هر حقی زن داشته باشه ازش می گیرن.. قانون اسلامی فقط برای مردا نوشته شده. نه زنها.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+19 # رامین 1390-07-25 22:14
آقا خداییش این جریان مهریه عند مطالبه جسارت نباشه شده کاسبی واسه بعضی خانم های محترم نظر شما چی هست؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+15 # احمد بقایی مقدم 1392-03-07 17:12
سلام دوست عزیز واقعا حرفت درسته من ییکسال ونیمه زنم گذاشته رفته مهریه نفقه و... همه چی رو ازم گرفته اما باز تمکین نمیکنه هر چیم میرم دادگاه میگن باید مهریه رو همشو بدی تا زنت بیاد اخه نامسلمونا کدوم بچه جوونی الان 300میلیون پول داره بده؟ بعدشم اگه داشتم میدادم و طلاقش میدادم. بنظرت الان تو جامعه ما حق ما مردا ایع نمیشه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+24 # رامین 1390-07-25 22:17
خداییش خیلی از دخترای امروزی فقط اهل تفریح هستن نه زندگی باید دست کم ماهی 2 میلیون تومن درآمدت باشه تا ازت طلاق نگیرن دروغ میگم بگید ها
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # مصطفی 1395-01-17 14:27
کاملا درسته . همین اتفاق برای من هم افتاد. و جدا شدم . متاسفانه از نادانی من حضانت دائم فرزند دخترم رو دادم به اون زن .
اون فقط دنبال عیاشی بود نه زندگی.
زندگی رو فقط پول میدونست و جالب و درد اینجاست که فامیل و آشنا هم باشه و از درآمد و وضع مالیت خبر داشته باشه و انتظار دو سه برابر داشته باشه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+19 # رامین 1390-07-25 22:20
کجای دادگاه خانواده حق با آقایون هستش شما بلدین یاد ما هم بدین چون هرچی دیدم حق به خانم ها دادن با منطق یا بی منطق
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+24 # محمد 1391-01-16 22:03
یک نفر در مورد این بدبختی بگید که دختر خانوم با آقا پسری عثد میکنه . مهریه اش رو اجرا میگذاره ، از حق حبس استفاده میکنه ، و در این ایام هم درخواست نفقه میکنه !!!! و این روال میگن تا زمانی که کل مهریه ندین ادامه داره !!!!!! یکی بگه این تلکه کردن پسر بدبخت یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # میکاییل 1391-01-30 14:56
ای بابا الان یک ساله که من با خانومم توی یک خانه مصل خواهر برادر زندگی می کنم.تازه بدبختی اینه که خودم دیدم که با برادرم رابطه داره.وقتی هم که رسیدم بالا سرشون فقط....
شما بگید من چی کنم آبروم می ره اگر همه چی باز بشه....
طلاقم که خودش یه جور آبرو ریزیه....
واقعا حالم بده..........
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # saeed 1396-01-28 15:17
اگه اینجوری بوده,تهدیدش کن خودش طلاق بگیره؛اگر خواست تلکه کنه,بکشش.همین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # مهمان 1391-04-22 06:52
بااجرای قانون هدفمندی یارانه ها ازاین بدتر هم میشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+10 # رضا 1391-06-13 23:39
پیشنهادی دارم برای خانمها :به جای اینکه دنبال شغل پر درامد باشند برنبا پسر جوان شاغل پردرامد عقدبکنندبعدشسریع مهریه روبزارند اجرا وباستفاده از حق حبس نفقه هم مطالبه بکنندحقوقشون بااین کار میشه در حد وزیر.بعدش گور بابای پسر مردم.
ای باباچی دارم میگم این کاررو که خانمهاخیلی وقت هست که استادشند.!!!!!!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # چه فرقي ميكنه 1391-06-18 12:37
آقا جون يه فكر اساسي بكنيد نه زن نه مرد عدالت مثل اينكه تو اين مملكت اسلامي تنها چيزي كه مني نداره عدالته
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-8 # sam 1392-01-20 00:41
hamash taghsir mardas.hich zani bedoone dalili mehresho be ejra nemizare.mardaye iran khiliii bad shodan khiliiiiiiiiii
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # ایده 1393-02-09 11:53
1- دنبال زن زندگی باشید نه هر زنی.
2- دنبال مرد با اخلاق باشید ن مرد پولدار.
3- عمر کوتاهه ..پیدا کردن جفت هم فکر رو باید اولویت قرار بدیم .
این گرو کشی ها هیچ فایده ی نداره...
من دوست دارم با عشق ازدواج کنم پول ثروتم خدا میده میدونم..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # mobin 1393-08-19 14:44
مي خوستم بدونم
زني كه در دوران عقد در خانه ي بدر خود در شهري ديگر سكونت دارد و هيج گونه تمكين نسبت به شوهر خود ندارد باز مي تواند از شوهر خود در خواست نفقه داشته باشد ؟؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # hamid 1394-11-17 16:50
سلام من تو عقد هستم یک سال نیم خانم ندیدم میخواستیم جدا بشیم الان رفته واسه نفقه ماهی 600 واسم دادگاه حکم بریده نداشتم بدم حکم جلب گرفته چه کار کنم الان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-6 # آذر 1395-01-25 12:54
چرا پس من با گذشت 6 سال هنوز نتونستم طلاق بگیرم بدون مهریه چون شوهرم نمیخواد کجا شما میگید حق با مرد در صورتی که کارخونه داره وحتی نفقه فرزندشو نمیده کلی هم پول خرج وکیل کردم البته من نه مهریه را قبول دارم که زندگی اجباری را ایجاد ونه اینکه راههای در رو برای مردا که چیزی به زنشون نرسه مثل بنام زدن دارایی بنام کسی من این اشکال از قانون میبینم که بر اساس 140سال پیش اجرا میکنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # باران 1395-08-23 22:47
من ب شخصه بارها و بارها از همسرم سر جيزاي بي خود كتك خوردم و منزل مشتركمون رو ترك كردم،همسرم الزام به تمكين داد ولي دادكاه راي نداد و مسلما بايد نفقه بهم تعلق ميكرفت ولي از بس قانون ما از مردها حمايت كرده خيلي راحت حقمو خوردن و نفقه اي هم ندادن
متنفرم از اين جامعه امروزي كه خيلي راحت حق خانوم ها رو بايمال ميكنن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # مرد 1395-09-25 02:02
خانم کجای قانون ایران حمایت از مرد خانم ازدواج میکنه با سکه به تاریخ تولدش مهر میکنه بعد میگه من یکدونش هم نمیخوام برا مد بودن مهریه زیاد و کلاسیک بودنش نوشتیم همین زن فردا به بهانه های واهی اون سکه هارو ازت میخواد حتی طلاق هم نمیخواد میگه حق من بده!!!بله اسم قانون شده مرد مگه نه همش برا زنا خدمات میدن اجرت المثل نفقه طلاهایی که خریدی همش مال زن مرد اینجا چی داره؟دقیقا حق مرد چیه؟هیچی فقط منتظر اخطاریه های همسرش که تشریف ببره زندان یا فرار کنه کجا قانون حق طلاق به مرد داده دو سال میدویی همه چیز زن هم دادی ولی باز طلاق نمیتونی بدی.در کل قانون ایران به هیچ دردی نمیخوره که هیچ خانمها هم بسیار قدرت دارن تو همین قانون نیم بند
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # y 1396-01-26 21:31
قانون ما کلا ضد مردهاست,به خاطر همینه پسرا ازدواج نمیکنند واز زنها دارن متنفر میشن!!!چرا نفقه به عهده مرده؟!مگه قانون وجامعه چه حمایتی از مرد وشغلش میکنه!چرا زنی که گرفته؛ نیازهاشو تامین نمیکنه ,چرا برای مردش جسارت وخباثت میکنه!مگه وظیفه تمکین نداره!گناه کرده رفته زن گرفته!!!باید بذاره بترشه!!!
کلا زنای امروز خیلی پررو شدند واز نیازهای جنسی مردها دارند کاسبی میکنند !!!تو بیشتر کارها.....
آیا مرد خودش دلش خواسته که نیاز جنسی,تحت فشارش بذاره!چرا زن به خودش اینقد جسارت داده!چرا به خودش حق عرضه بیحیایانه میده!وبا نیاز مردها بازی میکنه واز طرفی میگه چرا مردها از من سو استفاده میکنند!!!
زنها دارند تو جامعه ما پادشاهی میکنند ,هیچ کجا اینقد بهشون حق نمیدن که جامعه رو ومردهارو به تمسخر بگیرند!!!

البته این سایت خیلی مشکل داره واز دوطرف میزنه به نفع خباثت زنها!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # Hosein 1396-03-06 18:53
من یه زن دارم تو خونه دست به سیاه وسفید نمیزنه نه پخت وپز نه شستو شو نه نظافت نه ارامش همیشه خدا هم جروبحث داریم درموردتمکین هم بعد از گذشت مدتی زیاد مثلا ماهی یکبار اونم باکلی التماس وجرو بحث واخرشم بازورکارمون راه میافته درمورد نیازهای خودش هم که قانون نفغه میگه من همشو بدون چون وچرا دادم وکردم چه تهیا خوراک پوشاک لوازم منزل وخود منزل وهمسرم هم هیچ مشکلی از این بابت ندارد حالا بعد از هشت سال زندگی ویک فزرند تقاضای نقغه کرده حالا ببین من کجاگیر افتادم از نظر مالی هم همسرم جز خانواده های زیر خط فقر محسوب شده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهتا 1396-05-14 13:39
اگر زن بخواد مرد رو اذیت کنه برا نفق و مهریه راحت میتونه خدا رو شکر اطلاعات خانوما زیاد نیس وکلا هم که فقط بلدن پول بگیرن و پیگیر پرونده ها نیستن ؛یکی از دوستای من الان دوساله خونه پدرشه شوهرش درخواست تمکین چند بار زده میره سر زنگیش یه دعوای الکی راه میندازه و برمیگرده خونه پدرش ماهی ۴۷۰ نفقه میگیره ۳ ماهی هم یه سکه از من که که کارمندم راحت تر زندگی میکنه البته این پول ها خوردن نداره ؛اگر زن هم اهلش باشه راحت میتونه مرد رو بدبخت کنه تو جامعه ما البته کم هستن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # امید 1396-05-24 03:19
متنفرم از این دادگاههای جمهوری اسلامی که یه مشت قاضی مفت خور براحتی و بایک رای الکی زندگی یک مرد را که با هزار امید و ارزو تشکیل خانواده داده نابود می کنند من 12 سال پیش ازدواج کردم کارمند بودم و وضع مالیم معمولی بود زن حقه بازم با پنهانکاری و شیادی خونه ای را که شریکی خریدیم به اسم خودش کرد وقتی هم که فهمیدم و اعتراض و دعوا راه افتاد سریع 400 سکه اش را اجرا گذاشت و بعد از یک دعوای ساختگی من رو از خانه بیرون انداخت و بعدشم رفت دادگاه درخواست نفقه داد و دادگاه هم بخاطر نپرداختن نفقه علاوه بر حکم کارشناسی الکیشون مهاهی 900 هزار تومان من را به شش ماه وده روز زندان غیر قابل خرید محکوم کرد برای مهریه هم که سالهای قبل که شکایت کرده بود ماهی یک سکه بریده بودند این بار که شکایت کردم که توان پرداخت یک سکه راندارم قاضی بر اساس رای جدید باید 50 سکه را یکجا و ماهی هم نیم سکه تعیین کرد که وقتی وکیلم حکم را دریافت کرد و به من داد خودش هم میگفت عجب ادمهای بیشعوری در این دستگاه قضایی هستند ما به حکم اعتراض کردیم و به تجدید نظر رفت انها هم طبق معمول حکم را تایید کردند در مورد الزام به تمکین هم که شکایت کردم با وجود اینکه خانه دوبلکس و بزرگی هم اجاره کرده بودم باز هم بازنده دادگاه بودم در مورد حضانت دو فرزند پسرم که بالای هفت سال سن دارند و طبق قانون باید سرپرستی انها به من واگذار می شد حضانت انها را به زنم دادند ووقتی به قاضی اعتراض کردم گفت من تشخیص میدهم خلاصه بعداز این جریانات به این نتیجه رسیدم که اگر در ان شهر بمانم هم باید نمک و پیاز را بخورم و هم چوب را و الان مدت 3 سال است که اواره و دور از شهر و خانواده ام هستم حالا انهایی که میگن قانون به نفع مردان است بیان جواب من را بدن منی که روزهای اخر که دیگر حکم زندان و مهریه قطعی شده بود به زنم گفتم بیا 50 میلیون بگیر و محترمانه تمومش کن در جواب گفت 70 میلیون برای 6 ماه زندانت بده و 400 سکه ام را هم میخوام بهش گفتم من بدبخت که 6 سال سابقه کار دارم پدر پولدار هم ندارم باید از کجا بیارم گفت مشکل خودت میخواستی موقع عقد وقتی داشتی امضا میکردی فکرات را بکنی مهریه حقم همش را هم میخوام من اون اشغال و اون قاضی های مفت خور را به خدا واگذار کردم بالاخره روز داوری فرا میرسد بزودی.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # امید 1396-05-24 03:26
کلا قانون و دستگاه قضایی ما ضد مردهای بیچارست و دادگاههای ما محل تامین مالی زنهای فرصت طلب و سودجوست برید تو دادگاههای خانواده ببینید چه خبره امار طلاق که از مرحله بحران هم گذشته همه اینها به خاطر بی مسئولیتی و نگاه فمینیستی قانونگذاران هست خدا ازشون نگذره.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # نایت 1396-06-12 17:15
والا ماکه هنوز عقدیم قانون دهنمونو اسفالت کرده تمام قوانینم به نفع زنه نه مردا الان دیگه رسم شده دختره عقد میکنه بعد چند ماه به مرده میگه ازت خوشم نمیاد نفقه ومهرمو میخام
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # محمد 1396-07-27 13:26
الان که دارم این مطلب رو مینویسم حالم واقعا بده.من یه پسر 24ساله یه اشتباهی کردم جوونی کردم رفتم با یکی عقد کردم با مهریه 114تا.فقط3ماه بود که نامزد بودیم رفت مهریه و نفقه رو گذاشت اجرا من حتی تو یه 3ماه نتونستم بیشتر10بار زن عقدی خودمو ببینم چون خانوادش مثلا سنتی بودن.یک سال قهر کرد حتی جواب تلفنمو نداد ارزوم شده بود ک یه بار جواب تلفنو بده ببینم مشکلش چیه تا حلش کنم.بعد یک سال الان برام نفقه و مهریه اومده.یه قانون هم داریم شاید خیلی از شما بی خبر هستید ازش به اسم حق حبس.ینی دختری که ازدواج میکنه تا زمانی که دوشیزه هستش میتونه تمکین نکنه و هم مهریه بگیره هم نفقه.ینی من باید هم مهریه بدم هم نفقه که میشه ماهی1میلیون و نمیتونم حتی زنم رو ببینم که کجا میره با کی میره.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟

از صبح تا شب به فکر این هستیم که چطور به بچه‌ها برسیم. از مدرسه و کلاسهای متفرقه گرفته تا سلامتی‌، ورزش، تغذیه، فرهنگ و سرگرمی های پی ‌در پی‌. همینطور که طبق معمول به وعده‌های متعدد هر روز می‌رسیدم، ناگهان یک روز، دم در، سر اینکه بچه‌ها به موقع حاضر نشدند و قبل از پوشیدنِ کفش، یک دور اضافه بدنبال هم دویدند، مثل کوه آتشفشان ترکیدم و سر به زاری گذشتم. اشکهایم خودم را غافلگیر کرد. سکوت بچه‌ها حاکی‌از گیجی کامل در مقابل صحنه‌ای غیر قابل درک بود. سدی شکسته بود و مدتی‌طول کشید تا دوباره تکه‌های آنرا جمع کنم و توازن خود را بازیابم. در راه ذره ذره به تجزیه تحلیل این واقعه همت کردیم. بچه‌ها خیلی‌صادقانه عنوان کردند که متوجه نبودند تاخیر زیادی در آماده شدن داشته‌اند. من به آنها گفتم که من تا آخرین لحظه موجود به آنها فرصت بازی داده بودم و لحظه‌ای  که به آنها گفتم وقت رفتن است، دیگر هیچ فرصت تامل نبود. ولی‌هیچیک از اینها جوابگوی این نبود که چرا من اینچنین توازن خود را از دست داده بودم. خوب که به عمق این برخورد رفتم دیدم اشکهایم نتیجه یک حس عمیق بی‌عدالتی بود. بنظر می‌رسد که در ضمیر ناخوداگاهم، برای اینکه فشار روزمره رسیدگی به آنها را مدام متحمل می شوم تبعیت بچه‌ها از درخواستم را حق بدیهی ‌خود می‌دانستم.  گنجاندن نیازهای چندگانه بچه‌ها و خودمان در ۲۴ ساعت، کلاف سر در گمی است که هر روز باید آنرا باز کنم. حقیقت محض روزانه این است که تلاش هر روزه همچون اژدهایی است که باید مدام بر آن فائق شوم. با این وجود به خاطر اینکه همه این افکار در ذهنم انجام می گیرد از دید اعضای خانواده پنهان است. بی‌توجهی، یا بهتر بگویم، بی‌خبری بچه‌ها از این موضوع، معمولا مسبب چند تذکر برای عجله می شود ولی ‌آن ‌روز کاسه صبر لبریز شد و… ولی ‌این بی‌عدالتی هم باید زیر سوال برده شود. اینکه من خود را وقف بچه‌ها می‌کنم آیا دلیل بر این است که آنها تابع هر درخواست من باشند؟ یک چنین برداشتی تنها می تواند بر پایه این بنا شود که بچه‌ها را مدیون خود می‌دانم! آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ متأسفانه رابطه‌ای که بر پایه مدیون بودن بنا می شود رابطهِ سالمی نمی‌تواند باشد. تا وقتی‌که خود را مدیون کسی ‌حس می‌کنیم آرام نداریم تا خود را از آن  دین برهانیم. اگر آنرا  بپردازیم، رابطه خاتمه پیدا می‌کند. اگر پرداخت ناپذیر باشد، از آن کس که بار این توقع را بر دوش‌مان گذاشته رفته رفته متنفر می‌شویم یا زیر سنگینی وجدان جریحه دار شده خرد میشویم. در یکی‌از قسمتهای سریال معروف « هاوس»1، دکتر هاوس تشخیص می‌دهد که مریض او در فکر این بوده که رابطه خود با دوست دخترش را منتفی کند. چندی بعد مریض محتاج به پیوند جگر میشود و معلوم می‌شود دوست دخترش با او همخون است. دوست دختر مریض، بی‌تامل راضی‌ می‌شود که قسمتی‌از جگر خود را بدهد تا عشقش نجات یابد.  در حالی‌ که گذشت این دختر شجاع اشکمان را در آورده بود،  در پایان فیلم  بکباره متوجه ‌شدیم که او کاملا واقف بوده که دوستش در فکر پایان رابطه‌شان بوده و از جگر خود گذشته تا او را مدیون خود کند و رابطه‌شان را ابدی سازد. تمامی ‌فرهنگها سرشارند از شعر و داستان بر وصف گذشت مادر در قبال فرزندانش. این گذشت را باید زیر ذره‌بین گذاشت. یک قسمتش که غریزه حیوانی ما است که نمی‌شود آن را گذشت نامید چون خودآگاه نیست. اگر بقیه‌اش هم در اِزای انتظارات متفرقه انجام شود، دیگر گذشت نیست بلکه یک نوع سرمایه گذاری است. گذشت را در حالت مطلق و بی شرط و شروط  می توان  گذشت خواند؛ آن هم حقی‌ به گردن کسی‌ باقی‌ نمی گذارد. چه‌ها باید خود را آزاد از هر دینی  نسبت به پدر و مادر حس کنند. باید رها و مستقل در افق هستی ‌بال بکشند و یک ذره در بند تبعیت از پدر و مادر نباشند. باید خالقِ مطلق زندگی خود باشند تا آن گوشهٔ یگانه و نوین وجود خود را کشف  و دنیا را از آن سرشار کنند. و ما هم  اگر از جمله والدین خوش شانسی باشیم که رابطه سالمی با فرزندان برقرار می کنند، شاید گاهی اوقات به لانه کهنه مان سرکی بکشند.  

تماشایی‌ترین تصویر شهر

مرد، لاغراندام است و صورتش آفتاب‌سوخته و دست‌هایش ضمخت و کارکرده. پشت‌اش کمی خمیده است. آفتاب بالا نیامده، مرد نماز صبحش را می‌خواند، یک حبه قند را در چای تلخش می‌خیساند و چای را سرمی‌کشد و  بیرون می‌رود؛ به قول خودش، دنبال یک لقمه نان حلال. بعد، بچه‌ها، یکی‌یکی، بلند می‌شوند، صبحانه می‌خورند، لباس می‌پوشند و به مدرسه می‌روند یا دانشگاه؛ مرد اما، از همان طلوع آفتاب، سوار پیکان زهوار دررفته‌اش می‌شود، کلاج می‌گیرد، دنده عوض می‌کند، ترمز می‌گیرد. روزی هزار بار، درهای ماشین‌اش باز و بسته می‌شوند. بعضی‌ها در را آن‌قدر محکم می‌کوبند که مرد فکر می‌کند الان است که در از جا کنده شود و بعضی‌ها آن‌قدر یواش به‌هم می‌زنند که باید خودش یک بار دیگر در را ببندد. از آینه ماشین‌اش، یک تسبیح آویزان است و از تسبیح، یک پلاک «توکلت علی ا...». محرم و ایام فاطمیه، لباس مشکی می‌پوشد. گاهی شاید محرمی بگوید بچه‌های هیات محل، پشت شیشه ماشین‌اش با رنگ بنویسند: «شه باوفا ابالفضل»، اما پخش ماشین‌اش هیچ‌وقت نمی‌خواند. گاهی پیش خودت فکر می‌کنی: «چه کسالت‌بار! خسته نمی‌شود از این تکرار مکرر؟!» او اما خسته نمی‌شود. خستگی‌اش را دوست دارد؛ چون به یاد آخرین تصویری که هر روز صبح از بچه‌هایش می‌بیند می‌افتد، که آن‌ها آرام خوابیده بودند و پشت‌شان به بودن او گرم است. آدم‌ها می‌آیند و می‌روند. روی صندلی‌های ماشین‌اش، هر روز، هزارتا قصه نوشته می‌شود. یک نفر روی صندلی شاگرد، با تلفن همراه، معامله‌های میلیاردی می‌کند و سر دادن 300 تومان کرایه، با او چانه می‌زند. یک نفر، کیفش را توی ماشین جامی‌گذارد و مرد، تمام یک بعدازظهر را برای پیدا کردنش وقت می‌گذارد. یک نفر، بچه‌اش مریض است و مرد، پابه‌پایش اشک می‌ریزد و خدا را شکر می‌کند که شرمنده سروهمسر نیست؛ وقتی اسکناس‌های 100 تومانی و 200 تومانی و 500 تومانی را روی هم می‌چیند. ظهرها، کنار یک فضای سبز کوچک، پارک می‌کند، وضو می‌گیرد و روی خنکی چمن‌ها، نماز می‌خواند و از فلاسک کوچکش، برای بقیه راننده‌ها، چای داغ می‌ریزد. عصر ها که تماشایش کنی، پیراهن سفیدش، توی این هوای آلوده چرک شده... چرک‌هایش را اما نمی‌بینی، پشت آن خطوط مردانه صورتش. وقتی فکر می‌کنی به این همه تلاش کم‌اجر که هر روز، به قول خودش، برای یک لقمه نان حلال می‌کند، وقتی حساب کنی برای هر ساعت رانندگی توی این ترافیک نفس‌گیر، روزهای بارانی، روزهای آفتابی، برای هر چند بار ترمز گرفتن و دنده عوض کردن و برای هر چند بار دور زدن و بوق شنیدن، چه‌قدر پول درمی‌آورد، وقتی فکر می‌کنی به زحمت کشیدن بی‌امانش؛ ناگهان دوست‌اش داری. دست‌هایش تو را به یاد دست‌های پدرت می‌اندازد، یا پدربزرگت؛ هر بابای مهربانی که می‌شناسی. دیگر سر پول خرد، با او دعوایت نمی‌شود، دیگر اصرار نمی‌کنی که حتما این طرف چراغ قرمز پیاده‌ات کند، دیگر به‌خاطر چند قدم بالا و پایین پیاده شدن، در را محکم به‌هم نمی‌کوبی. وقتی فکر کنی او بابای کسی است و همه امید و دار و ندار خانواده‌اش، آن وقت، چه‌قدر تماشای آن پلاک «توکلت علی ا...» آرامت می‌کند در این شهر ناآرام.
انگار همه روزها یکشنبه اند چگونه به زنان توجه کنید زودتر شروع کن. من دوست‌ دخترت نیستم من از تو خشمگین نمی شوم اهمیت چشم دوختن به بیرون پنجره

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کار در خانه، فروش در اینستاگرام

  همسرش خبر ندارد که او در خانه یک کسب و کار کوچک راه  انداخته و فقط  به پخت و پز و بشور و بساب اکتفا نکرده است: «خانواده همسرم سنتی هستند و مخالف کار کردن زن بیرون از خانه. از اول که ازدواج کردیم، شوهرم گفت دوست ندارم بیرون از خانه کار کنی.» همسرش بازاری است و وضع مالی آن ها بد نیست اما «ملیحه» دوست دارد استقلال مالی داشته باشد: «دوست ندارم همیشه چشمم به دست فرد دیگری باشد. به خاطر همین، چند سال است که دور از چشم شوهرم برای خودم کار می‌کنم.» او در خانه‌اش کار می‌کند اما می‌داند اگر روزی شوهرش از این موضوع بو ببرد، دیگر نمی‌گذارد به کارش ادامه دهد: « یکی از اتاق‌های خانه را برای کار در نظر گرفته‌ام. روزهایی که مشتری دارم، بعد از رفتن همسرم قالیچه کف اتاق را جمع می‌کنم که تارهای مو روی قالی نریزد و قبل از آمدنش، کف زمین را جارو می‌کشم و دوباره قالیچه را پهن می‌کنم.» ملیحه برای یادگرفتن بافت مو و اکستنشن پولی پرداخت نکرده است: «خواهرم آرایش‎گر است، از او یاد گرفتم. دو سال پیش هر بار که او را می‌دیدم، یک مدل بافت را یادم می‌داد. من هم در خانه تمرین می‌کردم. موهای دوستانم را می‌بافتم و برایشان مجانی اکستنشن انجام می‌دادم تا این که دستم راه افتاد.» او حالا خودش کلاس آموزش بافت و اکستنشن هم برگزار می‌‌کند: «سه جلسه آموزش بافت مو دارم که شهریه‌اش 150 هزار تومان است و پنج جلسه هم اکستنشن درس می دهم که هزینه آن 300 هزار تومان است.» بیش تر مشتری‌های ملیحه آشنا هستند. اول برای چند تا از دوستانش کار کرده و بعد آن ها کارش را بین دوستان و آشنایان تبلیغ کرده‌اند. قیمت بافت و اکستنشن مو با بلندی و حجم مو تناسب دارد: «هر روز که مشتری ندارم اما گاهی‌ تا ماهی یک میلیون تومان هم کار می‌کنم؛ یک ماه کم تر و یک ماه هم بیش تر. پول ثابتی نیست اما لااقل دلم قرص است که یک کاری انجام می دهم.» می پرسم اگر شوهرت بفهمد...نمی‌گذارد حرفم تمام شود و فوری می‌گوید: «خدا نکند.» ملیحه تنها زنی نیست که یک کسب و کار کوچک در خانه‌اش راه انداخته، زنان زیادی در ایران سراغ این کسب و کارهای کوچک و تک نفره رفته‌اند. بسیاری از آن ها طراحی و کاشت ناخن و کاشت مژه یاد گرفته‌اند و گوشه ای ‌از خانه‌های خود را به محل کسب درآمد تبدیل کرده‌اند. دستمزدشان از آرایشگاه‌ها کم تر است اما در عوض از اجاره و مالیات خبری نیست. «مهسا» چهار سال است کار تاتوی حنا در خانه‌اش انجام می‌دهد و حالا حسابی شناخته شده است. او اوایل از طریق پخش تراکت تبلیغ کرده و دو سال پیش یک صفحه در فیس بوک راه‌انداخته است و چند وقتی است از طریق اینستاگرام مشتری جلب می‌کند: «من خودم عاشق خال کوبی بودم اما دلم می‌خواست تاتویی داشته باشم که هر وقت دلم را زد، به راحتی پاکش کنم. به خاطر همین، وقتی خاصیت تاتوی حنا را شنیدم، خودم رفتم عطاری، یک مقدار حنا خریدم و شروع کردم. رنگ تاتوهایم اوایل خوب نمی‌شد، نارنجی از کار در می آمد تا این‌که از یک خانم تبریزی که در ترکیه دوره دیده بود، یادگرفتم.» او بابت یک جلسه آموزش تاتو با حنا، چهار سال پیش 50 هزار تومان پرداخته اما حالا برای طراحی‌های خیلی کوچک 50 هزارتومان می‌گیرد: «حسن کار من این است که طرح‌هایم ابداعی هستند و مشتری‌هایم این را به خوبی می‌دانند.» اغلب مشتری‌های مهسا را دختران جوان تشکیل می دهند: «اکثرا دوست دارند از روی شانه‌ها تا توی کمرشان را طراحی کنم. آقایان هم اغلب از طرح‌های بزرگی که از روی گردن تا پشت باسن کشیده می‌شود، استقبال می‌کنند. بعضی هم که ناف‌شان پرسینگ دارد، دور ناف را تاتو می‌کنند. این قسمت هم طرفداران زیادی دارد.» تاتو با حنا بیش تر از پنج هفته نمی‌ماند و اغلب مشتری‌های مهسا بعد از یک بار تاتوی حنا، مرتب به سراغش می‌روند:«فکر می‌کنم تاتو اعتیادآور است.» او معمولا ماهی دو میلیون تومان درآمد دارد: «البته روی کار آزاد نمی‌شود مطمئن حساب کرد؛ یک روز مشتری زیاد است و یک روز نه.» «سارا» هم در خانه کار می‌کند. وقتی متوجه شده حقوق کارمندی شوهرش کفاف خواسته‌های زیاد دو بچه را نمی‌دهد، مدتی را در مطب یک پزشک منشی گری کرده اما بعد از یک مدت فکری به ذهنش رسیده و دست به کار شده است. او ابتدا یک موبایل ایرانسل تهیه کرده و بعد تراکت‌هایی را  با این مضمون به چاپ رسانده است: «انواع سبزی‌‌های پاک کرده، خرد شده و سرخ شده، بادمجان سرخ شده، لوبیا پاک شده و پیازداغ آماده.» می گوید:«تراکت‌ها را بالای شهر پخش کردم و فقط شماره ایرانسل را گذاشتم که کسی از آشنایان و فامیل از کاری که می‌کنم، با خبر نشود. من آشپزی را دوست دارم و با این کارها کمک خرج خانه می‌شوم اما بعضی آشنایان اگر بفهمند، شاید فکرهای دیگری بکنند.» مشتری‌ها با او تماس می‌گیرند، او سفارشات را می‌پذیرد و بعد سبزیجات آماده را با پیک موتوری می‌فرستد و مشتری‌ها هم دستمزدش را به پیک می‌دهند: «نمی‌خواستم اصلا با مشتری رو در رو شوم. این بود که این راه را انتخاب کردم.» او هزینه روغن، سبزیجات، گاز، آب و برقی را که مصرف می‌کند، در نظر می‌گیرد و دستمزد خودش را به هزینه‌ها اضافه می‌کند. سارا در مورد درآمد ماهیانه خود می‌گوید: «اصلا معلوم نیست اما بنای ما بر این است که پولی را که من در می‌آورم، هزینه تفریح و خوشحال کردن بچه‌ها کنیم؛ مثلا هزینه رستوران رفتن و مسافرت و خرید برای بچه‌ها با من است. هر چه قدر باشد، خرج همین چیزها می‌شود. کم ترین درآمدی که داشته ام، 400 هزار تومان بوده و بیش ترین درآمدم یک میلیون و 400صد هزار تومان.» او هم به تازگی یک صفحه اینستاگرام راه انداخته، عکس سبزیجاتش را در این شبکه اجتماعی قرار می‌دهد و شماره تلفنش را می‌گذارد. «شعله» اما آن قدر در کارش پیشرفت کرده که حالا دو کارمند خانم هم استخدام کرده است. کارش را از ساخت جعبه کادو شروع کرده اما بعد به درست کردن عروسک پلیشی رسیده و حالا علاوه بر این‌ها، کیف‌ پول دست دوز چرم هم تولید می کند.خودش قصه‌اش را از روز ولنتاین سه سال پیش تعریف می‌کند: «بهمن ماه سال 91 به شدت دنبال کار بودم. دانشگاه آزاد قبول شده بودم و باید شهریه را تهیه می‌کردم.» او سراغ  آگهی کار روزنامه «همشهری» می‌رود و متوجه می‌شود یک کارگاه جوراب بافی برای بسته‌بندی جوراب‌ها و قیچی‌ کردن نخ‌های اضافی احتیاج به کارگر دارد: «حقوقش را یادم نیست اما یادم می آید حقوق نسبتا خوبی بود. وقتی تماس گرفتم، فردی که پاسخ می‌داد گفت شرط استخدام این است که باید یک روز مجانی در این‌جا کار کنید تا سرعت عمل شما سنجیده شود. من هم قبول کردم.» شعله وقتی به آدرس مورد نظر می‌رود، پنج زن دیگر را آن جا می‌بیند: «از هر سنی بودند؛ از زنی که 60 سالش بود تا دختری 15 ساله.» آن‌ها هشت صبح کار را شروع می‌کنند و مردی که خودش را به عنوان کارفرما معرفی می‌کند، مدام راه می‌رود و می‌گوید: «هر که تعداد بیش تری بسته‌بندی کند، استخدام می‌شود.»شعله تعریف می کند:«این را  هر چند وقت یک بار با لحنی که مشخص بود منظورش این است که ما عقبیم، تکرار می‌کرد. آخر وقت همه خسته بودیم و فکر می‌کردیم بالاخره دو نفر از این تعداد استخدام می‌شوند اما خانمی داخل جمع آمد و گفت آقای مدیر رفتند، ما با  کسانی که پذیرفته شدند، تماس می‌گیریم.» شعله شماره هر چهار نفر را گرفته، با همه آن‌ها تماس می‌گیرد: «بعد از سه روز که به همه زنگ زدم و همگی گفتند با ما تماس نگرفتند، فهمیدم گول خورده ایم. روزنامه را که خریدم و تکرار آگهی را در صفحه نیازمندی‌ها دیدم، شَکَم به یقین تبدیل شد. صاحب جوراب بافی فقط هزینه آگهی روزنامه را می‌پرداخت و هر روز جوراب‌هایش را توسط کسانی که دنبال کار می‌گشتند، بسته بندی می‌کرد.» این ماجرا باعث می‌شود، شعله خودش آستین بالا بزند و کار خودش را راه بیاندازد: «نزدیک ولنتاین بود، مغازه‌ها پر شده بودند از عروسک و جعبه کادو. با یکی از مغازه‌ها صحبت کردم و یک قیمت پایین برای درست کردن جعبه کادو دادم. الگوی درست کردن جعبه‌ها را داشتم؛ یعنی از کتاب ریاضی راهنمایی که مکعب مربع و مستطیل را درس داده بودند، در آوردم و دست به کار شدم.» او تمام شهریه چهار سال دانشگاه را از طریق همین کار پرداخت کرده و مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی خود را گرفته اما شغلش را تغییر نداده است: «ترجیح من این است که برای خودم کار کنم؛ گوشه خانه‌ام، کنار بچه‌‌هایم.»

توصیه هایی برای تنظیم خرج خانه (قسمت اول)

در این مقاله قصد داریم توصیه هایی را به شما ارائه دهیم تا بتوانید به سادگی نه تنها در سی روز ماه پول داشته باشید بلکه بتوانید مقداری از این پول را ذخیره نیز کنید. 1.از خرید موادی که ضرورت چندانی ندارند، بپرهیزید. بعضی مواقع ما وسایل یا احتیاجاتی را برآورده می کنیم که به آنها نیازی نداریم و فقط آنها را خریداری می کنیم که شاید یک روز به کار آیند. 2.اگر اهل گردش هستید. اگر فردی هستید که مدام به بیرون می روید و اهل گردش هستید بهتر است به جای اینکه هزینه ای را بابت تاکسی یا وسایل حمل و نقل پرداخت کنید ، مسیرهایی که کوتاه هستند را پیاده طی کنید تا هم سلامت باشید و هم اینکه پس اندازی کرده باشید. 3. در فروشگاه مواد غذایی چشمان خود را به خوراکی های وهم برانگیز ببندید و اجازه ندهید که شما را برای خریدن شان تشویق کنند. 4. هنگامی که پول به دست تان می رسد در یک لحظه به فکر خرید می  افتید ؟ این فکر را از خود دور کنید و تنها مقداری از پول را برای این کار اختصاص دهید نه تمام مبلغ پول. 5. هر ماه مبلغی از مقدار پول را هر چقدر هم کم به خرید یک شی با ارزش اختصاص دهید : مانند خرید یک سکه کم عیار ، و ... 6. اگر در بورس سهام دارید برای جلوگیری از ولخرجی های زیاد می توانید هر ماه یک سهم به سهامتان اضافه کنید. 7. مصرف خوراکی را کاهش دهید : مقدار مواد خوراکی که مصرف می کنید را کاهش دهید : موادی مانند روغن خوراکی، برنج و ... 8. مقدار مصرف مواد شوینده را کمتر کنید : برای شستن لباس کمتر از همیشه پودر لباسشویی استفاده کنید . 9. برای عصرانه به رستوران بروید : اگر با دوستان خود زیاد به رستوران می روید ، سعی کنید در ساعات عصر این کار را انجام دهید . چون مسلما قیمت یک عصرانه ساده مثل قهوه ، چای با کیک بسیار کمتر از وعده ناهار یا شام است . 10. ورود نظافت چی ممنوع : اگر خانم هستید و در حال خواندن این مقاله به جای اینکه از یک نفر برای ا نجام کارهای منزل کمک بگیرید بهتر است هر روز خودتان یک قسمت از کارها را ا نجام دهید تا نظافت منزل هر روز انجام شود و نیاز به گرفتن کمک برای انجام کارهای منزل نباشید. در این صورت شما می توانید پولی را که قصد دادن به خانم نظافت چی را داشتید ذخیره کنید . 11 . راه حلی برای به دست آوردن پول هر چند ناچیز: جای خالی شامپو ، شوینده ، کاغذهای بی مصرف را دور نیاندازید. شما می توانید این مواد را به مکان های خاصی تحویل دهید تا هم چرخه تجزیه و ساخت دوباره این مواد انجام شود و هم اینکه مبلغی را بابت تحویل این مواد دریافت می کنید. درست است که این مبلغ بسیار ناچیز است و به چشم نمی آید اما شما می توانید با همین مبلغ کم بعضی از نیازهای روزمره تان را بدون کم شدن صندوق مالی تان انجام دهید . 12 . کارهای گذشته را ادامه ندهید : برای اینکه پولتان ذخیره شود باید کمی از کارهایی که در گذشته انجام می دادید ، چشم پوشی کنید . مانند : لباس هایتان را خودتان اتو کنید و دیگر به خشک شویی ندهید ، کفش هایتان را خودتان واکس بزنید و به کفاشی ندهید و ... 13.با دوستان تان دوره برگزار می کنید ؟ اگر با دوستانتان دوره دارید و هر ماه یکدیگر را ملاقات می کنید به جای اینکه به منزل یکدیگر بروید یا اینکه به رستوران بهتر است به محیط های سالمی مانند پارک بروید هم از هوای آزاد استفاده می کنید و نیز روحیه شما عوض می شود. این کار دارای چندین فایده می باشد : شما می توانید در هزینه ها صرف جویی کنید ، از محیط تکراری منزل نیز خارج شوید. 14. تولد یکی از نزدیکانتان نزدیک است ؟ چرا همیشه با کادو دادن باید عشق و علاقه خود را اثبات کنید ، با رفتار صحیح ، محبت می توانید بهترین هدیه را بدهید. سعی کنید هر روز سال برای تان به مانند تولد باشد نه یک روز خاص. بسیاری از افراد فکر می کنند اگر یک هدیه گران قیمت بدهند باعث می شود که فرد مقابل رفتارهای گذشته شان را فراموش کند . اما باید بدانید هر فردی طالب رفتار خوب و صحیح است نه کادو های گران قیمت  که فقط مختص یک روز هستند. 15. توصیه می کنیم در آخر هر فصل خرید کنید : زیرا در اخر هر فصل تمام فروشگاه ها اجناس خود را به حراج می گذارند و شما میتوانید همان جنس و کالا را با قیمت نازل تری خریداری کنید. این کار شما چندین فایده دارد : برای مثال خرید پوشاک: زمانی که در آخر فصل خرید کنید ، در تمام طول سال و برای هر ماه از سال بهترین و شیک ترین پوشش  را دارید در عین اینکه پول تان را پس انداز کرده اید. اجناس گران نیز نخریده اید.
نکاتی درباره انتخاب یخچال با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟ مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه

مطالب تصادفی

گزارش روز

در"بهشت بانوان"، زنان نفس می کشند

تجربه این كه باد توی موهایت بپیچد تجربه غریبی است. اولین بار كه بعد از سال ها برایم اتفاق افتاد حس كردم تازه دارم نفس می كشم. اینها را من نمی گویم، شیما می گوید كه ازتجربه خود در پارك بانوان حرف می زند.

رفت و برگشت ماده 23 لایحه حمایت از خانواده زورآزمایی مخالفان و موافقان

ماده 22 تا 25  لایحه حمایت از خانواده،  علاوه بر اینکه زمینه را برای ازدواج موقت ایجاد می کند به مردان اجازه می دهد که برای ازدواج مجدد بدون رضایت همسر و تنها با حکم دادگاه اقدام کنند. در ماده 23 که جنجال برانگیزترین ماده این لایحه است آمده: «اختیار همسر دائم بعدی، منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانایی مالی مرد و تعهد اجراء عدالت بین همسران است.»
زنان و افراد تحصیلکرده،بیشترین بیکاران ایران بیش از سه هزار زن کارتن خواب در تهران نخستین مرکز معالجه زنان ختنه شده کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان تهرانی ها ازدواج نمی کنند

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

9 اصلی که باید سر میز غذا رعایت شود

در مطالب قبلی به نکاتی درباره آداب غذا خوردن در رستوران اشاره کردیم. با توجه به استقبالی که دوستان لادیز از چنین مطالبی کردند، تصمیم گرفتیم که نکات بیشتری را در مورد مواردی که هنگام غذا خوردن باید رعایت کرد، با هم مرور کنیم.

چرا مردم در کامنت‌ها فکر می‌کنند بهتر از همه می‌دانند؟

فهمیدن این موضوع که بخش کامنت‌های اینترنت، پر از تعصب و عقاید عجیب است، موضوع تازه‌ای نیست. در میان مردمی که دوستان‌شان را برای دیدن و خواندن محتوای عجیب و غریب اینترنت تگ می‌کنند، این باور وجود دارد که کامنت‌گذارها سر و ته هر ماجرا را درست و بی ‌نقص می‌دانند. حتی در مقالاتی که درباره یک جنابت ثابت نشده نوشته می‌شود، پرونده‌هایی که کارآگاهان خبره سالیان دراز عمر کاری‌شان را صرف آن کرده‌اند، کامنت‌گذاران با اطمینان از «حقیقت» یا نظر صحیح خود درباره آن سخن می‌گویند. این پدیده ناراحت‌کننده و آزاردهنده است و علاوه بر شبکه‌های اجتماعی، در روزنامه‌های زرد و بلاگ‌ها هم فارغ از گرایش سیاسی آنها دیده می‌شود. برای فهمیدن دلیل اینکه چرا مردم فکر می‌کنند دانش بیشتری نسیت به مسایلی که در رسانه‌ها و به قلم روزنامه‌نگاران، محققان پلیس می‌خوانند دارند، روزنامه متروی لندن این موضوع را با یک روانشناس در میان گذاشته است. دکتر النا تورونی، روانشناس متخصص، توضیح می‌دهد که انگیزه یک شخص و احساساتش بر درک او از محتوای رسانه‌ اثر می‌‌گذارد. او می‌گوید: «وقتی مردم با یک موضوع مهم روبه رو می‌شوند، دل‌شان می‌خواهد که احساسات شدید، به خصوص اضطراب را تجربه کنند.» این مساله می‌تواند باعث شود که مردم معنایی برای موقعیت بیایند و معنای آن را بفهمند تا بتوانند عدم اطمینانی را که در مورد موضوع به دلیل فقدان مدارک و منابع وجود دارد، تحمل کنند.» این مساله مخصوصا در موضوعاتی که به شدت عاطفی و حساس است نمود دارد؛ مثلا در مورد گم شدن یک کودک. مردم مثلا ممکن است بگویند که مادر کودک گم شده دروغ می‌گوید یا شاهد صحنه خودش خلافکار است و …. اضافه کردن یک توضیح – به عنوان مثال، سرزنش کردن یک شخص، روایتی از یک تبهکار باعث می‌شود موضوع غیر قابل توضیح، آسان‌تر هضم شود. نظریات متعددی در روانشناسی عمومی درباره حمایت اجتماعی و اینکه مردم چطور درباره دیگران قضاوت و نتیجه گیری می‌کنند وجود دارد. به عبارت دیگر ما به آنچه که می‌خواهیم باور کنیم، باور داریم و این موضوع از دلایل روانشناختی خودمان ناشی می‌شود تا بتوانیم به موقعیت‌های آزاردهنده معنا ببخشیم. این موضوع باعث می‌شود که اطلاعات را بر اساس عقاید و احساسات خودمان تفسیر کنیم. بر اساس تئوری ناسازگاری شناختی، هنگامی که ما ادراکات اولیه خود را شکل می‌دهیم، تمایل بیشتری به جست‌وجوی اطلاعاتی داریم که تأیید می کند آنچه که ما فکر می کنیم درست است. این کار برای جلوگیری از تنش روانی‌مان در مقابل عقاید متضاد انجام می‌شود. بنابراین، افکار عمومی به سرعت برای مواجهه با تنش موجود در مسایلی که دلایلش روشن نیست، شکل می‌گیرند و زمانی که ما به چیزی اعتقاد پیدا کردیم، بسیار سخت خواهد بود که آن را تغییر دهیم، حتی اگر مدارک اندکی برای تایید آن وجود داشته باشد. تحقیقات دیگری هم درباره اینکه چرا مردم بیش از آنکه نتیجه‌گیری کنند، تئوری صادر می‌کنند، انجام شده است. سال گذشته، یک پژوهش که از سوی دانشگاه آنگلیا راسکین انجام شد، نشان داد مردمی که به تئوری توطئه اعتقاد دارند، احتمالا دچار استرس بیشتری هستند. این یافته ها نشان می‌دهد که هر چه فرد بیشتر دچار استرس باشد، بیشتر چنین تئوری‌هایی صادر می‌کند. پروفسور سوآمی که تحقیقاتش درباره تفاوت‌های شخصیتی و فردی منتشر شده می‌گوید: «شرایط پر استرس تمایل به تفکر غیر تحلیلی را بیشتر می‌کند. فردی که یک زندگی پر استرس دارد، به شیوه خاصی فکر می‌کند؛ مثلا الگوهایی را در نظر می‌گیرد که اصلا وجود ندارد.» بنابراین حتی وقتی مطلبی یک موضوع تخصصی را پوشش می‌دهد، کامنت‌ها همچنان پر از حدس و گمان‌هایی با قطعیت، یا روایت‌های پر رمز و راز یا نظریه‌های توطئه هستند. پس با در نظر گرفتن این مساله، تجزیه و تحلیل‌های خود را بر اساس وضعیتی که از نظر روانی دارید، در نظر بگیرید، به خصوص رابطه بین سطح استرس روانی و اعتقاد به نظریه‌های جایگزین یا ثابت نشده.
چطور بفهمیم که عاشق شدیم؟ قبل از وارد شدن به رابطه های احساسی این نکات را بخوانید نامه عاشقانه زنی به همسرش در جنگ جهانی دوم بعد از ۷۲ سال به صاحبش رسید مردان برعکس شایعات، زنان چاق دوست دارند آداب معاشرت در رستوران

زنان حادثه

مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن

به مناسبت نودمین سالگرد تولد مریلین مونرو، ستاره آمریکایی نمایشگاهی از عکس‌ها، فیلم‌ها و وسایل شخصی او در آمستردام برپا شد؛ سیر تحول دختری فقیر و بی سرپرست به آیکون سکس و مرگ ناگهانی او در ۳۶ سالگی. «نورما جین بکر» در فقر بزرگ شد، بدون پدر و مادر. مادرش، همانند مادر بزرگش، به روان پریشی دچار بود و پدرش پیش از تولد او مادرش را ترک کرده بود. نورما جین در یتیم خانه، نزد دوست مادرش، و در خانواده‌ای بزرگ شد که سرپرستی او را پذیرفته بود. در سال‌های اولیه زندگی‌اش نزد زنی بود که حق نداشت او را مادر خطاب کند. او در کودکی بارها پس گرفته و پس زده شد، مورد بی اعتنایی قرار گرفت و نادیده گرفته شد. به هنگام دعای روز یکشنبه در کلیسا در رویایش تجسم می‌کرد که همه لباس‌هایش را درآورد؛ طوری‌که همه به او نگاه کنند؛ می‌دانست این تصور آلوده به گناه است اما سبب می‌شد کمتر احساس تنهایی کند. و آنگاه نورما جین به سن بلوغ رسید. نورما جین در ۱۴ سالگی به زنی جذاب تبدیل شده بود، و این تغییر چنان او را از خود بیگانه ساخت که شروع کرد به این که خود را به‌عنوان دو نفر توصیف کند: دخترکی که کسی او را نمی‌خواست و دوست جادویی‌ای که در آینه می‌دید. حالا دیگر نورما جین نادیده گرفته نمی‌شد: مردان دنبال او می‌دویدند و زنان پشت سرش حرف می‌زدند. نورما جین خیلی زود فهمید که بدنش سرمایه اوست. وقتی مادرخوانده‌اش ازدواج کرد، نورما جین ۱۶ ساله ناگزیر شد با دوست مسن‌تری ازدواج کند. حالا او از کنترل مداوم سرپرستانش آزاد شده بود، اما در یک ازدواج زندانی بود. شش سال بعد زیبایی ظاهرش یک بار دیگر به آزادی‌اش منجر شد: شغل او به‌عنوان مدل عکاسی سبب شد از همسرش جدا شود. دوست جادویی نورما جین نام گرفت: مریلین مونرو. او از هیچ کس، به زن مشهوری تبدیل شد. نه تنها نام جدیدی گرفت بلکه چانه و بینی جدیدی. موهایش به رنگ بلوند روشن درآمد و لباس‌هایش تنگ‌تر، پوستش سفیدتر و لب‌هایش درشت‌تر شدند. بدنی که سبب شده بود نورما جین دیده شود، حالا به یک نهانگاه تبدیل شده بود. او بعدها گفت: «احساس می‌کنم همه این چیزها برای کسی اتفاق می‌فتد که درست در کنار من ایستاده است. من همین‌جا هستم، می‌توانم بشنوم، ولی در واقع این اتفاق برای من نمی‌افتد.» مریلین مونروی نوظهور شروع به گرفتن درس هنرپیشگی کرد: به نظر می‌آمد که حرفه بازیگری کاملا به او که در هر حال نقش بازی می‌کرد، برازنده است. «جویس کارول اوتاس» در کتابی داستان گونه که درباره او نوشته است (۲۰۰۰)، توصیف می‌کند که مریلین مونروی جوان چطور در آینه مانند یک کودک گناهکار به خودش نگاه می‌کند؛ نه از روبه‌رو بلکه از کنار، ترسان از این که صورت زشت و حسرت آلود نورما جین را در چهره آرایش شده مریلین مونرو ببیند. چشمان زل زده و پر حسرت نورما جین در درون چشمان به دقت آرایش شده مریلین مونرو. هویت بخشی به مریلین مونرو از طریق بدنش و این نتیجه گیری که نمی‌توان هویت او را جدا از بدنش دید، به طور غیر قابل بخشایشی سکسیستی است و در عین حال اجتناب ناپذیر است. هویت او را به میزان زیادی تفاوت میان درون و بیرون، میان نورما جین تنها و مریلین مونرو توجه طلب تعیین می‌کرد. «ترومن کاپوت» در کتاب «کودک زیبا» روزی را توصیف می‌کند که با مریلین مونرو مانند یک دوست خوب سر کرده بود. در داستان که در سال ۱۹۵۵ در نیویورک روی می‌دهد، مریلین مونرو همانطور است که دوستان با هم هستند: صریح، بدجنس و شوخ. او به توالت می‌رود و بعد از ۲۰ دقیقه هنوز برنگشته، ترومن کاپوت به دنبالش می‌رود. او مریلین مونرو را جلوی آینه می‌بیند و می‌پرسد چه کار می‌کنی؟ مونرو جواب می‌دهد: دارم به او نگاه می‌کنم. و لب‌هایش را ماتیک قرمز می‌زند. آنچه زمانی سرمایه او بود، حالا ۹۰ سال پس از تولد و ۵۴ سال پس از مرگش به میراث او تبدیل شده است. بدن زنده مریلین مونرو در فیلم‌ها، عکس‌ها، و روی صفحه نمایش مانند یک بنای یادبود هستند. جسم او در پیراهنی که باد دامن آن را بالا زده، بدنش لمیده بر روی مخمل سرخ، جسمش که همانند یک کشتی درآب ناآرام تاب می‌خورد. این چه چیزی است که بدن او را چنین ماندگار و تاثیرگذار می‌کند؟ «نورمان می‌لر» در بیوگرافی مریلین مونرو که در سال ۱۹۷۳ نوشته، پاسخ می‌دهد: سکس. به این ترتیب او و بقیه آمریکا با ستاره کوچک بلوند آشنا می‌شوند: مریلین نجات واقعی بود. او مانند یک ویولون کمیاب و گرانقیمت بود، همان‌طور لذت بخش، با روح، پرتمنا و نرم…سکس برای او مثل بستنی خامه‌ای بود. لبخند او می‌گفت: «مرا به دست بیاور، من آسانم، خوشحالم. من فرشته سکسم.» «استینم»، فمینیست و روزنامه نگار در کتابش که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد توصیفی از آشنایی با مریلین مونرو می‌کند که از «می لر» متفاوت است. استینر زمانی مریلین مونرو را بر پرده سینما دید که خود نوجوان بود. او پپیش از پایان فیلم از سینما خارج شد. او نمی‌خواست با زنی تداعی شود که غرایزش چنان غیر قابل کنترل و از خود بیخود کننده بود. آنچه مونرو با بدنش تداعی می‌کرد. او هنوز خبر ندارد اما مریلین مونرو در نقطه‌ای ایستاده که مهم‌ترین نقش زندگی‌اش را بازی کند. رل کوچک اما چشمگیر او در فیلم «جنگل آسفالت» (۱۹۵۰) می‌تواند آغاز زندگی حرفه‌ای او را رقم بزند. در محل تمرین، مونرو در حضور شش مرد روی زمین می‌خوابد. زیرا آنجلا، که او نقشش را بازی می‌کند زمانی که به تماشاگران معرفی می‌شود روی مبل دراز کشیده است. او چشمانش را می‌بندد و در میان تعجب حاضران خودش را خواب می‌کند. بعد چشمانش را باز می‌کند و صحنه را شروع می‌کند: اوه، من باید خوابم برده باشد. نمی‌توان گفت که آیا تمرین مونرو در واقع به این ترتیب انجام شده یا نه. ولی به نحوی که این صحنه در «بلوند» توصیف شده است واقعیتی عریان می‌شود: روش بازی مونرو چنان طبیعی بود که تشخیص تفاوت آنچه واقعی بود با نقشی که بازی می‌کرد، دشوار بود.  آرتور میلر، نمایشنامه نویس و سومین همسر مریلین مونرو نیز عشقش با شرمساری به پایان رسید. او مونرو (همسر قبلی‌اش) را به عنوان مگی در نمایشنامه نیمه بیوگرافیک «پس از پائیز» وارد کرده است. مگی اگوی «کوانتین» شخصیت اول نمایشنامه را باد می‌زند و به مرد «قدرت می‌دهد تا او را تغییر» دهد. اما پس از عروسی معلوم می‌شود آنقدرها هم اهل تبعیت نیست. او دمدمی و غیرمنطقی است. غرایزش سیری ناپذیرند. نمایشنامه دو سال پس از مرگ مونرو بر روی صحنه رفت. در این فاصله استینم نظرش را درباره مونرو تغییر داده بود. او نوشت: «زمانی که مونرو مرده بود، شکنندگی‌اش دیگر برای مردان تحریک آمیز و برای زنان شرم آور نبود. شکنندگی‌اش تراژیک شده بود.» نمایشگاه بیوگرافیک مونرو که این روزها در «نیوکِرک» آمستردام برقرار است، «۹۰ سال مریلین» نام دارد. این مسئله که مونرو ۹۰ ساله نشد بلکه در ۳۶ سالگی به زندگی‌اش پایان داد، نقطه عزیمت نمایشگاه نیست. نمایشگاه از جمله شامل عکس، فیلم، و وسایل شخصی مریلین مونرو ترجیحا بر جنبه‌های آزادی بخش زندگی حرفه‌ای او از جمله: شم ذاتی او در امر بیزنس، بازاریابی و ایجاد شرکت تولید فیلم خودش تاکید دارد. آخرین متن نمایشگاه، مونرو را نه تنها به‌عنوان یک هنرپیشه و الگوی سبک زندگی بلکه همچنین به عنوان «پیشرو مبارزه برای آزادی زنان» معرفی می‌کند. «هدی آنکونا» یکی از هلندی‌های سرشناسی که در نمایشگاه سخنرانی می‌کند، مسئله را قدری تعدیل می‌کند. فمینیست‌ها در سال‌های ۷۰ دقیقا به زنانی که مونرو سمبل آن‌ها بود معترض بودند: کسی که برای رسیدن به هدف از بدنش استفاده می‌کند. اما اگر چه مریلین مونرو سمبل رهایی زنان در دهه ۷۰ نبود می‌تواند به عنوان پیشرو شاخه‌ای از فمینیسم امروزه دیده شود؛ فمینیسم ستاره‌های مشهور امروز که همزمان ایدئولوژیک و تجاری است و بر مدار آزادی از طریق بدن می‌گردد. هنرمندانی مانند بیانسه ادعای مالکیت ظاهرشان را دارند. آن‌ها دقیقا از طریق بنمایش گذاشتن بدن‌شان در پوشش و ژست‌های سکسی تاکید می‌کنند که این آن‌ها هستند که تعیین کننده‌اند. این، در جایی که قدرت در نهایت در دست مردانی است که باید تائید کنند آن‌ها سکسی هستند یا نه، یک ساختار شکننده است. شیوه‌ای که مونرو بدنش را به عنوان ابزار بازاریابی استفاده می‌کرد ظریف‌تر از «فروش سکس» بود. به ساق‌های عریان او که از زیر آن پیراهنی که باد زیر آن زده بود فکر کنید، یا به زبانش به هنگامی که در پاسخ به این سوال که: در رختخواب چه در بر داری، می‌گوید: شانل شماره ۵. مونرو تنها سکس نمی‌فروخت، او لذت می‌فروخت. او آزادی لذت بردن بدن خودش را نمایندگی می‌کرد؛ اینجا هم یک وجه مشترک با ستاره‌های معروف امروز وجود دارد، اما جسم مریلین مونرو و تمام کاستی‌هایش، همچنین سدی در برابر او بودند. مونرو لکنت زبان داشت و در خواندن مشکل داشت. بیماری رحم داشت. علاوه بر چند سقط جنین چندین بار هم تحت عمل جراحی قرار گرفت و یکی از حاملگی‌هایش (از آرتور میلر) خارج از رحم بود و منجر به سقط جنین شد. او از بی خوابی رنج می‌برد و به دارو و الکل اعتیاد داشت. نمی‌تواند جز این باشد که او برخی اوقات از بدنش متنفر بود. همینطور وقتی که با شخصیتش در فیلم‌ها تداعی می‌شد. بدنش به عنوان هنرپیشه مهمترین ابزارش بود، و سمبل سکس بودن باعث می‌شد که در فیلم‌ها به او رل‌های سطحی داده شود. او در کتاب «کودک زیبا« به «ترومن کاپوت» می‌گوید: «من هرگز رل درست، آن رلی که دوست دارم را نخواهم گرفت. ظاهرم علیه من کار می‌کند. ظاهرم خیلی خاص است.»

به‌خاطر یک توییت تاج 'دختر شایسته' ترکیه را پس گرفتند

"دختر شایسته" امسال ترکیه بعد از توییتی در مورد کودتا در این کشور، عنوانش را از دست داد. ایتریس اسن ۱۸ ساله در توییتر قاعدگی خود را با خون شهدای کودتای نافرجام ترکیه مقایسه کرده بود. مسئولان برگزاری مسابقه دختر نمونه، توییت او را "غیر قابل قبول" خواندند. و تنها ساعاتی بعد از اعلام نام او به عنوان دختر شایسته ترکیه، این لقب را پس گرفتند. خانم اسن بعد از این اتفاقات در اینستاگرامش نوشت که توییتش اصلا سیاسی نبوده است. این توییت در اولین سالگرد کودتای نافرجام ترکیه یعنی ۱۵ جولای امسال همزمان با سالگرد مرگ ۲۵۰ نفر در ناآرامی‌ها پست شد. ایترسن اسن توییت کرد: "امروز صبح همزمان با گرامیداشت ۱۵ جولای روز شهید، پریود شدم من این روز را با خون قاعدگی‌ام که نشانی از خون این شهداست گرامی می‌دارم." رجب طیب اردوغان، رییس جمهور ترکیه از "شهدای" کودتای نافرجام ترکیه که به خاطر مقاومت در برابر کودتا کشته شدند، با عنوان "شهید" یاد می‌کند. ایتریس اسن این توییت را چندماه پیش نوشته بود اما به گفته مسئولان برگزاری رقابت دختر شایسته، پنج‌شنبه گذشته بعد از برگزاری مراسم در استانبول، این توییت با سر و صدای زیاد مورد توجه قرار گرفت. در نهایت دیروز، جمعه 22 سپتامبر، برگزارکنندگان این رقابت در بیانیه‌ای اعلام کردند که عنوان دختر شایسته را از ایتریس اسن پس گرفته‌اند. خانم اسن کمی بعد در شبکه‌های اجتماعی نوشت: "من به عنوان یک دختر ۱۸ ساله، هنگام پست این توییت هیچگونه انگیزه سیاسی نداشتم. من یاد گرفته‌ام به کشورم و ملتم احترام بگذارم". او در ادامه به‌خاطر "سوءتفاهمی" که ایجاد شده عذرخواهی کرد. اصلی سامن، رقیب خانم اسن بعد از این اتفاقات به عنوان دختر شایسته ترکیه به چین سفر می‌کند تا نماینده ترکیه باشد. این اولین بار نیست که دختر شایسته ترکیه درگیر مسایل سیاسی می‌شود. سال گذشته هم مروه بیوک‌ساراک، دختر شایسته سال ۲۰۰۶ ترکیه، به خاطر "توهین" به آقای اردوغان در شعر طنزی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد، به ۱۴ماه حبس تعلیقی محکوم شد. آقای اردوغان در همان زمان از شمار زیادی به اتهام "توهین" به رئیس‌جمهوری شکایت کرد اما کمی بعد همه شکایات را پس گرفت و گفت بعد از کودتای نافرجام تحت تاثیر احساسات بوده است. این در حالیست که سرکوب شدید در ترکیه همچنان ادامه دارد. بیش از ۱۵۰ هزار نفر از کارمندان دولت ترکیه تا کنون اخراج شده‌اند و بیش از ۵۰ هزار نفر دستگیر شده‌اند.      
آلینوش طریان ، مادر ۶ ایرانی در لابراتوار هاروارد برگزیده‌ای از مجموعه عکس ''من یک زن هستم'' موج اعتراض زنان ترک به عدم امنیت زنان در ترکیه عاشقی تا پای چوبه دار

حقوق زنان

اولین زنان موفق ایرانی

در تاریخ پر فراز ونشیب ایران زنان همواره نقشی برجسته در بهبود اوضاع و پیشرفت کشور داشته اند و در زمان نیاز از زمان یوتاب، در زمان هخامنشیان تا جنگهای تحمیلی در خط مقدم ایثار و شهامت قرار داشته اند. با هم نگاهی می اندازیم به بعضی از زنانی که اولین در رشته خود بودند و با سعی و کوشش خود عرصه را بروی دیگر زنان کشور باز نمودند. اولین زن جراح ایرانی: "سکینه پری"  در سال 1307 در روسیه دیپلم دکتری گرفت و در سال 1314 اجازه نامه ی پزشکی خود را دریافت کرد. اولین زن جراح پلاستیک ایرانی: "دکتر هاسمیک هارطونیان"  در سال 1339 در این رشته فارغ التحصیل شد. اولین زنان داروساز ایرانی: " اقدس غربی" و " اختر فردوس" اولین زنان دکتر داروساز ایرانی هستند که در سال 1316 وارد دانشگاه تهران شدند و در سال 1320 در این رشته فارغ التحصیل شدند. اولین زن پرستارایرانی: " فاطمه توانایی" که در سال 1310 در آموزشگاه کوچک در شهر رشت نام نویسی کرد. او در سال 1314 در این رشته فارغ التحصیل شد. اولین زن وکیل دادگستری ایرانی: " یکاترینا سعید خانیان" متولد سال 1278 اولین زن ایرانی که پس از تحصیل در رشته قضایی در روسیه در سال 1327 در تهران پروانه وکالت گرفت و به کار پرداخت. اولین زن تاجر ایرانی: "مهین افشار" در سال 1336 موفق به دریافت کارت بازرگانی شد. اولین زن سرتیب ایرانی: "مرضیه ارفعی" در سال 1312 با درجه هم ردیف سروانی در ارتش مشغول خدمت شد و در سال 1338 به عنوان اولین زن به درجه سرتیپی رسید. اولین زن روزنامه نگار ایرانی: "صدیقه دولت " در اصفهان سال 1297 مجله " جمعیت نسوان وطن خواه " و مجله " زبان زنان " را منتشر کرد. اولین زن خلبان: " عفت تجارتی" در سال 1318 در 22 سالگی برای اولین بار و به عنوان اولین زن در رشته خلبانی نام نویسی کرد و در همان سال اولین پرواز خود را انجام داد. اولین زن  خواننده ایرانی: " قمرالملوک وزیری" متولد سال 1284.  نخستین کنسرت خود را در سال 1303 برگزار کرد. اولین هنرمندان زن تاتر: اولین زنان که روی صحنه رفتند دو تن از زنان ارمنی به نام های " وارتوهی تریان" و" سرا کالندریان" بودند. اولین زن فضانورد ایرانی: یا اولین فضانورد ایرانی انوشه انصاری است که در سال 1385 به اولین سفر فضایی با هزینه شخصی رفت. اولین کتاب خانه داری نوین را بدرالملوک بامدادبرای زنان و دختران به رشته تحریر در اورد، کتابهای روانشناسی تربیت، هدف پرورش زن، تعلیم و تربیت دموکراسی از دیگر تالیفات وی میباشد. اولین زن وزیر بعد از انقلاب: مرضیه وحید دستجردی , وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دولت آقای دکتر محمود احمدی نژاد است. شما نیز میتوانید با اضافه نمودن زنان موفقی که میتوانند در این لیست قرار بگیرند ما را در جهت تکمیل شدن این مطلب یاری دهید.

این جا جای زن نیست

تبعیض و محدودیت بر اساس جنسیت ابعاد مختلفی از زندگی زنان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از جمله زنان گاه به خاطر زن بودن از حضور در اجتماع، فضاهای عمومی و برخی مکان‌ها بازداشته می‌شوند. این مجموعه نگاهی است به برخی از جاهایی که "جای زن‌ها نیست." خط مقدم اغلب ارتش‌های دنیا زنان را در پست‌هایی که شامل نبرد در خط مقدم باشد به کار نمی‌گیرند. البته برخی از کشورها این محدودیت را برطرف کرده یا قصد رفع آن را دارند. به عنوان نمونه ارتش ایالات متحده آمریکا از سال ٢٠١٣ ممنوعیت حضور زنان در خط مقدم را لغو کرده است. البته چنین محدودیتی از طرف ارتش‌ها به این معنی نیست که زن‌ها نمی‌جنگند. به عنوان نمونه در ماه‌های اخیر زنان کرد در کنار مردان در جبهه جنگ علیه پیکارجویان داعش حضور داشته‌اند. در پاریس با شلوار کمتر از یک سال است که شلوار پوشیدن در پاریس برای زنان قانونا مجاز است. بیشتر از ٢٠٠ سال پیش در فرانسه قانونی به تصویب رسید که مطابق آن زنان اگر می‌خواستند "مثل مردها" لباس بپوشند، باید از پلیس مجوز می‌گرفتند. هرچند که این قانون سال‌ها در عمل اجرا نمی‌شد، در سال ٢٠١٣ بود که رسما منسوخ شد. در پاریس با برقع فرانسه از سال ٢٠١٠ با تصویب قانونی پوشیدن برقع را ممنوع کرده است. سوئیس هم ممنوعیت مشابهی دارد و در برخی کشورهای دیگر اروپایی زنان نمی‌توانند در محیط‌هایی مثل مدارس حجاب اسلامی داشته باشند. پشت فرمان در عربستان احتمالا شنیده‌اید که در عربستان سعودی زنان حق رانندگی ندارند و نمی‌توانند پشت فرمان بنشینند. اما این تنها گوشه‌ای از محدودیت‌هایی است که زنان در عربستان با آنها مواجهند. اغلب ابعاد زندگی اجتماعی زنان، از حضور در مکان‌های عمومی و خیابان‌ها گرفته تا کار کردن و سفر منوط به رضایت پدر یا شوهر زن است. رای‌گیری در واتیکان واتیکان، کوچکترین کشور دنیا، نظام سیاسی ویژه‌ای دارد که در آن عملا همه قدرت در دستان پاپ، رهبر کاتولیک‌ها است. خود پاپ توسط اسقف‌ها انتخاب می‌شود. زن‌ها نمی‌توانند اسقف شوند و به این ترتیب سیاست در واتیکان جای زن‌ها نیست. اصولا از میان چند صد ساکن واتیکان، حدود سی نفر آنها زن هستند. کوه آتوس کوه آتوس در یونان جزو میراث فرهنگی جهانی است. در این کوهستان عده‌ای راهب مسیحی ارتدوکس زندگی می‌کنند که معتقدند حضور زن‌ها رشد معنوی آنها را کند می‌‎کند. به همین خاطر ورود زنان به این کوهستان ممنوع است. کوهستان اومینه کوهستان اومینه مکانی مقدس برای یکی از شاخه‌های آیین بودایی در ژاپن است. بخش‌هایی از این کوهستان به روی زنان بسته است و البته بخش‌هایی هم مختص زنان است. در اماکن مقدس هنگام عادت ماهانه بسیاری از ادیان عادت ماهانه زنان را ناپاک و نجس می‌دانند و در این دوره محدودیت‌هایی برای زنان وضع می‌کنند. به غیر از اینکه اغلب دین‌ها رابطه جنسی هنگام عادت ماهیانه را منع می‌کنند، شاخه‌هایی از یهودیت، مسیحیت و اسلام از زنان می‌خواهند که در این دوره متون مقدس را لمس نکنند و به اماکن مقدس نروند. باشگاه گلف گلف به طور تاریخی یک سرگرمی مردانه بوده و بسیاری از باشگاه‌های گلف هنوز هم تنها مردان را به عضویت می‌پذیرند. ماه گذشته یکی از قدیمی‌ترین باشگاه‌های گلف بریتانیا بعد از ٢٦٠ سال اعلام کرد که زنان هم می‌توانند به عضویتش در بیایند، اما هنوز برخی از باشگاه‌های مشهور مختص مردان است.  
پلی‌بوی انتشار تصاویر برهنه را از سر می‌گیرد پادرمیانی خدایان هندی برای جلوگیری از تجاوز ۱۸۰ زن یک مرکز ماساژ در آمریکا را به سوءاستفاده جنسی متهم کردند بالاخره روزی هم دماغ بزرگ زیبا خواهد شد انتشار آمارهای تازه از کار زنان آلمانی در خانه و خارج از خانه